فهرست مطالب

روانشناسی بالینی و شخصیت - شماره 19 (پاییز و زمستان 1398)
  • شماره 19 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/30
  • تعداد عناوین: 15
|
  • شرمین روبن زاده، کاظم رسول زاده طباطبایی*، نیما قربانی، علیرضا عابدین صفحات 1-10
    مقدمه

    دوره نوجوانی از لحاظ شکل گیری هویت بسیار حایز اهمیت است و شکل گیری هویت از آن رو که به معنای رفتار فرد با خود و دیگران است؛ در زندگی فرد تاثیر بسیار اساسی دارد. با توجه به این که هویت افراد از ناخودآگاه آنان ناشی می شود و ناخودآگاه متشکل از والدین، فرهنگ و به طور کلی زبان است. علاوه بر این دو فاکتور مهم در شکل گیری هویت، خودشناسی انسجامی و روابط موضوعی می باشد، در این مطالعه پس از تهیه بسته آموزشی مبتنی بر مفاهیم روان تحلیل گری، خودشناسی انسجامی و روابط موضوعی به بررسی اثربخشی بسته روان پویشی شکل گیری هویت موفق بر فرآیند خودشناسی انسجامی و مولفه های روابط موضوعی پرداخته شده است.

    روش

    جامعه آماری پژوهش حاضر، که از نوع شبه آزمایشی می باشد. نوجوانان 18 تا22 ساله ایرانی هستند. با توجه با ماهیت پژوهش 24 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه روابط موضوعی بل، مقیاس خودشناسی انسجامی قربانی و پرسشنامه سبک هویت برزونسکی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار «اس. پی. اس. اس.» و آزمون مانکوا، تجزیه و تحلیل شد.

    نتایج

    یافته ها نشان داد برنامه روان پویشی شکل گیری هویت موفق نوجوان ایرانی ، خودشناسی انسجامی را افزایش و نمره خرده مقیاس های پرسشنامه روابط موضوعی (دلبستگی ناایمن، بی کفایتی اجتماعی، بیگانگی و خودمیان بینی) را کاهش می دهد.

    بحث و نتیجه گیری

    بسته حاضر به تدریج نوجوانان را تشویق می کند تا با بررسی ارتباط خود با والدینشان؛ از زیر نگاه بزرگ دیگری خارج شده و به سمت جایگاه بزرگ دیگری حرکت کنند. در واقع نوجوان در سایه فضایی امن به بررسی خود می پردازد، شروع به هدف گذاری ارزش ها و باورهای خود می کند و نوع بودنش با جهان هستی را تغییر می دهد. بدین ترتیب نوجوان برای خود، قیم جدیدی می سازد؛ قیمی که به جای وابسته بودن به او دلبسته است.

    کلیدواژگان: نوجوان، هویت، خودشناسی انسجامی، تعهد، بی کفایتی اجتماعی، بیگانگی، دلبستگی ناایمن، خودمیان بینی
  • ناهید طالبی* صفحات 11-18
    مقدمه

    پژوهش حاضر، اثربخشی مداخلات تمرین هوازی و آموزش مهارت مقابله با استرس را بر کاهش استرس کارکنان سازمان آتش نشانی مورد مطالعه قرار داده است.

    روش

    روش مطالعه از نوع نیمه تجربی و به صورت پیش آزمون - پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. برای انجام این پژوهش از بین کارکنان داوطلب سازمان آتش نشانی شهر تهران، 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 36 جلسه 60 دقیقه ای (12 هفته و هر هفته سه روز) در برنامه تمرین هوازی فزاینده، و شش جلسه چهار ساعته در کارگاه آموزش مهارت مقابله با استرس شرکت کردند، ولی گروه کنترل چنین مداخلاتی نداشتند. داده ها قبل از شروع و بعد از اتمام مداخله از طریق پرسشنامه استرس شغلی  (موسسه سلامت و ایمنی انگلستان) جمع آوری و با استفاده از آزمون آماری کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند.

    نتایج

    ورزش هوازی و آموزش مهارت مقابله با استرس به صورت معناداری، موجب کاهش استرس شغلی افراد گروه آزمایش در سطح (خطای کمتر از 5 درصد) در مقایسه با گروه کنترل شد.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های این پزوهش نشان می دهد که با فعالیت ورزشی هوازی و آموزش مهارت مقابله با استرس می توان موجبات کاهش استرس شغلی و درنتیجه تعدیل فشارهای روانی و ارتقاء عملکرد کارکنان سازمان آتش نشانی را فراهم کرد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، استرس شغلی، آموزش مهارت مقابله با استرس، سازمان آتش نشانی
  • حسین مددی اردکانی، علی کامکار* صفحات 19-30
    مقدمه

    سرطان یک بیماری فلج کننده و سخت درمان در جامعه تلقی می شود و فرد متعاقب تشخیص آن دچار اضطراب و افسردگی ناشی از ترس غیر واقعی از مرگ و کاهش انرژی اجتماعی می گردد، بطوریکه ضرورت بستری مکرر و نگرانی های مداوم برای بیماران و خانواده های آن ها، فرد را به سمت و سوی اختلالات روانی می کشاند.

    روش

    این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و با هدف تعیین ارتباط بین اضطراب مرگ، سلامت عمومی با سلامت معنوی در بیماران مبتلا به سرطان شهر شیراز در سال 1394 انجام شد. در این پژوهش150 بیمار مبتلا به انواع سرطان بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه مقیاس اضطراب مرگ تمپلر، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه مقیاس سلامت معنوی پولوتزین و الیسون استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری توسط نرم افزارآماری «اس. پی. اس. اس.» انجام گرفت.

    نتایج

    نتایج پژوهش نشان داد که بین اضطراب مرگ و سلامت معنوی، ارتباط معکوس و معنی دار وجود دارد. همچنین بین اضطراب مرگ و سلامت عمومی، ارتباط مستقیم و معنی دار وجود دارد. بین سلامت عمومی و سلامت معنوی نیز، ارتباط معکوس و معنی دار وجود دارد و در خصوص ماتریس های همبستگی پیرسون، بین تمامی خرده مقیاس های سلامت معنوی، سلامت عمومی و اضطراب مرگ رابطه معکوس و معنی دار وجود دارد. نتایج دیگر نیز نشان داد که هرچه سلامت معنوی افزایش یابد اضطراب مرگ و ابعاد منفی سلامت عمومی کاهش می یابد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سلامت معنوی، می تواند اضطراب مرگ را پیش بینی کند. سلامت معنوی بر اضطراب مرگ تاثیر مثبت دارد و باعث کاهش اضطراب مرگ می شود. ابعاد منفی سلامت عمومی، می تواند اضطراب مرگ را پیش بینی کند. افزایش ابعاد منفی سلامت عمومی بر اضطراب مرگ تاثیر منفی دارد و باعث افزایش اضطراب مرگ می شود.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش حاضر، طراحی و تدوین یک برنامه جامع آموزشی و حمایتی با رویکرد معنوی در کنار بقیه ابعاد حمایتی و مراقبتی (جسمی، روانی و اجتماعی) برای بیماران مبتلا به سرطان ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: اضطراب مرگ، سلامت عمومی، سلامت معنوی، سرطان
  • سمیه حداد رنجبر، اسماعیل سعدی پور*، فریبرز درتاج، علی دلاور، صغری ابراهیمی قوام صفحات 31-45
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر باورهای انگیزشی و افق زمانی دانشجویان دارای رفتارهای خودشکن تحصیلی دانشگاه ولی عصر رفسنجان انجام گرفته است.

    روش

    پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان در سال تحصیلی 96-95 بودند، نمونه شامل 40 نفر از دانشجویان دارای رفتارهای خودشکن تحصیلی بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گنجانده شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 هفته و هر هفته یک جلسه گروهی دو ساعته تحت آموزش قرار گرفتند. گروه کنترل در طول این مدت هیچ آموزشی را دریافت نکردند.  آزمودنی ها توسط مقیاس های شناخت و رفتار خودشکن کانینگهام (2007)، راهبردهای انگیزشی برای یادگیری پنتریچ و دی گروت (1990) و چشم انداز زمان زیمبادرو (1999) قبل و بعد از آموزش و پس از اتمام مرحله پیگیری سه ماهه مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده های پژوهش به کمک نرم افزار آماری «اس. پی. اس. اس. 22» و به دلیل رعایت نشدن مفروضه همگنی واریانس کوواریانس از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و با تصحیح گرین - هاوس استفاده شد.

    نتایج

    یافته های مربوط به آزمون های تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر کاهش رفتارهای خودشکن تحصیلی و متعاقبا بر باورهای انگیزشی و افق زمانی دانشجویان دارای رفتارهای خودشکن تحصیلی  اثربخش بوده است.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که آموزش پذیرش و تعهد  منجر به کاهش رفتارهای خودشکن تحصیلی، کاهش اضطراب امتحان،افزایش خودکارآمدی و انگیزه درونی و همچنین افزایش اهمیت نسبت به دیدگاه های زمانی آینده هدفمند در دانشجویان دارای رفتارهای خودشکن می شود.

    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، باورهای انگیزشی، افق زمانی، رفتار خودشکن
  • نرگس کرمقدیری، حمیدرضا حسن آبادی*، رامین مجتبائی، محمد حاتمی، امیرکامران نیکوسخن، علی پاشا میثمی صفحات 47-61
    مقدمه

    این مطالعه به منظور طراحی برنامه های مداخله ای برای بیماران دیابت نوع 2 بر اساس رویکرد توانمندسازی و نقش فعال بیمار در راستای اتخاذ رفتارهای خود - مدیریتی و روان شناختی انجام شد.

    روش

    مطالعه از نوع آزمایشی - مقطعی بود که به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی با 21 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 زن و مردکه به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی و کنترل تخصیص یافتند، انجام شد. بیماران مراجعه کننده به انجمن دیابت از مهر ماه  تا بهمن 1395، سنجش های خط پایه شامل پرسشنامه های دموگرافیک و بالینی، پرسشنامه های ادراک بیماری - تجدید نظرشده، رفتارهای خود - مراقبتی، کیفیت زندگی، خود - کارآمدی، پریشانی و افسردگی را تکمیل کردند و میزان قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله اندازه گیری شد. سپس مداخلات به صورت دوگروه آزمایشی ویک گروه کنترل (در دومرحله به صورت آموزش دانش دیابت و غیر دیابت و مرحله دوم آموزش ژست های قدرت و خنثی) در جلسات گروهی و فردی انجام شد و سنجش های پایانی انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار رایانه ای اس. پی. اس. اس. نسخه 21 انجام شد.

    نتایج

    نمرات گروه آزمایشی و کنترل، قبل و بعد از مداخله اول از نظر کنترل قند خون، ادارک علایم بیماری (خرده مقیاس های پیامد، کنترل و درمان پذیری، پیوستگی و بازنمایی هیجانی)، خود - مراقبتی و کیفیت زندگی به لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشتند (0.01>p تا p<0.05). نمرات قبل و بعد از مداخله دوم نیز در خود - کارآمدی، احساس قدرت، رفتارهای خود - مراقبتی، K-10، قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله به لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشتند (0.01>p تا p<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که اجرای برنامه های توانمندسازی می تواند کارایی بیماران را در رفتارهای خود - مراقبتی، تغییر نگرش و ادراک علایم بیماری، شناخت جسم آگین و در نهایت کنترل قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله افزایش دهد. یافته های پژوهش حاضر در راستای توجه به عوامل روان شناختی و خود - مدیریتی موثر در پیشگیری از عوارض دیابت و کنترل موثرتر دیابت نوع دو است.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، ادراک علائم بیماری، دیابت نوع دو، شناخت جسم آگین، خود - مدیریتی
  • سجاد فروزش، رسول روشن چسلی*، محمد غلامی فشارکی، معصومه محسنی زاده صفحات 63-76
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر مدل یابی ارتباط با خانواده همسر بر اساس سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت، هوش هیجانی با میانجی گری پایبندی مذهبی بوده است.

    روش

    روش این پژوهش همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام زوجین 20 تا 45 ساله ساکن قم بودند که از میان آن ها 500 نفر با کمک روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های، سیستمی-مثلثی، مقیاس سبک های دلبستگی، پرسشنامه شخصیتی نیو، مقیاس هوش هیجانی بار-آن و مقیاس پایبندی مذهبی جان بزرگی  بود که روایی و پایایی آن را پژوهش ها و اساتید متخصص تایید کرده اند.

    نتایج

    یافته های پژوهش نشان داد، مدل ارتباط با خانواده همسر بر اساس سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و هوش هیجانی با میانجی گری پایبندی مذهبی از برازش مطلوبی برخوردار است و متغیرهای سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و هوش هیجانی با میانجی گری پایبندی مذهبی می توانند ارتباط با خانواده همسر را پیش بینی کنند. علاوه بر این، یافته های مربوط به همبستگی بین متغیرهای پژوهش (سبک های دلبستگی، هوش هیجانی، ویژگی های شخصیت و پایبندی مذهبی) با ارتباط با خانواده همسر نشان داد که این متغیرها با ارتباط با خانواده همسر رابطه معناداری دارند.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج پژوهش از این باور حمایت می کند که پایبندی مذهبی بر روابط بین فردی زوجین در نحوه ارتباط با خانواده همسر تاثیرگذار است؛ بنابراین می توان با تغییر در آن، الگوهای ارتباطی زوجین با خانواده همسرشان را تغییر داد.

    کلیدواژگان: ارتباط با خانواده همسر، سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت، هوش هیجانی، پایبندی مذهبی، مدل یابی
  • رستم قالبی حاجیوند* صفحات 77-87
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای سبک های شوخ طبعی در رابطه بین کینه توزی با ابعاد اساسی شخصیت (هگزاکو) است.

    روش

    به این منظور، 200 نفر از معلمان مرد شهرستان قرچک به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های خودسنجی کینه توزی (مارکوس و همکاران، 2014) ، ابعاد اساسی شخصیت (هگزاکو - 60)، (اشتون و لی، 2009)  و سبک های شوخ طبعی (مارتین و همکاران، 2003) مورد آزمون قرار گرفتند. برای بررسی رابطه بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون و از روش تحلیل مسیر برای ارزیابی مدل استفاده شد.

    نتایج

    نتایج همبستگی بین متغیرها نشان داد که کینه توزی با سبک های شوخ طبعی پرخاشگرانه و خودکاهنده، رابطه مثبت و با سبک شوخ طبعی پیونددهنده و شوخ طبعی خودافزایی رابطه منفی دارد. هیجان پذیری با کینه توزی رابطه مثبت، و  وجدان و تجربه پذیری با کینه توزی رابطه منفی داشت. صداقت-فروتنی، برون گرایی، باوجدان بودن و تجربه پذیری با سبک شوخ طبعی پیونددهنده رابطه مثبت و سبک های شوخ طبعی پرخاشگرانه و خودکاهنده رابطه منفی داشتند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که روابط معنی دار بین ابعاد اساسی شخصیت و کینه توزی در صورت حذف نقش واسطه ای سبک های شوخ طبعی از بین می رود.

    بحث و نتیجه گیری

    گرایش افراد کینه توز به استفاده از سبک های شوخ طبعی منفی می تواند منجر به آسیب به خود فرد و دیگران شود. این یافته ها می تواند گام مهمی در جهت آموزش و ترویج سبک های شوخ طبعی مثبت و توانمندسازی افراد جامعه باشد.

    کلیدواژگان: ابعاد اساسی شخصیت، سبک های شوخ طبعی، کینه توزی
  • علی اصغر فرخزادیان، فاطمه رضایی*، مسعود صادقی صفحات 89-101
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی طرح واره های هیجانی در رابطه بین آسیب های دوره کودکی با اختلال اضطراب فراگیر بود.

    روش

    شرکت کنندگان این پژوهش مقطعی - توصیفی، 350 نفر از مراجعین به مراکز مشاوره شهر اصفهان (194 مرد و 156 زن) بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این مطالعه، مصاحبه ساختاریافته برای اختلالات محور یک و دو، مقیاس طرح واره های هیجانی لیهی، مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر و پرسشنامه آسیب های دوره کودکی مورداستفاده قرار گرفت.

    نتایج

    یافته های پژوهش نشان داد که طرح واره های هیجانی غیرانطباقی به طور معناداری رابطه بین آسیب های دوره کودکی (غفلت و سوءاستفاده) و اختلال اضطراب فراگیر را میانجی گری می کنند اما طرح واره های هیجانی انطباقی، میانجی هیچ کدام از ابعاد آسیب های دوران کودکی با اختلال اضطراب فراگیر نیستند.

    بحث و نتیجه گیری

    مطالعه حاضر پیشنهاد می کند که در بررسی رابطه بین آسیب های دوره کودکی با اختلال اضطراب فراگیر، نقش میانجی طرح واره های هیجانی نیز مدنظر قرار داده شود.

    کلیدواژگان: اختلال اضطراب فراگیر، آسیب های دوره کودکی، طرح واره های هیجانی
  • افسانه جوربنیان، رضا عبدی*، غلامرضا چلبیانلو صفحات 103-111
    مقدمه

    اختلالات هیجانی که تا حد زیادی در نتیجه انحراف هیجان ها از مسیر بهنجارشان بروز می کنند می توانند تحت تاثیر عوامل فراتشخیصی ای همچون، کمال گرایی، بدتنظیمی هیجانی، نشخوار فکری، بی خوابی و همچنین افکار تکرارشونده منفی بروز و توسعه یابند. از این رو مطالعه حاضر در نظر داشت تا سهم افکار تکرار شونده منفی را در پیش بینی طیفی از اختلالات هیجانی مورد ارزیابی قرار دهد.

    روش

    مطالعه حاضر از نوع توصیفی و همبستگی می باشد. جهت بررسی فرضیه های پژوهش مبنی بر وجود همبستگی میان افکار تکرارشونده منفی و شدت علایم اختلالات هیجانی (با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان) نمونه ای 385 نفری از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به وسیله دو پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (مک اوی و همکاران، 2010) و پرسشنامه علایم اضطراب و افسردگی (واتسون و همکاران، 2007) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته های به دست آمده از گروه نمونه با روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تحلیل و ارزیابی شد.

    نتایج

    نتایج حاصل از تحلیل داده ها حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار بین خرده مقیاس های دو عامل افکار تکرارشونده منفی و علایم اختلالات اضطراب افسردگی بوده است، همچنین مشخص شد که افکار تکرارشونده منفی غیر از شاخص افزایش وزن، قادرند سهم معناداری در پیش بینی سایر علایم اختلالات هیجانی داشته باشد.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به وجود ارتباط مثبت و معنادار میان افکار تکرار شونده منفی و علایم مختلف اختلالات هیجانی به نظر می رسد که بهتر باشد تا افکار تکرار شونده منفی به عنوان عامل پیش بینی کننده اختلالات هیجانی بیشتر در روند پیشگیری، تشخیص و درمان اختلالات و علایم اختلالات هیجانی مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: افکار تکرارشونده منفی، علائم اختلالات هیجانی
  • لیلا اکرمی، مختار ملک پور*، سالار فرامرزی، احمد عابدی صفحات 113-124
    مقدمه

    توجه به مشکلات رفتاری و مهارت های اجتماعی نوجوانان و آموزش آن ها و والدین در دوره بلوع حایز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزش مادران و نوجوانان بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارت های اجتماعی دختران نوجوان در دوره بلوغ است.

    روش

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون باگروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، تمام دانش آموزان دختر در شهر یزد را شامل می شد که در سال تحصیلی 97 - 1396 در مدارس دولتی مشغول به تحصیل بودند. به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 30 دختر نوجوان انتخاب گردیدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، مادران آزمودنی ها به سوالات پرسشنامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان (ویرایش سوم) و سیستم بهبود مهارت های اجتماعی پاسخ دادند. جلسات مداخله برای گروه آزمایش 30 جلسه را شامل می شد که بطور جداگانه در جهت آموزش مادران و نوجوانان برگزار شد. لازم به ذکر است که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار «اس. پی. اس. اس. - 23» و  شاخص های توصیفی میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد.

    نتایج

    یافته های پزوهش حاضر نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل پس از ارایه برنامه آموزشی تفاوت معنادار وجود دارد و برنامه آموزشی موجب کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارت اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است (P<0.001).

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش حاضر که نشان داد دریافت آموزش می تواند نقش مهمی در کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارت های اجتماعی در دوره بلوغ داشته باشد می توان به این نتیجه رسید که آموزش والدین و نوجوانان و افزایش میزان آگاهی آن ها در دوره بلوغ حایز اهمیت است و در جهت این هدف، بهتر است برنامه ها و مدل های مداخله مناسب در دوره بلوغ و قبل از آن مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، مشکلات رفتاری، مهارت های اجتماعی، نوجوان و بلوغ
  • فاطمه چینی فروشان، پرویز آزادفلاح*، حجت الله فراهانی صفحات 125-138
    مقدمه

    سازگاری با شرایط بحرانی و ضربه های روان‎شناختی یکی از مفاهیمی است که پژوهش های فراوانی را به خود جلب کرده است. برخورداری از مقیاسی روا و معتبر برای پژوهش هایی که در داخل کشور به این حوزه می پردازند، ضرورتی اجتناب‎ناپذیر است. در این پژوهش آماده‎سازی نسخه فارسی مقیاس سازش‎یافتگی روان‎شناختی و ارزیابی ویژگی‎های روان‏سنجی آن مورد نظر قرار گرفته است.

    روش

    نمونه پژوهش حاضر را 233 نفر از والدین دارای کودک مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم که ساکن تهران بودند تشکیل داده که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد آزمون قرار گرفتند. نسخه فارسی مقیاس سازش‎یافتگی روان شناختی پس از طی مراحل ترجمه - بازترجمه، تنظیم و همراه با پرسشنامه های تاب آوری و افسردگی، اضطراب و تنیدگی اجرا گردید. برای بررسی روایی مقیاس، به بررسی روایی سازه با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و روایی همگرا و واگرا از طریق محاسبه همبستگی پیرسون پرداخته شد و برای بررسی اعتبار آن از روش محاسبه ی آلفای کرونباخ، تتای ترتیبی و اعتبار مرکب استفاده شد.

    نتایج

    نتایج تحلیل عاملی اکتشافی حاکی از وجود سه عامل آزمودگی، ژرفانگری و یکپارچگی اجتماعی بود و نتایج تحلیل عاملی تاییدی دلالت بر نیکویی برازش و مطلوب بودن مدل به دست آمده داشتند. همبستگی های معنادار بین عوامل به دست آمده با مقیاس های تاب آوری و افسردگی، اضطراب و تنیدگی نیز روایی همگرا و واگرای مقیاس سازش‎یافتگی روان شناختی را تایید می کنند. اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبه ی ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0.95 و عامل های آن در دامنه 0.86 تا 0.94، اعتبار مرکب عوامل در دامنه 0.87 تا 0.93 و تتای ترتیبی کل مقیاس برابر با 0.94 به دست آمد.

    بحث و نتیجه گیری

    به طور کلی می توان گفت نسخه فارسی مقیاس سازش‎یافتگی روان شناختی ساختاری سه عاملی داشته و از روایی و اعتبار لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی با نمونه ایرانی برخوردار است.

    کلیدواژگان: مقیاس سازش‎یافتگی روان شناختی، ویژگی های سنجشی، روایی، اعتبار، ساختار عاملی
  • نورالله یوسفی، علیرضا پیرخائفی*، احمد برجعلی صفحات 139-153
    مقدمه

    ارزش ها از سازه های محوری شخصیت و بلوک های سازنده زندگی خوب هستند و به عنوان معیارهایی برای هدایت تفکر و عمل در نظر گرفته می شوند. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی (پایایی و روایی) پرسشنامه ارزش های تصوری بود.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع اعتبارسنجی بود. نمونه شامل 300 نفر از دانشجو معلمان شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های ارزش های تصوری و ارزش های عملی را تکمیل کردند.

    نتایج

    نتایج تحلیل عاملی اکتشافی وجود ده عامل را نشان داد که در مجموع در مجموع 74.12 درصد از از واریانس کل پرسشنامه را تبیین کردند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی علاوه بر تایید نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، نشان دادند که این ده عامل در نهایت بر روی دو عامل کلی جهت گیری متمرکز بر اجتماع و جهت گیری متمرکز بر شخص بار می گیرند. ضریب پایایی کلی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 0.91 و به روش آزمون - بازآزمون 0.89 به دست آمد. همچنین ارتباط مثبت معنادار عامل های این پرسشنامه با پرسشنامه ارزش های عملی، روایی همگرای مناسب پرسشنامه را تایید کرد.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که این پرسشنامه دارای ویژگی های روان سنجی مناسبی جهت اندازه گیری ارزش های شخصی در گروه غیربالینی برخوردار است.

    کلیدواژگان: ارزش های شخصی، پایایی، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی، روایی همگرا
  • غزاله نیرومندان، قاسم آهی* صفحات 155-167
    مقدمه

    حرفه پرستاری بر رشد و گسترش رابطه بین همدلانه مراقب-بیمار مبتنی است و شایستگی دلسوزی به طور خاص در این حرفه مهم است. این پژوهش باهدف بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس شایستگی دلسوزی انجام شد.

    روش

    در یک مطالعه توصیفی- ارزیابی ابزار و با رویکرد تحلیل عاملی اکتشافی 330 نفر از پرستاران بیمارستان های دولتی شهر مشهد به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به مقیاس شایستگی دلسوزی (2016) و پرسشنامه کیفیت زندگی حرفه ای (2010) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. 22 و پی. ال. اس. 3 تحلیل شد. ضریب پایایی پرسشنامه از طریق روش بازآزمایی، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه (روش تحلیل عاملی اکتشافی، روایی ملاکی، روایی همگرا و همسانی درونی) محاسبه شد. برای بررسی رابطه بین نمرات شایستگی دلسوزی با نمره کیفیت زندگی حرفه ای ضریب همبستگی پیرسون بکار رفت.

    نتایج

    روایی محتوایی با استفاده از دو ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا مطلوب گزارش شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی ساختار 3 عاملی را استخراج کرد که روی همرفته 53.60 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین می کند. عامل اول با بار عاملی 5.33، عامل دوم با بار عاملی 2.59 و عامل سوم با بار عاملی 1.32 به ترتیب ارتباط، حساسیت و بینش نام گذاری شد. ضرایب پایایی باز آزمایی برای عوامل سه گانه به ترتیب 0.74، 0.69 و 0.80، آلفای کرونباخ 0.81، 0.76 و 0.90 و پایایی ترکیبی 0.84، 0.78 و 0.93 به دست آمد. در بررسی همسانی درونی، همبستگی بین نمره کلی شایستگی دلسوزی با خرده مقیاس مذکور به ترتیب 0.76، 0.77 و 0.81 بدست آمد (0.01>P). همچنین روایی واگرا برای خرده مقیاس های سه گانه و نمره کل به ترتیب 0.56، 0.52، 0.76 و 0.58 محاسبه شد. به علاوه همبستگی بین نمره شایستگی دلسوزی با مولفه های فرسودگی و استرس تروماتیک ثانویه منفی و معنی دار و با رضایت از دلسوزی مثبت و معنی دار به دست آمد (0.01>P).

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه ساختار سه عاملی به دست آمده پژوهش لی و سمیون (2016) را تایید کرد و توصیه های کاربردی برای پرستاران و سازمان های مسیول برای استفاده از این مقیاس ارایه کرد.

    کلیدواژگان: دلسوزی، شایستگی دلسوزی
  • فاطمه اخوان عبیری، محمدرضا شعیری* صفحات 169-195
    مقدمه

    یکی از ابزارهایی که در روانشناسی، کاربردهای متعدد بالینی و پژوهشی را به خود اختصاص داده است، سیاهه بازنگری شده 90گویه ای نشانه های بیماری می باشد. استفاده از این ابزار نیازمند وارسی ویژگی های روانسنجی در نمونه های بالینی و غیربالینی است. از طرفی، به دلیل وقت گیر بودن اجرای نسخه اصلی آن، استفاده از نسخ کوتاه این ابزار گسترش یافته است. یکی از این نسخه ها، پرسشنامه کوتاه نشانه های بیماری می باشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روانسنجی «اس. سی. ال.-90-آر.» و پرسشنامه کوتاه نشانه های بیماری «بی. اس. آی.- 53» در یک نمونه غیربالینی ایرانی بوده است.

    روش

    برای دستیابی به هدف مورد اشاره، ابتدا مقایسه چند نمونه از نسخه های فارسی رایج با نسخه زبان اصلی و مقایسه ترجمه ها با آن انجام شد. سپس، نسخه ترجمه شده «اس. سی. ال.-90-آر.» آماده گردید. آن گاه، «اس. سی. ال.-90-آر.»، در نمونه ای متشکل از 513 دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد (و دکتری حرفه ای) دانشگاه شاهد اجرا شد. به منظور محاسبه ضریب بازآزمایی دو ابزار، نمونه ای به حجم 44 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد انتخاب شدند و ابزارها با رعایت فاصله زمانی دو هفته برای بار دوم در بین این 44 نفر اجرا گردید. به منظور بررسی روایی همگرای این ابزارها، از پرسشنامه های زیر استفاده شد: مقیاس 21 گویه ای افسردگی، اضطراب و استرس، پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه 28 گویه ای سلامت عمومی، پرسشنامه 7 سوالی اضطراب فراگیر، مقیاس عاطفه مثبت و منفی، پرسشنامه سوگیری مذهبی شعیری، مقیاس ترس از ارزیابی منفی، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه کوتاه اضطراب سلامت. وارسی روایی سازه «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53»، از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد.

    نتایج

    نتایج حاصل از تحلیل آماری داده ها، مقادیر قابل قبول و معناداری از روایی و اعتبار ابعاد نه و ده گانه «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53» را در نمونه های غیربالینی نشان داد. هم چنین هر دو ساختار نه و ده عاملی «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53» در نمونه های غیربالینی ایرانی از طریق تحلیل عاملی تاییدی، تایید شد.

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، می توان در پژوهش های روانشناختی و تلاش های بالینی از «اس. سی. ال.-90-آر.» و نسخه کوتاه آن، «بی. اس. آی.-53» استفاده نمود. هرچند نتایج کنونی، جدید و قابل توجه اند، اما برای تکمیل آن ها، وارسی ویژگی های روانسنجی در نمونه بالینی نیز ضروری است.

    کلیدواژگان: روایی، اعتبار، تحلیل عاملی، اس. سی. ال.-90-آر.، بی. اس. آی.-53، سیاهه نشانه های بیماری
  • حجت الله فراهانی*، رسول روشن چسلی صفحات 197-212

    مقیاس سازی فعالیتی رایج در پژوهش های علوم روانشناختی و رفتاری است، اما بسیاری از مقیاس های ساخته شده نارسا، نادقیق، کم مایه و پایه و به ندرت میان مایه و مطلوب اند. طرح اندازی یک مقیاس نو، رواسازی و اعتباریابی آن، نه تنها به دوراز پیچ وخم نیست، که  فعالیتی ناهموار و نامانوس است که نیازمند دقت و ریزبینی است. بنابراین هدف ازاین مقاله، بررسی گام های ضروری و گاه غایب در مقیاس سازی های کنونی و به ویژه برای نوپژوهشگران است. دراین مقاله بنیان های نظری و گام های عملی توامان مورد نظر بوده اند و از کوته نگری نظری و وانهادگی عملی دوری شده است.

    کلیدواژگان: مقیاس سازی، روان سنجی، روایی، اعتبار، تحلیل عاملی
|
  • Pages 1-10
    Introduction

    Instrument: One of the most important basis of a teenagers’ life is identity because adolescence is a difficult route which starts at the end of childhood and birth of adulthood; A transitional phase with fundamental changes in cognition, social relationships and psychic space of an individual and as a whole in ones’ self. Identity formation, is not a simple process with several factors influencing it. One of the aspects of adolescence development is attachment and integrative self-regulation.

    Result

    The results revealed significant differences in score of integrative self-knowledge, commitment, social incompetence, ego centric and insecure attachment among experience and control group.

    Discussion

    In addition to contributing to theoretical knowledge about adolescence and factors the influence identity formation, our findings show educational or treatment packages help to improve successful identities in Iranian youths.

    Keywords: Teenagers, Identity, Integrative Self-Knowledge, Commitment, Social incompetence, Insecure attachment, Egocentrism
  • اNahid Talebi* Pages 11-18
    Objectives

    The present study investigates the effectiveness of aerobic training interventions and training coping skills to reduce stress among firefighting staff.

    Method

    The study was a semi-experimental and pre-test-post-test with control group. Sixty individuals were selected from among the volunteer firefighting staff in Tehran. They were randomly assigned to two experimental groups (30) and control (30 people). The experimental group consisted of 36 sessions of 60 minutes (12 weeks and 3 days a week) in an increasing aerobic exercise program, and three 4-hour sessions at the stress coping training workshop, but the control group did not have such interventions. The data were analyzed before and after the intervention by health and safety stress (HSE) questionnaire and analyzed by ANCOVA test.

    Results

    Aerobic exercise and stress coping training significantly reduce job stress in the experimental group at the level (error less than 5%) compared to the control group.

    Conclusion

    The study shows that aerobic exercise and stress coping training can reduce the stress of work and, as a result, reduce mental stress and enhance the performance of the fire department staff.

    Keywords: Aerobic Exercise, Job Stress, Stress Coping skills Training, Firefighting
  • Hossein Madadi Ardekani, Ali Kamkar* Pages 19-30

    Cancer is considered in the society as a debilitating and hard-to-cure disease and when it is diagnosed the affected person is exposed to the stress and anxiety and the reduced social energy from the unreal fear of death. Therefore, the requirement for frequent hospitalizations and constant worries among patients and their families will expose the affected person to mental disorders. The objective of the present study was to determine the relation between death anxiety and general health with spiritual well-being in patients with cancer that was conducted in Shiraz in 2015. It was a Descriptive-Correlation study and 150 patients who suffered from cancers participated in this study by Convenience Sampling Method. In order to collect data, Templer Death Anxiety Scale (TDAS), General Health Questionnaire (GHQ-28) and Spiritual Well-being Scale Palutzian &Ellison (SWBS) were used. Data analysis was performed by the descriptive statistics tests and Pearson Correlation Coefficient and Multiple regression via Statistical Software (SPSS). The results indicated that there was a significant and reverse relation between death anxiety and spiritual well-being. There was a significant and direct relation between death anxiety and general health .There was a significant and reverse relation between general health and spiritual well-being. Also, the matrixes of Pearson correlation coefficient indicated that there was a significant and reverse relation between all subscales of spiritual well-being, general health and death anxiety. In another word, as the spiritual well-being is raised, the death anxiety and negative aspects of general health decreases. Results of regression analysis showed Spiritual Well-being could predict death anxiety. Spiritual Well-being has a positive effect on death anxiety and reduces death anxiety. Increasing the negative aspects of general health could predict death anxiety. Increasing the negative aspects of general health has a negative effect and increase death anxiety. Given the findings of the present study, developing a comprehensive training and supportive program with a spiritual approach seems essential alongside the other (physical, mental, and social) supportive and protective issues for patients suffering from cancer.

    Keywords: Death Anxiety, General Health, Spiritual Well-being, Cancer
  • Pages 31-45
    Introductin

     The purpoe of this study was to study of the effectiveness of training program based on acceptance and commitment approach on motivational beliefs and future time perspective for students with academic self-defeating behaviors in valiasr University of Rafsanjan.

    Method

    The research was a semi-experimental design with pre-test and post-test design with control group. The statistical population consisted of undergraduate students of Vali-e-Asr University of Rafsanjan in the academic year of 1995-96. A sample of 40 students with self-educated behaviors was selected by cluster sampling and randomly divided into two experimental groups (20 People) and control (20 people) were included. The experimental group received a two-hour group training session for 8 weeks and weekly. The control group did not receive any training during this period. The subjects were evaluated by their Self-Defeating Behavior and Cognition Scale Cunningham (2007), the Motivational Strategies for Learning Pentrich and De Groot (1990) and Zimbabwe's Time Perspective (1999) before and after the training and after the completion of the three-month follow-up phase. Analysis of data using the statistical software "SSPSS22" and because of non-observance of the homogeneity assumption of variance of covariance, multivariate analysis of variance analysis with repeated measurements and with Green-house correction was used.

    Conclusion

    Findings of repeated measure ANOVA showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in the post-test and follow-up stages. The findings showed that Training based on Acceptance and commitment approach was aimed at reducing self-defeating's academic behaviors and consequently on motivational beliefs and time future perspective of students with self-defeating academic behaviors.Discussion and

    Conclusion

    It can be concluded that the program of Acceptance and Commitment reduces self-defeating behaviors, reduces the examin anxiety, increases self-efficacy and internal motivation, as well as Increasing significance towards targeted future perspectives in students with self-defeating behaviors.

    Keywords: Acceptance, Commitment, Motivational beliefs, Future time perspective, Self-defeating
  • Narges Karamghadiri, Hamidreza Hassanabadi*, Ramin Mojtabai, Seid Mohammad Hatami, AmirKamran Nikoosokhan, Ali Pasha Meysamie Pages 47-61
    Introduction

    In new patient-training methods, the issue of patient empowerment has been presented which emphasizes the active role of patient in education and treatment. This study examined the impact of empowerment –based diabetes education (knowledge diabetes and embodied cognition) in promoting self-management behaviors in type 2 diabetic patients.

    Methods

    This randomized clinical trial study was performed on 21 patients with type 2 diabetes. Patients referred to the Iran Diabetes Association from October to February 1395. They were assigned randomly into three groups in 2 intervention and control groups. The questionnaires were the demographic and clinical information, IPQ-R, DMSES, K-10, DSCS, DQOL, and BDI-II. Also, hemoglobin A1C and blood sugar were assessed. Empowerment program were conducted according to regulatory protocols in six sessions in each group. Hemoglobin A1C was measured before and three months after the intervention.

    Results

    The results indicated that there was a significant difference in relation to blood sugar, illness perception (consequence, Personal and Treatment control, Illness coherence, Emotional representations), self-care and quality of life between the experimental group before and after the first intervention (P<0.001, P<0.05). However, it was not significant in control group (p>0.05). Scores before and after the second intervention in testosterone levels, self-efficacy, feeling of power, self-care behaviors, K-10, blood sugar and hemoglobin A1c were significant difference (P<0.001, P<0.05). However it was not significant in control group (p>0.05).

    Conclusion

    The results showed that implementation of the empowerment program increased patients’ efficiency to self-management, change cognition and perception. The results that draw attention to the psychological factors effective in the prevention of diabetes complications and hence help in the conceptualization, planning and design of treatment policies for more effective control of type 2 diabetes.

    Keywords: empowerment, illness perception, embodied cognition, Type II diabetes, self-management
  • Sajad Foruzesh, Rasol Roshan*, Mohammad Kholami, Massume Mohsenizade Pages 63-76
    Introduction

    The main purpose of this research is to design and provide a model for relationship with In-Lows based on attachment styles, personality characteristics and emotional intelligence with intermediation religious commitment.

    Method

    The method of this research was correlation based on structural relationships (ESM). The statistical population of the study consisted of all couples aged 20-45 years old in Qom, among whom 500 were selected by multi-stage cluster sampling. Data collection tools, questionnaire, system-triangular (Cheraghi, 1393), attachment styles scale (Collins and Reid, 1996), neo personality questionnaire (Costa and McCrae, 1992), Bar- It, 2000) and the Religious Adherence Scale (Jangbzorghi, 2009), whose validity and reliability were confirmed by researchers and professors.

    Results

    The results showed that the relationship model relationship with In-Lows is based on attachment styles, personality traits and emotional intelligence with mediation of religious adherence has a favorable fit, and attachment styles variables, personality traits and emotional intelligence can be mediated by religious adherence can be predict the relationship with In-Lows. In addition, the findings of correlation between the research variables (attachment styles, emotional intelligence, personality traits and religious adherence) with relation with In-Lows showed that these variables have a significant relationship with In-Lows.

    Conclusion

    The results of the research support the belief that Religious commitment affects the interpersonal relationships of couples in relationship with In-Lows. So, changing the way they change the couples' communication patterns relationship with In-Lows.

    Keywords: relationship with In-Lows, attachment styles, emotional intelligence, personality characteristics, religious commitment, modeling
  • Rostam Ghalebi Hajivand* Pages 77-87
    Aim

    The purpose of the present study was to investigate the role of mediator of humorous styles in the relationship between spitefulness with  major dimensions of personality (HEXACO). 

    Method

    To examine this association, 200 people of male teachers' Gharakhak City were selected by cluster sampling and were tested with using self-report questionnaires'spitefulness(Markus et al, 2014), the major dimensions of personality (HEXACO-60) (Ashton & Lee, 2009)and humorous styles(Martin et al, 2003). Pearson correlation method and path analysis method were used to evaluate the relationship between variables.

    Results

    The results of correlation between variables showed that there is a possitive correlation between spitefulness and aggressive humor and self-defeating humor styles and there is a negative correlation between spitefulness with affiliative humor and self-enhancing humor styles. emotionality was positively correlated with spitefulness and there was negative correlation between conscientiousness and oppeness with spitefulness. Honesty-Humility, Extroversion, Conscientiousness and oppeness with affiliative humor style  and there are a negatively relationship with aggressive and self-defeating humor styles. The results of path analysis showed that meaningful relationships between the major dimensions of personality and spitefulness if the role of mediating humor styles was eliminated.

    Conclusion

    The tendency of spiteful individuals to use negative humorous styles can lead to harm to self and others. These findings can be an important step in educating and promoting positive humor styles and empowerment of community members.

    Keywords: the major dimensions of personality(HEXACO), humor styles, spitefulness
  • Pages 89-101
    Purpose

    The purpose of this study was to investigate the mediator role of emotional schemas in the relationship between childhood traumas and Generalized Anxiety Disorder.

    Method

    Subjects in this cross-sectional descriptive study, were 350 patients referring to Isfahan counseling centers (194 males and 156 females) which were selected by available sampling method. In this study, the structured interview for the first and second axis disorders, Leahy Emotional Schema Scale, generalized anxiety disorder scale- 7 item and Childhood trauma Inventory was used.

    Results

    The results showed that non-adaptive emotional schemas significantly mediate the relationship between childhood traumas (neglect and abuse) and generalized anxiety disorder but adaptive emotional schemas are not mediators of any aspect of childhood traumas with generalized anxiety disorder.

    Conclusion

    The present study suggests that the role of mediator of emotional schemas in the study of the relationship between Generalized Anxiety Disorder and childhood traumas should not be ignored.

    Keywords: Generalized Anxiety Disorder, childhood traumas, emotional schemas
  • Afsaneh Joorbonyan, Reza Abdi*, Gholamreza Chalabianloo Pages 103-111
    Introduction

    Emotional disorders which are to a great extent the result of the deviation of emotions from their normal course can grow and develop under the influence of transdiagnostic factors such as perfectionism, insomnia, emotional disregulation, rumination, and repetitive negative thoughts. The present study aimed to evaluate the contribution of Repetitive negative thinking to predict a range of emotional disturbances.

    Method

    The present study is descriptive and correlational. To investigate the hypothesis of the research on the correlation between Repetitive negative thinking  and severity of symptoms of emotional disturbances (using Morgan sample size table), a sample of 385 students of Azad University of Shahid Beheshti University was evaluated by Repetitive negative thinking (McEvoy et al., 2010)  and anxiety and depression symptoms questionnaire (Watson et al., 2001) Were placed. The findings were analyzed and evaluated using Pearson correlation and linear regression methods.

    Results

    The results of the data analysis indicated that there was a positive and significant relationship between the subscales of two factors of Repetitive negative thinking and symptoms of depression anxiety disorders. Also, it was revealed that Repetitive negative thinking, other than weight gain index, could significantly contribute to the prediction of other symptoms of emotional disturbances Have.

    Finding

    Regarding the existence of a positive and significant association between Repetitive negative thinking and various symptoms of emotional disturbances, it seems better to have negative repetitive thoughts as a factor overlapping with other emotional disorders in the prevention, diagnosis and treatment of disorders and symptoms of disorders Emotion to be taken into consideration.

    Keywords: repetitive negative thinking, Emotional disorder symptoms
  • Leila Akrami, Mokhtar Malekpour*, Salar Faramarzi, Ahmad Abedi Pages 113-124
    Objective

    It is important pay attention to behavioral problems and social skills of adolescents and educate them and parents in the puberty. The purpose of this study the effect of education program for mothers and adolescents on reducing behavioral problems and increase the social skills of adolescent’s girls in during puberty.

    Method

    The present study was a semi-experimental, pre-test and post-test with control and follow-up group. The statistical population included all girl students in Yazd, who were studying in public schools during the academic year of 1396-97. A randomized cluster sampling, 30 adolescent girls was selected which were randomly assigned to both experimental and control groups. The mothers of the subjects responded to the questions of the BASC-3 and SSIS questionnaire to collect data. The intervention sessions included 30 sessions for the experimental group, held separately for the education of mothers and adolescents. It should be noted that the control group did not receive any training. The data were analyzed using SPSS-23 software, descriptive statistics, standard deviation, and multivariate covariance analysis.

    Results

    The findings of this study revealed that there is a significant difference between the two experimental and control groups after presentation of the educational program, and the educational program reduced the behavioral problems and increased the social skills in the experimental group compared to the control group (P <0.001).Discussion and

    Conclusion

    According to the results of this study, education could play an important role in reducing behavioral problems and increasing social skills during puberty it can be concluded that the education of parents and adolescents and their level of awareness during puberty is important and it can be suggested that appropriate interventions and interventions models should be considered at the puberty and prior to that.

    Keywords: Educational program, Behavioral problems, social skills, adolescents, puberty
  • Fateme Chiniforoushan, Parviz Azadfallah*, Hojjatollah Farahani Pages 125-138
    Introduction

    Adaptation to critical situations and psychological trauma is considered as one of the issues which has attracted a lot of attention. Thus, designing a reliable and valid scale for the studies conducted in Iran is inevitable. The present study aimed to design the Persian version of the Psychological Adaptation Scale and evaluate its psychometric feature.

    Method

    The sample included 233 parents having children with Autism Spectrum Disorders in Tehran who were selected based on convenience sampling method. The Persian version of the Psychological Adaptation Scale was performed after translating, back-translating and revising, and was given to the subjects along with the Resilience and Depression, Anxiety, Stress questionnaires. The construct validity of the scale was investigated through exploratory and confirmatory factor analysis, and convergent and divergent validity were evaluated by using Pearson correlation. Regarding the reliability, Cronbach's alpha, composite reliability and coefficient theta were used.

    Results

    The results of exploratory factor analysis indicated three factors of experience, deliberation and social integration and the results of confirmatory factor analysis indicated good fitness of the model. In addition, significant correlations were observed between the obtained factors and the Resilience and Depression, Anxiety, Stress scales, which confirm the convergent and divergent validity of the Psychological Adaption Scale. The reliability of the scale was calculated by using the Cronbach's alpha coefficient was 0.95 for the whole scale, and 0.86-0.94 for its factors. Further, it ranged 0.87 to 0.93 for the composite reliability of the factors and 0.94 for coefficient theta for the whole scale.

    Conclusion

    In general, the results of this study indicated that the Persian version of Psychological Adaptation Scale includes three factors, which has appropriate reliability and validity for application in psychological studies conducted for Iranian samples.

    Keywords: Psychological Adaptation Scale, Validity, Reliability, Factor structure
  • Noorellah Yousefi, Alireza Pirkhaefi*, Ahmad Borjali Pages 139-153
    Introduction

    Values are central elements of the personality and constructive blocks of good life and are considered as criteria for guiding thought and practice. The purpose of the present study was to investigate the psychometric properties (reliability and validity) of the portrait values questionnaire.

    Method

    This research was a descriptive-analytic study that was a confirmatory factor analysis and correlation analysis. The sample consisted of 300 student teachers in Tehran who were selected by available sampling method and completed Portrait Values Questionnaire and value in action.

    Results

    The results of exploratory factor analysis revealed ten factors which in total, explained 12.43% of the total variance of the questionnaire. The results of exploratory factor analysis revealed ten factors which in total, explained 74/12% of the total variance of the questionnaire. The results of the confirmatory factor analysis, in addition to confirming the results of exploratory factor analysis, showed that these ten factors ultimately affect the two factors of general orientation social- focused and person-focused.  The reliability of the questionnaire was obtained by Cronbach's alpha (α = 0.91) and test-retest test (0.89). Also, the positive relationship between the factors of this questionnaire and the values in action questionnaire confirmed the convergent validity of the questionnaire.Discussion and

    Conclusion

    The results of this study showed that this questionnaire has good psychometric properties for measuring personal values in non-clinical group.

    Keywords: Personal Values, Reliability, Exploratory Factor Analysis, Confirmatory Factor Analysis, Convergent Validity
  • Qazaleh Niroomandan, Ghasem Ahi* Pages 155-167
    Introduction

    This study aimed to examine the factor structure, reliability and validity of the compassion competence scale.

    Methods

    In a descriptive study with exploratory factor analysis, 330 nurses in government hospitals in Mashhad were selected by cluster sampling method and completed compassion competence scale (2010) and Professional Quality of Life Scale (2010). Data were analyzed by SPSS-22 software. Reliability coefficient of scale was calculated through Cronbach's alpha coefficient and retest method and validity of scale was calculated through construct validity (exploratory factor analysis method, criterion validity and internal consistency). To investigate the relationship between scores of compassion competence and professional quality of life, Pearson's correlation coefficient was used

    Results

    Results of exploratory factor analysis extracted three-factor structure that explained 53.60% of the total variance. The first factor with factor load of 5.33, second factor with factor load of 2.59 and third factor with factor load of 1.32 were named communication, sensitivity and insight, respectively. Retest reliability coefficients for the three factors were obtained 74.0, 69.0 and 80.0 and Cronbach's alpha coefficients were obtained 81.0, 76.0 and 90.0 respectively. In investigation of internal consistency, correlation between total score of compassion competence and aforementioned subscales were obtained 76.0, 77.0 and 81.0, respectively (P<0.01). In addition, the correlation between score of compassion competence with burnout and secondary traumatic stress components was negative and significant and with compassion satisfaction was positive and significant (P<0.01).Discussion and

    conclusion

    The findings of this study confirmed the three-factor structure obtained by Li and Semnon (2016) and provided practical advices to nurses and responsible organizations, for using this scale.

    Keywords: compassion, compassion competence
  • Fatemeh Akhavan Abiri, MohammadReza Shairi* Pages 169-195
    Introduction

    One of the psychological instruments occupied for numerous clinical and research applications is SCL-90-R. Using this instrument needs to investigate psychometric properties in clinical and non-clinical samples. On the other hand, using short versions of SCL-90-R has been developed because of time consuming to fulfill the original version. One of these short versions is BSI-53. So, the aim of this research has been determining the psychometric properties of the SCL-90-R and BSI-53 in a non-clinical sample in Iran.

    Method

    To achieve this aim, the comparison between some common Persian translations of SCL-90-R and the original version was conducted. Afterwards, the final translated version of ScL-90-R got ready. Then SCL-90-R was conducted on a sample of 513 bachelor, master and M.D. students of Shahed University. In order to calculate the coefficient of retesting the both tools, a sample of 44 students selected randomly and the tools were conducted in accordance with the period of two weeks for the second time. To check convergent validity of the tools, the following questionnaires were used: DASS-21, BAI, BDI-II, GHQ-28, GAD-7, PANAS, religious orientation questionnaire (Shams), BFNE, RSES and SHAI-18. To investigate the construct validity of the SCL-90-R and BSI-53, the confirmatory factor analysis was used.

    Results

    The results of the data analysis indicated acceptable and significant values of validity and reliability for both 9 and 10 dimensions of SCL-90-R and BSI-53 in non-clinical samples. Both 9 and 10 factor Structure of both SCL-90-R and BSI-53 were also confirmed through CFA on non-clinical samples. Discussion and

    Conclusion

    Based on the research findings, the SCL-90-R and its short version BSI-53 can be used in psychological research and clinical efforts. Altough the current results are novel and notable, it is essential to examine psychometric properties in clinical samples.

    Keywords: Validity, reliability, factor analysis, SCL-90-R, BSI-53, symptom checklist
  • Hojjatollah Farahani*, Rasoul Roshan Pages 197-212

    Although Scale development is a common work in behavioral and psychological research, many of them are not adequately exact and perfect. Designing and validating a scale is not only straightforward but also it is an onerous and unfamiliar process. This process requires accuracy and exactness. Therefore, the purpose of this paper was to concisely review the step by step process of scale development.  The required and ignored phases and steps of current scale development research, they can be used to all researchers especially the novice. This paper focused on both theoretical basis and practical steps. The Authors tried to stay away from theoretical superficiality and practical ignorance

    Keywords: scale development, psychometrics evaluation, tests of validity, tests of reliability, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis, content validity, item reduction, tests of dimensionality