فهرست مطالب

پژوهش های ادب عرفانی (گوهر گویا) - سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 40، بهار و تابستان 1398)
  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 40، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 5
|
  • عبدالرضا حیاتی*، علیرضا مظفری، عبدالله طلوعی آذر صفحات 1-38
    روایت شناسی یا دستور زبان روایت رویکردی قاعده مند و منسجم در بررسی ساختار روایت است. این رویکرد با بررسی لایه های مختلف یک اثر ادبی می کوشد به معانی پنهان یا فراتر از متن دست یابد و قدرت فهم متن را بالا برد. نویسندگان این پژوهش تمثیل را در جایگاه گونه ای از انواع روایت، برپایه منسجم ترین قواعد و قوانین روایت شناسی بررسی کرده اند که با نظریه های ژرار ژنت در پنج اصل کلی (نظم و ترتیب، تداوم، بسامد یا تکرار، وجه یا حالت و آوا یا لحن) استحکام یافته است؛ همچنین برای نمونه چند تمثیل مشترک سنایی و عطار و مولانا ازنظر قواعد روایت شناسی ژرار ژنت بررسی شده است. برپایه این پژوهش مشخص می شود افزون بر ابهام آفرینی تمثیل، عوامل دیگری نیز در ماندگارکردن تمثیل به عنوان نوع ادبی محبوب عارفان بسیار سهم داشته است؛ این عوامل عبارت است از: زمان پریشی و سرعت و شتاب تمثیل در انتقال مفاهیم عرفانی و قدرت بسامد و تکرار آن در اقناع مخاطب. همچنین در ضمن این بررسی، سیر پختگی و تکامل تمثیل در اشعار این سه عارف نیز آشکار شده است.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، تمثیل، سنایی، عطار، مولانا، ژنت
  • علی خانی حبیب آبادی، مهدی نوریان*، حسین آقاحسینی صفحات 39-64
    بررسی و تبیین سنت و مشرب عرفانی شاعران عارف از ارزشمندترین پژوهش های ادبی عرفانی و نخستین گام در شناخت آرا و اندیشه های عرفانی آنان است. درواقع تا مشرب عرفانی یک شاعر عارف به درستی شناخته نشود و تا معلوم نگردد جزو کدام یک از دو گروه عارفان سنت اول یا دوم عرفانی است، بسیاری از اشعار عرفانی او را نمی توان به درستی فهمید. در این پژوهش پس از مقدمه، تبیین می شود که اوحدی مراغه ای از عارفان کدام سنت عرفانی (سنت اول یا دوم) است؛ درواقع با بررسی هدف و غایت عارف، روش رسیدن به هدف، موضوعات و مفاهیمی که مطرح کرده است، زبان عرفانی و نظام پرورشی شاعر، آشکار می شود که اوحدی از عارفان سنت اول عرفانی است. پس از آن، مشرب عرفانی او بررسی می شود. برای این بررسی به این مسائل در آثار اوحدی توجه شده است: مبدا و مقصد سلوک، مراحل میان مبدا و مقصد، ترتیب مراحل سیروسلوک و مبنای تقدم و تاخر آنها، میزان و نوع تاثیر هریک از مراحل سلوک در سیر استکمالی نفس، ویژگی ها و توانایی هایی که برای پیمودن این مراحل لازم است، راه های فراهم آوردن این ویژگی ها و توانایی ها. با روشن شدن این موارد، مشرب عرفانی اوحدی نیز شناخته می شود.
    کلیدواژگان: اوحدی مراغه ای، سنت اول عرفانی، سنت دوم عرفانی، مشرب عرفانی، مراحل سیروسلوک
  • مریم رامین نیا* صفحات 65-84
    «داستان شخصی که در عهد داوود (ع) شب و روز دعا می کرد که مرا روزی حلال ده بی رنج»درظاهر، داستانی نمادین است که مولوی در پایان داستان، از رمزها پرده برمی دارد و سخن آخر را مانند یک راوی مولف محور بیان می کند. کیفیت گفت وگوها و روند منطقی آنها و نیز لایه های درونی و بیرونی بخش های داستان گویای آن است که در پس این داستان نمادین، هدف دیگری نیز نهفته است که آن را باید از متن بیرون کشید. پرسش اصلی پژوهش این است که اگر هدف مولوی از این داستان رسیدن به یک نتیجه اخلاقی مشخص (کشتن نفس) است، پس آن گفت وگوهای درازدامن در باب «جهد و توکل» برای چه بود. پاسخ احتمالی ممکن است این باشد که این داستان به ظاهر یکپارچه دو بخش دارد که در بخش اول، مسئله جهد و توکل مطرح می شود و بی آنکه به نتیجه مشخصی برسد پایان می یابد؛ این امر گویای همنشینی مفاهیم جهد و توکل در بافت داستان است. در بخش دوم، موضوع نفس و مبارزه با آن مطرح می شود تا به این آموزه اخلاقی برسد که «گاو نفس را باید کشت».
    کلیدواژگان: مثنوی، روایت، جهد و توکل، هم زیستی، صدا
  • الهام تمدن، تقی اژه ای* صفحات 85-110
    صفات خداوند به دو دسته جمالی و جلالی تقسیم می شود که به ترتیب دربردارنده لطف و قهر الهی است. تجلی هریک از این صفات در قلب عارف باعث ایجاد آثاری در ذهن و زبان و رفتار او می شود. در این مقاله به تبیین این آثار در عارف و اهمیت و مراتب و ترتیب آنها، مقدمات و نتایج آن و دایره واژگانی به کاررفته درباره هریک از آنها در نوشته های روزبهان بقلی پرداخته می شود. هدف از این مقاله کمک به شناخت مشرب عرفانی عارف بزرگ قرن ششم، روزبهان بقلی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی است. ارائه تعریف ها و تحلیل های روزبهان درباره «خوف و رجا»، «قبض و بسط»، «هیبت و انس»، بیان مراتب آن و واژگانی که روزبهان در ارتباط با آنها آورده و اهمیت هریک از آنها نزد وی از نوآوری های این پژوهش است. در نظر این عارف سنت اول عرفانی، خوف در ابتدای راه برای سالک لازم است؛ اما پس از آن در مرحله رجا می تواند به معبود دست یابد. او «قبض و بسط» را مرتبه بعد از «خوف و رجا» و «هیبت و انس» را مرتبه پس از «قبض و بسط» می داند. قبض را به سه نوع تقسیم می کند و انس را مقام سالک در مرحله مشاهده جمال می داند. واژگانی که روزبهان در ارتباط با صفات جلالی به کار می برد، عبارت است از: قهر، خوف، قبض، هیبت، ازل؛ همچنین واژگان به کاررفته در ارتباط با صفات جمالی عبارت اند از: لطف، رجا، بسط، انس، ابد، مشاهده، عشق.
    کلیدواژگان: جمال و جلال، خوف و رجا، قبض و بسط، هیبت و انس، روزبهان بقلی
  • زهرا پاکزاد، فاطمه کلاهچیان*، محمد ایرانی صفحات 111-138
    در تعریف های ارائه شده از شعر، از سه عنصر عاطفه و تخیل و موسیقی سخن می رود. متون نثر فارسی در دوره های گوناگون، کم و بیش از عناصر شعری بهره برده است. در این میان، آثار صوفیانه و عارفانه، به اقتضای موضوع و مضامین، بیشتر به ویژگی های شعری گرایش داشته است؛ به گونه ای که گاهی درک ظرایف معنایی و کسب لذت بیش از آنکه از صورت این متون به دست آید، به تحلیل تصاویر و جلوه های موسیقایی آنها وابسته است. براساس این اهمیت، هدف این مقاله بررسی کارکرد دو عنصر کلیدی شعر، تخیل و موسیقی در تذکره الاولیاء، یکی از مهم ترین متون نثر عارفانه، است تا میزان و کیفیت شعروارگی آن مشخص شود. یافته های این پژوهش توصیفی  تحلیلی نشان می دهد که جلوه های موسیقایی این اثر بیشتر و متنوع تر از نمود تخیل است. هر دو عنصر در نثر عطار کارکردی تعیین کننده و مهم دارد. سجع، جناس، تضاد و واج آرایی از مصداق های برجسته موسیقی درونی و معنوی در تذکره الاولیاء است که بیشتر در هنگام طرح این مباحث نمود می یابد: ذکر نام اولیا و توصیف شخصیت و احوالشان، تبیین توحید، معرفت نفس، مرگ، فنا و بقای عرفانی، تقابل میان مفاهیم خرد و کلان هستی، مراتب سلوک و نیز نکوهش نفس و دنیای مذموم. ازنظر بررسی صور خیال، عطار از تشبیه، کنایه، پارادوکس، نماد، تشخیص و تلمیح بیشتر بهره می گیرد که بیشتر هنگام معرفی و توصیف شخصیت، احوال و افعال عارفان و نیز نقل سخنان آنان، تبیین کرامات و مکاشفات و تمرکز فرمی  معنایی روی نام عارفان کاربرد می یابد.
    کلیدواژگان: بلاغت، تخیل، موسیقی کلام، نثر شاعرانه، تذکرهالاولیاء عطار
|
  • Abdorreza Hayati *, Alireza Mozaffari, Abdollah Toloeiazar Pages 1-38
    Narratology or grammar of narration is a systematic and coherent approach to the study of the structure of narration, which, by examining the various layers of a literary work, would achieve hidden meanings or meanings beyond the text of that literary work and enhances the comprehension of the text. This research examines the allegory as a type of narrative according to the most coherent narrative rules and regulations that Gerard Genette’s theories hold on five general principles (Order, Duration, Frequency, Mood, and Voice). And afterwards, for example, several of the common allegories of Sanai, Attar and Maulana have been examined in terms of the narrative rules of Gerard Genette. It turns out that in addition to the ambiguity of the allegory, anachronism, speed and acceleration of allegory in the transmission of mystical concepts and its frequency power and repetition in persuading the audience, have played a major role in sustaining the allegory as a mystical favorite literary genre. And in the course of this study, the evolution of the allegory in these three mystics is also revealed.
    Keywords: Narratology, Allegory, Sanai, Attar, Maulana, Genette
  • Ali Khani Habibabadi, Mehdi Nourian *, Hossein Aghahosseini Pages 39-64
    Surveying and explicating mystical tradition and disposition of mystic poets are one of the most fundamental literary-mystical studies. In fact, these are the first step to recognize ideas and thoughts of the mystic poets; and until clarifying whether the poet belongs to the first or the second mystical tradition group, many of his mystical poetry could not be well understood. In this study after the introduction, it was declared whether Awhadi Maraghai belongs to the first or the second mystical tradition group. In fact, by surveying his goal and the ultimate end, his method to approach this goal, discussed themes and concepts, his mystical language, and the educational system it was declared that Awhadi was a poet of the first mystical tradition group. Then, his mystical disposition was surveyed. To survey his mystical disposition some issues were considered including, searching for his journey beginning and ultimate end, stages between them and their order, the amount and the type of each stage effects on mystical journey, the characteristics and abilities that are necessary to go through these stages and how to reach them. By elucidating these issues, his mystical disposition was recognized.
    Keywords: Awhadi Maraghai, the first mystical tradition, the second mystical tradition, mystical disposition, stages of mystical journey
  • Maryam Ramin Nia * Pages 65-84
    The story of "a person who, in the time of the David (AS), always prayed: O'God! Give me legit aliment without endeavor", is a symbolic story at the end of which Mowlavi reveals the mysteries and expresses the epilogue as an author-centered narrator. In this case, there is no argument, but the quality of the dialogue and the internal and external layers of the story suggest that there is another purpose behind this symbolic story. The main question is that: If Rumi's goal in this story was to achieve a definite moral outcome (killing the soul), then why have the continuous dialogues about "Jahd" and "Tawakkul" been expressed? The possible answer may be that this seemingly unified story has two parts. In the first section, the issues of "Jahd" and "Tawakkul" are presented without reaching a definite conclusion that suggests that the two concepts co-exist in the context of the story. The second section argues about the subject of the soul and struggling with it to reach to the moral teaching that “the cow of the soul (nafs) must be killed”.
    Keywords: Masnavi, Narrative, Jahd (Endeavor), Tawakkul (Reliance on God), coexistence, voice
  • Elham Tamaddon, Taghi Ejieh * Pages 85-110
    The attributes of God are divided into two categories of Jamal (Beauty) and Jalal (Glory), which include God's Grace and Wrath, respectively. The manifestation of each of these attributes in the mystic's heart creates traces in his mind, speech, and behavior. This article deals with the explanation of these traces in the mystic and their significance, hierarchy and order, their preconditions and results, and terminologies used in relation to each of them in the writings of Roozbehan Baqli. The purpose of this article is to help the reader understand the mystical disposition of the great sixth century mystic Roozbehan Baqli. In this research, library data collection method and descriptive-analytical method were used. Providing Ruzbahan's definitions and analysis of Fear and Hope, Contraction and Expansion, Awe and Accustom, the expression of hierarchy and their order, the terminologies that Roozhbehan brought about with these states and positions, and the importance of each of these to him are some innovations in this research. In the viewpoint of this great mystic, Fear is necessary at the beginning of the path for the mystic, but then he can achieve God at the Hope stage. Roozhbehan states that the Contraction and Expansion are steps after Fear and Hope, and Awe and Accustom come after the Contraction and Expansion. He divides the Contraction into three types, and states that Accustom is the mystic's position at the stage of observing Beauty. Terminologies used by Roozbehan about Glory attributes are Wrath, Fear, Contraction, Awe, and Eternity (without beginning); and attributes of Beauty are Grace, Hope, Expansion, Accustom, Eternity (without end), Observation, and Love.
    Keywords: Beauty, Glory, Fear, Hope, Contraction, Expansion, Awe, Accustom, Roozbehan Baqli
  • Zahra Pakzad, Fateme Kolahchian *, Mohammad Irani Pages 111-138
    In the definitions of poetry, three elements of emotion, imagination, and music are discussed. Persian prose texts have always benefited more or less from poetic elements in different eras. In the meantime, given their themes and subjects, Sufi and Mystic works have tended toward more poetic characteristics so that understanding formal semantic subtleties and delicacies of these texts sometimes rested on the analysis of their images and musical influences. Based on this importance, the purpose of the present study is to examine the function of two main poetic elements, namely, imagination and music, of Tazkirat al-Awliyā, one of the most notable mystic prose, to determine its poetic level and quality. The findings of this descriptive-analytical study show that musical influence of this work is more evident and more diverse than imagination. Both elements have a decisive and important function in Attar's prose. Rhyme, pun, oxymoron, and alliteration are among the most prominent examples of inner and spiritual music in Tazkirat al-Awliya often expressed when introducing these topics: mentioning the names of Awliyā (saints of God) and describing their personality and character, explaining Tawheed (monotheism), self-knowledge, death, mystical death and survival, contrast between micro and macro concepts of existence, codes of conduct, self-criticism, and condemned world. Also, from imagery perspective, Attar more noticeably made use of simile, irony, paradox, symbol, personification, and allusion in introducing and describing characters, moods and conducts of mystics, and quoting them, as well as explaining their revelations and focusing on formal-semantic aspects of the mystics’ names.
    Keywords: Rhetoric, Imagination, Music of Words, Poetic Prose, Tazkirat al-Awliyā of Attar