فهرست مطالب

Reproductive BioMedicine - Volume:11 Issue: 8, 2013
  • Volume:11 Issue: 8, 2013
  • تاریخ انتشار: 1392/09/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله اصیل
  • قدرت عبادی مناس*، شاپور حسن زاده، غلامرضا نجفی، کاظم پریور، پریچهر یغمایی صفحات 605-610
    مقدمه
    پیریدابن یکی از مشتقات پیریدازینون است که به عنوان کنه کش و حشره کش جدید در تمام نقاط دنیا برای کنترل کرم های ریز، و حشراتی نظیر شته ها، پروانه های سفید، استفاده می شود.
    هدف
    در این تحقیق میزان تاثیر پیریدابن روی پارامترهای مورفولوژیکی اسپرم، کیفیت و انسجام DNA اسپرم و تاثیر آن بر توان تولیدمثلی موش های سوری بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    تعداد 80 موش کوچک نر سفید آزمایشگاهی بالغ و سالم استفاده شد. حیوانات به سه گروه کنترل، گروه تجربی دوز پایین و گروه تجربی دوز بالا تقسیم شدند. گروه تجربی دوز پایین و بالا سم پیریدابن را به ترتیب mg/kg 53 وmg/kg 212 و گروه کنترل آب مقطر دریافت کردند. در هر سه گروه اسپرم های مستقر در دم اپیدیدیم بعد از 45 روز استخراج شدند و تعداد اسپرم ها، میزان قابلیت زنده ماندن اسپرم ها، اسپرم های نابالغ و میزان آسیب DNA اسپرم ها مورد ارزیابی قرار گرفته است.
    نتایج
    نتایج ما نشان دادند که با دریافت پیریدابن تعداد اسپرم ها، قابلیت زنده ماندن اسپرم ها، میزان اسپرم های بالغ کاهش می یابد، و تعداد اسپرم هایی که DNA آن ها دچار آسیب شده بودند به طور معنی داری (0/05>p) افزایش نشان داد. کاهش توان باروی و اختلال در مراحل رشد و نمو جنین در محیط آزمایشگاهی در هر دو گروه تجربی دیده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دادند که سم پیریدابن با آسیب رسانی به DNA های اسپرم ها وایجاد ناهنجاری در کروماتین آن ها، باعث افزایش اسپرم های نابالغ گردیده و موجب کاهش باروری می شود.
    کلیدواژگان: پیریدابن، IVF، آسیب DNA، موش کوچک نر
  • صدیقه عمویی*، محمد ابراهیم پارسانژاد، مریم روانبد شیرازی، سعید البرزی، عالمتاج صمصامی صفحات 611-618
    مقدمه
    پیکولینات کروم می تواند در بیماران مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک مقاوم به درمان با کلومیفن سیترات موثر باشد.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه، مقایسه اثر پیکولینات کروم و متفورمین در بیماران مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک مقاوم به درمان با کلومیفن سیترات بود.
    مواد و روش ها
    کارآزمایی بالینی- تصادفی حاضر بر روی 92 بیمار مبتلا به تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومیفن سیترات مراجعه کننده به مرکز نازایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: در یک گروه پیکولینات کروم 200 میکروگرم روزانه و گروه دیگر 1500 میلی گرم متفورمین روزانه برای سه ماه مصرف کردند. مشخصات هورمونی و انتروپومتریک هر دو گروه قبل و بعد از درمان اندازه گیری و مقایسه شد. میزان تخمک گذاری و بارداری در دو گروه نیز مطالعه شد.
    نتایج
    پیکولینات کروم به طور واضح باعث کاهش قند خون ناشتا بعد از سه ماه درمان شده بود (042/0=p). به همین ترتیب سطح سرمی انسولین کاهش و باعث افزایش حساسیت به انسولین اندازه گیری شده توسط اندکس QUICKI شد (0/014=p). سطح تستوسترون و تستوسترون آزاد بعد از سه ماه درمان در بیماران دریافت کننده متفورمین کاهش بیشتری به نسبت گروه کروم داشت (به ترتیب 0/001=p و 0/001=p). در هر دو گروه میزان تخمک گذاری و بارداری یکسان بود (به ترتیب 0/417=p و 0/5=p).
    نتیجه گیری
    پیکولینات کروم باعث کاهش قند خون ناشتا و سطح انسولین می شود. بنابراین در بیماران مبتلا به تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومیفن سیترات باعث افزایش حساسیت به انسولین می شود. اثرات کروم با متفورمین قابل مقایسه است ولی اثرات کاهش تستوسترون در مصرف متفورمین واضح تر است. در کل کروم بهتر از متفورمین تحمل می شود ولی میزان تخمک گذاری و بارداری در هر دو گروه یکسان بود.
    کلیدواژگان: پیکولینات کروم، متفورمین، سندرم تخمدان پلی کیستیک، مقاومت به کلومیفن
  • Rubina Tabassum Siddiqui *، Nosheen Mujtaba، Mamoona Naz صفحات 619-624
    مقدمه
    ریزحذف های لکوس فاکتور آزواسپرمی بر روی بازوی بلند کروموزوم Y یک عامل اینولوژیک اولیگوسپرمی شدید و یا آزوسپرمی می باشد.
    هدف
    هدف از انجام مطالعه بررسی شیوع ریزحذف های کروموزوم Y در ناحیه AZF و اثر آن بر ناباروری در جمعیت پاکستان بود.
    مواد و روش ها
    نوع حذف لکوس AZF و اثر آن بر ناباروری در 163 مرد مطالعه شد که 113 نفر نابارور و 50 نفر بارور به عنوان گروه کنترل بودند. ریزحذف های کروموزوم Y به وسیله مولتی پلکس PCR و استفاده از STS 10 به نام های sY81، sY130، sY141، sY142، sY155، sY157، sY160، sY182، sY231 و sY202 بود که تمام سه ناحیه AZF را پوشش می دهند.
    نتایج
    افراد با اولیگواسپرمی شدید 2/86% شیوع حذف در ناحیه AZFc در مقابل 5/5% در مردان با آزواسپرمی را نشان دادند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که روش مولتی پلکس PCR ترجیحا می تواند برای تشخیص ریزحذف های کروموزوم Y در مردان نابارور استفاده شود.
    کلیدواژگان: ناباروري مردان، آزواسپرمي، لکوس Y کروموزوم، AZF
  • احمد حائریان اردکانی، ضیاء اسلامی، فهیمه رشیدی میبدی، علیرضا حائریان، پانته آدلال نژاد، مرجان شکاری، امیر معین تقوی، سولماز اکبری* صفحات 625-630
    مقدمه
    یکی از مشکلات عمده اجتماعی، اقتصادی و بهداشت عمومی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تولد نوزاد کم وزن [Low Birth Weight (LBW)] می باشد. میزان قابل توجهی از مرگ ومیر نوزادان به سبب وزن کم به هنگام تولد می باشد. مدارکی در دست است که نشان می دهد بیماری های پریودونتال می تواند به عنوان یک کانون عفونی در کم وزنی نوزادان نقش داشته باشد.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی سطح سلامت پریودونتال مادران باردار و تعیین ارتباط احتمالی بیماری پریودونتال مادر با تولد نوزاد کم وزن، صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    در طی این مطالعه مورد-شاهدی، 88 زن که در بیمارستان های شهر یزد، زایمان کرده بودند؛ ارزیابی شدند. نیمی از مادران نوزادانی با وزن کمتر از 2500 گرم در زمان تولد (گروه مورد) و نیم دیگر نوزادانی با وزن بیشتر از 2500 گرم به هنگام تولد (گروه شاهد) داشتند. اطلاعات از طریق پرونده پزشکی، مصاحبه و معاینات بالینی پریودونتال در طی 3 روز اول بعد از زایمان جمع آوری شد. شاخص های خونریزی هنگام پروب کردن، وجود جرم بالای لثه ای و CPITN (Community Periodontal Index for Treatment Needs) به منظور ارزیابی سلامت پریودونتال بررسی شدند.
    نتایج
    در میان ریسک فاکتورهای تولد نوزاد کم وزن، تاریخچه تولد نوزاد کم وزن قبلی در گروه مورد بطور معنی داری از گروه شاهد بیشتر بود.(p=0.0081, Student t-test). در مادران گروه مورد نسبت به گروه شاهد، تعداد نواحی که لثه سالم داشتند، کمتر (0/042=p) و تعداد نواحی با پاکت های عمیق پریودونتال (p=0.0006, Mann-Whitney test) بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه بنظر می رسد، بیماری پریودونتال مادران باردار می تواند یک ریسک فاکتور مستقل برای کم وزنی نوزادان در هنگام تولد باشد.
    کلیدواژگان: بیماری پریودونتال، تولد نوزاد کم وزن، مادر باردار، CPITN
  • سمیه هاشمی، فهیمه رمضانی تهرانی*، معصومه سیمبر، مهراندخت عابدینی، حمید بحرینیان، رویا غلامی صفحات 631-636
    مقدمه
    یائسگی و تغییرات جسمی، هورمونی و روانی آن می تواند عملکرد جنسی زنان را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج متناقضی راجع به ارتباط بین نگرش و عملکرد جنسی وجود دارد.
    هدف
    هدف از انجام مطالعه، ارزیابی نگرش جنسی و عملکرد جنسی در میان زنان ایرانی در سنین یائسگی بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت حاضر بر روی 225 زن 65-45 ساله انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه خود ساخته شامل مشخصات دموگرافیک و اجتماعی، نگرش جنسی و عملکرد جنسی جمع آوری گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از SPSS انجام و عملکرد جنسی بین سه گروه زنانی که نگرش مثبت، منفی و متوسط به رابطه جنسی دارند مقایسه شد.
    نتایج
    میانگین سنی زنان مورد مطالعه 4/56±53/11 سال بود. 70% رنان مورد مطالعه حداقل یک مشکل جنسی داشتند. احساس درد حین مقاربت به طور معنی داری بین زنان با نگرش های جنسی مختلف متفاوت بود (0/03=p). مقایسه اطلاعات مربوط به نگرش جنسی بیانگر تفاوت معنی دار در تمایل جنسی، اوج لذت جنسی و درد حین مقاربت بود (به ترتیب 0/04 و 0/04 و 0/03=p).
    نتیجه گیری
    نگرش جنسی زنان یائسه تاثیر شگرفی بر فعالیت جنسی آن ها دارد و ضروری است که این موضوع در برنامه مراقبت بهداشتی آن ها مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نگرش، رفتار جنسی، یائسگی
  • Ademola Ayodele Oremosu، Edidiong Nnamso Akang، Catherine Chukwumuanya Adigwe، Iniebehe Essien Okoko، Onyemaechi Okpara Azu* صفحات 637-646
    مقدمه
    گزارش شده که استفاده طولانی مدت الکل باعث اختلالات جنسی در مردان از جمله کاهش میزان تستوسترون و همچنین تغییرات مرفولوژی بیضه می شود.
    هدف
    هدف از انجام این تحقیق بررسی توانایی Telfairia occidentalis (T.O.) در بهبود اثرات الکل بر روی پارامترهای بیضه بود.
    مواد و روش ها
    رت های Sprague- Dawley نر به 6 گروه تقسیم شدند. گروه کنترل+ آب مقطر برای 8 هفته آب مقطر، گروه کنترل- برای 2 هفته اتانول و سپس 6 هفته آب مقطر دریافت کردند. گروه دیگر برای 2 هفته اتانول و گروه بعدی 2 هفته اتانول و سپس برای 6 هفته mg/kg 600 و 400، 200 T.O. دریافت کردند.
    نتایج
    اتانول باعث کاهش واضح ژرم سل های بیضه بعد از 2 هفته شد. T.O. در مقایسه با گروه کنترل در روز mg/kg 200 اثر مشخصی نداشت اما در روز mg/kg 400 T.O. با برگرداندن اثرات اتانول باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم، تستوسترون سرم و وزن بیضه شد. در نهایت در روز mg/kg 600 کاهش ژرم سل های بیضه و یک کاهش در پارامترهای سمن و وزن بیضه مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که T.O. باعث تحریک بازسازی ژرم سل های بیضه و بهبود کیفیت سمن در یک روز مشخص شده و همچنین T.O. توانایی برگشت دادن آسیب های بیضه بر اثر اتانول را دارد.
    کلیدواژگان: Telfairia occidentalis، بیضه، سمیت اتانول، تعداد اسپرم، پس از درمان
  • مریم اصغرنیا، رویا فرجی*، نوشاز میرحق جو، زهرا عطرکار روشن، بابک اشرف خانی M.Sc.، مینا مصلحی صفحات 647-652
    مقدمه
    آستانه استاندارد تشخیصی برای پره اکلامپسی میزان پروتئین ادراری بیشتر از 300میلی گرم می باشد.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه ارزیابی جمع آوری ادرار 4 ساعته برای تشخیص پروتئینوری در زنان مبتلا به پره اکلامپسی بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 84 زن مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی الزهرا (س) رشت طی می 2007 و ژانویه 2008 که مشکوک به پره اکلامپسی بودند و آزمایش ادرار، پروتئینوری+1 و فشارخون 140/90≤ داشتند، انجام شد. نمونه های ادراری طی 24ساعت جمع آوری شد که نمونه های 4 ساعت اول و 20 ساعت بعدی ادرار بصورت جداگانه جمع آوری گردید. محتوی پروتئین ادرار 4 ساعت و 24 ساعت محاسبه شد. داده ها با روش intra-class correlation coefficient و منحنی ROC آنالیز شد.
    نتایج
    منحنی ROC نشان داد که نقطه برش برای ادرار 4 ساعته 55/5 است. ارتباط بین پروتئین ادرار 4 و 24 ساعته نشان داد که بیشتر زنان (حدود 85/1%) با میزان ترشح پروتئین 300 میلی گرم در 24 ساعت یا بیشتر (پره اکلامپسی) همان مقدار 55/5 یا بیشتر را در ادرار 4 ساعته شان دارند. همچنین بیشتر آنان (حدود 83/8%) با پروتئین ادراری کمتر از 300میلی گرم در ادرار 24 ساعته (بدون پره اکلامپسی) ترشح پروتئین کمتر از 55/5 میلی گرم در ادرار 4 ساعته داشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که نقطه برش 5/55 میلی گرم و بیشتر پیش گویی کننده پره اکلامپسی است و بنابراین می تواند جایگزینی برای پروتئین نمونه ادرار 24 ساعته به عنوان روشی راحت تر، سریع تر و ارزان تر برای تشخیص پره اکلامپسی باشد.
    کلیدواژگان: پره اکلامپسی، پروتئین ادرار 4 ساعته، پروتئین ادرار 24 ساعته
  • Siti Syairah Mohd Mutalip*، Gurmeet Kaur Surindar Singh، Aishah Mohd Shah، Mashani Mohamad، Vasudevan Mani، Siti Nooraishah Hussin صفحات 653-658
    مقدمه
    استروئید آندروژنی آنابولیک (AAS) در درمان استفاده می شود. اما همچنان باعث عوارض جانبی در بیماران نیز می گردد.
    هدف
    مطالعه حاضر جهت مشاهده اثرات تستوسترون، ناندرولون و استانوزولول (انواع AAS) در طی بلوغ روی بافت بیضه موش انجام شد.
    مواد و روش ها
    تعداد 42 عدد موش نر جوان SD به 6 گروه تقسیم شده و تحت تزریق زیرپوستی دوز متوسط PEG-200 (کنترل)، تستوسترون، ناندرولول و استانوزولول برای 6 هفته (هفته 41 تا 84 بعد تولد) قرار گرفتند. حیوانات روزانه وزن شده و در روز 88 کشته شدند. بیضه ها خارج گردید، وزن شد و برای مطالعات بافت شناسی آماده و زیر میکروسکوپ مشاهده گردید.
    نتایج
    نتایج نشان داد که یک افزایش معنی داری در متوسط وزن روزانه مشاهده نشد که بیشترین و کمترین افزایش وزن به ترتیب 1/69±177/6 گرم و 12/26±140/0 گرم بود. همچنین کاهش معنی داری در وزن خالص بیضه ها در تمام گروه ها به جز در گروهی که با mg/kg/week 2/5 درمان شده بود مشاهده گردید (0/01>p). بافت بیضه موش های درمان شده با AAS تغییرات خفیفی را در یکسان بودن و ترتیب قرارگیری لوله های سمنی فروس نشان داد.
    نتیجه گیری
    اطلاعات مطالعه حاضر پیشنهاد می کند که AAS می تواند باعث اثرات مخرب بر روی فعالیت طبیعی بیضه موش در هنگام بلوغ گردد.
    کلیدواژگان: تستوسترون، ناندرولون، استانوزولول، بیضه، سوء مصرف مواد
  • سحر شکوهی، فاطمه باغبانی، محمدحسن زاده نظرآبادی، طیبه حمزه لویی، محمدرضا عباسزادگان، نفیسه ثقفی، رضا رئوفیان، جواد زوار رضا، شهاب احمدزاده، محمد امین طباطبایی فر، مجید مجرد* صفحات 659-664
    مقدمه
    سقط مکرر خودبه خودی (RSA) یکی از مهم ترین مشکلات بهداشتی می باشد که دارای بخش قوی ژنتیکی است. اختلالات ژنتیک متعددی به عنوان عوامل ایجاد موارد RSA دارای الگوی وراثت وابسته به کروموزوم X شناسایی شده اند. با این حال بیشتر عوامل ژنتیکی ایجادکننده این حالت ناشناخته باقی مانده اند.
    هدف
    در این مطالعه به منظور شناسایی لکوس استعداد برای سقط مکرر در یک شجره بزرگ مبتلا به سقط مکرر وابسته به جنس بررسی پیوستگی ژنتیکی انجام شد.
    مواد و روش ها
    بررسی پیوستگی با استفاده از 11 لکوس میکروساتلیت بر روی 27 عضو از یک خانواده بزرگ مبتلا به سقط مکرر وابسته به جنس انجام شد. با استفاده از برنامه نرم افزاری Superlink v 1.6 بررسی پیوستگی دو نقطه ای پارامتریک انجام شد.
    نتایج
    شواهد وجود پیوستگی ژنتیکی با مارکر واقع در ناحیه (Xq23 (DXS7133 و با نمره3/12=LOD و(Xq22.1 (DXS101 با نمره 1/60=LOD مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    لکوس شناسایی شده در این مطالعه احتمالا حامل یک ژن مسئول برای سقط مکرر وابسته به جنس است. با محدودکردن این ناحیه در مطالعات بعدی احتمالا می توان ژن مسئول این بیماری را شناسایی نمود.
    کلیدواژگان: وابسته به جنس، سقط خودبخودی مکرر، پیوستگی
  • آزاده نجارزاده، راضیه دهقانی فیروزآبادی، نیلوفر وزیری*، حوریه دانش بدی، محمدحسن لطفی، حسن مظفری خسروی صفحات 665-672
    مقدمه
    شواهد موجود حاکی از ارتباط اسیدهای چرب امگا3 با سطوح آندروژنی است.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر مکمل امگا 3 بر پروتئین متصل شونده به هورمون جنسی (SHBG)، تستوسترون، شاخص آندروژن آزاد (FAI) و وضعیت قاعدگی به عنوان یک مکمل الحاقی در درمان زنان مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک بود.
    مواد و روش ها
    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسو کور، 78 بیمار شرکت داشتند که به طور تصادفی به 2 گروه دریافت کننده امگا 3 (3گرم/روز) یا گروه دریافت کننده دارونما (3 گرم/روز) تقسیم شدند. مدت مداخله 8 هفته بود. داده های مربوط به وزن، قد، دریافت مواد مغذی توسط یادآمد خوراک، مانند نمونه-های خون قبل و بعد از مداخله جمع آوری شد. غلظت های سرمی تستوسترون، SHBG اندازه گیری شد.FAI از نسبت تستوسترون به SHBG محاسبه گردید.
    نتایج
    78 بیمار(92/8 %) (سال 5/46±26/92، نمایه توده بدن کیلوگرم/2(متر)4/84±31/69) مداخله 8 هفته ای را به پایان رساندند. قبل و بعد از مداخله از نظر میانگین سن، وزن، قد، نمایه توده بدن و دریافت انرژی و درشت مغذی ها بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت. همه بیماران در ورود به مطالعه پریود نامنظم داشتند. اما پس از مداخله، درصد تنظیم وضعیت قاعدگی در گروه دریافت کننده امگا 3 نسبت به گروه دارونما به طور معنی داری بیشتر بود (2/47% در مقابل 9/22 %). همچنین غلظت تستوسترون پس از مداخله در گروه آزمون در مقایسه با گروه دارونما کمتر بود (0/04=p). اما در مورد SHBG و FAI پس از انجام مداخله، بین دوگروه مورد مطالعه اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    2 ماه مکمل یاری با 3 گرم امگا 3 در روز توانست غلظت سرمی تستوسترون را کاهش دهد. علاوه براین وضعیت قاعدگی در بیماران منظم تر شد. اما پس از 8 هفته مداخله، اختلاف آماری معنی داری در میزان شاخص FAI و غلظت SHBG بین دو گروه مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: سندروم تخمدان پلی کیستیک، پروتئین متصل شونده به هورمون جنسی، شاخص آندروژن آزاد، اسیدچرب امگا3
  • مقاله کوتاه
  • خسرو صادق نیت حقیقی، امید امینیان، فرزانه چاوشی*، لیلا سادات بهاء الدینی، شهین سلطانی، فاطمه رحمتی نجار کلایی صفحات 673-676
    مقدمه
    دستگاه تناسلی از ارگان هایی است که تحت تاثیر مواجهه با سرب قرار می گیردکه این امر می تواند باعث از دست دادن غریزه جنسی و باروری در مردان و اختلالات قاعدگی و سقط خودبه خودی در زنان گردد.
    هدف
    هدف از این مطالعه مقطعی بررسی و ارزیابی میزان پاسخ بین سطح سرب خون و سطح هورمون های جنسی در کارگران مرد مواجهه یافته با سرب بود.
    مواد و روش ها
    113 نفر کارگر مرد با حداقل سابقه 6 ماهه از مواجهه با سرب وارد مطالعه شدند. سطح سرب خون به روش جذب اسپکتروفتومتر و نیز سطح هورمون های جنسی به روش RIA اندازه گیری شد.
    نتایج
    میانگین سنی7/07±40/88 سال بود، میانگین مدت اشتغال 6/95±15/92 سال و میانگین سطح سرب خون 16/99±μg/dl 41/41 بود. کلیه مقادیر هورمون های جنسی در محدوده ی نرمال قرار داشت. نتایج آنالیز Pearson correlation نشان داد که سطح هورمون های جنسی ارتباط معنی داری با سطح سرب خون نداشت. FSH ارتباط مستقیم و معنی دار با سن، سنوات استخدام و شاخص توده بدنی داشت. در حالی که میزان تستوسترون آزاد ارتباط معکوس و معنی دار با سن و مدت مواجهه شغلی داشت (0/254، 0/213=p). همچنین تفاوت معنی داری بین سطح هورمون های جنسی کارگران با سطح سرب کمتر ازμg/dl 40 و کارگران با سطح سرب بیش ازμg/dl 40 وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که سطح سرب خون نمی تواند به عنوان فاکتور پیشگویی کننده تغییرات هورمون های جنسی مردانه در نظر گرفته شود، همچنین نمی توان به راحتی اثرات ناشی از مواجهه دراز مدت سرب بر روی سیستم تناسلی را رد کرد. چرا که تغییرات در سطوح بسیار پایین مواجهه با سرب و درحد μg/dl10 دیده می شود و شاید همین نکته باعث عدم مشاهده رابطه بین سطح سرب خون و هورمون های هیپوفیزی در سطوح آلودگی بالاتر باشد.
    کلیدواژگان: مسمومیت با سرب، هورمون های جنسی
  • گزارش موارد
  • Barbara Romero، Laura Aibar، Luis Mart&iacute، nez Navarro*، Juan Fontes، Maria، Angeles Calder&oacute، n، Juan Mozas صفحات 677-680
    مقدمه
    بیماری های التهابی لگن با پیشرفت به آبسه لگنی یک عارضه نادر بعد از تخمک برداری در IVF است. به هر حال در بیماران این ریسک به نظر بالاتر می آید. بسیاری از نویسندگان عقیده دارند که در حین تخمک برداری باید آنتی بیوتیک پیشگیرانه مصرف شود ولی در مورد بهترین آنتی بیوتیک عقیده ها یکسان نیست.
    مورد: ما 3 مورد کلینیکی از آبسه لوله های تخمدانی در زبان با اندومتریوز بعد از تخمک برداری و علی رغم مصرف آنتی بیوتیک پیشگیرانه بین سال های 2004 تا 2011 در مرکزمان گزارش کردیم و تجربیات خود را در این رابطه بیان خواهیم کرد.
    نتیجه گیری
    مشخص نمی باشد که آیا مصرف پیشگیرانه آنتی بیوتیک در این زنان لازم است و یا نه و چه آنتی بیوتیکی بهترین است. شستشوی واژن با پریدین و ایودین به نظر میزان عفونت لگنی را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: بازیابی تخمک، لقاح آزمایشگاهی، آندومتریوز، بیماری التهابی لگن
|
  • Ghodrat Ebadi Manas, Shapour Hasanzadeh, Golamreza Najafi, Kazem Parivar, Parichehr Yaghmaei Pages 605-610
    Background
    Pyridaben, a pyridazinone derivative, is a new acaricide and insecticide for control of mites and some insects such as white flies, aphids and thrips.
    Objective
    This study was designed to elucidate how pyridaben can affect the sperms'' morphological parameters, its DNA integrity, and to estimate the effect of various quantities of pyridaben on in vitro fertilization rate.
    Materials And Methods
    In this study, 80 adult male Balb/C strain mice were used. Animals were divided into control and two test groups. Control group received distilled water. The test group was divided into two subgroups, viz, high dose (212 mg/kg/day) and low dose (53 mg/kg/day) and they received the pyridaben, orally for duration of 45 days. The spermatozoa were obtained from caudae epididymides on day 45 in all groups. Sperm viability, protamin compression (nuclear maturity), DNA double-strand breaks, and in vitro fertilizing (IVF) ability were examined.
    Results
    The pyridaben treatment provoked a significant decrease in sperm population and viability in epididymides. The data obtained from this experiment revealed that, the pyridaben brings about negative impact on the sperm maturation and DNA integrity in a time-dependent manner, which consequently caused a significant (p<0.05) reduction in IVF capability. Embryo developing arrest was significantly (p<0.05) higher in treated than the control group.
    Conclusion
    Theses results confirmed that, the pyridaben is able to induce DNA damage and chromatin abnormalities in spermatozoa which were evident by low IVF rate.
    Keywords: Pyridaben, In vitro fertilization, DNA damage, Mice
  • Sedigheh Amooee*, Mohammad Ebrahim Parsanezhad, Maryam Ravanbod Shirazi, Saeed Alborzi, Alamtaj Samsami Pages 611-618
    Background
    Chromium picolinate could be effective in clomiphen citrate resistant PCOS patients.
    Objective
    To compare the effects of chromium picolinate vs. metformin in clomiphen citrate resistant PCOS patients.
    Materials And Methods
    The present randomized clinical trial was performed on 92 women with clomiphen citrate-resistant PCOS at the clinics which were affiliated to Shiraz University of Medical Sciences, Shiraz, Iran. The subjects were randomly assigned to two groups receiving either chromium picolinate (200μg daily) or metformin (1500mg daily) for 3 months. Anthropometric and hormonal profile were measured and compared both before and after the treatment. Ovulation and pregnancy rate was measured in the two study groups, as well.
    Results
    Chromium picolinate significantly decreased fasting blood sugar (FBS) after 3 months of treatment (p=0.042). In the same way, the serum levels of fasting insulin had significantly decreased leading to an increase in insulin sensitivity as measured by QUICKI index (p=0.014). In comparison to the patients who received chromium picolinate, those who received metformin had significantly lower levels of testosterone (p=0.001) and free testosterone (p=0.001) after 3 months of treatment. Nevertheless, no significant difference was found between the two study groups regarding ovulation (p=0.417) and pregnancy rates (p=0.500).
    Conclusion
    Chromium picolinate decreased FBS and insulin levels and, thus, increased insulin sensitivity in clomiphene citrate-resistance PCOS women. These effects were comparable with metformin; however, metformin treatment was associated with decreased hyperandrogenism. Overall, chromium picolinate was better tolerated compared to metformin; nonetheless, the two study groups were not significantly different regarding ovulation and pregnancy rates.
    Keywords: Chromium picolinate, Metformin, Polycystic ovary Syndrome (PCOS), Clomiphen resistant
  • Rubina Tabassum Siddiqui *, Nosheen Mujtaba, Mamoona Naz Pages 619-624
    Background
    Microdeletions of the azoospermia factor locus of the long arm of Y chromosome are an etiological factor of severe oligozoospermia or azoospermia.
    Objective
    The aim of this study was to investigate the prevalence of Y-chromosome microdeletions in AZF region and their role in infertility in Pakistani population.
    Materials And Methods
    The type of deletions in AZF locus were detected in infertile men (n=113) and the association of Y chromosome microdeletions with male infertility was assessed by including men (50) with normal karyotype and having children. Y chromosome microdeletions were detected by multiplex PCR using 10 sequence tagged sites namely sY81, sY130, sY141, sY142, sY155, sY157, sY160, sY182, sY231, and sY202 that covered all three regions of AZF.
    Results
    Individuals with severe oligozoospermia showed 2.86% deletion frequency in AZFc region as compared to azoospermic males (5.5%).
    Conclusion
    The results of our study showed that deletions in Y chromosome are not playing major part in male infertility. Moreover, multiplex-PCR strategy might preferably be employed for the detection of Y chromosome microdeletions allied to male infertility.
    Keywords: Male infertility, Azoospermia, Y Chromosome deletions
  • Ahmad Haerian, Ardakani, Zia Eslami, Fahimeh Rashidi, Meibodi, Alireza Haerian, Pantea Dallalnejad, Marjan Shekari, Amir Moein Taghavi, Solmaz Akbari* Pages 625-630
    Background
    Periodontal infections, which serve as a reservoir of inflammatory mediators, may pose a threat to the fetal-placental unit and cause adverse pregnancy outcomes.
    Objective
    The aim of this study was assessing the periodontal status of women during puerperium and determining the possible relationship between their periodontal disease and low birth weight delivery.
    Materials And Methods
    This was a case-control study. The sample included 88 ex-pregnant women were seen at maternity hospitals of Yazd, Iran. Half of the mothers had low birth babies (LBW) (birth weight below 2500g- case group) and the others had normal weight babies (>2500g- control group). The mothers’ data were obtained from medical files, interview and periodontal clinical examination carried out up to 3 days after delivery. Bleeding on probing, presence of supra-gingival calculus and CPITN (Community Periodontal Index for Treatment Needs) were used for periodontal assessment
    Results
    Among the known risk factors of LBW babies, history of previous LBW infant among case mothers reached statistical significance (p=0.0081, Student t-test). Mothers of LBW infants had less healthy areas of gingiva (p=0.042), and more deep pockets (p=0.0006, Mann-Whitney test).
    Conclusion
    The maternal periodontal disease can be a potential independent risk factor for LBW.
    Keywords: Periodontal disease, Low birth weight, community periodontal index for treatment needs
  • Somayeh Hashemi, Fahimeh Ramezani Tehrani*, Masumeh Simbar, Mehrandokht Abedini, Roya Gholami Pages 631-636
    Background
    Menopause and its physical, hormonal and psychosocial changes could affect women’s sexual function. There are controversial results regarding relationship between sexual attitudes and function.
    Objective
    We aimed to evaluate sexual attitudes and sexual function among Iranian menopausal age women.
    Materials And Methods
    This population based cross-sectional study was carried out on 225 menopausal women, aged 45-65 years. Based on a self-made questionnaire data were collected about women’s socio-demographic characteristics, attitudes regarding sexuality and sexual function. Data were analyzed using SPSS and sexual function was compared between three groups of women who had positive, medium and negative attitudes regarding sexuality.
    Results
    The mean age of women was 53.11±4.56 years. Seventy percent of them had at least one sexual problem. Feeling of dyspareunia was significantly different between three categories of attitudes regarding sexuality (p=0.03). Comparing data obtained on their attitudes, sexual desire, orgasm and dyspareunia demonstrated significant differences (p=0.03, 0.04, and 0.04 respectively).
    Conclusion
    Attitude regarding sexual function has a great impact on sexual activity of postmenopausal women that need to be considered in their health care programming.
    Keywords: Attitude, Sexual behavior, Menopause
  • Ademola Ayodele Oremosu, Edidiong Nnamso Akang, Catherine Chukwumuanya Adigwe, Iniebehe Essien Okoko, Onyemaechi Okpara Azu* Pages 637-646
    Background
    Long term alcohol use has been implicated in men with sexual disorders including suppression of testosterone levels as well as testicular morphological changes.
    Objective
    This research investigated the ability of Telfairia occidentalis (T.O.) to attenuate the damaging effects of alcohol on the testicular parameters.
    Materials And Methods
    Thirty male Sprague-Dawley rats, 170-190 grams were divided into 6 groups, A to F and treated with distilled water (DW) for the period of 8 weeks (positive control group A), ethanol for 2 weeks followed with DW for 6 weeks (group B) (negative control), ethanol alone for 2 weeks (group C) while others received ethanol for 2 weeks, followed with 200 (group D), 400 (group E) and 600 mg/kg (group F) of T.O. for 6 weeks.
    Results
    Testicular histological sections showed that ethanol produced marked loss of testicular germ cells after two weeks of administration. T.O (200 mg/kg body weight) was not able to attenuate this microanatomical distortion when compared with control groups, but at 400 mg/kg body weight, T.O reversed the ethanol`s effects with resultant significant increase in sperm count and motility (p<0.05), serum testosterone levels (p<0.05), and testicular weight (p<0.05). However, at 600 mg/kg dosage, there was marked depletion of testicular germ cells with atrophied seminiferous tubules and a decrease in semen parameters and testicular weight.
    Conclusion
    Our result suggests that T.O promotes the regeneration of testicular germ cells and improves semen quality at a certain critical dose. Hence, T.O has a potential of reversing ethanol induced testicular damage
    Keywords: Telfairia occidentalis, Testis, Histology, Toxicity, Sperm count
  • Maryam Asgharnia, Roya Faraji *, Nooshaz Mirhaghjoo, Zahra Atrkar Roshan, Babak Ashrafkhani, Mina Moslehi Pages 647-652
    Background
    Measuring the 24-hour urine protein ≥300 mg is the standard threshold value for diagnosis of preeclampsia.
    Objective
    This study was intended to determine if a patient’s 4-hour urine protein correlate with the 24-hour value for diagnosis of preeclampsia.
    Materials And Methods
    This was a cross sectional study performed on 84 women with suspected preeclampsia due to positive urinary test strip with minimum protein content of 1+ and BP ≥140/90 at Al-zahra Educational Hospital in Rasht (Iran) from May 2007 to January 2008. Urine samples were collected within 24 hours in successive periods: The first 4-hour and the next 20-hours urine, in separate containers. The protein contents of 4-hour and 24-hour urine samples were calculated. Data were analyzed by intra-class correlation coefficient, and Receiver Operating Characteristic (ROC) curve.
    Results
    The ROC curve showed the cut-off point of 55.5 for 4-hour urine protein. The correlation between 4- and 24-hour urine protein excretions identified that most women (about 85.1%) with protein excretion rate of 300 mg/24h or more (with preeclampsia) had the same amount of protein of 55.5 or more in their 4-hour urine excretion (p<0.001). Also, most of them (about 83.7%) with a total urinary protein excretion of less than 300 mg/24h (no preeclampsia) had a protein excretion rate of less than 55.5 mg/4h.
    Conclusion
    This study showed 4-hour protein collection can be used as acceptable substitute for assessing the protein content of 24-hour urine samples as a more convenient, faster, and cheaper method for diagnosis of preeclampsia and the cut-off point for 4-hour urine protein is 55.5 mg.
    Keywords: Preeclampsia, Proteinuria, Gestational hypertension
  • Siti Syairah Mohd Mutalip*, Gurmeet Kaur Surindar Singh, Aishah Mohd Shah, Mashani Mohammad, Vasudevan Mani, Siti Nooraishah Hussin Pages 653-658
    Objective
    Present study was conducted to observe the effects of testosterone, nandrolone, and stanozolol (forms of AAS) intake during onset of puberty on the rat testicular histology.
    Materials And Methods
    Juvenile male Sprague-Dawley (SD) rats (n=42) were divided into seven groups and were injected subcutaneously with medium dose of polyethylene glycol-200 (PEG-200) (control), testosterone, nandrolone, and stanozolol for six weeks (PND 41-87). The animals were weighed daily and sacrificed on PND 88. Testes were removed, weighed, and prepared for histological assessment and finally specimens were observed under microscope.
    Results
    The results showed an insignificant increase in mean daily body weight with highest and lowest body weight gained was of 177.6±1.69 gr and 140.0±12.26 gr respectively. There was significant decrease in the testes absolute weight (p≤0.01) in all experimental groups except in the nandrolone 2.5 mg/kg/week treated group. Testicular histology of rats treated with AAS also showed slight changes in the uniformity of arrangements of seminiferous tubules.
    Conclusion
    Data from present study suggests that AAS have been initiating the adverse effects on testicular normal functions in rats during onset of puberty Anabolic androgenic steroids (AAS) is being used in medical treatments, but AAS also was identified to have the risks of adverse effects towards patients and consumers health.
    Keywords: Testosterone, Nandrolone, Stanozolol, Testes, Substance abuse
  • Sahar Shekouhi, Fatemeh Baghbani, Mohammad Hasanzadeh Nazar, Abadi, Tayebeh Hamzehloie, Mohammad Reza Abbaszadegan, Nafiseh Saghafi, Reza Raoofian, Javad Zavar Reza, Shahab Ahmadzadeh, Mohammad Amin Tabatabaiefar, Majid Mojarrad* Pages 659-664
    Objective
    In this study we performed linkage analysis on a large X linked RSA pedigree to find a novel susceptibility locus for RSA.
    Materials And Methods
    A linkage scan using 11 microsatellites was performed in 27 members of a large pedigree of hereditary X-linked RSA. Two point parametric Linkage was performed using Superlink v 1.6 program.
    Results
    Evidence of linkage was observed to markers at Xq23, DXS7133 and at Xq22.1 DXS101, with LOD score of 3.12 and 1.60, respectively.
    Conclusion
    Identified locus in this study may carry a responsible gene in RSA. Narrowing down of this region may leads to identification of this gene Recurrent spontaneous abortion (RSA) is one of the most common health complications with a strong genetic component. Several genetic disorders were identified as etiological factors of hereditary X linked RSA. However, more genetic factors remain to be identified.
    Keywords: X, linked, Recurrent spontaneous abortion, Linkage
  • Azadeh Nadjarzadeh, Razieh Dehghani Firouzabadi, Niloofar Vaziri*, Hoorieh Daneshbodi, Mohammad Hassan Lotfi, Hassan Mozaffari, Khosravi Pages 665-672
    Objective
    This study was conducted to determine the effect of omega-3 supplementation on sex hormone-binding protein (SHBG), testosterone, free androgen index (FAI) and menstrual status in women with PCOS.
    Materials And Methods
    This double-blind randomized clinical trial was conducted on 78 overweight/obese women with PCOS. Participants were randomized to receive omega-3 (3gr/day) or placebo for 8 weeks. Data about weight, height and nutrient intake as well as blood samples were collected before and after intervention. Serum concentrations of testosterone (nmol/L) and SHBG (nmol/L) were measured. FAI was also calculated as the ratio of testosterone to SHBG.
    Results
    Seventy eight patients (age: 26.92±5.46 yrs, Body Mass Index: 31.69±4.84 Kg/m2) completed the study. There was no significant difference in mean age, weight, height, Body Mass Index and intake of energy, and macronutrients between 2 study groups before and after treatment. All the participants had irregular periods. After the trial the percentage of regular menstruation in the omega-3 group was more than the placebo group (47.2% vs. 22.9%, p=0.049). Furthermore, testosterone concentration was significantly lower in the omega-3 group compared with placebo, after supplementation (p=0.04). SHBG and FAI did not change in either group.
    Conclusion
    Omega-3 supplementation could reduce serum concentrations of testosterone and regulate menstrual cycle without significant effect on SHBG and FAI. Future studies with longer period of supplementation are warranted. There is some evidence regarding the effect of poly unsaturated fatty acid intake on androgen levels and gonadal function in polycystic ovary syndrome (PCOS).
    Keywords: Polycystic ovary syndrome, Sex hormone, Binding globulin, Omega, 3
  • Khosro Sadeghniat Haghighi, Omid Aminian, Farzaneh Chavoshi *, Leila Sadat Bahaedini, Shahin Soltani, Fatemeh Rahmati Najarkolaei Pages 673-676
    Objective
    The purpose of this cross-sectional study was assessment of dose-response relationship between blood lead level (BLL) and sex hormones levels in lead exposed male workers.
    Materials And Methods
    One hundred and thirteen male workers enrolled. All workers had at least 6 months of lead exposure and no history of diseases or conditions affecting reproductive system. Blood lead level and hormones levels measured with atomic absorption spectrophotometer and radioimmunoassay method, respectively.
    Results
    Average duration of exposure was 15.92±6.95 years. Mean BLL was 41.41μg/dl±16.99. All of the sex hormones values were in normal range. Pearson correlation showed that sex hormones levels had no significant correlation with blood lead level. Also, there was no significant difference in sex hormones levels between workers with BLL <40μg/dl and workers whose BLL was >40 μg/dl.
    Conclusion
    This study showed that BLL cannot serve as a predictor of male sex hormonal changes. However, it is not possible to rule out the effect of lead on the reproductive system after long-term exposure The reproductive system is one of the organs that are affected by lead. Lead can cause loss of libido and fertility in men, and menstrual disturbances and spontaneous abortion in woman.
    Keywords: Human reproductive index, Lead poisoning, Sex hormone
  • Barbara Romero, Laura Aibar, Luis Mart, Iacute, Nez Navarro*, Juan Fontes, Maria, Angeles Calder, Oacuten., Juan Mozas Pages 677-680
    Case:We discuss 3 clinical cases of tubo-ovarian abscess in women with endometriosis after oocyte retrieval despite antibiotic prophylaxis between 2004 and 2011 at our center, and discuss our experience in the context of earlier reports.
    Conclusion
    It is unclear whether antibiotic prophylaxis is necessary in these women, and which antibiotic is best. Only douching with povidone-iodine appears to decrease the rate of pelvic infection. Pelvic inflammatory disease with progression to pelvic abscess is a rare complication after oocyte retrieval during in vitro fertilization cycles. However, in patients with endometriosis the risk appears to be increased. Many authors agree on the need for antibiotic prophylaxis during the oocyte retrieval in these patients, but there is no consensus regarding the best antibiotic.
    Keywords: Oocyte retrieval, In vitro fertilization, Endometriosis, Pelvic inflammatory disease