فهرست مطالب

دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی - سال نوزدهم شماره 2 (پیاپی 74، تابستان 1400)
  • سال نوزدهم شماره 2 (پیاپی 74، تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/08/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شادروان بهزاد دماری*، سید حسن امامی رضوی، احمد حاجبی، الهام الهی صفحات 123-136
    زمینه وهدف

      طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت اجتماعی یکی از ابعاد سلامت است که بر دو بعد جسمی و روانی تاثیر گذاشته و یا از آنها اثر می پذیرد. مطابق تعریف فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران سلامت اجتماعی عبارت است از کمیت و کیفیت تعامل فرد با پیرامون به منظور رفاه جامعه. رفتارهای اجتماعی مطلوب و محیط مشوق دو مولفه اصلی ارتقای سلامت اجتماعی محسوب می شود. هدف این مطالعه شناسایی رفتارهای اجتماعی مطلوب جامعه ایرانی بوده است.

    روش کار

    این مطالعه به روش کیفی انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات از دو روش بررسی متون و نظرات خبرگان به روش بحث گروهی متمرکز استفاده شده است. در بررسی متون از منابع مرتبط به فرهنگ ایرانی، توصیه های دینی و تجربیات منتشر شده بین المللی استفاده شده است. همچنین از نظرات خبرگان در هشت رشته تخصصی مرتبط با روش بحث گروهی متمرکز استفاده شده است. داده های به دست آمده تحلیل محتوی شده است.

    نتایج

    بر طبق یافته های این مطالعه، بیست رفتار اجتماعی مطلوب عبارت است از پذیرش تنوع، عدم بدگمانی، اعتقاد به حقوق انسانی، دروغ نگفتن، گفتار اثرگذار، تعادل، مسئولیت پذیری، همکاری، برادری، تواضع، نظم (مدیریت فردی)، وفای به عهد و  امانت داری، نقادی، صبر و بخشش، انفاق، مشورت گرفتن، تبادل فرهنگی، مراقبت از هویت و احترام به محیط زیست.

    نتیجه گیری

    تغییر رفتار نیازمند به کارگیری الگوهایی مبتنی بر شواهد از جمله بازاریابی اجتماعی است و پیشنهاد می شود پس از بررسی وضعیت اتخاذ این رفتارها در جامعه، موانع رفتار مطلوب اجتماعی بررسی شده و برنامه بازاریابی اجتماعی برای ترویج این رفتارها تدوین و استقرار یابد

    کلیدواژگان: رفتار اجتماعی مطلوب (Pro-social)، سلامت اجتماعی، بازاریابی اجتماعی
  • علی محمد مصدق راد، رحیم خدایاری، مهدی عباسی، فرشته کریمی* صفحات 137-156
    زمینه و هدف

    نظام تامین مالی سلامت فرآیند جمع آوری، تجمیع و مدیریت منابع مالی به منظور خرید خدمات سلامت است. تامین مالی پایدار نظام سلامت ایران یک ضرورت برای دستیابی به پوشش همگانی سلامت است. هدف این مطالعه شناسایی و تبیین راهکارهای تامین مالی پایدار برای نظام سلامت ایران بود.

    روش کار

    این پژوهش با روش مرورحیطه ای انجام شد. کلیه مطالعات مرتبط با راهکارهای تامین مالی پایدار نظام سلامت ایران در پایگاه های اطلاعاتی «PubMed»، «Web Of Science»، «Scopus»، «Embase»، «Magiran»، «Iranmedex» و «SID» و دو موتور جستجوی «Google» و «Google scholar» در بازه زمانی اول فروردین 1381 تا پایان شهریور 1399 با کلیدواژه های مناسب جستجو شد. در نهایت، 47 مطالعه انتخاب و با کمک نرم افزار MAXQDA و روش تحلیل چهارچوبی تحلیل شدند.

    نتایج

    تعداد 40 راهکار در مطالعات مورد بررسی برای تقویت پایداری نظام تامین مالی سلامت ایران پیشنهاد شده بود که در سه دسته جمع آوری منابع مالی، تجمیع منابع مالی و خرید خدمات سلامت گروه بندی شدند. افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی، گسترش درآمدهای مالیاتی، استفاده از روش های پیش پرداخت سلامت، تقویت مشارکت عمومی- خصوصی، افزایش کارایی نظام سلامت، کاهش هزینه های نظام سلامت، تجمیع صندوق های بیمه ای، رفع همپوشانی بیمه ای، تعیین بسته‎های حمایتی مبتنی بر نیاز خدمت سلامت، تعرفه گذاری مبتنی بر ارزش خدمات سلامت و بکارگیری روش های پرداخت ثابت و مبتنی بر عملکرد به ارایه کنندگان خدمات سلامت، پر تکرارترین راه کارهای تامین مالی پایدار نظام سلامت ایران بودند.

    نتیجه گیری

    نظام تامین مالی سلامت ایران باید به گونه ای تقویت شود که منابع مالی کافی را جمع آوری، تجمیع و مدیریت کند و از آن برای خرید خدمات و کالاهای سلامت برای مردم  استفاده کند که موجب تضمین پوشش همگانی سلامت شود و در نهایت، منجر به ارتقای سلامتی مردم جامعه شود.

    کلیدواژگان: نظام سلامت ایران، راهکار، تامین مالی پایدار
  • محمدجواد کبیر، علیرضا حیدری*، محمدرضا هنرور، زهرا خطیرنامنی، عباس بدخشان، نرگس رفیعی، سکینه بیگم کاظمی، سید مهدی صداقت، مهرداد کمانگری، معصومه غلامی، مریم ایری، منصوره لطفی صفحات 157-172
    زمینه و هدف

    سازمان جهانی بهداشت اجرای نظام ارجاع را یک اقدام اساسی برای بهبود کیفیت خدمات در سیستم های مراقبت های سلامتی می داند. هدف این مطالعه تبیین چالش های اجرایی نظام ارجاع الکترونیک در استان گلستان بود.

    روش کار

    مطالعه ای کیفی در استان گلستان در سال 1398 با شیوه پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکت کنندگان، پزشکان خانواده و متخصص، مدیران ستادی دانشگاه و کارشناسان مسیول معاونت بهداشتی و درمان و اداره کل بیمه سلامت استان، فناوری اطلاعات، مدیران شبکه شهرستان و بیماران بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها در طی 46 مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید و به روش تحلیل محتوا، تحلیل گردید.

    نتایج

     مهمترین چالش های نوبت دهی شامل کمبود وقت پزشکان خانواده، حضور نامنظم پزشکان متخصص، سخت بودن فرآیند نوبت گیری و ارجاع معکوس بودند. مهمترین چالش های بار مراجعه و زمان انتظار شامل نبود ظرفیت پذیرش کافی بعد از لغو قرارداد بیمه سلامت با بخش خصوصی، تاخیر پزشکان برای حضور در درمانگاه، زمان طولانی برای رسیدن نوبت و تایپ پس خوراند بودند. مهمترین چالش های ویزیت و تشخیص شامل زمان کوتاه ویزیت، کیفیت بالاتر ویزیت پزشکان در بخش خصوصی، عدم وجود شیوه نامه های شفاف بودند. مهمترین چالش های پس خوراند عدم تمایل و تعهد برخی متخصصان به ارایه پس خوراند، کیفیت پایین و قابل استفاده نبودن پس خوراند بودند.

    نتیجه گیری

    تامین منابع پایدار و تخصیص نشاندار اعتبارات مالی، طراحی و اجرای نظام پاداش و تنبیه، اصلاح سیستم نوبت دهی، توانمندسازی دانشجویان پزشکی، تجهیز متخصصان با قلم الکترونیکی برای نوشتن پس خوراند می تواند بهبود وضعیت موجود کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: چالش اجرایی، نظام ارجاع الکترونیک، استان گلستان، پزشک خانواده، سیستم ارجاع، مطالعه کیفی
  • مریم کاظمی، نسترن صفوی، مجید رستمی مقدم *، رومینا بهبودی صفحات 173-184
    زمینه و هدف

    این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی مکمل زینک بر علایم بالینی بیماران پسوریازیس پلاک تایپ با درگیری پوستی زیر 20% انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی دو سوکور در سال 1398  بر روی 44 بیمار پسوریازیس پلاک تایپ با درگیری پوستی زیر 20% مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) اردبیل انجام گرفت. بیماران  با شرط پایین بودن سطح سرمی زینک و نداشتن درگیری مفصلی به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت یک ماه روزانه یک قرص مکمل زینک 220 میلی گرم به همراه پماد موضعی اوسرین و گروه کنترل به مدت یک ماه روزانه یک عدد دارونما به همراه پماد موضعی اوسرین دریافت نموده و به مدت سه ماه پیگیری شدند. قبل و بعد از درمان شدت خارش، اریتم، پوسته ریزی، وسعت و میزان ایندوراسیون ضایعات بر اساس Psoriasis Area Severity Index محاسبه شد.

    نتایج

    یافته ها نشان داد دو گروه از نظر متغیرهای زمینه ای و دموگرافیک تفاوت معنی داری نداشتند (05/0>p). همچنین نتایج مقایسه میزان زینک در افراد مورد مطالعه نشان داد میانگین سطح سرمی زینک پیش از شروع مطالعه در هر دو گروه در یک سطح قرار داشته است (05/0 >p). همچنین، نتایج روش آماری نشان داد که تفاوت معناداری از نظر شدت خارش، شدت پوسته ریزی، اریتم، ضخامت و وسعت ضایعات بین دو گروه مداخله و کنترل در طول مدت پیگیری وجودندارد (05/0>p).

    نتیجه‏ گیری

    استفاده از مکمل زینک تاثیر قابل ملاحظه ای در کاهش علایم بالینی بیماران پسوریازیس پلاک تایپ با درگیری پوستی زیر 20% ندارد.

    کلیدواژگان: مکمل زینک، علایم بالینی بیماران، پسوریازیس پلاک تایپ
  • سوگند قاسم زاده، زهرا نقش*، محمد غلامی فشارکی، الهام شفیعی صفحات 185-198
    زمینه و هدف

    سندرم پیش از قاعدگی تجربه برخی علایم جسمی و روانی در روزهای آخر چرخه قاعدگی است که در عملکرد تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی تداخل ایجاد می کند. با توجه به مشکلات نوجوانان در این دوره این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی بر اضطراب، افسردگی و تنیدگی نوجوانان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی و کیفیت زندگی مادران آنها انجام پذیرفته است.

    روش کار

    این مطالعه تجربی بر روی 26 دختر نوجوان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی که در سال 1399 به دو مرکز درمانی واقع در شهر تهران مراجعه کرده اند، انجام شده است. بیماران به طور تصادفی در 2 گروه مداخله (12 نفر، 6 جلسه 90 دقیقه ای هفتگی) و کنترل (14نفر) تقسیم گردیدند. در این مطالعه پرسش شوندگان به پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی، پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی و پرسشنامه افسردگی بک، قبل، بعد و یک ماه پس از مطالعه پاسخ دادند. در این مطالعه از آزمون ANOVA تکراری و جهت تحلیل از نرم افزار21  SPSS استفاده و سطح معنی دار 5% در نظر گرفته شد.

    نتایج

    یافته ها نشان داد که گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری را از نظر میانگین سه متغیر افسردگی، اضطراب و تنیدگی از خود نمایش دادند (05/0p<). این کاهش باعث افزایش معنی دار کیفیت زندگی مادران شده بود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی روشی موثر برای کاهش مشکلات روانی دختران نوجوان و افزایش کیفیت زندگی مادران آنها خواهد بود.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی، سندرم پیش از قاعدگی، کیفیت زندگی
  • احمد مهری، علی اصغر حسن پور، اکرم رباط جزی، مهر سادات مهدی زاده* صفحات 199-212
    زمینه و هدف

    سرمایه اجتماعی از مولفه های اجتماعی تاثیرگذار بر پیامدهای سلامتی است که به عنوان یکی از عوامل مهم نابرابری های سلامت در میان جوامع مطرح است و از نگرانی های عمده نظام سلامت در حاشیه شهرهاست. هدف این مطالعه تعیین سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت درک شده در ساکنین حاشیه شهر مشهد در سال 99 بود.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی تحلیلی با شرکت 300 نفر از ساکنین حاشیه شهر مشهد انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها؛ سوالات دموگرافیک، وضعیت سلامت درک شده، و پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 24  انجام شد.

    نتایج

    میانگین سن افراد 11± 6/34 سال و نمره سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان 52/10± 63/53 بود. در بین حیطه های هشت گانه سرمایه اجتماعی، به ترتیب ارزش زندگی 7/17± 91/57 و مشارکت در جامعه محلی 28/15±28/44 بیشترین و کمترین میانگین نمره را کسب کردند. نتایج نشان داد جنسیت، تحصیلات و وضعیت سلامت درک شده، 23% از تغییرات سرمایه اجتماعی کل را پیش بینی می کنند (001/0>p).  

    نتیجه گیری

    در این مطالعه سطح سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان مطالعه پایین بود و عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت با سرمایه اجتماعی ارتباط داشتند. ضروری است سیاستگذاران و برنامه ریزان سلامت به نقش این عوامل نوجه داشته باشند و مداخلات جامعه محور طراحی و اجرا کنند.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سلامت، حاشیه نشینی، تعیین کننده های اجتماعی
  • منیره محمدی نژاد مطلق، سیاوش طالع پسند*، اسحق رحیمیان بوگر صفحات 213-224
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان در افراد آسیب دیده از خیانت صورت گرفت.

    روش کار

    از میان تمام زنان خیانت دیده که در بازه زمانی مهر تا دی ماه سال 1398 به اورژانس اجتماعی شهر سبزوار مراجعه کردند، تعداد 42 نفر با روش تصادفی انتخاب و به دو گروه (21 نفر آزمایش و 21 نفر کنترل) تخصیص داده شدند. مداخله به صورت یک سو کور انجام شد. شرکت کنندگان پرسشنامه مهار عواطفwilliams ، (27) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان Garnefski (29) را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. آموزش طی 20 جلسه با استفاده از نرم افزار آموزش حافظه کاری هیجانیSchweizer  (32) اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان زنان آسیب دیده از خیانت اثربخش است.

    نتیجه گیری

    یک راهبرد درمانی مکمل برای کنترل عواطف و تنظیم شناختی هیجان در زنان آسیب دیده استفاده از آموزش های مبتنی بر حافظه کاری هیجانی است. تلویحات کاربردی یافته ها موردبحث قرار گرفت.

    کلیدواژگان: آموزش حافظه کاری هیجانی، تنظیم شناختی هیجان، توانایی مهار عواطف، زنان خیانت دیده
  • صفورا ماواییان*، فضل الله میردریکوند، مسعود صادقی صفحات 225-236
    زمینه و هدف

    یکی از شایع ترین سرطان ها در کشور ایران، سرطان پستان می باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان وجودگرا-انسان مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس از آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی شهر خرم آباد در سال 1399 بودند که از این میان در هر گروه (آزمایش و گواه) 15 نفر به صورت تصادفی اختصاص داده شدند، و به پرسشنامه پذیرش خود (USAQ) و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. پس از مداخله از هردو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد بعد از دو ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل داده ها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.

    نتایج

    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود. بنابراین متغیر پذیرش خود در سطح معناداری (77/5=F، 01/0>p) و متغیر رضایت زناشویی در سطح معناداری (97/13=F، 01/0>p)  افزایش داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژهش، درمان وجودگرا- انسان مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی بیماران مبتلا به سرطان پستان اثر معنادار دارد. لذا پیشنهاد می شود علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسایل روان شناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمان های روان شناختی و از جمله رویکرد وجودگرا- انسان مدار، مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: Existential-Humanistic Therapy، Self-Acceptance، Marital Satisfaction، Breast Cancer
|
  • Behzad Damari*, Seyed Hasan Emami Razavi, Ahmad Hajebi, Elham Elahi Pages 123-136
    Background and Aim

    According to the definition proposed by WHO, social health is a health dimension that impacts, or is affected by, the two physical and mental dimensions. Based on the definition given by the Academy of Medical Sciences of Islamic Republic of Iran, social health includes reciprocal qualitative and quantitative behaviors by individuals towards welfare of the society. Pro-social behaviors and an encouraging environment are considered as the two main components of social health promotion. The purpose of this study was to identify pro-social behaviors in the Iranian society.

    Materials and Methods

    This was a qualitative study. Data were collected using 1). Literature review based on sources related to Iranian culture and religious advice, as well as published international experiences, and 2). Expert opinions based on focus group discussions on eight specialized disciplines. The data obtained were content analyzed.

    Results

    Analysis of the data of this study showed twenty pro-social behaviors (possible to be categorized into three domains/areas of social thinking, speech and expression, and behavior):acceptance of diversity and altruism, understanding human rights, not telling lies, cooperation, humbleness, donation/free contribution, being critical, patience and forgiveness, lack of distrust/suspicion, speaking competence, proper balance/equilibrium, sense of responsibility, brotherhood, personal discipline/order, fidelity, trustworthiness, consultation, cultural exchange, self-identity and, finally, respecting the environment.

    Conclusion

    Behavior change requires applying evidence-based models, e.g., social marketing. It is, thus, suggested that after investigating and surveying pro-social behaviors in the Iranian society, barriers to pro-social behaviors should be investigated and social marketing programs be developed and implemented aiming to help improve these behaviors.

    Keywords: Pro-Social Behavior, Social Health, Social Marketing
  • Ali Mohammad Mosadeghrad, Rahim Khodayari, Mehdi Abbasi, Fereshte Karimi* Pages 137-156
    Background and Aim

     The health financing system is the process of collecting, pooling and managing financial resources to purchase health services. Sustainable financing of the Iranian health system is crucial for achieving universal health coverage. The purpose of this study was to identify strategies for sustainable financing of the Iranian health system.

    Materials and Methods

     This study was conducted using the scoping review in 2020. The following databases and search engines were searched systematically between 21.03.2002 and 21.09.2020 to find studies related to sustainable financing strategies for the Iranian health system: PubMed, Web of Science, Scopus and Embase, Magiran, Iranmedex and SID databases, and two search engines; i.e., "Google" and "Google scholar”. Finally, 47 studies were selected and analyzed using the MAXQDA software and the framework analysis method.

    Results

    A total of 40 strategies were identified for strengthening the sustainability of Iranchr('39')s health financing system, which were grouped into three categories: collecting funds, pooling funds and purchasing health services. The most frequently cited strategies for sustainable financing of the Iranian health system were the following: increasing the health share of gross domestics product, expanding tax revenues, pre-payment methods of health financing, strengthening public-private partnership, increasing the efficiency of the health system, reducing health system costs, consolidating insurance funds, eliminating insurance overlaps, value-based health service tariffs, optimizing health services support packages, and fixed payment methods based on  the performance of the health service providers.

    Conclusion

    The Iranchr('39')s health financing system must be strengthened in such a way as to make it possible to collect, pool and manage sufficient financial resources to be used to purchase health services for the people to ultimately ensure universal health coverage leading to the promotion of the public’s health.

    Keywords: Sustainable Health Financing, Iranian Health System, Strategies
  • Mohammad Javad Kabir, Alireza Haydari*, Mohammad Reza Honarvar, Zahra Khatirnameni, Abbas Badakhshan, Narges Rafiei, Sakine Beygom Kazemi, Seyed Mehdi Sedaghat, Mehrdad Kamangari, Masoumeh Gholami, Maryam Eri, Mansoureh Lotfi Pages 157-172
    Background and Aim

    The World Health Organization considers the implementation of the referral system to be a key step in improving the quality of services in health care systems. The purpose of this study was to explain the executive challenges of the electronic referral system in Golestan Province, Iran.

    Materials and Methods

    A qualitative study was conducted in Golestan Province, Iran in 2019 with a content analysis approach. The participants were family physicians, specialists, university staff managers, responsible health officers in the Offices of Deputy Ministers of Health, the General Directorate of Health Insurance, Department of Information Technology, Rural Health Network managers, health network managers and patients selected purposefully. Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using the content analysis method.

    Results

    The main challenges of giving appointments to patients included the lack of time of family physicians, the irregular presence of specialists, difficulty in getting an appointment, and reverse referrals. As regards referrals and waiting times, the main challenges were found to be the lack of sufficient admissions following cancellation of the health insurance contract with the private sector, the delay of physicians in attending the health centers, long waiting times to be visited, and writing the feedback by the physicians. In addition, the main challenges of the visits and diagnosis included the short visiting times, the higher quality of the specialistschr('39') visits in the private sector, and the lack of clear guidelines. Finally, the main challenges as regards giving feedback were the reluctance and noncommitment of some specialists to provide feedback, as well as the low quality and lack of usability of the feedbacks given.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, the following actions and measures may help improve the current situation as regards the current referral systems: allocating sustainable resources; allocating financial credits; designing and implementing a reward and punishment system; reforming the queuing system; empowering medical students; and equipping specialists with electronic pens for giving written feedback.

    Keywords: Executive Challenge, Electronic Referral System, Golestan Province, Iran, Family hysicians, Referral System, Qualitative Study
  • Maryam Kazemi*, Nastaran Safavi, Majid Rostami Mpghaddam, Romina Behboodi Pages 173-184
    Background and Aim

    This study aimed to assess the effects of zinc supplementation on the clinical signs of patients with plaque-type psoriasis with skin congestion under 20%.

    Materials and Methods

    This randomized double-blinded clinical trial included 44 patients with plaque-type psoriasis with skin congestion under 20% referring to the Imam Reza Hospital in Ardabil, Iran. The patients with low levels of serum zinc and no history of joint congestion were randomly divided into a treatment and a control group. Those in the treatment group received, daily for a month, a 220mg zinc supplement along with Eucerin, a topical ointment, while those in the control group received a placebo and Eucerin for the same period. All the participants were followed up for a period of three months. The severity of itching, erythema, scaling, dispersion, and extent of lesions induration were determined using the Psoriasis Area Severity Index (PASI) before and after the intervention. The data were analyzed using the SPSS software version 26.0, the statistical method being generalized estimation equations (GEE).

    Results

    There were no significant differences between the two groups as regards demographic and general characteristics (p>0.05); there was no significant difference as regards their initial serum zinc levels either (p>0.05). Based on the  GEE analysis, no significant differences were observed as regards itching severity, erythema, scaling, dispersion, the thickness of lesions’ induration between the two groups over the study period (p>0.05).

    Conclusion

    Zinc supplementation has no considerable effect on reducing the clinical signs of patients with plaque-type psoriasis and skin congestion under 20%.

    Keywords: Zinc Supplement, Clinical Signs, Plaque-Type Psoriasis
  • Sogand Ghasemzadeh, Zahra Naghsh*, Mohammad Gholami Fesharaki, Elham Shafiee Pages 185-198
    Background and Aim

    Premenstrual Syndrome (PMS) is experiencing some physical and psychological symptoms in the last days of the menstrual cycle; it interferes with educational, social and family functioning, creating problems for the adolescents. The objective of this study was to determinee the effectiveness of a transdiagnostic treatment program on anxiety, depression and stress in female adolescents with premenstrual syndrome and their motherschr('39') quality of life.

    Materials and Methods

    This experimental study was conducted on 26 female adolescents with PMS referring to two health centers in Tehran, Iran in 2019. They were divided randomly in 2 groups, namely, an intervention (n=12, attending six 90-minute session per week‎) and a control (n=14) group. Data were gathered using the WHO Quality of Life, Beck depression, the DASS and PMS Screening Tool (PSST) questionnaires initially and after one month. The repeated ANOVA test was used for data analysis using SPSS software version 21; a p-value of <5% was considered to show statistical significance.

    Results

    As compared to the control group, at the end of the period the intervention group showed a statistically significant decrease in the means of the three variables of depression, anxiety and stress (p <0.05). The decrease significantly improved the quality of life of the mothers.

    Conclusion

    The findings of this study show that a transdiagnostic treatment program can be an effective method to reduce the psychological problems of adolescent girls and improve the quality of life of their mothers.

    Keywords: Anxiety, Depression, Transdiagnostic Treatment Program, Premenstrual Syndrome, Quality of Life
  • Ahmad Mehri, Ali Asghar Hasanpour, Akram Robatjazi, Mehrsadat Mahdizadeh* Pages 199-212
    Background and Aim

    Social capital is a social component affecting health outcomes considered to be one of the important factors influencing health inequity in the communities; it is one of the main concerns of health system in the suburbs. This study aimed to determine social capital and its relationships with demographic factors and perceived health status in the suburbs of Mashhad, Iran in 2020.

    Materials and Methods

    This was a descriptive-analytical study including 300 residents in the suburbs of Mashhad, Iran selected using the cluster sampling method. The data collection tool was a questionnaire containing demographic and perceived health status questions, as well as the Onyx and Bullen social capital questionnaire. Data were analyzed using the t-test, Pearson correlation test, one-way analysis of variance and multiple linear regression, using SPSS-version 24.

    Results

    The mean age of the individuals was 34.6± 11 years and their social capital score 53.63± 10.52. Among the eight social capital components, the value of life (57.91± 17.7) and participation in the local community (44.28± 15.28) were found to have the highest and lowest mean scores, respectively. Further analysis of the data showed that sex, education level and perceived health could predict 23% of the changes in the total social capital (p <0.001).

    Conclusion

    In this study, the level of social capital of the participants was low, but the demographic factors and health status were related to social capital. Therefore, policymakers and social and health planners should design and implement community-based interventions to improve the level of social capital.

    Keywords: Social Capital, Health, Suburban Residents, Social Determinants
  • Monire Mohammadinezhad, Siavash Talepasand*, Eshagh Rahimian Bouger Pages 213-224
    Background and Aim

    The aim of this study was to investigate the effectiveness of emotional working memory education on the ability to control emotions and cognitive emotion regulation in women hurt by infidelity.

    Materials and Methods

    This was a pre-test, post-test and follow-up single-blind intervention study. From among the women hurt by infidelity referring to the Social Emergency Department of Sabzevar City, Iran between September and January 2021, a sample of 42 were randomly selected and assigned to either an experimental (n = 21) or a control group (n = 21). They completed 2 questionnaires, namely, an Inhibition of Emotions Questionnaire (27) and a Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (29), initially and after the intervention. The education was carried out in 20 sessions using emotional working memory education software (32). The data were analyzed using the repeated measures multivariate analysis of variance.

    Results

    Analysis of the data showed that emotional working memory education can affect the ability to control emotions and regulate cognitive emotion in women hurt by infidelity.

    Conclusion

    A complementary treatment strategy for controlling emotions and cognitive emotion regulation in women hurt by infidelity is emotional work-based education. Practical implications of the findings of this study were discussed.

    Keywords: Emotional Working Memory Education, Cognitive Emotion Regulation, Ability to Control Emotions, Marital Infidelity
  • Safoora Mavaeeyan *, Fazlolah Mirderikvand, Masoud Sadeghi Pages 225-236
    Background and Aim

    Breast cancer is one of the most common cancers in Iran. The aim of this study was to assess the effectiveness of existential-humanistic therapy in self-acceptance and marital satisfaction in women with breast cancer.

    Materials and Methods

    This was a quasi-experimental study with a pre-test, post-test and follow-up design with a control group. The statistical population was the women with breast cancer referring to Shahid-Rahimi Hospital in Khorramabad, Iran in 2020, from among whom two groups (experimental and control) of 15 women each were randomly selected and asked to complete the self-acceptance (USAQ) and marital satisfaction (ENRICH) questionnaires. Then the experimental group attended eight 90-minute intervention sessions. After the intervention, both groups took a post-test and followed up further after two more months. The data were analyzed using the repeated measures ANOVA test.

    Results

    The repeated measures ANOVA test showed that the interaction between group and time was statistically significant. Therefore, the self-acceptance and marital satisfaction variables increased significantly (F=5/77, P<0/01 and F=13/97, P<0/01, respectively).

    Conclusion

    According to the results of this study, existential-humanistic therapy has a significant effect on self-acceptance and marital satisfaction in breast cancer patients. It is, therefore, recommended to pay attention, in addition to the physical problems of such patients, also to their psychological problems and, along with pharmacotherapy consider psychotherapy, including existential-humanistic therapy as well.