فهرست مطالب

  • پیاپی 3 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/13
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سخن سردبیر
    صفحه 0

    دفاع مقدس پدیده‌ای شگرف و گنجی تمام نشدنی است که به حق آن را باید در ردیف ایام‌الله[1] به شمار آورد و تمام تلاش و مساعی را به کار بست که نه‌تنها به دست فراموشی سپرده نشود، بلکه باید این فرهنگ غنی را در تار و پود لایه‌های گوناگون اجتماع وارد نمود و در جهت غنی‌سازی سایر مقوله‌های اجتماعی از آن بهره گرفت. فرهنگ غنی این پدیده بی‌بدیل، در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی در بین آحاد مردم و مسیولین کشور به نحو معجزه‌آسایی شکل گرفت و علیرغم تحریم‌های همه‌جانبه و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه کشور و حمایت‌ها و پشتیبانی‌های بی‌سابقه نظام سلطه به رهبری شیطان بزرگ آمریکا در همه ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی از صدام، نظام نوپای جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه توانست تمام سرزمین‌های اشغال شده را از اشغال متجاوز بازپس بگیرد و دشمن را با خفت و خواری از سرزمین خود بیرون براند، همچنین توانست حقانیت، مظلومیت و اقتدار خود را نیز در این جنگ تحمیلی به همه دنیا نشان داده و نمایشگاهی عظیم و بی‌نظیر از مقاومت، ایثار و همدلی را در تاریخ معاصر و در جلو دیدگان همگان قرار دهد. براین اساس، تجربه دفاع برای کشورمان، پیامدهای فرهنگی ویژه‌ای داشته است. در قاموس فرهنگ دفاع مقدس، مقاومت، صبر، مبارزه و دفاع از کیان اسلامی، که در روحیه ایثارگری و شهادت‌طلبی خلاصه می‌شود، تاثیرات شگرفی بر حفظ و بالندگی جامعه داشته است، به نحوی که فرهنگ دفاع مقدس که از اندیشه‌های والای اهل‌بیتI و تفکر ناب و زلال امام خمینی8 نشات گرفته بود در دهه اول انقلاب اسلامی قلوب میلیون‌ها ایرانی را تسخیر کرد و تحول عظیمی را در جامعه اسلامی رقم زد که در گذشته مانند آن اتفاق نیفتاده بود. حال پس از گذشت سه دهه از دوران دفاع مقدس با یک نگاه به نحوه و میزان بهره‌گیری ما از ظرفیت عظیم آن دوران، به نظر می‌‌آید که کمترین استفاده در لایه‌های گوناگون اجتماع شده است، به نحوی که انگار تاریخ مصرف آن فرهنگ غنی به پایان رسیده است. در این زمینه با نگاهی هرچند اجمالی به سیر بیانات مقام معظم رهبری در دهه‌های گذشته به‌ویژه سال‌های اخیر به این حقیقت تلخ می‌رسیم که بخش عظیمی از این ثروت و گنج بی‌پایان، بلااستفاده مانده و یا مورد غفلت قرار گرفته است. همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «مساله‌ دفاع مقدس و آنچه در این دوران بروز کرد، یک مساله‌ عادی نیست؛ برای همه ملتها این‌طور است؛ در مورد ملت ما به دلایل گوناگون بیشتر از دیگران است»[2] و نیز اگر بناست که: «آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند»[3]، در اینصورت: «قضایای دوره‌ دفاع مقدس را بایستی مستند کرد، تبیین کرد، مستدل کرد تا براساس اینها آثار هنری به‌وجود بیاید»[4]؛ و نیز به باور ایشان که فرموده‌اند: «اعتقاد من این است که ما هرچه برای دوره‌ دفاع مقدس سرمایه‌گذاری و کار کنیم، زیاد نیست؛ چون ظرفیت هنری و ادبی کشور برای تبیین این دوره، خیلی گسترده، وسیع و عمیق است و از این ظرفیت تاکنون استفاده خوب و درخوری نشده. البته کتابهای خوبی نوشته شده، لیکن این رشته باید استمرار پیدا کند»[5]. بدین ترتیب، به این نیاز مبرم امروز می‌رسیم که با استفاده حداکثری از این فرهنگ، باید بتوانیم آن را فرهنگ غالب و جاری در همه امور نماییم و به این مهم دست نخواهیم یافت مگر اینکه ارزش این گنج را شناخته و هنرمندانه آن را استخراج نماییم، همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «می‌خواهم بگویم که این یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم، یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم»[6]. در مقابل اما، بیش از یک قرن از زمان جنگ جهانی اول و چیزی کمتر از یک قرن از جنگ جهانی دوم[7] گذشته و علی‌الظاهر این دو جنگ جهانی به موزه تاریخ سپرده شده است، اما هر روزه از سوی غربیها که خود آغازگر و پایان دهنده این دو جنگ جهانی بوده‌اند، شاهد خلق آثار فراوان در حوزهای فرهنگی هنری به‌ویژه در صنعت سینما هستیم، کانه، غربی‌ها این دو جنگ بزرگ و گسترده در سطح جهانی را به راه انداخته‌اند تا تمدن ماشینی غرب قرنها از آن ارتزاق نموده و دنیا را محسور کرده با خود همراه نماید. غربیها ده‌ها سال است که خشونتها و کشتار نازیها در این دو جنگ را دستمایه ساخت فیلم‌های هالیوودی خود قرار داده‌اند و معمولا یک آمریکایی شریف، اصیل و مبارز را به‌عنوان نجات‌دهنده و مشکل‌گشای گروهی دیگر (افراد سایر کشورها) وارد گود می‌کنند و پایان خوشی به ماجرا می‌دهند. از طرف دیگر آدم‌های بد و شرور فیلم نیز معمولا از کشورهای چین، ژاپن، هند و کشورهای شرقی، به‌ویژه اعراب و مسلمانان کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا هستند که همواره پلیدترین اعمال غیرانسانی را مرتکب می‌شوند و چنان استادانه این پلیدی و پلشتی را به مخاطب انتقال می‌دهند که اگر بیننده از گذشته آنان بی‌خبر باشد و نداند که این کشورها در این دو جنگ چه جنایت‌هایی را انجام داده‌اند و یا در گوشه گوشه عالم چه کشتارهایی نظیر جنگ ویتنام، جنگ کره،‌ کشتار مردم الجزایر،‌ اشغال سرزمین فلسطین و کشتار و جنایت بیش از هفت دهه از مردمان و ساکنان اصلی آن سرزمین و نیز کشتار مردم یمن و نظایر آن را به راه انداخته‌اند و یا اگر مخاطب فاقد قدرت تحلیل باشد به راحتی با نیات و اغراض شوم آنان همراه می‌شود و آنان به اهداف پلید خود دست می‌یابند. و اما وظیفه امروز ما، چه در سطح سازمانی و اجرایی و چه فردی همانند نظریه‌پردازی یا انجام کارهای تحقیقی، برآورده نمودن انتظارات و مطالبات رهبر فرزانه انقلاب است. انتظارات و مطالباتی که از عمقی راهبردی برخوردار بوده و به واقع بسترساز برای ورود به تمدن نوین ایرانی اسلامی خواهد بود. همانگونه که مقام معظم رهبری از فرهنگ دفاع مقدس به عنوان "گنج استخراج نشده» و "گنجی تمام نشدنی»، یاد نموده‌اند، به نحوی‌که نه تنها براحتی و آسان به دست نیامده که بهای سنگینی از سرمایه‌های عظیم انسانی و مادی این ملت در پای آن نثار شده است؛ لذا فرهنگ ناب و ارزشمند دوران دفاع مقدس ذخایر بی‌نظیری است که به عنوان عوامل تاثیرگذار بر بالندگی و توسعه در جامعه باید مورد توجه قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف، لازم است که همه ارکان و دلسوزان نظام به‌صورت جدی و مستمر، مدلی به نام "چرخه حیات فرهنگ دفاع مقدس" را در دستور کار خود قرار دهند تا این فرهنگ ناب به فرهنگ جاری کشور تبدیل شود، این مدل را می‌توان به 7 دسته کلی دسته‌بندی نمود: 1- شناخت نسبت به دارایی و ثروت خود، یعنی باور به ثروت بودن آنجه که اکنون از دفاع مقدس در نزد ماست. 2- عزیز و محترم شمردن این دارایی و ثروت عظیم. 3- محافظت از این دستاوردها و دارایی‌های شگرف در قالب راه‌اندازی پایگاه اطلاعاتی یکپارچه و گسترده به‌صورت سیستم متمرکز توزیعی در سطح محلی، ملی و بین‌المللی. 4- میل و انگیزه به افرایش و تکثیر دارایی و ثروت موجود. 5- تولید و بازتولید ثروت موجود از طریق تزریق آن در همه بخش‌های دیگر اجتماع و با بهره‌گیری از دانش، هنر و فناوریهای نوین. 6- آسیب‌شناسی، پالایش و اصلاح مستمر کاستی‌ها و تقویت نقاط قوت و نیز تبدیل تهدیدات به فرصت‌های گرانبها. 7- ترویج و انتشار این ثروت گرانبها برای نسل فعلی و انتقال به نسل‌های بعدی. بنابراین در مقطع کنونی، لازم است همه مسیولان و زمامداران حکومت، نخبگان حوزه علم و فرهنگ و نویسندگانی که توان قلم زدن در حیطه دفاع مقدس را دارند و بار سنگین شناخت، حفظ، پالایش، تولید و ترویج و انتقال فرهنگ دفاع مقدس به آیندگان بر دوش آنان است، دلسوزانه تمام همت خود را به کار بندند که بیش از پیش این معدن عظیم و تمام نشدنی را مورد کاوش قرار داده، گنج‌های پنهان آن را استخراج نموده، جلا داده و در قالب‌های گوناگونی ارایه دهند تا در اختیار سایر نخبگان جامعه و آحاد مردم قرار گیرد، باشد که نسل امروز و نسل‌های آینده از این سرچشمه زلال حقیقت سیراب گردند، انشاالله.

  • محمدرضا رشیدی آل هاشم، یاسر فیض اللهی* صفحات 1-37

    هدف از پژوهش حاضر تحلیل کمی میزان توجه به مفاهیم و ارزش های دفاع مقدس در کتاب های درسی رشته علوم انسانی مقطع دوم متوسطه (دبیرستان) در سال تحصیلی 97-96 می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کتاب های رشته علوم انسانی است. روش پژوهش تحلیل محتوای کمی است. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین مطلب در خصوص موضوع دفاع مقدس در کتاب های استان شناسی (31 استان) آمده است. پس از آن در کتاب آمادگی دفاعی مطالب بیشتری در خصوص دفاع مقدس آورده شده است. پس از آن نیز در کتاب های فارسی و ادبیات فارسی بیش از سایر کتاب ها به موضوع دفاع مقدس و ارزش های آن پرداخته شده است. در کتاب های فلسفه، منطق، تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی، ریاضی و آمار، انسان و محیط زیست و کارگاه کارآفرینی و تولید نیز هیچ گونه اشاره ای به موضوع دفاع مقدس نشده است. در پایان نیز پیشنهاد هایی ارایه شده است.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوای کمی، کتاب های درسی، دفاع مقدس، رشته علوم انسانی
  • علیرضا نوروزی، حسام دیدگاه* صفحات 39-88

    حقوق مخاصمات مسلحانه و بشردوستانه بین المللی (شاخه ای از حقوق بین الملل) به دو طرف درگیری ها اجازه نداده است که برای پیشبرد اهداف و برنامه های جنگی خود به هر نوع سلاح یا وسیله جنگی متوسل شوند. این حقوق از همان آغاز پیدایش خود در عصر نوین، با هدف انسانی و اخلاقی کردن جنگ و به حداقل ممکن رساندن آلام و دردهای جانبی آن، سعی کرده اند تا بکارگیری آن دسته از سلاح ها و روش هایی که موجب درد و رنج بیهوده شده و بر نیروهای رقیب آسیب هایی غیرضروری وارد می آورند را ممنوع کند. سوال این است که آیا ضرورت های نظامی می تواند توجیه کننده استفاده از این وسایل ممنوعه و روش های غیرمجاز در صحنه ی کارزار جنگ باشد؟ از منظر حقوق بشردوستانه، تنها هدف مشروع مخاصمات مسلحانه، توقف توان جنگی دشمن و خارج کردن رزمنده از حالت جنگ و ادامه کارزار است، اما استفاده از روش ها و ابزار جنگی نامتعارف و کاربرد سلاح های ممنوعه و غیرانسانی، حتی از منظر اصل ضرورت نظامی، غیرقابل توجیه می باشد. عدم وضوح در معنای این اصل و تبیین نشدن حدود و ثغور «ضرورت نظامی»، موجب بروز و ظهور چالش ها و آسیب های فراوان در عرصه مخاصمات بین المللی و نیز مخاصمات داخلی شده است. ضرورت نظامی یک نیاز اضطراری، اجتناب ناپذیر و بدون فوت وقت برای اتخاذ اقداماتی است که از سوی یک فرمانده برای آنکه دشمن را به سریع ترین شکل ممکن به وسیله ابزار و ادوات قانونی و کنترل شده وادار به تسلیم و توقف کند، صورت می گیرد. مع ذلک این مقاله در پی یافتن ماهیت و حدود اصل ضرورت نظامی در حقوق بشردوستانه بین المللی و جایگاه این اصل با توجه به وسایل و روش های منع شده در حقوق مخاصمات مسلحانه با بررسی موردی جنگ عراق علیه ایران می باشد.

    کلیدواژگان: اصل ضرورت نظامی، روش ها و وسایل منع شده، جنگ عراق علیه ایران، تاسیسات هسته ای و حیاتی، حملات شیمیایی، محیط زیست
  • هادی کیخائی راد*، حسن محقق، بهروز بزی صفحات 89-118

    جنگ تحمیلی در 31 شهریور سال 1359 به رهبری صدام، به منظور ایجاد رعب و وحشت و گرفتن تلفات انسانی و تلاش برای اشغال خوزستان در جهت پیشبرد یک هدف سیاسی و نظامی طراحی شده بود؛ از همین رو رژیم بعث عراق با حمایت و هدایت دول غربی برای مقابله با شکوفایی انقلاب اسلامی با راه اندازی جنگ تحمیلی و بهره گیری از موقعیت خاص ژیوپلیتیکی ایران تلاش نمود تا با هجوم سراسری به مرزهای جغرافیایی ایران به هر شکل ممکن با این انقلاب مقابله کرده و از قدرت آن بکاهد. سوال اصلی این پژوهش این است که متغیرهای جغرافیایی دو کشور ایران و عراق چه نقشی در جنگ تحمیلی ایفا نموده است؟ هدف پژوهش، بررسی متغیرهای جغرافیایی و میزان اثرگذاری آن در فرجام عملیات های نظامی می باشد. این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و دستاورد اصلی آن این است که: رژیم بعثی صدام با توجه به خلا ژیوپلیتیکی و عدم دسترسی به آب های آزاد و با عنایت به شرایط اقلیمی ناهموار و سخت در جوار مرزهای ایران با حمایت آشکار و نهان دولت های غربی و همسایه، درصدد اشغال نظامی ایران برآمد که با هدایت حضرت امام خمینی و ایستادگی مردم و ایدیولوژی انقلابی و اسلامی مردم ایران در دستیابی به اهداف شوم خود ناکام شد و اینگونه حاکمیت و مرزهای جغرافیایی ایران در پایان جنگ از دستبرد و چپاول غارتگران محفوظ ماند.

    کلیدواژگان: امنیت، ایران، عراق، جنگ تحمیلی، متغیر جغرافیایی
  • عابد اسکندری* صفحات 119-166

    استفاده از سلاح های شیمیایی به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای بازدارندگی، مقابله و نیز اهرم فشار در دست رژیم بعث عراق علیه ایران در طول جنگ هشت ساله این دو کشور بوده است. در این مقاله برای پاسخ به این سوال که «میزان کاربرد سلاح های شیمیایی در جنگ تحمیلی علیه ایران، چگونه بوده است؟» با مطالعه اسناد و کتب برجای مانده از دوران دفاع مقدس و با جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای کوشیده شده است تا توان تسلیحات شیمیایی کشور عراق در دوران دفاع مقدس، میزان تلفات شیمیایی ناشی از حملات شیمیایی حزب بعث علیه مردم ایران، نقش حقوق و مجامع بین المللی در کاهش و یا مقابله با این ترفند دشمن و نهایتا آمار تلفات مردم ایران در عملیات های مختلف جنگ و بمباران های شیمیایی شهرها و روستاها مورد بررسی قرار گیرد.حکومت عراق علیرغم حمایت های بین المللی و توان تسلیحاتی برتر، بدلیل مقاومت مردم و رزمندگان ایرانی در رسیدن به اهداف اصلی خود ناکام ماند. از این رو با کمک گرفتن از کشورهای غربی، استخدام دانشمندان متخصص و صرف هزینه های گزاف برای ساخت کارخانه های ساخت مواد شیمیایی، به یکی از پلیدترین ترفندهای بازدارندگی در مقابله با توان نظامی حملات ایرانی ها دست زد. دولت بعث عراق از مهر ماه 1359 تا شهریور ماه 1367 بیش از 582 بار حمله ی شیمیایی آزمایشی، محدود، گسترده ی حجیم و فوق گسترده بر علیه رزمندگان و غیرنظامیان ایرانی انجام داد که نتیجه ی این حملات شهادت بیش از 10 هزار نفر، مصدومیت شدید و نیازمند مداومت درمان حدود 100 هزار نفر و مصدومیت خفیف قریب به 250 هزار نفر بوده است.

    کلیدواژگان: جنگ ایران و عراق، سلاح شیمیایی، جنگ تحمیلی، جنگ افزار شیمیایی، صدام حسین
  • رضا شاهقلیان قهفرخی* صفحات 167-199

    در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هرگونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزادسازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد. بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. با نظر به عملیات موفقیت آمیز بیت المقدس در سال 1361، می توان هدف از این پژوهش را، بررسی عوامل و زمینه های موثر در پیروزی عملیات بیت المقدس عنوان نمود. با توجه به ماهیت عنوان مقاله و در مسیر پاسخگویی به پرسش اصلی، در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی جهت بررسی موضوع استفاده شده است و از نظر نوع تحقیق در دسته پژوهش های کاربردی قرار دارد. روش و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها نیز به شیوه کتابخانه ای - اسنادی و به شکل فیش برداری و نیز استفاده از منابع اینترنتی و همچنین بررسی مصاحبه با صاحب نظران این حوزه می باشد.با تجزیه و تحلیل پرسش این مقاله که عبارت است از؛ «عوامل و زمینه های موثر در پیروزی عملیات بیت المقدس کدامند؟» می توان پاسخ روشنی برای آن و پرسش های فرعی مرتبط ارایه نمود.بعد از بررسی و تحلیل عملکرد دو سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیز تجزیه و تحلیل طرح ریزی، سازماندهی و هدایت و کنترل در این عملیات، می توان گفت نتایج تحقیق نشانگر آن است که همکاری، هماهنگی و اتحاد بین یگان های این دو سازمان به محوریت و فرماندهی مشترک در قرارگاه کربلاو نیز ریسک فرماندهی، اصل غافل گیری دشمن و سرعت بالای نیروهای عمل کننده باعث شد که چنین عملیات بزرگی با موفقیت، صد در صد به نتایج خود برسد.

    کلیدواژگان: دفاع مقدس، عوامل و زمینه های پیروزی، سپاه پاسداران، ارتش ج.ا.ا، عملیات بیت المقدس
  • حسین غلامی* صفحات 201-218

    به طورکلی جنگ ناهمطراز مفهومی است که چگونگی شکست طرف قوی را از طرف ضعیف توضیح می دهد. برای بررسی شیوه های جنگ ناهمطراز در مقابله با تهدیدات، در این تحقیق به دو حوزه عملیات جنگ درون شهری (چریکی) و جنگ اطلاعات اشاره و مورد بررسی قرار گرفته است. از بین نخبگان نظامی کشور که آگاهی مناسبی از جنگ ناهمطراز داشته اند، تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و پرسشنامه ای مناسب در اختیار آنان قرار گرفت. نتایج به دست آمده با استفاده از روش های آمار توصیفی مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت. این تحقیق ضمن دستیابی به مولفه های جنگ ناهمطراز تلاش دارد، با تعیین میزان تاثیر شاخص هایی که سردار شهید حاج حسین همدانی در جنگ ناهمطراز جهت کارایی مولفه ها در مقابل تهدیدات نظامی به دست آورده است، را با استفاده از پرسشنامه و انجام مصاحبه مشخص کند.

    کلیدواژگان: جنگ ناهمطراز، جنگ درون شهری (چریکی)، جنگ اطلاعات، سردار شهید حاج حسین همدانی
|
  • MohammadReza Rashidi Al Hashem, Yasser Feizollahi * Pages 1-37

    The purpose of the present study is to analyze quantitatively the attention to the concepts and values ​​of sacred defense in secondary school humanities textbooks in high school in the scholastic year of 96-97.  The statistical population of the study includes all of humanities textbooks. The research method is quantitative content analysis. The results show that most of the articles on the subject of sacred defense have been found in the provincial books (31 provinces).  After that, in the book of defense preparation, the subject of sacred defense has been more mentioned and also its subjects and values has been mentioned ​​in Persian and Persian literature books. But, in the books of philosophy, logic, teachings of divine religions and ethics of religious for the minorities of religious, mathematic and statistic, human beings and environmental studying and also in the book of entrepreneurship and production workshops, there is no mention of sacred defense. At the end there are presented some suggestions.

    Keywords: Quantitative Content Analysis, Textbooks, Sacred Defense, Humanities Sciences
  • Alireza Norouzi, Hesam Didghah * Pages 39-88

    The international armed forces and humanitarian law (a branch of international law) has not allowed to the both parties of the conflict to resort to any weapons or warfare to advance its war goals and programs.  From the very beginning of this law in the modern age, it has sought to forbid the rival forces to use the weapons and methods that cause pain, suffering and inflicting unnecessary damages in order to minimize the suffering and the other effects of war. The question is that: can military necessities justify the use of the prohibited devices and unauthorized methods in the war campaign scene? From the humanitarian perspective, the only legitimate aim of armed hostilities is to stop the enemy's combat power and to bring the combatant out of the war and continue the campaign. But, the use of inappropriate combat methods and tools and the use of banned and inhumane weapons, even from the perspective of necessity is unjustified.The lack of clarity in the meaning of this principle and the lack of clarification of the limits of "military necessity" have led to numerous challenges and harms in the field of international and domestic hostilities. Military necessity is an urgent, unavoidable need to be taken by a commander to promptly surrender and stop an enemy by using legal and controlled means and equipment.  However, this article seeks to find out the nature and scope of military necessity in international humanitarian law and its position by attending to the prohibited means and methods in the law of armed conflict by examining the case of the Iraq war against Iran.

    Keywords: Military necessity principle, Prohibited methods, means, Iraq war against Iran, installations of nuclear, vital facilities, Chemical attacks, Ecology of Environment
  • Hadi Kikhaei Rad *, Hassan Mohaghegh, Behrouz Bazzi Pages 89-118

    The imposed war of September 1980, which was led by Saddam has been designed to intimidate and inflict human casualties and to try to occupy Khuzestan in order to advance a political and military objective. Hence; the Iraqi Ba'athist regime with the support and guidance of Western governments in order to counter the rise of the Islamic Revolution by launching an imposed war and taking advantage of Iran's specific geopolitical position, tried to counteract and reduce its power by any possible invasion of Iran's geographical borders. The main question of this study is: what role did the geographical variables of the two countries of Iran and Iraq play in the imposed war?The purpose of this study is to investigate the geographical variables and their impact on the outcome of military operations. This study is a descriptive-analytical one and its main achievement is that: Saddam's Ba'athist regime because of the geopolitical vacuum and the lack of access to free waters and due to its harsh climatic conditions at the near of Iranian borders, with open and clandestine support of Western and neighboring governments attempted to occupy Iran which failed to achieve its own sinister goals under the leadership of Imam Khomeini and the resistance of Iranian people and their revolutionary and Islamic ideology. Thus, at the end of the war, the sovereignty and geographical boundaries of Iran has been saved from the loot and plunder of plunderers.

    Keywords: Security, Iran, Iraq, Imposed War, Geographic Variables
  • Aabed Eskandari * Pages 119-166

    The use of chemical weapons as one of the most effective means of deterrence, countermeasure and leverage of pressure by the Iraqi Ba'ath regime against Iran during the eight-year war between the two countries has been as Iraqi Ba'ath regime wish. In this article, to answer the question, "How was the use of chemical weapons in the imposed war against Iran?"  By studying the documents and books left over from the sacred defense period and by collecting data from libraries, we have tried to quantify Iraq's chemical weapons capability during the sacred defense, the chemical casualties of the Ba'ath Party's chemical attacks on the Iranian people and to exam the role of international comities and orders in reducing or countering this trick of enemy and ultimately the casualties of the Iranian people in various war operations and chemical bombing of cities and villages by Iraqi regime.As the Iraqi government, despite international support and superior weapons capability, failed to meet its objectives because of the resistance of the Iranian people and warriors, it undertook one of the most vicious deterrence tricks in the face of the Iranian military attacks might with the help of Western countries by recruiting of specialist scientists and involving the enormous costs to building chemical plants. The Iraqi Ba'ath government has carried out more than 582 times of experimental, limited, massive and extremely extensive chemical attacks on Iranian warriors and civilians since Mehr of 1359 (September 1980) to Shahrivar of 1367 (September 1988), which resulted in the deaths of more than 10,000, severe injuries and in need of sustained treatment about 100,000 and the mild injury about 250,000 people.

    Keywords: Iran-Iraq war, Imposed War, Chemical Weapons, Saddam Hussein
  • Reza Shahgholian Ghahfarkhi * Pages 167-199

    While the occupation of Khorramshahr by Iraq was considered as the last and most important winner in forcing Iran to take part in any peace talks, its releasement could have been a symbol of the Islamic Republic's political will to the invade regime and prove the Islamic Republic of Iran’s military superiority.  Accordingly, as the western Karoun public area was the last major area still occupied by Iraq, on the one hand, Iranian military commanders agreed to operate in this area, and on the other hand, Iraq considered definitive that Iran will have operation to release Khorramshahr after the operation of Fath al-Mubin. So, because of the importance of Basra and its position in defending, Iraq believed in the need to preserve the area.  Regarding the successful operation of Bait al Moghaddas in 1361, we can say that the purpose of this study is: to investigate the factors and contexts affecting the success of Bait al Moghaddas operation.  Due to the nature of the article title and in the way of answering the main question, in this research, a descriptive-analytical method has been used. In terms of the type of research, it is classified as an applied research. The method and tools for collecting information and data are also the library-documentary method, the form of a receipt, as well as the use of internet resources and the interviews with experts in this field. By analyzing the question of this article which is: "What are the factors and contexts that contribute to the success of Operation Bait al Moghaddas?" we can provide a clear answer to it and the related sub questions.After analyzing the performance of the two Islamic Revolutionary Guard Corps and the Islamic Republic of Iran Army and analyzing the planning, organizing, and the control of this operation, the results show that the cooperation, correlation and unity between the two units with the organization's joint focus and command at Camp of Karbala, as well as the risk of command, attacking unawares and the high speed of the operating forces, led to such a successful operation with its complete outcomes.

    Keywords: Sacred Defense, Factors, contexts of Victory, Guards Corps, Army of the Islamic Republic of Iran, Operation of Bait al Moghaddas
  • Hussein Gholami * Pages 201-218

    In general, the asymmetric war is the concept that explains the way on which the weak side of a war can defeat the strong side. In order to investigate the methods of asymmetric warfare to confront with threats, in this study, tow areas of inter-urban (guerrilla) operations and information warfare are discussed. Among the military experts of the Country, 30 people has been selected by random cluster sampling and which has provided with a suitable questionnaire. The results have been gained by using descriptive statistics through the statistically analyzing method. This research by gaining the components of asymmetric war, aims to identify the components of this kind of wars by which have been extended and achieved by the Commander in Chief Martyr Hussein Hamedani to confront with threats by using a questionnaire and interviews.

    Keywords: Asymmetric war, Inter-urban (Guerrilla) Operation, Information warfare, the Commander in Chief Martyr Hussein Hamedani