فهرست مطالب

توسعه محلی (روستایی - شهری) - سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1394)
  • سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • محمد شیری*، محمود قاضی طباطبایی، رسول صادقی، حسین راغفر صفحات 1-28
    تغییر الگوی مصرف خانوار در ایران یکی از مهم ترین موضوعاتی است که از تغییرات اجتماعی و جمعیتی بسیار تاثیر پذیرفته است. توجه به مسئله تخصیص منابع محدود کشور و مدیریت جمعیتی الگوی مصرف خانوارهای کشور سبب شده است تا بررسی تغییرات الگوی مصرف و عوامل موثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد. هدف اصلی این مقاله، بررسی تاثیر پویایی جمعیت بر تغییرات الگوی مصرف خانوارهای روستایی و شهری بوده است. به منظور نیل به اهداف این مقاله از روش تحلیل ثانویه، با تکیه بر اطلاعات هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی طی دوره 1392-1363 استفاده شده است. همچنین در بررسی نقش تغییرات جمعیت در تغییرات الگوی مصرف، مدل شبه پانل در قالب مدل چندسطحی تقاطعی برای انجام مدلی زمان مند به کار برده شده است. نتایج مطالعه نشان داد که الگوی مقطعی مصرف خانوار و روند تغییرات الگوی مصرف خانوار با متغیرهای سن سرپرست خانوار، وضعیت رفاهی خانوار، ترتیبات زندگی خانوار و خاستگاه سکونتی رابطه معنا داری دارد. همچنین، نتایج مدل شبه پانل نشان داد که الگوی مصرف خانوار در دوره ها و نسل های موالید تفاوت معنا داری دارد. خانوارهای تک نفره و خانواده های زن و شوهری بدون فرزند در مقایسه با خانواده های گسترده در سهم هزینه های خوراک، تحصیل و آموزش و ارتباطات تاثیر معکوس و در مقابل در سهم هزینه های مسکن و بهداشت و درمان تاثیر مستقیم و مثبتی دارند. با افزایش سن سرپرست خانوار سهم هزینه های خوراک، تحصیل و آموزش و ارتباطات کاهش و سهم هزینه های مسکن و بهداشت و درمان خانوار افزایش می یابد. وضعیت رفاهی خانوار در میزان تخصیص هزینه ای خانوار به مقوله های خوراک و بهداشت و درمان تاثیر کاهشی و بر مسکن، ارتباطات و تحصیل و آموزش تاثیر افزایشی دارد.
    کلیدواژگان: الگوی مصرف، ترتیبات زندگی خانوار، چرخه جمعیت شناختی، چرخه زندگی مصرف، مدل چندسطحی تقاطعی، مدل شبه پانل
  • سیداحمد فیروزآبادی، حمیده دباغی* صفحات 29-58
    کارآفرینی اجتماعی به فرایندی اشاره دارد که طی آن کارآفرینان به ساخت یا تغییر نهادها در سطح اجتماع محلی می پردازند و با بیان راهکارهایی مفید، برای کاهش مسائل اجتماعی چون فقر، بی سوادی، تخریب های زیست محیطی و غیره اقدام می کنند. کارآفرینی اجتماعی با ساماندهی مجدد سرمایه ها و دارایی های انسانی و اقتصادی به نیازهای اجتماعی جوامع پاسخ می دهد و به منزله پذیرش مسئولیت اجتماعی ناشی از توسعه سریع جوامع است. کارآفرینان اجتماعی که دارای ویژگی های منحصربه فرد و ایده های جدیدند، با بازنگری فعالیت های اقتصادی جامعه و هدایت بخشی سودهای آن به حوزه اجتماع محلی، پیامدهای مثبتی را در عرصه اجتماعی رقم می زنند. حضور کارآفرینان اجتماعی در حوزه های مختلف موجب کاهش تنش ها و اضطراب اجتماعی می شود و زمینه توسعه اجتماعات محلی را مساعد می سازد. هدف نویسندگان مقاله حاضر، تدقیق نظری مفهوم کارآفرینی اجتماعی، ویژگی های آن و ترسیم رابطه این مفهوم با توسعه اجتماعات محلی است. روش مطالعه کتابخانه ای است. یافته های نظری حاکی از آن است که یکی از مهم ترین ویژگی های کارآفرینی اجتماعی، اثرگذاری آن بر توسعه محلی و ارتقای شاخص های توسعه انسانی است. اگر توسعه محلی را تلاشی برنامه ریزی شده در زمینه تولید دارایی هایی چون سرمایه های فیزیکی، انسانی، اجتماعی، مالی و زیست محیطی بدانیم، کارآفرینی اجتماعی با ساماندهی منابع موجود برای رفع مسائل محلی، ابزار این توسعه را فراهم می کند. در این مسیر، کارآفرینی اجتماعی از طریق آموزش های کارآفرینانه، تقویت شاخص های سلامت، امنیت، ایجاد کسب وکار و توانمندسازی جوانان به توسعه منابع انسانی می پردازد و زمینه گسترش سوادآموزی، اشتغال زایی، کاهش جرم و افزایش امنیت را مساعد می کند. کارآفرینی اجتماعی با استفاده از سرمایه های اجتماعی موجود در اجتماع محلی، علاوه بر پیامدهای فردی و غیر ملموسی چون افزایش اعتماد به نفس، زمینه شبکه سازی اعتماد و ظرفیت سازی در افراد محلی را فراهم می کند. این فرایند علاوه بر تقویت اجتماع محلی، مسیر توسعه را نیز هموار می سازد. کارآفرینی اجتماعی همچنین موجب بازتوزیع منابع، درآمد و خدمات میان گروه های حاشیه ای و طردشده مانند زنان، معلولان، سالمندان، مهاجران و... می شود تا توازن به بستر اجتماع محلی بازگردد.
    کلیدواژگان: توسعه محلی، سرمایه اجتماعی، کارآفرینی اجتماعی، مسائل اجتماعی
  • محمد مهدی رحمتی، مرتضی عباس زاده* صفحات 59-78
    ورزش های روستایی یکی از مهم ترین و در عین حال مهجور ترین موضوعات مطالعات توسعه روستایی و جامعه شناسی ورزش در ایران است. هدف این مطالعه، شناسایی ظرفیت های ورزش کشتی گیله مردی -به عنوان یکی از مهم ترین ورزش های روستایی ایران- در توسعه محلی و مشارکت اجتماعی است. روستاهای اشکیک و تازه آباد خاچکین از توابع استان گیلان به عنوان محدوده تحقیق انتخاب شدند. در این مطالعه با رهیافت کیفی، تلاش شد ضمن پاسخگویی به سوالات اصلی تحقیق، نظریه ای در مورد جایگاه این ورزش در جامعه مورد مطالعه مطرح شود. برای جمع آوری داده های پژوهش از مصاحبه و بحث گروهی استفاده شده است، علاوه بر آن، یک دوره مسابقات کشتی گیله مردی در روستای تازه آباد خاچکین مشاهده شد. یافته های مطالعه نشان می دهد که تغییرات زیادی در کارکردها و رویه های اجتماعی و فرهنگی ورزش کشتی گیله مردی اتفاق افتاده است. این ورزش از پدیده ای «سنتی»، «محلی» و «وابسته به اقتصاد معیشتی» به پدیده ای «حاشیه ای، بیگانه و شبه رسمی» در جامعه روستایی مورد مطالعه، تبدیل شده است. از عمده ترین عوامل گسترش این روند می توان به «شبه مدرنیسم روستایی»، «تغییر سبک اوقات فراغت روستاییان»، «کاهش نقش کشاورزان در اجرای کشتی»، «ساماندهی کشتی گیله مردی به وسیله نهادهای غیر روستایی» و «ممانعت خانواده ها از ورود نوجوانان به عرصه کشتی» اشاره کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد گسترش پدیده فوق، به «کاهش رسوم و کارکردهای حاشیه ای کشتی گیله مردی»، «گسست روستاییان از هویت های بومی و محلی خود»، « تقویت توریسم و صنایع خرد روستایی»، «کاهش تعداد مسابقات»، «تخریب محیط زیست» و «کاهش مشارکت فعال روستاییان» منجر می شود.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، کشتی گیله مردی، نظریه مبنایی، ورزش روستایی
  • علی موحد، نوید آهنگری*، فرشته حسینی صفحات 79-102
    امروزه فضاهای عمومی می توانند شکل دهنده تعاملات و مناسبات اجتماعی باشند و زمینه دستیابی به توسعه پایدار اجتماعی در شهرها را فراهم کنند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که کارکرد فضاهای عمومی شهری با توجه به ابعاد و شاخص های آن چگونه است؟ و تاثیرگذاری آن بر فرایند توسعه پایدار اجتماعی در شهر بوکان به چه صورت است؟ پژوهش از نوع پژوهش های شناختی است که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده ها به روش مطالعات پیمایشی(پرسشنامه) جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش، جمعیت شهر بوکان و نمونه آماری آن 400 نفر است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. برای تحلیل داده های پژوهش از آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی جزیی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که ارزیابی متغیرهای فضاهای عمومی شهری 69% و توسعه پایدار اجتماعی 8/57%، دارای کارکرد متوسطی اند. رابطه بین متغیر عملکرد فضاهای عمومی با توسعه پایدار اجتماعی در سطح اطمینان 95 % معنادار و شدت همبستگی ضعیف است؛ بنابراین ایجاد و تقویت کارکرد فضاهای عمومی در شهر بوکان می تواند به ایجاد فرصت های مشارکت در فعالیت های اجتماعی منجر شود و زمینه توسعه پایدار اجتماعی را فراهم کند.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار اجتماعی، شهر بوکان، فضاهای عمومی شهری، کارکرد
  • علی شماعی* صفحات 103-128
    پژوهشگران و برنامه ریزان راهبردهای متعددی را در زمینه توسعه محلات شهری و روستایی مطرح ساخته اند. این راهبردها غالبا به دلایل مختلف از جمله عدم بومی سازی برنامه ها، ضعف مشارکت مردمی، نارسایی جنبه های اجرایی، کمبود بودجه و... با چالش هایی روبرو بوده است. این پژوهش به منظور دستیابی به نوسازی مشارکتی با رویکرد توسعه محله ای در محله جمهوری شهر تهران انجام گرفته است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده که با بهره گیری از مدل SWOT ،GOSP صورت گرفته است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که نوسازی بافت های فرسوده و توسعه محله ای تنها یک فرایند فنی نیست و فرایندهای اجتماعی از جمله جلب مشارکت مردمی از طریق دفاتر تسهیلگری نقش تعیین کننده ای در نوسازی دارد. نوسازی بافت های فرسوده بدون مشارکت و نظارت مردم موفق نخواهد بود. اجرای سیاست های تسهیلگری و مشارکت مردمی به صورت فعال و مستمر در قالب مدیریت یکپارچه شهری موفقیت بیشتری خواهد داشت. تاسیس دفاتر تسهیلگری بافت فرسوده شهری در محله مورد مطالعه با افزایش روند نوسازی بافت فرسوده رابطه معناداری دارد. این دفاتر نمادی از تسهیل مشارکت مردم در نوسازی بافت های فرسود ه و هماهنگ کردن مردم به ویژه نخبگان، افراد بانفوذ محله از جمله شورایاران، هنرمندان و... به منظور برنامه ریزی، اجرا و نظارت بهینه محله ضروری است.
    کلیدواژگان: توسعه محله ای، شهرسازی مشارکتی، بافت فرسوده شهری، دفاتر تسهیل گری، محله جمهوری شهر تهران
  • حسین دانش مهر *، علیرضا کریمی صفحات 129-152
    مطالعه حاضر با استفاده از رویکردهای نوسازی جدید و پساتوسعه و با تاکید بر نظریات وانگ، دیویس و رهنما، به مطالعه نقش شیوخ و معتمدان محلی به عنوان ظرفیت اصلی جامعه محلی عرب خوزستان، در کاهش تضادها و در نتیجه، توسعه منطقه ای می پردازد. روش مقاله حاضر کیفی است. از روش های قوم نگاری برای گردآوری داده های میدانی و روش تحلیل موضوعی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه، جوامع انسانی محدوده واحدهای عمرانی 2، 3 و 5 دشت ارایض است. بدین منظور با در نظر گرفتن عنصر بومی بودن و پایگاه اجتماعی، نمونه پژوهش بر اساس تلفیقی از دو روش نمونه گیری با بالاترین قدرت (بررسی مواردی که پدیده در آنها بروز بسیار قوی دارد) و موارد شناخته شده (بررسی افراد صاحب نظر) انتخاب شد. فرایند نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت که بر این اساس 13 مصاحبه و 9 بحث گروهی از این واحدهای مشارکتی به عمل آمد. یافته های پژوهش که مقولات حاصل از کدبندی سطوح باز و محوری اند، عبارتند از: حل و فصل کشمکش های درون طایفه ای، کنترل مبادی درست آداب و رسوم اجتماعی، استقبال از کارگزاران توسعه، نمایندگی اعضای طایفه در تعامل با نهادهای بیرونی، شناسایی علل تضادها و مناقشات و تیپولوژی آنها در پروژه. مقوله نهایی مورد بررسی «کاهش تضادهای اجتماعی در راستای پیشبرد پروژه» است. بر اساس مطالعه حاضر شیوه های حل مناقشه در محدوده مورد مطالعه هنوز قضایی نشده و حضور میانجی های اجتماعی سنتی (شیوخ و معتمدان محلی) در مناقشات روستایی از مشخصه های بارز فرهنگی منطقه است. در این زمینه هنوز هم می توان گفت در میان جوامع عرب خوزستان، مناقشه و شیوه های حل آن در جامعه روستایی و شهری یکی از موضوعاتی است که به زعم برگر «جهان زیست» منحصر به فرد خود را دارد که هنوز قلمروزدایی اتفاق نیافتاده است و در حوزه علوم اجتماعی، فضای مفهومی دوگانگی شهر- روستا قابل دفاع است.
    کلیدواژگان: تضاد اجتماعی، توسعه محلی، پساتوسعه، دشت ارایض، نوسازی جدید
  • ولی الله رستمعلی زاده*، محمد نعمتی صفحات 153-172
    پژوهش حاضر با محوریت قرار دادن داده های میدانی درصدد مطالعه و فهم زمینه های شکل گیری تعلق به محله از چشم انداز شهروندان است. روش شناسی مبتنی بر روش کیفی تحلیل چارچوب است. در این پژوهش با استفاده از فنون مصاحبه عمیق و مشاهده مشارکتی به گردآوری اطلاعات پرداخته شده و داده ها به وسیله نمونه گیری هدفمند از 41 مشارکت کننده زن و مرد از شهر تهران کسب شده است. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل چارچوب طی پنج مرحله آشناسازی، شناسایی چارچوب موضوعی، نمایه سازی، جدول بندی و ترکیب داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش حول هفت درون مایه اصلی با عناوین «قدمت محله»، «مراودات همسایگی و خویشاوندی»، «داشتن تجارب و خاطرات خوب»، «پاسخگویی به نیازها»، «مطلوبیت محیطی و کالبدی»، «استمرار سکونت» و «مشارکت در امور محله» سازماندهی شدند که هر یک از درون مایه های مزبور دو یا سه درون مایه فرعی را پوشش می دهند. در پایان با مرور و ترکیب درون مایه های استخراج شده به چارچوب نظری نهایی دست یافتیم. بر اساس «چارچوب نظری نهایی» می توان عنوان کرد که زمینه های شکل گیری تعلق به محله در بین شهروندان تهرانی بر مجموعه ای از «پیوندهای عاطفی، اجتماعی و کالبدی» مبتنی است و از پیامدهای بارز این پیوندها می توان به «هویتمندی محله» اشاره کرد. به همین ترتیب، پیامد نهایی تعلق به محله در جامعه مورد مطالعه، احساس آرامش و احساس رضایتمندی از محله، مشارکت در امور محله و در نهایت استمرار سکونت است.
    کلیدواژگان: تعلق به مکان، محله، روش تحلیل چارچوب، شهر تهران
|
  • Mohammad Shiri *, Mahmoud Ghazi Tabatabaei, Rasoul Sadeghi, Hossein Raghfar Pages 1-28
    Change in household consumption pattern is one of the most important issues that have been greatly influenced by social and demographic changes in Iran. Allocation of limited resources in Iran and Demographic Management of household consumption pattern are important and necessary issues that provides the contexts for investigation on changes in consumption pattern and its socio-demographic determinants. The main purpose of this paper is the Study of the impact of social and demographic changes on household consumption pattern in rural and urban areas of Iran. In order to achieve the purpose, we have used Secondary analysis method with Household’s Income and expenditure data during the period of 1984-2013. Also, we have used cross-classification multilevel model for handling of Pseudo Panel model in order to investigating the effect of social and demographic changes on Consumption Pattern Change. The results showed that the cross-sectional consumption pattern and dynamics of consumption pattern had significant relationship with head of household age, household welfare Index, household living arrangements and residential origin. Also, results based on Pseudo Panel Model showed that the household consumption pattern is significantly different in periods and birth cohorts. Single-person households and one-couple family without children Compared with extended family had positive effect on share of food, education and communication consumption and negative effect on share of housing and health consumption. Age of head of household had a positive effect on the share of food, education and communication consumption and a negative effect on the share of housing and health consumption. Household welfare situation has negative effect on share of food and health consumption and positive effect on housing, communication and education consumption.
    Keywords: Consumption Pattern, Cross, Classification Multilevel Model, Life Cycle Consumption, Demographic Cycle, Living Arrangement, Pseudo Panel Model
  • Seyed Ahmad Firouzabadi, Hamideh Dabaghi* Pages 29-58
    Social entrepreneurship is a process by which entrepreneurs build or transform institutions to advance solutions to social problems, such as poverty, illness, illiteracy, environmental destruction, human rights abuses and corruption, in order to make life better for many. Social Entrepreneurship can reorganize and rearrange human, economic and social assets to answer needs of communities. It means Social Entrepreneurship helps to show the social responsibility of firms and companies to the social problems produced because of unbalanced development. Social Entrepreneurship redistributes the economic values by economic sector in to the community which has the positive effects on the social sector. Additionally, Social Entrepreneurship can reduce anxiety or eliminate many problems like poverty. This article aimed to elaborate the concept of Social Entrepreneurship and its differentials aspects from common types by providing a theoretical perspective. Theoretical findings show that Social Entrepreneurship has one of the most important effects on community development and promote human development. If Community development is defined as a planning effort to produce physical, human, social, financial capital, Social Entrepreneurship will be used as new strategies and tactics to solve social problems. Social entrepreneurs try to expand the education and the employment as well as decrease the rate of crime which lead community to be more safe and secure. In addition, Social Entrepreneurship practice can end to the many individual and intangible outcomes such as improving self-confidence, promoting trust and building social capacity. So distribution of resources and services can help to the Marginal groups such as women, disabled group, elder people, immigrants and others play as an activist in to the community.
    Keywords: Community development, social capital, Social entrepreneurship, Social problems
  • Mohammad Mehdi Rahmati, Mortaza Abaszadeh* Pages 59-78
    Rural sports can be concerned as one of the most important and also obsolete subjects of rural development study and sport sociology in Iran. The mean to the following Study is recognition Capacities and Dimensions of Gilehmardi wrestling in the course of local development and social participation as one of the most important rural sports in Iran. Eshkik and Tazehabad Khachkin as environs of Gilan province have been chosen as borders of the investigation. Parameters of the current project have been gathered using basic theory method and deep interviews and site observations. Results of this study shows that lots of changes have been occured in functions, social and cultural procedures in Gilehmardi wrestling and this sport has been converted from “traditional”, “local”, “related to livelihood economy" phenomenon, to “margin, strange quasi formal” in the current rural society. From the most significant development ingredients of this procedure “quasi rural modernism”, “change inrural leisure times”, “reduction of farmer roles wrestling performance”, “classifying wrestling through non-rural organs” and also “families prohibition in youth wrestling “can be pointed. The results of the investigation show that development of the current phenomenon, can cause “reduction of traditions and margin functions of Gilehmardi wrestling”, “unchaining ruralists from their local identity”, “improving tourism and rural wisdom industry”, “reduction of number of challenges”, “destruction of existence environments”, “reduction of ruralists active co-operation”.
    Keywords: Gilehmardi wrestling, Granded theory, Rural development, Rural sports
  • Ali Movahed, Navid Ahangari *, Fereshteh Hosseini Pages 79-102
    Nowadays, public spaces can be considered as forming processes and social relations and Provide social context for achieving sustainable development in cities. In this direction, this study was conducted in response to these questions how the public spaces in the Bukan and what role these areas play in sustainable development community. The study of cognitive research that has been done to descriptive and analytical method. The data were collected through library and field studies (questionnaire). Statistical population is designated Bukan which a statistical sample of 400 randomly Analysis of the data used descriptive statistics and Pearson. The results showed that the function of urban public spaces have been set 69% moderate and sustainable social development as well as variable 57/8% average.The results of the relationship between variables indicates that the variable performance between public spaces and social sustainable development, there is a significant relationship at 95% intensity weak correlation. Therefore, created and enhance public spaces in the city of Bukan could provide the opportunity to participate in social activities and social sustainable development.
    Keywords: Bukan, performance, Social sustainable development, Urban public spaces
  • Ali Shamaei * Pages 103-128
    Several approaches to renew the city is by politicians and experts. These strategies often for various reasons including lack of public participation is faced with several challenges. This collaborative research in order to achieve modernization through the facilitation of local offices in Tehran's Republic renovation of old neighborhoods. The study was descriptive, analytical and surveying using the SWOT model and GOSP and action plan has been made. To collect data and information through library and field method is used. The results indicated that the renovation of old is not only a technical process and facilitation of social processes are a decisive role Drnvsazy. Renovation of old will not be successful without the participation of the people. Implementation of policy facilitation and active and continuous participation in the form of integrated urban management will be more effective. Established facilitation offices old texture urban neighborhoods studied the relationship has deteriorated significantly increase tissue repair process. This office is a symbol of facilitating community participation in renew. Enjoying and Hmrahkrdn elite neighborhoods (neighborhoods influential people, such as councils, artists and indicators) in order to inform and encourage the modernization of urban sustainable developmentisanecessity.
    Keywords: Dominican neighborhood in Tehran, Local offices, Modernization of participatory facilitation, Urban distressed areas
  • Hossein Daneshmehr*, Alireza Karimi Pages 129-152
    The present study, with using of approaches new modernization and post-development and with emphasis on the views of Wang, Davis and Rahnema, This study suggests the role of local community leaders and Sheikhs as the main capacity of Arab Khouzestan, the reduction of tension and as a result, the region's development.The method of This article, is a qualitative method. Ethnographic methods were used to collect field data and thematic analysis was used for data analysis. The population for this study, human communities within the project area 2, 3 and 5 Arayez plain. For this purpose, taking into account the native element and social status, case study based on a combination of the selected two sampling, Reputational Case Sampling and Intensity Sampling. The process of sampling continued until data saturation and that Based on 13 interviews and 9 group discussions done of these units cooperative. Research findings according of open coding and selective coding as follows: Resolve of Inter-tribal conflicts, Supervision and correct control of social customs, welcoming the development brokers, representing the tribe members interact with external Institutions, Identify the causes of conflicts and topology of the project. The final concept discussed is “Reduce social conflicts in order to advance the project”. Based on this study, methods of conflict resolution in the area is still not Judicial and the traditional social mediators in disputes rural culture of the characteristics of the region. In this context, it can still be said among the Arab community in Khuzestan, Conflict and resolve ways it is one of the issues in rural and urban community, Berger believes that "life-world" has its own unique, that has not happened yet deterritorialization. The realm of the social sciences, Conceptual space City-rural dichotomy is untenable.
    Keywords: Arayez plain, Local development, New modernization, Post, development, Social conflict
  • Valiollah Rostamalizadeh*, Mohammad Nemati Pages 153-172
    The present study aims to study of formation backgrounds of attachment to neighborhood from the perspective of citizens. Methodology of this study is based on framework analysis. Research methodology is based on framework analysis. The qualitative data were collected using in-depth interviews and participatory observation techniques and were collected by purposive sampling of 41 male and female participants of new and traditional areas of Tehran in the common-law north and south of Tehran. In addition to analysis of data from five step process include familiarization, identifying a thematic framework, indexing, charting and mapping, combined data and interpretation is used. The findings around seven main themes as "archaism of neighborhood/ having a long history", "relations with neighbors and relatives", "having good experiences and memories", "meet the needs", "Environmental and physical desirable", "continuity of residence" and "involvement in community affairs" were organized for each of the themes of the two or three sub-themes cover. At the end of the review and incorporate themes extracted achieved the ultimate theoretical framework. According to the "ultimate theoretical framework" can be stated that the formation basis of attachment to the neighborhood of citizens based on a series of "bonds of affection, social and physical," and the consequences of these bonds can be noted to "the formation of neighborhood identity". The final outcome of attachment to the neighborhood in the study, there was a sense of relief and satisfaction neighborhood, participation in neighborhood affairs and is the continuation of settlement.
    Keywords: Attachment to community, neighborhood, Tehran city, Framework analysis