فهرست مطالب

  • سال چهل و دوم شماره 2 (پیاپی 146، خرداد و تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/07
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سپیده آژیر، عیدی علیجانی*، مهسا محسن زاده صفحات 117-125
    زمینه

    آتروفی عضلانی یکی از شاخص‌های دیابت است، با توجه به نقش تمرینات HIIT در کاهش هایپرگلیسمی در بیماران دیابتی، هدف از پژوهش حاضر تاثیر 8 هفته تمرینات HIIT بر بیان ژن مایوستاتین، فولیستاتین و نسبت فولیستاتین بر مایوستاتین در رت‌های نر مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

    روش‌کار

    مطالعه حاضر از نوع تجربی بود، که 60 سر رت نر نژاد ویستار با میانگین وزن 20± 250 گرم، پس از القا دیابت به وسیله تزریق نیکوتین آمید-استریپتوزوسین، به شکل تصادفی به 5 گروه: گروه‌های کنترل پایه (12 سر)، کنترل HIIT (12 سر)، HIIT (12 سر)، کنترل دیابت (12 سر) و دیابتی HIIT (12 سر) تقسیم شدند. گروه‌های تمرین، HIIT را بر روی تردمیل اجرا می‌کردند، که سرعت از 16 متر بر دقیقه در پایان هفته هشتم به 38 متر بر دقیقه رسید. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه رسید. در زمان 24 ساعت پس از آخرین جلسه آموزشی، موشها بیهوش گردیدند. سپس بافت عضله سولیوس بلافاصله استخراج گردید و میزان بروز ژن میواستاتین و فولیستاتین از طریق Real Time-PCR و مقیاس (2-ΔΔCt×103) اندازه گیری شد.

    یافته ‌ها

    نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه عدم معنی‌داری بیان ژن مایوستاتین بین گروه‌های پژوهش را نشان داد (0/05<P)، اما، بیان ژن فولیستاتین و نسبت فولیستاتین به مایوستاتین بین گروه‌های پژوهش معنی‌دار بود (0/05≥P).

    نتیجه گیری

    به نظر می‌رسد، بیماران دیابتی با به کارگیری تمرین HIIT در مدت زمان حداقل 8 هفته می توانند به ‌موجب کاهش میزان مایوستاتین، افزایش فولیستاتین و همچنین نسبت فولیستاتین به مایوستاتین، سطح سلامتی و عضلانی خود را ارتقا دهند.

    کلیدواژگان: HIIT، بیان ژن، مایوستاتین، فولیستاتین، دیابت نوع 2، رت های نر
  • مجید امانی، مسعود رحمتی*، محمد فتحی، حسن احمدوند صفحات 126-134
    زمینه

    دیابت باعث اختلالات ساختاری و عملکردی در بافت ها می شود و مشکلاتی نظیر فیبروز را ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر 6 هفته تمرین استقامتی بر فیبروز عضله اسکلتی موش های صحرایی دیابتی بود.

    روش‌کار

    28 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با محدوده وزن 250-200 گرم به روش تصادفی به چهار گروه برابر شامل دیابت تمرین، دیابت کنترل، سالم تمرین، سالم کنترل تقسیم شدند. پس از 12 ساعت محرومیت از غذا، جهت القای دیابت از تزریق درون صفاقی استرپتوزوسین استفاده شد. دو هفته پس از تزریق، پروتکل تمرین استقامتی با شدت متوسط به مدت 6 هفته انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، عضلات سولیوس و بازکننده دراز انگشتان موش های صحرایی استخراج شد. جهت بررسی فیبروز بافتی، از روش رنگ آمیزی ماسون تری کروم استفاده شد.

    یافته ‌ها

    در مقایسه با گروه کنترل سالم، بیماری دیابت منجر به افزایش معنی دار فیبروز در عضله نعلی (002/0=P) و عضله باز کننده دراز انگشتان (048/0=P) شد. همچنین تمرین استقامتی منجر به کاهش معنی دار فیبروز در عضله نعلی در گروه دیابت ورزش نسبت به گروه دیابت کنترل شد (043/0=P) اما تمرین استقامتی بر میزان فیبروز عضله بازکننده دراز انگشتان تاثیر معنی دار نداشت (341/0=P). همچنین تمرین باعث کاهش معنی دار سطوح گلوکز خون در گروه دیابت تمرین نسبت به گروه دیابت کنترل شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که تمرین استقامتی با شدت متوسط می تواند از ایجاد فیبروز بافتی ناشی از دیابت جلوگیری کند. لذا پیشنهاد می شود که تمرین استقامتی به عنوان یک مداخله غیر دارویی در جهت جلوگیری از فیبروز در عضلات بیماران دیابتی به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، دیابت، فیبروز، عضله اسکلتی
  • لیلا بهبود، پوران مرادی پور، الهام ارکان* صفحات 135-147
    زمینه

    در مطالعه حاضر، یک سیستم زیست سازگار انتقال دارو با استفاده از نانوالیاف کیتوسان-ژلاتین بر پایه روش الکتروریسندگی تهیه شد.

    روش ‌کار

    نانوالیاف به روش الکتروریسندگی تهیه شد و به منظور پایداری در محیط آبی بوسیله گلوتر آلدهید اتصال عرضی داده شد. مورفولوژی سطح و سایز تقریبی نانوالیاف توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و میکروسکوپ نوری ارزیابی شد.

    یافته‌ها

    نانوالیاف توصیف ویژگی شده و انواع برهمکنش های دارو و نانوالیاف توسط طیف سنجی مادون قرمزارزیابی شد. تورم پذیری نانوفیبرها در حدود 88/3٪ و پایداری نانوالیاف در محیط آبی حدودا 3 روز تخمین زده شد.

    نتیجه‌ گیری

    آزمایشات رهایش دارو در بافر فسفات (PBS pH=7.4) نشان داد که رهش دارو در ساعات اولیه به صورت تهاجمی اتفاق افتاده و سپس کاهش یافته و رهاش کنترل شده به مدت سه روز دیگر ادامه یافت. نتایج بدست آمده نشان داد که طراحی سیستم انتقال داروی تریامسینولون به خوبی انجام شده و میتواند به صورت یک پچ کاربردی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: نانو الیاف، سیستم انتقال دارو، تورم پذیری، نانوالیاف، رهایش کنترل شده
  • امیرعلی جعفرنژادگرو*، حامد شیخعلی زاده، ماهرخ دهقانی صفحات 143-151
    زمینه

    فرکانس نیروهای عکس العمل زمین طی حرکات انتقالی همچون راه رفتن و دویدن با ایجاد آسیب مرتبط است. مقایسه فرکانس نیروهای عکس العمل زمین در افراد دارای کمردرد و افراد سالم می تواند در بازتوانی بیماران کمردرد مفید می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی طیف فرکانس نیروهای عکس العمل زمین در بیماران کمردرد در مقایسه با همسالان سالم آن ها انجام شد.

    روش کار

    نوع مطالعه در این تحقیق مقطعی-عرضی می باشد. همچنین نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر مرد بود که به ترتیب در دو گروه سالم (تعداد20 نفر) و بیماران دارای عارضه کمردرد (تعداد 20 نفر) قرار گرفتند. برای اندازه گیری متغیرهای نیروی عکس العمل در نواحی ده گانه پا از دستگاه فوت اسکن (نرخ نمونه برداری: 300 هرتز) استفاده شد. از آزمون آماری تی مستقل جهت مقایسه بین گروهی استفاده شد. سطح معناداری برابر 05/0>P بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که فرکانس با توان 5/99 درصد در قسمت استخوان کف پایی اول در گروه کمردرد حدود 50 درصد بیشتر از گروه سالم است (017/0=P). همچنین فرکانس با توان 5/99 درصد در بخش داخلی پاشنه در گروه کمردرد کمتر از گروه سالم بود (007/0=P). همچنین تعداد هارمونی های ضروری در قسمت استخوان کف پایی چهارم در گروه کمردرد بیشتر از گروه سالم بود (049/0=P).

    نتیجه گیری

    در بیماران مبتلا به عارضه کمردرد مزمن سرعت دویدن کمتر از افراد سالم است و مقادیر پایین اغلب مولفه های طیف فرکانس می تواند حاکی از الگوی راه رفتنی محافظتی در این بیماران باشد. این تغییر سرعت و فرکانس پایین هنگام دویدن، نشان دهنده کاهش کارآیی مکانیکی در بیماران مبتلا به کمردرد است.

    کلیدواژگان: کمردرد، دویدن، نیروی عکس العمل زمین، محتوای فرکانس
  • فاطمه خاکی خطیبی* صفحات 152-159
    مقدمه

    بیماری عروق کرونری (CAD) در اثر آترواسکلروزیس به وجود می آید. مطالعات نشان می دهند که فاکتورهای متعددی در ارتباط تنگاتنگ با ایجاد و پیشرفت CAD وجود دارند که شامل پراکسیداسیون لیپیدها، التهاب، کمبود فاکتورهای گشاد کننده عروقی و آنتی اکسیدانتها می باشند. هدف از این مطالعه بررسی ریسک فاکتورهای فوق الذکر در بیماران عروق کرونری قلب دیابتیک و غیرسیگاری می باشد تا با اندازه گیری این پارامترها، قبل از ایجاد آترواسکلروز بتوان در تشخیص و نیز درمان بیماری در این افراد استفاده کرد.

    مواد و روش کار

    100 نفر شامل 50 بیمار با آنژیوگرافی تشخیص داده شده از نوع CAD و 50 نفر با سن و جنس همسان شده و بدون CAD به عنوان شاهد مورد مطالعه قرار گرفتند. سطح پروفایل لیپیدی با روش های استاندارد اندازه گیری شد. فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیس موتاز (SOD) ، گلوتاتیون پراکسیداز ((GPX و توتال آنتی اکسیدانت ((TAC در نمونه ها با استفاده از کیت راندوکس و با دستگاه اتوآنالایزور مورد ارزیابی قرار گرفت. سطوح hs-CRP توسط روش ایمونوتوربیدومتریک با استفاده از کیت پارس آزمون تشخیص داده شد. غلظت مالون دی آلدیید ((MDA در نمونه های سرم با روش اسپکتروفتومتریک و بر اساس واکنش تیوباربیتوریک اسید مورد ارزیابی قرار گرفت. سطوح نیتریک اکساید در نمونه ها توسط متد گریس اندازه گیری شد.

    یافته ها

    سطوح MDA و hs-CRP سرم در بیماران CAD در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش یافته بود. در هر صورت فعالیت آنزیمی SOD و GPX اریتروسیت و سطوح TAC در بیماران بطور معنی داری کاهش یافته بود. در گروه CAD سطوح کلسترول توتال، تری گلیسرید و LDL-C بطور معنی داری بالاتر و سطوح HDL-C بطور معنی داری پایین تر از گروه کنترل بود. مقادیر پایین غلظت NO در گروه بیمار نسبت به گروه سالم مشاهده شد (0/05 >p).

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان می دهد که ریسک فاکتورهایی مانند فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو در بیماران عروق کرونری قلب که دیابتیک و غیرسیگاری هستند نیز می تواند در ایجاد و پیشرفت آترواسکلروزیس سهیم باشند، همچنین به نظر می رسد سطوح پایین NO و مارکرهای آنتی اکسیدانتی می تواند در این بیماران بعنوان ریسک فاکتورهای دیگری در پیشرفت بیماری عروق کرونری مطرح باشد. کلید واژه ها: توتال آنتی اکسیدانت، MDA، فاکتورالتهابی، نیتریک اکساید، بیماری عروق کرونری، غیرسیگاری

    کلیدواژگان: توتال آنتی اکسیدانت، MDA، فاکتورالتهابی، نیتریک اکساید، بیماری عروق کرونری
  • سعید دباغ نیکوخصلت، پوران کریمی، ایرج صدری* صفحات 160-167
    زمینه

    با توجه به مطالعات قبلی، دیابت با اختلال عملکرد شناختی، شکل پذیری سیناپسی، سیناپتوژنز و نوروژنز در مغز همراه است. شواهد نشان می‌دهد که فعالیت ورزشی باعث بهبود عملکرد شناختی و جلوگیری از تغییرات زیانبار در مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با دیابت می‌شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر تمرین هوازی بر روی تردمیل (ATET) بر پروتیین‌های سیناپسی در قشر پیش پیشانی و هیپوکامپ موش‌های صحرایی دچار دیابت القا شده توسط استرپتوزوتوسین (STZ) بود.

    روش‌کار

    در این مطالعه از 20 سر موش صحرایی بالغ نر نژاد ویستار حدودا 3 ماهه با وزن 25 ± 250 گرم استفاده شد. دیابت القایی به وسیله رژیم غذایی پرچرب (HFD) به مدت 4 هفته و دوز پایین STZ (35 میلی‌گرم/ کیلوگرم به صورت تزریق درون صفاقی) ایجاد شد. سپس حیوانات دیابتی به دو گروه 10 تایی تقسیم شدند: گروه کنترل (C) و گروه تمرین هوازی (E). برنامه تمرینی در هفته اول با سرعت 13 متر در دقیقه، 25 دقیقه در روز، به مدت 5 روز در هفته و با شیب صفر درجه شروع و به تدریج در هفته هشتم به سرعت 27 متر بر دقیقه به مدت 60 دقیقه در روز افزایش یافت. برای مقایسه گروه‌ها از آزمون تی مستقل در سطح معنی‌داری 0/05>P استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که ATET بیان پروتیین SNAP-25 و PSD 95 را در هیپوکامپ و قشر پیش پیشانی نسبت به گروه C افزایش داد. با این حال، اختلاف معنی‌داری بین میزان سیناپتوفیزین هیپوکامپ و قشر پیش پیشانی در گروه‌های E و C وجود نداشت.

    نتیجه‌گیری

    یافته‌های این تحقیق نشان دادند تمرین هوازی بر روی تردمیل می‌تواند اثرات زیانبار دیابت را کاهش داده و بیان پروتیین‌های پیش و پس سیناپسی مرتبط با یکپارچگی سیناپسی را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: پروتئین های سیناپسی، دیابت، فعالیت ورزشی هوازی بر روی تردمیل، قشر پیش پیشانی، هیپوکامپ
  • هادی روحانی*، سید صالح صفری موسوی، حمید محبی صفحات 168-176
    زمینه

    وضعیت پیش‫دیابتی با افزایش شاخص‌های استرس اکسیداتیو و کاهش آنتی‫اکسیدان‫ها مرتبط است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین تداومی با شدت‌های Fatmax و آستانه بی‌هوازی و تمرین تناوبی شدید بر آنتی اکسیدان‌های آنزیمی و شاخص پراکسیداسیون لیپید در بیماران پیش‫دیابتی بود.

    روش ‌کار

    32 بیمار پیش دیابتی(سن 0/4± 7/38 سال، شاخص توده بدنی 4/1± 9/26 کیلوگرم بر متر مربع، چربی بدن 5/2± 2/26 درصد و اوج اکسیژن مصرفی 22/0± 49/2 لیتر در دقیقه) در 4 گروه 8 نفری کنترل (CON)، گروه تمرین تناوبی (HIT)، گروه تمرین تداومی با شدت Fatmax (FAT) و گروه تمرین تداومی با شدت آستانه بی‌هوازی (IAT) قرار گرفتند. آزمودنی گروه‫های HIT، FAT و IAT به مدت 12 هفته به اجرای تمرین ورزشی ویژه خود پرداختند. قبل و بعد از 12 هفته مالون دی آلدهید (MDA)، سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) خون آزمودنی‫ها در آزمایشگاه سنجش و از آزمون آماری t همبسته و تحلیل واریانس آنکوا برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد.

    یافته ‌ها

    نتایج ما نشان داد که تاثیر تمرین ورزشی بر میزان گلوکز خون در گروه های FAT، IAT و HIT به ترتیب 12%، 10% و 17% بود، که این تفاوت بین 3 گروه تمرینی نسبت به گروه CON معنی دار بود (05/0≥P). میزان SOD و CAT پس از تمرین در مقایسه با قبل از تمرین افزایش معنی داری پیدا کرد. همچنین نتایج MDA گروه های FAT، IAT و HIT تغییر معنی داری را در مقایسه با حالت پایه نشان داد (0/05≥P).

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق نشان داد که روش های تمرینی اثرات یکسانی بر میزان شاخص مقاومت به انسولین در بیماران پیش دیابتی دارد. همچنین تمرین تداومی با شدت کم تا متوسط و تمرین تناوبی شدید روش های تمرینی اثرگذار بر بهبود آنتی اکسیدان‌های آنزیمی و شاخص پراکسیداسیون لیپید محسوب می شود.

    کلیدواژگان: آستانه بی هوازی، آنتی اکسیدان، پیش‫ دیابتی، تمرین تناوبی شدید، شدت Fatmax
  • مهران شاهزمانی، نیایش هادی*، آروین شاهزمانی، شایسته جانقربان، حمید قادری، نیما نیکبخت صفحات 177-183
    زمینه

    بیماری سنگ کلیه یکی از اختلالات شایع دستگاه ادراری می باشد که بدلیل داشتن ریسک فاکتورهای مشابه بیماری کرونری قلب نظیر فشار خون بالا، دیابت و اسید اوریک بالا می تواند با این بیماری ارتباط داشته باشد. از اینرو در این مطالعه بر آن شدیم تا به بررسی ارتباط بین سنگ کلیه و بیماری کرونری قلب بپردازیم.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی مقطعی تعداد 600 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان شهید چمران اصفهان که تحت آنژیوگرافی عروق کرونری قلب قرار گرفتند به دو گروه دارای تنگی عروق کرونری (مثبت) و بدون تنگی عروق کرونری (منفی) تقسیم شدند و یافته های دموگرافیک و بالینی بیماران شامل ابتلا به بیماری سنگ کلیه با استفاده از پرسشنامه طراحی شده جمع آوری گردید.

    یافته ها

    در گروه آنژیوگرافی مثبت 4/28 درصد بیماران و در گروه آنژیوگرافی منفی 5 درصد از بیماران مبتلابه بیماری سنگ کلیه بودند (001/0=P). همچنین در گروه آنژیوگرافی مثبت 7/20 درصد بیماران و در گروه آنژیوگرافی منفی 5/7 درصد بیماران سابقه بیماری سنگ کلیه داشتند (04/0=P). فراوانی ابتلا به بیماری هایپرتنشن درگروه آنژیوگرافی مثبت (6/49 درصد) بطور معنی داری بیشتر از گروه آنژیوگرافی منفی (5/32 درصد) می باشد (04/0=P).

    نتیجه گیری

    فراوانی بیماری کرونری در مبتلایان به سنگ کلیه بیشتر است. از اینرو مداخلاتی به منظور پیشگیری از ابتلا به بیماری سنگ کلیه بخصوص با کنترل فشار خون که ریسک فاکتور مشترک هردو بیماری محسوب می شود می تواند ریسک بیماری عروق کرونری قلب را کاهش دهد. بااین وجود مطالعات گسترده تری دراین زمینه به منظور تایید تاثیر بیماری سنگ کلیه بر روی ریسک بیماری کرونری قلب نیاز می باشد.

    کلیدواژگان: بیماری سنگ کلیه، بیماری کرونری قلب، هایپرتنشن، دیابت
  • رسول شریفی، محمد نوری*، همایون دولتخواه، مسعود شیرمحمدی صفحات 184-193
    زمینه

    سویه های مقاوم به دارو و پاسخ نامناسب به درمان، علت اصلی ناکارآمدی در ریشه کن سازی هلیکوباکتر پیلوری است. اسیدهای چرب غیر اشباع با بیش از یک پیوند دوگانه، تاثیر مهاری بر رشد باکتری دارند. لذا مطالعه حاضر به تاثیر اسیدهای چرب امگا بر بیان کاسپازها در معده بیماران آلوده به هلیکوباکترپیلوری با علایم دیسپپتیک پرداخته است.

    روش کار

    در مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، 34 بیمار آلوده به هلیکوباکترپیلوری با علایم دیسپپتیک بطور تصادفی به دو گروه 17 نفره، گروه کنترل دریافت کننده درمان استاندارد سه گانه (شامل آموکسیسیلین، کلاریترومایسین و امپرازول) و گروه مورد دریافت کننده درمان استاندارد همراه با اسیدهای چرب امگا-3، امگا-6 و امگا-9 به مدت دو هفته، تقسیم گردیدند. پس از پایان دوره درمان، میزان بیان ژن آنزیم کاسپاز-8، به روشPCR Real-Time و میزان نیمه کمی این پروتیین به روش برش انجمادی و ایمنوهیستوشیمی بررسی گردید. بدلیل مستقل بودن گروه های مورد مطالعه، میانگین نتایج بدست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS در هر گروه محاسبه و توسط آزمون Independent Sample t-Test و من-ویتنی در دو گروه مقایسه شدند (0/05>p).

    یافته

    در گروه مورد در مقایسه با کنترل، بیان ژن کاسپاز- 8 افزایش معنادار (002/0 =p) را نشان داد (08/0=p). همچنین میزان درصد پروتیین آنزیم کاسپاز- 8 افزایش معناداری در گروه مورد نسبت به کنترل نشان داد (004/0 =p).

    نتیجه گیری

    می توان بیان کرد که اسیدهای چرب امگا همراه با درمان استاندارد سه گانه، سبب القای آپوپتوز در بافت معده می شود.

    کلیدواژگان: هلیکوباکترپیلوری، اسیدهای چرب غیراشباع، کاسپاز-8، معده
  • صمد صفرزاده گرگری *، حسن متین همایی، محمدعلی آذربایجانی صفحات 194-199
    زمینه

    گزارش شده مکمل ویتامین D باعث تنظیم متغیرهای آپوپتوزی از جمله پروتیینهای BAX و BCL-2 در سلولهای قلبی می شود و عملکرد میوکاردی را بهبود می بخشد، ولی مکانیسم آن به درستی معلوم نیست برخی از شواهد نشان می دهند که تمرینات تداومی ممکن است نسبت پروتیین BAX,BCL-2 قلبی را در میوکارد تغییر دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین تداومی بر پروتیینهای BAX و BCL-2 همراه با مصرف مکمل ویتامین D در رت های نر سالم می باشد.

    روش ‌کار

    50 راس رت نر سالم به صورت تصادفی به 5 گروه 10 راسی شامل: 1- (کنترل) 2- مکمل ویتامین D 3- تمرین تداومی 4- تمرین تداومی همراه با مصرف مکمل ویتامین D 5- دی متیل سولفاکساید +سالین تقسیم بندی شدند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته و هر روز روی تریدمیل با سرعت و شیب مشخص دویدند. 24 ساعت بعد از آخرین تمرین و در حالت بی هوشی سینه ی آنها شکافته شد. میزان پروتیینهای BAXو BCL-2 توسط دستگاه الایزا استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آنووا در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد.

    یافته‌ ها

    میزان غلظت پروتیین BAX در گروه مکمل+تمرین در مقایسه با گروه های دیگر کاهش بیشتری داشت ولی از لحاظ آماری معنی دار نبود. در متغیرهای BCL2 و BAX/BCL2 در گروه های تمرین و مکمل ویتامین D در مقایسه با گروه کنترل و دارونما تغییرات اندکی مشاهده شد که از لحاظ آماری معنادار نبودند (0/05>P).

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق نشان می دهد که هشت هفته تمرینات تداومی همراه با مصرف مکمل ویتامین D تاثیری بر نسبت پروتیین BAX/BCL2 در رتها نداشته و تا حدودی می تواند از بروز آپوپتوز سلولهای قلبی از طریق تنظیم در نسبت BAX/BCL-2 جلوگیری کند.

    کلیدواژگان: آپوپتوز سلولهای قلبی، تمرینات تداومی، نسبت پروتئین Bax، Bcl2، مکمل ویتامین D، رت
  • مسعود عزیزی، سهیل سبحان اردکانی* صفحات 200-207
    زمینه

    آنتراسیت از قابلیت جذب سطحی و حذف انواع آلاینده‌ها از جمله فلزات سنگین از آب شرب برخوردار است. این تحقیق با هدف بررسی کارایی حذف فلزات سنگین آهن، روی و منگنز از آب شرب در تصفیه خانه اکباتان و شهید بهشتی شهر همدان به‌ترتیب با فیلترهای واجد و فاقد لایه آنتراسیت در سال 1395 انجام یافت.

    روش ‌کار

    در این پژوهش مقطعی- توصیفی- تحلیلی، با توجه به این‌که ورودی هر دو تصفیه خانه از منبعی یکسان تعذیه می‌شد، پس از برداشت 12 نمونه آب از خروجی هر یک از تصفیه خانه‌ها و آماده‌سازی نمونه‌ها در آزمایشگاه مطابق روش استاندارد، غلظت عناصر آهن، روی و منگنز توسط دستگاه نشر اتمی (ICP) در سه تکرار خوانده شد. همچنین پردازش آماری نتایج توسط نرم‌افزار SPSS با استفاده از آزمون‌های شاپیرو- ویلک، تی مستقل، تی تک ‌نمونه‌ای و همبستگی پیرسون انجام یافت.

    یافته ‌ها

    نتایج بیان‌گر آن است که بیشینه میانگین غلظت عناصر آهن، روی و منگنز بر حسب میکروگرم در لیتر به‌ترتیب با 1070 ± 1200، 50 ± 110 و 140 ± 170 در همه موارد مربوط به نمونه‌های آب شرب تصفیه خانه اکباتان است. از طرفی نتایج پردازش آماری نشان داد که میانگین غلظت عناصر روی و منگنز در نمونه‌های آب هر دو تصفیه خانه با رهنمود WHO اختلاف معنی‌دار آماری داشته و از حد مجاز کم‌تر بود. همچنین بین نمونه‌های آب تصفیه خانه های اکباتان و بهشتی از نظر میانگین غلظت تجمع‌یافته عناصر آهن، روی و منگنز اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت.

    نتیجه‌ گیری

    با توجه به این‌که لایه آنتراسیت صافی‌های تصفیه خانه اکباتان در اثر کارکرد طولانی‌مدت و احتمالا برخورداری از کیفیت نامرغوب، قابلیت جذب سطحی فلزات سنگین را از دست داده‌اند، نسبت به احیاء یا تعویض لایه آنتراسیت این تصفیه خانه توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: آنتراسیت، فیلتر، فلزات سنگین، تصفیه ‎خانه، همدان
  • محمود عیدی، حسن محمدی پور انوری، علیرضا لطفی، خسرو کلاهدوزان*، میرعباس هاشمی، ندا برزگر صفحات 208-214
    زمینه و اهداف

    لرز بعد از بیهوشی، عارضه شایعی است که با افزایش مصرف اکسیژن بدن می‌تواند باعث بروز مشکلاتی نظیر افزایش فشار داخل چشمی و جمجمه‌ای و درد پس از عمل گردد. با توجه به اهمیت کنترل لرز بعد از عمل و جهت محدود کردن استفاده از روش های درمان دارویی لرز، این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی تجویز مایعات وریدی گرم در پیشگیری از لرز بعد از عمل های جراحی ENT انجام گرفت.

    روش کار

    این مطالعه بصورت کارآزمایی بالینی یک سوکور بر روی 70 بیمار تحت اعمال جراحی ENT انجام گرفت. بیماران به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده مایعات گرم شده و گروه دریافت کننده مایعات با درجه حرارت اتاق تقسیم شدند. علایم حیاتی بیماران بعد از اینتوباسیون تا ورود به ریکاوری و میزان بروز و شدت لرز بیماران در ریکاوری در فواصل معین بررسی و یادداشت گردید.

    یافته ها

    بین بیماران از نظر سن و وزن و علایم حیاتی و درجه حرارت در طول عمل تفاوت معنی داری وجود نداشت. 6/28 درصد بیماران گروه تجربی و 4/71 درصد بیماران گروه کنترل لرز داشتند که تفاوت موجود معنی دار می باشد، بطوریکه استفاده از سرم گرم باعث کاهش قابل ملاحظه لرز در گروه تجربی گردید (006/0=p).

    نتیجه گیری

    تجویز مایعات گرم در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی موثر می باشد. با توجه به عدم وجود عوارض همودینامیک می‌توان از تجویز مایعات گرم پیش از القای بیهوشی به عنوان جایگزینی برای تجویز پتیدین استفاده کرد.

    کلیدواژگان: لرز بعد از عمل، سالین نرمال گرم، بیهوشی عمومی، جراحی های گوش، حلق و بینی
  • محمد فاضل زاده*، محمداسماعیل افضل پور، ضیاء فلاح محمدی صفحات 215-221
    زمینه

    یکی از عوارض بیماری دیابت وقوع آپوپتوز در مغز می باشد که می تواند منجر به اختلالات شناختی گردد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر 4 هفته دویدن اختیاری روی چرخ دوار بر میزان سمافورین 3B، پراکسید هیدروژن و آپوپتوز سلول های هیپوکامپ موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوسین بود.

    روش ‌کار

    در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به وزن 10± 235 گرم، به طور تصادفی در 4 گروه کنترل سالم (C)، تمرین سالم (E)، کنترل دیابت (D) و تمرین دیابت (ED) تقسیم شدند. موش های صحرایی با تزریق استرپتوزوسین محلول در بافر سیترات به صورت درون صفاقی، دیابتی شدند. آزمودنی های گروه های تمرینی به مدت 4 هفته در قفس های مجهز به چرخ دوار و به صورت اختیاری به فعالیت پرداختند و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی قربانی شدند، سپس بافت هیپوکامپ از مغز استخراج و پس از هموژنایزاسیون و سانتریفیوژ به روش الایزا اندازه گیری متغیرها انجام گرفت. از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و t مستقل برای ارزیابی اطلاعات، استفاده شد.

    یافته ‌ها

    میزان سمافورین 3B، پراکسید هیدروژن و آپوپتوز در گروه D به صورت معنی دار بیشتر از گروه C بود (0/05≤P). در گروه ED میزان سمافورین 3B، پراکسید هیدروژن و آپوپتوز به صورت معنی دار کمتر از گروه D بود (0/05≤P). میزان آپوپتوز و سمافورین 3B در گروه E به صورت معنی‌دار کمتر از گروه C و ED بود (0/05≤P).

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد القای دیابت تجربی موجب افزایش میزان سمافورین 3B، پراکسید هیدروژن و آپوپتوز در هیپوکامپ مغز می شود. دویدن اختیاری در مدت 4 هفته با کاهش سطوح سمافورین 3B و پراکسید هیدروژن و آپوپتوز هیپوکامپ همراه بود.

    کلیدواژگان: استرپتوزوتوسین، آپوپتوز، سمافورین 3B، پراکسید هیدروژن، موش های صحرایی، هیپوکامپ، تمرین اختیاری
|
  • Sepideh Azhir, Eidy Alijani*, Mahsa Mohsenzadeh Pages 117-125
    Background

    Muscular atrophy is one of the indicators of diabetes. Regarding the role of HIIT in reducing hyperglycemia in diabetic patients, the aim of the present study was to investigate the effect of 8 weeks of HIIT training on the expression of myostatin, follistatin, as well as to examine follistatin-to-myostatin ratio in male rats with type 2 diabetes.

    Methods

    60 male Wistar rats, with average weight of 250 ± 20 g, after induction of diabetes by injection of Nicotinic Amide- Streptozotocin, were randomly divided into 5 groups: Base-line control (n=12), HIIT Control (n=12), HIIT (n=12), Diabetic Control (n=12), HIIT Diabetic (n=12). The training groups performed the HIIT on a treadmill, which speeded from 16 meters per minute to the end of the eighth week to 38 meters per minute. 24 hours after the last training session, the rats were anesthetized.Then, soleus muscle tissue was immediately extracted, and the level of myostatin and follistatin gene expression was measured by Real Time-PCR and scale (2-ΔΔCt × 103).

    Results

    There was no significant difference in the expression of myostatin gene expression in the research groups (P>0.05). However, the expression of the follistatin gene and the ratio of follistatin to myostatin were significant in research groups (P<0.05).

    Conclusion

    Diabetic patients seem to have improved their health and muscle levels by employing HIIT training for at least 8 weeks in order to reduce myostatin levels, increase follistatin and also the ratio of follistatin to myostatin.

    Keywords: HIIT_Gene expression_Myostatin_Follistatin_Type 2 Diabetes_Male rats
  • Majid Amani, Masoud Rahmati*, Mohammad Fathi, Hassan Ahmadvand Pages 126-134
    Background

    Diabetes leads to both structural and functional dysfunction in the tissues and causes problems such as fibrosis. The purpose of this study was to investigate the effect of 6 weeks moderate intensity endurance training on skeletal muscle fibrosis in diabetic rats.

    Methods

    Twenty eight adult male wistar rats in the weight range of 200-250gr, randomly assigned to four equal groups: diabetes and training, diabetes control, healthy and training, healthy control. After twelve hours of food deprivation, intraperitoneal injection of Streptozotocin solution method was used. Two weeks after STZ injection, the moderate intensity endurance training protocol was performed for six weeks. Twenty four hours after the last training session, soleus and EDL muscles were dissected. Mason’s trichrome staining method was used for analysis of fibrosis.

    Results

    Compared with the healthy control group, diabetes caused a significant increase in fibrosis in soleus muscle (P=0.002) and extensor digitorum longus muscle (P=0.048). Also, endurance training resulted in significant reduction of fibrosis in soleus muscle in the Diabetes and training group compared to the diabetes control group (P=0.043), but endurance training did not have a significant effect on fibrosis of the extensor digitorum longus muscle (P=0.341). The exercise also significantly reduced blood glucose levels in the diabetic group compared to the control group.

    Conclusion

    It seems that moderate intensity endurance training could inhibit from muscle fibrosis caused by diabetes. So, it is suggested that moderate intensity endurance training could be used as a non-pharmacotherapy intervention for inhibition of fibrosis in diabetic patient’s muscles.

    Keywords: Endurance Training, Diabetes, Fibrosis, Skeletal Muscle
  • Leila Behbood, Elham Arkan *, Pouran Moradipour Pages 135-147
    Background

    In the present study, a biocompatible drug delivery system was prepared by using chitosan-gelatin nanofibers based on electrospinning method.

    Methods

    The nanofibers were prepared by electrospinning and cross-linked by glutaraldehyde to stabilize in aqueous medium. The surface morphology and approximate size of nanofibers were investigated by the scanning electron microscopy and optical microscope.

    Results

    The nanofibers were characterized and the interaction types of drug-nanofiber matrix were evaluated by using FT-IR spectrum. The swelling of nanofibers was about 3.88% and the stability of nanofibers about 3 days was estimated.

    Conclusion

    The drug release experiment in phosphate buffer (PBS pH=7.4) showed that quick release occurred in early hours and then release rate was decrease and controlled release was continued for three more days. The results showed that the triamcinolone drug delivery system was well implemented and could be used as a functional patch in the future.

    Keywords: Nanofibers, Drug Delivery System, Swelling, Drug Release, Controlled Release
  • AmirAli Jafarnezhadgero*, Hamed Sheikhalizade, Mahrokh Dehghani Pages 143-151
    Background

    Walking and running frequency domain analysis of ground reaction forces are associated with injuries. Comparison of frequency domain analysis of ground reaction forces could be useful in rehabilitation of low back patients. The objective of this study was to investigate frequency domain of ground reaction forces during running in patients with low back pain compared to healthy control ones.

    Methods

    This study was a semi-experimental. The statistical sample of the present study include forty males that divided into a healthy control group (n=20) and a group of patients with low back pain (n=20). A foot scan system (sampling rate: 300 Hz) was used for measuring ground reaction forces in ten regions of the foot during running. Independent sample t-test was used for statistical analysis. Alpha level was set at p<0.05.

    Results

    The frequency content with power 99.5% in the Toe 1 region in low back patients group was significantly greater that that healthy group by 50% (P=0.017). Also, the frequency content with power 99.5% in the Toe 1-5 region in low back patients group was significantly lower than that healthy group (P=0.007). Number of essential harmonics in forth metatarsal in low back patients group was greater than that healthy ones (P=0.049).

    Conclusion

    Patients with low back pain had lower running speed than that healthy ones and therefore lower values of most of the components of the frequency may be due to the guarded gait mechanism in these patients. This altered running speed and lower frequency content is suggestive of a lower mechanical efficiency of running in patients with low back pain.

    Keywords: Low back pain, Running, Ground reaction force, Frequency content
  • Fatemeh Khaki-Khatibi* Pages 152-159
    Background

    Coronary artery disease (CAD) is caused by atherosclerosis. Studies have shown that many factors are closely linked to the development and progression of CAD, which include lipid peroxidation, inflammation, lack of relaxant factors and antioxidants. The aim of this study was to evaluate the above-mentioned risk factors in diabetic and non-smoker coronary artery disease patients, by measuring these parameters, patients with atherosclerosis can be diagnosed and treated in people.

    Methods

    In this study, 50 patients with CAD and 50 normal patients with matched age and sex and without CAD as a control were studied. Lipid Profile level were measured by standard methods. The activity of the SOD, GPX, and TAC enzymes in the samples was evaluated using a RandomX kit. Hs-CRP levels were determined by Immunoturbidometric method using Pars test kits. The concentration of MDA in serum samples was evaluated by spectrophotometric method and based on the reaction of thiobarbituric acid. Nitric oxide levels were measured in samples by Gress method.

    Results

    Serum MDA and hs-CRP levels were significantly increased in CAD patients compared to control group. In either case, the enzymatic activities of SOD and GPX erythrocyte and TAC levels were significantly reduced in patients. In the CAD group, total cholesterol, triglyceride and LDL-C levels were significantly higher and HDL-C levels were significantly lower than the control group. We found low concentrations of NO in the patient group compared with the healthy group (p<0.05).

    Conclusion

    The risk factors such as inflammatory factors and oxidative stress in coronary artery disease diabetic and non-smoker cases can also contribute to the development and progression of atherosclerosis, and it seems that low levels of NO and antioxidant markers can be seen in these patients as Other risk factors for the progression of coronary artery disease.

    Keywords: Total Antioxidant, MDA, Inflammatory factor, Nitric oxide, Coronary Artery Disease, Non-Smoker
  • Saeed Dabagh Nikukheslat, Pouran Karimi, Iraj Sadri* Pages 160-167
    Background

    Diabetes affects cognitive function, synaptic plasticity, synaptogenesis, and neurogenesis in the brain. The exercise improves cognitive function and prevents deleterious alterations in signaling pathways associated with diabetes. The aim of the present study was to evaluate the effects of aerobic treadmill exercise training (ATET) on synaptic proteins in the prefrontal cortex and hippocampus of streptozotocin (STZ)-induced diabetes in rats.

    Methods

    Twenty healthy adult male Wistar rats approximately 3-month old, weighing 250 ± 25gr were used in this study. Experimental diabetes was induced by high-fat diet (HFD) for 4 weeks and a low dose of STZ (35 mg/kg, intraperitoneally). Then diabetic animals were divided into two groups (n=10 per each group): control group (C) and aerobic training group (E). The exercise program was treadmill running at 13 m/min, 25 min/day, for 5 days/week at 0˚ slope for the first week, with a gradual increase to 27 m/min for 60 min/day in the week 8.

    Results

    The ATET significantly increased protein expression of SNAP-25 and PSD-95 in the hippocampus and prefrontal cortex as compared to C group. However, there was no significant difference between synaptophysin levels of the hippocampus and prefrontal cortex in E and C groups.

    Conclusion

    The aerobic treadmill exercise program can attenuate the deleterious effects of diabetes and increased the expression of pre and post-synaptic plasticity associated proteins.

    Keywords: Aerobic Treadmill Exercise, Diabetes, Hippocampus, Prefrontal Cortex, Synaptic Proteins
  • Hadi Rohani*, Seyed Saleh Safari Mosavi, Hamid Mohebbi Pages 168-176
    Background

    Prediabetes state is associated with increased oxidative stress index and reduced of antioxidants. The aim of this study was to assess the effect of 12 weeks continuous training at Fatmax intensity and anaerobic threshold, and high-intensity interval training on antioxidant enzymes and lipid peroxidation index in pre-diabetic patients.

    Methods

    Thirty-two pre-diabetic patients (age: 38.7 ± 4.0 yrs; body mass index: 26.9 ± 1.4 kg/m2 ; percent body fat (%): 26.1 ± 2.5; VO2Peak: 2.49 ± 0.22 l/min) were divided into 4 groups (n=8) control (CON), high-intensity interval training (HIT), continuous training at Fatmax intensity (FAT) and continuous training at anaerobic threshold (IAT) groups. Subjects of the HIT, FAT, and IAT groups run out their specific exercise training for 12 weeks. Blood Malondialdehyde (MDA), Superoxide Dismutase (SOD) and Catalase (CAT) were determined in the lab. The student’s t-test and ANCOVA were used to analyze the data.

    Results

    The effect of exercise training on glucose concentration in FAT, IAT and HIT groups was 12%, 10% and 17%, respectively; the difference was significant in the training groups in comparison to CON group (p≤0.05). SOD and CAT in the training groups were significantly (p<0.05) increased when compared to the pre-training values. Also, FAT, IAT and HIT resulted in significant (p<0.05) changes in MDA compared to baseline.

    Conclusion

    The training protocols had similar effects on the insulin resistance index in prediabetic patients. Also, continuous endurance training with low- to moderate-intensity and high intensity interval training are effective protocolsfor the modulation of antioxidant enzymes and lipid peroxidation index.

    Keywords: Anaerobic Threshold, Antioxidant, Fatmax Intensity, High Intensity Interval Training, Pre-diabetes
  • Mehran Shahzamani, Niayesh Hadi*, Arvin Shahzamani, Shayesteh Janghorban, Hamid Ghaderi, Nima Nikbakht Pages 177-183
    Background

    Kidney stone disease is one of the common disorders of the urinary tract that can be linked to the coronary heart disease due to common risk factors such as hypertension, diabetes, and high uric acid levels. Therefore, in this study, we aimed to investigate the association between kidney stones and coronary heart disease.

    Methods

    In this descriptive cross-sectional study, 600 patients referred to Shahid Chamran Hospital of Isfahan who were candidate for coronary artery angiography were divided into two groups including with coronary stenosis (positive) and without coronary stenosis (negative). The demographic and clinical findings including history of kidney stones of the patients were collected using a designed questionnaire.

    Results

    28.4% of the patients in the positive angiography group and 5% of the patients in the negative angiography group had kidney stone disease (P=0.001). Furthermore, 20.7% of the patients in the positive angiography group, and 7.5% of the patients in the negative angiography group had history of kidney stone disease (P = 0.04). The frequency of hypertension in the positive angiogram group (49.6%) was significantly higher than the negative angiography group (32.5%) (P=0.04).

    Conclusion

    Kidney stone disease is associated with coronary artery disease. Therefore, interventions to prevent kidney stones, especially with blood pressure control which is considered as a risk factor for both diseases, can reduce the risk of coronary artery disease. However, more extensive studies are needed to confirm the effect of kidney stone disease on the risk of coronary heart disease

    Keywords: Kidney Stone Disease, Coronary Heart Disease, Hypertension, Diabetes
  • Rasoul Sharifi, Mohammmad Nouri*, Homayun Dolatkhah, Masoud Shirmohammadi Pages 184-193
    Background

    Drug-resistant strains and poor treatment response is the main reason for the failure in Helicobacter pylori (H. pylori) eradication. Unsaturated fatty acids with more than one double bond (PUFAs) have inhibitory effect on bacterial growth. Therefore, the aim of this study is to investigate the effect of Omega fatty acids on caspase-8 gene expression in H. pylori infected patients with dyspeptic symptoms.

    Methods

    In this double blind clinical trial study in which 34 H.pylori infected patients with dyspeptic symptoms were randomly divided into two groups of 17 patients, the control group receiving standard triple therapy (including amoxicillin, clarithromycin and omeprazole) and the intervention group receiving standard therapy with omega-3, omega-6 and omega-9 fatty acids for two weeks. After treatment, Gene expression levels of Caspase-8 enzymes as well as the semi-quantitative of these proteins were studied with PCR Real-time method and frozen section and immunohistochemistry, respectively.

    Results

    In the case group compared with the control group, a significant increasing in the expression of caspase -8 genes was observed (p=0.002). The protein level of active caspase -8 enzymes was significantly increased in the case group compared with the control group (0.004).

    Conclusion

    The Omega fatty acids along with standard triple therapy lead induce apoptosis is stomach.

    Keywords: H. Pylori, Unsaturated Fatty Acids, Caspase-8, Stomach
  • Samad Safarzadeh Gargari*, Hassan Matin Homai, Mohammad Ali Azarbayjani Pages 194-199
    Background

    Previous studies has been indicated that vitamin D regulate apoptosis of myocardial, and improve cardiac performance But this mechanism has been remain unclear. The aim of this study was the response of BAX, BCL-2 ratio to vitamin D consumption with concurrent training in rat males.

    Methods

    50 male’s rats were randomly assigned to 5 groups with 10 rats in which group. Groups include of: 1- control Group (C), 2- vitamin D, group (D), 3-exercise group (E), 4-exercise+vitamin D group (ED), and 5- d methyl sulfoxide + salin group (M). Exercise groups have been ran on treadmill for 8 weeks in every days with specific speed and incline. 24 hr after last exercise and in anesthetic state all rats have been knockouted to determine bax and bcl2 proteins ratio. For measuring the BAX and BCL-2 proteins were used by ELISA technic.

    Results

    The amount of protein in E+D group was more decreased in compared to other groups but no significant difference has been observed in between groups (p=0.138). Also there was little altered in BCL-2 and BAX/BCL-2 ratio in E and D groups compared to control and placebo groups (P>0/05).

    Conclusion

    The eight weeks concurrent training with vitamin D supplementation had no effect on BAX/BCL-2 protein ratio in rats, and to some extent can prevent the myocardial apoptosis process via Bax/Bcl-2 ratio regulating.

    Keywords: Cardiac Cell Apoptosis_BAX_BCL-2 Protein Ratio_Vitamin D Supplementation_ConcurrentTraining_Rat
  • Masoud Azizi, Soheil Sobhanardakani* Pages 200-207
    Background

    Anthracite is capable of adsorption and removal of contaminants especially heavy metals from potable water. This study was carried out to assess the efficiency of single (sand) and dual media (sand+ anthracite) filters for the removal of Fe, Zn and Mn from potable water in Shahid Beheshti and Ekbatan water treatment plants in City of Hamedan in 2016.

    Methods

    In this cross-sectional descriptive study, due to the fact that the water supply in both water treatment plant is similar, totally 24 water samples were collected from both water treatment plants output. After preparation and processing of the samples in the laboratory, element (Fe, Zn and Mn) contents in samples were determined using inductively coupled plasma-optical emission spectrometer with three replications. All statistical analyses were performed using SPSS based on the Shapiro-Wilk test, Independent T-Test, Pearson Correlation Coefficient and One Sample T-Test.

    Results

    The maximum average concentrations of elements (µg/l) were 1200±1070 for Fe, 110±50 for Zn and 170±140 for Mn respectively and for all metals related to Ekbatan water treatment plant. Also, comparing the mean concentrations of the evaluated metals with maximum permissible limits established by WHO showed a significant difference. Thus, the mean concentrations of Zn and Mn were significantly lower than the MPL in both water treatment plants. It was also noted that there were no statistically significant differences found in the mean content of analyzed elements between the water samples collected from the Shahid Beheshti and Ekbatan water treatment plants.

    Conclusion

    Considering that the filters with anthracite layer in Ekbatan water treatment plant have lost the capability for removal of heavy metals ions due to their long-term function and possibly poor quality properties, restoration or replace the anthracite layer of filter media of this water treatment plant is recommended.

    Keywords: Anthracite, Filter, Heavy Metals, Water Treatment Plant
  • Mahmood Eydi, Hassan Mohammadopour Anvary, Ali Reaz Lotfi, Khosro Kolahduzan*, Mir Abbas Hashemi, Neda Barzgar Pages 208-214
    Background

    Shivering after anesthesia is a common complication that can lead to problems such as increased intraocular and cranial pressure and postoperative pain with increasing oxygen consumption in the body. Considering the importance of controlling postoperative shivering and limiting the use of shiver drug therapy, this study was designed to evaluate the effects of warming intravenous fluids on postoperative shivering in ENT surgery.

    Methods

    This study was a single-blind clinical trial on 70 patients undergoing ENT surgery. Patients were randomly divided into two groups, receiving warmed fluid and fluid intake group with room temperature. The vital signs of the patients were recorded after intubation until recovery at specified intervals. Also, the incidence and severity of chills in patients were investigated and noted.

    Results

    The severity of chills in the experimental and control groups was statistically significant. The use of warm serum significantly reduced shivering in the experimental group (p = 0.006).

    Conclusion

    The infusions of warm fluids help to reduce postoperative shivering. Due to the lack of hemodynamic complications, it is possible to use warm fluids before induction of anesthesia as a safe method.

    Keywords: Postoperative Shivering, Warm Normal Saline, General Anesthesia in ENT Surgery
  • Mohammad Fazelzadeh*, Mohammad Ismail Afzalpour, Ziya Fallah Mohammadi Pages 215-221
    Background

    One of the complications of diabetes is the occurrence of apoptosis in the brain that can lead to cognitive impairment. The aim of this study was to investigate the effect of 4 weeks of voluntary wheel running on hippocampus semaphorin 3B, hydrogen peroxide, and apoptosis in streptozotocin-diabetic rats.

    Methods

    In this experimental study, 32 male Wistar rats weight 235±10gr were assigned randomly to 4 groups (n=8): healthy control (C), healthy exercise (E), control-diabetic (D) and diabetic-exercise (ED). Rats were diabetic by intra-peritoneal injection of STZ dissolved in citrate buffer. The experimental groups ran voluntarily in the wheel running for 4 weeks. The subjects were sacrificed 48 hours after the last training session, then hippocampus tissue was extracted from the brain, and ELISA measurements were performed after homogenization and centrifugation of the tissue. One-way ANOVA and independent t-test were used to evaluate the data.

    Results

    The levels of semaphorin 3B, hydrogen peroxide and apoptosis in D group were significantly higher than C group (P≤0.05). In the ED group, semaphorin 3B, hydrogen peroxide and apoptosis levels were significantly lower than D group (P≤0.05). Semaphorin 3B and apoptosis levels in the E group were significantly lower than C and ED groups (P≤0.05).

    Conclusion

    The results showed that experimental diabetes induction increases semaphorin 3B, hydrogen peroxide and apoptosis rate in the brain hippocampus. Four weeks of voluntary running was associated with a decrease in the hippocampus levels of semaphorin 3B, hydrogen peroxide and apoptosis.

    Keywords: Streptozotocin, Apoptosis, Semaphorin 3B, Hydrogen Peroxide, Rats, Hippocampus, Voluntary exercise