فهرست مطالب

مطالعات مدیریت ترافیک - پیاپی 51 (زمستان 1397)
  • پیاپی 51 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/07
  • تعداد عناوین: 7
|
  • یونس وکیل الرعایا *، حسن نوری صفحات 1-30
    حوادث جاده ای در استان سمنان طی سال های 1394 و 95 به ترتیب 304 و 261 نفر منجر به فوت و مصدومان 4228 و 4395 نفر بوده است. هم چنین با توجه به این که استان سمنان در مسیر شرق کشور قرار گرفته، نرخ تردد جاده ای گاهی تا 1000 خودرو در ساعت می رسد. بنابراین، هدف از این مطالعه تعیین ارجحیت عوامل اثرگذار بر وقوع تصادفات جاده ای است. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ متغیر کیفی، از لحاظ زمان مقطعی است. هم چنین نوع این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. در این مطالعه، ابتدا با تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم مهم ترین زیرمعیار ها شناسایی شدند و سپس از بین تکنیک های رتبه بندی MADM، از روش FAHP برای وزن دهی به مهم ترین عوامل و زیرمعیارها برای تعیین ارجحیت استفاده شده است. نتایج بیان گر آن است که، شاخص انسانی دارای بالاترین رتبه و محیط کمترین رتبه را دارد. در شاخص انسانی معیار خستگی و خواب آلودگی با وزن 098/0 مرجح ترین و معیار تصمیم گیری با وزن 030/0 کمترین ارجحیت را در وقوع حادثه نشان می دهد. هم چنین شاخص وسایل نقلیه در الویت دوم قرار می گیرد به طوری که معیار عدم ایمنی با وزن 083/0 خودرو رتبه اول و دیگر معیارها در اولویت دوم تا چهارم در وقوع تصادف جاده ای در راه های استان سمنان قرار می گیرند. همین طور شاخص جاده و محیط در رتبه سوم و چهارم تصادفات جاده ای قرار می گیرند. به علاوه، ضریب سازگاری انسان، وسایل نقلیه، محیط و جاده به ترتیب 039/0، 049/0، 014/0 و 046/0 است که چون کوچک تر از 1/0 است. بنابراین می توان به مقایسه های انجام شده اطمینان کرد.
    کلیدواژگان: تصادفات جاده ای، انسان، وسایل نقلیه، محیط، جاده، استان سمنان
  • شیلا حسن زاده، محمد اصغری جعفرآبادی*، همایون صادقی بازرگانی صفحات 31-52
    حوادث ترافیکی جاده ای یک مشکل جدی بهداشت عمومی در دنیا است به طوری که مرگ ومیر ناشی از حوادث ترافیکی جاده ای در کشورهای با درآمد کم و متوسط اتفاق می افتد. در کشورهای با درآمد کم و متوسط با درآمد بالا، عابران پیاده، موتورسواران و دوچرخه سواران سهم بالایی از استفاده کنندگان وسایل نقلیه را تشکیل می دهند و نیمی از کشته کنندگان حوادث ترافیکی را در کشور موتورسواران تشکیل می دهند. هدف مطالعه حاضر، تعیین میزان پیشگویی مدل معادلات ساختاری مبتنی بر کمترین مربعات جزئی برای مصدومیت منجر به بستری موتورسواران در یک مطالعه مورد- شاهدی است. مطالعه حاضر، مطالعه مورد- شاهدی است که 300 مورد و 156 کنترل دارد و50 خوشه از بین 150 خوشه به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شد. یافته های این مطالعه نشان داد که با توجه به برتری مدل SEM بر PLS نتایج نشان داد که رفتارهای حرکتی موتورسواران، بیش فعالی بزرگسالان، رفتار موتورسواران و مشخصات دموگرافیک به عنوان متغیرهای پیش بینی برای متغیر پاسخ آسیب لحاظ شدند. هم چنین رابطه مستقیم، مثبت و معناداری برای متغیرهای رانندگی در ساعات تاریک (001/0P< ،01/1(OR=، کودک بیش فعال (057/0P= ،65/1(OR=، صحبت کردن با تلفن همراه (010/0P=، 22/2(OR= و MRBQ (رفتار حرکتی موتورسواران) (092/0P= ،28/1(OR= هم چنین رابطه معکوس و معنا داری نیز بین متغیرهای وضعیت تاهل (002/0P= ،43/0(OR= و سطح تحصیلات (001/0P< ،29/0(OR= مشاهده شد. نتایج نشان داد در داده های حاضر مدل معادلات ساختاری مبتنی بر کمترین مربعات جزئی که مدل بهتری است پیشنهاد می شود که نتایج آن را می توان برای داده های ترافیکی مورد بررسی قرار داد.
    کلیدواژگان: مدل معادلات ساختاری تعمیم یافته، کمترین مربعات جزئی، ترافیک، آسیب، رفتار موتورسواران، بیش فعالی بزرگسالان
  • اقبال زارعی، میترا میرزایی *، هومن ملکی صفحات 53-84
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دقت و توجه و رفتار رانندگی بر سبک زندگی پرخطر در بین موتورسیکلت سواران شهر بندرعباس صورت گرفت. روش انجام پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق، کلیه موتورسیکلت سواران شهر بندرعباس در سال 1396 بودند که با توجه به جدول کرجسی و مورگان تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل آزمون مربع های دنباله دار تولز پیرون، پرسش نامه رفتار رانندگی منچستر فرم 27 سوالی استرادلینگ و میدوز (2000) و پرسش نامه سبک زندگی الحمود، سیمونز و الاسفار (2010)، بود. یافته های پژوهش نشان داد، بین متغیرهای دقت در حالت عادی، دقت در شرایط مضاعف و دقت در شرایط حواس پرتی با هر پنج مولفه سبک زندگی پرخطر در سطح آلفای 01/0 رابطه منفی و معنادار وجود دارد و بین رفتار رانندگی و سبک زندگی پرخطر در سطح آلفای 01/0 رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
    کلیدواژگان: دقت و توجه، رفتار رانندگی، سبک زندگی پرخطر، موتورسیکلت سواران
  • محسن غلامی رزینی *، اکبر وروایی، احسان غلامی صفحات 85-108
    نظر به این که سازمان های مردم نهاد با هدف خدمات رسانی بهتر به شهروندان، ایجاد امنیت پایدار، کاهش معضلات اجتماعی و حمایت از قشرهای آسیب پذیر جامعه تشکیل و ساماندهی شده اند؛ لذا در پژوهش حاضر به بررسی تاثیر مشارکت سمن ها در ارتقای ایمنی ترافیک تهران بزرگ پرداخته شده است. پژوهش فرارو از نظر هدف، کاربردی است که به روش پیمایشی (میدانی) انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، شامل دو گروه: 1- صاحب نظران و مسئولان شاغل در راهور و ایمنی ترافیک و 2- شهروندان تهران بزرگ هستند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و خوشه ایتعداد 479نفر تعیین شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته است که روایی آن با استفاده از روایی صوری و پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و به تایید رسید. یافته ها و نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که اکثر پاسخ گویان (بیش از 60درصد) بر این نظر توافق دارند که مشارکت سمن ها تاثیر مثبت و معنادار در ارتقای ایمنی ترافیک تهران بزرگ (آموزش و آگاهی دادن شهروندان به قوانین رانندگی، افزایش امنیت جانی شهروندان، افزایش کیفیت وسایل نقلیه، ارتقای کیفیت خیابان ها و ارتقای فرهنگ ترافیک) داشته اند.
    کلیدواژگان: ایمنی ترافیک، سازمان های مردم نهاد، مشارکت، کیفیت وسایل نقلیه، کیفیت خیابان ها، فرهنگ ترافیک
  • حسن موسی زاده*، رضا سارلی، فرحناز اکبرزاده، حسین موسی زاده صفحات 109-124
    رفتار های انسان در فضای شهری حاوی پیام های گوناگونی است. رفتار انسان ها از عواملی نظیر انگیزه ها، نیازها، زمینه های ذهنی و قابلیت محیط ناشی می شود. محیط و رفتار آن قدر درهم تنیده شده اند که به سختی می توان آنها را از هم جدا کرد. این تحقیق با هدف بررسی اثرات مولفه های رفتاری و روان شناختی در ارتقای ایمنی ترافیک با تاکید بر نقش پلیس راهور انجام گرفت. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و میدانی که به صورت استنتاج و استخراج از منابع و داده های آماری انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، رانندگان هستند. تحلیل نتایج از طریق تحلیل آماری و تحلیل نرم افزاری spss صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان داد که اثرات مولفه های رفتاری و روان شناختی در ارتقای ایمنی ترافیک اثرگذار است. براساس نتایج آزمون آماری تحلیل عاملی، این رضایت مندی در قالب چهار دسته مولفه های: سلامت روان، پرخاشگری، شخصیت و عادات رانندگی قرار گرفتند که 49/68درصد از واریانس کل را تبیین کردند. در این میان، عامل عادات رانندگی با تبیین 25/20درصد از واریانس کل، توانسته است بیشترین میزان واریانس را به خود اختصاص داده و در اولویت نخست قرار بگیرد. پس از آن عامل شخصیت که در حدود 63/19درصد از واریانس کل را به خود اختصاص داده است، عامل بعدی پرخاشگری که در حدود 68/14درصد از واریانس کل را به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از چرخش عامل ها به روش واریماکس نشان می دهد که از متغیر واردشده در تحلیل عاملی اکتشافی، تنها 3 متغیر که دارای بار عاملی بالای 5/0درصد بوده اند، باقی مانده اند و به صورت جدا در سه عامل طبقه بندی شدند.
    کلیدواژگان: مولفه های رفتاری، روان شناختی، ارتقای ایمنی ترافیک، پلیس راهور
  • حسین حاتمی نژاد *، احمد پوراحمد، احمد حاتمی صفحات 125-172
    یک سیستم حمل ونقل پایدار می تواند مرکز توسعه جامعه باشد؛ اگر به درستی برنامه ریزی و طراحی نشده باشد می تواند به شبکه سرویس دهی منجر شود که نیازهای متغیر و به روز را نادیده گرفته، وضعیت فقرا را تشدید کند، به محیط زیست آسیب برساند و از توان مالی عمومی فراتر رود. تجارب نشان داده است دست یابی به یک سیستم حمل ونقل پایدار در گرو به کارگیری ترکیبی از سیاست ها و راهبردهایی است که استفاده از خودرو را داخل شهر محدود کرده و شیوه های پایدار حمل ونقل هم چون پیاده روی، دوچرخه سواری و حمل ونقل عمومی را در محور توجه قرار دهد. در همین راستا، پژوهش حاضر نیز به دنبال ارائه راهبردهایی است که بتوان سیستم حمل و نقل منطقه 12 کلان شهر تهران را به مرزهای توسعه پایدار نزدیک کرد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی- میدانی با استفاده از ابزار پرسش نامه، مشاهده و مصاحبه است. جامعه آماری آن، ساکنان منطقه 12 کلان شهر تهران که در سرشماری سال 1395 رقمی بالغ بر 240909 نفر بوده است. برای تخمین حجم نمونه، از فرمول شارل کوکران استفاده شده است. برای دست یابی به وضعیت موجود شاخص های حمل ونقل در منطقه 12، از روش پرسش نامه عمومی و جمع آوری اطلاعات از اسناد به خصوص آمار سالانه حمل ونقل و ترافیک کلان شهر تهران استفاده شد. بعد از شناخت وضع موجود، فرآیند برنامه ریزی راهبردی با استفاده از مدل SWOT انجام شد. در نهایت پس از طی مراحل تجزیه و تحلیل، مشخص شد موقعیت استراتژیک سیستم حمل ونقل منطقه 12 موقعیت بازنگری و یا انطباقی است. بنابراین راهبردهای مربوط به این موقعیت در اولویت قرار گرفته و با استفاده از ماتریس برنامه ریزی کمی (QSPM) رتبه بندی شدند. اولین راهبرد کلی برای نیل به پایداری سیستم حمل ونقل منطقه 12 عبارت است از: در نظر گرفتن ترکیبی از مشوق ها برای استفاده از شیوه های حمل ونقل پایدار و ترکیبی از محدودیت ها برای استفاده کنندگان خودرو برای کاهش استفاده از خودرو.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، حمل ونقل پایدار، حمل ونقل خودرو محور، برنامه ریزی راهبردی، منطقه 12 کلان شهر تهران
  • مهدی فریدی *، مهدی مقیمی، پرویز وفایی پویا، یدالله علیزاده صفحات 173-193
    بهبود و ارتقای کارآیی، مستلزم کوشش و تلاش و برنامه ریزی همه جانبه از سوی افراد و مسئولان ذی ربط است که نیازمند بهبود شرایط کار و تغییر محرک ها و روش های انگیزش کارکنان و بهبود نظام ها، دستورالعمل ها، قوانین، بخش نامه ها، روش های فناوری و غیره می شود؛ که بر این اساس پلیس راهور فاتب[1] نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. از این رو هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر عوامل انگیزشی بر کارآیی کارکنان صفی پلیس راهور فاتب است. این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از جنبه روش، پیمایشی- توصیفی است. جامعه آماری شامل کارکنان صفی پلیس راهور فاتب که با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران 189نفر به صورت طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه که روایی آن از طریق اعتبارسنجی صوری با استفاده از نظر خبرگان تایید و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 82/0 برآورد شد. پس از جمع آوری، تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t از طریق نرم افزار spss انجام شد. عوامل انگیزشی موثر بر کارآیی که در تحقیقات گذشته مطرح  شده است، قابل تعمیم به راهور است و از آنها می توان برای افزایش کارآیی کارکنان صفی و مدیران پلیس راهور فاتب استفاده کرد؛ شاخص نیازها به ترتیب اهمیت شامل: نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای رشد و نیازهای وابستگی است. ضمن این که نتیجه تحقیق نشان داده است، تاثیر عوامل انگیزشی در افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است ولی در سایر متغیرها (سابقه، تحصیلات، سن و مقطع) اختلاف معناداری در کارکنان مشاهده نشده است.
    کلیدواژگان: انگیزش، کارآیی، اثربخشی، نیروی انسانی
|
  • Younis Vakil Al Ra'aya *, Hassan Nuri Pages 1-30
    Road accidents in Semnan province during the years 2015 and 2016 were respectively 304 and 261, resulting in deaths and injuries of 4228 and 4395 respectively. Also, due to the fact that the province of Semnan is on the east side of the country, the rate of road traffic sometimes reaches 1000 cars per hour. Therefore, the purpose of this study is to determine the preference of factors affecting the occurrence of road accidents. In terms of target, this research is qualitative in terms of time. The type of this research is descriptive-survey. In this study, we first identified the most important sub-criteria with first and second confirmation factor analysis. Then, from the MADM rating techniques, the FAHP method for weighting has been used as the most important factors and sub-criteria for determining priority. The results indicate that the human index has the highest rank and the lowest rank. In the human index, the fatigue and drowsiness criterion with a weight of 0.098 is the preferred and the criterion of decision making with a weight of 0.30 shows the least priority in the incident. Also, the index of vehicles is placed in the second priority, with the index of insecurity with the weight of 0.083 vehicles ranked first and other criteria in the second to fourth priority in the event of a road accident in the roads of the province of Semnan. Road and environment indicators are also ranked third and fourth on road accidents. In addition, the coefficient of adaptability of man, vehicles, environment and road is 0.039, 0.049, 0.014 and 0.046, which is less than 0.1. Therefore, comparisons can be made.
    Keywords: Road Accidents, Human, Vehicles, Environment, Road, Semnan Province
  • Sheila Hassanzadeh, Mohammad Asghari Jafar Abadi *, Homayoun SadeghiBazargani Pages 31-52
    Road traffic accidents are a serious public health problem in the world, with mortality due to road traffic accidents occurring in low and middle income countries. In low and middle income countries with high incomes, pedestrians, motorcyclists and cyclists account for a high share of vehicle users, and half of the casualties are traffic accidents in motorcyclists. The purpose of this study was to determine the predictive value of a structural equation model based on least squares for injuries leading to motorcyclist hospitalization in a casecontrol study. The present study was a case-control study with 300 cases and 156 controls, and 50 clusters from among 150 clusters were selected randomly by cluster sampling. The findings of this study showed that considering the superiority of the SEM model on PLS, the results showed that motor behavior behaviors of motorcyclists, adults, adults, motorcyclist behavior and demographic characteristics were considered as predictive variables for the response variable. Also, there was a direct, positive and significant relationship between driving time in dark hours (P = 0.001, OR = 01.01), high child (P = 0.077, OR = 0.61, talking with cell phone number 010 (OR = 0.22), OR = 2.2 and MRBQ (motor behavior of motorcyclists) (P = 0.92, 1/28). Also, there is a reverse and meaningful relationship between marital status variables (P = 0.002, OR=0.43) and education level (OR = 0/29) (P = 0.001) .The results showed that in the present data, the model of structural equations based on the least squares, which is better model, is suggested, which results Can be considered for traffic data.
    Keywords: Generalized structural equation model, Minimum partialsquares, Traffic, Damage, Motorcyclist behavior, Adult activity
  • Iqbal Zarei, Mitra Mirzai *, Hooman Maleki Pages 53-84
    The purpose of this study was to investigate the role of driving attention and driving behavior on high risk lifestyle among motorcycle riders in Bandar Abbas. The research method is descriptive correlational. The statistical population of the study was all motorcycle riders in Bandar Abbas city in 2017. According to the Kerjesian and Morgan tables, 400 subjects were selected as sample size using a subsampling sampling. The instruments used in this study were Toulouse Pearson squares test, Manchester City's Behavioral Behavior Inventory questionnaire 27, Stressling and Meadows questionnaire (2000), and Hammond, Simmons and Elsfar (2010) lifestyle questionnaires. The findings of this research showed that there is a negative and significant relationship between accuracy variables in normal mode, precision in double situations and accuracy in distraction conditions with all five risky lifestyle components in alpha level of 0.01, and between driving behavior and high risk lifestyle there is a positive and significant relationship between alpha 0.01.
    Keywords: Accuracy - Attention, Driving Behaviors, High Risk Life Style, Motorcyclists
  • Mohsen Gholami Rezini *, Akbar Vervai, Ehsan Gholami Pages 85-108
    In view of the fact that NGOs have been organized and organized with the aim of providing better services to citizens, creating sustainable security, reducing social problems and protecting vulnerable groups of society, the present study examines the impact of Semnan participation in improving the traffic safety in Tehran. Forward-looking research is an applied field survey. The statistical population of this study consisted of two groups: 1- Experts and officials working in the railway and traffic safety and 2- The citizens of Tehran were large. 479 people were selected using simple and cluster random sampling. The research tool was a researcher-made questionnaire whose validity was calculated and verified using face validity and reliability of the tool using Cronbach's alpha. Findings and results of the present study show that most respondents (over 60%) agree that the participation of Semnans has a positive and significant impact on improving the safety of Tehran's large traffic (educating and informing citizens about driving laws, increasing the safety of citizens, increasing Quality of vehicles, improving the quality of streets and promoting traffic culture).
    Keywords: Traffic Safety, Non-Governmental Organizations, Participation, Quality of Tools, Quality of Streets, Traffic Culture
  • Hasan Musazadeh *, Reza Sarli, Farahnaz Akbarzadeh, Hossein Musazadeh Pages 109-124
    Human behaviors in urban space contain various messages. The behavior of humans derives from factors such as motives, needs, mental contexts, and environmental capabilities. The environment and behavior are so intertwined that it is difficult to separate them. The purpose of this study was to investigate the effects of behavioral and psychological components on traffic safety enhancement, with an emphasis on the role of police in the railway. This research is a descriptive-analytical and field-based research that is carried out in the form of inference and extraction from the sources and statistical data. The statistical population of this study is drivers. Analysis of the results was done by statistical analysis and software analysis of spss. The findings of the research showed that the effects of behavioral and psychological components have an impact on the improvement of traffic safety. Based on the results of the statistical analysis of factor analysis, this satisfaction was categorized into four categories: mental health, aggression, personality and driving habits that explained 68.49% of the total variance. In this regard, the driver driving habits by explaining 20.25% of the total variance has been able to allocate the highest amount of variance to the first priority. Subsequently, the personality factor, which accounts for 19.63% of the total variance, was the next factor in aggressiveness that accounted for about 14.68% of the total variance. The results of the turning of the factors by the Varimax method show that the only variable that has been loaded with a factor load above 0.5% was the variables entered in the exploratory factor analysis, and were categorized separately in three factors.
    Keywords: Behavioral, Psychological, Traffic Safety Improvement, Route Police
  • Hossein Hataminezhad *, Ahmad Pourahmad, Ahmad Hatami Pages 125-172
    A sustainable transport system can be a community development center; if not properly designed and designed, it can lead to a network of services that ignores changing and up-to-date needs, exacerbates the poor, hurts the environment and goes beyond public finance. Experience has shown that achieving a sustainable transport system involves the use of a combination of policies and strategies that limit the use of vehicles within the city and focus on sustainable modes of transport, such as walking, cycling and public transportation. In this regard, the present study also seeks to propose strategies that can bring the transport system of Tehran's 12 metropolitan areas closer to the boundaries of sustainable development. The research method is descriptive-analytical-field by using the questionnaire, observation and interviewing tool. The statistical population of this study was the residents of the 12th metropolitan area of ​​Tehran, whose number was 240909 in the 2016 census. To estimate the sample size, the Charles Cochran formula is used. In order to achieve the existing status of transport indicators in area 12, the general questionnaire and the collection of information from documents, especially the annual traffic and traffic statistics of Tehran metropolis, were used. After recognizing the status quo, the strategic planning process was conducted using the SWOT model. Eventually, after analyzing the steps, it was determined that the strategic position of the transportation system in area 12 was an overhaul or adaptive position. Therefore, the strategies related to this situation were prioritized and ranked using the quantitative planning matrix (QSPM). The first overall strategy for sustainability of the 12th district transportation system is the combination of incentives for the use of sustainable transport practices and a combination of constraints for car users to reduce vehicle use.
    Keywords: Sustainable Development, Sustainable Transportation, Automotive Transport, Strategic Planning, 12th Metropolitan Area of Tehran
  • Mehdi Faridi, Mehdi Moghimi *, Parviz Vafai Pouya, Yadollah Alizadeh Pages 173-193
    Improving efficiency requires comprehensive effort and planning by individuals and officials who need to improve working conditions and the motives and methods of motivating employees and improving the system, guidelines, rules, circulars, methods, technology, etc., Thus, Traffic Police is not the exception. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of motivational factors on the effectiveness of Great Tehran's Police Command's Traffic Police. The purpose of this research is applied and in terms of method, it is a survey-descriptive. The statistical population consisted of the line personnel of Great Tehran's Police Command's Traffic Police, who were selected by random sampling method using Cochran sample size formula (189 people). Data collection was done by obtaining the views of experts and the validity was confirmed, while the reliability was estimated 0.82 through Cronbach's alpha. Motivational factors affecting the performance of the previous studies have been proposed, applicable to traffic and they can be used to increase the line staffs at Great Tehran's Police Command's Traffic Police. The indicators used in order of importance are: physiological needs, growth needs, and needs of dependency. The results of the study showed that the effects of motivational factors in single people is higher than that in married people, but in other variables (e.g. records, education, age and grades), there is no significant difference in the staffs.
    Keywords: Motivation, Efficiency, Effectiveness, Manpower