فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی اراک - سال بیست و سوم شماره 2 (خرداد و تیر 1399)
  • سال بیست و سوم شماره 2 (خرداد و تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/19
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اشرف اللهیار، علی زینالی* صفحات 126-137
    زمینه و هدف

    دیابت یکی از شایع ترین بیماری های مزمن در کودکان و نوجوانان است و به دلیل مشکلات خاص خود گاهی از طریق کاهش سلامت و افزایش استرس و افسردگی باعث افزایش سوءمصرف مواد در نوجوانان می شود. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل کاهش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی: نقش افسردگی و استرس با میانجیگری مهارت های حل مسیله و تعارض انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانان دیابتی عضو انجمن دیابت شهر ارومیه و مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) و مراجعه کننده به پزشکان متخصص دیابت شهر ارومیه در فصل بهار سال 1398 بود. از میان اعضای جامعه، 206 نفر با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس غربالگری سوءمصرف مواد-نسخه نوجوانان (میلر و لازوسکی، 2001) و پرسش نامه های افسردگی (بک و همکاران، 1988)، استرس (کوهن و همکاران، 1983)، مهارت های حل مسیله (هپنر و پترسن، 1982) و مهارت های حل تعارض (ویکز، 1994) بود. داده ها با استفاده از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.

    ملاحظات اخلاقی

     در این پژوهش، تمامی اصول اخلاق در پژوهش رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که افسردگی و استرس به طور مستقیم بر مهارت های حل مسیله و تعارض اثر منفی و معنادار دارند، اما بر سوءمصرف مواد اثر مستقیم و معناداری نداشتند؛ همچنین مهارت های حل مسیله و تعارض به طور مستقیم بر سوءمصرف مواد اثر منفی و معنادار داشتند. علاوه براین، افسردگی و استرس به طور غیرمستقیم از طریق مهارت های حل مسیله و تعارض بر سوءمصرف مواد اثر معنادار داشتند (0/05>P).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که افسردگی و استرس از طریق کاهش مهارت های حل مسیله و تعارض می توانند باعث افزایش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی شوند؛ بنابراین برای کاهش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی باید به دنبال راهکارهایی برای کاهش افسردگی و استرس و افزایش مهارت های حل مسیله و تعارض بود که برگزاری کارگاه های آموزشی برای این منظور توصیه می شود.

    کلیدواژگان: سوءمصرف مواد، دیابت، افسردگی، استرس، حل مسئله، حل تعارض
  • علی اصفهانی، شیرین زینالی*، رقیه کیانی صفحات 138-149
    زمینه و هدف

    سرطان سینه بیماری شایعی در بین زنان است که تاثیر عمیقی بر سلامت روان، تجربه درد می گذارد و باعث می شود بیماران از افکار مرتبط اجتناب کنند؛ بنابراین هدف از این طرح، ارزیابی اثربخشی روش گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تهعد بر اضطراب مرتبط با درد و تنظیم شناختی هیجانی در بیماران سرطان سینه است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش از نوع بررسی های نیمه تجربی از نوع آزمایشی بود. 68 زن مبتلا به سرطان سینه به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و پس از اعلام آمادگی، پرسش نامه اضطراب درد و تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (34 نفر گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و گروه کنترل (34 نفر) تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش در فرایند 8 جلسه گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. پیش از درمان و یک هفته پس از آن، پرسشنامه های اضطراب درد و تنظیم شناختی هیجان در اختیاران گروه آزمایش و کنترل قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با کمک آزمون های t، x2 و تحلیل کوورایانس تک متغیره و چندمتغیره  با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.

    ملاحظات اخلاقی

     در این پژوهش، تمامی اصول اخلاق در پژوهش رعایت شده است.

    یافته ها

    نتایج تحلیل نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب بهبود اضطراب درد (5/1±44/8:Mean±SD)، تنظیم شناختی هیجان منفی (1/5±40/8:Mean±SD) مثبت (5/7±39/8:Mean±SD) شده است (0/001=P).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان می دهد که درمان های روان شناختی بر مولفه های روانی مرتبط با بیماری های سرطان تاثیرگذار است و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به بیمار کمک کند تا افکار منفی و شرایط بیماری خود را بپذیرد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تنظیم شناختی هیجان، اضطراب مرتبط با درد، سرطان سینه
  • محمدرضا قدرتی، فرانک رختابناک، علیرضا خلدبرین، علیرضا پورنجفیان* صفحات 150-161
    زمینه و هدف

    لرز از عوارض شایع پس از بیهوشی و جراحی است و به دلیل عوارض متعدد متعاقبش، پیشگیری و درمان آن اهمیت ویژه ای برای متخصصان بیهوشی دارد. در این مطالعه، اثربخشی و سرعت اثر داروی مپریدین که بالقوه عامل بروز عوارض همودینامیک و تنفسی است، با داروی اندانسترون مقایسه شده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، بیماران دچار لرز پس از بیهوشی در ریکاوری پس از تعیین اسکور لرز به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و با داروی مپریدین یا اندانسترون درمان شدند. اسکور لرز آن ها هر دقیقه تا 10 دقیقه ثبت شد و در انتهای 10 دقیقه در صورت عدم بهبود بیماران از داروی مپریدین در هر دو گروه برای کنترل لرز استفاده شد.

    ملاحظات اخلاقی

     این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ایران تایید و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با شماره IRCT201109224969N3  ثبت شده است.

    یافته ها

    27 بیمار در گروه مپریدین و 29 بیمار در گروه اندانسترون تحت آنالیز آماری قرار گرفتند. تعداد بیماران کاملا درمان شده در دقیقه دهم در گروه مپریدین بیشتر بود (P=0.05) و همچنین کاهش میانیگن اسکور لرز در گروه مپریدین سریع تر اتفاق افتاد. (P=0.047)

    نتیجه گیری

    گرچه اندانسترون در درمان لرز موثر نشان داده شده، ولی اثربخشی و سرعت اثر مپریدین در کنترل این عارضه به طور واضح بهتر بوده است.

    کلیدواژگان: اندانسترون، مپریدین، لرز، بیهوشی عمومی، ریکاوری
  • خدیجه حقیقت گللو، فریبا محمودی*، ابوالفضل بایرامی، صابر زهری صفحات 162-171
    زمینه و هدف

    در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) ترشح هورمون لوتیینه کننده (LH) افزایش و ترشح آدیپونکتین و آزادسازی دوپامین کاهش می یابد. دوپامین و آدیپونکتین اثرات مهاری بر ترشح LH دارند. در تحقیق حاضر اثرات تزریق ال دوپا و آنتاگونیست های گیرنده  دوپامین بر ترشح LH و بیان ژن آدیپونکتین در موش های صحرایی PCOS بررسی شد تا مشخص شود که آیا ممکن است مسیر دوپامینرژیکی از طریق تاثیر بر آدیپونکتین در کاهش LH دخیل باشد. 

    مواد و روش ها

    بعد از ایجاد PCOS با تزریق استرادیول والرات، پانزده موش صحرایی PCOS به سه گروه شامل گروه های دریافت کننده سالین، mg/kg 100 ال دوپا یا تزریق هم زمان mg/kg 10 سولپرید، mg/kg 1 SCH23390 هیدروکلراید و mg/kg 100 ال دوپا تقسیم شدند. پنج موش صحرایی سالم به عنوان کنترل منفی، سالین را دریافت کردند. غلظت سرمی LH با روش رادیوایمنواسی و بیان نسبی ژن آدیپونکتین در تخمدان و هیپوتالاموس با روش ریل تایم PCR اندازه گیری شد. 

    ملاحظات اخلاقی

    این تحقیق در کمیته پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی (کد: 1- 125 - 95) تایید شده است.

    یافته ها

    القای PCOS سبب افزایش معنی دار میانگین غلظت سرمی LH و کاهش معنی دار میانگین بیان نسبی ژن آدیپونکتین در تخمدان و هیپوتالاموس در مقایسه با گروه کنترل شد. تزریق ال دوپا سبب کاهش معنی دار غلظت سرمی LH و افزایش معنی دار بیان ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس در مقایسه با گروه PCOS شد؛ ولی آن بیان ژن آدیپونکتین در تخمدان را به طور معنی داری افزایش نداد. آنتاگونیست های گیرنده دوپامین اثرات ال دوپا بر LH و بیان نسبی ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس را مهار کردند.

    نتیجه گیری

    مسیر پیام رسانی دوپامینرژیکی ممکن است تاحدودی از طریق افزایش بیان ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس در کاهش ترشح LH در موش های صحرایی PCOS دخیل باشد.

    کلیدواژگان: ال دوپا، آدیپونکتین، سولپرید PCOS، SCH23390
  • الهه رضایی، مجتبی بیانی*، محمد ارجمندزادگان صفحات 172-183
    زمینه و هدف

    اگرچه راه هایی ازجمله استفاده از دهان شویه برای جلوگیری از بیماری های پریودنتال وجود دارد، اما این بیماری ها همچنان از شایع ترین بیماری های دهان و دندان هستند. با توجه به عوارض روش های شیمیایی، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر احتمالی ضدباکتریال گیاه نعناع فلفلی علیه پاتوژن های پریودنتال انجام شد.

    مواد و روش ها

    بررسی اثر ضدمیکروبی اسانس نعناع فلفلی با استفاده از روش های دیسک دیفیوژن و میکروپلیت دایلوشن بر چهار باکتری انتروکوکوس فکالیس، استرپتوکوکوس سانگوییس، ایکنلا کورودنس و اکتیتومایسس ویسکوز انجام شد؛ همچنین حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی اسانس نیز برای هر چهار باکتری تعیین شد. میزان بیوفیلم از طریق محاسبه میانگین بیوفیلم تشکیل شده سه چاهک و مقایسه آن با جذب نوری کنترل منفی و با استفاده از دستگاه الایزاریدر به دست آمد.

    ملاحظات اخلاقی

    این مطالعه با کد اخلاق1397.15 IR.ARAKMU.REC. به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسید.

    یافته ها

    نتایج تست دیسک دیفیوژن بیان داشت که اسانس با غلظت 0/1 گرم بر میلی لیتر از گیاه، اثر مهاری بر رشد انتروکوک فکالیس و استرپتوکوک سانگوییس دارد. اسانس خالص گیاه به ترتیب از قوی ترین اثر به ضعیف ترین روی استرپتوکوک سانگوییس ، انتروکوک فکالیس، اکتینومایسس ویسکوز و ایکنلا کورودنس اثر مهاری نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که گیاه نعناع فلفلی دارای خاصیت آنتی باکتریال بر باکتری های ایکنلا کورودنس ، اکتینومایسس ویسکوز، استرپتوکوک سانگوییس و انتروکوک فکالیس است. اثر مهاری اسانس این گیاه نیز نشان داده شد؛ لذا می توان گفت که گیاه نعناع فلفلی به عنوان یک آنتی باکتریال طبیعی و موثر، کاربرد احتمالی در پیشگیری از بیماری های پریودنتال دارد.

    کلیدواژگان: اسانس نعناع فلفلی، بیماری های پریودنتال، اثر ضدمیکروبی
  • ذکیه قریب، ناصر سنچولی*، نیما سندگل صفحات 184-197
    زمینه و هدف

    بررسی ارتباط بین خودخواری شبکه آندوپلاسمی (ER-phagy) و بیماری آلزایمر با استفاده از تجزیه وتحلیل الگوهای بیان ژن های مرتبط با آن در مدل های حیوانی.

    مواد و روش ها

     داده های به دست آمده از روش ریزآرایه بافت های مغز آلزایمز از پایگاه داده GEO استخراج و با نرم افزار آنلاین GEOR2 آنالیز شد؛ سپس بیان ژن های مرتبط با ER-phagy جدا شده و برای ژن هایی که افزایش بیان داشتند، از طریق پایگاه داده STRING شبکه پروتیینی رسم شد. درنهایت کل ارتباطات ژن هایی که افزایش بیان معنادار داشتند، طراحی و بیان ژن های جدید یافت شده در هر مطالعه بررسی شد.

    ملاحظات اخلاقی

     تمامی ملاحظات اخلاقی در انجام این پژوهش رعایت شده است.

    یافته ها

    ژن های دخیل در ER-phagy بیان پراکنده ای را در مدل های مختلف بیماری آلزایمر نشان دادند. در ژن تنظیم کننده ER-phagy1 (FAM134B) در مطالعات دارای جهش در ژن پروتیین مرتبط با میکروتوبول تایو (MAPT) و دارای جهش در ژن پروتیین پیشساز آمیلوییدبتا (APP) افزایش بیان مشاهده شد؛ همچنین در دو مطالعه که دارای جهش در ژن های APP، پرسینیلین 1 (PSEN1) و MAPT بودند، افزایش ژن منتقل کننده کلسترول داخل سلولی 1 (NPC1) مشاهده شد. از طرف دیگر، ژن های همولوگ شبکه آندوپلاسمی ((Sec62 و پیشرفت چرخه سلولی 1 (Ccpg1) هر دو در یک مطالعه کاهش بیان را نشان دادند. درنهایت، ژن رتیکولون 3 (Rtn3) در هیچ مطالعه ای بیان معنی داری نشان نداد.

    نتیجه گیری

    مشخص شد که ژن های دخیل در ER-phagy بیان پراکنده ای در مدل های مختلف بیماری آلزایمر دارند. از ژن های دخیل در ER-phagy تنها افزایش دو ژن FAM134B و NPC1 احتمالا در بیماری آلزایمر نقش دارند. به نظر می رسد که ژن  FAM134B در قسمت هیپوکامپ و مغز قدامی با ژن Wnk1 که در بقا و تکثیر سلولی نقش خود را ایفا می کند و تنها در قسمت مغز قدامی با ژن Map1lc3b که در حذف فاگوزوم ها و یوبی کوییتینه کردن پروتیین ها عمل می کند، همکاری دارد. به نظر می رسد NPC1  در ناحیه زیربطنی با ژن Abcg1 که هومیوستاز لیپیدها را فعال می کند، همکاری دارد.

    کلیدواژگان: بیان ژن، بیماری آلزایمر، خودخواری شبکه آندوپلاسمی، ریزآرایه
  • فاطمه شهرستان، پروانه جعفری*، آرام قره باغی، ایمان خانی فراهانی، اسماعیل شهرستان صفحات 198-209
    زمینه و هدف

    دیابت یکی از مهم ترین عوامل مرگ و میر در انسان هاست که با تغییر شیوه زندگی، شیوع آن به سرعت رو به گسترش است. از علایم این بیماری متابولیک، افزایش قند خون و دیس لیپیدمی است. کنترل این بیماری با استفاده از محصولات طبیعی در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر پروبیوتیک بیوفلورا و عصاره آبی دارچین در بهبود سطح گلوکز و دیس لیپیدمی حاصله از دیابت و کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی بود. 

    مواد و روش ها

    35 رت نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه کنترل منفی، کنترل مثبت دیابتی، پروبیوتیک، عصاره دارچین و پروبیوتیک توام با عصاره دارچین، گروه بندی شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین انجام شد. گروه های تیمار به مدت 30 روز CFUs 108×2/3 پروبیوتیک و یا mg/kg 200 عصاره آبی دارچین دریافت کردند. در پایان دوره آزمون، تغییرات وزنی رت ها، قند خون، الگوی لیپیدی، hs-CRP و شاخص آتروژنی به منظور پیش بینی خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی تعیین شد. 

    ملاحظات اخلاقی

    این پژوهش با کد اخلاق IR.IAU.ARAK.REC.1397.005 در مرکز پژوهش های زیست پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی اراک به تصویب رسیده است.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد ابتلا به دیابت سبب کاهش شدید وزن رت ها شد، اما در گروه های دریافت کننده پروبیوتیک کاهش وزن کمتری مشاهده شد. به کارگیری پروبیوتیک و دارچین به صورت موثری سبب کاهش قند خون شد. پروبیوتیک بیوفلورا سبب کاهش میزان تری گلیسرید، کلسترول و LDL-C  سرمی خون شد. در گروه تیمار شده با دارچین، تری گلیسرید خون نسبت به گروه کنترل مثبت، کاهش معنی دار داشت. شاخص آتروژنی و مارکر التهابی hs-CRP در گروه های تیمار شده با پروبیوتیک، کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل منفی و مثبت نشان داد. هیچ گونه سینرژی در استفاده توام پروبیوتیک و عصاره آبی دارچین دیده نشد. 

    نتیجه گیری

    بیوفلورا با بهبود الگوی میکروبیوتای روده، کاهش قند خون و بهبود الگوی لیپیدی، به صورت موثری از دیس لیپیدی ناشی از دیابت ممانعت می کند و درنتیجه خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی را کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: دیابت، بیماری قلبی-عروقی، دیس لیپیدمی، الگوی لیپیدی، پروتئین C واکنشگر فوق حساس، پروبیوتیک، عصاره دارچین
  • یلدا میرمعینی، حمید سرلک*، شیما نورمحمدی، افروز نخستین، زهره سلیمی صفحات 210-221
    زمینه و هدف

    پذیرش والدین یک اصل مهم در انتخاب روش کنترل رفتاری مناسب در درمان دندان پزشکی کودکان است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر روش های مختلف آگاهی بخشی بر پذیرش والدین در خصوص روش های کنترل رفتاری مورد استفاده در دندان پزشکی کودکان بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه نیمه تجربی، 162 نفر از والدین کودکان 7-3 ساله غیرهمکار کاندید درمان دندان پزشکی وارد مطالعه شده و با نمونه گیری تصادفی ساده به 3 گروه تقسیم شدند؛ سپس پذیرش آن ها در خصوص 6 تکنیک کنترل رفتاری شامل بیهوشی عمومی، کنترل صدا، جدایی والدین، قرار دادن دست روی دهان کودک، محدودیت فیزیکی فعال و غیرفعال با استفاده از پرسش نامه ارزیابی شد. پس از تعیین میزان پذیرش، آگاهی بخشی والدین در مورد روش های کنترل رفتاری کودکان با استفاده از 3 روش مختلف شامل روش های کتبی، شفاهی و نمایش فیلم انجام شد و درنهایت پذیرش آن ها نسبت به هر تکنیک و دلایل عدم پذیرش آن ها مجددا ارزیابی شد. نتایج پرسش نامه ها نیز با استفاده از آزمون های آماری ANOVA و t-test و نرم افزار SPSS23 آنالیز شد. 

    ملاحظات اخلاقی

     این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1398.102 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.

    یافته ها

    روش های آگاهی بخشی به طور معناداری موجب افزایش پذیرش والدین نسبت به روش های کنترل رفتاری کودکان شد. طبق نتایج حاصل از این مطالعه، تاثیر نمایش فیلم در بیهوشی عمومی به طور معناداری کمتر از سایر روش ها بود (P<0.05)؛ درحالی که در روش محدودسازی فعال، تاثیر نمایش فیلم بیشتر از سایر روش ها بود (P<0.05) و در سایر روش های کنترل رفتاری، تفاوت آماری معناداری بین تاثیر روش های آگاهی بخشی مختلف مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    آگاهی بخشی به والدین به طور چشم گیری، پذیرش روش های کنترل رفتاری را افزایش می دهد. آگاهی بخشی به کمک فیلم در روش کنترل رفتاری محدودسازی فیزیکی، موثرترین روش در افزایش پذیرش والدین است، درحالی که به نظر می رسد در روش کنترل رفتاری بیهوشی  عمومی، سایر روش های آگاهی بخشی موثرتر هستند.

    کلیدواژگان: پذیرش والدین، دندان پزشکی کودکان، کنترل رفتار، آگاهی بخشی
  • فاطمه توکلی، سمیه رئیسی* صفحات 222-235
    زمینه و هدف

    RNA های بلند غیرکدکننده (lncRNA) به عنوان یک کلاس مهم از RNA ها با نقش های بنیادی در تنظیم بیان ژن گزارش شده اند و بنابراین در تکوین انواع سرطان ها درگیر هستند. مطالعه گسترده ژنومی GWAS برای شناسایی لوکوس های وابسته به فنوتیپ در توالی های غیرکدکننده استفاده می شود. باوجوداین عملکردهای بیولوژیک و ارتباطات دقیق میان لوکوس های وابسته به فنوتیپ و lncRNA ها هنوز به طور کامل شناسایی نشده اند. تاکنون هیچ داده ای در ارتباط با همراهی میان پلی مورفیسم lincRNA-NR_024015 (rs8506C>T) در جایگاه اتصالی miR-526b و استعداد ابتلا به سرطان پستان (BC) و فاکتورهای بالینی گزارش نشده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر rs8506 روی ریسک سرطان پستان است.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه همراهی میان پلی مورفیسم rs8506 C>T و استعداد ابتلا به BC در یک مطالعه مورد-شاهدی (120 نمونه سرطانی و 120 شاهد سالم) بررسی شده است. ژنوتیپ پلی مورفیسم با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز-پلی مورفیسم طولی قطعات محدودشونده (PCR-RFLP) بررسی شد. در مرحله بعد میان کنش بین پلی مورفیسم و فاکتورهای بالینی ارزیابی و میزان OR برای محاسبه خطر مشخص شد. 

    ملاحظات اخلاقی

    نمونه های مورد بررسی در مطالعه از سوی کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد با کد 0215-91 تایید شده اند.

    یافته ها

    نتایج ما ارتباطی بین پلی مورفیسم rs8506 C>T و خطر وقوع BC در مدل غالب را نشان داد (CC در برابر CT+TT؛ 0/027=P؛ 1/84=OR؛ 95%CI، 067/3/1-201). در مدل هم غالب، ژنوتیپ CT یک همراهی معناداری را با BC نشان داده است (0/038 =P). علاوه براین مشخص شد که افراد با آلل T در rs8506 خطر افزایش یافته ای برای سرطان پستان دارند  (0/031=P؛ 1/69=OR؛ 95%CI، 047/1-731/2). هیچ نوع ارتباطی میان rs8506 و فاکتورهای بالینی شامل متاستاز، درجه توموری و HER2 مشاهده نشد. 

    نتیجه گیری

    به طورکلی، حضور پلی مورفیسم rs8506 در توالی lincRNA-NR_024015 ممکن است به خطر وقوع سرطان پستان نسبت داده شود. آلل T در این واریانت، افزایش خطر برای وقوع سرطان پستان را ارایه می کند؛ بنابراین برای آشکارسازی مکانیسم جزیی همراهی مشاهده شده، آنالیزهای کاربردی بیشتری نیاز است.

    کلیدواژگان: پلی مورفیسم، lincRNA-NR، 024015، جایگاه اتصالی miR-526b، سرطان پستان
  • آزاده صفری، مهدی مرادی*، مجتبی خانسوز صفحات 236-245
    زمینه و هدف

    هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ایروبیک و مصرف دوغ کفیر بر شاخص های آنتروپومتریک، نیم رخ لیپید پلاسما و فشار خون در زنان غیرورزشکار و دارای اضافه وزن بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه نیمه تجربی است و آزمودنی ها تعداد 32 نفر زن غیرورزشکار دارای اضافه وزن شهر اراک بودند. میانگین سنی آن ها 8/58±33/94 سال، قد 0/05±1/59 سانتی متر ، وزن 6/88±70/715 کیلوگرم و شاخص توده بدن 50150±327/35 کیلوگرم بر متر مربع بود که به صورت داوطلبانه انتخاب و به صورت کاملا تصادفی به چهار گروه 8 نفره (گروه کنترل، گروه تمرین، گروه تمرین-دوغ کفیر و گروه دوغ کفیر) تقسیم شدند. گروه کنترل برنامه غذایی معمولی و بدون تمرین داشتند؛ گروه مکمل 8 هفته و روزانه 3 وعده و هر وعده به میزان 100 میلی لیتر از دوغ کفیر استفاده کردند؛ گروه تمرین ایروبیک به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه و هر جلسه 50 دقیقه تمرین کردند؛ گروه تمرین-مکمل نیز هر دو پروتکل تمرین و مکمل را انجام دادند. در ابتدا و انتهای دوره اندازه گیری های متغیرهای خونی و آنتروپومتریک انجام شد. از آزمون t نمونه های زوجی برای بررسی تغییرات درون گروهی و از آزمون انوا یک طرفه برای بررسی تغییرات بین گروهی استفاده شد. کلیه آزمون های آماری در سطح معناداری (p<0/05) اجرا شد. 

    ملاحظات اخلاقی

     این مطالعه با کد اخلاق 1398.010.IR.QOM.REC در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه قم به ثبت رسید.

    یافته ها

    ترکیب مکمل دوغ کفیر و تمرین ایروبیک باعث کاهش معنادار میانگین فشارخون (0/003=P) و BMI (0/03=P) شد، ولی بر کلسترول تام (0/27=P)، تری گلیسرید (10/16=P)، HDL (0/61=P)، LDL (0/30=P) و نسبت دور کمر به باسن (0/24=P) تاثیر معناداری نداشت.

    نتیجه گیری

    زنان دارای اضافه وزن برای کاهش هایپرتنسیون و BMI می توانند از اثرات مفید تمرینات ایروبیک به همراه مصرف مکمل دوغ کفیر بهره مند شوند و برای تشخیص اثر تمرین ایروبیک و مکمل کفیر بر کلسترول تام سرمی، تری گلیسرید، HDL، LDL و WHR به تحقیقات بیشتری نیاز است.

    کلیدواژگان: ایروبیک، دوغ کفیر، نیم رخ لیپیدی
  • ناصر صفدریان*، شادی یوسفیان دزفولی نژاد صفحات 246-263
    زمینه و هدف

    سرطان سینه  به دلیل رشد غیرقابل کنترل سلول های غیرطبیعی در سینه ایجاد می شود. در هر دو نوع تومورهای سرطانی خوشخیم و بدخیم، رشد سریع و زیاد سلول ها وجود دارد. امروزه، با توجه به گسترش تکنولوژی، تشخیص بیماریها از حالت تهاجمی خارج شده و تلاش پزشکان و متخصصان بر این است که تشخیص بیماری را بدون جراحی و از روی تصاویر ارگانهای داخلی انجام دهند. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر مطالعه ‏ای بر اساس بررسی اطلاعات پایگاه داده‏ی تصاویر دیجیتال ماموگرافی DDSM می‏ باشد، که روشی جدید برای تشخیص و آشکارسازی توده ‏های سرطانی تصاویر ماموگرافی با استفاده از استخراج ویژگی های هندسی و بهینه‏ سازی پارامترهای الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM)، به منظور طبقه بندی خودکار توده های سرطان سینه ارایه شده است. در ابتدا پیش ‏پردازش تصاویر ماموگرافی انجام می شد، سپس با استفاده از روش آستانه‏ گذاری، مرزهای توده ها مشخص شد و سپس با عملگرهای مورفولوژی این مرزها بهبود یافته و درنهایت قطعه بندی تصاویر برای طبقه ‏بندی نوع توده ‏های سرطانی بافت سینه انجام شد. در مرحله نهایی با استفاده از روش بهینه‏ سازی پارامترهای طبقه‏ بندی کننده‏ی SVM با کمک الگوریتم بهینه ‏سازی ملخ، و استفاده از روش اعتبارسنجی 4-fold طبقه بندی داده ها به دو دسته ‏ی خوشخیم و بدخیم انجام شد.

    ملاحظات اخلاقی

     در این پژوهش از تصاویر پایگاه داده‏ ی DDSM استفاده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر موجود در این پایگاه داده بصورت رایگان جهت دسترسی وجود دارند.

    یافته ها

    بهترین نتایج شاخص ‏های صحت، حساسیت و اختصاصیت (ویژگی) به ازای به کارگیری تابع کرنل (RBF) پیش از انجام عملیات بهینه‏ سازی پارامترهای طبقه ‏بندی کننده ‏ی SVM به ترتیب برابر با 97%، 100% و %96 بدست آمد. همچنین، بهترین نتایج شاخص‏ های صحت، حساسیت و اختصاصیت به ازای به کارگیری تابع کرنل خطی، پس از انجام عملیات بهینه‏ سازی پارامترهای طبقه‏ بندی کننده ‏ی SVM با الگوریتم بهینه ‏سازی ملخ، به ترتیب برابر با %100، %100 و %100 بدست آمد که نشان ‏دهنده ی دقت بالای روش پیشنهاد شده در این مقاله است.. متوسط مقادیر شاخص ‏های صحت، حساسیت و اختصاصیت به ازای بکارگیری هر سه تابع کرنل SVM و پس از اعمال الگوریتم بهینه‏ سازی، به ترتیب برابر با 95/83، 100 و 94/81 درصد به دست آمد.

    نتیجه گیری

    بر اساس روش پیشنهاد شده در این مقاله، ویژگی های هندسی به دست آمده از بافت توده‏ های سرطانی سینه جهت آموزش مدل و تشخیص نوع توده سرطان سینه دارای کارایی بالایی است و روش  بهینه سازی ملخ  با انجام بهینه سازی پارامترهای طبقه ‏بندی کننده، دقت کلی تشخیص روش ارایه شده را بهبود بخشیده است. بنابراین نتایج حاصل از این پژوهش نشان ‏دهنده ‏ی عملکرد بالای روش پیشنهاد شده در مقاییسه با سایر پژوهش های پیشین انجام شده در این زمینه است.

    کلیدواژگان: پردازش تصاویر ماموگرافی، سرطان سینه، استخراج ویژگی های هندسی، ماشین بردار پشتیبان، الگوریتم بهینه سازی ملخ
  • کوروش فرهادتوسکی، مجتبی بیانی*، حمید سرلک، زهره سلیمی صفحات 264-277
    زمینه و هدف

    پریودنتیت مزمن شایع ترین فرم بیماری پریودنتیت است و به عنوان یک بیماری التهابی با پیشرفت آهسته در نظر گرفته می شود. فاکتور های محیطی و سیستمیک ممکن است پاسخ ایمنی میزبان به بیوفیلم را تغییر دهد و بیماری سیر تخریبی پیشرونده پیدا کند. پریودنتیت مزمن به عنوان یک بیماری عفونی که منجر به التهاب در بافت ساپورت کننده دندان، از دست دادن اتصالات پریودنتال و تحلیل استخوان می شود، تعریف شده است. عوامل خطر مرتبط با این بیماری اهمیت دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی برخی از عوامل خطر مرتبط با پریودنتیت ازجمله سیگار، مشروبات الکلی، مسواک زدن و وضعیت اقتصادی و اجتماعی (SES) انجام شده است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مورد-شاهدی روی 120 بیمار مبتلا به پریودنتیت و 120 فرد سالم در اراک انجام شد. برای تخمین SES از پرسش نامه مبتنی بر دارایی و برای ارزیابی سایر متغیرها از پرسش نامه عوامل جمعیتی و عوامل خطر استفاده شده است. علاوه براین، برای تشخیص پریودنتیت از مشخص کردن مناطق تجمع پلاک و معاینه بالینی بهره برده شد. به منظور بررسی ارتباط بین پریودنتیت با سایر متغیرها از رگرسیون لجستیک چندسطحی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار Stata 11 تجزیه وتحلیل شد.

    ملاحظات اخلاقی

      این مطالعه با کد اخلاق 1397.145در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.

    یافته ها

    برآورد پریودنتیت در سن بالای 30 سال 2/91 (37/8 ،0/01 :CL%95) بود. در مقایسه با افراد با SES پایین، تخمین متغیر نسبت شانس OR از پریودنتیت در بین افراد مبتلا به SES متوسط 282/2 (4/27 ،1/22 :CL%95) و در بین افراد دارای SES بالا 0/89 (0/98 ،0/79 :CL%95) بود. در مقایسه با بیمارانی که مسواک نمی زنند، برآورد OR از میزان پریودنتیت در بیمارانی که مسواک می زنند، 67/0 (89/0 ،39/0 :CL%95) بود. برآورد OR از پریودنتیت در میان افرادی که مسواک خود را در مدت بیش  از 6 ماه تعویض کرده اند، در مقایسه با افرادی که مسواک خود را در مدت زیر 3 ماه تعویض کرده اند، 4/96  (11/3 ،2/27 :CL%95) بود. برآورد OR از پریودنتیت 3/09 (4/96 ،1/52 :CL%95) در میان افراد در حال حاضر سیگاری بود.

    نتیجه گیری

    مطالعه ما نقش سیگار و نیز مصرف سابق استعمال دخانیات، مشروبات الکلی، مسواک زدن و SES را در بروز پریودنتیت تشخیص داده است.

    کلیدواژگان: پریودنتیت، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، استعمال دخانیات، مورد-شاهدی
|
  • Ashraf Allahyar, Ali Zeinali* Pages 126-137
    Background and Aim

    Diabetes is one of the most common chronic diseases in children and adolescents. Due to its specific problems, it can sometimes lead to substance abuse in adolescents through reduced health and increased depression and stress. The present study aimed to investigate the relationship of substance abuse with depression and stress in diabetic adolescents mediated by conflict resolution and problem solving skills.

    Methods & Materials

     This is a descriptive/correlational study. The study population consisted of all diabetic adolescent members of Urmia Diabetes Association and those referred to Imam Khomeini Hospital and diabetes specialists in Urmia city in Spring 2019. Of these, 206 were selected using a purposive sampling method. data collection tools were Substance Abuse Subtle Screening Inventory - Adolescents Version (Miller & Lazowski, 2001), Beck’s Depression Inventory (Beck et al, 1988), The Perceived Stress Scale (Cohen et al, 1983), Problem Solving Inventory (Heppner & Petersen, 1982) and Conflict Resolution Style Inventory (Weeks, 1994). Collected data were analyzed by using Pearson correlation test and structural equation modeling in SPSS and LISREL applications.

    Ethical Considerations

     All ethical principles were considered in this study,.

    Results

     Depression and stress directly had a negative and significant effect on conflict resolution and problem solving skills, but had no significant effect on substance abuse. Conflict resolution and problem solving skills directly had a negative and significant effect on substance abuse. Moreover, depression and stress indirectly had a significant effect on substance abuse through medication by conflict resolution and problem solving skills (P<0.05).

    Conclusion

     Depression and stress can lead to increased substance abuse in diabetic adolescents by decreasing conflict resolution and problem solving skills. Therefore, in order to reduce substance abuse in these patients, it is recommended to hold training workshops to reduce their depression and stress and improve conflict resolution and problem solving skills.

    Keywords: Substance abuse, Diabetes, Depression, Stress, Conflict resolution, Problem solving
  • Ali Esfahani, Shirin Zeinali*, Roghayeh Kiani Pages 138-149
    Background and Aim

    Breast cancer is the most common cancer among women which leaves a profound impact on their psychosocial health and pain experience. The aim of this study was to determine the effect of group psychotherapy based on Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on pain-related anxiety and cognitive emotion regulation of women with breast cancer. 

    Methods & Materials

    In this quasi-experimental study, subjects were 68 women with breast cancer refereed to Shahid Ghazi Hospitalin Tabriz, Iran who were selected using a convenience sampling method. Then, they were randomly assigned into two groups of intervention (n = 34) and control (n = 34). The intervention group underwent eight 90-min sessions of ACT-based group therapy, while the control group received no any intervention. They completed Pain Anxiety Symptom Scale Short Form and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire before and one week after treatment. Collected ata were analyzed by using t test, chi-square test, ANCOA and MANCOVA. 

    Ethical Considerations

    This study has obtained its ethical approval from the Research Ethics Committee of Tabriz University of Medical Sciences (code: IR.TBZMED.REC.1397.287) and has been registered by Iranian Registry of Clinical Trials (code: IRCT2017100615590N5).

    Results

     The ACT-based intervention improved the dimensions of pain-related anxiety (8.44±1.5) and cognitive regulation of negative (8.40±3.5) and positive (8.39±7.5) affects (P<0.001).

    Conclusion

     ACT-based intervention can help breast cancer patients to accept their negative thoughts and current conditions.

    Keywords: Therapy based on acceptance, commitment, Pain related anxiety, Cognitive emotion regulation, Breast cancer
  • Mohammadreza Ghodraty, Faranak Rokhtabnak, Alireza Kholdebarin, Alireza Pournajafian* Pages 150-161
    Background and Aim

    Postoperative shivering is a common complication after recovering from anesthesia, and due to its subsequent side effects, its prevention and treatment is of special importance for anesthetists. In this study, the efficacy and onset of action of meperidine (which is a potential cause of hemodynamic and respiratory complications) in treatment of post-anesthesia shivering are compared with those of ondansetron.

    Methods & Materials

     In this clinical trial study, patients with post-anesthetic shivering during recovery were randomly divided into two groups of meperidine (n=27) and ondansetron (n=29). Their shivering scores were recorded every minute for up to 10 minutes. After this time, if patients did not improve, meperidine was used in both groups to treat shivering.

    Ethical Considerations

    The study obtained its ethical approval from the Research Ethics Committee of Iran University of Medical Sciences and has been registered in Iranian Registry of Clinical Trials (IRCT201109224969N3).

    Results

     The number of patients completely treated at 10 minutes was higher in the meperidine group (P= 0.05), and the decrease in mean shivering score occurred faster in meperidine group (P= 0.047)

    Conclusion

     Although ondansetron has been shown to be effective in treatment of postoperative shivering, the effectiveness and onset of action of meperidine was clearly better.

    Keywords: Ondansetron, Meperidine, Shivering, General anesthesia, Recovery
  • Khadijeh Haghighat Gollo, Fariba Mahmoudi*, Abolfazl Bayrami, Saber Zahri Pages 162-171
    Background and Aim

    In patients suffer from Polycystic Ovary Syndrome (PCOS), the secretion of the Luteinizing Hormone (LH) increases while adiponectin secretion and dopamine release decreases. Dopamine and adiponectin exert inhibitory effecs on LH secretion. In the present study the effects of L-dopa and dopamine receptor antagonists were investigated on LH secretion and adiponectin gene expression of in PCOS model rats to determine whether dopaminergic pathway might be involved in the decreasing LH via affecting adiponectin.

    Methods & Materials

     Following estradiol valerate- induced PCOS, fifteen PCOS rats were divided into 3 groups including saline receiving group, L-dopa(100 mg/kg) or simultaneous injections of sulpride(10 mg/kg), SCH23390 hydrochloride (1 mg/kg) and L-dopa(100 mg/kg), Five intact rats received saline as negative control group. Blood samples were collected via tail vein. Ovary and hypothalamus were dissected and frozen. Serum concentration of LH and relative gene expression of adiponectin in ovary and hypothalamus were determined by radioimmunoassay and real time-PCR method. 

    Ethical Considerations

    This study was approved by the Research Committee of University of Mohaghegh Ardabili (Code: 95.125.1). 

    Results

     Induction of PCOS caused a significant increase in mean serum concentration of LH and a significant decrease in mean relative gene expression of ovarian and hypothalamic adiponectin compared to control group. L-dopa caused a significant decrease in serum concentration of LH, a significant decrease in hypothalamic gene expression of adiponectin compared to PCOS rats. But it did not significantly increase ovarian adiponectin gene expression in comparison to PCOS rats. Dopamine receptor antagonists inhibit the effects of L-dopa on LH and hypothalamic gene expression of adiponectin.

    Conclusion

     Dopaminergic signaling pathway may be involved in decreasing LH secretion via increasing hypothalamic adiponectin gene expression level in PCOS rats.

    Keywords: L-dopa, Adiponectin, Polycystic ovary syndrome, Sulpiride, SCH23390
  • Elaheh Rezaie, Mojtaba Bayani*, Mohamohammad Arjomandzadeganmmad Pages 172-183
    Background and Aim

    Although there are methods such as the use of mouthwashes to prevent periodontal diseases, these diseases are still the most common oral diseases. Given the side effects of chemical methods, the present study aimed to evaluate the inhibitory and antibacterial effects of peppermint essential oil on periodontal pathogens.

    Methods & Materials

    Antibacterial effect of the peppermint essential oil by the disk diffusion and Microplate dilution techniques was performed on 4 standard bacteria purchased from the microbial bank of Iran, including Enterococcus Faecalis, Streptococcus Sanguinis, Eikenella corrodens, and Actinomyces Viscosus. The minimum inhibitory concentration and minimum bactericidal concentration of the essential oil were also evaluated. The amount of biofilm formation was obtained by calculating the average biofilm formation in the three wells and comparing it with the optical density of negative control by the Elisa Reader device.

    Ethical Considerations

    This study was approved by the Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences with code: IR.ARAKMU.REC.1397.15.

    Results

     Results of diffusion test showed the inhibitory effect of 0.1 g/mL essential oil on Enterococcus Faecalis and Streptococcus Sanguinis. Pure essential oil of peppermint showed the strongest inhibitory effect on streptococcus sanguinis followed by enterococcus faecalis, actinomyces viscosus and eikenella corrodens. 

    Conclusion

     The peppermint plant has antibacterial and inhibitory effects on the bacteria of enterococcus faecalis, streptococcus sanguinis, eikenella corrodens, and actinomyces viscosus. Therefore, peppermint as a natural and effective antibacterial agent, has a potential application in the prevention of periodontal disease.

    Keywords: Peppermint essential oil, Periodontal disease, Antibacterial effect
  • Zakiyeh Gharib, Naser Sanchooli*, Nima Sanadgol Pages 184-197
    Background and Aim

    This study aimed to investigate the association between Endoplasmic Reticulum autophagy (ER-phagy) and Alzheimer’s Disease (AD) by analyzing the expression patterns of related genes in animal models.

    Methods & Materials

    Microarray data of AD patients’ brain tissues were extracted from the Gene Expression Omnibus (GEO) database. These data were first analyzed in GEO2R online tool. Then, the expression of ER-phagy related genes were isolated and the protein interaction networks were plotted by STRING database for the genes with increased expression. Finally, the relationship between the genes that had significant increased expression were designed, and the expression of new identified genes in each study was examined. 

    Ethical Considerations

     All ethical principles were considered in this article. 

    Results

     Genes involved in ER-phagy showed a sporadic expression in different AD models. An increase in the expression of ER-phagy regulatory 1 (FAM134B) gene was observed in studies with the mutation in both Microtubule-associated Protein Tau (MAPT) and Amyloid Precursor Protein (APP) genes. Increase in the expression of NPC intracellular cholesterol transporter 1 (NPC1) gene was observed in two studies that had mutations in APP, Presenilin 1 (PSEN1) and MAPT genes. Moreover, SEC62 homolog and Cell Cycle Progression 1 (CCPG1) genes both showed decreased expression in one study. Finally, the expression of Reticulon 3 (RTN3) was not significant in any of the studies.

    Conclusion

     The genes involved in ER-phagy have a sporadic expression in AD models, where only two genes FAM134B and NPC1 are involved in AD. The FAM134B gene seems to interact with the Wnk1 gene, which plays a role in cell survival and proliferation, in the hippocampus and forebrain. It also interacts with the Map1lc3b gene, which has a role in phagosome deletion and protein ubiquitination, in the forebrain. It also interacts with the Map1lc3b gene, which has a role in phagosome deletion and protein ubiquitination, in the forebrain. NPC1 had interaction with the Abcg1 gene, which activates lipid homeostasis, in the subventricular zone.

    Keywords: Gene expression, Alzheimer’s disease, Endoplasmic reticulum, Autophagy, Microarray
  • Fatemeh Shahrestan, Parvaneh Jafari*, Aram Gharebaghi, Iman Khani Farahani, Esmaeil Shahrestan Pages 198-209
    Background and Aim

    Diabetes mellitus is one of the leading causes of death, and its prevalence is increasing annually because of the change in lifestyle. Increased blood glucose level and dyslipidemia are the major symptoms of this metabolic disease. Currently, the main and effective treatment for diabetes is the use of medication such as insulin. Its control by using herbal products has received a lot of attention in the world. The aim of this study is to evaluate the effects of bioflora (a probiotic supplement) and aqueous extract of cinnamon in improvement of blood glucose level, dyslipidemia, and reduction of cardiovascular diseases in diabetic rats. 

    Methods & Materials

    Thirty-five male Wistar rats were prepared and randomly divided into five groups of negative control, positive control, probiotic (treated with bioflora 3.2×108 CFUs/day for 30 days), cinnamon (treated with 200 mg/kg of cinnamon aqueous extract for 30 days), and probiotic + cinnamon. Diabetes was induced by intra-peritoneally injection of streptozotocin. The rats’ weight, blood glucose level, lipid profile, high sensitivity C-Reactive Protein (hs-CRP) and Atherogenic Index (AI) were measured at the end of experiment to predict the risk of cardiovascular diseases.  

    Ethical Considerations

     This study ethically approved in Research Centre of Islamic Azad University of Arak (Code: IR.IAU.ARAKREC1397.005). All interventions performed in accordance with the Guide for Care and Use of Laboratory Animals prepared by the Institute of Laboratory Animal Resources.

    Results

     Induction of diabetes caused severe weight lost in rats, but the weight loss was lower in groups treated with probiotic. The blood glucose level in probiotic + cinnamon group was significantly reduced. Bioflora reduced triglyceride, cholesterol, and Low-Density Lipoprotein Cholesterol (LDL-C) levels, while cinnamon extract significantly reduced triglyceride and LDL-C levels compared to the positive control group. AI and hs-CRP values were reduced in the probiotic group compared to control groups. There was no synergistic effect by combined use of bioflora and cinnamon extract. 

    Conclusion

     Bioflora effectively prevented dyslipidemia by improving intestinal microbiota, lowering blood glucose level, and improving lipid profile and, therefore, reduced the risk of cardiovascular diseases.

    Keywords: Diabetes, Cardiovascular disease, Dyslipidemia, Lipid profile, hs-CRP, Probiotic, Cinnamon extract
  • Yalda Mirmoeini, Hamid Sarlak*, Shima Normohammadi, Afrooz Nakhostin, Zohreh Salimi Pages 210-221
    Background and Aim

    Parental acceptance is an important parameter in selecting the proper behavior management technique during pediatric dental treatment. The present study aimed to compare the effects of different informing methods on acceptance of parents about behavior management techniques used in pediatric dentistry.

    Methods & Materials

    This quasi-experimental study was conducted on one 162 parents of 3-7-year-old uncooperative children who were candidates for dental treatment. They were randomly divided into three groups. Their acceptance about six behavior management techniques including general anesthesia, voice control, hand-over-mouth, parental separation, active and passive physical restraint were assessed by a questionnaire. After determining the level of acceptance, the information about the techniques was presented through three ways include writing, verbal and visual methods. Finally, their acceptance of each technique and the reasons for non-acceptance were re-evaluated. Data were analyzed in SPSS v.23 software using ANOVA and t-test.

    Ethical Considerations

     This study obtained its ethical approval from the Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences under code: IR.ARAKMU.REC.1398.102.

    Results

     The informing methods significantly increased the parents’ acceptance about behavior management techniques. According to the ANOVA results, the effect of visual presentation method in general anesthesia technique was significantly lower than that of other methods (P<0.05), while its effect in active physical restraint technique was significantly greater than that of other methods (P<0.05). There was no statistically significant difference between the effects of informing methods in other behavior management techniques.

    Conclusion

     Informing parents about pediatric behavior management techniques increase their acceptance. Informing by visual presentation is the most effective method for increasing their acceptance of physical restraint technique, while in their acceptance of general anesthesia technique other informing methods are more effective

    Keywords: Parental acceptance, Pediatric dentistry, Behavior management, Informing
  • Fatemeh Tavakoli, Somayeh Reiisi* Pages 222-235
    Background and Aim

     The long noncoding RNAs (lncRNAs) is an important type of RNAs that can regulate gene expression and, therefore, are involved in the development of various cancers. The genome-wide association study (GWAS) is used to identify phenotype-related loci within non-coding regions. However, the biological functions and exact relationships between phenotype-related loci and lncRNAs have not fully been identified. No study was found on the relationship between rs8506C>T polymorphisms in the lincRNA-NR_024015 exon and breast cancer susceptibility and clinical factors. Therefore, the present study aimed to evaluate the effect of polymorphism rs8506C>T on the breast cancer risk.

    Methods & Materials

    In this case-control study, participants were 120 patients with breast cancer, 120 healthy controls. The genetic variant was genotyped by using the Polymerase Chain Reaction-Restriction Fragment Length Polymorphism (PCR–RFLP) method. Interactions between the polymorphism and clinical factors were further evaluated, and Odds Ratio (OR) was measured for risk assessment.

    Ethical Considerations

    This study has been approved by the Research Ethics Committee at Shahrekord University of Medical Sciences (code:????) .

    Results

     There was a correlation between rs8506 C>T polymorphism and breast cancer risk in the dominant model (CC and CT+TT genotypes; P=0.027; OR=1.84; 95% CI: 1.067‐3.201). In the co-dominant model, CT genotype had a statistically significant association with breast cancer risk (P=0.038). Subjects with T allele in the rs8506 polymorphism had an increased risk of breast cancer (OR=1.69; 95% CI: 1.047-2.736; P=0.031). No relationship between rs8506 polymorphism and clinical factors including metastasis, tumor grade, and Human Epidermal Growth Factor Receptor 2 (HER2) status was observed.

    Conclusion

     Genetic variant rs8506 C>T polymorphism in the lincRNA-NR_024015 exon may contribute to the breast cancer risk. Allele T in this variant confers an increased risk of breast cancer. Further functional analyses are required to detect the detailed mechanism underlying the observed association.

    Keywords: Polymorphism, LincRNA-NR, 024015 exon, miR-526b binding site, Breast cancer
  • Azadeh Safari, Mehdi Moradi*, Mojtaba Khansooz Pages 236-245
    Background and Aim

    The purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks of aerobic exercise and the consumption of kefir dough on anthropometric indices, plasma lipid profile and blood pressure in overweight non-athletic women.

    Methods & Materials

    This quasi-experimental study was performed on 32 non-athletic women with overweight in Arak, Iran (mean age= 33.94±8.58 years, mean height= 1.59±0.05 cm, mean weight= 70.15±6.88 kg, and body mass index= 27.35±1.50 kg/m2) who were voluntarily selected and randomly divided into four groups of 8 (control, exercise, exercise + supplement, and supplement). The control group had a normal diet without exercise; the supplement group received 100 ml kefir dough three meals a day for 8 weeks; the exercise group performed aerobic exercise for 8 weeks, 3 sessions per week, each for 50 minutes. The exercise + supplement group received both aerobic exercise and kefir dough. Blood and anthropometric variables were measured at the beginning and at the end of the intervention. Paired t-test was used to examine the within-group variations and one-way ANOVA to examine the between-group variations. All statistical tests were performed at the significant level of P<0.05.

    Ethical Considerations

    This study has obtained its ethical approval from the Research Ethics Committee of Qom University (Code: IR.QOM.REC.1398.01).

    Results

     The combination of kefir dough supplementation and aerobic exercise significantly reduced the mean blood pressure (P=0.003) and BMI (P=0.03) but had no significant effect on total cholesterol (P=0.27), triglycerides (P=0.61), high-density lipoprotein (P=0.16), low-density lipoprotein (P=0.30) and waist-to-hip ratio (P=0.24).

    Conclusion

     Overweight women can benefit from the aerobic exercise combined with kefir dough supplementation to reduce their blood pressure and BMI. Further studies are recommended to determine the effect of aerobic exercise and kefir supplementation on serum total cholesterol, triglyceride, low- and high-density lipoproteins, and waist-to-hip ratio.

    Keywords: Aerobics, Kefir dough, Lipid profile
  • Naser Safdarian*, Shadi Yousefian Dezfoulinejad Pages 246-263
    Background and Aim

    Breast cancer is the abnormal cell growth in the breast. In both benign and malignant masses, there is rapid and high cell growth. Nowadays, due to the development of technologies, the diagnosis of diseases has become non-invasive and physicians attempts to diagnose the disease without surgery and based on internal organ images.

    Methods & Materials

    In this study, by using images prepared from the Digital Database for Screening Mammography (DDSM), a new method is proposed for detecting cancerous masses in the mammographic images using geometric features extraction and optimization of Support Vector Machine (SVM) parameters to classify breast cancer masses automatically. First, images were pre-processed and then boundaries were determined using threshold method. Next, morphological operators were used to improve these boundaries and the segmentation of images was carried out to classify cancerous masses. Finally, by using the SVM parameter optimization method, Grasshopper Optimization Algorithm (GOA), and 4-fold crossvalidation method, data were classified into two groups of benign and malignant (cancer) masses.

    Ethical Considerations

     Images from DDSM database were used in this research, all images are open access in this database.

    Results

     The accuracy, sensitivity and specificity values for applying the Radial Basis Function (RBF) kernel in SVM classifier (before optimization process) were obtained 97%, 100% and 96, respectively. After optimization of SVM parameters by the GOA, it was reported 100% for all accuracy, sensitivity and specificity indices for applying linear kernel function, indicating the high accuracy of the proposed method. The average values of accuracy, sensitivity and specificity indices for applying all three SVM kernel functions after optimization were 95.83, 100 and 94.81%, respectively.

    Conclusion

     The extracted geometrical features from breast cancer masses are highly efficient for model training and the diagnosis of breast cancer. The GOA could improve the overall accuracy of the proposed method by optimizing the SVM parameters. The results showed the higher performance of the proposed method compared to other methods.

    Keywords: Mammographic image processing, Breast cancer, Geometric features extraction, Support Vector Machine, Grasshopper optimization algorithm
  • Kurosh Farhadtoski, Mojtaba Bayani*, Hamid Sarlak, Zohreh Salimi Pages 264-277
    Background and Aim

    Chronic periodontitis is the most prevalent form of periodontitis and it generally considered as a progressive inflammatory disease. Environmental and systemic factors can alter the immune response to biofilm and lead to progressive degenerative disease. Chronic periodontitis is defined as an infectious disease that causes inflammation in the tooth-supporting tissues, periodontal attachment loss, and bone loss. Identification of risk factors for this disease is important. Hence, this study aims to evaluate the risk factors for chronic periodontitis.

    Methods & Materials

     This case-control study was conducted on 120 periodontitis patients and 120 healthy controls in Arak, Iran. A questionnaire was used to estimate their Socio-Economic Status (SES) and survey demographic and risk factors. For the diagnosis of chronic periodontitis, the identification of plaque accumulation site and clinical examination were performed. To investigate the association of chronic periodontitis with study variables, multilevel logistic regression analysis was used in STATA V. 11 software. 

    Ethical Considerations

    This study obtained its ethical approval from the Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences under code: 1397.145.

    Results

     The Odds Ratio (OR) of chronic periodontitis in adults aged above 30 years was 2.91 (95% CI: 1.01-8.73). Compared to subjects with low SES, the OR of chronic periodontitis was 2.28 (95% CI: 1.22- 4.27) in those with moderate SES and 0.89 (95% CI: 0.79-0.98) in those with high SES. Compared to patients who did not brush their teeth, the OR of chronic periodontitis was 0.67 (95% CI: 0.39-0.89) in patients reported toothbrushing. Compared to those who reported changing toothbrush sooner than 3 months, the OR was 4.96 (95% CI: 2.27-11.3) in those their changed their toothbrush for more than 6 months interval. The OR of chronic periodontitis in current smokers was 3.09 (95% CI: 1.52-4.76).

    Conclusion

     Cigarette smoking, alcohol consumption, tooth brushing, and SES are the risk factors associated with chronic periodontitis.

    Keywords: Periodontitis, Socio-economic status, Smoking, Case-control