فهرست مطالب

  • سال سی و ششم شماره 1 (فروردین و اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدحسن پزشگی، جواد معتمدی*، احمد علیجانپور، مهشید سوری، محمدرضا نجیب زاده، حسین ارزانی صفحات 1-21

     تعیین شایستگی مرتع برای بهره برداری از گیاهان دارویی، از اهمیت خاصی برخوردار است. این مطالعه با هدف معرفی برخی از معیارها و شاخص های موثر بر تعیین شایستگی مرتع برای بهره برداری از گیاهان دارویی و بررسی تفاوت بین نتایج استفاده از رویکردهای مختلف تعیین شایستگی انجام شد. بدین منظور، شایستگی مراتع کوهستانی ارشدچمن سهند، از لحاظ بهره برداری گیاهان دارویی ارزیابی شد. نتایج نشان داد که براساس روش عامل محدودکننده (روش رایج تعیین شایستگی مرتع)، 2% از مراتع دارای شایستگی خوب، 6% دارای شایستگی متوسط، 77% دارای شایستگی کم و 15% غیرشایسته برای بهره برداری بودند. بر مبنای روش ریاضی (استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی)، 4% از مراتع دارای شایستگی خوب، 26% دارای شایستگی متوسط، 45% دارای شایستگی کم و 25% غیرشایسته برای بهره برداری بودند. کاربرد روش تلفیق نظری (دستورالعمل پیشنهادی) نیز نشان داد که 39% از مراتع دارای شایستگی خوب و 61% دارای شایستگی متوسط بودند. به طور کلی، مشاهده شد که بین طبقات شایستگی حاصل از روش عامل محدودکننده با روش ریاضی تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی بین طبقات روش مذکور با دستورالعمل پیشنهادی، تفاوت وجود دارد و کلاس های شایستگی متفاوتی برای مساحت مشخصی از مرتع حاصل می شود. از این رو، پیشنهاد می شود میزان صحت یافته های این مطالعه، به منظور دستیابی به نتیجه کاربردی، در سال های متفاوت از نظر وقایع آب و هوایی و مکان های دیگر با خصوصیات فیزیکی متفاوت نیز آزمون شود. در مجموع، بر مبنای تلفیق نتایج رویکردهای مختلف و به لحاظ محدودیت های فیزیکی و محیطی، محدوده مورد پژوهش شایستگی اندکی برای بهره برداری از گیاهان دارویی دارد. بر همین اساس و با هدف کاهش فشار دام بر مراتع و افزایش تنوع گیاهان دارویی، باید در چارچوب استفاده چندمنظوره از مرتع بر دیگر جنبه های استفاده از مراتع منطقه مانند زنبورداری و گردشگری آزاد در مرتع توجه بیشتری باید بشود.

    کلیدواژگان: استفاده چندمنظوره، شایستگی مرتع، گیاهان دارویی، محصولات فرعی مرتع
  • راحله قدسی، بهمن حسینی*، احد هدایتی صفحات 22-39

     بذرالبنج ازجمله Hyoscyamus reticulatus L. و H. pusillus L.، منبع غنی از تروپان آلکالوییدها به ویژه هیوسیامین و آسکوپولامین (هیوسین) هستند که به دلیل ویژگی های گشادکننده مردمک چشم، ضد اسپاسم، آنتی کولینرژیک، ضد درد و آرام بخشی مورد استفاده قرار می گیرند. در این مطالعه، در آزمایش اول تاثیر چهار نوع سویه باکتری آگروباکتریوم (A4، A7، A13 وATCC 15834) و سه نوع ریزنمونه (برگ، هیپوکوتیل و کوتیلدون) بر میزان القای ریشه مویین در این دو گونه بذرالبنج بررسی گردید. در آزمایش دوم، تاثیر محیط کشت های پایه مختلف (MS، 1/2 MS، 1/4 MS و B5) بر برخی ویژگی های مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی ریشه های مویین مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در گونه H. reticulatus L.، بیشترین میزان القای ریشه مویین (78%) در ریزنمونه کوتیلدون تلقیح شده با سویه A7 و حداکثر وزن تر (6.25 گرم) و خشک (0.5 گرم) در محیط کشت پایه MS بدست آمد. با توجه به نتایج، حداکثر فنول کل (82/3 میلی گرم گالیک اسید بر گرم ماده تر) و فلاونویید کل (7 میلی گرم کویرستین بر گرم ماده تر) در محیط کشت پایه MS مشاهده شد. تغییرات معنی داری در میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی ریشه های مویین در محیط کشت های مختلف مشاهده نشد. در مورد گونه H. pusillus L.، ریزنمونه برگ تلقیح یافته با سویه A13 آگروباکتریوم بیشترین میزان القای ریشه مویین (90%) را نشان داد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین میزان وزن تر (5.25 گرم) و خشک (0.43 گرم) در محیط کشت MS و بیشترین میزان فنول کل (2.26 میلی گرم گالیک اسید بر گرم ماده تر) و فلاونویید کل (9.22 میلی گرم کویرستین بر گرم ماده تر) در محیط کشت پایه B5 مشاهده گردید. این مطالعه نشان داد که ترکیب های محیط کشت و نوع گونه گیاهی تاثیر قابل توجهی بر زیست توده و ویژگی های فیتوشیمیایی ریشه های مویین در این گونه ها دارد.

    کلیدواژگان: آگروباکتریوم رایزوژنز، محیط کشت پایه، فنول و فلاونوئید کل، ریشه موئین
  • مریم اویسی عمران، محسن زواره*، فاطمه سفیدکن، بهلول عباس زاده، سمانه اسدی صنم صفحات 40-58

     این پژوهش با هدف بررسی اثر کاربرد خاکی کود پتاسیم و محلول پاشی براسینواسترویید بر ویژگی های مورفوفیزیولوژیک و اسانس گیاه دارویی سرخارگل (Echinacea purpurea (L.) Moench) در پاسخ به فراهمی آب انجام شد. تیمارها شامل سه مقدار فراهمی آب (آبیاری در سطح 90% ظرفیت زراعی (شاهد)، آبیاری در سطح 60% رطوبت ظرفیت زراعی و آبیاری در سطح 30% رطوبت ظرفیت زراعی) در کرت های اصلی و چهار مقدار کود پتاسیم (بدون کاربرد پتاسیم (شاهد)، 50، 100 و 150 کیلوگرم K2O در هکتار) و محلول پاشی سه غلظت براسینواسترویید (محلول پاشی آب خالص (شاهد) و محلول پاشی با غلظت های 0.1 و 1 میکرومولار) در کرت های فرعی بودند. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بیشترین میانگین ارتفاع بوته (67.8 سانتی متر)، تعداد برگ در بوته (151)، تعداد گل در بوته (1/18)، وزن خشک گل (9/151 گرم در بوته) و وزن خشک اندام هوایی (508.6 گرم در بوته) در سال دوم، تیمار آبی شاهد و 150 کیلوگرم در هکتار پتاسیم حاصل شد. بیشترین درصد اسانس (76) در تیمار آبی 60% ظرفیت زراعی و 150 کیلوگرم پتاسیم در هکتار و 1 میکرومولار براسینواسترویید بدست آمد. حداکثر عملکرد اسانس با مقدار 0.67 گرم در بوته مربوط به تیمار 150 کیلوگرم در هکتار پتاسیم و 1 میکرومولار در سال دوم بود. در کل، یافته های این پژوهش نشان داد که رژیم آبی 60% ظرفیت زراعی همراه با 150 کیلوگرم در هکتار پتاسیم و غلظت 1 میکرومولار براسینواسترویید می تواند سبب کاهش اثرهای تنش و افزایش عملکرد اسانس و بهبود برخی از ویژگی های مورفوفیزیولوژیک گیاه سرخارگل شود.

    کلیدواژگان: اکیناسه (Echinacea)، تنش خشکی، عملکرد گل، کاربرد خاکی، محلول پاشی هورمون
  • محسن اکبرپور*، نرگس کریمیان، زهرا ثمری صفحات 59-71

     پیشگیری و درمان دیابت با توجه به شیوه زندگی امروزه که با عدم تحرک، استرس و عادات غذایی نادرست همراه است، بسیار ضروریست. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تاثیر تعاملی مصرف مکمل تخم گشنیز و تمرین منتخب هوازی بر برخی از عوامل خطرزایی قلبی-عروقی زنان مبتلا به دیابت نوع دو دارای اضافه وزن بود. در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 40 زن دیابتی نوع دو دارای اضافه وزن با میانگین سن 6/4±82/48 به صورت تصادفی در گروه های تمرین هوازی+ مکمل گشنیز، تمرین هوازی+ دارونما، مکمل گشنیز و دارونما قرار گرفتند. برنامه تمرین هوازی شامل هشت هفته دویدن با شدت 60 تا 72 درصد ضربان قلب بیشینه بود. گروه های دریافت کننده مکمل، روزانه 500 میلی گرم پودر تخم گشنیز را 30 تا 60 دقیقه قبل از صرف وعده ناهار و شام مصرف می کردند. نمونه های خونی در مراحل پیش و پس آزمون جمع آوری و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تی وابسته با سطح معنی داری (0.05≥P) با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج تحلیل درون گروهی نشان داد که سطوح سرمی کلسترول و LDL-C در گروه های تمرین-مکمل کاهش معنی داری یافت و سطح تری گلیسیرید و HDL-C در هیچ یک از گروه ها تغییر معنی داری نداشت. همچنین تفاوت معنی دار بین گروهی در هیچ یک از متغیر ها مشاهده نشد. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد هشت هفته مصرف مکمل گشنیز و تمرین هوازی می تواند اثرهای مفیدی بر روی سطح کلسترول و LDL-C در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد، در نتیجه با تاثیری که بر چربی های خون می گذارد ممکن است باعث کاهش خطر بیماری های قلبی-عروقی شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، گشنیز، نیم رخ لیپیدی، دیابت نوع دو، اضافه وزن، زنان
  • فرشته کشکولی، علیرضا ابدالی مشهدی*، محمدحسین قرینه، امین لطفی جلال آبادی، اسدالله زارعی سیاه بیدی صفحات 72-85

    کدوی طبی (Cucurbita pepo L. var. styriaca) دارای روغن خوراکی با ارزش و نیز ترکیب هایی است که از آن برای پیشگیری و درمان سرطان پروستات استفاده می شود. با هدف ارزیابی اثر ورمی کمپوست (عدم کاربرد، کاربرد 5 و 10 تن در هکتار) به عنوان فاکتور اصلی، کود نیتروژن زیستی بارور 1 (عدم کاربرد و کاربرد بارور-1) و کود فسفر زیستی بارور 2 (عدم کاربرد و کاربرد بارور-2) به عنوان فاکتور فرعی بر روی عملکرد و اجزای عملکرد کدوی طبی، آزمایشی در قالب طرح اسپلیت فاکتوریل با سه تکرار در شهرستان اسلام آباد غرب واقع در استان کرمانشاه اجرا شد. صفات مورد اندازه گیری شامل نسبت گل های نر و ماده، تعداد میوه در بوته، تعداد دانه در میوه، متوسط عملکرد خشک میوه، طول ساقه، تعداد روز تا گلدهی، عملکرد دانه، درصد و عملکرد روغن دانه بود. اثر ورمی‏کمپوست بر صفات تعداد دانه در میوه، عملکرد خشک میوه و تاریخ گلدهی معنی‏دار شد. بیشترین عملکرد روغن (30 کیلوگرم در هکتار) از ترکیب تیماری فسفر زیستی و عدم کاربرد ورمی کمپوست و بالاترین عملکرد دانه (195 کیلوگرم در هکتار) از ترکیب تیماری کاربرد نیتروژن زیستی، عدم کاربرد فسفر زیستی و عدم کاربرد ورمی کمپوست بدست آمد. کمترین نسبت گل نر به گل ماده (39) مربوط به عدم کاربرد فسفر و نیتروژن زیستی به همراه کاربرد 5 تن در هکتار ورمی کمپوست بود و بیشترین نسبت گل نر به گل ماده (66) از ترکیب تیماری عدم کاربرد نیتروژن زیستی، کاربرد فسفر زیستی و کاربرد 10 تن در هکتار ورمی‏کمپوست بدست آمد. به طور کلی بالاترین عملکرد دانه و عملکرد روغن به ترتیب از کاربرد یگانه نیتروژن زیستی و کاربرد یگانه فسفر زیستی حاصل شد.

    کلیدواژگان: گل ماده، عملکرد دانه، عملکرد روغن، کوکوربیتاسه، گیاه دارویی
  • داریوش خادمی شورمستی*، فرید شریعتمداری، محمدامیر کریمی ترشیزی صفحات 86-97

    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر پروبیوتیک بر صفات تولیدی، فراسنجه های خونی، لیپوپروتیین های سرمی و پاسخ ایمنی خونی جوجه های گوشتی تغذیه شده با روغن دانه کدو تخم کاغذی (Cucurbita pepo L. convar. pepo var. styriaca) انجام شد. تعداد 480 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه تجاری آرین در آزمایش فاکتوریل 3×2، با دو منبع روغن گیاهی (کانولا و کدو تخم کاغذی) و سه نوع افزودنی (فاقد افزودنی، پروبیوتیک و آنتی بیوتیک) در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار به طور تصادفی بین واحدهای آزمایشی توزیع شدند. نتایج نشان داد استفاده از پروبیوتیک همراه با منابع روغن گیاهی اثر منفی بر صفات تولیدی شامل وزن نسبی لاشه، سینه، ران، چربی شکمی، درصد زنده مانی و ضریب تبدیل غذایی نداشت. درصد هماتوکریت خون در جوجه های دریافت کننده افزودنی در مقایسه با گروه شاهد کمتر بود (0.05>P). اثر منبع روغن و افزودنی بر سایر فراسنجه های خونی شامل پروتیین تام، گلوکز و اسید اوریک از نظر آماری معنی دار نبود. استفاده از روغن دانه کدو تخم کاغذی به طور معنی داری موجب کاهش تری گلیسرید و لیپوپروتیین با چگالی بسیار کم (VLDL) و افزایش کلسترول کل و لیپوپروتیین با چگالی زیاد (HDL) شد (0.05>P). اثر منبع روغن بر لیپوپروتیین با چگالی کم (LDL) از نظر آماری معنی دار نبود. کمترین مقادیر تری گلیسرید، کلسترول کل، HDL و VLDL در جوجه های تغذیه شده با روغن دانه کدو تخم کاغذی به همراه ویرجینامایسین دیده شد (0.05>P). بیشترین مقدار تری گلیسرید در جوجه های تغذیه شده با روغن کانولا به همراه آنتی بیوتیک دیده شد (0.05>P). اثر منبع روغن و نوع افزودنی بر پاسخ ایمنی خونی و وزن نسبی اندام های لنفوییدی از نظر آماری معنی دار نبود. به طور کلی می توان گفت استفاده از روغن دانه کدو تخم کاغذی، موجب بهبود نسبی لیپوپروتیین های سرم شد. از سوی دیگر، کارایی افزودنی ها به نوع روغن (الگوی اسید چرب) مورد استفاده در جیره بستگی دارد.

    کلیدواژگان: ایمنی خونی، پروبیوتیک، کدو تخم کاغذی (Cucurbita pepo L. convar. pepo var. styriaca)، لیپوپروتئین، ویرجینامایسین
  • زهرا تقی زاده طبری*، حمیدرضا اصغری، حمید عباس دخت، اسماعیل باباخانزاده سجیرانی صفحات 98-111

     کمبود آب بیشترین سهم را در بین انواع تنش ها در کاهش عملکرد به خود اختصاص داده است. از راهکارهای مقابله با اثرهای نامطلوب کم آبی می توان به اصلاح خاک و یا کاربرد برخی از مواد هورمونی برای تخفیف اثرهای نامطلوب خشکی اشاره کرد. این پژوهش با هدف بررسی دو اصلاح کننده خاک و تنظیم کننده رشد در شرایط کم آبی بر برخی از خصوصیات فیزیولوژیک و مورفولوژیکی گاوزبان اروپایی (Borago officinalis L.) انجام شد. این آزمایش در سال زراعی 1396-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شده است. کرت‏های اصلی شامل سطوح کم آبیاری در سه سطح (آبیاری به شکل معمول و هر 5 روز یک بار، آبیاری هر 10 و هر 15 روز یک بار) و کرت های فرعی شامل بیوچار در سه سطح (0، 5 و 10 تن در هکتار) و سالیسیلیک اسید در دو سطح (0 و 0.5 میلی مولار) بود. نتایج نشان داد اثرهای ساده بیوچار و سالیسیلیک اسید و کم آبیاری بر روی تعداد ساقه گل دهنده، تعداد ساقه و نیز ارتفاع ساقه، میزان کلروفیل a، میزان کلروفیل کل و کاروتنویید و کلروفیل b برگ معنی دار بود. اثرهای متقابل سالیسیلیک اسید و کم آبیاری نیز بر کاروتنویید و نیز کلروفیل b معنی دار بود. اثرهای متقابل سه گانه نیز در تعداد وزن خشک کل، تعداد ساقه گل دهنده، تعداد ساقه و نیز ارتفاع ساقه و کلروفیل b تاثیرگذار بود. به طور کلی تنش کم آبیاری موجب کاهش میزان رنگریزه های فتوسنتزی و شاخص های رشد برگ گاوزبان اروپایی نسبت به حالت شاهد شد، که سالیسیلیک اسید و بیوچار موجب کاهش اثرهای منفی بر میزان رنگریزه های فتوسنتزی شد. بنابراین به نظر می رسد استفاده از بیوچار به عنوان اصلاح کننده خاک و سالیسیلیک اسید به عنوان تنظیم کننده رشد در بهبود برخی از اثرهای منفی تنش آبی گیاه گاوزبان اروپایی مفید باشد.

    کلیدواژگان: کلروفیل، بیوچار، سالیسیلیک اسید، کاروتنوئید، بهبود رشد
  • محمدرضا محبوبی*، احمد باداهنگ گله بچه صفحات 112-129

     نقش حیاتی گیاهان دارویی در ایجاد اشتغال اجتناب ناپذیر است و استان گلستان به دلیل تنوع اقلیمی، از قطب های مهم تولید گیاهان دارویی کشور است و جمعیت زیادی در کسب و کارهای مرتبط با گیاهان دارویی به فعالیت اشتغال دارند. این تحقیق با هدف شناسایی بازدارنده های توسعه کسب و کارهای توزیع محصولات و فرآورده های گیاهان دارویی در استان گلستان انجام شده است. برای این منظور از یک تحقیق پیمایش توصیفی استفاده شد. جامعه آماری تحقیق 150 نفر از صاحبان کسب و کار در استان گلستان بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده 109 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که برای تعیین روایی آن از نظرات متخصصان استفاده شد. برای تعیین پایایی ابزار تحقیق از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 88/0 بدست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام شد. نتایج نشان داد عدم حمایت مناسب دولت از شاغلان و فعالان دارای کسب و کار گیاهان دارویی، عدم پذیرش گیاهان دارویی توسط پزشکان، افزایش قیمت تمام شده تولید گیاهان دارویی و گرانی آن، گران بودن محصولات دارویی گیاهی و در نتیجه رغبت کم مردم به مصرف آنها و گسترش شیوه های درمانی جدید پزشکی با داروهای نوین و غفلت نسبت به اهمیت گیاهان دارویی، مهمترین بازدارنده های کسب و کارهای گیاهان دارویی هستند. تحلیل عاملی اکتشافی، منجر به دسته بندی متغیرهای بازدارنده کسب و کارهای گیاهان دارویی در هشت عامل مهارتی و فنی، فرهنگی، کیفیت و استاندارد، دانشی ارتباطی، حاکمیتی و قانونی، نهادی، اجتماعی و اقتصادی شد. لزوم حمایت مناسب دولت از شاغلان و فعالان دارای کسب و کار گیاهان دارویی، بسترسازی پذیرش گیاهان دارویی توسط پزشکان و تقویت و توسعه بازار فروش گیاهان دارویی و ایجاد پل ارتباطی بین بازار تولید و فروش گیاهان دارویی، ازجمله پیشنهادهای این مطالعه است.

    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، طب سنتی، کسب و کارهای خرد، بازدارنده های اقتصادی، استان گلستان
  • بیژن سلطانیان، پرویز رضوانی مقدم*، جواد اصیلی صفحات 130-141

     این آزمایش طی دو سال زراعی 1395 و 1396 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به منظور بررسی اثر تنش کم آبیاری و منابع کودی بر خصوصیات گیاه دارویی سرخارگل (Echinacea purpurea L.) در قالب کرت های خرد شده، در 3 تکرار اجرا گردید. سطوح کم آبیاری شامل 3 تیمار عدم تنش رطوبتی، تنش رطوبتی متوسط و تنش رطوبتی شدید و تیمارهای کودی شامل 8 تیمار کود کامل، ورمی کمپوست و هیومیک اسید و هیومیک اسید+ کود کامل، هیومیک اسید+ ورمی کمپوست، ورمی کمپوست+ کود کامل و کود کامل+ ورمی کمپوست+ هیومیک اسید و شاهد بودند. اثر سطوح کم آبیاری و تیمارهای کودی هر یک به تنهایی بر ارتفاع بوته، تعداد ساقه و تعداد گل در بوته، وزن خشک زیست توده، مجموع کلروفیل a و b و پرولین (P≤0.01) معنی دار بودند و اثر متقابل سطوح کم آبیاری و تیمار های کودی بر ترکیب های فنلی برگ (P≤0.01) معنی دار و بر سایر صفات معنی دار نبود. بیشترین ارتفاع و تعداد ساقه، تعداد گل در بوته، وزن خشک زیست توده در تیمار عدم تنش های رطوبتی و کمترین مقادیر این شاخص ها در تیمار تنش رطوبتی شدید مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین در تنش رطوبتی شدید و کمترین مقدار آن در تیمار عدم تنش رطوبتی مشاهده گردید. بیشترین ارتفاع بوته در تیمار ورمی کمپوست، تعداد ساقه و گل در تیمار هیومیک اسید+ ورمی کمپوست، وزن خشک زیست توده در تیمار کود کامل+ ورمی کمپوست و کمترین مقادیر آنها در تیمار شاهد مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین در تنش رطوبتی شدید و کمترین مقدار آن در تیمار عدم تنش رطوبتی دیده شد. همچنین بیشترین میزان پرولین در تیمار شاهد و کمترین میزان آن در تیمار ورمی کمپوست بدست آمد. بیشترین مجموع کلروفیل a و b در تیمار عدم تنش مشاهده و با افزایش تنش از میزان آن کاسته شد. همچنین بیشترین میزان آن در تیمار کود کامل+ ورمی کمپوست و کمترین مقادیر آن در تیمار شاهد مشاهده گردید. بیشترین میزان ترکیب های فنلی برگ در تیمار هیومیک اسید+ ورمی کمپوست+ کود کامل در شرایط تنش رطوبتی شدید و کمترین میزان آن در تیمار عدم تنش رطوبتی و شاهد مشاهده شد.

    کلیدواژگان: هیومیک اسید، ترکیب های فنلی، گیاهان دارویی، ورمی کمپوست
  • علی حسنی، محمدهادی خوش تقاضا*، محمدتقی عبادی صفحات 142-154

    در این تحقیق تاثیر روش خشک کردن با دستگاه مایکروویو (در پنج توان: 200، 400، 600، 800 و 1000 وات) بر زمان خشک کردن، تغییرات رنگ، میزان اسیدهای آلی و ویتامین C میوه سماق (Rhus coriaria L.) بررسی گردید و با روش سنتی (خشک کردن در سایه و آفتاب) مقایسه شد. این آزمایش براساس طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد و برای یافتن نقاط بهینه از نظر کمترین زمان خشک شدن و تغییرات رنگ و بیشترین میزان اسیدهای آلی و ویتامین C در طی خشک کردن میوه سماق از روش سطح پاسخ (RSM) استفاده شد. نتایج نشان دهنده تاثیر معنی دار روش خشک کردن مایکروویو در سطح 5% بر تغییرات رنگ، میزان اسیدهای آلی و ویتامین C و در سطح 1% بر زمان خشک شدن بود. در بین توان های مختلف خشک کن مایکروویو، بیشترین و کمترین مقدار اسیدهای آلی به ترتیب در توان های 1000 و 600 وات با مقادیر 1.46 و 1.11 میلی گرم بر 100 گرم بدست آمد و بیشترین و کمترین میزان ویتامین C به ترتیب در توان های 600 و 1000 وات با مقادیر 0.40 و 0.26 میلی گرم بر 100 گرم حاصل شد. بهترین نقطه خشک کردن سماق به وسیله خشک کن مایکروویو از نظر کمترین زمان خشک شدن و تغییرات رنگ و بیشترین مواد شیمیایی در توان 815 وات بدست آمد. در نهایت کمترین تغییرات رنگ و بیشترین مقدار اسیدهای آلی و ویتامین C در روش خشک کردن سنتی در سایه مشاهده شد.

    کلیدواژگان: سماق (Rhus coriaria L.)، خشک کردن سنتی، خشک کردن با مایکروویو، سطح پاسخ
  • زینب اصل محمدی، نیر محمدخانی*، مسلم ثروتی صفحات 155-170

    کمبود عناصر غذایی ازجمله نیتروژن سبب اختلال در رشد و تغییر کمیت و کیفیت اسانس می شود. محلول پاشی با ریزمغذی ها رشد گیاهان را بهبود می بخشد. ازاین رو با توجه به این مسیله و اهمیت آن، در این مطالعه به بررسی تاثیرات محلول پاشی با دو عنصر آهن و روی بر فاکتورهای رشدی، درصد و اجزاء تشکیل دهنده اسانس گیاه آویشن باغی (Thymus vulgaris L.) در شرایط کمبود نیتروژن در خاک پرداخته شده است. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح نیتروژن (شاهد و کمبود) و محلول پاشی آهن و روی (1% و 2%) بود. نتایج نشان داد که بازده اسانس آویشن تحت کمبود نیتروژن کاهش یافت، اما محلول پاشی عناصر ریزمغذی به ویژه روی به طور معنی داری بازده اسانس را افزایش داد. همچنین بیشترین اجزاء تشکیل دهنده اسانس سه ترکیب تیمول، گاما- ترپینن و پارا -سیمن بود. محتوای تیمول در گیاهان شاهد (هوگلند کامل) با محلول پاشی افزایش یافت و بیشترین مقدار با محلول پاشی روی 2% به میزان 54.4% حاصل شد. محتوای پارا- سیمن از 17% در سطح شاهد نیتروژن به 24.6% در تیمار کمبود نیتروژن افزایش یافت. در گیاهان شاهد (هوگلند کامل) محلول پاشی باعث افزایش طول اندام هوایی و آهن 2% موجب افزایش وزن خشک اندام هوایی شد. محلول پاشی عناصر ریزمغذی سبب تغییراتی در مقدار ترکیب های اسانس و نیز تغییراتی در اجزاء تشکیل دهنده آن و حضور برخی ترکیب های جدید مانند 8،1-سینیول در اسانس گردید. همچنین محلول پاشی باعث بهبود برخی فاکتورهای رشدی مانند طول اندام هوایی و وزن خشک اندام هوایی در گیاه شاهد شد.

    کلیدواژگان: آویشن باغی (Thymus vulgaris L.)، اسانس، تغذیه برگی، تیمول، عناصر میکرو، کمبود نیتروژن
  • زهرا نوروزی، مریم مصلحی شاد*، محمدحسین صالحی سورمقی صفحات 171-182

    یکی از گونه های رز انحصاری در ایران Rosa foetida Herrm. است که به نسترن زرد ایرانی معروف است. منطقه اصلی رشد این گیاه نواحی غرب ایران به ویژه کردستان است. این گیاه برای درمان بیماری های کلیوی و به عنوان منبع ویتامین C کاربرد دارد. هدف این تحقیق بررسی قابلیت مهار رادیکال آزاد، تعیین میزان ترکیب های فنلی و خاصیت ضد میکروبی عصاره های آبی و اتانولی گل های نسترن زرد می باشد. فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره آبی و اتانولی عصاره نسترن زرد با آزمون مهار رادیکال آزاد ABTS و ترکیب های فنلی کل با روش فولین سیوکالتو بررسی شد. برای تعیین حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) از روش رقت سازی استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد بین درصد مهار رادیکال آزاد و غلظت عصاره آبی و اتانولی، ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد (0.05>P). در محدوده غلظت های 0.391 تا 12.5 میلی گرم بر میلی لیتر عصاره آبی خاصیت آنتی اکسیدانی بیشتری نسبت به عصاره اتانولی داشت (0.05>P). غلظتی از عصاره ها که قادر به مهار 50% از رادیکال های آزاد (IC50) باشد، در عصاره آبی (217.069 میکرو مول) و عصاره اتانولی (223.116 میکرو مول) تعیین شد. نتایج آزمون محتوای ترکیب های فنلی کل در عصاره آبی و اتانولی، ارتباط مثبت و معنی داری را بین غلظت عصاره و محتوای ترکیب های فنلی نشان داد و عصاره آبی حاوی ترکیب های فنلی بیشتری نسبت به عصاره اتانولی بود (0.05>P). بیشترین اثر ضدمیکروبی عصاره آبی در برابر استافیلوکوکوس اوریوس مشاهده شد و در عصاره اتانولی بیشترین خاصیت ضدمیکروبی و کمترین غلظت مهارکنندگی رشد بر باکتری های استافیلوکوکوس اوریوس و سالمونلا انتریکا مشاهده گردید (0.05>P). با توجه به خواص آنتی اکسیدانی و ضد میکروبی مطلوب این گیاه، استفاده از عصاره آن به عنوان یک افزودنی طبیعی در صنایع غذایی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: نسترن زرد ایرانی (Rosa foetida Herrm.)، خاصیت آنتی اکسیدانی، خاصیت ضد میکروبی، محتوای فنلی کل
|
  • M.H. Pezeshki, J. Motamedi *, A. Alijanpour, M. Souri, M.R. Najibzadeh, H. Arzani Pages 1-21

    It is important to determine the suitability of rangelands for the utilization of medicinal plants. The purpose of this study was to introduce some of the criteria and indicators, influencing the rangelands suitability for medicinal plants exploitation and to investigate the differences between the results of using different approaches of suitability determination. To this end, the suitability of the Arshad Chaman rangeland was evaluated in terms of the utilization of medicinal plants. The results showed that according to the limiting factor method (a common method of determining the suitability of rangelands), 2, 6 and 77 percent of rangelands had respectively good, moderate and low suitability and 15 percent were not suitable for utilization. The mathematical method (using hierarchical analysis process) showed 4, 26, and 45 percent of the rangelands as good, moderate, and low suitability, respectively, and 25 percent as inappropriate for exploitation. The application of the theoretical method (MSMPE) also showed that 39 and 61 percent of the rangelands had respectively good and moderate suitability. In general, it was observed that there were no significant differences between the classes of suitability obtained by the limiting factor and the mathematical methods; however, there was a difference between the classes obtained by the limiting factor and MSMPE methods, and different classes of suitability were obtained for a given area of rangeland in these three methods. Therefore, it is recommended to test the accuracy of the findings of the present study to achieve a practical result in different years in terms of climatic events and other locations with different physical properties. Overall, based on the combined results of different approaches and in terms of physical and environmental constraints, the study area had low suitability for the exploitation of medicinal plants. Therefore, to reduce the livestock pressure on rangelands and increase the diversity of medicinal plants, more attention should be paid to the other aspects of rangeland use such as beekeeping and free tourism.

    Keywords: Multipurpose use, Rangeland suitability, Medicinal plants, By-products of Rangeland
  • R. Ghodsi, B. Hosseini *, A. Hedayati Pages 22-39

    Hyoscyamus species such as H. reticulatus L. and H. pusillus L. are rich sources of tropane alkaloids, mainly hyoscyamine and scopolamine, which are used for their mydriatic, antispasmodic, anticholinergic, analgesic and sedative properties. In this study, in the first experiment, the effects of four strains of Agrobacterium rhizogenes (ATCC 15834, A4, A7 and A13) and three explants (leaf, hypocotyls, and cotyledon) on hairy root induction were investigated in both H. reticulatus and H. pusillus species. In the second experiment, the effects of various culture media (MS, 1/2 MS, 1/4 MS, and B5) were evaluated on some morphological and phytochemical traits of hairy roots. The results showed that in H. reticulatus, maximum hairy root induction (78%) was obtained in the cotyledon explant inoculated with A7 strain and maximum hairy roots fresh weight (6.25 g) and dry weight (0.5 g) were recorded in MS medium. In this species, the highest total phenol (3.82 mg GAE g-1 FW) and total flavonoid (7 mg QUE g-1 FW) content were observed in MS medium; however, no significant changes were observed in the activity of antioxidant enzymes of hairy roots cultured in different media. In H. pusillus, the leaf explant inoculated with A13 strain showed maximum hairy root induction (90%), and the highest hairy root fresh weight (5.25 g) and dry weight (0.43 g) were observed in MS medium and the highest total phenol (2.26 mg GAE g-1 FW) and flavonoid (9.22 mg QUE g-1 FW) content were obtained in B5 medium. This study showed that basal culture medium type and plant species had a significant impact on the biomass and phytochemical characteristics of hairy roots.

    Keywords: Agrobacterium rhizogenesis, basal media culture, total phenol, flavonoid, hairy root
  • M. Oveysi Omran, M. Zavareh *, F. Sefidkon, B. Abaszadeh, S. Asadi Sanam Pages 40-58

    The aim of this study was to investigate the effects of soil application of potassium fertilizer and foliar application of brasinosteroid on morphophysiological characteristics and essential oil yield of medicinal plant purple coneflower (Echinacea purpurea (L.) Moench) in response to water availability. Treatments consisted of three levels of water availability (irrigation at 90% (control), 60%, and 30% of field capacity (FC)) in main plots and four amounts of potassium fertilizer (no potassium application (control), 50, 100, and 150 kg K2O ha-1) as well as the foliar application of three brassinosteroid concentrations (distilled water (control), 0.1, and 1 μM) in subplots. Results showed that the highest mean plant height (67.8 cm), number of leaves plant-1(151), number of flowers plant-1 (18.1), flower dry weight (151.9 g plant-1) and aerial parts dry weight (508.6 g plant-1) were obtained in the second year of the experiment under 150 kg ha-1 potassium and normal irrigation treatments. The highest percentage of essential oil (76) was obtained under irrigation at 60% of FC, 150 kg ha-1 potassium, and 1 µM brassinosteroid treatments. In the second year, the maximum amount of essential oil plant-1 (0.67 g) was related to 150 kg ha-1 potassium and 1 μm brassinosteroid treatments. In general, the results of this study showed that irrigation at 60% of FC together with 150 kg ha-1 potassium and 1 μM of brassinosteroid could reduce the effects of drought stress, increase the amount of essential oil plant-1 and improve some morphophysiological characteristics in purple coneflower.

    Keywords: Echinacea, Drought Stress, flower yield, Soil application, PGR
  • M. Akbarpour *, N. Karimeyan, Z Samari Pages 59-71

    Prevention and treatment of diabetes are a vital part of today’s lifestyle, which is associated with inactivity, stress, and bad eating habits. Therefore, the purpose of this study was to investigate the interactive effect of coriander seed supplementary and selected aerobic exercise on some cardiovascular risk factors in overweight women with type 2 diabetes. In this semi-experimental study, 40 overweight diabetic (type 2) women with a mean age of 48.82±4.6 were randomly assigned to groups including aerobic exercise + coriander supplement, aerobic exercise +placebo, coriander supplement, and placebo. The aerobic training program consisted of eight weeks (three sessions week-1) of running at 60-72% of the maximum heart rate. Supplement recipient groups received 500 mg of coriander seed powder daily 30-60 minutes before lunch and dinner. Pre- and post-test blood samples were collected and analyzed using one-way ANOVA and t-test (P≤0.05) using SPSS software. The results of the intra-group analysis showed that serum levels of cholesterol and LDL-C decreased in exercise-supplement groups, and triglyceride and HDL-C levels did not change in any of the groups, significantly. Also, there were no significant differences between groups in any of the variables. The results of this study showed that eight weeks of coriander supplement and aerobic exercise could have beneficial effects on cholesterol and LDL-C levels in patients with type 2 diabetes, and as a result, it may reduce the risk of cardiovascular diseases by affecting blood lipids.

    Keywords: aerobic exercise_coriander_lipid profile_type 2 diabetes_overweight_Women
  • F Kashkooli, A. Abdali Mshhadi *, M.H. Gharineh, A. Lotfi Jalal Abadi, A. Zareei Siahbidi Pages 72-85

    Medical pumpkin (Cucurbita pepo L. var. Styriaca) contains valuable edible oils and compounds that are used to prevent and treat prostate cancer. To evaluate the effects of vermicompost (no application, 5, and 10 t ha-1) as the main factor, biological nitrogen (no application and application of Barvar 1), and biological phosphorus (no application and application of Barvar 2) as sub-factors on the yield and yield components of medical pumpkin, an experiment was conducted as a split-factorial based on a randomized complete block design with three replications in Islam Abad-e-Gharb, Kermanshah province, in 2015. Studied traits included male to female flower ratio, number of fruits plant-1, number of seeds fruit-1, average dry fruit yield, stem length, number of days to flowering, seed yield, and seed oil yield and percentage. Vermicompost had a significant effect on the number of seeds fruit-1, dry fruit yield, and flowering date. The highest oil yield (30 kg ha-1) was obtained from the combination of bio-phosphorus application and non-application of vermicompost treatments, and the highest seed yield (195 kg ha-1) was obtained from the combination of bio-nitrogen, non-application of bio-phosphorus, and non-application of vermicompost treatments. A combination of non-application of bio-phosphorus and bio-nitrogen and application of 5 t ha-1 vermicompost treatments resulted in the least male to female flower ratio (39); however, the highest one (66) was obtained in the combination of non-application of bio-nitrogen, application of bio-phosphorus, and  10 t ha-1 vermicompost. In general, the highest seed and oil yield was obtained from a single application of bio-nitrogen and bio-phosphorus fertilizers, respectively.

    Keywords: Female flowers, seed yield, oil yield, Cucurbitaceae, medicinal plant
  • D. Khademi Shurmasti *, F. Shariatmadari, M.A. Karimi Torshizi Pages 86-97

    This experiment was performed to investigate the effects of probiotic on productive traits, blood parameters, serum lipoproteins, and blood immune response of broilers fed with pumpkin seed oil. A total of 480 one-day-old Arian commercial broilers in a 2×3 factorial experiment, with two plant oil sources (canola and pumpkin) and three additives (no additive, probiotic and antibiotic) in a completely randomized design with four replicates and 20 chicks per replicate, were randomly distributed among the experimental units. The results showed that probiotic application with plant oil sources had no negative effect on productive traits including relative weight of carcass, breast, thigh, abdominal fat, survival percentage, and feed conversion ratio. The percentage of blood hematocrit in the chicks receiving the additives was lower than the control group (P<0.05). The effect of oil source and additives on other blood parameters including total protein, glucose, and uric acid was not statistically significant. The use of pumpkin (Cucurbita pepo L. convar. pepo var. styriaca) seed oil significantly reduced triglyceride and very-low-density lipoprotein (VLDL), and increased total cholesterol and high-density lipoprotein (HDL) (P<0.05). The effect of oil source on low-density lipoprotein (LDL) was not statistically significant. The lowest levels of triglyceride, total cholesterol, HDL, and VLDL were observed in chicks fed with pumpkin seed oil and virginamycin (P<0.05). The highest amount of triglyceride was observed in chicks fed with canola oil and antibiotics (P<0.05). The effect of oil source and additives on blood immune response and relative weight of lymphoid organs was not statistically significant. Generally, using pumpkin seed oil resulted in a partial improvement in serum lipoproteins. On the other hand, the efficiency of the additives depended on the type of oil (fatty acid profile) used in the diet.

    Keywords: Humoral immune, Probiotic, Cucurbita pepo L. convar. pepo var. styriaca, lipoprotein, Virginamycin
  • Z. Taghizadeh Tabari *, H.R. Asghri, H. Abbasdokht, E. Babakhanzadeh Sajirani Pages 98-111

    Water deficit has been the major contributor to the decline in plant yield. Soil amendment and certain hormonal agents are some strategies applied to mitigate the adverse effects of drought stress. The purpose of this study was to investigate the effects of one soil modifier and one growth regulator on some physiological and morphological characteristics of Borago officinalis L. under water deficit conditions. The experiment was implemented as a split-factorial in a randomized complete block design with four replications at the research farm of Agriculture Faculty of Shahroud University of Technology, Iran during 2017- 2018. The main plots consisted of three levels of irrigation (usual irrigation every five days, irrigation every 10 and 15 days) and sub-plots consisted of biochar at three levels (0, 5 and 10 t ha-1) and salicylic acid at two levels (0 and 0.5 mM). Based on the results, biochar, salicylic acid, and water deficit factors affected the number of flowering stems, number of stems, stem height, the amount of chlorophylls a and b, total chlorophyll, and carotenoids significantly. Interactions between salicylic acid and water deficit levels had the most effects on carotenoids and chlorophyll b. Triple interaction of factors also affected the total dry weight, number of flowering stems, the number of stems, stem height, and chlorophyll b. Generally, water deficit stress decreased the amount of photosynthetic pigments and leaf growth indices of European borage compared to control, and salicylic acid and biochar reduced the negative effects on the amount of photosynthetic pigments. Therefore, the use of biochar as a soil modifier and salicylic acid as a growth regulator seems to be useful in ameliorating some of the negative effects of water stress on Borago officinalis.

    Keywords: chlorophyll, biochar, salicylic acid, carotenoid, growth improvement
  • M.R. Mahboobi *, A. Badahanggalebache Pages 112-129

    The vital role of medicinal plants in creating employment is inevitable, and Golestan province is one of the important poles of medicinal plants production in the country due to its climatic diversity, and a large number of populations involved in the medicinal plants businesses. This study was conducted to identify the barriers to the development of distribution businesses of medicinal plants products in Golestan province. A descriptive survey was used for this purpose. The statistical community of the study consisted of 150 business owners in Golestan province, 109 of whom were selected by simple random sampling. Data were collected through a questionnaire, the validity of which was confirmed by a panel of experts. The reliability of the study was assessed through Cronbach’s-Alpha coefficient which was 0.88. Data were analyzed using SPSS statistical software. The results revealed that lack of proper government support for practitioners and activists in the medicinal plants businesses, non-acceptance of medicinal plants by doctors, increased cost of medical plants production, the high price of herbal medicines and consequently low public interest in their consumption and development of new medical treatments with new drugs and neglect of the importance of medicinal plants are the most important inhibitors of medicinal plants businesses. The factor analysis categorized the inhibitory variables of medicinal plants businesses into eight factors including skill and technical, cultural, qualitative and standard, communicational-knowledge, sovereignty and legal, institutional, social, and economic factors. The recommendations of this study included the need for proper government support for practitioners and activists in the medicinal plants businesses, providing the right background for acceptance of medicinal plants by doctors, strengthening and developing the market for medicinal plants and establishing a bridge between the market for the production and sale of medicinal plants

    Keywords: Medicinal plants, raditional medicine, micro-enterprises, economic barriers, Golestan Province
  • B. Soltanian, P. Rezvani Moghaddam *, J. Asili Pages 130-141

    The experiment was conducted to study the effects of water deficit stress and fertilizer sources on characteristics of Echinacea purpurea L., in a split plots design with three replications at the research farm of Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, Iran during two years of 2016 and 2017. Irrigation consisted of three levels of non-stress (control), moderate, and severe moisture stress and fertilizer consisted of eight levels of complete fertilizer (NPK), vermicompost, humic acid, humic acid+NPK, humic acid+vermicompost, NPK+vermicompost, NPK+vermicompost+humic acid, and non-use of fertilizer (control). The single effects of deficit irrigation and fertilizer treatments were significant (p≤0.01) on the stem height, number of stems and flowers plant-1, biomass dry weight, total chlorophylls a and b, and proline content; however, their interaction effects were only significant (p≤0.01) on phenolic compounds of the leaves. In relation to the single effects of irrigation treatments, the highest height and number of stems, number of flowers plant-1, and biomass dry weight was observed in non-water stress treatments and the lowest amount of these characteristics was observed in severe water stress treatments. The highest and lowest proline content was shown in severe and non-stress treatments, respectively, and the highest and lowest total chlorophylls a and b were obtained in non-stress and severe moisture stress, respectively. Regarding the single effects of fertilizer treatments, there was no significant difference in plant height between fertilizer levels; however, all of them had a significant difference with control treatment (no fertilization). The difference between fertilizer treatments was significant in the number of stems and flowers plant-1 and biomass dry weight. The highest number of stems and flowers was obtained in humic acid+vermicompost treatment and the highest amounts of biomass dry weight were obtained in vermicompost+NPK treatment. The lowest values of these traits were observed in control (non-fertilization). The highest and lowest amounts of total chlorophylls a and b were obtained in vermicompost+NPK and control treatments, respectively, and the highest and lowest proline values were obtained in control and vermicompost treatments, respectively. The highest phenolic compounds were observed in humic acid+vermicompost+NPK and humic acid+NPK treatments, both of which under severe moisture stress, and the lowest one in non-stress and non-fertilization (control) treatment.

    Keywords: humic acid, Phenolic compounds, Medicinal plants, Vermicompost
  • A. Hasani, M.H. Khoshtaghaza *, M.T. Ebadi Pages 142-154

    In this study, the effect of microwave drying method (at five power levels: 200, 400, 600, 800 and 1000 watts) on drying time, color change, amount of organic acids and vitamin C of sumac fruit (Rhus coriaria L.) was investigated. The experiment was conducted in a completely randomized design with three replications and the response surface methodology (RSM) was used to find the optimum points for the minimum drying time and color changes or the maximum organic acids and vitamin C during drying. The results showed that microwave drying had significant effect on the color, the amount of organic acids and vitamin C at 5% probability level but it had significant effect on drying time at 1% probability level. Among the different microwave powers, the highest and lowest organic acids were obtained at 1000 and 600 watts with values of 1.46 and 1.11 mg/100 g, respectively, and the highest and lowest vitamin C was obtained at 600 and 1000 watts with values of 0.40 and 0.26 mg/100g, respectively. The best situation for microwave drying (with the lowest drying time and color variations and the maximum phytochemicals) was obtained at 815 watts. Finally, the lowest color changes and the highest amount of organic acids and vitamin C were observed in the shade drying method.

    Keywords: Sumac (Rhus coriaria L.), Traditional drying, Microwave drying, Response surface
  • Z. Asle Mohammadi, N. Mohammadkhani *, M. Servati Pages 155-170

    The deficiency of nutrients such as nitrogen disrupts growth and changes the quantity and quality of essential oil. Foliar application of micronutrients improves plant growth. Therefore, due to this issue and its importance, the present study aimed to evaluate the effects of iron and zinc foliar spray on growth factors, percentage and essential oil components of thyme (Thymus vulgaris L.) under soil nitrogen deficiency. This study was conducted as a factorial experiment in a completely randomized design with three replications. Experimental treatments consisted of nitrogen levels (control and deficiency) and iron and zinc foliar spray (1% and 2%). The results showed that the essential oil yield of thyme decreased under nitrogen deficiency; however, the foliar application of micronutrients, especially zinc, significantly increased the essential oil yield. Also, thymol, γ-terpinene and p-cymene formed the most components of the essential oil. Thymol content increased in control plants (full strength Hoagland) with foliar spray and its highest amount (54.4%) was obtained with foliar spray at zinc-2%. The p-cymene content increased from 17% at nitrogen control level to 24.6% under nitrogen deficiency. In control plants (full strength Hoagland), foliar spray increased shoot length, and iron-2% increased shoot dry weight. The foliar application of micronutrients caused changes in the content of essential oil compounds and the synthesis of some new compounds such as 1,8-cineole in the essential oil. The foliar application also improved some growth factors such as shoot length and dry weight in the control plants.

    Keywords: Thymus vulgaris L, essential oil, spraying, Thymol, Micronutrient, Nitrogen deficiency
  • Z. Noroozi, M. Moslehisahd *, M.H. Salehi Surmaghi Pages 171-182

    Rosa foetida Herrm. is one of the native Rosa species in Iran known as Iranian yellow rose. The main growth area of this plant in Iran is the western parts especially Kurdistan. It is used for kidney disorders treatment and as a source of vitamin C. The aim of this study was to evaluate the ability of free radical scavenging, determination of phenolic compounds, and antimicrobial activity of aqueous and ethanolic extracts of yellow rose flowers. The antioxidant activity and total phenolic compounds of extracts of yellow rose were determined using ABTS free radical scavenging assay and Folin-Ciocalteu method, respectively. Dilution method was used to determine the minimal inhibitory concentration (MIC) against Salmonella enterica, Bacillus cereus and Staphylococcus aureus. The results showed a significant positive correlation between free radical scavenging percentage and the concentration of the extracts (P<0.05). In the range of 0.39-12.50 mg ml-1 concentrations, the aqueous extract had more antioxidant activity than ethanolic extract (P<0.05). The 50% inhibitory concentration (IC50) of aqueous and ethanolic extracts was calculated to be 217.069 and 223.116 μmol, respectively. The results of total phenolic compounds test in extracts showed a positive and significant relationship between the concentration of the extracts and their phenolic compounds content, and the aqueous extract contained more phenolic compounds as compared with the ethanolic extract (P<0.05). The highest antimicrobial effect of aqueous and ethanolic extracts was observed against Staphylococcus aureus and Salmonella enterica, respectively (P<0.05). Due to the favorable antioxidant and antimicrobial properties of this plant, its use as a natural additive in the food industry is recommended.

    Keywords: Rosa foetida Herrm, Antioxidant activity, antimicrobial effect, Total phenolic content