فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 72، خرداد و تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسن اشرفی ریزی * صفحات 43-46
  • محمدرضا امتحانی، هادی عبدالعظیمی*، حمیدرضا شاهینی فر صفحات 47-53
    مقدمه

    امروزه افزایش جمعیت و به دنبال آن توسعه کالبدی شهرها، موجب کمبود زیرساخت ها و خدمات شهری در مناطق جدید شهری شده است. پژوهش حاضر با هدف مشخص نمودن نواحی محروم از خدمات درمانی (منطقه 10 شهر شیراز) و مکان یابی بهینه کاربری برای بیمارستان انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع توصیفی بود و با رویکرد شهروند محوری انجام گردید. اطلاعات مورد نیاز نیز از طرح تفصیلی منطقه به دست آمد. با طراحی پرسش نامه، از 10 نفر متخصصان حوزه سلامت و برنامه ریزی شهری درخواست شد تا به 3 معیار و 10 زیرمعیار امتیاز دهند و ارجحیت هر کدام از معیارها را مشخص نمایند. به منظور مکان یابی بهینه، از تحلیل سلسله مراتبی و سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS (Geographic Information System) استفاده گردید.

    یافته ها

    تجمع بسیار زیاد کاربری بهداشتی- درمانی در مرکز شهر شیراز باعث شده است که مناطق شمال غربی و جنوب شرقی با کمبود کاربری درمانی مواجه باشند. پس از بررسی معیارها و زیرمعیارها، بهترین موقعیت های مکانی جهت احداث بیمارستان پیشنهاد گردید.

    نتیجه گیری

    توزیع خدمات شهری و به ویژه خدمات درمانی، باید به گونه ای باشد که عدالت فضایی رعایت گردد. اراضی بایر و زمین های اوقافی، نزدیکی به معابر درجه یک و محدوده های با تراکم جمعیتی بالاتر، به عنوان موقعیت های برتر جهت مکان یابی بیمارستان ها پیشنهاد شد.

    کلیدواژگان: موقعیتهای جغرافیایی، بیمارستان ها، مدیریت سلامت جمعیت، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی
  • زهرا شوندی، سید مجتبی سجادی*، رویا سلطانی صفحات 54-59
    مقدمه

    از جمله شاخص های اصلی ارزیابی کیفیت خدمات در مراکز درمانی، مدت زمان انتظار بیماران است. طولانی شدن فرایند درمان می تواند سبب شود که بیماران سیستم را قبل از اتمام درمان و با رضایت شخصی ترک نمایند. هدف از انجام پژوهش حاضر، زمان سنجی و مدل سازی خدمات یک مرکز اورژانس و بهبود فرایند درمان با استفاده از شبیه سازی گسسته- پیشامد DES (Discrete-Event Simulation) به منظور کاهش زمان انتظار بیماران و کاهش تعداد ترخیص با رضایت شخصی بیماران با وجود توصیه پزشک DAMA (Discharged Against Medical Advice) بود.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع تحلیلی- توصیفی و جامعه آماری شامل بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان خاتم النبیاء تهران در پاییز سال 1397 بود. داده ها با استفاده از پرسش نامه و مصاحبه حضوری و تلفنی با متخصصان و پژوهشگران جمع آوری گردید. محتوای فرم های مورد استفاده شامل زمان ورود بیمار و زمان شروع و پایان دریافت خدمات در بخش ها و واحدهای گوناگون بود. در مرحله بعد، داده ها در نرم افزار شبیه سازی Arena مدل سازی گردید. در نهایت، سناریوهای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و بهترین سناریو از بین آن ها انتخاب شد.

    یافته ها

    بررسی 7 سناریوی پیشنهاد شده نشان داد، سناریوی هفتم که تلفیقی از شش سناریوی پیشنهادی دیگر بود، سیستم درمانی را بهبود می بخشد. در این سناریو، هزینه ارزش افزوده با افزایش اندک از 399807373 در مدل اولیه به 401561100 در سناریوی هفتم و با کاهش چشمگیر هزینه انتظار از 2494256 واحد پولی در مدل اولیه به 16472202 واحد پولی در سناریوی هفتم تغییر کرد که در مقایسه با سایر سناریوها ، در کاهش هزینه کل موثرتر می باشد و موجب تنزل آن از 649228933 واحد پولی در مدل اولیه به 418033302 واحد پولی در سناریوی هفتم می گردد که در نهایت، سبب طبقه بندی مناسب جریان کار و بهبود شاخص های عملکردی مورد بررسی می شود.

    نتیجه گیری

    با تغییر منابع و تخت های تخصیص یافته به بیماران (مقدار بهینه)، می توان گام های موثری در جهت ارایه خدمات بهتر به بیماران، رفع نارضایتی آن ها، کاهش تعداد ترخیص بیماران DAMA و زمان انتظار آنان برداشت.

    کلیدواژگان: ترخیص بیمار، رضایت شخصی، شبیه سازی گسسته-پیشامد
  • علی رشیدپور، محمد اکبری، سمیه مهدیان * صفحات 60-63
    مقدمه

    با توجه به این که ضرورت انتخاب و انتصاب مدیران بیمارستان ها، یکی از اهداف مهم نظام سلامت محسوب می گردد، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان امکان سنجی استقرار نظام جانشین پروری با در نظر گرفتن شایستگی در میان مدیران بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1398 انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع توصیفی- پیمایشی بود. 102 نفر از مدیران مراکز آموزشی- درمانی، بیمارستان ها، شبکه های بهداشت و درمان، مدیران و روسای منابع انسانی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود. پس از تایید روایی مقیاس، پایایی آن به وسیله ضریب Cronbach's alpha، بالاتر از 7/0 برآورد و تایید گردید. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    امکان استقرار نظام جانشین پروری با رویکرد شایستگی از لحاظ وجود و تشخیص شایستگی های مورد نیاز، وضعیت موجود آموزش و بهسازی، نحوه ارزیابی عملکرد و جبران خدمات، در میان مدیران بیمارستان ها در حد متوسط وجود داشت. همچنین، امکان استقرار نظام جانشین پروری با رویکرد شایستگی از جنبه های «برنامه ریزی و پیش بینی، نحوه کارمندیابی، وضعیت خدمات رفاهی و نگهداشت» در میان مدیران بیمارستان ها وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج به دست آمده سیاست گذاران نظام سلامت را متوجه اهمیت توجه به شایستگی ها در امر جانشین پروری مدیران بیمارستان ها می نماید و از این طریق بستری جهت افزایش کارایی و اثربخشی در بیمارستان ها فراهم می گردد.

    کلیدواژگان: مدیران بیمارستان، شایستگی، جانشین پروری، ایران
  • علی اکبر خاصه*، افشین موسوی چلک، عاطفه شهیدی مقدم صفحات 64-72
    مقدمه

    شناخت وضعیت موجود و مقایسه فعالیت های پژوهشی در موضوعات مختلف، باعث شده است که امروزه ارزیابی فعالیت های پژوهشی با استفاده از فنون علم سنجی از اهمیت خاصی برخوردار باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل هم واژگانی و هم نویسندگی مقالات منتشر شده در مجله «مدیریت اطلاعات سلامت» طی سال های 97-1388 انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع علم سنجی بود و داده های آن از «نمایه استنادی علوم ایران» استخراج گردید. جامعه تحقیق شامل 807 مقاله منتشر شده در مجله «مدیریت اطلاعات سلامت» طی بازه زمانی 10 ساله (97-1388) بود.

    یافته ها

    دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با 236 مقاله، رتبه اول تولید مقالات مجله مدیریت اطلاعات سلامت را به خود اختصاص داد. بیش از 94 درصد مقالات به صورت گروهی نگارش یافته بود. محمدحسین یارمحمدیان بالاترین امتیاز را از نظر مرکزیت های هم نویسندگی کسب کرد. کلید واژه «بیمارستان ها» پرتکرارترین کلید واژه مجله مدیریت اطلاعات سلامت بود. خوشه بندی موضوعی مقالات مجله حاکی از وجود 7 خوشه موضوعی «عملکرد و خدمات بیمارستانی، مدیریت دانش در دانشگاه ها، سیستم اطلاعات بیمارستانی، مطالعات سنجش کمی اطلاعات سلامت، شاخص های سلامت بهداشت، مدیریت و فن آوری اطلاعات سلامت و کیفیت مراقبت های بهداشتی در بیمارستان ها» بود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد رویکرد همکاری علمی میان نویسندگان در تولید آثار علمی خوب است، اما تعداد زیادی از نویسندگان دارای حداقل تعداد تولید آثار علمی هستند. همچنین، تعداد کمی از موسسات و دانشگاه های تولید آثار علمی در حوزه مدیریت اطلاعات سلامت بسیار فعال هستند. به جزء خوشه «مدیریت دانش در دانشگاه ها»، تمام خوشه های موضوعی به دست آمده، با محورهای موضوعی مجله هم راستا می باشند.

    کلیدواژگان: علم سنجی، مدیریت اطلاعات سلامت، هم تالیفی، هم رخدادی واژگان، تحلیل استنادی، شاخص های مرکزیت
  • فرشته منوچهری منزه، خلیل کیمیافر، مجتبی اسماعیلی، معصومه سرباز * صفحات 73-79
    مقدمه

    سرطان پستان، شایع ترین و دومین علت مرگ و میر در زنان 35 تا 55 ساله است و دانش بیماران نقش بسزایی در مدیریت این بیماری و کنترل عوارض جانبی ناشی از درمان آن دارد. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، سنجش دانش، آگاهی و منابع اطلاعاتی بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود.

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت پیمایشی در سال 1398 انجام شد. جامعه تحقیق را 190 زن مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی تشکیل داد که طی دو ماه به دو مرکز تخصصی سرطان در مشهد مراجعه کرده بودند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ای معتبر و پایا بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    حدود نیمی از بیماران شرکت کننده (2/54 درصد) هدف از شیمی درمانی را بهبودی بیماری می دانستند که به عنوان یک درمان کمکی بعد از درمان های دیگر به کار می رود. بیشتر بیماران دانش لازم را در مورد علت انجام آزمایش خون قبل از شیمی درمانی داشتند و اغلب آن ها می توانستند نیازهای اطلاعاتی خود را از طریق بروشور برطرف نمایند. بیشترین منبع اطلاعاتی بیماران برای رفع نیازهای اطلاعاتی خود به ترتیب پزشک و پرستار بود. رعایت بهداشت عمومی (1/82 درصد) و اجتناب از مواجهه با افراد بیمار و مکان های شلوغ (1/62 درصد) به ترتیب بیشترین و کمترین اقدام انجام شده توسط بیماران در طی درمان عنوان شد. بیشترین عوارض مورد انتظار در بین عوارض جانبی ناشی از درمان از دیدگاه بیماران، ریزش مو (6/91 درصد) و خستگی (1/82 درصد) و کمترین عوارض نیز تاثیر بر باروری (5/9 درصد) و کاهش عملکرد کلیه (4/8 درصد) گزارش گردید.

    نتیجه گیری

    با وجودی که در بسیاری از موارد دانش بیماران در سطح مناسبی قرار دارد، اما در برخی موارد، به مداخله های آموزشی و توانمندسازی بیماران مبتلا نیاز است که از طریق آن می توان کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، شیمی درمانی، دانش، آگاهی
  • ملکی رضایی حقیقی، فرشید دانش، خدیجه شبانکاره، علی حمیدی * صفحات 80-86
    مقدمه

    نفوذ فکری و نفوذ اجتماعی، از جمله شاخص های علم سنجی است که جهت ارزیابی انتشارات علمی استفاده می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی و تحلیل انتشارات علمی پژوهشگران ایرانی بیماری های ایسکمیک قلبی نمایه شده در پایگاه استنادی Scopus بود.

    روش بررسی

    /strong>: این مطالعه با استفاده از روش های علم سنجی و شاخص های نفوذ فکری و نفوذ اجتماعی انجام شد. همچنین، از تحلیل شبکه های اجتماعی جهت ترسیم شبکه هم‏نویسندگی استفاده گردید. جامعه آماری شامل تمام مقالات بیماری های ایسکمیک قلبی ایران در پایگاه Scopus طی بازه زمانی سال های 2008 تا 2017 بود. نرم افزارهای Bibexcel، Pajek و Vosviewer به منظور تجزیه و تحلیل تحلیل داده‏ها مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    شاخص های نفوذ اجتماعی نشان داد که میانگین مرکزیت رتبه بیماری های ایسکمیک قلبی در ایران 084/104، میانگین مرکزیت بینابینی 061/0 و میانگین مرکزیت نزدیکی 258/0 بود. بر اساس داده های مربوط به شاخص های نفوذ فکری، شاخص های H، G و HC به ترتیب 85، 167 و 62 گزارش گردید.

    نتیجه گیری

    با وجود کیفیت نه چندان قابل قبول انتشارات ایرانی بیماری های ایسکمیک قلبی، کمیت انتشارات قلمرو مذکور رو به رشد می باشد، اما میزان همکاری علمی مطلوب نیست. انجام مطالعات علم‏سنجی در قلمروهای علوم پزشکی با استفاده از شاخص‏هایی مانند نفوذ فکری و اجتماعی و انتشار نتایج آن موجب می شود که پژوهشگران از وضعیت واقعی و جایگاه رشته تخصصی خود آگاهی یابند. آگاهی از نتایج چنین مطالعاتی، محققان را با دانشمندان اثربخش بین‏المللی آشنا می کند و زمینه‏های همکاری های علمی و انتشار مقالات اثربخش‏تر را فراهم می‏آورد.

    کلیدواژگان: ایسکمیک قلبی، پژوهشگران، نفوذ اجتماعی، نفوذ فکری، شاخص های مرکزیت، علم سنجی، ایران
  • مریم جهانبخش، مصطفی امینی رارانی، شهرام طهماسبیان، معصومه شهبازی * صفحات 87-89
|
  • Hasan Ashrafi Rizi* Pages 43-46
  • Mohammdreza Emtehani, Hadi Abodolazimi *, Hamidreza Shahinifar Pages 47-53
    Introduction

    Today, population growth and the consequent physical development of cities have led to a shortage of urban infrastructure and services in new urban areas. The purpose of the present study was to determine the areas deprived of medical services in zone 10, Shiraz municipal, Iran, and to find the optimal locations for use.

    Methods

    The descriptive study was conducted with a citizen-centered approach. The required information was also obtained from the detailed plan of the region. By designing the questionnaire, experts in the field of health and urban planning were asked to rate 3 criteria and 10 sub-criteria, and determine the preference of each criterion. For optimal site selection, hierarchical analysis and geographic information system (GIS) were used.

    Results

    The high concentration of health care use in the center of Shiraz City had caused the northwestern and southeastern regions to face a shortage of medical use. After reviewing the criteria and sub-criteria, the best spatial locations were proposed for the construction of the hospital.

    Conclusion

    The distribution of urban services, especially medical services, must be such that spatial justice is respected. Barren and endowment lands, proximity to first-class passages and densely populated areas, have been suggested as top locations for hospitals.

    Keywords: Geographic Locations, Hospitals, Population Health Management, Geographic Information Systems
  • Zahra Shavandi, Seyed Mojtaba Sajadi*, Roya Siolatan Pages 54-59
    Introduction

    One of the major indicators for evaluating the quality of services in medical centers is the waiting time for patients. If the treatment process is prolonged, it can give rise the patients to leave the system before the end of the treatment process and with personal consent. The purpose of this research was to evaluate the service process of a treatment center and improve the treatment process through discrete-event simulation to reduce patient waiting time and reduce the number of patients with discharging by personal satisfaction despite the doctor's advice (DAMA: Discharged against Medical Advice).

    Methods

    This was a descriptive study involving patients referred to Khatam Al-Anbia hospital in Tehran, Iran, in the fall of 2018. Data collection tools were as questionnaires, and face-to-face and telephone interviews with experts and researchers. Content for data collection formats included the patient's arrival time, and the start and end time of receiving services in various departments and units. In the next step, the data were modeled, different scenarios were analyzed, and the best scenario was selected from them.

    Results

    In the seven proposed studied scenarios, the seventh scenario, which was a combination of the other six proposed scenarios, improved the treatment system. In this scenario, it was observed that the cost of value added with a slight increase from 399807373 in the initial model to 401561100 in the seventh scenario, with a significant decrease in the waiting cost from 2494256 currency units in the initial model to 16472202 currency units in the seventh scenario. Other proposed scenarios were more effective in reducing the total cost, from 649228933 monetary units in the initial model to 418033302 monetary units in the seventh scenario, which ultimately led to proper classification of workflow and improvement of performance indicators studied.

    Conclusion

    The results reveal that by changing the resources and beds allocated to patients (optimal amount), it is possible to provide better services to patients, eliminate their dissatisfaction, and reduce the number of DAMA patients, waiting time of patients, and the losses in the service process.

    Keywords: Patient Discharge, Personal Satisfaction, Discrete-Event Simulation
  • Ali Rashidpour, Mohammad Akbari, Somayeh Mahdian* Pages 60-63
    Introduction

    Considering the necessity of selecting and appointing hospital managers as one of the important goals of the health system, this study aimed to investigate the feasibility of establishing a surrogacy system with regard to meritocracy among the managers of hospital affiliated to Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran, in year 2019.

    Methods

    The present study was descriptive survey. 102 managers of educational treatment centers, hospitals, and health-treatment networks, and human resources managers were selected using convenient sampling method. The research instrument was a researcher-made questionnaire. The validity and reliability (Cronbach's alpha > 0.7) of the questionnaires were confirmed. Data was analyzed using one-sample t-test.

    Results

    The possibility of establishing a surrogacy system with competency approach in terms of existence and recognition of required competencies, the status of training and improvement, and performance evaluation and compensation was moderate among hospital managers. It was not possible to establish a surrogacy system with a competency approach from the perspective of planning and development, recruitment method, and the status of welfare services and maintenance among hospital managers.

    Conclusion

    According to these results, it is necessary for health system policymakers to pay attention to competencies in hospital substitute managers in order to increase efficiency and effectiveness in hospitals.

    Keywords: Hospital Administrators, Competence, Iran
  • AliAkbar Khasseh*, Afshin Mousavi Chalak, Atefeh Shahidi Moghaddam Pages 64-72
    Introduction

    Recognizing the current situation and comparing research activities on various topics has made it important today to evaluate research activities using scientometrics techniques. The purpose of this study was to conduct co-word and co-authorship analysis of the articles published in the Journal of Health Information Management (JHIM) from 2009 to 2018.

    Methods

    The data for this study were extracted from Islamic World Science Citation Center(ISC). The statistical population of the study consisted of 807 articles published in the JHIMin a ten-year period (2009-2018).

    Results

    Isfahan University of Medical Sciences was the most prolific institution with the production of 236 articles. Over 94% of articles werepublished collaboratively. Mohammad Hossein Yarmohammadian had the highest scores in terms of centrality indicators. The keyword "hospitals" was the most frequently used keywords in the JHIM. Hierarchical clustering indicated seven clusters with the themesofhospital services and performance, knowledge management in universities, hospital information systems, quantitative measurement studies of health information, health Indicators, health information management and technology, and quality of health care in hospitals.

    Conclusion

    The scientific collaboration approach among authors has been relatively good at producing scientific works. However, there are several authors with a limited number of articles. There are also a small number of core institutions and universities in producing scientific worksin the field of health information management. With the exception of the knowledge management cluster at the universities, all the obtained clusters are aligned with the journal's thematic axes.

    Keywords: Scientometrics, Health Information Management, Co-authorship, Co-word Analysis, Citation Analysis, Centrality Indictors
  • Fereshteh Manouchehri Monazah, Khalil Kimiafar, Mojtaba Esmaeili, Masoumeh Sarbaz* Pages 73-79
    Introduction

    Among the different types of cancers, breast cancer is the most common and the second leading cause of death in women aged 35-55 years. Patients' knowledge has a critical role in cancer management and control of treatment-related adverse events. Therefore, the purpose of the present study was to evaluate the knowledge, awareness, and information sources of patients with breast cancer undergoing chemotherapy.

    Methods

    This survey study was performed in 2019. The study population consisted of 190 women with breast cancer undergoing chemotherapy referred to two specialized cancer centers in Mashhad, Iran, within two months. The research tool was a valid and </em>reliable questionnaire. Data analysis was done using descriptive statistics.

    Results

    Approximately half of the patients in the study (54.2%) considered the goal of chemotherapy to be the cure for the disease, which was used as adjunctive therapy after other treatments. Most patients knew about the cause of the blood test before chemotherapy. Most of them could meet their information needs through the information brochure. The most important source of information for patients to meet their information needs were physicians and nurses, respectively. Observance of public health (82.1%) and avoidance of sick people and crowded places (62.1%) were the most and least prevalent action done by patients during the treatment, respectively. Among the side effects of treatment, patients had the most attitudes about hair loss (91.6%) and fatigue (82.1%), and the least attitudes about the effect on fertility (9.5%) and reduced kidney function (8.4%).

    Conclusion

    Even though in many cases the knowledge of patients is at a good level, but in some cases, some training and empowerment of patients is required. Performing these interventions can improve the quality of life of this group of patients.

    Keywords: Breast Neoplasms, Chemotherapy, Knowledge, Awareness
  • Molkey Rezaei Haghighi, Farshid Danesh, Khadijeh Shabankareh, Ali Hamidi* Pages 80-86
    Introduction

    Ideational influence and social influence are among the indicators of scientometrics used to evaluate scientific publications. This study aimed to evaluate and analyze the scientific publications of Iranian researchers in the field of myocardial ischemic diseases indexed in the Scopus citation database.

    Methods

    The present applied study was conducted through the scientometrics indicators of ideational and social influence. This study also employed the social network analysis to depict a co-author network. The statistical population included 6908 Iranian articles in the field of myocardial ischemic diseases in Scopus database from 2008 to 2017. Bibexcel, Pajek, and Vosviewer were used to analyze the data.

    Results

    Indicators of social influence showed that the average degree of the centrality of myocardial ischemic diseases in Iran was 104.084, the average of the betweenness centrality was 0.061, and the average of the closeness centrality was 0.258. Analysis of the data related to the indicators of intellectual influence revealed that the H, G, and HC indices were 85, 62, and 167, respectively.

    Conclusion

    Despite the fact that quality of publications in the field of myocardial ischemic diseases in Iran is not acceptable, the number of publications in this field is growing. The level of scientific collaboration is not acceptable as well. Conducting scientometrics studies in various fields of medical sciences using indicators such as ideational influence and social influence, and publicizing the results can make medical scientists aware of the real situation and position of their specialty around the world. Awareness of the results of scientific collaboration studies as well as the researchers’ studies introduces active and productive international scientists in the fields of scientific collaboration and the publication of more useful articles.

    Keywords: Myocardial Ischemia, Researchers, Social Influence, Ideational Influence, Centrality Indices, Scientometrics, Iran
  • Maryam Jahanbakhsh, Mostafa Amini Rarani, Shahram Tahmasebian, Masoumeh Shahbazi* Pages 87-89

    By beginning of the year 2020, COVID-19 has spread all over the world. The virus has caused numerous social, medical, and political challenges. One of the major challenges faced by countries to control the outbreak of the virus was the stability of economic and social activities and the simultaneous fulfilling of work during quarantine. Under such circumstances, telework is employed as one of the important policies control the virus. Moreover, many employees have tendency for remote working or teleworking. In such a situation, the importance of applying the Bring Your Own Device (BYOD) approach to fulfill job duties seems obvious. To enjoy the benefits of BYOD, organizations need the right policy for applying BYOD. This perspective endeavors to shed light on how to apply BYOD policy. From the researchers’ point of view, the important facets that could be addressed when applying BYOD can be described like this: policy is appropriate decision-making and implementation, technical infrastructure, continuous communication, staff training, security and privacy protocols, and agreement between staff and organization as well as the use of cloud computing.