فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/09
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فاطمه شریف نیا، محتشم غفاری، علی رمضانخانی، سکینه رخشنده رو* صفحات 116-126
    زمینه و هدف

    سالمندان به عنوان یکی از مهم ترین گروه های در معرض خطر بیماری، جهت داشتن سطح بالای سلامت نیازمند دارا بودن سطح بالایی از سواد سلامت می باشند. این مطالعه با هدف تعیین پیش بینی کننده های سواد سلامت در سالمندان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام گردید. روش و

    مواد

    در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، تعداد 270 سالمند روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، از مراکز بهداشتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه استاندارد S-TOHFLA، جهت سنجش سواد سلامت استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-16 و آزمون های آماری t مستقل، ANOVA و همبستگی کندال و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن سالمندان شرکت کننده (6/5) 67 سال بود. سواد سلامت در سالمندان دارای تحصیلات دانشگاهی با میانگین (انحراف معیار) (7) 2/28 و گروه سنی 65-60 با میانگین (انحراف معیار) (9/4) 6/32 به طور معنا داری بیشتر از سایر گروه ها بود (001/0>P). همچنین قوی ترین پیش بینی کننده سواد سلامت، تحصیلات می باشد، به طوری که با افزایش سطح تحصیلات، 4/0 واحد سواد سلامت فرد افزایش می یابد. همچنین متغیرهای تحصیلات، سن، وضعیت اقتصادی و شغل 45 درصد از سواد سلامت را پیش بینی می کنند.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که نمره سواد سلامت با افزایش سن، جنس زن، تحصیلات پایین تر سالمند، تحصیلات پایین تر همسر، افراد غیر شاغل و وضعیت اقتصادی ضعیف کاهش می یابد. سطح تحصیلات قوی ترین پیش بینی کننده سواد سلامت بود.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، متغیرهای جمعیت شناختی، سالمندان
  • شیرین ترکش دور، غلامرضا ثناگوی محرر* صفحات 127-135
    زمینه و هدف

     یکی از عواملی که می تواند رضایت زناشویی را بهبود بخشد، تنظیم هیجان و شادکامی زوجین است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مشاوره راه حل محور گروهی بر شادکامی و تنظیم هیجان زوجین بود.

    روش و مواد

     تحقیق حاضر از نوع پ‍ژوهش های مداخله ای و تجربی پیش آزمون – پس آزمون با گروه شاهد است. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره مناطق 1 و 2 شهر تهران در سال 96-1395 بودند که تعداد 30 زوج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مداحله درمانی برای گروه آزمایش اجرا شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های تنظیم هیجان شناختی و شادکامی و سوال های مرتبط با ویژگی های جمعیت شناختی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و نرم افزار SPSS-20 تحلیل شد.

    یافته ها

     میانگین (انحراف معیار) سن آزمودنی ها در گروه آزمایش (8/2) 7/32 و گروه شاهد (6/2) 4/33 سال بود. میانگین (انحراف معیار) شادکامی گروه آزمایش در پیش آزمون (2/4) 7/13 بود که در پس آزمون به (8/6) 8/19 افزایش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه شاهد در پیش آزمون، (2/5) 7/12 بود که در پس آزمون به (5/6) 3/13 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) تنظیم شناختی هیجانی گروه آزمایش در پیش آزمون (4/6) 5/28 بود که در پس آزمون به (4/9) 4/33 افزایش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه شاهد در پیش آزمون، (9/4) 1/26 بود که در پس آزمون به (1/5) 7/27 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

     مطالعه نشان داد که رویکرد راه حل محور، باعث افزایش شادکامی و تنظیم هیجان زوجین شد.

    کلیدواژگان: درمان راه حل محور، شادکامی، تنظیم هیجان، زوجین
  • فرحناز بالوردی، نرگس باباخانی* صفحات 136-145
    زمینه و هدف

    کارکردهای اجرایی مجموعه ای از فرآیندهای شناختی اساسی هستند که رفتار و افکار را کنترل می کنند و می توانند به بهبود خلاقیت و تنظیم هیجان افراد کمک کنند. هدف پژوهش حاضر، تعیین الگوی تبیین خلاقیت براساس عملکردهای اجرایی مغز با میانجی گری تنظیم شناختی-هیجانی در دانش آموزان متوسطه تهران بود.

    روش و مواد

    پژوهش حاضر در زمره تحقیقات توصیفی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران بودند که از این میان، تعداد 250 نفر به شکل نمونه گیری تصادفی خوشه ای از میان مناطق 22 گانه شهر تهران انتخاب شدند. داده ها از آزمون تفکر خلاق، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و آزمون توانایی های شناختی (به منظور اندازه گیری کارکردهای اجرایی) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-22 استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن دانش آموزان پسر (4/5) 8/16 و دانش آموزان دختر (3/5) 6/16 سال بود. با افزایش کارکردهای اجرایی مغز با میانگین (انحراف معیار) (4/13) 1/69، خودتنظیمی شناختی- هیجانی (6/16) 8/106 افزایش یافت و با افزایش خودتنظیم شناختی- هیجانی، خلاقیت (8/12) 6/134 افزایش یافت. همچنین با افزایش کارکردهای شناختی، خلاقیت افزایش می یابد. با افزایش کارکردهای شناختی با واسطه متغیر خودتنظیمی شناختی-هیجانی، میزان خلاقیت افزایش می یابد.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد با افزایش کارکردهای اجرایی، خودتنظیم شناختی- هیجانی افزایش می یابد و با افزایش خودتنظیم شناختی- هیجانی، خلاقیت افزایش می یابد. با افزایش کارکردهای شناختی، خلاقیت افزایش می یابد. همچنین با افزایش کارکردهای شناختی با واسطه متغیر خودتنظیمی شناختی-هیجانی، میزان خلاقیت افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: خلاقیت، کارکردهای اجرایی، خود نظم دهی شناختی- هیجانی
  • فیروز تیزرو طولی، توکل موسی زاده*، رضا کاظمی صفحات 146-155
    زمینه و هدف

    راهکارهای مختلفی در جهت بهبود سازگاری، مسیولیت پذیری و قانون مندی دانش آموزان پیشنهاد شده است که یکی از این راهکارها، آموزش هوش معنوی می باشد. هدف این پژوهش تعیین تاثیر آموزش هوش معنوی بر سازگاری، مسیولیت پذیری و قانونمندی دانش آموزان 16-14 ساله بود.

    روش و مواد

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر 16-14 ساله شهرستان تالش در سال 97-1396 به تعداد 700 نفر بودند، که از میان آنها 108 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس شرکت کنندگان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، هر گروه 54 نفر قرار گرفتند و آموزش هوش معنوی برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که برای گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه مسیولیت پذیری، قانونمندی و سازگاری اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.

    یافته ها

    بعد از آموزش هوش معنوی میانگین (انحراف معیار) قانونمندی افزایش یافته و از (6) 1/30 در پیش آزمون به (2/7) 35 در پس آزمون رسید (001/0>P). همچنین بعد از مداخله، میانگین (انحراف معیار) مسیولیت پذیری افزایش یافته و از 4/52 (4/9) در پیش آزمون به 6/70 (3/12) در پس آزمون رسید (01/0>P). میانگین (انحراف معیار) سازگاری اجتماعی نیز بعد از آموزش هوش معنوی افزایش یافت و از 2/70 (6/11) در پیش آزمون به 1/81 (5/15) در پس آزمون رسید (001/0>P). نمرات مشارکت کنندگان گروه گواه در پس آزمون نسبت به پیش آزمون هیچ یک از متغیرهای پژوهش تفاوتی نشان نداد.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش هوش معنوی موجب افزایش سازگاری، مسیولیت پذیری و قانونمندی دانش آموزان شد.

    کلیدواژگان: آموزش هوش معنوی، سازگاری، مسئولیت پذیری، قانونمندی، دانش آموزان
  • عباس شاهوردی، سارا ساعدی*، محسن رازانی صفحات 156-165
    زمینه و هدف

    نظامیان بیشتر از افراد غیرنظامی در معرض آسیب های روانی قرار می گیرند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر حساسیت اضطرابی، توانمندسازی روانشناختی و خشم سربازان بود.

    روش و مواد

    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و گروه شاهد بود. 60 نفر از سربازان پادگان گروه پدافند هوایی شهید جهان تاش شهر خنداب با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند، در ابتدا برای هر گروه با استفاده از پرسشنامه های حساسیت اضطرابی، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روان شناختی، پرسشنامه استاندارد خشم Spielberger اجرا گردید. سپس آموزش مهارت های زندگی به گروه آزمایش ارایه گردید و پس از اتمام برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) توانمندسازی روان شناختی گروه آزمایش از (2/17) 4/63 در پیش آزمون به (7/11) 2/80 در پس آزمون افزایش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (3/5) 7/61 بود که در پس آزمون به (3/6) 7/64 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) حساسیت اضطرابی گروه آزمایش از (8/2) 5/54 در پیش آزمون به (1/6) 9/48 در پس آزمون کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (8/5) 3/53 بود که در پس آزمون به (4/6) 9/52 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) خشم گروه آزمایش از (1/7) 7/27 در پیش آزمون به (1/9) 7/22 در پس آزمون کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (3/5) 5/27 بود که در پس آزمون به (8/5) 9/27 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش توانمندی روان شناختی و کاهش حساسیت اضطرابی و خشم سربازان شد.

    کلیدواژگان: توانمندسازی روان شناختی، حساسیت اضطرابی، خشم سربازان، مهارت های زندگی
  • حسینعلی قربانی امیر، امید مرادی*، مختار عارفی، حمزه احمدیان صفحات 166-174
    زمینه و هدف

    طلاق از استرس زاترین فقدانها می باشد و موجب آشفتگی های هیجانی و مشکلات رفتاری در افراد می شود، در این میان آسیب پذیری زنان از پیامدهای طلاق بیشتر از مردان است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مولفه های شناختی رفتاری بر روی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، تاب آوری و خودکنترلی زنان مطلقه بوده است.

    روش و مواد

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود که با روش نمونه گیری در دسترس، از بین کلیه زنان مطلقه مراجعه کننده به مرکز مشاوره دادگستری شهرستان بابل نیمه دوم سال 1396 و نیمه اول سال 1397، تعداد 60 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه راهبردهای شناختی هیجان، مقیاس تاب آوری و پرسشنامه خودکنترلی بود. برای اجرا، در ابتدا، از هر گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس آموزش شناختی رفتاری طی 12 جلسه 90 دقیقه ای، روی گروه آزمایش صورت گرفت. و بعد از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.

    یافته ها

    مطالعه نشان داد که میانگین (انحراف معیار) سن گروه آزمایش (4/5) 7/34 و گروه گواه (7/6) 1/35 سال بود. میانگین (انحراف معیار) تنظیم شناختی هیجان مثبت در پیش آزمون گروه آزمایش از (5/10) 4/52 به (7/13) 2/60 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) تنظیم شناختی هیجان منفی در پیش آزمون گروه آزمایش از (3/9) 5/59 به (4) 2/48 در پس آزمون کاهش یافت (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) تاب آوری در پیش آزمون گروه آزمایش از (7/7) 6/43 به (5/9) 6/55 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) خودکنترلی در پیش آزمون گروه آزمایش از (4/6) 8/35 به (5/8) 2/46 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). میانگین تنظیم شناختی هیجان مثبت، تنظیم شناختی هیجان منفی، تاب آوری و خودکنترلی در پیش آزمون و پس آزمون گروه گواه تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش شناختی رفتاری منجر به افزایش تنظیم شناختی مثبت، تاب آوری، خودکنترلی و کاهش تنظیم شناختی منفی در زنان مطلقه شد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، تنظیم شناختی هیجان، تاب آوری، خودکنترلی، زنان مطلقه
  • خیرالنسا شیردل، محمد کاظم فخری*، بهرام میرزائیان صفحات 175-182
    زمینه و هدف

    یکی از عوامل انگیزشی شناختی که بر ابعاد مختلف زندگی انسان از جمله یادگیری و پیشرفت تحصیلی تاثیر دارد، سبک های اسنادی است. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی خود تنظیمی تحصیلی بر اساس مولفه های سبک های اسنادی دانش آموزان بود.

    روش و مواد

    روش پژوهش توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر ساری در سال تحصیلی 96 – 1395 بود که از این تعداد 375 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه ای وارد مطالعه شدند. از این تعداد 160 نفر پسر و 215 نفر دختر بودند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی و پرسشنامه سبک های اسنادی بود. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره با کمک نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن پسران (4/3) 4/16 و دختران (7/3) 8/16 سال بود. با افزایش میانگین (انحراف معیار) نمره کل سبک های اسنادی (2/15) 9/147 و مولفه های آن شامل منبع کنترل (7/6) 7/49، میزان ثبات (6) 2/49 و جامعیت (3/6) 9/48، میزان خودتنظیمی تحصیلی (9/7) 5/45 دانش آموزان افزایش یافت (01/0>P). همچنین مولفه منبع کنترل متغیر ملاک خودتنظیمی را پیش بینی می کرد (001/0>P) ولی متغیر میزان ثبات و جامعیت توان پیش بینی خودتنظیمی را نداشتند.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که با افزایش مولفه های سبک های اسنادی، خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان افزایش یافت. همچنین از بین مولفه های متغیر سبک های اسنادی، مولفه منبع کنترل، خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان را پیش بینی می کند.

    کلیدواژگان: خود تنظیمی تحصیلی، سبک های اسناد، دانش آموزان
  • زهرا شجاعی، جواد خلعتبری* صفحات 183-190
    زمینه و هدف

    آموزش هوش هیجانی با بالا بردن شناخت فرد از خودش و دیگران، به ارتباط با دیگران و سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در بر آوردن خواسته های اجتماعی لازم است منجر می گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر خودکارآمدی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه اول شهر تنکابن صورت گرفته است.

    روش و مواد

    روش این پژوهش، نیمه تجربی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دختران پایه سوم مقطع متوسطه اول شهر تنکابن در سال تحصیلی 97-1396 بود که با روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و از بین آنها 60 نفر به طور تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند و آموزش هوش هیجانی برای گروه آزمایش اجرا شد. آزمودنی ها به پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی (GSES) و فرسودگی تحصیلی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس تک متغیره و با کمک نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن دانش آموزان گروه آزمایش (8/2) 7/15 و گروه گواه (4/2) 2/15 بود. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین (انحراف معیار) خودکارآمدی در گروه آزمایش در پیش آزمون از (9/5) 5/30 به (5/5) 4/35 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P)، ولی در گروه گواه به ترتیب از (3/5) 7/30 به (9/5) 5/31 تغییر یافت که معنی دار نبود. میانگین فرسودگی تحصیلی در گروه آزمایش در پیش آزمون از (7/3) 8/40 به (4/3) 1/29 در پس آزمون کاهش یافت (001/0>P)، ولی در گروه گواه به ترتیب از (8/3) 6/40 به (8/3) 84/39 تغییر یافت که معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش هوش هیجانی، باعث افزایش خودکارآمدی دانش آموزان دختر و کاهش فرسودگی تحصیلی آنها می شود.

    کلیدواژگان: هوش هیجانی، خودکارآمدی، فرسودگی، دانش آموزان
  • نهال حیدری، سارا ساعدی* صفحات 191-200
    زمینه و هدف

    عشق و رضایت زناشویی زمینه های هستند که در چگونگی رشد و بالندگی افراد و خانواده موثرند. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر رضایت مندی زناشویی، عشق ورزی و شادکامی زوجین بود.

    روش و مواد

    این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره در سطح شهر تهران بود که از این تعداد، 60 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه، هر کدام 30 نفر تقسیم شدند. گروه‌ آزمایش مداخله روان درمانی مثبت نگر را در هشت جلسه دریافت کردند ولی گروه گواه مداخله‌ای دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رضایت از زندگی زناشویی Enrich، پرسشنامه عشق ورزی Sternberg و شادکامی Oxford بود. تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس چندمتغیره و نرم افزار SPSS-22 انجام شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان گروه آزمایش (8/4) 7/42 و در گروه گواه (6/4) 42 سال بود. نتایج نشان داد که میانگین (انحراف معیار) نمره رضایت زناشویی در پیش آزمون گروه آزمایش از (3/4) 8/46 به (2/6) 2/51 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) اما نمرات رضایت زناشویی گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت. نمره عشق ورزی در پیش آزمون گروه آزمایش از (9/3) 1/33 در پیش آزمون به (1/5) 2/37 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) اما نمره عشق ورزی گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشته است. همچنین میانگین (انحراف معیار) نمره شادکامی در پیش آزمون گروه آزمایش از (1/3) 9/38 به (1/4) 5/44 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) اما نمره شادکامی گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که روان درمانی مثبت نگر منجر به افزایش رضایت زناشویی، شادکامی و بهبود عشق ورزی در بین زوجین شد.

    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت نگر، رضایت زناشویی، سبک عشق ورزی، شادکامی
  • زهرا بحرینی، غلامرضا ثناگوی محرر* صفحات 201-210
    زمینه و هدف

    کهیر مزمن بیماری است که باعث آزردگی بیمار و در مواردی باعث ناتوانی وی می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر پذیرش درد و ابعاد سلامت روان بیماران مبتلا به کهیر بود.

    روش و مواد

    روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد بود بوده است. جامعه این پژوهش شامل کلیه بیمارانی بود که با تشخیص بیماری کهیر در شش ماه دوم سال 1396 به بیمارستان امام خمینی تهران مراجعه کرده و تشکیل پرونده دادند که 60 نفر از آنها به طور تصادفی انتخاب شده و به طور تصادفی 30 نفر در گروه آزمایشی و 30 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. ابتدا توسط هر دو گروه، پرسشنامه پذیرش درد مزمن و پرسشنامه سلامت عمومی تکمیل شد. جلسات آموزش متمرکز بر هیجان در هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی برای گروه آزمایش انجام شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-22 مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سنی پاسخگویان، (5/6) 3/41 سال بود. مطالعه نشان داد که میانگین (انحراف معیار) مشکلات روانی در گروه آزمایش از (6/8) 4/47 در پیش آزمون به (3/5) 5/40 در پس آزمون و میانگین (انحراف معیار) عدم پذیرش درد گروه آزمایش از (1/4) 1/30 در پیش آزمون به (5/3) 2/27 در پس آزمون کاهش یافت اما میانگین (انحراف معیار) هر دو متغیر در پیش آزمون و پس آزمون گروه شاهد تفاوت آماری معنادار نشان نداد.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش گروهی درمان متمرکز بر هیجان منجر به افزایش پذیرش درد و بهبود ابعاد سلامت روان بیماران مبتلا به کهیر شد.

    کلیدواژگان: سلامت روان، درد، کهیر، هیجان ها
  • شهلا مولوی، ناصر سراج خرمی*، پروین احتشام زاده، مهدی سیاح برگرد صفحات 211-220
    زمینه و هدف

    HIV/AIDS یک مساله اجتماعی پزشکی بوده و پیامدهای منفی و چالش های گسترده ای را به همراه دارد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی و افزایش CD4 در مبتلایان به HIV/AIDS انجام شد.

    روش و مواد

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل مبتلایان به HIV/AIDS در مرکز مشاوره بیماری های رفتاری شهرستان اهواز بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. بعد از اجرای پیش آزمون بر روی دو گروه، گروه درمانی شناختی-رفتاری در طی هشت جلسه یک ساعت و نیم به صورت یک جلسه در هر هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. برای جمع آوری داده ها، مقیاس کیفیت زندگی، شاخص CD4 و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.

    یافته ها

    در گروه آزمایش که مداخله درمان شناختی-رفتاری اجرا شد، میانگین (انحراف معیار) متغیر کیفیت زندگی از (7/26) 9/166 در پیش آزمون به (4/21) 5/199 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) ولی در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) آن از 8/167 (5/25) در پیش آزمون به (3/18) 2/168 در پس آزمون رسید که تفاوت معنی دار نبود. همچنین در گروه آزمایش که مداخله درمان شناختی-رفتاری اجرا شد، میانگین (انحراف معیار) متغیر CD4 از (1/65) 8/247 در پیش آزمون به (1/71) 8/341 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) ولی در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) آن از (2/46) 2/254 در پیش آزمون به (8/56) 3/256 در پس آزمون رسید که تفاوت معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که درمان شناختی-رفتاری موجب بهبود کیفیت زندگی و افزایش CD4 در بیماران مبتلا به HIV/AIDS شد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سندرم نقص ایمنی اکتسابی، درمان شناختی- رفتاری
|
  • Fatemeh Sharifnia, Mohtasham Ghaffari, Ali Ramezankhani, Sakineh Rakhshanderou* Pages 116-126
    Background and Objective

    The elderly people, as one of the most groups at high risk for diseases, need to have a high level of health literacy to having an improved level of health. The aim of this study was to investigate the predictors of health literacy among elderly at health centers affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences.

    Materials and Methods

    In this descriptive-analytic study, 270 elderly people were selected via cluster random sampling from health centers affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences in Tehran. To collect data, a short form of the S-TOHFLA standard questionnaire was used to measure health literacy. Data were analyzed by SPSS software version 16 via independent t-test, ANOVA, Kendall correlation and multiple regressions.

    Results

    The mean (SD) age of participants was 67 (5/6). The health literacy of the elderly with university education with a mean (SD) 28.2 (7) and the age group of 60-65 years with a mean (SD) 32.6 (4.9), was significantly higher than the other groups (P<0.001). The strongest predictor of health literacy was education, as with an increase in the level of education, the individual’s health literacy increased by 0.4 units. In addition, variables such as education, age, economic status and occupation in the regression model were able to predict 45% of health literacy.

    Conclusion

    The study showed that the health literacy score positively correlated with age, female gender, education, education of spouse, employment status, and economic status. The level of education was the strongest predictor of health literacy.

    Keywords: Health Literacy, Demographic variables, Old Age
  • Shirin Tarkeshdooz, Gholamreza Sanagouye Moharer* Pages 127-135
    Background and Objective

    One of the factors that can improve marital satisfaction is the adjustment of couples' excitement and happiness. The purpose of this study was to determine the effectiveness of solutionfocused group counseling on happiness and emotional regulation of couples.

    Materials and Methods

    The present study was of interventional and experimental design with pretest/post-test and a control group). The statistical population consisted of all couples at the counseling centers in the first and second municipality districts of Tehran in 2016-2017, among whom 30 couples were selected by convenience sampling method and intervention was made for the experimental group. The measurement tools included Oxford Emotional Scale and Happiness Questionnaire and questions related to demographic characteristics. Data were analyzed using analysis of covariance via SPSS software version 20.

    Results

    The mean (SD) age of participants in the experimental group was 32.7 (2.8) and control group 33.4 (2.6). The mean (SD) score of happiness in the experimental group was 13.7 (4.2) in the pre-test, which increased to 19.8 (6.8) in the post-test (P<0.01); however, the mean (SD) score of happiness in the control group was 12.7 (5.2) in pre-test and varied to 13.3 (6.5) in the post-test, which was not statistically significant. The mean (SD) score of cognitive-emotional regulation in the experimental group was 28.5 (6.4) in the pre-test, which increased to 33.4 (9.4) in the post-test (P<0.01); however, the mean (SD) score of cognitive-emotional regulation in the control group in the pretest was 26.1 (4.9) and varied to 27.7 (5.1) in the post-test, which was not statistically significant.

    Conclusion

    The study showed that the solution-based approach increased the happiness and emotion regulation of couples.

    Keywords: : Solution-focused counseling, Happiness, Emotion regulation, Couples
  • Farahnaz Balverdi, Narges Babakhani* Pages 136-145
    Background and Objectives

    Executive functions are a set of basic cognitive processes that control behavior and thoughts and can help improve the creativity and emotion of individuals. The objective of this study was to investigate the pattern of creativity explanation based on the executive functions of the brain by mediating cognitive-emotional adjustment among high school students in Tehran.

    Materials and Methods

    The present study was a descriptive study of structural equation type. The research population consisted of all high school students in Tehran, among whom 250 were selected by cluster random sampling from 22 municipality districts of Tehran. To obtain the data, the Torrance Creative Thinking Test, the Cognitive Critical Control Questionnaire and the Cognitive Ability Test, to measure executive functions, were used. Data were analyzed using Pearson correlation and structural equations via SPSS software version 22 and AMOS software version 22.

    Results

    The mean (SD) age of male students was 16.8 (5.4) and female students 16.6 (5.3). With the increase in executive functions with mean (SD) of 69.1 (13.4), cognitive-emotional self-regulation increased with a mean (SD) 106.8 (16.6), and with increasing cognitive-emotional self-regulation, creativity with mean (SD) 134.6 (12.8) increased. Creativity is also decreased by increasing executive performance. Increased brain's executive functions mediated in increase in cognitive-emotional regulation variables, creativity.

    Conclusion

    The study showed that increased executive functions were associated with cognitive-emotional self-regulation and increased cognitive-emotional self-regulation was associated with increased creativity. Decreased creativity was associated with increased executive performance. Increased brain's executive functions were associated with increased creativity with cognitive-emotional regulation as a mediating factor.

    Keywords: Creativity, Brain functional functions, Cognitive-emotional self-regulation
  • Firoz Tizro, Toly, Tavakkol Mosazadeh*, Reza Kazemi Pages 146-155
    Background and Objectives

    Various solutions have been proposed to improve adaptability, accountability, and legislation among adolescence, one of which is the legitimacy of students. The objective of this study was to determine the effect of spiritual intelligence training on adaptability, accountability and legality among male students aged 14-16 years.

    Materials and Methods

    The present study was a semi-experimental design with pre-test, post-test and control group. The statistical population of the study included all the 700 14-16 year old male students in the city of Talesh in the academic year 2017-18, among whom 108 were selected by random sampling. Data were collected via a questionnaire of accountability, legality and social adjustment. Data analysis was performed using multivariate covariance analysis (MANCOVA) and using SPSS software version 22.

    Results

    The study showed that after the spiritual intelligence training, the mean (SD) lawfulness score increased from 30.1 (6) in the pre-test to 35 (7.2) in the post-test, P<0.001. The mean (SD) accountability score was increased from 52.4 (9.4) to 70.6 (12.3) in the post-test, P<0.01. The mean (SD) social adjustment score increased from 70.2 (11.6) in the pre-test to in 81.1 (15.5) in the post-test, P<0.001. The mean (SD) scores of participants in the control group in the post-test was not significantly different form the pre-test for any of the variables.

    Conclusion

    The study showed that spiritual intelligence training increased the compatibility, accountability and legitimacy of students.

    Keywords: Spiritual intelligence training, Adaptability, Accountability, Legitimacy, Students
  • Abbas Shahverdi, Sara Saedi*, Mohsen Razani Pages 156-165
    Background and Objectives

    The military personnel are more exposed to psychological harm than civilians. Therefore, the present study seeks to investigate the effectiveness of life skills training on anxiety sensitivity, psychological empowerment, and anger among soldiers.

    Materials and Methods

    In a semi-experimental design with pretest-posttest with control group, 60 soldiers from the garrison of Shahid Javan-e-Pasha air defense group in Khondab city were selected using convenience sampling method and assigned into two groups of experiment and control. At first, anxiety sensitivity questionnaires, standard psychological empowerment questionnaire, Spielberger's Standard Anger Questionnaire were used for each group. Then, life skills training were provided to the experimental group and after the completion of the training program, a post-test was performed. The data were analyzed using multivariate covariance analysis via SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) score of the psychological empowerment of the experimental group was 63.4 (17.2) in pre-test, which increased to 80.2 (11.7), P<0.01; however, the mean (SD) score of the control group was 61.7 (3.5) in the pre-test, which was 64.7 (6.3) in the post-test, which was not statistically significant. The mean (SD) score of the anxiety sensitivity of the experimental group was 54.5 (2.8) in the pre-test, which decreased to 48.9 (1.6) in the post-test, P<0.01; however, the mean (SD) of the group the pre-test was 53.3 (5.8), which was 52.9 (6.4) in the post-test which was not statistically significant. The mean (SD) score of anger in the experimental group was 27.7 (7.7) in the pre-test, which decreased to 22.7 (9.1) in the post-test (P<0.01); however, the mean (SD) of the control group in the pre-test was 27.5 (5.5), which was 27.9 (5.8) in the post-test, which was not statistically significant.

    Conclusion

    The study showed that life skills training increased psychological empowerment and decreased the anxiety sensitivity and anger among soldiers.

    Keywords: Psychological Empowerment, Anxiety Sensitivity, Soldiers' Anger, Life Skills
  • Hossein, Ali Ghorbani Amir, Omid Moradi*, Mokhtar Arefi, Hamzeh Ahmadian Pages 166-174
    Background and Objective

    Divorce is one of the most prevalent causes of stress which results in emotional disturbances and behavioral problems in people. Women's vulnerability to divorce is more than men. The objective of this study was to determine the effectiveness of cognitive-behavioral components training on emotional adjustment, resiliency and self-control strategies among divorced women.

    Materials and Methods

    The present study was of semi-experimental design with pre-test, post-test, and control group. Among all divorced women referred to the Justice Advice Center of Babol in during 2017- 2018, 60 were selected via convenience sampling method and randomly divided into two experimental and control groups. Data were collected via emotional cognitive strategies, resiliency scale and self-control questionnaire. At first, a pretest was given to each group. Then cognitive-behavioral training was performed on the experimental group during 12 90-minute sessions. Then, both groups took the post-test. Data analysis was performed using multivariate covariance analysis by SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) positive cognitive emotional regulation score increased from 52.4 (10.5) in post-test to 60.2 (13.7) in pre-test in the experimental group (P<0.001). The mean (SD) negative cognitive emotional regulation score in the pre-test of the experimental group decreased from 59.5 (9.3) to 48.2 (4) in the posttest (P<0.001). The mean (SD) resiliency score in the pre-test group increased from 43.6 (7.7) to 55.6 (9.5) in the post-test (P<0.001). The mean (SD) self-control score in the pre-test of the experimental group increased from 35.8 (6.4) to 46.2 (8.5) in the post test (P<0.001). The mean (SD) scores of positive cognitive emotional regulation, negative cognitive-emotional regulation, resiliency and self-control in pre-test and post-test of control group were not significantly different (P>0.05).

    Conclusion

    The study showed that cognitive-behavioral training lead to increased positive cognitive emotional regulation, resiliency and self-control and decreased negative cognitive-emotional regulation among divorced women.

    Keywords: Cognitive-behavioral therapy, Cognitive-emotional regulation, Resiliency, Self-control, Divorced women
  • Khairulnesa Shirdel, Mohammad Kazem Fakhri*, Bahram Mirzaian Pages 175-182
    Background and Objectives

    One of the motivational-cognitive factors influencing various aspects of human life such as learning and academic achievement is attribution style. The purpose of this study was to predict educational self-regulation based on the components of attribution style among students.

    Materials and Methods

    The research was of descriptive-correlational design and the statistical population included all secondary school students in the city of Sari in northern Iran during the 2016-2017 academic year, among whom 375 students were selected using cluster and stratified sampling. Among participants 160 were boys and 215 girls. The data collection tool was the self-regulatory questionnaire and the attribution style questionnaire (ASQ). Pearson correlation coefficient and multivariate regression analysis using SPSS software version 22 were used to analyze data.

    Results

    The mean (SD) age of boys was 16.4 (3.4) and girls 16.8 (3.7). By increasing the score of attribution styles with the mean (SD) 147.9 (15.2) and its components including locus of control with the mean (SD) 49.7 (6.7), stability 49.2 (6.0) and comprehensiveness 48.9 (7.9), student’s self-regulation with the mean (SD) 45.5 (7.9) increased (P<0.01). In addition, the locus of control component predicted selfregulation (P<0.001). However, stability and comprehensiveness did not predict self-regulation.

    Conclusion

    The study showed that by the increase in the score of documentary styles, self-regulation increased. In addition, the source of control from the variable components of attribution styles predicted student self-regulation

    Keywords: Educational self-regulation, Attribution styles, Students
  • Zahra Shojaei, Javad Khalatbari* Pages 183-190
    Background and Objectives

    Training emotional intelligence leads to increased awareness of one's self and others, connecting with others, and adapting to the environment that is needed to succeed in meeting social demands. The objective of this study was to determine the effectiveness of emotional intelligence training on the self-efficacy and academic burnout of third grade high school girl students in the city of Tonekabon.

    Materials and Methods

    This study was of semi-experimental design with pre-test and post-test, and control group. The statistical population of this study consisted of all third-grade high school girls in Tonekabon city in the academic year 2016-2017. As many as 60 students were selected by cluster random sampling method and then divided into two experimental and control groups. Emotional intelligence training was conducted for the experimental group. Subjects completed general self-efficacy (GSES) and academic burnout questionnaires. Data were analyzed using one-variable covariance analysis and analyzed using SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) age of the students was 15.7 (2.8) in the experimental group and 15.2 (2.4) in the control group. The mean (SD) self-efficacy score in the experimental group was 30.5 (5.9) in the pre-test and 35.4 (5.5) in the post-test, with a mean difference of 4.9 points (P<.001);in the control group 30.7 (5.3) and 31.5 (5.9) with a mean difference of 0.8. The mean (SD) score of academic burnout in the experimental group was 40.8 (3.7) in the pre-test and 29.1 (3.4) in the post-test, with a mean difference of 11.7 (P<.001); in the control group 40.6 (3.8) and 39.8 (3.8) with an average difference of 0.76.

    Conclusion

    The study showed that emotional intelligence training has positive effect on increasing self-efficacy and reducing academic burnout

    Keywords: Emotional intelligence, Self-efficacy, Burnout, Students
  • Nahal Heydari, Sara Saedi* Pages 191-200
    Background and Objectives

    Love and marital satisfaction are factors which will undoubtedly affect the growth of individuals and families. The objective of this study was to investigate the effect of positive psychotherapy on marital satisfaction, love-making styles and couples happiness.

    Materials and Methods

    This study was of semi-experimental design with pre-test, post-test, and control group. The statistical population of the study consisted of all couples referred to counseling centers in Tehran, among whom 60 people were selected by convenience sampling method and divided into two experimental and control groups, each including 30 participants. Data were collected via Enrich’s marital satisfaction questionnaire, Sternberg’s love-making styles questionnaire and Oxford’s Happiness questionnaire. Data analysis was done using descriptive statistics and covariance analysis by SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) age of the participants in the experimental group was 42.7 (4.8) years and 42 (4.55) in the control group. The mean (SD) score of marital satisfaction in the pre-test of the experimental group increased from 46.8 (4.3) to 51.2 (6.2) in the post-test (P<0.001), but the mean (SD) marital satisfaction scores in the control group did not differ in the pre-test and post-test. The love-making styles score in the pre-test group increased from 33.1 (3.9) to 37.2 (5.1) in the post-test, but the mean (SD) of the love-making styles did not differ in the pre-test and post-test. In addition, the mean (SD) happiness score in pre-test of the experimental group increased from 38.9 (3.1) to 44.5 (4.1) in post-test (P<0.001), but the mean (SD) of the score the happiness of the control group did not differ in pre-test and post-test.

    Conclusion

    The study showed that positive psychotherapy led to increased marital satisfaction, lovemaking styles and happiness among couples.

    Keywords: Positive psychotherapy, Marital satisfaction, Love-making styles, Happiness, Couples
  • Zahra Bahreini, Gholamreza Sanagouye Moharer* Pages 201-210
    Background and Objective

    Chronic urticaria is a disease could result in irritation and disability among patients. The purpose of this study was to determine the effectiveness of emotion-focused therapy on pain acceptance and the mental health dimensions among patients with urticaria.

    Materials and Methods

    This study was of semi-experimental design with pretest-post-test and control group. The population of this study included all patients with urticaria who were referred to Imam Khomeini Hospital in Tehran in 2017, among whom 60 were randomly selected and assigned to two experimental and control groups, each containing 30. The experimental group participated in eight sessions of emotionalfocused therapy. Chronic pain acceptance questionnaire and general health questionnaire were completed by both groups. Data were analyzed using covariance analysis in SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) age of the respondents was 41.3 (6.4) years. The mean (SD) score of the health problems of the experimental group was 47.4 (8.5) in the pretest, which decreased to 40.5 (5.3) in the posttest and the mean (SD) of not accepting pain in the experimental group was 30.1 (4.1) pretest, which decreased to 27.19 (3.5) but the mean (SD) of both variables in the pre-test and post-test of the control group did not show a significant difference.

    Conclusion

    It can be concluded that emotional-focused group therapy improved pain acceptance and mental health dimensions of patients with Urticaria.

    Keywords: Mental Health, Pain, Urticaria, Emotions
  • Shahla Molavi, Naser Seraj Khorrami*, Parvin Ehteshamzadeh, Mehdi Sayyahbargard Pages 211-220
    Background and Objective

    HIV/AIDS is a community medicine issue and has a wide range of negative consequences and challenges. This research aimed to investigate the effect of cognitive-behavioral group therapy on improving the quality of life and increasing CD4+ lymphocyte count in HIV/AIDS patients.

    Materials and Methods

    The present study was a quasi-experimental study with pre-test and post-test design and control group. The statistical population included HIV/AIDS patients in Ahvaz Behavioral Counseling Center who were selected by simple random sampling method. The sample consisted of 30 patients who were randomly assigned to two groups of cognitive-behavioral therapy and control group. After implementing pre-test on the cognitive-behavioral and control groups, the experimental intervention was administered in 8 sessions for one hour and a half as one session per week for experimental group. Quality of Life Scale, CD4 Index and Demographic Factor Questionnaire were used for data collection. Multivariate analysis of covariance with SPSS software version 22 was used for data analysis.

    Results

    The results showed that in the experimental group that received cognitive-behavioral therapy, the mean (SD) quality of life score increased from 166.9 (26.7) in the pre-test to 199.5 (21.4) in the post-test (P<0.001) but in control group, the mean (SD) varied from 167.8 (25.5) in pre-test to 168.2 (18.3) in posttest, which was not significant. Also, the mean (SD) of the CD4+ lymphocyte count in the experimental group increased from 247.8 (65.1) in the pre-test to 341.8 (71.1) in the post-test (P<0.001); however, the mean (SD) count in the control group varied from 254.2 (46.2) in the pre-test reached to 256.26 (56.8) in the post-test which was not significant.

    Conclusion

    It can be concluded that cognitive-behavioral therapy improved the quality of life and CD4+ lymphocyte count in HIV/AIDS patients.

    Keywords: Quality of life, Acquired Immunodeficiency Syndrome, Cognitive Behavioral Therapy