فهرست مطالب

مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران
پیاپی 226 (آبان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/08/10
  • تعداد عناوین: 23
|
  • نیلوفر دربندی*، علی عزیزی چشمه کبود صفحات 1-13
    سابقه و هدف

    بیماری آلزایمر نوعی اختلال تخریب عصبی است که با تجمع پلاک های آمیلوییدی در نورون‫ها همراه است. افزایش کلسترول خون باعث افزایش رسوب این پروتیین ها و تحلیل حافظه می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر رزوواستاتین به عنوان داروی کاهنده کلسترول در رت‫های آلزایمری، انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه پژوهشی اصیل(تجربی)، حیوانات به گروه های کنترل، استرپتوزوتوسین (جهت القاء آلزایمر)، رزوواستاتین و رزوواستاتین همراه با استرپتوزوتوسین تقسیم شدند. در همه گروه ها سالین (μg/rat 1) و یا استرپتوزوتوسین (mg/kg 3) به صورت درون بطن مغزی تزریق شد. گاواژ سالین (ml/kg 1) یا رزوواستاتین (mg/kg 20 و 10) روزانه از یک روز قبل از کانول گذاری شروع و به مدت دو هفته ادامه یافت. در پایان دوره‫ی تیمار آزمون اجتنابی غیرفعال، تعداد نورون های سالم در ناحیه CA1 و اندازه‫گیری شاخص‎های استرس اکسیداتیو در سرم خون انجام شد.

    یافته ها

    استرپتوزوتوسین در مقایسه با گروه کنترل به‫طور معنی‫داری بازخوانی حافظه، تعداد نورون‏های سالم در ناحیه CA1، قدرت آنتی‎اکسیدانتی کل و سطح آنزیم سوپراکسید دیسموتاز را کاهش و میزان مالون‎دی‎آلدهید را افزایش داد (0/001P<). گاواژ رزوواستاتین (mg/kg 20) به مدت 2 هفته شاخص‫های فوق را در گروه استرپتوزوتوسین به‫طور معنی‫داری معکوس کرد (0/001P<) که به معنی بهبود حافظه می باشد. گاواژ رزوواستاتین به تنهایی تاثیر معنی‫داری بر شاخص‏های فوق نداشت (0/05<p).< span=""></p).<>

    استنتاج

    استرپتوزوتوسین از طریق مکانیسم‫های مختلف از جمله افزایش استرس اکسیداتیو و به دنبال آن مرگ سلولی منجر به کاهش نورون‏های ناحیه CA1 و کاهش حافظه می‫شود. به نظر می رسد رزوواستاتین قادر است از طریق مهار شاخص‎های استرس اکسیداتیو از اثرات مخرب استرپتوزوتوسین بر حافظه و یادگیری جلوگیری نماید.

    کلیدواژگان: استرپتوزوتوسین، استرس اکسیداتیو، حافظه، رزوواستاتین، نورون های ناحیه CA1
  • امین بارانی، فرزانه متفقی، محمد اقبالی، درین منصوریان، سینا میرزا علیلو، پوریا داداللهی ساراب، محمد علی ابراهیم زاده* صفحات 14-27
    سابقه و هدف

    هیپوکسی می تواند منجر به اختلال درعملکرد بدن شود و ممکن است باعث ناهنجاری های فیزیولوژیکی متعدد شود. هیپوکسی با پاتولوژی بیماری کوه گرفتگی، بیماری قلبی عروقی و سکته مغزی مرتبط است که منجر به مرگ در بسیاری از کشورها می شود. فی جوآ، پونه سا و خربزه وحشی گیاهانی هستند که فعالیت آنتی اکسیدانی خوبی دارند.

    مواد و روش ها

    اثر محافظتی عصاره متانلی میوه فی جوآ، میوه خربزه وحشی و اندام هوایی پونه سا در مقابل مرگ و میر ناشی از هیپوکسی در موش سوری نر با سه مدل هیپوکسی خفگی، خونی و جریان خونی بررسی شد.

    یافته ها

    عصاره فی جوا و پونه سا در تمامی تست های آنتی هیپوکسی، در مدل های خونی، گردش خونی و خفگی توانستند اثرات محافظتی خوبی در افزایش زمان زنده ماندن موش های سوری نر حتی در پایین ترین دوزهای استفاده شده، 31/25 و  mg/kg   62/5  از خود نشان دهند. در تمامی مدل ها در دوزهای پایین موثر بوده و اثری مشابه پروپرانولول و فنی تویین که به عنوان کنترل مثبت به کار رفتند، از خود نشان دادند. عصاره میوه خربزه اثر ضعیفی در این تست ها از خود نشان داد. تنها در دوز mg/kg250 در هیپوکسی گردش خونی موثر بود.

    استنتاج

    عصاره فی جوا و پونه سا فعالیت محافظتی بسیار خوبی در تمامی مدل ها از خود نشان دادند و حتی در دوزهای پایین اثری مشابه کنترل مثبت از خود نشان دادند. به نظر می رسد این گیاهان پتانسیل خوبی برای استفاده در شرایط هیپوکسی را داشته باشند.

    کلیدواژگان: هیپوکسی خفگی، هیپوکسی خونی، هیپوکسی جریان خون، فی جوآ، پونه سا، خربزه وحشی
  • ناهید نقی زاده، شاهین ریاحی ملایری*، مهدی روزبهانی، علیرضا خادمی، حسین شیروانی صفحات 28-40
    سابقه و هدف

    تومورهای مغزی از کشنده ترین بدخیمی ها می باشند و می توانند به طور مستقیم مغز را درگیر کنند که اغلب با اختلال در عملکردهای اجرایی و حافظه همراه است. هدف از این مطالعه تعیین اثربخشی تمرین استقامتی و مصرف نانوکورکومین برحافظه کوتاه مدت موش های مبتلا به تومور مغزی گلیوبلاستومای مولتی فرم بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر سالم نژاد ویستار به طور تصادفی به 7 گروه 5 تایی شامل گروه کنترل سالم پایه، کنترل سالم 4 هفته، کنترل سرطان پایه، کنترل سرطان 4 هفته، گروه سرطان+ نانوکورکومین، سرطان+ تمرین و سرطان+ تمرین+ نانوکورکومین تقسیم شدند. یک هفته پس از تزریق سلول های سرطانی در قشر پیشانی، همه حیوانات با انجام تست حافظه و هم چنین گاواژ مکمل نانوکورکومین به میزان mg/kg80 (28 روز، 5 روز در هفته) وارد برنامه اصلی تمرین بر روی نوارگردان (4 هفته، 18 متر بر دقیقه و 3 روز در هفته) شدند. در پایان موش ها قربانی، داده ها جمع آوری و نتایج با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و تعقیبی توکی آنالیز گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تمرین استقامتی و مصرف نانوکورکومین به صورت معنی داری باعث کاهش حجم تومور درگروه سرطان+ تمرین+ نانوکورکومین شد(0/001 P=). هم چنین سبب افزایش معنی دار حافظه کوتاه مدت درگروه های مورد مطالعه نسبت به گروه سرطان 4 هفته  گردید(0/001 P=).

    استنتاج

    براساس یافته های مطالعه حاضر انجام تمرینات استقامتی به همراه مصرف نانوکورکومین، احتمالا می تواند علاوه برکاهش حجم تومور باعث بهبود حافظه کوتاه مدت در موش های مبتلا به تومور مغزی شود.

    کلیدواژگان: تومورمغزی، تمرین استقامتی، نانو کورکومین، حافظه کوتاه مدت، گلیوبلاستومای مولتی فرم
  • مهسا نارنجی، بهاره لشتوآقائی، زهرا دانش فر، سمانه فرخ فر*، رضا عنایتی فرد، معصومه بحری صفحات 41-51
    مقدمه

    پسوریازیس یک بیماری التهابی خود ایمن با درگیری بیش تر در پوست و مفاصل است که می تواند سبب آسیب های روحی و روانی و در نتیجه کاهش کیفیت زندگی بیماران شود. این بیماری به لحاظ پاتوژنز و اپیدمیولوژی وجوه مختلفی دارد. بهبود خواص درمانی داروهای رایج این بیماری می تواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.
    در طی سالیان اخیر نانوذرات برای بهبود دارورسانی در بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری های پوستی کاربرد دارند. کلسی پوتریول به عنوان یک آنالوگ ویتامین D یکی از داروهای رایج برای درمان موضعی پسوریازیس است.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر که یک مطالعه ی درون تنی مداخله ای است، نانوذرات جامد لیپیدی
    )(Solid Lipid Nanoparticles (SLN)) این دارو با اندازه ذره ای 241 نانومتر و پتانسیل زتای 5/11- میلی ولت ساخته و به روش incorporation وارد پایه نیمه جامد شد. اثر بخشی فرمولاسیون بر مدل پسوریازیس القا شده توسط کرم ایمی کیمود 5 درصد در موش BALB/c نر، در بین گروه کنترل منفی (بدون درمان)، گروه کنترل مثبت (کلسی پوتریول) و گروه SLN (کرم SLN با کلسی پوتریول) بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج روند رهایش دارو از فرمولاسیون مورد استفاده نشان دهنده تبعیت از روند هیگوشی بود و در پایان 6 ساعت، 76درصد دارو از این نیمه جامد رها شد. نتایج تاثیر فرمولاسیون بر مدل پسوریازیس نشان داد که در روز پنجم گروه SLN در مقایسه با دو گروه دیگر کاهش امتیاز التهاب را به شکل معنی دار داشته است (0/0001>P)، اگرچه این تفاوت در روز دهم معنی دار نبود. هم چنین بارگیری دارو در SLN توانست سرعت بهبود و کاهش التهاب را به شکل معنی دار افزایش دهد.

    استنتاج

    نتایج این مطالعه نشان داد که الحاق کلسی پوتریول با SLN می تواند سبب بهبود کیفیت و سرعت درمان ضایعات پوستی ناشی از پسوریازیس شود.

    کلیدواژگان: پسوریازیس، نانوذرات جامد لیپیدی، جذب پوستی، کلسی پوتریول، درون تنی
  • عنایت الله سلیمی، اسکندر مقیمی پور، علی طالب پور جهرمی، : سعید محمد سلیمانی* صفحات 52-63
    سابقه و هدف

    داروی ماینوکسیدیل از عواملی است که می تواند با افزایش دوره آناژن سبب درمان اختلالات رویش مو از جمله طاسی گردد. با توجه به ماهیت ماینوکسیدیل عبورپذیری دارو از سطح پوست ناچیز می باشد، هدف از این مطالعه طراحی و بررسی فرمولاسیون های میکروامولسیونی به منظور افزایش عبورپذیری ماینوکسیدیل از پوست موش صحرایی بود.

    مواد و روش ها

    میکرو امولسیون های حاوی 2 درصد ماینوکسیدیل با مقدار مناسبی فاز روغنی (اولییک اسید، ترانسکوتول پی) و سورفکتانت (تویین80 و اسپن 20) و کو سورفکتانت (پروپیلن گلیکول) تهیه شدند. ماده دارویی در فاز روغنی حل شد. خصوصیات فیزیکوشیمیایی این میکروامولسیون ها مانند اندازه ذره ای، ویسکوزیته، آزادسازی، عبور پذیری پوستی میکرو امولسیون از پوست موش صحرایی و هم چنین میزان عبورپذیری دارو با فرمولاسیون های ساخته شده از پوست موش صحرایی با استفاده از سلول‏های فرانز ارزیابی شدند.

    یافته ها

    اندازه ذره ای میکرو امولسیون ها در محدوده 5/45 تا 10/40 نانومتر، ویسکوزیته 113/2 تا 199/2 سانتی پواز بود. در این مطالعه پارامترهای آزادسازی دارو، ویسکوزیته و Dapp با متغیرهای مستقل ارتباط معنی دار داشتند(0/05>p). افزایش درصد روغن سبب افزایش مقدار آزادسازی دارو در ساعت دوم شد. افزایش درصد آب و افزایش درصد روغن سبب افزایش میزان آزادسازی دارو در 24 ساعت شده است. افزایش درصد روغن و کاهش درصد آب می تواند منجر به افزایش ویسکوزیته و افزایش درصد آب موجب افزایش مقدار Dapp در میکروامولسیون ها شود.

    استنتاج

    فرمولاسیون های ساخته شده توانستند میزان عبورپذیری پوستی ماینوکسیدیل را در موش صحرایی به میزان قابل توجهی افزایش دهند.

    کلیدواژگان: ماینوکسیدیل، میکرو امولسیون، دارورسانی پوستی، سامانه دارورسانی نانو
  • محسن محمدنیا احمدی*، زهرا همایون، سعید ایل بیگی، فاطمه رضائیان صفحات 64-73
    سابقه و هدف

    با توجه به پیشرفت استفاده از طب سنتی در مطالعات اخیر، عصاره سیر کهنه به عنوان عامل اثرگذار بر چربی خون و کاهنده استرس جسمانی و روانی مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر حاد مصرف عصاره سیر کهنه بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و کورتیزول بزاقی هنگام و پس از فعالیت تناوبی شدید می باشد.

    مواد و روش ها

    تعداد 10 نفر از زنان غیرفعال شهر بیرجند (سن: 6±24سال، میانگین شاخص توده بدنی 23-22 کیلوگرم بر مترمربع) در 2 جلسه به فاصله یک هفته در این آزمون شرکت کردند. آزمودنی ها در جلسه اول، مکمل سیر (600 میلی گرم سیر کهنه) و در جلسه دوم، دارونما (600 میلی گرم نشاسته) را یک ساعت قبل از انجام فعالیت تناوبی شدید مصرف نمودند. برنامه فعالیت تناوبی شدید شامل اجرای 11 تناوب دویدن 1 دقیقه ای با شدت 90 درصد max2vVO بود که با 11 تناوب استراحتی 2 دقیقه ای با شدت 60 درصد max2vVO دنبال شد. هزینه سوخت و سازی و اکسایش سوبسترا با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی و کورتیزول بزاقی به روش نورتابی شیمیایی اندازه گیری شد. تحلیل آماری داده ها با آزمون تحلیل واریانس مکرر انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در دو گروه سیر و دارونما بین شاخص های میانگین اکسیژن مصرفی (0/28 =P)، اکسایش چربی (0/09=P)، نسبت تبادل تنفسی (0/08=P)، هزینه انرژی (0/76=P) و کورتیزول بزاقی (0/66=P) تفاوت معنی داری وجود نداشت.

    استنتاج

    بر اساس یافته های این مطالعه، مصرف مکمل سیر کهنه همراه با انجام فعالیت تناوبی شدید تاثیری بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و سطح کورتیزول در زنان غیر فعال ندارد.

    کلیدواژگان: کورتیزول، سیر کهنه، فعالیت تناوبی شدید، نسبت تبادل تنفسی، میزان اکسیژن مصرفی، هزینه انرژی
  • مونا ذاکری فر، حمیدرضا گلی*، حامی کابوسی، زهرا رحمانی، فاطمه پیروی قادی کلائی صفحات 74-87
    سابقه و هدف

    ظهور مقاومت به چند دارو (MDR) در استرپتوکوکوس آگالاکتیه جدا شده از خانم های باردار و حضور کپسول پلی ساکاریدی در آن ها نقش بسیار مهمی در بیماری زایی دارند. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی شیوع مقاومت آنتی بیوتیکی، مقاومت به چند دارو و تایپ های Ia و Ib کپسولی در این سویه ها بود.

    مواد و روش ها

    نمونه های واژینال به محیط کشت انتقالی Todd-Hewitt Broth منتقل شدند. پس از 24 ساعت، بر روی محیط کشت بلاد آگار تلقیح شده، باکتری ها با روش های استاندارد تعیین هویت شدند. الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی ایزوله ها به روش دیسک آگار دیفیوژن مشخص شد. سپس، DNA باکتری ها استخراج شد و ژن های کپسولی با استفاده از روش PCR مورد شناسایی قرار گرفتند.

    یافته ها

    شیوع کلونیزاسیون در خانم های باردار 25/23درصد بود. تتراسایکلین با 94/33درصد مقاومت کم اثرترین دارو بود، در حالی که 78/3، 81/13 و 83/01 درصد از ایزوله ها، به ترتیب نسبت به اوفلوکساسین، اریترومایسین و کینوپریستین- دالفوپریستین غیرحساس بودند. هم چنین، 78/3 درصد از ایزوله ها نسبت به پنی سیلین حساس بودند. در ضمن، 94 (88/7 درصد) ایزوله MDR بودند، در حالی که، به ترتیب 20 (18/86 درصد) ایزوله و 32 (30/18 درصد) ایزوله تایپ‏های کپسولی Ia و Ib داشتند.

    استنتاج

    پنی سیلین داروی مناسبی برای پروفیلاکسی در زنان باردار با ریسک بالا در این منطقه می باشد. شیوع بالای سویه های MDR نشان دهنده عدم مدیریت صحیح مصرف آنتی بیوتیک ها می باشد. در ضمن، شیوع بالای تایپ‏های کپسولی Ib و Ia، به خصوص در سویه های MDR، نشان دهنده اهمیت این سروتیپ ها جهت طراحی واکسن می باشد.

    کلیدواژگان: استرپتوکوکوس آگالاکتیه، مقاومت به چند دارو، تایپ کپسولی، خانم های باردار
  • سلاله رمضانی، الهه اوویسی، راضیه یوسف نژاد، ابوالفضل حسین نتاج، مهران قلعه نویی، کوثر کوثر قبادی، سید احسان سمایی* صفحات 88-99
    سابقه و هدف

    صدای کم فرکانس حتی در ترازهای پایین اثرات زیان باری بر سلامت جسمی، روانی و عملکرد فرد داشته است . با این حال اثرگذاری صدا می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی تاثیر صفات شخصیتی بر حساسیت، آزردگی صوتی و درک بلندی صدا در مواجهه با صدای فرکانس پایین انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه در میان 40 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1401 انجام شد. جهت ارزیابی صفات شخصیتی از پرسش نامه شخصیت شناسی  Eysenkاستفاده شد. افراد به مدت یک ساعت در مواجهه با صدای کم فرکانس با تراز 65 dBA قرار گرفتند و سپس پرسش نامه های آزردگی صوتی، حساسیت صوتی و درک بلندی صدا تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون کای دو، تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره در نرم افزار 25SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار آزردگی، حساسیت و درک بلندی صدا برای کل افراد به ترتیب 05/2±5، 88/14±2/65 و 68/0±55/3 به دست آمد. نتایج نشان داد که صفت شخصیتی برون گرا و درون گرا ارتباط معنی داری با میانگین آزردگی، حساسیت و درک بلندی صدا ندارند. این در حالی است که نتایج آزمون MANOVA نشان داد که بعد شخصیتی روان رنجوری بیش ترین اثر را بر حساسیت افراد داشت (0/004 = P).

    استنتاج

    صفات شخصیتی از جمله روان رنجوری می تواند حساسیت افراد از بلندی صدا را تحت تاثیر قرار دهند. در نتیجه علاوه بر راه حل های کنترل مهندسی در کاهش مزاحمت ناشی از صدا، سایر عوامل تاثیرگذار مانند ویژگی های شخصیتی افراد باید در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: صدای کم فرکانس، سلامت شغلی، صفات شخصیتی، درک بلندی صدا
  • فاطمه طالبی، بهرام میرزائیان* صفحات 100-108
    سابقه و هدف

    امروزه ناباروری یک نگرانی عمده برای سلامت عمومی و یکی از مهم ترین بحران های دوران زندگی به شمار می رود که به مشکلات روانشناختی از جمله استرس ناباروری و دلزدگی زناشویی منجر می‎شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری بر استرس ناباروری و دلزدگی زناشویی در زنان نابارور بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، از بین زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک تخصصی زنان و زایمان در شهرستان ساری در سال 1401 از 43 نفر به صورت غیر تصادفی و در دسترس نمونه‎گیری شد. سپس به طور تصادفی در دو گروه مداخله شناختی-رفتاری (15 نفر) و گروه شاهد (15 نفر) بدون اجرای مداخله جای گرفتند. مداخله شناختی-رفتاری طبق پروتکل (بایلینگ) طی 12 جلسه 45 دقیقه ای هفتگی اجرا شد. نمونه‎ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 45 روزه، به وسیله پرسشنامه های استرس ناباروری نیوتن و همکاران (1999) و دلزدگی زناشویی پاینز (2005) ارزیابی شدند. داده‎ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم‎افزار SPSS24 آنالیز شد.

    یافته ها

    درگروه مداخله، میانگین نمرات به ترتیب در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری برای استرس ناباروری (19/471 ± 200/866)، (12/719 ± 146/066) و (16/086 ± 153/066) و برای دلزدگی زناشویی (12/052 ± 97/533)، (5/570  ± 67/065) و (8/276 ± 74/666) بود، که کاهش معنی داری در دو مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیش‏آزمون داشت (0/05>P)، اما تفاوت معنی داری در گروه شاهد دیده نشد (0/05<P)، هم چنین نتایج نشان داد درمان شناختی- رفتاری در زنان نابارور موجب کاهش استرس ناباروری (0/000 P= 24/700 ، F=) و دلزدگی زناشویی (0/001 P= 146/146 ، F=) شد.

    استنتاج

    نتایج حاکی از اثربخشی درمان شناختی-رفتاری در کاهش استرس ناباروری و دلزدگی زناشویی در زنان نابارور بود، بنابراین می توان از این درمان در کنار سایر روش های درمانی پزشکی در درمانگاه های مختص ناباروری در جهت کاهش نیازها و مشکلات روانشناختی زنان نابارور بهره برد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی-رفتاری، استرس ناباروری، دلزدگی زناشویی، زنان نابارور
  • فاطمه جانی پور ارمی، ابراهیم نصیری فرمی، زهرا کاشی، فاطمه غفاری ساروی، آسیه جوکار* صفحات 109-118
    سابقه و هدف

    هیپوتیروییدی یکی از شایع ترین بیماری های غدد درون ریز است که با اثر بر متابولیسم پایه، تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. علی رغم درمان، همچنان بخشی از بیماران علامت دار هستند. طب ایرانی توجه به مزاج را یکی از اصول مهم درمان موثر، می داند. لذا هدف از این مطالعه تعیین فراوانی انواع مزاج در بیماران مبتلا به هیپوتیروییدی می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی زنان هیپوتیرویید 20 تا 60 ساله تحت درمان، مراجعه کننده به کلینیک طوبی ساری در زمستان 1401 و بهار 1402 انجام شد. مزاج بیماران توسط پرسشنامه استاندارد تعیین گردید. داده ها توسط نرم افزار 21SPSS تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    از مجموع 300 بیمار زن مبتلا به بیماری هیپوتیروییدی واجد شرایط در نهایت 194 نفر در مطالعه شرکت کردند. از نظر مزاج ساده بیش از نیمی از بیماران، مزاج سرد و 72/2 درصد بیماران، دارای مزاج تر بودند. از نظر مزاج مرکب، 41 درصد از بیماران مزاج سرد و تر داشتند. از طرفی بین BMI و تری- خشکی مزاج از نظر آماری(0/05 P<) رابطه معنی داری وجود داشت.

    استنتاج

    این مطالعه نشان داد که مزاج غالب بیماری هیپوتیروییدی، مزاج تر و سپس سردی و تری است، لذا جهت کمک به درمان بیماری بر اساس مبانی طب ایرانی بایستی مزاج بیماری نیز جهت انتخاب مداخلات غذایی و دارویی مناسب، در نظر گرفته شود. در بیماران هیپوتیرویید تا حد امکان بایستی از تدابیری که سردی و به خصوص تری را افزایش می دهند، اجتناب شود.

    کلیدواژگان: هیپوتیروئیدی، مزاج، طب سنتی ایرانی
  • امید بقولی، شادی اخلاقیان طاب، سید مرتضی تقوی، معصومه باقری نسامی* صفحات 119-128
    سابقه و هدف

    علی رغم پیشرفت های فراوان در زمینه درمان نارسایی قلبی، هنوز میزان بستری مجدد در این بیماران نسبتا بالا می باشد، که این امر موجب تحمیل هزینه به بیماران و بیمارستان می شود. لذا این مطالعه با هدف تعیین علل مراجعه مجدد مبتلایان به نارسایی قلبی بستری شده در مرکز قلب فاطمه زهرا ساری در سال 1401 طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 309 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی که برای بار دوم به مرکز قلب فاطمه زهرا ساری مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس در سال 1401، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و علل بستری مجدد بود که روایی محتوای کیفی آن توسط 5 نفر از متخصصین قلب بررسی و تایید شد. نمونه ها با استفاده از 21SPSS ، آمار توصیفی، فراوانی نسبی و مطلق، میانگین و انحراف معیار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    54 درصد نمونه ها مرد و 46 درصد زن بودند و میانگین سنی آن ها 12±66 سال بود. تنگی نفس در 88 درصد افراد گزارش شد که طبق معیار ارزیابی انجمن قلب امریکا بیش ترین درجه شدت آن 2 (در44 درصد موارد) بود. افزایش درد قفسه سینه قبل از بستری مجدد نیز در 30 درصد افراد گزارش شد که طبق معیار ارزیابی جامعه قلب کانادا بیش ترین شدت آن 2 (54 درصد موارد) بود. عدم رعایت برنامه بازتوانی در میان 74 درصد بیمارانی که دارای برنامه بازتوانی بودند، مشاهده شد. عدم رعایت رژیم دارویی (28 درصد)، تپش قلب (28 درصد)، رخداد استرس زا (22 درصد)، فعالیت سنگین (21 درصد)، عدم رعایت رژیم غذایی (21 درصد)، مصرف دخانیات (7 درصد)، بیماری عفونی (4 درصد)، قطع دارو (4 درصد) و مصرف الکل در 3 درصد بیماران مشاهده شد.

    استنتاج

    با توجه به این که بیش ترین علت بستری مجدد بیماران نارسایی قلبی به دلیل تنگی نفس بوده و عدم رعایت برنامه بازتوانی، رژیم دارویی و غذایی نیز درصد بالایی از علل بستری مجدد این بیماران را به خود اختصاص داده است، رعایت برنامه بازتوانی به دلیل تاثیر زیادی که بر بهبود وضعیت تنفسی دارد، توصیه می شود. هم چنین آموزش بیماران در این زمینه، مشاوره و رعایت توصیه های پزشکان پس از ترخیص می تواند در عدم بستری مجدد و بهبود کیفیت زندگی بیماران موثر باشد.

    کلیدواژگان: نارسایی قلب، بستری مجدد، علل، بازتوانی
  • فاطمه عبداللهی، جمشید یزدانی چراتی، زهرا کاشی، مهران ضرغامی* صفحات 129-143
    سابقه و هدف

    چاقی یک مشکل بهداشت عمومی رو به افزایش در دنیا است. در این مطالعه، شیوع چاقی و اضافه وزن در زنان متاهل در سن باروری و ارتباط آن با عوامل تجمعی اجتماعی- اقتصادی در استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی- همبستگی به روش خوشه ای چند مرحله ای، 540 زن  45-15 ساله تحت پوشش  مراکز بهداشتی درمانی استان مازندران در سال 1399 بررسی شدند. نمونه ها بر حسب نمایه توده بدن (kg/m2) به سه سطح چاق (30≤)، اضافه وزن (9/29-25) و طبیعی (9/24-5/18) تقسیم شدند. وضعیت اجتماعی-اقتصادی با استفاده از 8 شاخص و روش Oaxaca-Blinder decompositionتعمیم یافته به سه سطح خوب (نمره بیش ترو مساوی 5)، متوسط (نمره 5-3) و ضعیف (مساوی یا کم تر از 3) طبقه بندی شد ارتباط متغیرهای اجتماعی- اقتصادی یک بار به طور جداگانه و یک بار به صورت تجمعی با سطوح مختلف نمایه توده بدن در رگرسیون بایناری مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    شیوع چاقی و اضافه وزن به ترتیب 3/23 و 5/48 درصد بود. وضعیت اجتماعی- اقتصادی در 2/26 درصد نمونه ها خوب، 3/64 درصد متوسط و 5/9 درصد ضعیف بود. بین چاقی زنان با تعداد فرزندان (17/5-50/1 :CI 95 درصد، 72/2 : OR) و سابقه چاقی در والدین (94/0-19/0 : CI درصد 95 ، 43/0: OR) به ترتیب ارتباط معنی دار مثبت و منفی وجود داشت. ارتباط معنی داری بین چاقی زنان با وضعییت اجتماعی- اقتصادی تجمعی یافت نشد(0/05P>).

    استنتاج

    در این مطالعه، چاقی و اضافه وزن در زنان در سن باروری در همه سطوح اجتماعی- اقتصادی به ابعاد همه گیری نزدیک بود. جهت بررسی دقیق تر عوامل مداخله کننده و توضیح دقیق تر علت افزایش روند سریع چاقی در طبقات اجتماعی- اقتصادی مختلف، مطالعات وسیع تری پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: اضافه وزن، چاقی، سطح اجتماعی اقتصادی، زنان، سن باروری
  • خدیجه راعی، لیلا محمدی نیا*، فتح الله غلامی بروجنی صفحات 144-156
    سابقه و هدف

    تولید پسماند عفونی خانگی یک نگرانی و مشکل دایمی در خدمات مراقبت های پزشکی در منزل می باشد و با توجه به افزایش میزان پسماندهای عفونی خانگی در سال های اخیر، این مطالعه به شناسایی راهبردهایی برای بهبود مدیریت این نوع پسماندها پرداخته است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت کیفی به روش تحلیل محتوا انجام شد. مصاحبه چهره به چهره با استفاده از سوالات نیمه ساختاریافته با 15 صاحب نظر حوزه مدیریت پسماند که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند انجام شد. برای افزایش قوام و صحت مطالعه از 4 معیار مقبولیت، تاییدپذیری، قابلیت وابستگی و قابلیت انتقال گوبا و لینکولن استفاده شد. دسته بندی داده ها با استفاده از نرم افزار 2018MAXQDA انجام شد. دوره زمانی برای جمع آوری داده از آذر تا بهمن ماه 1401 بود.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده های این مطالعه منجر به شناسایی 13 درون مایه اصلی آموزش و فرهنگ سازی، اقدامات مدیریتی، تامین منابع، حمایت اجتماعی و قانونی، تکنولوژی، کنترل و ارزیابی، تولید، جمع آوری، ذخیره موقت، حمل و نقل، پردازش، دفع و چالش های مدیریتی و 30 درون مایه فرعی شد.

    استنتاج

    این مطالعه راهبردهای مختلفی را برای بهبود مدیریت پسماندهای عفونی خانگی براساس تجربیات شرکت کنندگان شناسایی کرد که می تواند گامی مهم در جهت رفع چالش ها و دستیابی به نتایج بهتر در مدیریت این پسماندها باشد.

    کلیدواژگان: پسماندهای عفونی، مدیریت پسماند، پسماند عفونی خانگی، چالش ها، راهکارها
  • آفرین جودکی نژاد، حمیدرضا محمدی*، محسن محمدی، فرهاد مومنی، احمد آدینه صفحات 157-163
    سابقه و هدف

    الاژیک اسید یک ترکیب پلی فنولی طبیعی با خاصیت آنتی اکسیدان بالقوه است که در بیش تر میوه ها، دانه ها و سبزیجات وجود دارد. در این مطالعه اثرات تجویز الاژیک اسید در مدل آسیب کبدی ناشی از تیواستامید در موش های صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    برای انجام این مطالعه تجربی تعداد 60 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 200گرم، به طور تصادفی به 6 گروه 10 تایی تقسیم شدند. آسیب کبدی با تجویز mg/kg 100 تیواستامید در سه روز متوالی به صورت تک دوز ایجاد شد. سپس دوزهای مختلف الاژیک اسید (10، 25 و50 میلی گرم بر کیلوگرم) به مدت سه روز متوالی به صورت تک دوز به موش های بیمار تجویز شد. در نهایت 24 ساعت پس از آخرین تزریق، فاکتورهای بیوشیمیایی (ALP، AST ALT، LDH، بیلی روبین و پروتیین تام)، مارکرهای استرس اکسیداتیو (LPO،ROS ،FRAP،GSH)، غلظت یون آمونیوم و فعالیت حرکتی موش ها مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.

    یافته ها

    تیواستامید منجر به آسیب کبدی شد که خود را به صورت افزایش معنی دار فاکتورهای بیوشیمیایی سرم و مارکرهای استرس اکسیداتیو نشان داد(0/05>P). علاوه بر این میزان یون آمونیوم در پلاسما، به عنوان فاکتور کلیدی موثر در انسفالوپاتی کبدی، در حیوانات دریافت کننده تیواستامید به میزان بسیار زیادی افزایش داشت(0/05>P). تجویز الاژیک اسید در دوزهای مختلف به طور چشمگیری آسیب های کبدی و غلظت آمونیوم پلاسما را کاهش داد(0/05>P).

    استنتاج

    نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که الاژیک اسید از طریق فعالیت های آنتی اکسیدانی موجب کاهش آسیب کبدی ناشی از تیواستامید می شود.

    کلیدواژگان: تیواستامید، آسیب کبدی، آمونیوم پلاسما، الاژیک اسید، استرس اکسیداتیو
  • محمدشفیع مجددی، کیمیا شهرآزاد، صمد ناظمی، سعیده سادات شبیری* صفحات 164-171
    سابقه و هدف

    التهاب، نقش مهمی در ایجاد درد نوروپاتیک دارد. نظر به اثرات ضدالتهابی سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCs) و مایع رویی کشت آن ها (MSCs-CM)، هدف این مطالعه بررسی اثر MSCs-CM بر میزان بیان ژن کموکاین های CCL3 و CCL4 در نخاع رت های نوروپاتیک بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی- مداخله ای، 28 رت نر نژاد ویستار با وزن 300-200 گرم وارد مطالعه شدند. درد نوروپاتی در رت ها با عمل جراحی و تکنیک آسیب رساندن به عصب سیاتیک، از طریق گره زدن عصب مذکور با نخ های مخصوص، القاء شد. سپس، MSCs-CM به صورت داخل صفاقی(یک میلی لیتر) در سه روز متفاوت (روز قبل جراحی (1-) و روزهای 7 و11 بعد از جراحی) به هر کدام از رت های گروه آزمایش تزریق شد، درحالی که رت های گروه کنترل محیط کشت DMEM را دریافت کردند. در پایان مطالعه (روز 15)، میزان بیان ژن های CCL3 و CCL4 در نخاع حیوانات با Real-time-PCR سنجش شد.

    یافته ها

    بررسی های مولکولی کاهش معنی داری را در بیان ژن CCL3 درحیوانات دریافت کننده MSCs-CM نسبت به گروه کنترل نشان داد(0/05>P)، اما از نظر بیان ژن CCL4 تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد.

    استنتاج

    براساس یافته های مطالعه حاضر، اثرات ضددردی MSCs-CM، تا حدی از طریق کاهش بیان کموکاین CCL3 در نخاع میانجی گری می شود.

    کلیدواژگان: درد نوروپاتیک، مایع رویی کشت سلول های بنیادی مزانشیمی، کموکاین، CCL3، CCL4، هایپرآلژزیا، آلودینیا
  • مهدی رحمن پور، محمدرضا جلالی ندوشن* صفحات 172-178
    سابقه و هدف

    سرطان پروستات دومین علت مرگ ناشی از بدخیمی ها در مردان است. تشخیص زودرس و شناسایی فاکتورهای موثر بر پیش آگهی بیماران به پیش بینی پیامد بالینی و انتخاب نوع درمان برای هر بیمار کمک می کند. ارتباط بیان CD117 با پیش آگهی تومورهای مختلف نشان داده شده است و شواهدی از نقش این مارکر در بیماری زایی کارسینوم پروستات وجود دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی بیان مارکر CD117 در هایپرپلازی خوش خیم و آدنوکارسینوم پروستات و ارتباط آن با درجه گلیسون بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، بلوک های پارافینی از 85 نمونه هایپرپلازی خوش خیم و 78 نمونه آدنوکارسینوم پروستات که طی سال های 1397 تا 1400 به بیمارستان شهید مصطفی خمینی(ره) تهران مراجعه کرده بودند، مورد رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی با استفاده از آنتی بادی ضد CD117 قرار گرفتند. رنگ آمیزی غشایی و سیتوپلاسمی در بیش از 10 درصد سلول های اپی تلیال توموری به عنوان نتیجه مثبت در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر، بیان مثبت CD117 در 1/27 درصد نمونه های هایپرپلازی خوش خیم و 50 درصد نمونه های آدنوکارسینوم پروستات مشاهده شد که تفاوت آماری معنی داری را نشان می دهد (003/0P=). ارتباط آماری معنی داری بین وضعیت بیان CD117 با درجه گلیسون اولیه وجود نداشت (166/0P=)، اما درجه  گلیسون ثانویه و نمره گلیسون مجموع، ارتباط آماری معنی داری را با وضعیت بیان CD117 نشان دادند (به ترتیب002/0 P= و017/0 P=).

    استنتاج

    براساس یافته های این مطالعه، بیان مارکر CD117 در نمونه های کارسینوم پروستات بالاتر از نمونه های هایپرپلازی خوش خیم پروستات می باشد و افزایش میزان بیان آن با افزایش درجه گلیسون تومور به عنوان یکی از معیارهای تعیین پیش آگهی کارسینوم پروستات ارتباط دارد.

    کلیدواژگان: کارسینوم پروستات، درجه گلیسون، هایپرپلازی خوش خیم پروستات، CD117
  • ارمغان کاظمی نژاد، زهره حاج حیدری، ایده غفور، علی اصغر نادی قرا، امیرمسعود طاهری، عرفان قدیرزاده، فاطمه کاردل، نادیا یوسفی، لطف اله داودی* صفحات 179-184
    سابقه و هدف

    بیماری درماتیت سبورییک یک بیماری مزمن پوستی است که با پوسته پوسته و خارش همراه است. استرس و mind rumination در مورد بیماری بر کیفیت منفی زندگی تاثیر می گذارد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر درماتیت سبورییک روی کیفیت زندگی افراد و مقایسه آن با کیفیت زندگی افراد سالم، انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود. 60 بیماردرماتیت سبورییک که طی سال های 98 تا 99 به کلینیک های پوست بوعلی و طوبی ساری مراجعه کرده بودند به طور تصادفی انتخاب شدند. جهت سنجش کیفیت زندگی عمومی در بیماران دو پرسش نامه (DLQI) و (SF-36) مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    ارتباط این بیماری با شغل از لحاظ آماری معنی دار بود. بین مصرف سیگار و درماتیت سبورییک ارتباط معنی داری وجود داشت. بین دفعات عود با کیفیت زندگی ارتباط معنی داری مشاهده شد. میانگین کارکرد جسمی و اجتماعی در گروه سالم بیش تر از گروه بیمار بود، اما اختلاف آن ها معنی دار نبود.

    استنتاج

    مطالعه حاضر نشان داد سن، تحصیلات، شغل و مصرف سیگار در ابتلا به بیماری درماتیت سبورییک نقش دارند. در بررسی اختلا ل سلامت جسمی، روانی و کیفیت زندگی، در گروه متاهل تاثیر کم تری نسبت به گروه مجرد مشاهده شد.

    کلیدواژگان: درماتیک سبورئیک، کیفیت زندگی، سلامت جسمی
  • فاطمه سادات عمادی مجد، سیده فاطمه لنگری، زهرا کاشی، آویده معبودی، آتنا شیوا، فردیس فضلی* صفحات 185-191
    سابقه و هدف

    دیابت از بیماری های شایع در جهان می باشد و کنترل قند خون و بیماری های لثه ارتباط متقابلی با یکدیگر دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی وضعیت پریودنتال در افراد مبتلا به دیابت نوع 2، مراجعه کننده به مراکز درمانی امام خمینی و طوبی شهرستان ساری در سال 98 1397 بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، جامعه آماری شامل زنان مبتلا به دیابت نوع 2 (کنترل شده و کنترل نشده) بود. 107 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند. جهت بررسی وضعیت دیابت مقادیر HbA1C و برای بررسی وضعیت پریودنتال  شاخص CPI (Community Periodontal Index) مورد ارزیابی قرار گرفتند. آنالیزهای آماری با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزار 24 SPSS انجام گرفت.

    یافته ها

    در این مطالعه 107 زن مبتلا به دیابت با میانگین سنی 11/2±49/7 سال ازنظر وضعیت پریودنتال بررسی شدند. در 46/7درصد بیماران، دیابت کنترل شده و 37/4 درصد دیگر کنترل نشده بود. در بررسی وضعیت پریودنتال، 40/2 درصد سالم، 30/8 درصد مبتلا به التهاب لثه و 29 درصد مبتلا به پریودنتیت بودند. مقدار شاخص CPI، 8/5±1/0 بود و در بررسی شاخص نیازهای درمانی پریودنتال کد 3 (پاکت 5-4 میلی متر) بیش ترین فراوانی را داشت.

    استنتاج

    از آنجایی که بر اساس مطالعه حاضر، بیش ترین فراوانی شاخص نیازهای درمانی پریودنتال مربوط به کد 3 (پاکت 5-4 میلی متر) بود، رعایت بیش تر بهداشت دهان و دندان در افراد دیابتی و پیگیری معاینات منظم دندانپزشکی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: شاخص پریودنتال جامعه، دیابت، پریودنتیت، ژنژویت
  • لطف اله داودی، محمد عابدی سماکوش، غزل میرانی، گلنار رحیم زاده* صفحات 192-196
    سابقه و هدف

    با وجود پیشرفت در روش های جدید درمانی، عفونت های بیمارستانی هم چنان یکی از معضلات عمده بهداشتی و درمانی است. عفونت های بیمارستانی همراه با ظهور و گسترش پاتوژن های با مقاومت چندگانه یکی از مهم ترین مشکلات بهداشتی در سراسر جهان است. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع عفونت های بیمارستانی و تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی در بیمارستان رازی قایم شهر، استان مازندران انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی- مقطعی، در بیمارستان رازی قایم شهر، استان مازندران در سال 1397-1396 انجام شد. نمونه های جدا شده از بیماران بستری با کشت مثبت انتخاب شدند. الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن (Disk diffusion) انجام شد.

    یافته ها

    از میان 672 بیمار بستری در بخش های مختلف، بیش ترین توزیع فراوانی بیماران در بخش عفونی (40 درصد) بود. شایع ترین پاتوژن جدا شده اشریشیاکلی (26/2درصد)، آسینتوباکتر بایومانی (14/7 درصد)، انتروباکتر (14/1 درصد)، پسودوموناس آیروژنوزا (13/5 درصد) و سیترو باکتر (12/8 درصد) بودند. پاتوژن ها در برابر سفالوسپورین ها، فلوروکینولون ها و مهارکننده های بتا لاکتاماز و کارباپنم ها مقاومت بالایی نشان دادند.

    استنتاج

    در مطالعه حاضر شایع ترین پاتوژن جدا شده اشریشیاکلی بود. ظهور سیترو باکتر با مقاومت آنتی بیوتیکی بالا می تواند ناشی از تغییر الگوی شیوع میکروارگانیسم ها در این بیمارستان باشد.

    کلیدواژگان: مقاومت میکروبی، عفونت های بیمارستانی، باکتری های گرم منفی
  • محیا فرمانی، هادی رنجبر، اکرم السادات سادات حسینی* صفحات 197-203
    سابقه و هدف

    آشنایی با روش انجام رویه ها سبب همکاری بیمار می شود از طرفی استفاده از هدست های(سرافزار) واقعیت مجازی با درگیرکردن بیماران در فضایی چند بعدی سبب کاهش درد می شود. بخیه زدن با ایجاد درد موجب همکاری نکردن کودک می شود. بنابراین این مطالعه با تلفیق دو روش آشناسازی و واقعیت مجازی در پی آن است که تاثیر آشناسازی با بخیه زدن از طریق عینک واقعیت مجازی را بر شدت درد کودکان و رضایت والدین هنگام بخیه زدن بررسی نماید.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی تصادفی شده شاهددار است که در بیمارستان دانشگاهی شهر قزوین انجام شد. جامعه آماری 60 کودک 7-5 سال با بریدگی در اندام یا سر بود که به روش در دسترس با تخصیص تصادفی در گروه کنترل و مداخله انتخاب شدند. شدت درد ناشی از صدمه برای همسانسازی گروه ها با Visual Analog Scale در هر دو گروه قبل از مداخله سنجیده شد. در گروه مداخله از عینک مجازی 1 الی 3 دقیقه قبل از بخیه زدن استفاده شد. (انیمیشن 1دقیقه و30 ثانیه ای حاوی نحوه بخیه زدن و آشنایی با محیط بیمارستان) پس از اتمام بخیه زدن شدت درد کودک مجددا اندازه گیری شد. رضایت والدین با استفاده از پرسشنامه رضایتمندی والدین از مدیریت درد پس از بخیه زدن تکمیل شد. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    اطلاعات جمعیت شناختی دو گروه همسان بودند. نتایج تفاوت آماری معنی داری بین شدت درد کودکان در گروه کنترل (1/67 ± 8/6) و مداخله (3/21 ± 3/97) نشان داد (0/001=P). رضایت والدین از مدیریت درد نیز در دو گروه (کنترل 11/76 ± 48/03 و مداخله 8/67 ± 68/83) تفاوت آماری معنی داری را نشان داد (0/001=P).

    استنتاج

    به نظر می رسد استفاده از واقعیت مجازی با هدف آشناسازی باعث کاهش شدت درد در کودکان حین بخیه زدن و افزایش رضایت والدین می شود. بنابراین به کارگیری این روش به عنوان روشی غیردارویی، بی خطر، غیرتهاجمی و ارزان توصیه می شود.

    کلیدواژگان: واقعیت مجازی، شدت درد، بخیه، رضایت، درد
  • طیب پورفلاح* صفحات 204-216

    در حوزه های مختلف درمان انکولوژیک و پرتو درمانی، دانشمندان برای بهبود نرخ کنترل لوکال تومور، بقای بیمار و کیفیت زندگی به کاوش و توسعه درمان های نوآورانه ای که کم تر سمی بوده و موثرتر باشند، ادامه می دهند. در روند توسعه پرتودرمانی، بهبود مستمری در روش های مختلف درمان با پرتو مشاهده می شود و به صورت خاص رادیوتراپی تطبیقی (Adopted radiotherapy یا ART) را می توان پدیده ای رو به توسعه در این خصوص به حساب آورد. در این مطالعه مروری با تشریح روش Adopted radiotherapy ابتدا به طبقه بندی آن در حیطه زمان پرداخته شده و سپس روش های مختلف ART، توانایی ها و حیطه عمل این روش ها و چگونگی غلبه بر محدودیت ها و نقایص آن ها بحث شده است.

    کلیدواژگان: سرطان، رادیوتراپی تطبیقی، فن آوری
  • سمانه دهقان، فاطمه مرتضی زاده، محمد روشنی سفیدکوهی* صفحات 217-239
    سابقه و هدف

    با توجه به اثرات بیماری تب دانگ بر سلامت افراد جامعه و نقش فاکتورهای آ ب وهوایی و محیطی بر شیوع این بیماری و هم چنین نبود اطلاعات کافی در این زمینه، این مطالعه مروری، اطلاعاتی در خصوص فاکتورهای موثر آب و هوایی و محیطی بر شیوع بیماری تب دانگ ارایه داده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مروری، مقالات چاپ شده تا ابتدای آگوست سال 2022 میلادی به زبان انگلیسی و فارسی مورد بررسی قرار گرفتند. این مقالات با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Scopus، Science Direct، PubMed، Web of Science و Google Scholar و با استفاده از کلیدواژه های فارسی نظیر «تب دانگ»، «ناقل دانگ»، «پشه ناقل»،
    «پشه آیدس»، «عوامل محیطی» و «عوامل آب وهوایی» و کلیدواژه های انگلیسی dengue fever» «، «dengue vector»، «vector mosquito»، «Aedes mosquito»، «Environmental factors» و «Climatic factors» به دست آمدند. هم چنین از نرم افزار مدیریت منابع Endnote X8 جهت سازماندهی، مطالعه عناوین و چکیده ها استفاده شد.

    یافته ها

    با توجه به اثرات تغییرات محیطی بر جمعیت پشه و تاثیر متعاقب آن بر بروز تب دانگ، مطالعه حاضر نشان داد که تغییرات در عوامل اقلیمی از جمله دمای هوا، بارندگی و رطوبت بر فراوانی ناقلین بیماری دانگ تاثیر می گذارد. تغییر کاربری و پوشش زمین می تواند با تغییر اکولوژی محلی بر جمعیت پشه ها و انتقال بیماری دانگ تاثیر بگذارد. پسماند های خانگی و تجمع آن ها در اطراف منازل مسکونی نیز به عنوان آلاینده های زیست محیطی نیز می توانند مقدار قابل توجهی آب را در خود نگه دارند و به عنوان زیستگاه لارو پشه هایی مانند گونه های آیدس محسوب شوند.

    استنتاج

    تجزیه و تحلیل عوامل اقلیمی و محیطی نشان داده است که عوامل محیطی و تغییرات آب و هوایی می توانند در بروز بیماری تب دانگ موثر باشند.

    کلیدواژگان: تب دانگ، آئدس ایجپتی، عوامل محیطی، عوامل اقلیمی، آئدس آلبوپیکتوس
  • محمد حسن کلانتر نیستانکی، هما سلیمانی*، سحر غفاری خلیق، پرویندخت بیات صفحات 240-241

    اصلاحیه : بررسی اثر میدان الکترومغناطیسی کم فرکانس بر ضایعات بافتی کبد در نوزادان موش صحرایی

    محمد حسن کلانتر نیستانکی1      
    هما سلیمانی2     
    سحر غفاری خلیق3      
    پرویندخت بیات4

    مولف مسیول: هما سلیمانی - اراک: دانشگاه علوم پزشکی اراک، دانشکده پیراپزشکی                             [email protected]  :Email
    1. دکتری حرفه ای پزشکی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اراک، ایران
    2. استادیار، گروه فیزیک پزشکی، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اراک، ایران
    3. استادیار، گروه پاتولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی سمنان، ایران
    4. استاد، گروه آناتومی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اراک، ایران

    در مقاله فوق که در شماره 225 مهر سال 1402 در دوره 33 این نشریه منتشر شده بود، نام نویسنده مسیول از محمد حسن کلانتر نیستانکی به هما سلیمانی اصلاح می گردد.




    .

    کلیدواژگان: اصلاحیه
|
  • Niloufar Darbandi*, Ali Azizi Cheshmeh Kabud Pages 1-13

    Background and

    purpose

    Alzheimer's disease is a neurodegenerative disorder associated with the accumulation of amyloid plaques in neurons. Increase in blood cholesterol leads to an increase in the deposition of these proteins in neurons and results in memory degradation. In the present study, the effect of rosuvastatin as a cholesterol-lowering drug was investigated in Alzheimer's rats.

    Materials and methods

    Animals were divided into four groups: control, streptozotocin (to induce Alzheimer's), rosuvastatin, and rosuvastatin with streptozotocin. In intracerebroventricular injection, the groups received saline (1 μg/rat) or streptozotocin (3 mg/kg). Daily gavage of saline (1 mg/kg) or rosuvastatin (10, 20 mg/kg) started one day before cannulation and continued for two weeks. At the end of the treatment period, the rats' memory, number of healthy neurons in CA1 area, and serum oxidative stress indices were measured.

    Results

    Intraventricular injection of streptozotocin significantly decreased memory recall, the number of intact neurons in CA1 area, total antioxidant power, and superoxide dismutase enzyme level; and increased serum malondialdehyde levels compared to the control group (P<0.001). In the group receiving rosuvastatin (20 mg/kg), the above indexes were significantly reversed compared to the streptozotocin group (P<0.001), which means improved memory. In rosuvastatin groups (10 and 20 mg/kg) alone, there was no significant difference in the above indexes compared to the control group (P>0.05).

    Conclusion

    Streptozotocin leads to cell death in the CA1 region and memory dysfunction through various mechanisms such as increasing oxidative stress. It seems that rosuvastatin is able to prevent the destructive effects of streptozotocin on memory and learning by inhibiting oxidative stress indicators.

    Keywords: streptozotocin, oxidative stress, memory, rosuvastatin, hippocampal CA1 neurons
  • Amin Barani, Farzaneh Motafeghi, Mohammad Eghbali, Dorrin Mansourian, Sina Mirzaalilou, Pourya Dadollahi Sarab, Mohammad Ali Ebrahimzadeh* Pages 14-27

    Background and

    purpose

    Hypoxia can lead to body function impairment and may cause a variety of physiological abnormalities. Hypoxia is linked to the pathology of acute mountain sickness, cardiovascular disease, and stroke, and is the leading cause of death in many countries. Feijoa sellowiana, Nepeta pogonosperma, and Cucumis melo are plants with good antioxidant activities.

    Materials and methods

    Protective effects of F. sellowiana, N. pogonosperma fruits and C. melo aerial parts against hypoxia-induced lethality in mice were evaluated by three experimental models of hypoxia, including asphyctic, haemic, and circulatory models.

    Results

    F. sellowiana, and N. pogonosperma extracts had good protective effects and increased the survival time of male mice even at their lowest doses, 31.25 and 62.5 mg/kg. In all the models, they were effective at low doses and showed a similar degree of efficacy as propranolol and phenytoin, which were used as positive controls. C. melo fruit extract showed a weak effect in these tests. It was effective only in the dose of 250 mg/kg in blood circulatory model of hypoxia.

    Conclusion

    Extracts showed very good protective effects against hypoxia in all the hypoxic models. Even at low doses, they were able to show the same activity of positive controls. It seems that these plants have a good potential for the treatment of hypoxic conditions.

    Keywords: asphyctic hypoxia, haemic hypoxia, circulatory hypoxia, Feijoa sellowiana, Nepeta pogonosperma, Cucumis melo
  • Nahid Naghizadeh, Shahin Riyahi Malayeri*, Mehdi Roozbahani, Alireza Khademi, Hossein Shirvani Pages 28-40

    Background &

    Purpose

    Brain tumors are one of the deadliest malignancies that can directly affect the brain, and are often accompanied by executive function and memory disorders. The aim of this research was to investigate the effectiveness of endurance exercise and nano curcumin consumption on short-term memory of rats with glioblastoma multiforme brain tumor.
    Materials &

    Methods

    In this experimental study, 35 healthy male Wistar rats were randomly divided into seven groups of five including: the basic healthy control group, 4-week healthy control, basic cancer control, 4-week cancer control, cancer + nano curcumin group, cancer + exercise, and cancer + practice + nano curcumin. One week after the injection of cancer cells into the frontal cortex, the animals entered the main exercise program on the treadmill (4 weeks, 18 m/min, and 3 days a week). In the end, the rats were sacrificed, the data were collected, and the results were analyzed using one-way analysis of variance and Tukey's post hoc statistical tests.

    Results

    The results showed that endurance exercise and nano curcumin consumption significantly reduced the tumor volume in the cancer + exercise + nano curcumin group (P= 0.001), and also caused a significant increase in short-term memory in the studied groups compared to the 4-week cancer group (P= 0.001).

    Conclusion

    Probably, performing endurance exercises along with the use of nano curcumin can improve short-term memory in rats with brain tumors, in addition to reducing tumor volume.

    Keywords: brain tumor, endurance training, nano curcumin supplement, short-term memory, glioblastoma multiforme
  • Mahsa Narenji, Bahareh Lashtoo Aghaee, Zahra Daneshfar, Samaneh Farrokhfar*, Reza Enayatifard, Masoumeh Bahri Pages 41-51

    Background and

    purpose

    Psoriasis is an autoimmune inflammatory disease with major skin involvement. Calcipotriol as a vitamin-D analogue is one of the common drugs for topical treatment of psoriasis. Local drug delivery, due to higher concentration of drug at the sites of inflammation, is more effective and causes fewer systemic side effects. Limited skin penetration and durability of common topical formulations reduce the efficacy of treatment. In this study, we aimed to investigate the effect of solid lipid nanoparticles loaded with calcipotriol on local drug delivery.

    Materials and methods

    In the present study, which is an interventional in vivo study, Solid Lipid Nanoparticle (SLN) was prepared by melting method and mixed with semi-solid base (cream). Then the effectiveness of the final formulation was investigated on the psoriasis model induced by imiquimod 5% in BALB/c mice. Three groups were included in this investigation: negative control (no treatment), positive control (conventional calcipotriol cream), and SLN (SLN cream with calcipotriol).

    Results

    The results of the present study showed that, the SLN cream significantly reduced inflammatory scores compared to the other two groups on day five (P<0.0001). In addition, drug loading into SLN significantly increased the rate of healing and reduced inflammation.

    Conclusion

    This study showed that calcipotriol loading with SLN can improve the quality and the rate of treatment of skin lesions caused by psoriasis.

    Keywords: psoriasis, solid lipid nanoparticles, skin absorption, calcipotriol, in vivo
  • Anayatollah Salimi, Eskandar Moghimipour, Ali Talebpour Jahromi, Saeed Mohammad Soleymani* Pages 52-63

    Background and

    purpose

    Minoxidil is one of the agents that can treat hair growth disorders, including alopecia, by increasing the anagen period. Due to the nature of minoxidil, the permeability of the drug to the skin surface is negligible. Therefore, the purpose of this study was to design and evaluate microemulsion formulations in order to increase skin permeability of minoxidil.

    Materials and methods

    Microemulsions containing 2% minoxidil were prepared with an appropriate amount of oil phase, surfactant, and co-surfactant. The medicinal substance was dissolved in the oily phase. The physicochemical properties of the microemulsions, including particle size, viscosity, release, skin permeation through rat skin as well as the rate of drug permeation through rat skin, were evaluated using Franz cells.

    Results

    The particle size of microemulsions was in the range of 5.45-10.4 nm, viscosity was 113.2-199.2 centipoise. This study showed that the parameters of drug release percentage in the second hour, drug release percentage in the 24th hour, viscosity and Dapp were significantly related to independent variables(P<0.05). Increasing the percentage of water and the percentage of oil has increased the amount of drug release in 24 hours. Increasing the percentage of oil and decreasing the percentage of water can lead to an increase in viscosity, and increasing the percentage of water can increase the amount of Dapp in microemulsions.

    Conclusion

    The prepared formulations were able to significantly increase the skin permeability of minoxidil.

    Keywords: minoxidil, microemulsion, transdermal drug delivery, nano drug delivery system​​​​​​​
  • Mohsen Mohammadnia Ahmadi*, Zahra Homayoon, Saeed Ilbeigi, Seyede Fatemeh Rezaeian Pages 64-73

    Background and

    purpose

    Nowadays, the use of traditional herbal remedies along with exercise has become very popular for the prevention and treatment of diseases. The aim of this study was to investigate acute effect of aged garlic extract on metabolic rate, substrate oxidation, and salivary cortisol during and after high-intensity interval exercise (HIIE) in inactive women.

    Materials and methods

    The study population included ten inactive women in Birjand (age 24±6 years, BMI 22-23 kg/m2). Individuals participated in two separate sessions (one week apart). In the first session, aged garlic supplements (600 mg) were taken one hour before HIIE. In the second session, the placebo (600 mg of starch) was taken. The HIIE program consisted of 11 alternates (1-minute with 90% vVO2max followed by 2-minute rest intervals with 60% vVO2max). Pre, during, and after HIIE, oxygen consumption and carbon dioxide excretion were measured using the respiratory gas analyzer in order to calculate metabolic rate (Energy Expenditure, VO2) and substrate oxidation (Fat Oxidation, Respiratory Exchange Ratio (RER)). Salivary cortisol was measured using chemiluminescence method. Repeated analysis of variance was applied for statistical analysis of the data.

    Results

    The results revealed that there was no significant difference in VO2 (P=0.28), Fat Oxidation (P=0.09), RER (P=0.083), and energy expenditure (P=0.76) between aged garlic and placebo intake. There was no significant difference in salivary cortisol (P= 0.66) either.

    Conclusion

    Generally, aged garlic supplement intake along with HIIE does not have any effect on metabolic rate, substrate oxidation, and cortisol level in inactive women.

    Keywords: cortisol, aged garlic, high intensity intermittent activity, respiratory exchange ratio, oxygen consumption, energy expenditure
  • Mona Zakerifar, Hamid Reza Goli*, Hami Kaboosi, Zahra Rahmani, Fatemeh Peyravii Ghadikolaii Pages 74-87

    Background and

    purpose

    Emergence of multidrug resistance (MDR) among Streptococcus agalactiae isolated from pregnant women and the presence of polysaccharide capsules in these strains play a significant role in pathogenicity. Therefore, the aim of this study was to investigate the prevalence of antibiotic resistance, multidrug resistance, and Ia and Ib capsular types in these strains.

    Materials and methods

    Vaginal samples were transferred to Todd-Hewitt Broth medium. After 24 hours, they were inoculated on the blood agar medium, and then the bacteria were identified using standard methods. The antibiotic resistance pattern of the isolates was determined by the disk agar diffusion method. Then, the bacterial DNA was extracted and the capsular genes were identified using PCR method.

    Results

    The prevalence of colonization in pregnant women was 23.25%. Tetracycline with 94.33% resistance rate was the least effective drug, while 78.3%, 81.13% and 83.01% of the isolates were non-susceptible to ofloxacin, erythromycin and quinupristin-dalfopristin, respectively. Also, 78.3% of the isolates were sensitive to penicillin. Meanwhile, 94 (88.7%) isolates were MDR, while 20 (18.86%) isolates and 32 (30.18%) isolates had the Ia and Ib capsular types, respectively.

    Conclusion

    Penicillin is a suitable drug for prophylaxis in high-risk pregnant women in this region. The high prevalence of MDR strains indicates the lack of proper management of antibiotics. In addition, the high prevalence of capsular types Ib and Ia, especially in MDR strains, shows the importance of these serotypes for designing capsular vaccines.

    Keywords: Streptococcus agalactiae, multidrug resistance, capsular type, pregnant women
  • Solale Ramzani, Elaheh Oveisi, Raziye Yoosefinejad, Abolfazl Hosseinnataj, Mehran Ghalenoei, Kosar Ghobadi, Seyed Ehsan Samaei* Pages 88-99

    Background and

    purpose

    Low frequency noise (LFN), even at low levels, can have an adverse effect on individual's mental health and performance. However, personality trait is one of the most important influencing factors. Therefore, the aim of this study was to investigate the perception of loudness, sensitivity, and annoyance of LFN in relation to personality traits.

    Materials and methods

    This semi-experimental research was conducted on 40 students of Mazandaran University of Medical Sciences in 2022. The Eysenck Personality Questionnaire‐Revised (EPQ‐R) was used to assess personality traits. Participants were exposed to LFN at Equivalent continuous sound level (Leq=65 dB in A-weighted) for one hour in an acoustic room. Then questionnaires of noise annoyance, Weinstein noise sensitivity, and loudness perception were used, respectively. Finally, statistical analysis was performed using SPSS V25 and applying Chi-square, independent t-test, and multivariate analysis of variance (MANOVA).

    Results

    The mean value of annoyance, sensitivity, and noise perception were 5±2.05, 65.2±14.88, and 3.55±0.68, respectively. The results of the study indicated that extroverted and introverted personality traits did not have a significant correlation with annoyance, sensitivity, or perception of loudness (P>0.05) while the results of the MANOVA test showed that neuroticism was the most influential factor on sensitivity (P<0.05).

    Conclusion

    The findings of this study have confirmed that personality traits, such as neuroticism, can significantly affect the sensitivity of individuals when exposed to low frequency noise. As a result, it is important to consider factors beyond engineering control solutions to address and  reduce the levels of annoyance caused by noise. Therefore, other influential factors such as individuals' personality traits should also be taken into account.

    Keywords: noise, occupational health, personality, loudness perception
  • Fatemeh Talebi, Bahram Mirzaian* Pages 100-108

    Background and

    purpose

    Infertility is a major concern for public health and is considered as one of the most important crises in life, which leads to psychological problems such as infertility stress and marital boredom. Therefore, the aim of the present study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral therapy on infertility stress and marital burnout in infertile women.

    Materials and methods

    In this clinical trial, 43 infertile women were selected from specialized obstetrics and gynecology clinic in Sari, 2023. They were recruited using non-random and convenience sampling. They were then randomly divided into two groups of intervention (CBT, n=15) and control (without any treatment, n=15). The CBT was implemented according to the Bieling protocol during weekly sessions of 45 minutes for twelve weeks. The participants were evaluated at pre-test, post-test and 45days follow-up using infertility stress by Newton et al (1999) scale and marital burnout by Pines (2005) scale. Data analysis was performed applying repeated measures ANOVA in SPSS V24.

    Results

    In the experimental group, the average scores in the three phases of pre-test, post-test and follow-up for infertility stress were (200.866±19.471), (146.066±12.719), and (153.066±16.086), respectively, and for marital burnout were (97.533±12.052), (67.065±5.750), and (74.666±8.286), respectively, which had a significant decrease in the two stages of post-test and follow-up compared to the pre-test stage (P<0.05), but no significant difference was observed in the control group (P>0.05). Also the results showed that cognitive-behavioral therapy in infertile women reduced infertility stress (F=24.700, P=0.000) and marital burnout (F=146.146, P=0.001).

    Conclusion

    The results indicated the effectiveness of cognitive-behavioral therapy in reducing infertility stress and marital burnout in infertile women, which can be used along with other medical treatment methods in infertility clinics to reduce the psychological needs and problems of infertile women.

    Keywords: cognitive-behavioral therapy, infertility stress, marital burnout, infertile women
  • Fateme Jani Pour Erami, Ebrahim Nasiri-Formi, Zahra Kashi, Fatemeh Ghffari Saravi, Assie Jokar* Pages 109-118

    Background and

    purpose

    Hypothyroidism is one of the most common endocrine diseases that affects the basic metabolism and has a great impact on the quality of life of patients. Despite the treatment, some of the patients are still symptomatic. Persian medicine pays attention to mizaj as one of the important principles of effective treatment. Therefore, the purpose of this study was to determine the frequency of mizaj types in hypothyroid patients.

    Materials and methods

    This descriptive cross-sectional study was conducted on under treatment hypothyroid patients, aged 20 to 60 years, who referred to Sari Touba Clinic from January to June 2023. The mizaj of the patients was determined using a standard questionnaire.

    Results

    Out of 300 eligible female hypothyroid patients, a total of 194 participated in the study. In terms of simple temperament, more than half of the patients were cold and 72.2% of the patients were wet. In terms of mixed temperament, 41% of patients were cold and wet. Also, there was a statistically significant relationship between BMI and dry or wet temperament.

    Conclusion

    This study showed that the predominant temperament of hypothyroid disease is cold and wet; therefore, in order to achieve complementary treatment for the disease and choose best medicinal interventions based on the principles of Persian medicine, hypothyroid patients should avoid all measures that increase coldness and wetness. In other words, measures that increase coldness and wetness should be avoided in hypothyroid patients as much as possible.

    Keywords: hypothyroidism, mizaj, Persian traditional medicine
  • Omid Baghooli, Shadi Akhlaghian Tab, Seyed Morteza Taghavi, Masoumeh Bagheri Nesami* Pages 119-128

    Background and

    purpose

    Despite so many advances in the treatment of heart failure, the rate of readmission is still relatively high which imposes additional costs on patients and hospitals. Therefore, this study was designed and implemented to determine the causes of rehospitalization of heart failure patients admitted to Fatemeh Zahra Heart Center in Sari during 2022.

    Materials and methods

    In this descriptive study, 309 patients with heart failure, who were admitted at Fatemeh Zahra Heart center for the second time, were selected by available sampling method during 2022. The data collection tool was a questionnaire which included demographic information as well as factors associated with readmission of heart failure patients. The qualitative content validity of the questionnaire was checked and confirmed by five cardiologists. The samples were analyzed using SPSS V21 applying descriptive statistics of relative frequency, absolute frequency, mean, and standard deviation.

    Results

    Dyspnea was reported in 88% of the patients, and according to the NYHA Class evaluation criteria, the highest level of severity was 2 (in 44% of cases). An increase in chest pain before rehospitalization was also reported in 30% of the patients, and according to the CCS Class evaluation criteria, the highest level of severity was 2 (in 54% of cases) Failure to comply with the rehabilitation program was observed among 74% of patients who had a rehabilitation program. The other main reasons for readmission of heart failure patients in order of priority were failure to comply with medication regimen (28% of patients), palpitation (28%), stressful event (22%), heavy activity (21%), non-adherence to food diet (21%), smoking (7%), infectious disease (4%), discontinuation of medication (4%), and alcohol use (3%).
    Conclusion.: Considering that dyspnea was the main reason for rehospitalization of heart failure patients, and non-compliance with the rehabilitation program, non-observance of the drug, and food diet regimen accounted for a high percentage of readmission, it is recommended to emphasize compliance with the rehabilitation program due to its great impact on improving the respiratory condition. Furthermore, it is beneficial to educate patients on adhereing to their diet and medication, using consultations, and following the doctors' recommendations after discharge. This can be effective in preventing rehospitalization of patients and improving the quality of their life.

    Keywords: heart failure, patient readmission, causality
  • Fatemeh Abdollahi, Jamshid Yazdani Charati, Zahra Kashi, Mehran Zarghami* Pages 129-143

    Background and

    purpose

    Obesity is a growing public health concern worldwide. This study examined the prevalence of obesity/overweight and its relation with cumulative socioeconomic risk in women of reproductive age in Mazandaran province, Iran.

    Materials and methods

    In this descriptive correlational study using a multi-stage cluster sampling method, 540 married women aged 15-45 referred to primary health centers in Mazandaran province were recruited (2020). Body mass index was categorized into three levels: obese (≥30), overweight (25-29.9), and normal (18.5-24.9). Socio-economic status was classified using generalized Oaxaca-Blinder decomposition method. Each of the socio-economic variables (8 indicators) was given a score of zero or one, and then the scores were added up. The scores of ≥5, 3-5, and ≤2 were considered good, average, and poor, respectively. The relationship between socio-economic variables and different levels of body mass index was assessed once separately and once cumulatively in binary regression.

    Results

    The prevalence of obesity and overweight was 23.3% and 48.5%, respectively. The socio-economic status of 26.2% of the participants was classified as good, 64.3% as average, and 9.5% as poor. There was a significant positive and negative relationship between obesity in women with their number of children (OR: 2.72, 95% CI: 1.50-5.17) and obesity in their parents (OR: 0.43, 95% CI: 0.19-0.94) respectively. Statistical tests did not show significant relationship between women's obesity and their cumulative socio-economic status (P>0.05).

    Conclusion

    The prevalence of obesity and overweight among women of reproductive age, regardless of their socio-economic status, has reached epidemic proportions. Extensive studies are suggested to better understand the factors that contribute to obesity and to provide a more accurate explanation for the rapid increase in obesity among various socio-economic groups.

    Keywords: obesity, overweight, socioeconomic status, women, reproductive age
  • Khadijeh Raei, Leila Mohammadinia*, Fathollah Gholami Borojeni Pages 144-156

    Background and

    purpose

    Production of household infectious waste is a constant concern and problem in home medical care services. Considering the increase of household infectious waste in recent years, this study was conducted with the aim of identifying strategies to improve the management of this type of waste.

    Materials and methods

    This qualitative study was conducted using the content analysis method. Face-to-face semi-structured interviews were conducted with 15 experts in the field of waste management. These people were selected purposefully. Four criteria of acceptability, confirmability, dependability, and transferability by Guba and Lincoln were used to ensure the consistency and accuracy of the results. Data classification was done using MAXQDA2018 software. The data collection period was from 22 November 2023 to 21 January 2023.

    Results

    Data analysis showed 13 main topics, including: education and culture, management measures, provision of resources, social and legal support, technology, control and evaluation, waste generation, collection, temporary storage, transportation, processing, disposal, and management challenges; and 30 subtopics.

    Conclusion

    The results of the present study identified different strategies for improving the methods of household infectious waste management in Iran based on the experiences of the participants. This could be a crucial step towards addressing the challenges and achieving better outcomes in the management of these wastes.

    Keywords: infectious waste, waste management, household infectious waste, challenges, solutions
  • Afarin Joudaki Nezhad, Hamidreza Mohammadi*, Farhad Momeni, Morteza Amraei, Ahmad Adineh Pages 157-163

    Background and

    purpose

    Ellagic acid is a natural polyphenol compound with potential antioxidant properties that is present in most fruits, seeds, and vegetables. Therefore, this study was designed to investigate the effects of ellagic acid administration on the liver damage model caused by thioacetamide in rats.

    Materials and methods

    In this experimental study, 60 male Wistar rats weighing approximately 200 grams were randomly divided into six groups (n=10). Liver damage was caused by a single dose (100 mg/kg) administration of thioacetamide for three consecutive days. Different doses of ellagic acid (10, 25 and 50 mg/kg) were administered to the sick mice as a single dose for three consecutive days. Finally, 24 hours after the last injection, biochemical factors (ALP, AST, ALT, LDH, bilirubin, total protein), oxidative stress markers (LPO, ROS, FRAP, GSH), ammonium ion concentration, and movement activity of the mice were examined. One-way analysis of variance and Tukey's post hoc test were used for statistical analysis.

    Results

    Thioacetamide led to a significant increase in serum biochemical factors and oxidative stress markers in the studied groups (P<0.05). In addition, the amount of ammonium ion in the plasma, as a key effective factor in hepatic encephalopathy, was greatly increased in animals receiving thioacetamide (P<0.05). Administration of ellagic acid in different doses significantly reduced liver damage and plasma ammonium concentration (P<0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that ellagic acid reduced liver damage caused by thioacetamide through its antioxidant activities.

    Keywords: thioacetamide, liver damage, plasma ammonium, ellagic acid, oxidative stress
  • Mohammad-Shafi Mojadadi, Kimia Shahrazad, Samad Nazemi, Saeideh Sadat Shobeiri* Pages 164-171

    Background and

    purpose

    Inflammation plays an important role in the development of neuropathic pain (NP). Considering the anti-inflammatory effects of mesenchymal stem cells (MSCs) and their conditioned medium (CM), we aimed to investigate the effect of MSC-CM on the expression of CCL3 and CCL4 genes in the spinal cord of rats with NP.

    Materials and methods

    In this experimental-interventional study, 28 male Wistar rats weighing 200-300 grams were included. NP was induced in male rats using the chronic constriction injury (CCI) model of the sciatic nerve. MSCs-CM was injected intraperitoneally (1ml) into each rat in the experimental group one day before surgery (-1), and 7 and 11 days after the surgery, while the rats of control group received DMEM. At the end of the study (day 15), the expression level of CCL3 and CCL4 genes in the animals’ spinal cord was measured using Real time PCR.

    Results

    Molecular studies showed a significant decrease in CCL3 gene expression (P<0.05) in CM treated animals compared to the control group, but in term of CCL4 gene expression, there was no significant difference between the groups.

    Conclusion

    Anti-NP effects of MSCs-CM seem to be partly mediated through downregulation of CCL3 chemokine in the spinal cord.

    Keywords: neuropathic pain, mesenchymal stem cell, conditioned medium, CCL3, CCL4, hyperalgesia, allodynia
  • Mehdi Rahmanpour, Mohammadreza Jalali Nadoushan* Pages 172-178

    Background and

    purpose

    Prostate cancer is the second cause of cancer-related death in men. Early diagnosis and identification of prognostic factors help to predict clinical outcome and select the most effective treatment protocol in each patient. The relationship between CD117 expression and various tumor prognoses has been identified and there is evidence for the role of this marker in prostate cancer pathogenesis. So, the aim of this study was to evaluate CD117 marker expression in prostate benign hyperplasia and adenocarcinoma, and to find its association with Gleason grade.

    Materials and methods

    In this cross-sectional study, paraffin blocks of tissue samples obtained from 85 patients with prostatic benign hyperplasia and 78 patients with prostatic adenocarcinoma, who referred to Shahid Mostafa Khomeini hospital during 2018 to 2021, were immunohistochemically stained by anti-CD117 antibody. Membranous and cytoplasmic staining in more than 10% of epithelial tumor cells was considered as positive result.

    Results

    Positive CD117 expression was found in 27.1% of prostatic benign hyperplasia and 50% of prostatic adenocarcinoma samples showed a statistically significant difference (P=0.003). There was no significant relationship between CD117 status expression and primary Gleason grade in prostatic adenocarcinoma samples (P=0.166); however, secondary Gleason grade and total Gleason score had a significant relationship with CD117 expression status (P=0.002 and P=0.017, respectively).

    Conclusion

    CD117 expression was higher in prostatic carcinoma compared to benign prostatic hyperplasia and its higher expression was associated with higher Gleason grade as one of the most important prognostic factors in prostatic carcinoma

    Keywords: prostate carcinoma, Gleason grade, benign prostatic hyperplasia, CD117
  • Armaghan Kazeminejad, Zohreh Hajheydari, Ideh Ghafour, Ali-Asghar Nadi-Ghara, Amirmasoud Taheri, Erfan Ghadirzadeh, Fatemeh Kardel, Nadia Yousefi, Lotfollah Davoodi* Pages 179-184

    Background and

    purpose

    Seborrheic dermatitis (SD) is a chronic skin condition that is accompanied by scaling and itching. Stress and mental rumination followed by the disease affect the quality of life. The aim of this study was to investigate the effect of seborrheic dermatitis on the quality of life and to compare it with the quality of life of healthy people.

    Materials and methods

    This study was a cross-sectional study. The study sample included 60 randomly selected patients with seborrheic dermatitis who referred to Bouali and Tooba dermatology clinics in Sari during 2019-2020. Two questionnaires (DLQI and SF-36) were used to assess general quality of life in patients.

    Results

    The relationship between the disease and occupation was statistically significant. There was a significant relationship between smoking and seborrheic dermatitis. We also found a significant relationship between the frequency of recurrences and quality of life. The mean of physical and social function in the healthy group was higher than its value for the patient group, but the difference was not significant.

    Conclusion

    Our study showed that age, education, occupation, and smoking are factors that contribute to seborrheic dermatitis. Moreover, the findings revealed that physical and mental health as well as quality of life were less affected in the married group compared to the single group.

    Keywords: seborrheic dermatitis, quality of life, physical health
  • Fatemeh Sadat Emadi Majd, Seyyedeh Fatemeh Langari, Zahra Kashi, Avideh Maboudi, Atena Shiva, Fardis Fazli* Pages 185-191

    Background and

    purpose

    Diabetes is one of the most common diseases in the world, and blood sugar control and periodontal diseases are mutually related. The aim of this study was to investigate the periodontal status of people with type 2 diabetes referred to Imam Khomeini and Touba Medical Centers in Sari during 2018-2019.

    Materials and methods

    This descriptive cross-sectional study included 107 randomly selected patients who were diagnosed with type 2 diabetes (controlled and uncontrolled). HbA1C values were evaluated to check the diabetes status of the patients, and Community Periodontal Index (CPI) was evaluated to check the periodontal status. Statistical analysis was performed using SPSS V24.

    Results

    All the 107 patients were females, with an average age of 49.7±11.2. Diabetes was controlled in 46.7% of the patients, while 37.4% of the patients had uncontrolled diabetes. In the examination of periodontal condition, 40.2% were healthy, 30.8% had gingivitis, and 29% had periodontitis. The value of CPI was 1.8 ± 0.5, and code 3 (envelope 4-5 mm) was the most frequent index.

    Conclusion

    Since the highest frequency of Community Periodontal Index of Treatment Needs (CPITN) was related to code 3 (4-5 mm packet depth), it is recommended that diabetic patients fulfill their oral hygiene and make regular visits to the dentist for follow up examinations.

    Keywords: community periodontal index, diabetes, periodontitis, gingivitis
  • Lotfollah Davoodi, Mohammad Abedi Samakoosh, Qazal Mirani, Golnar Rahimzadeh* Pages 192-196

    Background and

    purpose

    Hospital infections remain a significant health concern despite advancements in treatment methods. The emergence and spread of pathogens with multiple resistance remain a global health issue. The purpose of this study was to investigate the prevalence of nosocomial infections and determine the antibiotic resistance pattern in Razi Ghaemshahr Hospital, Mazandaran.

    Materials and methods

    This descriptive cross-sectional study was carried out at Razi Ghaemshahr Hospital in Mazandaran province during 2016-2017. Positive cultures from hospitalized patients were used as samples and subjected to antibiotic resistance pattern analysis using the disk diffusion method.

    Results

    Out of the 672 hospitalized patients in different wards, the infectious ward had the highest frequency distribution of patients (40%). The most commonly isolated pathogens were Escherichia coli (26.2%), Acinetobacter baumannii (14.7%), Enterobacter (14.1%), Pseudomonas aeroginosa (13.5%), and Citrobacter (12.8%). The pathogens were highly resistant to cephalosporins, fluoroquinolones, beta-lactamase inhibitors, and carbapenems.

    Conclusion

    It was found that the most frequently isolated pathogen was Escherichia coli. The emergence of Citrobacter with high antibiotic resistance can possibly be attributed to a shift in the prevalence pattern of microorganisms within this hospital

    Keywords: microbial resistance, nosocomial infections, gram-negative bacteria
  • Mahya Farmani, Hadi Ranjbar, Akram Sadat Sadat Hoseini* Pages 197-203

    Background and

    purpose

    Familiarity with procedures method makes the patient cooperate. Besides, using virtual reality headsets decreases pain through involving patients in a multidimensional space. Stitching causes the child to not cooperate due to the pain occurring during the procedure. Therefore, this study combined these two methods to investigate the effect of familiarization with stitching through virtual reality headset on children's pain intensity and parents' satisfaction during stitching.

    Materials and methods

    The present study was a clinical trial. The statistical population consisted of 60 children aged 5-7 years with a cut in the limb or head. These children were selected by the convenience method and randomly allocated into two groups. Pain related to laceration was measured using Visual Analog Scale in both groups before the intervention. In the intervention group, virtual headset was used 1 to 3 minutes before stitching (playing 1 minute and 30 seconds animation containing how to stitch and getting familiar with the hospital environment). After the procedure, the child's pain intensity was measured again. Parents were asked to complete a parents' satisfaction questionnaire on pain management after stitching. Finally, the data were analyzed using SPSS V16.

    Results

    The demographic data did not show any significant differences. The results showed a statistically significant difference between the pain intensity of children in the control (8.6±1.67) and intervention (3.97±3.21) groups (P=0.001). Parents' satisfaction (control 48.03±11.76 and intervention 68.83±8.67) with pain management also showed a statistically significant difference between the two groups (P=0.001).

    Conclusion

    It seems that using virtual reality for the purpose of familiarization reduces the intensity of pain in children during stitching and increases parents' satisfaction. Therefore, it is recommended to use this method as a non-drug, safe, non-invasive, and cheap method.

    Keywords: virtual reality, pain intensity, stitching, satisfaction, pain
  • Tayyeb Pourfallah* Pages 204-216

    In various fields of oncology and radiation therapy, scientists continue to explore and develop innovative treatments that are less toxic and more effective to improve local tumor control rates, patient survival, and quality of life. In the development process of radiation therapy, continuous improvement is observed in different methods of radiation therapy, and in particular, adopted radiotherapy (ART) can be considered a developing phenomenon in this regard. In this review article, by describing the ART method, its classification in time domain is first discussed, and then different ART methods, the capabilities and scope of these methods and the way to overcome their limitations and defects are discussed.

    Keywords: cancer, adopted radiotherapy, technology
  • Samaneh Dehghan, Fatemeh Mortezazadeh, Mohammad Roshani-Sefidkoohi* Pages 217-239

    Background and

    purpose

    Considering the effects of dengue fever on the health of people in the society and the role of climatic and environmental factors on the spread of this disease, this review study has investigated the climatic and environmental factors affecting the prevalence of dengue fever.

    Materials and methods

    In this review, the academic papers, in English and persian languages, published until the beginning of August 2022 were investigated. These articles were searched in scientific databasese of Scopus, ScienceDirect, PubMed, Web of Science and Google Scholar, using keywords such as "dengue fever", "dengue vector", "vector mosquito", "Aedes mosquito", "environmental factors", and "weather factors". Endnote X8 software was also used to organize, and study titles and abstracts of the articles.

    Results

    Considering the impacts of environmental changes on mosquito population and its subsequent effect on the occurrence of dengue fever, the present study showed that changes in climatic factors including air temperature, rainfall, and humidity affect the frequency of dengue disease vectors. Land use and land cover change can affect mosquito population and dengue transmission by changing local ecology. Household waste and its accumulation around residential houses can also hold a significant amount of water as environmental pollutants and can be considered as a habitat for mosquito larvae such as Aedes species.

    Conclusion

    The analysis of climatic and environmental factors has shown that environmental factors and weather changes can affect the occurrence of dengue fever.

    Keywords: dengue fever, Aedes aegypti, environmental factors, climatic factors, Aedes albopictus
  • Mohammad Hassan Kalantar Neyestanaki, Homa Soleimani*, Sahar Ghaffari Khaligh, Parvindokht Bayat Pages 240-241

    Correction to: Effects of Low-Frequency Electromagnetic Fields on the Histopathology of Liver Tissues in Rat Offspring

    Mohammad Hassan Kalantar Neyestanaki1,
    Homa Soleimani2,
    Sahar Ghaffari Khaligh3,
    Parvindokht Bayat4

    1 Medical Doctor, Faculty of Medicine, Arak University of Medical Sciences, Arak, Iran
    2 Assistant Professor, Department of Medical Physics, Faculty of Paramedicine, Arak University of Medical Sciences, Arak, Iran
    3 Assistant Professor, Department of Pathology, Faculty of Veterinary Medicine, Semnan University, Semnan, Iran
    4 Professor, Department of Medical Anatomy, Faculty of Medicine, Arak University of Medical Sciences, Arak, Iran
    Corresponding Author: Homa Soleimani - Faculty of Paramedicine, Arak University of Medical Sciences, Arak, Iran.  (E-mail: [email protected])
    In the article published in volume 33, issue 225, 2023, the name of corresponding author is changed from Mohammad Hassan Kalantar Neyestanaki to Homa Soleimani.

    Keywords: erratum