فهرست مطالب

مخاطرات محیط طبیعی - پیاپی 22 (زمستان 1398)
  • پیاپی 22 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • اثر تغییر اقلیم بر فنولوژی بادام در استان چهار محال و بختیاری
    مریم سید عبداللهی، بهلول علیجانی*، قاسم عزیزی، فریده اسدیان صفحه 1

    هدف از این پژوهش بررسی اثرات تغییر اقلیم بر فنولوژی بادام در استان چهار و محال بختیاری به عنوان یک منطقه با نوسانات دمایی شدید می باشد. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از مدل ریز مقیاس کننده SDSM و داده های بزرگ مقیاس گردش عمومی جو canESM2 استفاده شد. داده های روزانه دمای کمینه، بیشینه و بارش در دوره آماری 30 سال (2015-1985) برای چهار ایستگاه به عنوان داده های مبنا استفاده شد و با استفاده از مدل SDSM و گردش عمومی canESM2 تحت دو سناریو RCP 4.5 و 8.5 از سال 2020 تا 2050 میلادی با مقادیر فعلی مقایسه و تغییرات آن مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که عامل ارتفاع نقش مهمی در تغییر عناصر اقلیمی و به تبع آن تغییرات زمانی مراحل فنولوژی بادام در منطقه پژوهش شده است. بررسی سناریوهای مورد بررسی نشان می دهد که تحت تاثیر تغییرات اقلیمی تقویم زراعی محصول بادام تغییر می کند و تاریخ مراحل فنولوژی محصول زودتر اتفاق می افتد. همچنین طول دوره ی رشد به علت گرم شدن منطقه و زودتر کامل شدن درجه روزهای رشد مورد نیاز کاهش پیدا می کند. الگوی مکانی تغییرات مراحل فنولوژی نشان داد که در هر دو سناریو میزان تغییرات در قسمت های جنوبی استان بیشتر و به سمت شمال از میزان تغییرات کاسته می شود. با توجه به اینکه در دوره ی پیش بینی مرحله ی شکفتن جوانه ها زودتر اتفاق می افتد و با یخبندان های دیررس بهاره درخت بادام همزمان است و این مرحله در مقابل سرما حساس است باید اقدامات مراقبتی افزایش داده شود. نتایج نشان داد در مناطقی که مراحل فنولوژی زودتر اتفاق می افتد، میزان تاثیرپذیری مراحل فنولوژی کشت بادام از تغییرات اقلیمی بیشتر است. در مناطق جنوبی استان مراحل فنولوژی استان زودتر از سایر قسمت ها اتفاق می افتد و این مناطق تاثیرپذیری بیشتری از تغییر اقلیم دارند

    کلیدواژگان: بادام، فنولوژی، سناریو، رابطه کشت بادام با اقلیم، چهارمحال و بختیاری
  • پهنه بندی خطر زمین لغزش با استفاده از منطق فازی (مطالعه ی موردی: حوضه ی آبخیر سد چم گردلان ایلام)
    ذبیح الله رستمی، سید علی المدرسی*، علی اکبر جمالی صفحه 2

    در این پژوهش برای تهیه نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش حوضه آبخیز سد ایلام از طریق وزن دهی به معیارهای اصلی و با استفاده از توابع عضویت فازی و ایجاد بهترین تابع رابطه بین حضور و عدم حضور زمین لغزش و مجموعه ای از عوامل استفاده شده است. ابتدا نقاط لغزشی با استفاده از عکسهای هوایی، نقشه های توپوگرافی 1:50000 و زمین شناسی 1:100000 و بازدیدهای میدانی و نرم افزار Google Earth مشخص و متعاقب آن نقشه ی پراکنش زمین لغزش منطقه تهیه گردید. سپس هر یک از عوامل موثر در محیط نرم افزار ARCGIS رقومی و برای تحلیل های فازی مورد استفاده قرار گرفت. پهنه بندی خطر زمین لغزش در منطقه با استفاده از اپراتورهای فازی Gamma)، Product ،Sum ،Or ،And) صورت پذیرفت. بعد از مرحله فازی سازی و وزندهی، معیارهای موثر در وقوع زمین لغزش های منطقه با استفاده از روش مذکور، از طریق عملگرهای گامای فازی با لانداهای2/0، 5/0، 8/0 و 9/0 نیز تهیه شد و با مقایسه نقشه های نهایی، مدل ایده آل برای پهنه بندی خطر زمین لغزش در این محدوده انتخاب شد. نقشه ی پهنه بندی منطقه قسمتهای مستعد لغزش را در پنج رده(خطر بسیار کم،خطر کم، خطر متوسط، خطر زیاد، خطر بسیار زیاد) نشان می دهد. نتایج نشا ن داد که از میان اپراتورها و عملگرهای فوق، عملگر گاما با لاندای 9/0 به دلیل فازی سازی مناسب هر معیار با استناد به نقشه های پراکنش زمین لغزش های رخ داده و نحوه تفکیک طبقات خطر، روش مناسب تری برای پهنه بندی زمین لغزش ها در این منطقه محسوب می شود.

    کلیدواژگان: زمین لغزش، منطق فازی، اپراتورهای فازی، سامانه ی اطلاعات جغرافیایی، حوضه ی آبخیز سد چم گردلان ایلام
  • تحلیل و محاسبه ابزارهای موردنیاز برای حفاظت کیفی آب بمنظور کمینه کردن مخاطرات وارده به محیط زیست
    محسن دهقانی درمیان، غلامرضا عزیزیان*، سید آرمان هاشمی منفرد صفحه 3

    بروز عواملی مانند کاهش نزولات جوی، رشد جمعیت و پیشرفت صنعت اهمیت توجه به مدیریت صحیح کیفی منابع آب را دوچندان کرده است. منابع ورود آلاینده به رودخانه ها از منظرهای مختلفی تقسیم بندی می شوند. در این تحقیق مدیریت آلاینده های کنترل پذیر و غیرقابل کنترل مدنظر قرار گرفته شد. برای مدیریت وکنترل خسارات ناشی از هریک از انواع این آلاینده ها از ابزار کیفی مشخصی استفاده گردید. ظرفیت جذب در هنگام ورود آلودگی قابل کنترل و جریان رقیق ساز ابزار پیشنهادی این تحقیق برای مدیریت آلودگی غیرقابل کنترل می باشد. برای تحلیل و محاسبه ابزارهای کیفی مذکور از فرایند شبیه سازی بوسیله حل تحلیلی معادله انتقال-پخش آلودگی استفاده شد. منطقه مطالعاتی درنظر گرفته شده در این تحقیق یک منطقه با مشخصات مشخص می باشد که توسط پژوهش های پیشین بسیاری مورد مطالعه قرار گرفته است. پارامترهای متوسط مساحت غلظت غیرمجاز (¯(c_a))، مسافت آسیب دیده (X) و زمان تماس غلظت غیرمجاز آلودگی با رودخانه (T) بعنوان شاخص های تاثیرگذار در محاسبه ابزارهای کیفی، در هر حلقه فرایند شبیه سازی محاسبه شدند. نتایج نشان داد که تغییرات 1/94 درصدی در دبی سیستم رودخانه-مخزن باعث 3/99 درصد تغییر در مقدار ظرفیت جذب محاسبه شده، می گردد. همچنین نتایج نشان می دهد با بکارگیری جریان رقیق ساز مناسب، مقادیر 10 و 20 تن آلاینده ناگهانی ورودی به مقادیر غلظت مجاز 5/0 و 1 میلی گرم بر لیتر در طول رودخانه رسیدند. در این فرایند مقادیر پارامترهای حیاتی کیفی رودخانه شامل (c_a) ، X و T، به ترتیب تغییرات 6/96، 2/92 و 7/53 درصدی را نشان دادند.

    کلیدواژگان: مدیریت کیفی آب، کنترل آلودگی ناگهانی، ظرفیت جذب، جریان رقیق ساز، مدل شبیه سازی کیفی
  • بررسی فرونشست زمین ناشی از برداشت بی رویه آب زیرزمینی در دشت کردی شیرازی، استان هرمزگان
    سیده محدثه موسوی، هادی جعفری*، علی اکبر مومنی، جهانگیر سپهری صفحه 4

    برداشت بیش از حد منابع آب زیرزمینی سبب مخاطرات زیست محیطی زیادی می شود که در بین آنها فرونشست زمین از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. هدف از مقاله حاضر بررسی فرونشست و ایجاد شکاف زمین به عنوان یکی از مخاطرات زیست محیطی ناشی از افت سطح آب زیرزمینی در دشت کردی شیرازی می باشد. بدین منظور تغییرات سطح آب زیرزمینی و وضعیت سطحی و عمقی رسوبات موجود در دشت مورد بررسی قرار گرفته است. داده های سطح آب زیرزمینی اندازه گیری شده در پیزومتر ها در طی 16 سال گذشته (1394-1378) نشان می دهد سطح ایستابی حدود 5/35 متر افت نموده و متوسط نرخ افت سطح آب زیرزمینی حدود 2/2 متر در سال می باشد. برداشت بیش از حد از آبخوان آبرفتی دشت کردی شیرازی ضمن افت سطح آب زیرزمینی سبب ایجاد بارفشاری قابل ملاحظه به رسوبات تشکیل دهنده آبخوان و بنابراین فشردگی و نشست آنها شده است. درنتیجه یک شکاف بزرگ به طول 6/567 متر در سال 1394 در بخش شمال غربی دشت ظاهر شده است. مطابق نتایج این تحقیق دو عامل افت سطح آب زیرزمینی و تغییرات ضخامت لایه ریزدانه رسی موجب نشست نامتقارن، ایجاد منطقه کششی و در نتیجه رخداد شکاف در دشت کردی شیرازی شده است. بر مبنای این عوامل نقشه خطرپذیری ایجاد شکاف ناشی از فرونشست زمین در دشت کردی شیرازی تهیه شده و پهنه های با خطر نسبی زیاد، متوسط و کم مشخص شده است.

    کلیدواژگان: مخاطرات زیست محیطی، افت سطح آب زیرزمینی، نشست زمین، کردی شیرازی
  • تحلیل گستره فضایی عناصر و مواد آلاینده در محدوده شهری باقرشهر تهران
    حبیب الله فصیحی* صفحه 5

    دشت آبرفتی جنوب ری از دهه 1330 به واسطه نزدیکی به تهران و خطوط ارتباطی، داشتن زمین های هموار و منابع آب، کانون استقرار صنایع عظیمی چون پالایشگاه نفت تهران و مجموعه های مرتبط گردیده که آلایندگی خصلت ذاتی همه آنهاست. هدف این تحقیق بررسی منابع آلایندگی و گستره فضایی عناصر آلاینده، مشتمل بر ترکیبات نفتی، نیکل، وانادیم، روی و گوگرد در هوا، خاک و گیاهان در محدوده شهری باقرشهر بوده است. محدوده مطالعاتی در 4 کیلومتری جنوب شهر تهران قرار گرفته و 5/551 هکتار وسعت دارد. منبع داده ها، سنجش های مستقیم صورت گرفته به کارفرمایی شهرداری باقرشهر بوده که با استفاده از ابزارIDW  در سیستم اطلاعات جغرافیایی میان یابی شده و تفسیر نتایج، از روی نقشه های حاصل، صورت پذیرفته است. یافته های تحقیق گویای سطح بالای آلودگی در هوا، خاک و گیاهان است. در نیمی از اوقات، غلظت ذرات معلق در هوا فراتر از حد استاندارد بوده و برای خاک ها نیز میانگین رقم mg/kg15362 ترکیبات نفتی درخاک، روشنگر شدت آلودگی هاست. پهنه بندی کلی آلاینده ها نشانگر آلودگی بیشتر نواحی جنوب شرقی شهر است که با پهنه بندی آلاینده ها در خاک انطباق زیاد داشته و با پهنه بندی در گیاهان نیز کم و بیش منطبق است اما با پراکندگی آلاینده های هوا منطبق نمی باشد. منشاء آلودگی های جوی، صنایع منطقه، عملیات بارگیری و حمل سوخت و حمل و نقل بوده است. نفوذ آلودگی ها به خاک و گیاهان کمتر از منشاء جوی بوده و عبور کانال فاضلاب وآبیاری فضای سبز با آب های آلوده چاه هایی که در داخل و اطراف شهر قرار دارند در پراکنش آلودگی ها تاثیرگذار بوده اند.

    کلیدواژگان: صنعت، پالایشگاه، آلودگی، محیط زیست، باقرشهر‏
  • پیش بینی بارش های سنگین غرب کشور بر اساس برآوردهای رادار هواشناسی با استفاده از روش Z-R
    فرشاد صفرپور، جواد خوشحال دستجردی*، ابوالفضل مسعودیان صفحه 6

    میزان بارش اندازه گیری شده توسط رادار با میزان بارش دریافت شده در سطح زمین تفاوت دارد. این اختلاف علل متعددی دارد که برخی از آن ها به ماهیت رادار و برخی دیگر به شرایط آب وهوایی هر منطقه مربوط می شود. در نتیجه برای تعیین میزان بارش های دریافتی در سطح زمین از داده های حاصل از رادار، باید داده های رادار را بر اساس داده های زمینی تصحیح کرد. پیوند میان بارش و بازتابندگی رادار نمایی است از z=aRb. اگر مقادیر ضرایب این مدل درست انتخاب نشوند برآورد مقدار بارش توسط رادار با اشتباه همراه می شود. اندازه و توزیع چکه های بارش اثر زیادی بر مقادیر ضرایب این مدل دارد. دامنه ی وردش در ضرایب این مدل بسیار زیاد است. دراین پژوهش از داده های رادار کرمانشاه به عنوان نماینده غرب کشور استفاده شد. ایتدا بارش های 26 تا 27 آبان سال 1394 و 10 تا 12 آذر سال 1395 ایستگاه های کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصرشیرین، اسلام آباد، کنگاور، روانسر، سنقر، گیلان غرب، جوانرود، هرسین، سومار و تازه آباد که در محدوده ی 30 تا 100 کیلومتری رادار کرمانشاه جا گرفته اند، بررسی شد. در بارش اول برای هریک از نقاط مورد مطالعه، زاویه ی ارتفاع بهینه ی پرتو انتخاب و رابطه ی مربوط به آن نقطه استخراج و ضرایب تصحیح بدست آمد. با استفاده از این رابطه مقدار بارش برآوردی رادار از 31 درصد به 96 درصد افزایش یافت و میانگین مجموع بارش برآورد شده رادار از 9/8 به 4/32 میلی متر رسید که از میانگین واقعی فقط 1 میلی متر کم تر است. در بارش دوم، با استفاده از داده های بارش تمام نقاط مورد مطالعه، فقط یک معادله استخراج شد و ضرایب تصحیح رادار به دست آمد. نتایج برآورد بارش رادار به این روش نیز با تقریب خوبی مورد قبول بود و میانگین مجموع بارش برآورد رادار از 6/9 به 5/23 میلی متر افزایش یافت که 4 میلی متر از مقدار واقعی کم تر بود.

    کلیدواژگان: رادار هواشناسی، برآورد بارش، کالیبره کردن، غرب ایران
  • بررسی اثرات تغییراقلیم بر امنیت غذایی ایران
    سروش کیانی قلعه سرد، جواد شهرکی*، احمد اکبری، علی سردار شهرکی صفحه 7

    تغییرات اقلیمی تولید کشاورزی و در پی آن عوامل وابسته به کشاورزی مانند امنیت غذایی و رفاه اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد. در این مطالعه با تفکیک قائل شدن میان جنبه های مختلف تغییرات اقلیمی اثرات چهار فرض تغییر نرمال اقلیم، تغییر پذیری اقلیم، تغییر اقلیم، تغییرپذیری و تغییر توامان اقلیم بر امنیت غذایی و رفاه اقتصادی طی سال های 1379-1394 بررسی گردید و با استفاده از اطلاعات هزینه ای و تولیدی سه محصول شاخص تامین کننده امنیت غذایی در ایران (گندم، برنج و سیب زمینی) و با بکار گیری روش برنامه ریزی ریاضی مثبت (PMP) به این امر پرداخته شد. نتایج این تحقیق حاکی از کاهش شدید درآمد کشاورزان و مازاد رفاه اقتصادی و همچنین افزایش قیمت محصولات تحت فروض چهارگانه بوده است. به ترتیب در چهار فرض مورد بررسی بطور متوسط درآمد کل 4/43979، 9/127241، 1/157960 و 1/272367 میلیون تومان کاهش، میانگین قیمت محصولات مورد بررسی به ترتیب 95/332، 7/343، 18/565 و 86/1160 هزار تومان افزایش و مازاد رفاه اقتصادی کل به ترتیب 4/927884، 1542416، 2016383 و 2356754 میلیون تومان کاهش یافته است. کاهش عوارض ناشی از تغییر اقلیم می تواند با تغییر الگوی کشت، استفاده از روش های نوین آبیاری و بیابان زدایی صورت بپذیرد.

    کلیدواژگان: تغییرپذیری اقلیم، تغییر اقلیم امنیت غذایی، ایران
  • ارزیابی اثرات محیط زیستی و تعیین سطح پایداری معدن گرانیت بوگ با استفاده از مدل فیلیپس
    غلامحسن کاخا، سمیه طبسی، علیرضا دوچشمه گرگیج، محسن جامی* صفحه 8

    توسعه پایدار نتیجه ایجاد تعادل بین سه اصل محیط زیست، اجتماع و اقتصاد است، به طوری که عدم توجه به هر کدام از این اصول موجب برهم خوردن تعادل و فاصله گرفتن از توسعه پایدار می شود. معدنکاری و صنایع وابسته به آن، نقش ارزشمند و مثبتی در توسعه اقتصادی و فرآیند صنعتی شدن هر کشوری دارد. هدف اصلی پایداری معادن؛ افزایش سود، کاهش ریسک عملیاتی و دستیابی به محیط زیستی ایده آل است. ارزیابی آثار محیط زیستی نقش مهمی در حفظ مسائل محیط زیستی دارد. در همین راستا به مطالعه آثار محیط زیستی در معدن گرانیت بوگ واقع در استان سیستان و بلوچستان از طریق تعیین فاکتورهای موثر و مولفه های محیط زیستی پرداخته شده است. معدن گرانیت بوگ یکی از مهم ترین معادن سنگ ساختمانی ایران به شمار می رود که به صورت روباز استخراج می شود و بر اقتصاد، فرهنگ و محیط زیست اطراف خود تاثیر قابل توجهی دارد. در این مطالعه مدل کمی ارزیابی آثار محیط زیستی با استفاده از روش ماتریس بکار گرفته شد. نتایج حاصل از مطالعه اثار مذکور نشان دهنده این مورد است که مولفه های کیفیت هوا، سلامتی و ایمنی انسان و اکولوژی به ترتیب با امتیازهای 63/33، 26/28 و 09/28 درصد، دارای بیشترین آسیب محیط زیستی از فعالیت های معدنکاری منطقه هستند. در نهایت، ارزیابی پایداری این مجموعه با استفاده از مدل ریاضی فیلیپس انجام شد. مجموعه محاسبات با در نظر گرفتن این که تاثیر پارامترهای محیط زیستی بیشتر از پارامترهای انسانی است نشان داد که فعالیت های معدنکاری مورد مطالعه پایدار بوده ولی سطح پایداری این مجموعه ضعیف است؛ بنابراین تمهیدات مناسب جهت انجام فعالیت های معدنی در منطقه با الویت محیط زیست باید صورت گیرد.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، ارزیابی آثار محیط زیستی، مدل فیلیپس، فاکتورهای موثر، مولفه های محیط زیستی، معدن گرانیت بوگ
  • بررسی کارایی شاخص BADI: رویکرد بهبود یافته جهت تشخیص طوفان های گردوغبار خاورمیانه با استفاده از تصاویر سنجنده MODIS
    سید عبدالحسین آرامی، مجید اونق، علی محمدیان بهبهانی*، مهری اکبری، علیرضا زراسوندی صفحه 9

    گردوغبار یکی از رویدادهای جوی مناطق خشک و نیمه خشک جهان است که در سال های اخیر افزایش قابل توجهی داشته و آثار و پیامدهای نامطلوبی را در بخش های مختلف بر جای گذاشته است. تصاویر سنجنده MODIS به دلیل قدرت تفکیک طیفی و زمانی بالا، به طور گسترده ای برای تشخیص طوفان گردوغبار استفاده می شوند. شاخص های گردوغبار زیادی مبتنی بر MODIS موجود هستند. در این مطالعه، از شاخص بهبود یافته دمای روشنایی گردوغبار (BADI) برای پایش چندین موج طوفان گردوغبار در غرب خاورمیانه بین سال های 2000 تا 2016، با استفاده از ترکیب دمای روشنایی سه باند تصاویر MODIS: باند 20 (84/3-66/3 میکرومتر)، باند 31 (28/11-78/10 میکرومتر) و باند 31 (27/12-77/11 میکرومتر) استفاده شده است. تفسیر بصری خروجی BADI نشان داد که این روش تشخیص، قادر است نه تنها به طور موثر محل هسته های اصلی طوفان های گردوغبار را شناسایی کند، بلکه می تواند گردوغبار را از زمین های لخت و ابرها تشخیص دهد. تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که ارتباط معنی داری بین BADI وMODIS Deep Blue AOD وجود دارد. برای پنج موج طوفان گردوغبار، ضرایب تعیین (R2) رگرسیون بین مقادیر BADI و MODIS Deep Blue AOD به ترتیب 44/0، 48/0، 67/0، 53/0 و 45/0 (01/0 >P) بود. نتایج نشان داد که شاخص BADI در مقایسه با اغلب شاخص های گردوغبار مبتنی بر تصاویر MODIS از قبیل شاخص اختلاف دمای روشنای در باند 32 و 31 (BTD32-31) و شاخص تفاضل نرمال شده گردوغبار (NDDI)، مقدار و تراکم فضایی طوفان گردوغبار را دقیق تر نشان می دهد. همچنین BADI هماهنگی خوبی با شاخص عمق هواویز نوری (MODIS Deep Blue) نشان می دهد (R2 = 0.70, P < 0.01).

    کلیدواژگان: طوفان گردوغبار، مودیس، دمای روشنایی، عمق هواویز نوری، خاورمیانه
  • شناسایی مکان های مستعد برای سیلاب با الگوهای خود همبستگی فضایی سرعت نفوذ آب در خاک
    محمد صادق علیائی*، علی باریکلو، مسلم ثروتی صفحه 10

    ویژگی های خاک در مقیاس بزرگ بر فرآیند میزان نفوذ آب به خاک اثر می گذارد و می تواند منجر به افزایش روان آب در اراضی کشاورزی شود. مدیریت پایدار اراضی برای کنترل روان آب نیاز به اطلاعات قابل اطمینان در مورد توزیع فضایی میزان نفوذ آب به خاک دارد. روش سنتی آنالیز خاک دشوار و وقت گیر و پرهزینه است. بنابراین تجزیه و تحلیل فضایی سرعت نفوذ برای تعیین مناطق حساس برای روان آب سطحی ضروری است. هدف اولیه از این مطالعه ارائه روش های جایگزین در تعیین میزان نفوذ آب به خاک در مناطق حساس به روان آب (لکه داغ) با استفاده از آنالیز خودهمبستگی فضایی است. این مطالعه در منطقه خدافرین استان آذربایجان شرقی انجام شد. از نظر جغرافیایی منطقه مابین 675500 تا 692500 مختصات طولی و 4332500 تا 4349000 مختصات عرضی واقع شده است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق 88 نقطه نمونه برداری با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدنظر قرار دادن یکنواختی و نوع کاربری اراضی انتخاب شد. داده های نفوذپذیری نهایی با استوانه های مضاعف در 3 تکرار اندازه گیری شد. یک نمونه خاک از هر نقطه برداشته و جهت انجام آزمایش های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه منتقل شد. برای پوشش دادن کل اراضی از میان یابی با روش کریجینگ معمولی استفاده شد، نهایتا لایه ایجاد شده برای اعمال روش تحلیل لکه های داغ به محیط GIS منتقل و اقدام به تهیه نقشه های مورد نظر گردید. نتایج نشان داد که از بین پارامتر های مورد بررسی درصد شن، سیلت، تخلخل و ماده آلی دارای همبستگی در سطح احتمال 1 درصد با نفوذپذیری آب در خاک هستند. در مجموع دو پارامتر درصد ماده آلی و تخلخل، موثر بر افزایش سرعت نفوذ آب در خاک ارزیابی شد و سایر پارامترهای اندازه گیری شده فاقد الگوی خود همبستگی فضایی مشخص به لحاظ آماری می باشد. نهایتا روش هات اسپات یک روش کارا در ارزیابی روند تغییرات نفوذپذیری خاک با توجه به ویژگی های موثر بر آن می باشد. ویژگی های خاک در مقیاس بزرگ بر فرآیند میزان نفوذ آب به خاک اثر می گذارد و می تواند منجر به افزایش روان آب در اراضی کشاورزی شود. مدیریت پایدار اراضی برای کنترل روان آب نیاز به اطلاعات قابل اطمینان در مورد توزیع فضایی میزان نفوذ آب به خاک دارد. روش سنتی آنالیز خاک دشوار و وقت گیر و پرهزینه است. بنابراین تجزیه و تحلیل فضایی سرعت نفوذ برای تعیین مناطق حساس برای روان آب سطحی ضروری است. هدف اولیه از این مطالعه ارائه روش های جایگزین در تعیین میزان نفوذ آب به خاک در مناطق حساس به روان آب (لکه داغ) با استفاده از آنالیز خودهمبستگی فضایی است. این مطالعه در منطقه خدافرین استان آذربایجان شرقی انجام شد. از نظر جغرافیایی منطقه مابین 675500 تا 692500 مختصات طولی و 4332500 تا 4349000 مختصات عرضی واقع شده است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق 88 نقطه نمونه برداری با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدنظر قرار دادن یکنواختی و نوع کاربری اراضی انتخاب شد. داده های نفوذپذیری نهایی با استوانه های مضاعف در 3 تکرار اندازه گیری شد. یک نمونه خاک از هر نقطه برداشته و جهت انجام آزمایش های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه منتقل شد. برای پوشش دادن کل اراضی از میان یابی با روش کریجینگ معمولی استفاده شد، نهایتا لایه ایجاد شده برای اعمال روش تحلیل لکه های داغ به محیط GISمنتقل و اقدام به تهیه نقشه های مورد نظر گردید. نتایج نشان داد که از بین پارامتر های مورد بررسی درصد شن، سیلت، تخلخل و ماده آلی دارای همبستگی در سطح احتمال 1 درصد با نفوذپذیری آب در خاک هستند. در مجموع دو پارامتر درصد ماده آلی و تخلخل، موثر بر افزایش سرعت نفوذ آب در خاک ارزیابی شد و سایر پارامترهای اندازه گیری شده فاقد الگوی خود همبستگی فضایی مشخص به لحاظ آماری می باشد. نهایتا روش هات اسپات یک روش کارا در ارزیابی روند تغییرات نفوذپذیری خاک با توجه به ویژگی های موثر بر آن می باشد.

    کلیدواژگان: آمار فضایی، تحلیل لکه های داغ، کشاورزی دقیق، مدیریت اراضی، لکه داغ
  • پایش ماهواره ای تغییرات لایه ی ازون در اتمسفر ایران
    کوهزاد رئیس پور*، عساکره حسین صفحه 11

    با توجه به اهمیت حیاتی لایه ی ازون و سیر صعودی افزایش عوامل تخریب کننده ی آن طی دهه های اخیر، ضرورت مطالعه ی لایه ی ازون به منظور آگاهی از وضعیت آن در اتمسفر ایران، بیش از گذشته معلوم می گردد. طی سالهای اخیر تکنیکها و روش های متعددی جهت پایش این گاز حیاتی در اتمسفر کره زمین به کار گرفته شده است. اما در این میان، استفاده از داده های ماهواره ای به دلیل در دسترس بودن و دارا بودن قابلیت هایی از قبیل قدرت تفکیک مکانی، زمانی و طیفی بالا، کاربرد گسترده ای پیدا نموده است. در این مطالعه نیز از داده های ازون جمع آوری شده توسط سنجنده ی AIRS مستقر بر روی ماهواره ی AQUA که امکان بررسی روند تغییرات ازون را در اتمسفر تمامی نقاط دنیا از جمله ایران فراهم نموده استفاده شده است. داده های مربوطه با فرمت NetCDF و با گامهای زمانی یک روزه و مکانی 1° x 1° طی دوره ی آماری 15 ساله (2017 - 2003) از وبگاه مربوطه  استخراج و با استفاده از نرم افزارهای ArcGIS و Grads پردازش، بارزسازی، تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصله بیانگر افت سالانه ی ازون در اتمسفر ایران بوده است. در میان فصول، بیشترین و کمترین میزان ازون به ترتیب در فصول یهار و پاییز و به لحاظ ماهانه بیشترین و کمترین میزان ازون به ترتیب در ماه های مارس و اکتبر اتفاق افتاده است. به لحاظ مکانی نیز با حرکت از جنوب به سمت شمال، تقریبا به طور یکنواخت بر میزان ازون افزوده می گردد. به طوری که بیشترین مقدار میانگین ازون کلی ستونی (TOC) در دشت پارس آباد (318 دابسون) وکمترین مقدار آن در ناحیه ی به هم پیوسته ای از استانهای هرمزگان، کرمان و فارس و بخشی از جنوب شرق ایران (283 دابسون) مشاهده شد. حداکثر تراکم ازون (ازونسفر) نیز در ارتفاع 27 تا 40 کیلومتری اتمسفر آشکار گردید.

    کلیدواژگان: پایش ماهواره ای، لایه ی ازون، AIRS، اتمسفر، ایران
  • واکاوی و پیش بینی پدیده گرد و غبار در جنوب غرب ایران
    بهروز سبحانی*، وحید صفریان زنگیر صفحه 12

    گرد و غبار پدیده ای است که آثار زیست محیطی مخرب زیادی را در بخش های مختلف زندگی انسان ها از جمله: کشاورزی، اقتصاد، بهداشت و غیره دارد. کشور ایران، به ویژه منطقه غرب و جنوب غرب آن، به دلیل قرار گرفتن در منطقه درگیر با پدیده گرد و غبار هر ساله خسارات زیادی را از این پدیده می بینند بنابراین توجه به این مساله و کاهش خسارات های حاصل از آن، در اولویت می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و پیش بینی پدیده گرد و غبار در جنوب غرب ایران می باشد. برای انجام این پژوهش از داده 27 ساله گرد و غبار در 14 ایستگاه سینوپتیک در جنوب غرب ایران در بازه زمانی(2017- 1990) استفاده شد. در این پژوهش، ابتدا داده های گرد و غبار در 14 ایستگاه مورد مطالعه نرمال سازی شد و سپس با استفاده از مدل های شبکه عصبی هیبرید- پانل دیتا، شبکه عصبی تطبیقی ANFIS در نرم افزار MATLAB خطایابی و پیش بینی شدند و در نهایت برای اولویت سنجی ایستگاه های بیش تر، در معرض گرد و غبار از مدل های تصمیم گیری چند متغیره TOPSIS و SAW استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میزان اطمینان حاصل از مدل های خطاسنجی (شبکه عصبی هیبرید-پانل نسبت به شبکه عصبی تطبیقی ANFIS) بیش تر می باشد. براساس مدل های پیش بینی بیش ترین احتمال رخداد، حداکثر گرد و غبار در23 سال آینده پیش بینی شده در منطقه مورد مطالعه در دو ایستگاه سرپل ذهاب و آبادان به ترتیب با درصد (917/128، 709/120) می باشد. براساس مدل SAW بیش تر مقدار احتمال رخداد گرد و غبار، در 23 سال آینده پیش بینی شده در ایستگاه آبادان با 0/99 درصد و براساس مدل TOPSIS ایستگاه اسلام آباد غرب با مقدار درصد 0/97 به خود اختصاص داد. برای کاهش خسارات های حاصل از پدیده گرد و غبار در منطقه مورد مطالعه علاوه بر اقدامات داخل کشور مثل همکاری های بین سازمانی باید با انعقاد تفاهم نامه بین المللی با کشورهای همسایه بر آن فایق آمد.

    کلیدواژگان: مخاطره اقلیمی، بررسی آماری، شبکه عصبی - مصنوعی، مدل تصمیم گیری چند متغیره
  • بررسی اثرات تغییر کاربری اراضی بر سیل خیزی و دبی رواناب حوضه آبریز عموقین
    یاسر حسینی*، جواد رمضانی مقدم، زهرا عبدالعلی زاده صفحه 13

    پیشرفت تکنیک های تخمین سیلاب امکان استفاده از مدل های بارش - رواناب را برای ارزیابی خصوصیات هیدروگراف سیل در حوضه های آبخیز و کاهش خطرات سیل ایجاد کرده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر تغییرات کاربری اراضی در میزان بیشینه دبی سیلاب با استفاده از مدل WMS در حوضه عموقین واقع در استان اردبیل، انجام شده است. مساحت حوضه مذکور 78 کیلومتر مربع بوده و برای تعیین مقدار CN منطقه از تلفیق نقشه کاربری اراضی و گروه هیدرولوژیک خاک(B,C,D) به دست آمده از تحلیل تصاویر ماهواره لندست 8 در نرم افزار Idrisi32 و روی هم گذاری آن ها در محیط ArcGIS به دست آمد که برای سال های 2000 و 2015 به ترتیب برابر 4/76 و 7/78 برآورد گردید. نتایج واسنجی (RE= 7.17، RMSE = 0.44) و اعتبار سنجی مدل (RE = 2.51، RMSE = 0.0042) با وقایع بارندگی- رواناب در منطقه نشان داد که میزان حداکثر دبی سیلاب و حجم سیلاب به خوبی با مقادیر مشاهده شده مطابقت دارد. نتایج نشان داد، با توجه به حساسیت بالای این مدل به توزیع بارندگی در سرتاسر منطقه، استفاده از هایتوگراف بارندگی منطقه برای دستیابی به نتایج مطلوب مدل ضروری می باشد. همچنین شماره منحنی حوضه، بین سال های 2000 تا 2015 افزایش سه درصدی داشته است که در نتیجه کاهش کیفیت مراتع و تغییر کاربری مراتع به زمین های کشاورزی بوده و در مناطقی از حوضه می باشد که بیشترین پتانسیل سیل خیزی و فرسایش را دارا می باشند که سبب می شود برای دوره های بازگشت 25، 50 و 100 ساله، حداکثر دبی سیلاب به ترتیب برابر 22/26 و 5/25درصد افزایش یابد. بنابر این، با توجه به افزایش قابل توجه دبی سیلاب ها متاثر از تغییر کاربری در سطح حوضه، مدیریت کاربری اراضی منطقه لازم و ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: کاربری اراضی، حوضه، WMS، روندیابی، سیلاب، اردبیل
|
  • The effect of climate change on almond phenology in Chaharmahal and Bakhtiari province
    Maryam Seyyed Abdolahi, Behloul Alijani *, Ghasem Azizi, Farideh Asadian Page 1

    The purpose of this study is analyzing the climate changing effects on almond phenology as a region with severe temperature fluctuation in Chaharmahal and Bakhtiari and province. For this purpose in this study, small-scale model SDSM and large-scale data of atmospheric general circulation canESM2 used. Daily minimum, maximum temperature data, and precipitation in the statistical period of 30 years (1985-2015) for 4 stations used as a basic data. And with using the SDSM model and general circulation under 2 scenario RCP4.5 and 8.5 from 2020-2050 compared with current amounts and its changes was evaluated. The results showed that the height factor had an important role in changing climatic elements and consequently temporal changes of almond phonological stages in the study region. Analyzing the reviewed scenarios showed that by affecting the climate changing, almond cultural calendar change and dates of crop phonological stages will happen sooner. Also the growth period decrease; due to warming up the region and early completion degree of required growth days. Special pattern of phonological stages changing showed that in both scenarios changes rates are more in the southern parts of the province and amounts changes decrease to the north. As regards in the forecasting period, the flowering stage occurs sooner and it coincides with the late spring frost of an almond tree. And because this stage is sensitive to cold, care proceedings should be increased. The results showed that in the regions which phonological stages occur sooner, the Impressionability of almond cultivation phonological stages is more from climate changing. In the province’s southern regions the phonological stages occur sooner than other parts. And these regions have a greater impact from climate change.

    Keywords: Almond, Phenology, Scenario, The relation of almond cultivation with climate, Chaharmahal va Bakhtiari
  • The Zoning of danger of landslide by using the fuzzy region(the case study: the Watershed in Cham Gordlan dam in Ilam)
    Zabih Allah Rostami, Sayed Ali Al Modaresi *, Ali Akbar Jamali Page 2

    Geographically, the studied region in Ilam dam watershed is between 46°16'36'' to 46°38'32'' eastern longitude and 33°23'27'' to 33°38'54'' northern latitude. The area of case study is476.5 km2 with the highest and lowest height as 2400 m and 640 m above sea level. In this study, in order to map the landslide hazard zonation of Ilam Cham Gordalan dam basin by weighting the main criteria and using fuzzy membership functions in Arc GIS and establishing the best relationship functions between the presence and absence of landslides, a set of parameters is used. Then, each of the factors affecting landslides in the under-study area such as slope, slope direction, elevation, geology, land use, distance from roads, distance from drainage network, distance from the fault, and rainfall map has been digitized in the software environment of ArcGIS and are used in the fuzzy analysis. Landslide hazard in the under-study area has been zoned using fuzzy operators (Gamma, Product, Sum, Or, And). After the fuzzy fiction phase, the effective measures in the landslide occurrences in the area have been prepared using the above-mentioned method through Gamma fuzzy operators with Lambda 0.2،0.5، 0.8and 0.9 and by comparing final maps, the ideal model for the landslide hazard zonation in the area has been selected. The results show that among the above-mentioned operators, the Gamma operator with Lambda 0.9 is considered to be the most appropriate method for zoning the landslides in this area due to its fine fuzzy fiction of each criterion based on the distribution maps of occurred landslides and the way of separating risk classes.

    Keywords: Fuzzy logic, fuzzy operators, membership function, Geographic Information Systems, Ilam Cham Gordalan dam
  • Analysis and Calculation of the Required Tools for Water Quality Protection in order to Minimize Environmental Hazards
    Mohsen Dehghani Darmian, Gholamreza Azizyan *, Seyed Arman Hashemi Monfared Page 3

    Occurrence of factors such as decreasing atmospheric precipitation, population growth and industry progress has increased the importance of paying attention to the proper quality management of water resources. Pollution sources are categorized in different aspects. In this research, controllable and uncontrollable pollutant management is considered. To manage and control the damages caused by each of these types of pollutants, a certain qualitative tool is employed. Assimilation capacity is suggested when the pollution source is controllable and dilution flow is the proposed tool of this investigation to uncontrollable pollution management. To analyze and calculate the above mentioned qualitative tools, the simulation process is used by analytical solution of the advection-diffusion equation. The case study considered in this research is an area with specific characteristics, which has been investigated by many previous researches. Efficient indices in determination of qualitative tools including mean area of unallowable concentration (¯(c_a)), affected distance (X) and duration of unallowable pollution concentration contact with river (T) were calculated in each simulation process loop. The results demonstrated that 94.1% variation of river-reservoir flow discharge can change the assimilation capacity up to 99.3%. Moreover, by applying a suitable dilution flow, 10 and 20 tons of sudden contaminants arrived at the permitted concentrations of 0.5 and 1 mg / l over the river. In this process, values of the crucial quality parameters of the river ((c_a) ، X و T) change up to 96.6%, 92.2% and 53.7%, respectively.

    Keywords: Water quality management, Abrupt pollution control, Assimilation capacity, Dilution flow, Quality simulation model
  • Investigating land subsidence due to groundwater over-exploitation in Kerdi-Shirazi plain, Hormozgan Province
    Seyedeh Mohadeseh Mousavi, Hadi Jafari *, Ali Akbar Momeni, Jahangir Sepehri Page 4

    Over-exploitation of the groundwater resources causes many environmental hazards among which land subsidence is more important. The main aim of this study is to evaluate the effect of groundwater level drawdown on land subsidence and fissure occurrence in the Kerdi- Shirazi plain, Hormozgan Province. For this reason, the groundwater level changes and distribution of the surface and subsurface sediments in the plain were investigated. Water level data from piezometers during the last 16 years from 1999 to 2015 indicate cumulative drawdown of about 40.6 m with an average annual declining rate of about 2.2 m. The groundwater level drawdown caused considerable stress loading on the aquifer forming sediments, resulted in compaction and settlement of aquifer materials. Consequently, a large fissure with a length of about 567.6 meters appeared at the northwest part of the plain in 1394. The results of this study indicate that two main factors including groundwater level drop down and changes in the thickness of the fine-grained clay layer caused unequal subsidence, creation of the tensile stress, and consequently occurrences of the fissure. Based on these factors, hazard map of fissure occurrence due to land subsidence was prepared for the plain with three categories including the high, moderate and low hazard areas.

    Keywords: Environmental hazards, Groundwater level drawdown, land subsidence, Kerdi- Shirazi
  • Investigating Spatial Distribution of Pollutants in the Town of Baghershahr, Tehran, Iran
    Habibollah Fasihi * Page 5

    Since the mid-20th century, alluvial plains in the south of Rey township, due to the vicinity to Tehran city and roads, has favored the establishment of giant plants such as Tehran oil refinery and its auxiliary that air and land pollutions are inevitably part of such industries. This study is provided to investigate the sources and spatial spreading of a contaminant in the air, soils, and plants of Baghershar town. The studied town locates in 4 km from Tehran and has an area of 551.5 hectares. The data obtained from the measurements had been done by Baghershahr municipality in 2016. Resource data were arranged within a GIS framework and it is used interpolation methods to produce zoning maps. Findings show that in half of the time, the concentration of particles in the air, exceeds the standard limit, and for soils, the average amount of 15362 mg/kg of TPHs indicate high contamination. Combined zoning maps showed that southeast of the city was more polluted. This zoning map is highly consistent with the zoning of pollutants in the soil and is more or less consistent with the zoning in plants, but does not conform to zoning map of air pollutants. Plants and industrial complexes, loading, and transferring fuels, and transportation were a source of atmospheric pollution. Penetration of contaminants into soils and plants is often from non-atmospheric origins, but passing the wastewater channel alongside the town, and green spaces irrigation with polluted water extracted from wells, affecting contaminants spreading.

    Keywords: ‎Pollution, Environment, Industry, Oil Refinery, Baghershahr ‎
  • Forecast of heavy rainfall in West of Iran According to Weather Radar Estimates Using the Z-R method
    Farshad Safarpour, Javad Khoshhal Dastjerdi *, Abolfazl Masoodian Page 6

    The amount of precipitation measured by the radar is different from the amount of precipitation received on the ground. This difference has many causes, some of which are related to the nature of the radar and others to the climate of each region. As a result, radar data needs to be corrected for radar data based on terrestrial data to determine the amount of ground-level rainfall received from the radar data. Weather radar used for estimation of rain in the large areas. The relationship between rain and reflectivity radar is exponential Z = aRb. Radar estimated rainfall amount is incorrect if the coefficients of this model are wrong. Drop size and distribution of rainfall is Effective on the coefficient of this model. The change in the coefficients of this model is very high. In this study, to calibrate radar data, rain from 2 to 3 December 2016 and 11 to 13 February 2018 at the stations, Kermanshah, Eslamabad, Sarpol, Ghasre Shirin, Harsin, Javanroud, Tazabad, Songhor, Ravansar, Ghilan Gharb and Soumar at distance of 30 to 100 kilometers from Kermanshah’s radar are investigated. In the first rain, using soft Rainbow for each of the stations and radar beam elevation angle optimization and correction factors relating to the extraction station, respectively. With this relationship, the radar rainfall estimates from 31 percent to 96 percent Increased and the average total rainfall from 8.9 to 32.4 millimeter increased an average radar rainfall estimated only 1 millimeter less than actual rain by gauge. In the second rain, using data from all stations, only one equation and correction factors were obtained. The results rainfall radar will be accepted at this stage, good approximation, and the average estimate rainfall radar from 9.6 to 23.5 millimeter increased those 4 millimeters less than the actual amount by gauge. If radar coefficients are corrected correctly for different areas, precipitation can be predicted and prevented from occurring unexpected events.

    Keywords: Weather Radar, rainfall estimation, calibration, West of Iran
  • Investigating the effects of climate change on food security of Iran
    Soroush Kiani Ghalehsard, Javad Shahraki *, Ahmad Akbari, Ali Sardar Shahraki Page 7

    Climate change affects agricultural production and , consequently, agricultural factors such as food security and economic well-being. In this study , by distinguishing between different aspects of climate change, the effects of four climate change assumptions, climate variability, climate change , variability and climate change on food security and economic well-being during the years of 2001-2016 were investigated and by using the cost and production information of three products of food security index in Iran (wheat , rice and potatoes) , using the Positive Math Planning (PMP) method was used. The results of this study showed a sharp decrease in farm incomes and a surplus of economic welfare as well as an increase in the price of the product under the fourfold assumptions. In four assumptions examined , the average of total income 43979.4 , 127241.9 , 157960.1 and 272367.1 million Tomans was reduced , the price of the desired product 332.95, 343.7, 565.18 , and 1160.86 one thousand Tomans was increased , and the total of economic welfare surplus decreased 927884.4, 1542416, 2016383 and 2356754 million Tomans, respectively. Reducing the effects of climate change can be achieved by changing the pattern of cultivation , using modern irrigation methods and desertification.

    Keywords: Climate variability, climate change, Food security, Iran
  • Environmental impact assessment and sustainability level determination of Boog Granite Mine using Philips model
    Gholam Hasan Kakha, Somayeh Tabasi, Ali Reza Docheshmeh Gorgij, Mohsen Jami * Page 8

    Sustainable development is the consequent of balance generation among the three parameters, contains economy, social and environment; As their inattention will cause the balance disturbance and getting away from sustainable development. The mining industry and dependent industries are one of the most influential industries in economic development and industrialization process for each country. The main target of sustainable mining is the profit rising, reducing the operational risk and making the ideal environmental circumstances. Environmental impact assessment (EIA) is an essential issue in environmental problem protection. Environmental impact assessment (EIA) of the Boog Granite Mine located in Sistan and Baluchestan, Iran, and determining the effective factors and environmental components, was done, in the present study. Boog granite mine is one of the most important Iranian construction quarries, which is extracted outdoors and has a significant impact on the economy, culture, and environment around it. In this study, a quantitative model of environmental impact assessment was used using the matrix method. Air quality, ecology, and human health and safety are along with the most environmental damages resulted from the mining activities in that area with 33.63, 28.26 and 28.09 percent, respectively. Finally, the results gained from the assessment of the environmental impact are used to evaluate the sustainability using Philips Mathematical Model. Considering the accomplished calculations and considering that the environmental parameters are bigger than the human parameter, the present project has been evaluated as a sustainable case; but the sustainability has been located in a weak class. So environmental preventive measures are recommended to reduce the environmental damages to its components.

    Keywords: sustainable development, Environmental impact assessment (EIA), Philips Mathematical Model, effective factors, environmental components, Boog Granite Mine
  • Investigating the performance of BADI Index: An improved approach to detect dust storms using MODIS imagery in West of Middle East
    Seyed Abdolhossein Arami, Majid Ownegh, Ali Mohammadian Behbahani *, Mehri Akbari, Alireza Zarasvandi Page 9

    Dust event is one of the atmospheric events of world arid and semi-arid regions that had a notable increase in a recent year and negative effects in different parts. MODIS imagery provides an acceptable data source for accurate and timely monitoring of dust storms. However, there are useful dust indices based on MODIS imagery. In this study, it has been used an improved brightness temperature adjusted dust index by Compound the brightness temperatures of three thermal infrared MODIS bands including band 20, band 31 and band 32 to monitor six representative dust storms over the West of Middle East between 2000 and 2016. When the dust storm indices of MODIS including the brightness temperature difference index in bands 32 and 31 (BTD32-31) and the normalized difference dust index (NDDI) and BADI compared together, the BADI index more accurately estimated the spatial density of dust storms in our study area. The regression analysis has been showing significant correlations between the BADI index and MODIS Deep Blue Aerosol Optical Depth values. For the Five dust storms, the determination coefficients (R2) of the regression between the BADI index and MODIS Deep Blue AOD values were 0.44, 0.48, 0.67, 0.53 and 0.45 (P < 0.01), respectively. Considering that BTD 32-31 and NDDI are two widely used indices to detect dust storm, we compared the results obtained using the BTD 32-31, NDDI and BADI for detection of a dust-storm event that occurred on 17 Jul 2016 in order to illustrate the advantages of the BADI. The BADI index with the standard density index of MODIS Deep Blue Aerosol Optical Depth had the statistically significant relationship at P ≤ 0.01.

    Keywords: Dust storms, Dust Storm, MODIS, BTD, AOD, West of Middle East
  • Identification of flooding susceptible areas by soil infiltration spatial correlation patterns
    Mohamad Sadegh Oliaei *, Ali Barikloo, Moslem Servati Page 10

    Soil properties at the lands lot scale is a process that effects on infiltration rates, which can lead to an increased stormwater runoff. Sustainable land management for runoff controls requires reliable information on the spatial distribution of soil infiltration rate. The traditional method of soil analysis and interpretation are laborious, time-consuming, hence becoming expensive. Therefore spatial analysis of infiltration rate is necessary for the determination of susceptible areas for surface runoff. The purpose of this study was to propose alternative approaches in searching for infiltration rate and surface runoff hotspots. The study was conducted on an agricultural field at Khodafarin, East Azarbaijan province, Iran. It is with 675500 to 692500 longitudinal coordinates and 4332500 to 4349000 latitude coordinates. To arrive at the goal of this research, 88 sample points were selected with using a geographic information system and considering the Soil distribution pattern and land utilization. Infiltration rate data was collected from double rings method with 3 replicated at each point. Soil samples were obtained from each point and then sent to soil analyzed laboratory to determine physical and chemical properties. Kriging method was used for the interpolation of the study area. Finally, soil properties distribution layer expended in Arc GIS software that analyzing hot spot surface runoff hazard. The significant correlation of infiltration rate with soil parameter including porosity, sand, silt, and organic content. Overall, at wide distances of case study lands organic material and porosity were assessed effectively to water permeability into the soil and other measured parameters due to statistics were without specified spatial distribution. The results showed that Simulation generates equally likely sets of values for a variable, which are consistent with available in-situ measurements. The information on spatial sampling density and hotspot pattern could be useful for long-term monitoring and assessment.

    Keywords: Hot spot analysis, accurate agriculture, lands management, spatial statistics
  • Satellite Monitoring Of Ozone Layer Changes In The Atmosphere Of Iran
    Koohzad Raispour *, Hossein Asakereh Page 11

    Considering the vital importance of the ozone layer and the rising course of increasing its destructive factors in recent decades, the necessity of studying the ozone layer in order to know its state in the atmosphere of Iran has become more recent. In recent years, several techniques and techniques have been used to monitor this vital gas in the atmosphere of the planet. Meanwhile, the use of satellite data has become widespread because of the availability and availability of features such as spatial, temporal and spatial resolution. The study also uses ozone data collected by the AIRS based on the AQUA satellite, which provides an opportunity to study the process of Ozone changes in the atmosphere of all parts of the world, including Iran. The relevant data were extracted from the https://disc.gsfc.nasa.gov/datasets/AIRS3STM_006 website with the NetCDF format, with one-day and one-day temporal resolution and a 1° x 1° spatial resolution during the 15-year statistical period (2003 - 217) ArcGIS and Grads software was analyzed, visualized, analyzed. The results indicate that annual ozone has dropped in the atmosphere of Iran. Among the seasons, the highest and lowest ozone levels occurred in the spring and autumn seasons, and the highest and lowest monthly ozone levels were observed in March and October, respectively. In terms of location, moving from the south to the north, it is approximately uniformly increased by the amount of ozone, so that the maximum total ozone (TOC) in Pars Abad plain (318 Dobson) and its lowest value in an interconnected area Provinces of Hormozgan, Kerman and Fars, and part of Southeastern Iran (283 Dobson). The maximum ozone concentration (ozonosphere) is also evident at an altitude of 27-40 km.

    Keywords: Satellite monitoring, the Ozone layer, AIRS, Atmosphere, Iran
  • Analysis and prediction of Dust phenomenon in the southwest of Iran
    Behroz Sobhani *, Vahid Safarian Zengir Page 12

    Dust is a phenomenon that has many destructive environmental impacts in different parts of human life, including: agriculture, economics, health and Etc. The country of Iran, especially its western and southwestern regions, is suffering a lot of damage due to its presence in the area affected by the dust phenomenon every year. So pay attention to this issue and reducing the resulting damage, It is a priority. The purpose of this Research is to investigate and predict the dust phenomenon in southwest of Iran. For this Research, 27-year-old dust data were used at 14 synoptic stations in southwest of Iran during the period (1990-2017). In this Research, dust data was first normalized in 14 stations Then, by using the hybrid-panel data model, the ANFIS-compatible neural network in MATLAB software was falsified and predicted. and finally, to prioritize more stations, Dust was exposed to TOPSIS and SAW multivariate decision making models. The findings of the study showed that the reliability of the lira faction models (neural network of the hybrid panel compared to the ANFIS comparative neural network) was higher. Based on prediction models, the maximum probability of occurrence, the maximum dust in the next 23 years in the studied area at two stations, Sarpol Zahab and Abadan are respectively (120.709, 128.917). According to the SAW model, the probability of occurrence of dust in the next 23 years is estimated at Abadan station with 0.99% and Based on the TOPSIS model, Islamabad Gharb station with a value of 0.97%. According to the results of this study, in order to reduce the damage caused by the dust phenomenon in the study area, in addition to domestic measures, such as inter-organizational cooperation, it should be addressed by concluding an international agreement with the neighboring countries.

    Keywords: Climate Hazard, Statistical survey, Artificial neural network, Multivariate decision making model
  • Evaluating the Impact of Land Use Changes on Flooding and Flood Runoff in Amuqin Drainage Basin
    Yaser Hoseini *, Javad Ramezani Moghaddam, Zahra Abdolalizadeh Page 13

    The progress in flood estimation techniques has enabled us to use rainfall-runoff models to evaluate the hydrographic properties of the flood in watersheds, thus lowering the risks of flooding. Accordingly, this study aimed to determine the peak flood discharge for Amuqin to reveal the impact of land use changes on peak flood discharge using a WMS model. Amuqin area stretches across approximately 78 km2 of land. The Curve Number (CN) of the basin was found by integrating land use maps with soil hydrologic group (B, C, D) obtained from analyzing Landsat 8 Images in IDRISI32 and overlaying the maps in ArcGIS and were estimated at 76.4 and 78.7 for 2000 and 2015, respectively. The model calibration (RE= 7.17، RMSE = 0.44) and validation results (RE%= 2.51, RMSE= 0.0042) with rainfall-runoff phenomena in the area, suggested consistency with observations. Given the high sensitivity of this method to rainfall distribution, an analysis of rainfall across the region is required to obtain reliable results. Further, the curve number of the basin showed a 3% increase between 2000 and 2015 due to the reduced quality of the rangelands and the change to agricultural land use in areas of the basin most prone to flooding and erosion, which increases the peak flood discharge by 22, 26 and 25.5% for return periods of 25,50 and 100 years, respectively. The management of land use seems in order to prevent future increases in the catchment CN.

    Keywords: Land Use, Watershed, WMS, SCS, GIS, flooding, Ardabil