محمود مرادی
-
هدف
هدف از پژوهش حاضر ارائه معیار تعیین ظرفیت پذیرش تفاهم فرهنگی در رسانه های اجتماعی است.
روش شناسی پژوهش:
گردآوری داده ها به شیوه مطالعات کتابخانه ای انجام گرفته و از رویکرد تحلیلی-توصیفی در پردازش داده ها استفاده شده است.
یافته هاتحقیق حاضر بستر تعاملی ارائه شده در پلتفرم های رسانه های اجتماعی را که در قالب ویژگی ها و امکانات مختلف نمود می یابد، به مثابه امکانی برای تعامل میان فرهنگ ها معرفی نموده و برای آن نقشی آغازگر در فرایند تفاهم فرهنگی قائل است. همچنین با نگاه به الگوی لانه زنبوری رسانه های اجتماعی، به گزینش مشخصه های مرتبط با تفاهم فرهنگی و توضیح آن ها اقدام شده است.
بحث و نتیجه گیریارائه عناصر تعیین کننده در شناخت و گونه شناسی ظرفیت پلتفرمی رسانه های اجتماعی در ایجاد یا نفی تفاهم فرهنگی را می توان از نتایج پژوهش حاضر دانست.
کلید واژگان: رسانه, فرهنگ, الگوی لانه زنبوری, تعامل فرهنگی, تفاهم فرهنگی, خرده فرهنگ, رسانه های اجتماعیObjectiveThe aim of this research is to provide criteria for determining the capacity of social media platforms to accept cultural understanding.
Research MethodologyData collection was conducted through library studies, and an analytical-descriptive approach was used for data processing.
FindingsThis research introduces the interactive environment provided by social media platforms, which manifests in various features and capabilities, as a means for intercultural interaction and considers it a starting point in the process of cultural understanding. Additionally, by looking at the honeycomb model of social media, relevant characteristics related to cultural understanding were selected and explained.
Discussion and ConclusionThe results of this research include identifying and typologizing the platform capacities of social media in creating or negating cultural understanding.
Keywords: Honeycomb Model, Cultural Interaction, Cultural Understanding, Subculture, Social Media -
چهارپاره یکی از قالب های نیمه سنتی شعر معاصر است که اغلب شاعران جریان شعرنو قبل از گرایش به شعر نو، از آن استفاده کرده اند. این قالب در سطح ادبی در مسیر تحول میان شعر کلاسیک و شعر معاصر، یک دستاویز اصلی برای ساده تر شدن صورخیال و تغییر عناصر آن شد. چنانکه بررسی تحولات زیبا یی شناختی شعر معاصر نشان می دهد قاعده های بلاغی که در شعر نو شاخصه سبکی یافت قبل از آن در این قالب، توسط خود نیما و پیراونش طبع آزمایی شد. در این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی، دگرگونی های تصویرسازی شعر معاصر از قالب چهارپاره تا شعر نیمایی در اشعار سه شاعر : مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و نصرت رحمانی بررسی شده است. هر سه شاعر قبل از شعر نو در قالب چهارپاره شعر سرودند. نتایج بررسی چهارپاره های آنها گویای این است که مولفه های: سادگی تصاویر، جایگزینی عناصر نو به جای عناصر کهن در تصویرسازی، ذهنیت گرایی در تصویر، توجه به محور عمودی و گستردگی تصویر در کل شعر، تصویرگری سمبلیک که جزو شاخصه های سبکی زیبایی شناختی شعر نو می باشد در چهارپاره های آنها پرورده شده و در قالب شعر نو شاخصه سبکی یافته است.
کلید واژگان: چهارپاره, زیبایی شناختی, شعر معاصر, تصویر, اخوان ثالث, فرخزاد, رحمانیCouplets is one of the Poetry traditional forms in contemporary poetry that most of the poets of the new poetry movement have used before turning to new poetry. in the transition between classical poetry and contemporary poetry, At the literary level, this form became a main format for simplifying images and and changed its elements . The analysis of aesthetic developments of contemporary poetry shows that the Rhetoric that found stylistic characteristics in the new poetry were tested by Nima before that in this format. n this article, in a descriptive and analytical approach, have been analyzed the evolutions of Imagery contemporary poetry from the Couplets form to the Nimaa'i poem in the poems of: Mehdi Akhavan-Sales, Forough Farrokhzad and Nusrat Rahmani. poets wrote poetry in the form of Couplets Before new poetry. The results of the analysis of their Couplets show : simplicity of images, replacement of new elements instead of old elements in the imagery, subjectivity in the image, attention to the vertical axis and the extent of the image in the entire poem, symbolic imagery which is one of the stylistic features of The aesthetics of new poetry is developed in their Couplets and has found a stylistic feature in the form of new poetry.
Keywords: Couplets, Aesthetic, Contemporary Poetry, Image, Akhavan-Sales, Farrokhzad, Rahmani -
پایداری عملکرد یک شرکت، برای موفقیت بلند مدت آن ضروری است. پیشرفت های تکنولوژی در دهه ی اخیر عملکرد اکثر سازمان ها را تغییر داده است. در این بین فناوری های صنعت 4.0 فرصت ها و چالش هایی برای پایداری شرکت ها از جمله شرکت های کوچک و متوسط، ایجاد کرده است. محیط پویا و رقابتی صنایع امروز، موجب شده است که شرکت های کوچک و متوسط به فراتر از منابع خود بیندیشند و برای بهره برداری از فرصت های فناوری های جدید، تمام تلاش خود را برای بهبود قابلیت ها و عملکرد خود انجام دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر کلان داده بر عملکرد پایدار با میانجی گری قابلیت توسعه محصول جدید و قابلیت تولید مجدد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شرکت های کوچک و متوسط فعال شهرک صنعتی سپیدرود رشت در نظر گرفته شده است. داده ها از 48 شرکت از طریق پرسشنامه طیف لیکرت 5 گزینه ای جمع آوری شد. با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مدل سازی معادلات ساختاری، فرضیه های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آماری پژوهش نشان داد که کلان داده بر قابلیت توسعه محصول جدید و قابلیت تولید مجدد به طور مستقیم موثر است و بیشترین تاثیر را بر قابلیت تولید مجدد دارد. از طرفی نتایج نشان داد که قابلیت توسعه محصول جدید بر خلاف قابلیت تولید مجدد به طور مستقیم بر عملکرد پایدار شرکت موثر نیست. همچنین کلان داده بر عملکرد پایدار شرکت به طور مستقیم، تاثیر ندارد. اما نقش میانجی قابلیت تولید مجدد در ارتباط با کلان داده و عملکرد پایدار شرکت تایید شد.
کلید واژگان: کلان داده, قابلیت پویا, عملکرد پایدارThe sustainability of a firm's performance is very essential for its long-term success. Technological advances in the last few decades have changed the performance of most organizations. Meanwhile, Industry 4.0 technologies have created opportunities and challenges for firm sustainability, including small and medium-sized ones. The dynamic and competitive environment of today's industries has caused small and medium-sized firms to think beyond their resources and to take advantage of the opportunities of new technologies, do their best to improve their capabilities and performance. The current research was conducted with the aim of investigating the impact of big data on sustainability firm performance with the mediation of new product development capability and remanufacturing capability. The statistical population of the study is small and medium-sized firms active in Sepidrood industrial Town. Data were collected from 48 firms through a questionnaire and hypotheses were analyzed using Partial least squares regression, equation modeling method (SEM). The statistical results of the research showed that big data has a direct effect on the new product development capability and remanufacturing capability and it has the greatest impact on remanufacturing. The new product development capability does not directly affect the sustainability firm performance unlike remanufacturing capability. Also, the direct effect of big data on the sustainability firm performance was not confirmed. But the mediating role of remanufacturing capability in connection with big data and sustainability firm performance was confirmed.
Keywords: Big Data, Dynamic Capability, Sustainability Performance -
نشریه اندیشه آماد، پیاپی 90 (پاییز 1403)، صص 157 -186زمینه و هدف
عدم اعتماد به زنجیره تامین مانع عمده همکاری اعضای زنجیره است. هدف ارائه مدلی برای اعتماد در زنجیره تامین مبتنی بر مدیریت مخاطره در صنعت داروسازی ایران است.
روشاین پژوهش از حیث روش و نحو ه جمع آوری داده ها، از نوع پیمایشی و مقطعی و از نظر نوع روش های به کاررفته و ماهیت، ترکیبی و آمیخته است. در ابتدا نتایج تحقیقات پیشین با استفاده از روش فرا ترکیب مورد تحلیل قرار گرفتند. 27مقاله از بین100مقاله یافت شده بین سال های1990 تا 2023 تحلیل شدند در ادامه با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند با خبرگان زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران با رویکرد تحلیل مضمون و ترکیب نتایج فراترکیب و تحلیل مضمون، عوامل خطرآفرین زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران شناسایی شدند. پس از تحلیل روایی نتایج، با روش ضریب نسبی روایی محتوا، مدلی شامل ده عامل به عنوان عوامل نهایی خطر آفرین صنعت داروسازی ایران به دست آمد. احتمال وقوع، پیامد و اهمیت، سطح آستانه تحمل مشترک ذینفعان برای هر عامل مشخص و این عوامل در نهایت در دو دسته قرار گرفتند.
یافته هادسته اول یعنی عواملی که در آن ها اعتماد وجود دارد، عبارت اند از: پیچیدگی و ناسازگاری سامانه های اطلاعاتی، کیفیت پایین مواد اولیه و محصول، فناوری های بخش توزیع، افزایش قیمت مواد اولیه و دارو، ترابری و بیمه ها. دسته دوم یعنی مخاطرات عبارت اند از: عوامل محیطی، نوسانات تقاضا، عدم تامین به موقع مواد اولیه، دسترس نبودن دارو و تحویل به موقع آن، تامین ارز، پرداخت های مالی خارجی.
نتیجه گیرینتایج تحقیق نشان داد که در عوامل، افزایش قیمت مواد اولیه و دارو، ترابری و بیمه ها، بین ذینفعان زنجیره تامین داروسازی ایران بیشترین سطح اعتماد و در عوامل، پیچیدگی و ناسازگاری سامانه های اطلاعاتی، کیفیت پایین مواد اولیه و محصول، فناوری های بخش توزیع، کمترین سطح اعتماد وجود دارد. در عوامل، نوسانات تقاضا، عدم تامین به موقع مواد اولیه، دسترس نبودن دارو، تحویل به موقع آن، بین ذینفعان اعتمادی وجود ندارد و سطح مخاطره نیز کم است و عوامل محیطی و تامین ارز، پرداخت های مالی خارجی، مهم ترین مخاطرات بودند و باید در اولویت مدیریت مخاطره قرار گیرند.
کلید واژگان: اعتماد, زنجیره تامین, صنعت داروسازی, مدیریت مخاطرهBackground and PurposeLack of trust in the supply chain is a major obstacle to the cooperation of supply chain members. The goal of this paper is to present a model for trust in the supply chain based on risk management in the pharmaceutical industry of Iran.
MethodologyThis research is survey and cross-sectional in terms of data collection method and in terms of the type of methods used and its nature is composite and mixed. At first, the results of previous researches were analyzed using Meta Synthesis. Twenty-six articles out of 100 articles found between 1990 and 2023 were analyzed. Next by conducting semi-structured interviews and targeted sampling with supply chain experts in Iran's pharmaceutical industry using thematic analysis approach. The results of meta-synthesis and thematic analysis were combined and risk factors of Iran's pharmaceutical industry supply chain was identified. After analyzing the validity of the results with the method of Content validity ratio, a model including ten factors was obtained as the final risk-creating factors of the Iranian pharmaceutical industry.
ResultsThe first category, the factors in which there is trust, were: the complexity and incompatibility of information systems, low quality of raw materials and products, the technologies of the distribution sector, the increase in the price of raw materials and medicine, transportation and insurances. The second category risks are environmental factors, demand fluctuations, Lack of timely supply of raw materials, unavailability of medicine and its timely delivery, currency supply, foreign financial payments.
ConclusionThe results of the research showed that there is the highest level of trust in the factors: the increase in the price of raw materials and medicine, transportation and insurance and the lowest level of trust in: the complexity and incompatibility of information systems, the low quality of raw materials and products, as well as distribution technologies. In the factors, demand fluctuations, lack of timely supply of raw materials, unavailability of medicine and its timely delivery among the beneficiaries, there is no trust and the level of risk is low. Environmental factors, currency supply and foreign financial payments were the most important risks that should be prioritized in risk management.
Keywords: Pharmaceutical Industry, Risk Management, Supply Chain, Trust -
ساختارهای کوانتومی نیمه هادی به عنوان یکی از منابع پیشرفته در تولید نور می باشند و اعمال آلایش به آنها باعث تحول در خصوصیات الکترونی و الکترواپتیکی آنها می گردد، لذا بررسی خصوصیات آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در سالهای اخیر به عنوان یک موضوع پژوهشی نو و دارای کاربردهای فراوان مورد توجه دانشمندان و صنعتگران قرار گرفته است. در این مطالعه خصوصیات الکترونی و در نتیجه خصوصیات نوری دو نقطه کوانتومی کروی از جنس ایندیوم آرسناید درون کره کوانتومی گالیوم آرسناید مورد بررسی قرار گرفته است. برای رسیدن به این هدف ابتدا معادله شرودینگر در ساختارهای ذکر شده با روش المان محدود و تقریب جرم موثر مورد بررسی قرارگرفت و نتایج حاصله مانند ویژه توابع و ویژه مقادیر انرژی و سایر ویژگی های به دست آمده با نتایج حاصل از کارهای مشابه تحلیلی مقایسه شده است. سپس با تزریق مقادیر مختلف ناخالصی و استفاده از معادله خود سازگار پواسون - شرودینگر، اثر ناخالصی ها بر خصوصیات الکترونی و نوری ساختار مورد بررسی و با نتایج حاصل از حل معادله شرودینگر در شرایط حدی مقایسه گردید. نرم افزار استفاده شده در این بررسی کامسول می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از تاثیر مقادیر ناخالصی آلاییده شده و شعاع های نانو ساختارهای درونی بر خصوصیات فیزیکی این نانو ساختار می باشد. بدین ترتیب با تغییر پارامتر های مطرح شده، امکان محاسبه اختلاف انرژی اولین حالت برانگیخته و حالت پایه فراهم می شود. محاسبات نشان می دهد که با توجه به این اختلاف انرژی امکان طراحی آشکارسازهای مادون قرمز با بازه نسبتا وسیع فراهم می شود.
کلید واژگان: آشکار ساز, کره کوانتومی, معادله خود سازگار, روش المان محدود, خصوصیات الکترونیSemiconductor quantum structures are one of the advanced sources in light production, and applying impurities to them causes changes in their electronic and electro-optical properties, so investigating their properties is of particular importance. The title of a new research subject with many applications has attracted the attention of scientists and industrialists. In this study, the electronic properties of a spherical quantum dot made of gallium arsenide and two spherical quantum dots made of indium arsenide inside the gallium arsenide quantum sphere have been investigated. First Schrödinger's equation was investigated in the mentioned structures by using finite element method and effective mass approximation. The obtained results such as eigenfunctions and energy eigenvalues and other physical properties have been compared with the results obtained from previous similar works. Then, the effect of impurities on the electronic properties by using the self-consistent Poisson-Schrödinger equation, has been obtained and compared with the results of solving the Schrödinger equation in boundaries conditions. The software used in this review is Comsol. The obtained results indicate that the effect of impurity and the radii of the internal nanostructures on the electronic properties of the nanostructure are significant. As a result, by changing the mentioned parameters, it is possible to calculate the energy difference between the first excited state and the ground state. Results show that according to energy difference, it is possible to design infrared detectors with a relatively wide range.
Keywords: Detector, Quantum Sphere, Self-Consistent Equation, Finite Element Method, Electronic Properties -
تحلیل اثرات سبک فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان
هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثرات سبک فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان بود. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و روش انجام آن، توصیفی از نوع همبستگی (رگرسیون) است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دهند (حدودا 15 هزار دانش آموز دختر و پسر). نمونه آماری پژوهش شامل 375 دانش آموز (با توجه به جدول مورگان) هستند که به صورت خوشه ای- تصادفی انتخاب و موردبررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند (1972)، پرسشنامه باورهای مذهبی (1379)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو طراحی شده توسط مک کری و کوستا (1985) مقیاس رشد اجتماعی واینلند و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. روایی پرسشنامه توسط اساتید تایید و پایایی آن ها در حد مطلوبی گزارش شد. برای تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از جداول و نمودارهای توصیفی برای بیان ویژگی های دموگرافیک و توصیفی پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک های فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان تاثیرگذار است. بدین صورت که هر چه سبک های فرزند پروری والدین، از سبک استبدادی به سمت سبک اقتدار منطقی، عملکرد تحصیلی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان بهتر می شود و از سوی دیگر، هر چه باورهای مذهبی دانش آموزان بهتر باشد، عملکرد تحصیلی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان بهتر می شود.
کلید واژگان: سبک فرزند پروری, باورهای دینی, ویژگی های شخصیتی, رشد اجتماعی, دانش آموزانAnalyzing the effects of parenting style and practice of religious beliefs of families on individual, social and educational characteristics of studentsThe purpose of this study was to analyze the effects of parenting style and practice of religious beliefs of families on individual, social and educational characteristics of students. This research In terms of purpose, is Practical And in implementation method, is Descriptive in type of correlation (Regression). The statistical population of this study includes all second year high school students in Qom in the academic year 1399-99 (approximately 15 thousand male and female students). The statistical sample of the study includes 375 students (according to Morgan table) who were selected and studied in a cluster-random manner. The research instruments included Bamrind (1972) Parenting Styles Questionnaire, Religious Beliefs Questionnaire (2000), Neo Personality Traits Questionnaire designed by McCrery and Costa (1985), The Wieland Social Development Scale, and Pham & Taylor (1999) Academic Performance Questionnaire. The validity of the questionnaire was confirmed by the professors and their reliability was reported to be satisfactory. To analyze the data in the descriptive statistics section, descriptive tables and graphs were used to express the demographic and descriptive characteristics of the research. The results of the present study showed that parenting styles and practice of religious beliefs of families affect the individual, social and educational characteristics of students. Thus, the better the parenting styles of the parents, from the authoritarian style to the logical authority style, the better the students 'academic, social and academic performance, and on the other hand, the better the students' religious beliefs, the better the academic performance. Students' social and educational conditions improve.
Keywords: Parenting Style, Religious Beliefs, Personality Traits, Social Development, Students -
زمینه و هدف
بی تردید وضعیت سلامت یکی از مهم ترین شاخص های توسعه و پیشرفت اجتماعی می باشد. ارائه مراقبت های بهداشتی نیز یک چالش عمده برای زندگی بشر است و مدیریت زنجیره تامین در حوزه سلامت، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه نتایج فراترکیب با تحلیل مضمون در شناسایی مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی می باشد.
مواد و روش هارویکرد این تحقیق، به صورت کیفی (فراترکیب و تحلیل مضمون) و مقایسه نتایج آن ها در شناسایی مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی می باشد. در گام اول؛ با رویکرد فراترکیب و مرور نظام مند مطالعات مرتبط در بیست وسه سال اخیر، مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین منظور، ابتدا تعداد 100 مقاله شناسایی و پس از چند مرحله بررسی و پالایش، تعداد 26 مقاله مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. در گام بعدی، مخاطرات زنجیره تامین داروسازی ایران با روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و نمونه گیری هدفمند به دست آمدند و در نهایت نتایج این دو رویکرد با هم مقایسه و تحلیل شدند.
نتایجدر رویکرد فراترکیب، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی جهان به صورت عام به دست آمد و همچنین با رویکرد تحلیل مضمون، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص به دست آمد. بر اساس نتایج، شش مخاطره کیفیت پایین مواد اولیه، پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی، تامین ارز و پرداخت های مالی خارجی، حمل ونقل و بیمه ها، افزایش قیمت مواد اولیه، در دسترس نبودن دارو در هر دو رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون مشترک بودند و به عنوان مخاطرات زنجیره های تامین صنعت داروسازی جهان به صورت عام و همچنین مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص مطرح می باشند.
نتیجه گیریذینفعان زنجیره تامین داروسازی ایران (از جمله بیمارستان ها)، در اولویت نخست، باید برای بهبود عملکرد زنجیره تامین بر روی این 6 مخاطره مشترک تمرکز نموده و برای مدیریت آن ها برنامه ریزی نمایند. در اولویت دوم، بر روی 4 مخاطره غیرمشترک که از طریق تحلیل مضمون به عنوان مخاطرات مختص زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران به دست آمد، متمرکز و اقدامات و فعالیت های کنترلی را اعمال نمایند.
کلید واژگان: مخاطرات زنجیره تامین, صنعت داروسازی, فراترکیب, تحلیل مضمونHospital, Volume:22 Issue: 4, 2024, PP 384 -406Background and PurposeHealth status is undeniably one of the most critical indicators of social development and progress. Providing healthcare poses a significant challenge for human life, and managing the healthcare supply chain is of strategic importance. The aim of this research is to analyze and compare the results of meta-synthesis with thematic analysis in identifying the risks of the pharmaceutical industry's supply chain.
MethodsThis research follows a qualitative approach, utilizing both meta-synthesis and thematic analysis to identify supply chain risks in the pharmaceutical industry. In the first step, a meta-synthesis and systematic review of related studies over the past twenty-three years were conducted, identifying one hundred articles, which were refined to twenty-six key articles for the research. In the next step, risks specific to Iran's pharmaceutical supply chain were identified through thematic analysis and semi-structured interviews with experts, using targeted sampling. Finally, the results from these two approaches were compared and analyzed.
ResultsThe meta-synthesis approach identified ten general supply chain risks in the global pharmaceutical industry. Similarly, the thematic analysis approach identified ten specific supply chain risks in Iran's pharmaceutical industry. Six risks were common to both approaches: low quality of raw materials, complexity and incompatibility of information systems, supply of foreign currency and financial payments, transportation and insurance issues, increase in the price of raw materials, and unavailability of medicines. These common risks are critical for both the global and Iranian pharmaceutical supply chains.
ConclusionStakeholders in Iran's pharmaceutical supply chain (including hospitals) should prioritize managing these six common risks to improve supply chain performance. Additionally, they should focus on the four unique risks identified through thematic analysis specific to Iran's pharmaceutical supply chain, applying appropriate control measures and activities.
Keywords: Supply Chain Risks, Pharmaceutical Industry, Meta-Synthesis, Thematic Analysis -
صنعت پتروشیمی در ایران به عنوان صنعت مولد و یکی از پایه های اقتصاد کشور بوده و نظارت بر کارایی و عملکرد زنجیره تامین پایدار در این صنعت یکی از فاکتورهای مهم برای مدیران جهت تصمیم گیری و تنظیم راهبردهای کلان توسعه پایدار است. باتوجه به اینکه تحلیل پوششی داده شبکه ای برای ارزیابی کارایی نسبی بین واحدهای تحت بررسی یک روش پذیرفته شده و معتبر در تحقیقات دانشگاهی بوده، یکی از چالش ها این حوزه محاسبه کارایی نسبی بین واحدهای همگن و مشابه است. در این پژوهش بر اساس مدلسازی ریاضی با استفاده از تحلیل پوششی داده شبکه ای (NDEA) ضمن بهره گیری از یادگیری ماشین بهترین الگورتیم برای خوشه بندی زنجیره تامین دوسطحی بین 28 واحد پتروپالایشی فعال در ایران برای 90 دوره زمانی با رویکرد پایداری انتخاب و نتایج با روش سنتی محاسبه کارایی بدون خوشه بندی مقایسه گردید. نتایج مقایسه سه الگورتیم مختلف یادگیری ماشین در خوشه بندی نشان داد که الگوریتم Deep Embedded Clustering بر اساس شاخص های سه گانه ارزیابی کیفیت خوشه بندی، به میزان 10% از سایر الگورتیم ها کیفیت بهتری را بر روی مجموعه داده مورد مطالعه ارائه داده، ضمنا به صورت میانگین فاصله واحدهای ناکارا تا مرز کارایی خوشه خود به میزان 10 تا 20 درصد نسبت به محاسبه کارایی بدون خوشه بندی کاهش داشته است. این راهکار در تعیین برنامه بهبود عملیاتی تر برای واحدهای ناکارا بسیار مناسب است. همچنین مقایسه فاصله واحدهای ناکارا تا مرز کارایی در هر خوشه می تواند مبنای مناسب تری برای مقایسه کارایی واحدها در ارائه راهکار بهبود و سیاست گذاری های کلان مدیریتی در راستای توسعه محصولات در نظر گرفته شود. هدف این پژوهش نشان دادن تاثیر خوشه بندی در محاسبه کارایی نسبی است که از آن می توان برای ارزیابی کارایی سایر صنایع بهره جست.کلید واژگان: یادگیری ماشین, زنجیره تامین پایدار, تحلیل پوششی داده شبکه ای, کارایی نسبی, خوشه بندیUsing network data envelopment analysis (NDEA) models to assess the efficiency of Decision Making Units (DMUs) is a widely accepted method in academic research. An ongoing challenge in this field involves the computation and implementation of enhancement solutions within homogeneous clusters utilizing Machine Learning techniques. The primary aim of this paper is to identify the optimal clustering algorithm for a two-stage sustainable supply chain within the petrochemical industry in Iran. Subsequently, the application of NDEA within each cluster aims to ascertain efficiency levels and devise improvement strategies to facilitate a more targeted development approach for inefficient units. This paper investigates the best clustering algorithms in the area of Machine Learning by using quality measurement indicators and using Network Data Envelopment Analysis (NDEA) for measuring the efficiency of DMUs with sustainability approach. Upon examination, it has been determined that the Deep Embedded Clustering algorithm yields the most favorable results when applied to the data set. Furthermore, the comparison of the clustering result with the standard NDEA model has demonstrated the utility of clustering and comparing units in homogeneous categories for the purpose of efficiency calculation and determining the distance to the efficient frontier. This article, showed that how to find the best algorithm for two-stage supply chain clustering. Also, by comparing the effect of clustering on measuring the distance of inefficient units to the efficiency frontier, it was shown that clustering of units can play a significant role in planning to reach a practical development plan in each cluster.Keywords: Machine Learning, Sustainable Supply Chain, Network Data Envelopment Analysis, Efficiency, Clustering
-
کودک آزاری توسط والدین پدیده ای بسیار دردناک برای کودک و جامعه است که محیط خانواده را به فضایی غیرقابل اعتماد برای کودکان تبدیل می کند. هدف از این پژوهش، بررسی علل کودک آزاری در مادران دارای سابقه کودک آزاری بر اساس نظر متخصصین مراکز اورژانس اجتماعی در شهر اصفهان بود. جامعه این پژوهش متخصصین شاغل در بخش های اورژانس اجتماعی و مراکز بهداشتی درمانی در سال 1401 بود. روش انتخاب شرکت کنندگان به شیوه ی هدف مند از بین پرسنل شاغل در مراکز اورژانس اجتماعی بود. ملاک تعداد شرکت کنندگان بر اساس رعایت اصل اشباع داده ها بود. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حاوی سوالات مرتبط با تجربه متخصصین در زمینه عوامل مرتبط با کودک آزاری بود. داده های حاصل از مصاحبه به روش تحلیل مضمون شبکه ای کلارک و براون (2019) تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل کودک آزاری در مادران شامل سه مقوله اصلی؛ علل کودک محور)علل مربوط به سلامتی و رشد کودک و نحوه پذیرش کودک در خانواده)، علل خانواده محور (علل اجتماعی اقتصادی در خانواده و آسیب های شخصی و روانی در خانواده) و علل جامعهمحور(علل مربوط به قانون و برنامه ریزی و علل مربوبط به فرهنگ و هنجارهای جامعه) بود. با توجه به نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که برای پیشگیری از کودک آزاری باید علل سه گانه کودک محور، خانواده محور و جامعه محور را به عنوان عوامل اصلی مدنظر قرار داده و راهبردهای پیشگیرانه کودک آزاری بر اساس این عوامل طراحی شود.
کودک آزاری، تحلیل کیفی، تحلیل مضمونکلید واژگان: کودک آزاری, تحلیل کیفی, تحلیل مضمونChild abuse by parents is a very painful phenomenon for children and society, which turns the family environment into an unreliable environment for children .The purpose of this research was to investigate the causes of child abuse in mothers with a history of child abuse based on the opinion of experts from social emergency centers in Isfahan city. The population of this study was specialists working in social emergency departments and health care centers in 2022. The method of selecting participants was purposeful among the personnel working in social emergency centers and health. The criterion of the number of participants was based on the principle of data saturation. The method of data collection was semi-structured interviews that contained questions related to the experience of experts in the field of factors related to child abuse. The data obtained from the interview were analyzed using the network theme analysis method of (Clarck & Braun, 2019). Results showed that the causes of child abuse include three main categories; Child- oriented causes (causes related to the health and growth of the child and how the child is accepted in the family), family- oriented causes (socio-economic causes in the family and personal and psychological injuries in the family) and society- oriented causes (causes related to law and planning and it can be concluded that in order to prevent child abuse, the three causes of child-centered, family-centered, and community-centered should be considered as the main factors and preventive strategies of child abuse should be designed based on these factors.Keywords: Child Abuse, Qualitative Analysis, Thematic Analysis -
در دنیایی که با گذر از دوران توسعه ی صنعتی، عصر طلایی دانایی و توسعه ی دانش بنیان را آغاز کرده است، ارتباط میان صنعت و دانشگاه به عنوان مهم-ترین بازیگران بوم سازگان های دانش و کسب وکار بیش از پیش گسترش یافته و به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. در این راستا در ایران نیز مطالعات و پژوهش هایی در این حوزه در سال های اخیر صورت گرفته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف دسته بندی و خلاصه سازی ادبیات پژوهش در حوزه ی همکاری میان صنعت و دانشگاه از مرور نظام مند ادبیات استفاده کرده است. در این پژوهش که یک مطالعه کیفی است، با استفاده از تکنیک تحلیل تم و نرم افزار اطلس تی آی، به تحلیل مقاله هایی که از تاریخ 01/01/1390 تا 29/12/1399 در مجله های مختلف به چاپ رسیده اند، پرداخته شد و شبکه مضامینی از عوامل مطرح شده در حوزه ی ارتباط میان بوم سازگان های کسب وکار و دانش (صنعت و دانشگاه) ارائه گردید. بر اساس نتایج این پژوهش، تمامی عوامل مختلف مطرح شده در مطالعات صورت گرفته در یک دهه کشور را می توان در پنج عامل کلی دسته بندی کرد که عبارت اند از «اهداف همکاری»، «موانع همکاری»، «مدل های همکاری»، «کانال های همکاری» و «تقویت کننده های همکاری».
کلید واژگان: بوم سازگان دانش, بوم سازگان کسب و کار, همکاری صنعت و دانشگاه, مرور ادبیات نظام مندThe relationship between Industry and the University is one of the topics that has been given a lot of attention in Iranian society in the last few decades and many researches have been done in this regard. This paper uses a systematic literature review (SLR) with the aim of categorizing and summarizing the literature in the field of cooperation between industry and university. This research as a qualitative study, uses PRISMA method and theme analysis technique and Atlas TI software. It investigated a systematic review of the papers published in journals in the field of cooperation between industry and university in Iran business and knowledge ecosystems from 2011 to 2020. After going through the four steps proposed in the systematic review method, 97 papers from different journals remained, which were coded and analyzed. A thematic network of factors raised in the field of communication between business and knowledge ecosystems (industry and university) was presented. Based on the results, all the different factors mentioned in the studies carried out in a decade in Iran can be categorized into five general factors, which are "goals of cooperation", "obstacles to cooperation", "models of cooperation", "cooperation channels" and "cooperation enhancers".
Keywords: Knowledge Ecosystem, Business Ecosystem, Industry-University Cooperation, Systematic Literature Review -
هدف
بازارها همواره محلی برای کنش جنبش های اجتماعی بوده و یا تحت تاثیر آن قرار گرفته اند. در زمانه حاضر که دو تغییر رقومی و شبکه ای شدن ارتباطات، تعاملات اجتماعی جوامع بشری را تحت تاثیر قرار داده است، بازارهای جدیدی به دنبال بازارهای قدیم ساخت یافته اند که مشخصه های بازارهای قدیم، مشابه یا متفاوت از آن را در خود به منصه ظهور رسانده اند. اعتصاب به عنوان یکی از کارکردها یا کژکارکردهای بازار، همان گونه که در بازارهای سنتی مورد توجه محققان بوده، پدیده ای است که شناخت آن بر بستر بازارهای جدید مطالعات جدیدی را نیازمند است. از آن جا که فروشگاه های اینترنتی بر بستر رسانه های اجتماعی را می توان نمودی از این بازارها دانست، پژوهش حاضر با هدف شناخت وجهی از فرایند اعتصاب اجباری فروشگاه های اینترنتی ناشی از جنبش های اجتماعی، بر بستر رسانه های اجتماعی انجام گرفته است.
روش پژوهش:
گردآوری داده ها به روش مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته و با رویکرد تحلیلی توصیفی از طریق کاربست نظریه بازار پیام در ادبیات تحقیق به تحلیل داده ها اقدام شده است.
یافته هااز نتایج این تحقیق می توان مواردی را بر شمرد که از جمله آن بیان ظرفیت خاص این فضا در ارائه نقش های متعدد اجتماعی در یک بازار، به اعضای جنبش است.
نتیجه گیریپیامد شکل گیری ظرفیت ویژه فضای رسانه های اجتماعی، کاهش هزینه های جنبش های اعتراضی در به اعتصاب کشاندن فروشگاه های اینترنتی و افزایش ضریب اعتراض آن ها بر بستر رسانه های اجتماعی است.
کلید واژگان: اعتصاب, رسانه های اجتماعی, جنبش های اجتماعی, فروشگاه اینترنتیObjectiveMarkets have always been a place for social movements or have been affected by them. In the current era, when two digital changes and the networking of communications have affected the social interactions of human societies, new markets have been built after the old markets, which have brought to the fore the characteristics of the old markets, similar or different from it. A strike as one of the functions or malfunctions of the market, as it has been the focus of researchers in traditional markets, is a phenomenon that requires new studies to understand it on the basis of new markets. Since online stores on the platform of social media can be seen as a manifestation of these markets, the present research was conducted with the aim of knowing one aspect of the forced strike process of online stores caused by social movements, on the platform of social media.
Methodsdata collection was done by the method of library studies and data analysis was done with a descriptive analytical approach through the application of message market theory in the research literature.
ResultsFrom the results of this research, we can count some cases, including the expression of the special capacity of this space in providing multiple social roles in a market to the members of the movement.
ConclusionThe consequence of the formation of the special capacity of the social media space is to reduce the costs of protest movements in bringing online stores to strike and increase the coefficient of their protest on the platform of social media.
Keywords: Strike, Social Media, Social Movements, Online Store -
هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثرات سبک فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان با توجه به نقش میانجی رسانه ها بود. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و روش انجام آن، توصیفی از نوع همبستگی (رگرسیون) است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دهند (حدودا 15 هزار دانش آموز دختر و پسر). نمونه آماری پژوهش شامل 375 دانش آموز (با توجه به جدول مورگان) هستند که به صورت خوشه ای- تصادفی انتخاب و موردبررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند (2010)، پرسشنامه باورهای مذهبی (1379)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو طراحی شده توسط مک کری و کوستا (2012) مقیاس رشد اجتماعی واینلند، پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) و پرسشنامه محقق ساخته استفاده از رسانه های جمعی بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در سطح 99/0، سبک های فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها و رسانه بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان تاثیرگذار است و با توجه به آنکه مقادیر به دست آمده از آزمون سوبل بیشتر از 96/1 می باشد و در سطح اطمینان 95/0 معنی دار می باشد، می توان نتیجه گرفت که متغیر رسانه به عنوان متغیر میانجی بین متغیرهای عنوان شده عمل می کند.
کلید واژگان: سبک فرزند پروری, باورهای دینی, ویژگی های شخصیتی, رشد اجتماعی, دانش آموزانThe purpose of the current research was to analyze the effects of parenting style and adherence to religious beliefs of families on the individual, social and academic characteristics of students, considering the mediating role of the media. This research is descriptive of the correlation (regression) type in terms of its purpose, application and method. The statistical population of this research includes all the students of the second year of high school in Qom in the academic year 2018-2019 (about 15 thousand male and female students). The statistical sample of the research includes 375 students (according to Morgan's table) who were randomly selected and examined. Research tools include Baumrind's parenting styles questionnaire (2010), religious beliefs questionnaire (2019), neo personality characteristics questionnaire designed by McCree and Costa (2012), Vineland social development scale, Pham and Taylor's academic performance questionnaire (1999) and researcher-made questionnaire. It was the use of mass media. The results of the present research showed that at the level of 0.99, parenting styles and adherence to the religious beliefs of families and the media have an effect on the individual, social and academic characteristics of students, and considering that the values obtained from the Sobel test are more than is 1.96.
Keywords: Parenting Style, Religious Beliefs, Personality Traits, Social Development, Students -
روایت مسیحیان از عاشورا / خبرنگاران مهم کربلا از ابتدا تا امروز / نگاهی به کتاب پدر، پسر ، روح القدس
-
هدف این پژوهش ارائه مدلی کاربردی که به دنبال شناسایی اجزای شبکه ارزش پایدار در بخش توزیع فرآورده های نفتی بوده و همچنین توسعه یک نظریه ی اساسی مفید برای متخصصین و دانشگاهیان بوده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی و یک پژوهش اکتشافی است. همچنین از روش داده بنیاد استفاده شد. در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها، با 15 نفر از خبرگان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران مصاحبه عمیق انجام شد. ابتدا، نمونه گیری هدفمند قضاوتی بود و سپس برای رسیدن به اشباع نظری، از نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. از داده های به دست آمده، مدل پژوهش صورت بندی شد و درنهایت مدل پارادایمی در قالب شش مقوله اصلی، 34 مقوله فرعی و 218 مشخصه طبقه بندی شد. در این تحقیق به شکل جامعی ابعاد و اجزای موثر بر شبکه ارزش پایدار در قالب یک ساختار منسجم تبیین و فرایندهای مدیریتی موردنیاز تعریف شد.
کلید واژگان: شبکه ارزش پایدار, فرآورده های نفتی, نظریه ی داده بنیادThe purpose of this research is to provide a practical model that seeks to identify the components of the sustainable value network in the oil products distribution sector and also to develop a basic theory useful for experts and academics. In terms of purpose, the research is applied, and in terms of data collection, it is descriptive and exploratory research. The grounded theory method was also used. In this research, in order to collect data, an in-depth interview was conducted with 15 experts of Iran's National Oil Products Distribution Company. First, the purposeful sampling was judgmental, and then snowball sampling was used to achieve theoretical saturation. From the obtained data, the research model was formulated and finally the paradigm model was classified in the form of six main categories, 34 sub-categories and 218 characteristics. In this research, the dimensions and components affecting the sustainable value network were comprehensively explained in the form of a coherent structure and the required management processes were defined.
Keywords: Sustainable Value Network, Oil Products, Grounded Theory -
هدف
انتشار گسترده «اخبار جعلی» که باعث فریب کاربران و انحراف جامعه میشوند، به یکی از تهدیدات مهم رسانهای در جوامع امروز تبدیل شده است. توانایی تشخیص اخبار جعلی برای جامعه و به خصوص کتابداران به عنوان ارائهکنندگان خدمات اطلاعاتی برای شناخت و مقابله با اخبار جعلی ضروری است. سواد رسانهای ازجمله عوامل مهمی است که در این زمینه میتواند نقش داشته باشد؛ در واقع یکی از مهم ترین راههای مقابله با این تهدید، تجهیز کتابداران به امکانات سواد رسانهای است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است.
روش:
پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه (170 نفر) تشکیل می دهند که از بین آن ها (118 نفر) از طریق فرمول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه توانایی تشخیص اخبار جعلی (اسمعیلی، رحیمی و مرادی، 1398) که براساس هشت مولفه اطلاع نگاشت ایفلا طراحی شده و پرسشنامه سواد رسانه ای (فلسفی، 1393) استفاده شده است.
یافته هاسطح سواد رسانهای کتابداران (28/3) و توانایی تشخیص اخبار جعلی آنان (29/3) است. همچنین براساس تحلیل داده ها، سواد رسانهای با ضریب تاثیر 47/0 بر بررسی منبع، با ضریب تاثیر 24/0 بر خواندن متن خبر، با ضریب تاثیر37/0 بر تشخیص نویسنده، با ضریب تاثیر 45/0 بر بررسی منابع پشتیبان، با ضریب تاثیر 41/0 بر بررسی تاریخ و زمان خبر، با ضریب تاثیر 30/0 بر بررسی طنز یا جدی بودن خبر و با ضریب تاثیر 35/0 بر رجوع به باور و تعصبات شخصی نقش دارد. اما در رابطه با پرسش از متخصصین نقشی نداشته و با ضریب تاثیر برابر با 51/0 بر مقیاس کلی توانایی تشخیص اخبار جعلی موثر است.
نتیجه گیریبا توجه به موثر بودن سواد رسانه ای بر افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء سواد رسانه ای صورت گیرد، تا سبب افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران گردد. تشخیص اخبار جعلی، مجموعه ای از مهارت ها بوده که کتابداران به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض پیامهای جعلی از این شاخص ها استفاده می کنند، تا صحت پیام ها را تشخیص دهند. کتابداران برخوردار از توانایی تشخیص اخبار جعلی، در برابر اخبار جعلی، آسیب پذیری کمتری دارند. اخباری را که به منظور تاثیرگذاری بر آن ها طراحی و ارسال شده، در سطوح مختلف مورد شناسایی قرار می دهند و قادر خواهند بود با آگاهی بیشتری با آنان مواجهه شده و این مهارت ها را به کاربران آموزش دهند. نتایج این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های درازمدت کتابخانه های عمومی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
کلید واژگان: سواد رسانه ای, اخبار جعلی, کتابداران, کتابخانه های عمومیPurposeWidespread dissemination of "fake news" that deceives users and diverts society has become one of the major media threats in today's society. The ability to detect fake news is essential for the community, especially librarians as information service providers, to identify and counter fake news. Media literacy is one of the important factors that can play a role in this field; In fact, one of the most important ways to deal with this threat is to equip librarians with media literacy facilities. So, the purpose of this study was to investigate the role of media literacy in the ability to detect fake news by librarians of public libraries in Kermanshah province.
MethodologyThe present study is applied and has been done by survey method. The statistical population of this study consists of librarians of public libraries in Kermanshah province (170 people) from which (118 people) were selected through the Morgan formula by simple random sampling. To collect research data, a questionnaire on the ability to detect fake news (Ismaili, Rahimi & Moradi, 2019) and a media literacy questionnaire (Falsafi, 2014) were used.
FindingsBased on data analysis, media literacy with an impact factor of 0.47 on the source review, an impact factor of 0.24 on reading the news text, an impact factor of 0.37 on the author's diagnosis, an impact factor of 0.45 on the review of support sources, with An impact factor of 0.41 on the study of the date and time of news, with an impact factor of 0.30 on the study of humor or seriousness of the news and with an impact factor of 0.35 on the reference to personal beliefs and prejudices. However, it did not play a role in asking questions from experts, and with an impact factor of 0.51, it is effective on the overall scale of the ability to detect fake news.
ConclusionGiven the effectiveness of media literacy in increasing the ability to detect fake news, training, and necessary measures should be taken to improve media literacy to increase librarians' ability to detect fake news. Detecting fake news is a set of skills that librarians actively use to identify fake messages and determine the authenticity of the messages. Librarians who can detect fake news are less vulnerable to fake news. They identify news that is designed and sent to influence them at different levels. The results of this research can be used in the long-term planning of public libraries in the country.
Keywords: Media Literacy, Fake News, Ability To Detect Fake News, Librarians, Public Libraries -
خوشه های گردشگری به مجموعه ای از واحدهای کسب و کار گردشگری اطلاق می شود که در یک منطقه جغرافیایی متمرکز شده و دارای روابط همکاری تخصصی هستند. بسیاری از کشورها با به کارگیری راهبرد خوشه بندی سعی در غلبه بر مسائل و مشکلات موجود کسب و کارهای گردشگری دارند. شهرستان طبس از قدیمی ترین و خاص ترین سکونتگاه های ایران است که به دلیل جاذبه های تاریخی و طبیعی کم نظیری که دارد، از گزینه های محبوب برای گردشگری به شمار می رود. هدف از انجام پژوهش، خوشه بندی روستاهای دارای پتانسیل گردشگری در شهرستان طبس می باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد غالب آن پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری شامل 36 روستای دارای پتانسیل گردشگری شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی است. جهت خوشه بندی روستاها نظرات 30 نفر از متخصصان (کارکنان میراث فرهنگی، بخشداری و فرمانداری) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای رتبه بندی روستاهای مورد مطالعه از مدل آراس و برای نمایش نتایج و خوشه بندی روستاها از نرم افزار GIS استفاده گردید. نتایج نشان می دهد روستاهای هودر، جوخواه، ازمیغان، کریت، دست گران، نای بند، اسفندیار، زنوغان، رباط خان، حلوان، دهنو و عرب آباد دارای پتانسیل قوی برای جذب گردشگری و ایجاد خوشه های گردشگری است و روستاهای خروعلیا، مرغوب، پیکوه، ملوند، حسن آباد، کردآباد، نصرت آباد، پیرحاجات، چیروک، سرند، ماودر نیز از پتانسیل کمتری برای جذب گردشگر برخوردار است. به عبارتی، تفاوت فضایی در سطوح توان جذب گردشگری بین روستاهای شهرستان طبس مشهود است که نیازمند برنامه ریزی یکپارچه توسعه با رویکرد آمایش فضایی است.کلید واژگان: خوشه بندی, گردشگری روستایی, مدل آراس, شهرستان طبسTourism clusters refer to a collection of tourism business units concentrated in a geographical area and have specialized cooperative relationships Many countries use clustering strategy to overcome existing problems and tourism businesses. The aim of this study was to cluster villages with tourism potential in Tabas city. The research method is descriptive-analytical research and its dominant approach is survey. Library and field methods have been used to collect data. The statistical population of the study consisted of 36 villages with tourism potential of Tabas city in South Khorasan. In order to cluster the villages, the opinions of 30 experts (cultural heritage, bakhsh and governor's staff, etc.) were investigated. Also, ARRAS model was used to rank the villages and GIS software was used to show the results and clustering of villages. The results show that the villages of Hodar, Jowkhah, Izmighan, Crete, Dastgaran, Nayband, Esfandiar, Zenoghan, Robat Khan, Halvan, Dehno and Arababad have strong potential to attract tourism. And the high-quality villages, Khoroulia, Pikweh, Malvand, Hassan Abad, Kordabad, Nosratabad, Pirhajat, Chirok, Sarand, Mawader have less potential to attract tourists.Keywords: Clustering, Rural Tourism, ARAS Model, Tabas County
-
هدفدر سال های اخیر مفاهیمی همچون ماموریت پنجم دانشگاه، نسل پنجم صنعت و جامعه به صورت مستمر در میان پژوهش های صورت گرفته مطرح می شود. موفقیت دانشگاه در ماموریت پنجم و شکل گیری نسل پنجم صنعت و جامعه، نیازمند در نظر گرفتن این موضوع می باشد که چه دانشگاه و چه صنعت هر یک، بازیگران اصلی بوم سازگان های دانش و کسب وکار می باشند و بدون در نظر گرفتن رفتار این بازیگران در بستر بوم سازگان ها نمی توان به شکل گیری روند ارتباطی مناسب میان این نهادها پرداخت. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تدوین مدلی جهت همکاری میان بوم سازگان های کسب وکار و دانش است.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از منظر فلسفی تفسیرگرایی و از منظر رویکرد توسعه ی تئوری، استقرایی می باشد. راهبرد پژوهشی مورداستفاده در این پژوهش نظریه داده بنیاد است که با استفاده از آن به ارایه الگوی مفهومی پرداخته شد. سه رویکرد معمول به نظریه داده بنیاد دارد که در این پژوهش، از رویه نظام مند استراوس و کربین به دلیل ایجاد ساختار مناسب برای درک و دسته بندی بهتر داده ها و یافته ها، برای تحلیل نهایی استفاده شد. به منظور بررسی روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده استفاده شد. همچنین به منظور بررسی پایایی یافته های تحقیق از روش شاخص ثابت یا پایایی باز آزمون استفاده شد.یافته هانتایج حاصل شده بر اساس داده های جمع آوری شده و تجزیه وتحلیل های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد که به منظور شکل گیری همکاری میان صنعت و دانشگاه به عنوان بازیگران اصلی بوم سازگان های کسب وکار و دانش، 18 مقوله ی کلیدی و حیاتی باید موردتوجه قرار گیرد که ارتباط میان آن ها که در قالب مدل مفهومی ارایه شده است.اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به بررسی های صورت گرفته در ادبیات موضوع، می توان ادعا کرد که علی رغم مطالعه های فراوان صورت گرفته در حوزه ی همکاری میان صنعت و دانشگاه، تاکنون مدلی جهت این همکاری ارایه نشده است و صرفا یا به بیان چالش های این همکاری پرداخته شده است و یا یک سری مفاهیم کلی ارایه گردیده است؛ اما در این پژوهش سعی شده است با لحاظ کردن تئوری هایی از قبیل بوم مرز (اکوتون) و دوسوتوانی به ارایه ی چنین مدلی پرداخته شود و جنبه های مختلف این همکاری موردبررسی قرار گیرد.کلید واژگان: بوم سازگان دانش, بوم سازگان کسب وکار, نظریه بوم مرز, نظریه دوسوتوانیPurposeIn recent years, concepts such as the fifth generation university, the fifth generation of industry and society have been continuously raised among the researchers. The university's success in the fifth mission and formation of the fifth generation of industry and society requires considering that both university and industry are the main actors of knowledge and business ecosystems. Without considering the comportment of these actors in the context of ecosystems, it is impossible to form a proper communication process between these institutions. Therefore, the paper aims to develop a conceptual model to explain the cooperation between knowledge and business ecosystems.MethodologyThis research is interpretive from a philosophical point of view and inductive from the point of view of theory development. The research strategy is "Grounded Theory," which presents a conceptual model. The systematic procedure of Strauss and Corbin was used to create a suitable structure for better understanding and classification of data and findings. Two methods, Member Checking or Participant Feedback and Review by External Audit, were used to check the validity of the data. Furthermore, a fixed index or re-test reliability was used to check the reliability of the research findings.FindingsThe results show that to form cooperation between industry and university as the main actors of business and Knowledge ecosystems, 18 key and vital categories should be considered. A conceptual model is presented to describe the relationship between these categories.Originality/Value: It can be claimed that despite the studies conducted in the field of cooperation between industry and university, a model for this cooperation has not been developed so far, and only the challenges of this cooperation have been discussed, or a series of concepts have been discussed. In this research, an attempt has been made to present such a model by taking into account theories such as ecotone and ambidextrous organization, and various aspects of this cooperation have been investigated.Keywords: Knowledge Ecosystem, Business Ecosystem, Ecotone Theory, Ambidexterity Theory
-
زیست بوم های نوآوری طی دهه اخیر نه تنها برای کسب وکارها بلکه برای دولت ها نیز به منظور توسعه اقتصادی و اجتماعی اهمیتی اساسی یافته اند. به همین منظور، هدف پژوهش حاضر تحلیل زیست بوم نوآوری کشور بر اساس دیدگا ه های یک سیاست گذار طی دوره هشت ساله فعالیت در این حوزه است. متناسب با این هدف، طرح پژوهش کیفی و روش تحلیل تم بکار گرفته و تعداد 235 ویدئو حاوی صحبت های ایشان در نشست ها، سخنرانی ها و مصاحبه ها در مورد زیست بوم نوآوری کشور تحلیل شد. یافته های پژوهش شامل هشت تم اصلی (اثرگذاری در جامعه، نقش دولت، بنیان اقتصاد دانش بنیان، سرمایه گذاری، موانع دولتی، ارتباطات و تعاملات، سازوکار تغییر و فراگیرشدن نوآوری)، 23 تم فرعی و 103 کد باز است. همچنین با توجه به اهمیت اسناد بالادستی در تعیین اهداف، راهبردها و اقدامات نوآورانه، این تم ها با 12قانون و سند بالادستی انطباق داده شد و نتیجه بیانگر تطابق آن ها با این اسناد و قوانین بود. بر اساس تحلیل یافته ها، سه موضوع عمده قابل نتیجه گیری است. اول اینکه دولت با گسترس قلمرو فعالیت خود در زیست بوم نوآوری همزمان به افزایش بوروکراسی گسترده در آن نیز دامن می زند که بیانگر پارادوکسی میان نقش تسهیل-گری و رفع موانع بوروکراتیک دولت است. دوم اینکه با وجود دیدگاه اتصال دانش به اقتصاد کشور، هنوز اثرات کلان آن در شاخص هایی مانند نرخ رشد بهره وری و نیز حل مسائل جامعه کمرنگ است. سوم اینکه با توجه به حجم اندک سرمایه گذاری داخلی (بخش دولتی و خصوصی)، ورود سرمایه گذاری خارجی می تواند توسعه زیست بوم نوآوری را تسریع نماید.
کلید واژگان: زیست بوم نوآوری, اقتصاد دانش بنیان, اسناد بالادستی, تحلیل تمDuring the last decade, innovation ecosystems have become essential not only for businesses correspondingly for governments aimed at national economic and social development. For this purpose, the current research has analyzed the country's innovation ecosystem based on the views of a policy maker during the eight-year period of activity in this field. According to this goal, qualitative research design and thematic analysis method were used. A number of 235 videos containing their talks in meetings and interviews about the country's innovation ecosystem were analyzed. The findings of the research include eight main themes (influence on society, the role of the government, the foundation of knowledge-based economy, investment, government obstacles, communication and interactions, the mechanism of change and the spread of innovation) and 23 sub-themes and 103 open codes. Also, due to the importance of High-level state documents in drawing the desired future and determining goals, strategies and innovative measures, the collected themes were adapted to 12 High-level state documents and the result indicated their compatibility with these documents. Based on the analysis of findings, three main issues can be concluded. First of all, the government, by expanding the scope of its activity in the ecosystem of innovation, simultaneously fuels the increase of extensive bureaucracy in it, which shows the paradox between the role of facilitating and removing the bureaucratic obstacles of the government. Second, despite the view of connecting knowledge to the country's economy, its macro effects in indicators such as productivity growth rate and solving society's problems are still weak. Thirdly, due to the small amount of domestic investment (public and private sector), the entry of foreign investment can accelerate the development of the innovation ecosystem.
Keywords: Innovation Ecosystem, Knowledge-Based Economy, High-Level State Documents, Thematic Analysis -
مقدمه
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش فرزند پروری مقابله با کودک آزاری براسترس والدگری و مشکلات رفتاری کودکان در مادران دارای سابقه کودک آزاری در شهر اصفهان انجام شد.
روش پژوهش:
روش پژوهش نیمه آزمایشی طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. بدین منظور از بین مراجعین مراکز اورژانس اجتماعی در سال 1401 به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر از مادران دارای سابقه کودک آزاری انتخاب شده و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی های هر دو گروه پرسشنامه های استرس والدگری و مشکلات رفتاری کودکان را در مراحل پیش آزمون پس آزمون و پیگیری دو ماهه پاسخ دادند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش فرزند پروری مقابله با کودک آزاری را به صورت دوبار درهفته دریافت نمودند، گروه کنترل در این مدت هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل واریانس اندازه های تکراری) استفاده شد.
یافته هانتایج تحلیل واریانس اندازه های تکراری نشان داد که آموزش فرزند پروری مقابله با کودک آزاری باعث کاهش استرس والدگری و مشکلات رفتاری کودکان در مادران دارای سابقه کودک آزاری می شود (05/0>›P).
نتیجه گیریبا توجه به نتایج حاصل می توان گفت یکی از روش های موثر برای کاهش استرس والدگری و مشکلات رفتاری کودکان در مادران دارای سابقه کودک آزاری می تواند آموزش مقابله با کودک آزاری باشد.
کلید واژگان: آموزش فرزند پروری, استرس والدگری, سابقه کودک آزاری, گرایش به کودک آزاری, مشکلات رفتاری کودکانIntroductionChildren are always the most vulnerable group of society, who are not able to fully protect and support themselves due to various reasons, including their young age and lack of sufficient skills, and they need the support of adults, especially their parents. The aim of this research was investigating the effectiveness of child abuse copping parenting training on, parenting stress and children's behavioral problems in mothers with a history of child abuse in Isfahan.
MethodsThe research method was a semi-experimental pre-test-post-test-follow-up with control group. For this purpose, 30 mothers with a history of child abuse were available selected among the clients of social emergency centers in 2022 and were randomly assigned in two experimental and control groups. Subjects of both groups answered parenting stress questionnaires and children's behavioral problems in the pre-test, post-test, and two-month follow-up stages. The experimental group received eight 60-minute sessions of Child abuse copping parenting training twice a week. The control group did not receive any training during this period to analyze the data using descriptive statistical methods (mean and deviation standard) and inferential (repeated measurement analysis of variance) were used.
FindingsThe results of repeated measurement analysis of variance showed that Child abuse copping parenting training reduces parenting stress and children's behavioral problems in mothers with a history of child abuse (P<0.05).
ConclusionsAccording to the results, it can be said that one of the effective ways to reduce parenting stress and children's behavioral problems in mothers with a history of child abuse can be Child abuse copping parenting training.
Keywords: Child Abuse Tendency, Children's Behavioral Problems, History Of Child Abuse, Parenting Stress, Parenting Training -
فناوری های نوین عمیقا نحوه ارتباط و تعامل افراد با محیط اطراف خود را تغییر داده اند. این فناوری ها بر هر صنعتی تاثیر می گذارند. حال اگر بنا به تعریف متداول، زنجیره تامین را مجموعه ای از فعالیت های به هم پیوسته تعریف کنیم که شامل هماهنگی، برنامه ریزی و کنترل محصولات و خدمات بین تامین کنندگان و مشتریان باشد، با نگاهی به پیشرفت های فناورانه متوجه می شویم که این ساختارهای سنتی دیگر خودکفا نیستند، چرا که الکترنیکی شدن تقریبا تمام جنبه های زندگی بشر به خصوص فرآیندهای زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار داده است. فناوری های نسل چهار صنعت، بیانگر انقلاب صنعتی ا ست که اینترنت اشیا را با سامانه های خودکاری چون هوش مصنوعی و زیرمجموعه آن یادگیری ماشین که خودتنظیم و خودیادگیرنده هستند، همراه کرده است. چنین سامانه های فناورانه ای می تواند زنجیره تامین را از حالت متمرکز بودن به حالت توزیع شدگی تغییر بدهد. هدف از این پژوهش شناسایی مولفه های زنجیره تامین توزیع شده هوشمند و ارائه ساختار روابط علی برای آن ها و همچنین تحلیل هر یک از آن ها در چارچوب ساختار ارائه شده است. در پژوهش پیش رو ابتدا کدها و مقوله ها با استفاده از روش داده بنیاد شناسایی شدند و سپس برای تعیین روابط علی-معلولی از روش نگاشت شناختی فازی استفاده شده است. مدل پژوهش نشان می دهد که زنجیره تامین غیرمتمرکز توزیع شده با توجه به مولفه های خود می تواند منجر به بهبود در جریان های اطلاعاتی شود، مراقبت های بهداشتی-درمانی را ارتقاء دهد و امکان دسترسی عادلانه به خدمات درمانی را فراهم آورد، طوری که می تواند نفوذ بنگاه های رانتی در عرضه، تجویز و درمان کشور را تا حد زیادی کاهش دهد.کلید واژگان: بلاکچین, اینترنت اشیا, یادگیری ماشین, زنجیره تامین, سامانه های توزیع شدهIntroductionNew technologies have profoundly changed the way people communicate and interact with their surroundings. These technologies affect every industry. Now, if according to the common definition, we define the supply chain as a set of interconnected activities that include coordination, planning and control of products and services between suppliers and customers. Looking at technological advances, we realize that these traditional structures are no longer self-sufficient, because digitalization has affected almost all aspects of human life, especially supply chain processes. The technologies of the fourth generation of industry represent the industrial revolution that has combined the Internet of Things with automatic systems such as artificial intelligence and its subset of machine learning, which are self-adjusting and self-learning. Such technological systems can change the supply chain from a centralized state to a distributed state, in fact, the deployment of these technologies provides distribution and decentralization for supply chains. The globalization of the economy and the increase in commercial competition have increased the importance of using innovative methods to achieve the goals of the supply chain. With the automation of processes, business activities have moved from manual operations to electronic transactions and all organizational processes have benefited from information and communication technologies. Considering that the design of most processes is at the disposal of centralized centers; There are always problems such as: poor efficiency, coordination at a low level and poor cooperation between the departments of a business unit, the emergence of distributed frameworks such as the blockchain platform and 4.0 generation technologies in addition to Organizations are helped in having complete transparency in transactions and cooperation with each other. They can share transactions on a peer-to-peer page.MethodologyThe purpose of research is to identify the components of the intelligent distributed supply chain and provide the structure of causal relationships for them, as well as the analysis of each of them in the framework of the presented structure. In the present research, codes and categories were first identified using the grounded method, and then the fuzzy cognitive mapping method was used to determine causal-effect relationships.In order to design the structure of the cause-effect relationships of the components of the intelligent distributed supply chain, it was extracted according to the fuzzy cognitive mapping method. Collective mapping was obtained by calculating the average of experts' opinions. According to its components, distributed decentralized supply chain can lead to improvement in information flows, promote healthcare and provide fair access to medical services. Also, assigning treatment priority to patients according to their physical condition for medical care, complying with the terms and conditions of the production line, reducing fraud, detecting authorized hazardous substances and removing drugs that have been licensed outside of the legal criteria can influence the company.Results and DiscussionHigh rents in the supply, prescription and treatment of the country to a great extent. The components of the correct implementation of the guidelines for hazardous drugs, the correct implementation of GMP rules, improvement in demand forecasting, correct and timely response of suppliers and suppliers, transparency and traceability, reduction in executive costs, Reducing the risk of implementing projects and carrying out contracts, behavioral data analysis algorithms, error and fraud detection algorithms, processes of identification, discovery, analysis, redesign, implementation and deployment, execution and monitoring, analysis of purchase plans and Procurement provides the possibility of tracking the information, political, monetary and back and forth flows of medicine, which represents its supply and demand among the manufacturer, government sector, patients, pharmacies, insurers, retailers of raw materials and importers. and reduces the possibility of fraud and corruption.Also, allocating treatment priority to patients according to their physical condition for medical care, complying with the terms and conditions of the production line, reducing fraud, detecting authorized hazardous substances and removing drugs that have been licensed outside of the legal criteria can influence the company. High rents in the supply, prescription and treatment of the country will be reduced to a great extent, which can be more effective for special and incurable patients, we know for certain that the required medicine for import and production, it is difficult and sometimes impossible to correctly identify and choose, with these created solutions, transparency is determined in whether the goal of the treatment program has been taken into account. Because we know that the distribution of special benefits is under the control of government officials and they define the priorities of subsidy allocation according to their decision-making power; This can be considered as one of the cases of corruption in the country's pharmaceutical industry.ConclusionIn the end, the improvement in the stock of raw materials and finished products, the non-issue of licenses for non-hazardous production lines in line with the production of hazardous drugs, the non-importation of domestic similar drugs, the elimination of middlemen and backdoors, the transparency of production costs. Transparency in contracts, transparency in the interests of the involved parties, transparency in payment to pharmaceutical companies, transparency in payment of pharmaceutical centers to drug dealers, transparency in pharmacy drug items, transparency in the risks after taking drugs, transparency in the way the budget is spent, The transparent and traceable payment system makes it clear whether the distribution and granting of licenses to natural or legal persons is done based on legal criteria and competently, while the government authority and decision-maker to avoid disclosure or The monopoly of the market cannot limit the transaction within the circle of friends and acquaintances, the benefit of political influence for the production of drugs and the distribution of imported drugs has been greatly reduced, the privileges have been removed from the circle of friends and acquaintances and in a competitive environment, they are given to companies. It will be real or legal that provide fair access to medical services.Keywords: Blockchain, Internet of Things, Machine Learning, Supply chain, Distributed Systems
-
نشریه مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات، سال سی و چهارم شماره 4 (پیاپی 136، زمستان 1402)، صص 89 -112هدف
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر سطح سواد اطلاعاتی بر رفتار اطلاع یابی و بازنشر اطلاعات در شبکه های اجتماعی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی کرمانشاه بود.
روشروش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مشغول به تحصیل در دانشکده های تابعه دانشگاه رازی بود که حجم نمونه 217 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تلفیقی در دو بخش سواد اطلاعاتی و صحت اطلاعات در بازنشر اطلاعات در فضای مجازی بود که آلفای کرونباخ آن 0/78 برآورد شد. برای آزمون فرضیه ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف نرمال بودن متغیرهای پژوهش بررسی شده و در ادامه با استفاده از آزمون های لازم فرضیه های پژوهش تجزیه وتحلیل شد. برای تحلیل داده ها نرم افزار SPSS v26 مورداستفاده قرار گرفت.
یافته هایافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که میانگین سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی در سطح متوسط قرار دارد، البته مقطع تحصیلی پاسخگویان به طور معناداری با این سطح سواد اطلاعاتی ارتباط دارد و دانشجویان مقطع دکتری همگی دارای میانگین سواد اطلاعاتی بالا هستند؛ اما جنسیت تاثیر معناداری در سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان ندارد. همچنین بین سطح سواد اطلاعاتی با مولفه های مستند بودن داده ها و سلامت داده ها در صحت اطلاعات بازنشر شده در فضای مجازی ارتباط معنی داری مشاهده شد اما در مولفه بررسی تخصص نقل کننده پیام، ارتباط معنا دار نبود.
نتیجه گیری:
در تبیین نتایج به دست آمده و سطح بالای مولفه تشخیص نیاز اطلاعاتی می توان گفت توانایی تشخیص نیاز اطلاعاتی و تعیین وسعت و مکان یابی اطلاعات، نقش اساسی در تقویت قابلیت های دانشجویان ایفا می کند. در مورد مولفه ارزیابی نقادانه اطلاعات که با میانگین پایین تری نسبت به سایر مولفه های سواد اطلاعاتی به دست آمده می توان گفت که با افزایش توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات، قابلیت های تشخیصی در بازنشر اطلاعات افراد نیز افزایش می یابد. توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات با مهارت هایی مانند توانایی بررسی و مقایسه اطلاعات اخذشده از منابع مختلف برای تعیین اعتبار و صحت وسقم اطلاعات، تشخیص وجود تقلب و دست کاری در اطلاعات، توانایی تحلیل و بررسی دیدگاه های مختلف و متناقض است. مجموعه این مهارت ها به دانشجویان این امکان را می دهد که از صحت و قابلیت کاربرد صحیح اطلاعات اطمینان حاصل کنند. همچنین ارتقای سطح سواد اطلاعاتی در بین دانشجویان می تواند به افزایش دقت و صحت اطلاعات بازنشر شده در فضای مجازی کمک شایانی نماید. به طورکلی وضعیت موجود سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی کرمانشاه در سطح مطلوبی قرار دارد. ولیکن چون رابطه معناداری بین سطح سواد اطلاعاتی و صحت اطلاعات در بازنشر اطلاعات در فضای مجازی گزارش شد، به منظور افزایش سطح سواد اطلاعاتی در دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و یا حتی سطوح تحصیلی پایین تر می توان اقدامات لازم را به عمل آورد که سبب بهبود عملکرد دانشجویان برای توسعه دانش و ارتقای صحت پیام های بازنشر شده در فضای مجازی در بین دانشجویان شود. پیشنهاد می شود تصمیم گیری های لازم توسط سیاست گذاران عالی اتخاذ شود تا طراحی، اجرا و ارزیابی سواد اطلاعاتی برای اساتید دانشگاه انجام شود تا اساتید به همراه ارائه دروس تخصصی خود، مهارت های لازم در ارتباط با سواد اطلاعاتی را نیز به دانشجویان انتقال دهند.
کلید واژگان: سواد اطلاعاتی, رفتار اطلاع یابی, بازنشر اطلاعات, شبکه های اجتماعی, دانشگاه رازی, دانشجویان تحصیلات تکمیلیPurposeThis study aimed to investigate the level of information literacy in the behavior of information-seeking and republishing information in social networks among graduate students of Razi University, Kermanshah.
MethodsThe research method was applied in terms of purpose was a survey one, and the statistical population of the research included all postgraduate students of the fields studying in the affiliated faculties of Razi University, which has a sample size of 217 people and using Sampling Method Stratified randomization was determined. The research tool included a consolidated questionnaire in two parts information literacy and information accuracy in republishing information in the virtual space; Cronbach's alpha was estimated at 0.78. The normality of the research variables was checked by using the Kolmogorov-Smirnov test to test the research hypotheses, the research hypotheses were analyzed using the necessary tests. SPSS.26 software was used for data analysis.
FindingsThe findings of the research show that the average level of information literacy of graduate students of Razi University was at an average level, although the level of education of the respondents was significantly related to this level of information literacy, and the doctoral students all had an average level of literacy. The information was high. However, gender does not have a significant effect on the level of students' information literacy. Also, a significant relationship was observed between the level of information literacy and the components of data documentation and data health in the accuracy of information republished in the virtual space, but there was no significant relationship in the components of examining the expertise of the message narrator.
ConclusionIn explaining the obtained results and the high level of the information need detection component, it can be claimed that the ability to detect the information needs and determine the extent and location of information plays a key role in strengthening the students' abilities. Regarding the components of critical evaluation of information, which was obtained with a lower average than other components of information literacy, it can be said that by increasing the ability to critically evaluate information, the diagnostic capabilities in republishing information of individuals also increase. The ability to critically evaluate information with skills such as the ability of reviewing and comparing information obtained from different sources, to determine the validity and correctness of the information, to detect the presence of fraud and manipulation in information causes the ability to analyze and review different and contradictory views. The set of these skills leads the students to have possibility to ensure the correctness and ability to use the information correctly. Also, improving the level of information literacy among students can help to increase the accuracy and correctness of the information republished in cyberspace. In general, the current situation of information literacy of graduate students of Razi University of Kermanshah is at a desirable level. However, since a significant relationship between the level of information literacy and the accuracy of information was reported in the republishing of information in cyberspace, it is possible to take necessary measures to increase the level of information literacy in master's degree students or even lower education levels, which will improve the performance of students. To develop knowledge and improve the accuracy of republished messages in cyberspace among students. It is suggested that the necessary decisions should be taken by high policymakers to design, implement, and evaluate information literacy for university professors, so that professors, along with presenting their specialized courses, also transfer the necessary skills related to information literacy to students.
Keywords: Information literacy, information seeking behavior, Republishing Information, Social networks, Razi University, postgraduate students -
هدف
هدف این پژوهش، بررسی وضعیت مطالعه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه رازی در شبکه های اجتماعی مجازی بوده است.
روش شناسی :
روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 1400- 1399، برابر با 7774 نفر بودند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 366 نفر به دست آمد. روایی صوری و محتوایی ابزار گردآوری داده های این پژوهش مورد تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. در دو مرحله انجام شد. سپس جهت پاسخ به سوال های پژوهش از آزمون تی تک نمونه ای و رگرسیون خطی ساده استفاده شد.
یافته هانتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که میزان مطالعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی در سطح پایینی قرار دارد. هم چنین، میزان استفاده دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی از شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر از مقدار متوسط است و در سطح بالایی قرار دارد. میزان مفید بودن شبکه های اجتماعی مجازی برای دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی در سطح بالایی قرار داشت و تنها مانع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در امر خواندن در میان دانشجویان سرعت پایین شبکه اینترنتی بود. درنهایت، بر اساس یافته های این پژوهش، استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر میزان مطالعه (درسی و غیردرسی) دانشجویان دانشگاه رازی تاثیر مثبت و معنی داری دارد.
نتایجبر اساس نتایج به دست آمده، می توان گفت که شبکه های اجتماعی در ایجاد عادت به مطالعه اثر داشته است، میزان استفاده دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی از شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر از مقدار متوسط است و در سطح بالایی قرار دارد و دانشجویان موردمطالعه، در استفاده از این شبکه ها با مشکلاتی نظیرسرعت پایین و قیمت بالای اینترنت، قیمت بالای منابع چاپی و عدم آشنایی با سایت ها و فیلترینگ مواجه بودند. از فواید شبکه های اجتماعی مجازی دسترسی بیشتر وآسان دانشجویان به منابع خواندنی مانند روزنامه، کتاب، مجله و سایت های مختلف است. به طورکلی میتوان گفت که پیشرفت فناوری های اینترنت، شبکه های اجتماعی مجازی را از قالب یک ابزار روزمره و تفریحی به یک ابزار برای تعاملات متقابل تبدیل کرده است و افراد می توانند از این شبکه ها نه تنها جهت سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت، بلکه برای دریافت اخبار و اطلاعات مهم و حل مسائل و مشکلات درسی و غیردرسی نیز استفاده کنند و از این طریق آموزش های موردنیاز و موردعلاقه خود را ببینند.
اصالت و ارزش:
این پژوهش باهدف ارتقاء سطح مطالعه و بهبود وضعیت مطالعه دانشجویان انجام شده است و نتایج آن می تواند مورد توجه مسئولان دانشگاه قرار گیرد.
کلید واژگان: شبکه های اجتماعی مجازی, میزان مطالعه, دانشجویان دانشگاه رازیPurposeThe purpose of this study was to examine the usage status of studying on virtual social networks among undergraduate students at Razi University.
MethodologyThe research utilized a descriptive and correlational method. The statistical population included all undergraduate students at Razi University in Kermanshah for the academic year 2020-2021, totaling 7774 individuals. A sample size of 366 people was determined using Cochran's formula.
FindingsData analysis revealed that the utilization rate of virtual social networks by undergraduate students at Razi University is above average and at a high level. The research indicated that the use of virtual social networks positively and significantly impacts the academic and non-academic study habits of Razi University students.
ConclusionThe results suggest that social networks influence students' study habits, with challenges such as slow internet speed, high costs, printing issues, lack of familiarity with sites, and filtering obstacles. Virtual social networks offer benefits such as increased access to reading materials like newspapers, books, magazines, and various websites.
Value:
This study aims to enhance students' study levels and improve their study habits, providing valuable insights for university officials.
Keywords: Virtual social networks, Study Rate, Students of Razi University -
پرداخت رسانه ای به امر ممنوع یا خلاف عفت عمومی، علی رغم حضور مواد قانونی منع کننده، همواره محل مناقشه و اعتراض کارشناسان بوده است. این پوشش رسانه ای که با عناوینی چون حق آزادی بیان و آزادی دسترسی به اطلاعات و یا در پی تفاسیر مختلف از حدود و ثغور امر ممنوع انجام می پذیرد، به عادی سازی امر ممنوع خواهد انجامید و تا الغای قوانین آن موضوع پیش می رود. پژوهش حاضر با این مسئله و با توجه به «نظریه برجسته سازی» رابطه میان پرداخت رسانه ای به موارد خلاف قانون با بروز جنبش در جهت قانون گریزی و تغییر قانون را از طریق مطالعه یک مصداق تاریخی مورد بررسی قرار داده است. مصداق مذکور عبارت است از بررسی رابطه ی برجسته سازی رسانه ای مشروبات الکلی در سینما (با محوریت آثار برنده جوایز اسکار) و نسبت آن با جنبش های اجتماعی و اقدامات سیاسی ضد محدودیت های قانونی مشروبات الکلی در قانون؛ قانونی که در دهه های آغازین قرن بیست تصویب و سپس با عمری کمتر از دو دهه در پی اعتراضات در سال 1933 در ایالات متحده آمریکا ملغی شد.در این پژوهش، به معرفی تاریخچه ممنوعیت مشروبات الکلی، سپهر رسانه ای در ایالات متحده آمریکا و جایگاه سینما و جشنواره اسکار در مقایسه با سایر رسانه های رایج در طی سال های اجرایی شدن قانون ممنوعیت مشروبات الکلی پرداخته شده است. تحلیل محتوای کمی فیلم های مذکور، فرضیه وجود رابطه میان الغای قانون ممنوعیت با برجسته سازی رسانه ای مشروبات الکلی را مورد تایید قرار می دهد.کلید واژگان: جشنواره اسکار, جنبش اجتماعی, قانون گریزی, مشروبات الکلی, نظریه برجسته سازیMedia coverage of illegal cases has always been a source of controversy. which are carried out under titles such as the right to freedom of expression and freedom of access to information, or following different interpretations of the limits of the forbidden matter, become the normalization of the forbidden matters and go as far as the laws of that subject.This research concerning the “Agenda-setting theory” with the assumption of an existing positive relationship between media coverage of Intensification unlawful cases and law-breaking movement in the cinema, has studied a piece of historical evidence on this subject. The goal of this research is an inspection of the relationship between alcoholic beverage media agenda-setting in Oscar-winning movies in the years leading to the repeal of the Prohibition law in 1933 in the USA. In this regard, at first, a short history of the prohibition of alcoholic liquors, the cinema status in the Prohibition years, and the importance of Oscar awards are explained and after quantitative content analysis of mentioned movies, the findings and results are presented.Keywords: Academy Awards. Alcoholic beverage. Agenda-setting theory, Rulebreaking, . social movement
-
فصلنامه تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی، سال پنجاه و هفتم شماره 3 (پیاپی 105، پاییز 1402)، صص 59 -72هدف
هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی بر اساس معیارهای جامعه اطلاعاتی و ابعاد جهانی شدن است.
روش پژوهش:
نوع پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی است که با روش تحلیل محتوای کیفی، نظریه داده بنیاد و ابزار مصاحبه گردآوری شده است. روش نمونه گیری هدفمند است. جامعه پژوهش نیز 22 نفر از متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی با زمینه تخصصی جامعه اطلاعاتی، جهانی شدن و ارزیابی خدمات کتابخانه ها هستند که با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا کرد که مطالب به حالت اشباع رسیدند و از مفاهیم جدید خالی شدند. در این مرحله نیز دو مصاحبه به عنوان اطمینان از اشباع داده ها انجام شد و پس از آن مصاحبه ها متوقف شد.
یافته هایافته های حاصل از مصاحبه ها در قالب کدگذاری محوری و کدگذاری باز در 5 بخش شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدها ارایه گردید. کدهای محوری برای شرایط علی مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی عبارتند از: عوامل اقتصادی، تولید و سازماندهی دانش و اطلاعات، عوامل زیرساختی و غیره. کدهای محوری برای راهبردهای مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی عبارتند از: هماهنگی و یکپارچه سازی، برنامه ریزی راهبردی، تجزیه و تحلیل محیط های داخلی و خارجی و غیره. کدهای محوری برای شرایط زمینه ای مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی عبارتند از: عوامل قانونی و اقتصادی، عوامل فرهنگی، عوامل ارتباطی و تعاملی و غیره. کدهای محوری برای شرایط مداخله گر یا تعدیل کننده مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی عبارتند از: عوامل بودجه و درآمدی، تنوع فرهنگی-اجتماعی، عوامل کلان و مدیریتی و غیره. کدهای محوری برای پیامدهای مولفه های خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی عبارتند از: توسعه و تبادل ارتباطات، توسعه و تقویت مدیریت دانش، تقویت جایگاه کتابخانه، بهبود زیرساخت ها، خدمات کتابخانه ای متمایز، و توسعه پایدار که هر کدام از این کدهای محوری شامل چندین زیرمجموعه (کدهای باز) می شوند. در نهایت، مدل پارادایمی پژوهش بر اساس مولفه های استخراج شده ارایه گردید.
نتیجه گیریعوامل متعددی به عنوان شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر منجر به افزایش یا کاهش کارآیی کتابخانه های دانشگاهی می شوند. امری که در صورت تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف منجر به پیامدهایی مثبت در پیشرفت و توسعه این کتابخانه ها می شود. در این راستا، انتظار می رود که کتابخانه ها با توجه به معیارهایی که برای جامعه اطلاعاتی تعیین شده است، عملکرد خود را بهبود بخشند و با توجه به ابعاد جهانی، زمینه مناسبی را برای فعالیت های پژوهشی و آموزشی استادان، دانشجویان و پژوهشگران فراهم نمایند. با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که ارایه خدمات جامع و با استفاده از فناوری های نوین و با رعایت معیارهای جامعه اطلاعاتی و ابعاد جهانی، برای کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاهی بسیار حایز اهمیت است.
کلید واژگان: آموزش عالی, ابعاد جهانی شدن, اطلاع رسانی, خدمات کتابخانه ها و مراکز, نظریه داده بنیاد, معیارهای اطلاعاتیObjectiveThe purpose of this research was to identify and explain the service components of libraries and information centers based on information society criteria and dimensions of globalization.
MethodsThis applied qualitative research was conducted using the method of qualitative content analysis, grounded theory, and interview tools. The sampling method was purposeful. The research community consists of 22 experts in library and information science with the specialized field of information society, globalization, and evaluation of library services, with whom a semi-structured interview was conducted.
ResultsThe findings of the interviews were presented in the form of axial coding and open coding in five sections: causal conditions, strategies, contextual conditions, intervening conditions, and consequences. The core codes for the causal conditions of the service components of libraries and information centers are: economic factors, production and organization of knowledge and information, infrastructural factors, etc. The core codes for the strategies of the service components of libraries and information centers include coordination and integration, planning Strategic, analysis of internal and external environments. The core codes for the background conditions of the service components of libraries and information centers include legal and economic factors, cultural factors, communication, and interactive factors, etc. The core codes for the intervening or modulating conditions of the service components of libraries and information centers are: budget and income factors, socio-cultural diversity, macro and management factors, etc. The core codes for the consequences of the service components of libraries and information centers consist of the development and exchange of communication, the development and strengthening of knowledge management, the strengthening of the library's position, the improvement of infrastructure, differentiated library services, and sustainable development, each of these core codes includes several subcategories (open codes).
ConclusionsSeveral factors such as causal conditions, strategies, background conditions, intervening conditions lead to increasing or decreasing the efficiency of academic libraries. This will lead to positive consequences in the progress and development of these libraries if the strengths are strengthened and the weaknesses are eliminated. In this regard, it is expected that according to the criteria set for the information society, they will improve their performance, and according to global dimensions, they should provide a suitable ground for the research and educational activities of professors, students, and researchers. According to the obtained results, it can be said that it is very important for academic libraries and information centers to provide comprehensive services using modern technologies and in accordance with the standards of the information society and global dimensions.
Keywords: Services of libraries, information centers, information criteria, dimensions of globalization, Higher Education, Grounded Theory method -
ساختارهای کوانتومی به عنوان منبع پیشرفته نیم هادی در تولید نور می باشد و بررسی خصوصیات الکترونی و الکترواپتیکی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سیستم ها و منابع نور تک فوتونی یکی از اجزای اصلی طراحی سیستم های فوتونیک کوانتومی هستند و تلاش های زیادی برای تحقیق بر روی چنین منابعی صورت گرفته که از بین آنها نقاط کوانتومی نیم هادی به طور ویژه جذاب بوده و نقاط کوانتومی تعبیه شده در نانو سیم های نیم رسانا با سطوح انرژی و توابع موج مختلف، در نتیجه جذب و نشر فوتون های متفاوت، می توانند کاربردهای متنوعی داشته باشند.بنابراین در این مطالعه ابتدا خصوصیات الکترونی دو کره کوانتومی متقارن از جنس ایندیوم آرسناید درون استوانه کوانتومی گالیوم آرسناید با حل عددی معادله شرودینگر و با استفاده از نرم افزار کامسول بررسی و نتایج به دست آمده شامل ویژه توابع و ویژه مقادیر انرژی با نتایج به دست آمده از حل نظری و سایر کارهای مشابه مقایسه شده است. در این مرحله تحقیق اصلی استفاده از معادله خود سازگار پواسون - شرودینگر برای نانو ساختار های مورد مطالعه می باشد که با افزودن مقادیر مختلف ناخالصی، اثر ناخالصی ها را بر خصوصیات الکترونی نانو سیم کوانتومی و ساختار دو کره کوانتومی درون سیم کوانتومی به دست آورده و با نتایج حاصل از حل معادله شرودینگر در شرایط حدی مقایسه می گردد. نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که تاثیر تغییرات شعاع کره های داخلی و مقادیر مختلف ناخالصی آلاییده شده در خصوصیات الکترونی نانو ساختار قابل توجه و تاثیر دما از دماهای پایین تا دمای محیط ناچیز می باشد.
کلید واژگان: ساختار کوانتومی, معادله خودسازگار, آلایش ناخالصی, خصوصیات الکترونیsources, among which, semiconductor quantum dots are particularly attractive thereby quantum dots embedded in semi-conductor nanowires. Quantum dots with different energy levels and wave functions which leeds the absorption and emission of different photons, can have various applications. In this article, firstly, the electronic properties of two indium arsenide quantum dots located symmetrically at the center of galium arsenide quantum wire were investigated. This is done by numerically solving the Schrodinger equation, using Comsol software and the finite element method. The energy eigenvalues, and eigenfunctions were calculated and compared with other similar works. The main research here is solving and using the self-consistent Poisson-Schrödinger equation for the various nanostructures. Then, by using the self-consistent Poisson-Schrödinger equation, the effect of impurities on the electronic properties of the quantum nano wire and the structure of the two quantum spheres inside the quantum wire has been obtained. These results are compared with the results of solving the Schrödinger equation in limiting conditions. The obtained results indicate that the effect of impurities are significant, while the effect of temperature from low temperatures to ambient temperature is insignificant, but the effect of changes in internal radii and the amount of contaminated impurity on the electronic properties of the nanostructure is significant and can be calculated.
Keywords: Quantum structure, Self consist equation, Doped impurity, electronic properties
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.