فهرست مطالب

  • پیاپی 50 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی پیرزاد، قاسم آهی* صفحات 1-16
    در ویرایش پنجم کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسبت به ویرایش های قبلی تغییرات عمده ای صورت گرفته است هدف این پژوهش بررسی ساختار عاملی، اعتبار و پایایی پرسشنامه اضطراب کودکان و نوجوانان (5-YAM) مبتنی بر DSM-5 بود. برای این منظور،  طی یک پژوهش توصیفی با رویکرد تحلیل عاملی، 300 نفر از دانش آموزان 12 تا 18 ساله شهر بیرجند به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و با پرسشنامه اضطراب کودکان و نوجوانان و فرم کوتاه مقیاس غربالگری اضطراب مرتبط با اختلالات هیجانی کودکان و نوجوانان (SCARED-71) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که اعتبار درونی بخش I پرسشنامه اضطراب کودکان و نوجوانان در دامنه 71/0 تا 90/0 و برای بخش II ، 65/0 تا 91/0 بود.  روایی ملاکی پرسشنامه با استفاده از مقیاس غربالگری اضطراب مرتبط با اختلالات هیجانی کودکان و نوجوانان نشان داد که بین پرسشنامه YAM-5 با مولفه های مقیاس غربالگری اضطراب کودکان و نوجوانان در دامنه ای از 12/0 تا 74/0 همبستگی مثبت و معنا دار وجود دارد. روایی به شیوه همسانی درونی نشان داد که همبستگی بین مولفه های پنج گانه هر بخش باهمدیگر که در دامنه ای از 38/0 تا 56/0 قرار می گیرد، در مقایسه با همبستگی مولفه های پنجگانه با نمره کل که در دامنه بین 69/0 تا 83/0 هستند، پایین تر است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، همچنین اهمیت سنجش اختلالات اضطرابی کودکان و نوجوانان، در دسترس نبودن ابزارهای مناسب هنجاریابی شده در کشور ما و تایید اعتبار و روایی پرسشنامه اضطراب کودکان و نوجوانان (YAM-5) مبتنی بر DSM- 5 استفاده از این ابزار به متخصصان و پژوهشگران پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: پرسشنامه اضطراب کودکان و نوجوانان، مقیاس غربالگری اضطراب، هنجاریابی
  • عاطفه خراسانی زاده، طاهره رنجبری پور*، حمید پورشریفی، فریبرز باقری، جعفر پویامنش صفحات 17-26
    طرحواره های ناسازگار اولیه، الگوهای عمیق، فراگیر و ناکارآمدی است که در کودکی یا نوجوانی شکل گرفته، در بزرگسالی تداوم می یابد و در عمیق ترین سطح شناخت، عمل که معمولا فرد نسبت به آنها آگاهی ندارد، عمل می کند. به طور معمول فرض می شود طرحواره ها در نتیجه تجارب اولیه با مظاهر دلبستگی پرورش می یابند. هدف این پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبک های دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. برای این منظور، 420 دانشجوی دانشگاه های آزاد واحد تهران در سال تحصیلی 97-1396 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر الگوی ارتباط والد- فرزندی  ، طرحواره ها، و دلبستگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد از میان مولفه های الگوی ارتباط مادر و فرزند، کنترل، درهم تنیدگی، انعطاف ناپذیری و بی تفاوتی؛ از الگوی ارتباط پدر و فرزند، درهم تنیدگی و از میان سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی پیش بینی کننده معنادار طرحواره های ناسازگار اولیه هستند. به نظر می رسد با اصلاح الگوهای ارتباط والد- فرزند و با توجه به سبک های دلبستگی می توان از شکل گیری طرحواره های ناسازگار جلوگیری کرد.
    کلیدواژگان: الگوی ارتباط والد فرزند، طرحواره، سبک های دلبستگی
  • سعیده اصلاح کار*، اعظم فتاحی اندبیل، رویا معصومی صفحات 27-36
    اگرچه سوگ پدیده ای رایج و همگانی است، اما کنارآیی با آن بخصوص در رابطه با کودکان و بیماری های سخت، پیچیدگی های خاصی دارد. سوگ به طور ویژه به فرایند تجربه ی مرگ یا برای همیشه از دست دادن یکی از عزیزان بر می گردد. اندوه و سوگ، طیفی از احساسان را از ماتم عمیق تا خشم، در بر می گیرند. فرایند کنار آمدن با سوگ، بسته به پیش زمینه، اعتقادات، رابطه ی فرد با چیزی که از دست رفته است و سایر عوامل، می تواند از شخصی به شخص دیگر تفاوت کند.  هدف این پژوهش، بررسی فرایند کنارآیی و مقابله ی مادرانی بود که مرگ کودکان مبتلا به سرطان خود را تجربه کرده بودند. برای این مکنظور، طی یک پژوهش توصیفی ، از نیمه دوم سال 2018 تا نیمه ی اول سال 2018، 19 مادر که فرزند آنها به علت ابتلا به بیماری سرطان در گذشته بودند، به شیوه ی در دسترس انتخاب و طی دوازده ماه (شش بار) از نظر واکنش به سوگ پیگیری شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که، واکنش بدنی، خشم، گریز، خودداری، احساس گناه، در طول یکسال کاهش و جستجوی حمایت اجتماعی، انکار، عقلانی سازی و رشد فردی در طول یکسال افزایش می یاید. و مادران در شش بار مشاهده، در رابطه با هریک از این متغیرها تفاوت معناداری نشان می دهند. این پژوهش از کاهش میزان مقابله های هیجانی مادران سوگوار در طی زمان حمایت می کند.
    کلیدواژگان: سوگ، واکنش کنار آیی، مادران کودکان مبتلا به سرطان
  • فاطمه قره باغی*، محمدعلی بشارت، رضا رستمی، مسعود غلام علی لواسانی صفحات 37-46
    سبک زندگی و اضطراب مزمن از دلایل اصلی ابتلا به بیماری های مزمن و یکی از منابع مهم اضطراب مزمن، سیستم هیجانی خانواده است. هدف این مطالعه طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله ای بر اساس نظریه سیستم های خانواده بوون برای کاهش اضطراب مزمن و بهبود رفتارهای سلامت در زوج هایی بود که واجد نشانه های اضطراب مزمن در سیستم هیجانی خانواده بودند. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی،  38 زوج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه گواه کاربندی شدند. زوجها قبل، بعد و دو ماه بعد از اتمام مداخله از نظر ژنوگرام و سبک زندگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. مداخله روانی- آموزشی خانواده محور در 7 جلسه طراحی و اجرا شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس و اندازه گیری های مکرر نشان داد که این مداخله می تواند رفتارهای سلامت را بهبود بخشیده و نشانه های اضطراب مزمن در سیستم هیجانی خانواده را به شکلی معنادار کاهش دهد. نتایج این پژوهش را می توان در برنامه های درمانی اضطراب، پیشگیری از ابتلا به بیماری های مزمن و معرفی مدل جدیدی در روان شناسی سلامت بر اساس نقش روابط بین فردی و عوامل هیجانی در سلامت و سبک زندگی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: اضطراب مزمن، رفتارهای سلامت، سیستم هیجانی خانواده، نظریه بوون
  • بی بی سمیه احمدی بجستانی، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد*، سیدعلی کیمیایی صفحات 47-56
    دیابت یک بیماری مزمن شایع است. عدم پذیرش بیماری، حساس شدن به نوسانت قند خون، نیاز به تزریق انسولین، محدودیت در رژیم غذایی و میزان فعالیت، نیاز به مراقبت دقیق و مداوم از خود ونیز احتمال بروز عوارض جسمانی جدی سبب بروز مشکلات روان شناختی در افراد دیابتی می گردند. تحقیقات نشان می دهد که نارسا کنش وری جنسی در زنان مبتلا به دیابت، بسیار شایع است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان  بر بهبود ابرازگری هیجانی و کنش وری جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل، 24  زن مبتلا به دیابت نوع دو از مراکز بهداشت شهر مشهد براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه ی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. دو گروه ها، قبل و بعد از مداخله از نظر ابرازگری هیجانی و کنش وری جنسیمورد آزمون قرار گرفتند.گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه تحت درمان متمرکز بر هیجان (EFT) قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان در افزایش ابرازگری هیجانی و کنش وری جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بطور معنا داری موثر بوده است. به نظر می رسد، گروه درمانی متمرکز بر هیجان به کمک اعتباربخشی هیجان و قاب دهی مجدد می تواند ابرازگری هیجانی و نیز کنش وری جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بهبود بخشد .
    کلیدواژگان: دیابت، درمان متمرکز بر هیجان، ابرازگری هیجانی، کنش وری جنسی، زنان
  • اسماعیل خیرجو، علی قره داغی*، فریبا جعفری روشن، منصور حرفه دوست صفحات 57-66
    در سالهای اخیر درمانهای متنوع غیر دارویی برای درمان اختلال کمبود توجه- بیش فعالی توسعه داده شده است. اکثر این درمانهای غیر دارویی حوزه هایی مشترک نقصان های مرتبط با نقص توجه/بیش فعالی نظیر مشکلات تحصیلی، کاری، روابط بین فردی، و کارکردهای اجرایی را مورد هدف قرار داده اند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی درمان رفتاری- شناختی گروهی، در بهبود نشانگان اصلی اختلال نقص توجه/بیش فعالی بزرگسالی و افسردگی و اضطراب، عزت نفس همراه با آن در دانشجویان بود. برای این منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل، 30 نفر از دانشجویان (12 دختر، 18 پسر) با تشخیص بیش فعالی، به شیوه ی  نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) کاربندی شدند.  آزمودنی ها قبل و بعد از اتمام مداخلات و یک ماه پس از اتمام جلسات، از نظر میزان اختلال بیش فعالی-کمبود توجه، اضطراب، افسردگی، و عزت نفس مورد آزمون قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته 2 جلسه) مداخله ی رفتاری- شناختی را دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره ی مختلط (درون گروهی- بین گروهی) نشان داد که درمان رفتاری- شناختی گروهی در بهبود نشانگان اختلال نقص توجه/بیش فعالی، افزایش عزت نفس و کاهش افسردگی و اضطراب دانشجویان دارای اختلال بیش فعالی- کمبود توجه اثر بخش است.
    کلیدواژگان: اختلال نقص توجه، بیش فعالی بزرگسالان، درمان شناختی رفتاری
  • کریم بابایی*، امراه تاج الدینی، ژاله امین زاده صفحات 67-76
    دوران نوجوانی به عنوان دوره پراسترس در فرایند رشد شناخته می شود، طی این دوران نوجوانان همزمان با تغییرات جسمانی و شناختی، تغییرات عاطفی و هیجانی زیادی را به صورت آشفتگی هیجانی تجربه می کنند. آشفتگی روان شناختی از مشکلات شایع در دوران نوجوانی خصوصا در بین دختران است. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی سیستم حساسیت به تنبیه و سیستم حساسیت پاداش و عصب شناسی عاطفی شخصیت بر اساس ابعاد سایکوپاتولوژیک آشفتگی روان شناختی (اضطراب، استرس و افسردگی) دختران نوجوان بود. برای این منظور طی یک پژوهش علی مقایسه ای، 120 دختر دانش آموز شهرستان تبریز که بیشترین و کمترین آشفتگی روان شناختی را داشتند انتخاب و از نظر سیستم حساسیت به تنبیه و پاداش و عصب شناسی عاطفی شخصیت مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین دختران با آشفتگی روان شناختی بالا و پایین از لحاظ ابعاد حساسیت به تنبیه و پاداش و همچنین ابعاد عصب شناختی عاطفی شخصیت تفاوت معناداری وجود دارد. به نظر می رسد فعالیت سیستم حساسیت به تنبیه و تقویت و همچنین تجربه عواطف منفی می تواند پیش بین مهمی در شناسایی افراد با مشکلات روان شناختی باشد.
    کلیدواژگان: حساسیت به تنبیه، حساسیت به پاداش، عصب شناسی عاطفی شخصیت
  • منصور بیرامی، جلیل باباپور خیرالدین، تورج هاشمی، سعیده خلیل زاد بهروزیان* صفحات 77-86
    سرشت، سبک رفتاری یک فرد است که روش های پاسخ خاص او را تعیین می کند و شامل سازمان یافتگی کارکردی متشکل از سامانه های متفاوت و دریافت منطقی درباره خود، دیگران و دنیا است. مشخصه اصلی الکسی تایمیا مشکل در شناخت هیجآنهای خود و تنظیم واکنش های احساسی در مواجهه با وقایع هیجانی است. هدف پژوهش بررسی رابطه سرشت و منش و الکسی تایمیا با اعتیادپذیری دانشجویان بود. برای این منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 348 دانشجو به شیوه ی  نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر سرشت و منش، الکسی تایمیا، استرس ادراک شده و آمادگی به اعتیاد مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل عامل تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل اندازه گیری شده با مدل مفهومی برازش مطلوب دارد. اثر الکسی تایمیا و استرس ادراک شده بر اعتیاد پذیری مثبت و معنادار است همچنین اثر نوجویی، پاداش وابستگی، آسیب پرهیزی، خودراهبری وخودفراروی بر اعتیادپذیری مثبت و معنی دار و اثر خودراهبری و خودفراروی بر اعتیادپذیری منفی و معنی دار است. این پژوهش از این موضوع حمایت می کند که  الکسی تایمیا ، استرس ادراک شده و عوامل سرشت و منشی از عوامل زمینه ساز در ابتلا به اعتیاد هستند.
    کلیدواژگان: سرشت و منش، الکسی تایمیا، استرس ادراک شده، اعتیادپذیری
|
  • Ali Pirzad, Ghasem Ahi * Pages 1-16
    There have been major changes in the fifth edition of the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5) compared to previous versions. This study was aimed to examine the factor structure, validity and reliability of the Youth Anxiety Measure for DSM-5 (YAM-5). In this descriptive study with factor analysis approach, 300 students aged 12 to 18 years old in Birjand were selected by cluster sampling method and were evaluated by using Screen for Child Anxiety Related Emotional Disorders- short form (SCARED-71). The results of the study showed that the internal validity of the part I I and part II of the Youth Anxiety Measure for DSM-5 (YAM-5) were in range of 0.71 to 0.90 and 0.65 to 0.91, respectively. The criterion validity of the scale by using Screen for Child Anxiety Related Emotional Disorders- short form (SCARED-71) showed that there is a significant positive correlation between the YAM-5 and components of SCARED-71, in a range of 0.12 to 0.74. Validity in the internal consistency showed that the correlation between each of the five components together that set in a range of 0.38 to 0.56 were lower than correlation between each of the five components and total score that set in a range of 0.69 to 0.83. According to the results of this study, the importance of measuring anxiety disorders in children and adolescents, the lack of suitable standardized tools in our country, and the validity and reliability of the Youth Anxiety Measure for DSM-5 (YAM-5), it is recommended to professionals and researchers to use this tool
    Keywords: the Youth Anxiety Measure for DSM-5 (YAM-5), Screen for Child Anxiety Related Emotional Disorders- short form (SCARED-71), Standardization
  • Atefeh Khorasani Zade, Tahere Ranjbaripour *, Hamid Poursharifi, Fariborz Bagheri, Jafar Pouyamanesh Pages 17-26
    Early maladaptive schemas are profound, inclusive and ineffective patterns developed in childhood or adolescence, continue in adulthood, and act at the deepest level of cognition-in a way the person does not know about them. Typically, schemas are supposed to be developed as a result of initial experiences with attachment manifestations. The purpose of this study was to explore the role of attachment styles as a mediator in parent-child relationship patterns with early maladaptive schemas. For this purpose, 420 students of Azad University of Tehran in the academic year of 2017-2018 were selected through availability sampling and were evaluated for parental-child relationship patterns, schemas and attachment.  Hierarchical regression analysis showed that among the components of mother-child relationship pattern " control, intertwine , inflexibility and indifference", and among the components of father-child relationship pattern " intertwine " , and among attachment styles, " ambivalent and avoidant attachment styles" were meaningful predictors of early maladaptive schemas.  It seems that through modifying parent-child relationship patterns and considering attachment styles, we can prevent the formation of maladaptive schemas.
    Keywords: Parent-child relationship pattern, Schema, Attachment styles
  • Saiedeh Eslahkar *, Azam Fatahi Andabil, Roya Masumi Pages 27-36
    Although loss is a common phenomenon, dealing with it and the consequential grief, specially following the loss of children due to a complicated sickness, can be difficult and challenging. Grief is a response to the permanent loss of a loved one, particularly if it is due to their death. The griever may experience a range of feelings from deep sorrow to anger. Coming to terms with loss differs from one person to another and depends on many factors, namely the griever’s beliefs, closeness to and level of relationship between the griever and the diseased and other factors. The goal of this research was to study the coping process of mothers who had each experienced the loss of a child. Conducting descriptive research using the convenience sampling method, 19 mothers whose children had died of cancer during the second half of the year 2017 to the first half of 2018, were chosen, and to observe their reaction to the grieving process, followed up 6 times during a 12-month period. The results of this study revealed that during this one-year period with the mothers, their bodily reaction, anger, scape and feelings of guilt subsided, while search for social support, denial, rationalization and spiritual growth increased. These mothers also showed meaningful changes on the aforementioned variables in the 6 session follow ups. The findings of the current study supported that emotional coping of grieved mothers’ decreases by time.
    Keywords: grieve, coping, mothers with cancer
  • Fatemeh Gharehbaghy *, Mohammad Ali Besharat, Reza Rostami, Masoud Gholamali Lavasani Pages 37-46
    Lifestyle and chronic anxiety are two basic causes of chronic diseases and family emotional system is one of the sources of chronic anxiety. The aim of this study was to design and evaluate an intervention based on Bowen family systems theory for improving health behaviors and reducing chronic anxiety in couples who had chronic anxiety symptoms in family emotional system. For this purpose, through a semi-experimental research and using accessible sampling, 38 couples were selected and considered in two experimental and control groups randomly. Before, after and after 2 months of intervention, they were evaluated according to genogram and lifestyle. The family-based and psycho-educative intervention was designed and applied in 7 sessions. Data analyses using variance analysis and repeated measures indicated that this intervention improves health behaviors and reduces chronic anxiety significantly. These findings could be used in therapeutic programs for anxiety, preventing chronic diseases and presenting a new model in health psychology based on the role of interpersonal relationships and emotional factors in health and lifestyle.
    Keywords: schizophrenia disorder, bipolar disorder, cognitive function, Reaction time
  • Somayyeh Ahmadi Bajestani, Mohammadjavad Asghari Ebrahimabad *, Seyedali Kimiyayi, Mohammadjavad Asghari Ebrahiabad Pages 47-56
    Diabetes is a common chronic disease. Not accepting the disease, be sensitive to fluctuations in blood glucose, to need insulin injections, restrictions on dietary and physical activity levels, to need accurate and continuous care of their self, and also the risk of serious complications, can lead to psychological problems in diabetics. Research shows that sexual dysfunction is very common in women with diabetes. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of emotion focused group therapy on improving emotional expressiveness and sexual functioning of women with type 2 diabetes. For this purpose, during the semi-experimental design with pretest, post-test and control group, 24 women with type 2 diabetes were selected from one of health centers in Mashhad through judgmental sampling and randomly placed in two experimental and control groups. The subjects were evaluated for emotional expressiveness and sexual functioning before and after the intervention. Eight sessions of Emotion-focused therapy were used for the experimental group. The results of analysis of Covariance show that Emotion-focused therapy was effective in increasing the emotional expressiveness and sexual functioning of women with type 2 diabetes. Emotion-focused therapy can improve emotional expressiveness and sexual functioning of women with type 2 diabetes through validation of emotion and its reframing
    Keywords: Diabetes, Emotion-focused therapy, Emotional expressiveness, Sexual functioning, Women
  • Esmael Kheirjoo, Ali Gharadagi *, Fariba Jafariroshan, Mansur Herfedust Pages 57-66
    In last years, various non-pharmacological treatments have been developed for the treatment of adulthood attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) syndrome. Most of these non-pharmacological treatments have targeted common areas of attention deficit hyperactivity disorder, such as educational problems, work, interpersonal relationships, and executive functions. The purpose of this study was to determine the effectiveness of cognitive-behavioral group therapy in improvement the main symptom of attention deficit disorder / ADHD and depression and anxiety, self-esteem with it in students. For this purpose, in a quasi-experimental, pre-test, post-test and control group, 30 students (12 female, 18 male) with hyperactivity diagnosis were selected by the method of targeted sampling and divided into two groups: experimental and control group (Each group was 15 subject). Subjects were tested for attention deficit hyperactivity disorder, attention deficit disorder, anxiety, depression, and self-esteem before and after intervention and one month after the end of the sessions. The experimental group received a cognitive-behavioral intervention for 8 sessions of 90 minutes (2 sessions per week). The results of mixed multivariate analysis of variance (intragroup-intergroup analysis) showed that cognitive-behavioral group therapy is effective to improve the attention deficit/hyperactivity disorder syndrome, increasing self-esteem and decreasing depression and anxiety of students with hyperactivity disorder.
    Keywords: attention deficit hyperactivity disorder, Cognitive-Behavioral Therapy
  • Karim Babayi *, Emrah Tajoddini, Jale Aminzade Pages 67-76
    The ability to recognize and categorize audio stimuli and track their meaningful patterns and recognition of the difference between sounds in a colloquial language depends on the enhancement of auditory perception. It seems that children with  hyperactivity / attention deficit disorder face several difficulties  due to lack of sensory processes (audio and visual) and limited scope of attention in educational, cognitive, and cognitive fields, especially executive, social, behavioral and emotional functions. The purpose of this study is to make a comparison between visual and auditory performance indexes among the three groups of hyperactivity disorder, attention deficit disorder and attention deficit/ hyperactivity disorder. To achieve this, in a causal- comparative study, 69 students with the diagnosis of hyperactivity/attention deficit disorder were selected according to the Convenience sampling method and tested for visual-auditory continuous performance. The study grouped the subjects under three headings of hyperactivity disorder (9 people), attention deficit (30), hyperactivity / attention deficit disorder (30 people). The results of one-way analysis of variance showed that auditory and visual performance indexes in students with hyperactivity, attention deficit, hyperactivity-attention deficiency have a significant difference and the auditory and visual performance of the hyperactivity group is better than the attention deficit and hyperactivity / attention deficit group. This research supports deficiencies in visual and auditory related tests of people with ADHD.
    Keywords: Hyperactivity, Attention Deficit, visual-auditory continuous performance
  • Mansor Beyrami, Jalil Babapoor, Toraj Hashemi, Saeedeh Khalilzad Behruzian * Pages 77-86
    The Temparement is one’s behavioral  manner that determines specific reactions and includes  functional organization that formed by different systems and logical comprehension about self, others and world. The main feature of alexithymia is difficulty in  identifying  emotion and adjusting of emotional reactions in confrontation with emotional events. The aim of  this  study was to investigate  of  Structural Relation in Temparement-character ,Alexithymia and Percieved Stress  with Addiction Preparation in University Students. for this reason in during the descriptive-correlation study , 348 student were selected by convenience sampling method and  assested in  Temparement -character Alexithymia, Percieved Stress and Addiction Preparation .the results of confirmatory factor analysis and structural equation modeling indicated that the  measured model with the conceptual model has favorable fit. There was positive significant effect of alexithymia and perceived stress on addiction preparation and also  there was positive and significant effects of novelty seeking, reward dependence and harm avoidance on addiction preparation. And the negative significant effects of self-directedness and self-transcendence on addiction preparation.This study is supporting that alexithymia, perceived stress and Temparement-character factors is Predisposing factors in preparation to addiction.
    Keywords: Temparement-character, Alexithymia, Percieved Stress, Addiction Preparation