فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 3 (پیاپی 98، خرداد 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرزانه تفویضی *، مهدیه قیاثی، نسیم خیاتی رودباری صفحات 184-197
    زمینه و هدف
    بهره گیری از تکنیک مهندسی بافت و طراحی ساختارهایی مشابه بافت های آسیب دیده نیازمند به کارگیری ابزارهایی نظیر داربست سلولی، سلول ها و ملکول های فعال زیستی در شرایط آزمایشگاهی است که در این میان، کشت سلول های مناسب با قابلیت توانایی تقسیم و تمایز در داربست های سلولی طبیعی که فاقد ویژگی هایی نظیر ایمنی زایی و تومورزایی باشند، اهمیت دارد. بافت چربی به دلیل دارا بودن سلول های بنیادی مزانشیمی و نیز سهولت دسترسی به آن در پی انجام لیپوساکشن توجه محققان را به خود جلب کرده است. هدف از این تحقیق بررسی قابلیت تکثیر و زنده ماندن سلول های بنیادی مشتق از چربی در دو داربست طبیعی فیبرین گلو و آگارز بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، شناسایی و جداسازی سلول های بنیادی مزانشیمی از بافت حاصل از لیپوساکشن انجام شد. نمونه های بافت چربی حاصل از لیپوساکشن پس از شستشو با PBS و سرم فیزیولوژی تحت اثر هضم آنزیمی به وسیله آنزیم کلاژنازI قرار گرفتند و سلول های بنیادی مزانشیمی از آن ها جداسازی گردید. سلول های حاصل در محیط کشت RPMI حاوی آنتی بیوتیک کشت شدند. سپس بررسی بیان مارکرهای ویژه سطح سلولی از جمله CD34، CD44، CD90 و CD105 جهت تایید سلول های مزانشیمی به وسیله فلوسایتومتری انجام شد. پس از آماده سازی دو داربست آگارز و فیبرین گلو، قابلیت زنده بودن و تکثیر سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی در دو داربست فوق در زمان های 24، 48 و 72 ساعت، با آزمون MTT و روش الایزا بررسی گردیدند. داده ها با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از کشت سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر روی داربست های آگارز و فیبرین گلو نشان داد که درصد زیستایی سلول ها در داربست فیبرین گلو و آگارز به ترتیب 22/68 و 75/89 درصد در زمان 24 ساعت، 04/64 و 97/66 درصد در زمان 48 ساعت و 87/222 و 68/1089 درصد در زمان 72 ساعت نسبت به گروه کنترل بود. تکثیر و بقای سلولی بیشتری در داربست سنتزی آگارز در مقایسه با داربست فیبرین گلو در کشت 72 ساعته، مشاهده شد. قابلیت زنده ماندن سلول ها بر روی داربست آگارز به طور معنی داری افزایش نشان داد 05/0p<.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که داربست آگارز به علت داشتن تخلل و پایداری بیشتر نسبت به داربست فیبرین گلو، چسبندگی بهتری برای سلول ها ایجاد می کند و در فرآیند تکثیر سلولی، عملکرد بهتری را نسبت به داربست فیبرین گلو ارایه می دهد..
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی، داربست آگارز، داربست فیبرین گلو، تست MTT
  • زمان ارجمند، زیور صالحی *، فرهاد مشایخی، سمیرا مرزبند صفحات 198-209
    زمینه و هدف
    سرطان معده یکی از شایع ترین بدخیمی ها می باشد و تشخیص زود هنگام می تواند در روش درمان موثر باشد. ناپایداری ژنومی و در نتیجه بروز تغییرات ژنی یک مرحله مولکولی و پاتوژنیک قاطع می باشد که در اوایل روند سرطان زایی معده رخ می دهد. ژن XRCC1 یکی از مهم ترین ژن های ترمیم DNA می باشد. پروتئین XRCC1 نقش اساسی در مسیر ترمیم DNA با برداشت باز ایفا می کند. پلی مورفیسم های ژن XRCC1 توانایی ترمیم DNA را تحت تاثیر قرار داده و با استعداد ژنتیکی به سرطان مرتبط هستند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلی مورفیسم C26304T ژن XRCC1 با خطر ابتلا به سرطان معده بود.
    روش بررسی
    در مطالعه مورد شاهدی حاضر، DNA ژنومی از 110 بیمار مبتلا به سرطان معده و 116 فرد سالم استخراج شد. دو گروه از نظر سن، جنس و نژاد مطابقت داشتند. جهت تعیین فراوانی آلل ها و ژنوتیپ های پلی مورفیسم C26304T ژن XRCC1، از تکنیک واکنش زنجیره ای پلی مراز و هضم آنزیمی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    فراوانی آلل های C و T در بیماران به ترتیب 88/0 و 11/0 و در افراد سالم 94/0 و 06/0 بود (05/0p>). توزیع ژنوتیپ های CC، CT و TT در بین افراد بیمار، به ترتیب 2/78، 20 و 8/1 درصد بود. در بین گروه شاهد نیز، توزیع ژنوتیپ های CC، CT و TT به ترتیب 8/88، 3/10 و 9/0 درصد بود. از نظر فراوانی ژنوتیپی بین بیماران و افراد شاهد اختلاف معنی دار مشاهده گردید. ژنوتیپ CT به طور معنی دار با افزایش خطر سرطان معده مرتبط بود (042/0=p). علاوه بر این توزیع ژنوتیپ CT+TT بین بیماران و افراد سالم متفاوت بود(033/0=p).
    نتیجه گیری
    غربالگری پلی مورفیسم ژن XRCC1 می تواند به عنوان یک نشانگر مفید در تعیین حساسیت فردی به سرطان معده و کمک به راهکارهای پیشگیری و درمانی در افراد مستعد مورد استفاده قرار گیرد. تایید قطعی این امر نیازمند تکرار مطالعات مشابه با جمعیت های بزرگتر می باشد.
    کلیدواژگان: سرطان معده، XRCC1، پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی، ترمیم DNA
  • حسن باقری نیا *، محمد یمینی، لیلا جوادی علمی، طیبه نورادی صفحات 210-219
    زمینه و هدف
    اختلال افسردگی اساسی یکی از اختلالات روانی شایع است که نحوه تنطیم شناختی هیجان در رشد یا کاهش علایم این اختلال تاثیر می گذارد. از آنجا که تنظیم شناختی هیجان در برخورد کارآمد با مشکلات زندگی نقش مهمی را ایفا می کند، اختلال در آن موجب آشفتگی های هیجانی از جمله افسردگی اساسی می شود. هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر حضور ذهن بر بهبود تنظیم شناختی هیجان در اختلال افسردگی اساسی است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی و به صورت پیش آزمون پس آزمون با دو گروه است. سی نفر از افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در مرکز بهداشت و مشاوره مجتمع آموزش عالی اسفراین به طور تصادفی انتخاب شدند و به دو گروه 15 نفری اختصاص یافتند و هر گروه طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری و مبتنی بر حضور ذهن قرار گرفتند و با استفاده از مصاحبه تشخیصی بالینی و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و لگرستیمورد مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بین روش درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر حضور ذهن از نظر تاثیر بر بهبود تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنی داری وجود دارد، نتایج آزمون تی و مقایسه میانگین های نمره تفاوت بین پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که روش درمان مبتنی بر حضور ذهن در بهبود تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به افسردگی اساسی، موثرتر از روش درمان شناختی رفتاری است(85/2-=t، 008/0=p).
    نتیجه گیری
    روش های درمانی شناختی رفتاری و مبتنی بر حضور ذهن بر بهبود تنظیم شناختی هیجان موثرند که روش مبتنی بر حضور ذهن به این دلیل که توجه به احساسات فعلی و پرهیز از قضاوت در مورد خود را مورد تاکید قرار می دهد، می تواند در استفاده از راهکارهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان به وسیله بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، موثرتر از روش شناختی رفتاری واقع شود.
    کلیدواژگان: شناختی، رفتاری، حضور ذهن، هیجان، افسردگی
  • بهاره نوری علویچه، رضا محمودی، حسن، ارسلان، محمد امین ناظر مظفری، محمد فرارویی، زهرا رضایی، محسن نیک سرشت * صفحات 220-229
    زمینه و هدف
    سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان در سراسر جهان و یکی از عوامل تهدید کننده سلامت زنان است. لپتین هورمونی گلیکوپروتئینی است با وزن 16 کیلودالتون که عمدتا از بافت چربی ترشح می شود. این هورمون به رسپتورهای خود در هیپوتالاموس متصل شده و نقش کلیدی در تنظیم متابولیسم دارد. اخیرا مشخص شده است، لپتین و رسپتور آن در فرآیندهای شروع وپیشرفت سرطان پستان نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط لپتین با شاخص های پاتولوژیک در بیماران به سرطان پستان بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی 45 زن مبتلا به سرطان پستان وارد مطالعه شدند. سطح سرمی لپتین در این افراد با روش الایزا اندازه گیری شد. اطلاعات پاتولوژیک مانند مرحله سرطان و وضعیت گیرندهای استروژنی (ER)، گیرنده های پروژسترونی(PR) و HER2 در این بیماران مشخص گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری تی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بیمارانی که در مرحله یک و دو سرطان قرار دارند، میانگین سطح سرمی لپتین(22/21±18/34 نانوگرم در میلی لیتر) و بیمارانی که در مرحله سه و چهار سرطان قرار دارند، میانگین سطخ سرمی لپتین (93/21±21/32 نانوگرم در میلی لیتر) بود. هم چنین میانگین سطح سرمی لپتین در بیمارانی که از نظر وضعیت گیرنده های ER، PR و HER2 مثبت بودند به ترتیب (55/23±90/35، 91/23±74/35 و 25/24±02/37نانوگرم در میلی لیتر) و بیمارانی که از نظر وضعیت گیرنده های ER، PR و HER2 منفی بودند، به ترتیب (13/13±64/26، 2/14±17/28 و 9/19±32/31 نانو گرم در میلی لیتر) بود. بین میزان سطح لپتین و مرحله سرطان، وضعیت گیرندهای هورمونی و HER2، از نظر آماری ارتباط معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه بین سطح سرمی لپتین و شاخص های پاتولوژیک در زنان مبتلا به سرطان پستان در شهر یاسوج ارتباطی یافت نشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، لپتین، شاخص های پاتولوژیک
  • جمشید یزدانی چراتی، عذرا اخی، احمدرضا باغستانی، فریده خسروی *، یدالله کاویانی چراتی صفحات 230-242
    زمینه و هدف
    یکی از شایع ترین مشکلات بالینی در میان افراد، بیماری های ندول تیروئید است که با وجود یک یا چند ندول در داخل تیروئید مشخص می شوند و معمولا خوش خیم هستند. می توان گفت کانسر تیروئید شایع ترین کانسر غدد درون ریز در جهان است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل موثر ابتلا به کانسر، در بیماران مبتلا به ندول های تیروئیدی استان مازندران بود که با استفاده از روش های پارامتریک تحلیل بقا انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه مورد نظر از نوع کوهورت تاریخی است. تعداد 26730 پرونده ی بیماران مبتلا به ندول تیروئیدی که از تیرماه1382 تا اسفندماه 1387 به مرکز درمانی مراجعه کردند، مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات تا پایان اسفند ماه 1392 ثبت شده است. برازش مدل های پارامتریک لگ نرمال و لگ لجستیک با در نظر گرفتن پارامتر شکنندگی و بدون آن، انجام و هم چنین معیار مقایسه مدل ها، معیار آکائیک بوده است. کلیه ی محاسبه ها با نرم افزارهای SPSS و Stata صورت پذیرفته و سطح معنی داری در مطالعه 05/0 p<در نظر گرفته شده است.
    یافته ها
    میانگین مدت زمان تبدیل ندول های تیروئیدی به کانسر در بیماران به ترتیب32/29 ماه به دست آمده است. با استفاده از روش کاپلان مایر، میزان بقای یک ساله، پنج ساله و ده ساله زمان تبدیل ندول به کانسر به ترتیب برابر با6/94، 6/88 و 1/83 درصد محاسبه شده است. با توجه به آزمون لگاریتم رتبه ای متغیرهای سن(03/0=p)، کم کار بودن تیروئید(01/0=p)، دوطرفه بودن ندول(001/0p<)، داشتن گواتر مولتی ندولر(001/0p<)، هورمون TSH (001/0p<)، هورمون T4 (005/0=p)، کلسترول (03/0=p)، کراتئین (001/0=p) معنی دار به دست آمده اند. بر اساس معیار آکائیک، مدل لگ نرمال با در نظر گرفتن پارامتر شکنندگی بهترین برازش به داده ها را دارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس برازش مدل لگ نرمال با شکنندگی، می توان گفت: بیماران ندول تیروئیدی که هورمون TSH آن ها غیرنرمال بوده است، 55/6 برابر بیمارانی که هورمون TSH آنان نرمال بوده است، خطر ابتلا به کانسر تیروئید را دارند. هم چنین بر اساس این مدل، بیمارانی که دارای تپش قلب بودند، 52/5 برابر بیمارانی که تپش قلب نداشتند، خطر ابتلا به این کانسر را دارا هستند.
    کلیدواژگان: تحلیل بقا، شکنندگی، لگ نرمال، ندول تیروئیدی
  • محمد بهنام مقدم، علی عبدالهی، مرضیه رستمی نژاد، تهمینه صالحیان، عزیز بهنام مقدم * صفحات 243-252
    زمینه و هدف
    سبک یادگیری یکی از عوامل موثر بر یادگیری می باشد. اطلاع از سبک های یادگیری دانشجویان می تواند به ارایه تدریس متناسب با سبک فردی آنها کمک کند. هدف از مطالعه حاضر تعیین سبک های یادگیری دانشجویان پرستاری و مامایی یاسوج بر اساس الگوی وارک در سال 1392 بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی تحلیلی می باشد که با شرکت 140 دانشجوی پرستاری و مامایی و فوریت های پزشکی دانشکده پرستاری و مامایی یاسوج در سال تحصیلی 13921391 انجام شد. نمونه گیری به روش سرشماری و گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه سبک های یادگیری وارک بود. داداه ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی تی مستقل، کای دو و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین سنی دانشجویان 34/1± 68/20 بود. از مجموع 140 دانشجو، 98 نفر (70 درصد) فقط یک نوع سبک یادگیری را برگزیده بودند و تنها 42 نفر از آنها (30درصد) سبک یادگیری ترکیبی را ترجیح داده بودند. در بین سبک های یادگیری تکی، سبک خواندنی نوشتنی سبک غالب در بین دانشجویان بود، که 43 درصد دانشجویان آن را انتخاب کرده بودند و فراوان ترین شیوه یادگیری چند سبکی در بین دانشجویان، روش دو سبکی(15درصد) بود.
    نتیجه گیری
    سبک یادگیری غالب دانشجویان، سبک یادگیری تکی بود. شناسایی سبک های غالب یادگیری دانشجویان و انطباق آن با روش های تدریس اساتید و تدوین طرح درس ها بر اساس سبک های یادگیری می تواند اهداف آموزشی را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: سبک های یادگیری، وارک، دانشجویان، آموزش
  • سیده فاطمه افراز، محبوبه احمدی *، فیروزه ساجدی، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 253-263
    زمینه و هدف
    تاخیر تکامل کودکان یکی ازمعضلات جهانی سلامت در کشورهای درحال توسعه وحتی در کشورهای پیشرفته محسوب می شود. این موضوع تاثیرات عظیمی بر سلامت کودکان و در نهایت بر جامعه درمقیاس وسیع تر می گذارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی وضعیت تکاملی کودکان 24-4 ماهه مادران نوجوان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی یاسوج در سال1392 بود.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی به روش توصیفی تحلیلی بر روی 200 مادر زیر 19 سال دارای کودک24-4 ماهه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1392 که به روش چند مرحله ای انتخاب شدند، انجام گردید. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه جمعیت شناختی، مامایی و پرسشنامه سنین و مراحل رشد کودکان24-4 ماه بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده ازآزمون های آماری کای دو و تی مستقل انجام گرفت.
    یافته
    میانگین سنی مادران هنگام بارداری 22/1±64/16سال در محدوده سنی 12 تا18 سال بود. شیوع تاخیر تکاملی در کودکان244 ماهه 7 درصد گزارش شد. بیشترین تاخیر تکاملی در حیطه حرکات درشت و کمترین در حیطه شخصی اجتماعی مشاهده شد. در این مطالعه تفاوت معنی داری در وزن هنگام تولد کودکان دو گروه وجود داشت به طوری که وزن هنگام تولد کودکان با تاخیر تکاملی به طور معنی داری کمتر از کودکان با تکامل طبیعی بود(027/0=p).
    نتیجه گیری
    حاملگی در سن زیر 19سال ازعوامل خطرساز اختلال تکاملی کودکان است که با اجرای راهکارهای مناسب وآموزش جهت کاهش حاملگی در این طیف سنی پرخطر، می توان از اختلالات تکاملی و پیامدهای مضرآن پیشگیری نمود.
    کلیدواژگان: وضعیت تکاملی، کودکان، مادران نوجوان
  • شهلا نجفی دولت آباد، اورنگ ایلامی، مرتضی عسکری، مهین روزی طلب، مرضیه حسینی * صفحات 264-272
    مقدمه و هدف
    اشتباه دارویی به عنوان کاربرد یا استفاده نامناسب دارو که قابل پیشگیری است تعریف شده است. هدف از این مطالعه بررسی تعیین میزان هم خوانی در ثبت اطلاعات دارویی بین کاردکس و کارت های دارویی با پرونده، در بیمارستان های آموزشی شهر یاسوج بود.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1391 در بیمارستان های آموزشی شهر یاسوج انجام شده است. روش نمونه گیری از نوع نمونه در دسترس بود. تعداد 400 مورد از پرونده های بیماران انتخاب و دستورات دارویی آنها با دستورات دارویی ثبت شده در کاردکس و کارت های دارویی تطبیق داده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و به کمک آزمون های توصیفی انجام شده است.
    یافته ها
    در 400 پرونده مورد بررسی، 1670 مورد تجویز دارو وجود داشته است و مجموع خطاهای موجود در کاردکس و کارت های دارویی 337 مورد بوده است. بالاترین درصد عدم هم خوانی مشخصات دارویی در کاردکس و کارت های دارویی با پرونده ها مربوط به ثبت روش تجویز دارو بوده که به ترتیب 41 درصد و 2/43 درصد برآورد شده است. ثبت 5 درصد از داروهای تجویز شده، در کاردکس و 4/23 درصد در کارت دارویی انجام نشده بود. از داروهایی که در پرونده حذف شده بود، 1 درصد آنها در کاردکس و5/2 درصد آنها در کارت دارویی حذف نشده بود.
    نتیجه گیری
    موارد نسبتا زیادی از عدم مطابقت مشخصات دارویی بین کاردکس و کارت با پرونده بیماران وجود دارد که لازم است علت یابی شده، هم چنین روش های نوین ثبت دستورات دارویی در بیمارستان ها اجرا شود.
    کلیدواژگان: اشتباه، دارو، پرستار، عوارض دارویی، خطای دارویی
|
  • Farzaneh Tafvizi *, Mahdieh Ghiasi, Nasim Hayati Roodbari Pages 184-197
    Background and Aim
    Utilizing tissue engineering techniques and designing similar structures of the damaged tissues require the use of tools such as scaffolds، cells، and bioactive molecules in vitro. Meanwhile، appropriate cell cultures with the ability to divide and differentiate on the natural scaffolds lacking features like immunogenicity and tumorgenesis is particularly important. Adipose tissue has attracted researchers’ attention due to its abundance of mesenchymal stem cells and its availability through a liposuction. The purpose of the present study was to investigate the reproducibility and viability of the adipose-derived stem cells on natural scaffolds of fibrin glue and agarose.
    Methods
    In the present experimental study، the isolation and identification of the mesenchymal stem cells was performed on tissue obtained from liposuction. The tissues were extensively washed with PBS and were digested with collagenase I، then the mesenchymal stem cells were isolated. The cells were cultured in RPMI medium supplemented with antibiotic. Subsequently، the expression of cell surface markers including CD34، CD44، CD90، and CD105 were analyzed by flow cytometry to confirm the mesenchymal cells. After preparing fibrin glue and agarose scaffolds، the viability and proliferation of the adipose tissue-derived mesenchymal stem cells were examined at the period of 24، 48، and 72 hours by MTT and ELISA assays. The obtained results were analyzed by SPSS ver. 19.
    Results
    The results of adipose tissue-derived mesenchymal stem cells culture on the fibrin glue and agarose scaffolds indicated that cell viability on fibrin glue and agarose scaffold were 68. 22% and 89. 75% in 24 hrs، 64. 04% and 66. 97% in 48 hours، 222. 87% and 1089. 68% in 72 hours respectively. Significant proliferation and viability cells on a synthesized agarose scaffold were seen compared to the fibrin glue scaffold after 72 hrs. The viability of the cells significantly increased on the agarose scaffold.
    Conclusion
    Due to stability and permeability of scaffolding agarose، it seems that scaffolding agarose created better adhesion of cells in the performance of cell proliferation process compared with fibrin glue scaffold
    Keywords: Adipose, derived mesenchymal stem cells, Agarose scaffold, Fibrin glue scaffold, MTT assay
  • Zaman Arjmand, Zivar Salehi *, Farhad Mashayekhi, Samira Marzband Pages 198-209
    Background and Aim
    Gastric cancer is one of the most common malignancies and its early diagnosis can be effective in their treatment. Loss of genomic stability and the resulting gene alterations appears to be a crucial molecular and pathogenic step that occurs early in the gastric carcinogenesis process. X-ray repair cross-complementing gene 1 (XRCC1) is one of the most important DNA repair genes. The XRCC1 protein plays an essential role in base excision repair. Coding polymorphisms of the XRCC1 gene have been shown to affect the DNA repair capacity and to be associated with genetic susceptibility to carcinogenesis. The aim of this study was to investigate the association of XRCC1 C26304T gene polymorphism with the risk of gastric cancer.
    Methods
    In the present case-control study، genomic DNA was extracted from 110 cases with gastric cancer and 116 normal subjects as control group. Two groups had similar age، sex and ethnic background. The Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) method was used for detection the genotype and allele frequencies of XRCC1 single nucleotide polymorphism in each subject. Data were analyzed using the MedCalc)V. 12. 1 (software and Chi-square test and P<0. 05 was considered significant.
    Results
    C and T allele frequency in patients 0. 88، 0. 11 and in healthy subjects were 0. 94، 0. 06 respectively (p>0. 05). The C and T allele frequencies in cases were 0. 88 and 0. 11، respectively and 0. 94 and 0. 06 in healthy individuals (p>0. 05). The distribution of CC، CT and TT genotypes among cancer cases were 78. 2%، 20%، 1. 8%،and In the control group were 88. 8%، 10. 3%، and 0. 9% respectively. The genotype frequencies were significantly different in the cases and controls. The CT genotype was significantly associated with an increased risk of gastric cancer (p= 0. 042). In addition، the distribution of the CT+TT genotype was different between case and control subjects (p= 0. 033).
    Conclusions
    Results revealed that the Screening of XRCC1 gene polymorphism could be a marker in personal sensitivity to gastric cancer and useful in cancer treatment and prevention process. Confirmation of this finding needs to be repeated with similar studies in larger population.
    Keywords: Gastric cancer, XRCC1, Single Nucleotide Polymorphism, DNA Repair
  • H. Bagherinia *, M. Yamini, L. Javadielmi, T. Nooradi Pages 210-219
    Background and Aim
    Major depression disorder is one of the common mental disorders that the way of cognitive emotional regulation influences in development or reducing symptoms of this disorder. Since cognitive emotional regulation plays an important role in coping with life problems، this disorder causes emotional disturbances such as major depression. The aim of this study was to compare the efficacy of cognitive behavior therapy and mindfulness-based therapy to improve cognitive emotion regulation in Major depressive disorder
    Methods
    the present experimental study was conducted using a pretest- posttest approach with two groups. 30 participants with major depression disorder in Sfarayen counseling and higher education centers were randomly selected and divided in two groups of 15. Each group was under cognitive-behavior and based on mindfulness treatment during 8 sessions، each 90 minutes. They were analyzed using clinical diagnostic interview and cognitive emotional regulation questionnaire. Independent t-test was used for data analysis.
    Results
    t-test results and comparison of differences between pretest and posttest scores indicated that mindfulness-based therapy in improving cognitive emotion regulation in patients with major depression was more effective than cognitive-behavioral therapy (t= -2/85، p=0/008).
    Conclusion
    The cognitive behavioral and based on mindfulness treatment were effective in cognitive emotional regulation improvement، since treatment of based on mindfulness puts emphasis on current feelings and avoidance of self-judgment، and can also be more effective than cognitive behavioral method in using adaptive strategies of cognitive emotional regulation by patients with major depression
    Keywords: Cognitive, Behavioral, Mindfulness, Emotion, Depression
  • Noori Alavicheh, R. Mahmoudih., A, Ma Nazer Mozaffari, M. Fararooei, Z. Rezaei, M. Nikseresht * Pages 220-229
    Background and Aim
    Breast cancer is the most common cancer among women and one of the factors threatening the health of women worldwide. Leptin is a 16 kD glycoprotein hormone produced predominantly by white adipose tissue. Leptin binds to receptors in the hypothalamus and plays a key role in regulation of metabolism. Both leptin and leptin receptor have recently been implicated in processes and progress leading to breast cancer initiation. The aim of this study was to identify if there is association between leptin and pathological indexes in patients with breast cancer
    Methods
    45women with breast cancer were enrolled. Serum leptin levels of patients were measured by the ELISA method. Pathological information such as stage of the breast cancer، Hormonal receptor (ER، PR) and Her2 status in these patients were determined.
    Result
    Results revealed that the patients who were in stage one and two، the mean serum leptin level was (34. 18±21. 22 ng/ml) And patients who were in stage three and four، the mean serum leptin level was (32. 21±21/93 ng/ml). Also the mean serum leptin levels in patients whose receptor status of ER، PR and HER2 positive were (35. 90±23. 55، 35. 74±23. 91and 37. 02±24. 25ng/ml)، respectively. The Patients whose receptor status of ER، PR and HER2 negative were 26. 64±13. 13، 28. 17±14. 26and31. 32±19. 9ng/ml respectively. No significant association was found between leptin leveland stage of the breast cancer، hormonal receptor (ER، PR) and Her2 status in Patients with Breast cancer (p>0. 05).
    Conclusions
    In this study، no association was found between serum leptin level and pathological indices in women with Breast cancer in Yasuj، Iran.
    Keywords: Breast Cancer, Leptin, Pathological Indexes
  • J. Yazdani Charati, O. Akha, Ar Baghestani, F. Khosravi *, Y. Kavyani Charati Pages 230-242
    Background and Aim
    One of the most common clinical problems among individuals is thyroid nodule diseases which are characterized by one or more nodules in the thyroid and are usually benign. It can be said that thyroid cancer is the most common endocrine cancer worldwide. This study aimed to determine the risk factors for cancer in patients with thyroid nodule in Mazandaran province،Iran، using parametric survival analysis.
    Methods
    In the present historical cohort study، 26،730 patients with thyroid nodules who were referred to health care centers from July 2002 to March 2008 were identified. Parametric log-normal and log-logistic models were compared with and without taking frailty into account. The criterion for comparing models was Akaike''s criterion. All calculations were performed with the SPSS software and the significance level was considered 0. 05.
    Results
    The mean time of the conversion of thyroid nodules to cancer in patients was found to be 29. 32 months. Using Kaplan-Meier method، survival rates of one year، five years and ten years of nodule conversion to cancer was calculated 94. 6، 88. 6 and respectively. According to the log rank test age (p=0. 03)، hypothyroidism (p=0. 01)، bilateral nodules (p <0. 001)، a multi-nodular goiter (p <0. 001)، TSH hormone (p <0. 001)، T4 hormones (p = 0. 005)، cholesterol (p = 0. 03)، creatinin levels (p = 0. 001) a significant relationship was seen. Based on the Akaike''s criterion، the lognormal model which takes frailty into account best fits to the data.
    Conclusion
    Based on the log-normal model with frailty، It can be concluded that the thyroid nodule patients with abnormal TSH hormone are 6. 55 times more likely to develop risk of thyroid cancer than patients who had normal TSH hormone overall. This model also indicated that patients who had heart palpitations are 5. 52 times more likely to develop risk of cancer than patients who did not have heart palpitations.
    Keywords: survival analysis, frailty, log normal, thyroid nodules
  • M. Behnam Moghadam, A. Behnam Moghadam, A. Rostaminejad, T. Salehian Pages 243-252
    Background and Aim
    learning style (s) is one of the factors effective learning. Information about students learning styles can aid the presentation of teaching appropriate to their individual style. The purpose of this study was to determine the learning styles of Yasuj nursing and midwifery students based on the VARK model in 2013.
    Methods
    The present research was a descriptive- analytical study which was conducted on 140 students from nursing and midwifery faculty of Yasuj university of Medical Sciences in the academic year of 2013. Sampling was done using census method، and data were collected using demographic information questionnaire followed by questionnaire of learning styles. The data were analyzed using SPSS software version 18، and descriptive- inferential statistics.
    Results
    The mean age of the students was 20. 68±1. 34. Of the total of 140 students، 98 (70%) just selected only one type of the learning styles، whereas، 42 students preferred combination of different styles. Reading-writing style was the prevailing style among single learning style which selected by 43 students but the most frequent style among multi style was double style which was selected only by 15% of the participants.
    Conclusion
    Most of the students had an individual learning style. Identifying the dominant learning style (s) of the students and adjusting them to the teaching methods of lecturers and also developing lesson plans based on learning styles could improve educational objectives.
    Keywords: learning styles, VARK, Students of Nursing, Midwifery, Education
  • Afraz Sf, Ahmadi Mahboobe *, Sajedi Firoozeh Pages 253-263
    Background and Aim
    A developmental delay in children is considered as one of the world''s health problems in developing and developed countries. This has a massive impact on children’s health and eventually has broader scale effect on society. The purpose of this study was to assess the developmental status of children age 4-24 months to teenage mothers referred to health care centers related to Yasuj University of Medical Sciences، Yasuj، Iran، in 2013.
    Methods
    The present cross-sectional study was conducted on 200 mothers less than 19 years of age with children of 4-24 months referred to health centers of Yasuj University of Medical Sciences which were selected by multistage sampling. Data collection was conducted using demographic، midwifery ages and stages questionnaire in children aged 24-4 months. The data were analyzed using descriptive statistics، t-test and chi-square test.
    Results
    The results showed that the mean age of mothers during pregnancy were16. 64±1. 22 years with age range 12 to 18 years. Prevalence of delayed development in 4-24 month children was reported to be 7%. Most developmental delay was observed in gross motor area and the lowest was in the private personal and social domains. In this study، a significant difference was seen in birth weight between two groups of children، so that birth weight of children with developmental delay significantly lowers than children with normal development (P=0. 027).
    Conclusion
    the Pregnancy under the age of 19 years is considered as risk factors for children’s developmental disorder that by the implementation of appropriate education to reduce high-risk pregnancies in this age range can be prevented the developmental disorders and their adverse outcome.
    Keywords: Developmental status, Children, teenage mothers
  • Sh Najafi, O. Ilami, M. Askari, M. Rozi Talab, M. Hosseini * Pages 264-272
    Background and Aim
    Drug misuse is defined as inappropriate administration or usage of drug which can be preventable. The aim of study was to identify the consistency rate of drug record information between cardex and patients medical cards in teaching hospitals of Yasuj، Iran
    Methods
    The present descriptive sectional study was conducted in teaching hospitals of Yasuj in 2012. Case Sampling was convenience sampling. A number of 400 patient’s charts were selected and drug orders were compared with cardex and drug patient’s cards. Statistical analysis was performed by SPSS software and descriptive tests.
    Results
    Of 400 charts، only 1670 charts had drug orders and there were a total 337 of drug errors in cardex and drug cards. The highest rate of inconsistency of drug details was related to entering drug routes into cradex and drug cards that were reported 41% and 43. 2 % respectively. In addition about 5% and 23. 4% of administrated drugs were not recorded in cardex and drug cards. It is also indicated that 1% and 2. 5 % of deleted drug orders in the chart were not deleted in cardex and drug cards.
    Conclusions
    There are relatively large numbers of inconsistency cases of drug details between cardex، drug cards and patient’s charts. It is necessary to clarify the issue، and also performed new methods of drug registration in the hospitals.
    Keywords: Mistake, Medicine, Nurse, Side Effects, Drug Misuse