فهرست مطالب

  • Volume:10 Issue: 4, 2014
  • تاریخ انتشار: 1393/01/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محسن فوادالدینی صفحات 227-230
    امروزه مجلات در تلاش هستند تا مرتبه خود را در رتبه بندی مجلات چه داخلی و چه بین المللی ارتقا ء بخشند. موفقیت مجلات علمی شدیدا به توانایی ما در چاپ مقالاتی با بیشترین کیفیت ارتباط دارد. در این راستا انجام داوری های علمی با کیفیت بالا نقش مهمی در حمایت سردبیران و دست اندرکاران مجله برای انتخاب مرتبط ترین مقالات جهت چاپ و نیز کمک به نویسندگان جهت بهبود کیفیت نگارش مقاله در بالاترین سطح ممکن دارد. این فرآیند به عنوان جزء تفکیک ناپذیر جامعه پژوهشی می تواند به اعتبار بخشی، بهبود دقت و ارتقاء محتوای مقاله قبل از انتشار آن کمک کند. داوری خوب توسط همتایان شامل ارزیابی ابعاد مختلف مقالات دریافتی بوده، اما مهمترین آنها کیفیت نگارش، کیفیت علمی و نوآوری و ارتباط با قلمرو آن مجله می باشد. ما ضمن بحث موضوعات مهم در این نامه به تاکید بر اهمیت یک داوری خوب می پردازیم.
  • صدیقه نعیم حسنی، شهناز طبیعی*، سید علیرضا سعادتجو، طوبی کاظمی صفحات 231-240
    زمینه و هدف

    نارسایی قلب، بیماری مزمنی است که بر ابعاد جسمانی و روانی زندگی فرد تاثیر می گذارد. رسیدن به تعادل روانی در این بیماران نیازمند آموزش و پیگیری است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی سازگاری روی بر سازگاری روانی بیماران نارسایی قلب می باشد.

    روش بررسی

    این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی بر روی شصت بیمار مبتلا به نارسایی قلب دارای پرونده در بیمارستان ولیعصر(عج) و مرکز تحقیقات قلب و عروق شهر بیرجند در سال 1392 انجام گردید. بیماران موردنظر به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه سی نفری شاهد و آزمون تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها فرم بررسی و شناخت روی و پرسشنامه سلامت روانی (MHI-38) بود که پایایی آنها در مطالعات مختلف تایید شده است. پرسشنامه سلامت روانی پس از تایید روایی محتوی جهت پایایی به صورت مقدماتی بر روی بیست نفر از بیماران اجرا و ضریب آلفا کرونباخ 91/0 به دست آمد. برنامه آموزشی بر اساس رفتارهای ناسازگار و محرکهای هر رفتار در گروه آزمون اجرا و پیگیری شد. گروه شاهد مراقبتهای معمول را دریافت کردند. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS ویرایش 15 و آزمونهای آماری Independent T Test، Paired T Test، Wilcoxon، Mann Whitney، Fisher Exact Test و Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین نمره سازگاری روانی و تعداد رفتارهای ناسازگار قبل از مداخله در دو گروه اختلاف معنی داری نداشت، در حالی که بعد از مداخله اختلاف معنی داری به دست آمد(001/0 p<). در گروه آزمون بعد از مداخله کاهش معنی داری در تعداد رفتارهای ناسازگار در بعد فیزیولوژیک(001/0 p<)، درک از خود(001/0 p<)، ایفای نقش(001/0 p<)، استقلال و وابستگی(004/0 = p) ملاحظه گردید. میانگین نمره سازگاری روانی بیماران در گروه آزمون بعد از مداخله افزایش معنی داری داشت (001/0 p<). اما در گروه شاهد بعد از مداخله تفاوت معنی داری در هیچ یک از ابعاد مشاهده نشد(05/0 p>).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، اجرای برنامه آموزشی بر اساس الگوی روی، می تواند بر سازگاری روانی و رفتارهای ناسازگار بیماران مبتلا به نارسایی قلب موثر باشد. پرستاران می توانند با به کارگیری برنامه های آموزشی بر اساس الگوی سازگاری روی نقش موثرتری در بهبود سازگاری روانی و رفتارهای ناسازگار این بیماران داشته باشند.

    کلیدواژگان: الگوی سازگاری روی، برنامه آموزشی، سازگاری روانی، نارسایی قلب
  • یاسین آزادمنش، جلیل عظیمیان، حسن جهانی هاشمی، اکرم شاهرخی، شعیب نعیمیان صفحات 241-248
    زمینه و هدف
    عفونتهای ادراری شایعترین عفونت باکتریال در تمام سنین می باشد و سوندگذاری مثانه عامل مساعد کننده ای برای بروز این عفونت اس ت. یکی از وظایف پرستاری مراقبت های مناسب از سوند ادراری جهت جلوگیری از بروز باکتریوری است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر شست و شوی ناحیه مئای ادراری با محلولهای کلرهگزدین و بتادین بر میزان بروز باکتریوری بیماران دارای سوند ادراری ثابت مبتلا به سکته مغزی بستری در بخش داخلی اعصاب می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 75 بیمار دچار CVA که در بخش داخلی اعصاب بستری شده بودند و 24 ساعت از زمان سوندگذاری آنها گذشته بود، انجام شد. بیماران با استفاده از روش تصادفی سازی بلوک بندی شده به سه گروه 25 نفره تقسیم شدند. ناحیه مئای یک گروه با کلرهگزدین، یک گروه با بتادین و گروه دیگر با با نرمال سالین هر روز به مدت پنج دقیقه و حداکثر برای ده روز شست و شو داده شد. آزمایشهای کشت و آنالیز ادرار در روزهای یک، پنج و ده گرفته شد. جهت بررسی ویژگی های بیماران از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و مقیاس NIHSS استفاده شد. روایی پرسشنامه تایید شده و پایایی آن نیز 9/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 و آمار توصیفی و آمار استنباطی نظیر آزمونهای Chi-Square و ANOVA تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    در مقایسه میزان سه شاخص عفونت (تعداد کشت مثبت، میزان باکتریوری و پیوری) در گروه های کلرهگزیدین، بتادین و نرمال سالین در روز پنجم، تفاوت معناداری بین گرو ه ها مشاهده نشد، اما در مقایسه این سه شاخص در روزهای پنجم و دهم، تنها شاخص تعداد کشت مثبت (کلرهگزدین با 16% و نرمال سالین با 56%) در دو گروه کلرهگزیدین و نرمال سالین تفاوت معناداری داشت (02/0= p). در مقایسه بین بتادین و نرمال سالین نیز تفاوت معنادار در این سه شاخص فقط برای شاخص تعداد کشت مثبت (گروه بتادین 28% و گروه نرمال سالین 56%) دیده شد (02/0= p). در مقایسه کلرهگزیدین و بتادین، تفاوت در میزان سه شاخص عفونت از لحاظ آماری معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    به کارگیری کلرهگزیدین و بتادین در مئای بیماران بستری در بخش اعصاب که قرار است بیشتر از پنج روز سوند داشته باشند، بهتر از نرمال سالین میزان عفونتهای ادراری را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: استروک، باکتریوری، بتادین، شست و شوی مئای، کلرهگزیدین
  • حمیده فقهی، علیرضا سعادتجو *، رضا دستجردی صفحات 249-256
    زمینه و هدف

    دیابت از جمله بیماری های مزمن می باشد که می تواند سازگاری جسمی، روانی و اجتماعی بیماران را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی سازگاری روانی اجتماعی بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز دیابت شهرستان بیرجند انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی صد و بیست بیمار دیابتی مراجعه کننده به مرکز دیابت شهر بیرجند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه سازگاری روانی اجتماعی با بیماری PAIS بود که پس از تایید روایی محتوی توسط ده نفر از اساتید دانشگاه، پایایی آن به وسیله Cronbach Alpha در بیست نفر از بیماران 94/0 محاسبه شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 15 و آزمونهای آماری Independent T Test و ANOVA در سطح معنی داری 05/0 p< تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین امتیاز کل سازگاری روانی اجتماعی 43/0 ± 28/1 و در سطح متوسط بود. با افزایش میزان تحصیلات، میانگین امتیاز سازگاری روانی اجتماعی کل و مولفه های محیط خانواده، محیط اجتماعی و اختلالات روانشناختی در بیماران به طور معنی داری افزایش داشت ولی با افزایش میزان مدت ابتلا به دیابت، میانگین امتیاز سازگاری روانی اجتماعی در مولفه های محیط کار، روابط جنسی و روابط اجتماعی در بیماران کاهش داشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، سازگاری روانی اجتماعی بیماران دیابتی در حد متوسط و متغیرهای جمعیت شناختی از عوامل مرتبط با میزان سازگاری روانی اجتماعی بیماران دیابتی نوع دو می باشد. انجام برنامه ریزی به صورت مداخلات آموزشی و مراقبتی توسط مراکز آموزشی درمانی به منظور ارتقای سازگاری روانی اجتماعی و در نتیجه درمان طبی موثرتر ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: بیماری، دیابت نوع دو، سازگاری روانی اجتماعی
  • حمیده دهقانی، خدیجه دهقانی، خدیجه نصیریانی، همایون بنادرخشان صفحات 257-263
    زمینه و هدف
    بیماران نیازمند عمل جراحی قلب، درجاتی از اضطراب را دارند که باعث بروز عوارض نامطلوب جسمی و روانی می گردد. آشناسازی بیمار با فرآیند عمل جراحی قلب مشارکت بیمار را در برنامه خود مراقبتی افزایش می دهد و احتمالا می تواند روش مناسبی برای کنترل سطح اضطراب بیماران باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آشناسازی بیمار با فرآیند عمل جراحی قلب بر میزان اضطراب بیماران تحت پیوند عروق کرونر انجام شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، صد نفر از بیماران کاندید جراحی پیوند عروق کرونر بستری در بخش جراحی قلب بیمارستان افشار یزد که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه پنجاه نفری آزمون و شاهد تقسیم شدند. داده ها در دو گروه قبل و بعد از عمل و بعد از آموزش (قبل از عمل) از طریق پرسشنامه استاندارد اضطراب آشکار Spielberger به صورت خود گزارش دهی جمع آوری شد که اعتماد و اعتبار این پرسشنامه تایید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 و آزمونهای آماری T Test P aired و Independent T Test تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره اضطراب قبل از عمل در گروه آزمون 49/6 ± 90/47 و گروه شاهد 25/8 ± 04/47 بود (56/0= p). میانگین نمره اضطراب در گروه آزمون بعد از آموزش و قبل از انتقال به اتاق عمل (20/6 ± 54/37) نسبت به قبل از آموزش (49/6 ± 90/47) به طور معنی داری کاهش داشت (0001/0= p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، آشناسازی بیمار با فرآیند عمل جراحی قلب باعث کاهش اضطراب عمل جراحی پیوند عروق کرونری می شود، بنابراین لازم است مدیران پرستاری ضمن توجه به اضطراب بیماران بستری به خصوص اقدامات پرخطر خط مشی ها و سیاستهای روشنی را در این زمینه تدوین و اجرا نمایند.
    کلیدواژگان: آشناسازی بیمار، اضطراب، پیوند عروق کرونر، عمل جراحی
  • غلامحسین محمودی راد، صدیقه نعیم حسنی صفحات 264-271
    زمینه و هدف
    کارکنان مهمترین شاخص سنجش برتری سازمان هستند. تعهد سازمانی عاملی مهم در پیش بینی و درک رفتار سازمانی است و شناسایی عوامل موثر بر آن می تواند در ارتقای تعهد سازمانی کمک کننده باشد. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی شغلی با تعهد سازمانی پرستاران شاغل در بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند در سال 1390 انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 146 پرستار شاغل در بیمارستان ولیعصر(عج) بیرجند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach و تعهد سازمانی Allen & Meyer بود که روایی و پایایی آن در مطالعات مختلف به اثبات رسیده است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 15 و آزمونهای آماری Independent T Test، ANOVA، همبستگی Pearson و Linear Regression در سطح معنی داری 05/0 p< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره فرسودگی شغلی و تعهد سازمانی در پرستاران به ترتیب 02/20 ± 87/72 و 25/14 ± 01/95 به دست آمد. بین فرسودگی شغلی و تعهد سازمانی در کل(001/0 p<) و در ابعاد عاطفی(001/0 p<) و هنجاری(01/0= p) رابطه معکوس و معنی دار و بین فرسودگی شغلی و تعهد سازمانی در بعد مستمر (03/0= p) رابطه مثبت و معنی داری مشاهده شد. میانگین نمره تعهد سازمانی در پرستاران مذکر نسبت به مونث به طور معنی داری بیشتر بود(01/0= p) ولی بر حسب سایر مشخصات دموگرافیک تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه که حاکی از ارتباط بین فرسودگی شغلی و تعهد سازمانی است، به نظر می رسد عوامل سازمانی بیش از عوامل فردی بر تعهد سازمانی کارکنان اثرگذار باشد، لذا مدیران می توانند با تعدیل عوامل اثرگذار بر فرسودگی شغلی، تعهد سازمانی را ارتقاء دهند.
    کلیدواژگان: پرستاری، تعهد سازمانی، فرسودگی شغلی
  • رضا ضیغمی، جلیل عظیمیان، مرجان حقی*، بیژن کبودی، بهزاد بیژنی، مریم حقی صفحات 272-278
    زمینه و هدف

    کار پرستاری در بخشهای اورژانس علاوه بر سختی طاقت فرسا و فشار کاری زیاد، همراه با افزایش خطر در برخی آسیبهای شغلی است. از مهمترین این آسیبها، صدمات ناشی از فرو رفتن سوزن می باشد. میزان بروز این آسیب در بخشهای مختلف بیمارستانی، متفاوت است. هدف از این مطالعه تعیین خطر بروز آسیب ناشی از سوزن در پرستاران بخشهای اورژانس در مقایسه با سایر بخشها در بیمارستانهای شهر قزوین در سال 1389 می باشد.

    روش بررسی

    این مطالعه به روش کوهورت تاریخی، بر روی پرستاران شاغل در بیمارستانهای شهر قزوین انجام شد. جامعه آماری شامل کادر پرستاری مسئول مراقبت بیماران بود. 52 نفر از پرستاران بخشهای اورژانس و 258 نفر از پرستاران سایر بخشهای همان بیمارستانها (گروه شاهد) مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خودایفا بود. جهت تعیین اعتبار ابزار از روش اعتبار محتوی و برای تعیین اعتماد آن از روش آزمون مجدد استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 16 و آزمونهای آماری Independent T Test، Mann-Whitney، Chi-square، Fisher Exact Test و Logistic Regression در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    خطر بروز آسیب سوزن در بخشهای اورژانس سه برابر بیشتر از سایر بخشها بود (01/0 p<). میانگین تعداد تخت در بخشهای اورژانس 7/6 ± 2/24 و در سایر بخشها 7/10 ± 1/18 بود (03/0= p). این درحالی است که میانگین تعداد پرستار در نوبتهای مختلف در بخشهای اورژانس کمتر از سایر بخشها بود و تفاوت در خصوص نوبت عصر معنی دار بود (05/0 p <). با این همه بر اساس نتایج Logistic Regression، کار در بخش اورژانس همچنان یک عامل خطر مستقل برای بروز بیشتر آسیب سرسوزن بود (05/0 p <).

    نتیجه گیری

    خطر بروز آسیب سوزن در پرستاران بخشهای اورژانس به طور قابل توجهی بالاتر از سایر بخشهاست. به نظر می رسد تعداد بیشتر تخت به ازای هر پرستار یکی از عوامل موثر در این افزایش خطر باشد. پیشنهاد می شود با افزایش تعداد پرستاران در بخشهای اورژانس به ویژه در نوبتهای عصر، احتمال بروز این آسیب خطرناک را کاهش داد.

    کلیدواژگان: آسیب ناشی از سوزن، پرستار، کار در بخش اورژانس
  • طیبه خزاعی، غلامرضا شریف زاده، مینا جاهد سراوانی، طاهره خزاعی، هایده هدایتی صفحات 279-287
    زمینه و هدف
    استفاده نامناسب از تلفن همراه، در برخی افراد منجر به استرس های پاتولوژیک می گردد. شناسایی افراد در معرض خطر، شرایط زمینه ساز و پیشگیری اهمیت دارد. هیجانات تنظیم نشده می تواند منجر به رفتارهای اعتیادآور و اجباری شود، به همین جهت هدف از این مطالعه بررسی رابطه هوش هیجانی و وابستگی به تلفن همراه در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند در سال 1391 می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 312 دانشجو که به روش نمونه گیری تصادفی سیستمیک انتخاب شدند، انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه هوش هیجانی Bar-On نود سوالی پنج گزینه ای و وابستگی به تلفن همراه بیست سوالی سه حیطه ای بود که نمره کمتر از 63 استفاده متوسط، 63-70 استفاده شدید و نمره بیشتر یا مساوی هفتاد اعتیاد در نظر گرفته شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 14 و آزمونهای آماری Chi - Square، Fisher Exact Test، Independent T Test، ANOVA، ضریب همبستگی Pearson و Regression تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    از 312 دانشجو با میانگین سن 39/3 ± 16/22 سال، 283 نفر معادل 90% استفاده متوسط، 23 نفر برابر 4/7% استفاده شدید و شش نفر معادل 9/1% اعتیاد داشتند. وابستگی به تلفن با مدت استفاده از آن تفاوت معنی دار (05/0 p<) ولی با میانگین نمره هوش هیجانی تفاوت معنی داری نداشت و در دانشجویان کارشناسی ارشد و متاهل بیشتر بود. میانگین نمره وابستگی به موبایل در دانشجویان 61/11±59/45 و بیشترین میانگین مربوط به حیطه اجبار و اصرار 70/4±91/18 بود. بین هوش هیجانی با وابستگی به تلفن همراه ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت (001/0 p<) و ضریب همبستگی وابستگی به تلفن همراه و هوش هیجانی برابر 29/0 و مدل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی توان پیش بینی وابستگی به موبایل را دارد.
    نتیجه گیری
    وابستگی به تلفن همراه بر پایه هوش هیجانی قابل پیش بینی است و می توان با شناسایی شرایط زمینه ساز و افراد در معرض خطر و کنترل تنشهای هیجانی از وابستگی پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: تلفن همراه، دانشجو، شیوع، وابستگی، هوش هیجانی
  • شورانگیز بیرانوند، فاطمه ولی زاده، رضا حسین آبادی * صفحات 288-295
    زمینه و هدف

    نوزادان در تماس پوست به پوست با مادر پس از تولد، فورا سینه مادر را جستجو و بدون کمک شروع به مکیدن می کنند. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تماس پوست به پوست مادر بر وضعیت تغذیه با شیرمادر در نوزادان ترم سزارینی می باشد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی نود زوج مادر و نوزاد سزارینی از تیرماه تا آبان ماه 1390 در بیمارستان عسلی خرم آباد که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی ساده در دو گروه تماس پوست به پوست (46 زوج) و مراقبت معمول (44 زوج) قرار گرفتند. در گروه آزمون، مادر پس از سزارین به بخش منتقل شد و نوزاد لخت پوشک شده، در وضعیت رو به شکم در بین سینه های مادر به مدت یک ساعت قرار گرفت. در گروه شاهد، طبق روش معمول بیمارستان، نوزاد به صورت لباس پوشیده درون کات نگهداری، سپس جهت شروع شیردهی در بغل مادر قرار گرفت. طی مدت یک ساعت تماس نوزاد با مادر، به هر دو گروه آموزش شیردهی داده شد و در پایان یک ساعت، وضعیت تغذیه نوزاد با استفاده از چک لیست استاندارد ارزیابی وضعیت تغذیه نوزاد بررسی شد. جهت روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی و جهت پایایی آن از مشاهده همزمان استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 17 و آمار توصیفی شامل: فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمونهای Independent T Test و Chi-square تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    بین وضعیت تغذیه نوزادان ترم از نظر آمادگی جهت تغذیه (021/0= p) و وضعیت مکیدن (03/0= p) در دو گروه تماس پوستی و مراقبت معمول تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد. همچنین میانگین امتیاز بررسی وضعیت تغذیه نوزادان در گروه تماس پوستی(63/3 ± 76/8) نسبت به گروه مراقبت معمول (5/3 ± 25/7) به طور معنی داری بیشتر بود(048/0= p).

    نتیجه گیری

    تماس پوست به پوست مادر و نوزاد به مدت یک ساعت بعد از عمل سزارین سبب ارتقای میزان موفقیت تغذیه با شیر مادر می شود.

    کلیدواژگان: تغذیه با شیر مادر، تماس پوست به پوست، مادر و نوزاد، نوزاد ترم
  • شکوفه جودت، زهرا فرج زاده *، سید علیرضا سعادتجو صفحات 296-304
    زمینه و هدف

    پرستاران نقش تعیین کننده ای در تحول و پیشرفت امور مراقبتی و درمانی دارند. توجه به نیروهای انگیزشی پرستاران از مهمترین وظایف یک مدیر پرستاری است. این مطالعه با هدف بررسی انگیزش شغلی پرستاران بیمارستان ولی عصر(عج) بیرجند در سال 1392 انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 117 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان ولی عصر (عج) بیرجند که به روش سرشماری انتخاب شدند، انجام گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد انگیزشی- بهداشتی هرزبرگ که شامل سی گویه و 11 مولفه با مقیاس پنج رتبه ای لیکرت است، جمع آوری شد که روایی و پایایی این پرسشنامه در مطالعات قبلی تایید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش16 و آزمونهای آماری Independent T Test و ANOVA در سطح معناداری 05/0 > p مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    در این مطالعه نمره کلی انگیزش شغلی پرستاران در حد متوسط با میانگین(5/0 ± 9/2) بود. عوامل انگیزشی درونی نسبت به عوامل بهداشتی بیرونی اهمیت بیشتری در ایجاد انگیزش شغلی داشتند. بیشترین و کمترین اهمیت در میان مولفه های عوامل انگیزشی، به ترتیب ماهیت کار(8/0 ± 8/3) و شناسایی (9/0 ± 3/2) و در میان مولفه های عوامل بهداشتی، ارتباط با همکار (7/0 ± 8/3) و امنیت شغلی (8/0 ± 8/1) گزارش شد. میانگین انگیزش کل بر حسب مشخصات دموگرافیک تفاوت آماری معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به انگیزش شغلی پرستاران و اهمیت بیشتر عوامل انگیزشی درونی، پیشنهاد می شود مدیران پرستاری به عواملی همچون: قدردانی از پرسنل، مشکلات اقتصادی، امنیت و شرایط کاری پرستاران توجه بیشتری نمایند.

    کلیدواژگان: انگیزش شغلی، پرستاران، عوامل انگیزشی، عوامل بهداشتی
  • ژاله رحیمی، صالح سلیمی صفحات 305-315
    زمینه و هدف
    آموزش ترکیبی، محصول دو یا چند روش است که علاوه بر استفاده از کلاس حضوری از سایر روش های آموزشی نظیر دروس چندرسانه ای، سمینارها و قابلیتهای آموزش الکترونیکی بهره می برد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تجارب دانشجویان پرستاری از آموزش ترکیبی و ارزیابی اثربخشی این روش است.
    روش بررسی
    در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش آنالیز محتوا استفاده شده است و سی نفر از دانشجویان ترم سه پرستاری ورودی مهر 1390 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. واحد داخلی جراحی2 به شیوه الکترونیکی ترکیبی آماده و اجرا شد. در پایان ترم، تجارب دانشجویان شرکت کننده با روش مصاحبه گروهی متمرکز در طی چهار جلسه استخراج شد. برای تحلیل داده ها از روش آنالیز محتوای استفاده گردید.
    یافته ها
    به طور کلی سه درون مایه اصلی و نه درون مایه فرعی از نتایج این بررسی استخراج شد: درون مایه های اصلی عبارت بودند از مزایای روش آموزش ترکیبی، پیشنهادات برای افزایش بازدهی روش آموزش ترکیبی و معایب روش آموزش ترکیبی. به نظر شرکت کنندگان آموزش ترکیبی علاوه بر مفید بودن نسبت به شیوه آموزش سنتی منجر به سهولت درک موضوعات آموزشی، افزایش انگیزه ادامه تحصیل و کاهش اضطراب امتحان می شود.
    نتیجه گیری
    استفاده از روش آموزش ترکیبی نسبت به سایر روش های سنتی منجر به ارتقای یادگیری، تاثیر مثبت بر نتایج امتحان و افزایش مهارت کار با کامپیوتر می شود. از این رو به کارگیری شیوه آموزش ترکیبی در آموزش علوم پزشکی قویا توصیه می شود
    کلیدواژگان: آموزش ترکیبی، آنالیز محتوا، دانشجویان پرستاری، مطالعه کیفی
  • زهرا عبدیزدان، پروین طاهری*، عیدان عباسی، ناهید فتحی زاده صفحات 316-322
    زمینه و هدف

    امروزه نارسی بیشترین تعداد پذیرش های NICU را به خود اختصاص می دهد. توجه به کیفیت مراقبت از این نوزادان جهت کاهش استرس در نوزادان بستری اهمیت دارد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر سکوت در بخش مراقبت ویژه نوزادان بر تعداد حرکات بدنی، اکسیژناسیون و تنفس نوزادان نارس در بیمارستان الزهرای اصفهان انجام شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی تک گروهی(قبل و حین مداخله) 31 نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان الزهرای اصفهان که شرایط ورود به مطالعه را دارا بودند، به روش تصادفی انتخاب و پس از رضایت کتبی از والدین مورد بررسی قرار گرفتند. جهت انجام مداخله میزان دستکاری نوزاد، روشنایی و سر و صدای موجود در بخش مراقبت ویژه نوزادان به مدت دو روز متوالی هر روز دو ساعت کاهش یافت. میزان اکسیژناسیون و تعداد تنفس و حرکات بدنی نوزادان قبل و حین اجرای مداخله ارزیابی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 و آزمون آماری Paired T Test تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    در حین مداخله میانگین درصد اشباع اکسیژن خون نسبت به قبل از آن افزایش و میانگین تعداد حرکات بدن کاهش معنی دار داشت (05/0 p<) ولی بین تعداد تنفس در حین مداخله و قبل از آن تفاوت معنی داری به دست نیامد(44/0= p).

    نتیجه گیری

    اعمال برنامه هایی که باعث کاهش تحریکات صوتی و روشنایی شود، می تواند به بهبود وضعیت اکسیژناسیون و کاهش تعداد حرکات بدن در نوزادان نارس کمک نماید.

    کلیدواژگان: اکسیژن رسانی، تنفس، حرکات بدن، روشنایی، سر و صدا، نوزاد
|
  • M. Foadoddini Pages 227-230
    Today, journals are trying to improve their rankings both at local and international scales. Achievement of the journal relies heavily on our ability to publish articles in scientific journals with the highest quality. In this regard, high quality manuscript review plays an important role in supporting editors-in-chief an d executive s to choose the most relevant papers and also helping authors to improve their manuscript quality to the highest possible level. Peer review process is considered an integral part of scholarly communication helping to ensure validity, increase accuracy, and enhance content prior to publica­tion. A good peer review includes an assessment of many dimensions of manuscript, but the most important dimensions include the overall quality, scientific quality, novelty, and relevance to the journal. We discuss these topics in this letter to emphasize on the importance of a good review.
  • S. Naeim Hassani, Sh Tabiee, S.A. Saadatjoo, T. Kazemi Pages 231-240
    Background And Aim

    Heart failure is a chronic disease that affects the physical and psychological aspects of life. Psychological adaptation of patients needs follow-up and training. The purpose of this study was to determine the effectiveness of an educational program based on Roy adaptation model on the psychological adaptation in patients with heart failure.

    Materials And Methods

    This clinical randomized trial was performed on 60 patients with heart failure admitted in Vali-e-Asr Hospital and Heart Research Center in Birjand in 2013. The patients were selected through the convenience sampling and randomly allocated to an intervention group and a control group (30 individuals in each group). The data was collected using Roy assessment form and Mental Health Inventory (MHI-38) whose reliability are confirmed in previous studies. The content validity of the Mental Health Inventory was first confirmed. Later, in order to check for its reliability, it was given to 20 individuals for which Chronbach's alpha was 0.91. The intervention group received an educational program based on maladaptive behavior and stimuli which was followed by a follow-up period of one month. The control group received the regular service. The data were analyzed in SPSS (version 15) using independent t test, paired t test, Mann Whitney, Wilcoxon, Fisher Exact Test, and Chi square.

    Results

    Mean scores for maladaptive behaviors and the number of maladaptive behaviors showed no significant differences before the intervention, while the difference was significant after the intervention in the two groups (p<0.001). In the intervention group, the dimensions that had significant decrease included physiological (p<0.001), self-concept (p<0.001), interdependence (p<0.004), and role function (p<0.001). The psychological adaptation scores mean significantly increased in the intervention group (p<0.001). However, there was no significant difference in the control group in the different dimensions (p>0.05).

    Conclusion

    Using an educational program based on Roy adaptation model can be effective on the psychological ad aptation and reduc tion of maladaptive behaviors in patients with heart failure. In this regard, nurses can play a more effective role in improving the psychological adaptation of patients using the educational program.

    Keywords: Roy Adaptation Model, Educational Program, Psychological Adaptation, Heart Failure
  • Y. Azadmanesh, J. Azimian, H. Jahani Hashemi, A. Shahrokhi, Sh Naemian Pages 241-248
    Background And Aim
    Urinary tract infections (UTIs) are the most common bacterial infections in all age ranges, and indwelling catheter in the bladder is a predisposing factor for them. Any action to reduce or prevent the occurrence of bacteriuria is very important; taking care of the catheter is among such actions which is no doubt of nurses’ duties. This study aims to examine the effect of washing meatus urinary region with Chlorhexidine and Betadine solutions on the appearance of bacteriuria in patients hospitalized in Neuro-Internal Ward with fixed urinary catheter suffering from brain stroke (CVA).
    Materials And Methods
    This study was a clinical one. Seventy-five patients with CVA were admitted in the Neuro-Internal Ward after 24 hours of catheterization. In order to synchronize, random blocking method was used. The samples were divided into three groups of 25 persons. The Meatus region of the two case groups were washed by chlorhexidine and Betadine and that of the control group by normal saline for as long as 5 minutes a day and at most 10 days. Culture tests and urine analysis were performed on days 1-5 and 10. Demographic information questionnaire and NIHSS scale were used to study the characteristics of patients. Its validity was confirmed, and its reliability was found to be 0.9. For data analysis, descriptive and inferential statistics such as chi-square and ANOVA were used by SPSS (version 16).
    Results
    The comparison of the three indicators of infection (number of positive cultures, the rate of bacteriuria, and Pyuria) in the chlorhexidine, Betadine, and normal saline groups showed no significant difference between the groups on the fifth day. Yet, their comparison on the fifth through the tenth day indicated significant difference between chlorhexidine and normal saline in indicators of positive cultures numbers (chlorhexidine with 16% and normal saline with 56% (p=0.02) although it was not significant for the other two indicators. The comparison of Betadine and normal saline also showed the significant difference of these three indicators only in terms of positive cultures numbers (28% for the Betadine group and 56% for the normal saline group (p=0.02). It was not significant for the two other indicators. The comparison of Chlorhexidine and Betadine revealed no statistically significant difference between the three indicators of infection.
    Conclusion
    Chlorhexidine and Poidon Iodine can better than Normal Salin reduce the level of urinary infections in meatus of patients who are hospitalized in Neuro-ward and expected to have catheter for more than five days.
    Keywords: Stroke, Bacteriuria, Betadine, Meatus washing, Chlorhexidine
  • H. Feghhi, A. Saadatjoo, R. Dastjerdi Pages 249-256
    Background And Aim

    Diabetes is a chronic disease that can affect the physical, psychosocial, and social adaptation of patients. This study aimed to assess the psychosocial adaptation of patients with type 2 diabetes who referred to the Diabetes Research Center of Birjand.

    Materials And Methods

    In this descriptive‒analytical study, 120 diabetic patients who referred to the Diabetes Research Center of Birjand in the spring of 2013 were selected through convenience sampling. Data collection tools included Demographic Information Form and Psychosocial Adaptation to Illness Survey (PAIS), whose content validity was confirmed by 10 members of the faculty; its reliability for 20 patients was calculated as 0.94 using the Cronbach's alpha. The obtained data was analyzed in SPSS (version 15) using independent t-test and ANOVA at the significant level of P<0.05.

    Results

    The overall mean score for psychosocial adaptation in the study was 1.28±0.43 which was at a moderate level. As education level increased in participants, the overall mean score for psychosocial adaptation and the components of family environment, social environment, and psychological disorders also increased in a significant way. However, mean scores of psychosocial adaptation in vocational environment, sexual relationship, and social environment decreased along with increase in the duration of diabetes.

    Conclusion

    The results of this study showed that psychosocial adaptation of type 2 diabetic patients was moderate and that demographic factors were effective on psychosocial adaptation of these patients. Therefore, it seems necessary to plan for educational and caring interventions by health centers to enhance psychosocial adaptation, and hence, more effective medical treatment.

    Keywords: Illness, Type 2 Diabetes, Psychosocial Adaptation
  • Hamideh Dehghani, Khadijeh Dehghani, Khadijeh Nasiriani, Homayon Banaderakhshan Pages 257-263
    Background And Aim
    Patients who are hospitalized for heart surgery have some degree of anxiety which may cause adverse physical and psychological effects. Familiarizing patients with heart surgery can increase their participation in self-care programs and may probably be a method for controlling anxiety. This study aimed to determine the effects of orientation about cardiac surgery on anxiety in patients undergoing coronary artery bypass grafting.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 100 candidates for coronary artery bypass surgery hospitalized in the heart ward of Afshar Hospital in Yazd were selected and randomly assigned to two groups of 50 subjects. Data were collected both before and after surgery and after education in the case group by standard Spielberger Trait Anxiety Inventory whose validity and reliably were confirmed in previous studies. Data were analyzed in SPSS (version 16) using paired t test and independent t test.
    Results
    Preoperative anxiety score mean was 47.90±6.49 in the case group and 47.04 ±8.25 in the control group. The mean anxiety score in the case group reduced to 37.54 ±6.20 after the education which was significant (P=0.0001).
    Conclusion
    Based on the findings, familiarization of patients with heart surgery reduces their anxiety of coronary artery bypass graft surgery. It is, therefore, necessary that nurse managers develop and implement clear policy for reducing anxiety especially as regarding high-risk patients.
    Keywords: Patient Orientation, Anxiety, Coronary Artery Bypass Graft, Surgery
  • Gh Mahmoudi Rad, S. Naeim Hassani Pages 264-271
    Background And Aim
    Staff of any organization are the main index for the superiority of the organization. Organizational commitment is an important predictor of organizational behavior whose analysis can help leaders and supervisors to identify the potential problems. This study was conducted to investigate the relationships between nurse's burnout and organizational commitment at Valiasr Hospital of Birjand in 2011.
    Materials And Methods
    In this descriptive-correlational study, 146 nurses were selected through the convenience sampling. Data were collected by Maslach's Job Burnout as well as Meyer and Allen’s Organizational Commitment Questionnaires whose reliability and validity were confirmed in previous studies. Data were analyzed in SPSS (version 15) using independent t test, ANOVA, Pearson correlation and linear regression at the significant level of 0.05.
    Results
    Burnout and organizational commitment mean scores were 72.87±20.02 and 95.01±14.25 respectively.There was a negative significant correlation between nurse's burnout and dimensions of organizational commitment (p<0.05) including affective (p<0.001) and normative (p<0.01) dimensions. a lso, there was a significant correlation between organizational commitment and sex; however, there was no significant correlation with other demographic variables.
    Conclusion
    According to the results of this study, which indicates a significant correlation between burnout and organizational commitment, it seems that organizational factors are more influential than personal ones on organizational commitment. Managers can reduce burnout and enhance commitment by controlling factors influential on job burnout.
    Keywords: Nurse, Organizational Commitment, Burnout
  • R. Zeighami, J. Azimian, M. Haghi, B. Kaboodi, B. Bijani Pages 272-278
    Background And Aim

    Nursing work in emergency departments is tangled with unbearable hardship and high working pressure as well as an increased risk of occupational injuries. Needle stick injury is among such risks. Incidence of these injuries differs in different hospital wards. This study aimed to determine needle stick injury risks in emergency ward in comparison with other wards of Qazvin hospitals in 2010.

    Materials And Methods

    This historical cohort study was done on nursing staff working in Qazvin hospitals. Statistical population included nursing staffs at Qazvin hospitals who were responsible for direct patient care. From among nurses working in the emergency wards, 52 were selected. Control group consisted of 258 nurses who had worked in other wards of the same hospitals. The research instrument was a self-administered questionnaire. To determine validity and reliability of the Instrument, content validity and test-retest were performed. The collected data was analyzed using Independent t test, Mann-Whitney, Chi-Square, Fisher Exact Test, and Logistic Regression through SPSS (version 16) at 0.05.

    Results

    Risk of injury in emergency ward was three times more than other wards (p<0.01). The average numbers of beds in emergency wards and in other wards were 24.2 ±. 6.7 and 18.1 ± 10.7 respectively. Nonetheless, number of nurses on different shifts in emergency wards, especially in the evening shift, was significantly lower (p<0.05). However, according to logistic regression analysis, the work in emergency ward was an independent risk factor for needle stick injuries (p<0.05).

    Conclusion

    The risk of needle stick injuries among nurses in emergency wards is dramatically higher than other wards. It seems that more beds per nurse affects this increased risk. It is proposed that the number of nurses in emergency departments be increased, especially in the evening shift so that the risk of this serious injury may be reduced.

    Keywords: Needle Stick Injury, Nurse, Working in the Emergency Department
  • T. Khazaie, Gh Sharifzadeh, M. Jahed Sarawani, T. Khazaei, H. Hedayati Pages 279-287
    Background And Aim
    Inappropriate use of mobile phones may lead to pathological stress in some people. Identification of people at risk, the underlying conditions, and prevention are necessary. Uncontrolled emotions can lead to addictive and compulsive behaviors. Thus, this study aimed to determine the relationship between mobile phone dependency and student's emotional intelligence in Azad University of Birjand in 2012.
    Materials And Methods
    This descriptive-analytical study was conducted on 312 students who were chosen with systemic random sampling method. Tools to collect data included Bar-On’s 90-item five-scale Emotional Intelligence Scale and 20-item mobile dependency questionnaire in three areas. In the mobile questionnaire, scores greater or equal to 70 indicated addiction, between 63-70 suggested intensive uses, and scores less than 63 implied moderate use. Reliability coefficient was 0.93. Students were selected by systematic random sampling. The data were analyzed in SPSS (version 14) using Chi-square, Fisher exact test, independent t test, and ANOVA as well as Pearson correlation and regression.
    Results
    From among the 312 students with the mean age of 22.16±3.39 years, 90% (283) were moderate users, 7.4%(23) intensive users, and 1.9%(6) were addicted. M obile dependency had a significant difference with time of mobile use but not with the mean score of emotional intelligence. Mobile dependency was more in married and master students. Mean score of students’ mobile dependency was 45.59±11.61, and the highest score was related to insisting field (18.91±4.70). There was a positive significant relationship between emotional intelligence and mobile dependency; the correlation coefficient between mobile dependency and emotional intelligence was 0.29. Regression suggested that emotional intelligence can predict dependency on mobile use.
    Conclusion
    Mobile dependency can be predicted on the basis of emotional intelligence. Mobile dependency can be prevented by identification of individuals at risk and underlying conditions and controlling emotional stresses.
    Keywords: Mobile Phone, Student, Prevalence, Dependency, Emotional Intelligence
  • Sh Beiranvand, F. Valizadeh, R. Hosseinabadi Pages 288-295
    Background And Aim

    Upon skin-to-skin contact with the mother, newborns immediately seek their mother's breast and start sucking without help. The aim of this study was to determine the effect of skin-to-skin contact on breast feeding status in full term cesarean section newborns.

    Materials And Methods

    In this randomized clinical trial conducted by convenience sampling, 90 pairs of mothers and cesarean section infants were selected and randomly assigned to skin-to-skin (case group; n=46) and routine care (control group; n=44). In the case group, the mother and newborn were transferred to the ward after cesarean section, and the naked infants in diapers were positioned between their mother’s breasts in a prone position for 1 hour. In the control group, the infant was dressed and put in the cot and later embraced by their mothers to be breastfed according to hospital routine care. During one hour of skin-to-skin contact, the mothers in the two groups were educated in breastfeeding. After one hour, the status of breastfeeding was assessed by the Infant Breastfeeding Assessment Tool (IBAT). The data were analyzed in SPSS (version 17) using descriptive statistics including frequencies, means, standard deviations, independent t tests, and Chi-square.

    Results

    The chi-square test showed significant difference between full term infants’ breastfeeding status in skin-to-skin group and the control group in terms of readiness to breastfeed (p=0.021) and sucking (p=0.03) Concerning latching Concerning latching. Furthermore, the means of breastfeeding assessment total score showed a significant difference in the skin-to-skin group (8.76±3.63) and in the routine care group (7.25±3.5) (p=0.048).

    Conclusion

    Skin-to-skin contact of the mother and the newborn for one hour after cesarean delivery can enhance infant’s breastfeeding success.

    Keywords: Breastfeeding, Skin, to, Skin Contact, Mother, Newborn, Full, Term Infant
  • S. Jodat, Z. Farajzadeh, S.A. Saadatjoo Pages 296-304
    Background And Aim

    Nurses plays an important role in the development of health care and treatment. Thus, a main task of a nursing director is to pay attention to the motivational energies of nurses. This study aimed to determine the job motivation of nurses working in Valiasr Hospital of Birjand in 2013.

    Materials And Methods

    This descriptive cross-sectional study was conducted on 117 nurses in Valiasr Hospital of Birjand who were selected by census. Data were collected using the Herzberg's Motivation- Hygiene Questionnaire which consisted of 30 items and 11 components with 5 Likert scale. Its reliability and validity were confirmed in previous studies. Data were analyzed in SPSS (version 16) using independent t test and ANOVA at the significant level of p<0.05.

    Results

    In this study, nurse's overall score for job motivation was moderate with a mean score of 2.9±0.5. Intrinsic motivation al factors were more important than health factors (extrinsic) in creating job motivation. The most and least important motivational factor from among the components of motivational factors were the nature of work (3.8±0.8) and identification (2.3±0.9) and from among the components of health factors, related cooperation (3.8±0.7) and job security (1.8±0.8). There was no statistically significant difference in the overall motivation mean score in terms of demographic characteristics.

    Conclusion

    In light of nurse's job motivation and intrinsic motivational factors, it is recommended that nurse managers pay more attention to factors such as staff appreciation, economic problems, security, and working conditions.

    Keywords: Job Motivation, Nurses, Motivational Factors, Health Factors
  • Zh Rahimi, S. Salimi Pages 305-315
    Background And Aim
    Blended learning is a combination of two or more educational methods that takes advantage of other training methods such as multimedia courses, seminars, and e-learning in addition to attending classes. This study aimed to assess nursing students’ experiences of blended learning and to evaluate the effectiveness of this method.
    Materials And Methods
    This study used content analysis methodology and had a qualitative approach. For this reason, 30 third-semester nursing students from Urmia Islamic Azad University were selected through purposive sampling. Medical-Surgical II was prepared and implemented for the purposes of this study. At the end of the semester, students’ experiences were derived using focus group interview during four sessions. The content analysis method was used for data analysis.
    Results
    Three main themes and n ine sub-themes were extracted from the results. The main themes included "benefits of blended learning", "offers for increasing efficiency of blended learning", and "disadvantages of blended learning". Participants expressed that blended learning is more useful than traditional education, and leads to ease of understanding learning, increases motivation to continue to higher education, and reduces test anxiety.
    Conclusion
    In comparison with traditional learning, blended approach improves learning, has positive impact on exam results, and improves working skills with computers. Therefore, using blended education in medical training is strongly recommended.
    Keywords: Blended Learning, Experiences, Nursing Students, Qualitative Study
  • Z. Abdeyazdan, P. Taheri, E. Abbasi, N. Fathizadeh Pages 316-322
    Background And Aim

    Prematurity is the main reason for NICU hospitalization. ‍Care of neonates in NICU must be qualified to decrease their stress. The present study aimed to determine and compare the mean of physiologic responses of preterm infants before and during a designed program to decrease stressful stimuli in the NICU.

    Material And Methods

    In this single-group quasi-experimental study, 31 preterm infants hospitalized in the NICU of Al-Zahra Hospital in Isfahan, who had inclusion criteria, were selected by randomization method and enrolled after parents’ consent. The interventions included decreasing noise and light in the environment and neonatal handling for two consecutive days, each day for 2 hours. Their respiratory rate, SPO2, and frequency of body movements were measured before and during the intervention. Data were analyzed using paired t test in SPSS (version 16).

    Results

    The mean percentage of SPO2 increased but the mean number of body movements decreased significantly compared with the time before the intervention and during the intervention (p<0.05). However, there was no significant change in respiratory rate (p=0.44).

    Conclusion

    The findings showed that creating periods of low light and noise stimulation in the NICU can greatly help to improve SPO2 and decrease body movements in preterm infants.

    Keywords: Oxygenation, Respiratory Rate, Body Movement, Light, Noises, Handling Newborn