فهرست مطالب

مجلس و راهبرد - پیاپی 98 (تابستان 1398)
  • پیاپی 98 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید سعید منجم زاده*، ابوالقاسم نادری روشناوند، غلامرضا گرایی نژاد، ناهید پوررستمی صفحات 5-39
    با مطرح شدن اقتصاد مبتنی بر دانش و توجه به نقش اساسی آموزش عالی در این رویکرد، قوانین و سیاست های فرادستی بسیاری در حوزه آموزش عالی در بیش از یک دهه گذشته تدوین شده است. با این حال در سال های اخیر دانشگاه ها با چالش های مالی متعددی مواجه شده اند که غلبه بر آنها و نیز بهره گیری از فرصت ها و ظرفیت سازی متناسب در این زمینه، بیش از پیش مستلزم تحلیل یکپارچه قوانین و اسناد فرادستی است. بر این اساس در مقاله حاضر ابتدا بر پایه مطالعه اسنادی و نظرهای خبرگان با رویکردی تحلیلی به معرفی مفهوم «توسعه مالی دانشگاه » پرداخته شده و به کمک چارچوب برآمده از آن و با استفاده از روش تحلیل محتوا، چهارده سند فرادستی آموزش عالی بررسی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد سیاست های فرادستی آموزش عالی از منظر توسعه مالی دانشگاه ها با عدم توازن رو به رو بوده و جامعیت کافی ندارد. در کنار توجه اسناد فرادستی به مقوله «تامین منابع مالی»، سایر مولفه های توسعه مالی شامل «کارایی و مدیریت هزینه»، «تخصیص منابع»، «ترتیبات و ساختارهای نهادی» و «عوامل محیطی» نیز در سیاستگذاری های جدید و بازنگری اسناد باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: توسعه مالی دانشگاه، اسناد فرادستی آموزش عالی، تحلیل محتوا، دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی
  • سید محمدرضا سیدنورانی*، فتح الله تاری، کریم آقاجانی، علی حسن زاده صفحات 41-69
    بانک ها با در اختیار داشتن بخش عمده ای از وجوه در گردش جامعه، نقش بسیار حساس و مهمی در هر نظام اقتصادی دارند. در بانکداری اسلامی اعطای تسهیلات در قالب عقود اسلامی انجام می شود. اعطای تسهیلات در قالب عقود مبادله ای و مشارکتی به دلیل بروز مشکلاتی مانند مخاطره اخلاقی و انتخاب بد که به دنبال اطلاعات نامتقارن رخ می دهد، سبب می شود که متقاضیان به سندسازی روی آورده و تسهیلات را در جایی غیر از موردی که باید استفاده کنند، مصرف کنند؛ که این امر به انحراف تسهیلات منجر می شود. در این مقاله با نظرسنجی و طراحی یک پرسش نامه (شامل 20 سوال)؛ عوامل اقتصادی موثر بر انحراف تسهیلات بررسی شده است. نتایج و تجزیه و تحلیل آزمون فریدمن و ضریب آلفای کرونباخ حاکی از آن است که انحراف تسهیلات با حجم تسهیلات اعطایی، نرخ سود تسهیلات بانکی و سهم عقود مشارکتی رابطه مستقیم دارد
    کلیدواژگان: تسهیلات اعطایی، انحراف تسهیلات، عقود مشارکتی، مخاطره اخلاقی، انتخاب بد
  • بهروز ممیوند*، زین العابدین امینی سابق، احسان ساده، محمدرضا خلج صفحات 71-95
    هدف مقاله حاضر بررسی و ارائه الگوی اجرای خط مشی گذاری زیست محیطی با استفاده از نظریه داده مبنا در ایران است که به روش کیفی و کمی (میکس متد) انجام شده است. در بخش کیفی به کمک روش داده بنیاد نویسندگان مقاله مصاحبه هایی با 22 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان زیست محیطی کشور انجام دادند. نتایج تحلیل داده ها بر اساس مراحل سه گانه کدگذاری، نشان داد از تعداد 135 مفاهیم متناظر، تعداد 27 خرده مقوله که ارتباط مفهومی با یکدیگر دارند استخراج شده است. در مرحله کدگذاری محوری از همه خرده مقولات؛ تعداد یازده مقوله محوری استخراج شد که با انتزاع بیشتر در مرحله کدگذاری گزینشی، یک مقوله هسته ای به شرح «یک اجرای موفق خط مشی زیست محیطی مبتنی بر تدوینی فکورانه بر پایه هماهنگی و همسویی نهادی و ارزشی است که در آن توسعه دانش زیست محیطی با استراتژی مدیریت سبز و قوانین موثر موجب اعتلای فرهنگ زیست محیطی می شود» ظاهر شد که می تواند تمامی مقولات دیگر را تحت پوشش قرار دهد. در بخش کمی که اعتباریابی مدل استخراجی انجام شده است، نتایج حاصل از مدل سازی معادله ساختاری نشان داده که همه مولفه های کیفی استخراج شده اثر مستقیم و معناداری بر اجرای موفق خط مشی زیست محیطی کشور دارند.
    کلیدواژگان: خط مشی، اجرای موفق خط مش، خط مش های زیست محیطی، سیاست های کلی محیط زیست
  • سیدرضا موسوی نیا* صفحات 97-117
    نویسنده این مقاله با نقد دیدگاه ساختارگرای نئورئالیستی معتقد است، اگرچه الزامات ساختار نظام بین الملل، الگوی رقابت منطقه ای و در مرحله ای بالاتر الگوی هژمونی را به نخبگان سیاست خارجی ایران توصیه می کند اما اولویت و هدف سیاست خارجی ایران، رقابت با قدرت های منطقه ای و یا هژمون گرایی نیست. الزامات ناشی از فرهنگ و تمدن ایرانی، تجربیات تاریخی، روندهای داخلی و نظام باورهای نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی، الگوی مرجعیت منطقه ای را به عنوان هدف ایده آل برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی تجویز می کند که این الگو با الگوی هژمونی به غایت متفاوت است. مرجعیت، درست بر خلاف راهبرد هژمونی از مولفه های فرهنگی و انسانی آغاز می شود و در عرصه مادی و عینی ظهور می یابد. مرجعیت آغازی یک جانبه از سوی دولتی است که حس عظمت فرهنگی و تمدنی دارد و حس اعتماد به نفس الیت سیاسی آن کشور برای حقانیت خود در ایفاء نقش مرجعیت منطقه ای بسیار بالاست. مرجعیت زمانی محقق می شود که کشورهای منطقه ای غیرمستقیم و به گونه هایی بر سیادت آن کشور اذعان کنند، جایگاه کشور مرجع را به مثابه یک تهدید نپندارند، به او اعتماد داشته باشند و حتی مشروعیت مداخله مثبت به کشور مرجع را در اختلافات منطقه ای و حتی امور داخلی خود بدهند...
    کلیدواژگان: هژمونی، سیاست خارجی، مرجعیت، ایران
  • مسعود فریادی* صفحات 119-146
    یکی از چالش های حقوقی حفاظت از محیط زیست اتکای نهاد مقررات گذار بر اعمال رویکرد دستور و کنترل و ابزارهای اجباری مانند استانداردگذاری و جرم انگاری است. باآنکه این ابزارها مزیت هایی مانند ضمانت اجرای به نسبت بالایی دارند، اما ایرادهایی مانند افزایش هزینه های تبعیت از مقررات برای اشخاص را نیز دارند که ضرورت بازنگری در کاربست آنها و استفاده از ابزارهای جایگزین غیر اجباری مانند ابزارهای اقتصادی و مدیریت محیط زیستی را توجیه می کند. این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی ضمن دسته بندی ابزارهای مقررات گذاری محیط زیستی و بررسی نقاط قوت و ضعف آنها نشان می دهد حقوق محیط زیست ایران در تنظیم حفاظت محیط زیست به دلیل تلقی این امر به عنوان یک امر حاکمیتی، نقش چشمگیر دولت در تنظیم امور اجتماعی و ضعف بخش خصوصی، عمدتا از ابزارهای اجباری استفاده می کند و توجه جدی به بهره گیری از ابزارهای غیر اجباری نداشته است. باآنکه به دلایلی مانند نا آشنا بودن با ابزارهای غیر اجباری، اقتصاد دولتی و تجاری نبودن فناوری ها کاربست این ابزارها در حفاظت محیط زیست دشوار به نظر می رسد ، با این حال حقوق محیط زیست ایران قابلیت ایجاد بسترهای حقوقی لازم برای اتخاذ یک الگوی ترکیبی از هر دو ابزار را دارد.
    کلیدواژگان: مقررات گذاری محیط زیستی، حقوق محیط زیست، مدیریت محیط زیست، اقتصاد محیط زیست، ابزارهای حفاظت محیط زیست
  • محمد حسن معادی رودسری، سید حبیب الله طباطبائیان*، رضا رادفر صفحات 147-194
    نقش و جایگاه صنعت خودرو در اقتصاد کشورها موجب شده بعضی از کشورها به این صنعت روی آورند و با سرمایه گذاری جدی در این بخش، به جایگاهی دست یابند که به عنوان خودروساز جهانی نقش مهمی در تولید، اشتغال و ثروت داشته باشند. بررسی مسیری که این کشورها پیموده اند؛ می تواند برای کشورهایی که در این مسیر قرار گرفته اما نتوانسته اند به جایگاه مناسبی دست یابند راهگشا باشد. این مقاله با مروری به تاریخچه شکل گیری، روند تکامل و تحولات رخ داده در صنعت خودروی جهان و زنجیره ارزش این صنعت، سهم هر یک از فعالیت ها در زنجیره ارزش خودرو و تغییرات به وجود آمده در آن را بررسی و مسیر خودروساز شدن مشخص شده است. همچنین با انجام مطالعه تطبیقی و استفاده از نمودار استخوان ماهی، ضمن رویدادنگاری فعالیت ها ، مسیر پیموده شده و سیاست های اتخاذ شده توسط کشورهای منتخب تبیین می شود. با انتخاب روش گلوله برفی و انجام مصاحبه و همچنین جمع آوری گفتگوها، مصاحبه ها و اظهار نظرهای مختلف انجام شده در باره صنعت خودروی ایران و جهان، نظرهای سی نفر از کارشناسان، صاحب نظران و مدیران فعال در عرصه صنعت خودرو اخذ و با تحلیل محتوای آنها با استفاده از نرم افزار Maxqda، مسیر ی که کشورمان برای خودروساز شدن انتخاب و پیموده است تبیین و با الزامات خودروساز شدن، تطبیق داده و نتیجه گیری می شود.
    کلیدواژگان: صنعت خودرو، خودروسازی، زنجیره ارزش، مطالعه تطبیقی
  • محمدجعفر جوادی ارجمند*، جواد میرگلوی بیات صفحات 195-220
    سه مولفه اقتصاد نفت پایه،بافت قبیله ای جامعه،دین یا همان مذهب وهابی در نیم قرن گذشته همواره قوام بخش مشروعیت دولت فعلی عربستان بوده است که با حمایت های بین المللی و منطقه ای و عدم حضور نیروهای تحول خواه تحکیم می شود.دگرگونی در هرکدام از این مولفه ها می تواند به صورت دیالکتیکی موجب تغییراتی در دولت و جامعه عربستان شود.سوال ما در این مقاله این است که آیا ساختار جامعه گانی و اقتصادی عربستان مستعد جای گزینی حاکمیت آل سعود با جریان سکولار-لیبرال است؟نظریه رانتیریسم متاخر با نقد نسل اول نظریه دولت رانتیر نشان می دهد که بر اثر فشار جامعه با دلایلی مانند،رشد جمعیت،رواج اسلام گرایی سیاسی،موج بیکاری،جهانی شدن،بلوغ دولتی و پیشرفت تکنولوژی و آزادی تجارت و سرمایه... جامعه به وضعیتی می رسد که دولت مجبور به تغییراتی می شود.از سوی دیگر اکثریت جوان تحصیل کرده عربستان که از طریق شبکه های اجتماعی و پیشرفت های تکنولوژیک با دنیای مدرن در ارتباط هستند دیگر همانند گذشته وابستگی هویتی و حمایتی به نظام قبیلگی را ندارند و مضاف بر این،همین نظام قبیله ای تضعیف شده نیز در ائتلاف شکننده ای با آل سعود به سر می برند.علاوه بر اینکه به دلایل مشابه نقش دین در جامعه عربستان کم-رنگ شده است،شیعیان(دوازده امامی،اسماعیلیه و زیدیه) سنی های غیر وهابی و جمعیت بزرگ خارجی های عربستان مشروعیت وهابیت را زیر سوال برده اند.در این مقاله با بررسی مولفه های سه گانه فوق الذکر در چارچوب نظری رانتیریسم متاخر نشان می دهیم که در کشور عربستان جریان سکولار-لیبرال می توانند جای گزین حاکمیت فعلی شوند و این مورد حمایت و قبول جامعه جهانی قرار خواهد گرفت.
    کلیدواژگان: عربستان، رانتیریسم، آل سعود، مدرنیسم، سکولاریسم، نظام قبیله ای، خاورمیانه
  • سیدرضا سجودی، علی حسین نجفی ابرندآبادی*، محسن شکرچی زاده صفحات 221-251
    براساس طرز تلقی قانونگذار از مقوله عدالت و متاثر از نتایج مطالعات علمی یا تاملات نظری؛ جنبش‎های غالبا رسمی سیاست کیفری در برابر تجاوز به اراضی ملی شکل گرفته اند. بر همین مبنا رویکردهای ایدئولوژیک، سخت‎گیری کیفری، حداقلی حقوق جزا، مشارکتی و مدیریتی خطرمدار به منصه‎ ظهور رسیده و زمینه ایجاد سیاست کیفری خردگرا فراهم شده است. قانونگذاری کیفری در ایران، از یکسو به صورت متشتت، مملو از ایراد و سنتی باقی مانده و برای مدرنیزه کردن و رفع مشکلات آن اقدام نشده و ا زسوی دیگر بین شبکه‎های مختلف سیاست کیفری در نوسان و سرگردان است. این وضعیت باعث هجمه روز افزون و متنوع نسبت به اراضی ملی و همچنین اتخاذ تدابیر گاها متفاوت، به ویژه از سوی مراجع قضایی شده است. از این رو ضرورت ایجاد حقوق کیفری خاص و افتراقی سازی تکنیک های ماهوی و شکلی نظام کیفری برای مدیریت جرائم در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. اما در عمل نه تنها تحرک تقنینی در این زمینه انجام نشده، بلکه عکس آن اقدام و برای قضازدایی و تخلف انگاری جرائم تلاش شده است. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی سعی شده است با آسیب شناسی علمی و نقد رویکردهای پنج گانه گفته شده، راه‎حلی با محتوای مختلط و جامع، به عنوان راهبردی قابل تحقق، مفید و خردگرایانه پیشنهاد شود
    کلیدواژگان: سیاست کیفری، قانون‎گذاری، جنبش های مبارزه گر، جرایم، تجاوز به اراضی ملی
  • عباس ایزدپناه، محمد زمان رستمی، علی الله بداشتی، محمدتقی دباغیان* صفحات 253-276
    بهره وری از مفاهیمی است که می توان با رویکردهای مختلفی مانند اقتصادی، مدیریتی، اخلاقی، سیاسی و... به تحلیل آن پرداخت که سطح تحلیل هر کدام نیز متفاوت است و پژوهش های گذشته نیز در سطح فردی، خانوادگی، گروهی، سازمانی و یا ملی به بررسی آن پرداخته اند. هدف مقاله حاضر استخراج ابعاد بهره وری بر اساس آموزه های دینی با رویکردی مدیریتی و ملی است. روش انجام این پژوهش، کیفی با رویکرد استقرایی است. به منظور استخراج مطالب، از روش تحلیل محتوا استفاده شده و منابع مورد بررسی کتب نهج البلاغه و میزان الحکمه است. نتایج به دست آمده بر اساس داده های پژوهش بیانگر دو سطح فردی و مدیریتی و چهار بعد است. در سطح فردی، هر شخص باید ظرفیت هایی را در ذهن و رفتارخویش به وجود آورد. در بعد ذهنی نگرش هایی مانند خیرخواهی، ایثار و... به ذهنیت فرد نسبت به جهان خارج مربوط می شود که بستر اولیه خلق بهره وری ماست. در بعد رفتاری (عینی) باید تعاملات بین فردی سامان پیدا کند؛ مانند تلاش برای امرار معاش، برنامه ریزی روزانه و دوری از سستی و تنبلی. در سطح مدیریتی نیز توصیه هایی برای مدیران و مسئولان آورده شده است که با رعایت آن می توان فضای کلی جامعه را سالم و حامی بهره وری کرد. این توصیه ها نیز به دو بعد ذهنی و رفتاری تقسیم می شوند.
    کلیدواژگان: بهره وری، بهره وری دینی، تعالیم دینی، نهج البلاغه، میزان الحکمه، تحلیل محتوا
  • محمد مهدی نجفی علمی*، ابوالقاسم اثنی عشری، اصغر ابوالحسنی هستیانی، کامران ندری صفحات 277-301
    انواع اسناد خزانه اسلامی به صورت گسترده در بازارهای مالی ایران مطرح شده و دارای کارکردهای قابل توجهی در اعمال سیاست های اقتصادی است. از این رو بررسی ماهیت و احکام فقهی این اسناد می تواند در بسیاری از موارد آثار قابل توجهی بر عملکرد شان در اعمال سیاست های مختلف اقتصادی داشته باشد. در تحقیق حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و اجتهاد فقهی، بعد از بررسی احکام مختلف بیع دین و تحلیل نظرهای فقها، بررسی اسناد خزانه اسلامی در بازار ثانویه از زاویه تطبیق عملکرد آن با کارکردهای بازارهای ربوی انجام شده است. همچنین با استفاده از نظرات فقهی مشهور؛ استخراج پنج نوع از اسناد خزانه و احکام آنها در بازار اولیه انجام شده است. نتیجه مقاله این است که بازار ثانویه اسناد خزانه اسلامی از نگاه فقهی، به صورت کلان دارای کارکرد ربوی بوده است. در پایان نیز، احکام هر یک از انواع پنج گانه اسناد خزانه مطرح در بازار اولیه، به صورت جداگانه بیان شده است.
    کلیدواژگان: اسناد خزانه اسلامی، تنزیل دین، ایران، ربا، بازار ثانویه
  • رسول افضلی، بهادر زارعی، سیدعباس احمدی، سیدضیا محسنی* صفحات 303-335
    تحولات جمعیتی یکی از پدیده های اجتماعی است که باعث تغییرات هویتی در جامعه می شود. جمعیت به عنوان یک عنصر جغرافیایی به مرور زمان علاوه بر تغییرات کمی، به لحاظ کیفی نیز متحول می شود. مهمترین عنصر کیفی جمعیت که هویت سیاسی - اجتماعی را در درون یک کشور متاثر می کند، شکاف نسلی جمعیت است. شکاف های نسلی جمعیت در تهران در یک دهه اخیر ، هویت سیاسی - اجتماعی جامعه را، در شکل، ماهیت، آثار و پیامدها تحت تاثیر قرار داده است. این اثرگذاری بهتر از هر قشری خود را در هویت دانش آموزان نشان داده است. دانش آموزان بیشتر تحت تاثیر نمادهای هویتی جدید هستند و به عنوان جامعه آماری، نمونه مطالعاتی مناسبی هستند. تهران به عنوان شهری که از لحاظ ترکیب جمعیتی، نمونه ای از ایران است، مکان مناسبی برای انجام یک مطالعه تجربی (پیمایشی) در این زمینه است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی و توصیفی - تحلیلی دو فرضیه؛ رابطه بین شکاف نسلی جمعیت و هویت اجتماعی - سیاسی جدید در نسل جدید دانش آموزان تهرانی و هویت اجتماعی - سیاسی در نسل جدید دانش آموزان تهرانی نسبت به هویت نسل قبل از لحاظ شکل، عمل و ریشه بروز؛ جهانی تر و از لحاظ پیامدها غیر سیاسی تر است، را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان دهنده ارتباط مستقیم بین شکاف نسلی جمعیت و هویت اجتماعی - سیاسی در کلان شهر تهران است. به این ترتیب که با افزایش شکاف نسلی و دور شدن از دهه های اول انقلاب اسلامی ایران و با حضور نسل نو در جامعه شهری کلان شهر تهران، هویت سیاسی و اجتماعی نیز دچار تغییر و تحولاتی شده است.
    کلیدواژگان: شکاف نسلی، هویت سیاسی- اجتماعی، دانش آموزان، تهران
  • حمید احمدی نژاد، عنایت الله یزدانی*، سعید وثوقی صفحات 337-364
    عوامل تاثیرگذار و میزان تاثیرشان در رویکرد هسته ای ایران در دوره‏های مختلف، متعدد و دارای تفاوت‏های اساسی بوده‏ است. اما با این حال دو متغیر فرد و ساختار همواره و در همه دوره‏ها تاثیر اجتناب‏ ناپذیری بر رویکردهای ایران داشته ‏اند، چرا که نوع  ارتباط‏ بین این دو می‏توانست زمینه تشدید و یا تسهیل شرایط برای حل این منازعه را فراهم ‏آورد. در همین راستا نشانه‏های رفتاری، کلامی و کنشی گفتمان نواصول‏گرایی حاکی از تقابل این دو متغیر در مناقشه هسته ای بوده است. از این رو بر اساس مفروض تقابل بین دو متغیر فرد و ساختار، این سوال مطرح می‏شود که در گفتمان نواصول‏گرایی چه تاثیری بر راهبردهای تصمیم ‏گیری پرونده هسته ای داشته است؟ یافته ‏های پژوهش با بهره‏ گیری از مدل روزنا و مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی نشان می‏دهد تقابل بین این دو متغیر؛ باعث به حاشیه رفتن تحلیل هزینه - فایده و در نتیجه اولویت تصمیم‏ گیری براساس راهبردهای روان شناختی - ارزشی شده است.
    کلیدواژگان: پرونده هسته‏ ای، نظریه روزنا، متغیر فرد، متغیر ساختار، نواصول‏گرایی، راهبردهای تصمیم‏ گیری
|
  • Seyed Saeed Monajemzadeh *, Abolghasem Nadery, Gholamreza Graei Nejad, Nahid Poor Rostami Pages 5-39
    Following the advent of knowledge-based economics and the importance of higher education in this approach, over the last decade, there have been numerous laws and policies in the field of higher education. At the same time, in recent years, universities have faced numerous financial challenges that overcoming them, as well as taking advantage of opportunities and appropriate capacity building in this field, require more integrated law analysis And the documents are alright. Accordingly, in this paper, firstly, based on documentary study and expert opinions with an analytical approach, the concept of "financial development of the university" has been addressed and, with the help of the framework derived from it, using content analysis method, 14 laws and upstream documents of higher education have been investigated. The findings of the research show that higher education policies are inequality and lack of comprehensive knowledge in terms of financial development of universities and, along with the consideration of laws in the category of "financing", other financial development components "Cost-effectiveness and cost management", "resource allocation", "institutional arrangements and" environmental factors "should also be considered more than ever before in new policy-making and review of regulations.
    Keywords: University Financial Development, National Higher Education Documents, Content Analysis, Universities, Higher Education Institutions
  • Seyed Mohammadreza Seyednoorani *, Fathollah Tari, Karim Aghajani, Ali Hasan Zadeh Pages 41-69
    Banks play major roles in each economic system through having a large part of the circulating funds (of the community). In Islamic banking, credits are granted in terms of concluding Islamic contracts. Credits in the form of Islamic contracts (especially, exchanging contracts and partnership agreements) cause that applicants can take benefit of these credits inappropriately as well as make up fake documents that consequently, they lead to the deviation of credits due to some factors such as moral hazard and adverse selection that these obvious problems have been originated from the asymmetric information. In this paper, following a survey which has been conducted through using questionnaires (including 20 questions), effective factors on credit diversion have been investigated. Results and analysis of Friedman test and Cronbach's alpha coefficient indicate that credit diversion has a direct relationship with some components such as the amount of (concessional financing) credits, the interest rate on bank lending (banking facilities) and the share of collaborative contracts (partnership agreements).
    Keywords: Credit, credit diversion, collaborative contracts, moral hazard, adverse selection
  • Behruz Mamivand *, Zainolabedin Amini Sabeq, Ehsan Sadeh, Mohammadreza Khalaj Pages 71-95
  • S RM * Pages 97-117
    The author in this article criticizes neorealist structuralism views, and suggest ideal model for Iranian foreign policy. although the structure of the international system force a regional competition model and, at a higher stage, a hegemonic model to the Iranian foreign policy elite, but the priority and purpose of Iran's foreign policy is not to compete with regional powers or hegemony. The requirements of Iranian culture and civilization, historical experiences, internal trends and the political elite beliefs in the Islamic Republic, prescribe the regional leadership model as the ideal goal for the Islamic Republic of Iran's foreign policy. This model is fundamentally different from the hegemonic pattern. Leadership model is precisely against the hegemonic strategy. Leadership model is based on cultural and human components and in result have a material and objective Achievement. Leadership model is inevitably a soft power. The policy of Leadership model is a unilateral and start from a government who’s cultural and civilization is more powerful. The sense of political self-confidence of that country is very high for its legitimacy in the role of regional authority. The country with this goal, does not consider itself as a nation- state, but considers itself as a civilization-state with cultural background.
    Keywords: Leadership, Iran, foreign policy, Hegemony
  • Masoud Faryadi * Pages 119-146
    Traditionally the regulator in the most of legal systems implies the command & control approach and compulsory instruments to protect environment like standardization and criminalization. These instruments besides their positive aspects like high enforcement, are faced with some problems such increasing implementation costs for firms. These negative impacts urge a shift to implication of non-compulsory instruments to reduce the costs and increase the social involvement. Iranian legal system also has emphasized on compulsory regulatory instruments in doing so which is one of the causes of legal inefficiencies in environmental protection. This article taking a descriptive and analytical method, exercises the positive and negative points of the both instruments and suggests a combined model to choose the instruments based on environmental sensitivities, state preparedness and economic factors. There is no serious legal limitation in adoption of this model in the Iranian environmental legal system.
    Keywords: Environmental Regulation, Environmental Law, Environmental Management, Environmental Economics, Regulatory Instruments
  • Mohammad Hassan MaAmpAdi Roudsari, Seyed Habibollah Tabatabeian *, Reza Radfar Pages 147-194
    The role and position of the automotive industry in the economies of the countries, especially in their industrial sector, has led a number of countries to develop this industry and massively invest in it and while being recognized as a world-class automaker, reach the place that automotive industry would play a great part in the production, Employment and wealth creation of their economy. The examination of the path these countries have gone through can be useful for the countries that are on the same road but have not been able to achieve an appropriate place. In this article, with an overview of the history of the formation, evolution and developments of the world's automotive industry, the share of each activity in the car's value chain and the changes that have been made therein have been determined and the route of automation has been identified. Then, by conducting comparative study and using fish bone diagram, while taking notes of occurred activities and events, the path and the adopted policies of the selected countries have been explained. By choosing the snowball method and conducting interviews and also collecting debates, interviews and various comments on the car industry in Iran and of the world, the review of 30 experts and former directors on the field of automotive industry were received and by analyzing their content via Maxqda app, the path that our country has chosen and has traced to become an automaker has been presented and adjusted to the requirements of being an automaker and a conclusion has been reached.
    Keywords: Automotive Industry, Automotive, Value Chain, Comparative Study
  • Mohammad Jafar Javadi Arjmand *, Javad Mirgalouyebayat Pages 195-220
    Oil basic economy, tribe texture of society, religion or the same Wahhabi religion are three components that have always consolidated the legitimacy of Saudi Arabia’s current state in the last half century that is (has) solidified by the international and regional supports and lack of evolutionary forces too. Transformation in any of these components, dialectically can lead to changes in Saud Arabia’s state and society. The question of this article is: Is the Saudi Arabia social and economic structure prepared to replacement of Secular liberal sovereignty instead of Al_Saud in Saudi Arabia? Late Rentiers’ Theory with critique of first phase of Rentier state theory show that due to pressure of society by same reasons: population growth, prevalence of Islamism, wave of unemployment, globalization, state maturity, technological progress, freedom of trade and capital...society has reached to the situation that state is forced to changes. In the other hand, majority of Saudi Arabia’s educated young through social media and technological progress have linked with modern world who have not identified and supportive dependency to the tribal system same as in the past, and in addition the same weakened tribal system is also in fragile coalition with Al Saud. Besides to the same reasons, the role of religion in Saudi Arabia’s society is diminished, Shias (twelve, Ismaili, Zaidi) non Wahhabi Sonnies and large population of Saudi Arabia’s foreigners have questioned the legitimacy of Wahhabism. This article attempts to study tribal components mentioned in the theoretical framework of Late Rentierism which shows that in Saudi Arabia, Secular Liberal’s trend can replace the existing sovereignty and this could be accepted and protracted by the international society.
    Keywords: Saudi Arabia, Rentierism, Al Saud, Secularism, Tribal System, Middle East
  • Seyedreza Sojudi, Ali Hossein Najafi *, Mohsen Shekarchi Zadeh Pages 221-251
    Depending on the legislator style of justice and influenced by the results of scientific studies or theoretical reflections, it have been created often formal penal policy movements against illegal appropriation national lands. Based on this ideological approaches, criminal rigor, minimum criminal law, participatory and critical management have been appear and provision is made for rational penal policy. Criminal law in Iran in this regard, on the other hand it has been left garbled, full of bugs and traditionally and it has not been made to modernize and on the other hand, this situation has caused on ever-increasing invasion of national land and the adoption of different measures, especially by judicial authorities. Hence, the need to establish specific criminal law and to streamline the procedures and techniques of the criminal system for the management of crime in this area is felt more than ever. But in practice, not only legislative action has been taken in this area, even against it, and for the sake of the judiciary and violating this crimes have been attempted.In this research a descriptive-analytical approach, with the scientific and cognitive aberration of the five point approaches, a sweeping and comprehensive solution can be proposed as a feasible and philanthropic strategy.
    Keywords: Penal Policy, Legislation, Fighting Movements, Crimes, Aggression to National Lands
  • Abbas Izadpanah, Mohammad Zaman Rostami, Ali Allah Bedashti, Mohammad Taghi Dabaghian * Pages 253-276
    The purpose of this study is to extract the dimensions of productivity based on religious teachings. The method of this research is qualitative and with a deductive approach. A content analysis technique was used to extract the content. The sources are Nahj al-Balagh books and Al-Hekta's volume. The results obtained from the research data indicate two levels of individual and managerial and four dimensions. At the individual level, each person has to create capacities in his mind and his behavior. In a mental dimension like benevolence and self-sacrifice ... Such capacities relate to the attitude and mentality of a person relative to the outside world, and the initial basis is the creation of productivity. In the behavioral dimension, interpersonal interactions should be organized, such as attempts at livelihoods, daily planning, and avoidance of laziness. At the managerial level, there are also recommendations for managers and officials, which allows the overall community to be healthy and supportive. These recommendations are also divided into mental and behavioral dimensions.
    Keywords: Productivity, Religious Productivity, Religious Teachings, Nahj Al balagheh, Mizan ALhekmah, Content Analysis
  • هmohammad Mahdi Najafi Elmi *, Abolghasem Asnashari, Asghar Abolhasani Hastiani, Kamran Nadri Pages 277-301
    Various types of Islamic Treasury bills are extensively raised in Iran's financial markets and had significant functions in handling economic policies. Therefore, studying the jurisprudential nature and sentences of these bills can in many cases have significant effects on the performance of these bills in applying various economic policies and economy in the country. In this study, using content analysis and jurisprudential ijtihad method, after reviewing various sale of obligation and analyzing the opinions of the jurists, the Islamic treasury bills in the secondary market have been examined from the angle of its performance with the functions of the usury markets. Also, in this research, have been extracted using famous jurisprudential views, five types of treasury bills and their sentences in the primary market. After reviewing and analyzing the comments, the result of the research is that the secondary market of Islamic treasury bills has the function of usury from a macro jurisprudential point of view. Finally, the terms of each of the five types of Treasury bills in the primary market have been expressed separately.
    Keywords: Islamic treasury bills, obligation discount, Iran, usury, secondary
  • Rasoul Afzali, Abbas Ahmadi, Seyed Zeia Mohseni * Pages 303-335
    Demographic changes are one of the social phenomena that cause changes in identity in society. Population as a geographic element changes over time in addition to quantitative changes - qualitatively. The most important qualitative element of a population that affects a social political identity within a country is the population gap. The population gap in Tehran in the last decade has impacted the social, political, social identity of society in its form, nature, and effects and effects. This effect has shown better than any of its corollaries in student identities. Symbol students of the most recent generation of society are more influenced by new identity symbols and are therefore considered to be a good case study as a statistical society. Tehran, as a demographic composition, is a typical example of Iran's population, is a good place to conduct an empirical study in this field. This research uses a descriptive-analytical method of two hypotheses; A: The Relationship Between the Generation Gap of the Population and the New Social-Political Identity in the New Generation of Tehrani Students; and b. Socio-Political Identity in the New Generation of Tehran Students toward the Identity of the Generation Before considering the shape, the action, and the root of the incidence, it is more global and in terms of the consequences is more politicized. The results show a direct relationship between population gap and socio-political identity in Tehran metropolis. In this way, with the increase of the generation gap and the separation from the first decades of the Islamic Revolution of Iran and the presence of a new generation in the metropolitan community of Tehran metropolis, political and social identity has also undergone changes.
    Keywords: Generation gap, socio-political identity, students, Tehran
  • Hamid Ahmadinejad, Enayatollah Yazdani *, Saeed Vosoughi Pages 337-364
    Influential factors and their impact on Iran's Nuclear approach during different periods, were numerous and it has been a fundamental difference. However, the two variables of the individual and the structure always and at all periods the inevitable impact has been on Iran's approach. Because the relationship between these two variables could be exacerbating or facilitating conditions for solving the dispute provided. In this regard, the behavioral, verbal, and action symptoms Discourse Neo-Fundamentalist show the conflict between the two variables in the nuclear dispute. So based on the assumption that the conflict between the two individual variables and structure, The question is that: The contrast between the individual variables and structure in the Discourse Neo-Fundamentalist has affected on the Decision-Making strategies of the Nuclear Case? According to Rosenau model and descriptive-analytical methods, research results have shown that the conflict between these two variables has led to Sideline of Cost- benefit analysis and hence the priority of Decision - Making based on psychological - value strategies.
    Keywords: Nuclear Case, Rosenau Theory, Individual Variable, Structure variable, Neo-Fundamentalist, Decision-Making Strategies