فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/12
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صبا کلانتری، منیره خادم* صفحات 1-2
  • شهرام وثوقی*، محمدحسین چالاک، سجاد رستم زاده، منوچهر جهان پناه، حسین ابراهیمی صفحات 96-109
    مقدمه

    با توجه به رشد گسترده صنعت ساخت و ساز در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روند حوادث شغلی در این بخش در سال های اخیر در حال افزایش است. در صنعت ساخت و ساز حوادث سقوط از ارتفاع بزرگ ترین علت مرگ و میر کارگران بوده و پیشگیری از آن مولفه ای تاثیرگذار در برنامه مدیریت ایمنی کارگاه های ساختمانی می باشند. لذا شناسایی، درک و اولویت بندی علل گوناگون حوادث سقوط از ارتفاع به منظور تنظیم راهبردهای مدیریتی الزامی است.

    روش کار

    تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و به صورت مقطعی در پنج پروژه عمرانی در منطقه صنعتی پارس جنوبی انجام شد. در این تحقیق براساس بررسی مستندات سیستم مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست پروژه ها در طی سال های 90 تا 94، تعداد 377 حادثه تجزیه و تحلیل شد که از بین آنها 74 حادثه از نوع سقوط ار ارتفاع بودند. علل حوادث سقوط از ارتفاع براساس نظر خبرگان (10=N) به 3 گروه عوامل اصلی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی و 14 زیرعامل تقسیم شدند. پایایی پرسشنامه خبرگان که مبتنی بر مقایسه زوجی طراحی شده بود با توجه به نرخ سازگاری مقایسات زوجی مورد تایید قرار گرفت. سپس با استفاده از روش AHP و استفاده از نرم افزار Expert choice نسخه 11 وزن نسبی معیارها تعیین گردید و رتبه بندی عوامل اصلی و زیرعوامل براساس میانگین هندسی و وزن نرمال شده آنها صورت پذیرفت.   

    یافته ها

    نتایج حاصل از بررسی سازگاری در تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که نرخ ناسازگاری مقایسه های انجام شده همگی کوچکتر از 1/0 می باشد، بنابراین میتوان به مقایسه های انجام شده اطمینان کرد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی علل حوادث نشان داد که عوامل محیطی با وزن 359/0 در اولویت اول،  عوامل فردی با وزن 351/0 در اولویت دوم و عوامل سازمانی با وزن 290/0 در اولویت سوم وقوع حوادث سقوط از ارتفاع قرار دارند. همچنین در بین تمامی زیرعوامل مورد بررسی ارتفاع سکوی کار، استرس های روانی/ شغلی و فرهنگ ایمنی به ترتیب بالاترین اولویت را داشتند.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های تحقیق، در یک برنامه مدیریت ایمنی جهت کاهش حوادث سقوط از ارتفاع بایستی بیشترین توجه را به عوامل محیطی و فردی معطوف داشت و اقدامات کنترلی برای این عوامل را در اولویت قرار داد. در برنامه های میان-مدت و بلندمدت ایمنی، توجه به راهبردهایی که منجر به ارتقاء فرهنگ ایمنی کارکنان گردیده و سطح استرس شغلی آنها را در محیط کار کاهش می دهد میتواند در پیشگیری از وقوع حوادث سقوط از ارتفاع بسیار موثر میباشند.

    کلیدواژگان: پروژه های ساختمانی، تحلیل سلسله مراتبی، سقوط از ارتفاع، مدیریت حوادث
  • رشید حیدری مقدم، مجید معتمدزاده، رضا کاظمی* صفحات 110-118
    مقدمه

    هدف از این مطالعه بررسی تاثیر سرعت چرخش شیفت های شبانه بر الگوی ترشح ملاتونین و خواب آلودگی در اپراتورهای اتاق کنترل صنایع پتروشیمی بود.

    روش کار

    60 نفر از اپراتورهای اتاق کنترل صنایع پتروشیمی با دو الگوی متفاوت از منظر سرعت چرخش شامل(7 شب و 3 شب)برای مطالعه انتخاب شدند. ملاتونین از بزاق افراد نمونه برداری شد و خواب آلودگی و کیفت خواب با شاخص ذهنی خواب آلودگیKSS  سنجیده شد. آنالیز داده ها بوسیله spss18 و از آزمونهای Chi square و t test و مدل GLM استفاده شد.  

    یافته ها

    مقادیر ملاتونین و تغیرات کلی آن در طول شیفت در دو الگوی مورد بررسی متفاوت بود (05/0>P). شاخص خواب آلودگی فقط در ساعت3:00 در هر دو الگوی مورد بررسی تفاوت معنی دار نشان داد و اثر متقابل نور و کافیین بر تغیرات ملاتونین و خواب آلودگی معنی دار نبود (05/0>P). همچنین بین روند تغییرات ملاتونین و خواب آلودگی در دو الگوی مورد بررسی تفاوت معنی داری مشاده گردید (05/0>P).

    نتیجه گیری

    انتخاب چرخش های آهسته تر در برنامه های نوبت کاری برای افراد شاغل در مکانهای حساس مانند اتاق های کنترل با توجه به اهمیت هوشیاری و عملکرد در پیشگیری از خطاهای انسانی مناسبتر می باشد.

    کلیدواژگان: شب کاری، ملاتونین، خواب آلودگی، اتاق کنترل
  • مسعود محمدی، علی اکبر ویسی رایگانی*، رستم جلالی، نادر سالاری صفحات 119-128
    مقدمه

    استرس شغلی یکی از  شایع ترین اختلالات روانپزشکی در پرستاران می باشد.  با توجه یه همراستا نبودن مطالعات  انجام شده در پرستاران شاغل در ایران،  این مطالعه مروری ساختارمند و متاآنالیز جهت تعیین شیوع استرس شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های ایران انجام شد

    روش کار

    مطالعه حاضر  یک مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز در محدوده سالی 1380-1396 می باشد. مقالات مرتبط با  استرس شغلی از طریق جستجو در پایگاه های SID ،و (MEDLINE (PubMed و Sciencedirect و Google Scholar به دست آمد، ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخصI2 بررسی شد. تحلیل داده ها  بوسیله نرم افزار  Comprehensive Meta-Analysis انجام شد.  

    یافته ها

    در 17 مقاله موردبررسی، شیوع کلی استرس شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های ایران 60 درصد (1/48-7/70 درصد: حدود اطمینان 95%) به دست آمد، بیشترین شیوع استرس شغلی در پرستاران  زنجان و زابل با 4/97 درصد (3/99-99 درصد: حدود اطمینان 95%) و کمترین شیوع استرس شغلی در پرستاران کاشان با 7/4 درصد (5/2-9/8 درصد: حدود اطمینان 95%) به دست آمد،، به منظور بررسی ناهمگنی نتایج متاآنالیز، آزمون متارگرسیون انجام و گزارش شد که با افزایش حجم نمونه در مطالعات مورد بررسی شیوع استرس شغلی کاهش  پیدا می کرد (05/0>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به شیوع بالای استرس شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های ایران لازم است تا سیاستگزاران سلامت اقدامات موثری را در جهت حذف و کاهش عوامل ایجاد کننده استرس در پرستاران اتخاذ نمایند تا زمینه کاهش شیوع استرس در پرستاران و افزایش راندمان کاری فرآهم آید.

    کلیدواژگان: استرس شغلی، پرستار، بیمارستان، ایران، متاآنالیز
  • یونس مهری فر، زهره محبیان*، حمیده بیدل صفحات 129-137
    مقدمه

    استفاده از جوشکاری در سالهای اخیر روند افزایشی داشته و در همه کارگاه های کوچک و بزرگ برای تعمیر بخش های مختلف از آن استفاده می شود. فیوم ها و گازهای منتشر شده در حین جوشکاری اثرات بالقوه خطرناکی بر سلامت جوشکاران دارد. شناسایی و ارزیابی ریسک، یک روش مناسب برای متخصصین سلامت شغلی می باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین میزان مواجهه شغلی با گازها و فیوم های فلزی و انجام آنالیز ریسک در سه نوع جوشکاری رایج در یک صنعت کشتی سازی می باشد.

    روش کار

    این مطالعه تحلیلی- مقطعی در یک صنعت کشتی سازی انجام گرفت. سه نوع جوشکاری شامل جوشکاری هایSMAW ، MIG و MAG مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه برداری از فیوم منگنز و کروم  با روش 7300 NIOSH و از روش 6014 NIOSH برای نمونه برداری NO2و برای گازهای CO و O3 با استفاده از وسایل قرایت مستقیم انجام گردید.جهت تعیین سطح ریسک مواجهه از روش ارزیابی ریسک  نیمه کمی (SQCRA) استفاده شد. داده های گردآوری شده از سنجش مقدار آلاینده ها توسط نرم افزار SPSS 21  و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) نیز مورد تحلیل قرار گرفتند.   

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد بیشترین و کمترین غلظت مواجهه با گازها  به ترتیب در فرآیندهای MIG و SMAWمشاهده گردید.همچنین بیشترین و کمترین غلظت مواجهه با فلزات به ترتیب در فرآیندهای SMAW و MIG مشاهده گردید. میانگین مواجهه کل با فلزات  Mn و Cr به ترتیب برابر با   40/2 و 66/3 و mg/m3 و گازهای O3 ،NO2، co  به ترتیب برابر 09/45 ، 24/4 و31/0 ppm می باشد. یافته های آنالیز ریسک نشان داد که در بین آلاینده های گازی O3 و NO2 درکل فرآیندهای جوشکاری دارای سطح ریسک خیلی زیاد و  و در بین آلاینده های فلزی، فلز Mn در جوشکاری MIG وSMAWدارای سطح ریسک زیاد و خیلی زیاد بودند.

    نتیجه گیری

    جوشکاران فرآیند MIG بر اساس نتایج نمونه برداری و همچنین آنالیز ریسک در وضعیت خطرناکتری نسبت انواع دیگر جوشکاری قرار دارند . روش آنالیز ریسک نیمه کمی (SCQRA) می تواند بعنوان یک ابزار تکمیلی در غربالگری مواجهات محیط کار بکار گرفته شود. بنابراین لازم است که پایش های دوره ای آلاینده های هوای محیط کار جوشکاران و ارزیابی ریسک این جوشکاران بطور منظم انجام گردد. همچنین توصیه میگردد که مطالعات بعدی با تعداد  نمونه فیوم و گاز بیشتر و جوشکاری های متنوع تر انجام گیرد تا دقت و صحت نتایج مطالعات افزایش یابد.

    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، فیوم، گاز، مواجهه شغلی، جوشکاری
  • سیما پری زاده*، کیومرث بشلیده صفحات 138-147
    مقدمه

    فرهنگ ایمنی بیمار نشان دهنده میزان اولویت ایمنی بیماران ازنظر کارکنان در بخش و سازمان محل کار آنان است. در مراکز درمانی، توجه به ایمنی بیمار بسیار حایز اهمیت است؛ ازاین رو فرهنگ ایمنی بیمار باید موردبررسی و ارتقا قرار گیرد. یکی از عواملی که منجر به بهبود فرهنگ ایمنی بیمار می شود، توانمندسازی ساختاری می باشد. توانمندسازی ساختاری به معنای تعدیل ساختارهای محیط کار توسط مدیران و تسهیل دسترسی کارکنان به امکانات سازمان می باشد به عبارتی دیگر توانمندسازی ساختاری، دسترسی کارکنان به چهار عامل محیطی یعنی فرصت، اطلاعات، حمایت و منابع را در سازمان بیان می کند. هدف از انجام مطالعه ی حاضر تعیین رابطه ی بین ابعاد توانمندسازی ساختاری و فرهنگ ایمنی بیمار بود.

    روش کار

    روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بخش پرستاری یک بیمارستان دولتی در اهواز به تعداد 275 نفر بود. نمونه ی پژوهش، 221 نفر از کارکنان بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استانداردی همچون شرایط اثربخش کار- 2 و تعیین فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان ها، استفاده شد که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه (روش هم زمان) و تحلیل واریانس یک راهه در نرم افزار SPSS نسخه ی 16 استفاده گردید.  

    یافته ها

    ابعاد فرصت، حمایت و منابع با فرهنگ ایمنی بیمار رابطه ی مثبت و معنا داری دارند اما بعد اطلاعات رابطه ی معناداری با فرهنگ ایمنی بیمار ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد توانمندسازی ساختاری 59 درصد واریانس متغیر فرهنگ ایمنی بیمار را پیش بینی می کنند و از بین تمام ابعاد توانمندسازی ساختاری؛ فرصت و اطلاعات در الگو اثر معناداری بر فرهنگ ایمنی بیمار ندارند و حمایت و منابع، مهم ترین پیش بین های متغیر ملاک می باشند. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که نمره فرهنگ ایمنی در بین گروه شغلی ماما دارای بیش ترین مقدار و در بین بهیاران دارای کم ترین مقدار است. بدین معنا که در گروه شغلی ماما، به ایمنی بیماران و پیروی از فرهنگ ایمنی بیمار بیش تر توجه می شود.

    نتیجه گیری

    توانمندسازی ساختاری یکی از عوامل موثر بر فرهنگ ایمنی بیمار است که منجر به افزایش سطح ایمنی بیمار می شود. اهمیت دادن به توانمندسازی ساختاری باعث بهبود فرهنگ ایمنی بیمار می شود زیرا وقتی کارکنان ازلحاظ ساختاری توانمند باشند و به آنان قدرت داده شود، دقت، عملکرد و ارایه ی خدمات ایمن آنان به بیماران نیز بیش تر خواهد شد. ازاین رو، به مدیران بیمارستان ها توصیه می شود که برای تقویت فرهنگ ایمنی بیمار، به موضوع توانمندسازی ساختاری اهمیت بدهند و برای ارتقای توانمندسازی ساختاری کارکنان خود، به خصوص پرستاران، آموزش ها و تجهیزات موردنیاز را ارایه بدهند.

    کلیدواژگان: فرصت، اطلاعات، حمایت، منابع، فرهنگ ایمنی، بیمارستان
  • رضا پوربابکی، منیره خادم، سجاد سمیعی، حمید حسن پور، سید جمال الدین شاه طاهری* صفحات 148-159
    مقدمه

    کلرپیریفوس یک حشره کش ارگانو فسفره است که میتواند باعث تولید گونه های اکسیژن فعال و استرس اکسیداتیو شود. با توجه به اینکه عصاره گیاه رزماری یک ماده آنتی اکسیدانی است و نقش محافظت کننده ای در برابر رادیکال های آزاد ایفاء می کند، بنابراین هدف از انجام این مطالعه حیوانی، بررسی استرس اکسیداتیو در کلیه موش های صحرایی، ناشی از مواجهه با سم کلرپیریفوس در نتیجه تاثیر مصرف عصاره رزماری در دو غلظت مختلف100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم، به دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی این گیاه می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه از 30 راس موش صحرایی نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 200-220 گرم استفاده شد. در ابتدا حیوانات به طور تصادفی به پنج گروه (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. پنج گروه شش تایی شامل، گروه کنترل تیمار با آب مقطر، گروه مواجهه با کلرپیریفوس (دوز mg/kg 5/13 صفاقی)، گروه مواجهه با عصاره رزماری (غلظت mg/kg100)، گروه مواجهه توام با سم (دوز mg/kg 5/13) و رزماری (غلظت mg/kg 100) ، گروه مواجهه همزمان سم و رزماری (غلظت mg/kg 200 خوراکی) به عنوان گروه های مورد مطالعه انتخاب شدند و بعد از 30 روز، موش ها وزن و کشته شدند. قسمتی از بافت کلیه به منظور بررسی تغییرات مالون دی آلدیید و گلوتاتیون پراکسیداز و قسمتی از بافت کلیه جهت بررسی های هیستوپاتولوژی مورد بررسی قرار گرفت.  

    یافته ها

    نتایج تست های آماری نشان داد که کلرپیریفوس به طور معنی داری باعث تغییر در میزان فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز و مالون دی آلدهید نسبت به گروه کنترل و همچنین آسیب به بافت کلیه می شود همچنین مواجهه همزمان با کلرپیریفوس و عصاره رزماری با غلظت mg/kg 100 به طور معنی داری باعث تعدیل در سطوح مالون دی آلدیید و گلوتاتیون پراکسیداز و کاهش آسیب ناشی از کلرپیریفوس میگردد. و با افزایش دوز از 100 به mg/kg 200 تغییرات سطح مالون دی آلدیید و گلوتاتیون پراکسیداز به گروه کنترل نزدیک می شود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج فوق مشخص گردید که سم کلرپیریفوس می تواند باعث آسیب شدید کلیوی شود. به نظر می رسد که عصاره رزماری می تواند باعث کاهش استرس اکسیداتیو ناشی از  کلرپیریفوس گردد و از این عصاره می توان جهت پیشگیری و بهبود مسمومیت های ناشی از این سم استفاده نمود.

    کلیدواژگان: کلرپیریفوس، استرس اکسیداتیو، رزماری، سمیت کلیوی، آنتی اکسیدان
  • میلاد عباسی، سیاوش اعتمادی نژاد، احمد مهری، مریم قلع جهی، روح الله فلاح مدواری، رقیه جعفری تالارپشتی* صفحات 160-172
    مقدمه

    اگرچه مشخصه های صوتی از قبیل شدت و فرکانس صدا عامل اصلی ایجاد اثرات مضر صدا هستند اما توجه به ویژگی ها و صفات شخصیتی افراد بعنوان میزبان اثرات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تیپ های شخصیتی بر حساسیت، آزردگی صوتی و درک بلندی صدا ناشی از مواجهه به صدای فرکانس بالا انجام گردید.

    روش کار

    این مطالعه مداخله ای و آزمایشگاهی در سال 97 در میان 80 دانشجو کارشناسی و کارشناسی ارشد انجام گردید. جهت انجام این مطالعه صدایی با طیف فرکانسی بالا با تراز dBA 65 به مدت یک ساعت در اتاقک اکوستیک برای داوطلبین پخش گردید. سپس از افراد خواسته شد با تکمیل پرسشنامه های آزردگی صوتی، حساسیت صوتی، درک بلندی صدا، پرسشنامه شخصیت آیزنک و پرسشنامه اطلاعات زمینه و دموگرافیک، مقدار آزردگی، حساسیت، درک صوتی و صفات شخصیتی خود را مشخص نمایند. در نهایت با استفاده از آزمون های کای دو، تی مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره یا MANOVA  داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.  

    یافته ها

    در این مطالعه میانگین و انحراف معیار حساسیت، آزردگی و درک بلندی صدا برای کل افراد بترتیب 71/08±7/54، 53/0±1/7 و 13/1±79/2 بدست آمد. میانگین حساسیت، آزردگی، درک بلندی صدا بر حسب صفات شخصیتی افراد بطور معنی داری متفاوت بود بگونه ای که میانگین آنها در افراد روان رنجور و درون گرا بیشتر بود. براساس نتایج آزمون MANOVA، صفات شخصیتی افراد بر میزان حساسیت، آزردگی و درک افراد از بلندی صدا اثر معنی داری داشتند (P-value=0.001). بگونه ای که روان رنجوری و درون گرایی بترتیب بیشترین اثر را بر حساسیت و آزردگی افراد داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که صفات شخصیتی از قبیل درون گرایی و روان رنجوری توانستند حساسیت، آزردگی و درک افراد از بلندی صدا را تحت تاثیر قرار دهند.

    کلیدواژگان: حساسیت صوتی، درک بلندی صدا، آزردگی صوتی، صفات شخصیتی
  • شیوا سوری، عبدالرحمان بهرامی*، صابر علیزاده، فرشید قربانی شهنا، داود نعمت الهی صفحات 173-188
    مقدمه

    در این مطالعه جاذب Zn3 (Btc) 2 (چارچوب فلزی آلی) برای اولین بار در جهان برای نمونه برداری از بنزوآلفاپایرن در هوا معرفی شد. هدف از این مطالعه توسعه ی روش نمونه برداری و آنالیز بنزوآلفاپایرن  در هوا به وسیله ی تله سوزنی پر شده با Zn3 (Btc) 2 می باشد.

    روش کار

    جاذب Zn3 (Btc) 2 به روش الکتروشیمیایی سنتز شد و ویژگی های آن به وسیله ی دستگاه های FTIR ، FE-SEM و PXRD مشخص گردید. به منظور ساخت غلظت معین از بنزوآلفاپایرن  از یک اتاقک شیشه ای با دمای 120 درجه سانتیگراد استفاده شد. فاکتور های موثر بر راندمان تله سوزنی با در نظر گرفتن یک بازه عملیاتی مشخص جهت دستیابی به بالاترین راندمان با استفاده از روش سطح پاسخ مورد ارزیابی و بهینه سازی قرار گرفتند. همچنین کارایی روش پیشنهادی در محیط واقعی مورد بررسی قرار گرفت.  

    یافته ها

    بالاترین راندمان واجذب بنزوآلفاپایرن  از تله سوزنی حاوی جاذب Zn3 (Btc) 2 در دمای 379 درجه سانتیگراد و زمان ماند 9 دقیقه بدست آمد. با نگهداری نمونه گیر به مدت 60 روز کاهش معنی داری در نمونه ایجاد نشد. حد تشخیص و حد کمی سازی بنزوآلفاپایرن 01/0 و 03/0 میلی گرم بر مترمکعب بدست آمد. درصد انحراف استاندارد مقادیر اندازه گیری بنزوآلفاپایرن  در اگزوز خودروی دیزلی 1/4 درصد محاسبه شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج تحقیق حاضر، روش توسعه یافته از تکرارپذیری و تجدیدپذیری قابل قبولی برخوردار بوده و می تواند به عنوان روشی برای نمونه برداری از بنزوآلفاپایرن  با بازده جمع آوری بالا در غلظت های پایین استفاده شود.

    کلیدواژگان: بنزوآلفاپایرن، تله سوزنی، چارچوب فلزی آلی، پایش هوا، سنتز الکتروشیمیایی
|
  • Saba Kalantary, Monireh Khadem* Pages 1-2
  • Shahram Vosoughi, Mohammad Hossein Chalak, Sajjad Rostamzadeh, Manouchehr Jahanpanah, Hossein Ebrahimi Pages 96-109
    Introduction

    Fall from height is one of the main causes of death in the construction workers. Therefore, this study aimed to identify and prioritize the factors affecting falls from height accidents in construction industry.

    Material and method

    A descriptive-analytical study was conducted on five constructional projects in Pars Jonoobi industrial region, Iran. All of the reported events from 2011 to 2015 were investigated and 74 out of 377 occupational accidents were considered as falls from height accidents. The identified factors and sub-factors were divided into 3 main factors including individual, organizational and environmental factors and 14 sub-factors based on the experts’ opinion. Then, AHP method was used to determine and prioritize of the factors and sub-factors.

    Results

    The results of hierarchical analysis of fall from height accidents causes showed that environmental, individual, and organizational factors with weights of 0.359, 0.351, and 0.290 were in the first, second, third priorities, respectively. Meanwhile, among all examined sub-factors, work platform elevation, mental/ occupational stresses and safety culture had the highest priority.

    Conclusion

    Paying attention to the strategies that enhance the safety culture of employees and reduce their occupational stress levels in the workplace can be very effective in preventing of fall from height accidents.

    Keywords: Construction projects, Hierarchical analysis, Fall from height, Accident management
  • Rashid Heidarimoghadam, Majid Motamedzadeh, Reza Kazemi Pages 110-118
    Introduction

     This paper aims to explore the main effect of night shift rotation speed on the pattern of melatonin secretion and the sleepiness, among control room operators (CORs) in a petrochemical industry

    Material and method

     In this study, 60 CORs operators within two different patterns, including 7 nights and 3 nights shift works were selected from a petrochemical industry to investigate the influence of rotation speed on their melatonin secretion and the sleepiness pattern. Thus, melatonin was sampled from saliva, and the sleepiness and sleep quality were assessed using Karolinska Sleepiness Scale (KSS) index. Data analysis was carried out using spss18, Chi square, t-test, and GLM model.

    Results

     Melatonin values and their general changes during shift were noticeably different in two proposed patterns (P <0.05). The sleepiness index was significantly different only at 3:00 in both patterns, whereas the interaction of light and caffeine on both melatonin changes and sleepiness was not significant (P <0.05). Moreover, a significant difference was observed between the process of melatonin changes and sleepiness in the two studied patterns (P <0.05).

    Conclusion

     Adopting slower shift schedules rotations would be more appropriate, from the viewpoints of the importance of alertness and performance for human error prevention, among people working in serious worksites such as control rooms.

    Keywords: Night Shift Working, Melatonin, Sleepiness, Control Room
  • Masoud Mohammadi, Aliakbar Vaisi-Raygani *, Rostam Jalali, Nader Salari Pages 119-128
    Introduction

     One of the most common psychiatric disorders in nurses is job stress. Regarding the inconsistency of the studies conducted in nurses working in Iran, the present structured review and meta- analysis study was conducted to determine the prevalence of job stress in nurses working in Iranian hospitals.

    Materials and Methods

     The present study is a systematic review and meta-analysis conducted during 2001-2017. Articles related to job stress were obtained by searching SID, MEDLINE (PubMed), Science direct, and Google Scholar databases, and data were analyzed using Comprehensive Meta-Analysis software.

    Results

     Having investigated 17 studies, the overall prevalence of Job stress in nurses working in Iranian hospitals was obtained 60% (48.1% - 70.7%: 95% confidence), meta-regression test was conducted to investigate the heterogeneity of meta-analysis results. It was reported that increasing sample size decreases the prevalence of Job stress (P <0.05).

    Conclusion

     Regarding the high prevalence of job stress among nurses working in Iranian hospitals, health policymakers have to take effective measures to remove and reduce the stress causes in nurses to reduce the prevalence of stress in nurses and enhance work efficiency.

    Keywords: Job stress, nurse, hospital, Iran, meta-analysis
  • Younes Mehrifar, Zohreh Mohebian*, Hamideh Bidel Pages 129-137
    Introduction

     Risk identification and investigation is an appropriate and practical approach for the occupational health professionals. This paper aims to determine exposure to the gases and metal fumes and to perform risk analysis in three common types of welding activities in a shipbuilding industry.

    Material and method

     This analytical cross-sectional study was conducted in a shipbuilding industry and three types of welding were considered including SMAW, MIG and MAG welding. Sampling of Mn and Cr fumes was carried out using NIOSH 7300 standard method, and NIOSH 6014 method NO2 sampling, and also direct reading devices for CO and O3 gases. Moreover, SQCRA risk assessment method was adopted to specify the level of exposure risk.

    Results

     The results of risk analysis showed that among gas pollutants, O3 and NO2 in all welding processes had a very high-risk level, while among the metal pollutants; Mn metal showed a high and very high risk level in MIG and SMAW welding.

    Conclusion

     According to the both sampling results and risk analysis, MIG process welders are more dangerous position than other types of welding.

    Keywords: Risk Assessment, Fume, Gas, Job exposure, Welding
  • Sima Parizadeh*, Kiomars Beshlideh Pages 138-147
    Introduction

     Patients’ safety culture indicates the extent to which the staffs prioritize the safety of patients. In medical centers, it is very important to pay attention to the patients’safety. Hence, the patients’safety culture should be examined and improved. One of the factors which lead to the improved patients’ safety culture is structural empowerment. Structural empowerment refers to adjusting workplace structures by managers and facilitating the staffs’ access to organizational facilities. In other words, structural empowerment refers to the staffs’ access to four environmental factors (i.e., opportunity, information, support, and resources) in the organization. The objective of the present study was to investigate the relationship between the dimensions of structural empowerment and patients’ safety culture.

    Material and method

     The current study was descriptive-correlational research method, and the population included all staffs (i.e., 275 individuals) in the nursing department of a public hospital in Ahvaz. The research sample included 221 staffs who were selected through stratified random sampling. The data were collected through standardized tools, including Effective Working Conditions (the second version), and Patients’ Safety Culture in Hospitals questionnaires. The reliability of the questionnaires was examined through Cronbach’s alpha. Pearson correlation coefficient, multiple regression analysis (simultaneous method) and one-way analysis of variance were used to analyze the data through SPSS software, version 16.

    Results

     The dimensions of opportunity, support and resources have a positive and significant relationship with the patients’ safety culture. However, the information dimension is not significantly related to the patients’ safety culture. The results of multiple regression analysis showed that the dimensions of structural empowerment predict 59% of the variance of the patients’ safety culture, and from among all dimensions of structural empowerment, opportunity and information in the model do not have a significant effect on the patients’ safety culture. In addition, support and resources are the most important predictors of the criterion variables. The results of one-way analysis of variance showed that the score of safety culture among the midwives has the highest value, and the lowest value is attributed to the sitters. In other words, midwives pay more attention to the safety of patients and patients’ safety culture.

    Conclusion

     Structural empowerment is one of the factors affecting patients’ safety culture which increases patients’ safety. Focusing on structural empowerment improves patients’ safety culture because when the staffs are structurally empowered, their accuracy and performance would improve, and they would provide more safe services to the patients. Therefore, hospital managers are advised to pay attention to the issue  of structural empowerment in order to strengthen the patients’ safety culture, and to provide the necessary training and equipment to improve the structural empowerment of their staffs, especially nurses.

    Keywords: Opportunity, information, support, resources, safety culture, hospital
  • Reza Pourbabaki, Monireh Khadem, Sajjad Samiei, Hamid Hasanpour, Seyed Jamaleddin Shahtaheri* Pages 148-159
    Introduction

     Chlorpyrifos is an organophosphorus insecticide that can produce reactive oxygen species, and oxidative stress in the kidney. On the other hand, rosemary extract is an antioxidant playing a protective role against free radicals. Therefore, the aim of this study was to evaluate the oxidative stress in rat kidney due to the exposure to chlorpyrifos and to assess the antioxidant effect of two concentrations of 100 and 200 mg / kg rosemary extract on the nephrotoxicity caused by this pesticide.

    Material and method

     In the current study, 30 male Wistar Rats, weighing 200-220 g were used. They were randomly divided into five groups and selected as the study groups, each group including six rats  for further comparison. They were as following groupd: Group І: served as control (received dissilated water, i.p) , Group П: the chlorpyrifos exposure group (13.5 mg / kg, i.p.), Group Ш: the group exposed  to rosemary extract (100 mg / kg) by gavage, Group ІV: the exposure group with rosemary 100 mg / kg concentration (by gavage) and after 30 minutes exposure to chlorpyrifos (13.5 mg / kg, i.p.) and Group V: simultaneous exposure of rosemary 200 mg / kg concentration (by gavage) and after 30 minutes exposure to chlorpyrifos (13.5 mg / kg, i.p.). After 2 and 4 weeks, the rats were weighed and killed. A section of kidney tissue was examined for changes of Malondialdehyde (MDA) and Glutathione peroxidase (GPx) and another section was tested for histopathological alterations.

    Results

     The results showed that chlorpyrifos significantly damaged the kidney tissue and altered the activity of GPx and MDA compared to the control group, as well as it damaged the kidney tissue. Moreover, the simultaneous exposure to chlorpyrifos and rosemary extract with concentration of 100 mg/kg significantly made modifications to the MDA and GPx levels. In addition, with the increasing of rosemary doses from 100 to 200 mg / kg, changes in the levels of MDA and GPx were closer to those of the control group.

    Conclusion

     The rosemary extract can reduce the oxidative stress caused by chlorpyrifos and, therefore, can be used to treat the poisoning caused by this pesticide.

    Keywords: Chlorpyrifos, Oxidative stress, Rosemary, Kidney toxicity, Antioxidant
  • Milad Abbasi, Siavash EtemadinezhadAhmad Mehri, Maryam Ghaljahi, Rohollah Fallah Madvari, Roghayeh Jaffari Talaar poshti * Pages 160-172
    Introduction

     Although noise characteristics such as intensity and frequency are the main cause of detrimental effects, it is important to pay attention to the personality traits of individuals as the host of adverse health effects. The aim of this study was to investigate the effect of personality traits on sensitivity, annoyance and loudness perception due to exposure to high frequency sound.

    Material and method

     This interventional and experimental study was carried out among 80 undergraduate and postgraduate students in 2017. First, examinee were exposed to a high frequency noise at 65 dBA for one hour in an acoustic room. Then, to determine amount of annoyance, sensitivity, loudness perception and to investigate personality traits, questionnaire of noise annoyance, noise sensitivity, loudness perception and Eysenck personality inventory was used, respectively. Finally, Chi-square, independent t-test and multivariate analysis of variance (MANOVA) were used to data analyze.

    Results

     The mean±SD of sensitivity, annoyance and loudness perception were 54.08±7.71, 7.0±1.53, and 2.79±1.13, respectively in this study. The mean scores of sensitivity, annoyance and loudness perception were significantly different in terms of personality traits, so that their average was higher in the neurotic and introverted. Based on MANOVA test results, personality traits had a significant effect on sensitivity, annoyance and loudness perception of individuals. In a way, the neuroticism and introversion had the greatest effect on the sensitivity and annoyance, respectively.

    Conclusion

     The results of this study showed that personality traits such as introversion and neuroticism can affect the sensitivity, annoyance and loudness perception of individuals.

    Keywords: Noise sensitivity, Loudness perception, Noise annoyance, Personality traits
  • Shiva Soury, Abdulrahman Bahrami *, Saber Alizadeh, Farshid Ghorbani Shahna, Davood Nematollahi Pages 173-188
    Introduction

     In this study, Zn3(Btc)2 (metal organic framework) sorbent was introduced for sampling of Benzo[a]pyren from the air. The purpose of this study was to develop the sampling and analysis method by needle trap, with no sample preparation step.

    Material and method

     Zn3(Btc)2 sorbent was electrochemically synthesized and its properties were specified by FTIR, FE-SEM, and PXRD techniques. A glass chamber with a temperature of 120°C was used to make the certain concentration of Benzo[a]pyren. Factors affecting the efficiency of needle trap were evaluated and optimized using a response surface method considering a specific operating interval to achieve the highest efficiency. The performance of the proposed method was also investigated using the real samples.

    Results

     The highest desorption efficiency of Benzo[a]pyren was obtained when using the needle trap containing Zn3 (Btc)2 sorbent at 379°C and 9 min retention time. No significant reduction was observed in the analyte concentration by maintaining the sampler for 60 days. The limit of detection and limit of quantification of Benzo[a]pyren were obtained 0.01 and 0.03 mg/m3, respectively. The percentage of standard deviation of the measured values of Benzo[a]pyren in diesel exhaust was calculated 4.1%.

    Conclusion

     The highest desorption efficiency of Benzo[a]pyren was obtained when using the needle trap containing Zn3 (Btc)2 sorbent at 379°C and 9 min retention time. No significant reduction was observed in the analyte concentration by maintaining the sampler for 60 days. The limit of detection and limit of quantification of Benzo[a]pyren were obtained 0.01 and 0.03 mg/m3, respectively. The percentage of standard deviation of the measured values of Benzo[a]pyren in diesel exhaust was calculated 4.1%.

    Keywords: Air monitoring, Electrochemical synthesized, Needle trap device, Polycyclic aromatic hydrocarbons, Zn3(BTC)2 Metal-organic framework