فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 119 (تابستان 1397)
  • پیاپی 119 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/07
  • تعداد عناوین: 18
|
  • اکرم علیرضایی، محمد مهدی شریفی حسینی *، رضا طهماسبی، امید دیانی صفحات 3-18
    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر اندازه ذرات علوفه سیلو شده جو و دو نوع دانه غله (جو و ذرت) بر مصرف خوراک و قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجه های شکمبه ای و رفتار مصرف خوراک در قالب طرح چرخشی متوازن در گوسفند انجام شد. علوفه جو با 5/1 ±0/28 درصد ماده خشک درو و با دو طول برش فرضی 16 و هشت میلی متر خرد و علوفه سیلو شده بلند و کوتاه تهیه شد. از چهار راس گوسفند نر با میانگین وزن 05/2±38/53 کیلوگرم استفاده شد و جیره های آزمایشی عبارت بودند از: 1) علوفه سیلو شده بلند و دانه جو، 2) علوفه سیلو شده بلند و 20 درصد دانه ذرت، 3) علوفه سیلو شده کوتاه و دانه جو و 4) علوفه سیلو شده کوتاه و 20 درصد دانه ذرت. مصرف ماده خشک در جیره های دارای دانه ذرت بیشتر بود (05/0>P). دو و چهار ساعت بعد از مصرف خوراک pH شکمبه تحت تاثیر اندازه ذرات علوفه سیلو شده و نوع دانه در کنسانتره قرار گرفت و در جیره های دارای علوفه سیلو شده بلند و جیره های دارای کنسانتره حاوی20 درصد دانه ذرت بیشتر بود (05/0>P). اندازه ذرات علوفه سیلو شده و نوع دانه بر غلظت نیتروژن آمونیاکی و نیتروژن و پروتئین میکروبی تاثیر معنی داری نداشت (05/0P>). رفتار مصرف خوراک تحت تاثیر اندازه ذرات علوفه سیلو شده قرار گرفت، ولی نوع دانه تاثیری نداشت. در جیره های دارای دانه ذرت به علت افزایش pH وتامین محیط بهتر شکمبه، مصرف ماده خشک افزایش یافت.
    کلیدواژگان: الیاف موثر فیزیکی، منبع نشاسته، پروتوزوآ، میانگین هندسی، فعالیت جویدن
  • داود محمدی *، اکبر یعقوبفر، نیما ایلا صفحات 19-30
    هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثرات اسانس آویشن بر عملکرد، خصوصیات لاشه، متابولیت های سرم و پاسخ ایمنی در جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی می باشد. تعداد 400 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه سویه راس- 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 تیمار با پنج تکرار، هر تکرار مشتمل بر 20 پرنده تخصیص یافتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از جیره شاهد (بدون افزودنی) و جیره های حاوی 1/0، 15/0 و 2/0 درصد اسانس آویشن. نتایج نشان دادند که مکمل کردن جیره با اسانس آویشن تاثیرمعنی داری بر متوسط وزن بدن، افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک روزانه، ضریب تبدیل غذایی و خصوصیات لاشه نداشت (05/0P>). افزودن اسانس آویشن به جیره جوجه های گوشتی روی متابولیت های سرم (گلوکز، تری گلیسرید، آلبومین و پروتئین و VLDL) اثر معنی داری نداشت (05/0P>) ، ولی سطح کلسترول و LDL را به طور معنی داری کاهش و سطح HDL را بطور معنی داری افزایش داده بود (05/0P<). مکمل کردن جیره با اسانس آویشن پاسخ آنتی بادی را در برابر بیماری نیوکاسل وگلبول های قرمز گوسفند (SRBC) در سرم جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی به طور معنی داری افزایش داده بود (05/0P<) ، اگرچه روی سطح ایمینوگلوبین G تاثیر معنی داری نداشت (05/0P>). این نتایج پیشنهاد می کنند که مکمل نمودن جیره با اسانس آویشن باعث روند رو به افزایش نرخ رشد، تقویت سیستم ایمنی، کاهش سطح کلسترول و LDL در سرم گردیده و می تواند به عنوان محرک رشد و تقویت کننده پاسخ ایمنی در جیره جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: آویشن، عملکرد، پاسخ ایمنی، جوجه گوشتی
  • مریم شیبانی، مهرداد معمار *، سیما نصری صفحات 31-44
    به منظور حفاظت اسپرم و کاهش صدمات ناشی از انجماد، ترکیباتی نظیر لسیتین سویا در انجماد اسپرم گونه های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. انجماد پیاپی اسپرم در دام ها کمتر مورد توجه بوده است که در صورت نیاز برای اسپرم نژادهای کمیاب، این فرایند می تواند ارزشمند باشد. به منظور بررسی تاثیر لسیتین و گلیسرول بر کیفت اسپرم در انجماد و یخ گشایی پیاپی، نمونه های منجمد اسپرم گاو پس از یخ گشایی و حذف رقیق کننده ی قبلی، با رقیق کننده جدید بر پایه بافر تریس و با غلظت های مختلف گلیسرول (3، 5 و 7 درصد) و لسیتین سویا (1 و 2 درصد) دوباره منجمد شدند. پس از دو هفته نمونه های اسپرم یخ گشایی شده و ویژگی های اسپرم بلافاصله پس از یخ گشایی و تا دو ساعت پس از نگهداری در دمای 40 درجه سانتی گراد ارزیابی شد.
    نتایج نشان داد که تیمارهای حاوی 5 درصد گلیسرول و یک درصد لسیتین (G5L1) و 3 درصد گلیسرول و 2 درصد لسیتین (G3L2) به ترتیب دارای بیشترین و کمترین درصد جنبایی، زنده مانی و یکپارچگی غشا اسپرم بلافاصله بعد از یخ گشایی و یک ساعت بعد از نگهداری در دمای 40 درجه سانتی گراد بودند. درصد اسپرم های جنبا و زنده در تیمار G5L1 پس از 2 ساعت نگهداری در دمای 40 درجه سانتی گراد به طور معنی داری (P<0. 05) بیشتر از شاهد بود اما از لحاظ یکپارچگی غشا اسپرم با شاهد تفاوت معنی داری نداشت (P>0. 05).
    به طورکلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از 5 درصد گلیسرول و 1 درصد لسیتین می تواند باعث بهبود ویژگی های اسپرم در انجماد و یخ گشایی پیاپی شود.
    کلیدواژگان: اسپرم گاو، انجماد و یخ گشایی پیاپی، لسیتین، گلیسرول
  • خدیجه طیبی *، بهروز دستار، محمود شمس شرق، فرشید اشراقی صفحات 45-58
    اثر نوع بیان انرژی و الگوی اسیدآمینه کل، بر عملکرد رشد، اجزای لاشه و کیفیت بستر جوجه های گوشتی سویه ی تجاری راس- 308 با استفاده از شش تیمار، سه تکرار و تعداد 10 قطعه جوجه ی گوشتی (مخلوط دو جنس) در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2 انجام شد. تیمار های آزمایشی شامل دو نوع انرژی قابل متابولیسم (AMEn و TMEn) و سه نوع الگوی اسید آمینه (NRC، ایوانیک و آجینوموتو) در دوره های آغازین (10-1 روزگی) ، رشد (24-11 روزگی) و پایانی (42-25 روزگی) بودند. استفاده از انرژی ظاهری تصحیح شده بر اساس ازت در جیره نویسی سبب افزایش نسبی مقادیر مصرف خوراک و افزایش وزن جوجه های گوشتی در دوره ی رشد (24-11 روزگی) و کل دوره ی پرورش (42-1 روزگی) شد. در کل دوره ی پرورش (42-1 روزگی) نوع بیان انرژی بر ضریب تبدیل غذایی، نسبت راندمان انرژی و پروتئین، شاخص تولید اروپایی، اجزای لاشه و کیفیت بستر تاثیر معنی دار نداشت (05/0 کلیدواژگان: آجینوموتو، ان آرسی، انرژی قابل متابولیسم، ایوانیک، جوجه گوشتی
  • مسعود علی پناه *، زهرا رودباری، علی جوادمنش، مرتضی ستایی مختاری، حمیدرضا سیدآبادی، فائزه قراری صفحات 59-70
    آنچه که در دنیای امروز در حیطه علم اصلاح نژاد به صورت شتابان در حال نیل است توسعه علم بیوانفورماتیک می باشد که حیطه بالادستی آن علم ژنتیک مولکولی می باشد. ارتباط علم بیوانفورماتیک با علم ژنتیک مولکولی می تواند نقش مهمی در بهبود ژنتیکی صفات تولیدی در دامپروری داشته باشند. یکی از مهمترین صفات تولیدی در دامپروری صفت رشد است که تحت تاثیر چندین مسیر بیولوژیکی قرار دارند. شناسایی این مسیرهای بیولوژیکی با استفاده از پروفایل های بیان ژن و اطلاعات ژنومی قابل دسترس امکان پذیر است. در این پژوهش، اطلاعات مربوط به بیان ژن در بافت عضله گاو در دو سن شامل یک ماهگی و بیست و چهار ماهگی، از پایگاه داده ArrayExpress جمع آوری شد. در رویکرد اول، ابتدا تفاوت بیان در بین ژنها با استفاده از نرم ArrayAnalysis بررسی شد که 2732 ژن برای شناسایی مسیرهای بیولوژیکی کاندید شدند. تجزیه و تحلیل مسیرهای بیولوژیکی با استفاده از نرم افزار PathVisio انجام گرفت. نتایج بررسی بیان ژن ها نشان داد که که بین دو گروه سنی مورد مطالعه 503 ژن، افزایش سطح بیان و411 ژن کاهش بیان داشتند. بررسی ریشه شناسی این ژن ها نشان داد که در 23 مسیر بیولوژیکی نقش دارند و اکثر این مسیرها در فرآیندهای سلولی مانند رشد، تکثیر و تمایز، هموستازی و مرگ برنامه ریزی شده سلول نقش دارند. این نتایج منجر به شناسایی نشانگرهای زیستی کاندید برای صفت رشد می شود که می تواند گام موثری در تدوین استراتژی برای بهبود فرایند ارزیابی و انتخاب ژنومی گاو باشد.
    کلیدواژگان: بیوانفورماتیک، رشد عضله، مسیرهای بیولوژیکی، اصلاح نژاد گاو
  • سید کمال هاشمیان، مرتضی مهری * صفحات 71-82
    هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات حفاظتی عصاره چای سبز به عنوان یک آنتی اکسیدان طبیعی بر برخی فراسنجه های کیفی اسپرم خروس در یک دوره اسپرماتوژنز بود. آزمایش در قالب طرح اندازه گیری های تکرار شده با چهار تیمار و چهار تکرار انجام گرفت. چهار تیمار آزمایشی به ترتیب حاوی سطوح 0، 30، 60 و 90 میلی گرم عصاره چای سبز در هر کیلوگرم جیره بودند. در روزهای صفر، 14، 28، 42، 56 و 70 آزمایش مایع منی جمع آوری و سپس خصوصیات حرکتی اسپرم شامل جنبایی کل، جنبایی پیش رونده، درصد خطی بودن جنبایی اسپرم، سرعت در مسیر منحنی، دامنه جابجایی سر اسپرم، میانگین سرعت حرکت اسپرم در مسیر، و سرعت در مسیر مستقیم با استفاده از نرم افزار کاسا آنالیز و نیز میزان پیشرفت آپوپتوزیس بررسی شد. میزان شکست DNA بر اساس نفوذ رنگ آکریدین اورنج به DNA شکسته شده اسپرم اندازه گیری شد. تیمارهای 3 و 4 به طور معنی داری (05/0P<) موجب کاهش اپوپتوزیس و بهبود برخی از فراسنجه های حرکتی اسپرم از جمله دامنه ی جابجایی سر اسپرم شدند؛ با اینحال تیمار 4 در روزهای آخر آزمایش اثر منفی (نسبت به گروه شاهد) بر صفاتی همچون میانگین سرعت حرکت اسپرم در مسیر و سرعت در مسیر مستقیم داشت (05/0P<). از طرفی سطح 30 میلی گرم عصاره چای سبز سبب بهبود میانگین سرعت حرکت اسپرم در مسیر شد (05/0P<). نتیجه آنکه احتمالا مصرف روزانه عصاره چای سبز به میزان 60 میلی گرم در جیره، به عنوان یک آنتی اکسیدان طبیعی، می تواند به بهبود برخی صفات حرکتی اسپرم و کاهش میزان آپوپتوزیس بیانجامد.
    کلیدواژگان: عصاره چای سبز، اسپرماتوژنز، اسپرم، خروس
  • سجاد قنبری *، ذبیح الله نعمتی صفحات 83-92
    منطقه ارسباران به دلیل مناسب بودن شرایط اقلیمی، پرآب بودن و تنوع بالای گونه های گیاهی، پتانسیل بالایی در زمینه صنعت زنبورداری دارد. هدف از این تحقیق بررسی درآمد و مشکلات زنبورداران روستایی در مسیر توسعه می باشد. داده های تحقیق با استفاده از مشاهدات میدانی و تکمیل پرسشنامه نیمه ساختاریافته از زنبورداران منطقه ارسباران جمع آوری شد. در این بررسی، نوع گونه های گیاهی مورد استفاده در زنبورداری، فرایند فروش، نقش زنبورداری در درآمد خانوارها، مشکلات اصلی زنبورداران در پرورش زنبورعسل و راهکارهای توسعه این صنعت بررسی شد. شایستگی مکانی زنبورداران نیز با استفاده از چهار معیار بررسی شد. نتایج بررسی نشان داد که گونه هایی مثل آویشن (Thymus kotschyanus) ، گل ماهور (Verbascum gossypinum) ، کنگر صحرایی (Cirsium arvense) و سیاه تلو (Paliurus spina chiristi) و گون (Astragalus sp.) ، بید (Salix sp) و صنوبر (populus sp.) برای تولید عسل و بره موم و گل لاله (Tulipa schrenkii) بیشتر برای تولید گرده مورد تغذیه قرار می گرفت. همچنین شایستگی مکانی زنبورداران منطقه ارسباران از لحاظ منبع آبی (86 درصد) ، پوشش گیاهی (62 درصد) ، فاصله از جاده (33 درصد) و دوره فعالیت زنبورداری (24 درصد) برای پرورش زنبورعسل مناسب است. بر طبق نتایج، هر زنبوردار به طور متوسط 318 کندو دارد. میانگین تولید عسل هر کندو در منطقه ارسباران حدود 6/19 کیلوگرم بود. قیمت عسل، بسته به نوع کیفیت آن از 110 تا 600 هزار ریال به فروش می رسید. میانگین درآمد ناخالص زنبورداران، 835 میلیون ریال برآورد گردید. مهمترین مشکلات زنبورداران منطقه، وجود داروهای تقلبی در بازار (52 درصد) و عدم دسترسی به داروهای مناسب برای رفع بیماری ها می باشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی مکانی و اقتصادی، ارسباران، فلور، زنبور عسل
  • نوشین قهرمانی، علی هاشمی*، مختار غفاری، قربان الیاسی زرین قبایی صفحات 93-102
    بلدرچین دارای خصوصیات مناسب مانند رشد سریع و کیفیت بالای گوشت می باشد. در تحقیق حاضر، چندشکلی ناحیه اگزون 2 از ژن هورمون رشد 1 (GH) و ارتباط آن با صفات رشد در بلدرچین ژاپنی مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، از 150 قطعه بلدرچین ژاپنی نمونه های خون جمع آوری شد و به دنبال آن DNA ژنومی مطابق پروتکل پروناز استخراج گردید. سپس واکنش زنجیره ای پلی مراز 1 (PCR) جهت تکثیر قطعه 162جفت بازی ژن GH انجام گرفت. روش تفاوت فرم فضایی رشته های منفرد 3 (SSCP) جهت تعیین الگوهای ژنوتیپی نمونه ها بکار برده شد. نتایج SSCP چهار الگوی متفاوت ژنوتیپی و چند شکلی در ناحیه اگزون 2 از ژن GH را نشان داد. فراوانی چهار الگوی ژنوتیپی 1، 2 ،3 و 4 در این پژوهش به ترتیب برابر با 64/11، 75/15، 67/37 و 94/34 درصد برآورد گردید. تجزیه و تحلیل ارتباط صفت وزن بدن و الگوهای ژنوتیپی با استفاده از نرم افزار SAS انجام شد. نتایج نشان داد که بین الگوهای ژنوتیپی مشاهده شده با وزن بدن در هیچ دوره پرورشی ارتباط معنی داری وجود ندارد. در ارتباط با تاثیر جنس بر صفت وزن بدن نیز در 60 روزگی (سن بلوغ) اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0P≤). با توجه به تعداد الگوهای ژنوتیپی، ناحیه مورد مطالعه در بلدرچین ژاپنی از تنوع بالای برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، ژن GH، PCR-SSCP، صفات رشد
  • محمود وطن خواه*، محمد علی طالبی، محسن باقری صفحات 103-114
    در این مطالعه به منظور برآورد برخی پارامترهای جمعیتی و میزان همخونی در گله های گوسفند لری بختیاری از تعداد 81 گله گوسفند (شامل 7991 راس میش و 366 راس قوچ) از گله های مردمی پرورش یافته تحت سیستم های رایج طی سال های 1394 و 1395 رکوردگیری شد. نحوه جمع آوری داده ها در گله های مردمی به صورت پرسشنامه ای و استفاده از اطلاعات یک سال گذشته دامدار، رکوردهای یاداشت شده، رکوردگیری مستقیم و مصاحبه با دامدار بود. نتایج نشان داد که در 68 درصد از گله های مورد بررسی، جایگزین های نر از داخل گله انتخاب می شد، معیار انتخاب در همه گله ها خصوصیات ظاهری چشمی و نحوه آمیزش نیز تصادفی بود. متوسط فاصله نسل معادل 30/3 سال، تعداد میش مولد 6/98 راس، تعداد قوچ مولد 5/4 راس، نسبت قوچ به میش 6/4 درصد، مدت ماندگاری قوچ در گله 4/3 سال و 57/34 درصد از گله ها حداقل دارای یک راس بره با ناهنجاری ژنتیکی قابل رویت بودند. بر این اساس اندازه موثر و میزان همخونی بدون در نظر گرفتن واریانس اندازه خانواده به ترتیب 2/17 راس و 9/4 درصد و با لحاظ نمودن واریانس اندازه خانواده به ترتیب 8/9 راس و 5/7 درصد در هر نسل برآورد شدند. اثر شهرستان و نوع سیستم پرورشی بر اغلب پارامترهای جمعیتی مورد بررسی و میزان همخونی معنی دار بود (05/0 P<). بنابراین، میانگین اندازه موثر گله های مردمی پایین تر از حداقل توصیه شده برای حفظ تنوع ژنتیکی و اعمال برنامه های اصلاحی موثر داخل گله ای بوده و این امر سبب ایجاد همخونی به میزان بیش از 5 تا 7 برابر حد مجاز شده است.
    کلیدواژگان: پارامترهای جمعیتی، همخونی، گله های مردمی، گوسفند لری بختیاری
  • گلبهار آق، بهروز دستار *، محمود شمس شرق، سید رضا هاشمی، رضا میرشکار صفحات 115-128
    این آزمایش به منظور ارزیابی اثر سطوح مختلف سیاه دانه در دو سطح پروتئین بر عملکرد، ترکیب لاشه و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی انجام شد. تعداد 336 قطعه جوجه یکروزه تعیین جنسیت نشده سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2 با 6 تیمار (3 سطح سیاه دانه (صفر، 1 و 2 درصد) در دو سطح پروتئین (پروتئین متعادل و کم پروتئین) )، 4 تکرار و 14 قطعه جوجه در هر تکرار مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی دارای انرژی قابل سوخت و ساز یکسان و به‏جز پروتئین، حاوی حداقل مقادیر مواد مغذی توصیه شده توسط NRC (1994) بودند. نتایج نشان داد مصرف جیره های با سطح پروتئین متعادل نسبت به جیره کم پروتئین باعث بهبود معنی‏دار وزن بدن شد (05/0>P). کاهش سطح پروتئین جیره سبب کاهش پروتئین مصرفی و افزایش نسبت راندمان پروتئین شد (05/0>P). کاهش سطح پروتئین جیره سبب کاهش معنی‏دار درصد لاشه قابل طبخ و ماهیچه سینه شد (05/0>P). غلظت آلبومین سرم با کاهش سطح پروتئین جیره به‏طور معنی‏داری کاهش یافت (05/0>P). افزودن سیاه دانه به جیره کم پروتئین سبب بهبود معنی‏دار وزن بدن، ضریب تبدیل غذایی و نسبت راندمان پروتئین شد به‏گونه‏ای که مقادیر آنها مشابه با جیره با سطح پروتئین متعادل بود (05/0>P). افزودن سیاه دانه به جیره کم پروتئین باعث افزایش درصد ماهیچه ران، سینه، قلب و سنگدان شد بطوریکه از نظر آماری مقدار آنها مشابه با جیره با سطح پروتئین متعادل بود (05/0 کلیدواژگان: پروتئین، جوجه گوشتی، سیاه دانه، عملکرد، فراسنجه های خونی
  • حسین محمدی، عباس رافت*، حسین مرادی شهر بابک، جلیل شجاع، محمدحسین مرادی صفحات 129-142
    هدف از این تحقیق بررسی میزان همخونی و اندازه موثر جمعیت با استفاده از اطلاعات نشانگرهای SNP موجود در سراسر ژنوم حاصل از تراشه های متراکم SNPChip 50K در 96 راس گوسفند نژاد زندی بود. بدین منظور بعد از کنترل کیفیت داده های حاصل از تعیین ژنوتیپ SNPها با استفاده از تراشه 50K، 40879 نشانگر SNPجهت محاسبه میزان همخونی و اندازه موثر جمعیت مورد استفاده قرار گرفت. اندازه موثر تعداد افراد در حال جفت-گیری بر اساس روش هتروزیگوسیتی اضافی و به وسیله نرم افزار NEESTIMATOR به ازای هر کروموزوم جداگانه برآورد شد. همچنین ضریب همخونی با استفاده از چهار روش ماتریس روابط خویشاوندی (FGRM) ، میزان هموزیگوسیتی (FHOM) ، همبستگی گامت ها (FUNI) ، با استفاده از نرم افزار GCTA و Run Of Homozygosity (FROH) به کمک نرم افزار PLINK محاسبه گردید. میانگین هتروزیگوسیتی مورد انتظار و مشاهده شده به ترتیب 393/0 و 407/0 به دست آمد. متوسط اندازه موثر برآورد شده، 69 راس بود و متوسط فاصله اطمینان 95% برای این برآوردها 2/93-0/40 به دست آمد. همچنین در این تحقیق مشخص شد ضریب همخونی محاسبه شده با استفاده از سه روش (FGRM، FHOM، FUNI) مشابه و معادل با 063/0 تخمین زده شد. علاوه بر این میزان همخونی در روش ROH برابر با 053/0 برآورد شد. در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که با وجود تنوع ژنتیکی مناسب در جمعیت گوسفند زندی مورد مطالعه ، اندازه موثر آنها به شدت کاهش یافته است و طراحی برنامه های مناسب برای حفاظت از حیوانات خالص باقیمانده این نژاد بومی ضروری است.
    کلیدواژگان: گوسفند، همخونی ژنومیکی، اندازه موثر جمعیت، نشانگرهای تک نوکلئوتیدی
  • مهدی خجسته کی *، محمد یگانه پرست، مجید کلانتر نیستانکی، حسن صادقی پناه صفحات 143-154
    این مطالعه با هدف بررسی امکان استفاده از فناوری بینایی ماشین برای تخمین وزن جوجه های گوشتی انجام شد. تعداد 600 قطعه جوجه سویه راس در شرایط استاندارد برای یک دوره 42روزه پرورش یافت. در فواصل زمانی مشخص (7 روز یکبار) ، 60 قطعه جوجه از مجموع 600 قطعه به تصادف انتخاب و با ترازوی مناسب وزن کشی شد. در روز وزن کشی همزمان از جوجه ها تصاویر دیجیتال تهیه شد (بصورت انفرادی و در گروه های 2، 3 و 4 تایی). تصاویر دیجیتال جوجه ها ابتدا پیش پردازش اولیه شده و تبدیلات لازم روی عکس ها انجام و با طراحی الگوریتم مناسب خصوصیات مورد نیاز از تصاویر استخراج گردید. از این خصوصیات برای طراحی مدل شبکه عصبی جهت تخمین وزن جوجه ها استفاده شد. ضریب همبستگی بین ویژگی های استخراج شده از تصاویر شامل طول محور اصلی، طول محور فرعی ، جعبه محاطی، مساحت قسمت محدب،مساحت ناحیه پرشده، محیط تصویرو مساحت تصویر با وزن زنده جوجه ها به ترتیب 92/0، 93/0، 53/0، 99/0، 99/0، 94/0و 99/0 برآوردشد (01/0p<). شبکه عصبی پرسپترون چند لایه که با الگوریتم پس انتشار خطا آموزش دید، با تعداد 22 نرون در لایه ورودی، 20 نرون در لایه میانی و یک نرون در لایه خروجی بالاترین دقت (99%) را در تخمین وزن زنده جوجه های گوشتی در مقاطع مختلف زمانی ارائه داد. نتایج بررسی حاضر نشان داد که امکان استفاده از پردازش تصاویر و شبکه عصبی مصنوعی به عنوان یک ابزار مناسب و کارآمد برای تخمین وزن جوجه های گوشتی در طول دوره پرورش وجود دارد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، تخمین وزن، بینایی ماشین، شبکه عصبی مصنوعی
  • سمیرا زنگنه، مهران ترکی*، هوشنگ لطف الهیان، علیرضا عبدالمحمدی صفحات 155-168
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر لیزوفسفولیپید و ویتامین C بر عملکرد، خصوصیات لاشه و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی تحت شرایط تنش گرمایی و دمای عادی انجام شد. تعداد 1680 قطعه جوجه گوشتی مخلوط (کاب 500) در دوره پایانی (38-21 روزگی) به دو گروه تقسیم شدند و در گروه اول 480 قطعه جوجه در چهار تیمار و چهار تکرار (30= n) در دمای عادی (1± 24 درجه سلسیوس) پرورش یافتند و در گروه دوم 1200 قطعه جوجه در چهار تیمار و 10 تکرار (30= n) در دمای بالا (1± 34 درجه سلسیوس به مدت 8 ساعت در روز) قرار گرفتند. در هر دو گروه چهار جیره بر اساس آزمایش فاکتوریل 2×2 شامل لیزوفسفولیپید (صفر یا 1000 میلی گرم در کیلوگرم) و ویتامین C (صفر یا 500 میلی گرم در کیلوگرم) تنظیم شد. در هردو گروه استفاده از لیزوفسفولیپید موجب افزایش ضریب تبدیل خوراک و کاهش افزایش وزن شد (سطح احتمال?05/0). در گروه تنش گرمایی، افزایش قابلیت زنده مانی، تیتر آنتی بادی علیه برونشیت، وزن نسبی بورس و تیموس در جوجه های تغذیه شده با لیزوفسفولیپید و افزایش وزن نسبی تیموس و طحال در جوجه های تغذیه شده با ویتامین C در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد (سطح احتمال?05/0). در پرندگان تغذیه شده با لیزوفسفولیپید در شرایط عادی، افزایش معنی-دار طول نسبی ژئوژنوم دیده شد (سطح احتمال?05/0). اثر متقابل معنی داری بین لیزوفسفولیپید و ویتامین C بر پاسخ به فیتوهماگلوتنین A مشاهده شد. به طور کلی بر اساس نتایج بدست آمده در این بررسی، استفاده از لیزوفسفولیپید و ویتامین C موجب بهبود پاسخ سیستم ایمنی جوجه های گوشتی شد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، لیزوفسفولیپیدها، ویتامین C، تنش گرمایی، دمای معمولی
  • مجید نظام دوست، تقی قورچی*، سمانه اربابی، سعید زره داران، سیدمحمدمهدی سیدالموسوی صفحات 169-182
    این آزمایش با هدف تعیین تاثیر افزودن ملاس، دانه جو و زمان تاخیر در تهیه سیلاژ بر کیفیت ظاهری و ارزش تغذیه ای سیلاژ کلزا انجام شد. داده ها در قالب طرح کاملا تصادفی و آرایه فاکتوریل 2×4 آنالیز شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) سیلاژ بدون افزودنی (شاهد) بدون تاخیر در تهیه سیلاژ، 2) سیلاژ بدون افزودنی با 48 ساعت تاخیر در تهیه سیلاژ 3) افزودن 5 درصد ملاس بدون تاخیر در تهیه سیلاژ ، 4) افزودن 5 درصد ملاس با 48 ساعت تاخیر در تهیه سیلاژ ، 5) افزودن 5 درصد دانه جو بدون تاخیر در تهیه سیلاژ ، 6) افزودن 5 درصد دانه جو با 48 ساعت تاخیر در تهیه سیلاژ ، 7) افزودن 5/2 درصد ملاس 5/2 درصد دانه جو بدون تاخیر در تهیه سیلاژ و 8) افزودن 5/2 درصد ملاس 5/2 درصد دانه جو با 48 ساعت تاخیر در تهیه سیلاژ بودند. هر کدام از افزودنی ها در دو زمان مختلف با علوفه کلزا مخلوط شدند (صفر و 48 ساعت پس از برداشت) ، و سپس در سطل های پلاستیکی، به مدت 60 روز در دمای 25 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. مطابق نتایج، افزودن ملاس باعث افزایش کربوهیدرات های محلول در آب، کاهش PH، فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی شد (05/0>P). تاخیر در تهیه سیلاژ، سبب بهبود شرایط ظاهری، افزایش PH و پروتئین خام سیلاژ گردید (05/0>P). تیمار دارای ملاس و دانه جو با 48 ساعت تاخیر در سیلو کردن، عملکرد بهتری به لحاظ خصوصیات ظاهری، ترکیبات شیمیایی و قابلیت هضم سیلاژ کلزا داشت.
    کلیدواژگان: سیلاژ علوفه کلزا، ملاس و دانه جو، تاخیر در سیلو
  • سید امین کاظمی، حامد احمدی*، محمد امیر کریمی ترشیزی صفحات 183-190
    این آزمایش به منظور بررسی اثر تغذیه ی پروبیوتیک تولید داخل کشور با نام (بایوپول®) بر پارامترهای منحنی رشد جوجه های گوشتی انجام گرفت. در این راه توان برازش و پیش بینی سه مدل گمپرتز، لجستیک و ریچاردز برای بیان منحنی رشد جوجه ها مقایسه گردید. از 280 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه ی راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 5 تکرار (هر تکرار شامل 14 قطعه پرنده از دو جنس نر و ماده به تعداد مساوی) استفاده شد. تیمارهای جیره ای به ترتیب حاوی 0، 100، 200 و 300 گرم در تن پروبیوتیک بایوپول بود. داده های هفتگی وزن بدن جوجه ها از 0 تا 42 روزگی ثبت گردید و سپس بر روی سه مدل رشد برازش داده شد. جهت مقایسه توان پیش بینی این توابع در تشریح رشد جوجه ها، شاخص های نکویی برازش مانند مقدار ضریب تبیین (R2) ، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) ، میانگین انحراف از مشاهده (Bias) و آزمون F استاندارد به کارگرفته شد. نتایج مقایسه شاخص های توان پیش بینی نشان دادکه در مدل ریچاردز نسبت به دو مدل دیگر مقدار ضریب تبیین دارای ارزش بالاتر (9998/0) ، خطای جذر میانگین مربعات کمتر (16/9 گرم) و میانگین انحراف از مشاهده کمتر (52/0 گرم) بود و بهترین همسان سازی را با مقادیر مشاهده شده داشت. از طرف دیگر نتایج حاصل از مقایسه دوبه دو مدل ها توسط آزمون F استاندارد نشان داد که مدل ریچاردز دقت بیشتری در پیش بینی رشد جوجه های گوشتی داشت. در کل نتایج نشان داد که سطح 200 گرم پروبیوتیک در خوراک جوجه گوشتی باعث دستیابی به بهترین پاسخ و بهبود در نرخ رشد پرنده می شود.
    کلیدواژگان: منحنی رشد، جوجه گوشتی، پروبیوتیک، برازش
  • مریم کرمی *، سید عباس رافت، غلامعلی مقدم، جلیل شجاع غیاث، آرش جوانمرد صفحات 191-208
    با استفاده از برنامه های اصلاح ژنتیکی می توان مقاومت نسبت به بیماری ها را در حیوانات افزایش داد. درانتخاب ژنتیکی علیه بیماری ورم پستان در گاوهای شیری از چندشکلی ژن کاندیدا استفاده می شود. چندشکلی ژن کاندیدا برای یافتن ارتباط میان SNP با فنوتیپ حیوان و به ویژه استفاده از آن در برنامه انتخاب به کمک نشانگر است. بدین منظور وجود چندشکلی اگزون 9ژن BRCA1 در 60 نمونه از گاوهای هلشتاین ایرانی با استفاده از روش PCR-RFLP بررسی شد که سه آلل مختلف در این بررسی شناسایی شدند. چندشکلی در جایگاه 46126 از ژن BRCA1 با جهش G-A آشکار شد. فراوانی های ژنوتیپی به ترتیب برای سه نوع ترکیب ژنی بانامگذاری KK، KL وLL معادل 27/0، 43/0 و30/0 و دو آللی K وL برابر 48/0 و52/0 بدست آمد. برای مطالعه ارتباط ژنوتیپ و رکوردهای حاصل از شمارش سلول های بدنی از رویه GLMو رگرسیون لجستیک استفاده شد. افراد دارای ژنوتیپ KK به طور معنی داری نسبت به دو ژنوتیپ دیگر میزان سلول های بدنی کمتری داشتند. نتایج نشان داد که جایگاه مورد نظر در ژن BRCA1 به عنوان یک ژن موثر در مقاومت به ورم پستان می تواند در استراتژی های انتخاب به کمک نشانگر مورد استفاده قرار گیرد. چنین به نظر می رسد استفاده از تعداد نمونه بیشتر و بررسی ژن های کاندیدای دیگر می تواند برای دست یافتن به آزمونی با دقت بالاتر برای شناسایی حیوانات حساس و مقاوم به ورم پستان موثر باشد.
    کلیدواژگان: موضوعات
  • رضا توحیدی *، محمد دوستی، محمدرضا نصیری، آرش جوانمرد صفحات 209-218
    امروزه یکی از نگرانی های صنعت پرورش طیور در جهان، شیوع بیماری ها در گله های بزرگ است. با وجود استفاده از واکسیناسیون مناسب، مصرف آنتی‎بیوتیک و انجام ضدعفونی در سالن‎های مرغداری، ولی همچنان شیوع بیماری ها ضرر اقتصادی جبران ناپذیری را به این صنعت وارد می‎کند. یکی دیگر از راه های موثر افزایش مقاومت طیور به بیماری ها، بهبود ژنتیکی سیستم ایمنی است که می‎تواند هزینه های جاری مصرف واکسن و دارو را کاهش دهد. با توجه به اهمیت IL-2 در سیستم ایمنی، مطالعه حاضر به منظور بررسی ساختار ژن IL-2 مرغ بومی خراسان انجام گرفت. برای انجام این تحقیق تعداد 20 نمونه DNA مرغ بومی خراسان برای تکثیر و توالی‎یابی یک قطعه 875 جفت بازی ژن IL-2 مورد استفاده قرار گرفت. مقایسه توالی های به دست آمده از مرغ بومی خراسان با توالی به ثبت رسیده در پایگاه داده های مرکز ملی اطلاعات زیست‎فناوری وجود جهش‎هایی را در ژن IL-2 مرغ بومی خراسان نشان داد، به طوری که این جهش‎ها در ناحیه اگزون 1 باعث تغییر اسید آمینه شده بودند. جهش‎های اگزونی در نقاط 733، 738، 744 و 794 جفت بازی به ترتیب برای جانشینی بازهای آدنین به جای سیتوزین، تیمین به جای آدنین، آدنین به جای سیتوزین و تیمین به جای سیتوزین بودند. وجود این جهش‎ها امکان استفاده از آن‎ها به عنوان نشانگر ژنی در برنامه های انتخاب ژنومی را فراهم می‎آورد که برای تایید آن نیاز به بررسی فراوانی جهش‎ها در جمعیت و همچنین بررسی تاثیر آن‎ها بر عملکرد IL-2 از طریق آزمایشات پروتئومیکس است.
    کلیدواژگان: ژن، اینترلوکین 2، توالی‎یابی، مرغ بومی خراسان
  • محمود صحرایی، حسن صادقی پناه، نادر اسدزاده*، اباذر قنبری صفحات 219-230
    این آزمایش به منظور بهبود عملکرد تولیدی میش مغانی با بهره گیری از روش های مدیریت تولید مثل و تغذیه در شرایط مرتع در خارج از فصل تولید مثل انجام گردید. برای انجام این پ‍روژه در یک گله 400 راسی، میش های داشتی مورد نظر در قالب گروه 1 (همزمان سازی و هورمون تراپی تغذیه کمکی) به تعداد 202 راس به عنوان گروه آزمایشی و گروه 2 یا همان گروه شاهد (بدون همزمان سازی و بدون تغذیه کمکی) به تعداد 160 راس انتخاب شدند. در گروه آزمایشی میش ها از تغذیه کمکی قبل جفتگیری به مدت 4 هفته و تغذیه تکمیلی با کنسانتره در 5/1 ماه آخر آبستنی استفاده کردند. در طول اجرای پروژه صفات تولیدی و تولید مثلی میش ها و بررسی های اقتصادی در هر دو گروه شاهد و آزمایشی انجام گردید و برای آنالیز آماری داده های کمی از رویه T-test و صفات کیفی از روش جدول فراونی و کای اسکور استفاده گردید. نتایج نشان داد که درصد زایش میش ها،درصد دوقلوزایی، بازدهی وزن تولد بره و وزن از شیرگیری در گروه آزمایشی نسبت به شاهد بیشتر است (05/0 p<). لیکن از نظر درصد زادآوری گله، تفاوت آماری فاحشی مابین دو روش وجود داشت به طوریکه 21/104 درصد زادآوری در گروه آزمایشی در مقایسه با 64/48 درصد در گروه شاهد مشاهده گردید (05/0 p<). به طورکلی در خارج از فصل تولید مثل، در میش مغانی استفاده از تیمار همزمان سازی فحلی و تغذیه کمکی دارای بالاترین بهره اقتصادی نسبت به گروه شاهد است.
    کلیدواژگان: میش مغانی، همزمان سازی، تغذیه کمکی، تولیدمثل