فهرست مطالب

  • سال چهل و دوم شماره 1 (پیاپی 145، فروردین و اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/09
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مهدی امامی، سهیل سبحان اردکانی* صفحات 7-17
    زمینه

    از آن‌جا که آلودگی آب استخرهای شنا به ‌عنوان یکی از پرطرفدارترین و جذاب‌ترین مراکز ورزشی در تامین سلامت جسمی و روانی انسان می‌تواند منجر به انتقال بیماری‌های مختلف به مراجعه‌کنندگان ‌شود. این پژوهش با هدف ارزیابی پارامترهای میکروبی و فیزیکوشیمیایی آب استخرهای شنای سرپوشیده آبیاران و لاله به‌ عنوان پر مراجعه‌ترین استخرهای عمومی شهر همدان در سال 1394 انجام یافت.

    روش‌کار

    در این مطالعه توصیفی-مقطعی، پس از جمع آوری 54 نمونه آب از قسمت‌های کم‌عمق، متوسط و عمیق 2 استخر سرپوشیده آبیاران و لاله به ‌روش استاندارد و قرائت پارامترهای دما، pH، کدورت و کلر آزاد باقیمانده در محل، نمونه‌ها در آزمایشگاه از نظر آلودگی‌های باکتریایی با محیط کشت‌های اختصاصی بررسی شدند.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که میانگین مقادیر/غلظت دما، pH و کلر آزاد باقیمانده در %100 نمونه‌های آب مورد مطالعه کمتر از حد مجاز بود. همچنین میانگین مقادیر کدورت در %100 نمونه‌های آب مربوط به هر دو استخر از حد مجاز بیش‌تر بود. از طرفی %100 نمونه‌های آب برداشت شده از استخرها از نظر آلودگی میکروبی به سودوموناس آئروژینوزا و استافیلوکوکوس اورئوس در حد مجاز بود و از این بابت مخاطره‌ای متوجه شناگران نبوده است. در صورتی ‌که در هر دو استخر %100 و %33/33 نمونه‌های آب برداشت شده به‌ ترتیب از نظر کلی ‌فرم کل و کلی‌ فرم مدفوعی آلوده بوده و برای شناگران مخاطره‌آمیز بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به این‌که مقادیر کدورت و باکتری‌های کلی‌فرم در آب استخرهای شنای مورد مطالعه در شهر همدان بیش‌تر از حد استاندارد بود، نسبت به کنترل کیفی آب استخرها توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: کنترل کیفی آب، پارامتر میکروبی، پارامتر فیزیکو-شیمیایی، استخر شنای عمومی، همدان
  • رامین امیرساسان، جواد وکیلی، رضوانیه صالحی، مریم اکبری* صفحات 15-23
    زمینه

    دیابت ملیتوس یکی از مشکلات تهدید کننده سلامتی است که شیوع روزافزون آن با عوارض قلبی- عروقی همراه می‌باشد. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر 12 هفته تمرین آئروبیک در آب بر عملکرد و ساختار قلب زنان دیابتی نوع 2 مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید مدنی تبریز می‌باشد.

    روش‌کار

    در یک طرح تحقیقی نیمه‌تجربی از بین زنان دیابتی نوع 2 در محدوده سنی 45 تا 65 سال مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید مدنی تبریز 32 نفر بصورت داوطلبانه انتخاب و در یکی از دو گروه تمرین در آب (16 =n) یا گروه کنترل (16 =n) قرار گرفتند. گروه تمرین در آب 3 جلسه در هفته به مدت 12 هفته تمرینات ائروبیک را در داخل آب با شدت درک فشار 5-8 به مدت 60 دقیقه اجرا کردند و گروه کنترل روند طبیعی فعالیت‌های روزمره را دنبال کردند. شاخص‌های دیابتی شامل قند خون ناشتا (Fasting Blood Sugar)، انسولین، مقاومت به انسولین، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و عملکرد دیاستولی شامل A Velocity (AV)، E Velocity (EV)، نسبت E بهA (E/A)، Deceleration Time (DT)، عملکرد سیستولی شامل Ejection Fraction (EF)، توده بدن چپ (Left Ventricular Mass)، systolic pressure (SP)، diastolic pressure (DP) و ضربان قلب استراحتی (RHR) 48 ساعت قبل و بعد از دوره 12 هفته‌ای تمرین از آزمودنی‌ها اخذ شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون کلموگروف اسمیرنف، تی مستقل در سطح معنی‌داری 05/0=α استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج این تحقیق نشان داد که در شاخص‌های قند خون ناشتا (006/0=P)، هموگلوبین گلیکوزیله (012/0=P)، AV (002/0=P)، SP (042/0=P) و RHR (035/0=P) کاهش معنی‌دار و در شاخص‌های EV (034/0=P)، EF (002/0=P)، LVM (000/0=P) افزایش معنی‌داری در گروه تمرین در آب نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. اما این تغییرات در شاخص DT، EA و DP بین دو گروه معنی‌دار نبود.

    نتیجه‌گیری

    نتایج تحقیق حاضر نشان داد که انجام فعالیت‌های ورزشی در داخل آب با توجه به ماهیت هوازی و مقاومتی این تمرینات می‌تواند در بهبود عملکرد قلبی بیماران دیابتی مبتلا به نارسایی قلبی تاثیرگذار باشد.

    * فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: دیابت، فعالیت ورزشی هوازی، تمرین در آب، نارسایی قلبی، عوامل خطرزای قلبی- عروقی
  • مهرداد باستانی، غلامعلی قاسمی*، مرتضی صادقی صفحات 24-32
    زمینه

    بیماران مبتلا به نارسایی کلیه در اثر فرآیند درمان همودیالیز و فقر حرکتی دچار محدودیت‌های فیزیکی و فیزیولوژیکی می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرینات منتخب ثبات مرکزی بر درد، خستگی و عملکرد جسمانی بیماران سالمند همودیالیزی انجام شد.

    روش‌کار

    در این مطالعه نیمه‌تجربی تعداد 30 بیمار مرد همودیالیزی با میانگین سنی 51/624/62 سال، سابقه دیالیز 44/184/29 ماه و سه بار دیالیز در هفته به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (15) و کنترل (15) قرار گرفتند. متغیرهای درد، خستگی و عملکرد جسمانی بیماران قبل و بعد از دوره تمرینی به ترتیب توسط پرسش‌نامه VAS، پرسش‌نامه FSS و آزمون دو دقیقه ای راه رفتن، اندازه‌گیری شد. بیماران گروه تجربی به مدت 6 هفته، هرهفته سه جلسه 45 دقیقه‌ای تمرینات تعدیل شده ثبات مرکزی را انجام دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، روش آماری تحلیل واریانس برای اندازه‌های تکراری در سطح معناداری (0/05>P) مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که تغییرات و تعامل در هر سه متغیر درد (61/24=F، 001/0=P)، خستگی (03/41 =F، 001/0=P) و عملکرد جسمانی (07/83=F، 001/0=P) در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون در گروه تجربی معنادار بود، هم‌چنین در گروه تجربی، در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری در درد، خستگی و عملکرد جسمانی مشاهده شد (0/05>P).

    نتیجه‌گیری

    باتوجه به محدودیت‌های حرکتی و تشدید مشکلات بیماران در راهبرد‌های ورزشی متکی به اندام تحتانی، تمرینات منتخب ثبات مرکزی گزینه موثر و مناسبی برای بهبود درد، خستگی و عملکردجسمانی سالمندان همودیالیزی بود که می‌تواند در غالب یکی از راهبردهای غیردارویی مورد استفاده درمانگران و کادرمراقبتی این بیماران قرار گیرد.

    * فرمول ها به درستی نمایش داده نمی شوند.

    کلیدواژگان: تمرینات ثبات مرکزی، همودیالیز، درد، خستگی، عملکرد جسمانی
  • محمدعلی پیرانی*، مقصود پیری، محمدعلی آذربایجانی صفحات 33-39
    زمینه

    ‌ IGF-1 یک هورمون آنابولیک است که در متابولیسم سلولی و رشد موثر است. بذر کتان حاوی اسید چرب غیر اشباع و مفید می باشد. پژوهش های پیشین نشان داده اند که فعالیت بدنی و مواد طبیعی روی سطوح هورمون ها اثر دارند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر ده هفته تمرین اینتروال شدید (HIIT) با و بدون روغن بذر کتان بر سطوح IGF-1 پلاسمای موش های صحرایی نر انجام شد.

    روش کار

    ‌ در این مطالعه نیمه تجربی 20 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به عنوان نمونه استفاده شد. حیوانات به‌صورت تصادفی به چهار گروه (پنج سر در هر گروه) شامل کنترل- سالین (CS)، تمرین- سالین (TS)، کنترل- مکمل بذر کتان (CO) و تمرین- مکمل بذر کتان (TO) تقسیم شدند. گروه های تمرینی، برنامه HIIT روی نوارگردان مخصوص جوندگان را انجام دادند (10 هفته، پنج جلسه در هفته، شدت 90 تا 95 درصد VO2max) و گروه های مکمل نیز مکمل روغن بذر کتان را دریافت کردند (mg/kg 300). پنج روز پس از آخرین جلسه تمرین، رت ها قربانی شدند. نمونه پلاسما جمع آوری و سطوح IGF-1 پلاسما با روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی به صورت میانگین و انحراف استاندار بیان شدند. از آزمون کلموگروف اسمیرنوف برای تشخیص توزیع طبیعی داده ها استفاده شد. جهت تعیین اثر اصلی تمرین، مکمل و تعامل تمرین و مکمل از آزمون آنالیز واریانس دوراهه (آزمون تعقیبی LSD) استفاده شد و با نرم‌افزارSPSS ورژن 19 آنالیز شد.

    یافته ها

    تمرین باعث افزایش معنی دار در سطوح IGF-1 پلاسمایی (009/0=P) نسبت به گروه های بدون تمرین شد. سطوح IGF-1 پلاسمایی در گروه های مکمل به طور معنی داری بیشتر از سالین بود (002/0=P). تعامل تمرین و مکمل افزایش معنی دار در سطوح IGF-1 پلاسمایی (001/0=P) نسبت به تمرین یا مکمل به تنهایی را نشان داد.

    نتیجه گیری

    احتمالا HIIT و مصرف روغن بذر کتان بتواند به عنوان مکانیسمی برای افزایش IGF-1 در بدن مطرح باشد.

    کلیدواژگان: تمرین اینتروال، روغن بذر کتان، رت، IGF-1
  • امیرعلی جعفرنژادگرو*، ماهرخ دهقانی، محمد عبدالله پور درویشانی، محسن برغمدی صفحات 40-47
    زمینه

    راه رفتن با کارآیی مناسب نیاز به تعامل سه سیستم حسی جهت حفظ تعادل دارد. در افراد نابینا، فقدان درونداد بینایی می‌تواند برای مکانیک راه رفتن مضر باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه متغیرهای فشار کف‌پایی طی راه رفتن با و بدون استفاده آنی از کفی بافت‌دار در افراد نابینا بود.

    روش‌کار

    طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعه خود-کنترلی بود. تعداد 12 مرد نابینا (میانگین سنی: 39/4±66/29 سال) جهت شرکت در این پژوهش داوطلب شدند. جهت اندازه‌گیری متغیرهای فشار کف‌پایی طی راه رفتن با و بدون کفی بافت‌دار از دستگاه فوت اسکن (نرخ نمونه‌برداری: 300 هرتز) استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری توسط آزمون تی هم‌بسته انجام گردید. سطح معنی‌داری برابر 05/0 بود.

    یافته‌ها

    مدت زمان اتکا بین دو شرایط راه رفتن با و بدون کفی اختلاف معنی‌داری را نشان نداد . نتایج نشان داد میزان جابجایی مرکز فشار در راستای داخلی-خارجی طی راه رفتن با کفی حدود 51/35 درصد کمتر از شرایط راه رفتن بدون کفی بود. اوج فشار کف‌پایی و اوج نیروها در اولین استخوان کف‌پایی طی راه رفتن با کفی به‌ترتیب به میزان 69/25 درصد و 30/64 درصد در مقایسه با راه رفتن بدون کفی کمتر بود. در حالی که اوج فشار کف‌پایی در دومین و سومین استخوان کف‌پایی طی راه رفتن با کفی به‌ترتیب به میزان 03/20 درصد و 99/28 درصد در مقایسه با راه رفتن بدون کفی بیشتر بود. هم‌چنین اوج نیرو در دومین استخوان کف‌پایی طی راه رفتن با کفی 70/19 درصد بیشتر از راه رفتن بدون کفی بود.

    نتیجه گیری

    کفی بافت‌دار سبب بهبود کنترل پاسچر در راستای داخلی-خارجی طی راه رفتن گردید. بنابراین می‌توان استفاده از این کفی را برای افراد نابینا توصیه نمود. انجام پژوهش‌های بیشتر در این زمینه توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: افراد نابینا، مرکز فشار، اوج نیرو، فشار کف پایی، کفی بافت دار
  • ابوالفضل جعفری ثالث، یاشار باقری زاده توکلی، افسون شریعت* صفحات 48-55
    زمینه

    استافیلوکوکوس اورئوس پاتوژن اصلی در ایجاد عفونت‌های بیمارستانی می‌باشد. سیستم تنظیم کننده کمکی ژن (accessory gene regulator, agr) در استافیلوکوکوس اورئوس بیان ژن‌های کد کننده فاکتورهای بیماری‌زای خارج سلولی را کنترل می‌نماید. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ژن‌های agr و مقاومت دارویی در سویه‌های استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از نمونه‌های بالینی در بیمارستان‌های تبریز می‌باشد.

    روش‌کار

    این مطالعه توصیفی-مقطعی بر روی 100 سویه استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از نمونه‌های بالینی در بیمارستان‌های تبریز انجام گرفت. الگوی حساسیت آنتی‌بیوتیکی سویه‌ها، توسط روش انتشار دیسک تعیین گردید. پس از استخراج DNA، حضور ژن‌های agrA,B,C,D با روشMultiplex PCR بررسی شد. نتایج بدست آمده با نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها

    از 100 سویه استافیلوکوکوس اورئوس، 38 ایزوله مقاوم به متی‌سیلین بودند. آن‌ها به ریفامپین (89%) و وانکومایسین (86%) حساس بودند اما نسبت به پنی‌سیلین (98%) و تتراسیکلین (85 %) مقاومت داشتند. بیشترین فراوانی ژن‌های agr در سویه‌ها مرتبط با ژن‌های agrA (65%) و agrC (29%) بود. ژن‌های agrB و agrD در هیچ سویه‌ای دیده نشدند.

    نتیجه گیری

    ژن‌های agrA و agrC نقش مهمی در عفونت‌های استافیلوکوکی در نمونه‌های بالینی جدا شده از بیمارستان‌های تبریز ایفا می‌نمایند. هم‌چنین نتایج، شیوع بالای مقاومت چند دارویی را در سویه‌های بیمارستانی استافیلوکوکوس اورئوس نشان می‌دهد. بنابراین باید از کاربرد غیرضروری آنتی‌بیوتیک‌ها اجتناب نمود.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، ژن های agr، مقاومت دارویی، بیمارستان های تبریز
  • مژده خواجه لندی، لطفعلی بلبلی*، معرفت سیاهکوهیان، فاطمه نیک سرشت صفحات 56-64
    زمینه

    بالارفتن شاخص های التهابیIL-6 ، CRP و TNF-α افزایش بیماری های قلبی عروقی را باعث می گردد. تعدیل شیوه ی زندگی، استراتژی مفیدی برای پیش-گیری از بیماری های قلبی عروقی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس بر سطوح سرمیIL-6، CRP و TNF-α در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن بود.

    روش‌کار

    در این مطالعه نیمه تجربی 28 زن دارای اضافه ‌وزن (میانگین BMI 1/1±2/27 کیلوگرم بر مترمربع) به طور داوطلبانه شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تمرین پیلاتس (14 نفر) و کنترل (14 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرینی پیلاتس به مدت 12 هفته (3 جلسه در هفته، 60 دقیقه در هر جلسه) به اجرا درآمد. گروه کنترل در طول 12 هفته هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشتند. نمونه خونی، 48 ساعت قبل و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینات، بعد از 14-12 ساعت ناشتا طی دو مرحله گرفته شد. از آزمون آماری تی وابسته و از آزمون تحلیل کوواریانس به ترتیب جهت بررسی اختلاف درون گروهی و بین گروه های تحقیق استفاده گردید.

    یافته‌ها

    در مقایسه درون گروهی تنها مقدار سرمی CRP در گروه تمرین کاهش معناداری داشت (0/048=P). اما در مقایسه بین گروهی میزان سرمیTNF-α ,CRP و IL-6 تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشت (0/05 ≥P).

    نتیجه گیری

    اگرچه از لحاظ آماری بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت اما می توان این گونه بیان داشت که تاحدودی اجرای تمرینات پیلاتس می تواند آثار مفیدی روی برخی نشانگرهای التهابی بگذارد به طوری که تا حدودی باعث کاهش غلظت CRP در زنان مبتلا به اضافه وزن شد. کاهش سطوح سرمی CRP با کاهش میزان چربی بدن و بهبود ترکیب بدنی همراه بود. لذا فعالیت جسمانی می تواند به عنوان بخش اساسی در شیوه ی زندگی هر فرد بزرگسالی در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: اضافه وزن، اینترلوکین-6، پروتئین واکنشگر C، پیلاتس، فاکتور نکروز تومور آلفا
  • رسول شریفی*، سمیرا شریفی، نازیلا امینی، محمدرضا اصغرزاده صفحات 65-72
    زمینه

    دیابت، ناهنجاری متابولیکی ناشی از نقص در ترشح یا عملکرد انسولین می باشد. آرژنین یک اسید آمینه است که در این بیماران با کاهش میزان مواجه است و اکتوپاین یکی از مشتقات آرژنین می باشند. مطالعه حاضر به تاثیر اوپاین ها بر گلوکز و شاخص های استرس اکسیداتیو سرم در رت های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین می-پردازد.

    روش کار

    در این مطالعه 16 سر موش نر به دو گروه شاهد دیابتی و غیر دیابتی و 16 سر موش نر به دو گروه تیمار تقسیم شدند. گروه اول، تیمار اوپاین به میزان 50 میلی گرم و گروه دوم، تیمار اوپاین به میزان 100 میلی گرم اوپاین به مدت 3 هفته دریافت کردند. برای ایجاد دیابت از داروی استرپتوزوتوسین mg/kg 60 بصورت IP استفاده شد. در حالت ناشتا از موش ها خونگیری انجام شد و میزان مالون دی آلدهید(MDA) به روش تیوباربیتوریک اسید، میزان گلوکز با استفاده از کیت شرکت پارس آزمون، میزان فعالیت سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز(GPX) با استفاده از کیت های شرکت راندوکس (انگلستان) اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و روش tukey آنالیز شدند.

    یافته

    نتایج این مطالعه نشان داد که مصرف اوپاین تاثیر معناداری بر کاهش گلوکز و مالون دی آلدهید سرم نداشت در حالی که دوز 50 میلی گرم اوپاین باعث افزایش معنادار فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز در مقایسه با موش های دیابتی بدن درمان، گردید.

    نتیجه گیری

    مصرف اکتوپاین تاثیر بهتری بر کنترل میزان قند خون نداشت اما ولی منجر به بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی سرم در موش های دیابتی شده گردید.

    کلیدواژگان: اکتوپاین، دیابت، گلوکز، شاخص های استرس اکسیداتیو، استرپتوزوتوسین، رت
  • اسلام شیری، سعید قربیان* صفحات 73-81
    زمینه

    miRNA ها یکی از انواع بیومارکرها به شمار می‌روند که انواع مختلفی دارند. Hsa-miR-15 یکی از مولکول‌هایی است که در بافت قلبی بیان می شود. این مولکول‌های RNA کوچک غیر کد کننده، در تنظیم مسیرهای پیچیده پیام‌رسان و رونویسی در شرایط مختلف قلبی نقش مهمی بر عهده دارند. هدف از این مطالعه، بررسی مقایسه ای میزان تغییرات بیان ژن hsa-miR-15 در بیماران مبتلا به سکته قلبی با افراد سالم بود.

    روش‌کار

    این مطالعه مورد-شاهدی، بر روی 88 فرد مبتلا به سکته قلبی و 19 فرد سالم مراجعه کننده به بیمارستان شهید مدنی تبریز انجام شد. بعد از استخراج RNA تام و سنتز cDNA، از نظر تغییرات میزان بیان ژن hsa-miR-15 بین دوگروه با تکنیک Real time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از آزمون آماری t مستقل استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که میزان تغییرات بیان ژن hsa-miR-15 در بیماران مبتلا به سکته قلبی در مقایسه با افراد سالم افزایش یافته است. از لحاظ آماری تغییرات در سطح بیان ژن hsa-miR-15 اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه نشان داد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    بررسی ما نشان داد که میزان بیان ژن hsa-miR-15 در مبتلایان به سکته قلبی افزایش می‌یابد و ممکن است به عنوان یک بیومارکر در تشخیص زود هنگام سکته قلبی کاربرد داشته باشد.

    کلیدواژگان: سکته قلبی، میکروRNA، hsa-miR-15، تبریز
  • الناز عباس پور*، محمدرضا ذوالفقار دیدنی، کاظم خدائی صفحات 82-90
    زمینه

    اختلالات عملکردی در بیماری مولتیپل اسکلروزیس ممکن است نتیجه کاهش سطح فعالیت جسمانی بیماران MS در مقایسه با افراد سالم باشد. فعالیت ورزشی به عنوان یک روش غیردارویی می‌تواند اثرات مفیدی برای توانبخشی این بیماران داشته باشد. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی و روانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود.

    روش کار

    20 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به‌طور تصادفی به دو گروه تمرین و کنترل تقسیم شدند که تنها 16 نفر (8 نفر گروه تمرین و 8 نفر گروه کنترل) توانستند تمام مراحل پژوهش را کامل کنند. گروه تمرین هشت هفته و هر هفته سه جلسه در یک برنامه تمرین ترکیبی (شامل تمرینات هوازی ریتمیک و تمرینات مقاومتی با وزن بدن، کش تراباند و TRX) شرکت کردند. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن و شاخص‌های روانی در پیش‌آزمون و پس‌آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی مستقل و زوجی استقاده شد.

    یافته‌ها

    تمرینات ترکیبی منجر به افزایش معنی‌دار قدرت عضلات چهار‌سر ران و دست، استقامت و سرعت راه رفتن، و نیز کاهش معنی‌داری در میزان افسردگی و اضطراب (0/05 ˂P) شد. اما تفاوت معنی‌داری در قدرت انگشتان مشاهده نشد (0/05˃P).

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد تمرین ترکیبی مورد استفاده در پژوهش حاضر می‌تواند در افزایش قدرت عضلانی، عملکرد حرکتی و کاهش میزان افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس موثر باشد. لذا، استفاده از این شیوه تمرینی در باشگاه و منزل برای این بیماران توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: تمرینات ترکیبی، شاخص های روانی، عملکرد حرکتی، قدرت عضلانی، مولتیپل اسکلروزیس
  • حمید گله داری*، معصومه رنجبر، پریسا محمدی نژاد، طاهره سیفی، نسترن مجدی نسب صفحات 91-96
    زمینه

    در ایران پس از استان های اصفهان و مرکزی، استان خوزستان دارای فراوانی نسبی بالایی از بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) است. بنظر می رسد که MS یک بیماری چند عاملی باشد که محیط و ژنتیک در بروز آن نقش دارند. یکی از عواملی که به بیماری MS نسبت داده می شود کاهش سطح ویتامین دی و نقش گیرنده تخصصی آن در روند بیماریزایی آن است. در این بین واریانت rs10735810 در ژن گیرنده ویتامین دی یا VDR با تغییر در کدون آغازین از عواملی است که همراهی آن با بیماری های دیگری از جمله نرمی استخوان و دیابت گزارش شده است.

    روش کار

    در این مطالعه همراهی این واریانت در 150 نفر فرد مبتلا به بیماری MS در مقایسه با 150 نفر فرد سالم مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین ژنوتایپ از روش PCR-sequencing استفاده شد.

    یافته ها

    در گروه بیمار 16 نفر ژنوتیپ CC، 59 نفر ژنوتیپ CT و 75 نفر ژنوتیپ TT داشتند که در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0P>). همچنین اختلاف معنی داری در توزیع الل‌ ها در جمعیت بیمار نسبت به کنترل مشاهده نشد (%50 در مقابل % 3/47،55/0 :P). علاوه بر این هیچ همراهی میان این الل با سن، جنسیت و قومیت بیماران دیده نشد (P>0/05)

    نتیجه گیری

    بر خلاف بررسی های قبلی بر روی بیماران MS ، این واریانت ارتباط معناداری با اتیولوژی بیماری نشان نداد.

    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، گیرنده ویتامین دی، واریانت های ژنی، استان خوزستان
  • حسین محمودی، فاطمه افشاری*، فاطمه عباسعلیزاده صفحات 97-103
    زمینه

    رشد جنین ارتباط مستقیمی با ساختمان و عملکرد جفت دارد و معاینه و مشاهده جفت و بند ناف اطلاعات مهمی از آنچه بر جنین گذشته است را در اختیار ما قرار می دهد. حاملگی های تک قلویی ناشی از ART نسبت به سایر حاملگی های تک قلو، در ریسک بالاتر بروز عوارض بارداری قرار دارند. علت اصلی این نتایج نامطلوب بارداری نامشخص است و شاید اختلالات ریخت شناسی و بافت شناسی جفتی در بروز این اختلالات در این نوع حاملگی ها دخیل باشند. از آنجا که شایعترین روش ART که انجام می شود ICSI (تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم) است فلذا این بررسی بر روی تغییرات بافت شناسی جفت و بند ناف در حاملگی های حاصل از ICSI انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی- مقطعی جفت و بند ناف 30 زن باردار که با روش ICSI باردار شده و فاقد عوارض دوران بارداری بودند از نظر ریخت شناسی و بافت شناسی با جفت و بند ناف30 زن باردار با حاملگی طبیعی و فاقد عوارض فوق مورد مقایسه قرار گرفت. جهت مطالعه با میکروسکوپ نوری نمونه هایی از جفت تهیه گردید، برش های تهیه شده از هر دو گروه، پس از انجام رنگ آمیزی های H&E ،PAS و تری کروم با میکروسکوپ نوری مقایسه و بررسی شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS 16.0 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. تمام داده ها به صورت فراوانی (درصد) و میانگین (± انحراف معیار) بیان شدند. از آزمون های آماری Student’s t testبرای داده های پارامتریک و X2.برای مقایسه داده های دو گروه استفاده شد. مقادیر P کمتر از 05/0 از نظر آماری معنی دار تلقی گردید.

    یافته ها

    از نظر متغیرهای دموگرافیک تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد. طول بند ناف، آپگار دقیقه اول و آپگار دقیقه پنجم در دو گروه تفاوت معنی داری را نشان نداد. ضخامت بند ناف (p=0.01) ضخامت جفت(p=0.02) به طور معنی داری در بارداری های بدنبالICSI بالاتر بود و در بررسی پاتولوژیک جفت در بیماران مشخص گردید که افزایش گره های سنسیشیال در رنگ آمیزی هماتوکسین ائوزین، کاهش میزان گلیکوژن در رنگ آمیزی PAS و افزایش میزان فیبروز در رنگ آمیزی تری کروم در بارداری های بدنبالICSI نسبت به بارداری های طبیعی وجود دارد.

    نتیجه گیری

    بررسی تغییرات پاتولوژیک جفت در بارداری های صورت گرفته به روش ICSI در مقایسه با بارداری های صورت گرفته به روش طبیعی نشان داد که افزایش گره های سنسشیال، کاهش میزان گلیکوژن و افزایش میزان فیبروز وجود دارد و نتایج آماری بدست آمده از این مطالعه نشان داد که ضخامت بند ناف و ضخامت جفت در بارداری های صورت گرفته به روش ICSI بیشتر است. همچنین، برای متغیرهای دموگرافیک، آپگار دقیقه اول، آپگار دقیقه پنجم و طول بند ناف تفاوتی بین افراد دو گروه وجود نداشت.

    کلیدواژگان: جفت، بند ناف، پاتولوژی، ریخت شناسی، تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم
  • مهرنوش موسوی اقدس*، موسی علی احمدی، پریسا حاج علی اوغلی صفحات 104-109
    زمینه

    هیپرتروفی آدنوئید نقش مهمی در انسداد مکانیکی نازوفارنکس در کودکان دارد. با توجه به اینکه علائم ناشی از هیپرتروفی آدنوئید اغلب در زمان دراز کشیدن بیمار رخ می‌دهد بنابراین ارزیابی رادیولوژیک این بیماران در حال خوابیده با علایم بالینی بیماران مطابقت بیشتری دارد، لذا هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین عمق نازوفارنکس با علایم بالینی در هیپرتروفی آدنوئید از طریق اندازه‌گیری گرافی آدنوئید در وضعیت نشسته و خوابیده می‌باشد.

    روش‌کار

    در این مطالعه 31 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه ENT مرکز آموزشی درمانی کودکان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز، که علایم بالینی هیپرتروفی آدنوئید را داشتند وارد مطالعه شدند. علایم بالینی بیماری شامل: خرخرشبانه، تنفس با دهان باز، گرفتگی بینی دائمی و آپنه انسدادی خواب برای هر کودک ارزیابی و به عنوان نمره ارزیابی علایم شناسی در نظر گرفته شد. همچنین A/N Ratio از طریق گرافی‌نمای آدنوئید در وضعیت نشسته و خوابیده برای بیمار ارزیابی گردید.

    یافته‌ها

    در این مطالعه 16 دختر و 15 پسر مبتلا به هیپرتروفی آدنوئید با میانگین سنی 58/1±39/7 سال وارد مطالعه شدند. نتایج حاصله نشان داد که همه بیماران دارای علائم تنفس با دهان باز، خرخر شبانه و گرفتگی بینی دائمی بودند، در حالی که تنها در 4 نفر از بیماران آپنه انسدادی خواب مشاهده گردید. نتایج بدست امده در این مطالعه نشان داد که میانگین A/N Ratio در بیماران در حالات نشسته 016/0±79/0 و خوابیده 015/0±89/0 بود. نتایج نشان داد که میانگین A/N Ratio در حالت خوابیده بیشتر است (0/05>P).

    نتیجه‌گیری

    ارزیابی رادیولوژیک این بیماران در حال خوابیده قابل اعتمادتر بود و با علایم بالینی بیماران مطابقت بیشتری دارد و جهت پیشگیری از عوارض هیپرتروفی آدنوئید، لترال سفالومتری در حالت خوابیده ارجحیت بیشتری نسبت به حالت نشسته دارد.

    کلیدواژگان: نازوفارنکس، آدنوئید، Adenoid-Nasopharynx Ratio
|
  • Mehdi Emami, Soheil Sobhanardakani* Pages 7-17
    Background

    Since the swimming pool water quality as an attractive sports center lead to adverse effects on human heath, in this study, microbiological and physicochemical parameters of water of Abyaran and Laleh indoor swimming pools in city of Hamedan City in 2015 were investigated.

    Methods

    In this descriptive cross-sectional study, a total of fifty four water samples were collected from the shallow, medium depth and deep areas of two indoor swimming pools. Physicochemical parameters including temperature, pH, turbidity and free residual chlorine were measured on site. All samples were tested for the presence of bacterial contamination by specific mediums.

    Results

    The mean values of water temperature and pH and also the mean contents of free residual chlorine in 100% of samples were lower than the standard levels, while, the mean values of turbidity in 100% of samples were higher than the standard levels. Meanwhile, in 100% of collected water samples from both swimming pools no microbial contamination to Pseudomonas Aeruginosa and Staphylococcus Aureus were observed and therefore users don't at health risk. While due to the total coliform and fecal coliform in 100% and 33.33% of analyzed water samples respectively were also found to be above the expected levels, users were at health risk.

    Conclusion

    Due to the mean values of turbidity and presence of coliform bacteria in analyzed water samples collected from Abyaran and Laleh swimming pools in city of Hamedan City were observed above expected levels, therefore, the quality control of public swimming pool water is recommended.

    Keywords: Water Quality Analysis, Microbial Parameters, Physicochemical Parameters, Public Swimming Pools, Hamedan
  • Ramin Amirsasan, Javad Vakili, Rezvanieh Salehi, Maryam Akbari* Pages 15-23
    Background

    Diabetes mellitus (DM), an increasing health problem worldwide, is associated with severe cardiovascular complications. Then, the aim of this study was to investigate effect of 12 weeks of aquatic aerobic exercises on myocardial structure and function in diabetic female patients with heart failure.

    Methods

    In this semi experimental research, 36 diabetic women with heart failure in age range of 45 to 65 years old referring to shahid Madani medical center in Tabriz voluntarily participated in this study and assigned to one of two groups: control(n=16) and experimental (n=16) group. Aquatic exercises were carried out three sessions a week for 12 weeks, each session lasting 60 minutes with intensity of 5-8 in RPE Borg classification. Patients in control group continued their normal daily living activities. Blood sampling was gathered 48 h before and after training protocol to measure diabetic indexes such as Fasting blood sugar (FBS), serum Insulin, Insulin resistance, HbA1c and diastolic function such as E Velocity (EV), A Velocity (AV), Deceleration Time (DT), E to A ratio (EA), systolic function consisted on Ejection Fraction (EF), Left Ventricular Mass (LVM), Rest Heart Rate (RHR), Systolic pressure (SP) and Diastolic pressure (DP). The obtained data were analyzed using SPSS-18, T independent test at the significant level α<0.05.

    Results

    The results showed that after intervention, LVM (p=0/000), EV (p=0/034), EF (p=0/002) levels were significantly increased and FBS (p=0/006), HbA1c (p=0/012), AV (p=0/002), SP (p=0/042) and RHR (p=0/035) were decreased in Aquatic exercise group. But in DT, EA and DP Levels these differences weren’t significant between two groups (p>0/05).

    Conclusion

    The results showed that aquatic exercises, resistance and aerobic exercises, as a safe and effective exercise Method, could be helpful in improving myocardial structure and function in type 2diabetic females with heart failures.

    Keywords: Aerobic Exercises, Diabetes Mellitus, Aquatic, Heart Failure, Cardio Vascular Risk Factors
  • Mehrdad Bastani, Gholamali Ghasemi*, Morteza Sadeghi Pages 24-32
    Background

    Patients with chronic renal failure suffer physical and physiological constraints as a result of the hemodialysis process and lack of mobility. The aim of this study was to investigate the effects of selected core stability exercises on the pain, fatigue and physical performance in elderly hemodialysis patients.

    Methods

    In this quasi-experimental study, 30 hemodialysis man patients with a mean age (62.246.51 years), history of dialysis (29.418.44 months) and dialysis three times a week were selected by available manner and randomly were divided into exercise (n=15) and control group (n=15). Pain, fatigue and physical performance of the patients was measured before and after the training program with VAS questionnaire, FSS questionnaire and two minute walk tests. Patient in the experimental group were done modified core stabilization exercises for 6 weeks, 45-minute three sessions in week. To analyze the data, variance analysis was used to measure the repeated values at the significance level (p0.05).

    Results

    The results indicated that the changes and interactions of the two variables of pain (F=24.61, P=0.001), Fatigue (F=41.03, P=0.001) and the physical function (F=83.07, P=0.001) were significant in the experimental group after exercise. Also in the experimental group, showed significant improvement in the pain, fatigue and physical performance (p<0/05), compared to the control group.

    Conclusion

    According to mobility constraints and aggravation of patients' problems in sport strategies based on lower extremity, the selected core stability exercises were an effective and suitable option for elderly hemodialysis in reducing the pain, fatigue and improving physical function, this type of exercise can be used as a non-pharmaceutical strategy by therapists and care staff.

    Keywords: Core Stability Exercises, Hemodialysis, Pain, Fatigue, Physical Function
  • Mohammad Ali Pirani, Maghsoud Peeri*, Mohammad Ali Azarbayjani Pages 33-39
    Background

    IGF-1 is an anabolic hormone that is effective in cell metabolism and growth. Flaxseeds contain unsaturated fatty acids and are useful. Previous studies have shown that physical activity and natural substances affect hormonal levels. Thus the present study aimed to investigate the effect of 10 weeks of high intensity interval training (HIIT) with and without flaxseed oil on plasma IGF-1 level in male rats.

    Methods

    20 adult male Wistar rats were present in study. Animals randomly divided into four groups (five in each group) including control- saline (CS), training- saline (TS), control- flaxseed oil (CO), and training- flaxseed oil (TO) groups. The training groups performed HIIT (10 weeks, five sessions per week, 90–95% VO2 max) on a rodent treadmill. The supplementation groups also received flaxseed oil supplement (300 mg/kg). The rats were sacrificed five days after the last training session. The plasma was collected, and plasma IGF-1 lever evaluated by ELISA method.

    Results

    Training increased the level of the plasma IGF-1 than non-training groups (P=0.009). The level of plasma IGF-1 was higher in the flaxseed oil-supplemented groups than the saline-treated groups. (P=0.002). The interaction between training and supplementation also led to an increase in plasma IGF-1 level than training or supplement alone (P=0.001).

    Conclusion

    HIIT and flaxseed oil consumption can increase the IGF-1 in body.

    Keywords: Interval Training, Flaxseed Oil, Rat, IGF-1
  • Amirali Jafarnezhadgero*, Mahrokh Dehghani, Mohammad Abdollahpour Darvishani, Mohsen Barghamadi Pages 40-47
    Background

    Efficient walking requires the interaction of the three sensory systems for a good maintenance of the balance. In blind people, lack of visual input can harm for walking mechanics. The aim of this study was to compare plantar pressure variables during walking with and without immediate use of textured insoles in blind subjects.

    Methods

    The design of the present study was self-controlled study. 12 blind men (age: 29.66±4.39 years) volunteered to participate in this study. A foot scan system (sampling rate: 300 Hz) was used for measuring plantar pressure variables during walking with and without textured insoles. Paired sample t-test was used for statistical analysis. Alpha level was set at p< 0.05.

    Results

    Stance time duration did not show any significant difference between both walking with and without insole conditions (p>0.05). Results demonstrated that the medio-lateral displacement of the center of pressure during walking with insoles was lower than that walking without insoles by 35.51% (p= 0.001). First metatarsal peak plantar pressure and force during walking with insoles decreased by 25.69% (p= 0.020) and 64.30% (p= 0.004), respectively. While, peak plantar pressure in second and third metatarsals during walking with insoles increased by 20.03% (p= 0.041) and 28.9% (p= 0.023), respectively. Also, peak force in second metatarsal during walking with insoles was greater than that during walking without insoles by 19.70% (p= 0.010).

    Conclusion

    Textured insoles improved medio-lateral postural control during walking. Therefore, it could be recommended for blind individuals. However, further study is warranted.

    Keywords: Blind Individuals, Center of Pressure, Peak Force, Plantar Pressure, Textured Insoles
  • Abolfazl Jafari Sales, Yashar Bagherizadeh Tavakoli, Afsoon Shariat* Pages 48-55
    Background

    Staphylococcus aureus (S. aureus) is major cause of nosocomial infections. The accessory gene regulator (agr) system of Staphylococcus aureus controls the expression of the genes encoding extracellular virulence factors. The aim of this study was to investigate the frequency of agr genes and drug resistance in Staphylococcus aureus strains isolated from clinical samples in Tabriz hospitals.

    Methods

    This cross-sectional study was done among a total of 100 strains isolated from clinical samples in Tabriz hospitals. Antibiotic susceptibility pattern of all isolates was determined by disk diffusion method. After DNA extraction, the presence of agr genes was investigated using Multiplex PCR. SPSS software was used to perform statistical tests.

    Results

    Among 100 Staphylococcus aureus strains, 38 isolates were resistant to methicillin. They were susceptible to rifampin (89%) and vancomycin (86%) but showed resistance to penicillin (98%) and tetracycline (85%). The most prevalent gene was agrA (65%) followed by the agrC (29%) in strains. None of the isolates harbored the agrB and agrD genes.

    Conclusion

    agrA and agrC genes play an important role in staphylococcal infections in clinical samples isolated from Tabriz hospitals. Also, the results showed high rates of multi-drug resistance in Staphylococcus aureus strains isolated from Tabriz hospitals. Therefore, it is recommended to limit the unnecessary uses of antibiotics.

    Keywords: Staphylococcus Aureus, Agr Genes, Drug Resistance, Tabriz Hospitals
  • Mozhdeh Khajehlandi, Lotfali Bolboli*, Marefat Siahkuhian, Fatemeh Nikseresht Pages 56-64
    Background

    Increasing inflammatory markers of CRP, TNF-α and IL-6 leads to increasing cardiovascular disease. Change in lifestyle represents a successful strategy to prevent cardiovascular disease. The purpose of this study was to investigate the effect of 12 weeks of Pilates training on serum levels of IL-6, CRP and TNF-α in inactive overweight women.

    Methods

    In this quasi-experimental study 28 volunteer overweight women (with average BMI of 27.2, 1.1± kg/m2) participated. They were randomly divided into training group (n=14) and control group (n=14). Pilates exercise training was performed during 12 weeks (3 sessions per week, 60 min per session). Blood samples were collected in two stages, 48 hours before and 48 hours after the last exercise after 12-14 hours fasting status. During the 12 weeks, the control group had no exercise training.

    Results

    In within group comparsion, only serum levels of CRP in the training group was significantly decreased (P=0.048) and in between group comparsion there were no significant difference in serum levels of CRP, TNF-α and IL-6 in training group compare to control group (P>0.05).

    Conclusion

    However, from statistical point of view there was no significant difference between the two groups. It can be said that the implementation of Pilates training can have beneficial effects on serum levels of some inflammatory markers in this way reduced CRP in inactive women with overweight. Lowering serum CRP levels is with reducing body fat and improving body composition. So physical activity can be considered as an essential part of the lifestyle of adults.

    Keywords: Overweight, Interleukin-6, C - reactive protein, Pilates, Tumor Necrosis Factor-α
  • Rasoul Sharifi*, Samira Sharifi, Nazila Amini, Mohammadreza Asgharzadeh Pages 65-72
    Background

    Diabetes mellitus, a metabolic disorder caused by a defect in the secretion or function of insulin. Arginine is an amino acid that is lower in these patients. Octopine is an arginine derivative. Therefore, the present study evaluated the effect of opine on glucose and stress oxidative indices in streptozotocin-induced diabetic rats.

    Methods

    In this study, 16 male mice were divided into two groups including diabetic and non-diabetic controls and 16 male mice in two experimental groups. The first experimental group received opine treatment at 50 mg and second experimental group received opine treatment at 100 mg of opine for 3 weeks. Diabetes was induced in diabetic rats through intraperitoneal injection of 60 mg/kg of Streptozotocin. Blood samples were enrolled from mice in fasting status and the level of malondialdehyde (MDA) was measured by thiobarbituric acid method, glucose levels using Pars-Azmoon Company Kit, superoxide dismutase (SOD) and glutathione peroxidase (GPX) activity using Randox (England) kits.

    Results

    The opine consumption had no significant effect on serum glucose and MDA, while 50 mg opine treatment significantly increased the activity of SOD and GPX enzymes in comparison with diabetic rats.

    Conclusion

    The consumption of octopine had no improving effect on blood glucose levels but it improved antioxidant status in diabetic rats.

    Keywords: Diabetes, Opine, Glucose, Oxidative Stress Indices, Streptozotocin, Rat
  • Eslam Shiri, Saeid Ghorbian* Pages 73-81
    Background

    miRNA is one of those biomarkers that have different types. Hsa-miR-15 is one of the molecules, which expressed in the heart tissue. MiRNAs are small non-coding RNA that regulates complex cardiac signaling and transcription pathways in cardiac during different condition. The aim of this study was to compare hsa-miR-15 gene expression changes in myocardial infarction patients with healthy individuals.

    Methods

    In this case-control study, which was included 88 patients with myocardial infarction and 19 healthy individuals who had been referred to the Shahid Madani hospital of Tabriz. After total RNA extraction and cDNA synthesis, the hsa-miR-15 gene expression changes were assessed using Real-time PCR method. For data analysis, we have used independent t-test.

    Results

    The hsa-miR-15 gene expression changes increased in the patients with myocardial infarction compared to healthy individuals. The level of hsa-miR-15 gene expression was shown a statistically significant difference between groups (p >0/05).

    Conclusion

    The hsa-miR-15gene expression increased in the patient with myocardial infarction and may be used as a biomarker in early diagnosis of myocardial infarction.

    Keywords: Myocardial Infarction, miRNA, hsa-miR-15, Tabriz
  • Elnaz Abaspour*, Mohamad Reza Zolfaghar Didani, Kazem Khodaei Pages 82-90
    Background

    Functional abnormalities in multiple sclerosis may be due to a decrease in the level of physical activity of MS patients compared to healthy People. Exercise activity as a non-pharmacological method can have beneficial effects on the rehabilitation of these patients. Therefore, the purpose of present study was to investigate the effect of eight weeks of combined training on some indicators of physical and mental function in women with multiple sclerosis.

    Methods

    Twenty women with multiple sclerosis were randomly divided into experimental and control group that only 16 subjects (8 in the training group and 8 in the control group) were able to complete all stages of this study. The training group participated in eight weeks and three days per week in combined training program (contains rhythmic aerobic and resistance training by bodyweight, Theraband, and TRX). Muscles strength, endurance and speed of walking, and psychological induces were evaluated in pre- test and post-test. Independent and paired samples T-test were used for data analysis.

    Results

    Combined training resulted in a significant increase in quadriceps and hand muscles strength, endurance and speed of walking, and also significant decrease in depression and anxiety levels (P˂0.05). However, no significant difference was observed in the fingers strength (P˃0.05).

    Conclusion

    It seems that combined training used in present study can be effective in increasing muscle strength, motor function, and decreasing depression and anxiety in women with multiple sclerosis. Therefore, the use of this training method at the club and home is recommended for these patients.

    Keywords: Combined Training, Psychological Induces, Motor Function, Muscle Strength, Multiple Sclerosis
  • Hamid Galehdari*, Masumeh Ranjbar, Parisa Mohammadi Nejad, Tahere Seifi, Nastaran Majdi Nasab Pages 91-96
    Background

    Multiple sclerosis (MS) seems to be a multifactorial disease in which the environment and genetics are involved. One of the factors associated with MS disease is the reduction in vitamin D levels and its specialized role in its pathogenicity. In Iran, Khuzestan province has a high relative incidence of the Multiple sclerosis (MS) after the provinces of Isfahan and Markazi, The polymorphism rs10735810 in the VDR gene with change in the initial codon is one of the factors associated with other known diseases, including osteoporosis and diabetes.

    Methods

    In this study, the association of this variant in one hundred and fifty individuals with MS disease was compared with one hundred and fifty healthy individuals. PCR-sequencing was used to determine genotypes.

    Results

    In the patient group, 16 cases had CC genotype, 59 had CT genotype and 75 had TT genotype, which did not show any significant difference in comparison with the control group (P>0.05). Also, there was no significant difference in the alleles distribution in the patient population compared to control (50% vs. 47.55% P=0.47). Additionally, no association was found between age and sex, and the ethnicity of patients (p> 0.05).

    Conclusion

    The polymorphism rs10735810 in the VDR gene showed no association to the etiology of MS.

    Keywords: Multiple sclerosis, Gene variants, Vitamin D, Khuzestan Province
  • Hossein Mahmoudi, Fatemeh Afshari*, Fatemeh Abbasalizadeh Pages 97-103
    Background

    Growth of the fetus is directly related to the structure and function of the placenta, and the examination of the Placenta and umbilical cord provides us important information about what has happened to the fetus. Pregnancies induced by ART are more likely to develop pregnancy complications than other singleton pregnancies. The main cause of these undesirable pregnancy outcomes is uncertain, and perhaps morphological and histopathologic abnormalities of placenta in these types of pregnancies may be involved. Since the most common method of ART is the ICSI method, the aim of this study was to evaluate the histological changes of the placenta and umbilical cord in ICSI pregnancies.

    Methods

    In this study, 30 women who were pregnant with ICSI method and had no pregnancy complications were compared with 30 pregnant women with normal and non-complicated pregnancies. Morphology and histology of the placenta and umbilical cord were compared in two groups. For studying with optical microscopy, samples of the placenta were prepared from two groups were stained with H & E, PAS and trichrome, and compared with the optical microscope.

    Results

    There was no difference between the two groups in demographic variables. umbilical cord length, 1th and 5th minute Apgar score in two groups. The umbilical cord thickness (p = 0.01), and placental thickness (p = 0.02) was significantly higher in the study group. In the pathological study of placenta, it was revealed that in study group there are increased syncytial knot in staining with hematoxin and eosin, reducing of glycogen in PAS staining, and increasing the amount of fibrosis in trichrome staining compared with the control group.

    Conclusion

    The study of pathological changes in ICSI pregnancies compared with normal pregnancies showed that the prevalence of syncytial knots (Due to the accumulation of the nucleus of apoptotic cells in the placenta) is significantly higher.

    Keywords: Placenta, Umbilical Cord, Pathology, ICSI
  • Mehrnoosh Mousavi Aghdas*, Mousa Aliahmadi, Parisa Haj Alioghli Pages 104-109
    Background

    Adenoid hypertrophy plays an important role in the nasopharyngeal obstruction in children. Given that the symptoms of adenoid hypertrophy often occur at the time of lying down, the radiological evaluation of these patients is more consistent with clinical symptoms of patients. Therefore, the aim of this study was to investigate the relationship between the depths of nasopharynx in adenoid hypertrophy via adenoid graphic evaluation in sitting and lying positions.

    Methods

    In this study, 31 patients referred to the ENT clinic of Tabriz Children's Hospital, who had clinical symptoms of adenoid hypertrophy, were included and considered as the symptom assessment score (SAS). A / N ratio was measured for the each patients in sitting and resting conditions.

    Results

    16 females and 15 males with adenoid hypertrophy with mean age of 7/39 ± 1/39 years were enrolled in the study. The results showed that all patients had symptoms of open-mouth breathing, night snapping and permanent nasal congestion, while only 4 patients had sleep apnea. The results showed that the average A / N ratio in patients in sitting and lying down conditions was 0.79 ± 0.016 and 0.89 ± 0.015 respectively. The statistical results showed that there is a significant difference between the A / N ratio in the sitting and lying down situations, and the average A / N ratio in the lying down state was higher.

    Conclusion

    Based on the results obtained in this study lateral cephalometric in lying down mode is preferable to sitting position for adenoid hypertrophy investigation.

    Keywords: Nasopharynx, Adenoid, Adenoid–Nasopharynx Ratio