فهرست مطالب

بهداشت و توسعه - سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهره علی بیگی نژاد، حبیبه احمدی پور *، زهرا امینیان صفحات 259-267
    مقدمه
    خشونت طیف وسیعی از مشکلات جسمی و روانی را ایجاد می کند و می تواند سبب آسیب های جدی و حتی مرگ شود. مطالعه حاضر به بررسی آسیب های ناشی از خشونت بین فردی در افراد ارجاع شده به پزشکی قانونی شهر کرمان در سال های 1390 تا 1392 پرداخت.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی بود . جمعیت آماری افرادی بودند که از شهریورماه 1390 تا شهریور 1392 به دلیل آسیب های ناشی از خشونت های بین فردی به پزشکی قانونی شهر کرمان ارجاع داده شدند. داده های دموگرافیک، نوع خشونت و نوع آسیب در فرم داده ها ثبت شد . داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .
    نتا یج: اکثر افراد (2/62%) مرد با میانگین سنی 77/11±78/31 سال بودند. شایع ترین آسیب (7/51%) کبودی بود. خراشیدگی و ساییدگی (02/0P=)، جراحت (001/0P=) و آسیب های دندانی (006/0P=) در مردان؛ اما کبودی و اظهار تالم بدون آثار ظاهری در زنان (002/0P=) بیشتر بود. بیشترین محل آسیب در ناحیه سر و گردن (6/69 درصد) و کمترین آسیب در ناحیه تناسلی (6/1 درصد) بود. آسیب های قفسه سینه در مردان (008/0P=) و اندام فوقانی در زنان (01/0P=) بیشتر بود.
    بحث و نتیجه گیری
    آسیب های ناشی از خشونت های بین فردی در مردان جوان از شیوع و شدت بیشتری برخوردار بود. با توجه به این که این آسیب ها بار زیادی از نظر اقتصادی و اجتماعی به افراد ، خانواده و جامعه وارد می کنند، ارائه راهکارهای پیشگیرانه در این زمینه باید در برنامه ریزی های بهداشتی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: خشونت، آسیب، بین فردی
  • مریم اخوتی، اعظم بذرافشان، مرتضی زارع *، لیلا عبدالهی، ملیحه سادات بذرافشان، فاطمه زارع صفحات 268-278
    مقدمه
    رشد سریع تولیدات علمی و تعداد محققان در دنیا، سیاست گذاران را به فکر یافتن راه کارهایی برای ارزیابی پژوهشگران واداشت. شاخص های علم سنجی با استفاده از روش های کمی به تحلیل علم در این زمینه می پردازد. هدف از این مطالعه ارزیابی تولیدات علمی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان می باشد.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع پیمایشی- تحلیلی بود. جامعه مورد مطالعه آن شامل برونداد علمی اعضای هیات علمی دانشگاه علو م پزشکی کرمان تا پایان مرداد ماه 1393 می باشد. جمع آوری داده ها با استفاده از چک لیست و روش مشاهده مستقیم در پایگاه استنادی اسکوپوس انجام شد.
    نتا یج: بالاترین میانگین (میانه)، مقالات منتشر شده در دانشکده ها مربوط به داروسازی با (50/20) 66/17 مقاله بود و کمترین میانگین (میانه) مقالات منتشر شده با (0) 08/3 مقاله متعلق به پرستاری بود (0001/0 >P). بالاترین شاخص اچ محاسبه شده در اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان 17 بود و شاخص اچ نزدیک به نیمی از اعضای هیات علمی صفر بود. همبستگی مثبت، قوی و معنی داری بین سن علمی و شاخص اچ مشاهده گردید (8/0 =r و 0001/0 >P). شاخص اچ با مرتبه علمی رابطه مثبت و معنی داری نشان داد (0001/0 >P).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به پژوهش های انجام شده به نظر می رسد اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از نظر تولیدات علمی با کیفیت استاندارد، تفاوت قابل ملاحظه ای با پژوهشگران دیگر دانشگاه های علوم پزشکی ندارند؛ اما هنوز با پژوهشگران بین الملل فاصله زیادی است. سیاست گذاران نیز باید با سیاست گذاری و برنامه های دقیق زمینه رشد علمی را بیش از پیش فراهم نمایند.
    کلیدواژگان: علم سنجی، شاخص اچ، برونداد علمی، دانشگاه علوم پزشکی کرمان، پایگاه اسکوپوس، عضو هیات علمی
  • سمیه رحیمی مقدم، محمود محمدیان، مجتبی امکانی *، نجمه سادات زارعی صفحات 279-289
    مقدمه
    ارگونومی علمی است که به توانایی ها و محدودیت های جسمانی و روانی انسان پرداخته و عدم توجه به این علم منجر به آسیب های جسمانی کارکنان و کاهش کارآیی و بهره وری سازمان ها می گردد. هدف از این مطالعه، بررسی آگاهی از علم ارگونومی و رابطه آن با شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی در فیزیوتراپ های شهر شیراز می باشد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مقطعی-تحلیلی در سال 1394 انجام گرفت. در این پژوهش، کلیه فیزیوتراپ های شاغل در بیمارستان های شهر شیراز شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سنجش آگاهی در مورد ارگونومی بود. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شدند.
    نتا یج: میانگین سن و سابقه کار فیزیوتراپ ها به ترتیب 5/8 ± 06/34 و 45/7 ± 38/9 سال بود. میانگین آگاهی فیزیوتراپ ها از اصول ارگونومی، وضعیت شرایط کاری، میزان آسیب شغلی و مشکلات کاری به ترتیب 50/0±15/3، 52/0±70/2 و 82/0± 80/1 از 5 امتیاز بود. بین آگاهی در زمینه ارگونومی و اختلالات اسکلتی– عضلانی ارتباط معناداری وجود داشت (04/0P=). به ازای هر واحد افزایش آگاهی در زمینه ارگونومی نسبت شانس ابتلا به اختلالات اسکلتی – عضلانی در افراد کاهش می یافت (04/0P=، 995/0 – 086/0 95= CI%، 259/0OR=).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد، افزایش آگاهی در زمینه ارگونومی موجب کاهش اختلالات اسکلتی- عضلانی می شود؛ بنابراین برنامه مدون آموزشی می تواند تاثیر بسزایی در افزایش شناخت وضعیت های درست بدنی در حین انجام کار داشته و به تبع آن اختلالات اسکلتی – عضلانی و آسیب ها و مشکلات شغلی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: آگاهی، علم ارگونومی، فیزیوتراپ، اختلالات اسکلتی - عضلانی
  • محمدحسن یزدانی *، فرامرز منتظر صفحات 290-301
    مقدمه
    بخش بهداشت و درمان از مهم ترین بخش های مدیریتی است که بهبود و ارتقاء شاخص های آن، منجر به افزایش تندرستی افراد جامعه، کاهش هزینه ها و در نهایت توسعه پایدار می شود. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت بهداشت و درمان و رتبه بندی استان ها و کلان مناطق ایران بوده است.
    روش ها
    تحقیق حاضر، مطالعه ای توصیفی - تحلیلی بود. جامعه آماری 31 استان و مناطق ده گانه در نظر گرفته شد. در این مطالعه، 20 شاخص بهداشتی و درمانی انتخاب شدند. از روش آنتروپی برای وزن دهی، برای رتبه بندی مدل تاپسیس و برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار ArcGIS 10.1 استفاده شد.
    نتا یج: نتایج رتبه بندی نشان داد که استان های گیلان، سمنان و یزد به ترتیب در رتبه های نخست و استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان و کرمانشاه به ترتیب در رتبه های آخر توسعه یافتگی از نظر شاخص های بهداشتی و درمانی قرار دارند. در سطح بندی مناطق نیز، مناطق ساحلی شمال و مرکزی در رتبه های اول و دوم و منطقه جنوب شرقی در رتبه آخر توسعه یافتگی قرار داشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    بیشتر استان های کشور، در سطح نسبتا محروم و محروم قرار داشتند و از نظر وضعیت شاخص های بهداشتی و درمانی در سطح ناپایداری قرار گرفته بودند. مرکزیت سیاسی و مدیریتی از عوامل اصلی به وجود آورنده این وضعیت بود. از این رو پیشنهاد می شود جهت بهبود توزیع بخش بهداشت و درمان کشور و کاهش زیان های ناشی از محرومیت، توجه به کلان منطقه جنوب شرقی و استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی در اولویت سرمایه گذاری و برنامه ریزی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: شاخص های بهداشتی و درمانی، استان های ایران، کلان مناطق، برنامه ریزی منطقه ای، اولویت بندی
  • معصومه جهانی افتخاری، نوشین پیمان *، حسن دوستی صفحات 302-313
    مقدمه
    رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به علت داشتن توانایی برای پیشگیری از بیماری مزمن، کاهش بیماری زایی، بهبود کیفیت زندگی و کاهش بار مراقبت بهداشتی در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار هستند. سواد سلامت و سبک زندگی از عوامل اجتماعی موثر بر سلامت هستند. این مطالعه باهدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر خودکارآمدی و سواد سلامت بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در داوطلبین سلامت نیشابور انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه کار آزمایی بر روی 80 داوطلب سلامت زن نیشابور انجام شد که به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه شامل پرسشنامه خودکارآمدی Sherer ، سواد سلامت عملکردی بزرگ سالان (TOFHLA) و سبک زندگی سالم HPLPΙΙ بود. مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی و سواد سلامت بود و گروه مداخله چهار جلسه آموزشی یک ساعت در هفته را دریافت کردند. داده ها با آزمون های آماری آنالیز واریانس داده های تکراری، فریدمن و کای دو و از طریق SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتا یج: قبل از مداخله بین میانگین نمرات رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت اختلاف آماری معنی داری در دو گروه مشاهده نشد (89/0P=) و نمرات خودکارآمدی نیز در دو گروه مداخله و کنترل اختلاف آماری معنی داری نداشت (145/0P=)؛ اما بعد از مداخله اختلاف آماری معنی داری در همه متغیر ها بین دو گروه مشاهده شد (001/0P<).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی و سواد سلامت بر ارتقاء سبک زندگی داوطلبان سلامت موثر می باشد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی سالم، مداخله آموزشی، خودکارآمدی، سواد سلامت
  • مهین اسلامی شهربابکی، شهرزاد مظهری، علی اکبر حق دوست، زینب زمانی * صفحات 314-322
    مقدمه
    با توجه به این که والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم بیشتر از والدین کودکان مبتلا به دیگر اختلالات تکاملی و کودکان با رشد معمولی مستعد ابتلا به اختلالات روان پزشکی هستند، این مطالعه با هدف بررسی اضطراب، افسردگی، سلامت عمومی و کیفیت زندگی در والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم در مقایسه با گروه کنترل انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی بود و جمعیت هدف، والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم مراجعه کننده به روان پزشک کودک و نوجوان کلینیک بعثت و یکی از مراکز توان بخشی شهر کرمان بودند که توسط روان پزشک کودک و نوجوان بر اساس معیارهای DSM-IV-TR تشخیص اوتیسم کودک مسجل شده بود. گروه کنترل از میان والدین کودکان بالای دو سال مبتلا به بیماری جسمی، انتخاب شدند. در مطالعه انجام شده 66 نفر در گروه مداخله و 66 نفر در گروه کنترل شرکت کردند که در هر گروه 33 نفر مرد و 33 نفر زن بودند. پرسشنامه های افسردگی همیلتون، اضطراب همیلتون، سلامت عمومی GHQ-28 و کیفیت زندگی WHOQOL-BREIF برای دو گروه تکمیل شد. داده ها با آزمون t-test مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
    نتا یج: بین میانگین نمرات اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد (001/0 P <)؛ اما بین میانگین نمره سلامت عمومی دو گروه تفاوت معنی دار نبود.
    بحث و نتیجه گیری
    والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم بیشتر مستعد ابتلا به اضطراب و افسردگی هستند و از سطح پایین تر کیفیت زندگی برخوردارند.
    کلیدواژگان: اوتیسم، اضطراب، افسردگی، سلامت عمومی، کیفیت زندگی، والدین
  • ناصر حبوبی، نسرین اسدی *، فاطمه کمری قنواتی، سحر باهری صفحات 323-332
    مقدمه
    یکی از مهم ترین مشکلات موجود در صنایع امروزی بالا بودن بار کاری ذهنی می باشد که می تواند سلامت و بهداشت افراد شاغل در این صنایع را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط میان بار کاری ذهنی و اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار (WMSDs) در کارکنان شرکت فولاد کاویان اهواز در سال 1395 انجام پذیرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 240 نفر از واحد های مختلف شرکت فولاد کاویان اهواز انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نوردیک عمومی (NMQ) و پرسشنامه بار کاری ذهنی (NASA-TLX) به صورت مصاحبه در محل کار جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و آزمون های آماری تی مستقل و کای مربع انجام گرفت.
    نتا یج: در طی 12 ماه گذشته، 8/75 % کارکنان صنعت مورد مطالعه مبتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی شده بودند. بین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و ابعاد «بار فیزیکی و جسمانی» (002/0 = P) و «میزان تلاش و کوشش» (015/0= P) از شاخص NASA-TLX و اشتغال در نظام نوبت کاری (025/0 = P) از مشخصات دموگرافیک، رابطه معنی داری وجود داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان شرکت فولاد کاویان اهواز از شیوع بالایی برخوردار بود. با توجه به وجود رابطه معنی دار میان برخی از ابعاد شاخص بار کاری ذهنی و مشخصات دموگرافیک با اختلالات اسکلتی- عضلانی ایجاد شرایط مناسب شغلی، استفاده از ابزارهای طراحی شده بر اساس اصول ارگونومیکی و ارائه برنامه های آموزشی بیشتر برای کارکنان می تواند به پیشگیری از ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی کمک کند.
    کلیدواژگان: بار کاری ذهنی، اختلالات اسکلتی، عضلانی، صنعت فولاد
  • رضا پورنارانی، لاله حسنی*، تیمور آقاملایی، شکرالله محسنی صفحات 333-343
    مقدمه
    صبحانه به عنوان مهم ترین وعده غذایی روزانه شناخته شده است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر برنامه آموزش تغذیه بر مصرف منظم صبحانه مبتنی بر الگوی فرانظریه ای در دانش آموزان شهر جیرفت بود.
    روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی بر روی 290 دانش آموز انجام گرفت که به طور تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای استاندارد بود. مداخله آموزشی بر اساس الگوی فرانظریه ای انجام گرفت. داده ها قبل و 3 ماه پس از مداخله آموزشی گرد آوری شد. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 19 وارد و با آزمون های آماری ویلکاسون و کای مربع، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتا یج: قبل از مداخله آموزشی ، 17% گروه مداخله در مرحله عمل و نگهداری بودند که بعد از مداخله به 7/87 % رسید. نتایج نشان از افزایش معنی دار مصرف صبحانه و میانگین نمرات فرآیندهای تغییر از 47/71 به 16/86 ، خودکارآمدی از 84/27 به 57/33 و موازنه تصمیم گیری از 97/34 به 74/43 بود (001/0P<). همچنین میانگین و انحراف معیار، فرآیندهای تغییر و خودکارآمدی گروه کنترل افزایش معنی دار اندکی داشت (001/0P<).
    بحث و نتیجه گیری
    مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی فرانظریه ای در سه ماه بعد، تغییرات نسبتا مناسبی را در رفتار تغذیه ای دانش آموزان ایجاد کرد. با توجه به کم هزینه بودن و اثربخشی آموزش تغذیه ای بر اساس این الگو، لزوم تعمیم این گونه برنامه های آموزشی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: مصرف صبحانه، آموزش تغذیه، دانش آموزان و الگوی فرانظریه ای
|
  • Zohreh Alibeyginejad, Habibeh Ahmadipour *, Zahra Aminian Pages 259-267
    Background
    Violence makes a wide range of physical and mental problems and can cause serious injuries and even death.This study aimed to assess epidemiologic patterns of injuries caused by interpersonal violence among cases referred to Kerman Legal Medicine Organization during Sep 2011 to Sep 2013.
    Methods
    In this cross-sectional study, 431 cases of interpersonal violence referred to Kerman Legal Medicine Organization during Sep 2011 to Sep 2013 were studied. Demographic data, type of violence and injury were recorded. Data were analyzed using chi-square test and through SPSS19.
    Results
    The majority of subjects (62.2%) were male with a mean age of 31.78 ± 11.77 years. The most common (51.7%) injury was bruise. Scratches, abrasion and dental damage were significantly higher in men (P=0.02, 0.001, 0.006 respectively). Bruises and pain without apparent effects were higher in women (P=0.02). The most frequent site of injury was head and neck (69.6%) and the least was the genital area (1.6%). Chest injuries were significantly more frequent in men (P=0.008), while upper limb injuries were more frequent in women (P=0.01).
    Conclusion
    Injuries caused by interpersonal violence were of higher frequency and severity among young men. Since the economic and social burden of these injuries on individuals, families, and the society is considerable, preventive strategies should be considered in health planning.
    Keywords: Violence, Injury, Interpersonal
  • Maryam Okhovati, Azam Bazrafshan, Morteza Zare *, Leila Abdolahi, Malihe Sadat Bazrafshan, Fatemeh Zare Pages 268-278
    Background
    The rapid growth of scientific production and the number of researchers has made decision makers think about scientific approaches for evaluation of the researchers’ performance. Scientometric indicators have been introduced to analyze science by quantitative methods. The aim of this study was to evaluate the scientific production of academic members at Kerman University of Medical Sciences (KMU) based on Scientometric indicators.
    Methods
    This was a analytical survey research. The study population was scientific productions of all academic members of KMU until 22nd of August, 2014. Direct search of Scopus Database and checklist were used for data collection.
    Results
    The highest mean (median) of published articles belonged to the Pharmacy School, while the lowest belonged to the Nursing and Midwifery School [17.66(20.50) and 3.08 (0) respectively, (P
    Conclusion
    The results shows that scientific production of KMU academic members is not significantly different from that of other medical universities of Iran, but it is still far away from global standards. Therefore, policy makers should provide the scientific development requirements through wise planning.
    Keywords: Scientometrics, H, index, Scientific production, Kerman University of Medical Sciences, Scopus database, Academic member
  • Somayeh Rahimi Moghadam, Mahmoud Mohamadyan, Mojtaba Emkani *, Najmeh Sadat Zarei Pages 279-289
    Background
    Ergonomics is a science dealing with human's physical and mental abilities and limitations, and inattention to this science leads to physical injuries among the staff and consequently affects the efficiency and productivity of the organisations. The aim of this study was to evaluate the awareness of Shiraz physiotherapists about ergonomics and its relation with the prevalence of their musculoskeletal disorders.
    Methods
    This cross-sectional study was performed in 2015 on all physiotherapists working in Shiraz hospitals. Data were collected through a questionnaire about the awareness of ergonomics and analyzed through SPSS22 software package.
    Results
    Mean age and work experience of the physiotherapists were respectively 34.06±8.5 and 9.38±7.45 years. Mean awareness of subjects about ergonomics principles, work conditions and the rate of occupational injuries and work problems were respectively 3.15 ± 0.5, 2.70 ± 0.52 and 1.80 ± 0.82 from 5. There was a significant relationship between awareness of ergonomics and musculoskeletal disorders (P=0.04). Increase in awareness of ergonomics was associated with decrease of the risk of musculoskeletal disorders (P=0.04, CI 95% =0.086-0.995, OR=0.259).
    Conclusion
    The results show that increased awareness of ergonomics leads to musculoskeletal disorders reduction. Therefore, compiled educational programs can have a significant impact on learning about right body postures during work and can consequently reduce musculoskeletal disorders and occupational injuries and problems.
    Keywords: Awareness, Ergonomics, Physiotherapists, Musculoskeletal Disorders
  • Mohammad Hassan Yazdani *, Faramarz Montazer Pages 290-301
    Background
    Health sector is one of the most important management sectors that improvement of its indicators, leads to increased wellbeing of people, costs reduction and ultimately sustainable development. The purpose of this study was to investigate health status indicators of Iran provinces and to rank the provinces and ten regions of Iran accordingly.
    Methods
    The method of study was descriptive and analytical. The population of the study included 31 provinces and ten regions of Iran. In this study, 20 health indicators were selected. Entropy method was used for weighting. In order to rank provinces and regions of the country, TOPSIS was used and finally for mapping Arc GIS 10.1 was used.
    Results
    According to the results, Gilan, Semnan and Yazd provinces gained respectively the first ranks and Sistan and Baluchestan, Kermanshah and Khuzestan provinces were respectively ranked as the last ones. In the ranking of regions, in terms of development, north coastal regions and central areas gained respectively the first and the second ranks and the southeastern region was in the last place.
    Conclusion
    Most of the provinces were grouped as deprived and relatively deprived and in terms of health status indicators were in a state of instability. Political and administrative centralization are the main factors causing this situation. In order to improve the distribution of health sectors and to reduce losses resulting from deprivation, the large south-east region and the provinces of Sistan and Baluchestan, Khuzestan, Kermanshah, Kurdistan and West Azerbaijan should be considered in investment and planning priorities.
    Keywords: Health indicators, Iran provinces, Mass regions of Iran, Regional planning, Prioritizing
  • Masoomeh Jahani Eftekhari, Nooshin Peyman *, Hassan Doosti Pages 302-313
    Background
    The importance of health promoting behaviors are due to their potential role in preventing chronic diseases, reducing morbidity, improving quality of life and reducing health care burdens in the community. Health literacy and lifestyle are social determinants of health. This study was designed to determine the effect of educational intervention based on the Self Efficacy and health literacy Theory on the health promoting behavior of female health volunteers in Neyshabur, Iran.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 80 female health volunteers in Neyshabur. Participants were randomly divided into the two control and experimental groups. Data gathering tools were the Healthy Lifestyle questionnaire (HPLPII), Sherer General Self-Efficacy Scale and Test of Functional Health Literacy in Adults (TOFHLA). Educational intervention was conducted based on the self-efficacy theory and health literacy. The subjects in the intervention group received 4 sessions of 1 hour education on a weekly basis. Data analysis was done through SPSS16 and using Chi- square, Repeated Measures and Friedman Test.
    Results
    Before the intervention, there was no significant difference in mean score of lifestyle (P=0.89) and self-efficacy (P=0.146) between the two groups. But, after the intervention, the two groups showed significant difference in all variables (P. 0.001).
    Conclusion
    Educational intervention based on the self- efficacy and health literacy theory can promote healthy lifestyle among health volunteers.
    Keywords: Healthy lifestyle, Education intervention, Self, efficacy, Health literacy
  • Mahin Eslami Shahrbabaki, Shahrzad Mazhari, Ali-Akbar Haghdoost, Zeinab Zamani * Pages 314-322
    Background
    Since parents of children suffering from autism disorder have more psychiatric problems compared to parents of normal children or those with other developmental disorders, the present research aimed to study anxiety, depression, general health and quality of life among parents of children with autism disorders in comparison to the control group.
    Methods
    This descriptive-analytical, cross-sectional study was performed on parents of autism children visiting the pediatric psychologist at Besat psychiatric clinic and one of the rehabilitation centers in Kerman, Iran. The autism diagnosis was confirmed by a child and adolescent psychiatrist and based on DSM-IV-TR criteria. The control group was selected from parents of children over two years with somatic problems. 66 people were selected in each of the control and case groups and in each group there was 33 men and 33 women. All participants were asked to fill out Hamilton Depression and Hamilton Anxiety questionnaires as well as general health questionnaire (GHQ-28) and quality of life (WHOQOL-BREIF) questionnaire. Data analysis was performed using t-test.
    Results
    Mean scores of depression, anxiety, and quality of life were significantly different between the case and control groups (P
    Conclusion
    Parents of children suffering from autism spectrum disorders are more susceptible to anxiety and depression and have lower quality of life.
    Keywords: Autism, Anxiety, Depression, General health, Quality of life, Parents
  • Naser Hoboubi, Nasrin Asadi *, Fatemeh Kamari Ghanavati, Sahar Baheri Pages 323-332
    Background
    One of the most important problems in modern industries is the high mental workload which can affect the health and hygiene of workers in these industries. This study was carried out to investigate the association between mental workload and work- related musculoskeletal disorders (WMSDs) in a case study among workers of Ahvaz Kavian Steel Company, Ahvaz, Iran, in 2016.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 240 workers of Ahvaz Kavian Steel Company participated. Data collection tools were the Nordic Musculoskeletal Disorders Questionnaire (NMQ) and NASA-TLX mental workload questionnaire, filled out through interviewing participants in the work place. Data were analyzed by using independent-samples t-test and chi-square in SPSS19.
    Results
    During the last 12 months, 75.8% of workers experienced musculoskeletal disorder symptoms. "Physical demand" (P=0.002) and "Effort" (P=0.015) from the NASA-TLX questionnaire and shift work, among demographic features, (P=0.025) were significantly associated with MSDs prevalence in these workers.
    Conclusion
    Musculoskeletal disorders had a high prevalence in workers of Ahvaz Kavian Steel Company. Because of the significant relation between of some dimensions of mental the work load index and demographic characteristics with musculoskeletal disorders; creating proper working conditions, utilizing ergonomic based designed implements and providing more staff training programs, can help prevent musculoskeletal disorders.
    Keywords: Mental workload, Musculoskeletal disorders, Steel industry
  • Reza Purnarani, Laleh Hassani *, Teaymur Aghamolaei, Shokrollah Mohseni Pages 333-343
    Background
    Breakfast has been known as the most important daily meal. The aim of this study was to determine the impact of using trans-theoretical model education on regular breakfast consumption in students of Jiroft, Iran.
    Methods
    This quasi-experimental study was performed on 290 students randomly divided into the control and experimental groups. The data collection instrument was a standard questionnaire. Educational intervention was conducted based on the Trans-theoretical model. Data were collected before the educational intervention and 3 months after that. Data analysis was done through SPSS 19.0 software and using Wilcoxon and Chi square tests.
    Results
    Before the educational program, 17% of students in the intervention group were at the action and maintenance stage; in which after the education, this rate increased to 87.7%. Results indicated significant increase in breakfast consumption and mean scores of process change (from 71.47 to 86.16), self- efficacy (from 27.84 to 33.57) and decision balance (from 34.97 to 43.74) (P
    Conclusion
    Educational intervention based on the trans-theoretical model created adequate changes in nutritional behavior of the students over a 3 months period. Given the low cost and effectiveness of this educational model, generalization of such educational programs seems to be necessary.
    Keywords: Breakfast consumption, Nutrition education, Students, Trans, theoretical model