فهرست مطالب

  • سال سی‌ام شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/04
  • تعداد عناوین: 20
|
  • محسن سیدی، جواد حمزه ئی* صفحات 1-17
    برای افزایش قدرت رقابتی آفتابگردان با علف های هرز، پتانسیل تولید و کارایی مصرف آب و نیتروژن از طریق کشت مخلوط با لوبیا و سویا تحت سیستم خاک ورزی حفاظتی،آزمایشی در دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان طی دو سال زراعی 1392 و 1393 انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. خاک ورزی شامل خاک ورزی مرسوم، خاک ورزی با چیزل و خاک ورزی با دیسک و الگوهای مختلف کاشت بصورت کشت خالص آفتابگردان با وجین علف های هرز، کشت خالص آفتابگردان بدون وجین علف های هرز، کشت های مخلوط افزایشی 30، 60 و 90 درصد لوبیا با آفتابگردان و کشت های مخلوط افزایشی 30، 60 و 90 درصد سویا با آفتابگردان به ترتیب به عنوان فاکتور اصلی و فرعی بودند. بیشترین مقادیر تراکم و بیوماس کل علف های هرز در تیمارهای خاک ورزی کاهش یافته و کشت خالص مشاهده شد. ولی، خاک ورزی مرسوم و سیستم کشت مخلوط توانستند تراکم و بیوماس علف های هرز غالب مانند تاج خروس، چسبک و پیچک را کاهش دهند. با توجه به افزایش عملکرد کل کشت مخلوط (مجموع عملکرد گیاه اصلی و همراه) این سیستم ها کارایی مصرف آب و نیتروژن را در مقایسه با کشت خالص آفتابگردان بدون وجین افزایش دادند. بر اساس نتیجه حاصل از این تحقیق، کشت های مخلوط در تراکم های بیش از 30 درصد لوبیا یا سویا با آفتابگردان در مقایسه با کشت خالص، سودمندی کشت مخلوط را نشان دادند. بنابراین، نتایج آزمایش حاضر بیانگر این است که در شرایط مشابه، کاربرد ترکیبی خاک ورزی حفاظتی و کشت مخلوط در زراعت آفتابگردان می تواند مدیریت علف های هرز را بهبود بخشیده و عملکرد اقتصادی و کارایی استفاده از زمین را در مقایسه با تک کشتی آفتابگردان در خاک ورزی مرسوم افزایش دهد.
    کلیدواژگان: رقابت، خاک ورزی، شاخص های کشت مخلوط، عملکرد دانه، کارایی زمین
  • خدیجه علیزاده، اسماعیل رضائی چیانه*، رضا امیرنیا، محسن برین صفحات 19-40

    به منظور بررسی عملکرد دانه، جذب عناصر غذایی پرمصرف و برخی از شاخص های بیولوژی خاک در  کشت مخلوط بزرک و باقلا تحت تاثیر کود های زیستی، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در سال زراعی 1396 انجام شد. عامل اول شامل الگوی کشت در پنج سطح شامل کشت خالص بزرک، کشت خالص باقلا، کشت مخلوط یک ردیف بزرک + یک ردیف باقلا، دو ردیف بزرک + دو ردیف باقلا و سه ردیف بزرک + سه ردیف باقلا و عامل دوم مصرف کودهای زیستی شامل ترکیب قارچ میکوریزا (حاوی سه نوع قارچ از جنس(Glomus mossea+ Glomus intraradices+ Glomus etunicatum+ باکتری های تامین کننده نیتروژن (ازتو بارور1، حاوی باکتری های تثبیت کننده نیتروژن از گونه vinelandii Azotobacter)، فسفر (فسفات بارور-2، حاوی دو نوع باکتری حل کننده فسفات از گونه هایagglomerans Pantoea و Pseudomonas putida)، پتاسیم (پتابارور-2، حاوی باکتری های آزاد کننده پتاسیم ازگونه های Pseudomonas vancouverensisوPseudomonas koreensis) و گوگرد (سولفوبارور-1، حاوی باکتری تیوباسیلوس Thiobacillus) و عدم مصرف کود بود. نتایج نشان داد که الگوی کشت بر عملکرد دانه، جذب عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم اثر معنی دار داشت. بیشترین عملکرد دانه باقلا (kg.ha-14280) و بزرک (kg.ha-12230) از کشت خالص حاصل شد اما، میزان جذب نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در کشت مخلوط در مقایسه کشت خالص هر دو گونه بالاتر بود و میزان جذب این عناصر در تیمار با کود زیستی نسبت به عدم مصرف کود (شاهد) افزایش معنی داری را نشان داد. بیشترین تنفس میکروبی خاک، زیست توده میکروبی خاک و نسبت برابری زمین در جذب عناصر غذایی از الگوی کشت مخلوط دو ردیف بزرک + دو ردیف باقلا همراه با کاربرد کودهای زیستی به دست آمد. به طور کلی چنین استنباط می شود که این الگوی کشت (2:2) همراه با کاربرد کود زیستی به دلیل  بالا بودن نسبت برابری زمین در جذب عناصر غذایی و بهبود بیولوژیکی خاک توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تلقیح میکروبی، تنفس خاک، زیست توده میکروبی خاک، قارچ میکوریزا، کلروفیل برگ
  • حسن دهقانیان، مرتضی برمکی*، عادل دباغ محمدی نسب، جمال سیف دواتی صفحات 41-56

    به منظور ارزیابی عملکرد علوفه و سودمندی در کشت مخلوط خلر با جو، یولاف و تریتیکاله، آزمایشی در سال های زراعی 1394و 1395 به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکراردرایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا شد. تیمارها شامل کشت خالص جو، یولاف و تریتیکاله در تراکم مطلوب و کشت مخلوط خلر با هریک از غلات (در مرحله ظهور برگ پرچم) در سه نسبت کشت خلر: غله  100:25، 100:50 و 80:50 بودند. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد کل علوفه به تیمارهای 80% یولاف- 50% خلر (8410 کیلوگرم در هکتار) و 80% جو- 50% خلر (8094 کیلوگرم در هکتار) و کمترین میزان آن به کشت خالص خلر (4758 کیلوگرم در هکتار) تعلق داشت. همچنین، بیشترین میزان پروتیین خام از تیمار کشت خالص خلر (152 گرم در کیلوگرم ماده خشک) و کمترین آن از تیمار کشت خالص تریتیکاله (77 گرم در کیلوگرم ماده خشک) حاصل شد. نسبت برابری زمین (LER) بر اساس میانگین دو سال به غیراز تیمار100% تریتیکاله- 50% خلر، در بقیه تیمارهای مخلوط بیشتر از یک بود که بیانگر سودمندی کشت مخلوط   می باشد. نتایج مربوط به مجموع ارزش نسبی (RVT) نشان داد بیشترین سودمندی اقتصادی از تیمارهای 80% یولاف- 50% خلر (40/1) و 80% جو- 50% خلر (34/1) بدست آمد. به طور کلی، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که می توان الگوهای 80% یولاف- 50% خلر و 80% جو- 50% خلررا به علت دارا بودن عملکرد علوفه خشک، عملکرد پروتیین خام و سودمندی اقتصادی بیشتر، به عنوان مناسترین الگوی کشت مخلوط پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: پروتئین، سودمندی اقتصادی، عملکرد علوفه، لگوم، نسبت برابری زمین (LER)
  • مریم رحیمی گاودانه گداری، سید علی مدرس ثانوی*، مجید آقاعلیخانی، علی حیدرزاده صفحات 57-71

    به منظور بررسی برخی خصوصیات سه رقم ذرت شیرین (Zea mays var. saccharata)، تحت تاثیر کاربرد انواع کود و تنش کم آبی در مرحله زایشی، آزمایشی در سال زراعی 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تربیت مدرس به صورت فاکتوریل اسپیلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای رژیم آبیاری بعد از تخلیه 25، 40 و 55 درصد آب قابل استفاده و سه رقم بیسین، پشن و KSC403 در کرت های اصلی و کوددهی شامل اوره (116 کیلوگرم در هکتار)، آزوکمپوست (15497 کیلوگرم در هکتار) و ورمی کمپوست (24223 کیلوگرم در هکتار) در کرت های فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیش ترین وزن تر بلال (8/263 گرم در متر مربع) در شرایط آبیاری مطلوب مشاهده شد. عملکرد دانه فقط تحت تاثیر کوددهی معنادار (05/0≤p)  شد. کاربرد کود اوره موجب افزایش عملکرد دانه شد درحالی که استفاده از کود آلی آزوکمپوست آن را کاهش داد. وزن تر بلال در رقم پشن بیش ترین مقدار را دارا بود و در رقم KSC403 این صفات کمترین مقادیر را نشان دادند. در تنش شدید آبی رقم پشن و در آبیاری مطلوب و تنش متوسط آبی رقم بیسین بیش ترین وزن تر بلال را به خود اختصاص داد و رقم KSC403 در تمام رژیم های آبی کمترین مقدار را نشان داد. بیش ترین مقدار کلروفیل a و b به ترتیب با 74/1 و 47/0 میلی گرم در گرم وزن تر برگ از آبیاری مطلوب به دست آمد. کود ورمی کمپوست در شرایط تنش شدید آبی (تنها 4 درصد کاهش نسبت به شاهد) و کود اوره در تنش متوسط آبی (حدود 13 درصد بیش تر از شاهد) توانسته اثر کمبود آب را در رقم پشن تا حدودی کنترل کند و باعث افزایش وزن تر بلال شود.

    کلیدواژگان: آزوکمپوست، ارقام ذرت شیرین، رژیم آبیاری، عملکرد، ورمی کمپوست
  • اثر کودهای بیولوژیک و نانو اکسید آهن و روی بر عملکرد کوانتومی و روند پر شدن دانه گندم در شرایط شوری خاک
    خدیجه بابایی، رئوف سیدشریفی*، علیرضا پیرزاد صفحات 73-94

    به منظور بررسی تاثیر کودهای بیولوژیک و نانو اکسید آهن و روی بر روند تغییرات برخی صفات فیزیولوژیک و پارامترهای پر شدن دانه ی گندم در شرایط شوری خاک، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1393 اجرا شد.  عوامل شامل شوری خاک در سه سطح عدم اعمال شوری به عنوان شاهد و شوری 25 و50 میلی مولار در خاک با استفاده از نمک NaCl، تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد در چهار سطح عدم تلقیح، تلقیح با ازتوباکتر کروکوکوم استرین 5، آزوسپیریلوم لیپوفروم سویه OF و سودوموناس پوتیدا استرین 186 و محلول پاشی در چهار سطح بدون نانواکسید یا محلول پاشی با آب به عنوان شاهد، کاربرد نانو اکسید آهن، نانواکسید روی و نانواکسید آهن با روی به نسبت 5/1 گرم در لیتر را شامل می شدند. نتایج نشان داد که بیش ترین مولفه های پر شدن دانه همچون حداکثر وزن دانه (049/0 گرم)، سرعت پر شدن دانه (00172/0 گرم در روز)، طول دوره (85/52 روز) و دوره ی موثر پر شدن دانه (18/39 روز) در شرایط عدم اعمال شوری، تلقیح بذر با سودوموناس و محلول پاشی توام نانواکسید آهن و روی بدست آمد. نتایج مشابهی نیز در شاخص کلروفیل و عمکلرد کوانتومی بدست آمد. کاربرد نانواکسید آهن و روی عملکرد دانه را 4/17 درصد در مقایسه با عدم کاربرد آنها در بالاترین سطح شوری افزایش داد. از این رو به نظر می رسد که کودهای زیستی و نانواکسید آهن و روی می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای افزایش عملکرد دانه تحت شرایط شوری خاک استفاده شود.

    کلیدواژگان: باکتری های محرک رشد، تنش، تلقیح بذر، گندم، نانو ذرات
  • علی میرزازاده*، یعقوب راعی صفحات 95-106
    خاک ورزی مرسوم باعث افزایش فشردگی و کاهش خلل و فرج و ظرفیت آبی شده و افزایش فرسایش آبی و بادی خاک می گردد. برای جلوگیری از چنین وضعیتی در بسیاری از کشورهای دنیا خاک ورزی حفاظتی به عنوان یک راه کار موثر مورد توجه قرار گرفته است. در شرکت کشت و صنعت ودامپروری مغان نیز سالانه زمان و هزینه زیادی صرف انجام خاک ورزی مرسوم برای تولید محصول ذرت علوفه ای کشت دوم می گردد. به منظور دستیابی به اهداف این پژوهش آزمایش به صورت فاکتوریل برپایه طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور روش خاکورزی (خاکورزی مرسوم و نوتیلج) و روش آبیاری (آبیاری جوی و پشته و آبیاری بارانی) در سه تکرار انجام شد. نتایج تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نشان داد عملکرد محصول (15 درصد)، متوسط میزان سوخت مصرفی، تردد ماشین آلات، متوسط میزان آب مصرفی و بهره وری انرژی سوخت مصرفی در روش نوتیلج به شکل معنی داری بهتر از روش خاک ورزی مرسوم می باشد. همچنین نتایج با استفاده از نرم افزار MCDM Engine مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت و سیستم بی خاک ورزی به روش آبیاری بارانی با مقدار CL* (نزدیکی نسبی گزینه به راه حل ایده آل) 98/0، به عنوان بهترین روش خاک ورزی انتخاب گردید. این بدین معنی است که روش بی خاکورزی با آبیاری بارانی می تواند روشی مناسب برای تولید پایدار محصول ذرت علوفه ای کشت دوم در شرکت مغان و منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: انرژی، خاک ورزی حفاظتی، ذرت علوفه ای، کشاورزی پایدار، ماتریس تصمیم گیری چند معیاره
  • حسن منیری فر*، ورهرام رشیدی، مریم حسن زاده، مژگان قربی، سعید قاسمی صفحات 109-119
    به منظور بررسی تحمل به شوری ژنوتیپ های سورگوم، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که بین ژنوتیپ ها در تمامی صفات مورد بررسی به جز طول برگ، نسبت وزن خشک برگ به ساقه و نسبت وزن تر ساقه به وزن تر کل بوته اختلاف معنی داری وجود داشته و تاثیر تیمار شوری بر روی صفات طول برگ، وزن تر و خشک برگ، وزن تر و خشک ساقه، نسبت وزن تر ساقه به وزن تر کل بوته معنی داری بود. مقایسه میانگین داده ها نشان داد با اعمال تنش شوری مقدار این صفات کاهش یافتند. در این تحقیق، ژنوتیپ های اصلاح شده پگاه و KFS2 نسبت به ژنوتیپ های رایج وزن تر بوته، تعداد برگ، قطر ساقه، وزن تر برگ ، وزن تر ساقه، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه و نسبت وزن تر برگ به کل بوته بیشتری داشتند اما، از نظر ارتفاع بوته ژنوتیپ پگاه و ژنوتیپ رایج جلفا بیشترین مقدار را به خود اختصاص دادند. تفاوت های ژنوتیپ ها از نظر صفات مختلف نشان دهنده وجود تنوع ژنتیکی مطلوب در بین ژنوتیپ های مورد مطالعه سورگوم است.
    کلیدواژگان: اصلاح شده، بومی، ژنوتیپ، سورگوم، شوری
  • سید غلامرضا موسوی* صفحات 121-139

    با هدف بررسی تاثیر سطوح آبیاری و کاربرد میکوریزا و هیومیک اسید بر صفات مورفولوژیکیو عملکرد پنبه آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1395 اجرا شد. در این پژوهش آبیاری در سه سطح  40، 70 و 100 درصد نیاز آبی گیاه به عنوان فاکتور اصلی، میکوریزا در دو سطح کاربرد و عدم کاربرد و هیومیک اسید در دو سطح صفر و 10 لیتر در هکتار به عنوان فاکتورهای فرعی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد با کاهش تامین نیاز آبی پنبه از 100 به 40 درصد، ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد انشعابات ساقه اصلی، عملکرد وش و عملکرد بیولوژیک به ترتیب 6/29، 8/31، 3/48، 7/68 و5/60 درصد و به طور معنی داری کاهش یافت. با این وجود کارایی مصرف آب برای تولید وش پنبه در تیمار تامین 70 درصد نیاز آبی از برتری معنی دار 2/19 و5/44 درصدی به ترتیب نسبت به تیمارهای تامین 100 و 40 درصد نیاز آبی برخوردار بود. همچنین کاربرد میکوریزا نسبت به عدم کاربرد آن، باعث افزایش معنی دار و 9/10، 5/12، 30، 48، 8/26، 8/48 و 8/24 درصدی به ترتیب ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد انشعابات ساقه اصلی، عملکرد وش، عملکرد بیولوژیک، کارایی مصرف آب برای تولید وش و بیوماس گردید و کاربرد 10 لیتر در هکتار اسید هیومیک نیز باعث افزایش معنی دار و 9/9، 4/9، 2/14، 5/23 و 7/20 درصدی به ترتیب ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد انشعابات ساقه اصلی، عملکرد وش و کارایی مصرف آب برای تولید وش گردید. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از میکوریزا و اسید هیومیک اثرات منفی تنش کم آبی را به خصوص در شرایط تنش متوسط کاهش می دهد. با در نظر گرفتن کارایی مصرف آب و عملکرد وش پنبه، تیمار تنش متوسط کم آبی و کاربرد میکوریزا را برای زراعت این گیاه در بیرجند می توان مورد توجه قرار داد.

    کلیدواژگان: هیومیک اسید، تنشکم آبی، کاراییمصرف آب، شاخص برداشت، میکوریزا
  • مهناز شریفی*، عادل دباغ محمدی نسب، محمدرضا شکیبا، مهرداد یارنیا صفحات 141-153
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر نوع آبیاری (با آب معمولی و آب مغناطیسی) و تیمارهای کودی شامل (شاهد بدون کود، کود شیمیایی نیتروژنی، کود پنرجتیکP , K و کاربرد توام کود شیمیایی نیتروژنی به میزان 50 درصد دز همراه با کاربرد کود پنرجتیک P , K) بر رشد و تولید گیاه دارویی زیره سبز در سه تکرار به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال1397 در مزارع تحقیقاتی دانشگاه آزاد تبریز انجام شد. در این بررسی، بیشترین عملکرد دانه (164 گرم در متر مربع) در دو تیمار کود شیمیایی نیتروژنی و کاربرد توام کود شیمیایی نیتروژنی و پنرجتیک P , K و در شرایط آبیاری با آب مغناطیسی به دست آمد که در مقایسه با شاهد 6/42 درصد افزایش داشت. عملکرد بیولوژیک نیز پاسخ مشابهی را به آب  مغناطیسی و کود نشان داد. تیمار کود شیمیایی نیتروژنی و کود شیمیایی نیتروژنی همراه با پنرجنتیک P, K افزایش معنی دار و مشابهی را بر میزان درصد اسانس  داشتند. بیشترین عملکرد اسانس (13/3 گرم در متر مربع) متعلق به کود شیمیایی نیتروژنی بود. در کل، با توجه به اهمیت اقتصادی عملکرد دانه و کاهش هزینه های تولید، با کاربرد کود پنرجتیک می توان سطح کود شیمیایی نیتروژنی را بدون کاهش معنی دار عملکرد دانه، کاهش داد. همچنین، آبیاری با آب مغناطیسی نقش موثری در افزایش تاثیر کاربرد کودها بر عملکرد دانه داشت.
    کلیدواژگان: آب مغناطیسی، پنرجتیک، زیره سبز، عملکرد دانه، کود نیتروژنی
  • غلامرضا گوهری*، محمدکاظم بهرامی صفحات 155-169

    یافتن روش های افزایش تحمل گیاهان به تنش های محیطی می تواند گامی موثر در جهت نیل به تولید پایدار در بخش کشاورزی باشد. به منظور بررسی اثرات متقابل تنش شوری و محلول پاشی محرک زیستی کیتوزان در شرایط کشت گیاه دارویی بادرشبی (Dracocephalium moldavica L.) آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه سطح شوری صفر، 25 و 50 میلی مولارکلریدسدیم و چهار سطح محلول پاشی محرک زیستی کیتوزان  صفر، 25/0، 5/0 و 1 درصد وزنی- حجمی و با سه تکرار در دانشگاه مراغه به اجرا درآمد. نتایج نشان داد که اعمال تنش شوری باعث کاهش معنی دار در تمامی صفات مورد اندازه گیری گردید. محلول پاشی کیتوزان باعث بالا رفتن میزان شاخص های رشدی همچون ارتفاع بوته، وزن تر و خشک برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی و طول گل آذین، رنگیزه های فتوسنتزی و فلورسنس کلروفیل گردید، اما اختلاف معنی داری بین دو تیمار 5/0 و 1 درصد کیتوزان مشاهده نگردید. بطورکلی در این آزمایش تنش شوری باعث کاهش میزان کلروفیلa، کلروفیلb، کارتنویید و شاخص های فلورسنس کلروفیل گردید، ولی کاربرد کیتوزان باعث افزایش معنی دار این صفات گردید. همچنین محلول پاشی کیتوزان باعث افزایش میزان درصد اسانس در همه گیاهان گردید ولی این افزایش در گیاهان تحت تنش بیشتر از گیاهان فاقد شوری بود. کاربرد کیتوزان به عنوان یک محرک زیستی باعث  ایجاد تحمل گیاه به شرایط شوری و بهبود کشت پایدار گیاه بادرشبی گردید.

    کلیدواژگان: اسانس، تنش های زیستی، تولید پایدار، عملکرد، گیاه دارویی
  • کاربرد خاک پوش زنده شنبلیله و رقم برای کنترل علف های هرز در آفتابگردان (Helianthus annuus L.)
    بیتا عباسی*، غلامرضا محمدی، علیرضا باقری صفحات 171-190
    کاربرد خاک پوش های زنده به عنوان روشی غیرشیمیایی در کنترل علف های هرز به بهبود مدیریت سیستم های کشاورزی پایدار کمک می کند. در این راستا، در سال 1396 در دانشگاه رازی، اثر کاشت شنبلیله در تاریخ های مختلف بر کنترل علف های هرز و عملکرد آفتابگردان بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول کاشت شنبلیله در چهار سطح عدم کشت خاک پوش، کاشت شنبلیله 15 روز قبل، همزمان و 15 روز بعد از آفتابگردان و فاکتور دوم سه رقم آفتابگردان (پروگرس، فرخ و لاکومکا) بود. نتایج نشان داد که کاشت خاک پوش بیوماس و تراکم علف های هرز را در ابتدا و پایان فصل رشد کاهش داد. رقم پروگروس در کنترل علف های هرز بر سایر ارقام برتری داشت. شاخص رقابت برای ارقام پروگرس، فرخ و لاکومکا به ترتیب 67/1، 5/0 و 89/0 بود. حضور علف های هرز در تیمار عدم کنترل (بدون وجین)، عملکرد آفتابگردان را 8/75 درصد کاهش داد. در شرایط عدم کنترل، وجود خاک پوش به بهبود عملکرد منجر نشد، اما با کنترل علف های هرز، کاشت شنبلیله همزمان و بعد از آفتابگردان عملکرد را به ترتیب 39 و 25 درصد بهبود داد. کاشت شنبلیله قبل از آفتابگردان در شرایط کنترل و عدم کنترل منجر به کاهش معنی دار عملکرد شد. در شرایط کنترل، عملکرد رقم لاکومکا (3426 کیلوگرم در هکتار) بیشتر از پروگروس و فرخ بود. اما در شرایط عدم کنترل، اختلاف عملکرد ارقام معنی دار نبود. به نظر می رسد در شرایط عدم کنترل علف هرز، رقابت علف های هرز با آفتابگردان مانع بروز اثر مثبت خاک پوش بر عملکرد و برتری ارقام در تولید عملکرد شده است. با وجود این در صورت مبارزه با علف های هرز و کاشت خاک پوش همزمان با گیاه اصلی می توان بهبود عملکرد آفتابگردان و بروز پتانسیل عملکرد ارقام را انتظار داشت. از طرفی با توجه به تاثیر خاک پوش بر کاهش زیست توده و تراکم علف های هرز به نظر می رسد که تداوم کاشت خاک پوش در دراز مدت نقش مهمی در کنترل و کاهش جمعیت علف های هرز مزارع ارگانیک خواهد داشت. بنابراین در صورت ادامه کاشت خاک پوش، بهبود عملکرد نیز قابل انتظار خواهد بود.
    کلیدواژگان: خاک پوش زنده، درصد خسارت، شاخص رقابت، شنبلیله، علف هرز
  • حسین هاتف هریس*، سعید زهتاب سلماسی، مهدی ارزنلو صفحات 191-209
    کشت گیاهان دارویی و معطر همانند شوید از دیرباز دارای جایگاه ویژه ای بوده است. از طرفی، سیستم های کشاورزی اکولوژیک و کم نهاده می توانند باعث توسعه کشاورزی پایدار و حفظ سلامت محیط زیست گردند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عملکرد شوید در شرایط گلخانه ای با استفاده از چندین گونه از قارچ های میکوریز و تریکودرما و نیز مقایسه برخی خصوصیات مورفولوژیک و اجزای عملکرد دانه این گیاه انجام شد. به همین منظور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا شد. برای انجام این آزمایش، ریشه دو گونه شوید محلی تبریز و رقم لانگ ایلند ماموت با مایه تلقیح تهیه شده از جدایه های دو گونه قارچ تریکودرما Trichoderma harzianum Na-1ac) و(T. longibrachiatum BZ4-4 و دو گونه قارچ میکوریز Glomus intraradices) و(G. versiforme  تیمار شد. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که اثر قارچ بر وزن تر و خشک ساقه، وزن تر و خشک ریشه، شاخص کلروفیل، و درصد کلونیزاسیون معنی دار بود. همچنین اثرات رقم و قارچ بر ارتفاع گیاه، تعداد چترک در چتر، عملکرد دانه در تک بوته، و تعداد شاخه فرعی در تک بوته به صورت معنی دار باعث افزایش این شاخصه ها شد. اثرات متقابل رقم × قارچ نیز بر تعداد شاخه فرعی در تک بوته و عملکرد دانه در تک بوته معنی دار بود و باعث افزایش آنها گردید. همچنین نتایج مقایسه میانگین بین دو گونه قارچ میکوریز نشان داد که درصد کلونیزاسیون قارچ G.intraradices بطور معنی دار بیشتر از درصد کلونیزاسیون در قارچ G. versiforme  بود. حالت اندوفیتی قارچ تریکودرما و پیشرفت قارچ در بافت های مختلف گیاه، فقط در بخش ریشه گیاه شوید مشاهده شد. همچنین نتایج مقایسه دو جنس قارچ در مورد بیشتر صفات نشان دهنده اختلاف معنی دار بین آنها بود و قارچ جنس Trichoderma از نظر بیشتر صفات اندازه گیری شده برتر از جنس Glomus بود. در نهایت نتایج مشخص کرد که استفاده از قارچ های تریکودرما و میکوریز در مقاسیه با شاهد می تواند ابزار موثری برای افزایش صفات رشدی باشد، و کاربرد قارچ تریکودرما به شکل موثرتری به عنوان یک روش طبیعی جهت بهبود رشد در گیاه شوید را ارایه نماید.
    کلیدواژگان: تریکودرما، شوید، کود زیستی، قارچ میکوریز، گیاهان دارویی
  • اسما عیدی*، فاطمه کاظمیه، شاپور ظریفیان، سهراب میرلو صفحات 211-223

    در قرن حاضر مسایل مهمی از قبیل افزایش خطرسلامتی انسان و آلودگی محیط زیست از یک طرف و لزوم کاهش مصرف نهاده ها و توسعه پایدار کشاورزی از طرف دیگر، کاربرد فناوری های نوین از جمله کشاورزی دقیق را در عرصه مدیریت نهاده های کشاورزی بیش از پیش ضروری ساخته است. کشاورزی دقیق با مدیریت نهاده های تولید منجر به کاهش هزینه های تولید، کاهش آلودگی های زیست محیطی، افزایش عملکرد، افزایش بهره وری، مدیریت و تصمیم سازی قوی تر بر پایه اطلاعات و توسعه پایدار کشاورزی می گردد. با توجه به اهمیت موضوع و پتانسیل های عظیمی که کشاورزی دقیق در کشورهای درحال توسعه، ازجمله ایران برای بهبود بخش کشاورزی دارد؛ هدف کلی این تحقیق تحلیل مسایل و مشکلات توسعه کشاورزی دقیق از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شهرستان ارومیه است. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری این تحقیق 101 نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شهرستان ارومیه بودند که برای جمع آوری اطلاعات از روش سرشماری استفاده شد. برای شناسایی مسایل و مشکلات کشاورزی دقیق از تحلیل عاملی اکتشافی بهره گرفته شد. بر اساس نتایج تحقیق، مهم ترین مسایل و مشکلات کشاورزی دقیق از دیدگاه کارشناسان مورد مطالعه به ترتیب شامل: مشکلات اطلاعاتی و آموزشی (ضعف دانش در زمینه فناوری های مرتبط با کشاورزی دقیق)، مشکلات اقتصادی (عدم توجیه اقتصادی و سودآوری کشاورزی دقیق و ضعف بنیه ی مالی کشاورزان)، مشکلات مدیریتی (پایبندی مدیران به اعمال مدیریت سنتی)، مشکلات فنی و سازمانی (دسترسی ضعیف به نرم افزارها و سخت افزارهای مورد نیاز در داخل کشور)، مشکلات انگیزشی (انگیزه کم فارغ التحصیلان برای ورود به عرصه تولید کشاورزی)، مشکلات تکنولوژیکی (عدم توسعه مکانیزاسیون کشاورزی) بودند. بر اساس نتایج به دست آمده، مشکلاتی که در شش عامل خلاصه شده اند حدود  46/70 درصد تغییرات واریانس کل را تبیین می کردند.

    کلیدواژگان: توسعه کشاورزی، کشاورزی دقیق، مشکلات آموزشی، مشکلات اقتصادی، مشکلات مدیریتی
  • فاطمه نظری ویند*، حسین کوهستانی، شاپور ظریفیان، فاطمه کاظمیه صفحات 225-239

    بهره برداری مستمر از منابع طبیعی تجدیدشونده، متضمن شناسایی توان اکولوژیک سرزمین در هر محیطی است و این شناسایی با به کارگیری بهینه و برنامه ریزی شده امکان بهره برداری صحیح از منابع را فراهم و از تخریب محیط جلوگیری می کند. این تحقیق با هدف شناسایی مناطق مستعد کشاورزی حوضه میکاییل آباد شهرستان خلخال در استان اردبیل با روش تحلیل سلسله مراتبی- فازی انجام شد. ارزیابی توان منطقه با استفاده از 13 معیار بارش، تراکم پوشش، میزان تولیدگیاهی، شیب، عمق خاک، بافت خاک، کاربری فعلی زمین، نفوذپذیری خاک، تیپ پوشش، گروه هیدرولوژیک خاک، زمین شناسی، فاصله از منابع آب سطحی و فرسایش خاک و با استفاده از قابلیت های نرم افزار Arc GIS 10 انجام شد. در ارزیابی چند معیاره برای تعیین وزن هر معیار از روش تحلیل سلسله مراتبی و از توابع فازی سازی استفاده شد و در محیط نرم افزار Arc GIS10  با استفاده از عملگر ترکیب خطی وزنی کلیه ی لایه های اطلاعاتی با همدیگر تلفیق شدند و نقشه ی رستری توان کشاورزی تهیه شد. بعد از تهیه نقشه پتانسیل نهایی با روش شکست طبیعی در چهار کلاس طبقه بندی شد. کلاس های یک تا دو به فعالیت کشاورزی (حدود 65%  منطقه) و کلاس طبقه سه و چهار (35% منطقه) به فعالیت غیر کشاورزی تقسیم بندی شد. نتایج انطباق کاربری فعلی اراضی با نقشه پتانسیل نیز نشان داد که در8/61 درصد از منطقه کاربری فعلی اراضی با نقشه پتانسیل انطباق دارد. پیشنهاد می گردد که  در اختصاص کاربری ها و فعالیت های کشاورزی به نقشه طبقات پتانسیل که بر اساس ارزیابی توان اکولوژیکی منطقه مورد مطالعه می باشد توجه گردد.  در این راستا بهتر است که در مناطق با توان طبقه یک فعالیت کشاورزی به صورت زراعت آبی و باغداری و در مناطق با توان طبقه دو زراعت دیم انجام گیرد و در مناطق طبقه سه و چهار هیچ گونه فعالیت کشاورزی صورت نگیرد.

    کلیدواژگان: پهنه بندی، قابلیت اراضی، روش ترکیب خطی وزن دار، سامانه اطلاعات جغرافیایی، AHP FUZZY
  • مصطفی مردانی نجف آبادی، عباس عبد شاهی*، سمیه شیرزاد لسکوکلایه صفحات 241-256

    یکی از چالش های موجود در توسعه ی کشاورزی پایدار، مصرف بیش از حد و غیربهینه ی نهاده های مختل کننده ی  کشاورزی پایدار است. هدف از انجام این مطالعه، بهینه سازی الگوی کشت محصولات زراعی در اراضی پایاب شبکه آبیاری و زهکشی میان آب شوشتر با تاکید بر کاهش استفاده از نهاده های کود و سموم شیمیایی می باشد. بدین منظور، از روش برنامه ریزی خطی کسری چندهدفه بدون در نظر گرفتن مسیله ی عدم حتمیت (سناریوی 1) و با درنظرگرفتن شرایط عدم حتمیت از طریق بهینه سازی استوار (سناریوی 2) استفاده گردید. داده های مطالعه از سازمان جهاد کشاورزی، سازمان آب و برق خوزستان و شرکت بهره برداری از شبکه های آبیاری کارون بزرگ در سال زراعی 97-1396 جمع آوری گردید.  یافته ها نشان داد که در سناریوی 2، میزان مصرف کود شیمیایی، سموم دفع آفات، سطح زیرکشت و میزان مصرف آب آبیاری به ترتیب به میزان 17، 15، 8 و 1/1 درصد کاهش  یافت. همچنین مشخص شد که با افزایش میزان محافظت سیستم در مقابل عدم حتمیت،  مصرف کود و سموم شیمیایی افزایش می یابد. لذا، الگوی بهینه ی کشت حاصل از مدل برنامه ریزی خطی کسری چند هدفه استوار به کشاورزان توصیه می شود.

    کلیدواژگان: الگوی بهینه ی کشت، الگوی چند هدفه ی استوار، برنامه ریزی خطی کسری، عدم حتمیت، کشاورزی پایدار
  • علیرضا شفقی*، حمید عباس دخت، منوچهر قلی پور صفحات 257-277
    به منظور بررسی اثر کودهای زیستی، تلفیقی و شیمیایی و تاثیر الگوهای مختلف کشت مخلوط ذرت و شنبلیله روی برخی ازصفات کمی و کیفی علوفه، پژوهشی به صورت کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 1395 در منطقه خضری دشت بیاض استان خراسان جنوبی، اجرا شد. فاکتور اصلی شامل سطوح کودی در پنج سطح بدون کوددهی، مصرف 100 درصد کود شیمیایی اوره، مصرف 50 درصد کود شیمیایی اوره، کود زیستی نیتروکسین، کود نیتروکسین و50درصد کود شیمیایی توصیه شده و فاکتور فرعی شامل الگوهای کشت در شش سطح کشت خالص شنبلیله و ذرت، 100 درصد ذرت + 25 درصد شنبلیله، 100 درصد ذرت + 50 درصد شنبلیله، 100 درصد ذرت + 75 درصد شنبلیله و 100 درصد ذرت + 100 درصد شنبلیله بودند. بر اساس نتایج آزمایش، عملکرد وزن تر و خشک ذرت در سطح یک درصد تحت تاثیر معنی دار تیمار کود دهی، الگوی کشت و ترکیب تیماری انواع کوددهی و الگوی کشت و عملکرد وزن خشک شنبلیله در سطح یک درصد، تحت تاثیر معنی دار الگوی کشت و ترکیب تیماری انواع کوددهی و الگوی کشت قرار گرفت. تاثیر الگوی کشت و ترکیب تیماری انواع کود و الگوی کشت در سطح یک درصد بر صفات کیفی اندازه گیری شده علوفه معنی دار بود. تاثیر انواع کود در سطح یک درصد بر درصد فیبر علوفه و در سطح پنج درصد بر انرژی ویژه شیردهی علوفه معنی دار بود. بررسی شاخص های کیفی علوفه نشان داد بیشترین درصد خاکستر علوفه (15/7) از کشت خالص شنبلیله با کاربرد 50 درصد کود شیمیایی نیتروژن، بیشترین میزان انرژی ویژه شیردهی (92/1 مگا کالری بر کیلوگرم) از کشت خالص شنبلیله با کاربرد کود زیستی و بیشترین درصد قند محلول در آب (95/30) از کشت خالص ذرت بدون کوددهی حاصل شد. نتایج نشان داد که وجود شنبلیله در الگوی کشت، باعث بهبود کیفیت علوفه شده و در مجموع، الگوهای کشت ذرت + 75 درصد شنبلیله و ذرت + 100 درصد شنبلیله با کاربرد کوددهی تلفیقی می تواند روش جایگزین مناسبی برای تک کشتی ذرت در منطقه محسوب شود.
    کلیدواژگان: الگوی کشت، انرژی ویژه شیردهی، کشت مخلوط افزایشی، تغذیه تلفیقی، کود زیستی
  • ابراهیم مرادی، حمیدرضا مبصر*، احمد مهربان، حمیدرضا گنجعلی صفحات 279-295

    کلزا یکی از مهمترین دانه های روغنی در دنیا و ایران بوده و در استان سیستان و بلوچستان نیز یکی از محصولات مهم روغنی تلقی می شود. تعیین مناطق مناسب با در نظر گرفتن نیاز های محیطی، بهترین روش درتولید بهینه و کاهش اثرات منفی مدیریت منابع آبی و حفظ منابع طبیعی محسوب می شود. همچنین باتوجه به نوسان های مختلف در تولید این گیاه در سال های مختلف، شناسایی مناطق مستعد و غیر مستعد بر اساس شناخت مزیت ها و محدودیت های محیطی کشت آنها می تواند کمک شایانی به پایداری میزان تولید کلزا در استان داشته باشد. در این پژوهش با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) لایه های اطلاعاتی مورد نیاز  شامل دمای مطلوب، دمای کمینه، دمای بیشینه، بارش، شیب، ارتفاع از سطح دریا، ماده آلی، شوری خاک، بافت خاک،pH و میزان عناصر غذایی در خاک شامل نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، آهن و روی در محیط  ArcMap تهیه گردید. بعد از تهیه این لایه ها، کار طبقه بندی و رتبه بندی هر لایه براساس روش محدودیت ساده و جدول نیازهای محیطی کلزا در چهار طبقه بسیار مناسب (بسیار مستعد) مناسب (مستعد) متوسط، نامناسب (غیر مستعد) صورت گرفت. در این پژوهش با هدف بهره گیری از توابع تحلیل های مکانی همراه با فرایند سلسله مراتبی (AHP) جهت شناسایی مناطق مناسب کشت کلزا در شمال و مرکز استان انجام شد و نتایج حاصل نشان داد که مناطق مناسب بیشتر در نواحی کوهستانی و مشرف به دشت های منطقه نیمروز و زاهدان می باشد.

    کلیدواژگان: پهنه بندی، توان اکولوژیک، سامانه GIS، کلزا، مدیریت منابع
  • شادی ولیزاده*، عادل دباغ محمدی نسب، روح الله امینی صفحات 297-311

    به منظور بررسی روش های کنترل علف هرز انگلی سس (Cuscuta campestris) در گوجه فرنگی، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 11 تیمار و چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز (داخل جعبه یا باکس) در سال 1395 به اجرا گذاشته شد. تیمار های کنترل سس شامل کاربرد علفکش گلایفوسیت با دز 100  گرم ماده موثره در هکتار در (مرحله آلودگی 4-3 و 6-5 برگی، کاربرد علف کش گلایفوسیت با دز 150 گرم ماده موثره در هکتار (مرحله آلودگی 4-3 و 6-5 برگی)، کاربرد عصاره آبی مرغ (Cynodon dactylon L.) با نسبت یک به 10 (مرحله آلودگی 4-3 و 6-5 برگی)، کاربرد سرکه خانگی با نسبت یک به 10 (1% اسید استیک) (مرحله آلودگی 4-3 و 6-5 برگی)، کاربرد هورمون اکسین با دز 1/0 درصد (مرحله آلودگی 4-3 و 6-5 برگی) و تیمار شاهد بدون سس بودند. نتایج نشان داد که بیوماس سس، تعداد و وزن بذر سس در باکس و عملکرد میوه گوجه فرنگی در بوته تحت تاثیر تیمار های مدیریت سس قرار گرفتند. تیمار کاربرد عصاره مرغ) مرحله آلودگی 4-3 برگی(بیشترین بیوماس سس (3/29 گرم در باکس) و تیمارهای کاربرد گلایفوسیت با دز 150 و 100 گرم در هکتار کمترین بیوماس سس (به ترتیب 9/7 و 1/10 گرم در باکس) را داشتند. بیشترین تعداد بذر سس در تیمارهای کاربرد سرکه، عصاره مرغ و اکسین مشاهده شد و تیمارهای کاربرد گلایفوسیت تعداد بذر سس در باکس کمتری داشتند. بیشترین عملکرد میوه گوجه فرنگی (8/110 گرم در بوته) در تیمار کاربرد اکسین (مرحله آلودگی6-5 برگی) حاصل شد که با تیمار کاربرد سرکه و گلایفوسیت با دز 100 گرم ماده موثره در هکتار در همین مرحله تفاوت معنی داری نداشت. به طور کلی می توان کاربرد اکسین و سرکه را به عنوان جایگزین گلایفوسیت در مدیریت سس در تولید ارگانیک گوجه فرنگی به کشاورزان توصیه نمود.

    کلیدواژگان: اکسین، زیست توده علف هرز، سرکه، گلایفوسیت، سس، عصاره آبی
  • یوسف نصیری*، سید علی موسوی زاده، محمد اسدی صفحات 313-328

    به منظور بررسی تاثیر کود های زیستی، دامی و شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم، آزمایشی در سال زراعی 1392-1393 به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان شرقی اجرا گردید. عامل اول سطوح کودی شاهد، شیمیایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم به ترتیب با مقادیر، 165، 70 و 50 کیلوگرم در هکتار)، نیتروکسین + فسفاته بارور2، سوپرنیتروپلاس + فسفاته بارور2، کود دامی + فسفاته بارور2 و تلفیقی (نیتروکسین + سوپرنیتروپلاس + کود دامی + فسفاته بارور2) و عامل دوم ارقام گندم اروم و سواسون بودند. نتایج نشان داد در صفت تعداد دانه در سنبله رقم اروم و در وزن هزاردانه رقم سواسون برتر بود. بیشترین تعداد دانه در سنبه با کاربرد کود شیمیایی بدون تفاوت معنی دار با سایر تیمارهای کودی به دست آمد. بیشترین عملکرد بیولوژیکی در تیمارهای شیمیایی (12530 کیلوگرم در هکتار) و تلفیقی (12490 کیلوگرم در هکتار) بدون تفاوت معنی دار با یکدیگر به دست آمدند که به طور میانگین افزایش 75/11 درصدی را نسبت به شاهد نشان دادند. بیشترین عملکرد دانه در تیمارهای کاربرد تلفیقی در رقم سواسون (5335 کیلوگرم در هکتار)، کاربرد کودهای شیمیایی (5228 کیلوگرم در هکتار) و تلفیقی (4782 کیلوگرم در هکتار) در رقم اروم بدون تفاوت معنی دار با همدیگر به دست آمد که به طور میانگین افزایش 2/72 درصدی را نسبت به شاهد نشان داد. بیشترین درصد پروتیین برای تیمارهای تلفیقی (4/16 درصد)، نیتروکسین + فسفاته بارور2 (2/16درصد) و کود شیمیایی (16 درصد) برای رقم اروم ثبت شد. به طور کلی بین کاربرد کود شیمیایی و تلفیقی از کودهای آلی و زیستی در اکثر صفات از جمله عملکرد دانه، اجزای عملکرد و درصد پروتیین دانه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. بنابراین، امکان جایگزینی کودهای شیمیایی با کودهای آلی و زیستی برای تولید گندم در یک سیستم کشاورزی پایدار یا ارگانیک وجود دارد.

    کلیدواژگان: ازتوباکتر، آزوسپیریلیوم، پروتئین، عملکرد دانه، فسفاته بارور2، کود آلی، گندم
  • محمدرضا ساریخانی*، روح الله امینی صفحات 329-365

    بیش از یک قرن از ظهور کودهای زیستی در عرصه صنعت و کشاورزی دنیا می گذرد و افزون بر یک دهه از تولید آنها در کشور ایران سپری شده است. کودهای زیستی در کشاورزی پایدار و ارگانیک جایگاه مهمی دارند. براین اساس در این نوشتار سعی شده است تا با نگاهی بر تاریخچه کودهای زیستی و معرفی نمونه های متنوع آنها، مروری بر مکانیسم اثر آنها داشته باشیم و جایگاه و وضعیت آنها را در کشور بررسی کنیم. با این توضیح در این مقاله اشاره ای به کودهای زیستی نیتروژنی اعم از باکتری های ریزوبیوم، ازتوباکترها، آزوسپیریلوم ها خواهد شد، سپس کودهای فسفاتی و حل کنندگان فسفات و سایر باکتریهای محرک رشد گیاه اعم از تولیدکنندگان هورمون های رشد، مولدان سایدروفور و باکتری های آزادکننده پتاسیم از نظر خواهند گذشت. توجه به قارچ های میکوریز از دید این مقاله پنهان نمانده است. اشاره ای مختصر به روش جداسازی گونه های مهم میکروبی با پتانسیل کاربرد در کودهای زیستی در انتهای هر بخش از مقاله مورد توجه قرار گرفته است. در پایان اشاره ای به تحقیقات انجام یافته و   استفاده از این کودها در آزمایشات مختلف و پیامد آنها بر رشد گیاهان و خصوصیات کمی و کیفی شده است.

    کلیدواژگان: باکتری های آزادکننده پتاسیم، تثبیت کنندگان نیتروژن، حل کنندگان فسفات، کود زیستی، زادمایه، PGPR
|
  • Mohsen Seyedi, Javad Hamzei * Pages 1-17
    For increasing sunflower competitiveness to weeds, potential of production and water-nitrogen use efficiency through intercropping of bean and soybean under conservation tillage system, an experiment was conducted at the Agricultural Research Station, Faculty of Agriculture, Bu-Ali Sina University, during 2013 and 2014 growing seasons. Experiments were conducted as split plot based on randomized complete block design with three replications. Tillage as conventional tillage, reduced tillage by chisel and reduced tillage by disc) and different planting patterns :sunflower sole cropping with weeding, sunflower sole cropping without weeding, additive intercroppings of 30, 60 and 90%bean, as well as 30, 60 and 90%soybean with sunflower were considered as main plots and sub-plots, respectively. Results showed that the highest total weed density and biomass values were observed at reduced tillage and sole cropping treatments. However, conventional tillage and intercropping system were able to decrease density and biomass of dominant weeds, such as pigweed, foxtail and bindweed. Considering to the increasing total yield of intercropping (the sum of the yield of main and associated plants), these systems increased water and nitrogen use efficiency in comparison with sunflower sole cropping without weeding. The land equivalent ratio (LER) was calculated to measure efficiency of intercropping compared to sole cropping. Based on our findings, >30%bean: sunflower or >30%soybean: sunflower combination showed grain yield advantage (LER>1). In conclusion, our results suggest that under similar and favorable conditions, applying a combination of conservation tillage and intercropping to sunflower cultivation can improve weed management and increase the economical yield and land use efficiency when compared to sunflower sole crop under conventional tillage.
    Keywords: Competition, Grain Yield, Intercropping Indices, Land Efficiency, Tillage
  • Khadijeh Alizadeh, Esmaeil Rezaei Chiyaneh *, Reza Amir Nia, Mohsen Barin Pages 19-40

    In order to investigate the seed yield, uptake of macronutrients and some properties of the biological soil indices in intercropping of linseed and faba bean under biofertilizers application, a field experiment was conducted as factorial based on randomized complete block design with three replications at the Research Farm of the Faculty of Agriculture, Urmia University, Iran, during growing season of 2017. The first factor included five intercropping patterns consist of 1 row linseed + 1 row faba bean, 2 rows linseed + 2 rows faba bean,  3 rows linseed + 3 rows faba bean, and solecropping of each crop and the second factor was included control (no fertilizer), and biofertilizers application of mycorrhizal fungi (Glomus mossea+ Glomus intraradices+ Glomus etunicatum) plus nitrogen-fixing soil bacteria (Azotobacter vinelandii), P-solubilizing bacteria (the combination of Pseudomonas putida and Pantoea agglomerans, respectively), K-solubilizing bacteria (the combination of Pseudomonas koreensis and Pseudomonas vancouverensis,  and sulfur supplier bacteria (containing Thiobacillus, respectively)].The results showed that the effect of cropping pattern had a significant effect on the seed yield, absorption of nitrogen, phosphorus, potassium, calcium and magnesium nutrients. The highest seed yield of faba bean (4280 kg.ha-1) and linseed (2230 kg.ha-1) were obtained from solecropping but nitrogen, phosphorus, potassium, calcium and magnesium absorption in intercropping were higher than solecropping of both species. Also, the amount of absorption of these elements in the inoculation with biofertilizer showed a significant increase compared to control (no use of fertilizer).The highest soil microbial respiration, soil microbial biomass and nutrient LER were related to the two rows linseed + two rows of fababean with biofertilizer application. This cropping pattern (2:2) because of the high proportion of equality in the absorption of nutrients and improve the biological soil is recommended.

    Keywords: Chlorophyll of Leaf, Microbial Inoculation, Mycorrhizal Fungi, Soil Microbial Biomass, Soil microbial respiration
  • Hassan Dehghanian, Morteza Barmaki *, Adel Dabbagh Mohammadi Nassab, Jamal Seifdavati Pages 41-56

    In order to evaluate the forage yield, crude protein and advantage indices of grass pea-cereal intercropping systems, a field study (2015-2016 and 2016-2017) was conducted as randomized complete block design (RCBD) with 13treatments and three replications at the research station of Faculty of Agriculture, University of Tabriz, Iran. The treatments were sole planting of grass pea, barley, oat and triticale and intercropping grass pea with each of the above cereals (in the flag leaf appearance stage), in three seeding ratios (grass pea: cereal; 25:100, 50:100 and 50:80). The results showed that the highest and lowest forage yield were obtained in 80% grass pea-100% oat (8410 kg.ha-1), 80% grass pea-100% barley (8094 kg.ha-1 and grass pea sole crop (4758 kg.ha-1), respectively. Also, the highest and lowest crude protein was recorded in grass pea (152 g. kg.DM-1) and triticale (77 g. kg.DM-1) monocrops, respectively. The land equivalent ratio (LER) value was greater than one in most of intercropped treatments with the exception of grass pea- triticale (50:100), which indicates advantage of mixtures compared with monocrops. Economic advantage in terms of relative value total (RVT) was greatest in the cases of grass pea mixtures with oat and barley (1.34 and 1.24, respectively) at the 50:80 seeding ratio. Generally, the results of this research showed that the grass pea intercropped with oat and barley at the 50:80 seeding ratio can be selected as the best legume-cereal intercropping systems due to higher forage yield, crude protein and economic benefit.

    Keywords: Economical Advantage, Forage Yield, Legume, LER, Protein
  • Maryam Rahimi Gavdanehgodari, MohammadAli Mohammad Modarres Sanavymodares *, Majid Aghaalikhani, Ali Heidarzadeh Pages 57-71

    In order to investigate some characteristics of three sweet maize varieties under application of various fertilizers and water deficit stress at the reproductive stage, a field experiment was conducted in Tarbiat Modares University during the 2016 growing season. The experiment was performed at three replications with the Factorial Split Plate arrangement in a completely randomized block design. Factors of irrigation regimes as irrigation after discharging 25, 40 and 55% of water used and cultivars (Basin, Passion and KSC403) in the main plot and fertilization included urea (116 kg.ha-1), azocompost (15497 kg.ha-1) and vermicompost (24223 kg.ha-1) in the subplot were studied. The results showed that the highest ear fresh weight (236.77 g.m-2) was observed in optimum irrigation conditions. Grain yield was significantly affected only by fertilization (p≤0.05). The application of urea fertilizer increased grain yield, while the use of azocompost decreased it. The highest and lowest ear fresh weight were obtained in Passion and KSC403 cultivars, respectively. Passion cultivar in severe water stress and Basin cultivar in moderate water stress and optimum irrigation was produced the highest ear fresh weight and KSCO403 cultivar showed the lowest amount in all irrigation regimes. The highest amounts of chlorophyll a and b were obtained with 1.74 and 0.47 mg.g-1 fresh weight, respectively, from optimal irrigation. Vermicompost (only 4% decrease compared to control) and urea, (about 13% more than control) respectively, under sever water stress and moderate water stress conditions, somewhat controlled the effect of water shortage in Passion cultivar and increased the ear fresh weight.

    Keywords: Azocompost, Irrigation regimes, Sweet corn cultivars, Vermicompost, Yield
  • Effects of Biofertilizers, Nano Zn Oxide and Nano Fe Oxide on Quantum Yield and Variation of Grain Filling of wheat (Triticum aestivum L.) under Soil Salinity Condition
    Khadije Babaie, Raouf SeyedSharifi *, Alireza Pirzad Pages 73-94

    In order to evaluate the effects of nano Zn oxide, nano Fe oxide and bio fertilizer on variation of some physiological traits and grain filling parameters of wheat (Triticum aestivum L.) under soil salinity, a factorial experiment was conducted based on randomized complete block design with three replications in research greenhouse of faculty of Agriculture and Natural Resources, University of Mohaghegh Ardabili in 2015. Treatments were included soil  salinity in three levels,  no-salt or control, salinity 25 and 50 mM respectively, by NaCl, seed inoculation by plant growth promoting rhizobacteria at four levels, no bio fertilizer (F1), seed inoculation by Azotobacter chroococcum strain 5 (F2), Azospirillum lipoferum strain OF (F3), Pseudomonas putida strain 186 (F4) and foliar application at four levels, without nano or foliar application by water as control, application of nano Zn oxide, nano Fe oxide and nano Fe-Zn oxide 1.5 g.lit-1). The results showed that the maximum grain filling components such as maximum of grain weight (0.049 g), grain filling rate (0.00172 g.day-1), grain filling period (52.85 days) and effective grain filling period (39.18 days) were obtained in no salinity, application of nano Zn-Fe oxide and seed inoculation by Pseudomonas. Similar results were obtained for chlorophyll index and quantum yield. Application of nano Zn-Fe oxide increased about 17.40% from grain yield in comparison with no application of nano oxide in the highest salinity level. Generally, it seems that bio fertilizer and nano Zn-Fe oxide can be used as a proper tool for increasing wheat yield under salinity condition.

    Keywords: Plant growth promoting rhizobacteria, Seed Inoculation, Nano Particle, Wheat, stress
  • Ali Mirzazadeh *, Yaegoob Raei Pages 95-106
    Conventional tillage increases soil compaction and 25% water and wind erosion. It also causes decrease soil porosity and water capacity. In order to prevent this situation; conservational tillage is considered as an effective strategy. Conservational tillage have important role in soil erosion and improve its quality. Every year Moghan Agro-Industrial & Livestock (MAIL) Company costs a lot to do conventional tillage. In order to achieve the objectives of this study, an experiment was conducted in factorial pattern with completely randomized design with two factors, tillage method (Conventional tillage & No-tillage) and irrigation method (traditional irrigation & Sprinkler irrigation). Results showed that yield, average fuel consumption, traffic, water consumption and fuel consumption productivity index in No-tillage method is better than conventional tillage. Also, the results of the MCDM Engine software showed the Combination of No-tillage system with Sprinkler irrigation with CL*=0.98 (The relative proximity of the option to the ideal solution) is best method for minimum cost of production and maximum yield in silage corn. Therefore, No-tillage system with Sprinkler irrigation can be suitable method for sustainable production of Silage Corn in Moghan region.
    Keywords: Conservation tillage, Energy, Multi-Criteria Decision Matrix, Silage Corn, Sustainable Agriculture
  • Hassan Monirifar *, Varharam Rashidie, Maryam Hassanzadeh, Mozhghan Ghorbi, Saeid Ghassemi Pages 109-119
    In order to evaluate salinity tolerance in some sorghum genotypes, a split-plot experiment based on randomized complete block design with three replications was conducted at the Research Farm of East-Azarbaijan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Tabriz, Iran. The results showed significant difference among genotypes in all studied traits, except for leaf length, leaf to stem dry weight ratio, and fresh weight of the stem to the total fresh weight ratio. Also, salinity treatment had significant effect on leaf length, leaf fresh and dry weight, stem fresh and dry weight, fresh weight of the leaf to the total fresh weight and fresh weight of the stem to the total fresh weight ratios. The mean comparison showed that these traits decreased by salinity stress. In this research, Pegah and KFS2 verities have more plant fresh weight, leaf number, stem diameter, leaf fresh weight, stem fresh weight, leaf dry weight, shoot dry weight and fresh weight of the leaf to the total fresh weight ratio in compared with common genotypes. But, Pegah and native Jolfa genotypes had the highest plant height. Differences between genotypes in different traits indicate the desirable genetic variation among the studied genotypes.
    Keywords: Improved, Native, Genotype, salinity, Sorghum
  • SeyyedGholamreza Moosavi* Pages 121-139

    In order to evaluate the effect of irrigation, humic acid and mycorrhiza application on morphological traits, yield and water use efficiency (WUE) of cotton, an experiment was carried out as a factorial split-plot based on a randomized complete block design with three replications in the research farm of Islamic Azad University of Birjand, Iran in 2016. Three irrigation levels (40, 70 and 100 percent of plant water requirement) were as the main plot and the combination of two mycorrhiza levels (non- application and application) and two humic acid levels (0 and 10 L. ha-1) were considered as sub-plot. The results showed that with reducing the supply of cotton water requirement from 100 to 40 percent significantly reduced plant height, stem diameter, branch number of main stem, seedcotton yield and biological yield by 29.6, 31.8, 48.3, 68.7 and 60.5, respectively. However, the water use efficiency for seedcotton production in the treatment of 70 percent water requirement supply was significantly higher (19.2 and 44.5%, respectively) than treatments of 100 and 40 percent water requirement supply. Also, application of mychorhiza significantly increased the plant height, stem diameter, branch number of main stem, seedcotton yield and biological yield, water use efficiency for seedcotton and biomass production by 10.9, 12.5, 30, 48, 26.8, 48.8 and 24.8%, respectively. In addition, application of 10 L. ha-1 humic acid significantly increased the plant height, stem diameter, branch number of main stem, seedcotton yield and water use efficiency for seedcotton production by 9.9, 9.4, 14.2, 23.5 and 20.7%, respectively. In general, the results showed that the use of mycorrhiza and humic acid decreases the negative effects of water deficit stress, especially in moderate stress conditions. Considering the water use efficiency and cotton yield, it is possible to consider the treatment of moderate water stress and mycorrhiza application for the cultivation of this plant in Birjand.

    Keywords: Harvest Index, Humic acid, Mycorrhiza, Water deficit stress, Water Use Eficiency
  • Mahnaz Sharifi *, Adel Dabbag, Mohammadi Nassab, Mohammad Shakiba, Mehredad Yarnia Pages 141-153
    This study was conducted to investigate the effect of water (irrigation with ordinary water and magnetic water) and fertilizer treatments on cumin growth and yield by split plot experiment based on randomized complete block design in three replications at the Research Farm of Tabriz Branch Islamic Azad University, Tabriz, Iran, in 2018. Treatments included control without fertilizer, application of nitrogen fertilizer, application of Penergetic fertilizer P, K and application of nitrogen fertilizer with 50% dose with use of Penergetic P, K. Results showed that, the highest grain yield (164 g.m-2) was obtained in nitrogen fertilizer application and application of chemical fertilizer and Penergetic P, K under magnetic irrigation conditions. This treatments increased grain yield in comparison with control (42.6%). Biological yield also showed a similar response to the application of magnetic irrigation and fertilizer treatments. Based on the results of two treatments, application of nitrogen fertilizer alone and nitrogen fertilizer with Penergetic P, K produced a significant increase in essential oil percentage, but the highest essential oil yield was obtained from application of chemical fertilizer (3.13 g.m-2) however, application of Penergetic fertilizer caused a significant increase in the percentage and essential oil yield, although less than the increase caused by nitrogen fertilizer. In general, with respect to economic performance, using Penergetic, the level of nitrogen fertilizer can be reduced without any significant reduction in grain yield. On the other hand, magnetic irrigation has an important role in increasing the effect of application of fertilizers on grain yield.
    Keywords: Cumin, Grain Yield, Magnetic water, Nitrogen Fertilizer, Penergetic
  • Gholamreza Gohari *, MohammadKazem Bahrami Pages 155-169

    Plant growth and development are adversely affected by salinity. In order to evaluate the effects of different salinity levels and application of chitosan on some growth parameters, photosynthesis pigments and essential oils content and yield of moldavian balm (Dracocephalium moldavica L.), a greenhouse experiment was carried out as a factorial based on the completely randomized design (CRD) and three replications. The first factor was three levels of salinity stress included 0, 25 and 50 Mm NaCl and the second factor was application of chitosan (0, 0.25, 0.5 and 1 % w/v). The studied traits include the morphological (plant height, shoot fresh and dry weight, leaf fresh and dry weight and inflorescence length), chlorophyll fluorescence (Variable fluorescence, maximum chlorophyll fluorescence yield, Water degradation complex), photosynthesis pigments (chlorophyll a and b, carotenoid) and also essential oil content and yield. The results demonstrated that all morphological traits and some of physiological characteristics including chlorophyll fluorescence indices, chlorophyll a, and chlorophyll b and carotenoid contents significantly decreased with increasing the salinity level. In addition, the results showed that with application of chitosan in the salinity conditions, all morphological traits, antioxidant enzymes activity, and chlorophyll fluorescence (Variable fluorescence, maximum chlorophyll fluorescence yield, Water degradation complex, Y (II)) parameters improved compared with control. Furthermore, foliar application of chitosan increased the essential oil and yield under salinity stress condition. It seems that chitosan has a positive effect to overcome effects of salinity stress and might be help to increasers essential oil yield on medicinal plants.

    Keywords: Abiotic stress, Essential Oils, Medicinal Plants, Sustainable Agriculture, Yield
  • Application of Fenugreek Living Mulch and Cultivar for Weed Control in Sunflower
    Bita Abbasi *, Gholamreza Mohammadi, Alireza Bagheri Pages 171-190
    Application the living mulch as a non-chemical method to weeds control helps to improve sustainable agricultural systems management. Thus, the effect of sowing fenugreek as living mulch on different dates in weed control and sunflower yield was investigated at Razi University during the 2016-2017 growing season. Experiment was performed as factorial on randomized complete block design with three replications. First factor was the sowing fenugreek at four levels as control (without living mulch), 15 days before sowing of sunflower, simultaneous sowing with sunflower, 15 days after sowing of sunflower and the second factor was three sunflower cultivars (Progress, Farrokh, Lakomka). The results showed that mulch sowing reduced biomass and density of weeds at the beginning and end of the growing season. The Progress cultivar in weed control was superior to other cultivars. Competitive index for Progress, Farrokh and Lakomka cultivars was 1.67, 0.5 and 0.89, respectively. The weeds in non-control treatment (without weeding) reduced grain yield by 75.8%. In non-control condition, the presence of mulch could not improve yield. But in control condition, sowing of fenugreek simultaneous and after sunflower improved yields by 1083 and 703 kg.ha-1, respectively. In control and non-control conditions sowing of fenugreek before sunflower led to significant decrease of yield. In control condition, the Lakomka yield (3426 kg.ha-1) was higher than Progress and Farrokh yields. However, in non-control condition the difference of cultivars was not significant. It seems that in non-control condition, weeds competition with sunflower prevents from the positive effect of mulch and cultivars superiority in yield production.
    Keywords: Competitive Index, Fenugreek, Living Mulch, Percent Damage, Weed
  • Hossein Hatef Heris *, Saied Zehtab Salamsi, Mahdi Arzanlou Pages 191-209
    Since many times the cultivation of medicinal and aromatic herbs has been a special place in Iran's agricultural systems. On the other hand, ecological farming and low input systems can promote sustainable agriculture and environmental health. The aim of this study was to evaluate performance of several species mycorrhizal fungi and Trichoderma in the rhizosphere on some of the crop characteristics of dill plant, in greenhouse conditions using. For this purpose, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in the greenhouse of Horticulture Department, faculty of Agriculture, University of Tabriz. For instance the roots of two Anethum graveolens (Dill) species i.e. Tabriz local A. graveolens and Long Island of Mammoth, were treated with the inoculums provided of Trichoderma isolates (Trichoderma harzianum Na-1ac and T. longibrachiatum BZ4-4) and two species of Mycorrhiza fungus (Glomus intraradices and G. versiforme). The results of this study showed that the significant incrementing effect of fungi on shoot fresh weight, shoot dry weight, root fresh weight, root dry weight, chlorophyll index and colonization. Also, the effects of cultivars and fungi on traits such as plant height, number of umbelle in umbelete, grain yield in each plant and number of branches in each plant were significant. Interaction of cultivar and fungus were also significant on the number of branches in each plant and grain yield in each plant and increased them. Also, the results results indicated that the percentage of colonization in G.intraradices was significantly higher than in G. versiforme. The investigation of the endophytic state of Trichoderma and the progress of the fungus in various tissues of the plant were detected only in the plant root portion of the. Also the comparing result between two genera showed significant difference in most traits and Trichoderma was better than Glomus in most of the measured traits. Finally, our results indicated that the use of Trichoderma and mycorrhizal fungus in comparison with the control can be an effective tool for increasing of the growth characters and the use of Trichoderma more effectively presence a natural method to improve the growth of the plant.
    Keywords: Biofertilaizer, Dill, Mycorrhiza, Medicinal Herbs, Trichoderma
  • Asma Eidi *, Fatemeh Kazemiyeh, Shapour Zarifian, Sohrab Mirloo Pages 211-223

    In the current century, important issues such as increasing human health and environmental pollution and need to reduce inputs and sustainable agriculture, have made it more urgent to use modern technologies, including precision agricultural, in the field of agricultural input management. Equal application of agricultural inputs on farms, regardless of variables within the farm and existing conditions, has not shown good results in product performance. However, precision farming by managing production inputs reduces production costs and environmental pollution, increase yields and productivity, better management and decision-making based on information and sustainable agriculture development. Considering the importance of the topic and the enormous potential that precision agriculture has in developing countries, including Iran, to improve the agricultural sector, the objective of this study is to analyze the problems of the development of precision agriculture from the viewpoint of experts in the Agricultural Jihad Organization of Urmia. This research was applied and descriptive-survey. The statistical population of this research was 101 experts of Urmia Agricultural Jihad Organization. The census method was used to collect data. An exploratory analysis was used to identify the challenges and precision agriculture. According to the results of the research, the most important problems of precision agricultural from the viewpoint of the experts were: information and educational problems (knowledge weakness in the field of precision farming technologies), economic problems (lack of economic justification and precision farming profitability and financial weakness Farmers), management problems (adherence of managers to traditional management practices), technical and organizational problems (poor access to software and hardware needed inside the country), motivational problems (low motivation for graduates to enter agricultural production), technological problems (lack of development of agricultural mechanization). Based on the results, all the problems that are summarized in the six factors have a negative effect on the implementation of the precision agricultural process and slow down or stop the process. The problems encountered in the six factors explained about 70.46% of the total variance.

    Keywords: Agricultural Development, Economic Problems, Educational Problems, Management Problems, Precision Agriculture
  • Fatemeh Nazari Viand *, Hossein Koohestani, Shapoor Zarifian, Fatemeh Kazemieh Pages 225-239

    Continuous exploitation of renewable natural resources needs to identify the land ecological capability and this identification permit to exploit of the natural resources correctly by programed and optimum management. The purpose of this research is to land suitability assessment for agriculture activity using FUZZY-AHP method in Mikaeel abad catchment located in northern part of Khalkhal county, Ardabil. 13 factors including precipitation, Vegetation density, Vegetation production, slope, soil erosion, distance from water, vegetation type, soil hydrologic group, Geology, Soil depth, soil texture, soil penetrating and current land use utilized to land capability assessment in ArcGIS10 surrounding. To weigh the criteria AHP and to apply same scale to criteria Fuzzy method was used and using Weighted Linear Combination method all criteria were overlaid and potential map was prepared. Final potential map classified in 4 potential classes using natural break classification method. Classes with potential category from 1 to 2 (65% of area) were allocated to agriculture class and category from 3 to 4(35% of area) were allocated to non-agricultural activities. Also conformity map between current land use map and potential map showed that in 61.8% of area there is conformity between current land use map and potential categories map for agriculture activity. It is suggested that consideration be given to mapping of potential classes based on the ecological capability of the study area in assigning agricultural uses and activities. In this regard, it is advisable to carry out agricultural activities in areas with class I capacity in the form of irrigated farming or Gardening, And in areas with the capacity of the second potential class dry farming, and in the third and fourth potential class no agricultural activity will be carried out.

    Keywords: Fuzzy AHP, Land Capability, GIS, weighted linear combination, Zoning
  • Mostafa Mardani Najafabadi, Abas Abdeshahi *, Somayeh Shirzadi Laskookalayeh Pages 241-256

    One of the challenges in developing of sustainable agriculture is the non-optimal and excessive use of disruptive inputs of sustainable agriculture. The purpose of this study was to optimize the cropping pattern in the lands of drainage and Irrigation network of Mianab-e- Shooshtar with an emphasis on reducing the use of chemical fertilizers and pesticides. For this purpose, the multi-objective fractional linear programming method was used without and with considering uncertainty (scenarios 1 and 2, respectively) via robust optimization. Data were collected from Agricultural Jihad Organization, Water and Power Organization of Khuzestan and the Utilization Company of Karun Irrigation Networks in 2017-2018 cropping year. The results showed that in the second scenario, the amount of fertilizer, pesticides, crop area and irrigation water consumption decreased by 17, 15, 8 and 1.1 percent, respectively. It was also found that increasing the system's protection against uncertainty, decreases the use of fertilizers and chemical pesticides. Therefore, the optimal cultivation pattern of robust multi-objective linear fractional programming method should be recommended to farmers.

    Keywords: Linear Fractional Programming, Optimal Cropping Pattern, Robust Multi-Objective Model, Sustainable Agriculture & Uncertainty
  • Alireza Shafagi *, Hamid Abbas Dokht, Manouchehr Gholipoor Pages 257-277
    In order to study the effect of bio, Integrated and chemical fertilizers and inter cropping patterns on some qualitative and quantitative forage traits, a split plot based on randomized complete block design with four replications was carried out in South Khorasan in 2016. The main factor in five fertilizer levels including no fertilizer, 50% nitrogen chemical fertilizer, 100% nitrogen chemical fertilizer, nitroxin fertilizer, combined nitroxin fertilizer + 50% chemical fertilizer and sub factor in six levels including pure fenugreek, pure maize, additive mixture of 100% maize + 25% , 50% ,75% and 100% of fenugreek were considered.According to the results, fresh and dry weight of maize were significantly affected by fertilizer treatment, cropping pattern and treatment composition of fertilizers and cropping pattern at 1%  level. Dry weight of fenugreek was significantly affected by pattern, cultivation and treatment composition of different types of fertilizer and culture pattern at 1% level. The effect of culture pattern and treatment composition of fertilizers and planting pattern on forage quality traits were significant at 1% level. The effect of different types of fertilizers was significant at 1% level on forage fiber and that was significant at 5% level on specific net energy of lactation. The highest percentage of ash (7.15%) was observed in pure fenugreek culture with 50% nitrogen chemical fertilizer. The highest specific net energy lactation (1.92 Mcal.kg-1) was observed in pure fenugreek culture with biofertilizer application and the highest water soluble carbohydrate (30.95%) was observed in pure maize without fertilization. The results of qualitative forage traits analysis showed that the presence of fenugreek in forage composition improves the quality of forage. Based on the study, maize + 75% fenugreek and maize + 100% fenugreek cultivation patterns applied by combined fertilization method, can be a good alternative to corn cultivation in the region.
    Keywords: Additive Intercropping, Bio Fertilizer, Cropping Pattern, Integrated Nutrition, Nutrition Specific Energy
  • Ebrahim Moradi, HamidReza Mobasser *, Ahmad Mehraban, HamidReza Ganjali Pages 279-295

    Rapeseed is one of the most important oilseeds In the world and Iran. Considering the strategic importance of rapeseed, especially in Sistan and Baluchestan province, determining the appropriate areas according to the environmental needs, optimal production and reducing the negative effects of water resources management and conservation of natural resources is needed. Also, due to different fluctuations in production of canola in different years, identification of susceptible and non-susceptible areas based on the recognition of their environmental advantages and restrictions can greatly help the stability of the production in the province. In this research, using the GIS, the required information layers including optimal temperature, minimum temperature, maximum temperature, precipitation, slope, altitude, organic matter, soil salinity, soil texture, pH and nutrient content as nitrogen, phosphorus, potassium, calcium, iron, and zinc in an ArcMap environment were produced. After preparing these layers, the classifying and ranking each layer was carried out  based on a simple constraint and the environmental requirements table of rapeseed in four reasonable (very prestigious) moderate, inappropriate (non-susceptible) categories. In this study, the aim of using the spatial analysis functions along with the hierarchical process (AHP) was to identify suitable areas for rapeseed cultivation in the north and center of the province. The results of this study showed that the suitable zone is located more in mountainous and Overlooking the plains of Nimroz and Zahedan.

    Keywords: Ecological Power, Rapeseed, System (GIS), Sistan, Baluchestan, Zoning
  • Shadi Valizadeh *, Adel Dabbagh Mohammadi Nassab, Rouhollah Amini Pages 297-311

    In order to evaluate the dodder (Cuscuta campestris) control methods in tomato an experiment was conducted based on randomized complete block design with 11 treatments and four replications (in box) at the Research Farm of Faculty of Agriculture, University of Tabriz in 2016. The dodder control treatments were including application of glyphosate with 100 g ai.ha-1 (infestation at 3-4- and 5-6-leaf stage of tomato), application of glyphosate with 150 g ai.ha-1 (infestation at 3-4- and 5-6-leaf stage), application of Bermuda grass (Cynodon dactylon) water extract at ratio of 1:10 (m/v) (infestation at 3-4- and 5-6-leaf stage), application of  vinegar at ratio of 1:10 (m/v) (infestation at 3-4- and 5-6-leaf stage application of  auxin at concentration of 0.1% (infestation at 3-4- and 5-6-leaf stage) and dodder-free treatment. Results indicated that dodder biomass, seed number and seed weight per box and tomato fruit yield were affected by dodder management treatments. Application of Bermuda grass water extract at 3-4-leaf stage had the highest dodder biomass (29.3 g per box) and application of glyphosate at 100 and 150 g ai.ha-1 had the lowest dodder biomass (7.9 and 10.1 g per box, respectively). The greatest dodder seed number per plant were observed in vinegar, Bermuda grass water extract and  auxin application treatments and the glyphosate application treatments had the lower dodder seed number per box. The highest tomato fruit yield (110.8 g.plant-1) was obtained in auxin application at 5-6-leaf stage that was not significantly different with vinegar and glyphosate at 100 g ai.ha-1 applications in this stage. Generally application of auxin and vinegar could be recommended to the growers as alternative of glyphosate for dodder management in organic production of tomato.

    Keywords: aqueous extract, Auxin, Dodder, Glyphosate, Vinegar, Weed Biomass
  • Yousef Nasiri *, SeyedAli Mousavizadeh, Mohammad Asadi Pages 313-328

    In order to investigate the effect of farmyard, biological and chemical fertilizers on yield and yield components of wheat, an experiment was carried out as a factorial based on randomized complete blocks design with three replications at the Research Center for Agriculture and Natural Resources in 2013-2014. The first factor was levels of fertilizers: control, chemical fertilizer, Nitroxin + Phosphate Barvar2, FYM + Phosphate Barvar 2, Supernitroplus + Phosphate Barvar2 and integrated treatment (Nitroxin+ Supernitroplus + FYM+ Phosphate Barvar 2) and second factor was Urom and Sovason as wheat varieties. Results showed that for number of spikelets per spike, Urom variety and for 1000 kernel weight, Sovason variety were superior. The highest number of grains per spike was obtained by chemical fertilizer application without significant differences with other fertilizer treatments and the highest biological yield was obtained in chemical fertilizer (12530 kg.ha-1) and integrated treatment (12490 kg.ha-1) without significant differences, which showed an increase of 11.75% on the average compared to the control. The highest grain yield was obtained in integrated treatment in Sovason variety (5335 kg.ha-1), chemical fertilizer (5228 kg.ha-1) and integrated treatment (4782 kg.ha-1) in Orum variety without significant difference, which showed an increase of 72.2% on the average compared to the control.  The highest protein percentage was recorded for integrated treatment (16.4%), Nitroxin + Phosphate Barvar (16.2%) and Fertilizer (16%) for Orum variety, respectively. In general, there was no significant difference between the application of chemical fertilizer and the integrated application of organic and biological fertilizers in many traits, including grain yield, yield components and protein percentage. Therefore, there is the possibility of replacing chemical fertilizers with organic and biological fertilizers for producing of wheat in a sustainable organic farming system.

    Keywords: Azospirillium, Azotobacter, Grain Yield, Organic Manure, Phosphate Barvar 2, Protein, Wheat
  • MohammadReza Sarikhani *, Rohollah Amini Pages 329-365

    More than one century ago, the first commercial product of biofertilizer was produced in the world and its production in Iran was initiated around 15 years ago. According to the importance of biofertilizers in the sustainable and organic agriculture, in this paper we try to review on the biofertilizer researches in Iran, especially to the mechanism of biofertilizers actions. This paper will focus on nitrogen biofertilizers mainly to the Rhizobia, Azotobacteria, Azospirilla as well as the phosphate solubilizing bacteria (PSB) and potassium releasing bacteria (KRB). Attention to the Arbuscular Mycorrhiza (AM) is the other aspect of this study. The isolation methods of most important microorganisms with potential to being used as a biofertilizer are taken into consideration at the end of each section of this article. At the end, we considered results of some researches on application and effects of biofertilizers on growth, yield and quality properties of plants in Iran.

    Keywords: Inoculum, Potassium Releasing Bacteria, Nitrogen Fixing, Phosohate Solubilizing, Biofertilizer, PGPR