فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال سی و یکم شماره 2 (اردیبهشت 1399)
  • سال سی و یکم شماره 2 (اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمداحسان تقوی زاده یزدی، جلیل خارا، محمدرضا حسیندخت، حمیدرضا صادق نیا، صدیقه اسماعیلی زاده بهابادی، محمدصادق امیری، مجید درودی* صفحات 75-81
    پیش زمینه و هدف

    گیاهان به علت خواص احیا کنندگی و شیمیایی آنها در متابولیت های ثانویه مانند فنل ها، فلاونوییدها و دیگر ترکیبات زیستی فعالیت آنتی اکسیدانی بالایی را دارا می باشند.Rheum turkestanicumJanisch  گیاهی از خانواده Polygonaceae است که در استان خراسان به طور گسترده ای برای دیابت استفاده می شود. در این پروژه که بخشی از یک طرح ملی است، میزان سطوح نسبی فعالیت آنتی اکسیدان، فنل تام، فلاونویید تام، آنتوسیانین تام و محتوای قندهای محلول و غیر محلول در Rheum turkestanicum    اندازه گیری شده است.

    مواد و روش کار

     بخشی از شاخه هایRheum turkestanicum از منطقه درگز واقع در شمال شرق ایران جمع آوری و سپس در دمای اتاق خشک شدند. بخش هوایی گیاه سپس توسط آسیاب به حالت پودر درآمد و پنج گرم از پودر گیاهی با 300 میلی لیتر آب دیونیزه ترکیب و مخلوط حاصل پس از 24 ساعت و با استفاده از کاغذ صافی واتمن شماره یک صاف گردید. تعیین مقادیر فنول تام، فلاونویید تام، آنتوسیانین، قندهای محلول و ویژگی آنتی اکسیدانی عصاره آبی به ترتیب از طریق روش های استاندارد فولین شیکالتو، رنگ سنجی کلرید آلومینیوم، واگنر، فنول اسید سولفوریک، DPPH و با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتری انجام شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از این پروژه نشان داد مقدار اسیدهای فنلی و فلاونویید کل موجود در گیاه Rheum turkestanicum  به ترتیب با 123.8 و 116 میلی گرم/گرم وزن خشک در مقایسه با سایر ترکیبات زیستی در بالاترین سطح قرار داشت. همچنین ویژگی آنتی اکسیدانی عصاره گیاه 6.42 میلی گرم/گرم وزن خشک اسید آسکوربیک محاسبه شد.

    بحث و نتیجه گیری

     این واقعیت نشان می دهد که اسیدهای فنولیک و فلاونوییدها نقش اصلی را در خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد دیابتی در گیاه Rheum turkestanicum دارند. همچنین نتایج طرح نشان میدهد گیاه Rheum turkestanicum به خاطر دارا بودن مقادیر بسیار بالای متابولیت های ثانویه نظیر فنل ها و فلاونوییدها میتواند به عنوان منبع مهم آنتی اکسیدان ها در صنایع غذایی و دارویی به کار رود.

    کلیدواژگان: Rheum turkestanicum، اسیدهای فنولیک، فلاونوئید، فعالیت آنتی اکسیدانی
  • آرمین حسن زاده اینالو، جواد اشرفی هلان، زهرا آقازاده، مرضیه آقازاده، رضا رهبرقاضی، رویا صالحی* صفحات 82-97
    پیش زمینه و هدف

    زیست سازگاری به معنی نبود مطلق سمیت سلولی نیست. درصورتی که ماده ایمپلنت شده عملکرد خود را در بدن ایفا کند و فعل وانفعالات بین مواد و سلول انجام شود و اندام موردنظر عملکرد طبیعی خود را حفظ کند طوری که واکنش عمومی بدن نیز طبیعی باشد ماده موردنظر زیست سازگار است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات هیستولوژیک، ایمونولوژیک و بیوشیمیایی به تزریق زیر جلدی هیدروژل های کلاژن+PCL-PEG-PCL، ژلاتین+PCL-PEG-PCL و آلژینات+PCL-PEG-PCL جهت تزریق به صورت زیر جلدی در موش بعد از گذشت 30 روز می باشد.

    مواد و روش کار

    داربست ها با روش فریزدراینگ تهیه شده با استفاده از روش های FTIR مشخصه یابی شد. 500 میکرولیتر داربست هیدروژلی به ناحیه dorsal flank موش سوری نژاد Swiss CD1 تزریق شد. حیوانات به گروه های شاهد، کلاژن+PCL-PEG-PCL، ژلاتین+PCL-PEG-PCL و آلژینات+PCL-PEG-PCL تقسیم شدند. موش ها بعد از 30 روز جهت بررسی زیست سازگاری داربست با استفاده از اوردز داروی بیهوشی دی اتیل اتر یوتنایز شدند. پوست، کبد و کلیه حیوانات جهت مطالعات هیستوپاتولوژیک، بیان ژن و آنزیمی نمونه برداری شدند.

     یافته ها

     در این مطالعه داربست هیدروژلی ترکیبی به خوبی ساخته شده سپس مشخصه یابی شد.. نسبت آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) به آلانین آمینوترانسفراز (ALT) می تواند آسیب کبدی را از سایر احتمالات تمییز نماید. در گروه ها در بررسی آنزیمی نسبت AST به ALT در گروه آلژینات+ PCL-PEG-PCL بالاتر از سایر موارد است (9/2 برابر گروه کنترل) ولی باوجود اختلاف، بین گروه ها اختلاف معنی داری (آنالیز بیوشیمیایی خون) ازلحاظ آماری معنی دار نبود مشاهده نشد. در مطالعه حاضر در گروه کنترل و کلاژن+ PCL-PEG-PCL میزان بیان ژن اینترلوکین 10، چهار برابر کم تر از گروه های آلژینات+ PCL-PEG-PCL و ژلاتین + PCL-PEG-PCL است که اختلاف در سطح معنی دار می باشد (0.001>P). ژن های SOD، CAT و CD31، در گروه PCL-PEG-PCL+ آلژینات به ترتیب 8/10، 3/3 و 5/3 برابر بیان بیشتری را نسبت به ژن بتا اکتین نشان دادند و تفاوت معنی داری نسبت به سایر گروه های موردمطالعه نشان داد (0.001>P). در بررسی هیستوپاتولوژیک در بازرسی خارجی و بررسی ماکروسکوپیک اندام ها، نشانه ای از بروز عوارض سیستمیک از قبیل شوک، سپتی سمی، توکسمی و یا واکنش های التهابی گسترده در هیچ یک از گروه ها مشاهده نشد.

     بحث و نتیجه گیری

     با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که داربست ترکیبی کلاژن+PCL-PEG-PCL عوارض کم تری نسبت به سایر گروه ها داشته است. احتمالا داربست (کلاژن+PCL-PEG-PCL) زیست سازگار محسوب شده و قابلیت استفاده در مطالعات آتی جهت انتقال دارو، سلول و فاکتورهای رشد را دارا می باشد و می توان به عنوان داربست مناسب در مهندسی بافت (پوست واستخوان) استفاده کرد.

    کلیدواژگان: داربست تزریقی، کلاژن، ژلاتین، آلژینات، زیست سازگار، هیستوپاتولوژیک، تزریق زیر جلدی
  • لادن واقف*، فاطمه سلطانی مارگانی، حسن بافنده قراملکی صفحات 98-106
    پیش زمینه و هدف

    نقص در کارکردهای شناختی همچون توجه از علایم رایج افسردگی می باشد. هدف از پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز (tDCS) بر توجه افراد مبتلا به افسردگی بود.

    مواد و روش کار

     سی نفر از افراد دارای اختلال افسردگی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه تقسیم شدند. به منظور بررسی اثر تحریک الکتریکی بر توجه، گروه آزمایش تحریک آندی tDCS با شدت 2 میلی آمپر طی 10 جلسه 20 دقیقه ای دریافت کردند، درحالی که الکترود آند بر روی ناحیه DLPFC چپ و الکترود کاتد بر روی ناحیه اوربیتوفرونتال راست قرار داده شده بود.. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. آزمودنی ها پیش از اعمال مداخله و پس از مراحل tDCS، توسط آزمون استروپ کلاسیک مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که اعمال تحریک آندی tDCS موجب کاهش نمره تداخل (01/0=p) در افراد مبتلا به افسردگی می شود.

    بحث و نتیجه گیری

     بنابراین یافته های به دست آمده حاکی از این است که تحریک الکتریکی tDCS سبب بهبود توجه از طریق کاهش اثر تداخل در افراد مبتلا به افسردگی می شود. لذا tDCS به عنوان یک مداخله غیردارویی بی ضرر بهبود عملکرد توجه در کنار سایر روش های ذرمانی می تواند به کار رود.

    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای tDCS))، توجه، افسردگی
  • عبدالله گراوند، نرجس خاتون شعبانی صدر، علی محمد فروغمند*، ایمان موسوی نسب، سنا شفی دل پور صفحات 107-118
    پیش زمینه و هدف

    دیابت نوع دو، یک بیماری چند عاملی با سبب شناسی پیچیده است و یکی از پرهزینه ترین بیماری های مزمن زمانه ما به شمار می آید. از میان تمام ژن های مرتبط با دیابت نوع دو، واریانت های ژن  TCF7L2 به عنوان قوی ترین عوامل خطر ژنتیکی برای این بیماری در قومیت های مختلف شناسایی شده اند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی همراهی پلی مورفیسم های ژنrs290487) TCF7L2 ، rs11196205، rs7903146 و (rs12255372 با خطر ابتلا به بیماری دیابت نوع دو در جمعیت استان خوزستان می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه همراهی که به صورت مورد- شاهدی انجام شد، 146 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و 146 فرد سالم مورد بررسی قرار گرفتند. تعیین ژنوتیپ برای پلی مورفیسم های rs290487 و rs11196205 با استفاده از تکنیک Tetra-Primer ARMS-PCR و برای پلی مورفیسم های rs7903146 و rs12255372 توسط تکنیک PCR-RFLP انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS v.25  انجام گرفت.

    یافته ها

    برای پلی مورفیسم rs290487 ، ژنوتیپ TT و TC در هر دو  گروه بیمار و شاهد مشاهده نشد و تمام افراد تنها ژنوتیپ  CC را نشان دادند. آلل C از پلی مورفیسم rs11196205 با  دیابت نوع دو همراهی نشان داد (046/0)P-value = . در پلی مورفیسم های rs7903146  و rs12255372  تفاوت معنی داری در فراوانی ژنوتیپی و فراوانی آللی بین گروه بیمار  و گروه شاهد مشاهده نشد. تجزیه و تحلیل هاپلوتایپ های ژن TCF7L2 با استفاده از نرم افزار PHASE انجام گرفت و تفاوت معنی داری برای توزیع هاپلوتایپی بین گروه شاهد و گروه بیمار مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج ما نشان می دهد که همراهی معنی داری بین پلی مورفیسم rs11196205 و دیابت نوع دو در جمعیت مورد مطالعه، وجود دارد، اماهیچ ارتباطی بین پلی مورفیسم های دیگرrs290487) ، rs7903146 و (rs12255372 با دیابت نوع دو مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، ژن TCF7L2، هاپلوتایپ، rs7903146، rs12255372، rs11196205، rs290487
  • سارا صادقی محمدی، محمدرضا دین محمدی*، اصغر جعفری روحی، سقراط فقیه زاده صفحات 119-129
    پیش زمینه و هدف

    تروما یک چالش مهم برای سلامت عمومی است. شیوع هیپوترمی در بیماران تروما زیاد است و تشخیص سریع برای جلوگیری از پیامدهای مضر بیشتر اهمیت دارد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر بازنشستگی درنتیجه آسیب، شدت آسیب و گازهای خون شریانی بیماران تروما بود.

    مواد و روش ها

     در این کارآزمایی بالینی تصادفی، حجم نمونه شامل 96 بیمار مبتلا به تروما مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان آیت الله موسوی زنجان (50 نفر در گروه شاهد و 46 نفر در گروه مداخله) بودند. پس از تصویب مطالعه و تایید کمیته اخلاق (کد ZUMS.REC.1396.163)، بیماران پس از اعمال معیارهای ورود و خروج به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل (تحت مراقبت روزمره) تقسیم شدند. مداخله به صورت بسته کنترل دما است که شامل چندین استراتژی خنثی کننده به عنوان پوشش کامل بیمار تروما با کلاه، پتو و مایعات داخل وریدی گرم شده (بین 38 تا 41 درجه سانتی گراد) است. اندازه گیری نتیجه اولیه شامل مشخصات دموگرافیک و بالینی، علایم حیاتی و گاز خون شریانی و تغییر از پایه در انتهای روش بود. این پارامترها هر 15 دقیقه برای ساعت اول و سپس 6 ساعت بعدازآن ثبت شد تا بیمار از بخش اورژانس منتقل شود. نتیجه (زنده مانده، مرده) پس از جبران مجدد در بیماران تروما مشخص شد.

    یافته ها

     تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که میانگین دمای گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله به ترتیب 26/0 6 04/0 و 04/0 و 31/0 /0 04/36 درصد بود که ازنظر آماری معنی دار نبود (250/0 = p). میانگین دمای گروه مداخله و کنترل شش ساعت بعد از مداخله به ترتیب 26/0 83 83/36 و 26/0 5 5/36 درصد بود که ازنظر آماری معنی دار بود (P <0/001). با توجه به اندازه گیری پارامترهای فیزیولوژیکی (HR، SBP و RR) در فواصل زمانی تعیین شده با روش اندازه گیری مکرر، نتایج ازنظر آماری معنی دار بود و روند در گروه مداخله نتیجه بهتری را نشان می داد. شدت آسیب آناتومیکی (ISS) در گروه مداخله کمتر از گروه کنترل بود (040/0 = p). دو گروه مداخله و کنترل ازنظر پارامترهای گازهای خون شریانی (pH، PaCo2 و BE) قبل از مداخله (09/0 = p) در مقایسه با مداخلات بعد از 6 ساعت (093/0 = p) و 12 ساعت (0/0 = p) / 421) متفاوت بودند. ازنظر آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد، اما قبل از مداخله اختلاف معنی داری بین PaO2 و SaO2 مشاهده شد (005/0 = p).

    نتیجه گیری

     دو حالت محافظت از دما به طور مساوی دمای بدن را در بیماران تروما در بیمارستان بستری بدون عارضه حفظ می کند. شواهد حاصل از مطالعه ما نشان می دهد که جابجایی مجدد می تواند در ایجاد تعادل در برخی از گازهای خون شریانی و پارامترهای فیزیولوژیک در بیمار تروما موثر باشد. بااین حال، این موضوع باید به طور جداگانه در مطالعات بعدی بررسی شود.

    کلیدواژگان: هیپوترمی، خنثی سازی، تروما، مرگ ومیر
  • بهزاد رحیمی، رضا حاجی زاده*، علی سلیمانی، فرشاد امینی صفحات 130-136
    پیش زمینه و هدف

    درد سینه و تنگی نفس فعالیتی عمدتا علامت شایع در بیماران با تنگی عروق کرونر در نظر گرفته می شود و در بیماران  با اکتازی کرونر بررسی های محدودی صورت گرفته است. در این مطالعه یافته های فوق در بیماران با اکتازی عروق کرونر در بیماران منطقه آذربایجان موردبررسی قرار می گیرد.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه مقطعی از شهریور 1394 تا شهریور 1397 بیماران آنژیوگرافی شده در بیمارستان آیت الله طالقانی ارومیه بررسی شدند.  معیار خروج از مطالعه داشتن تنگی کرونر در یک یا چند رگ بیشتر از 70 درصد بود. آنژیوگرافی کرونر بیماران و عروق درگیر و همچنین یافته های دموگرافیک استخراج گردید. شدت اکتازی کرونر بر اساس طبقه بندی Markis سنجیده شد.

    یافته ها

     فراوانی درد سینه در اکتازی تیپ یک تا چهار به ترتیب 3/25 ، 14 ، 7/30 و 30 درصد بود. (P=0.592) همچنین فراوانی تنگی نفس در اکتازی تیپ یک تا چهار به ترتیب 7/27 ، 5/14 ، 1/24 ، 7/33 درصد بود. (P=0.270) اکتازی نوع 3 با 7/30 درصد شایع ترین نوع اکتازی بود. اکتازی نوع 1 بیشتر در مردان و اکتازی نوع 3 بیشتر در زنان دیده شد که ازنظر آماری معنی دار بود. (p=0.04) شیوع اکتازی در LAD نسبت به سایر عروق کرونر بیشتر بود.

    بحث و نتیجه گیری

     شیوع انواع اکتازی عروق کرونر در جنس مرد و زن متفاوت است. بین درد سینه و تنگی نفس و شدت اکتازی کرونر ارتباط واضحی مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: اکتازی کرونر، درد سینه، تنگی نفس، بیماری کرونر قلبی
  • نرگس انسان، اسحاق رحیمیان بوگر*، سیاوش طالع پسند، فریبرز استیلایی صفحات 137-145
    سابقه و هدف

    خستگی یکی از شایع ترین مشکلات بیماران مبتلا به ام.اس است که اثرات منفی بسیاری بر زندگی آنها دارد. پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر شدت خستگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس پرداخت.

    مواد و روش ها

    طرح پژوهش آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری کلیه زنان و مردان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بودند که در بهار 1396 با تشخیص مولتیپل اسکلروزیس به انجمن ام اس نیشابور مراجعه نمودند. نمونه شامل 47 نفر از بیماران بودند. روش نمونه گیری در دسترس و  سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (22 نفر) و گواه (25 نفر) جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه شدت خستگی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. فرمول نمونه گیری بر اساس G-POWER، اندازه اثر و توان آماری آزمون بود.

    یافته ها

    نتایج آزمون تک متغیره در مورد اثر زمان حاکی از آن است که اثر زمان بر روی مولفه خستگی (001/0 =P و 82/59 = F معنی دار است. در خصوص اثر تعاملی زمان و گروه نیز مشخص شد که اثر تعاملی زمان و گروه بر مولفه خستگی معنی دار است (001/0 =P و 58/35=F).

    استنتاج

    نتایج حاصل نشان داد که ذهن آگاهی به صورت معناداری موجب بهبود خستگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شد. این یافته ها در پیگیری نیز پایدار بود.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، خستگی، مولتیپل اسکلروزیس
  • سولماز بابایی* صفحات 146-157
    زمینه و هدف

    سندرم تخمدان پلی کیستیک یکی از شایع ترین اختلالات غدد درون ریز است در نتیجه،روش های درمانی با عوارض کم یا بدون عوارض از جمله گیاهان دارویی و تمرینات ورزشی اهمیت ویژه ای دارند لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس و مکمل دهی زنجبیل بر سندرم تخمدان پلی کیستیک زنان بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود.40 زن مبتلا به سندرم پلی کیستیک به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به چهار گروه شامل کنترل، تمرین پیلاتس، ترکیبی(تمرین+ مکمل زنجبیل) و مکمل زنجبیل تقسیم شدند. گروه های مداخله ی تمرینی، تمرینات پیلاتس را به مدت 12 هفته انجام دادند و گروه های مکمل روزانه سه کپسول یک گرمی زنجبیل مصرف کردند. قبل و پس از 12 هفته مداخله سطح پلاسمایی LH,FSH,، SHBG، تستوسترون و انسولین اندازه گیری شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار spss  و روش آماری تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی Tukey با سطح معنی داری 5 درصد تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سطح (05/0<P) LH، تستوسترون (05/0<P) و انسولین (05/0<P) در سه گروه مداخله تمرین پیلاتس، مکمل زنجبیل و گروه ترکیبی نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است و شاخص های (05/0<P) FSH  و (05/0<P) SHBG در گروه های مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشته است. در واقع یافته ها حاکی از اثر مداخلات بر شاخص های مورد بررسی است در حالیکه مداخله ترکیبی بیشترین تاثیر را داشته، بین گروه تمرین و زنجبیل در شاخص ها تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P).

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرینات پیلاتس و مکمل دهی زنجبیل میتواند اثرات مفیدی در کارکرد تخمدان ها داشته باشد و به عنوان یک روش درمانی جهت بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تمرین ات پیلاتس، سندرم تخمدان پلی کیستیک، زنجبیل، زنان
|
  • MohammadEhsan Taghavizadeh Yazdi, MohammadReza Housaindokht, HamidReza Sadeghnia, Sedigheh Esmaeilzadeh Bahabadi, MohammadSadegh Amiri, Majid Darroudi* Pages 75-81
    Background & Aims

    Plants contain high antioxidant activities due to their redox and the chemical properties are affluent in secondary metabolites such as phenols, flavonoids, and other components. Rheum turkestanicum Janisch is a plant from polygonaceae that is widely used for diabetes. At this project that is a part of national thesis, relative levels of antioxidant activity, total phenols, total flavonoid, total anthocyanin, soluble and non-soluble sugar content of Rheum turkestanicum were measured.

    Materials & Methods

    The shoots of Rheum turkestanicum were collected and verified from Dargaz region in north-east of Iran and then they were dried at room temperature. The aerial portion of the plant was powdered by grinding, and five grams of the herbal powder were mixed with 300 mL of deionized water and after 24 h, the resulting mixture was filtered using Whatman No. 1 filter paper. Determination of total phenol, total flavonoid, anthocyanin, soluble sugars and antioxidant properties of aqueous extract was performed by standard Folin chicaletto, aluminum chloride colorimeter, Wagner, phenolic sulfuric acid, DPPH methods using a spectrophotometer.

    Results

    The results of this project showed that the amount of total phenolic and flavonoid acids in Rheum turkestanicum extract was high at 123.8 and 116 mg/g dry weight, respectively. DPPH scavenging activity was observed to be 6.42 mg/g dry weight of ascorbic acid. The results of this project showed that DPPH scavenging activity was observed to be 6.42 mg/g ascorbic acid dry weight. Total phenolic acid and total flavonoid content of the investigated Rheum turkestanicum were higher in comparison to other components.

    Conclusion

    This fact indicates that phenolic acids and flavonoids play a major role in the antioxidant and anti-diabetic properties of Rheum turkestanicum. The results also indicate that Rheum turkestanicum can be used as an important source of antioxidants in the food and pharmaceutical industries due to its high levels of secondary metabolites such as phenols and flavonoids.

    Keywords: Rheum turkestanicum, antioxidant activity, phenols, flavonoids
  • Armin Hassanzadeh Inalou, Javad Ashrafihelan, Zahra Aghazadeh, Marziyeh Aghazadeh, Reza Rahbarghazi, Roya Salehi* Pages 82-97
    Background & Aims

    Biocompatibility does not mean the absolute lack of cytotoxicity.  If the implant material performs its function in the body and keeps the interaction between the material and the cell in the body and the organ maintains its normal function, in a way that the general reaction of the body is normal, then we can say the material is biocompatible.  The aim of this study was to evaluate the histological, immunological, and biochemical effects of collagen + PCL-PEG-PCL, gelatin + PCL-PEG-PCL, and alginate + PCL-PEG-PCL in mice after 30 days of subcutaneous injection.

    Materials & Methods

    The scaffolds were prepared by freeze-thinning and characterized using FTIR methods. A 500 μl hydrogel scaffold was injected into the dorsal flank region of a Swiss CD1 mouse. Animals were divided into control, collagen + PCL-PEG-PCL, gelatin + PCL-PEG-PCL, and alginate + PCL-PEG-PCL groups. The mice were euthanized after 30 days to investigate the biocompatibility of the scaffold with the use of antidiabetic drugs. Skin, liver, and kidney were sampled for histopathological investigation, gene expression, and enzyme expression.

    Results

    In this study, a hybrid hydrogel scaffold was well-constructed and characterized. The ratio of aspartate aminotransferase (AST) to alanine aminotransferase (ALT) can distinguish liver damage from other possibilities. In the enzymatic study, the ratio of AST to ALT in the alginate + PCL-PEG-PCL group was higher than the others (2.9 times more than that of the control group). Despite the differences between the groups (blood biochemical analysis), no significant differences were observed in the enzymatic study between the groups. In the present study, in the control and collagen + PCL-PEG-PCL groups, the expression level of interleukin 10 gene was four times lower than the alginate + PCL-PEG-PCL and gelatin + PCL-PEG-PCL groups, and the findings showed significant differences (p <0.001). SOD, CAT, and CD31 genes in the PCL-PEG-PCL + alginate group showed 10.8, 3.3, and 3.5 times more expression than the beta-actin gene, respectively, and demonstrated significant differences compared to the other groups (p <0.001). In histopathological examination of external examination and macroscopic examination of organs, there was no indication of systemic complications such as shock, septicemia, toxemia, or extensive inflammatory reactions in any of the groups.

    Conclusion

    According to the results of this study, it can be concluded that the combination scaffold of collagen + PCL-PEG-PCL has fewer complications than other groups. The scaffold (collagen + PCL-PEG-PCL) is likely to be biocompatible and has the potential for future studies to transfer the drug, cell and growth factors and it can be used as a suitable scaffold for tissue engineering (skin and bone).

    Keywords: Injectable scaffold, collagen, gelatin, alginate, biocompatible, histopathologic, subcutaneous injection
  • Ladan Vaghef*, Fatemeh Soltani Margani, Hasan Bafandeh Gharamaleki Pages 98-106
    Background & Aims

    Impairment in executive functions such as attention is a common symptom of depression. The purpose of this investigation was to study the effect of transcranial direct current stimulation (tDCS) on attention in patients with depression.

    Materials & Methods

    Thirty subjects diagnosed with depressive disorder who were referred to the Counseling Center of Azerbaijan Shahid Madani University were selected using convenience sampling. Then, the subjects were randomly divided into experimental and sham groups (n=15 per group). In order to investigate the effect of electrical stimulation on attention, the experimental group was exposed to anodal tDCS stimulation. The anode electrode was placed over the left DLPFC and the cathode electrode was placed over the right orbitofrontal cortex. The experimental group received tDCS stimulation with a current intensity of 2 mA, 20 min per session for 10 sessions. All subjects were evaluated before and after the tDCS intervention using classic stroop task. The obtained data were analyzed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that anodal tDCS stimulation resulted in a significant decrease in interference score in the experimental group.

    Conclusion

    According to the findings of the present research, application of anodal tDCS over the left DLPFC improves attention by reducing the interference effect in people with depression. Therefore, tDCS can be used as a safe and non-pharmacological intervention to improve attention in patients with depression.

    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS), Attention, Depression
  • Abdollah Gravand, Shabani Sadr Narjes Khatoun, Ali Mohammad Foroughmand*, Iman Mousavi Nasab, Sana Shafidelpour Pages 107-118
    Background & Aims

    Type 2 diabetes mellitus (T2DM), one of the costliest chronic diseases of our time, is a multifactorial and heterogenic disease with a complex etiology. Among all the T2DM related genes, the SNPs of the transcription factor 7-like 2 (TCF7L2) gene have been recognized as the strongest genetic risk factors for T2DM in different ethnic groups by several studies. The aim of this study was to investigate the possible association between TCF7L2 gene polymorphisms (rs290487, rs11196205, rs7903146, and rs12255372) and the risk of T2DM in a population from Khuzestan province, South-West of Iran.

    Materials & Methods

    In this case-control association study, we studied 146 patients with T2DM and 146 healthy subjects. Genotyping for rs290487 and rs11196205 were done by Tetra-Primer ARMS-PCR and genotyping for rs7903146 and rs12255372 were carried out using PCR-RFLP. Statistical analyses were carried out using SPSS v.25.

    Results

    For rs290487 polymorphism, TT and TC genotypes were not observed in patients and controls, and all of the subjects showed only CC genotype. The C allele of rs11196205 polymorphism was associated with T2DM (OR = 1.393, 95% CI = 1.005-1.932, p-value = 0.046). Two other studied polymorphisms, rs7903146 and rs12255372, had no significant differences in the genotype and allele frequencies between the two groups. Three-variant haplotypes of TCF7L2 gene were analyzed using the PHASE software. There was no significant difference between control group and case group for haplotype distribution.

    Conclusion

    Our results suggest that there is a significant association between rs11196205 polymorphism and T2DM, but no association is observed between the three other polymorphisms (rs290487, rs7903146, and rs12255372) with T2DM in the studied population. Moreover, no risk haplotype is reported in our population.

    Keywords: Association study_TCF7L2 gene_Type 2 diabetes mellitus_rs11196205_rs7903146_rs12255372_rs290487_Haplotype
  • Sara Sadeghi Mohammadi, Mohammadreza Dinmohammadi*, Asghar Jafari Rouhi, Soghrat Faghihzadeh Pages 119-129
    Background & Aims

    Trauma is a major challenge for public health. The prevalence of hypothermia in trauma patients is high and rapid recognition is important to prevent further harmful outcomes. The purpose of this study was to determine the effect of rewarming on injury outcome, injury severity, and arterial blood gases of trauma patients.

    Materials & Methods

    In this randomized clinical trial, the total sample size consisted of 96 patients with trauma referred to the emergency department of Ayatollah Mousavi Hospital in Zanjan (n= 50 in control group and n= 46 in intervention group). After approval of the study and approval of the Ethics Committee (code: ZUMS.REC.1396.163), patients were randomly divided into intervention and control groups (received routine care) after applying entry and exit criteria. The intervention is in the form of the temperature-control package that includes several rewarming strategies as full coverage of the trauma patient with a hat, blanket and warmed intravenous fluids (between 38 and 41 ° C).  The primary outcome measure included demographic and clinical characteristics, vital signs, and arterial blood gas and the change from the baseline at the end of the procedure. These parameters were recorded every 15 minutes for the first hour, then 6 hours later until the patient was transferred from the emergency department. The outcome (survived, dead) after rewarming in trauma patients was determined.

    Results

    Data analysis showed that the mean temperature of the intervention and control group before intervention was 36/04 ± 0/26 and 36/04 ± 0/31, respectively, which was not statistically significant (p =0/250).The mean of the mean temperature of the intervention and control group six hours after the intervention was 36/83 ± 0/26 and 36/53 ±0/26, respectively, which was statistically significant (p <0/001). Considering the measurement of physiological parameters (HR, SBP, and RR) at intervals determined by repeated measures methods, the results were statistically significant and the trend in the intervention group showed a better result. The severity of anatomical injury (ISS) in the intervention group was lower than the control group (p =0/040). Two groups of intervention and control in terms of parameters of arterial blood gases (pH, PaCo2 and BE) before intervention (p =0/097) compared to intervention after 6 hours (p =0/093) and 12 hours (p =0/421) were different. There were no statistically significant differences between the two groups, but before the intervention, significant differences were observed between PaO2 and SaO2 (p =0/005).

    Conclusion

    The two modes of temperature protection equally maintained body temperature in trauma patients during uncomplicated hospitalization. The evidence from our study suggests that rewarming can be effective in creating balance in some arterial blood gases and physiological parameters in the trauma patient. However, this issue should be separately investigated in further studies.

    Keywords: Hypothermia, Rewarming, Trauma, Mortality
  • Behzad Rahimi, Reza Hajizadeh*, Ali Soleimany, Farshad Amini Pages 130-136
    Background & Aims

    Coronary artery ectasia is known as the cause of chest pain and dyspnea. Because of its variable presentations according to the genetic and environmental differences, we studied patients with pure coronary artery ectasia in north-west of Iran.

    Materials & Methods

    Exclusion criteria were established ectasia in one or more coronary arteries without any significant coronary artery stenosis defined as stenosis > 70%. Coronary artery angiography and demographic data of patients were evaluated.

    Results

    The mean age of patients according to the type of ectasia were 54.57±8.65 in type 1, 59.95±9.62 in type 2, 58.91±12.33 in type 3, and 57.46±10.74 in type 4. Type 3 ectasia was the most common type of ectasia (30.7%). Type 1 ectasia was more common in men and type 3 ectasia was more common in women (p=0.04). There wasn’t any significant association between the type of ectasia and the prevalence of dyspnea or chest pain. Coronary artery ectasia was frequently observed in the left anterior descending artery (LAD).

    Conclusion

    The prevalence of coronary ectasia according to its types is different between men and women. There was no association between the extent of ectasia according to Markis classification and the prevalence of dyspnea and chest pain.

    Keywords: coronary ectasia, chest pain, dyspnea, coronary artery disease
  • Narges Ensan, Isaac Rahimian Boogar*, Siavash Talepasand, Fariborz Estilaee Pages 137-145
    Background & Aims

    Fatigue is one of the most common problems in MS patients that has many negative effects on their lives. The current investigation scrutinized the effectiveness of mindfulness-based stress reduction intervention on fatigue severity in patients with multiple sclerosis.  

    Methods and Materials

    The study performed in experimental design with control group and pretest, posttest and follow up. Statistical population was all the men and women suffering from multiple sclerosis with a diagnosis of multiple sclerosis who referred to MS Society of Neyshabur in the spring of 2016. The sample consisted of 47 patients. The sampling method was convenience, and then was randomly divided into two experimental groups (n = 22) and the control (n = 25). Fatigue severity questionnaire was used as the instrument. Repeated measures analysis of variance with mixed-design was used to analyze the data. The sampling formula based on G-POWER included the size of the effect and the statistical power of the test.

    Results

    The results of the univariate test on the effect of time indicated that the effect of time on fatigue was significant (F=59.82, P<0.001). Considering the interactive effect of time and group, it was also found that the interactive effect of time and group on fatigue was significant (F = 35.58, P<0.001).

    Conclusion

    The obtained results revealed that mindfulness significantly improved fatigue in patients suffering from multiple sclerosis. These findings were consistent in the follow-up.

    Keywords: Mindfulness, Stress reduction, Fatigue, Multiple Sclerosis
  • Olmaz Babaei* Pages 146-157
    Background & Aims

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is one of the most common endocrine disruptions. As a result, treatments with little or no side effects such as herbal medicines and exercise have received special attention. The purpose of this study was to investigate the effect of 12-week Pilates training and Ginger supplementation on polycystic ovary syndrome in women.

    Materials & Methods

    In this quasi-experimental study with pre-test and post-test design, 40 women with polycystic ovary syndrome participated in the study voluntarily and they were randomly divided into 4 groups including control, Pilates exercise, combined (Exercise + Ginger supplement), and Ginger supplementation. The exercise intervention groups performed Pilates exercises for 12 weeks and the supplementation group consumed 1 g of ginger capsules three times per day. Plasma levels of LH, FSH, SHBG, testosterone, and insulin were measured before and 12 weeks after intervention. Data were analyzed by SPSS software using covariance analysis and Tukey post hoc test at 5% significance level.

    Results

    The results showed that LH (p<0.05), testosterone (p<0.05), and insulin (p<0.05) levels decreased in the intervention groups compared to the control group. The FSH (p<0.05) and SHBG (p<0.05) indices in the intervention groups were significantly higher than the control group. Also, the findings indicated the effect of treatments on the indices studied (p<0.05). While the combined treatment had the greatest effect, there was no significant difference between the exercise group and ginger supplementation group (p>0.05), except in the weight index that the superiority was observed with the exercise group (p<0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that Pilates training and ginger supplementation can have beneficial effects on ovarian function and it is suggested as a therapeutic method to improve the status of patients with polycystic ovary syndrome.

    Keywords: Pilates training, polycystic ovary syndrome, Ginger, women