فهرست مطالب

کومش - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 42، زمستان 1390)
  • سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 42، زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/09/19
  • تعداد عناوین: 18
|
  • محمدرضا اکبری عیدگاهی، رضا نصر، علی اکبر شعبانی، مجتبی قدمیاری صفحه 143
    سابقه و هدف
    هورمون های گلیکوپروتئینی مترشحه از هیپوفیز قدامی شامل هورمون های گلیکوپروتئینی انسانی شامل هورمون محرک تیروئید، هورمون لوتئینیزه کننده، هومون محرک فولیکولی و گونادوتروپین کوریونی هستند که هر یک از دو زیر واحد آلفا و بتا تشکیل شده است. زیر واحد آلفا در همه هورمون های فوق مشابه است و از چهار اگزون و سه اینترون تشکیل شده است. زیر واحد بتا مسئول فعالیت اختصاصی هر یک از این هورمون ها است. هدف این مطالعه کلونینگ cDNA زنجیره آلفای هورمون های گلیکوپروتئینی در وکتور مناسب برای سیستم یوکاریوتی بود.
    مواد و روش ها
    به منظور کلونینگ cDNA زیر واحد آلفا هورمون های گلیکوپروتئینی از T-vector واجد ژن آلفا، به کمک یک جفت پرایمر، cDNA مجددا آمپلیفیه گردید و در سایت های Bam HI و Not I پلاسمید pcDNA3.1 کلون گردید. پلاسمید نوترکیب به سلول E.coli Top10F ترانسفورم شد و کلونی های واجد پلاسمید به وسیله Colony PCR انتخاب شدند. صحت پلاسمید تخلیص شده از این کلون ها ابتدا توسط هضم آنزیمی و نهایتا به روش سکانسینگ بررسی شد.
    یافته ها
    آنالیز آنزیمی و سکانسینگ نشان داد که پلاسمید pcDNA3.1-F351 α دارای توالی پلاسمیدی صحیح می باشد و تطابق کامل با ژن آلفای هورمون های گلیکوپروتئینی گزارش شده در GenBank دارد.
    نتیجه گیری
    این پلاسمید به دلیل ساختار صحیح جهت انتقال به سیستم یوکاریوتی و ارزیابی بیان مناسب می باشد.
    کلیدواژگان: هورمون محرک فولیکولی، هورمون های غده هیپوفیز، هورمون های گلیکوپروتئینی، زیر واحد آلفا، پستانداران
  • مصطفی کشاورز، میثم احمدی زیدآبادی، غلامرضا احمدیان صفحه 151
    سابقه و هدف
    کیتین، پلی ساکارید خطی و یکی از فراوان ترین پلی ساکاریدهای طبیعی است که جزء اصلی ساختار دیواره سلولی بسیاری از موجودات است. کیتینازها، آنزیم های اصلی کاتالیز کننده کیتین به اجزاء مونومری و الیگومری آن هستند و می توانند به عنوان یک عامل ضد قارچ طبیعی استفاده شوند. هدف از این تحقیق کلونینگ و بیان ژن نوترکیب کیتیناز در باکتری باسیلوس سوبتیلیس در درمان عفونت های قارچی و جای گزینی آن با محصولات سنتزی و سرطان زا بود.
    مواد و روش ها
    ژن کیتیناز باسیلوس پومیلوس با طراحی پرایمرهای مناسب در وکتور الحاقی به ژنوم pDHAFB کلون گردید. سازه ساخته شده با استفاده از کراسینگ اور دوگانه به درون ژن آمیلاز کروموزوم باسیلوس سوبتیلیس 168 منتقل و بیان آن توسط IPTG القا گردید و عمل کرد آن بررسی گردید.
    یافته ها
    سازه نوترکیب حاوی ژن کیتیناز تولید گردید. بیان ژن با ایجاد هاله در اطراف کلونی های باکتری نوترکیب روی محیط حداقل شامل کیتین به عنوان منبع کربن مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    ایجاد هاله در محیط حداقل حاوی کیتین نشان دهنده عمل کرد آنزیم کیتیناز نوترکیب و تجزیه کیتین می باشد که با توجه به این خاصیت ضد قارچی می تواند به عنوان ماده موثر درمان عفونت های قارچی انسان و ماده ایمن در دفع آفات و آلاینده های زیستی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: کیتین، کیتیناز، کراسینگ اور، ژنتیک، بیماری های قارچی پوست، درمان
  • حسین گودرزی، سیما سادات سید جوادی، مهدی گودرزی صفحه 159
    سابقه و هدف
    پروتئین (PPAR g) Peroxisome proliferator-activated receptor-gamma یک فاکتور رونویسی وابسته به لیگاند است که در فرایند بیماری های مختلف از جمله فرایندهای التهابی و سرطان دخیل است. هدف از این پژوهش بررسی پلی مورفیسم ژن PPAR g و ارتباط آن با عفونت هلیکوباکتر پیلوری و بیماری های دستگاه گوارش در بیماران بود.
    مواد و روش ها
    در این بررسی 200 بیمار مبتلا به هلیکوباکتر پیلوری وارد مطالعه شدند. تشخیص قطعی بیماران مبتلا به هلیکوباکتر بر اساس روش های هیستولوژی، تست اوره آز سریع، کشت، الیزا و PCR صورت پذیرفت. تعیین پلی مورفیسم ژن PPAR g بر اساس روش PCR-RFLP صورت پذیرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه 200 بیمار (4 سرطان معده، 141 التهاب معده، 35 زخم پتیک، 18 زخم دوازدهه، 2 بیمار هم زمان مبتلا به زخم پتیک و زخم دوازدهه) با عفونت تایید شده هلیکوباکتر پیلوری وارد مطالعه شدند. فراوانی آلل PPAR g G (Ala12) 5 درصد به دست آمد که بین پلی مورفیسم این ژن و ابتلا به سرطان معده (004/0= P) و گاسترتیس (007/0= P) ارتباط معنی داری حاصل شد. فراوانی آلل PPAR g GC (Pro12Ala) 35 درصد گزارش شد که در نهایت ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم این ژن و زخم دوازدهه (03/0= P) و التهاب معده (002/0= P) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم Pro12Ala ژن PPAR g ارتباط معنی داری با سرطان معده و التهاب معده داشته و به عنوان یک مارکر ژنتیکی مستعد برای ابتلا به این دو بیماری در حضور عفونت با هلیکوباکتر پیلوری می باشد. در پایان این پژوهش بیانگر ارتباط موثر پلی مورفیسم ژن PPAR g و عفونت با هلیکوباکتر پیلوری در گسترش سرطان معده و زخم پتیک و التهاب معده بود.
    کلیدواژگان: هلیکوباکتر پیلوری، پلی مورفیسم ژن PPAR، سرطان معده
  • حمید ابطحی، علی هاتف سلمانیان صفحه 166
    سابقه و هدف
    پاسخ ایمنی نسبت به پروتئین نوترکیب L7/L12، علاوه بر نقش ایمنی زایی آن در پیش گیری تب مالت، اهمیت آن در تشخیص این عفونت را نیز نشان می دهد. در این تحقیق آنتی ژنیسیته پروتئین نوترکیب L7/L12 در بیماران مبتلا به تب مالت بررسی گردید.
    مواد و روش ها
    پس از تکثیر ژن L7/L12، ژن در ناقل پلاسمیدی pET28a کلون گردید. سپس تولید پروتئین نوترکیب L7/L12 در باکتری اشریشیاکلی انجام گردید. جهت بررسی آنتی ژنیسیته پروتئین L7/L12 در بیماران مبتلا به تب مالت از آزمون وسترن بلات با پنج سرم بیمار و یک سرم مربوط به فرد سالم استفاده گردید.
    یافته ها
    ترادف نوکلئوتیدی ژن تکثیر شده توسط روش PCR با ژن L7/L12 یکسان بود. تولید پروتئین نوترکیب L7/Ll2 با القا پلاسمید pET28a-L7/L12 توسط IPTG انجام گردید. تخلیص پروتئین با روش کروماتوگرافی تمایلی و با استفاده از کیت Ni-NTA انجام شد. سرم مبتلایان به تب مالت در روش وسترن بلات با پروتئین تولید شده واکنش داد.
    نتیجه گیری
    تولید پروتئین نوترکیب L7/L12 در میزبان اشریشیاکلی امکان پذیر است. پروتئین تولید شده خاصیت آنتی ژنیک خود را به خوبی حفظ می کند. شناسایی پروتئین نوترکیب L7/L12 آنتی بادی های موجود در سرم بیماران مبتلا به تب مالت نشان گر تشابه اپی توپ های فرم نوترکیب با شکل طبیعی آن است. بنابراین، می توان از آن در ایمنی زایی و تشخیص مبتلایان تب مالت استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بروسلا آبورتوس، پروتئین نو ترکیب L7، L12، تب مالت، وسترن بلات، اشریشیاکولی
  • مارال ارکانی، اکرم صفایی، خاتون کریمی، الهام اربابی، فاطمه رستمی، میترا ایمان، پروانه محمدی، الهام حمزه ای، محسن واحدی، سید رضا محبی، محمد وفایی، سید رضا فاطمی صفحه 172
    سابقه و هدف

    بعضی از مطالعات ثابت کرده اند که پلی مورفیسم ژن انسولین باعث افزایش سطح انسولین و مقاومت به این هورمون شده و متعاقبا باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان روده ی بزرگ می شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان شیوع پلی مورفیسم ژن انسولین (689 rs) در جمعیت ایرانی و بررسی نقش این پلی مورفیسم در افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ است.

    مواد و روش ها

    مطالعه انجام شده از نوع مورد- شاهدی بود. با استفاده از روش PCR-RFLP، به صورت تصادفی 110 نفر بیمار مبتلا به سرطان روده بزرگ و 110 نفر گروه شاهد، مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    P برای ژنوتیپ TT در مقابل ژنوتیپ AA 57/0، (33/1 =نسبت شانس 6/3- 48/0 =فاصله اطمینان 95%) و برای ژنوتیپ AT در مقابل ژنوتیپ AA 052/0، (88/1 =نسبت شانس 5/3- 99/0 =فاصله اطمینان 95%)؛ محاسبه شد. ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم ژن انسولین 689 rs و افزایش ریسک ابتلا به سرطان روده بزرگ یافت نشد (14/0 = p) شیوع آلل موتانت در دو جمعیت بیمار و شاهد تقریبا مشابه بود (نسبت شانس= 53/1، 39/2- 98/0 =فاصله اطمینان 95%، 057/0 = P).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان می دهد که واریانت رسپتور ژن انسولین (689 rs)، فاکتور مهمی برای ابتلا به سرطان روده بزرگ نیست.

    کلیدواژگان: چند شکلی در ژنتیک، نورویش های کولون و راست روده، مقاومت به انسولین، 689 rs
  • محمد جواد غروی، صدیقه جلالی، شهرام خادم وطن، سودابه حیدری صفحه 177
    سابقه و هدف
    توکسوپلاسموز از جمله بیماری های مشترک انسان و حیوان است که انتشار وسیعی دارد و در اثر آلودگی به تک یاخته انگلی توکسوپلاسما گوندی ایجاد می شود. بیش از نیمی از مردم کره زمین دارای عفونت مخفی توکسوپلاسموز می باشند. در افرادی که تحت عمل پیوند اعضاء قرار می گیرند به علت کاهش سطح سیستم ایمنی بدن احتمال فعال شدن مجدد این عفونت نهفته وجود دارد، ضمن این که احتمال انتقال عفونت از بافت پیوندی نیز وجود دارد. هدف این مطالعه ارزیابی تغییرات ایمونوگلوبین های IgM و IgG ضد توکسوپلاسما در گیرندگان پیوند، قبل و بعد از عمل بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه آینده نگر کوهورت، از 102 بیمار قبل از پیوند کلیه و قبل از دریافت هر گونه داروی سرکوب کننده سیستم ایمنی و سه ماه بعد از عمل پیوند، نمونه سرمی تهیه گردید و با روش های ELFA (Enzyme linked flourcence assay) و (Enzyme linked immunoSorbent assay) ELISA آنتی بادی های IgM و IgG و با روش (Immunosorbent agglutination assay) ISAGA آنتی بادی IgM اندازه گیری شد.
    یافته ها
    از 102 نمونه سرم گیرندگان پیوند کلیه قبل و بعد از پیوند آزمایش شده با روش ELFA 65 مورد (7/63%) قبل از عمل پیوند IgG مثبت و تمامی بیماران از نظر IgM منفی بودند. 3ماه بعد از پیوند، 3 مورد (9/2%) آنتی بادی IgM را نشان دادند. با روش ELISA قبل از عمل پیوند 49 مورد (1/48%) IgG مثبت و تمامی بیماران از نظر آنتی بادی IgM منفی بودند. 3ماه بعد از پیوند، 2 مورد (9/1%) آنتی بادی IgM را نشان دادند. با روش ISAGA قبل از عمل پیوند تمامی بیماران از نظر آنتی بادی IgM منفی بودند. 3ماه بعد از پیوند، 3مورد (9/2%) بیماران آنتی بادی IgM را نشان دادند.
    نتیجه گیری
    احتمال بازگشت عفونت توکسوپلاسمایی در گیرندگان پیوند به میزان 30 مورد در هزار است و این بدان معنی است که غربال گری توکسوپلاسموز در کشورهای توسعه یافته برای گیرندگان پیوند امری ضروری است. کشورهای در حال توسعه نیز باید به خطرات عفونت مجدد واقف گشته و اقدام های پیش گیرانه را انجام دهند. هم چنین پیشنهاد می شود که روش ELFA به عنوان روش برتر انتخاب شود، زیرا این روش از سایر روش ها از حساسیت و اختصاصی بودن بیش تری برخوردار است و نتایج قابل اعتمادتری را عرضه خواهد کرد.
    کلیدواژگان: آلودگی به توکسوپلاسما، پیوند کلیه، ایمنوگلوبولین ام، ایمنوگلوبولین جی، الایزا
  • المیرا جوانمردی، احسان صبوری صفحه 183
    سابقه و هدف
    مطالعات نشان داده اند که سطح لپتین خون دختران بیش تر از پسران است، ولی گزارشی در مورد تفاوت سطح لپتین شیر مادر بر حسب جنسیت جنین و یا شیر خوار وجود ندارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر جنسیت فرزند بر سطح لپتین شیر مادر بود.
    مواد و روش ها
    با مراجعه به مراکز بهداشتی واقع در شهر ارومیه، از بین مادران شیرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر ارومیه 115 نفر انتخاب شدند. پرسش نامه ای دارای ویژگی های فرزند از قبیل سن، وزن، جنس تکمیل شد. از هر مادر ml 10 نمونه شیر گرفته شد و برای اندازه گیری وزن حجمی شیر و سطح لپتین آن مورد استفاده قرار گرفت. مادران بر اساس سن فرزندان به 5 گروه مختلف تقسیم شدند.
    یافته ها
    سطح لپتین شیر مادر در دو گروه فرزندان دختر و پسر تفاوت معنی داری داشت و مادرانی که صاحب دختر بودند سطح لپتین شیرشان بالاتر بود (004/0 P<). تغییرات سطح لپتین شیر مادر بر حسب سن فرزندان معنی دار نبود. وزن حجمی شیر مادر بر حسب سن فرزندان به طور معنی داری متفاوت بود (037/0 P<). ولی ارتباط معنی داری بین سطح لپتین شیر مادر و وزن حجمی شیر مادر وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    بر طبق نتایج پژوهش حاضر سطح لپتین شیر مادر با جنسیت فرزند تغییر می کند به طوری که مادران صاحب فرزند دختر دارای لپتین بیش تری هستند ولی مکانیسم این پدیده ناشناخته است. وزن مخصوص شیر مادر با فاصله گرفتن از زمان زایمان افزایش می یابد که احتمالا ناشی از احتباس آب و نمک در دوران بارداری باشد.
    کلیدواژگان: لپتین شیر انسان، وزن حجمی شیر، جنسیت فرزند، سن فرزند
  • عباس حق پرست، مهسا مودب، محمد ابراهیم زاده سروستانی، مجتبی کرمانی صفحه 189
    سابقه و هدف
    سیستم دوپامینرژیک مزولیمبیک که از ناحیه تگمنتوم شکمی به هسته اکومبنس انشعابات وابران می دهد، دارای نقش اساسی در تقویت حاصل از مورفین و اثرات پاداشی داروهای مورد سوء مصرف می باشد. در مطالعه حاضر اثرات غیر فعال سازی برگشت پذیر ناحیه تگمنتوم شکمی بر میزان فعالیت الکتریکی نورون های هسته اکومبنس و اکتساب و بیان ترجیح مکان شرطی القا شده توسط مورفین در موش صحرایی بررسی گردید.
    مواد و روش ها
    موش های نر بالغ از نژاد ویستار در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفتند. در مطالعه رفتاری، غیر فعال سازی برگشت پذیر ناحیه تگمنتوم شکمی به وسیله تزریق دو طرفه لیدوکایین 2% در ناحیه فوق در خلال اکتساب و بیان ترجیح مکان شرطی القا شده توسط مورفین (mg/kg;s.c. 5) و در بخش الکتروفیزیولوژی، تزریق یک طرفه لیدوکایین 2% در همان ناحیه در طی ثبت تک واحدی از نورون های هسته اکومبنس انجام گرفت. نمره شرطی شدن و فعالیت های حرکتی حیوانات به وسیله نرم افزار Ethovision ثبت گردید. فعالیت الکتریکی نورون ها به وسیله ثبت تک واحدی از هسته اکومبنس به انجام رسید.
    یافته ها
    داده ها حاکی از آن هستند که تزریق دو طرفه لیدوکایین 2% در ناحیه تگمنتوم شکمی به طور معنی داری سبب کاهش اکتساب (01/0 P<) و بیان (05/0 P<) ترجیح مکان شرطی القا شده توسط مورفین در مقایسه با گروه های شاهد دریافت کننده سالین شده است. علاوه بر این، در این آزمایش ها تزریق لیدوکایین در ناحیه تگمنتوم شکمی اثری بر فعالیت حرکتی حیوانات نداشت. هم چنین تزریق یک طرفه لیدوکایین در ناحیه تگمنتوم شکمی به صورت معنی داری سبب افزایش فعالیت الکتریکی نورون های هسته اکومبنس گردید.
    نتیجه گیری
    داده های این آزمایش هم راستا با تحقیقات پیشین موید نقش مهم ناحیه تگمنتوم شکمی در اکتساب و بیان ترجیح مکان شرطی القا شده توسط مورفین می باشد.
    کلیدواژگان: ناحیه تگمنتوم شکمی، هسته اکومبنس، غیر فعال سازی برگشت پذیر، فعالیت الکتریکی، ترجیح مکان شرطی، مورفین، موش صحرایی
  • مهدیه هدایتی، ایران پورابولی، بتول پورابولی، شهریار دبیری، عبدالرضا جوادی صفحه 201
    سابقه و هدف
    با توجه به خواص آنتی اکسیدانی عصاره گیاه گلدر (Otostegia persica) و نقش آنتی اکسیدان ها در بهبود دیابت، در این مطالعه اثر عصاره متانولی این گیاه بر سطح سرمی گلوکز و مورفولوژی پانکراس در موش های صحرایی نر دیابتی بررسی شد.
    مواد و روش ها
    با تزریق استرپتوزوتوسین (mg/kg، i.p 65) در موش های صحرایی نر ویستار (250-200 گرم) دیابت نوع I ایجادشد. قبل از تزریق و 5 روز بعد، خون گیری انجام و موش هایی که گلوکز ناشتا آن ها بیش از mg/dL 250 بود، دیابتی محسوب شدند و عصاره گلدر mg/kg/day) 300، 200، 100)، گلایبن کلامید (μg/kg 600) و آب مقطر به مدت 14 روز جداگانه به روش گاواژ دریافت کردند. بعد از 14 روز، خون گیری انجام و سطح سرمی گلوکز به روش اسپکتروفتومتری و انسولین به روش ELISA سنجش شد. همچنین، پانکراس حیوانات خارج و بعد از طی مراحل تثبیت، آماده سازی و رنگ آمیزی به روش H&E، مورد بررسی بافت شناسی قرار گرفت.
    یافته ها
    تیمار موش های دیابتی با دوزهای مختلف عصاره گلدر سبب کاهش معنی دار سطح سرمی گلوکز شد ولی تنها دوز mg/kg 100 عصاره در افزایش سطح سرمی انسولین موثر بود (05/0 P<). ضمنا، عصاره سبب بهبود بافت پانکراس شد و میانگین تعداد جزایر در موش های دریافت کننده دوزهای مختلف عصاره و قطر میانگین جزایر در موش های دریافت کننده دوزهای mg/kg 200 و 300 عصاره افزایش یافت (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    عصاره گیاه گلدر دارای اثر هیپوگلیسمیک می باشد و این اثر خود را از طریق بهبود جزایر پانکراس و افزایش ترشح انسولین انجام می دهد.
    کلیدواژگان: دیابت شیرین، گیاه گلدر، گلوکز، لوزالمعده، انسولین
  • اسحق رحیمیان بوگر، مریم طباطباییان صفحه 209
    سابقه و هدف
    پژوهش های متعدد حاکی از این است که افسردگی به عنوان یک عامل خطر اساسی قابل تغییر در تداوم کمردرد نقش دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثر درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در یک بررسی آزمایشی با پیش آزمون، پی آزمون و پی گیری با گروه شاهد، تعداد 35 بیمار با تشخیص کمردرد مزمن از مراکز درمانی مناطق 1، 2 و 3 شهر تهران به صورت تصادفی در دست رس انتخاب شده اند و نیز به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه شاهد گماشته شدند. آزمودنی های سه گروه، خرده مقیاس افسردگی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری تکمیل کردند. درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی طی 8 جلسه یک بار در هفته بر روی گروه های آزمایش اجرا شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی باعث کاهش معنادار نمرات میانگین افسردگی گروه های آزمایش در مقایسه با گروه شاهد شد (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    طبق نتایج این پژوهش، درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی روش موثری برای کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن است.
    کلیدواژگان: کمردرد، شناخت درمانی، افسردگی
  • حسین قمری گیوی، حسن ایمانی، عبدالصمد آق، نعمت محمدی پور ریک، سعید مهرآبادی صفحه 218
    سابقه و هدف
    در سال های اخیر، درمان های رایانه ای هم چون درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر رایانه به کمک درمان گران شتافته است. از مزایای این نوع درمان ها می توان به کاهش هزینه ها و زمان و هم چنین گسترش دامنه استفاده از درمان های روان پزشکی اشاره کرد. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری به سه شکل تحت وب، به شیوه بسته نرم افزاری و به شیوه بالینی در مقایسه با فقدان درمان برای افسردگی اساسی بود.
    مواد و روش ها
    نمونه این پژوهش شامل 68 نفر از دانشجویان بودند که با روش نمونه گیری در دست رس از بین دانشجویان با ملاک های افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز مشاوره حضوری و آنلاین دانشگاه محقق اردبیلی انتخاب و سپس به شیوه تصادفی در سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه جای گزین شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت بودند از: آزمون افسردگی بک و مصاحبه بالینی ساختار یافته.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که در مقایسه روش های درمان شناختی-رفتاری به شکل های تحت وب و به شیوه بسته نرم افزاری با درمان به شیوه بالینی، تفاوت معناداری به نفع شیوه درمان بالینی به دست آمد.
    نتیجه گیری
    درمان های مبتنی بر رایانه تجربیات یادگیری موثر و ابتکاری فراهم آورده و باعث افزایش دست رسی سریع درمان گران و بیماران به اهداف درمانی تعیین شده می شوند. یافته ها این پژوهش نیز حاکی از این بودند که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رایانه یک روش درمانی عملی و موثر برای درمان اختلال افسردگی اساسی است
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، درمان تحت وب، درمان به شیوه بسته نرم افزاری، افسردگی اساسی
  • مرضیه ثاقب جو، سمیه دستی گردی، محمد اسماعیل افضل پور، مهدی هدایتی صفحه 225
    سابقه و هدف
    شواهد جدید نشان می دهند که ویسفاتین (مترشحه از بافت چربی) با چاقی ارتباط دارد، اما نقش آن در پاسخ به تمرین ورزشی در انسان شناخته نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر تمرینات هوازی و مقاومتی بر سطوح پلاسمایی ویسفاتین زنان دارای اضافه وزن بود.
    مواد و روش ها
    38 زن داوطلب دارای اضافه وزن (میانگین سن 70/5±48/38 سال، نمایه ی توده بدنی 65/3±82/28 کیلوگرم بر متر مربع، درصد چربی 39/3±34/36 درصد و نسبت دور کمر به دور لگن 04/0± 85/0) به طور تصادفی در 3 گروه قرار گرفتند. 14 آزمودنی در گروه تمرین هوازی (50 دقیقه در روز، 85-80 درصد ضربان قلب ذخیره، 4 روز در هفته)، 14 آزمودنی در گروه تمرین مقاومتی (50 دقیقه در روز، 70-60 درصد یک تکرار بیشینه، 4 روز در هفته) و 10 آزمودنی نیز به عنوان گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفتند. نمونه های خون آزمودنی ها در حالت ناشتا جمع آوری و به منظور بررسی تغییرات سطوح پلاسمایی ویسفاتین، انسولین و گلوکز در قبل و پس از 2 ماه تمرین مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سطوح پلاسمایی ویسفاتین و انسولین در گروه تمرین مقاومتی در مقایسه با دو گروه دیگر به طور معنی داری کاهش یافت (05/0 p<). هم چنین نمایه ی توده بدنی، نسبت دور کمر به دور لگن و درصد چربی نیز در گروه های تجربی به طور معنی داری کاهش یافت (001/0 p<).
    نتیجه گیری
    کاهش پلاسمایی ویسفاتین که در اثر تمرین مقاومتی ایجاد می شود، احتمالا ناشی از کاهش وزن و تغییرات ایجاد شده در ترکیب بدن زنان دارای اضافه وزن می باشد.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، ورزش، انسولین، زنان، چاقی
  • محمدرضا رمضان پور، معصومه کاظمی صفحه 233
    سابقه و هدف
    کمبود آهن می تواند مشکلات عمده ای را در رابطه با کاهش ظرفیت و توان هوازی ورزشکاران به دنبال داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شش هفته تمرین هوازی بر میزان هموگلوبین، گلبول های قرمز، هماتوکریت، آهن، فریتین و ترانسفرین سرم دختران جوان بود.
    مواد و روش ها
    34 دانش آموز دختر با میانگین سن 56/16 سال، وزن 42/50 کیلوگرم و قد 55/160 سانتی متر از بین 100 داوطلب به طور تصادفی انتخاب و در سه گروه تمرین + مصرف مکمل آهن (تجربی یک)، تمرین + مصرف شبه دارو (تجربی دو) و کنترل قرار گرفتند. از آزمودنی ها قبل از شروع تمرینات، نمونه خون اخذ گردید. گروه های تجربی، شش هفته، هفته ای سه جلسه تمرین کردند. گروه های تجربی یک و دو، شب قبل از هر جلسه تمرین به ترتیب یک قرص 27 میلی گرم فروس گلوکونات و شبه دارو دریافت کردند. پس از پایان تمرینات، مرحله دوم نمونه گیری خون انجام شد.
    یافته ها
    مصرف مکمل آهن همراه با تمرینات هوازی موجب افزایش معنادار میزان آهن، فریتین و ترانسفرین سرم شد، در حالی که در مورد متغیرهای هموگلوبین، هماتوکریت و گلبول های قرمز بی تاثیر بود. مصرف شبه دارو همراه با تمرینات هوازی موجب کاهش معنی دار میزان آهن و فریتین سرم، هموگلوبین، هماتوکریت و گلبول های قرمز شد. هم چنین در شاخص های آهن و فریتین بین سه گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد در صورتی که انجام تمرینات هوازی توسط دختران جوان همراه با مصرف مکمل آهن باشد، علاوه بر افزایش میزان آهن، ذخیره آهن به شکل فریتین و ترانسفرین نیز افزایش می یابد و احتمالا از بروز کم خونی در آن ها جلوگیری می شود.
    کلیدواژگان: ورزش، هموگلوبین، گلبول های قرمز، هماتوکریت، ترانسفرین، فریتین، مکمل های غذایی، نوجوانان
  • مریم کشاورز، اشرف کیانی، لیلا نیسانی، آغافاطمه حسینی صفحه 240
    سابقه و هدف
    تاثیر اجرای لمس درمانی بر رشد نوزادان، توسط پرسنل آموزش دیده در مطالعات متعددی بررسی شده است، در حالی که اجرای لمس توسط مادر به عنوان مهم ترین مراقبت کننده از نوزاد، کم تر مورد توجه بوده است. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر انجام لمس درمانی توسط مادر بر وزن گیری نوزاد نارس بود.
    مواد و روش ها
    در یک کار آزمائی بالینی دو سو کور، تعداد 60 نوزاد نارس ترخیص شده از بخش مراقبت های ویژه نوزادان، به روش تخصیص تصادفی در یکی از دو گروه آزمون و کنترل (30 نوزاد در هر یک از دو گروه) قرار گرفتند. با انجام لمس در حضور مادر، چگونگی اجرای آن به مادران آموزش داده شد، هم چنین کتاب چه های آموزشی در زمینه ی مراحل انجام لمس در اختیار آنان قرار داده شد. لمس در منزل 3 نوبت در روز هر بار به مدت 20 دقیقه، تا تکمیل سن جنینی (40 هفته ی بارداری) توسط مادر انجام می شد. وزن نوزادان در هر دو گروه با وزنه ی دیجیتال با دقت 10± گرم قبل از ترخیص و پس از تکمیل سن جنینی اندازه گیری شد.
    یافته ها
    مادران دو گروه از نظر میانگین سن، نوع زایمان، میزان تحصیلات، شاغل بودن و وضعیت اقتصادی، هم چنین وزن، جنس و سایر مشخصات نوزادی تفاوت آماری معنی داری نداشتند. در انتهای مداخله، نوزادان گروه آزمون روزانه 10 گرم (32 درصد) بیش تر از نوزادان گروه کنترل افزایش وزن داشتند و این افزایش از نظر آماری معنی دار بود (31 گرم در روز در گروه آزمون در مقابل 21 گرم در روز در گروه کنترل، 04/0= P).
    نتیجه گیری
    جنبه ی مهم مطالعه ی اخیر، اجرای لمس درمانی در منزل توسط مادر می باشد که موجب وزن گیری بهتر نوزادان نارس گردید، لذا آموزش لمس درمانی به مادر می تواند در هنگام ترخیص نوزادان نارس از بخش مراقبت های ویژه نوزادان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نوزاد نارس، نوزاد کم وزن، لمس درمانی، افزایش وزن، وزن نوزاد هنگام تولد
  • راهب قربانی، مجتبی ملک، رحیمه اسکندریان، علی رشیدی پور * صفحه 247
    سابقه و هدف

    مصرف دخانیات به عنوان یکی از عوامل خطر مهم و افزایش دهنده ی بار بیماری ها، بویژه بیماری های مزمن و غیرواگیر از قبیل بیماری های قلبی- عروقی، تنفسی، سرطان و نیز سکته مغزی می باشد. در این مطالعه شیوع استعمال سیگار، پیپ و قلیان در مردان 70-30 سال استان سمنان مورد بررسی قرار گرفته است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه اپیدمیولوژیک به صورت مقطعی درجامعه شهری و روستائی استان سمنان در 1695 نفر از مردان 70-30 ساله از مهر لغایت بهمن 1384 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای در شهرستان های سمنان، دامغان، شاهرود و گرمسار و روستاها انجام شد. با استفاده از شماره خانوارهای مراکز بهداشتی 760 سرخوشه به روش سیستماتیک در شهر و روستاهای استان انتخاب شد و در هر سرخوشه تا 3 خانوار واجد شرایط بررسی شدند. به این صورت که در صورت وجود فرد 70-30 ساله در خانوار یک نفر به طور تصادفی انتخاب و پرسش نامه تحقیق برای وی تکمیل شد و در صورت عدم وجود فرد واجد شرایط، خانوار دیگر با همان قاعده انتخاب شدند.

    یافته ها

    1/24 درصد مردان مورد بررسی سیگاری (3/18 درصد به طور مرتب و 8/5 درصد به طور نامرتب) بودند. شیوع استعمال سیگار در روستائیان 8/26 درصد و در شهرنشینان 0/23 درصد بود (053/0= P). از نظر سنی، 1/21 درصد افراد زیر 40 سال، 6/32 درصد مردان 49-40 سال، 1/25 درصد افراد 59-50 سال و 9/11 درصد مردان 60 ساله و بالاتر سیگاری بودند (001/0 P<). 7/19 درصد بی سودان، 9/24 درصد افراد با تحصیلات ابتدایی، 8/30 درصد افراد با تحصیلات راهنمایی، 4/25 درصد مردان با تحصیلات دبیرستان و 8/11 درصد مردان با تحصیلات دانشگاهی سیگاری بودند (001/0 P<). 6/46 درصد مردان قبل از 21 سالگی و 2/39 درصد بین 30-21 سالگی سیگار کشیدن را آغاز کردند. میانگین (± انحراف معیار) سن شروع سیگار 0/8±1/24 سالگی بوده است. استعمال سیگار در مردان شهرستان های سمنان، گرمسار، دامغان و شاهرود به ترتیب 5/22، 6/27، 2/23 و 4/23 درصد بوده است (554/0= P). فقط 1/0 درصد افراد مورد بررسی پیپ می کشیدند. 6/1 درصد افراد مورد بررسی قلیان می کشیدند که در 4/0 درصد آن ها هم زمان با سیگار بوده است. 2/15 درصد افراد غیرسیگاری در محیط کار در معرض دود سیگار قرار داشتند. به طور کلی 3/39 درصد افراد مورد بررسی یا سیگاری بودند یا در معرض دود سیگار قرار داشتند.

    نتیجه گیری

    با توجه به شیوع بالای استعمال یا در معرض بودن دود سیگار در جمعیت 30 تا 70 سال استان و با توجه به ارتباط قوی استعمال سیگار با بسیاری از بیماری ها، تدوین برنامه ای جامع جهت تغییر عمل کرد مردان استان، ضروری است

    کلیدواژگان: دخانیات، استعمال دخانیات، شیوع، مردان، بزرگسالان، سمنان
  • ریحانه بصیرت، امین صالحی ابرقویی، احمد اسماعیل زاده صفحه 254
    سابقه و هدف
    با این که انتظار می رود افراد دچار ناامنی غذایی، دریافت غذایی پایین و در نتیجه، ذخایر چربی بدنی اندک و اضافه وزن کم تری داشته باشند، این هم بستگی در مطالعات به خوبی مشخص نشده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین امنیت غذایی و وضعیت نمایه توده بدنی (BMI)کودکان دبستانی در شهر فرخ شهر طراحی و اجرا شد.
    مواد و روش ها
    تعداد 314 دانش آموز 12- 6 ساله دبستانی فرخ شهری جهت بررسی ارتباط ناامنی غذایی با وضعیت BMI انتخاب شدند. نا امنی غذایی با استفاده از پرسش نامه معتبر رادیمر-کرنل ارزیابی شد و افراد به شکل گروه های امن غذایی، ناامن در سطح خانواده، ناامن در سطح فرد بزرگ سال (فرد پاسخ دهنده به پرسش نامه) و ناامنی غذایی در کودک، به تفکیک جنسیت دسته بندی شدند و سپس ارتباط آن با وضعیت BMI بر اساس معیارهای WHO، CDC، IOTF و معیار ملی به تنهایی و پس از تعدیل برای سایر متغیرهای مرتبط با چاقی، به ترتیب از طریق آزمون کای دو و مدل رگرسیون رتبه ای بررسی شد.
    یافته ها
    داده های تن سنجی و اطلاعات ناامنی غذایی در 310 نفر از شرکت کنندگان مورد ارزیابی قرار گرفت. افراد شرکت کننده طبق محدوده های ملی به چهار دسته کم وزن، BMII طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق دسته بندی شدند. میان وضعیت BMI در هیچ کدام از معیارهای CDC، IOTF، WHO و معیار ملی و نا امنی غذایی چه به تنهایی و چه پس از تعدیل با سایر متغیرهای مرتبط با چاقی ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر ارتباطی میان وضعیت وزن و امنیت غذایی مشاهده نشد. اجرای مطالعاتی با حجم نمونه های بیش تر برای یافتن این ارتباط پیشنهاد می شود
    کلیدواژگان: نا امنی غذایی، چاقی، شاخص توده بدن، دور کمر، چاقی شکمی، دانش آموزان
  • آزاده صفایی، بیژن مقیمی دهکردی، سید رضا فاطمی، الهام مسرت، محمدرضا زالی صفحه 264
    سابقه و هدف
    اگرچه افزایش خطر سرطان معده در افراد دارای سابقه ی فامیلی این بیماری مکررا در مطالعات گذشته مشاهده شده است ولی اطلاعات کمی در خصوص سابقه ی فامیلی سرطان معده و افزایش خطر ابتلا به این بیماری در ایران وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان وجود سابقه ی فامیلی سرطان و خطر ابتلا به سرطان معده است.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر یک مورد شاهدی هم سان نشده است. موارد 746 بیمار مبتلا به سرطان معده بودند که بیماری شان از نظر پاتولوژیکی مورد تایید قرار گرفته بود. شاهدها 746 فرد سالم شرکت کننده در یک طرح تحقیقات سلامت بودند که به طور تصادفی انتخاب شدند. سابقه ی فامیلی سرطان از فرم های استانداردی که توسط بیماران یا پرسنل بهداشتی تکمیل شده بود استخراج گردید. نسبت شانس تطبیق یافته مانتل هینزل به منظور حذف اثر مخدوش کنندگی سن و جنس محاسبه گردید.
    یافته ها
    سابقه ی فامیلی مثبت سرطان به ترتیب در 7/9% و 6/5% موارد و شاهدها گزارش گردید. خطر ابتلا به سرطان معده در افراد دارای سابقه ی فامیلی در حدود 2 برابر افزایش می یافت. هیچ گونه ارتباط معنی داری میان سابقه ی فامیلی ابتلا به سایر سرطان ها و خطر ابتلا به سرطان معده مشاهده نشد (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که سابقه ی فامیلی سرطان معده به خصوص در بستگان درجه ی یک خطر ابتلا به سرطان معده را افزایش می دهد. مطالعات بیش تری در جهت درک بهتر نقش عوامل ژنتیکی و محیطی نظیر عوامل تغذیه ای، اجتماعی و اقتصادی و برهم کنش میان این عوامل در ایران پیشنهاد می گردد
    کلیدواژگان: نورویش های معده، سابقه خانوادگی، مطالعات مورد، شاهدی، خانواده
  • حمیده منتظری طالقانی، رحمن سوری، نجمه رضاییان، نیکو خسروی صفحه 269
    سابقه و هدف
    لپتین و آدیپونکتین از جمله ادیپوسایتوکاین های مترشحه از بافت چربی هستند که در پاتوژنز چاقی و اختلالات همراه با آن نقش دارند. پژوهش حاضر تاثیر تمرینات ترکیبی استقامتی شنا و مقاومتی بر سطح لپتین و آدیپونکتین پلاسما و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) را در زنان یائسه غیرفعال مورد مطالعه قرار داده است.
    مواد و روش ها
    16 زن چاق یائسه کم تحرک در دو گروه تجربی و کنترل در 10 هفته برنامه تمرینات ترکیبی مقاومتی (60-40% یک تکرار بیشینه) و استقامتی شنا (60-50% ضربان قلب بیشینه)، سه جلسه در هفته، شرکت کردند. سطوح لپتین و آدیپونکتین پلاسما، HOMA-IR و شاخص های آنتروپومتریک قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    تمرین ترکیبی بدون تاثیر بر سطح لپتین پلاسما منجر به افزایش غلظت آدیپونکتین (001/0= P) و بهبود HOMA-IR و کلیه فاکتورهای جسمانی مورد بررسی گردید (05/0 P<). آزمون هم بستگی پیرسون بین سطح ابتدایی آدیپونکتین با مقادیر اولیه محیط کمر (014/0= P) رابطه معنی داری را نشان داد ولی غلظت ابتدایی لپتین با هیچ یک از متغیرها رابطه معنی داری نداشت. بین تغییرات لپتین و آدیپونکتین پلاسما با هیچ یک از شاخص های مورد بررسی رابطه معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    تمرینات ترکیبی مقاومتی و استقامتی افزایش آدیپونکتین پلاسما و بهبود HOMA-IR و شاخص های آنتروپومتریک را در پی دارد، هر چند که این تغییرات ممکن است هم سو با تغییرات لپتین نباشد.
    کلیدواژگان: لپتین، آدیپونکتین، ورزش درمانی، زنان، چاقی، یائسگی
|
  • Mohammad Reza Akbari Eidgahi, Reza Nasr, Ali Akbar Shaebani, Mojtaba Ghadamyari Page 143
    Introduction
    Anterior pituitary glycoprotein hormones include thyroid stimulating hormone, lutinizing hormone, follicule stimulating hormone, and gonadotropine hormone. Each of them contains alpha and beta subunits. The alpha subunit gene is the same in all of these hormones and contains 4 exones and 3 intrones. The beta subunit is responsible for specific function of each hormone. The aim of this study was to clone alpha chain cDNA of glycoprotein hormones in a proper vector for eukaryotic system.
    Material And Methods
    To clone cDNA, alpha subunit of glycoprotein hormones was amplified by using one pair primers and T.vector as template and cloned in Not I and Bam HI sites of pcDNA3.1 plasmid. The recombinant plasmid transformed to E.coli Top10F΄ cell and colonies that contain plasmid were selected by Colony PCR. The accuracy of extracted plasmid of these clones was approved by enzyme digestion and sequencing.
    Results
    Enzyme analysis showed that pcDNA3.1-F351 a had correct structure and sequencing confirmed by 100% homology of the gene with reported alpha gene in Gene Bank.
    Conclusion
    Because of its proper structure, this plasmid is able to transform to Eukaryotic system and translation.
  • Gholamreza Ahmadian, Mostafa Keshavarz, Meysam Ahmadi Zeydabadi Page 151
    Introduction
    Chitin, a linear polysaccharide and is one of the most abundant natural polysaccharides is the main component in numerous of organisms. Chitinase enzymes are essential enzymes catalyzing the conversion of chitin to its monomeric or oligomeric components, therefore, chitinase can used as a natural antifungal agent. The purpose of this study is cloning and expression of recombinant chitinse gene in Bacillus subtilis in the treatment offungal infection effects and replacement with carcinogenic and synthetic products.
    Materials And Methods
    Chitinase gene of Bacillus.pumilus was cloned to integrate vector Pdh5 Through designed the appropriate pimers.built construct using dual crossing over for transferred into the amylase gene (amyE) of Bacillus subtilis168; and its expression was induced by IPTG and its function was evaluated.
    Results
    Recombinant construct containing chitinase gene was produced. Gene expression by creating halo around the recombinant bacteria colonies in minimal media including chitin as carbon source was observed.
    Conclusion
    Create a halo containing chitin in the minimal media represents the performance of recombinant chitinase enzyme to catalyze the chitin. Considering antifungal property can be effectively treated as a matter of human fungal infection and safe substance to excretion biological pest and pollutants.
  • Hossein Goudarzi, Sima Sadat Seyedjavadi, Mehdi Goudarzi Page 159
    Introduction
    Peroxisome proliferator-activated receptor gamma (PPAR g) is a ligand-dependent transcription factor involved in various disease processes including inflammation and carcinogenesis. This study aimed to determine polymorphism of PPAR g gene and its association with Helicobacter pylori infection and gastrointestinal diseases in patients.
    Materials And Methods
    Two hundred patients with helicobacter pylori infection were examined. H. pylori infection was diagnosed by histology, rapid urease test (RUT), culture, ELISA and PCR. PPAR g polymorphism was analyzed by PCR-based restriction fragment length polymorphism.
    Results
    In total 200 patients (4 gastric cancer, 141gastritis, 35 peptic ulcer, 18 duodenal ulcer, 2 peptic ulcer and duodenal ulcer) with Helicobacter pylori infection were enrolled. The frequency of PPAR g G (Ala12) allele (5%) showed a significant association with gastric cancer (P=0.004) or gastritis (P=0.007). PPAR g GC (Pro12Ala) allele (35%) showed a significant association with duodenal ulcer (P=0.03) or gastritis (P=0.002).
    Conclusion
    Pro12Ala PPAR g polymorphism is associated with gastric cancer and gastritis and is a potential marker for genetic susceptibility to these two diseases in the presence of H. pylori infection. Finally, our study suggests the potential association between PPAR g polymorphism and H. pylori infection in the development of gastric cancer and peptic ulcer and gastritis.
  • Hamid Abtahi, Ali Hatef Salmanian Page 166
    Introduction
    Immune response to recombinant L7/L12, in addition to protective role, may show its importance in detection Brucellosis tests. The aim of this study was to examine antigenicity of recombinant L7/L12 from Brucella abortus by Brucellosis human sera.
    Material And Methods
    We amplified L7/L12 gene by polymerase chain reaction (PCR) method and sub- cloned to prokaryotic expression vector pET28a. Escherichia coli BL21-DE3-plySs was transformed with pET28a-L7/L12 and gene expression was induced by IPTG. Recombinant L7/L12 was further analyzed by Western Blot. Sera reactivity of five infected individual were further analyzed against the recombinant L7/L12 protein.
    Results
    The sequencing result was confirmed by Sanger method and it was the same as L7/L12 gene. Escherichia coli BL21 (DE3) pLysS was transformed with pET28a-L7/L12 and gene expression was induced by IPTG. The expressed protein was purified by affinity chromatography by Ni-NTA resin. The data also indicated that L7/L12 protein from Brucella abortus recognized by patient sera.
    Conclusion
    Our data showed that recombinant L7/L12 protein can be produced by pET28a in Escherichia coli. This protein was recognized by sera in infected human as an antigen. Therefore, recombinant L7/L12 has same epitopes with natural form of this antigen. Recombinant L7/L12 also seems to be a promising antigen for protection and serologic diagnosis of Human brucellosis.
  • Maral Arkani, Akram Safaei, Khatoon Karimi, Elham Arbabi, Fatemeh Rostami, Mitra Iman, Parvane Mohammadi, Elham Hamzei, Mohsen Vahedi, Reza Mohebi, Mohammad Vafaei, Reza Fatemi Page 172
    Introduction

    Some studies have determined that polymorphism in insulin gene are associated with increased insulin level and resistant to insulin and also cause to increase risk of colorectal cancer (CRC). The goal of this study was to evaluate incidence of the insulin gene polymorphism (rs689) in an Iranian population and to investigate the role of this polymorphism in increased risk of CRC.

    Materials And Methods

    Genotyping of the insulin gene were determined in a series of 110 colorectal cancer patients and 110 controls by using polymerase chain reaction and restriction fragment length polymorphism genotyping assays (PCR-RFLP).

    Results

    P value for genotype AT compared with AA, was 0.052 (OR=1.88, CI=0.99-3.5) and TT versus AA was 0.57 (OR=1.33 CI=0.48- 3.6). The results showed that the insulin gene polymorphism (rs689) is not a predisposing factor to increased risk to CRC (P=0.14). Incidence of mutant allele between patients and controls had no significant differences (OR=1.53 95% CI=0.98- 2.39, Pe=0.057).

    Conclusion

    These findings suggest that the insulin gene polymorphism (rs689) is not associated with increased risk of CRC.

  • Mohammad Javad Gharavi, Sedigheh Jalali, Shahram Khademvatan, Soudabeh Heydari Page 177
    Introduction
    Toxoplasmosis is a shared human-animal disease with worldwide distribution caused by Toxoplasma gondii. More than half of the world's population is seropositive for toxoplasmosis. The possibility of reactivation of the old infection or acquisition of infection from donor’s tissue increases in the transplant recipient patients who receive immunosuppressive therapy. In this study, IgM and IgG anti-toxoplasma immunoglobulins seroconversion in renal transplant recipients was evaluated before and after transplantation.
    Method
    This was a prospective cohort study on a total of 102 recipients. Two serum samples were obtained from each patient. The first sample was taken before administration of any immunosuppressive drugs and second sample was taken 3 months after transplantation. The IgM and IgG anti-toxoplasma antibodies were assayed by ELFA and ELISA techniques. IgM/ISAGA method was also used.
    Results
    ELFA identified 65 (63.7%) pre-transplantation samples as IgG+ and did not detect any positive IgM samples. However, IgM was detected in 3 (2.9%) post-transplantation samples by this method. Forty nine (48%) pre-transplantation samples were reported IgG+ by ELISA and no IgM positive sample was identified by this method. ELISA method detected 2 (1.9%) IgM positive reactions in post-transplantation samples. By IgM/ISAGA method, we detected no IgM positive reactions in pre-transplantation samples whereas 3 months later (second sampling) IgM antibody was detected in 3 (2.9%) cases.
    Conclusion
    Secondary toxoplasmosis infection was observed in 30 cases per 1000 recipients, which indicates that screening for toxoplasmosis infection should be performed in developed countries for these patients. On the other hand, as the risk of re-active toxoplasmosis infection exists in developing nations, they should consider the necessary preventive measures to control this condition. In addition, we suggest that ELFA is the best method because of the most valuable results.
  • Elmira Javanmardi, Ehsan Saboory Page 183
    Introduction
    Clinical studies indicate that females have higher blood leptin levels when compared with the male gender, however to date there is no available report on the impact of offspring gender on maternal milk leptin (ML) levels. Therefore, this study was designed to investigate the effect of child gender on ML levels.
    Materials And Methods
    A cross-sectional study was carried out across Urmia city health centers, Iran. 115 mothers were selected across a wide range of population. A questioner was designed with respect to infant gender, age and weight. Questioners were filled by all applicants and a 10 ml breast milk sample was taken for further analysis of ML levels and specific gravity (SG) determination. Mothers were divided into 5 different groups based on offspring's age.
    Results
    Maternal ML levels were significantly different according to offspring gender. ML levels were significantly higher in mothers with girls than mothers who have given birth to baby boy. However, there was no significant difference between ML levels with respect to infant age. SG level was found to be different among all groups and no significant correlation was found between SG and ML levels of all applicants.
    Conclusion
    It was concluded that maternal ML levels varies with respect to the offspring gender. ML levels in infant girls are higher than that of the boy; however the mechanism of action is still unclear. A normal reduction in salt and water retention that occurred postpartum may cause slight elevation in SG of the breast milk.
  • Abbas Haghparast, Mahsa Moaddab, Mohammad Ebrahimzadeh-Sarvestani, Mojtaba Kermani Page 189
    Introduction
    The mesolimbic dopaminergic system that projects from the ventral tegmental area (VTA) to the nucleus accumbens (NAc) is critical for initiation of opioid reinforcement and reward-related effects of drugs of abuse. In the present study, the effects of reversible inactivation of VTA on firing rate of nucleus accumbens neurons and on acquisition and expression of morphine-induced conditioned place preference (CPP) were investigated in rats.
    Materials And Methods
    Adult male Wistar rats were used in these experiments. In behavioral study, the reversible inactivation of VTA was done through bilateral intra-VTA microinjection of 2% lidocaine during the acquisition and expression of morphine (5 mg/kg; s.c.)-induced CPP and in electrophysiology section, it was done through unilateral intra-VTA microinjection of 2% lidocaine during single unit recording from the NAc neurons. Conditioning score and locomotor activity were recorded by Ethovision software. Firing rate of neurons was recorded by single unit recording technique.
    Result
    The results showed that bilateral intra-VTA administration of lidocaine significantly decreases the acquisition (P<0.01) and expression (P<0.05) of morphine-induced CPP compared to their respective saline-microinjected groups. Moreover, intra-VTA administration of lidocaine had no effect on locomotor activity in these experiments. Also, unilateral intra-VTA administration of lidocaine significantly increased the firing rate of nucleus accumbens neurons.
    Conclusion
    Our results further support the idea that VTA may play an important role in the acquisition and expression of morphine-induced CPP.
  • Mahdyeh Hedayati, Iran Pouraboli, Batool Pouraboli, Shahriar Dabiri, Abdolreza Javadi Page 201
    Introduction
    With respect to antioxidant effect of Otostegia persica (O. persica) extract and the role of antioxidant agents in diabetes improvement, the aim of this study was to investigate the effect of methanolic extract of O. persica on serum level of glucose and morphology of pancreas in type I diabetic male rats.
    Materials And Methods
    Type I diabetes was induced in male wistar rats (200-250 g) by injection of 65 mg/kg, i.p of streptozotocin. Before this and 5 days post-injection fasting blood samples were collected. Diabetes was confirmed in rats having fasting blood glucose level above 250 mg/dL. Diabetic rats were divided into 5 groups which received 100, 200 and 300 mg/kg/day O.persica extract, glibenclamide (600µg/kg) and distilled water (0.5 mL) for 14 days individually by gavage, respectively. After 14 days, fasting blood samples were collected and serum levels of glucose and insulin were measured using commercial kits by spectrophotometery and ELISA, respectively. Rat's pancreases disected out and used for histological studies after fixation, tissue preparation process and staining with hematoxylin-eosin dyes.
    Results
    The oral administration of O. persica extract in diabetic rats for 14 days significantly decreased glucose serum level, but it only at dose of 100 mg/kg significantly increased insulin serum level (p<0.05). Furthermore, extract improved pancreas tissue as in all doses it increased number of islets and at doses of 200 and 300 mg/kg increased the mean diameter of islets (p<0.05).
    Conclusion
    Our study demonstrates that O. persica extract has a hypoglycemic effect by improving pancreas islets and increasing insulin secretion.
  • Isaac Rahimian Boogar, Maryam Tabatabaeian Page 209
    Introduction
    Various researches showed that depression is a key modifiable risk factor in maintaining of low back pain. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral group therapy on depression reduction of the patients with chronic low back pain.
    Materials And Methods
    In an experimental study including pre-test, post-test, and following up the control group, thirty-five patients with diagnosis of low back pain compliance randomly selected in clinical centers of one, two and three regions of Tehran and randomly assigned to two experimental groups and one control group. All subjects completed depression subscale of the depression anxiety stress scales (DASS) in three phases of pre-test, post-test and follow-up. Cognitive-behavioral group therapy carried out on the experimental groups 8 sessions once a week.
    Results
    The results of variance analysis with repeated measurements showed that cognitive-behavioral group therapy significantly reduced the depression mean scores of the experimental groups as compared to the control group (P<0.05).
    Conclusion
    According to the findings, cognitive-behavioral group therapy is an effective method in decreasing depression in patients with chronic low back pain.
  • Hossein Ghamari Givi, Hassan Imani, Abdolsamad Agh, Nemat Mohammadipour Rik, Saeed Mehrabadi Page 218
    Introduction
    In recent years computerized therapies like computerized cognitive behavioral therapy have helped the therapists. Some advantages of these interventions are reducing the costs and time and spreading the use of psychiatrist interventions as well. Thus, the aim of this study was to explore the efficiency of cognitive behavioral therapy in three methods of web-based intervention, software package and clinical intervention in comparison with untreated in major depression.
    Materials And Methods
    The sample consisted of 68 students who were selected using availability sampling from students with major depression criterion who were seeking treatment at online and presence consultation center of University of Mohaghegh Ardabili (Iran), and then randomly assigned in three experimental groups and one control group. The instrument consisted of beck depression inventory and structured clinical interview for DSM disorders.
    Results
    The results of this study showed that in comparison to three different methods of cognitive behavioral therapy (web-based intervention, software package and clinical intervention) supported the more effective role of clinical intervention.
    Conclusion
    Computerized therapies present effectiveness learning experiences and result in increasing fast access of therapists and patients to determined therapeutic goals. Results of this research indicate that computerized cognitive behavioral therapy is a feasible and effective intervention in treatment of major depression.
  • Marziyeh Saghebjoo, Somayeh Dastigerdi, Mohammad Esmaeil Afzalpour, Mehdi Hedayati Page 225
    Introduction
    Visfatin, a novel adipokine, was revealed to be associated with obesity, but its role in response to exercise training in human is not known. The purpose of this study was to assess the effects of aerobic and resistance training on plasma visfatin in overweight women.
    Materials And Methods
    Thirty-eight overweight volunteer women (age 34.84±5.70 y, body mass index 28.82±3.65 kg/m2, body fat percent 36.34±3.39 % and waist-hip ratio 0.85±0.04 (means ± SD)) were randomly divided into 3 groups. 14 subjects participated in an aerobic exercise training (50 min/day, 80-85% heart rate-reserve, 4 days/week), 14 subjects participated in a resistance exercise training (50 min/day, 60-70% 1-RM, 4 days/week), and 10 overweight women were served as control. Fasting blood samples were collected to assess changes in plasma visfatin, insulin and glucose levels before and after 2 months of the training program.
    Results
    Findings indicated a lower and significant (P<0.05) post-training change in circulating levels of visfatin and insulin in the resistance training group as compared with the other groups. Body mass index, waist-hip ratio, and %body fat were significantly decreased (P<0.001) in experimental groups as compared with control group.
    Conclusion
    The resistance exercise training-induced reduction of plasma visfatin is most likely the result of weight loss and body composition changes in overweight women.
  • Mohammad Reza Ramezanpour, Masoomeh Kazemi Page 233
    Introduction
    Iron deficiency can be followed with major problems in relation to reduced aerobic capacity and power for athletes. The purpose of this research was to study the effect of six weeks aerobic training on young girls’ hemoglobin, red blood cells, hematocrit, iron, serum ferritin and transferrin.
    Materials And Methods
    34 female students were selected with an average age of 16.56 years, weight 50.42 kg and height 160.55 cm from 100 volunteers randomly and assigned into three groups: exercise + iron supplementation (group 1), exercise+ placebo (group 2) and control. Before exercise, subject's blood samples were obtained. Experimental groups were trained for three sessions per week for six weeks. The experimental groups 1 and 2 received a tablet containing 27 mg ferrous gluconate and placebo respectively, the night before of each exercise session. After training period, the second stage of blood sampling was performed.
    Results
    Iron supplementation with aerobic exercise increased the amount of iron, serum ferritin and transferring. No significant effects were found on hemoglobin, hematocrit and red blood cells. Placebo intake along with aerobic exercise reduced serum iron, ferritin, hemoglobin, hematocrit and red blood cells significantly. Significant differences between three group's serum iron and ferritin were also observed.
    Conclusion
    The results showed if aerobic exercise performed with iron supplements by young girls, in addition to increasing the amount of iron, it increases iron storage in the form of ferritin and transferrin and possibly their risk of anemia is prevented.
  • Maryam Keshavarz, Ashraf Kiani, Layla Nasani, Agha Fatemeh Hossaini Page 240
    Introduction
    The effect of touch on growth of newborns has been achieved by educated staff, but touch therapy by mothers as the most important care provider for their infants, had not been focused in previous studies. The aim of this work was to study effect of touch therapy by mothers on weight gaining of preterm newborns.
    Materials And Methods
    In a randomized controlled trail and double blind study, 60 preterm newborns who discharged from neonatal intensive care unit (NICU) to home, randomly allocated to control and touch therapy group (30 newborns in each group). Touch therapy was educated to mother in a direct education, also with offering guide booklet to the mothers. Touch was provided for three 20 minute period per day, until term corrected age. Neonate weight in two groups was measured at the time of discharge and then at the term corrected age by the electronic weighing scale with an accuracy of ± 10 gr.
    Results
    In two groups, mean of age, kind of delivery, level of education, employment and socio-economic status in mothers, also weight, sex and other neonate characteristics had no statistical differences. At the term corrected age, interventional group showed a weight gain of 10 g/day (30%) more than control, which was statistically significant (31 g/day vs 21 g/day) (P=0. 04).
    Conclusion
    An important aspect of this study is that all stimulations were provided by mothers which had positive impact for preterm newborns, So, education of touch therapy to mothers can be recommended before discharge of pre-term newborns.
  • Raheb Ghorbani, Mojtaba Malek, Rahimeh Eskandarian, Ali Rashidy Pour Page 247
    Introduction

    Cigarette smoking is a known cause of systemic disorders such as bronchogenic carcinoma and cardiovascular diseases. The aim of this cross-sectional study was to estimate prevalence of smoking in 30-70 year old men in Semnan province in Iran.

    Materials And Methods

    This survey was conducted in a sample population of 1695 men 30-70 years old, in October 2005 to February 2006 in both rural and urban areas of Semnan province. A multistage clustered sampling was performed with, first, 760 clusters (households) selected randomly using a systematic sampling technique. Then one or two more households in the neighborhood of each of the former households were also selected. Finally, in each household a 30-70 year old person was randomly selected and asked to complete a questionnaire.

    Results

    The overall prevalence of current cigarette smoking in men 30-70 years old was 24.1% (95% confidence interval: 22.1-26.1%).18.3% of them were daily and 5.8% occasional smokers. 26.8% of rural and 23.0% city resistant adults were cigarette smokers (P=0.053). Prevalence of cigarette smoking in under 40, 40-49, 50-59 and ≥ 60 years were 21.1%, 32.6%, 25.1% and 11.9%, respectively (all, P<0.001). 19.7% of illiterates, 24.9% of primary, 30.8% of intermediate, 25.4% of high school and 11.8% of university level education were cigarette smokers(P<0.001). 46.6% of them before, and 39.2% between 21-30 years have started cigarette smoking. Mean (±SD) age for starting cigarette smoking was 24.1±8.0 years. Prevalence of cigarette smoking in Semnan, Damghan, Garmsar and Shahrood were 22.5, 23.2, 27.6 and 23.4% (P=0.554), respectively. Only 0.1% and 1.6% of them were pipe and tobacco smokers, respectively. 0.4% tobacco smoking was simultaneously with cigarette smoking. 15.2% non-cigarette smokers were passive smokers. Overall, 39.3% of Semnan province adults, aged 30-70 years, were active or passive cigarette smokers.

    Conclusion

    Findings showed that prevalence of cigarette smoking in Semnan province in adults aged 30-70 years is high. Therefore, a community-based multiple strategies are required to combat with increasing rate of cigarette smoking and its complications.

  • Azadeh Safaee, Bijan Moghimi-Dehkordi, Seyed Reza Fatemi, Elham Maserat, Mohammad Reza Zali Page 264
    Introduction
    Though increased risk of gastric cancer in individuals with family history of the disease has been observed consistently in previous studies, data on the association between gastric cancer and family history of cancer from Iran is scanty. The purpose of this study is to evaluation of gastric cancer risk associated with family history cancer.
    Materials And Methods
    The present study was designed as unmatched case-control study. Cases were 746 histopathologically confirmed gastric cancer and 746 controls were randomly selected among the healthy participants in a health survey. The family history of cancer was extracted from a standard history form completed by the patients or health care providers. Mantel-Heanszel Odds Ratio was computed for removing the confounding effect of age and sex.
    Results
    A positive family history of cancer was reported by 9.7% and 5.6% of cases and controls, respectively. Gastric cancer risk increased two-fold for subjects reporting any first degree relative with gastric cancer. There is no statistical association among family history of other cancers and gastric cancer (P>0.05).
    Conclusion
    In conclusion, this study showed that family history of gastric cancer, especially in first-degree relatives, increases the risk of gastric cancer. Further studies are needed to better understand the role of genetic factors and environmental factors and their interaction in gastric cancer development in Iranian community.
  • Hamideh Montazeri Taleghani, Rahman Soori, Najmeh Rezaeian, Nikoo Khosravi Page 269
    Introduction
    Leptin and adiponectin, both as adipose tissue-derived adipocytokines, play a substantial role in the pathogenesis and complications of obesity. This study was performed to examine the effects of combined endurance and resistance training on plasma leptin and adiponectin levels and insulin resistance index (HOMA-IR) in sedentary postmenopausal women.
    Materials And Methods
    16 sedentary postmenopausal obese women in two experimental and control groups participated in 10 weeks of concurrent training including resistive (40 - 60% of 1 repetition maximum) and swimming endurance training (50-60% of maximal heart rate), three days per week. Plasma leptin and adiponectin levels, HOMA-IR and anthropometric indices were measured before and 48 hours after the last training session.
    Results
    Concurrent training did not significantly change plasma leptin level, but caused a significant increased in adiponectin concentration (P=0.001). Hence, HOMA-IR and all of anthropometric indices improved following 10 weeks of combined training (P<0. 05). Pearson correlation showed a significant correlation between the primary level of adiponectin and primary value of waist circumference (P=0.014), but no significant relationship was found between early level of leptin and anthropometric indices and HOMA-IR (P>0. 05). There were not significant correlation between leptin and adiponectin concentrations and changes of anthropometric indices and HOMA-IR (P>0. 05).
    Conclusion
    Combined endurance and resistance training improves adiponectin concentrations, insulin resistance and anthropometric indices. However, these changes may not be in the line with leptin level changes.