فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال سی و پنجم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • سال سی و پنجم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حکیمه درویژه، مرتضی زاهدی*، بهلول عباس زاده، [جمشید رزمجو صفحات 705-720

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.705.97.5.1575.1610 این تحقیق به منظور بررسی تاثیر تنش آب و محلول پاشی اسید سالیسیلیک و اسپرمین بر مراحل فنولوژیک و عملکرد ترکیب های اسید کافئیک گیاه دارویی سرخارگل (Echinacea purpurea L.)، به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های زراعی 1395 و 1396 در مزرعه موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور اجرا گردید. در این آزمایش رژیم آبیاری در سه سطح (آبیاری پس از تخلیه 20، 40 و 60 درصد رطوبت قابل دسترس) به عنوان فاکتور اصلی و تیمار محلول پاشی (عدم محلول پاشی، محلول پاشی اسید سالیسیلیک در دو سطح 75 و 150 میلی گرم در لیتر، اسپرمین در یک سطح 70 میلی گرم در لیتر، اسید سالیسیلیک 75 + اسپرمین و اسید سالیسیلیک 150 + اسپرمین) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. تاثیر رژیم آبیاری و محلول پاشی اسید سالیسیلیک و اسپرمین بر صفات مورد مطالعه معنی دار بود. در اثر تنش خشکی مراحل فنولوژیک و عملکرد اکیناکوزید و سینارین در گل، اسید شیکوریک، اسید کافتاریک و سینارین در برگ کاهش ولی عملکرد اسید کلروژنیک گل و ترکیب های اسید کافئیکی ریشه (اسید شیکوریک، اکیناکوزید، اسید کلروژنیک، اسید کافتاریک و سینارین) افزایش یافت. محلول پاشی گیاهان با اسید سالیسیلیک و اسپرمین موجب افزایش تمامی صفات مورد مطالعه گردید. برهم کنش اثرهای تنش خشکی و محلول پاشی بر عملکرد ترکیب های اسید کافئیکی ریشه معنی دار شد. بیشترین عملکرد اسید شیکوریک (9.49 کیلوگرم در هکتار)، اکیناکوزید (0.67 کیلوگرم)، اسید کلروژنیک (0.261 کیلوگرم)، اسید کافتاریک (7.31 کیلوگرم) و سینارین ریشه (0.269 کیلوگرم) در سطح آبیاری پس از 60% تخلیه آب با کاربرد توام غلظت بالای اسید سالیسیلیک و اسپرمین بدست آمد. براساس نتایج این آزمایش محلول پاشی سرخارگل با اسید سالیسیلیک و اسپرمین موجب بهبود عملکرد ترکیب های اسید کافئیکی در گیاه سرخارگل در هر دو شرایط بدون تنش و تنش کم آبی گردید.

    کلیدواژگان: گیاه سرخارگل (Echinacea purpurea L.)، تنش آب، اسید سالیسیلیک، اسپرمین، ترکیب های اسید کافئیکی
  • معصومه رجبی هشجین، علی اصغری*، مهرشاد زین العابدینی، محمدرضا غفاری صفحات 721-730

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.721.97.5.1605.41 شنبلیله (Trigonella L.) یکی از مهمترین و قدیمی ترین گیاهان دارویی شناخته شده در جهان است که به دلیل داشتن ترکیب های موثره متنوع در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد. این گیاه بیش از 135 گونه دارد که در سراسر جهان و در اغلب شرایط آب و هوایی رشد می کنند. تریگونلین مهمترین و فراوان ترین آلکالوئید و یکی از ترکیب های ارزشمند موجود در شنبلیله است که برای درمان دیابت و کاهش چربی خون بکار می رود. با توجه به این نکته که این گیاه در اغلب نقاط ایران به خوبی رشد می کند و به منظور بررسی میزان این متابولیت ارزشمند، تعداد 22 ژنوتیپ و ده گونه (T. uncata؛ T. monantha؛ T. persica؛ T. anguina؛ T. stellate؛ T. spruneriana؛ T. astroites؛ T. monspeliaca؛ T. tehranica؛ T. foenume) از جنس شنبلیله از استان های خوزستان، تهران و هرمزگان جمع آوری گردید و میزان تریگونلین آنها با استفاده از تکنیک HPLC مورد سنجش قرار داده شد. نتایج نشان داد که گونه T. foenume که گونه زراعی شنبلیله است، مقدار تریگونلین بیشتری (1.34 میلی گرم بر گرم بذر) نسبت به سایر گونه ها داشت. در رتبه بعدی گونه T. tehranica با اندکی تفاوت (0.9 میلی گرم بر گرم بذر) قرار گرفته بود. سایر گونه های مورد مطالعه با فاصله زیادی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتایج خوشه بندی ژنوتیپ ها براساس روش Ward نمونه های مورد مطالعه را در دو گروه قرار داد. این تحقیق می تواند اساس کارهای بعدی برای استخراج ترکیب های دارویی از سایر گونه های شنبلیله به ویژه گونه های بومی ایران مثل T. tehranica باشد.

    کلیدواژگان: شنبلیله (Trigonella L.)، تریگونلین، گونه، گیاه دارویی، HPLC
  • مارال سلملیان، عظیم قاسم نژاد*، کامبیز مشایخی صفحات 731-744
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.731.97.5.1575.1593 استفاده از محرک ها روشی کارآمد برای افزایش تولید متابولیت های ثانویه گیاهان دارویی در شرایط برون و درون شیشه ای به شمار می رود. این تحقیق به منظور بررسی اثر شوری صفر و 50 میلی مولار، سالیسیلیک اسید و متیل جاسمونات با غلظت های صفر و 100 میکرومولار در دو محیط کشت جامد و مایع بر صفات بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) کالوس گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) در شرایط درون شیشه ای انجام شد. این تحقیق با آرایش فاکتوریل دو عاملی بر پایه کاملا تصادفی در 4 تکرار انجام گردید. محرک های مورد استفاده، محیط کشت و اثر متقابل آنها تاثیر معنی داری بر صفات اندازه گیری شده داشتند. بیشترین میزان تولید فنل و فلاونوئید، در تیمار اسید سالیسیلیک 100 + شوری 50 و تیمار شوری 50 میلی مولار در محیط کشت جامد دیده شد. تیمارهای شوری 50 میلی مولار، اسید سالیسیلیک 100+ شوری 50 و متیل جاسمونات 100+ شوری 50 در محیط کشت جامد سبب افزایش فعالیت آنزیم PAL نسبت به سایر تیمارها شدند. بین آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز، فنل و فلاونوئید همبستگی مثبت دیده شد. تیمار شوری 50 میلی مولار همچنین سبب افزایش اسید آمینه پرولین شد. بنابراین برای بهبود تولید ترکیب های ثانویه ای مانند فنل، فلاونوئید و همچنین فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در استویا، استفاده از تیمار ترکیبی سالیسیلیک اسید (100 میکرومولار) و شوری (50 میکرومولار) در شرایط کشت جامد توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز، پرولین، کشت ‍ ‎بافت، فنل کل، فلاونوئید کل، محیط کشت مایع
  • مرضیه باباش پور اصل*، مرضیه پیریایی، ایرج فرهنگ صفحات 745-758

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.745.97.5.1603.1610 جنس آرتمیزیا شامل تعداد زیادی گونه بوده که برخی از آ نها با کاربرد متنوع به صورت تجاری کشت می شوند. تجمع زیاد روغن های فرار و سایر ترپنوئیدها در اعضای معینی از خانواده آستراسه مانند افسنطین (Artemisia absithium L.) سبب شده که از آنها به عنوان طعم دهنده غذا استفاده گردد. ترپنوئیدها و ترکیب های فنولیکی همچنین مسئول ارزش دارویی و پزشکی بسیاری از اعضای این خانواده هستند. میکرواستخراج فاز جامد (SPME) یک روش سریع، آسان، کارآمد، بی نیاز از حلال زیاد و با امکان اتوماسیون راحت است. در این پژوهش، میکرواستخراج فاز جامد در فضای فوقانی (HS-SPME) با استفاده از فایبر پوشش داده شده با لایه های دوگانه هیدروکسیدی با ساختار نانو در ترکیب با کروماتوگرافی گازی-اسپکتروفتومتری جرمی برای جمع آوری و ردیابی ترکیب های فرار گیاه افسنطین استفاده شد. پارامترهای آزمایشی شامل درجه حرارت و زمان واجذبی، درجه حرارت و زمان استخراج، مقدار نمونه و تاثیر مقدار آب مورد آزمون قرار گرفته و بهینه سازی شدند. روش پیشنهادی در مقایسه با روش های مرسوم آنالیز ساده بوده و هزینه تجهیزات آن اندک است. همچنین در این روش، زمان آنالیز کوتاه تر است و می تواند برای آنالیز ترکیب های فرار گیاهان دارویی بکار رود.

    کلیدواژگان: افسنطین (Artemisia absithium L.)، میکرواستخراج فاز جامد در فضای فوقانی، روغن های فرار، لایه‎ های دوگانه هیدروکسید، نانوساختار اکسید آلومینیوم، کروماتوگرافی گازی-طیف سنجی جرمی
  • جلال قنبری، غلامرضا خواجویی نژاد* صفحات 759-773

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.759.97.5.1576.1711 علاوه بر کلاله، سایر قسمت های گل زعفران (Crocus sativus L.) ازجمله گلبرگ به عنوان محصولات جانبی فرایند تولید زعفران، حاوی ترکیب های زیست فعال و آنتی اکسیدان بوده که معمولا بدون استفاده باقی می مانند. برای افزایش بهره وری این گیاه و همچنین ارزیابی تنوع منشا بنه از نظر عملکرد گل و ترکیب های زیست فعال گلبرگ زعفران، این آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا شد. در این راستا، بنه های مختلف از 9 منطقه ایران (بجستان، استهبان، فردوس، گناباد، نطنز، قائن، سرایان، تربت حیدریه و زرند) تهیه و طی سال های زراعی 95-1394، 96-1395 و 97-1396 بررسی شدند. نتایج بیانگر وجود ترکیب های فنلی بین 24/5-83/2 میلی گرم گالیک اسید در گرم وزن خشک، ترکیب های فلاونوئیدی از 38/0 تا 81/1 میلی گرم کوئرستین در گرم وزن خشک و همچنین فعالیت آنتی اکسیدانی در گلبرگ بود. یافته ها همچنین نشان داد که صفات مرتبط با گل، ترکیب های زیست فعال و قدرت مهارکنندگی رادیکال های آزاد به طور معنی داری تحت تاثیر فصل رشد، منشا بنه و اثر متقابل آنها قرار گرفت. در تمام صفات مورد مطالعه (بجز قدرت احیاءکنندگی)، بنه های با منشا مختلف واکنش متفاوتی به فصل های رشد نشان دادند. بیشترین میزان عملکرد، از بنه های با منشا فردوس در فصل های رشد اول و سوم و بجستان در فصل رشد دوم بدست آمد. بنه های با منشا بجستان و گناباد به دلیل محتوای فنل و فلاونوئید بالا بیشترین (به ترتیب با 216 و 217 میلی گرم در لیتر) و استهبان به دلیل میزان پایین ترکیب های فنلی و فلاونوئیدی، کمترین قدرت آنتی رادیکالی را در فصل رشد 96-1395 نشان دادند. بنه های با منشا فردوس، سرایان، بجستان و گناباد براساس عملکرد و محتوای بالای ترکیب های زیست فعال، قائن و استهبان با میزان کم ترکیب های زیست فعال و فعالیت آنتی اکسیدانی و نطنز، تربت حیدریه و زرند با میزان گلدهی پایین، براساس نتایج تجزیه به مولفه های اصلی و تجزیه خوشه ای در سه گروه اصلی قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: فعالیت آنتی اکسیدانی، گلبرگ زعفران، محتوای فنل و فلاونوئید، منشا بنه
  • الهه تشکری فرد، غلام رضا محسن آبادی*، سید محمدرضا احتشامی، سمانه اسدی صنم صفحات 774-788

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.774.97.5.1576.41 این پژوهش به منظور بررسی مدیریت های متنوع حاصلخیزی خاک بر صفات مورفولوژی، عملکرد اسانس و کیفیت علوفه رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.) اجرا شد. آزمایش به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطح کود (شیمیایی، زیستی، ورمی کمپوست، تلفیق 75% و 50% غلظت کودهای شیمیایی + کودهای زیستی + ورمی کمپوست) بود. نتایج حکایت از معنی دار بودن اعمال تیمارهای مختلفکودی بر صفات مورد بررسی داشتند. بر این اساس تیمار 75% کودهای شیمیایی به همراه کودهای زیستی و ورمی کمپوست با بهبود ویژگی های مورفولوژی، عملکرد اسانس و عملکرد کمی و کیفی علوفه، به عنوان تیمار برتر شناخته شد. تیمار مذکور، بالاترین ارتفاع بوته (95 سانتی متر)، وزن خشک اندام هوایی (98 گرم در مترمربع)، عملکرد زیستی (1191.6 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد دانه (138 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (11.6%) را به خود اختصاص داد. بیشترین و کمترین درصد و عملکرد اسانس به ترتیب مربوط به تیمار 75% غلظت کودهای شیمیایی + کودهای زیستی + ورمی کمپوست (حدود 3% و 18 کیلوگرم در هکتار) و تیمار کاربرد 100% کودهای شیمیایی (حدود 2% و 13 کیلوگرم در هکتار) بود. صفات مهم کیفیت علوفه مانند درصد ماده خشک قابل هضم، درصد قندهای محلول در آب و میزان خاکستر در تیمار ادغام 75% غلظت کودهای شیمیایی با کودهای زیستی و ورمی کمپوست بالاترین مقدار را به همراه داشت. در حالی که صفات مذکور در کاربرد 100% کودهای شیمیایی، در مقایسه با سایر تیمارها کمترین مقدار را دارا بود. افزون براین عوامل کاهنده کیفیت علوفه مانند فیبرهای نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی در این تیمار بیشترین مقادیر را شامل شد. بنابراین به نظر می رسد در راستای دستیابی به کشاورزی پایدار و بهینه سازی تولید ارگانیک گیاهان دارویی، غلظت های کاهش یافته کودهای شیمیایی به همراه منابع زیستی افزون بر تولید اقتصادی بتواند موجب کاهش آلودگی محیط زیست شود.

    کلیدواژگان: حاصلخیزی خاک، مورفولوژی، گیاه دارویی، کیفیت علوفه، ریزجانداران
  • فرانه خدامرادی، اسماعیل میرزایی قلعه*، محمد جعفر دالوند، روح الله شریفی صفحات 789-801

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.789.97.5.1591.1610 مرزه (Satureja hortensisL.) گیاهی معطر و از خانواده نعناعیان است که دارای خواص دارویی بسیار زیادی می باشد. امروزه در پرورش این گیاه از کود اوره استفاده می شود که تاثیر زیادی بر عملکرد آن دارد. اما استفاده بی رویه از کود اوره سلامت مصرف کننده را به شدت تهدید می کند. ازاین رو در این تحقیق، طبقه بندی محصول مرزه برداشت شده براساس میزان اوره مصرفی به کمک سامانه ماشین بویایی بررسی شد. اوره در چهار سطح (صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار) به خاک اضافه شد. مرزه در کرت های آزمایشی و در شرایط گلخانه ای پرورش داده شد. رایحه نمونه ها به کمک سامانه بینی الکترونیک ارزیابی شد. به منظور بهبود سیگنال های خروجی بینی الکترونیک، داده ها به روش کسری نرمال شدند. برای ترکیب ویژگی ها از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) و برای طبقه بندی آنها از شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده شد. براساس نتایج، حسگر TGS822 بهترین پاسخ را در محدوده تغییرات کود اوره مورد آزمایش از خود نشان داد. براساس نتایج تحلیل مولفه های اصلی، PC1 و PC2 93% واریانس داده ها را مورد پوشش قرار دادند. همچنین ماتریس اغتشاش بهترین ساختار ANN، تفکیک 100% را نشان داد.

    کلیدواژگان: تحلیل مولفه های اصلی، شبکه عصبی مصنوعی، کود اوره، ماشین بویایی، مرزه (Satureja hortensis L.)
  • سید شهاب میرباقری، حامد رفیعی*، حامد اکبرپور صفحات 802-818
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.802.97.5.1576.1606 در میان محصولات مختلف تولیدی در بخش کشاورزی ایران، زعفران جزء محصولات خاص کشور به شمار می رود. با توجه به قیمت بالای آن در صادرات غیرنفتی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. در این مطالعه به بررسی ساختار بازار زعفران طی سال های 2001 تا 2018 در بسته بندی های مختلف و قدرت بازاری ایران در کشورهای هدف نسبت به رقبا با استفاده از شاخص هرفیندال- هیرشمن پرداخته شده است. همچنین اولویت بندی کشورهای هدف ایران براساس شاخص های تداوم بازاری، میانگین قیمت دلاری، میانگین سهم وارداتی کشور هدف، ضریب نوسان قیمت دلاری و ضریب نوسان سهم وارداتی کشور هدف با استفاده از رهیافت تاکسونومی عددی برآورد می شود. نتایج ساختار بازار جهانی زعفران بیانگر این مطلب است که بازار زعفران طی دوره 2001 تا 2018 بین چندجانبه بسته و باز می باشد. همچنین نتایج اولویت بندی صادرات زعفران در بسته بندی کمتر از 10 گرمی بیانگر این است که کشورهای نروژ، امارات متحده و اسپانیا رتبه های یک تا سه را به خود اختصاص داده اند. نتایج اولویت بندی بسته بندی زعفران در بسته های 10 تا 30 گرم نشان می دهد که بهترین بازارهای هدف کشورهای امارات، اسپانیا و عربستان می باشند. با توجه به نتایج اولویت بندی کشورهای هدف در کد تعرفه های مختلف، پیشنهاد می شود با استفاده از تفاهم نامه های ترجیحی و دوطرفه اقدام به بازاریابی زعفران در کشورهای اولویت بندی شده در هر کد تعرفه (ارائه شده در نتایج) گردد تا شرایط لازم برای تغییر الگوی صادراتی و رسیدن به الگوی پیشنهادی مهیا شود.
    کلیدواژگان: تاکسونومی عددی، اولویت بندی، شاخص هرفیندال-هیرشمن، زعفران
  • صبا سیادت جمیان، مجید آقاعلیخانی*، علی مختصی بیدگلی صفحات 819-833

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.819.97.5.1593.1586 به‎منظور بررسی تاثیر تراکم کاشت بر ویژگی های کمی و کیفی کنگرفرنگی (Cynara cardunculus L. var. scolymus L.Fiori) در شرایط حضور و عدم حضور علف های هرز، یک آزمایش مزرعه‎ای در سال 1395 در دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عوامل مورد بررسی در این آزمایش شامل چهار تراکم کاشت (2، 4، 6 و 8 بوته در مترمربع) در دو شرایط وجود و عدم وجود علف هرز بودند. در این مطالعه صفات مختلفی شامل تعداد برگ در بوته، شاخص سطح برگ، وزن خشک کل، کلروفیل a و b و کل، کافئیک اسید و کلروژنیک اسید اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که تعداد برگ، وزن تر و وزن خشک کنگرفرنگی به طور معنی داری تحت تاثیر تراکم بوته و رقابت علف های هرز قرار گرفتند. به طوری که رقابت علف های هرز وزن خشک کنگرفرنگی را 4/22% کاهش داد. بیشترین شاخص سطح برگ (29/2) و وزن خشک کنگرفرنگی (44/253 گرم در مترمربع) در تراکم 6 بوته در مترمربع حاصل شد، در حالی که بیشترین تعداد برگ در بوته (16.33) متعلق به تراکم 2 بوته در مترمربع بود. در میان صفات کیفی، کلروفیل a، b و کل فقط تحت تاثیر تیمار علف هرز و عملکرد کافئیک اسید، کلروژنیک اسید و پلی فنول تام تحت تاثیر تراکم کاشت قرار گرفتند. اثر تراکم بوته کنگرفرنگی بر سطح برگ و وزن خشک علف های هرز نیز معنی دار بود. در مجموع بیشترین عملکرد متابولیت‎های ثانویه اصلی در کنگرفرنگی شامل کافئیک اسید، کلروژنیک اسید و پلی فنول تام به ترتیب برابر 5.99، 9.55 و 5.89 گرم در مترمربع از تراکم 6 بوته در مترمربع حاصل شد که به طور کامل تحت تاثیر عملکرد ماده خشک قرار داشتند.

    کلیدواژگان: جمعیت گیاهی، ترکیب های فنولی، کلروژنیک اسید، رقابت بین گونه ای، متابولیت های ثانویه
  • سودابه مفاخری*، رقیه امینیان صفحات 834-845

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.834.97.5.1662.1610 اگرچه استفاده از کودهای شیمیایی تولید محصول را افزایش می دهند، اما مصرف طولانی مدت آنها سبب فشردگی و کاهش حاصلخیزی خاک، افزایش آلودگی هوا و آب و همچنین افزایش انتشار گازهای گلخانه ای شده که در نهایت منجر به وارد آمدن آسیب جدی به سلامت انسان و محیط زیست می شوند. این پژوهش با هدف مطالعه و مقایسه تاثیر تغذیه با کود شیمیایی و کودهای زیستی بر کمیت و کیفیت گیاه دارویی گشنیز (Coriandrum sativum L.) در سال زراعی 96-97 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تیمار شامل: کاربرد عصاره جلبک دریایی، هیومیک اسید، کود شیمیایی ماکرو (NPK) و شاهد (بدون استفاده از کود) و 5 تکرار انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تیمارهای آزمایشی تاثیر معنی داری بر اغلب صفات مورد اندازه گیری داشتند، به طوری که بیشترین ارتفاع بوته، وزن خشک بوته، تعداد چتر در بوته، تعداد بذر در بوته، وزن هزاردانه، تعداد شاخه فرعی درجه اول، مقدار کلروفیل، مقدار کاروتنوئید برگ و درصد اسانس بذر از گیاهان تیمار شده با کود شیمیایی و عصاره جلبک بدست آمد. از سوی دیگر بالاترین وزن تر بوته از تیمار کاربرد کود شیمیایی حاصل گردید، اما بیشترین تعداد شاخه فرعی درجه دوم (9.08 عدد) و بالاترین درصد لینالول (61.32%) در اسانس، از گیاهانی حاصل شد که عصاره جلبک دریافت کرده بودند. نتایج حکایت از آن داشت که استفاده از عصاره جلبک در بسیاری از صفات کمی و کیفی توانست به خوبی جایگزین کاربرد کود شیمیایی گردد.

    کلیدواژگان: عصاره جلبک، کود شیمیایی، گشنیز (Coriandrum sativum L.)، هیومیک اسید
  • سیما اطمینان، زهرا شیبانی تذرجی*، محمدرضا حسنی صفحات 846-859
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.846.97.5.1575.1610 با توجه به اهمیت اقتصادی آفات انباری و معایب حشره کش های شیمیایی، در این تحقیق اثر دور کنندگی عصاره سیر و فلفل (تنداکسیر®) و پودر سیر و فلفل روی شب پره هندی Plodia interpunctella Hubner (Lep.: Pyralidae) بررسی شد. اثر دورکنندگی غلظت های مختلف تنداکسیر (1، 5، 10، 15 و 20 درصد) و پودر سیر و فلفل روی حشره کامل و لارو سن چهارم با استفاده از لوله شیشه ای Y شکل و روی لارو سن اول با استفاده از دو روش لیوان منفذدار و پتری دیش و همچنین اثر بازدارندگی این ترکیب ها روی تخم ریزی حشره کامل ارزیابی شد. نتایج نشان داد که غلظت 20% تنداکسیر و پودر سیر به ترتیب با 97/63% و 90/58% بیشترین اثر دورکنندگی را روی حشرات کامل دارند. اثر دورکنندگی تیمارها روی لارو سن چهارم نسبت به حشره کامل کمتر بود و پودر سیر و غلظت 20% تنداکسیر به ترتیب به میزان 57.5% و 40% بیشترین دورکنندگی را روی لارو سن چهارم داشتند. پودر فلفل (82.5%) بیشترین دورکنندگی را روی لارو سن اول در روش لیوان منفذدار نشان داد. میزان دورکنندگی روش پتری دیش کمتر بود و بیشترین میزان آن (67.5%) در غلظت 20% تنداکسیر ثبت شد. بیشترین اثر بازدارندگی روی تخم ریزی حشره کامل مربوط به پودر سیر و غلظت 20% تنداکسیر به ترتیب با47.89% و 47.65% بود. نتایج این تحقیق کارایی عصاره و پودر سیر و فلفل را در دور کردن و ممانعت از تخم ریزی شب پره هندی نشان داد.
    کلیدواژگان: Plodia interpunctella، دورکنندگی، تنداکسیر، پودر سیر، پودر فلفل
  • مهدی پارسا*، رضا کمائی، بهناز یوسفی صفحات 860-875

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.860.97.5.1578.1610 به منظور بررسی اثر رژیم های مختلف آبیاری و ترکیب های مختلف کودی بر شاخص های عملکرد و عناصر موجود در گیاه نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در 3 تکرار در سال زراعی 97-96، در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا گردید. فاکتورهای مورد آزمایش شامل سطوح مختلف رژیم های آبیاری در سه سطح 100% ظرفیت زراعی (FC)، 75% ظرفیت زراعی (FC) و 50% ظرفیت زراعی (FC) و 6 نوع کودهای مختلف زیستی و شیمیایی شامل: 1- کود زیستی باکتریایی NPK+NPP، 2- کود زیستی باکتریایی NPP، 3- NPK، 4- کود ریزمغذی (MIC) و 5- MIC + کود آمینه اسید (AP) بود. در این آزمایش صفات وزن خشک، ارتفاع بوته، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، سدیم، پروتئین، اسپد، درصد اسانس و عملکرد اسانس اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثرهای اصلی رژیم های آبیاری و انواع مختلف کودی بر روی شاخص های وزن خشک، نیتروژن، فسفر، پروتئین و درصد اسانس در سطح 1% و شاخص اسپد در سطح 5% معنی دار بود. بیشترین میزان وزن خشک (56/14 گرم) و فسفر (43/0%) در تیمار آبیاری 100% ظرفیت زراعی، نیتروژن (2.001%)، پروتئین (12.51%)، عدد اسپد (45.3) و پتاسیم (1.66%) در تیمار کودی ترکیبی NPK+NPP و بیشترین میزان درصد اسانس (64/1%) در تیمار آبیاری 50% FC بود. نتایج این بررسی نشان داد که استفاده از کودهای ترکیبی زیستی باکتریایی و شیمیایی در رژیم آبیاری کامل باعث افزایش شاخص های عملکرد و عناصر ماکرو شد.

    کلیدواژگان: عملکرد اسانس، عدد اسپد، نیتروژن، فسفر، نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)
  • فرزانه جنگی، محمدتقی عبادی*، مهدی عیاری صفحات 876-887

    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.876.97.5.1575.1586 به منظور بررسی تاثیر شدت تابش مادون قرمز و سرعت جریان هوا بر برخی از خصوصیات کیفی گیاه دارویی  زوفا (Hyssopus officinalis L.) در طی فرایند خشک کردن، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. شدت تابش مادون قرمز در سه سطح 0.2، 0.3 و 0.5 وات بر سانتی متر مربع و سرعت جریان هوا در سه سطح 5/0، 1 و 5/1 متر بر ثانیه در این آزمایش مورد بررسی قرار گرفتند و صفاتی همانند ویژگی های رنگ، محتوی و ترکیب اسانس ارزیابی شد. نتایج نشان دهنده تاثیر معنی دار تیمارها بر تمامی صفات مورد مطالعه بود. در شدت تابش 3/0 وات بر سانتی متر مربع، با افزایش سرعت جریان هوا بسیاری از شاخص های مطلوب رنگ همانند شاخص روشنایی (L*)، سبزی (a*) و خلوص رنگ (کروما) افزایش معنی داری یافت و به طور کلی رنگ نمونه ها در شدت تابش های پایین بهتر حفظ گردید. محتوای اسانس نمونه های خشک شده در شدت تابش های 0.2 و 0.3 وات بر سانتی متر مربع به طور متوسط حدود 2/0% بیشتر از شدت تابش 0.5 وات بر سانتی متر مربع بود. افزایش سرعت جریان هوا در شدت تابش های پایین باعث کاهش درصد اسانس شد ولی در شدت تابش 0.5 وات بر سانتی متر مربع با افزایش سرعت جریان باد، میزان اسانس 0.17% افزایش یافت. میزان ترکیب سیس-پینوکامفن در اسانس نمونه های تیمارشده با شدت های پایین تابش مادون قرمز بیشتر از تیمارهای دارای شدت بالای این پرتو بود، به طوری که میزان این ترکیب در شدت تابش 0.2 وات بر سانتی متر مربع، 3.5% تا 18.9% بیشتر از 0.5 وات بر سانتی متر مربع بود. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که بهره گیری از شدت تابش های پایین پرتو مادون قرمز در فرایند خشک کردن زوفا، ضمن حفظ خصوصیات رنگ برگ ها، می تواند سبب حفظ محتوای اسانس و اجزای اصلی آن گردد.

    کلیدواژگان: زوفا (Hyssopus officinalis L.)، خشک کن مادون قرمز، رنگ، اسانس، سیس-پینوکامفن
|
  • H. Darvizheh, M. Zahedi *, B. Abaszadeh, J. Razmjoo Pages 705-720

    In order to study the effect of water deficit and foliar application of salicylic acid and spermine on the phenological stages and caffeic acid derivatives yield of Echinacea purpurea L., a three replicated split- plot experiment was conducted based on a randomized complete block design during 2016 and 2017 growing seasons at the research field of Research Institute of Forests and Rangelands, Iran. In this experiment, three irrigation regimes (irrigation after 20, 40 and 60% depletion of soil available water) were accommodated in main plots and salicylic acid (SA) and spermine (SPM) spray treatments (Control (no spray), spray at five levels of 75 mg/l SA, 150 mg/l SA, 75 mg/l SPM, 75 mg/l SA+75 mg/l SPM and 150 mg/l SA+75 mg/l SPM) were considered in subplots. The exogenous SA and SPM were applied on the foliage at two steps, 10-days apart and at the beginning of stem elongation stage. The effects of irrigation regime and spray treatments were significant on the traits studied. Drought stress decreased the number of days to phenological stages, the yield of echinacoside and cynarin in flower and cichoric acid, and caftaric acid and cynarin in leaves, but increased the yield of chlorogenic acid in flowers and caffeic acid derivatives (cichoric acid, echinacoside, chlorogenic acid, caftaric acid and cynarin) in roots. The foliar application of salicylic acid and spermine increased all studied traits. The interaction between water deficit and foliar spray was significant on the yield of caffeic acid derivatives in roots. The highest yield of cichoric acid (9.49 kg/ha), echinacoside (0.67 kg/ha), chlorogenic acid (0.26 kg/ha), caftaric acid (7.31 kg/ha) and cynarin (0.27 kg/ha) in roots was obtained at irrigation after 60% depletion of soil available water and simultaneous application of high concentrations of SA and SPM. Based on the results of the present study, the foliar application of SA and SPM improved the yield of caffeic acid derivatives in coneflower under both normal and water stress conditions.

    Keywords: Echinacea purpurea L, Water stress, salicylic acid, spermine, caffeic acid derivatives
  • M. Rajabi Hashjin, A. Asghari *, M. Zeinalabedini, M.R. Ghaffari Pages 721-730

    Fenugreek (Trigonella L.) is one of the most important and oldest known medicinal plants in the world, used in the treatment of many diseases due to its various secondary metabolites. The plant has more than 135 species growing throughout the world and in most climates. Trigonelline is the most important and most abundant alkaloid and one of the valuable metabolites found in fenugreek that is used to treat diabetes and reduce blood lipids. In this research, 22 genotypes from 10 species of fenugreek including: T. uncata, T. monantha, T. persica, T. anguina, T. stellate, T. spruneriana, T. astroites, T. monspeliaca, T. tehranica and T. foenum-graecum were collected from Khuzestan, Tehran, and Hormozgan provinces and their trigonelline levels were measured using HPLC technique. The results showed that T. foenum-graecum and T. tehranica had higher trigonelline content (1.34 and 0.9 mg/g seed, respectively) than other species. Also, there was a significant difference between genotypes for trigonelline content. The clustering based on Ward’s method separated genotypes into two groups. This study could be the basis for further work on the extraction of pharmaceutical compounds from other fenugreek species, especially native species of Iran such as T. tehranica.

    Keywords: Fenugreek (Trigonella L.), trigonelline, species, medicinal plant, HPLC
  • M. Salmalian, A. Ghasemnejad *, K. Mashayekhi Pages 731-744
    Using stimulants is an efficient way to increase the production of secondary metabolites of medicinal plants under in vivo and in vitro conditions. The present study aimed to investigate the effect of NaCl (0 and 50 mM), salicylic acid, and methyl jasmonate (each in 0 and 100 μM) in solid and liquid culture media on the biochemical properties and phenylalanine ammonia-lyase (PAL) activity of stevia callus under in vitro conditions. This study was conducted in a completely randomized design with a two-factor factorial arrangement in four replications. The stimuli used, culture medium and their interactions had a significant effect on the measured traits. The highest amount of phenol and flavonoid production was observed in salicylic acid 100 + salinity 50 and salinity 50 treatments in solid culture medium. Treatments including salinity 50, salicylic acid 100 + salinity 50 and methyl jasmonate 100 + salinity 50 in the solid medium increased PAL enzyme activity compared to other treatments. PAL enzyme, phenol and flavonoid were positively correlated each other. The 50 mM salinity treatment also increased proline amino acid content. Therefore, in order to improve the production of secondary compounds such as phenol, flavonoids and also PAL enzyme activity in stevia, a combination of salicylic acid (100 μM) and salinity (50 mM) is recommended under solid culture medium conditions.
    Keywords: phenylalanine ammonialyase, Proline, Tissue culture, phenol, flavonoid, liquid media
  • M. Babashpour Asl *, M. Piryaei, I. Farhang Pages 745-758

    The genus Artemisia comprises a large number of species, some of which are cultivated commercially in a variety of applications. The high accumulation of essential oils and other terpenoids in certain members of family Asteraceae, such as wormwood (Artemisia absinthium L.), has made them useful as flavorings. Terpenoids and phenolic compounds are also responsible for the medicinal and medical values of many members of this family. The solid-phase microextraction (SPME) is a fast, easy, efficient, highly solvent-free, and easy-to-automate method. In the present study, headspace SPME (HS-SPME) using nanostructured layered double hydroxide coated fiber in combination with gas chromatography-mass spectrometry was utilized as a monitoring technique for the collection and detection of essential oil constituents of wormwood. Experimental parameters including temperature and desorption time, temperature and extraction time, sample weight, and water content effect were tested and optimized. A temperature of 260 °C was found to be appropriate for efficient desorption. The best desorption time was obtained 2 min for all measurements. The optimized quantities were found for extraction temperature 75 °C, extraction time 25 min, sample weight 2.5 g. The added water deactivated the fiber surface by blocking the active sites; therefore, the proposed fiber is suitable for dry samples. The proposed method is simple and costly compared to conventional methods of analysis. In addition, in this method, the analysis time is shorter and could be used for the analysis of volatile compounds in medicinal plants.

    Keywords: Wormwood (Artemisia absithium L.), HS-SPME, essential oil, LDH, Nanoporous anodic aluminum oxid, GC-MS
  • J. Ghanbari, Gh. Khajoei Nejad * Pages 759-773

    In addition to the stigma, other parts of saffron (Crocus sativus L.) flower including petals, as by-products of the saffron production process, contain bioactive and antioxidant compounds that are usually left unused. This experiment was conducted at the research field of Shahid Bahonar University of Kerman, Iran, to increase the productivity of this crop as well as investigate the variation in corm origin in terms of flower yield and bioactive compounds of saffron petals. In this regard, different corms from nine different regions of Iran (Bajestan, Estahban, Ferdows, Gonabad, Natanz, Qaen, Sarayan, Torbate-Heydarieh and Zarand) were evaluated during the three growing seasons of 2015-16, 2016-17 and 2017-18. Based on the results, phenolic compounds ranged from 2.83 to 5.24 mg gallic acid/g dry weight and flavonoid compounds ranged from 0.38 to 1.81 mg quercetin/g dry weight in petals. The results also demonstrated that flower-related traits, bioactive compounds and radical scavenging activity were significantly affected by the growing season, corm origin and their interaction. In all the traits studied (except reducing power ability), corms of different origins showed different responses to the growing season. The highest yield was obtained from the corms of Ferdows in the first and third growing seasons and Bajestan in the second growing season. The corms of Bajestan and Gonabad (the highest phenolic and flavonoid contents) and Estahban (the least phenolic and flavonoid contents) showed, respectively, the highest (216 and 217 mg/L, respectively) and lowest antiradical activity in 2016-17 growing season. The corms of Ferdows, Sarayan, Bajestan, and Gonabad origin based on high yield and bioactive compounds content, Qaen and Estahban due to low bioactive compounds content and antioxidant activity, and Natanz, Torbate-Heydarieh and Zarand with the lowest flower production were grouped into three main clusters according to cluster and principal component analyses.

    Keywords: Antioxidant activity, Saffron petals, Phenol, flavonoid content, Corm provenance
  • E. Tashakorifard, Gh.R. Mohsenabadi *, S.M.R. Ehteshami, S. Asadi Sanam Pages 774-788

    This study was carried out to investigate different soil fertility management on morphological traits, essential oil yield and quality of fennel (Foeniculum vulgare Mill) forage. The experiment was conducted as a randomized complete block design with three replications at the Research Institute of Forests and Rangelands. The experimental treatments included five fertilizer levels (chemical, biological, vermicompost, 75% and 50% concentration of chemical fertilizers + bio-fertilizers + vermicompost). The results indicated the significant effects of different fertilizer treatments on the traits studied. Accordingly, the treatment of 75% chemical fertilizers with biofertilizers and vermicompost improved morphological characteristics, essential oil yield, and quantitative and qualitative yield of forage, recognized as superior treatment. The above mentioned treatment had the highest plant height (95 cm), shoot dry weight (98 g m-2), biological yield (1191.6 kg ha-1), seed yield (138 kg ha-1), and harvest index (11.6%). The highest and lowest percentage and essential oil yield were related to 75% chemical fertilizers+biofertilizers+vermicompost (about 3% and 18 kg ha-1) and 100% chemical fertilizers treatment (about 2% and 13 kg ha-1), respectively. The highest amount of important forage qualitative traits such as digestible dry matter (%), water soluble sugars (%) and ash content was obtained in 75% chemical fertilizers with biofertilizers and vermicompost treatment. While the above mentioned traits had the lowest amount in the application of 100% of chemical fertilizers, compared to other treatments. In addition, forage quality-reducing factors such as neutral and acidic insoluble fiber had the highest values in this treatment. It seems that in order to achieve sustainable agriculture and optimize the organic production of medicinal plants, the reduced concentrations of chemical fertilizers along with bio-resources can reduce environmental pollution in addition to economic production.

    Keywords: Soil fertility, Morphology, medicinal plant, forage quality, Microorganisms
  • F. Khodamoradi, E. Mirzaee Ghaleh *, M.J. Dalvand, R. Sharifi Pages 789-801

    Summer savory (Satureja hortensisL.) is a fragrant herb in the Lamiaceae family with many medicinal properties. Today, urea fertilizer is used for growing this plant which has a great impact on its performance. However, the unnecessary use of urea fertilizer threatens consumer health. Therefore, in this research, the harvested savory plants were classified based on the amount of urea consumed by an olfactory machine. The urea was added to soil at four levels (0, 50, 100 and 150 kg ha-1). Plants were grown in experimental plots under greenhouse conditions. The fragrance of the samples was evaluated using the electronic nose system. In order to optimize the output signals of the electronic nose, the data were normalized by the fractional method. Principal component analysis (PCA) and artificial neural network (ANN) were used respectively to combine the features and classifying them. Based on the results, TGS822 sensorshowed the best response in the range of urea fertilizer tested. Based on the results of PCA, PC1 and PC2 accounted for 93% of the variance. Also, the confusion matrix showed a 100% correct classification rate by the best ANN structure.

    Keywords: Principal component analysis, Artificial Neural Network, Urea fertilizer, Olfactory machine, Summer savory (Satureja hortensis L.)
  • S.Sh. Mirbagheri, H. Rafiee *, H. Akbarpour Pages 802-818
    Saffron is one of the special agricultural products of Iran and due to its high price in non-oil exports has a special place. In this study, the structure of saffron market during 2001 to 2018 in different packaging and market power of Iran in target countries compared to competitors was investigated using Hierpindal-Hirschman index, and prioritization of target countries of Iran based on market continuity indices, average price (dollar), average import share of target country, price fluctuation coefficient and target country import share fluctuation coefficient were determined using numerical taxonomy approach. The results showed that the saffron market was between open oligopoly and closed oligopoly during 2001 to 2018. Also, the results of prioritization of saffron exports in packages of less than 10 grams indicated that Norway, the United Arab Emirates (UAE) and Spain were ranked one to three. The results of the prioritization of the saffron packaging in 10 to 30 gram packages showed that the best target markets were UAE, Spain and Saudi Arabia. Considering the prioritization results of the target countries in different tariff codes, it is suggested to use preferential and bilateral agreements on the marketing of saffron in countries prioritized in each tariff code (see the results) to be prepared to change the export pattern and reach the proposed  pattern.
    Keywords: numerical taxonomy, Prioritization, Hierpindal-Hirschman Index, Saffron
  • S. Syadat Jamian, M. Aghaalikhani *, A. Mokhtassi Bidgoli Pages 819-833

    To investigate the effect of planting density on quantitative and qualitative characteristics of globe artichoke (Cynara cardunculus L. var. Scolymus (L.) Fiori) under weedy and weed-free conditions, a field experiment was conducted at Tarbiat Modares University, Tehran in 2016 growing season. A factorial arrangement of the experimental treatments was studied in a randomized complete block design with three replications. The factors included four crop planting densities (2, 4, 6 and 8 plants m-2) under two conditions of presence and absence of weeds. Different traits including leaf number per plant, leaf area index, total dry weight, chlorophylls a, b and total chlorophyll, caffeic acid, chlorogenic acid and total polyphenol contents were measured. The results showed that leaf number and dry weight were significantly affected by plant density and weed competition in artichoke, so that the weed competition reduced the artichoke dry weight by 22.4%. The highest leaf area index (2.29) and dry weight of artichoke (253.44 g m-2) were observed at 6 plants m-2, while the highest number of leaves per plant (16.33) belonged to the density of 2 plants m-2. Among qualitative traits chlorophylls a, b and total chlorophyll were only affected by weed presence while caffeic acid, chlorogenic acid and total polyphenol contents were only affected by plant density. The effect of crop plant density on weed leaf area and dry weight was also significant. Overall, the highest performance of the main secondary metabolites in artichoke including caffeic acid, chlorogenic acid and total polyphenol (5.99, 9.55 and 5.89 g m-2, respectively) were obtained at 6 plants m-2, completely affected by crop dry matter yield.

    Keywords: Plant population, Phenolic compounds, chlorogenic acid, inter specific competition, Secondary metabolites
  • S. Mafakheri *, R. Aminian Pages 834-845

    Though chemical fertilizers increase crop production, their long-term use causes soil compaction and decreased fertility, increased air and water pollution, as well as increased greenhouse gases emission, ultimately leading to serious damage to human health and the environment. A greenhouse experiment was conducted during 2018 to evaluate the effects of chemical and bio-fertilizers on the quality and quantity of Coriander (Coriandrum sativum L.) in a randomized complete block design with four treatments. The experimental treatments included chemical fertilizer (NPK), seaweed extract, humic acid, and control (without fertilizer) with five replications. The results showed that the treatments had a significant effect on most of the traits. The highest plant height, plant dry weight, number of umbels per plant, number of seeds per plant, 1000 seed weight, number of primary branches, chlorophyll content, leaf carotenoid content, and essential oil content were obtained in the plants treated with chemical fertilizer as well as seaweed extract. The highest plant fresh weight was obtained from chemical fertilizer treatment, and the highest number of secondary branches (9.08) and linalool percentage (61.32%) were obtained from the seaweed extract treatment. The results indicated that the seaweed extract could be a good replacement for chemical fertilizers in coriander.

    Keywords: Seaweed extract, chemical fertilizer, coriander (Coriandrum sativum L.), humic acid
  • S. Etminan, Z. Sheibani Tezerjii *, M.R. Hassani Pages 846-859
    Due to the economic importance of stored product pests and disadvantages of chemical insecticides, in this study, the repellency and oviposition deterrency effect of garlic and pepper extract (Tondexir®) and powder was investigated on Plodia interpunctella Hubner (Lep.: Pyralidae). The repellency effect of different concentrations of tondexir (1, 5, 10, 15 and 20%) and garlic and pepper powders was evaluated using Y-shaped olfactometeron adult insects and fourth larval instars, and using leaky glass and petri dish methods on first larval instars, in addition to evaluating the oviposition deterrency effect of these compounds on adult insects. The results showed that 20% concentration of tondexir and garlic powder had the highest repellency effect (63.97% and 58.90%, respectively) on adult insects. The repellency effect of treatments on fourth larval instars was less than that of adult insects. Garlic powder and 20% concentration of tondexir had the highest repellency effect (57.5% and 40%, respectively) on fourth larval instars. Pepper powder showed the highest repellency rate (82.5%) on first larval instars in leaky glass method. The petri dish method had the lowest repellency rate and its highest rate (67.5%) was observed at 20% concentration of tondexir. The highest oviposition deterrency effect of adult insects was related to garlic powder (47.89%) and 20% concentration of tondexir (47.65%). The results of the present study indicated the efficacy of garlic and pepper extract and powder in repelling and the oviposition deterrency of P. interpunctella.
    Keywords: Plodia interpunctella, repellency, tondexir, garlic, Pepper
  • M. Parsa *, R. Kamaei, B. Yousefi Pages 860-875

    In order to investigate the effects of different irrigation regimes and different fertilizer compositions on the yield indices and elements in peppermint (Mentha piperita L.), a factorial experiment was conducted in a completely randomized design with three replications at the research greenhouse of Ferdowsi University of Mashhad, during the growing season 2017-2018. Factors were consisted of irrigation regime at three levels including 100% FC, 75% FC and 50% FC, and fertilizer at five levels including 1-chemical fertilizer (NPK)+bacterial biofertilizer (NPP), 2- NPP, 3-NPK, 4-micronutrient fertilizer (MIC), 5-MIC + amino acid fertilizer (AP). In this experiment, dry weight, plant height, nitrogen, phosphorus, potassium, sodium, protein, SPAD number, essential oil content and yield were measured. The results of analysis of variance showed that irrigation regimes and different fertilizers had significant effects on dry weight, nitrogen, phosphorus, protein and essential oil content at 1% level and on SPAD number at 5% level. The highest dry weight (14.56 g) and phosphorus (0.43%) were observed in 100% FC treatment and the highest nitrogen (2.001%), protein (12.51%), SPAD number (45.3) and potassium (1.66%) were obtained in NPK+NPP fertilizer. Also, the highest essential oil content (1.64%) was measured in 50% FC treatment. The results of this study showed that under severe drought conditions, utilization of bacterial and chemical fertilizers combinations make growth and physiological characteristics of peppermint less affected by drought stress.

    Keywords: essential oil yield, Spade index, nitrogen, Phosphorus, peppermint (Mentha piperita L.)
  • F. Jangi, M.T. Ebadi *, M. Ayyari Pages 876-887

    In order to investigate the effects of infrared radiation intensity and air velocity on some of the qualitative characteristics of hyssop (Hyssopus officinalis L.) during the drying process, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design with three replications. The infrared radiation intensity was investigated at three levels of 0.2, 0.3 and 0.5 W/cm2 and the air flow velocity at 0.5, 1 and 1.5 m/s, and traits such as color parameters, essential oil content and composition were evaluated. The results showed a significant effect of treatments on all studied traits. In the radiation intensity of 0.3 W/cm2, with increasing air flow velocity, there was a significant increase in the desired color parameters such as brightness index (L), green color (a) and color purity (chroma). Generally, the color of samples was better maintained at lower radiation intensities. The essential oil content of dried samples in the intensity of 0.2 and 0.3 W/cm2 was about 0.2% higher than the radiation intensity of 0.5 W/cm2. Increasing the air flow velocity at low radiation intensities reduced the essential oil percentage, but in 0.5 W/cm2, the essential oil content increased by 0.17% with increasing the air flow velocity. The amount of cis-Pinocamphone in the essential oil of treated samples with a low-intensity infrared radiation was higher than the high-intensity treated ones, so that the amount of this component in 0.2 W/cm2 was 3.5 to 18.9% more than 0.5 W/cm2. Overall, the results of this study showed that the use of low infrared radiation intensity in drying process of hyssop could preserve leaves color parameters along with the essential oil content and its main components.

    Keywords: Hyssop (Hyssopus officinalis L.), infrared dryer, color, essential oil, cis-pinocamphone