فهرست مطالب

پرستاری کودکان - سال ششم شماره 1 (پاییز 1398)
  • سال ششم شماره 1 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رضا جهانشاهی*، عاطفه ملکیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری صفحات 1-8
    مقدمه
    استقلال در توالت رفتن و کنترل ادرار و اجابت مزاج، یکی از  مراحل بسیار مهم تکاملی برای کودکان و مرحله مهم تربیتی برای والدین است. هدف از این مطالعه بررسی تجارب مادران از آموزش خشک ماندن و کنترل دفع ادرار در کودکان نوپا بوده است.

    روش
    در این پژوهش کیفی (1397) ، 26 مادر دارای کودک 3 تا 5 سال با استفاده از نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع وارد مطالعه شدند. محیط پژوهش متناسب با پژوهش کیفی، مراکز بهداشت شهرستان گرگان در نظر گرفته شدند. برای گرداوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار و باز پاسخ درباره تجربه مادر از آموزش خشک ماندن استفاده شد. مصاحبه ها ضبط، دست نویس و مطابق روش "تحلیل محتوای کیفی" تحلیل شدند.

    یافته ها
    دامنه سنی برای آغاز آموزش مادران به منظور خشک ماندن کودک میانگین دو سال و یک ماه بوده است. تصمیم برای شروع آموزش از پوشک گرفتن به توصیه اطرافیان و یا با پی بردن به علائم  آمادگی در کودکان متغیر بوده است. رویه های مورد استفاده در تربیت ادراری کودکان به صورت "صحبت و توجیه، یادآوری های مکرر، تشویق، تنبیه، استفاده از وسایل کمک آموزشی  بودند. ترس از توالت، لجبازی با والدین، ترس از ظاهر ادرار و مدفوع از سایر مواردی بوده است که مشارکت کنندگان به آن اشاره داشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه منجر به دسترسی به درک بهتری از تجارب مادران در تعلیم به توالت رفتن کودکان شد. الگوی غالب یا برجسته ای در آموزش به کودکان شناسایی نشد. به نظر می رسد همه مادران به آموزش درباره آمادگی والدین برای شروع این فرایند نیاز دارند.
    کلیدواژگان: آموزش توالت، آموزش خشک ماندن، تحقیق کیفی، کنترل ادراری، رشد و تکامل
  • صدیقه یگانه، نیلوفر معتمد، سعید نجف پور بوشهری، مریم روانی پور* صفحات 9-16
    مقدمه
    وابستگی تغذیه ای شیرخوار به خانواده، وی را در زمره ی مهم ترین گروه های تحت تاثیر ناامنی غذایی قرار داده است. این مطالعه با هدف تعیین شاخص های دموگرافیک مرتبط با ناامنی غذایی در خانوارهای بوشهری دارای کودک یک تا دوسال انجام گرفت.
    روش
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی 400 مادر دارای کودک یک تا دوسال به روش تصادفی سهمیه ای انتخاب شدند. وضعیت امنیت غذایی با پرسش نامه 16 گویه ای بومی سازی شده رادیمر کرنل در سه سطح امنیت غذایی خانوار، فرد و کودک به ترتیب با همسانی درونی 0.89 ، 0.82 و  0.79 سنجیده شد.
    یافته ها
    میزان ناامنی غذایی در سطح خانوار 51.5%، درسطح فرد22.3% و در سطح کودکان11.3% بود. تحصیلات دانشگاهی مادر(8.09=OR، 24.83-2.63=CI) و پدر(8.93=OR، 26.69-2.9=CI)، اشتغال مادر(4.09=OR، 7.19-2.33=CI)، زندگی با دیگران (0.3=OR، 0.7-0.13=CI)، سن مادر (1.04=OR، 1.08-1=CI)، سطح درامد بین یک تا دو میلیون تومان(4.18=OR، 6.61-2.65=CI)و بالاتر از دو میلیون تومان(17.44=OR، 39.45-7.71=CI) از جمله شاخص های تاثیرگذار بر ناامنی غذایی خانوارهای بوشهری بودند. سنجش همزمان متغیرهای مرتبط با امنیت غذایی در رگرسیون لجستیک باینری نشان داد نهایتا تنها شغل پدر و درامد اثری مستقل بر امنیت غذایی دارند.
    نتیجه گیری
    ناامنی غذایی حدودا دو برابری  فرد، در مقابل ناامنی غذایی درشیرخوار میتواند بیانگرتحمل گرسنگی توسط اعضای خانوار جهت جلوگیری از گرسنگی شیرخوار باشد. مطالعه حاضر، امنیت غذایی خانواده را از نظرکمی برآورد کرده و مطالعات تکمیلی در زمینه یادآمد غذایی همراه با آزمایش های بالینی مطالبه می نماید.
    کلیدواژگان: امنیت غذایی، شیرخوار، ایران
  • فرزانه عباسیان، طیبه ریحانی*، سیدمحسن اصغری نکاح، حمیدرضا بهنام وشانی صفحات 17-22
    مقدمه
      بستری شدن در بیمارستان باعث ترس کودکان می شود و این امر می تواند عامل مهمی در به تاخیر انداختن بهبودی آنان باشد. لباس پرستاران مکمل ارتباط غیرکلامی است و نقش اساسی در ساختن محیط کم استرس را دارد. کودکان روپوش های زنانه رنگارنگ را به لباس های سنتی ترجیح می دهند، بنابراین با توجه به  این که ظاهر پرستاران در مراکز درمانی نقش مهمی در ایجاد حس اعتماد بیماران خصوصا کودکان دارد شایسته است که پرستاران رنگ و طرح لباس خود را به گونه ای انتخاب نمایند که موجب جلب اعتماد و توجه کودکان شود. این مطالعه با هدف، تعیین تاثیر لباس مصور شده بر ترس بدو پذیرش درکودکان 6-3 سال انجام گردید.
    روش
    این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهه بود که بر روی 50 کودک 6-3 سال در بدو پذیرش در بخش اطفال بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام گردید. کودکان واجد شرایط به دو گروه مداخله و کنترل به صورت تخصیص تصادفی ساده صورت گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش جمع آوری شد. در بخش اول فرم، مشخصات فردی به صورت مصاحبه و با استفاده از پرونده کودکان تکمیل شد و در بخش دوم جهت بررسی ترس از ابزار خودگزارشی ترس (Child Fear Scale)  استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد، میزان ترس در گروه کنترل بیشتر از  لباس بوده است و این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود (0/001 ≥ p).
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که مداخله با لباس مصور شده  باعث کاهش ترس در کودکان شده است بنابراین جهت کاهش ترس کودکان استفاده از لباس مصور شده در بخش اطفال توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پذیرش، ترس، کودکان، لباس پرستار
  • سمانه نجفی، نجمه ابراهیمی، نجمه سادات حاجی وثوق، علیرضا نمایی قاسم نیا*، میثم محسنی، مجتبی خوشدست کاخکی صفحات 23-30
    مقدمه
    دوره نوجوانی یکی از بحرانی ترین مراحل زندگی آدمی است. ورود به این دوره اغلب افراد را با مشکلاتی از جمله کاهش عزت نفس مواجه می کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی در عزت نفس نوجوانان شهر گناباد در سال 1395 انجام شد.
    روش
    این پژوهش مقطعی بر روی 202 نفر از  نوجوانان شاغل به تحصیل در دبیرستان در سال 1395 انجام گرفت. نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب و داده ها از طریق پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ، ویژگی های شخصیتی نئو و سبک های دلبستگی کولینز و رید جمع آوری شد. سپس با آزمون های رگرسیون خطی، ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل و آنالیز واریانس تحلیل گردید. P-Value در سطح کمتر از 0/05 معنی دار لحاظ شد.
    یافته ها
    بین سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی با عزت نفس رابطه ای مثبت و معنادار و بین سبک های دلبستگی اضطرابی با عزت نفس ارتباطی منفی و معنادار وجود دارد. علاوه بر این بین حیطه های برون گرایی، توافق و وظیفه شناسی با عزت نفس ارتباطی مثبت و معنادار و بین حیطه روان رنجوری با عزت نفس ارتباطی منفی و معنادار وجود دارد.
    نتیجه گیری
    توصیه می شود از طریق مداخلاتی نظیر آموزش والدین و افراد دخیل در نظام آموزشی با محوریت چگونگی تربیت فرزندان و دانش آموزانی با سبک های دلبستگی ایمن و ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده ی مثبت عزت نفس  از شکل گیری برخی مشکلات این دوران جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: دلبستگی، شخصیت، عزت نفس، نوجوانی
  • صدیقه خنجری، زیبا فتحی*، حمید حقانی صفحات 31-38
    مقدمه
    نوزادان مبتلا به شرایط تهدید کننده حیات نیازمند دریافت مراقبت های پایان زندگی هستند. پرستاران به دلیل ایفای نقش اصلی در ارائه مراقبت های انتهای زندگی برای بیمار باید از نگرش مناسبی برخوردار باشند. بنابراین  این پژوهش با هدف "تعیین نگرش پرستاران نسبت به مراقبت پایان زندگی در بخش های مراقبت ویژه نوزادان " اجرا گردیده است.
    روش
      در این مطالعه توصیفی - مقطعی 214 نفر از پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه نوزادان مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی ایران، شهیدبهشتی و تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه نگرش نسبت به مراقبت های پایان زندگیFATCOD (Frommelt Attitudes toward Care of the Dying Scale) بود. روایی محتوا و پایایی پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و ضریب همسانی درونی 0/76تعیین شد.
    یافته ها
    میانگین  و انحراف معیار نمره نگرش پرستاران نسبت به مراقبت های پایان زندگی مساوی 9/5±97/8 از نمره کل با دامنه30 تا  150بود که  بیش تراز میانگین نمره کل ابزار است.در عین حال بین نگرش با سمت شغلی (0/008=p) رابطه معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به میانگین نمره نگرش کسب شده توسط پرستاران مورد مطالعه به نظر می ر سد آمادگی وتمایل برای آموزش مراقبت های پایان زندگی برای پرستاران بخش های مراقبت های ویژه نوزادان وجود دارد. این مطالعه اهمیت برنامه ریزی آموزشی جهت ارتقای نگرش پرستاران نوزادان نسبت به مراقبت های پایان زندگی وتدوین برنامه ای مدون آموزشی در این راستا را پیشنهاد می کند.
    کلیدواژگان: نگرش، مراقبت های پایان زندگی، پرستاران، بخش مراقبت های ویژه، نوزادان
  • زهره شجاعی، محسن گل پرور*، محمدرضا بردبار، اصغر آقایی صفحات 39-45
    مقدمه
    کودکان مبتلا به سرطان در کنار درمان های پژشکی، نیازمند درمان های روان شناختی برای غلبه بر بیماری خود و پیامدهای آن هستند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر هنر- بازی درمانی شناختی-رفتاری و قصه درمانی شناختی-رفتاری بر ادراک درد و امیدواری در کودکان مبتلا به سرطان اجرا شد.
    روش
    پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 36  کودک 8 تا 12 سال مبتلا به سرطان در بیمارستان امیر شهر شیراز بودند، که به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه درمانی و یک گروه کنترل (12 نفر برای هر گروه) گمارده شدند. مقیاس درد اوشر (OPS- بی یر و همکاران، 1992) و مقیاس امیدواری کودکان (CHS-اسنایدر و همکاران، 1997) برای سنجش متغیر وابسته در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. گروه اول و دوم در کنار درمان های پزشکی، دوره درمان هنر-بازی درمانی شناختی-رفتاری و قصه درمانی شناختی-رفتاری را به مدت 12 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل فقط درمان های متداول پزشکی را ادامه دادند. داده ها از طریق تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده (مکرر) رتبه ای تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین هنر- بازی درمانی شناختی-رفتاری و قصه درمانی شناختی-رفتاری با گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری در ادراک درد (0/001> P، 33/005=L) و امیدواری کودکان (0/001> P، 33/67=L) تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد هنر بازی درمانی شناختی-رفتاری با قصه درمانی شناختی-رفتاری در ادراک درد دارای تفاوت معنادار نیستند، ولی در امیدواری کودکان بین هنر-بازی درمانی (اثر نیرومندتر) و قصه درمانی تفاوت معنادار وجود داشت (0/001> P).
     
    نتیجه گیری
    هنر-بازی درمانی شناختی-رفتاری در افزایش امیدواری و هر دو درمان هنر-بازی درمانی شناختی-رفتاری و قصه درمانی شناختی-رفتاری نیز بر کاهش ادراک درد در کودکان مبتلا به سرطان موثر بودند. بنابراین از این دو نوع درمان می توان برای بهبود امیدواری و کاهش ادراک درد در کودکان مبتلا به سرطان در مراکز درمانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درد، امیدواری، هنر-بازی درمانی، قصه درمانی، کودکان سرطانی
  • سمانه نجفی، معصومه امیری دلویی، فائزه چوبدار، سمیه صحرانورد، فاطمه خلیلی* صفحات 46-52
    مقدمه
    شاخص توده بدنی مادر و میزان افزایش وزن دوران بارداری نقش مهمی در نتیجه بارداری دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط شاخص توده بدنی مادر قبل از بارداری با شاخص های انتروپومتریک و بروز ایکتر در نوزادان شهر گناباد در سال 1396 انجام شد.
    روش
    این مطالعه مقطعی بر روی 327 زن مراجعه کننده به مراکز سلامت جامعه شهر گناباد در سال 1396 به روش سرشماری صورت گرفت. شاخص های آنتروپومتریک و شاخص توده بدنی مادر قبل از بارداری بر اساس اطلاعات موجود در پرونده های مراکز بهداشتی شهری گردآوری شد. داده ها با SPSS نسخه 16 و آمار توصیفی و رگرسیون خطی تحلیل شد. سطح معناداری کمتر از 0/05 لحاظ شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین وزن و دورسر نوزاد با BMI اولیه مادر ارتباط آماری معنادار وجود داشت (0/009P=)، اما بین قد نوزاد و سطح بیلی روبین نوزادان مبتلا به ایکتر و BMI اولیه مادر ارتباط آماری معناداری یافت نشد (0/05P).
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط شاخص توده بدنی اولیه مادر با شاخص های انتروپومتریک نوزادان، لازم است ضمن ارزیابی دقیق شاخص توده بدنی اولیه مادران، در مراقبت های پیش از بارداری آموزش و مشاوره تغذیه ای لازم به مادر ارائه گردد. لذا اصلاح رفتارهای بهداشتی و تنظیم وزن در وقوع زایمان سالم و بی خطر و جلوگیری از بروز عوارض نقش مهمی ایفا می کند.
    کلیدواژگان: شاخص توده بدنی، بارداری، رشد، نوزاد، ایکتر
  • کبری ملاحی، سیما قدرتی*، حمیدرضا وطن خواه صفحات 53-60
    مقدمه
    پایتخت ها و شهرهای بزرگ بسیاری از کشورهای در حال توسعه محل زندگی و کار کودکان است. زندگی خیابانی با استرس ها و خطراتی همراه است. یکی از عمده ترین خطرات، سوءاستفاده جنسی است. رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری های جسمی به همراه ترس و خشم از آثار دائمی کودک آزاری است.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع تحقیقات اثری و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری موردمطالعه دختران 11 تا 15 ساله آسیب دیده جنسی از گروه کودکان کار شهر تهران درسال 1397 می باشدو روش نمونه گیری هم نمونه گیری در دسترس با گمارش تصادفی است.از این طریق 30 نفرنمونه انتخاب ودر دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری برای دو متغیر پرخاشگری و مهارتهای اجتماعی، پرسشنامه پرخاشگری نیلسون و پرسشنامه سنجش مهارتهای اجتماعی ماتسون می باشد. متغیر مستقل ده جلسه بازی درمانی گروهی گشتالتی است.
    یافته ها
    نشان داد که بازی درمانی گروهی با رویکرد گشتالتی حداقل در یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معناداری ایجاد کرده است(پرخاشگری 0/002= 23/64=F و مهارتهای اجتماعی 0/002=   20/695 = F و 0/002 P<).
    نتیجه گیری
    این نتایج نشان داد که با توجه به مشکلات رفتاری و روانی کودکان آسیب دیده جنسی از گروه کودکان کار یکی از موثرترین مداخله های درمانی، بازی درمانی با رویکرد گشتالتی خواهد بود.
    واژگان کلیدی: بازی درمانی گروهی، رویکرد گشتالتی، کودکان کار، پرخاشگری، مهارتهای اجتماعی ، کودک آزاری جنسی.
    کلیدواژگان: بازی درمانی گروهی، رویکرد گشتالتی، کودکان کار، پرخاشگری، مهارتهای اجتماعی، کودک آزاری جنسی
  • لیلا محمدی، پریسا حجازی دینان*، پروانه شمسی پور دهکردی صفحات 61-69
    مقدمه
    کودکی، مهم ترین دوران شکوفایی انسان و اساسی ترین پایه برای تامین سلامت در دوره های زندگی از لحاظ جسمانی، روانی، اجتماعی و شناختی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه شایستگی حرکتی، اندازه های نموی و شاخص توده بدنی کودکان 4-6 سال شهر تهران در سه محیط مهدکودک، خانه و شیرخوارگاه  انجام شد.
    روش
    روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش کودکان دختر و پسر 6-4ساله شهر تهران در سه محیط متفاوت بودند. 90 کودک (30 نفر در هر یک از محیط های مهد، خانه و شیرخوارگاه) بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه مشخصات فردی، فرم کوتاه آزمون تبحر حرکتی بروینینکز- ازرتسکی و اندازه گیری شاخص های نموی و شاخص توده بدنی جمع آوری شدند.
     یافته ها
    بین تبحر حرکتی کودکان در محیط های متفاوت خانه، مهد، شیرخوارگاه (001/=P) تفاوت معنی دار است و کودکان مهد تبحرحرکتی بالاتری نسبت به کودکان خانه و شیرخوارگاه داشته اند. تاثیر محیط های متفاوت بر فاکتورهای نمو در متغیرهای قد، درصد چربی، پهنای شانه، پهنای لگن و محیط سر معنی دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد کودکان مهد در مقایسه با کودکان محیط های خانه و شیرخوارگاه قد بلندتر و درصد چربی بیشتر، در حالی که کودکان ساکن خانه پهنای شانه، لگن خاصره و محیط سر بزرگتری نسبت به کودکان مهد و شیرخوارگاه داشتند. اما تفاوت ها در فاکتورهایی دیگر نمو مانند (وزن، قد نشسته، محیط های بازو و ساق پا) و شاخص توده بدن معنی دار نبود.  کودکان پرورش یافته در محیط خانه و مهد کودک در مقایسه با کودکان پرورش یافته در محیط شیرخوارگاه در این متغیرها دارای میانگین بالاتری بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد نوع محیطی که کودک در آن پرورش می یابد بر تبحر حرکتی و برخی اندازه های نموی تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: فراهم سازی، آنتروپومتریک، رشد حرکتی، رشد جسمانی
  • هدی کاظمی، آناهیتا خدابخشی کولایی* صفحات 70-76
    مقدمه
    مرگ یک شخص مهم در زندگی هر فرد، سخت ترین حادثه ای است که می تواند تجربه کند. در این میان، کودکان داغدیده 2 تا 16 ساله یک جمعیت آسیب پذیر در معرض خطر آسیب اجتماعی و روانی هستند. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی درک کودکان از مفهوم مرگ و مولفه های آن در دوره های تحولی- شناختی بر اساس نظریه ی پیاژه و نظریه ی نگی انجام شده است.
    روش
    در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار به بررسی مفاهیم مرگ در نظریه های تحولی - شناختی پیاژه و نگی پرداخته شده و با توجه به کدگذاری باز، محوری و انتخابی به صورت جزئی، مفاهیم با توجه به سن و دوره های تحولی و ویژگی های روان شناختی استخراج گردیده است.
    یافته ها
    طبق بررسی های انجام شده، از تطبیق این دو نظریه، چهار محور یا کد انتخابی از مولفه های مرگ استخراج شده که عبارتند از: ثبات، عمومیت، فقدان کنش وری و علیت. که مولفه ی ثبات و علیت در سنین 7 تا 11سالگی و مابقی مولفه ها در سنین11 تا 16 سالگی به صورت کامل درک می شوند.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش می تواند در جهت بهبود مطالعه ی دوره های تحول مفهوم مرگ در کودکان و شناخت عمیق نظریات موجود پیرامون این مفهوم، مفید واقع شود. هم چنین با استفاده از نتایج بدست آمده می توان به ارتقای سطح آگاهی والدین، مربیان، مشاوران و متخصصان کودک در جهت درمان علائم متعاقب از سوگ، کمک کرد.
    کلیدواژگان: رشد و تحول، مرگ، تحلیل محتوای کیفی جهت دار
|
  • Reza Jahanshahi*, Atefeh Malekyan, Akram Sanagoo, Leila Jouybari Pages 1-8
    Introduction
    Independence in going to toilet, controlling urination and bowel movements, is one of the most important developmental stages for children and an important educational process for parents. The purpose of this study was to examine the experiences of mothers with the training of dry and urinary control in toddlers.
    Method
    In this qualitative research (1397), 26 mothers with a child aged 3 to 5 years were enrolled using purposeful sampling with maximum variation. For collecting data, semi structured interviews and open-ended responses to mother's experiences of toilet training were used. The research environment was proportional to the qualitative research, the building of the health center. Interviews were recorded, handwritten and analyzed according to the method of "Content Quality Analysis".
    Results
    The age range for mothers to start toilet training was two years and one month.
    The decision to start toilet training has been on the advice of people around you or by finding out about the signs of being ready for children. The procedures used in the pediatric urinary training were "spoken and persuaded, repeated reminders, encouragement, punishment, and the use of various teaching aids." Fear of toilet, stinging with parents, fear of the appearance of urine and feces were among other things that the participants referred to.
    Conclusion
    This study made it possible to gain a better understanding of the experiences of mothers in toilet training. The dominant or prominent pattern in teaching children was not identified.   It seems that all mothers need education about toilet training for their children.
    Keywords: Toilet training, Dry stay training, Qualitative research, Urinary control, Growth, evolution
  • Sedigheh Yeganeh, Niloofar Motamed, Saeid Najafpourbushehri, Maryam Ravanipour* Pages 9-16
    Introduction
    The nutritional dependency of infants on parents put them among the most vulnerable groups affected by food insecurity. The present study aimed to determine demographic characteristics related to food insecurity in Bushehrian households with infants aged 1-2 years.
    Methods
    In a descriptive and analytical cross-sectional study, 400 mothers with infants aged 1-2 years were randomly selected. The food security situation was measured with a 16-point questionnaire of localized Radimer cornell at three levels of the household, the individual and the child, with the internal consistency of food security as 0.89, 0.82 and 0.79, respectively.
    Results
    The rate of food insecurity at household, individual, and child level was 51.5%, 22.3%, and 11.3%, respectively. Among the indicators affecting the food insecurity of Bushehrian households were the higher education of the mother (OR=8.09, CI=2.63-24.83), the higher education of the father (OR=8.93, CI=2.9-26.69), employment of the mother (OR=4.09, CI=2.33-7.19), multi-person household (OR=0.3, CI=0.13-0.7), the mother’s age (OR=1.04, CI=1-1.08), income between 10 to 20 million IRR (OR=4.18, CI=2.65-6.61), and income >20 million IRR (OR=17.44, CI=7.71-39.45). Binary logistic regression analysis of food security-related variables showed that only the father’s job and income have an independent effect on food security.
    Conclusions
    A 2-fold food insecurity at the individual level contrasted with infant’s food insecurity is an indicator of household’s self-sacrifice to prevent infant’s starvation. In the present study, household food security was evaluated quantitatively. Further research in the form of dietary recalls together with clinical trials is recommended to complement the current study.
    Keywords: Food Security, Infant, Iran
  • Farzaneh Abbasian, Tayyebeh Reyhani*, Seyyed Mohsen Asghari Nekah, Hamidreza Behnam Vashani Pages 17-22
    Introduction
    Hospitalization causes children to be afraid,and this can be an important factor in delaying their recovery. Nurse's dress creates non-verbal communication and creates a low stressed environment . Children prefer colorful skirts to formal dresses  . Therefore, considering that nurses' appearance in treatment centers plays an important role in creating a sense of trust among patients, especially children, it is advisable for nurses to choose the color and design of their clothes in a way that attracts children's trust and attention. The purpose of this study was to influence of the illustrated clothing on fear of admission in children aged 6 to 3 years.
    Methods
    In randomized control trial at Imam Reza hospital of Mashhad, 50 children aged between 3 and 6 years old who were admitted and was divided into two groups of intervention and control by simple random assignment. Data were collected using a questionnaire consisting of two sections. In the first part of the form, the individual characteristics were completed by interview and using the children's case file. In the second part, the Child Fear Scale was used to examine the fear.
    Results
    Findings showed that the level of fear was significantly higher in the control group than the intervention group and this difference was statistically significant (p<0.001).
    Conclusion
    The study showed that the intervention with illustrated clothing reduces fear in children, therefore, it is recommended to use the illustrated clothing in the pediatric ward to reduce the child's fear.
    Keywords: admission, children, fear, nursing clothes
  • Samane Najafi, Najmeh Ebrahimi, Najme Sadat Hajivosough, Alireza Namaeiqasemnia*, Meysam Mohseni, Mojtaba Khoshdastkakhki Pages 23-30
    Introduction
    Adolescence is one of the most sensitive and most critical stages of human life. An entry in this period, most people are faced with numerous problems including low self-esteem stems. This study aimed to determine the role of attachment styles and personality characteristics in adolescents' self-esteem in Gonabad in 2017.
    Method
    This study is analytical and cross-sectional and correlational study that on 202 adolescents studying in high school of Gonabad in 2017 was conducted. The samples were selected by random cluster sampling data through Rosenberg Self- Esteem, Collins and Reid attachment styles and NEO Personality questionnaires were collected. Then, with linear regression, Pearson correlation coefficient, t-test and ANOVA tests were analyzed. P-Value at the less level than 0/05 was considered significant.
    Results
    Between secure and insecure attachment styles with self-esteem in a positive and significant relationship and between anxious attachment styles with self-esteem negative significant relationship there is. In addition to, between the scope of extraversion, agreeableness and conscientiousness with self-esteem there is a positive and significant relationship and between self-esteem with neuroticism scope there is negative and significant relationship.
    Conclusion
    Regarding the results, hence should be using psychologists, counselors and other effective professionals, to the education of parents and those involved in the educational system with a focus on "how to train children and students with secure attachment styles and personality characteristics positive predictor self-esteem" was taken to prevent the formation of some problems this time.
    Keywords: Attachment, Personality, Self-esteem, Adolescence
  • Sedighe Khanjari, Ziba Fathi*, Hamid Haghani Pages 31-38
    Introduction
    Infants with life-threatening conditions need to receive palliative care. Nurses should have appropriate attitudes due to their key role in end-of-life care to the patient.Therefore, this study is conducted with the aim of "determining attitude of nurses towards end-of-life care in neonatal intensive care units (NICUs) ".
    Method
    In this descriptive cross-sectional study, 214 nurses working in Neonatal intensive care unit of medical education centers affiliated to Iran University of Medical Sciences, Shahid Beheshti and Tehran University were selected by available sampling method. The data collection tool was a Frommelt Attitudes toward Care of the Dying Scale (FATCOD). Content validity and reliability of the questionnaire were analyzed and the Intraclass Correlation Coefficient was determined 0.76.
    Result
    The mean and standard deviation of nurses' attitude toward end-of-life care were 97.8 ± 9.59 out of a total score ranging from 30 to 150, which is more than the mean total score of the tool. Meanwhile, there was a statistically significant relationship between attitude and job position (P = 0.008).
    Conclusion
    Regarding the mean scores of attitudes obtained by nurses, there seems to be a readiness and willingness to provide end-of-life care education for nurses in neonatal intensive care units. This study suggests the importance of educational planning in order to promote the attitude of neonatal nurses toward end- of- life care and the educational curriculum in this regard
    Keywords: Attitude, Terminal Care, Nurses, Intensive Care Units, Neonatal
  • Zohreh Shojaei, Mohsen Golparvar*, Mohammad Reza Bordbar, Asghar Aghaei Pages 39-45
    Introduction
    Children with cancer, along with medical treatments, need psychological treatments to overcome their illness and its consequences. The aim of this study was to determine the effects of cognitive-behavioral art-play therapy and cognitive-behavioral story therapy on pain perception and hope in children with cancer.
    Methods
    The current study was quasi-experimental research with pre-post-test and follow-up and control group. The research participants consisted of 36 children with cancer aged 8-12 years old in Amir Hospital, in Shiraz city, who were selected using purposeful sampling method and were randomly assigned to two therapeutic groups and a control group (each group with 12 people). Oucher Pain Scale (OPS-Beyer et al, 1992) and Children’s Hope Scale (CHS- Snyder et al, 1997) was used to measure the dependent variable in pretest, post-test and follow up. The first and second group along with medical treatments received a treatment course on cognitive-behavioral art-play therapy and cognitive-behavioral story therapy in 12 sessions and control group only continued regular medical treatments. The data were analyzed using rank-order repeated measures analysis of variance.
    Results
    The results revealed that there was a significant difference between cognitive-behavioral art-play therapy and cognitive-behavioral story therapy with control group in pain perception (L=33.005, P <0.001) and hope of children (L=33.67, P <0.001) in post-test and follow-up stages. Also results revealed that there was no significant difference between cognitive-behavioral art-play therapy and cognitive-behavioral story therapy in pain perception, but there was a significant difference between cognitive-behavioral art-play therapy (stronger effect) and cognitive-behavioral story therapy in hope of children.
    Conclusion
    Cognitive-behavioral art-play therapy has been effective in increase hope and both of cognitive-behavioral art-play therapy and cognitive-behavioral story therapy has been effective in reducing the pain perception of children with cancer. Therefore, we can use these two therapies to improve the hope and decrease pain perception of these children in therapeutic centers.
    Keywords: Pain, Hope, Art-Play Therapy, Story Therapy, Children’s with Cancer
  • Samane Najafi, Masoumeh Amiridelui, Faezeh Choobdar, Somayeh Sahranavard, Fatemeh Khalili* Pages 46-52
    Introduction
    Maternal BMI and weight gain during pregnancy plays an important role in the outcome of pregnancy. This study aimed to determine the relationship between mother's BMI before the pregnancy with anthropometric indicators and jaundice in neonates of Gonabad city in 2017.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 327 women referring to community health centers of Gonabad city in 2017 by census method. Anthropometric indicators and maternal BMI were collected based on the information in urban health centers records. Data were analyzed by SPSS version 16 and descriptive statistics and linear regression. The significance level was less than 0.05.
    Results
    The results showed that there was a significant relationship between mother’s primary BMI with weight and head circumference at birth However (P=0/009), there was no significant relationship between height at birth and the bilirubin level in neonates with jaundice and mother's primary BMI (P>0/05).
    Conclusion
    According to the relationship between mother's primary BMI with anthropometric indicators in neonates, it is necessary to provide nutritional education and counseling for mother in prenatal care while accurate evaluation mother's primary BMI. Therefore, the correction of health behaviors and weight adjustment plays an important role in the occurrence of healthy and unsafe childbirth and the prevention of complications.
    Keywords: Body mass index, pregnancy, growth, newborn, jaundice
  • Kobra Mallahi, Sima Ghodrati*, Hamidreza Vatankhah Pages 53-60
    Introduction; capitals and cities of many developing countries are the place where children live and work. Street life is accompanied by stress and dangers. One of the biggest dangers is sexual abuse. Antisocial behavior and physical aggression with fear and resentment, are the perpetual effects of child sexual abuse.
    Method
    the present research is a semi-experimental and experimental research with a pre – test and post – test design with the experimental and control group. The statistical population of this study is sexual abused girls of 11-15 year old in Tehran`s child labor's group in 1397.and the sampling method, sampling available with random assignment. In this way 30 people were selected as samples and divided into two experimental and control groups. Measuring devices for variables aggression and social skills are questionnaire aggression Nielsen and questionnaire social Matson and independent variable is the ten sessions of gestalt group play therapy.
    Results
    Finding showed that gestalt group play therapy with at least one of the dependent variables had a significant difference in the behavioral approach. (Aggression: P> 0/002    F=23/64) (Social skills: P>0/002 F= 20/695).
    Conclusion
    the results showed that considering the behavioral and psychological problems of   child sexual abuse in the child labor's group, one of the most effective therapeutic interventions would be gestalt group play therapy.
    Keywords: group play therapy, Gestalt, child labor, aggression, social skill, child sexual abuse
  • Leila Mohamadi, Parisa Hejazi Dinan*, Parvaneh Shamsipour Pages 61-69
    Introduction
    Childhood is the most important period of human prosperity and the most basic basis for health in the later periods of life, physically, mentally, socially and cognitively. In this regard, one of the most important factors affecting children's overall development is environmental factors. The present study aimed to compare motor competence, developmental dimensions and body mass index of children aged 4-6 in 3 environments; kindergartens, home and nursery in Tehran.
    Methods
    This descriptive study was of causal-comparative type. The statistical population of the study was 4-6 years old girls in Tehran city in three different setting environments (home, kindergarten and nursery). Ninety children (30 in each environment) were selected by sampling method and based on inclusion criteria. Data were collected using a personal profile questionnaire, the short form of Bruininx-Oseretsky Expedition Test, anthropometric measurements and body mass index.
    Results
    There is a significant difference between motor skills of children at home, kindergarten and nursery. The kindergarten children have higher prevalence rates than home and nursery children. The effect of different environments on developmental factors was significant in height, percent of fat, shoulder width, pelvic width, and head circumference. Comparing the averages showed that kindergarten children had a higher height and fat percentage compared with children at home and nursery, while children at home had wider shoulder, pelvic and head circumference than kindergarten children. Differences in other developmental factors and body mass index were not significant but the values were higher in home and kindergarten children compared to children in nursery environment.
    Conclusions
    The results showed that the type of environment in which the child was reared influences development of motor skill and some other developmental dimensions.
    Keywords: Affordance, Anthropometric, motor development, physical development
  • Hoda Kazemi, Anahita Khodabakhshi Koolaee* Pages 70-76
    Introduction
    The death of an important person in every person's life is the hardest event that can experience. In the meantime, the bereaved children   of a vulnerable population are at risk of social and psychological harm.
    The aim of this study was to investigate how children understand the concept of death and its components in cognitive-evolutionary periods based on Piaget's theory and Nagy' theory.
    Method
    This is a review study using a qualitative Content research method, the concepts of death in the Piaget and Nagy evolutionary theories are investigated and, with regard to open, axial, and selective coding, are partially conceptualized according to age and developmental stages and psychological features have been extracted.
    Results
    According to the studies, Nagy and Piaget's theories on the concept of death have had a great deal of commonality and complementarity.
    Finally, from the implementation of these two theories, four axes or selected codes of the components of death are extracted: stability, generality, non-functionality and causation. The components of stability and causality are fully understood at the age of 7-11 and the rest of the components at the age of 11-16.
    Conclusion
    The results of this research can be useful in improving the study of the evolution of the concept of death in children and the profound understanding of existing theories around this concept. Also, using the results can help raise the awareness of parents, educators, counselors and pediatricians in the treatment of subsequent symptoms of mourning.
    Keywords: Death, Growth, developmental, directed content Analysis