فهرست مطالب

علوم مراقبتی نظامی - سال ششم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال ششم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سیمین تاج شریفی فر، سعید نظری* صفحات 169-170
  • اکبر عطادخت، معصومه قریب*، نیلوفر میکاییلی، حمیدرضا صمدی فرد صفحات 182-192
    مقدمه

    ناسازگاری اجتماعی و اجتناب تجربی با بسیاری از اختلالات و مشکلات رفتاری مرتبط است. با توجه به اهمیت این امر پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی-رفتاری هیجان مدار بر سازگاری اجتماعی و اجتناب تجربی در جانبازان دارای نقص عضو انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمون و گروه کنترل انجام گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل تعداد 40 نفر جانباز دارای نقص عضو که در نیمه دوم سال 1397 تحت حمایت بنیاد شهید شهرستان گیلان غرب بودند و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در گروه های آزمون و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی، سازگاری اجتماعی پیکل و پرسشنامه پذیرش و عمل باند استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون، میزان میانگین نمرات اجتناب تجربی در گروه درمان شناختی-رفتاری هیجان مدار به طور معنی داری پایین تر از گروه کنترل است (0/05>P). همچنین در گروه درمان شناختی-رفتاری هیجان مدار میزان میانگین نمرات سازگاری اجتماعی به طور معنی داری پایین تر از گروه کنترل است (0/05>P).

    بحث و نتیجه گیری

    درمان شناختی-رفتاری هیجان مدار با تاکید بر اصلاح شناخت های تحریف شده و آموزش رفتارهای جدید، درک آگاهی هیجان، فهم هیجان و تنظیم هیجان بر افزایش سازگاری اجتماعی و کاهش اجتناب تجربی در جانبازان دارای نقص عضو موثر است.

    کلیدواژگان: . درمان شناختی-رفتاری هیجان مدار، سازگاری اجتماعی، اجتناب تجربی، نقص عضو
  • لیلا عبدالملکی، حسن امیری*، سعیده سادات حسینی، برزو امیرپور، کریم افشاری نیا صفحات 193-203
    مقدمه

    همسران جانبازان جنگ به واسطه قرابت و یاری رسانی به جانبازان مجروح به عنوان قربانیان ثانویه و پنهان تروما در نظر گرفته می شوند. این مواجهه غیرمستقیم با رویداد استرس آفرین پیامدهای منفی روان شناختی را برای آن ها به دنبال دارد.

    هدف

     پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی اثر کیفیت خواب و عزت نفس جنسی بر اختلال استرس تروماتیک ثانویه در همسران جانبازان جنگ انجام شد.

    مواد و روش ها

     در این پژوهش توصیفی - تحلیلی، واحدهایی پژوهش مشتمل بر 152 نفر از همسران جانبازان جنگ با تشخیص اختلال استرس تروماتیک ثانویه استان کرمانشاه در سال 1398 بود. شرکت کنندگان از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه خواب پیتزبورگ، فرم کوتاه شاخص عزت نفس جنسی (اعتباریابی شده توسط فرخی و شاره) و مقیاس آسیب ثانویه (اعتباریابی شده توسط رضا پور میر صالح و احمدی) استفاده شد. با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده داده ها تحلیل شدند.

    یافته ها

    مطابق با یافته های پژوهش، میانگین (انحراف معیار) کیفیت خواب، عزت نفس جنسی و اختلال استرس تروماتیک ثانویه به ترتیب برابر با (3/88) 13/00، (11/88) 59/11 و (10/53) 63/43 بود. یافته های پژوهش بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین کیفیت پایین خواب و استرس تروماتیک ثانویه بود (0/01>P ،0/345= r). علاوه بر این، بین عزت نفس جنسی و اختلال تروماتیک ثانویه رابطه منفی معناداری وجود داشت (0/01>P ،0/298-= r). نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که 32 درصد از تغییرات اختلال تروماتیک ثانویه از طریق کیفیت خواب و عزت نفس جنسی قابل تبیین است.

    بحث و نتیجه گیری

     با توجه به اهمیت کیفیت خواب و عزت نفس جنسی در پیش بینی اختلال استرس تروماتیک ثانویه، پیشنهاد می شود در برنامه های مداخله برای اختلال استرس تروماتیک ثانویه نقش این عوامل را مدنظر قرار دهند.

    کلیدواژگان: استرس تروماتیک، جانبازان، خواب، عزت نفس
  • محسن محمدزاده*، پیمان جهانداری صفحات 204-212
    مقدمه

    ورود به سربازی سلامت روانی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و یکی از عواملی موثر در سلامت روان مخصوصا در دنیای کنونی، امید به زندگی مطلوب می باشد. مهم ترین تاثیر امید ایجاد انگیزه برای فعالیت و تحرک بیشتر و قوی تر است و امید یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر شادابی است، بنابراین پرداختن به این مسئله می تواند موثر واقع شود.

    هدف

    پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین تاب آوری و تنظیم هیجانی با امید به زندگی در سربازان می پردازد.

    مواد و روش ها

     مطالعه حاضر در سال 1397 بر روی 300 سرباز که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند انجام شد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدسون، تنظیم هیجانی گراس و جان و پرسشنامه امید به زندگی میلر بودند که پایایی و روایی آن ها در مطالعات قبلی تائید شده بودند و در این پژوهش پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای هر کدام به ترتیب 0/89، 0/70 و 0/91 محاسبه شده است. داده های جمع آوری شده در این پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب آوری و تنظیم هیجانی با امید به زندگی سربازان رابطه وجود دارد (0/001P<)، بین تاب آوری با تنظیم هیجانی سربازان رابطه وجود دارد (0/001P<)، تاب آوری و تنظیم هیجانی، توان پیش بینی امید به زندگی سربازان را دارد (0/05P<).

    بحث و نتیجه گیری

    یافته ها بیانگر آن است که بین تاب آوری و تنظیم هیجانی با امید به زندگی در بین سربازان رابطه معنی دار وجود دارد. برای افزایش امید به زندگی در سربازان، آموزش های متمرکز بر تاب آوری که فرد را در برابر عوامل استرس زا مقاوم کرده و تنظیم هیجان که پاسخ های افراد را در موقعیت های مختلف زندگی بخصوص مواقع بحرانی تحت تاثیر قرار داده و باعث انعطاف پذیری افراد می شود، ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، تنظیم هیجانی، امید به زندگی، سربازان
  • سمیه کاملی، شهلا علیاری*، هنگامه حبیبی، سید امیرحسین پیشگویی صفحات 213-220
    مقدمه

    در آموزش علوم پزشکی از جمله پرستاری هدف تربیت افرادی است که بتوانند با مهارت های تفکر عالی (تفکر انتقادی)، تلفیق معلومات، استفاده از استدلال بالینی صحیح و با تکیه بر شواهد، تصمیم گیری را به بهترین نحو انجام دهند.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش استدلال بالینی بر تفکر انتقادی دانشجویان کارشناسی پرستاری در درس پرستاری اورژانس در بحران ها و حوادث غیر مترقبه، انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر، یک مطالعه مقدماتی به شیوه نیمه تجربی از نوع قبل و بعد می باشد که در دانشکده پرستاری آجا در سال 1397 اجرا گردید. 27 نفر از دانشجویان پسر ترم 6 پرستاری به روش تمام شماری وارد مطالعه شدند. وضعیت تفکر انتقادی دانشجویان با استفاده از پرسش نامه استاندارد مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا، قبل و 4 هفته بعد از آموزش، بررسی شد. برنامه آموزش استدلال بالینی با استفاده از مدل فرضیه پردازی تکرار شونده در قالب 5 جلسه آموزشی ارائه گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آزمون تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر، میانگین و انحراف معیار تفکر انتقادی قبل از آموزش به روش استدلال بالینی 2/02 ± 7/63 و بعد از آموزش 3/36 ± 2/26 بود. بین میانگین تفکر قبل و بعد، تفاوت معناداری (0/047P=) وجود داشت. آموزش با روش استدلال بالینی، باعث افزایش مهارت های تفکر انتقادی به نسبت قبل از مداخله شده است.

    بحث و نتیجه گیری

    میزان تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری، به نسبت قبل از آموزش با روش استدلال بالینی افزایش معنی داری داشت و می توان نتیجه گرفت که این روش آموزشی، همانند سایر روش های آموزشی فعال، می تواند باعث بهبود و ارتقا تفکر انتقادی در دانشجویان پرستاری گردد. امید است با به کارگیری این روش تدریس گامی موثر در جهت یادگیری هر چه بهتر دانشجویان و بهبود عملکرد پرستاران در بالین، برداشته شود.

    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، استدلال بالینی، روش های تدریس، دانشجویان پرستاری
  • مریم عطوفی، سیمین تاج شریفی فر*، سید امیر حسین پیشگویی، هنگامه حبیبی صفحات 221-233
    مقدمه

     با توجه به افزایش وقوع بلایا در تمام کشورها و تاکید چارچوب کاهش خطر بلایای سندای (Sendai Framework) مبتنی بر کاهش آسیب پذیری، درک از خطر گامی مهم در افزایش آمادگی است. شواهد نشان می دهند سیستم های بهداشت و درمان در رویارویی با بلایا آماده نیستند. درک از خطر بلایا مفهومی جدید و وابسته به زمینه و فرهنگ است و در این حیطه تاکنون پژوهشی در ایران انجام نشده است.

    هدف

     هدف از این مطالعه شناخت ویژگی های بلایا به عنوان عاملی موثر در درک از خطر مدیران میانی نظام سلامت در نیروهای مسلح است.

    مواد و روش ها

     این مطالعه کیفی در سال 1397 به شیوه تحلیل محتوای قراردادی به روش گرین هیم و لودمن (Ludman & Graneheim) انجام شد. روش گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه  ساختار یافته عمیق بود. مصاحبه ها تا اشباع اطلاعاتی پژوهشگر ادامه یافت. بلافاصله مصاحبه ها به صورت متن درآمده و واحدهای معنایی کدگذاری شده و با توجه به اشتراکات و تفاوت ها زیر طبقات و طبقات شکل گرفتند. مشارکت کنندگان 20 نفر از مدیران رده میانی نظام سلامت نیروهای مسلح با طیفی از تخصص های مرتبط بودند.

    یافته ها

     با تجزیه و تحلیل 20 مصاحبه نیمه ساختار مند عمیق، مدیران میانی نظام سلامت، واحدهای معنایی در 125 کد و 18 زیر طبقه شکل گرفت، این زیر طبقات در سه طبقه عوامل داخل بیمارستانی، عوامل خارج بیمارستانی و نوع بلایا تبیین شدند.

    بحث و نتیجه گیری

     نتایج بیانگر جنبه های متفاوتی از بلایا و تاثیر آن بر درک خطر مدیران میانی نظام سلامت نیروهای مسلح می باشد. بلایای انسان ساخت و به ویژه شورش های سیاسی، منازعات خارج و داخل بیمارستانی و همچنین رویدادهای خاص مانند برگزاری انتخابات و تجمعات سیاسی-مذهبی حتی قبل از اینکه تبدیل به خطری برای سازمان های بهداشتی نظامی شوند بر درک از خطر مدیران و به تبع آن بر اقدامات آنان تاثیر دارند. به نظر می رسد این تفاوت ها مربوط به زمینه کشور ایران و به خصوص سازمان های بهداشتی نیروهای مسلح می باشد.

    کلیدواژگان: بلایا، تحلیل محتوا، سیستم بهداشتی، درک از خطر، مدیران میانی
  • ابوالفضل برزگری دهج*، پیمان جهانداری، فریده حسین ثابت، احمد برجعلی صفحات 224-253
    مقدمه

     تنظیم هیجان ناکارآمد و حالت های خلق منفی نقش مهمی در اختلالات روانی نوجوانان دارند.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و حالت های خلقی نوجوانان به انجام رسید.

    مواد و روش ها

     این پژوهش به شیوه نیمه تجربی صورت گرفت. جامعه آماری مطالعه، کلیه نوجوانان عضو کانون فرهنگی- اجتماعی صادق الوعد تهران بودند. حجم نمونه با روش نمونه گیری در دسترس، 26 نفر تعیین شد. برای ارزیابی متغیرها از پرسشنامه های تنظیم هیجان و حالت های خلقی استفاده شد. نوجوانان گروه آزمون به مدت 8 جلسه 75 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج پژوهش کاهش معناداری در گروه آزمون در زیر مقیاس های سرکوبی (0/01P=)، افسردگی (0/001P=)، تنش (0/001P=) سردرگمی (0/001P=)، خشم (0/001P=) و خستگی (0/02P=) در مرحله پس آزمون را نشان داد. در مرحله پیگیری دو ماهه نیز این اثر ماندگار بود (0/05P=).

    بحث و نتیجه گیری

     با توجه به یافته های این پژوهش، این شیوه درمانی میتواند، باعث بهبود تنظیم هیجان و حالت های خلقی در نوجوانان شود و می توان از آن به عنوان یک مداخله موثر استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، حالت های خلقی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
  • مهدی عیسی زاده، زهرا سادات اسدی*، عاطفه جمشیدیان، رضا خادمی قشلاق صفحات 234-243
    مقدمه

    کسب سواد سلامت الکترونیک نیازمند ترکیبی از مهارت های بهداشتی، اطلاعاتی، دانشی، رایانه و سواد استفاده از اینترنت می باشد. ارتقای توان علمی، عملی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان در گرو وجود سلامت عمومی مطلوب است.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین سواد سلامت الکترونیک و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی آجا در سال 1397 انجام شد.

    مواد و روش ها

     مطالعه حاضر یک بررسی مقطعی (توصیفی - تحلیلی) بر روی 305 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی آجا به روش نمونه گیری آسان در سال 1397 بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه سواد سلامت الکترونیک و پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-) بوده و توسط دانشجویان تکمیل شد. از آزمون همبستگی اسپیرمن به منظور ارزیابی ارتباط متغیرهای تحقیق و از آزمون های یو من ویتنی و کروسکال والیس به منظور مقایسه گروه های مختلف استفاده شد. از نرم افزار SPSS نسخه 23 جهت تحلیل داده ها استفاده و سطح معنی داری کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     میانگین نمره سواد سلامت الکترونیک دانشجویان (5/90) 28/15 و میانگین نمره سلامت عمومی دانشجویان برابر با (16/67) 27/24 بود. با توجه به اینکه طبق پرسشنامه سلامت عمومی کسب نمره پایین تر بر وضعیت سلامت عمومی بهتر دلالت دارد، بین نمره سلامت عمومی دانشجویان با میزان سواد سلامت الکترونیک آنان همبستگی معنی دار و معکوسی مشاهده شد (0/015 P=، 0/139-r=). ارتباط معنی داری بین سواد سلامت الکترونیک و خرده مقیاس های وضعیت جسمانی، اضطراب و بی خوابی و عملکرد اجتماعی مشاهده نشد اما سواد سلامت الکترونیک دانشجویان با خرده مقیاس افسردگی همبستگی معنی دار و معکوسی داشت (0/001 P=، 0/198-r=).

    بحث و نتیجه گیری

    سلامت عمومی بهتر با سواد سلامت الکترونیک بالاتر همراه بود. دانستن این ارتباط در بهبود وضعیت سلامت عمومی دانشجویان موثر است و به نظر می رسد انجام اقداماتی که سبب افزایش سواد سلامت الکترونیک دانشجویان گردد موجب بهبود وضعیت سلامت عمومی آنان خواهد شد. مطالعات بیشتر در خصوص تاثیر گزاری هر کدام از عوامل بر یکدیگر پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: سواد سلامت الکترونیک، سلامت عمومی، دانشجویان
  • آیین محمدی*، ریتا مجتهدزاده، افضل شمسی صفحات 254-262
    مقدمه

    یکی از ابعاد مهم در نظام آموزش عالی کشور، پیشرفت تحصیلی دانشجویان است. با شناسایی به موقع دانشجویان در معرض خطر افت تحصیلی و انجام اقدامات لازم می توان موجب ارتقای وضع تحصیلی آن ها گردید. هوش اجتماعی به میزان بسیار زیادی می تواند موفقیت تحصیلی فرد را پیش بینی کند.

    هدف

    هدف از این مطالعه "تعیین ارتباط هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران" می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی در سال 1397 بر روی دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافته است. نمونه ها به تعداد 140 نفر و به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد هوش اجتماعی "ترومسو" (Tromso Social Intelligence Scale) بود. جهت سنجش پیشرفت تحصیلی از نمره معدل کل دوره تحصیلی دانشجویان استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام گردید و 0/05 P< به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین سنی دانشجویان 1/33±20/54 سال بود. میانگین نمره هوش اجتماعی در دانشجویان مرد (0/85±4/75) نسبت به دانشجویان زن (0/77±0/65) بیشتر بود
    (0/459, P=138, df= 0/743T=). ضریب همبستگی پیرسون ارتباط آماری مثبت و معنی داری بین پیشرفت تحصیلی با هوش اجتماعی (0/613r=) و کلیه ابعاد آن پردازش اطلاعات اجتماعی (0/581r=)، مهارت های اجتماعی (0/445r=)، آگاهی اجتماعی (0/481r=) نشان داد (0/001P=).

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد میانگین هوش اجتماعی و مولفه های آن در دانشجویان در سطح مطلوب قرار دارد. بین هوش اجتماعی و کلیه ابعاد آن با پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد؛ بنابراین برنامه ریزی اساسی توسط مسئولین مربوطه برای ارتقای سطح هوش اجتماعی در جهت افزایش پیشرفت تحصیلی دانشجویان ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: پیشرفت تحصیلی، دانشجو، هوش اجتماعی
|
  • Sharififar SS, Nazari. S* Pages 169-170
  • Atadokht. A, Gharib Bolouk. M*, Mikaeli. N, Samadifard HR Pages 182-192
    Introduction

    Lack of social adjustment and experiential avoidance is attributed to many disorders and behavioral problems. The current study aimed at determining the effect of emotion-focused cognitive behavioral therapy (ECBT) on social adjustment and experiential avoidance in Iranian disabled veterans.

    Materials and Methods

    The current semi-experimental study with the case and control groups and pretest and posttest design was conducted on 40 Iranian disabled veterans covered by Bonyad Shahid of Gilan-e-gharb City in 2018. The subjects were selected by convenience sampling method. The demographic information, the Paykel social adjustment, and the Bond acceptance and action questionnaires were employed for data collection. Data were analyzed using MNCOVA.

    Results

    The obtained results showed a significant decrease in the mean score of experiential avoidance in the training group after receiving ECBT compared with the control group (P<0.05). Also, the mean score of social adjustment was significantly lower in the intervention group after receiving the treatment compared with that of the control group (P<0.05).
    Discussion and

    Conclusion

    ECBT was effective with the emphasis on correcting distorted cognition and teaching new behaviors, understanding excitement, understanding emotion, and adjusting excitement to increase social adjustment and reduce experiential avoidance in disabled veterans.

    Keywords: Behavioral Therapy, Social Adjustment, Veteran
  • Abdoulmalk. L, Amiri. H*, Hosseini. SS, Amirpour. H, Afshariniya. K Pages 193-203
    Introduction

    Wives of veterans, due to close relationship and taking care of them, are identified as secondary or hidden victims of trauma. This indirect exposure to a stressful event brings psychological consequences for them.

    Objective

    The current study aimed at determining the relationship and predicting role of sleep quality and sexual self-esteem in secondary post-traumatic stress disorder among wives of veterans.

    Material and Methods

    The present descriptive-analytical study was performed on 152 wives of veterans with secondary post-traumatic stress disorder in Kermanshah Province, Iran in 2019. The subjects were selected by purposive sampling method. To collect data, the Pittsburgh sleep inventory, sexual self-esteem index for woman-short form (validation by Farokhi & Shareh), and secondary trauma questionnaire (STQ) were used. Data were analyzed by SPSS version 25 using Pearson correlation coefficient and simple linear regression.

    Results

    According to the findings, the mean ± standard deviation scores of sleep quality, sexual self-esteem, and secondary traumatic stress disorder were 13.00±3.88, 59.11±11.88, and 63.43±10.53, respectively. The results indicated a positive and significant relationship between low sleep quality and secondary traumatic stress (r= 0.345, P<0.01). In addition, there was a significant and negative correlation between sexual self-esteem and secondary traumatic stress (r = -0.298, P<0.01). The results of regression analysis showed that 32% of changes in secondary traumatic disorder can be explained by sleep quality and sexual self-esteem.

    Discussion and Conclusion

    Given the important role of sleep quality and sexual self-esteem in the predicting secondary traumatic stress disorder, it is suggested to consider the role of these factors in intervention programs for secondary traumatic stress disorder.

    Keywords: Secondary Post-traumatic Stress Disorder, Self-esteem, Sleep, Veterans
  • Mohsen Mohammadzadeh*, Payman Jahandari Pages 204-212
    Introduction

     Entry into the military service affects the mental health of individuals and one of the effective factors in mental health, especially in the current world, is the hope for a healthy life. The most important effect of hope is the improvement of motivation and activation. Hope is one of the variables that influence the happiness of people in society, especially the younger generation.

    Objectives

     The present study aimed at investigating the relationship of resilience and emotional regulation with life expectancy in soldiers.

    Materials and Methods

     The present descriptive-correlational study was conducted in 2017 on 300 soldiers selected by convenience sampling method. The data collection instruments were the Conner and Davidson resiliency, the Gross and John emotional regulation, and the Miller life expectancy questionnaires. The reliability and validity of the questionnaires were confirmed in previous studies. In the current study, the reliability and validity of the instruments were determined using the Cronbach alpha coefficient, which were 0.89, 0.70, and 0.91, respectively. The collected data were analyzed using SPSS software version 20.

    Results

     The Pearson correlation coefficient showed the correlation of resilience and emotional regulation with soldiers' life expectancy (P <0.001). Resilience and emotional regulation had the potential for life expectancy in soldiers (P <0.05).
    Discussion and

    Conclusion

     The current study findings indicated a significant correlation of resilience and emotional regulation with life expectancy among soldiers. To increase the life expectancy in soldiers, the focused resilience training that increases the individual’s resistance to stress and emotion regulation that influences the individuals’ responses to different situations of life, especially in critical conditions, are essential.

    Keywords: Resilience, Emotional Regulation, Life Expectancy, Soldiers
  • Kameli. S, Aliyari. Sh*, H. Habibi., Pishgooie. SAH Pages 213-220
    Introduction

    In the education of medical sciences- e g, nursing, the main goal is to train students who can make the best decisions with high thinking skills (critical thinking), integrating information, and using sound clinical reasoning while relying on evidence.

    Objectives

    The current study aimed at investigating the effect of teaching clinical reasoning on the critical thinking skill of undergraduate nursing students who took the course of emergency nursing in disasters and events.

    Materials and Methods

    The current quasi-experimental study was conducted on 27 undergraduate students of the 6th semester in Aja Nursing Faculty enrolled in a full-scale study in 2018. The critical thinking styles of students were assessed using the California critical thinking questionnaire before and two weeks after training. The clinical reasoning training program was presented using a repeat hypothesis model in five educational sessions. Data were analyzed by SPSS software version 23 using paired samples t-test.

    Results

    In the present study, the mean and standard deviation scores of critical thinking were respectively 7.63 ± 2.02 and 7.9 ± 3.36 before and after the training program. There was a significant difference between before and after mean scores of critical thinking education (P = 0.047); training with clinical reasoning method improved the critical thinking skills compared to the study onset in the students.
    Discussion and

    Conclusion

    The critical thinking level of nursing students increased significantly after receiving educations with the method of clinical reasoning compared to the study onset level. It can be concluded that this educational method, like other active teaching methods, can improve critical thinking in nursing students. It is hoped that using this method will be an effective step toward better learning of the students and improving the performance of nurses in clinical practice.

    Keywords: Critical Thinking, Clinical Reasoning, Teaching Methods, Nursing Students
  • Otoufi. M, Sharififar. S*, Pishgooie. SAH, Habibi .H Pages 221-233
    Introduction

    According to the increasing incidence of disasters in all countries and the emphasis on the Sendai framework for disaster risk reduction, recognizing such risks is an important step in increasing preparedness. Evidence suggests that healthcare system is not ready to deal with disasters. Disaster risk perception is a new and contextual concept, and no research is yet conducted in this area in Iran.

    Objective

    The present study aimed at identifying the characteristics of disasters as an effective factor in risk perception of healthcare middle managers in armed forces.

    Materials and Methods

    The current qualitative study was conducted in 2018 using the Graneheim & Lundman conventional content analysis. Data were collected using in-depth semi-structured interviews. The interviews continued until data saturation. The interviews were immediately transcribed and coded into semantic units to form categories and subcategories based on similarities and differences. Participants were 20 healthcare middle managers in armed forces with a variety of specialties.

    Results

    After analyzing 20 semi-structured interviews with the healthcare middle managers, semantic units were summed up in 125 codes and 18 subclasses; then the subclasses were explained in three factors of inside hospital, outside hospital, and type of disaster.
    Discussion and

    Conclusion

    The obtained results represented different aspects of disasters and their impacts on the risk perception of healthcare middle managers in armed forces. Disasters, in particular, political riots, inside and outside hospital disputes, as well as certain events such as holding elections and political-religious gatherings may affect the risk perception of managers and, consequently, their measures even before they become a threat to armed forces health organizations. It seems that the differences are related to the underlying conditions of Iran, especially the armed forces medical organizations.

    Keywords: Content Analysis, Disasters, Middle Managers, Healthcare System, Risk Perception
  • Barzegari Dehaj. A*, Ahandari. P, Hossein Sabet F, Borjali. A Pages 224-253
    Introduction

    Inefficient emotion regulation and negative mood states play significant roles in adolescent’s neuroses.

    Objective

    The current study aimed at investigating the effects of group-based acceptance and commitment therapy on the adolescent’s emotional regulation and mood states.

    Materials and Methods

    The present quasi-experimental study was conducted on all adolescents of Sadiq-al-Vaed socio-cultural Center of Tehran, Iran. The subjects included 26 adolescents selected by convenience sampling. The experimental group received acceptance and commitment therapy in eight 75-minute sessions. For data analysis, SPSS software version 20 was employed using repeated measures tests at 0.05 significance level.

    Results

    According to the obtained results, a significant decrease was observed in suppression (P=0.01), depression (P= 0.001), tension (P= 0.001), confusion (P=0.001), and fatigue (P=0.02) subscales after psychotherapy in post-test and follow-up. The effects lasted in the two-month follow-up period (P >0.05).

    Discussion and Conclusion

    According to the study findings, this therapy method can improve emotion regulation and mood state in adolescents and can be used as an effective intervention.

    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, Emotion Regulation, Mood States
  • Isazadeh. M, Z. Asadi *, Jamshidian. A, Khademi Geshlagh. R Pages 234-243
    Introduction

    Electronic health literacy is a combination of skills in terms of health, information, science, computer, and internet. Improving students' scientific and practical abilities and promoting their academic achievement require good general health.

    Objective

    The present study aimed at assessing the relationship between e-health literacy and general health of students of Aja University of Medical Sciences in 2018.

    Material and Methods

    The present cross sectional, descriptive-analytical study was conducted on 305 students of Aja University of Medical Sciences in 2018 enrolled with convenience sampling. Data collection tools included demographic questionnaire, e-health literacy scale (e-Heals), and general health questionnaire (GHQ-28). The relationship between variables was assessed using Spearman correlation test, and groups were compared using the Mann-Whitney U and the Kruskal-Wallis tests. Data were analyzed using SPSS version 23 and P <0.05 was considered significant.

    Results

    A total of 305 questionnaires were analyzed. Students' mean score of e-health literacy was 28.15±5.9, and that of general health was 27.24±16.67. According to GHQ-28, a lower score indicates better general health; a significant and inverse correlation was observed between students' e-health literacy and general health (r= -0.139, P=0.015). E-health literacy had no significant relationship with the subscales of physical status, anxiety, insomnia, and social dysfunction, but it had a significant and inverse relationship with the subscale of depression (r= -0.198, P=0.001).
    Discussion and

    Conclusion

    Better general health was associated with higher e-health literacy. This relationship affects general health improvement and it seems that taking measures to promote e-health literacy improves general health in students. Further studies are recommended to examine how these factors affect one another.

    Keywords: E-Health Literacy, General Health, Students
  • Mohammadi. A*, Mojtahedzadeh. R, Shamsi. A Pages 254-262
    Introduction

     Students' academic achievement is one of the important parameters in higher education system. By timely identification of students at risk of dropping out and taking the necessary measures, their academic status can be improved. Social intelligence can greatly predict students’ academic achievement.

    Objective

     The current study aimed at determining the relationship between social intelligence and academic achievement in anesthesiology and operating room students of Tehran University of Medical Sciences.

    Materials and Methods

     The current cross sectional study was conducted on anesthesiology and operating room students of Tehran University of Medical Sciences in 2018. A total of 140 subjects were selected by convenience sampling method. Demographic questionnaire and the Bradbury and Tromso standard questionnaire for social intelligence were employed as data collection instruments. To measure academic achievement, the overall GPA of the students was used. Data were analyzed using SPSS software version 24 and P <0.05 was considered as the level of significance.

    Results

     The mean age of students was 20.54 ± 1.33 years. Mean score of social intelligence was higher in male students than female ones (4.75±0.85 vs. 4.65±0.77) (T= 0.743, df=138, P= 0.459). Pearson correlation coefficient showed a positive and significant correlation between academic achievement and social intelligence (r=0.613) and all its dimensions (i e, social information processing (r=0.581), social skills (r=0.445), and social awareness (r=0.481) (P=0.000).
    Discussion and

    Conclusion

     The mean score of students' social intelligence and its dimensions was in the desired level. There was a positive and significant relationship between social intelligence and all its dimensions with academic achievement. Therefore, it is suggested to plan for the improvement of social intelligence to promote students’ academic achievement.

    Keywords: Social Intelligence, Academic Achievement, Student