علی عباسی
-
ارائه الگویی جامع جهت تعریف الزامات فنی سامانه های پیچیده در دفاتر طراحی
در این مقاله ابتدا الگویی جامع و جزئی جهت تعریف الزامات فنی طراحی سامانه های مهندسی مورد طراحی در دفاتر طراحی ارائه شده است. از دیدگاه نظری سعی شده است که الگوی پیشنهادی شامل دسته بندی های کلی الزامات فنی ارائه شده در استانداردهای بین المللی و ملی و همچنین مراجع مهم موجود در زمینه مهندسی سیستم باشد. از دیدگاه عملی نیز ارائه این الگو برپایه تجربه عملی تعریف الزامات فنی طراحی تنوع و تعداد زیادی از سامانه ها و ابرسامانه های پیچیده الکتریکی، الکترونیکی، کامپیوتری، مخابراتی، مکانیکی، و الکترو مکانیکی است. همچنین در این مقاله خلاصه نتایج تعریف الزامات فنی برای نوعی سامانه بین المللی ایمنی و نجات دریایی (GMDSS) به عنوان یکی از سامانه های مخابراتی ضروری نوعی شناور سطحی مطابق الگوی پیشنهادی ارائه شده اند. بنابراین الگوی پیشنهادی می تواند درمورد تعریف الزامات فنی طیف وسیعی از سیستم های مهندسی در دفاتر طراحی مورد استفاده قرار گیرد.
کلید واژگان: الزامات فنی, انتظارات ذینفعان, مهندسی سیستم, دفتر طراحی, سامانه مخابراتیProviding a comprehensive model to define the technical requirements of complex systems in design officesIn this paper, firstly, a comprehensive and detailed model is presented to define the technical design requirements of engineering systems to be designed in design offices. From a theoretical point of view, it has been tried that the proposed model includes the general categories of technical requirements presented in international and national standards, as well as important references in the field of system engineering. From a practical point of view, the presentation of this model is based on the practical experience of defining the technical requirements for the design of a variety and a large number of complex electrical, electronic, computer, telecommunication, mechanical, and electromechanical systems. Also, as an example in this paper, the results of the definition of technical requirements for a type of Global Maritime Distress and Safety System, GMDSS, as one of the essential telecommunication subsystems of a type of surface vessel according to the proposed model, are briefly presented. Therefore, the proposed model can be used to define the technical requirements of a wide range of engineering systems in design offices.
Keywords: Technical Requirements, Stakeholder Expectation, System Engineering, Design Office, Telecommunication System -
گیاه کاملینا (Camelina sativa) گیاهی گل دار از تیره کلمیان Brassicaceae است. این گیاه متحمل به سرما و دارای ارزش غذایی بالا و گیاهی چند منظوره است. تنش شوری یک مشکل در حال گسترش در زمین های کشاورزی ایران و جهان است که رشد و نمو گیاهان را کاهش می دهد. اینکه این گیاه نسبت به تنش شوری چه واکنشی دارد و چگونه می شود مقاومت آن را بهبود بخشید در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. بهبوددهنده های مختلفی برای افزایش مقاومت در برابر تنش ها توصیه شده است. در این پژوهش بر روی گیاه کاملینا، کیتوزان و آهن همراه با شوری اعمال شده است. کیتوزان از ترکیباتی است که سبب تحریک سیستم ایمنی گیاه جهت محافظت در برابر عوامل تنش زا می شود و عنصر آهن نیز در ساختار سیتوکروم ها، در فتوسنتز و تنفس، در تثبیت N2 نقش مهمی دارد. جهت عملی کردن این پژوهش، این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های تصادفی با سه تکرار در دانشگاه خوارزمی در سال 1402 انجام شد. در پژوهش حاضر سطوح شوری 0، 8، 12 دسی زیمنس بر متر معادل 0، 12/5، 6/7 گرم بر لیتر کلرید سدیم مورد بررسی قرار گرفت و تیمار کیتوزان با غلظت های صفر، 2/0 و 4/0 گرم بر لیتر و آهن نیز با غلظت های صفر، 3 و 6 گرم بر لیتر و برهمکنش غلظت های مختلف آن ها، جهت بهبود رشد مورد بررسی قرار گرفت. در پی تنش شوری آنتی اکسیدان های آنزیمی مختلف واکنش متفاوتی از خود نشان دادند. فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز در پی افزایش تنش شوری و در مقایسه با شاهد ابتدا افزایش و سپس کاهش پیدا کرد. فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز در مقایسه با شاهد در ابتدا افزایش داشته و در ادامه تغییرات چندانی ثبت نکرد و فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) با افزایش تنش شوری در مقایسه با شاهد افزایش یافت. در بررسی همزمان اثر الیسیتور کیتوزان و عنصر آهن و تنش شوری مشاهده شد که الیسیتور کیتوزان با افزایش فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز، رنگیزه های فتوسنتزی، وزن تر اندام هوایی و کاهش مالون دآلدهید، آب اکسیژنه، آسکوربات پراکسیداز و آنتوسیانین موجب بهبود شرایط تنش گردیده که این امر این نشان دهنده آن است که اثر الیسیتور و عنصر آهن بر تنش شوری بهبود دهنده بوده است.
کلید واژگان: آسکوربات پراکسیداز, آهن, شوری, کاملینا, کیتوزانCamelina (Camelina sativa) is a flowering plant from the Brassicaceae family. This cold-resistant plant has high nutritional value and is a multipurpose plant. Salinity stress is a growing problem in the agricultural lands of Iran and the world, which reduces the growth and development of plants. How this plant reacts to salinity stress and how to improve its resistance have been considered in this category. Various improvers have been recommended to increase resistance to stress. In this research, chitosan and iron, together with salt, have been applied to Camelina. Chitosan is one of the compounds that stimulates the plant's immune system to protect against stress factors, and the iron element plays an important role in the structure of cytochromes, photosynthesis and respiration by fixing N2. In order to implement this research, this experiment was carried out based on a randomized block design with three replications at Kharazmy Universityin 1402. In the present research, we investigated the salinity levels of 0, 8, 12 ds/m, equivalent to 0, 5.12, and 7.6 g/L of NaCl, and chitosan treatment with concentrations of 0, 0.2, and 0.4 g/L, and iron was also investigated with concentrations of 0, 3, and 6 g/l and the interaction of their different concentrations to improve growth. Following salt stress, different enzymatic antioxidants showed different reactions. The activity of the ascorbate peroxidase enzyme increased after the increase in salinity stress, and compared to the control, the activity of the peroxidase enzyme increased in the beginning compared to the control and did not record many changes, and the activity of the enzyme phenylalanine ammonia-lyase (PAL) increased with increased salinity stress compared to the control. In the combined study of the effect of chitosan elicitor and iron element on salinity stress, it was observed that chitosan elicitor improved the stress conditions by increasing the activity of peroxidase enzyme, photosnthase pigments, shoot fresh weight, and decreasing MDA and H2O2, the activity of ascorbate peroxidase enzyme and anthocyanin did not change much and this indicates that the effect of elicitor and iron element on salinity stress has improved.
Keywords: Ascorbate Peroxidase, Camelina, Chitosan, Iron, Phenylalanine Ammonia-Lyase, Salt -
یکی از مهم ترین عناصر رمان های پاتریک مودیانو جست وجوی هویت است، اما همه جست وجوها برای رسیدن به هویت نیست. روایت محله گمشده با کنش دوری از هویت آغاز می شود و پایان می یابد. در گفتار پیش رو درصددیم به کمک برنامه روایی هنجارگونه و الگوی کنشگران آلژیراد گرماس به این پرسش پاسخ دهیم که چرا مسئله هویت که در وضعیت ابتدایی به جست وجوی کنش های رخ داده در زمان گذشته منجر می شود با مسئله هویت در انتهای روایت متفاوت است؟ در ابتدا برنامه روایی و ساختاربندی های ممکن ارائه شد و سرانجام در ساختاربندی نشانه معناشناختی، داستان به صورت چند سکانس که هریک نمونه ای کوچک از کل روایت است در نظر گرفته شد. بررسی ها نشان داد ساختاری که از یک سکانس به دست می آید به تمام ساختار رمان منتقل شده است، گویی این دو روایت تار و پودی مشابه دارند و به نوعی ساختار روایت در سکانس جزئی با ساختار کلی روایت در هماهنگی و انطباق است. در ادامه، ترسیم الگوی کنشی داستان نشان داد یک نفر هم زمان در نقش سه کنشگر اصلی روایت ظاهر می شود؛ یعنی کنشگر فاعل، کنشگر فرستنده و کنشگر گیرنده در این داستان یکی هستند و شیء ارزشی به سبب همین اثرات متقابل ارزش خود را برای کنشگر فاعل از دست می دهد.کلید واژگان: نشانه معناشناسی, برنامه روایی, الگوی کنشی, محله گمشده, مودیانو, گرماس, هویتOne of the most important elements of Patrick Modiano's novels is the investigation of identity. A Trace of Malice begins and ends with distance from the identity. This article tends to find why the identity issu in the initial situation, which has led to some investigations in actions happened in the past, is different from the identity issu at the end of the novel. In order to answer this question, we use the narrative programs and the model of actors by Algirad Greimas. So, the text has been divided into three different structures : surface structure, functional structure and semiotics structure. In semiotics structure, we cut up the text into some sequences; each sequence is considered like a sample of whole text. It seems that what we can find in each sequence exists in whole text. At the end, we have presented the actantial model. As a result, we have found that one person appears at the same time in the role of the three main actants in the narrative: subject, sender and receiver. Three roles by one person might be the reason why the object loses its value for principal actant.Keywords: ''Semiotic'', ''Narrative Program'', ''Actantial Model'', ''A Trace Of Malice'', ''Modiano''
-
شهری که دوست می داشتم، یک داستان فارسی است که توسط نادر ابراهیمی نویسنده معاصر نوشته شده است. کتاب، داستان دو کودک را روایت می کند که دوستی کودکانه شان به عشقی شورانگیز در جوانی می انجامد. در این کتاب مکان همانند یک شخصیت حضور دارد و تحت تاثیر شرایط و در گذر زمان دچار استحاله می شود. تغییر زمان و مکان، بر زندگی قهرمان ها تاثیر دوچندانی می گذارد و مکان همتای درون شخصیت ها دچار تحول می شود. در این مقاله ما رابطه متقابل شخصیت و مکان و حضور شخصیت داستانی در محله و شهر را با هدف آنالیز این رابطه بررسی می کنیم. روش این بررسی متاثر از ایده های میشل کولو و مثلث من، جهان، کلمه است. همچنین به جغرافیای زیسته قهرمان می پردازیم و این تداخل جغرافیا و ادبیات و رابطه متقابل این دو به ما کمک می کند تغییر موازی مکان و شخصیت را بررسی کنیم.
کلید واژگان: جغرافیای ادبی, میشل کولو, نقشه نگاری, نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می داشتمRecherches en Langue et Littérature Françaises, Volume:18 Issue: 33, Spring and Summer 2024, PP 1 -21Retour dans cette ville tant aimée écrit par Nâder Ébrahimi est un récit contemporain persan qui raconte l’histoire d’une amitié d’enfance qui se prolonge jusqu’à la jeunesse et qui se termine par l’amour. Il s’agit d’une relation turbulente qui est fortement influencée par l’espace. Dans ce livre, l’espace est comme un personnage romanesque, vivant et changeant, au courant de l’histoire, elle se métamorphose et influence différemment les personnages. Il s’agit des changements d’une ville où le héros avait vécu pendant longtemps et qu’il avait quittée. Quand il y revient, la ville a subie des changements considérables de sorte qu’elle lui semble totalement différente. Dans cette recherche, nous allons étudier la relation réciproque entre l’espace et le personnage, tout en analysant la présence du personnage dans l’espace et le résultat de cette rencontre dans la ville, dans la rue et dans le quartier. Afin d’analyser la relation du personnage et de l’espace, nous penchons sur des idées de Collot (le triangle moi, monde, mot), nous étudions l’espace dans l’optique de la cartographie littéraire. Il y a des éléments axiaux, dans ce livre, qui fonctionnent en tant que la géographie expérimentée du héros et des itinéraires parcourus par les personnages. Ils nous montrent l’interaction entre la géographie et la littérature, une relation réciproque qui nous aide à trouver la polarisation, ainsi que les changements de l’espace et parallèlement les changements du personnage.
Keywords: Cartographie, Géographie Littéraire, Michel Collot, Nâder Ébrahimi, Retour Dans Cette Ville Tant Aimée -
این پژوهش بر مفهوم زمان نزد شارل بودلر تمرکز دارد. خمودگی و اضطراب ناشی از گذر زمان به عنوان موانع بزرگی توصیف می شوند که او را از رسیدن به ایده آل خود باز می دارند. وقتی پیمودن فضا باپیمودن زمان پیوند برقرار کند، به ما اجازه می دهد انرژی چرخه های زمانی را جذب کنیم. یعنی در این فضا می توانیم خود را به دست زمان بسپاریم تا به راحتی بر موانع حیات غلبه کنیم. بنابراین، آنچه ما در تلاشیم تا بدانیم این است که آیا بودلر از گذر زمان می ترسد. سپس، نشان می دهیم که اضطراب زمان در آگاهی او به چه شکلی ظاهر می شود. با استفاده از روش ژان بورگوس، بر اساس هماهنگی زبان شاعرانه و خیال پردازی و با تحلیل اشعار بودلر (گل های بدی) Les Fleurs du Mal سعی در یافتن پاسخی برای این پرسش ها داریم. برای انجام این کار، ما به دنبال یک طرح هدایت کننده از پیشرفت هستیم که فرار از زمان را در قالب یک نوشتار از حیله بپذیرد. لازم به ذکر است که پژوهش ما به برتصویر متمرکز است.
کلید واژگان: اضطراب, گذر زمان, خیال پردازی, تصویر, حیلهCette étude se concentre sur le concept du Temps chez Charles Baudelaire. L’Ennui et l’angoisse de la fuite du temps sont décrits comme de grands obstacles qui empêchent l’auteur d'atteindre son Idéal. Lorsque le voyage dans l’espace est lié au voyage dans le temps, il permet d’absorber l’énergie des cycles temporels. Cela signifie que dans cet espace, on peut se laisser entre les mains du temps afin de pouvoir surmonter facilement les obstacles de la vie. Or, on cherche à découvrir si Baudelaire craint le passage du temps. Ensuite, on démontre sous quelles formes l’angoisse du temps se présente dans sa conscience. Grace à la méthode de Jean Burgos, basée sur la coordination du langage poétique et de l’imaginaire et en analysant les poèmes de Les Fleurs du Mal de Baudelaire, on essaie de trouver des réponses à ces questions. Pour cela, on cherche un schéma directeur de progression qui accepte l’évasion du temps sous forme d’une écriture poétique de la ruse. Signalons que notre étude s’intéresse à l’image.
Keywords: L’Angoisse, La Fuite Du Temps, L’Imaginaire, L’Image, La Ruse -
موضوع تحقیق:
تولید پروپیلن به دلیل فرآورده و مشتقات با ارزشی مانند پلیمرها، حلال ها، رنگ ها و... بسیار حائز اهمیت است و یکی از مهم ترین بلوک های سازنده در صنعت شیمیایی است. فرآیندهای شکست حراتی و شکست کاتالیستی علاوه بر محدودیت های گزینش پذیری پایین، مصرف بالای انرژی و انتشار قابل توجه CO2 ، نمی تواند تقاضای رو به افزایش پروپیلن را برآورده کنند. در چند دهه اخیر هیدروژن زدایی از آلکان های سبک، به دلیل بازده بالای پروپیلن، ایمنی و هزینه عملیاتی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. کاتالیست های Pt-Sn و CrOx که به طور گسترده در فرآیند هیدروژن زدایی پروپان (PDH) مورد استفاده قرار می گیرند، فعالیت هیدروژن زدایی و گزینش پذیری مطلوبی دارند؛ با این حال محدودیت های قیمت، غیر فعال شدن و مشکلات زیست محیطی جدی دارند و محققان را به بهبود پایداری در برابر کک، تف جوشی کاتالیست های Pt و یافتن کاتالیزورهای جدید و طرفدار محیط زیست سوق داده است.
روش تحقیق:
یکی از مسائل چالش برانگیز در فرآیند PDH دستیابی کاتالیست مناسب است. راهکارهای متعددی از جمله اصلاح پایه و معرفی مواد افزودنی برای تقویت عملکرد کاتالیستی و غلبه بر مشکلات و افزایش پایداری مقاوم کاتالیست های پلاتین و کروم پیشنهاد شده است. درک رابطه ساختار - عملکرد کاتالیست ها در طول واکنش PDH برای دستیابی به نوآوری در کاتالیست های جدید با کارایی بالا ضروری است.
نتایج اصلی:
این پژوهش با هدف معرفی ویژگی های واکنش هیدروژن زدایی، پیشرفت ایجاد شده در توسعه کاتالیست و چالش های موجود درک عمیقی از مکانیسم واکنش و نقش آن در توسعه و جهت های آتی کاتالیست برای توسعه کاربردی و صنعتی ارائه می دهد.
کلید واژگان: هیدروژن زدایی پروپان, پروپیلن, اولفین, کاتالیست مبتنی بر کروم, کاتالیست مبتنی بر پلاتینResearch subject:
Propylene is one of the most prominent gases due to some valuable products and derivatives such as polymers, solvents, dyes, etc., which makes it one of the most important building blocks in the chemical industry. Due to the limitations of steam cracking and fluid catalytic cracking processes in terms of low selectivity, energy consumption, and significant CO2 emission, these processes cannot fulfill the growing demand for propylene. In recent decades, the dehydrogenation of light alkanes to produce light olefins, especially propane dehydrogenation (PDH), has attracted much attention. Pt-Sn and CrOx catalysts, which are widely used in this process, have good dehydrogenation activity and selectivity; However, the limitations of price, deactivation, and environmental problems are serious and have led researchers to improve coking stability, sintering Pt catalysts, and find new and environmentally friendly catalysts.
Research approach:
One of the challenging issues in the PDH process is achieving appropriate catalyst. Several solutions, including modification of the base and introduction of additives, have been proposed to enhance the catalytic performance overcome the problems, and increase the resistant stability of Pt, Cr catalysts. Understanding the structure-performance relationship of catalysts during the PDH reaction is essential to achieve innovation in new high-performance catalysts. This research aims to introduce the characteristics of the dehydrogenation reaction, the progress made in the development of the catalyst, and the existing challenges. This research provides a deep understanding of the reaction mechanism and its role in the development and future directions of the catalyst for practical and industrial development.
Main resultsThis study offers a detailed understanding of how the reaction mechanism works and its significance in the development and future directions of the catalyst for practical and industrial advancement.
Keywords: Propane Dehydrogenation, Propylene, Olefin, Cr-Based Catalysts, Pt-Based Catalysts -
گرماس به عنوان مشهورترین نظریه پرداز "معناشناسی روایت" معتقد است که ساختار یک روایت همچون ساختار یک جمله، از دستور زبان خاص خود برخوردار است. وی با ارائه مدل هایی همچون الگوی کنشی، برنامه روایی، مربع معنایی و... سعی در ساختارمند کردن روابط میان نشانه های دلالت مند یک اثر دارد تا از این طریق با گذار از روساخت به ژرف ساخت، به درک ساختارهای درونی معناساز متن دست یابیم. در این بررسی برآنیم تا با بهره گیری از مدل های ارائه شده توسط گرماس به بررسی کارکرد روایی در رمان و اگر حقیقت داشتاثر نویسنده فرانسوی، مارک لوی، بپردازیم. در حقیقت با انجام این بررسی در پی یافتن پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه کارکرد روایی به عنوان اصل سازمان دهنده گفتمان به ایجاد معنا و بازتاب ارزش های موردنظر نویسنده کمک کرده است؟ پیش فرض ما در این پژوهش آن است که متن متشکل از مجموعه ای از عناصر نشانه-معناشناختی در سطح و عمق است که بین آن ها روابط معناسازی وجود دارد. لذا هدف از این بررسی، مطالعه الگوی کنشی، برنامه روایی و مربع معنایی در این رمان است تا مشخص شود چگونه این عناصر، گفتمان را معنادار می کنند. یافته های این بررسی نشان می دهند که در این داستان با مجموعه ای ساده از برنامه های روایی کاربردی مواجه نیستیم، بلکه شاهد مجموعه ای از برنامه های روایی هستیم که به موازات هم پیش می روند، این امر بیانگر پیچیدگی سیر روایی سوژه کنشی است. از بررسی مربع معنایی درمی یابیم که کنشگر اگرچه موقتا در موقعیت مرگ قرار می گیرد اما سرانجام از آن خارج شده و به زندگی برمی گردد؛ این بیانگر ارزش های مثبت اندیشی نویسنده است.
کلید واژگان: کارکرد روایی, مربع معنایی, برنامه روایی, الگوی کنشی, گرماسIntroductionGreimas, as the most famous theoretician of "narrative semantics", believes that the structure of a narrative, like the structure of a sentence, has its own grammar. By presenting some models such as action pattern, narrative program, semantic square, etc., he tries to structure the relationships between the meaningful signs of a texte, so that we can understand the internal structures of the meaning of the text by transitioning from the surface structure to the deep structure. The narrativity is the main organizing principle of any discourse. Narrative semiotics aims to search for deep, inherent and stable structures in discourses that can be formally manifested at the surface of texts. In this research, by referring to Greimas's narrative semiotics and his famous models, we intend to examine the narrativity in the novel "If Only It Were True" by Marc Levy. Unlike other literary criticism approaches that search for meaning outside the text, the semiotic approach searches for the mechanism of meaning formation in the text itself and in the deep layers of the text.
Background of study:
In the field of semiotics, narratology and semantics, many studies have been done by researchers in the form of books and articles. Emphasizing the narrative aspect of Greimas's approach, Abbasi has analyzed Persian texts in the books "Samad: The Structure of a Myth" and "Applied Narrative". Sha'iri has done many and extensive studies in this field, among which the books "Semantic of Literature: The Theory and Method of Analyzing Literary Discourse" and several articles such as "From Structuralist Semiotics to Discourse-Semiotics", "A Study of Types of Discourse Systems From the Semiotic Point of View", "Semiotic Analysis of the Process of Recognition in Literary Discourse: A Case Study of Pacheh Khizak written by Sadegh Choubak ".Marc Levy's works have also been the subject of researches with different approaches of literary criticism, among them, we can mention the article by Hassan Zokhtareh and Martine Boyer-Weinmann entitled "A Study of Literary Success in the Contemporary Media Age, Case Study: She and He by Marc Levy". The authors of this article examine the reasons for the success of best-selling novels and successful authors. Ali Abbassi and Mitra Moradi have studied the beginning and end parts of Levy's novel in the article entitled "The Study of the Incipit and the Closure in All Those Things We Never Said by Marc Levy".
MethodologyIn this research, using the models presented by Greimas, we intend to investigate the narrativity in the novel "If Only It Were True", by the French author, Marc Levy. By conducting this study, we are looking for an answer to the question "how the narrativity as the organizing principle of the discourse has helped to create meaning and reflect the author's desired values". Our hypothesis in this research is that the text consists of a set of semiotic-semantic elements at the surface and deep structures, between which there are meaningful relationships. Therefore, the purpose of this researche is to study the action pattern, narrative program and semantic square in this novel in order to determine how these elements make the discourse meaningful.
ConclusionThe findings of this study show that in this novel we are not facing a simple set of narrative programs, but there is a set of narrative programs that go in parallel to each other, this indicates the complexity of the narrative course of the action subject. By examining the semantic square, we learn that although the actors are temporarily in the position of death, they eventually come out of it and return to life; This reflects the author's positiviste values.
Keywords: Narrativity, Semantic Square, Narrative Program, Action Pattern, Greimas -
مقاله حاضر رویکرد روایت شناسی و رویکرد نشانه معناشناسی روایی را برای تحلیل روایت نمایشنامه باغ وحش شیشه ای اثر تنسی ویلیامز مناسب می داند. این مقاله با تاکید بر مبحث «وجوه روایی» از رویکرد روایت شناسی و مبحث «پی رنگ و نحو روایی» از رویکرد نشانه معناشناسی، هر دو رویکرد را به هم گره می زند و نمایشنامه باغ وحش شیشه ای را در دو مسیر درهم تنیده دنبال و بررسی می کند: 1) تحلیل رابطه راوی و مخاطب در نمایشنامه: راوی نمایشنامه مستقیما تماشاگران را مخاطب قرار می دهد و مرز میان مخاطب درون داستان و خوانند گان یا تماشاگران بیرون داستان را مخدوش می کند. در این مقاله، ضمن بررسی الگوی وجوه روایی مدنظر ژپ لینت ولت، روشن می شود که ویلیامز با نزدیک کردن من انتزاعی خودش به راوی داستان، دنیای اثر ادبی و دنیای داستان را درهم ادغام می کند؛ 2) بررسی پی رنگ روایت با درنظرگرفتن الگوی پی رنگ و الگوی کنشگران مدنظر گرماس. مقاله حاضر، برخلاف بسیاری از منتقدان که معتقدند پی رنگ باغ وحش شیشه ای ناکامل است، با تحلیل پی رنگ نمایشنامه نشان می دهد که روایت باغ وحش شیشه ای کامل است.کلید واژگان: باغ وحش شیشه ای, تنسی ویلیامز, وجوه روایی, پی رنگ, مدل کنشگرانDefining the concepts of Narratology and a Discursive –semiotics approach, this paper analyses the narration aspects and plot in the narrative of “The glass menagerie. By linking these two methods together, the paper pursues two interwoven aspects of this narrative text: 1) Analysing the relationship between narrator and audience: the narrator of this play talks directly with the audience. Hence, he blurs the fictional audience and all the spectators in the real world. Considering the pattern of “narration aspects” which is developed by Jepp Lint Velt, this paper studies this particular relationship between the narrator and the audience in the play. 2) Analysing the plot of “The glass menagerie” by applying Algirdas Julien Greimas’s “actantial model” and the “grand-structure” plot model. This paper challenges the common belief about “The Glass Menagerie” among critics who believe this play bears a lack of complete plot. Considering two main plot lines, it is concluded that the play has a complete narrative plot.Keywords: The Glass Menagerie, Tennessee Williams, Narration Aspects, Plot.Actantial Model
-
امروزه در مغرب زمین جامعه شناسی را علمی می دانند که توسط اگوست کنت فرانسوی در قرن نوزدهم میلادی بنیاد نهاده شده است. اما مطالعه آثار برخی متفکرین مسلمان ما را به این اندیشه وا می دارد که بسیاری از مفاهیم جامعه شناسی مدرن، از قرن ها پیشتر، در قالب های سنتی در بین دانشمندان اسلامی وجود داشته اند. در این مقاله به یکی از نظریات جامعه شناختی که ریشه های تاریخی آن در آثار علمی مسلمانان یافته می شود پرداخته ایم. جبرگرایی اجتماعی از نظریه های بنیادین علم جامعه شناسی است. با واکاوی سیر تاریخی این نظریه در می یابیم که بر خلاف آنچه در محافل دانشگاهی اروپا پذیرفته شده است، این نظریه قرن ها پیش از دورکیم و بوردیو در آثار ابن خلدون در قالب عنوان "سنت الله" وجود داشته است. ابن خلدون نیز این مفهوم را از آیات قرانی وام گرفته است. بر طبق این مفهوم، کنش اجتماعی به تاثیر از عوامل اجتماعی و محیطی شکل می گیرد. این عوامل بیرونی لزوما تحت کنترل فرد یا جامعه نیستند. در این مقاله خواهیم دید که همین مفهوم در نظریه "عادت واره" پیر بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی نیز بازگویی شده است.
کلید واژگان: جبرگرایی اجتماعی, ابن خلدون, پیر بوردیو, قران, سنت الله, عادت واره, جامعه شناسی اسلامیJournal of Scientific Biannual Journal of Language and Culture of Nations, Volume:6 Issue: 11, 2024, PP 183 -195La sociologie est aujourd'hui considérée en Occident en tant qu'une science créée au XIXème siècle par Auguste Comte mais en étudiant l'histoire de cette discipline, nous constatons que l'origine des études sur les sociétés humaines peut plutôt être identifiée chez les penseurs musulmans et orientaux quelques siècles avant les fondateurs officiels de la sociologie moderne. Certaines théories sociologiques aussi s'enracinent dans les éléments liés à la pensée islamique. Dans cet article, nous prenons l'exemple d'une des théories fondamentales de la sociologie de nos jours qui semble être initialement inspirée des idées d'Ibn Khaldoun, penseur musulman du XIVème siècle. La théorie du déterminisme social est réputée en Europe comme un acquis scientifique élaboré par Émile Durkheim. Cette théorie sociologique s'exprime aussi dans les ouvrages des figures plus récentes comme Pierre Bourdieu qui par sa notion de l'habitus essaie d'analyser les forces extérieures subies par les actants d'une société. Pourtant nous constatons que ces éléments sociaux qui déterminent les conduites des individus et des groupes sociaux sont déjà mentionnés par le grand auteur des Prolégomènes qui s'appuyait, dans ce cas précis, sur le terme coranique de Sonnat-Allah signifiant littéralement la tradition ou la règle de Dieu. Dans cet article, nous voudrions tracer une esquisse historique à propos du déterminisme social en vue d'étudier cette hypothèse d’après laquelle le déterminisme social est une théorie définie par les théoriciens musulmans quelques siècles avant les penseurs européens de la Renaissance ou les sociologues de l'ère contemporaine.
Keywords: Déterminisme Social, Coran, Ibn Khaldoun, Sociologie, Pierre Bourdieu, Sociologie Islamique, Sonnat-Allah, Habitus -
مقدمه و هدف
زیره سبز با نام علمی (.LCuminum cyminum ) از خانواده چتریان (Umbelliferae) Apiaceae،گیاهی معطر، یکساله و علفی است. این گیاه یکی از گیاهان دارویی متحمل به شرایط کمآبی با دوره رشد کوتاه میباشد که میتواند عملکرد قابل قبول و اقتصادی تحت شرایط کمآبی تولید نماید. همچنین زیره سبز در حال حاضر دومین ادویه پرمصرف جهان بعد از فلفل (Pepper nigrum) میباشد از اینرو اهمیت بالایی دارد. در این آزمایش هدف ارزیابی اکوتیپها، محیطها، روابط اکوتیپها و محیطها و در نهایت شناسایی اکوتیپهای پایدار زیره سبز با عملکرد بالا با استفاده از روشهای AMMI و GGE بایپلات بود.
مواد و روشها:
به منظور بررسی پایداری عملکرد اکوتیپهای زیره سبز (بردسکن، بیرجند، تایباد، داورزن، فردوس، صالح آباد، نهبندان)، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در چهار تاریخ کاشت (15 آبان، 15 آذر، 15 دی و 15 بهمن) در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب استان کرمان در سال زراعی1400-1399 انجام گرفت. بذرها با دست بر روی ردیفها در عمق یک سانتیمتری با فاصله 5 سانتیمتر از یکدیگر کشت شدند فاصله ردیفها از یکدیگر 20 سانتیمتر بود. آبیاری بهصورت قطرهای و وجین علفهای هرز بهصورت دستی انجام شد. بوتهها پس از رسیدگی فیزیولوژیک برداشت و دانهها از سایر اندامها جداسازی شد و بهعنوان عملکرد دانه هر کرت ثبت گردید. جهت تجزیه پایداری عملکرد اکوتیپهای مورد بررسی از مدل امی و از مولفههای اثر متقابل اول و دوم امی (IPCA1, IPCA2) بهعنوان پارامترهای پایداری برای اکوتیپها و تاریخ کشتها (محیطها) استفاده گردید. جهت انجام آنالیز دادههای بهدست آمده و تفسیر اثر متقابل اکوتیپ× تاریخ کاشت و تعیین ابر محیطها (Mega-emvironment) از روش GGE بایپلات استفاده شد.
یافته ها:
نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثر محیط (تاریخ کاشت)، اکوتیپ و اثرمتقابل تاریخ کاشت در اکوتیپ معنیدار است. باتوجه به معنیداری اثر محیط و توجیه 80 درصد تغییرات توسط این اثر و همچنین معنیداری اثرمتقابل، تجزیه پایداری عملکرد دانه برای اکوتیپها در تاریخهای کاشت مختلف انجام شد. نتایج تجزیه AMMI نشان داد که دو عامل یا مولفه IPCA1 (AMMI 1) وIPCA2 (AMMI 2) در مجموع 93/56 درصد از کل تغییرات واریانس اثر متقابل ژنوتیپ × محیط را شامل میشود. برای استفاده همزمان از تمام مو لفهها از ارزش پایداری امی (ASV) استفاده شد. آماره ASV نشان داد اکوتیپ نهبندان با کمترین مقدار (1/91) پایدارترین اکوتیپ بود و اکوتیپهای فردوس و صالح آباد با بالاترین مقدار ASV ناپایدارترین اکوتیپها بودند. همچنین نتایج حاصل از روش GGE بایپلات نشان داد که دو مولفه اصلی اول و دوم بهترتیب 83/71 و 9/29 درصد و در مجموع 93 درصد از تنوع مربوط به برهمکنش اکوتیپ× تاریخ کاشت را توجیه نمودند که نشاندهنده اعتبار تجزیه GGE بایپلات انجام شده است. براساس تجزیه GGE بایپلات تاریخهای کاشت 15 آبان و 15 آذر در یک ابرمحیط قرار گرفتند و بیشترین متوسط عملکرد دانه را داشتند و دو تاریخ کاشت 15دی و 15بهمن نیز در یک ابرمحیط قرار گرفتند و کمترین متوسط عملکرد دانه را دارا بودند. نمودارها نشان داد که اکوتیپ فردوس سازگاری خصوصی بالایی به دو تاریخ کاشت 15 آبان و 15 آذر دارد و اکوتیپهای بیرجند و داورزن سازگاری خصوصی بالایی با تاریخ کاشت های 15دی و 15بهمن دارند. اکوتیپهای تایباد، صالحآباد و نهبندان هیچ سازگاری خصوصی با تاریخ کاشتهای مورد بررسی نشان ندادند. در این مطالعه اکوتیپهای فردوس و بیرجند هر چند از متوسط عملکرد دانه بالاتری در مقایسه با دیگر اکوتیپها برخوردار بودند اما بهواسطه فاصلهای که از خط AEC داشتند در گروه اکوتیپهای با پایداری کم قرار گرفتند. در این پژوهش اکوتیپ نهبندان بهواسطه نزدیکی به خط AEC پایدارترین اکوتیپ بود اما از عملکرد دانه پایینی برخوردار بود. همچنین نتایج GGE بایپلات نشان داد اکوتیپ بیرجند نزدیکترین اکوتیپ به ژنوتیپ ایدهآل بود و مطلوبترین اکوتیپ محسوب میگردد. اکوتیپهای بردسکن، فردوس و داورزن، اکوتیپهایی هستند که در رتبههای بعدی از لحاظ مطلوبیت قرار دارند و اکوتیپهای صالحآباد و تایباد بهخاطر داشتن بیشترین فاصله با ژنوتیپ ایدهآل نامطلوبترین اکوتیپها شناسایی شدند.
نتیجه گیری:
نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثر محیط (تاریخ کاشت)، اکوتیپ و اثرمتقابل تاریخ کاشت در اکوتیپ کاملا معنیدار است. نتایج بایپلات تجزیه AMMI نشان داد که اکوتیپ نهبندان پایدارترین و اکوتیپهای فردوس و صالحآباد ناپایدارترین اکوتیپها هستند. این موضوع از طریق آماره ارزش پایداری امی (ASV) نیز تایید شد. همچنین نتایج GGE بای پلات نشان داد که تاریخ های کاشت 15 آبان و 15 آذر با دارا بودن بیشترین متوسط عملکرد دانه در یک ابرمحیط قرار دارند و دو تاریخ کاشت 15دی و 15بهمن که کمترین متوسط عملکرد دانه را داشتند نیز در یک ابرمحیط قرار گرفتند. این موضوع میتواند بیانگر مشخص شدن گستره زمانی تاریخ کشت برای حصول عملکرد قابل قبول باشد هرچند که با تاخیر در کشت، کاهش عملکرد وجود دارد. در نهایت نمودارها نشان دادند که اکوتیپ نهبندان پایدارترین اکوتیپ با عملکرد کمتر از حدمتوسط و اکوتیپ بیرجند ایدهآلترین اکوتیپ معرفی شد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که اگر اکوتیپ بیرجند کشت گردد نهتنها عملکرد بالایی دارد بلکه پایداری نسبی بالایی نیز برخوردار است.
کلید واژگان: اکوتیپ بیرجند, تجزیه امی, GGE بای پلات, ASVThe Stability of Seed Yield in Cumin Ecotypes in Different Planting Dates Using Multivariate MethodsBackgroundCumin (Cuminum cyminum L.) is an aromatic, annual herbaceous plant from the Apiaceae family. Cumin is one of the tolerant medicinal plants to water deficit conditions with a short growth period, which can produce acceptable and economic yield under water deficit conditions. This plant is currently the second most used spice in the world after pepper (Pepper nigrum), suggesting its high importance. This experiment aimed to evaluate ecotypes, planting dates, and relationships between ecotypes and planting dates and to identify high-yield cumin stable ecotypes using AMMI and GGE bi-plot methods.
MethodsThe stability of the grain yield of seven cumin ecotypes (Bardascan, Birjand, Taibad, Davarzan, Ferdos, Salehabad, and Nehbandan) was investigated in an experiment based on randomized complete blocks design with three replications in four planting dates (November 6, December 6, January 5, and February 5) at the research farm of the Southern Kerman Agricultural and Natural Resources Research and Education Center during 2020-2021 crop year. The seeds were planted by hand on the rows at a depth of 1 cm with a distance of 5 cm from each other. The distance between the rows was 20 cm. Seeds were irrigated with the drip method, and weeds were controlled by hand. The plants were harvested after physiological maturity, and the grains were separated from other organs and recorded as the grain yield of each plot. The yield stability of the ecotypes was analyzed using the AMMI model, and the first and second interaction components of AMMI (IPCA1 & IPCA2) were used as stability parameters for the ecotypes and the planting dates (environments). The GGE bi-plot method was used to analyze the obtained data, interpret the ecotype and planting date interaction, and determine mega-environments.
ResultsThe results of compound variance analysis showed significant effects of the environment (planting date), ecotype, and the interaction of planting date × ecotype. Due to the significance of the environmental effect and the justification of 80% of the variation by this effect, as well as the significance of the planting date × ecotype, stability analysis of grain yield was conducted for ecotypes in different planting dates. The results of AMMI analysis showed that the two components, IPCA1 (AMMI 1) and IPCA2 (AMMI 2), included 93.56% of the total variance of the genotype × environment interaction. The AMMI stability value (ASV) was used for the simultaneous use of all components. The ASV statistic indicated that the Nehbandan ecotype with the lowest value (1.91) was the most stable ecotype, and the Ferdos and Salehabad ecotypes with the highest ASV value were the most unstable ecotypes. The results of the GGE biplot method revealed that the first and second principal components accounted for 93% of the total variation related to the ecotype and planting date interaction, which indicated the validity of the GGE-biplot analysis. Based on GGE biplot results, planting dates of November 6 and December 6 were in the same megaenvironment and produced the highest grain yield. Similarly, the two planting dates of January 5 and February 5 were in the same megaenvironment and produced the lowest grain yield. The graphs showed that the Ferdos ecotype had high special adaptability with the planting dates of November 6 and December 6, and the Birjand and Davarzen ecotypes had high special adaptability with the planting dates of January 5 and February 5. The Taibad, Salehabad, and Nehbandan ecotypes had no special compatibility with the studied planting dates. Ferdos and Birjand ecotypes had a higher average grain yield than the other ecotypes, but they were placed in the group of ecotypes with low stability due to their distance from the AEC line. The Nehbandan was the most stable ecotype due to its adjacency to the AEC line, but it produced a low grain yield. In addition, the results of the GGE bi-plot showed that the Birjand was the closest ecotype to the ideal genotype hence it was considered the most desirable ecotype. Bardascan, Ferdos, and Daverzan ecotypes were the ecotypes in the next ranks in terms of desirability, and Salehabad and Taibad ecotypes were identified as undesirable ecotypes due to their greatest distance from the ideal genotype.
ConclusionThe results of compound variance analysis showed significant effects of the environment (planting date), ecotype, and the planting date × ecotype interaction effect. The biplot results of AMMI analysis showed that the Nehbandan ecotype was the most stable and Ferdos and Salehabad ecotypes were the most unstable ecotypes. This was also confirmed through the ASV. The results of the GGE bi-plot indicated that the planting dates of November 6 December 6 with the highest average grain yields were located in a mega-environment, and the two January 5 and February 5 planting dates, with the lowest average grain yields, were also located in the same mega-environment. This can indicate the determination of the time range of the planting date to obtain an acceptable yield, although the yield decreased with a delay in planting. Finally, the figure showed that the Nehbandan was the most stable ecotype with below the average yield, and Birjand was the most ideal ecotype. Therefore, it can be concluded that the Birjand ecotype cultivation not only produces a high yield but also has high relative stability.
Keywords: AMMI Analysis, ASV, Birjand Ecotype, GGE Bi-Plot -
مقدمه و اهداف
رویکردهای درمانی متنوعی برای اصلاح مکانیک دویدن افراد دارای کف پای صاف پیشنهاد شده است. اثرات این مداخلات درمانی بر نیروهای عکس العمل زمین و مرکز فشار کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در صورتی که این اثرات کینتیکی نقش مهمی در شناسایی آسیب های احتمالی و مکانیسم های جبرانی بدن در پاسخ به هر رویکرد درمانی دارند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر کفی طبی و تیپ آنتی پرونیشن بر تغییرات مرکز فشار و نیروهای عکس العمل زمین افراد دارای کف پای صاف حین دویدن بود.
مواد و روش هامطالعه حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح متقاطع تصادفی بود. اطلاعات کینماتیک و کینتیک دویدن 20 جوان دارای کف پای صاف منعطف در 3 حالت مختلف (کفش ورزشی، کفش ورزشی با کفی طبی سفارشی و کفش ورزشی با تیپ Low Dye) ثبت شد. آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر از پکیج SPM1d برای مقایسه سری های زمانی نیروی عکس العمل زمین و مرکز فشار در شرایط مختلف استفاده شد.
یافته هانتایج تحقیق نشان داد شرایط کفش-کفی طبی در مقایسه با کفش-تیپ (Low Dye)، باعث کاهش نیروی عکس العمل زمین در راستای قدامی خلفی شد و درمقایسه با حالت دویدن کفش به تنهایی نیروی خارجی را افزایش داد؛ اما شرایط تاثیر معناداری بر مولفه عمودی نیرو نداشت (05/P<0). همچنین شرایط کفش-کفی طبی و کفش-تیپ (Low Dye) (در مقایسه با یکدیگر) به ترتیب باعث جابه جایی معنادار مرکز فشار به سمت داخل و خارج شد (05/P<0).
نتیجه گیریپژوهش حاضر نشان داد کفش-کفی طبی به ناکارآمد شدن انتقال نیرو در جهت قدامی منجر می شود. علاوه براین دویدن در شرایط کفش-کفی طبی و کفش تیپ (Low Dye) اثرات معناداری بر جابه جایی مرکز فشار در اواخر فاز ایستا دارد؛ اما به نظر نمی رسد این اثرات احتمال وقوع آسیب های مرتبط با دویدن را افزایش دهد، زیرا در انتهای فاز ایستا بارها و نیروهای کمتری بر مفاصل اعمال می شود.
کلید واژگان: فی طبی, تیپ آنتی پرونیشن, کف پای صاف, مرکز فشار, نیروی عکس العمل زمینBackground and AimsSeveral treatments have been recommended to enhance the running mechanics of individuals with flat feet. Less emphasis has been paid to the impact of these treatments on the ground reaction forces (GRF) and the center of pressure (COP), while these kinetic effects are essential in identifying possible injuries and the body’s compensatory mechanisms in response to any therapeutic approach. The present study aimed to compare the effects of foot orthoses and antipronation taping on COP and GRF on the running of people with flat feet.
MethodsThe present study was quasi-experimental with a randomized cross-over design. The kinematic and kinetic data of 20 young people with flexible flat feet were measured while running under three conditions: athletic shoes, athletic shoes with foot orthoses (FO), and athletic shoes with low-Dye (LD) tape. A one-way repeated measure analysis of variance from the SPM1d package was used to compare differences in GRF and COP time series under different conditions.
ResultsThe results showed that foot orthoses reduced the anteroposterior GRF compared to low-Dye tape and increased the lateral GRF compared to athletic shoes alone. However, the conditions did not significantly affect the vertical GRF (P<0.05). Moreover, FO-shoes and LD-shoes caused medial and lateral shifts in COP, respectively (P<0.05).
ConclusionThis research showed that foot orthoses cause inefficient force transmission in the anterior direction. Furthermore, running with FO-shoes and LD-shoes substantially influences COP displacements towards the end of the stance phase; however, it does not appear to increase running-related injuries since minimal load and forces are applied to the joint at that time.
Keywords: Foot Orthoses, Antipronation Type, Flat Feet, Center Of Pressure, Ground Reaction Force -
مقدمه و اهداف
الگوهای بارگذاری هرمی و هرمی معکوس در تمرینات مقاومتی به منظور افزایش بار تمرین استفاده می شود. مطالعات فیزیولوژیکی سعی در مقایسه این دو الگو کرده اند، بااین حال تفاوت این دو الگوی بارگذاری بر بیومکانیک ستون فقرات و لگن مشخص نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دو نوع بارگذاری هرمی و هرمی معکوس بر تغییرپذیری هماهنگی ستون فقرات و لگن در حرکت اسکوات بود.
مواد و روش هادر این مطالعه 12 فرد ورزشکار پرورش اندام شهر تهران به طور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی ها حرکت اسکوات را به صورت هرمی و هرمی معکوس در شدت های 50، 70 و 90 درصد با 10 تکرار بیشینه انجام دادند و اطلاعات کینماتیکی سه اندام ستون فقرات و لگن آن ها ثبت شد. هماهنگی و تغییرپذیری هماهنگی با استفاده از روش وکتورکدینگ اصلاح شده محاسبه شد.
یافته هانتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری نشان داد برای هماهنگی لگن به پایین کمر و برای هماهنگی پایین کمر به ستون فقرات تحتانی سینه ای و ستون فقرات تحتانی سینه ای به ستون فقرات فوقانی سینه ای تفاوت معناداری در الگوی هماهنگی در شدت 50 درصد مشاهده شد و برای هماهنگی کمر به ستون فقرات تحتانی سینه ای تفاوت معناداری در الگوی هماهنگی در شدت 70 درصد مشاهده شد. همچنین برای تغییرپذیری هماهنگی ستون فقرات و لگن هیچ گونه معناداری آماری بین دو نوع بارگذاری هرمی و هرمی معکوس مشاهده نشد.
نتیجه گیریطبق نتایج افزایش بار در بارگذاری هرمی و کاهش بار در بارگذاری معکوس، هماهنگی کوپلینگ های دیستال را بیشتر از پروگزیمال در صفحه ساجیتال تحت تاثیر قرار داد. توصیه می شود از روش هرمی معکوس برای انجام تمرینات استفاده شود و در انجام تمرینات هرمی بیشتر احتیاط شود.
کلید واژگان: بارگذاری هرمی, بارگذاری هرمی معکوس, تغییرپذیری هماهنگی, اسکواتBackground and AimsPyramid and reverse pyramid loading patterns are used to increase the training load in resistance training. Although physiological studies have attempted to compare the two patterns, the difference between the two loading patterns on the biomechanics of the spine and pelvis has not been determined. This study aimed to investigate the effect of pyramid and inverted pyramid loadings on spinal and pelvic coordination variability in squat movement.
MethodsTwelve bodybuilding athletes in Tehran City, Iran, voluntarily participated in this study. The subjects performed squat movements as the pyramid and reverse pyramid at intensities of 50%, 70%, and 90% of ten maximum repetitions. Then, the kinematic information of the three segments of their spine and pelvis was recorded. Coordination and variability coordination were calculated using a modified vector coding method.
ResultsThe results of repeated measures analysis of variance showed a significant difference in the coordination pattern for pelvic-lower back coordination, lower-back to lower-trunk spine, and lower-trunk-to-upper-trunk spine in the intensity of 50%. A significant difference was observed in the coordination pattern, with an intensity of 70% for the lower back and lower trunk spine. Also, no statistical significance was observed between the pyramidal and inverted pyramidal loading types for spine and pelvis coordination.
ConclusionAccording to the results of increasing the load in pyramid loading and decreasing the load in reverse loading, the coordination of distal couplings affected the sagittal plane more than the proximal one. It is recommended to use the reverse pyramid method for exercises and be more careful when performing pyramid exercises.
Keywords: Pyramid Loading, Reverse Pyramid Loading, Coordination Variability, Squat -
این مقاله تلاش دارد با استفاده از یکی از رویکردهای علمی در حوزه روایت شناسی (مکتب پاریس: گرمس، کورتز، فونتنی و...) خوانشی بر عنصر پیرنگ و سطوح روایی در فیلم «شیار 143» اثر نرگس آبیار داشته باشد. بر این باوریم که یکی از اصولی که باعث می شود انسجام معنایی و انسجام شکلی یک اثر ادبی خدشه دار و یا زیبا شود، و همچنین رابطه بین عناصر تشکیل دهنده روایت با یکدیگر ناهماهنگ شود، مربوط به عنصر پیرنگ است که در ژرف ساخت هر روایتی وجوددارد. و زیبایی اثر هنری وابسته به پیرنگ درست روایت است. براین اساس، باید گفت که بین اندیشه و ساختار، از یک سو، و ساختار و زیبائی از سویی دیگر، رابطه ای مستقیم وجود دارد. سعی برآنست تا این روابط در فیلم «شیار 143» مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این مقاله چگونگی تولید معنا و بررسی چینش های روایی ساختار فیلم «شیار 143» و تحلیل نطام روایی این فیلم نامه است تا خوانشی روایت شناسانه از فیلم داشته باشیم.
کلید واژگان: روایت, زاویه دید, نیروی تخریب کننده, نیروی سامان دهنده, سکانس آرایی, تکثر سطوح رواییThis article aims to present an analysis of the plot elements and narrative levels in the film "Shiar 143," directed by Narges Abyar, using a scholarly approach from the field of narrative theory (Paris School: Greimas,Courtés, Fontanelle, etc.). We believe that one of the principles that can disrupt or enhance the semantic and formal coherence of a literary work is the creation of disharmony between narrative elements and plot elements within the deep structure of any narrative. The artistic beauty of a work is dependent on a well-articulated plot, suggesting a direct relationship between thought and structure, and structure and beauty. This study aims to explore these relationships within the film "Shiar 143," examining how meaning is produced and analyzing the narrative order of the film's structure to provide a narrative analysis of the screenplay.
Keywords: Narrative, Point Of View, Destructive Force, Narrative Organization, Scene Sequencing, Multiplicity Of Narratives -
موضوع این مقاله روشنفکری در تفکر سیاسی آیت الله خامنه ای است. اصولا روشنفکران نقش مهمی را در تحولات سیاسی - اجتماعی جوامع مختلف و از جمله انقلابهای ایران بازی کرده اند و قائل به رابطه خاصی میان دین و تحولات جدید عصر مدرن می باشند. با این حال رهبر انقلاب اسلامی معتقد است که این مفهوم و حاملان آن دارای آسیب های مختلفی در ماهیت و نظرات می باشند. لذا با نقد روشنفکری موجود می توان به الگوی بدیلی دست یافت. بنابراین سئوال اصلی تحقیق این است که مولفه ها و آسیب های روشنفکری از منظر آیت الله خامنه ای دارای چه محورها و ویژگی هایی است؟ فرضیه مقاله بر آن است که آیت الله خامنه ای برای روشنفکری قائل به مولفه های سلبی و ایجابی است با این حال، غربزدگی، دوری از مردم، عافیت طلبی، خطرگریزی و ایدئولوژی سازی برای دستگاه سلطنت از مهم ترین آسیب هایی است که روشنفکران را تهدید میکند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که از منظر آیت الله خامنه ای روشنفکران به عنوان یکی از گروه های مهم و تاثیرگذار در جامعه، میتوانند با نگاه و بینش خود بر جامعه تاثیر مثبت بگذارد، اما، از دیدگاه ایشان تهدیدها و آسیب های بسیاری متوجه روشنفکری موجود است که باید با رفع این آسیب ها، جایگزین یا الگوی بدیلی را طرح کرد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است.کلید واژگان: آیت الله خامنه ای, روشنفکری, غربزدگی, مولفه های ایجابی, مولفه های سلبی, اندیشه سیاسیThe subject of this intellectual article is the political thinking of Ayatollah Khamenei. Basically, intellectuals have played an important role in the political-social developments of different societies, including the revolutions of Iran, and they believe in a special relationship between religion and the new developments of the modern era. However, the leader of the Islamic Revolution believes that this concept and its bearers have various damages in nature and opinions. Therefore, by criticizing the existing intellectuals, we can find an alternative model. Therefore, the main question of the research is, what are the components and intellectual damages from the perspective of Ayatollah Khamenei? The hypothesis of the article is that Ayatollah Khamenei considers intellectuals to have both positive and negative components, however, westernization, distance from people, wellness seeking, risk aversion and ideologies are among the most important harms that threaten intellectuals. . The results of this research show that from the perspective of Ayatollah Khamenei, intellectuals, as one of the important and influential groups in society, can have a positive impact on society with their views and vision, but from his point of view, there are many threats and harms to the existing intellectuals. It is necessary to plan an alternative or an alternative model by removing these damages. The research method in this article is descriptive-analytical and the data is collected in a library manner.Keywords: Ayatollah Khamenei, intellectual, Westernization, positive components, negative components, Political Thought
-
تصور ذهنی در گذار از زبان مبدا به زبان مقصد در امر ترجمه؛ مطالعه موردی رمان میشل استروگف اثر ژول ورناندیشه مترجم در جستجوی تصور معنایی واژه و جمله متن زبان مبدا نقش اساسی دارد. تصوری که از اندیشیدن به جمله به عنوان نماد و مصداق آن در زبان مبدا حاصل می شود به تصوری ذهنی می انجامد که رکن اساسی در مثلث معنایی آگدن و ریچاردز محسوب می شود. این تصور ذهنی نزد مترجم می تواند همگون یا ناهمگون با تصور مربوطه در زبان مبدا باشد. اما در این میان تداعی تصور ذهنی غالب در زبان مبدا نزد مترجم چگونه میسر است و وابسته به چه عواملی است؟ در این پژوهش سعی بر این است، با مقایسه تصور ذهنی و اندیشه حاصل از ارتباط میان نماد و مصداق در زبان مبدا و مقصد به بررسی روند گذار تصور ذهنی از زبان مبدا به زبان مقصد پرداخته شود. اهمیت بررسی این تحول اندیشه در این است که مخاطب متن ترجمه شده اغلب فقط به اندیشه ذهنی مترجم از طریق نمادهای ترجمه شده دسترسی دارد و نه به اندیشه نهفته در نمادهای زبان مبدا. هدف از این پژوهش، ادراک نمود تفکر خلاق مترجم در بستر تصور ذهنی برآمده از متن زبان مبدا است. به منظور تجسم بخشی ارکان مثلث معنایی در امر ترجمه، عباراتی برگرفته از رمان میشل استروگف اثر ژول ورن مورد تطبیق با ترجمه آن قرار گرفته است. در عبارات مذکور، تلاش مترجم در عینیت بخشیدن به اندیشه دریافت شده از متن زبان مبدا هویدا است. اگرچه نمود تجسم یافته در ترجمه به عنوان آینه تمام نمای اندیشه مبتنی بر متن زبان مبدا نیست، اما اگر واجد عناصر معنا شناختی آن باشد، می تواند نمود زبانی متن اصلی را محقق سازد.کلید واژگان: تصور ذهنی, تصور معنایی, مثلث معنایی, معادل گزینی در ترجمه, میشل استروگفIn the search for signified in the source text, it is the translator's thought that plays a primordial role. By reflecting the sentence as a symbol and its referent in the source language, an image is produced for the translator. This image crystallizes as the mental image or unit of thought in the semiotic triangle of Ogden and Richards. This unit of thought may or may not be compatible with that of the image emerging from the source text. So, during this process, how does the dominant unity of thought of the source text become concrete for the translator and his translation? And this concretization depends on what elements? In this research, by comparing the mental image and the unit of thought caused by the association between the referent and the symbol in the source text with the translated text, we study its modifications in this translational transition. This study aims to understand the phenomenon of the translator's creative thinking, which is based on the mental image emerging from the source text. To concretize the angles of the semiotic triangle in translation, we take advantage of certain propositions taken from Michel Strogoff by Jules Verne. The translator's effort to crystallize the thought he had received according to the original text is intelligible. Although a translational concretization is not a mirror of the thought of the source text, it can embody the original phenomenon, if it includes its semantic elements.Keywords: The Mental Image, Unity Of Thought, Signified, Semiotic Triangle, Equivalence In Translation, Michel Strogoff
-
زمینه و هدف
هدف از این مطالعه بررسی فعالیت عضلات راست رانی و پهن داخلی فوتبالیست ها در زمان های مختلف آزمون شبیه سازی شده فوتبال حین فرود تک پا بود.
روش بررسیدر تحقیق حاضر زمان بندی و فعالیت الکتریکی عضلات راست رانی و پهن داخلی 15 نفر فوتبالیست (سن: 3/8±25/4، قد: 3/6±177/3، وزن: 4/6±69/8)، در 3 زمان مختلف تستCST90 (قبل از اجرای تست، بلافاصله بعد از پایان نیمه اول و پایان 90 دقیقه)، سنجیده شد. از دستگاه الکترومایوگرافی 16 کاناله جهت ثبت سیگنال ها در هنگام تکلیف فرود تک پا بر روی صفحه ی خازنی هماهنگ با دستگاه و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای مگاوین، متلب و SPSSاستفاده شد. از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس اندازه گیری های تکراری) داده ها در سطح 0/05 مورد سنجش قرار گرفتند.
نتایجتایج تحقیق نشان داد که زمان آغاز فعالیت عضلات، در پایان نیمه ی اول با تاخیر همراه بود، ولی تفاوت آن ها در زمان های مختلف معنادار نبود (f=2/95, f=2.82،P>0/05). در ارتباط با فعالیت فیدفوروارد عضله پهن داخلی در زمان های مختلف تفاوت معناداری مشاهده شد(f=4/55،P≤ 0/05)، اما در مورد عضله راست رانی، تفاوت معنادار نبود (f=1/68،P>0/05)، همچنین در ارتباط با فعالیت فیدبکی عضلات راست رانی و پهن داخلی، تفاوت معناداری مشاهده نشد(f=2/46, f=0/55،P>0/05).
نتیجه گیریبراساس یافته های تحقیق، خستگی بر زمان آغاز فعالیت عضلات تاثیر نداشت اما باعث تغییر در فعالیت فیدفوروارد عضله پهن داخلی فوتبالیست ها شد. با توجه به اهمیت موضوع، بررسی جامع تر اثرات خستگی بر عضلات راست رانی و پهن داخلی و تاثیر آن ها بر مفصل زانو در تحقیقات طولانی مدت پیشنهاد می گردد.
کلید واژگان: چهار سر ران, خستگی, فرود, آزمون فوتبال کپنهاگBackground and AimThis study aimed to investigate the activity of soccer players’ rectus femoris and vastus medialis muscles by simulated soccer tests during landing.
MethodsThe timing and activity of rectus femoris and vastus medialis muscles of soccer players (15 subjects) during different periods of the test (i.e., before the test, immediately after 1st and 2nd half of the test) were investigated. A surface electromyography device (ME6000) was used to collect data during single leg drop (before the game, after the first and the second half time). Descriptive and repeated measures of ANOVA were used to analyze data.
ResultsThe results of this study show that fatigue affects the timing of muscles, but in different periods of the test, it wasn’t significant (P>0.05, F=2.95, F=2.82). Significant differences were observed for the feed-forward activity of vastus medialis (P≤0.05, F=4.55), but for rectos, femoris, it wasn't significant (P>0.05, F=1.68), but significant differences weren't observed for feedback activity of rectos femoris and vastus medialis (P>0.05, F=2.46, F=0.55).
ConclusionOur results show that fatigue doesn't affect the timing of muscles during different periods of the test, but a difference was found for the feedforward activity of the vastus medialis muscle. Regarding the results, a comprehensive investigation of the effects of fatigue on the rectus femoris and vastus medialis muscles and their effects on the knee joint during long-term studies is suggested.
Keywords: Quadriceps, Fatigue, Landing, CST90 -
«ابرقهرمانان» یا قهرمانان نقابدار فناناپذیر، یکی از مهم ترین محصولات فرهنگ عامه اند که با لباس های ویژه و قدرت های منحصربه فرد، از ربع دوم قرن بیستم در فکاهیات مصور دنباله دار یا اصطلاحا کمیک ها، گسترش یافته و در بیست سال اخیر، یکی از روندهای مسلط فیلمسازی در هالیوود بوده اند. این فیلم ها صرف نظر از دیدگاه های انتقادی، چرخه اقتصادی سینما را متاثر ساخته و به گفتمانی غالب و زبانی مشترک تبدیل شده اند، لذا این مقاله در تلاش است تا تفسیری منسجم از این قهرمانان سینمایی روز، ارایه دهد. در این مطالعه، با محوریت نظریات والتر بنیامین (1940-1892)، فیلسوف یهودی آلمانی مرتبط با مکتب فرانکفورت و چند متفکر دیگر در باب افسون زدایی از اسطوره در فرهنگ مدرن، بر اضطراب های ناشی از شهرنشینی در فیلم های ابرقهرمانی تمرکز شده و بحران های روانی، اجتماعی و سیاسی پس از حمله به نیویورک در 11 سپتامبر 2001، به عنوان یکی از مهم ترین دلایل رونق این نوع از سینما، مورد بررسی قرارگرفته است. روش مطالعه بر اساس داده های کتابخانه ای و توصیف و تحلیل ویژگی های تصویری و مضمونی فیلم های اقتباس شده از شخصیت های ابرقهرمانی شناخته شده تر دو شرکت برجسته عرصه کمیک، یعنی دی سی و مارول، شامل سوپرمن و بتمن (از دی سی) و اسپایدرمن (از مارول)، به طورجداگانه است. در نتیجه گیری این مطالعه، اضطراب های ناشی از غلبه فناوری بر طبیعت، سلطه جنایت و تروریسم، آنارشیسم، صنعت فرهنگ و مسخ انسان در جامعه سرمایه داری، ترس از بیگانگان و هراس از مرگ و نابودی بشریت، به عنوان مهم ترین عوامل اسطوره زدایی از ابرقهرمان در سینمای امروز، در نظر گرفته شده است.کلید واژگان: سینمای ابرقهرمانی, فرهنگ عامه, شهر, مدرنیته, اضطراب, اسطوره زدایی, والتر بنیامین"Superheroes" are one of the most important products of popular culture, which with unique costumes and powers, have been spread since the second quarter of the 20th century in comic strips and comic books, and in the last twenty years, they have been one of the dominant filmmaking trends in Hollywood. Regardless of critical views, these films have affected the economic cycle of cinema, and have become a dominant discourse and a common language, so this article is trying to provide a coherent interpretation of them. In this study, based on the ideas of Walter Benjamin, German theorist related to the Frankfurt School, about the disenchantment of myth in modern culture, the anxieties caused by urbanization in superhero movies are focused on, and the psychological, social and political crises after the attack to New York on September 11, 2001, has been examined as one of the most important reasons for the prosperity of this type of cinema. The study method is based on library data, and describing and analyzing the visual and thematic features of the movies adapted from the more well-known superhero characters, including Superman and Batman (from DC) and Spider-Man (from Marvel), separately. In the conclusion of this study, the anxieties caused by the dominance of technology over nature, crime and terrorism, anarchism, the culture industry and human distortion in capitalist society, aliens and the fear of death and the destruction of humanity, is considered as the most important factors in the demythology of superheroes in today's cinema.Keywords: Superhero Movies, public culture, City, modernity, anxiety, Demythologizing, Walter Benjamin
-
صعودهای سرعت طی کردن مسیر 15 متری در کوتاهترین زمان می باشد و با شناخت عضلات درگیر در استارت افراد نخبه، می توان به بهبود رکورد ورزشکاران کمک نمود. لذا هدف از این پژوهش بررسی فعالیت های عضلات درگیر در استارت سرعت در بین سنگنوردان نخبه و تمرین کرده می باشد. این پژوهش های توصیفی – مقایسه ای است که به صورت میدانی انجام شد، برای این منظور 10 نفر از اعضای تیم ملی که 5 نفر از آن ها در رشته سرعت و 5 نفر در دیگر رشته های صعودهای ورزشی فعالیت می کردند، انتخاب شدند. هرکدام حداقل 2 بار حرکت استارت را تکرار کردند و فعالیت الکتریکی عضلات با استفاده از دستگاه الکترومیوگرافی نورکسون که به دستگاه مایوموشن و دوربین فیلم برداری سینک شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج این پژوهش، تفاوت معناداری بین این دو گروه دیده نشد. با این حال فعالیت الکتریکی در عضلات دوقلو و راست رانی از دیگر عضلات در افراد نخبه بالاتر بود. در افراد تمرین کرده عضلات اندام فوقانی فعالیت بالاتری را نشان دادند. بنابراین به نظر می رسد اگر مربیان عضلات اندام تحتانی به خصوص عضلات راست رانی و دوقلو را در افراد مبتدی تقویت کنند می توان استارت بهتری و در نهایت رکورد هایی بالاتری را انتظار داشته باشند.
کلید واژگان: صعود سرعت, استارت, الکترومیوگرافی, سنگنوردیThe speed climbing is ascending 15 m rout in the shortest time, and recognizing of the elite’s muscles involvement in the start could help to improve the start time. Therefore, the purpose of this research is to examine the activity of the muscles involved in the speed start among elite and trained climbers. This is a descriptive-comparative research that has been done by survey and field method. For this purpose, 10 members of the national team were participating in this study, 5 of whom were speed climbers and the others were active in other disciplines of sport climbing. Each of them repeated each start at least 2 times, and the electrical activity of the eight limb muscles was recorded by using the Noraxon electromyography device, which was synced to the Myo-motion device and video camera. There aren’t any significance differences between these two groups. However, the electrical activity in the Gastrocnemius Medialis and Rectus Femoris was higher than other muscles in elite climbers. Trained athlete involved upper limb more in the start movement. If trainer strengthen lower limb muscles in beginners specifically Gastrocnemius and rectusfemoris muscles, we can expect a better star.
Keywords: Speed climbing, Start, Electromyography, sport climbing -
تحلیل نشانه شناختی کارکرد صوری در رمان و اگر حقیقت داشت... اثر مارک لوی بر اساس ایده های نظری گریماس
مارک لوی نویسنده معاصر فرانسوی است که با اولین رمان خود تحت عنوان و اگر حقیقت داشت... به شهرت رسید. لوی جهان را به عنوان یک کلیت از پیش تعیین شده، با نظام های ثابت و تغییرناپذیر نمی بیند، به عقیده او، دنیای اطراف ما هر لحظه تغییر می کند، بنابراین این بی ثباتی است که بر جهان حاکم است. وقتی خواننده شروع به خواندن یک اثر می کند، بلافاصله وارد قلمروی کارکرد صوری می شود. در واقع، به لطف تصاویر است که جهان معنا پیدا می کند و با ما سخن می گوید، نویسنده نیز از تصاویر، تکرارهای ایزوتوپیک و تضادهای بنیادین برای ساخت معنا و انتقال ایده های خود به مخاطب استفاده می کند. هدف این پژوهش، تحلیل نشانه شناختی کارکرد صوری در رمان و اگر حقیقت داشت... اثر مارک لوی است. از این رو، این مطالعه به دنبال تبیین برخی ایده های نویسنده تا حد امکان، از منظر نشانه شناختی است. علاوه بر این، در این پژوهش ما در پی یافتن پاسخی برای این سوال هستیم: تکرارهای ایزوتوپیک و تضادهای بنیادین چگونه موجب انسجام متن ادبی لوی می شوند؟ بنابراین این پژوهش، بررسی بعد صوری، از منظر نشانه شناختی گریماسی است. این مطالعه به بررسی سطوح مختلفی می پردازد که کارکرد صوری در آن ها شکل می گیرد، مرتب می شود و متجلی می گردد. با بکارگیری ایده های نظری گریماس در رابطه با کارکرد صوری نتیجه می گیریم که مارک لوی با انتقال برخی ایده های خود همچون بی ثباتی، تحرک و دگرگونی از طریق تکرارهای معنادار، تضادهای بنیادین و تصاویر عینی و انتزاعی ارزش گذاری شده معنا را در متن ادبی خود پدید آورده و یک متن منسجم ایجاد کرده است.
کلید واژگان: نشانه شناسی, کارکرد صوری, لوی, گریماس, ایزوتوپی, تضادMarc Levy est un écrivain français contemporain et rendu célèbre dès son premier roman; Et si c’était vrai...Levy ne voit pas le monde comme un tout prédéterminé, avec les ordres stables et fixes, selon lui, à tout moment le monde qui nous entoure change, alors c’est l’instabilité qui règne sur le monde. Lorsque le lecteur commence à lire une œuvre, il entre immédiatement dans le domaine de la figurativité. En fait, c'est grâce aux figures que le monde prend sens et nous parle, et l'auteur utilise des figures, des répétitions isotopiques et des oppositions fondamentales pour produire du sens et transmettre ses idées au lecteur. Cette recherche a pour objectif l’analyse de la figurativité de Et si c’était vrai... de Marc Levy dans une perspective sémiotique d’inspiration greimassienne. L’intérêt de cette étude consiste alors à expliciter, dans la mesure du possible, certaines idées de l’auteur sous l’angle sémiotique. De plus, par ce travail, nous visons à répondre aussi à la question suivante : Comment les répétitions isotopiques et les oppositions fondamentales forment la cohérence du texte littéraire de Levy ? Cette étude explore les divers niveaux où le figuratif prend forme, s’agence et se manifeste. En appliquant les idées théoriques de Greimas concernant la figurativité, nous concluons que Marc Levy a produit du sens dans son texte littéraire en transférant certaines de ses idées telles que l'instabilité, la mobilité et la métamorphose à travers des répétitions significatives, des répétitions fondamentales et des figures objectives et abstraites axiologisées et il a ainsi créé un texte cohérent.
Keywords: figurativité, isotopie, Greimas, Levy, Opposition, sémiotique -
گردشگری، به عنوان صنعت خدمات گرا، با مسیولیت پذیری اجتماعی عناصر مشابه بسیاری دارد و هر دو بر منافع ذینفعان تاکید دارند. لذا سازمان های مرتبط با این صنعت، به طور فزاینده در حال اجرای فعالیت های زیست محیطی و رفتارهای سبز کارکنان هستند و چالش مدیران آنها، توسعه استراتژی های کاربردی و دستیابی همزمان به سودآوری و پاسخگویی به انتظارات اجتماعی جدید است. هدف مطالعه حاضر، بررسی روابط مسیولیت اجتماعی شرکتی، اعتماد سازمان و هویت سازمانی بر رفاه کارکنان و رفتارهای سبز حمایتی کارکنان است. روش پژوهش از نوع پیمایشی است. یافته ها و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری، مفاهیم تحلیل مسیر، و نمودار مسیر که پیوندهای علی احتمالی بین متغیرها را آشکار ساخته و نتایج ها نشان می دهد بهبود رفاه کارکنان و بهزیستی آنان، بر نگرش و رفتار کارکنان تاثیر گذاشته و عملکرد مثبت کارکنان و نتایج اجتماعی، رفتارهای حمایتی کارکنان، منجر به ارتقای عملکرد، انگیزه بالا، و رفاه بیشتر را فراهم می کند و هرچه ادراک مسیولیت اجتماعی شرکتی بیشتر باشد و از نحوه اعتماد و هویت سازمانی برای کارکنان واقف تر و آگاه تر باشند، روابط کارمند- شرکت، منجر به ارتقای عملکرد و انواع رفتارهای سبز بیشتر خواهد شد.
کلید واژگان: مسئولیت اجتماعی شرکتی, رفتار سبز, رفاه کارکنان, گردشگری -
مقدمه
هدف برنامه های پیشگیری از آسیب لیگامان صلیبی قدامی، اصلاح یا حذف عوامل خطرساز و درنهایت، کاهش آسیب است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات عصبی عضلانی بر حس عمقی مفاصل زانو و مچ پا در دانشجویان مرد فوتبالیست مستعد آسیب رباط صلیبی قدامی است.
مواد و روش هادر این تحقیق نیمه تجربی، تعداد 24 نفر از دانشجویان مرد فوتبالیست مستعد آسیب رباط صلیبی قدامی دانشگاه خوارزمی تهران، در سال 1397 به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. دو روز پیش از شروع تمرینات عصبی عضلانی، از همه آزمودنی ها ارزیابی حس عمقی زانو و مچ پا به عمل آمد. اعضای گروه تجربی به مدت شش هفته (3 جلسه در هفته) در برنامه تمرینات عصبی عضلانی شرکت کردند. دو روز پس از پایان تمرینات، همه آزمودنی ها دوباره ارزیابی گردیدند. داده ها با آزمون های آماری شاپیروویلک، تحلیل کوواریانس و تی زوجی و با استفاده از نرم افزار SPSS vol.22 تجزیه وتحلیل شدند (P≤0.05).
یافته های پژوهش:
در این مطالعه، از میان 24 دانشجو مستعد آسیب رباط صلیبی قدامی، 12 نفر به مدت 6 هفته به اجرای تمرینات عصبی عضلانی پرداختند. نتایج نشان داد که حس عمقی زانو (P=0.013) و مچ پا (در حرکت اینورشن P=0.032 و در حرکت اورشن P=0.047) در گروه تجربی، پس از انجام تمرینات عصبی عضلانی، در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری بهبود یافته است (P≤0.05).
بحث و نتیجه گیریبا توجه به یافته های تحقیق، استفاده از تمرینات عصبی عضلانی را می توان به منظور بهبود حس عمقی مفاصل زانو، مچ پا و درنهایت، پیشگیری از آسیب رباط صلیبی قدامی توصیه کرد.
کلید واژگان: تمرینات عصبی عضلانی, حس عمقی, فوتبالیست, رباط صلیبی قدامیIntroductionThe aim of anterior cruciate ligament injury prevention programs is to correct or eliminate risk factors and ultimately reduce injury. The present study aimed to investigate the effect of neuromuscular exercises on knee and ankle joint proprioception in male soccer player students prone to anterior cruciate ligament injury.
Material & MethodsIn this quasi-experimental research, 24 male soccer players prone to anterior cruciate ligament injury at Khorazmi University of Tehran in 2018 were purposefully selected and randomly assigned to two experimental groups (n=12) and control groups (n=12). Two days before the commencement of neuromuscular training, knee and ankle proprioception assessment was performed on all subjects. The members of the experimental group participated in the neuromuscular training program for six weeks (3 sessions per week). Two days after finishing the training, all subjects were re-evaluated. Data were analyzed in SPSS software (version 22) using Shapiro-Wilk, covariance, and paired t-tests.
FindingsIn this study, among 24 students prone to anterior cruciate ligament injury, 12 cases performed neuromuscular training for six weeks. The results demonstrated that knee proprioception (P=0.013) and ankle proprioception (in inversion movement p=0.032, in eversion movement P=0.047) in the experimental group improved significantly after six weeks of neuromuscular training compared to the control group (P≤0.05).
Discussion & ConclusionAs evidenced by the obtained results, the use of neuromuscular training can be recommended to improve the proprioception of the knee and ankle joints and ultimately prevent anterior cruciate ligament injury.
Keywords: Anterior cruciate ligament, Neuromuscular training, Proprioception, Soccer player -
نشریه قلم، پیاپی 37 (Spring-Summer 2024)، صص 287 -309
رویکرد تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف، رویکردی نوین در حوزه ی مطالعات تحلیل گفتمان است. رویکرد فرکلاف، به مطالعه متون از پس ساختارهای زبان شناسی و شناخت روابط قدرت و ایدیولوژی حاکم که بازتاب شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه است، می پردازد. رویکرد تحلیل گفتمان فرکلاف متون را در سه سطح مطالعه می کند: سطح توصیف، سطح تفسیر، سطح تببین. در این مقاله هدف آن است که با استفاده از رویکرد تحلیل گفتمان فرکلاف به مطاله مفهوم بحران هویت در رمان فرزند شن نوشته ی طاهر بن جلون، بپردازیم. در این پژوهش، پرسش اصلی آن است که بدانیم چگونه ساختارهای اجتماعی و روابط قدرت و ایدیولوژی حاکم برجامعه موجب بحران و تحول هویتی می شوند. نتایج پژوهش نشان می دهد، دراین رمان نویسنده از پس صورت های زبانی به مسیله ی بحران هویت مغرب نشینان، طی سال های استعمار و پس از آن و هویت گمشده ی زنان مغربی اشاره داشته است.
کلید واژگان: تحلیل گفتمان انتقادی, نورمن فرکلاف, فرزند شن, خود, دیگری, بحران وجودیPlume, Volume:19 Issue: 37, Spring-Summer 2024, PP 287 -309L’analyse critique du discours de Norman Fairclough est considérée comme l’une des approches, les plus jeunes de l’étude du texte. Cette approche multidisciplinaire étudie plus loin des formes linguistiques, les rapports du pouvoir et l’idéologie dominante reflétant la situation culturelle et sociale de la société. Fairclough propose d’étudier le texte en trois étapes : la description, l’interprétation et l’explication du texte. Dans cet article, nous nous intéressons à étudier la crise existentielle dans l’enfant de sable de Tahar Benjelloun, d’après les principes de l’analyse du discours de Fairclough. D’oùnous avons l’intention de répondre à une question essentielle : Comment la crise identitaire se forme-t-elle en rapport avec des actions sociales et des relations du pouvoir ? Les résultats de la recherche s’appuient d’une part sur l’identité indéterminée et la crise existentielle des habitants du Maghreb pendant et après la colonisation et d’autre part sur l’identité indéterminée des femmes à la société marocaine.
Keywords: L&rsquo, analyse critique du discours, Norman Fairclough, enfant de sable, Le Moi, Autrui, La crise existentielle -
ناحیه صحارا- سندی، ناحیه وسیعی از بیابان ها و استپ های جهان است که از سواحل اقیانوس اطلس و مراکش تا بیابان های سند و پنجاب امتداد می یابد، از شمال به ناحیه مدیترانه ای، از جنوب به مدار راس السرطان و ناحیه سودان- دکان و از مشرق به ناحیه ایران- توران منتهی و محدود می شود.شامل ناحیه رویشگاهی نیمه گرمسیری خلیج و عمانی، بخشی از جنوب غربی و تمام سواحل جنوبی کشور است. عرض آن از غرب به شرق، زیاد و میزان بارندگی آن کم می شود. بارندگی در این ناحیه، معمولا در فصل زمستان روی می دهد و تابستان آن خشک و سوزان است. متوسط حداکثر دمای گرم ترین ماه سال نیز بین 38 تا 44 درجه سانتی گراد است.جنگل های این منطقه به دلیل شرایط نامساعد اقلیمی دارای تنوع گونه ای کمتر از منطقه هیرکانی، ارسبارانی و زاگرس هستند و گونه هایی مانند کرت و چش، به دلیل سریع الرشد بودن توسط افراد بومی و کشاورزان غرس می شوند. علاوه بر گونه های خشک زی، جنگل های مانگرو نیز در این منطقه وجود دارند و سطح چشمگیری از جنگل های منطقه را تشکیل می دهند.
-
زمینه و هدفهدف تحقیق حاضر تعیین تاثیر ابتلا به بی ثباتی مزمن مچ پا بر هماهنگی و تغییرپذیری هماهنگی مفاصل اندام تحتانی در هنگام دویدن می باشد.روش بررسی10 آزمودنی مرد فعال (10 آزمودنی مبتلا به اسپرین مزمن مچ پا و 10 آزمودنی سالم) همراه با سنسورهای متصل شده با سرعت تدریجی شروع به دویدن روی تردمیل نمودند. اطلاعات مربوط به هماهنگی و تغییرپذیری 10 گام هر آزمودنی در مفاصل اندام تحتانی در صفحه ساجیتال هر سه اندام (هیپ، زانو، مچ پا) و نیز صفحه ترنسورس مچ پا، استخراج گردید. در نهایت از آزمون آماری تی مستقل جهت تجزیه تحلیل آماری در سطح معناداری 0/05>p استفاده شد.یافته هانتایج نشان داد که هماهنگی در ابتدای فاز استنس در گروه دارای اسپرین مزمن پا به طور معناداری کمتر از گروه سالم است. هماهنگی حرکات مفاصل هیپ به زانو، هیپ به مچ پا و زانو به مچ پا در افراد آسیب دیده نسبت به افراد سالم بیشتر در ابتدای فاز استنس دویدن متفاوت است، به طوری که هماهنگی حرکتی این مفاصل در صفحه ساجیتال آزمودنی های مبتلا به اسپرین مزمن مچ پا کاهش می یابد. همچنین، هماهنگی حرکتی مفاصل زانو به مچ پا در صفحه ترنسورس گروه آسیب دیده نسبت به گروه سالم بیشتر است.نتیجه گیریآسیب اسپرین مزمن مچ پا باعث این تفاوت در الگوی هماهنگی در طی فاز استنس دویدن شده است، به طوری که سیستم عصبی مرکزی بدن تحت تاثیر ترس ناشی از آسیب مجدد حرکت مفاصل مچ پا نسبت به زانو را طوری طراحی می کند که احتمال بروز آسیب به حداقل برسد.کلید واژگان: بی ثباتی مچ پا, هماهنگی, تغییرپذیری, دویدنBackground and AimThis study aimed to investigate the effect of chronic ankle instability on coordination and variability of coordination of lower limb joints during running.Materials and Methods20 active male subjects (10 subjects with chronic ankle sprain and 10 healthy subjects) started running on the treadmill with connected sensors at a gradual speed. Information about the coordination and variability of 10 steps of each subject in the joints of the lower limbs was extracted in the sagittal plane of all three joints (hip, knee, and ankle) as well as the transverse plane of the ankle. Finally, an independent t-test was used to analyze the statistical analysis at a significant level of (P <0.05).ResultsThe results showed that coordination at the initiation of the stance phase was significantly lower in the group with chronic ankle sprain than in the healthy group. The coordination of the hip-knee, hip-to-ankle, and knee-to-ankle joints are more different in injured people than in healthy people at the initiation of the stance phase running, so the coordination of these joints is reduced in the sagittal plane of subjects with chronic ankle sprain. Also, the coordination of the knee joints to the ankle in the frontal plane of the injured group is greater than the healthy group.ConclusionChronic ankle sprain injury has caused this difference in the pattern of coordination during the stance phase of running, so that the central nervous system of the body, under the influence of fear of re-injury, designs the movement of the ankle joints relative to the knee to minimize the risk of injury.Keywords: Chronic ankle instability, coordination, Coordination variability, running
-
بهره گیری مناسب از فرصت معنوی ماه مبارک رمضان، نیازمند شناخت آن و شیوه صحیح مواجهه با آن است که در کلام معصومان (علیهم السلام) مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله آنها می توان به دعاهای شماره 44 و 45 صحیفه سجادیه با عنوان دعای ورود به ماه مبارک رمضان و دعای وداع با ماه رمضان اشاره کرد. در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش تحلیل مضمونی و با دو رویکرد کمی و کیفی در سه گام تجزیه، تشریح و ترکیب، به استخراج مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر این دعاها پرداخته و راهکارهای مطرح در این دعاها به منظور کشف الگوی بندگی خدا در ماه رمضان از منظر امام سجاد (علیه السلام) تبیین شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که از منظر آن امام معصوم، بهرهمندی از فرصت بندگی خدا در ماه مبارک رمضان نیازمند آدابی و شرایطی است که با رعایت آن ها، آثار و برکاتی معنوی هم در دنیا و هم در آخرت برای انسان به ارمغان می آید. این آداب ذیل دو دسته فردی و اجتماعی در متن مقاله تبیین شده و در ادامه، آثار عمل کردن به آنها نیز در دو حوزه دنیوی و اخروی، تشریح شده است. در پایان مقاله نیز مجموع یافته های تحقیق به صورت یک نمودار جهت گویاسازی مطالب و الگوگیری برای بهره مندی بیشتر، ترسیم گشته است.
کلید واژگان: صحیفه سجادیه, دعای ورود به ماه رمضان, دعای وداع با ماه رمضان, روش تحلیل مضمون, آداب بندگی خداProper use of the spiritual opportunity of the holy month of Ramadan requires knowing it and the correct way to face it, which is mentioned in the words of the Innocents (peace be upon them). Among them, we can refer to the prayers number 44 and 45 of the Sajjadiyyah book entitled the prayer of entering the holy month of Ramadan and the prayer of farewell to the month of Ramadan. In this research, an attempt was made to extract the basic, organizing, and comprehensive themes of these prayers by using the thematic analysis method and with two quantitative and qualitative approaches in the three steps of analysis, description, and composition, and the strategies proposed in these prayers in order to discover the model of servitude. May God be explained in the month of Ramadan from the perspective of Imam Sajjad (peace be upon him). The findings of the research show that from the point of view of the infallible Imam, benefiting from the opportunity to serve God in the holy month of Ramadan requires manners and conditions that, by observing them, will bring spiritual works and blessings to man both in this world and in the hereafter. These customs are explained under two categories, individual and social, in the text of the article, and in the following, the effects of acting on them are also described in both worldly and hereafter spheres. At the end of the article, the total research.
Keywords: Sajjadiyeh book, prayer for entering the month of Ramadan, prayer for leaving the month of Ramadan, method of analyzing the theme, manners of God', s service
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.