فهرست مطالب

یافته های نوین در زمین شناسی - سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اکبر جعفرآذری خزینه، علی ارومیه ای *، محمدرضا نیکودل صفحات 1-18

    شناخت خصوصیات زمین شناسی مهندسی سنگ های مصنوعی به عنوان سنگ های ساختمانی اهمیت ویژه ای دارد. شکل ظاهری، اندازه و ابعاد، مشخصات سطح ذرات و کانی های تشکیل دهنده سنگ دانه ها از جمله ویژگی های مصالح سنگی است که در محیط همگن و یک پارچه تاثیرگذار است. در این تحقیق با در نظر گرفتن موارد مذکور، سنگ های مصنوعی طی چهار مرحله به ترتیب: آماده سازی، طرح اختلاط، شرایط فرآوری و انجام آزمایش ساخته شد و به بررسی و مقایسه ویژگی های مقاومتی (فشاری تک محوری، کششی، بار نقطه ای، ارتعاش فراصوت) و فیزیکی، سنگ های مصنوعی ساخته شده با مواد افزودنی (رزین پلی استر، رزین وینیل استر، الیاف شیشه) و حاوی سنگ دانه هایی از سه نوع گرانیت (الموت قزوین، نهبندان و تکاب) پرداخته شد. نتایج بررسی نشان می دهد که نمونه های ساخته شده با الیاف شیشه نسبت به نمونه های ساخته شده بدون الیاف شیشه فارغ از نوع رزین و سنگ دانه، 15% مقاومت کششی، %14 مقاومت فشاری تک محوری و 12% شاخص بار نقطه ای بالاتری است. و هم چنین نمونه های ساخته شده با رزین ویلین استر نسبت به نمونه های ساخته شده با رزین پلی استر 1.64 برابر مقاومت زیادی دارد. بر اساس این تحقیق طرح اختلاط و نسبت درصدهای ترکیبی مهم ترین اصل در استحکام و مقاومت سنگ مصنوعی است.

    کلیدواژگان: سنگ مصنوعی، سنگ دانه، مواد افزودنی، الیاف شیشه، رزین پلی استر، رزین وینیل استر
  • مرتضی خلعت بری جعفری*، زینت کیلانی جعفری ثانی، جعفر عمرانی صفحات 19-54

    سنگ های آتشفشانی ائوسن رخنمون یافته در باختر سه چنگی، بلوک لوت، دربردارنده ته نشست های پیروکلاستیک و گدازه ای است. سنگ های آتشفشانی منطقه مورد مطالعه دارای ترکیب بازالت-بازالتیک آندزیت، آندزیت-تراکی آندزیت، تراکی داسیت، داسیت و ریولیت-ایگنمبریت هستند. بر اساس بررسی های صحرایی، سنگ های آتشفشانی در چهار مرحله و در محیط  آبدار تا خشکی فوران نموده اند. واحدهای آتشفشانی در منطقه مورد مطالعه، بصورت تناوبی از سنگ های اسیدی و بازیک-حدواسط رخنمون یافته اند که شبیه ولکانیسم دوگانه است. در مطالعات پتروگرافی، سنگ های اسیدی دارای میکروآنکلاوهای پیروکسنیت هستند که شاید از گوشته لیتوسفری زیر قاره بجا مانده اند. در نمودارهای تمایز ماگمایی، گدازه ها روندهای ماگمایی شوشونیتی و کالک الکالن پتاسیم بالا را نشان می دهند.  الگوهای عناصر نادر خاکی و نمودارهای عنکبوتی به هنجار شده، غنی شدگی از LREE و LILE در مقایسه با عناصر HFSE را نشان می دهند که قابل مقایسه با مناطق فرورانش هستند. در نمودارهای تکتونوماگمایی آن ها در قلمروی حاشیه قاره تجمع یافته اند. تفسیر نمودارهای ژئوشیمیایی نشان می دهند که گدازه های بازیک-حدواسط از ذوب بخشی گوشته لیتوسفری حاصل شده اند که قبلا توسط مولفه های فرورانشی (سیالات-مذاب) غنی شده اند و نمی توان تاثیر آن ها را از ترکیبات پوسته ای تفکیک نمود. سنگ های اسیدی دارای عناصری شبیه به پوسته هستند که دلالت بر ذوب بخشی پوسته در تشکیل ماگمای اسیدی دارد. بنظر می رسد که بعد از بسته شدن نئوتتیس در کرتاسه بالایی و ضخیم شدن لیتوسفر قاره ای در بلوک لوت، سنگ های آتشفشانی ائوسن باختر سه چنگی در یک محیط بازشدگی مرتبط با برخورد تشکیل شده اند.

    کلیدواژگان: آندزیت، ریولیت، فرورانش، شوشونیت، گوشته، پوسته
  • بهمن رحیم زاده*، ایوب ویسی، فریبرز مسعودی، علی طباخ شعبانی صفحات 55-78

    مجموعه افیولیتی نیاباد-قلعه جی بخشی از افیولیت های سروآباد در کردستان است که در شمال غرب ایران و در ادامه افیولیت های کرمانشاه رخنمون دارد. این مجموعه در شمال کوهزایی زاگرس شامل واحدهای عدسی وار و از هم گسیخته است که در امتداد تراست اصلی زاگرس واقع شده اند. بخش الترامافیکی مجموعه شامل دونیت، ورلیت سرپانتینی شده، سرپانتینیت و کرومیتیت است که به صورت عدسی های متوالی دیده می شوند. بخش کرومیتیتی به صورت عدسی های کوچک با بافت انبانه ای و برشی مشاهده می شود. کانی های اصلی پریدوتیت ها شامل الیوین (Fo=88-91)، کلینوپیروکسن و کروم اسپینل است. مقدار پایین Ti و زیاد بودن مقدار Al یا Cr# در کروم اسپینل های پریدوتیت های منطقه بررسی شده، نشان دهنده نرخ زیاد ذوب بخشی (25-35) است. ویژگی های شیمی کانی و سنگ کل نشان دهنده یک ماگماتیسم بونینیتی برای الترامافیک ها و کرومیتیت های منطقه است. ماگماتیسم بونینیتی در افیولیت های نیاباد-قلعه جی به وسیله ذوب بخشی پریدوتیت های تهی شده حاصل از یک گوشته باقی مانده بعد از خروج گدازه نوع MORB، تشکیل شده است. ویژگی های شیمیایی پریدوتیت ها، محدوده گوشته عمیق متمایل به محیط بالای پهنه فرورانش را معرفی می کند. مقایسه سنگ شناسی و ژئوشیمی افیولیت منطقه کردستان با نمونه های شناخته شده دنیا، نشان می دهد که این مجموعه در محیط جلوی قوس اقیانوسی شکل گرفته در حاشیه قاره زون سنندج-سیرجان جای گیری کرده اند.

    کلیدواژگان: افیولیت، پتروژنز، شیمی کانی، سروآباد، زاگرس
  • بهروز کریمی شهرکی، مجید قاسمی سیانی*، کاظم قلی زاده صفحات 79-98

    در جنوب شرق ایران، رخداد کانسارهای مگنتیت حاوی تیتان همراه با سنگ های گابروئیدی در کمپلکس افیولیتی کهنوج رخ داده است. مطالعات پتروژنتیک آشکار کرد که کانی های اولیه و ثانویه سازنده کانسنگ شامل تیتانومگنتیت، ایلمنیت، هماتیت، گوتیت، مارتیت، پیریت، کالکوپیریت، پیروتیت و کانی های سیلیکاته باطله است. همرشدی های کریستالوگرافی متعددی از جمله بافت های داربستی-ساندویچی و همرشدی های ایلمنیت-تیتانومگنتیت در نتیجه اکسیداسیون مگنتیت غنی از تیتانیوم در دماهای مختلف تشکیل شده است. تجزیه شیمیایی نشان داد که ایلمنیت و مگنتیت (تیتانومگنتیت) به ترتیب شامل 51/46 تا 68/52 و 00/4 تا 71/19 درصد وزنی اکسید تیتانیوم و 00/1 تا 98/2 و 00/0 تا 74/1 درصد وزنی وانادیوم است. ترکیب اولواسپینل (Fe2TiO4) در تیتانومگنیتت یک ترکیبی درمحدوده 58/4 تا 89/56 درصد وزنی و تیغه های ایلمنیت دارای ضخامت های مختلف بوده و مقدار ترکیب ایلمنیت در ترکیب ایلمنیت تیپ یک، دو و سه به ترتیب برابر 23/88 تا 94/93، 04/93 تا 80/99 و 09/99 تا 93/99 درصد است. ترکیب جفت کانی تیتانومگنتیت و ایلمنیت همرشد با هم (تیپ دوم) در نمودار دما/فوگاسیته اکسیژن نشان داده شده است. جفت کانی های تیتانومگنتیت و ایلمنیت دماهای مختلف سردشدن مختلفی (551 تا 830 درجه سانتیکراد) و فوگاسیته اکسیژن (61/21- تا 97/23-) را نشان می دهند، که بنابراین امتداد خط دما/فوگاسیته اکسیژن به عنوان سرد شدن سنگ را نشان داده است. جفت کانی های تیتانومگنتیت و ایلمنیت درگز در اطراف منحنی بافر کوارتز-فایالیت-مگنتیت برای فشارهای کمتر از 5/1 کیلوبار پراکنده می شوند.

    کلیدواژگان: کمپلکس افیولیتی کهنوج، آنومالی درگز، اکسیدهای آهن-تیتان، ژئوترمومتری، فوگاسیته اکسیژن
  • بتول نعمتی، عباس آسیابانها*، رضا نوزعیم صفحات 99-118

    منطقه لات-بلوکان واقع در شمال قزوین و پهنه البرز باختری دارای توده های نفوذی و خروجی متعددی به سن ائوسن هستند و به سه رخساره عمده شامل نهشته های ولکانی کلاستیک (مشتمل بر توف، لاپیلی توف، آگلومرا، ماسه سنگ و شیل توفی و نیز بین لایه های کربناته)، روانه های گدازه تراکی آندزیتی و توده های نفوذی نیمه عمیق (مشتمل بر توده های دیوریتی، گنبدهای داسیتی و دسته دایک های موازی) تقسیم می شوند. وجود ساختهای رسوبی بارز نظیر لایه بندی و دانه بندی تدریجی همراه با آثار میکروفونایی زمان ائوسن میانی در رسوبات توفی حکایت از رسوبگذاری آنها در یک حوضه دریایی کم عمق تا عمیق دارد که گاه با فورانهای انفجاری زیرآبی قطع می شده است. از دیگر سو روانه های گدازه روی آنها به دلیل داشتن درزه های منشوری و افقهای خاک بین گدازه، حاصل فورانهای غیر انفجاری تر در محیط خشکی هستند که از طریق شکافها (دسته دایکهای موازی) به سطح زمین رسیده اند. بالاخره رخساره های نفوذی منطقه شامل گنبدهای داسیتی و توده های میکرودیوریتی، آخرین مرحله از رویدادهای ماگمایی منطقه هستند که نفوذ آنها متاثر از ساختارهای تکتونیکی منطقه بوده است. بررسی روند غالب NW-SE در منطقه تمرکز دسته دایکهای موازی، نشان از وجود یک منطقه کششی موضعی (s3) با راستای شمال خاوری- جنوب باختری دارد که با فعالیت آن در زمانهای مختلف دسته دایکهای موازی با روند شمال باختری - جنوب خاوری متناسب با روند فشارشی (s1) در راستای NW-SE جایگزین شده اند. علاوه بر این، خمیدگی گسل امتداد لغز لات و نیز گسلهای امتدادلغز چپگرد NE-SW که در ایجاد این سیستم کششی موضعی تاثیر داشته اند، زمینه جایگیری توده میکرودیوریتی لات و گنبد داسیتی لات را نیز فراهم کرده اند. از دیگر سو، گنبد داسیتی بلوکان در قسمت جنوبی منطقه، در فضای کششی دیگری مابین قسمت دوشاخه گسل مورب لغز معکوس تزریق شده است. از این رو می توان چنین نتیجه گرفت که سبک جایگیری دسته دایکها از طریق جایگیری بازور و سبک جایگیری توده های میکرودیوریتی و داسیتی به صورت بالون شدگی و جایگیری انفعالی بوده است.

    کلیدواژگان: دسته دایک موازی، گنبد داسیتی، جایگزینی توده نفوذی، منطقه لات- بلوکان، البرز باختری، ائوسن
  • زهرا وحیدی فر، عطا شاکری *، محسن رضایی، جواد اشجاری صفحات 119-138

    در حال حاضر اراضی وسیعی از دشت زرآباد واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان به کاشت موز و برخی محصولات پیش فصل مانند گوجه و هندوانه اختصاص دارد، که به منظور بهره دهی بیش تر محصولات کشاورزی، از کودهای شیمیایی و سموم استفاده می شود. مصارف این نهاده های کشاورزی می تواند نقش مهمی در آلودگی خاک و آب های زیرزمینی منطقه (آبخوان زرآباد) داشته باشند. پساب حاصل از آبیاری کشاورزی می تواند علاوه بر واردکردن بخشی از کود و سموم به داخل آب زیرزمینی، املاح خاک را نیز شسته و به آب منتقل کند. به دلیل محدودیت منابع آب با کیفیت در جنوب استان، اغلب مردم در مناطق کشاورزی از آب زیرزمینی برای شرب استفاده می کنند. از این رو، تعیین فرایندهای کنترل کننده شیمی آبخوان، ارزیابی کیفی و پتانسیل ریسک سلامت عناصر آرسنیک، کروم، نیکل و سرب در آبخوان زرآباد که تامین کننده آب شرب شهر زرآباد و روستاهای همجوار و حتی برخی روستاهای استان هرمزگان نیز است، هدف اصلی این پژوهش است. نمونه برداری از منابع آب زیرزمینی دشت زرآباد در دی ماه 1395 (15 ایستگاه)، انجام شد. برای تعیین غلظت کاتیون های اصلی، فلزات سنگین و عناصر کمیاب از روش ICP-MS استفاده شد. با توجه به هدف این پژوهش برای بررسی میزان آلودگی و منابع احتمالی انسان زاد و زمین زاد آلاینده ها در آب از روش های آماری، ارزیابی کیفی آب آشامیدنی و ارزیابی ریسک سلامت استفاده شده است. مقایسه غلظت عناصر بالقوه سمناک انتخابی با استاندارد سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که عناصر سرب، نیکل و آرسنیک به ترتیب برای 100، 53 و 27 درصد نمونه ها غلظت بیش تر از مقادیر استاندارد دارند. نتایج به دست آمده از ارزیابی شاخص کیفی آب (WQI)، تایید می کند که استفاده از آب زیرزمینی دشت زرآباد برای آشامیدن نامناسب است. براساس نتایج حاصل از نمودار گیبس و نمودارهای ترکیبی، واکنش آب-سنگ، تبادل کاتیونی و انحلال تبخیری ها عوامل اصلی کنترل کننده شیمی آبخوان زرآباد هستند. نتایج تحلیل مولفه اصلی نشان می دهد که استفاده از سموم و کود کشاورزی نقش مهمی در افزایش غظت عناصر آرسنیک، کروم، نیکل و سرب در آبخوان زرآباد دارند. طبق محاسبه ضریب خطر بر اساس عنصر آرسنیک، مصرف آب برای هر سه گروه مردان، زنان و کودکان و برای عنصر سرب مصرف آب برای کودکان توصیه نمی شود. بررسی عوارض سرطان زایی و غیرسرطانی آرسنیک، مصرف آب زیرزمینی منطقه برای عموم توصیه نشده و خطرناک ارزیابی می شود. با توجه به میانگین غلظت سرب، مقدار مجاز مصرف آب برای کودکان کم تر از سه لیتر در روز است. بنابراین با توجه به تامین آب شرب ساکنین منطقه از آبخوان زرآباد لازم است پایش مداوم عناصر بالقوه سمناک صورت گیرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک سلامت، تحلیل مولفه اصلی، تکامل هیدروشیمیایی، زرآباد، شاخص کیفی آب
  • مریم همدانیان، عباس مالیان*، ابوالفضل سلطانی صفحات 139-158

    در این پژوهش با هدف کمک به کاهش ریسک اکتشافات زمین شناسی برای بهره برداری بهینه از ظرفیت های نفتی و گازی، روش مهندسی اطلاعات مکانی یعنی استفاده همزمان از روش های دورکاوی، سامانه اطلاعات مکانی، تعیین موقعیت ماهواره ای و فتوگرامتری زمینی و هوایی به کار گرفته شده است. این اطلاعات در دو بخش دورکاوی فضایی (تصاویر ماهواره ای) و هوایی و زمینی (فتوگرامتری) با دو جنبه کمی و کیفی مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین در این تحقیق نقش اصلی تصاویر ماهواره ای  شامل شناسایی ساختارهای زمین شناسی و دگرسانی سنگ ها (هوازدگی و آلتراسیون) سنگ ها با روش تحلیل اطلاعات هندسی و رادیومتری و ، روش شاخص هیدروکربنی و مدل ژئوبوتانی است. تحلیل های فتوگرامتری شامل تفسیر عکس ها و ایجاد مدل سه بعدی از عکس های هوایی با هدف استخراج مدل ساختاری و سنگ شناسی انجام می شود. در پژوهش حاضر، منطقه سراچه استان قم که طبق شواهد زمین شناختی، غنی از مواد هیدروکربنی است مورد مطالعه قرار می گیرد. با این هدف، پردازش تصاویر چند طیفی سنجنده استر ماهواره ترا همچنین روش های رده بندی نگاشت زاویه طیفی آو سنجش واگرایی طیفی برای بررسی دگرسانی کانی ها و رده بندی سنگ ها انجام می شود. در نهایت، لایه های اطلاعاتی داده های زمینی، هوایی و ماهواره ای تلفیق می شوند و نتایج حاصل با موقعیت چاه های موجود و سایر داده ها اعتبار سنجی می گردد و براساس تصمیم گیری چند معیاره، نقشه ظرفیت سنجی منابع نفت و گاز به دست می آید. بازدیدهای میدانی، تفسیر عکس های فتوگرامتری و شواهد زمین شناسی به دست آمده حاکی از صحت نقشه ظرفیت سنجی منابع هیدروکربنی به روش دورکاوی و انطباق نتایج با مشاهدات میدانی در سطح اطمینان بالا (بیش از 75 درصد صحت) می باشد.

    کلیدواژگان: ظرفیت سنجی منابع نفت و گاز، دورکاوی، مدل دگرسانی، مدل سنگ شناسی، مدل ساختاری، تلفیق داده ها، تصمیم گیری چندمعیاره، سراچه
|
  • Akbar Jafarazari Khazineh, Ali Uromeihy *, Mohammad Reza Nikudel Pages 1-18

    Understanding of the geological characteristics of artificial stone is of particular importance. Appearance, size and dimensions, specification of particle surface and minerals forming aggregates are among the characteristics of rock materials that affect the homogeneous and cladding environment. Volume variations, water absorption, resistance to atmospheric agents and wear resistance are the most fundamental features of engineering stone in artificial stone. In this research, to investigate and compare the resistance properties (Uniaxial Compression, Brazilian, Point Load, Ultra Sonic) and the physical properties of artificial stones made with additives (polyester resin, vinyl ester resin, glass fiber and aggregate type) with three granite samples, we will cover the Alamut granite, Takab granite and Nehbandan granite. The results of the study show that the glass of fiber glass samples compared to non-woven glass made of resin and aggregates, has more 15% of tensile strength, 14% of uni - axial compressive strength and 12% of the point load index. As well as, resistance of samples made with a leaden resin is 1.64 times more than polyester resin specimens. Based on this study, the mixing plan and percentage ratio combination is the most important principle in the strength and strength of artificial stone

    Keywords: Artificial stone, aggregate, additives, glass fiber, polyester resin, vinyl ester resin
  • Morteza Khalatbari Jafari*, Zinat Kilani Jafari Sani, Jafar Omrani Pages 19-54

    The Eocene volcanic rocks which exposed in the NW Sechangi Lut block, including pyroclastic deposits and lavas.  The volcanic rocks in the study area are basalt-basaltic andesite-trachyandesite, trachydacite, dacite and rhyolite-ignimbrite in compositions. Based on the field observations the volcanic rocks erupted in four stages in the aquous to the aerial environments.  The volcanic rocks in this area exposed as alternation of acidic and basic-intermediate rocks like as bimodale volcanism.  Under the petrography investigations the acidic rocks including pyroxenite microenclaves probably the remains of sub continental lithospheric mantle.  In the discriminating magmatic diagrams the volcanic lavas show shoshonitic to high-K calck-alkaline trends.  In the normalized REE patterns and spider diagrams they display enrichments of LREE and LILE in relative to HFSE comparable with subduction related volcanism.  In the tectonic-magmatic diagrams they cluster in continental margins field.  The interpretation of the geochemical diagrams indicate that the basic-intermediate volcanic rocks produced from partial melting of lithospheric mantle which have previously enriched by the subduction components (fluids-melt) which cannot distinguish from the crustal effects.  The acidic rocks rcords some crustal elemnts which indicating the involving of the crust in the generation of the acidic rocks.  It seams that after the collision of the Neo-Tethys branchs in Late Cretaceous and subsequence lithospheric thickening in the Lut block, the Eocene volcanic rocks in the Sechangi area formed in an extentional-collisional environment.

    Keywords: andesite, rhyolite, subduction, shoshonite, mantle, crust
  • Bahman Rahimzadeh* Pages 55-78

    Niabad-Qalaje ophiolitic complex is part of Sarvabad ophiolites in Kurdistan that exposed in northwest of Iran and the north of Kermanshah Ophiolites. The complex located in north of Zagros orogeny, consists of lens form, tectonically dismembered ophiolitic sequences located along the main Zagros trust. The ultramafic part includes serpentinized dunite and wherlite, serpentinite and chromitite that outcropped as consecutive lenses. Small lentiform chromitites present podiform and shear fabrics. The major minerals in peridotites are olivine (Fo= 88-91), clinopyroxene and chromian spinels.  Low Ti value and high content of Al and Cr# in peridotite chromian spinels reveal a high rate of partial melting (25-35%). Mineral chemistry and whole-rock chemistry clearly indicate that the Kurdistan ultramafic cumulates and chromitites record an episode of boninitic magmatism.  Boninitic melts in Niabad-Qalaje ophiolites were formed by partial melting of a depleted peridotite which made up the residual mantle after MORB-type melt extraction. The chemistry of peridotites shows the abyssal to supra-subduction zone source. Comparing the lithological and geochemical characteristics of the studied ophiolites with some other complexes in the world denotes that the Kurdistan ophiolitic complex formed in a fore arc basin close to the Sanandaj-Sirjan zone continental margin.

    Keywords: Kurdistan ophiolitic complex, Peridotite, Petrogenesis, Mineral chemistry, Zagros
  • Behrouz Karimi Shahraki, Majid Ghasemi Siani*, Kazem Gholizadeh Pages 79-98

    In the southeast of Iran, occurrence of titaniferous magnetite deposits associated with the gabbroic rocks occur in Kahnuj ophiolitic complex. Petrogenetic studies have revealed the primary and secondary mineral constituents of the ores such as titanomagnetite, ilmenite, hematite, goethite, martite, pyrite, chalcopyrite, pyrrhotite and silicate gangue minerals. Various crystallographic intergrowths such as trellis - sandwich textures and ilmenite-titanomagnetite intergrowths are resulted from oxidation of former Ti-rich magnetite at different temperatures. Chemical analyses show that the ilmenite and magnetite (titanomagnetite) contains 46.51 to 52.68 and 4.00 to 19.71 wt.% TiO2 and 1.00 to 2.98 and 0.00 to 1.74 wt.% V2O3, respectively. The ulvöspinel component (Fe2TiO4) in titanomagnetite shows a composition ranging from 4.58 to 56.87 wt.%, and ilmenite lamellae are varying thickness and ilmenite type 1 to 3 contain of 88.23 to 93.94, 93.04 to 99.80 and 99.09 to 99.73 wt.% of the ilmenite component, respectively. Compositions of intergrowth Tm-Ilm pairs (type 2) were plotted on T/fO2 diagrams. The Tm-Ilm pairs show varying degrees of re-equilibration to subsolidus temperatures (551 to 830°C) and fO2 (-21.6 to -23.97), thus depicting the T/fO2 trajectory as the rocks cooled. The Tm-Ilm pairs from Dar Gaz cluster around the QFM buffer curve for 1.5 kbar total pressure.

    Keywords: Kahnuj Ophiolitic Complex, Dar Gaz anomaly, Fe-Ti oxides, Geothermometry, Oxygen Fugacity
  • Batool Nemati, Abbas Asiabanha*, Reza Nozaem Pages 99-118

    Lat-Blukan district situated on N-Qazvin and western Alborz zone contains various extrusive and intrusive bodies with Eocene age. They are divided into three main facies that are volcaniclastic deposits (including tuff, lapilli tuff, agglomerate, tuffaceous sandstone and shale and also the carbonate intercalations), the trachyandesitic lava flows and subvolcanic bodies (including dioritic bodies, dacitic domes and parallel dyke swarms). Because of many sedimentary structures, such as layering and graded bedding together with middle Eocene microfauna in the tuffaceous deposits, a shallow-depth sedimentary basin interrupted by the explosive volcanic eruptions is concluded. On the other hand, the overlying lava flows were formed by the subaerial effusive eruptions through vertical fractures (i.e., feeder dykes) that is verified by the columnar jointing and soil horizons under many lava flows. Finally, the intrusive facies, including the dacitic domes and dioritic bodies are the latest stage of the magmatic cycle in the region that their intrusions were controlled by the geologic structures. The main NW-SE trend of the parallel dyke swarms provide a NE-SW local extensional environment controlled the intrusion of dyke swarms (s3) with prominent NW-SE trend parallel to s1. Moreover, it seems that the microdiorite intrusion and dacitic dome in Lat area were emplaced in the local tensional curved spaces of the Lat strike-slip fault and also the NE-SW sinistral strike-slip faults. On the other hand, the dacitic dome of the Bolukan area was likely intruded in the tensional spaces of two reverse strike-slip faults. Thus, it seems that the dyke swarms had been emplaced forcefully; whereas the microdiorite bodies and dacitic domes were intruded by the ballooning and passive mechamisms.

    Keywords: Parallel Dyke swarm, Dacitic domes, Intrusion emplacement, Lat-Bolukan district, Western Alborz, Eocene
  • Zahra Vahidifar, Ata Shakeri *, Mohsen Rezaei, Javad Ashjari Pages 119-138

    Most local people in the agricultural areas of Sistan and Baluchestan Province (Iran), generally consume shallow groundwater from farm wells. This study aimed to assess the water quality and health risk potentially of As, Pb, Cr and Ni for drinking purposes in Zarabad aquifer. Also the geochemical processes controlling chemistry of Zarabad aquifer were studied. Piper diagram shows two major hydrochemical facies of Na-Cl/SO4 and Na-SO4/Cl in the groundwater samples. Based on hydrogeochemical results (Composite and Gibbs diagrams), chemistry of groundwater is influenced by water-rock interaction, evaporation and ion exchange. Arsenic, Ni and Pb for 27, 53 and 80% of the groundwater samples show higher concentrations than the maximum acceptable limit for drinking water. According to the WQI values all of the water samples were considered unsuitable for drinking purpose. The results of principal component analysis (PCA) indicate that As, Ni, Pb and Cr have more influence from anthropogenic sources such as application of fertilizers and pesticides in the agricultural lands. The result of health risk assessment shows that the consumption of heavy metals (such as As and Pb) contaminated groundwater poses an emerging health threat to the populations in the study area, and hence needs regular monitoring and management measures.

    Keywords: Health risk assessment, Geochemical evaluation, PCA, WQI, Zarabad
  • Maryam Hamedanian, Abbass Malian*, Abolfazl Soltani Pages 139-158

    This paper focuses on the application of Geoinformatic methods (simultaneous using of remote sensing, geographic information system, global positioning system, terrestrial and aerial photogrammetry) in optimal operation and exploration risk reduction of oil and gas reservoirs. To approach the purpose, two aspects of remote sensing (satellite image) and terrestrial and aerial photogrammetry have been investigated. The main role of satellite images is usually structural identification and alteration detection using geometric and radiometric analyses. Lithology investigations of the area are studied together with hydrothermal alteration of rocks, hydrocarbon index and geobotani model. Photogrammetric analyses are performed with the goal of qualitative interpretation of the scene and creating 3D models for the desired area. In the present research, the Sarajeh area in Qom province, which is according to geological evidence and exposed hydrothermal alteration zones, has been studied. To achieve this goal, image processing of ASTER multi-spectral imagery of Terra satellite was utilized. Moreover, classification methods by means of SAM and SID algorithms for detecting mineral alteration zones and lithological grouping have been carried out. Finally, extracted information layers of terrestrial, aerial and spacial data were combined together to validate the results with independent data. The desired oil and gas potential map is produced according to multi-criteria decision making (MCDM) procedure. Field surveys and interpretation of photogrammetric photos and other evidences indicate that the potential mapping of the hydrocarbon resources is accurate and the results are consistent with the field observations at a high level of reliability (more than 75 percent accuracy).

    Keywords: Oil, Gas Capacity, Remote Sensing, Alteration Model, Lithology Model, Structural Model, Data Fusion, Multi-Criteria Decision Making, Sarajeh, Qom