فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 3 (پیاپی 35، پاییز 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله اصیل
  • ابوالفضل عسکری ساری، محمد ولایت زاده، مژگان خدادای، محمد کاظمیان صفحه 1
    زمینه و هدف
    این تحقیق در سال 1388 به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین جیوه، سرب و کادمیوم در بافت های عضله، کبد و آبشش ماهی بیاه (Liza abu) رودخانه های بهمنشیر و دز، در استان خوزستان انجام شد.
    روش کار
    در این تحقیق 108 نمونه ماهی بیاه تهیه شد. جهت استخراج فلزات از بافت های مورد مطالعه، از روش هضم خشک استفاده شد و تعیین غلظت فلزات سنگین به وسیله دستگاه جذب اتمی Perkin Elmer 4100 صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS17 و به کمک آزمون t انجام شد که وجود یا عدم وجود اختلاف معنی دار در سطح 5 درصد (05/0= p) تعیین گردید.
    نتایج
    بالاترین غلظت جیوه، کادمیوم و سرب به ترتیب 005/0±029/0، 047/0±506/0 و 096/0±07/1 میلی گرم بر کیلوگرم در آبشش و پایین ترین غلظت به ترتیب 001/0±023/0، 040/0±346/0 و 030/0±903/0 میلی گرم بر کیلوگرم در عضله بود. براساس نتایج به دست آمده در این تحقیق غلظت کادمیوم در آبشش، کبد و عضله ماهی بیاه بین رودخانه های بهمنشیر و دز اختلاف معنی داری داشت (05/0p≤)، اما فلزات جیوه و سرب در اندام های مورد مطالعه ماهی بیاه در رودخانه های دز و بهمنشیر اختلاف معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    در این تحقیق مقدار جیوه در مقایسه با آستانه استاندارد سازمان بهداشت جهانی پایین تر بود اما مقدار سرب و کادمیوم از آستانه بالاتر بود.
    کلیدواژگان: جیوه، کادمیوم، سرب، ماهی، روش جذب اتمی، استان خوزستان، رودخانه
  • علی سلیمانی اسلامی، سعید دستگیری، علیرضا یعقوبی، بنفشه گلستان، شهین ایمانی، ناهید همتی، کورش هلاکویی نایینی صفحه 13
    زمینه و هدف
    بروز تصلب شرایین و عوارض ناشی از آن در سنین پایین، سیر شدیدتر و پیشرونده تری نسبت به بروز آن در افراد مسن دارد لذا با توجه به این تفاوت در سیر طبیعی بیماری در دو گروه افراد جوان و مسن مطالعه حاضر به منظور مقایسه عوامل خطر گرفتاری عروق کرونر قلبی در دو گروه افراد پایین و بالای 45 سال انجام پذیرفت.
    روش کار
    تعداد 200 بیمار مبتلا به گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال که شامل همه بیماران یاد شده از این گروه سنی در فاصله سال های 84 الی 86 می شد و 400 بیمار مبتلا به همان بیماری با سن بالای 45 که از نظر سال و ماه بستری با گروه افراد زیر 45 سال همسان بودند به طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و با استفاده از پرونده های بیمارستانی اطلاعات سن، جنس، وضعیت تاهل، محل سکونت، سابقه مصرف سیگار، سابقه فشارخون بالا، سابقه دیابت، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماری های قلبی و عروقی به همراه اندازه قد، وزن، کلسترول، تری گلیسرید،LDL وHDL کلسترول جمع آوری گردید و داده های مطالعه با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    نتایج
    در این مطالعه سابقه مصرف سیگار(54/2OR=، 009/0=p)، کلسترول بالا (96/3OR=، 006/0=p)، پایین بودن HDL کلسترول (53/5OR=، 001/0>p) و سابقه خانوادگی مثبت در ابتلای زودرس به بیماری های قلبی و عروقی(15/3OR=، 009/0= p) با گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال ارتباط معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری
    این مطالعه، مهمترین عوامل خطر مرتبط با گرفتاری عروق کرونر قلبی را در سنین پایین مصرف سیگار، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماری های قلبی وعروقی، پایین بودن HDL کلسترول و بالابودن کلسترول به دست آورد.
    کلیدواژگان: عوامل خطر، گرفتاری عروق کرونر قلبی، سابقه فامیلی، ابتلای زودرس
  • زهره کشاورز، معصومه سیمبر*، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد صفحه 23
    زمینه و هدف

    غربالگری سرطان پستان و دهانه ی رحم یک رفتار ارتقاء دهنده سلامت محسوب می گردند، و رفتار تحت تاثیر عوامل پیچیده ای قرار دارد. نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده چارچوب مفیدی برای پیش بینی و درک رفتار بهداشتی و طراحی مداخلات آموزشی فراهم می نماید و تلفیق این نظریه با سازه خود کارآمدی قابلیت پیشگویی نظریه را افزایش می دهد. لذا تحقیق حاضر با هدف درک عوامل موثر بر رفتار غربالگری سرطان پستان و دهانه ی رحم در زنان کارگر به عنوان پایه ای برای برنامه ریزی های آموزشی انجام گرفت.

    روش کار

    این مطالعه یک رویکرد کیفی بر پایه «مدل تلفیقی رفتار برنامه ریزی شده و خودکارآمدی» است. در این تحقیق 70 نفر از زنان کارگر 20 تا 45 ساله شاغل در کارخانجات شهرک صنعتی عباس آباد پاکدشت در قالب ده گروه هفت نفره با حضور در جلسات مصاحبه بحث گروهی متمرکز، تجارب خود را پیرامون عوامل تاثیرگذار بر رفتار غربالگری پستان و دهانه ی رحم بیان نمودند. نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع از بین زنان کارگر صورت پذیرفت.

    نتایج

    سطح آگاهی و نگرش زنان کارگر نسبت به روش های غربالگری سرطان های پستان و دهانه ی رحم پایین است. ترجیح و اهمیت به نظرات خانواده خصوصا همسر و ترجیح درمان بیماری ها نسبت به پیشگیری در جامعه، هنجارهای ذهنی زنان کارگر را تشکیل می دادند.
    مهم ترین موانع مشارکت زنان کارگر در غربالگری سرطان های پستان و دهانه ی رحم عبارت بودند از: عدم آگاهی، افسردگی و بی حوصلگی، خستگی، خجالت از معاینات، ترس از معاینات و ترس از بیمار بودن، کیفیت نامناسب ارائه خدمات و عدم توجه به حریم خصوصی افراد، محدودیت اطلاع رسانی، دسترسی محدود زمانی و مکانی زنان کارگر به مراکز انجام غربالگری ها و هزینه انجام غربالگری ها.

    نتیجه گیری

    پیشنهاد می شود با طراحی آموزش هایی مختص زنان کارگر در محل کار جهت افزایش میزان آگاهی و ایجاد نگرش های مثبت نسبت به غربالگری سرطان پستان و دهانه رحم، و نیز آموزش هایی مختص خانواده ها و کارفرمایان و برنامه ریزان به جهت تشویق زنان و ایجاد امکانات و تسهیل دسترسی های زنان در محل شهرک های صنعتی گامی به سوی توانمند ساختن زنان کارگر در مشارکت در انجام غربالگری سرطان پستان و دهانه ی رحم برداشت.

    کلیدواژگان: رفتار، غربالگری، سرطان، زنان کارگر، نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده
  • آذر حدادی، مهرناز رسولی نژاد، سعید جمالی، سید احمد سید علی نقی، کوشا پایداری، محمد علی بویر، اسفندیار شجاعی، علیرضا سلیمانی، سیروس فرجی، سعید کلانتری، سمانه بایرامی، مصطفی حسینی صفحه 37
    زمینه و هدف
    بررسی میزان پای بندی (Adherence) به پروفیلاکسی با داروهای ضد رتروویروسی به دنبال مواجهه ی شغلی و غیرشغلی با HIV در افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره ی بیماری های رفتاری بیمارستان امام خمینی(ره) طی سال های 1387 لغایت 1388.
    روش کار
    در این مطالعه ی توصیفی و طولی، پس از نمونه گیری و انتخاب بیماران و ثبت اطلاعات آن ها، میزان پای بندی براساس گزارش خود بیماران و در مورد هر یک از داروها (زیدوودین، لامی وودین و افاویرنز) مورد محاسبه قرار گرفت. بیماران در این مطالعه به صورت ماهانه و به مدت 4 ماه مورد پیگیری قرار گرفتند و در صورت پای بندی کمتر از 95 درصد علت عدم مصرف داروهای ضد رتروویروسی از آن ها پرسیده شد و ثبت گردید.
    نتایج
    در این مطالعه 89 بیمار بررسی شدند که 55 نفر (8/61 درصد) مرد و 34 نفر (2/38 درصد) زن بودند که متوسط سن آن ها 39/8 ± 16/30 بود. 47 نفر (8/52 درصد) مجرد و 42 نفر (1/47 درصد) نیز متاهل بودند. 27 نفر (3/30 درصد) پزشک و 35 نفر (3/39 درصد) پرستار و 27 نفر (3/30 درصد) خارج از سیستم پزشکی بودند. 36 نفر (5/40 درصد) درمان را قطع نمودند که از این تعداد، 24 نفر (27 درصد) به طور صحیح (پس از مشخص شدن سرولوژی منفی فرد منبع) و 12 نفر (4/13 درصد) به طور اشتباه درمان را قطع کرده بودند. در این مطالعه مجموعا 53 نفر (6/59 درصد) درمان را به طور کامل دریافت نموده بودند. در مطالعه ی حاضر، ارتباط معنی داری بین سن و متاهل بودن با پای بندی به درمان مشاهده گردید (05/0>p).
    نتیجه گیری
    قطع درمان به علت منفی شدن آزمایش فرد منبع در مطالعه ی ما بیشتر از مطالعات قبلی بوده است که نشانه ی در دسترس تر بودن فرد منبع در مطالعه ی ما می باشد.
  • میترا حریری، سید ابوالقاسم جزایری، محمود جلالی، عباس رحیمی، ابراهیم عبدالهیان صفحه 45
    زمینه و هدف
    شواهد نشان داده اند که افزایش واسطه های التهابی و کاهش اسیدهای چرب غیر اشباع در سرم خون، ممکن است با برخی اختلالات تکاملی، عصبی از جمله بیش فعالی- نقص توجه همراه باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر اسیدهای چرب امگا-3 بر روی میزان بیش فعالی- نقص توجه و واسطه های التهابی سرم خون کودکان بیش فعال، کم توجه می باشد.
    روش کار
    پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور بر روی 103 کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی، کم توجهی انجام شده است. کودکان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله مکمل اسیدهای چرب امگا-3 و گروه کنترل کپسول های دارونمای تهیه شده کاملا مشابه با کپسول های امگا-3 را دریافت می کردند. مدت مداخله 8 هفته بود و مقیاس شدت بیش فعالی- نقص توجه، تست کانرز 10 سوالی والدین بوده که قبل و بعد از مداخله انجام شد و میزان سرمی پروتئین واکنش گر C و اینترلوکین 6 قبل و بعد از مداخله اندازه گیری شد.
    نتایج
    بعد از 8 هفته مداخله، کاهش معنی داری در میزان سرمی پروتئین واکنش گر C و اینترلوکین 6 و مقیاس درجه بندی کانرز دیده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که اسیدهای چرب امگا-3 باعث کاهش معنا داری در میزان بیش فعالی- نقص توجه و میزان پروتئین واکنش گرC و اینترلوکین 6 سرم خون کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- نقص توجه خواهد شد.
    کلیدواژگان: ایکوزاپنتائنوئیک اسید، دوکزاهگزانوئیک اسید، Cپروتئین واکنش گر، 6 اینترلوکین، بیش فعالی، نقص توجه
  • سید منصور کشفی، علی خانی جیحونی * صفحه 55
    زمینه و هدف

    اختلال رشد کودک ناشی از ناآگاهی تغذیه ای، عدم مراقبت و پایش رشد مناسب می باشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آموزش پایش رشد تنظیم شده براساس الگوی پرسید به مادران در پیشگیری از اختلال رشد کودکان 12-6 ماهه انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش نیمه تجربی، بر روی 120 نفر (60 نفر گروه مداخله و 60 نفر گروه شاهد) از مادران تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شیراز که دارای کودک تک قلو و تغذیه انحصاری با شیر مادر بودند، انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات، مشتمل بر پرسشنامه ای که شامل مشخصات جمعیت شناختی، سوالات سنجش اجزای الگوی پرسید (آگاهی، نگرش، عوامل قادرکننده و عوامل تقویت کننده و عملکرد مادران) و سنجش وزن کودکان بود. مداخله ی آموزشی طی 6 جلسه آموزش به مدت 55 تا 60 دقیقه انجام شد و پرسشنامه مذکور قبل و 4 ماه بعد از مداخله ی آموزشی توسط گروه مداخله تکمیل گردید.

    نتایج

    پس از انجام مداخله ی آموزشی در گروه مداخله، میانگین امتیاز آگاهی (001/0>p) و میانگین امتیاز نگرش (001/0>p) افزایش معنی داری نشان داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل قادرکننده (استفاده از منابع آموزشی، تشکیل کلاس های آموزشی)، عوامل تقویت کننده و میانگین امتیاز عملکرد مادران و همچنین میانگین وزن کودکان در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشته است (001/0>p).

    نتیجه گیری

    نتایج فوق نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه مداخله ی آموزشی پایش رشد براساس تمام سازه های الگوی پرسید در پیشگیری از اختلال رشد کودکان در جامعه ی مداخله مطالعه می باشد.

  • مهدی خوبدل، منصوره شایقی، خرم روز علمدار، نورایر پیازک، سحر بذرافکن صفحه 63
    زمینه و هدف
    کک ها از مهم ترین انگل های خارجی بدن انسان و سایر حیوانات اهلی هستند. این حشرات علاوه بر گزش های دردناک، ناقل بسیاری از بیماری ها نظیر تیفوس آندمیک، طاعون و تولارمی به انسان می باشند. با توجه به اینکه اطلاعات کمی از فون کک ها در محیط های روستایی و دامپروری ایران وجود دارد، مطالعه حاضر در جهت شناسایی گونه های کک ها در محیط های روستایی و دامداری های شهرستان بویراحمد طراحی شد.
    روش کار
    این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی و به مدت 6 ماه از فروردین تا پایان شهریور سال 1386 در 30 روستا از این شهرستان به انجام رسید. برای جمع آوری کک ها از روش های رایج صید از قبیل تله نوری، تله کاغذی و غیره استفاده شد. نمونه های جمع آوری شده در داخل الکل 70 درصد کنسرو شد و پس از شفاف سازی و آبگیری در آزمایشگاه با استفاده از کلیدهای تشخیص معتبر، مورد شناسایی قرار گرفت..
    نتایج
    در این بررسی در مجموع تعداد 2435 کک (54 درصد نر و 46 درصد ماده) شامل 2 خانواده پولیسیده و سراتوفیلیده 4 جنس و 7 گونه صید گردید. گونه های صید شده شامل گزنوپسیلا باکستونی (7/24 درصد)، کتنوسفالیدس کانیس (4/21 درصد)، کتنوسفالیدس فلیس (5/18 درصد)، گزنوپسیلا آستیا (5/14 درصد)، گزنوپسیلا نوتالی (6/7 درصد)، پولکس ایریتانس (2/7 درصد) و نزوپسیلوس فاسیاتوس (1/6 درصد) بودند. همچنین وفور به مکان برای اماکن انسانی و اماکن دامی «میانگین± خطای معیار» به ترتیب 06/0±7/0 و 2/0±4/3 تعیین شد.
    نتیجه گیری
    در مجموع وفور و تنوع گونه های کک در اماکن انسانی و بویژه اماکن حیوانی مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بالا است. با توجه به اهمیت پزشکی این حشرات، حضور و وفور آنها در مناطق روستایی می بایست جدی تلقی شده و اقدامات کنترلی بعمل آید.
  • علی ملک شاهی مقدم، احمد ساعدی صومعه علیا، محمود جلالی، فرشته سجودی صفحه 73
    زمینه و هدف
    اسیدهای چرب امگا-3 از طریق ساز و کارهای خاصی می توانند التهاب را کاهش دهند. در این مطالعه تاثیر مکمل یاری اسیدهای چرب امگا-3 بر غلظت CRP، TNF-αو اینترلوکین-2 در سرم بیماران دیابتی نوع 2 بررسی گردید.
    روش کار
    پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 57 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 صورت گرفت. افراد به صورت تصادفی به دو گروه دریافت کننده امگا-3 (2714 میلی گرم: 1548 میلی گرم EPA، 828 میلی گرم DHA و 338 میلی گرم سایر انواع اسیدهای چرب امگا-3) و دریافت کننده دارونما (قرص روغن آفتابگردان: 2100 میلی گرم) تقسیم شدند و به مدت 8 هفته این مکمل ها را مصرف نمودند.
    نتایج
    TNF-αدر گروه امگا-3 در مقایسه با گروه دارونما، پس از انجام مطالعه به شکل معنی داری کاهش یافت (01/0>p). IL-2 نیز در پایان مطالعه در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد با کاهش معنی داری روبرو گشت (001/0>p). میان دو گروه امگا-3 و دارونما، چه در ابتدا و چه در انتهای کارآزمایی بالینی، در خصوص CRP تفاوت معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به کاهش دو بیومارکر التهابی IL-2 و TNF-α در نتیجه مکمل یاری اسیدهای چرب امگا-3، استفاده از این مکمل ها یا از منابع غذایی سرشار از اسیدهای چرب مزبور از قبیل انواع ماهی ها جهت کاهش التهاب ناشی از دیابت توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب امگا، 3، دیابت نوع 2، CRP، TNF، α، IL، 2
|
  • Ali Soleymani, Saeed Dastgiri, Alireza Yaghoubi, Banafsheh Golestan, Shahin Imani, Nahid Hemmati, Kourosh Page 13
    Background And Aim
    Coronary artery disease (CAD) and its complications at a low age are more serious and more progressive than at higher age. Because of this difference in the natural history of the disease as a function of age, this study was conducted to compare CAD risk factors between two age groups, namely people below and above 45 years old.
    Materials And Methods
    Two groups of 200 hospitalized CAD patients each, one below, and one above, 45 years old were selected by simple random sampling between 2005 and 2007. Two groups were similar with regard to dates and duration of hospitalization. The following data were collected from the patient's hospital files and analyzed using SPSS/Win: age, sex and marital status; area of residence; a history of smoking, diabetes, and hypertension; a family history of early-onset cardiovascular disease (CVD); weight and height; and lipid profile. The logistic regression test was used to compare the variables between the two groups.
    Results
    The following variables were found to be positively associated with CAD in the under-45 year group: smoking history (OR=2.54 p=0.009), a history of early-onset CVD (OR=3.15 p=0.009), low high- density lipoprotein cholesterol (HDLc) (OR=5.53 p<0.001), and high blood cholesterol (OR=3.96 p<0.006).
    Conclusion
    The most important coronary heart disease risk factors at a lower age are smoking, a history of early-onset CVD, low blood HDLc, and high total blood cholesterol.
  • Zohreh Keshavarz, Masoumeh Simbar, Ali Ramezankhani, Hamid Alavi Majd Page 23
    Background And Aim

    Breast and cervical cancer screening is considered a health promotion behavior, influenced by complex factors. The theory of planned behavior provides a useful framework for predicting and understanding the health behavior and designing appropriate educational interventions. Integrating this theory with self-efficacy will increase its predictive value. The objective of this qualitative research project was to understand the factors influencing the behavior of breast and cervical cancer screening of female-workers as a base for future educational planning.

    Materials And Methods

    This was a qualitative approach research based on the Integrated Model of Planned Behavior and Self-Efficacy. Seventy 20-45 year-old women working in industrial plants in Abbasabad, Pakdasht, selected by purposeful sampling with maximum diversity participated, in 10 groups of 7 each, in focus-group discussions, in which they discussed their experience regarding factors influencing the behavior of breast and cervical cancer screening. Data were collected and their validity, conformability, transferability and dependability confirmed. For data analysis the conventional method of content analysis was used.

    Results

    The female workers had a low knowledge and attitude concerning the behavior of breast and cervical cancer screening. Attaching importance to comments given by the family members, especially the husband, and preference of treatment to prevention of disease in the society at large were the subjective norms of the female workers. The most important barriers to participating in screening programs were lack of knowledge, depression, fatigue, embarrassment and fear of examinations, fear of being sick, poor quality of services and lack of attention to privacy in health centers, limited access to health centers, and costs of tests. The female workers had a low self-efficacy for planning and overcoming barriers. Most of them had not had screening tests and had no intention of doing their screening tests in the following three month.

    Conclusion

    The following measures are recommended: designing and implementing specific educational programs in workplaces for female-workers aiming at increasing their awareness and positive attitudes towards breast and cervical cancer screening; designing and implementing educational/training programs for families, employers and planners to increase their knowledge and attitude; and facilitating women's access to health centers in industrial estates.

  • Azar Hadadi, Mehrnaz Rasoulinezhad, Saeed Jamali, Seyed Ahmad Seyed Ali Naghi, Kousha Paydari, Mohammad Ali Boyer, Esfandiar Shojaie, Alireza Soleymani, Sirous Faraji, Saeed Kalantari, Samaneh Bayrami, Mostafa Hosseini Page 37
    Background And Aim
    The aim of this study was to assess the adherence to anti-retroviral prophylaxis after occupational and non-occupational exposure to human immunodeficiency virus (HIV) in patients consulting the Voluntary Counseling and Testing Center (VCT) of Imam Khomeini Hospital, Tehran during the period 2008 to 2009.
    Materials And Methods
    In this prospective study, patients were selected, the required information about them was recorded, and adherence to anti-retroviral drugs (including Ziduvudin, Lamivudin and Efavirens) was determined based on self-report by the patients. Eighty-nine exposed patients were followed monthly for 4 months, and in the case of low-adherence (less than 95%) they were asked for the reason(s) for noncompliance.
    Results
    Of the 89 patients, 55 were men (61.8%) and 34 (38/2%) were women with a mean age of 30.16± 8.39 years; 47 participants (52.8%) were single and 42 (47.1%) married; 27 subjects (30.3%) were physicians, 35 (39.3%) nurses and 27 (30.3%) had occupations outside the healthcare system. From among the 36 subjects (40.5%) who stopped the treatment, 24 (27.0%) stopped it correctly (that is, when the serological test proved to be negative), while 12 (13.4%) did not stop it on a sound basis. Fifty-three subjects (59.6%) completed the prophylaxis. Adherence was found to be significantly associated with age and marital status (p<0.05).
    Conclusion
    The main reason for stopping the prophylaxis (a negative serological test result of the resource patient) was more pronounced than previous studies, which indicates the higher availability of the resource patient.
  • Mitra Hariri, Abolghasem Jazayery, Mahmoud Jalali, Abbas Rahimi, Ebrahim Abdollahian Page 45
    Background And Aim
    There is evidence showing that increased inflammatory mediators and reduced serum levels of polyunsaturated fatty acids may be present in patients with neurodevelopment and psychiatric disorders, e.g. attention-deficit/ hyperactivity disorder. (ADHD). The objective of this study was to determine the effects of dietary omega-3 fatty acid supplementation on hyperactivity, attention deficit, and serum inflammatory mediators in children with ADHD
    Materials And Methods
    This was an 8-week randomized double-blind clinical trial. The participants were 103 6 to12-year old children with ADHD receiving effective maintenance therapy, who were assigned randomly to receive either a daily omega-3 supplement (635 mg eicosapentaenoic acid and 195 mg docosahexaenoic acid (intervention group) or a placebo visually similar to the omega-3 capsules (placebo group). The serum levels of C-reactive protein (CRP) and interleukin-6 (IL-6) were determined at baseline and at the end of the period. In addition, the abbreviated 10-item Conners parent rating scale (CPRS) was completed for each child before and after the intervention.
    Results
    The intervention brought about statistically significant reductions in the levels of CRP and IL-6 and a significant improvement in the CPRS score in the omega-3 group.
    Conclusion
    The findings indicate that dietary omega-3 fatty acid supplementation can have desirable effects on hyperactivity, attention deficit and inflammatory mediators in children with ADHD.
  • Seyed Mansour Kashfi, Ali Khani Jeyhouni Page 55
    Background And Aim

    Child growth disorders are a result of nutritional ignorance and lack of appropriate care and growth monitoring. This study was conducted to assess the effects of mother's educational program based on the precede model on the prevention of growth retardation in 6 to12-month old children in the health centers of Shiraz city, Fars Province, Iran.

    Materials And Methods

    This quasi-experimental study included 120 mothers (60 cases and 60 controls) with a single exclusively-breastfed child under the coverage of health centers in Shiraz city, Fars province, Iran. A questionnaire was used to collect data on demographic characteristics and the precede model components (knowledge, attitude, enabling and reinforcing factors and maternal behavior). In addition, the children were weighed and their weights recorded. The mother's educational intervention consisted of six 55 to 60-minute sessions. The questionnaire was completed by the case mothers before and 4 months after the intervention.

    Results

    The interventional educational program brought about statistically significant increases in the mean scores of knowledge (p<0.001) and attitude (p<0.001). Further analysis of the data also showed that the enabling (training sessions and using references) and reinforcing factors, as well as practice score of the mothers and the mean weight of the children in the case group improved significantly as compared to the control group (p<0.001).

    Conclusion

    The results of this study indicate that an interventional educational program for mothers based on the precede pattern had a positive effect in the prevention of growth retardation in the study population.

  • Mehdi Khoobdel, Masoureh Shayeghi, Khorramrouz Alamdar, Norayr Piazak, Sahar Bazrafkan Page 63
    Background And Aim
    Fleas are the most important ectoparasites of humans and domestic animals. Their bites are painful, usually accompanied with itching; in addition, they transmit diseases such as plague, tularemia, and endemic typhus. The aim of this study was to identify species of fleas in the rural areas and animal farms in Boyerahmad
    Materials And Methods
    This study, conducted for 6 months, from April to September 2007, included 30 villages of the Boyerahmad District (30 ° 9'-31 ° 32 'N: 49 ° 57'- 50 ° 42'). To collect fleas, the common catch methods, such as fly paper, light trap, etc. were District, Kohgiloye-and-Boyerahmad Province, Iran.used. The samples collected were kept in 70%-ethanol, and then, after clarifying and dehydration, were identified in the laboratory using valid keys.
    Results
    A total of 2435 fleas (54% males and 46% females) belonging to two families (Placida and Ceratophylidae), 4 genera and 7 species were collected. The most common species was Xenopsylla buxtoni (24.7%), followed by the dog flea, Ctenocephalides canis (21.4%), the cat flea, Ctenocephalides felis (18.5%), Xenopsylla astia (14.5%), Xenopsylla nuttalli (7.6%), Pulex irritans (7.2%), and N. fasciatus (6.1%). The fleas abundance (mean ± SE) in human and animal habitats was found to be 0.7±0.06 and 3.4± 0.2, respectively.
    Conclusion
    On the whole, the flea species are quite diverse and abundant in the rural areas of Boyerahmad District in human and, particularly, animal habitats. This is a serious problem. Measures should be taken to control the fleas, particularly in rural areas.
  • Ali Malekshahi Moghadam, Ahmad Saedisomeolia, Mahmoud Djalali, Fereshteh Sojoudi Page 73
    Background And Aim
    Omega-3 fatty acids can reduce inflammation in diabetic patients via special mechanisms. The objective the current study was to investigate the effects dietary omega-3 fatty acid supplementation on the serum levels of C-reactive protein (CRP), interleukin-2 (IL-2), and tumor necrosis factor-alpha (TNF-α) in type 2 diabetes patients.
    Materials And Methods
    This randomized double-blind placebo-controlled clinical trial was conducted on 57 subjects with type-2 diabetes. The participants were randomly assigned to one of 2 groups receiving either an omega-3 fatty acid supplement (containing 1584 mg eicosapentaenoic acid, 828 mg docosahexaenoic acid, and 338 mg other omega-3 fatty acids) or a placebo tablet (containing 2100 mg sunflower oil) for a period of 8 weeks.
    Results
    The serum TNF-α and IL-2 concentrations decreased significantly in the omega-3 fatty acid group in comparison with the placebo group (in both cases, p<0.01). The intervention did not bring about any statistically significant changes in the serum CRP concentrations.
    Conclusion
    Considering the beneficial effects of omega-3 dietary fatty acid supplements on the 2 inflammatory biomarkers, namely TNF-α and IL-2, type-2 diabetes patients are recommended to consume such supplements or foodstuffs rich in omega-3 fatty acids, e.g., fish