فهرست مطالب

ارمغان دانش - سال بیست و چهارم شماره 5 (پیاپی 136، آذر و دی 1398)
  • سال بیست و چهارم شماره 5 (پیاپی 136، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • راضیه رضایی، محمد فتحی* صفحات 878-891
    زمینه و هدف

    ژن‌های MYH7 و MYH7β [a1]  در عملکرد قلب نقش مهمی را به عهده دارند از طرف دیگر فعالیت استقامتی ساختار و عملکرد قلب را به چالش می کشد، بنابراین هدف این مطالعه بررسی اثر14هفته تمرین استقامتی بر تغییر بیان ژن‌های MYH7 و MYH7b [a2] و تغییرات ساختاری بطن چپ رت های نر نژاد ویستار بود.[a3] 

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 14 موش (20±113گرم) تحت شرایط کنترل شده (دما، چرخه روشنایی و تاریکی و دسترسی آزاد به آب و غذا) نگهداری و بعد از آشناسازی (24±231 گرم) به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (7 سر) و تجربی (7 سر) تقسیم شدند. گروه تجربی یک برنامه (30 متر در دقیقه، 50 دقیقه در هر جلسه، 6 جلسه دویدن در هفته به مدت 14 هفته) استقامتی را روی تردمیل اجرا نمود و سپس 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرینی همراه با گروه کنترل بی‌هوش و تشریح شدند، سپس قلب و در ادامه بطن چپ آنها خارج و با استفاده از روشReal time-PCR  میزان بیان ژن MYH7 و [MYH7b [a4 بطن چپ آنها اندازه‌گیری شد، در پایان با استفاده از آزمون آماری t میانگین بیان ژن‌های MYH7 و [MYH7b [a5 گروه تجربی و کنترل ارزیابی و مقایسه شد.

    یافته ها

     فعالیت استقامتی موجب افزایش معنی‌دار نسبت وزن قلب به وزن بدن در رت های گروه تجربی نسبت به گروه کنترل شد (005/0p=)[a6] ، میزان بیان ژن‌های MYH7 و [MYH7b [a7 به طور معنی‌داری [a8] در گروه تجربی بیشتر بود (001/=p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تجدیدساختار قلب ناشی از فعالیت‌های استقامتی که به صورت هایپرتروفی نمود پیدا می‌کند با افزایش بیان ژن MYH7 و MYH7b [a9] همراه باشد.

    *فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: ژن myh7 وmyh7b، فعالیت استقامتی، قلب، بطن چپ
  • فریبا بختیاری، حسن متین همایی*، فرشاد غزالیان صفحات 892-905
    زمینه و هدف

    دیابت نوع دو اثرات اکسیداتیوی و ضد آنژیوژنزی را از طریق مسیرهای مختلف در بافت قلب اعمال می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر 4 هفته تمرین هوازی بر شاخص های استرس اکسیداتیو و آنژیوژنز در بافت قلب رت های نر مبتلا به دیابت نوع دو بود.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه تجربی، 30 سر رت نر نژاد ویستار بطور تصادفی به سه گروه دیابتی با تمرین هوازی (10=n) ، گروه کنترل دیابتی (10=n) و گروه کنترل سالم (10=n) تقسیم شدند. القاء دیابت نوع دوم از طریق تزریق درون صفاقی STZ صورت گرفت. پروتکل تمرین هوازی فزاینده شامل 4 هفته، 5 جلسه در هفته دویدن بر روی تریدمیل با سرعت 20 متر بر دقیقه به مدت 60 دقیقه بود. سطوح ROS و NO ، بیان ژن های HIF-1α  و VEGF مورد اندازه گیری قرار گرفتند. از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی جهت تحلیل داده ها استفاده گردید. سطح معنی داری 0/05> p بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که دیابت نوع دو موجب افزایش معنی دار سطوح (ROS (p<0/05 و کاهش معنی دار سطوح (NO (p<0/05 و بیان ژن های (HIF-1α (p<0/05 و (VEGF (p<0/05 در مقایسه با گروه کنترل سالم شده است. تمرین هوازی باعث کاهش معنی دار سطوح (ROS (p<0/05 و افزایش معنی دار سطوح (NO (p<0/05 و  افزایش بیان ژن های (HIF-1α  (p<0/05 و (VEGF (p<0/05 در مقایسه با گروه کنترل دیابت شده است.

    نتیجه گیری

    دیابت نوع دو باعث افزایش فشار اکسیداتیو در بافت قلب می شود و فرایند آنژیوژنز در قلب دیابتی را مختل می کند. به نظر می رسد تمرین هوازی با کاهش ROS، دارای اثر مثبت بر فرایند آنژیوژنز می باشد و می تواند باعث بهبود قلب دیابتی شود.

    کلیدواژگان: فشار اکسیداتیو، رگزایی، تمرین هوازی
  • مهدی مقرنسی*، رضا عربی، محسن محمدنیااحمدی صفحات 906-921
    زمینه و هدف

    هنگام ورزش های شدید گونه های واکنش پذیر اکسیژن تولید می شوند که آسیب سلولی را به دنبال دارد. به نظر می رسد استفاده از مکمل های ضد اکسایشی از فشار اکسایشی ناشی از این گونه تمرینات می کاهد. از این رو، هدف تحقیق حاضر تاثیر مکمل دهی کوتاه مدت آغوز بر سطوح سرمی مالون دی الدهید و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام ناشی از یک جلسه فعالیت حاد مقاومتی در مردان سالم بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر با طرح تحقیق متقاطع و با یک گروه تجربی 10نفره انجام شد. آزمودنی های این پژوهش دانشجویان سالم با دامنه سنی 20 تا 24 سال بودند. پروتکل فعالیت مقاومتی با80 درصد RM1 انجام شد. از آزمودنی ها قبل از شروع برنامه تمرین مقاومتی متعاقب 12ساعت ناشتایی، 8 میلی لیتر خون از سیاهرگ بازویی گرفته شد. دوباره بعد از اجرای پروتکل در حالت استراحت از آزمودنی ها نمونه خونی گرفته شد. آزمودنی ها از روز اجرای پروتکل به مدت دو هفته یک روز در میان مکمل پودر شده آغوز به مقدار 20 گرم  را دریافت کردند. خونگیری بعد از دو هفته مکمل دهی دوباره تکرار شد. از آزمون شاپیرو- ویلک برای تعیین طبیعی بودن توزیع داده ها و برای مقایسه میانگین تغییرات قبل و بعد متغیرهای مورد مطالعه از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبیLSD در سطح معنی داری 0/05>α استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، دو هفته مکمل دهی کوتاه مدت آغوز باعث کاهش غلظت شاخص مالون دی آلدهید(0/001= p) و افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرمی(0/007= p) پس از یک جلسه فعالیت حاد مقاومتی شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به خواص آنتی اکسیدانی آغوز و ایجاد استرس اکسایشی طی فعالیت حاد مقاومتی برای کاهش و مهار فشار اکسایشی می توان از مکمل آغوز به عنوان یک مکمل طبیعی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان تام، مالون دی آلدهید، آغوز، فعالیت مقاومتی
  • فرزانه سادات رضوی، حسین ذوالفقاریان، عیدالعلی بنایی فر*، رسول اسلامی صفحات 922-934
    زمینه و هدف

    ایران ازجمله تولیدکنندگان منحصر به فرد پادزهر در منطقه خاورمیانه است. تولید سرم های درمانی با عیار بالا و عوارض جانبی کمتر در سلامت عمومی جامعه تاثیر بسزایی دارد. این امر تنها زمانی میسر خواهد بود که بهداشت دام، تامین شود. بکارگیری فعالیتهای ورزشی به عنوان روش غیر دارویی می تواند در حفظ و ارتقا سلامت دام نقش مهمی ایفا کند. هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر تمرینات هوازی بر فاکتورهای آنزیمی کبد آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز(ALP) و گاماگلوتامیل ترانسفراز(GGT) در اسب های تولیدکننده پادزهر بود.

    روش بررسی

    16 راس اسب در چرخه تولید پادزهر به صورت تصادفی در 2 گروه زهر و گروه زهر + تمرین به مدت 22 هفته تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 3 جلسه تمرین هوازی در هفته، با شدت متوسط صورت گرفت. نمونه های خونی در 3 زمان مختلف: قبل از شروع پروتکل، پایان دوره 11 هفته ای و پایان دوره 22 هفته ای از طریق سیاهرگ وداج جمع آوری شد و بوسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر ارزیابی شدند.
     

    یافته ها

    تحلیل داده ها کاهش معنی داری در فعالیت آنزیم های ALP وGGT در اثر 22 هفته تمرین ورزشی هوازی در گروه زهر + تمرین در مقایسه با گروه کنترل دریافت کننده زهر نشان داد(p=0/03). هم چنین نتایج کاهش معنی داری را در فعالیت آنزیم های (AST (p=0/02 و (ALT  (p=0/001 در نتیجه دریافت تمرین نسبت به گروه کنترل نشان داد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرینات هوازی در کاهش اثرات زهر از طریق کاهش سطوح فعالیت فاکتورهای آنزیمی کبد در اسب های تولید کننده پادزهر موثر است.

    کلیدواژگان: تمرینات هوازی، فاکتورهای کبدی، اسب، پادزهر
  • آیدا معینی، سیروس فارسی*، علی حسینی، مهرزاد مقدسی صفحات 935-949
    زمینه و هدف

    چاقی همراه با بروز بیماری های قلبی-عروقی است و بدنبال آن هایپرتروفی پاتولوژیک قلبی بوجود می آید. اما فعالیت بدنی (تمرین از نوع مقاومتی) در تعدیل برخی مسیرهای پیام رسان درون سلولی مرتبط با تنظیم هایپرتروفی پاتولوژیک به ایفای نقش می پردازد. که هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات مقاومتی بر بیان ژن های تنظیمی پیام رسان رشدی  عضله قلبی رت های نر چاق است .

    مواد و روش ها

    در این پژوهش تجربی 18 سر رت نر نژاد اسپراگ داولی بعد از هشت هفته استفاده از رژیم غذایی پرچرب به سه گروه کنترل سالم (6=n) و کنترل چاق (6=n) و تمرین مقاومتی (6=n) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی در مجموع به مدت هشت هفته اجرا شد. 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رت ها تشریح و عضله قلبی آنها جدا شد. میزان بیان ژن های (AMPK ،mTOR ، S6K ، 4EBP، COL1، COL3، Ang II) با تکنیک Real time-PCR و با استفاده از روش∆∆CT-2 محاسبه شد. برای تعیین معنادار بودن متغییرها بین گروه های تحقیق از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل چاق منجر به افزایش بیان ژن های (mTOR (P=0/068)، 4EBP (P=0/054 شد که از لحاظ آماری معنادار نبودند از طرفی بیان   (S6K(P=0/002)، AMPK (P=0/008  افزایش معناداری داشتند. همچنین کاهش بیان ژن کلاژن 1 (P=0/025)، کلاژن 3  (Ang2 (P=0/001)  (P=0/014 دیده شد که این اختلافات از لحاظ آماری معنادار بودند.

     نتیجه گیری

    به نظر می رسد چاقی رت ها باعث هایپرتروفی پاتولوژیک قلبی و سرعت گرفتن فرآیند پیری قلب می شود اما تمرین مقاومتی که جایگزینی مناسب است تا حدودی اثرات منفی چاقی بر عملکرد قلبی در فرآیند پیری قلب را کاهش داده است.

    * فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: عضله قلبی، چاقی، تمرین مقاومتی
  • رضا داورنیا، کیانوش زهراکار*، اسماعیل اسدپور، فرشاد محسن زاده، عبدالرحیم کسایی اصفهانی صفحات 950-967
    زمینه و هدف

    خیانت زناشویی به عنوان یکی از مهمترین عوامل آسیب رسان برای زوج ها و خانواده ها و همچنین پدیده ای رایج برای درمانگران حوزه خانواده و ازدواج مطرح است. یکی از پیامدهای خیانت زناشویی، نشخوار فکری همسر آسیب دیده از خیانت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه درمان متمرکز برشفقت بر نشخوار فکری زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با بهره گیری از طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش را تمامی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی تشکیل دادند که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی راستین، آرام، ترنم و باران در شهر گرگان در سال 1398 مراجعه نموده بودند. نمونه پژوهش 24 زن بودند که به شیوه هدفمند انتخاب و با تخصیص تصادفی در گروه های 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری نولن-هوکسما و مورو (1991) ارزیابی شدند. مشاوره گروهی به شیوه درمان متمرکز بر شفقت در 13 جلسه 120 دقیقه ای برای شرکت کنندگان گروه آزمایش اجرا شد. آزمودنی های گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخله ای دریافت نکردند. داده ها توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSSV24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمرات نشخوار فکری آزمودنی های گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون 84/2± 08/58، پس آزمون 74/5± 50/52 و در مرحله پیگیری35/5± 50/49 بود. در گروه کنترل نیز میانگین و انحراف معیار نمرات نشخوار فکری قبل از مداخله 92/1± 08/59، بعد از مداخله 82/1± 67/57 و یک ماه پس از مداخله96/1± 25/58 بدست آمد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مشاوره گروهی به شیوه درمان متمرکز بر شفقت، نشخوار فکری آزمودنی های گروه تحت مداخله را به طور معناداری در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش داده است (23/21 = P<0/01 F).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت در کاهش نشخوار فکری زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی را مورد تایید قرار داد. درمانگران و مشاوران خانواده می توانند از این مدل درمانی جهت کاهش آسیب های ناشی از خیانت زناشویی استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: درمان متمرکز بر شفقت، نشخوار فکری، زنان، مشاوره گروهی
  • فهیمه زراعت حرفه، سید محمد حسین موسوی نسب*، عباس رحمتی صفحات 968-983
    زمینه و هدف

    ناتوانی در کنترل مصرف مواد مخدر یکی از جنبه های اصلی وابستگی به مواد است. بخشی از این ناتوانی، ناشی از وجود سوگیری های شناختی است که در نتیجه تماس مداوم افراد با مواد ایجاد می شوند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی در حالت های واقعی و دارونما بر سوگیری توجه و سوگیری گرایشی در سوء مصرف کنندگان مواد افیونی انجام گرفت.

    روش بررسی

    روش پژوهش شبه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین سوء مصرف کنندگان مواد افیونی شهر کرمان در سال 1397، 75 نفر به روش هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی و به نسبت مساوی در 3 گروه آزمایش (واقعی)، دارونما و کنترل جایگزین شدند. به منظور اصلاح سوگیری شناختی در دو گروه آزمایش و دارونما، از تکالیف کامپیوتری استفاده شد. این تکالیف شامل تکلیف دات پراب (به منظور اصلاح سوگیری توجه) و تکلیف گرایش-اجتناب (به منظور اصلاح سوگیری گرایشی) بودند که در هر جلسه درمانی، هر دو تکلیف بصورت ترکیبی  مورد استفاده قرار گرفتند. در گروه واقعی به مدت 8 جلسه، نسخه واقعی تکالیف کامپیوتری اصلاح سوگیری شناختی ارائه گردید و گروه دارونما نیز به مدت 8 جلسه نسخه دارونمای این تکالیف را دریافت نمودند؛ اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با نسخه 22 نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد پس از انجام مداخلات، سوگیری توجه در گروه واقعی (57/38SD= ؛ 28/28M=) نسبت به گروه دارونما (36/34SD= ؛ 16/0M=) و کنترل (33/73SD= ؛ 16/3-M=) کاهش معناداری یافت و درمان اصلاح سوگیری توجه منجر به کاهش سوگیری توجه گردید (0/05≥p) ؛ اما حالت دارونمای این مداخله، تاثیری در کاهش سوگیری توجه نداشت. در سوگیری گرایشی نیز بین گروه واقعی و دارونما نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده شد (0/05≥p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر حاکی از اثربخشی مداخله اصلاح سوگیری شناختی در اصلاح سوگیری توجه و سوگیری گرایشی سوء مصرف کنندگان مواد افیونی است و می توان از آن به عنوان مداخله ای مکمل و کم هزینه در امر درمان اعتیاد استفاده نمود.

    * فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: سوگیری توجه، سوء مصرف کنندگان مواد، وابستگی به مواد افیونی
  • علیرضا ماردپور*، قادر زاده باقری صفحات 984-997
    زمینه و هدف

    جهت گیری مذهبی برای بررسی کاربرد دین در زندگی افراد مطرح شده و سلامت روانی هم به حالتی از بهزیستی گفته میشودکه در آن فرد توانایی های خود را بشناسد و بتواند با فشارهای روانی بهنجار زندگی کنار آید و برای اجتماع خویش مفید باشد و در همین راستا، تعامل مذهب و سلامت روانی با روانشناسی مثبت نگر ازمفاهیمی هستند که بر توانایی ها و داشته های فرد برای ارتقاء سلامت عمومی کمک میکنند، لذا این مطالعه با هدف مدل سازی و تعامل روانشناسی مثبت نگر، جهت گیری مذهبی و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه های استان کهگیلویه و بویر احمدانجام گرفته است.

    روش بررسی

    این مطالعه یک پژوهش توصیفی تحلیلی، از نوع طرح های همبستگی، با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری میباشد، که در آن 1843 نفر از دانشجویان دانشگاه های استان به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.ابزار مورد استفاده شامل 5 پرسشنامه بود. که بعد از توزیع پرسشنامه ها بین دانشجویان گروه نمونه و تکمیل آنهاتوسط دانشجویان، داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختا، تجزیه وتحلیلو نتایج به صورت جداول، نمودار نمایش داده شدند.

    یافته ها

    در این مطالعه مشخص شد که جهت گیری مذهبی بر مولفه های روانشناس مثبت نگر، ارتباط معنی داری داشتند(p<0.05).همچنین در این مطالعه با انجام تجزیه و تحلیل عاملی  مشخص شد که جهت گیری مذهبی مستقیما روی سلامت روانی دانشجویان اثرمثبت و معناداری ندارد، بلکه جهت گیری مذهبی بر روی مولفه های روانشناسی مثبت نگر تاثیر معناداری داشته و این اثرات منجر به بهبودی سلامت روانی میگردد.

    نتیجه گیری

    با توجه به ارتباط معنادار بین جهت گیری مذهبی و مولفه های روانشناسی مثبت نگر، و همچنین ارتباط مثبت و معنا دارغیر مستقیم بین جهت گیری مذهبی و سلامت روانی در دانشجویان دانشگاه ها.آموزش مولفه های روانشناسی مثبت نگر، مذهب و سلامت روان توسط متولیان فرهنگ و آموزش دانشگاه ها بیش از پیش مورد نظر باشد.

    کلیدواژگان: روانشناسی مثبت نگر، سلامت روانی، جهت گیری مذهبی، امید، بخشش، شادی، بهزیستی روانشناختی
  • موسی الرضا برزمینی، علی حسینائی* صفحات 998-1012
    زمینه و هدف

    پسوریازیس یک بیماری شایع، التهابی و مزمن است که مشکلات روان شناختی زیادی را برای بیماران مبتلا به همراه دارد. تاکنون مداخلات روان شناختی اندکی جهت کاهش مشکلات روان شناختی و ارتقاء سلامت روان این بیماران طراحی و انجام شده است. درمان متمرکز بر شفقت شیوه درمانی نوینی است که با هدف کاهش میزان خودانتقادی و شرم در افراد شکل گرفت. با توجه به اینکه بیماران مبتلا به پسوریازیس به دلیل اثرات نامطلوب بیماری بر زیبایی فرد، احساس شرم زیادی دارند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر شرم درونی شده در بیماران مبتلا به پسوریازیس انجام شد.

    روش بررسی

    در قالب یک مطالعه نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل، 40 بیمار مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک تخصصی پوست بیمارستان حکیم جرجانی و بیمارستان شهید صیاد شیرازی شهر گرگان در سال 1397 به شیوه در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی در گروه های 20 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شرم درونی شده کوک استفاده شد که در مراحل پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنی های هر دو گروه تکمیل شد. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه دو ساعته در معرض درمان متمرکز بر شفقت قرار گرفتند، در حالیکه شرکت کنندگان گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری، درمانی دریافت ننمودند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزار SPSSV20 استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمرات شرم درونی شده آزمودنی های گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون 53/3± 40/77، در مرحله پس آزمون 37/3± 75/62 و در مرحله پیگیری 63/3± 50/60 بود. در گروه کنترل نیز، میانگین و انحراف معیار نمرات شرم درونی شده در مرحله پیش آزمون 04/5± 25/77، در مرحله پس آزمون 20/4± 65/78 و در مرحله پیگیری 67/4± 85/76 بدست آمد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت به طور معناداری موجب کاهش شرم درونی شده در بیماران گروه تحت مداخله در مراحل پس آزمون و پیگیری شده بود (0/01> P).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این مطالعه توضیه می شود از شیوه درمانی متمرکز بر شفقت جهت کاهش مشکلات روان شناختی و افزایش سلامت روان بیماران پوستی در مراکز و کلینیک های تخصصی پوست استفاده گردد.

    کلیدواژگان: شرم درونی شده، درمان متمرکز بر شفقت، پسوریازیس، بیمار
  • حدیث مریدی، محمد باقر کجباف*، آرمین محمودی صفحات 1013-1027
    هدف

    پژوهش حاضر بررسی تاثیرات روش واقعیت درمانی گلاسر بر رضایت زناشویی، رضایت از زندگی و مهارت ارتباطی زوجین بود.

    روش پژوهش

    از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل، پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر شیراز تشکیل می دادند که دچار تعارضات زناشویی بوده اند که از این بین 30 زوج به شیوه در دسترس انتخاب شدند و سپس بر حسب تصادف در یکی از دو گروه کنترل و آزمایش گمارده شدند که حجم هر گروه 15 زوج بود. جهت آموزش واقعیت درمانی گلاسر از پکیج آموزش واقعیت درمانی گلاسر استفاده گردید که شامل 10 جلسه آموزشی یک ساعته می باشد و برای جمع آوری داده ها نیز از مقیاس های رضایت زناشویی، رضایت از زندگی و مهارت های ارتباطی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون مانکوا استفاده شد.

    یافته ها 

    نشان داد، واقعیت درمانی گلاسر بر هر سه متغیر رضایت زناشویی، رضایت از زندگی و مهارت های ارتباطی تاثیر معناداری داشته به گونه ای که میزان میانگین این متغیر در پس آزمون گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده است.

    نتیجه گیری

    به طور کلی می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی گلاسر روشی مناسب برای افزایش سازگاری و رضایت زناشویی زوجین است.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی گلاسر، رضایت زناشویی، رضایت از زندگی، مهارت های ارتباط
|
  • Raziyeh Rezaei, Mohammad Fathi* Pages 878-891
    Background

    the MYH7 and MYH7b genes have important role on heart function on other hand endurance training is a challenge for heart function, therefore the aim this study was to study The effect of endurance training[a2]  on Change of MYH7and MYH7b genes expression and left ventricular structural changes of wistar male rats.

     Material and Methods

    For this purpose, 14 rats (113±20 gram) under controlled conditions (temperature, light/dark (12:12) cycle, with ad Libitum access to food and water) were housed, after familiarization (231±24) there were randomly assigned into control (n=7) and Experimental (n=7) groups, the experimental group performed one training program (30 m/min, 50 min, 6 session per week for 14-weeks) on motorized treadmill, and then 48 hours after the end of the last session with control group were anesthetized and sacrificed, then the left ventricle of the heart was removed. Real time RT-PCR method was used to determine of expression levels of MYH7 and MYH7b genes, finally to compare of control and experimental groups means t-test was use.

    Results

    endurance training significantly induced increase in ratio of heart weight to body weight in experimental group in compare with control group(p=0.005), also it was seen the increasing significantly in expression MYH7 and MYH7b genes in experimental group than control group(p=.001).

    Conclusion

    It seems the endurance training induce remodeling which showed by hypertrophy and it coincided with increasing of MYH7 and MYH7b genes expression.

    Keywords: myh7, myh7b genes, endurance activity, heart, left ventricle
  • Fariba Bakhtiari Pages 892-905
    Background and Aim

    Type 2 diabetes exerts oxidative and anti-angiogenesis effects on the cardiac tissue through different pathways.  The aim of present study was to investigate the effects of 4 weeks aerobic training on levels of ROS and NO and gene expression of HIF-1α and VEGF of cardiac tissue in type 2 diabetic male wistar rats.

    Materials and Methods

    In an experimental study, 30 male wistar rats were randomly divided into three groups, Diabetic Aerobic Training (n=10), Diabetic Control (n=10) and Healthy Control (n=10). Type 2 diabetes was induced by intraperitoneal injection of STZ. The progressive aerobic training protocol included 4 weeks, 5 sessions per week running on treadmill at speed of 20 m/min for 60 min. The levels of ROS and NO, the gene expression of HIF-1α  and VEGF were measured. One-way ANOVA and Bonferroni post hoc test were used to analysis the data. The significant level was set at p<0.05.  

    Results

    The results showed that type two diabetes induced significant increase in ROS level (p<0.05) and significant reduction in NO level (p<0.05) and HIF-1α mRNA and VEGF mRNA (p<0.05) compared to Healthy Control group. The aerobic training caused significant decrease in ROS level (p<0.05) and significant increase in NO level (p<0.05) and HIF-1α mRNA and VEGF mRNA (p<0.05) compared to Diabetic Control group.

    Conclusion

    Type 2 diabetes causes the increase of oxidative stress in cardiac tissue and impairs the angiogenesis process in diabetic cardiac. It appears that aerobic training with reduction of ROS has positive impact on angiogenesis and it can cause the improvement of diabetic cardiac.

    Keywords: Oxidative stress, Angiogenesis, Aerobic training
  • Mehdi Mogharnasi*, Reza Arabi, Mohsen Mohammadnia Ahmadi Pages 906-921
    Background & aim

    During intense exercise reactive species produce oxygen that results in cell damage. It seems that the use of antioxidant supplements reduces the oxidative stress caused by such exercises. Therefore the purpose of this study was to investigate the effect of short-term colostrum supplementation on serum malondialdehyde levels and total antioxidant capacity induced by acute resistance in healthy men.

    Methods

    The statistical population of this study was all healthy students of Birjand University with age range of 20 to 24 years old. Ten of them were randomly selected as the statistical sample. The present study was carried out in a semi experimental and applied cross-sectional design with an experimental group (n=10) to control individual differences. Subjects of this research were resistance movement protocol, consisting of six movements in 10 replications with 80% 1Rm, one minute rest between the turns and two minutes of rest between the movements. The subjects were taken from the arterial vein before the beginning of the exercise program at each stage and immediately after the exercise program followed by a 12-hour fasting of 8 ml of blood. After 14 days of supplementation, resting was performed again after 5 minutes, and blood samples were taken from the subjects. From the day the protocol was administered to the subject for a period of two weeks, one day, using the powdered colostrum supplement in a dose of 20 grams that was taken with 200 ml of water. The bleeding process was repeated after two weeks of supplementation.

    Results

    The concentration of malondialdehyde decreased significantly after colostrum supplementation after two weeks(p=0.001), Also serum total antioxidant capacity increased after colostrum supplementation after two weeks(p=0.007).

    Conclusion

    Due to the antoxidant properties of colostrom, and oxidative stress during sport activities and imbalance supplement to reduce and inhibition of oxidative stress.

    Keywords: Total Antioxidant, Malondialdehyde, Colostrum, Resistance Activity
  • Farzaneh Alsadat Razavi, Hossein Zolfagharian, Abdolali Banaeifar*, Rasoul Eslami Pages 922-934
    Background & aim

    Iran is one of the most exclusive antidote producers within the middle east. Therapeutic serum production of high quality treatment and fewer side effects have  significant impact on public health of the community. this may only be attainable if eutherian and animal health are to be provided. The use of sports activities as a nonpharmacological method will play a crucial role in maintaining and improving the health of the livestock. The purpose of this study was to investigate the result of aerobic exercises on hepatic factors (AST,ALT,GGT) in antidote production horses.  

    Methods

    Sixteen horses  were randomly divided into two groups of venom and venom + training  group for 22 weeks within the antidote production cycle. The exercise protocol consisted of three sessions of aerobic exercise per week, with moderate intensity. Blood samples at three totally different times: Before the beginning of the protocol, end of the 11-week period and therefore the end of the 22-week period were collected through the jugular vein and evaluated by repeated measures of variance analysis.  

    Results

    Data analysis showed that 22 week aerobic exercise training in venom + training  group reduces the activity of the ALP and GGT enzyme (p=0/03) and the results showed a significant decrease in AST (p=0/02) and ALT (p=0/001) enzyme activity as a result of training compared to the control group.  

    Conclusion 

    Aerobic training seems to be effective in reducing the effects of venom by reducing the levels of liver enzymatic activity in antidote producing horses

    Keywords: Aerobic exercise, Hepatic factors, Horse, Antidote
  • Aida Moieni, Sirous Farsi*, Ali Hoseini, Mehrzad Moghdasi Pages 935-949
    Background

    Obesity is associated with cardiovascular disease, followed by pathological cardiac hypertrophy. However, physical activity (resistance training) plays a role in modulating some of the intracellular messenger pathways associated with the regulation of pathologic hypertrophy. The aim of this study was to investigate The effect of resistance training on the expression of cardiac muscle growth regulator messenger genes in obese male rats.

    Material and Methods

     In this experimental study, 18 male Sprague Dawley rats were divided into 3 groups; healthy control (n=6) and obesity control (n = 6) and resistance training (n = 6) after eight weeks of using high fat diet. Total resistance training was performed for a total of eight weeks. 48 hours after completion of the curcumin supplement protocol, the rats were dissected and their heart muscle removed. The expression of genes (AMPK, mTOR, S6K, 4EBP, COL1, COL3, AngII) was calculated using Real Time-PCR technique and the 2-∆∆CTmethod. One way ANOVA was used to determine the significance of the variables among the study groups.

    Results

    The results showed that the resistance training group compared to the control group showed an increase in expression of mTOR (P = 0.068), 4EBP (P = 0.054), which was not statistically significant. On the other hand, expression of S6K (P = 0.002) AMPK (P = 0.008) increased significantly. Also, there was a decrease in the expression of collagen 1 (P = 0.225), collagen 3 (p = 0.044) Ang II (p = 0.104) and differences were statistically significant.

    Conclusion

    Muscle obesity seems to cause cardiac pathological hypertrophy and accelerate the process of heart aging, but resistance training, which is an appropriate replacement, has somewhat reduced the negative effects of obesity on cardiac function in the cardiac aging process. that replaces the proper and partly negative effects of obesity on cardiac function in the process of heart aging has been reduced.

    Keywords: Cardiac muscle, Obesity, Resistance Training
  • Reza Davarniya, Kianoush Zahrakar*, Esmail Asadpour, Farshad Mohsenzadeh, Abdurrahim Kasaee Esfahani Pages 950-967
    Background and aim

    Marital infidelity is considered to be one of the most important traumatic factors for couples and families, and it is also a prevalent phenomenon for family and marital therapists. One of the consequences of marital infidelity is rumination in the spouse affected by infidelity. The present research was conducted by the aim of investigating the effectiveness of group compassion-focused therapy on rumination in women affected by marital infidelity.

    Methods

    The current research was a semi-experimental study conducted by pretest-posttest and follow up with control group design. The current research population included all the women affected by marital infidelity who referred to Rastin, Aram, Taranom, and Baran psychological and counselling services centers in Gorgan, Iran, in 2019. The research sample composed of 24 women who were selected by purposeful sampling method and were put into experiment and control groups by random assignment method (12 subjects per group). Both groups were assessed using Nolen-Hoeksema and Morrow’s ruminative response scale (1991) in pretest, posttest, and follow up stages. Group compassion-focused therapy was provided in 13 120-minute sessions for participants of the experiment group. The subjects of the control groups did not receive any intervention until the end of the follow up stage. The data were analyzed by variance analysis test with repeated measures in SPSS24.

    Results

    Mean and standard deviation of the scores of rumination in the subjects of the experiment group were 58.08 ± 2.84 in pretest, 52.50 ± 5.74 in posttest, and 49.50 ± 5.35 in the follow up. In the control group, mean and standard deviation of the scores of rumination were 59.08 ± 1.92 before the intervention, 57.67 ± 1.82 after the intervention, and 58.25 ± 1.96 one month after the intervention. Results of the variance analysis with repeated measures indicated that group compassion-focused therapy has significantly reduced rumination in the intervention group in posttest and follow up stages (P < 0.01, F = 21.33).

    Conclusion

    Results of the present research confirmed the effectiveness of compassion-focused therapy in reducing rumination among women affected by marital infidelity. Family counsellors and therapists can use this therapeutic model for reducing the traumas caused by marital infidelity.

    Keywords: Compassion-Focused Therapy, Rumination, Women, Group Counseling
  • Fahimeh Zeraat Herfeh, S. M. Hossein Mousavi Nasab*, Abbas Rahmati Pages 968-983
    Background & Aim

    Inability to control drug use is considered a core aspect of drug dependency. Part of this inability is due to cognitive biases resulting from individuals’ constant usage of drugs. The aim of the present study was to compare the effectiveness of cognitive bias modification in real and placebo conditions on attentional bias and approach bias in opium abusers.

    Methods

    This study was a quasi-experimental study with pretest and posttest design and control group. 75 opium abusers in the city of Kerman were selected using purposive sampling, and were later divided into three groups with equal quotient; experiment (real), placebo and control. In order to modify cognitive bias in experiment and placebo groups, computer tasks including dot probe (to modify attentional bias) and approach-avoidance task were used. A combination of each task was implemented in every therapy session.  Real version of cognitive bias modification computer tasks were presented to the experiment group for 8 sessions and the placebo group received placebo version for 8 sessions, whereas the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance test by means of SPSS version 22.

    Results

    After the interventions, findings showed that, as compared with the control (M= -3.16; SD= 73.33) and placebo (M=0.16; SD= 34.36) groups, attentional bias in experiment group (M= 28.28; 38.57) was significantly decreased, and cognitive bias modification therapy reduced cognitive bias in participants (p ≤ 0.05). placebo intervention did not prove to be effective in the reduction of attention bias. Compared to control group, approach bias in experiment and placebo groups, significant difference was observed (p ≤ 0.05).

    Conclusion

    The findings of the present study indicate the effectiveness of cognitive bias modification on attentional bias and approach bias in opium abusers, which can be used as a cheap and complementary intervention to treat addiction.

    Keywords: Attentional bias, Drug users, Opium dependence
  • ALIREZA MAREDPOOR*, Ghader Zadehbagheri Pages 984-997
    Background and Aim

    Religious orientation to examine the use of religion in the lives of individuals and mental health is also called a state of well-being in which one recognizes their abilities and can cope with normal stressors of life and is beneficial to their community. In this regard, the interaction of religion and mental health with positive psychology are concepts that contribute to one's abilities and possessions to promote public health. Students from the universities of Kohgiluyeh and Boyer Ahmad province have graduated.

    Materials and Methods

    This study is a descriptive-analytic, correlational design study using Structural Equation Modeling, in which 1843 university students were selected by cluster random sampling. The instrument used included 5 questionnaires. After distributing the questionnaires among the students of the sample group and completing them among the students, the data were presented graphically using the structural equation modeling method, analyzing the results in tables.

    Results

    The findings of this study showed that religious orientation had a significant relationship with positive psychotic components (p <0.05) and also in this study factor analysis revealed that religious orientation directly influenced the mental health of students. And it is not significant, but religious orientation has a significant effect on the components of positive psychology and these effects improve mental health.

    Conclusion

    Considering the significant relationship between religious orientation and components of positive psychology, as well as positive and meaningful direct and indirect relationship between religious orientation and mental health in university students. The culture and education of the universities should be more than desired.

    Keywords: Positive Psychology, Mental Health, Religious Orientation, Student Corresponding Author: Alireza Mardpour, Yasuj, Islamic Azad University, Yasuj Branch, Department of Psychology
  • Mousaalreza Barzamini, Ali Hosseinaei* Pages 998-1012
    Background & Aim

    Psoriasis is a prevalent, inflammatory and chronic disease which is accompanied by various psychological problems for the patient. So far, few psychological interventions have been designed and conducted for reducing mental problems and enhancing mental health among these patients. Compassion-focused therapy is a new therapeutic method which was formed with the aim of reducing self-criticism and shame in individuals. According to the fact that patients with psoriasis experience great shame due to undesirable effects of this disease on their beauty, therefore, the present study was conducted by the aim of investigating the effectiveness of group compassion-focused therapy (CFT) on internalized shame in patients with psoriasis.

    Methods

    In the frame of a semi-experimental study with pretest-posttest-follow up with control group design, 40 patients with psoriasis referring to the specialized dermatology clinics of Hakim Jarjani hospital and Shahid Sayad Shirazi hospital in Gorgan, Iran, in 2018, were selected by available sampling method, and then, they were assigned into two experiment and control groups (20 subjects per group). For gathering the data, Cook’s internalized shame scale was used which was completed by the subjects of both groups in pretest, posttest and one-month follow up stages. The subjects of the experiment group received eight 2-hour sessions of compassion focused therapy while the control group received no therapy until the end of the follow up stage. For analyzing the data, the Variance analysis test with repeated measures in SPSSv20 were used.

    Results

    Mean and standard deviation of the scores of internalized shame in subjects of the experiment group was 77.40 ± 3.53 in pretest, 62 ± 3.37 in posttest, and 60.50 ± 3.63 in follow up. In the control group, mean and standard deviation of the scores of internalized shame was 77.25 ± 5.04 in pretest, 78.65 ± 4.20 in posttest and 76.85 ± 4.67 in follow up. Results of the variance analysis with repeated measures indicated that compassion focused therapy led to significant reduction in internalized shame among patients of the intervention group in posttest and follow up stages (P < 0.01).

    Conclusion

    According to the findings of the present research, it is recommended that compassion focused therapy would be used in specialized dermatology clinics for the purpose of reducing mental problems and improving mental health among dermatological patients.

    Keywords: Internalized Shame, Compassion Focused Therapy, Psoriasis, Patient
  • Hadis Moridi, Mohammad Bagher Kajbaf*, Armin Mahmoodi Pages 1013-1027

    The purpose of the research was to study the effects of Glaser's reality therapy on couples’ marital satisfaction, life satisfaction, and communication skills. The research method was semi-experimental with control group, pre-test, post- test, and follow-up test. Population included couples who referred to the counseling and psychiatric services centers of Shiraz who had marital conflicts. Among population, 30 couples were selected by convenience sampling. Then, they were randomly assigned to one of two control and experimental groups, of which size was 15 couples per group. Glaser's reality therapy training package was used for training he Glaser's reality therapy, which included 10 sessions per hour. Marital satisfaction, life satisfaction, and communication skills scales were used to collect data. MANCOVA test was used to analyze data. Findings showed that Glaser's reality therapy significantly affect all three variables including marital satisfaction, life satisfaction, and communication skills, so that the mean of the variable in post-test of the experimental group was more than the control group. Therefore, it can be generally concluded that Glaser's reality therapy is a suitable method for increasing couples’ compatibility and marital satisfaction.

    Keywords: Glaser's Reality Therapy, Marital Satisfaction, Life Satisfaction, Communication Skills