فهرست مطالب

  • Volume:19 Issue: 3, 2018
  • تاریخ انتشار: 1397/06/05
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمود الاغوانی ، شعبان سعد النصر، مایده رجب فرج صفحات 157-164
    اهمیت استفاده از آنزیم های خارجی در بهبود رشد و بازده مصرف خوراک در صنعت طیور به خوبی شناخته شده است. به علت قیمت بالای ذرت، بسیاری از تولید کنندگان در صدد این هستند که ترکیبات دیگری مثل تریتیکاله، گندم، جو و سورگوم که ارزش غذایی کمتری دارند را جایگزین ذرت کنند. این محصولات سرشار از پلی ساکارید های غیر نشاسته ای (NSP) هستند و بین مقدار NSP موجود در خوراک و ارزش غذایی آن رابطه عکس وجود دارد. افزودن آنزیم ها به جیره غذایی می تواند ارزش غذایی محصولات حاوی مقادیر بالای NSPهای محلول را افزایش دهد. مطالعات متعددی نشان داده است که افزودن آنزیم های خارجی به جیره های بر پایه گندم، جو یا تریتیکاله می تواند عملکرد طیور را به میزان مشابه با مقادیر به دست آمده از جیره های بر پایه ذرت-سویا بهبود ببخشد. به طور طبیعی، دستگاه گوارش طیور آنزیم هایی را برای کمک به هضم مواد غذایی تولید می کند. با این حال، طیور آنزیم های کافی برای هضم کامل فیبر ها را ندارند و نیاز به برخی از آنزیم های تجاری خارجی در رژیم غذایی، برای بهبود هضم دارند. در واقع آنزیم ها، کاتالیزور های بیولوژیک هستند که متشکل از پروتئین ها، آمینو اسیدها، مواد معدنی و ویتامین ها هستند. مزایای استفاده از آنزیم های تجاری در جیره طیور شامل بهبود بازده تولید و مصرف خوراک و همچنین کاهش آلودگی های محیطی به علت کاهش مواد معدنی موجود در کود است. مطالعه مروری حاضر، شامل اطلاعاتی در مورد استفاده از آنزیم ها و کاربرد آن ها در پرورش طیور است. علاوه بر این، این مقاله نشان می دهد که آنزیم های خارجی فاکتور های بسیار مهمی در مطالعه مکانیسم های فیزیولوژیک و متابولیک هستند. این قبیل اطلاعات درک ما از نقش آنزیم های تجاری در خوراک طیور را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: آنزیم های هضم کننده، آنزیم ها، مواد مغذی، عملکرد، طیور
  • لینگجون لی، تاا روآن، اکسی پنگ، بانگیان وو صفحات 165-171
    بر اساس گزارش ها، متیونین (met) موجود در جیره غذایی، سبب تولید آنتی بادی و تقویت ایمنی سلولی در جوجه های گوشتی می شود. نشان داده شده است که کمبود متیونین تکامل ارگان های لنفاوی و تولید آنتی بادی را در جوجه های گوشتی تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از طراحی این مطالعه، بررسی اثر کمبود متیونین بر ایمونوگلوبولین ها (sIgA، IgA، IgG و IgM) و سلول های IgA+ B در دوازده و ژژنوم جوجه های گوشتی نژاد کاب با استفاده از تکنیک های ایمونوسیتوشیمی و سنجش ایمونوسوربنت متصل به آنزیم (ELISA) در یک دوره پرورشی 6 هفته ای بود. نتایج حاصله نشان داد که تعداد سلول های IgA+ B در گروه دچار کمبود متیونین، در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافته است P<0. 01) یا (P<0. 05. مقادیر sIgA، IgA، IgG و IgM نیز به خصوص در روز های 28 و 42 دوره پرورشی در گروه دچار کمبود متیونین به طور معنی داری کاهش یافته بود P<0. 01) یا (P<0. 05. می توان نتیجه گرفت که کمبود متیونین اثرات معنی داری بر عمل کرد سیستم ایمنی هومورال مخاط روده ها اعمال می کند. این مطالعه دیدگاه علمی ارزشمندی ایجاد کرد که می تواند برای مطالعات آتی بر عمل کرد و نقش متیونین در روده انسان و سایر حیوانات مفید باشد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی نژاد کاب، دوازدهه، سلول های IgA+ B، ژژنوم، کمبود متیونین
  • سعد گورانی نژاد، هادی نداف، عباس حسنی، هادی ایمانی راستابی صفحات 172-177
    هدف از مطالعه حاضر تعیین اثر اضافه نمودن دگزامتازون یا اپی نفرین به لیدوکائین بر شاخص های بی حسی و متغیرهای قلبی تنفسی به دنبال بی حسی اپیدورال خلفی در گاو بود. بیست راس گاو شیری به صورت تصادفی تقسیم شدند تا یکی از درمان های لیدوکائین (LID، 2/0 میلی گرم بر کیلوگرم) ، دگزامتازون (DEX، 8 میلی گرم) ، لیدوکائین-دگزامتازون (LIDEX، به ترتیب 2/0 میلی گرم بر کیلوگرم و 8 میلی گرم) و لیدوکائین-اپی نفرین (LIDEP، به ترتیب 2/0 میلی گرم بر کیلوگرم و 5 میکروگرم بر میلی لیتر) را به صورت اپیدورال دریافت کنند. حجم نهایی تمام تزریقات برابر با 018/0 میلی لیتر بر کیلوگرم تنظیم و 10 میلی لیتر به عنوان حجم نهایی در نظر گرفته شد. زمان شروع و طول دوره بی حسی و ضربان قلب، تعداد تنفس و دمای مقعدی ثبت گردیدند. هیچ اثر بی حسی موضعی در گروه DEX مشاهده نشد. زمان شروع بی حسی بین سه گروه LID، LIDEX و LIDEP تفاوت معنی داری را نشان نداد. طول دوره بی حسی به صورت معنی داری در گروه LIDEX (8/25 ± 4/152 دقیقه) در مقایسه با LID (5/11 ± 0/116 دقیقه) معنی دار بود. با این که طول دوره بی حسی در گروه LIDEP (0/10 ± 7/137 دقیقه) در مقایسه با گروه LID طولانی تر بود، ولی این تفاوت معنی دار نبود. تفاوت معنی داری در زمان شروع و طول دوره بی حسی بین گروه LIDEX و LIDEP نبود. ضربان قلب، تعداد تنفس و دمای مقعدی تفاوت معنی داری را در طول زمان نشان ندادند. عدم تعادل ملایم و گذرا در سه گروه دریافت کننده محلول بی حسی حاوی لیدوکائین مشاهده شد. نتیجه گیری شد که اضافه نمودن دگزامتازون به لیدوکائین بدون تغییر در زمان شروع، بی حسی طولانی تری را نسبت به لیدوکائین تنها در بی حسی اپیدورال خلفی در گاو ایجاد می نماید.
    کلیدواژگان: گاو، دگزامتازون، اپیدورال، اپی نفرین، لیدوکائین
  • ولید توفیق محمد السید سلیمان، کریمه غنیمی محمد محمود *، احمد رضا محمد الخواجه، محمد محمود مصطفی قندیل، محمود السید عابد ابوالروس، علاء السید عبدالغفار، عبدالسلام ابراهیم العزب صفحات 178-181

    تولید رویان هایی با کیفیت بالا در شرایط آزمایشگاهی، نیازمند یک لقاح مصنوعی (IVF) کارآمد است. منشا منی یکی از فاکتورهای مهم است که در موفقیت تولید جنین در شرایط آزمایشگاهی اثر دارد. بنابراین هدف ما از انجام این آزمایش، مشخص کردن اثر استفاده از منی منجمد و تازه در لقاح مصنوعی، بر قابلیت تکوین و حفاظت فراسرد جنین های بوفالو بود. تخمک های بوفالو پس از بالغ سازی با استفاده از منی منجمد یا تازه در شرایط آزمایشگاهی بارور شدند. پس از ارزیابی رویان ها، مرولا و بلاستوسیت های با کیفیت با استفاده از پایوت های 25/0 میلی لیتری منجد شده و قابلیت زنده مانی آن ها پس از ذوب، به وسیله کشت به مدت 24 ساعت مورد بررسی قرار گرفت. تفاوت معنی داری در سرعت تقسیم، بین رویان های حاصل از منی های منجمد و تازه مشاهده نشد ولی سرعت تکامل رویان ها به مراحل مرولا (P<0. 05) و بلاستوسیت (P<0. 01) به طور معنی داری در رویان های حاصل از منی منجمد در مقایسه با منی تازه کاهش یافت. پس از گرم کردن رویان های منجمد، هیچ گونه تفاوت معنی داری در درصد رویان هایی که از نظر مرفولوژی زنده بودند بین رویان های حاصل از منی منجمد و تازه مشاهده نشد. اما پس از 24 ساعت کشت، نرخ جنین های دارای مرفولوژی طبیعی و زنده مانده در رویان های حاصل از منی تازه در مقایسه با منی منجمد افزایش یافت (P<0. 05). به عنوان نتیجه گیری می توان بیان کرد که استفاده از منی تازه در مقایسه با منی منجمد، می تواند سبب بهبود قابلیت تکامل و حفاظت فراسرد رویان ها در بوفالو شود.

    کلیدواژگان: بوفالو، انجماد رویان، منی منجمد و تازه، لقاح مصنوعی
  • نحله زارعی فرد، اعظم سلیمانی، طاهره طلایی خوزانی، صغری بهمن پور * صفحات 182-188

    آلژینات، پلی ساکارید غیر سمی استخراج شده از جلبک های قهوه ای می باشد که به صورت وسیعی به عنوان داربست متخلخل سه بعدی (3D) جهت کشت سلول های گرانولوزا و فولیکول های تخمدان مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، ناخالصی های موجود در آلژینات های تجاری می توانند منجر به کاهش زیست سازگاری این داربست گردند. هدف از مطالعه حاضر بررسی رفتار سلول های گرانولوزای تخمدان در آلژینات خالص سازی شده و در غلظت های مختلف با آلژینات ناخالص می باشد. در این مطالعه با استفاده از روشی ساده و کارآمد آلژینات خالص تهیه شد. سپس سلول های گرانولوزا از تخمدان موش جدا گردیده و در غلظت های مختلف (5/0% و 1% وزن/حجم) در آلژینات خالص شده و غیر خالص کشت داده شد. آزمون متیل تیازولیل تترازولیوم بروماید (MTT) به عنوان شاخص رشد و تکثیر سلولی در روزهای 3، 5 و 8 کشت مورد استفاده قرار گرفت. به علاوه میزان هورمون های استرادیول، پروژسترون و آنزیم آلکالین فسفاتاز (ALP) ترشح شده در محیط کشت سلول های گرانولوزا با استفاده از کیت های رادیوایمونوسنجی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد میزان تکثیر سلولی، تولید هورمون های جنسی و فعالیت آلکالین فسفاتاز در سلول های کشت داده شده بر روی آلژینات خالص شده با قدرت مکانیکی پایین تر بیشتر می باشد. نتایج این تحقیق، تاثیر خواص آلژینات بر میزان تکثیر و عملکرد سلول های گرانولوزا را در سیستم کشت 3D تایید کرد.

    کلیدواژگان: آلژینات، سلول های گرانولوزا، تخلیص، داربست
  • سانجیب داتا، پریمانگشو دانداپات، روما جاس صفحات 189-193
    در این مطالعه، الیزا-غیر مستقیم برای شناسایی عفونت میکس نماتود های گوارشی (GI) شامل گونه های ازوفاگوستوموم، همونکوس و تریکوریس استاندارد سازی شد. به این منظور از آنتی ژن خام سوماتیک ازوفاگوستوموم کولومبیانوم (CSAg-Oc) و همچنین سرم بز های کشتار شده با وضعیت انگل شناسی مشخص؛ شامل سرم بز های آلوده با ازوفاگوستوموم، همونکوس و تریکوریس (مثبت قوی) ، سرم بز های آلوده با همونکوس و تریکوریس (مثبت ضعیف) و سرم بز های عاری از انگل (منفی) استفاده شد. دو حد آستانه بالا و پایین با استفاده از مثبت قوی، مثبت ضعیف و همچنین سرم بزهای عاری از انگل (منفی) تعیین شد. بدین ترتیب سرم های تست دارای مقادیر چگالی نوری (OD) بالاتر از حد آستانه بالا، برای عفونت میکس با هر 3 گونه نماتود مثبت لحاظ شده، نمونه هایی که OD آن ها بین حد آستانه بالا و پایین بود برای عفونت مخلوط با دو گونه همونکوس و تریکوریس مثبت تلقی شدند و سرم هایی که OD آن ها پایین تر از حد آستانه پایین بود عاری از هر گونه عفونت با این سه گونه نماتود در نظر گرفته شدند. حساسیت، ویژگی و دقت روش الیزا برای تشخیص عفونت میکس نماتود های GI به ترتیب 25/81، 18/93 و 00/90% بود در حالی که این مقادیر برای تشخیص عفونت میکس همونکوس و تریکوریس به ترتیب 86/92، 00/75 و67/91% بود. بنابراین الیزا استاندارد شد و 78/27% شیوع سرولوژیک عفونت میکس ازوفاگوستوموم، همونکوس و تریکوریس و همچنین 89/38% شیوع سرولوژیک عفونت میکس همونکوس و تریکوریس را در بز های مزرعه تشخیص داد. از این تست استاندارد شده می توان به عنوان ابزار تشخیصی و همچنین برای مطالعات سرواپیدمیولوژیک دو نماتود مهم GI بزها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تشخیص، بز، همونکوس، الیزا-غیر مستقیم، ازوفاگوستوموم
  • اسماء فوزی معجوز ، شیماء مدحت عبدالحمید، سماح سالم ابوعسی، عبدالرازق یوسف دسوقی صفحات 194-201
    بیماری لارینگوتراکئیت عفونی (ILT) یک بیماری ویروسی حاد و به شدت واگیردار است که ضرر های اقتصادی بزرگی را به صنعت طیور دنیا وارد می کند. هدف از انجام این مطالعه شناسایی دقیق ترین و سریع ترین روش ها برای نجات گله های مرغ مادر از شیوع ناگهانی و شدید بیماری ILT در مصر بود. بدین منظور 50 نمونه پاتولوژی جمع آوری و برای مطالعات جداسازی ویروس (VI) ، هیستوپاتولوژی، آزمایش پادتن فلورسانس مستقیم (FAT) و واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) مورد استفاده قرار گرفتند. تلقیح داخل تخم مرغ، ضایعات سفید رنگ مدوری را روی غشاهای کوریوآلانتوئیک (CAM) در 23 مورد از نمونه ها ایجاد کرد. جداسازی و تکثیر ویروس لارینگوتراکئیت عفونی (ILTV) در کشت سلول، سبب تولید اشکال سینسیتیا، 5 روز پس از تلقیح عفونت در 20 مورد از نمونه ها شد. واکنش زنجیره ای پلیمراز منجر به تکثیر موفقیت آمیز قطعه 647 جفت بازی ژن تیمیدین کیناز (TK) در 25 مورد از نمونه ها شد. مطالعه هیستوپاتولوژی CAM های تلقیح شده، گنجیدگی های داخل هسته ای و تراوش سلول های التهابی را نشان داد. آزمایش FAT، واکنش apple green داخل سیتوپلاسمی را در 18 مورد از بافت نای ها نشان داد. بر اساس نتایج این مطالعه، نشان داده شد که واکنش زنجیره ای پلیمراز نسبت به VI و FAT و مطالعات هیستوپاتولوژی، حساس تر، دقیق تر و سریع تر است.
    کلیدواژگان: FAT، هیستوپاتولوژی، ILTV، PCR، جداسازی ویروس
  • محمود م. المغربی، عبیر ف. النحاس ، محمد م. فتح الله ، فریال م. سهوان، محمد ا. تاج الدین صفحات 202-207
    ورم پستان یک بیماری هزینه بر گاو شیری است که سبب کاهش میزان تولید و کیفیت شیر در گاوهای مبتلا می شود. ژن های گیرنده toll-like (TLR) نقش مهمی در پاسخ میزبان به انواع مختلف ارگانیسم ها شامل انواع القا کننده ورم پستان دارند. در مطالعه حاضر، پلی مرفیسم ژن های 2، 4، 6 و 9TLR در گاو هلشتاین و ارتباط آن ها با ورم پستان بالینی (CM) ، امتیاز سلول های سوماتیک شیر (SCS) و صفات تولیدی شیر مورد بررسی قرار گرفت. از گله بزرگ تجاری هلشتاین؛ 38 عدد نمونه خون جمع آوری شد. 19 مورد، از گاوهای بدون سابقه قبلی ورم پستان (غیر حساس) و 19 مورد، از گاو های هلشتاین با حداقل 3 مورد قبلی ابتلا به ورم پستان (حساس). تعیین ساختار ژنتیکی 4 ژن TLRs با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز-چند شکلی طولی قطعات محدود الاثر (PCR-RFLPs) و آنزیم های Rsa1، MSP1، Hha1، HaeIII و Taq1 انجام شد. هفت پلی مرفیسم های تک نوکلئوتیدی (SNPs) غیر متشابه جدید در ژن های 2 ،4 و 6TLR در حیوانات حساس یافت شد. ارتباط بین پلی مرفیسم ژن Taq1-TLR2 با ورم پستان بالینی، چربی شیر و حداکثر میزان تولید شناسایی شد. علاوه بر این ارتباط بین Taq1-TLR6 با پیک تولید (PY) و تداوم شیردهی نیز نشان داده شد. جهش ها در TLRsها که به کرات در گاوهای حساس گزارش شده است، نشانگرهای ژنتیکی بالقوه ای را برای شناسایی (MAS) موارد مقاوم به ورم پستان در گاوهای شیری فراهم می کند.
    کلیدواژگان: گاو، ژنوتیپ ها، ورم پستان، PCR-RFLPs، TLRs
  • احمد حسن احمد ، اسمعیل مصطفی مولود صفحات 208-216
    یوروتنسین-2 (U-II) ، قوی ترین ترکیب قابض عروقی که اخیرا به عنوان کاندیدی جدید در اختلالات قلبی عروقی مطرح شده است، ممکن است که اثر خود بر عروق را از طریق کانال های پتاسیمی که به وفور در اندوتلیوم و سلول های عضله صاف عروق (VSMCs) یافت می شوند، اعمال کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش کانال های پتاسیمی در پاسخ های عروقی به U-II، در اختلال عملکردی القا شده با جیوه در اندوتلیوم آئورت موش صحرایی و همچنین بافت سالم آئورت موش صحرایی انجام شده است. بدین منظور حلقه های آئورت با مسدود کنندگان پتاسیم شامل کاریبدوتوکسین (chtx) ، تترا اتیل آمونیوم، کلرید باریم، گلی بن کلامید، آمینوپریدین-4 (4-AP) و کلوتریمازول انکوبه شده و سپس واکنش های عروقی به افزایش غلظت U-II انسانی در هر گروه در حضور و عدم حضور کلرید جیوه (HgCl2) ارزیابی شدند. کارآیی U-II در گروه های تیمار شده با chtx، تترا اتیل آمونیوم و کلرید باریم به طور معنی داری افزایش یافت در حالی که در گروه های تیمار شده با گلی بن کلامید و کلوتریمازول به طور معنی داری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت. در حضور جیوه، در همه گروه ها به جز گروه تیمار شده با کلوتریمازول، کارآیی U-II به طور معنی داری تغییر کرد. بر اساس یافته های این مطالعه، کانال های پتاسیمی پاسخ انقباضی عروق به U-II را در آئورت موش صحرایی کنترل می کنند و علاوه بر این تیمار با جیوه سبب افزایش کارآیی U-II و مدولاسیون سیگنالینگ پتاسیم می شود.
    کلیدواژگان: اختلال عملکردی اندوتلیوم، جیوه، کانال های پتاسیمی، یوروتنسین-2
  • ساوراوی میشرا، سانگرام کشاری ساهو، سابهاشری پانیگراهی، سوبهرانشو سخار بیسوال، سموریتی رانجان میشرا، راجیو رانجان، دبندرا نارایان موهانتی، برامهادیو پاتنایک، سرینیباس داس صفحات 217-224
    در این مطالعه کارایی درمانی ترکیب لووفلوکساسین، ارنیدازول و آلفا توکوفرول با پروستاگلاندین F2α (PGF2α) در موارد طولانی مدت اندومتریت مقایسه و اثر آن ها بر میزان رونویسی ژن اینترلوکین 6 (IL-6) و اینترلوکین 10 (IL-10) در لوکوسیت های خون محیطی ارزیابی شد. 18 راس گاو جرسی دو رگه مبتلا به اندومتریت، به طور تصادفی به 3 گروه (هر گروه شامل 6 گاو) شامل گروه І (درمان با لووفلوکساسین کمبو I/U) ، گروه ІІ (درمان با PGF2α I/M) و گروه ІІІ (بدون درمان، شاهد) تقسیم شدند. گروه IV (شامل 4 گاو سالم با فعالیت سیکلیک طبیعی) نیز برای مطالعه مقایسه ای استفاده شد. کارایی بالینی ترکیبات مورد نظر، با استفاده از مطالعات هماتولوژی (: TLC شمارش کامل لوکوسیت ها،: DC شمارش افطراقی) ، شمارش لکوسیت های پلی مورفونوکلئر (PMN) در سیتولوژی رحمی و بیان نسبی mRNA IL-6 و IL-10 در لوکوسیت های خون محیطی قبل و بعد از درمان با در نظر گرفتن نرخ آبستنی به دنبال یک و دو بار تلقیح ارزیابی شد. در گروه І و ІІ افزایش معنی دار TLC و تعداد نوتروفیل ها ثبت شد. تعداد PMN در سیتولوژی رحمی در گروه І و ІІ به ترتیب 2 تا 3 برابر افزایش یافت. میزان رونویسی IL-6 در گروه І و ІІ به ترتیب 5/2 و6/4 برابر افزایش در حالی که میزان رونویسی IL-10 در گروه І و ІІ به ترتیب 7/3 و 2/5 برابر افزایش یافت. نرخ آبستنی به دنبال یک بار تلقیح در گروه І الی IV به ترتیب 67/66%، 50%، 67/16% و 33/83% و به دنبال 2 بار تلقیح به ترتیب گروه ها 67/66%، 33/83%، 67/16% و 33/83% بود. بنابراین تجویز لووفلوکساسین کمبو و PGF2α می تواند موجب بهبود نرخ آبستنی به دنبال تلقیح اول و دوم (به ترتیب) شود. علاوه بر این مطالعه ما نشان داد که PGF2α با بهبود فعالیت سایتوکاین ها و همچنین PMNها می تواند موجب پاکسازی بهتر باکتریایی در دوره پس از درمان شود.
    کلیدواژگان: اندومتریت، IL-6، IL-10، لووفلوکساسین، پروستاگلاندین F2?
  • مصطفی نعمتی ، صدیقه منتیان، شهرزاد جزء قاسمی، رضا هوشمندفر، محسن طاهری، طیب سیفی صفحات 225-228
    این پژوهش به هدف بررسی اثر مکمل گلوتامین محافظت شده (Gln) بر ماده خشک مصرفی (DMI) ، ترکیب و تولید شیر (MY) ، تعداد سلول های سوماتیک (SCC) و برخی فراسنجه های خونی در گاوهای تازه زا انجام شد. 40 راس گاو هلشتاین در روز زایمان (روز صفر) به 4 تیمار آزمایشی (10 راس گاو در هر تیمار) اختصاص داده شدند. تیمارها عبارت بودند از: جیره پایه (گروه شاهد) و جیره پایه حاوی 150 (گلوتامین پایین، LG) ، 250 (گلوتامین متوسط، MG) یا 350 (گلوتامین بالا، HG) گرم گلوتامین محافظت شده با فرمالدئید به ازای هر گاو در هر روز. ماده خشک مصرفی و تولید شیر از روز صفر تا 21 پس از زایش اندازه گیری شد. چربی و پروتئین شیر در روزهای 7، 14 و 21 اندازه گیری شدند و نمونه های خون در روز صفر، 7، 14 و 21 بعد از زایمان جمع آوری شدند. ماده خشک مصرفی و تولید شیر در 21 روز شیردهی (DIM) در گروه HG در مقایسه با گروه کنترل بیشتر بود (P<0. 05). مصرف ماده خشک در روز 14 و 21 و تولید شیر در روز 21 شیردهی در گروه MG در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود (P>0. 05). غلظت گلوکز در روزهای 7، 14 و 21 شیردهی در گروه های HG و MG بیشتر از گروه شاهد بود (P>0. 05). شمار سلول های بدنی در گاوهایی که گلوتامین دریافت کرده بودند نسبت به گروه شاهد در روزهای 14 و 21 شیردهی کاهش یافت (P<0. 05). مکمل گلوتامین غلظت پروتئین کل و آلبومین را افزایش و بتا هیدروکسی بوتیریک اسید (BHBA) ، اسیدهای چرب غیر استریفیه شده (NEFA) و آسپارتات ترانسفراز (AST) را کاهش داد (P<0. 05). نتایج نشان داد که گلوتامین محافظت شده، در سطح 250 گرم/راس/روز مکمل مناسبی برای بهبود SCC در شیر و وضعیت سلامت گاوهای تازه زای هلشتاین می باشد.
    کلیدواژگان: خون، گاو تازه زا، شیر، گلوتامین محافظت شده، SCC
  • سومیت ماهاجان ، صاحادب دی، آخیلش کومار، پادما نیباس پانیگراهی صفحات 229-232
    این تحقیق یک مطالعه آینده نگر، کنترل شده و تصادفی برای ارزیابی نقش استرس نیتروزاتیو در ایجاد علائم عصبی واضح در دیستمپر سگ ها (CD) است. انتخاب موارد بیمار بر اساس مشاهده علائم آشکار CD (139 مورد) صورت گرفت و یافته های حاصله با سگ های به ظاهر سالم (15 مورد) مقایسه شد. ایمونوگلوبولین های اختصاصی CD، 94 مورد مثبت را تایید کرد. غلظت نیتریک اکساید (NO) و نیتریک اکساید سنتاز نرونی (nNOS) در مایع مغزی نخاعی (CSF) (به ترتیب 76/2 ± 08/18 و 24/46 ± 84/415) و پلاسما (به ترتیب 31/4 ± 68/32 و 30/102 ± 31/321) در گروه بیمار به طور معنی داری (P<0. 05) بیشتر از گروه شاهد بود. غلظت انولاز خاص نورونی (NSE) نیز در CSF و پلاسمای سگ های مبتلا به CD به طور معنی داری (P<0. 05) بیشتر از گروه شاهد بود. تفاوت های معنی دار دیگری نیز در سایر پارامتر های بیوشیمیایی مانند غلظت پروتئین تام، آلبومین و گلوبولین در CSF سگ های مبتلا به CD در مقایسه با گروه شاهد سالم مشاهده شد. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که NO در پاتوفیزیولوژی شکل عصبی CD نقش دارد و اندازه گیری NSE و nNOS در CSF و پلاسما می تواند به تشخیص اولیه موارد بالینی کمک کند.
    کلیدواژگان: دیستمپر سگ، مایع مغزی نخاعی، عصبی، نیتریک اکساید، استرس نیتروزاتیو
|
  • M. Alagawany , Sh. S. Elnesr, M. R. Farag Pages 157-164
    The value of dietary exogenous enzymes in promoting growth and efficiency of feed utilization is well recognized in poultry industry. In a case of high-cost yellow corn, several feed producers are choosing to replace yellow corn with other ingredients that have lower nutritional value like triticale, wheat, barley or sorghum. These crops are rich in non-starch polysaccharides (NSPs), and there is an inverse relationship between the content of NSPs in the feed and its nutritional value. Dietary supplementation of enzymes can enhance the nutritional value of crops containing high contents of soluble NSPs. Numerous studies have shown that supplementation of exogenous enzymes in wheat, barley, sorghum or triticale-based rations can improve performance of poultry to a level compared to that obtained by corn-soya-based rations. Naturally, the gastrointestinal tract of poultry produces enzymes to aid the digestion of nutrients. However, the birds do not have enough enzymes to digest fiber completely and need some commercial exogenous enzymes in the diets to improve the digestion. Enzyme is a biological catalyst composed of proteins, amino acids with minerals and vitamins. The advantages of using commercial enzymes in poultry feeds include improved productive performance and feed utilization, minimized environmental pollution due to reduced nutrient of manure. The present review covers the information on enzyme uses and its applications in poultry production. Furthermore, this article demonstrates that the exogenous enzymes are very important factors in the study of metabolic and physiological mechanisms. Such data will improve our understanding regarding the role of commercial enzymes in poultry feeds.
    Keywords: Digestive enzymes, Enzymes, Nutrition, Performance, Poultry
  • L. Li, T. Ruan, X. Peng , B. Wu Pages 165-171
    Dietary methionine (met) is reported to enhance antibody production and boost cell-mediated immunity in chickens. Methionine deficiency has been shown to affect the development of the lymphoid organs and the generation of antibodies in chickens. This study is designed to investigate the effects of met deficiency on IgA+ B cells and immunoglobulins (sIgA, IgA, IgG and IgM) for a 6 week period in the duodenum and jejunum of Cobb broiler chicken using immunohistochemistry and enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) techniques. The results of the study showed that the IgA+ B cell count reduced significantly in the met deficiency group compared to the control group (P<0.05 or P<0.01). The contents of sIgA, IgA, IgG and IgM in the met deficiency group were significantly decreased (P<0.05 or P<0.01), especially at 28 and 42 days of age. It can be concluded that met deficiency exerts significant effects on the humoral immune system of intestinal mucosa. This study has provided valuable experimental insight which could be useful for future studies on the function of met in the intestine of humans and other animals.
    Keywords: Cobb broiler_Duodenum_IgA+ B cell_Jejunum_Methionine deficiency
  • H. Imani Rastabi , S. Guraninejad, H. Naddaf, A. Hasani Pages 172-177
    The aim of the present study was to determine whether the addition of dexamethasone or epinephrine to lidocaine altered the characteristics of anesthesia and cardiorespiratory variables following caudal epidural application in cows. Twenty adult dairy cows were randomly assigned to receive one of the treatments of lidocaine (LID, 0.2 mg/kg), dexamethasone (DEX, 8 mg), lidocaine-dexamethasone (LIDEX; 0.2 mg/kg and 8 mg, respectively) and lidocaine-epinephrine (LIDEP; 0.2 mg/kg and 5 µg/ml, respectively) by epidural injection with the final volume of 0.018 ml/kg and 10 ml of solution as the upper limit. The time to the onset and duration of anesthesia as well as heart rate (HR), respiratory rate (fR) and rectal temperature (RT) were recorded. No local anesthetic effects were observed in DEX. The onset of anesthesia did not show significant differences among LID, LIDEX and LIDEP. The duration of anesthesia was significantly longer in LIDEX (152.4 ± 25.8 min) as compared to LID (116.0 ± 11.5 min). Although the duration of anesthesia in LIDEP (137.7 ± 10.0 min) was longer in comparison to LID, the difference was not statistically significant. There was no significant difference regarding the onset and duration of anesthesia between LIDEX and LIDEP. HR, fR and RT did not show significant changes over time. Mild transient ataxia was observed in groups that received lidocaine-containing solutions. In conclusion, addition of dexamethasone to lidocaine, without altering the time to onset, produced more prolonged anesthesia than that of lidocaine alone following caudal epidural application in cows.
    Keywords: Cow, Dexamethasone, Epidural, Epinephrine, Lidocaine
  • W. T. M. Soliman, K. Gh. M. Mahmoud, A. R. M. El, Khawagah, M. M. M. Kandiel, M. E. A. Abouel, Roos, A. E. Abdel, Ghaffar, A. E. I. El Azab Pages 178-181

    Production of high quality embryos in vitro needs an efficient in vitro fertilization (IVF). Seminal origin is one of the important factors that affects the success of in vitro embryo production. So our goal was to determine the effect of using fresh and frozen semen in fertilization on developmental competence and cryo-survival of buffalo embryos. Buffalo oocytes were matured and fertilized in vitro by fresh and frozen semen. After embryos evaluation, good quality morula and blastocysts were vitrified using 0.25 ml straws and the post-warmed viability was assessed by further culture for 24 h. There was no significant difference in cleavage rate between embryos derived from fresh and frozen semen, whereas the rate of embryo development to the morula (P<0.05) and blastocysts (P<0.01) stages was significantly decreased in embryos derived from frozen compared to fresh semen. After warming the vitrified embryos, there was no significant difference between embryos derived from fresh and frozen semen in the percentages of morphologically viable embryos. However, 24 h after culture, the rate of morphologically normal and survived embryos was increased (P<0.05) in embryos derived from fresh compared to the frozen semen. In conclusion, in buffalo, the use of fresh semen could improve the rate of embryo development and their crytolerance compared to the frozen semen.

    Keywords: Buffalo, Embryo vitrification, Fresh, frozen semen, In vitro fertilization
  • N. Zareifard, A. Soleimani, T. Talaei, Khozani, S. Bahmanpour Pages 182-188

    Alginate, a non-toxic polysaccharide isolated from brown algae, is a widely used 3-dimensional (3D) porous scaffold for the granulosa cell and follicle encapsulation. However, impurities in commercial alginate can lead to alginate biocompatibility reduction. The aim of this study was to evaluate in vitro behavior of the granulosa cells seeded on the purified alginate in varying concentrations compared with matched non-purified ones. We produced a purified alginate using a simple and efficient method. Then, the granulosa cells from mice were isolated and seeded in various concentrations of (0.5%, 1% weight/volume) purified and non-purified alginate. The 3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyl tetrazolium bromide (MTT) assay was used on the 3rd, 5th and the 8th days of culture as an index of cell viability and proliferation. Furthermore, the secreted estradiol, progesterone and alkaline phosphatase enzyme (ALP) were measured in the granulosa cells culture media using radioimmunoassay kits. The cells cultured on purified and low concentration alginate showed a higher proliferation rate, sex hormone production and ALP activity. The results confirmed the impact of the alginate hydrogel properties on proliferative rate and function of granulosa cells in a 3D culture system. sa cells in a 3D culture system.

    Keywords: Alginate, Granulosa cell, Purification, Scaffold
  • S. Datta, P. Dandapat, R. Jas Pages 189-193
    An indirect-ELISA for the diagnosis of mixed gastrointestinal (GI) nematode infection comprising Oesophagostomum, Haemonchus and Trichuris species was standardized using crude somatic antigen of Oesophagostomum columbianum (CSAg-Oc) and sera of slaughtered goats with known parasitological status including Oesophagostomum, Haemonchus, and Trichuris (strong positive), Haemonchus and Trichuris (weak positive) and parasite free goats (negative). Two cut-off points, i.e. higher and lower cut-off were determined using the strong positive, weak positive and the negative control sera of goats. Thus the test sera having optical density (OD) values greater than the higher cut-off were considered positive for mixed infection with all the three nematode species, intermediate between the higher and the lower cut-off values were considered positive for mixed infection of Haemonchus and Trichuris, and less than the lower cut-off value were considered negative for any of these three nematode species. The sensitivity, specificity and accuracy of the ELISA for diagnosis of mixed GI nematodoses were 81.25, 93.18% and 90.00%, respectively, while it was 92.86% sensitive, 75.00% specific and 91.67% accurate for the diagnosis of mixed infection with Haemonchus and Trichuris. The ELISA, so standardized, detected 27.78% sero-prevalence of Oesophagostomum plus Haemonchus and Trichuris infection and 38.89% percent of Haemonchus and Trichuris infection in the field goats. The standardized assay might be exploited as a diagnostic tool and also for sero-epidemiological study of two important GI nematodes of goats.
    Keywords: Diagnosis, Goat, Haemonchus, Indirect-ELISA, Oesophagostomum
  • A. Magouz , Sh. Medhat, S. Abou Asa, A. Desouky Pages 194-201
    Infectious laryngotracheitis (ILT) disease is an acute highly contagious viral disease leading to massive economic losses to the national poultry industry. This study aimed to identify the most accurate and rapid diagnostic methods to rescue layer poultry farms from intense outbreaks in Egypt. Fifty pathological specimens were collected and subjected to virus isolation (VI), histopathology, direct fluorescent antibody technique (FAT) and polymerase chain reaction (PCR). Egg inoculation revealed stunted growth and white pock lesions on chorioallantoic membranes (CAM) in 23 samples. Isolation and propagation of infectious laryngotracheitis virus (ILTV) in cell culture showed syncytia formation 5 days post infection in 20 inoculated samples. PCR resulted in successful amplification of a 647 bp fragment of the thymidine kinase (TK) gene in 25 field samples. Histopathological examination of inoculated CAM showed intranuclear inclusion bodies with infiltration of inflammatory cells. Direct FAT showed intra-cytoplasmic apple green reactions in 18 examined tracheal tissues. PCR has been shown to be more sensitive, accurate and rapid than VI, FAT and histopathological examination.
    Keywords: FAT, Histopathology, ILTV, PCR, Virus isolation
  • M. M. Elmaghraby, A. F. El, Nahas , M. M. Fathala, F. M. Sahwan, M. A. Tag EL, Dien Pages 202-207
    Mastitis is a costly disease of dairy cattle as it causes a loss in milk yield and milk quality in affected cows. Toll-like receptor (TLR) genes play a role in the host response to a variety of organisms including those inducing mastitis. In the present study, we investigated the polymorphism of TLR2, 4, 6 and 9 genes in Holstein cattle and their possible association with clinical mastitis (CM), milk somatic cell scores (SCS) and milk production traits. From a large commercial Holstein herd, thirty-eight blood samples were collected; 19 from cows without a previous lifetime history of mastitis (non-susceptible), and 19 from Holstein cows with at least three previous episodes of mastitis (susceptible). Genotyping of the four TLRs was done using polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLPs) with Rsa1, MSP1, Hha1, HaeIII, and Taq1 enzymes guided with DNA sequencing. Seven novel non-synonymous single-nucleotide polymorphisms (SNPs) were identified among TLR2, 4, and 6 in susceptible animals. Association was found in Taq1-TLR2 gene polymorphism with CM, fat percentage and peak yield (PY). The association of Taq1-TLR6 and PY and lactation persistency was also shown. Mutations in TLRs that were repeatedly reported in susceptible cows provide potential genetic marker assisted selection (MAS) for mastitis resistance in dairy cattle.
    Keywords: Cattle, Genotypes, Mastitis, PCR-RFLPs, TLRs
  • A. H. Ahmed , I. M. Maulood Pages 208-216
    Urotensin-II (U-II), the most potent vasoconstrictor that has recently been recognized as a new candidate in cardiovascular dysfunction, might exert vasoconstriction through, at least partially, potassium channels that are predominant in both endothelial and vascular smooth muscle cells (VSMCs). The present study was designed to evaluate the roles of potassium channels in vascular responses to U-II in intact and mercury induced endothelial dysfunction in rat aorta. The study involved pre-incubation of rat aortic rings with potassium channels blockers: charybdotoxin (chtx), tetraethylammonium (TEA), barium chloride (BaCl2), glibenclamide, 4-aminopyridine (4-AP) and clotrimazole. Then vascular responses to increased concentrations of human U-II (hU-II) were applied to each group in the presence and absence of mercury chloride (HgCl2). Urotensin-II efficacy was significantly increased in chtx, TEA and BaCl2 treated groups, while significantly decreased in glibenclamide and clotrimazole treated groups as compared with the control group. In the presence of mercury, hU-II efficacy was significantly changed in all groups except clotrimazole treated group. The novel findings were that potassium channels modulated the vascular contractile responses to hU-II in isolated rat aorta and mercury treatment increased hU-II efficacy and deteriorated potassium signaling.
    Keywords: Endothelial dysfunction, Mercury, Potassium channels, Urotensin-II
  • S. Mishra, S. K. Sahu, S. Panigrahi, S. S. Biswal, S. R. Mishra, R. Ranjan, D. N. Mohanty, B. Pattnaik, S. Das Pages 217-224
    This study compared the therapeutic efficacy of levofloxacin, ornidazole and alpha tocopherol combination and prostaglandin F2α (PGF2α) in longstanding cases of endometritis and evaluated their impact on Interleukin-6 (IL-6) and Interleukin-10 (IL-10) transcript level in peripheral blood leukocytes. Eighteen endometritic crossbred Jersey cows were randomly allotted to three groups (six in each) viz. Group I (levofloxacin combo treatment I/U), group II (PGF2α treatment I/M), group III (no treatment, control), and group IV (six non-endometritic healthy cyclic) was taken for comparison study. The clinical efficacy was assessed by haematological study (TLC: Total leukocyte count; DC: Differential count), polymorphonuclear leukocytes (PMN) count in uterine cytology and relative mRNA expression of IL-6 and IL-10 in peripheral blood leukocytes before and after treatment with respect to conception rate following single and second inseminations. Group I and II registered significant increase in TLC and neutrophil count. PMN cytology was increased two and three fold in group I and II, respectively. The IL-6 transcript level was increased by 2.5 and 4.6 fold while that of IL-10 increased by 3.7 and 5.2 fold in group I and II, respectively. Conception rate across group I to IV following single insemination was found to be 66.67%, 50%, 16.67%, and 83.33% and their corresponding values following second insemination were 66.67%, 83.33%, 16.67%, and 83.33%, respectively. Thus, the administration of levofloxacin combo and PGF2α might have better conception rate following first and second insemination, respectively. Our study also reveals that PGF2α could register better clearance of bacteria through stronger PMN cell and cytokine activity in post-treatment period.
    Keywords: Endometritis, IL-6, IL-10, Levofloxacin, Prostaglandin F2?
  • M. Nemati , S. Menatian, Sh. Joz Ghasemi, R. Hooshmandfar, M. Taheri, T. Saifi Pages 225-228
    The present study was conducted to study the effect of protected-glutamine (Gln) supplementation on dry matter intake (DMI), milk yield (MY) and composition, somatic cell counts (SCC) and blood parameters in fresh cows. Forty Holstein cows at zero day of parturition (calving day = day 0) were divided into four groups (n=10), and fed (ad libitum) with one of the diets including: basal diet (control), basal diet supplemented with 150 (low Gln, LG), 250 (medium Gln, MG) or 350 (high Gln, HG) g of Gln protected with formaldehyde/cow per day. The DMI and MY were recorded from 0 to 21 days post-calving. Milk fat and protein were assessed on days 7, 14 and 21, and blood was collected on days 0, 7, 14, and 21 after parturition. The DMI and MY at 21 days in milk (DIM) in HG group were compared with control (P<0.05). The DMI at 14 and 21 DIM and the MY at 21 DIM were higher in MG group compared with control group (P>0.05). Glucose concentration at 7, 14 and 21 DIM increased in both HG and MG groups compared with control group (P>0.05). The milk SCC of Gln groups was lower (P<0.05) compared with control, at 14 and 21 DIM. Glutamine supplementation increased the blood concentrations of total protein and albumin, but lowered the β-hydoxybutyrate (BHBA), non-esterified fatty acids (NEFA) and aspartate amino transferase (AST) concentrations (P<0.05). These results indicate that rumen protected Gln supplementation at 250 g/heat/day to fresh Holstein cows improved the SCC in milk and health status.
    Keywords: Blood, Fresh cow, Milk, Protected-glutamine, SCC
  • S. Mahajan , S. Dey, A. Kumar, P. N. Panigrahi Pages 229-232
    This is a prospective, controlled, randomized clinical study to evidence the role of nitrosative stress in development of overt neurological sign of canine distemper (CD). The enrollment of cases wasa made on basis of overt sign of CD (n=139) and the findings were compared with apparently healthy dogs (n=15). The CD specific immunoglobulins resulted in 94 confirmed positive cases. The nitric oxide (NO) and neuronal nitric oxide synthase (nNOS) concentration in cerebrospinal fluid (CSF) (18.08 ± 2.76, 415.84 ± 46.24, respectively) and plasma (32.68 ± 4.31, 321.31 ± 102.30, respectively) were significantly (P<0.05) elevated as compared to healthy control group. The concentration of neuron specific enolase (NSE) in CSF and plasma were also significantly (P<0.05) higher in dogs suffering from CD. The significant differences in other biochemical parameters like total protein, albumin and globulin were found in the CSF of dogs compared with healthy control. The author concludes that NO plays a role in pathophysiology of neurological form of CD and nNOS and NSE estimation in CSF and plasma could help in making early diagnosis of clinical cases.
    Keywords: anine distemper, Cerebrospinal fluid, Neurological, Nitric oxide, Nitrosative stress