فهرست مطالب

  • پیاپی 191 (اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه معارفی*، سارا زیلایی، روشنک زمان صفحات 1-9
    زمینه و هدف

    این تحقیق با هدف بررسی تاثیر فرهنگ یادگیری سازمانی بر رضایت شغلی و کیفیت رابطه با مراجعین با نقش میانجی چابکی سازمانی در بیمارستان های دولتی شهر اهواز به مرحله اجرا درآمده است.

    روش کار

    جامعه آماری این مطالعه کاربردی، کلیه کارکنان بیمارستان های دولتی شهر اهواز بود که تعداد 370 نفر از آنان به عنوان نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب گردید. نمونه گیری به روش غیر تصادفی انجام شد. داده های مورد نیاز برای تحقیق از طریق پرسش نامه های استاندارد گردآوری شدند و برای بررسی فرضیه ها، از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شده است.

    یافته ها:

     یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات، نشان داد که مقدار تاثیر فرهنگ یادگیری سازمانی بر رضایت شغلی، کیفیت رابطه با مراجعین و چابکی سازمانی به ترتیب 512/0، 506/0 و 681/0 می باشد و نیز مقدار تاثیر چابکی سازمانی بر رضایت شغلی و کیفیت رابطه با مراجعین به ترتیب 439/0 و 484/0 می باشد. تاثیر متغیر میانجی نیز تایید شده است.

    نتیجه گیری:

     با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، برای افزایش رضایت شغلی کارکنان و بهبود کیفیت رابطه با مراجعین ضروری است اقدامات لازم برای ارتقاء فرهنگ یادگیری سازمانی و نیز چابکی سازمانی و رفع موانع آن ها انجام گیرد.

    کلیدواژگان: فرهنگ یادگیری سازمانی، رضایت شغلی، کیفیت رابطه با مراجعین، چابکی سازمانی
  • فلور زرگری* صفحات 10-23

    رادیکال های آزاد محصولات سمی حاصل از متابولیسم اکسیژن هستند که حاوی حداقل یک الکترون جفت نشده می باشند. تولید بیش از حد رادیکال های آزاد طی فرایندی به نام استرس اکسیداتیو باعث آسیب به قسمت های مختلف سلول نظیر پروتیین ها، DNA و غشای سلول می گردد. این آسیب های برگشت ناپذیر منجر به تغییر در عملکرد سلول و یا مرگ سلول می شود. آسیب اکسیداتیو به مولکول های حیاتی نهایتا منجر به بروز بیماری های مزمن از قبیل بیماری های قلبی، سرطان، دیابت، آلزایمر، پارکینسون، آرتریت و ناباروری می شود. استرس اکسیداتیو زمانی ایجاد می شود که عدم تعادل بین تولید رادیکال های آزاد و توانایی بدن برای سم زدایی آثار مخرب آن ها توسط آنتی اکسیدان ها وجود دارد. مقاله حاضر اطلاعاتی در مورد نحوه تولید رادیکال های آزاد، انواع رادیکال های آزاد و ارتباط آن با برخی بیماری ها ارایه می کند که می تواند برای پژوهشگران در این زمینه مفید واقع گردد.

    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، رادیکال های آزاد، بیماری
  • محسن عربی، فرحناز بیرانوند، زهرا رامپیشه، پونه گوران* صفحات 23-35
    زمینه و هدف

    دیابت یک بیماری مزمن شایع در جهان است که به دلیل عواقب شدید بیماری، هزینه های سنگینی را برای سلامت عمومی ایجاد می کند. دیابت تیپ 2 با افزایش و تسریع اختلالات شناختی در افراد مسن مرتبط می باشد که گستره آن تغییرات شدیدی مثل آلزایمر و دمانس واسکولار می باشد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی اختلالات شناختی در بیماران دیابتی تیپ 2 می باشد همچنین ارایه همراهی که این اختلال با میزان HbA1C، سن، جنس و طول مدت دیابت دارد.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی- توصیفی بر روی بیماران دیابتی تیپ دو مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی فیروزآبادی در سال 1396 انجام شده است. بعد از تکمیل چک لیست اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه آزمون وضعیت ذهنی (تست MMSE) از آن ها به عمل می آمد. اطلاعات از طریق نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

     این مطالعه بر روی 100 بیمار دیابتی تیپ دو با میانگین سنی 6/7±58 انجام شد. 41% از افراد مورد مطالعه را آقایان و 59% آن ها را خانم ها تشکیل دادند. در بین مردان 30 نفر دارای تست MMSE مختل از نوع خفیف و 15 نفر دارای تست MMSE مختل از نوع متوسط بودند. درحالی که 42 نفر از زنان دارای تست MMSE مختل از نوع خفیف و 17 نفر دارای تست مختل از نوع متوسط بودند. در این مطالعه نشان داده شد که شاخص های کنترل قند خون HbAC1 و FBS با چگونگی تست MMSE ارتباط معنی داری داشتند.

    نتیجه گیری: 

    در این مطالعه نشان داده شد که اختلال شناختی در بیماران دیابتی با جنسیت بیماران، سن ابتلا به دیابت و مدت ابتلا به دیابت ارتباط معنی داری دارد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که بالاتر بودن FBS و قند دو ساعت پس از غذا شانس ایجاد اختلال شناختی بیشتر خواهد کرد.

    کلیدواژگان: اختلال شناختی، دیابت تیپ 2، HbA1C، FBS، 2hpp
  • زهرا ایزدی*، مجید آقاعلیخانی، ناصر میرازی صفحات 35-48
    زمینه و هدف

    مرزه تابستانی (Satureja hortensis L.) گیاهی معطر از خانواده نعناعیان است که اسانس آن به فراوانی در صنایع غذایی و دارویی استفاده می شود. برای اسانس مرزه اثرات آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و ضد درد معرفی شده است. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی اجزای اسانس سرشاخه های گلدار مرزه تابستانی و بررسی خاصیت آنتی اکسیدانی و ضدمیکروبی آن روی تعدادی از میکروارگانیسم ها شامل باکتری های گرم منفی، گرم مثبت، قارچ های رشته ای و مخمر بود.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی، استخراج اسانس از سرشاخه های گلدار مرزه تابستانی رشد یافته در مزرعه آموزشی-پژوهشی دانشگاه بوعلی سینا با استفاده از کلونجر به روش تقطیر با آب انجام شد. جداسازی و شناسایی ترکیب های متشکله اسانس با استفاده از دستگاه های کروماتوگرافی گازی و گاز کروماتوگراف متصل شده به طیف سنج جرمی صورت گرفت. فعالیت آنتی اکسیدانی این اسانس با آزمون مهار رادیکالهای آزاد دی فنیل پیکریل هیدرازیل مورد بررسی قرار گرفت و با آنتیاکسیدان سنتزی بوتیل هیدروکسی تولوین (BHT) مقایسه شد. خواص ضدمیکروبی این  اسانس نیز به روش انتشار در آگار (دیسک دیفیوژن) و رقیق سازی در چاهک (میکروبراث دایلوشن) بررسی شد.

    یافته ها

    مهم ترین ترکیبات موجود در اسانس مرزه تابستانی کارواکرول (10/42%)، تیمول (74/19%) و پارا-سیمن (19/8%) بودند. میزان IC50 اسانس این گیاه 15/0±63/10 میکروگرم بر میلی لیتر تعیین شد، در حالی که این پارامتر برای BHT 09/0±45/9 میکروگرم بر میلی لیتر بود. زی سنجی اسانس مرزه تابستانی نشان داد که این گیاه دارای اثر ضد میکروبی قابل توجهی می باشد و اثر ضد قارچی آن به مراتب قوی تر از اثر ضدباکتریایی آن بود. متوسط قطر هاله عدم رشد در روش انتشار در آگار برای باکتری های گرم مثبت در غلظت 15 میکرولیتر 57/0±05/31 میلی متر، باکتری های گرم منفی 40/0±68/21 میلی متر و برای مخمر و قارچ ها 33/0±76/42 میلی متر حاصل شد. حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی اسانس مرزه تابستانی برای کلیه میکروارگانیسم ها در محدوده 5/0 تا 16 میکرولیتر بر میلی لیتر بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این تحقیق اثر ضدمیکروبی اسانس مرزه تابستانی بر مخمر و قارچ ها، باکتری های گرم مثبت (استافیلوکوکوس اوریوس و استافیلوکوکوس اپیدرمایدیس) و باکتری های گرم منفی (شیگلا فلکسنری، سراشیا مارسنس، اشرشیاکلی و کلبسیلا پنومونیه) در مقایسه با آنتی بیوتیک های آمفوتریسین B، وانکومایسین و جنتامایسین بیشتر بود. به این ترتیب اسانس مرزه تابستانی به عنوان یک عامل ضدمیکروب طبیعی و جدید قابل توجه می باشد و می توان انتظار داشت با انجام پژوهش های بیشتر، از آن برای استفاده در صنایع داروسازی و غذایی بهره برد.

    کلیدواژگان: مرزه تابستانی، اسانس، کارواکرول، فعالیت ضدمیکروبی، فعالیت آنتی اکسیدانی
  • نادر شاکری*، عباس شکیبی راد، میثم سهیل پور صفحات 49-60
    زمینه و هدف

    دیابت شایع ترین بیماری غددی در جهان است که از روش های مختلفی برای درمان آن استفاده می شود. هدف از انجام تحقیق حاضر تبیینتاثیر یک دوره تمرین هوازی فزاینده و مصرف ال کارنیتین بر برخی فاکتورهای التهابی در بافت قلب  موش های مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

    روش کار

    در تحقیق تجربی حاضر 45 سر موش نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 250 تا 300 گرم انتخاب و به طور تصادفی به شش گروه شم (8 سر موش)، کنترل سالم (8 سر  موش)، کنترل دیابتی (8 سر موش)، دیابتی دریافت کننده ال کارنیتین (8 سر  موش)، دیابتی تمرین هوازی (8 سر موش) و دیابتی تمرین هوازی و دریافت کننده ال کارنیتین (8 سر  موش) تقسیم شدند. موش ها با تزریق نیکوتین آمید به مقدار 95 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن و بعد از 15 دقیقه تزریق استرپتوزوسین (Streptozocin-STZ) به مقدار 55 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت زیر صفاقی دیابتی شدند.  موش های دریافت کننده ال کارنیتین روزانه 100 میلی گرم ال کارنیتین را به صورت خوراکی دریافت کردند. گروه های تمرین هوازی نیز برنامه تمرینی شامل تمرین هوازی روی نوارگردان، 5 روز در هفته، از ساعت 9 تا ساعت 11 صبح، به مدت شش هفته انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، موش ها با استفاده از کلروفورم و از راه تنفسی بیهوش شده و پس از کالبد شکافی بافت قلب برداشته شد. متغیرهای وابسته به وسیله کیت های الایزا و آسای در بافت قلب اندازه گیری شدند. از آزمون شپیرو ویلک، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0a≤ برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تمرین هوازی و مصرف ال کارنیتین بر اینترلوکین-10 (028/0=p) و TNF-α (036/0p=)  موش های دیابتی تاثیر معنی داری دارد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد نتایج حاصل از تحقیق حاضر تایید کننده نقش تمرین هوازی و ال کارنیتین در بهبود فاکتورهای التهابی در موش های صحرایی دیابتی نوع 2 است، اما بهتر است با مشورت پزشک تجویز شوند.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، دیابت، اینترلوکین-10، TNF-α، قلب
  • مصطفی صفری، اکرم غلامزاده، اکبر اسدی، محمد مهجور* صفحات 59-69

    مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis-MS) یکی از بیماری های شایع سیستم ایمنی می باشد که روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می گذارد. علل بیماری به طور دقیق مشخص نیست اما به نظر می رسد که فعال شدن مکانیسم های ایمنی علیه خود والتهاب در ایجاد بیماری نقش داشته باشند. جینسینگ در طب سنتی یکی از پرطرفدارترین گیاهان دارویی به شمار می رود که می تواند خواص تسکین دهنده، تقویت سلامت و جلوگیری از بیماری ها را داشته باشد. در این مطالعه به بررسی چند گزارش  در مورده اثرات جینسینگ بر روی بیماری ام اس پرداخته خواهد شد. جینسینگ از یک لغت یونانی (Pana kos) به معنی درمان کننده ی تمام بیماری ها گرفته شده است. مسیر احتمالی اثرات مثبت جینسینگ می تواند از طریق اثر ضد التهابی، آنتی اکسیدانی، هموستاتیک و متابولیسم بیولوژیکی باشد. خواص درمانی جینسینگ در مورد بیماری های مختلف، مانند بیماری های قلبی عروقی، عصبی، شناختی، و بیماری های خود ایمنی دیده شده است. پیشنهاد می شود که جینسینگ دارای خواص درمانی و پیش گیرانه ای در بیماری ام اس داشته باشد. داده های این مطالعه مروری با استفاده از پایگاه اطلاعاتی Google Scholar، Science Direct و داده های Pubmed و همچنین با کلمات کلیدی جستجو، MS، جینسنیگ، عوامل التهابی و استرس اکسیداتیو از سال 1990 تا 2018 به طور انتخابی جمع آوری شدند. اثرات تعدیل کننده جینسینگ در فعالیت سلول های Th1و TH17 و ارتقاع فعالیتTreg  و همچنین اثرات ضد التهابی و آنتی اکسیدانی جینسینگ می توانند به عنوان راهبرد های ایمونولوژیک در درمان بیماری ام اس مورده توجه بیشتری قرار گیرند.

    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، جینسینگ، التهاب، بیماری خود ایمنی، استرس اکسیداتیو، خستگی
  • الهام زعیمی فرد، سجاد ارشدی*، شهرام سهیلی، عبدالعلی بنائی فر صفحات 70-79
    زمینه و هدف

     چاقی یکی از 10 مشکل برتر سلامتی در جهان است. هدف از انجام تحقیق حاضر تعیین تاثیر تمرینات هوازی بر شاخص های پرپتین، آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان چاق بود.

    روش کار

     از بین زنان چاق مراجعه‌کننده به خانه سلامت شهرستان ایلام در دامنه سنی 45-30 سال 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. در ادامه و 24 ساعت قبل از شروع تمرینات، ویژگی‌های فردی آزمودنی ها و متغیرهای تحقیق (مقاومت انسولین، Dpp4 و GLP-1) در پیش آزمون اندازه گیری شدند. سپس گروه تجربی برنامه تمرین هوازی را به مدت 8 هفته با شدت 60-75 درصد ضربان قلب بیشینه و 3 روز در هفته به مدت 30 تا 45 دقیقه انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین مجددا متغیرهای مورد نظر اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون های تی وابسته، تحلیل واریانس دو طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.

    یافته‌ها: 

    نتایج نشان داد تمرینات هوازی بر میزان پرپتین، آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان چاق اثر دارد. تمرین، زمان و اثر تعاملی تمرین و زمان بر میزان پرپتین، آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان چاق تاثیر دارد (001/0 p=). همچنین بین پیش آزمون و پس آزمون از یک طرف و تمرین و بدون تمرین از طرف دیگر تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0 p=).

    نتیجه گیری

     با توجه به یافته های تحقیق استفاده از تمرینات هوازی جهت کاهش وزن و به حداقل رساندن عوارض منفی چاقی به زنان چاق توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، پرپتین، آیریزین، مقاومت به انسولین، زنان چاق
  • رویا عسکری*، مریم جعفری، علیرضا حسینی کاخکی، مسعود اعتمادی فر صفحات 80-90
    مقدمه

    از عوامل نروتروفیک موثر در پاتوژنز مولتیپل اسکلروزیس، عوامل رشد عصبی (NGF) و نروتروفیک مشتق از سلول های گلیال (GDNF) می باشند.  با این حال، شدت تمرین در آب بر روی عوامل NGF و GDNF در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس کمتر شناخته شده است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر 8 هفته تمرین در آب  با دو شدت مختلف (شدت پایین در مقابل شدت بالا) بر روی سطوح سرمی NGF و GDNF در زنان مبتلا به مولتیپل اسکروزیس بود.

    روش ها

    در یک مطالعه نیمه تجربی، 35 زن مبتلا به موالتیپل اسکروزیس از نوع RR (3EDSS<، شاخص توده بدنی: 22/3±03/27) بصورت تصادفی در سه گروه تمرین در آب با شدت پایین (LI، 10 نفر)، گروه تمرین در آب با شدت بالا (HI، 14 نفر) و یا گروه کنترل (11 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل تمرین هوازی در آب با شدت پایین (70%-50% ضربان قلب ذخیره بیشینه) یا شدت بالا (85%-70% ضربان قلب ذخیره بیشینه) با حجم برابر، 3 بار در هفته ، 30 تا 60 دقیقه در هر جلسه برای مدت 8 هفته بود. از گروه کنترل خواسته شده الگوی زندگی روزمره طبیعی خود را در طول مدت مطالعه حفظ کنند. سطوح سرمی  NGF و GDNF  در حالت پایه و در پایان مطالعه اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    پس از 8 هفته تمرین در آب، سطوح سرمی  NGF و GDNF به ترتیب 18% و 16% در گروه شدت پایین (05/0<p) و 8% و 13% در گروه با شدت بالا افزایش یافت. با این حال، هر دو گروه بهبود مشابهی در عوامل نروتروفیک نشان دادند و هیچ تفاوت معناداری بین گروه ها وجود ندشت. 

    نتیجه گیری

    این نتایج پیشنهاد می کند که مولتیپل اسکلروزیس می تواند منجر به کاهش سطوح سرمی نروتروفیک شود. به عبارت دیگر، تمرین در آب در دو دامنه با شدت های 70%-50% و 85%-70% ضربان قلب ذخیره بیشینه می تواند سطوح سرمی  NGF و GDNF در زنان مبتلا به مولتیپل اسکروزیس بطور یکسان بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: تمرین در آب، NGF، GDNF، مولتیپل اسکروزیس
  • پریناز زیور پور، فلور زرگری* صفحات 91-102

    بیماری مزمن کلیوی (Chronic Kidney Disease یا CKD) با شیوع %16-8 خود، یک مشکل بهداشت عمومی در سراسر جهان است. این بیماری عملکرد و ساختار کلیه ها را در طی زمان به طور غیرقابل برگشت مختل می سازد و در مراحل پیشرفته خود (End Stage Renal Disease یا ESRD) بار مالی زیادی را به سیستم درمانی جوامع تحمیل می کند. از عوارض جانبی حایز اهمیت آن، می توان به بیماری های قلبی-عروقی (Cardiovascular Disease یا CVD) اشاره نمود که مهم ترین عامل مرگ و مبر در بیماران مبتلا به CKD است. بنابراین، تشخیص سریع و زودهنگام این بیماری به علت روند سریع و در عین حال مخفی آن در مراحل ابتدایی تر خود جهت پیشگیری از عوارض جانبی و صرفه جویی در منابع مالی امری بسیار ضروری است. شواهد به دست آمده از مطالعات مختلف در طی سال های اخیر نشان می دهد که پیشرفت CKD به طور قابل ملاحظه ای با کاهش سطح پروتیین ضد پیری به نام Klotho همراه است. در شرایط فیزیولوژیکی طبیعی بدن، منبع تولید عمده این پروتیین سلول های بافت کلیوی است. از این رو، کمبود Klotho نه تنها یک بیومارکر زودرس در تشخیص CKD است؛ بلکه عامل پاتوژنی مهم در روند پیشرفت و بروز عوارض بعدی آن نیز می باشد. این مطالعه با هدف معرفی پروتیین Klotho به عنوان بیومارکر تشخیصی زودهنگام و نیز بیان استراتژی های درمانی جدید و موثر آن برای بیماران مبتلا به CKD صورت پذیرفته است.

    کلیدواژگان: بیماری مزمن کلیوی، بیماری قلبی-عروقی، Klotho، پروتئین ضد پیری
  • رضا ترکاشوند، حسین وزینی*، نفیسه یوسفی محمود صفحات 103-113
    زمینه و هدف

    سرطان دهانه رحم دومین سرطان شایع در زنان می باشد. گیاه رزماری دارای خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی قوی می باشد. انگل لیشمانیا می تواند به واسطه ترشح برخی مدیاتورهای التهابی و فعال کردن برخی مسیرهای القاکننده آپوپتوز، سبب کاهش رشد و متاستاز سلول های سرطانی شود. این مطالعه با هدف بررسی اثرات ضد سرطانی عصاره گیاه رزماری و عصاره لیشمانیا روی سلول های سرطانی گردن رحم (هلا) صورت گرفت.

    روش کار: 

    در این مطالعه تجربی پس از کشت و تکثیر سلول های مشتق شده از بافت اپی تلیال گردن رحم انسان (HeLa) که از انستیتوپاستور ایران تهیه گردید، این سلول ها در مجاورت دوزهای مختلف لیشمانیا و عصاره رزماری (50، 100، 150، 200 و 250   (میلی گرم بر میلی لیتر) قرار گرفتند و به مدت 24، 48 و 72 ساعت انکوبه شدند. پس از پایان مدت انکوباسیون، از روش آزمون رنگ سنجی MTT و فلوسایتومتری جهت تعیین سمیت سلولی و میزان نکروز-آپاپتوز ناشی از عصاره ها استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که این عصاره اثر ضد سرطانی وابسته به دوز و زمان بر سلول های HeLa دارد، به طوری که با افزایش غلظت عصاره و انکوباسیون 72 ساعت بیشترین درصد مرگ سلولی مشاهده شد. غلظت مهارکنندگی 55 درصد رشد سلول ها (IC50) برای سلول های سرطانی در زمان 24 ساعت برای عصاره لیشمانیا   115/83 و عصاره رزماری 123/61 میلی گرم بر میلی لیتر به دست آمد. 35/1 درصد از سلول های تیمار شده توسط عصاره لیشمانیا و 43/15 درصد از سلول های تیمار شده توسط عصاره رزماری در هیستوگرام فلوسایتومتری در مکان سلول های نکروزی قرار گرفتند.

    نتیجه گیری

    عصاره لیشمانیا و رزماری با اثر وابسته به دوز و زمان بر سلول های سرطانی HeLa می تواند باعث مهار رشد این سلول ها شود؛ لذا به نظر می رسد با تحقیقات بیشتر در آینده، می توان از ترکیبات آن ها در درمان سرطان بهره جست.

    کلیدواژگان: سرطان گردن رحم، عصاره هیدروالکلی، رزماری، لیشمانیا
|
  • Fateme Maarefi*, Sara Zilaee, Roskanak Zaman Pages 1-9
    Background

    The purpose was to investigate the effect of organizational learning culture on job satisfaction and relationship quality with customer with mediator variable of organizational agility in Governmental hospitals in Ahwaz city.

    Methods

    The statistical population included all of staffs of governmental hospitals in Ahvaz city. A total of 370 people were chosen. The methodology of this research was survey administrated through a standard questionnaire. To study hypotheses, the Structural Equation Modeling Modeling and PLS software was used.

    Results

    All hypotheses were confirmed in this study. The effect of organizational learning culture on job satisfaction, customer relationship quality and organizational agility were 0.512, 0.506 and 0.681, respectively. Also, the effect of organizational agility on job satisfaction and customer relationship quality were 0.439 and 0.484, respectively. The effect of the mediator variable was also confirmed.

    Conclusion

    According to the results of the study, it is necessary to increase the organizational learning culture as well as organizational agility and remove barriers in order to increase employees' job satisfaction and improve the quality of their relationship with clients.

    Keywords: Organizational learning culture, Relationship quality with clients, Job satisfaction, Organizational agility
  • Felor Zargari* Pages 10-23

    Free radicals are produced at every moment in our body at an incredible speed, and if they are not trapped at the same speed, they can be extremely problematic. Free radicals cFree radicals are toxic byproducts of oxygen metabolism that contain at least one unpaired electron. Overproduction of free radicals can cause damage to parts of cells such as proteins, DNA and cell membrane through a process called oxidative damage. These irreversible damages lead to a change in cellular function or may lead to cell death. Oxidative damage to biomolecules eventually leads to many chronic diseases such as heart disease, cancer, diabetes, Alzheimer's disease, Parkinson's disease, arthritis, and infertility.Oxidative stress occurs when there is an imbalance between the production of free radicals and the ability of the body to detoxify their harmful effects by antioxidants. The present article provides information on production of free radicals, types of free radicals and their relation to certain diseases, which can be useful to researchers in this regard.an attack body fat, break the cell membrane, or release toxic substances into surrounding  tissues. These irreversible damage leads to a change in cellular function or cell death.. Free radicals and stress resulting from it can cause some diseases, including: Alzheimer's disease, cancer, Glaucoma, heart disease, Parkinson's disease ,arthritis, diabetes and  infertility. The present  article provides information on how to produce free radicals, types of free radicals and their relation to certain diseases, which can be useful to researchers in this regard.

    Keywords: Oxidative stress, Free radicals, Disease
  • Mohsen Arabi, Farahnaz Beiranvand, Zahra Rampishe, Pooneh Gooran* Pages 23-35
    Background

    Diabetes is a common chronic disease in the world that causes high costs for public health due to severe consequences of the disease. Type 2 diabetes is associated with increased and accelerated cognitive impairment in the elderly, with severe changes such as Alzheimer's and vascular disease. The purpose of this study was to determine the prevalence of cognitive impairment in type 2 diabetic patients and also to correlate it with HbA1C level, age, sex and duration of diabetes.

    Methods

    This cross-sectional descriptive study was performed on type 2 diabetic patients referred to Firoozabad Medical Centers in 2015. After completing the demographic checklist, the Mental Health Questionnaire (MMSE) was administered to them. Data were analyzed using SPSS software.

    Results

    This study was performed on 100 type 2 diabetic patients with mean age of 58±7.6 years. About 41% of the subjects were male and 59% female. Among men, 30 had mild MMSE and 15 moderate MMSE, while 42 women had mild MMSE and 17 had moderate mild test. This study showed that HbAC1 and FBS glycemic indexes were significantly correlated with MMSE test.

    Conclusion

    In this study, it was shown that cognitive impairment in diabetic patients was significantly correlated with gender, age and duration of diabetes. The results also showed that higher FBS and 2hpp would increase the chances of cognitive impairment.

    Keywords: Type 2 diabetic, HbA1C, FBS, 2hpp
  • Zahra Izadi*, Majid Aghaalikhani, Naser Mirazi Pages 35-48
    Background

    Summer savory (Satureja hortensis L.) is an aromatic plant, belonging to Lamiaceae family. The essential oil of this plant is used in medicinal and food industries. The essential oil of summer savory has antioxidant, anti-inflammatory and analgesic properties. The main objective of this study was to identify the chemical composition of aerial parts and evaluate the antioxidant and antimicrobial activities of summer savory essential oil against a few microorganisms including gram positive, gram negative bacteria, filamentous fungi and yeast.

    Methods

    In this experimental study, shoot essential oil was extracted by hydro-distillation technique using clevenger apparatus. The oil was analyzed by capillary GC and GC/MS. Antioxidant activity of essential oil was assessed by diphenyl picrylhydrazyl radical-scavenging activity and compared with synthetic antioxidant Butylated Hydroxyl Toluene (BHT). Antimicrobial properties of the plant essential oil were determined using micro broth dilution and well disk diffusion methods.

    Results

    The major components of essential oil were carvacrol (42.10%), thymol (19.74%) and P-cymene (8.19%), respectively. The half maximal inhibitory concentration (IC50) of summer savory essential oil was 10.63±0.15 μg/ml, while this parameter for BHT 9.45±0.09 μg/ml. Bioassay of essential oil showed that summer savory had strong antimicrobial effects. So that, aerial part essential oil showed the best antifungal activity and this effect is more than the antibacterial activity. The mean diameter of inhibitory growth zone in well disk diffusion method at 15 µl concentration was equal to 31.05±0.57 mm in the case of gram positive bacteria, 21.68±0.40 mm for gram negative ones and 42.76±0.33 mm in the case of filamentous fungi and yeast. The Minimum Inhibitory Concentration (MIC) and Minimum Bactericidal Concentration (MBC) of summer savory essential oil ranged from 0.5 to 16 µl/ml in the case of all microorganisms.

    Conclusion

    It can be stated that summer savory essential oil on all of yeast and filamentous fungi, gram positive bacteria (Staphylococcus aureus and Staphylococcus epidermidis) and gram negative bacteria (Shigella flexneri, Serratia marcescens, Escherichia coli and Klebsiella pneumonia) showed more antimicrobial activity than amphotericin B, vancomycin and gentamicin, respectively. Although more research is needed in this field, summer savory essential oil can be used as a new antimicrobial agent in the pharmaceutical and food industries.

    Keywords: Summer savory, Essential oil, Carvacrol, Antimicrobial activity, Antioxidant activity
  • Nader Shakeri*, Abas Shakibi Rad, Meisam Soheil Pour Pages 49-60
    Background

    Diabetes is the most common glandular disease in the world and various ways are used to treat it. The purpose of the present study was to determine the effect of a period of increased aerobic training and consumption of L-carnitine on some inflammatory factors in the cardiac tissue of type 2 diabetic rats.

    Methods

    For this purpose, 45 male Wistar rats weighing 250 to 300 g were selected and randomly divided into six groups of sham (8 rats), healthy controls (8 rats), diabetic control (8 rats), diabetic receiving L-carnitine (8 rats), diabetic aerobic training (8 rats), and diabetic aerobic training and L-carnitine intake (8 rats). Rats were made diabetic by subcutaneous injection of nicotine amide (95 mg/kg) and after 15 minutes with Streptozocin (STZ) injection (55 mg/kg). Rats receiving L-carnitine received 100 mg of L-carnitine daily orally. The aerobic training groups also performed an aerobic exercise program on the treadmill, 5 days a week, from 9 am to 11 am for six weeks. 24 hours after the last training session, rats were anesthetized using chloroform and cardiac tissue removed after dissection. Dependent variables were measured by ELISA and assay kits in heart tissue. Chi-square test, one-way ANOVA and Tukey post hoc test at the significant level of 0.05 was used for data analysis.

    Results

    The results showed that aerobic training and consumption of L-carnitine had significant effect on IL-10 (p=0.028) and TNF-α (p=0.036) in diabetic rats.

    Conclusion

    The results of the present study seem to confirm the role of aerobic exercise and L-carnitine in improving apoptosis and oxidative stress indices in type 2 diabetic rats. But they should be prescribed in consultation with a physician.

    Keywords: Aerobic exercise, Diabetes, Interleukin-10, TNF-α, Heart
  • Mostafa Safari, Akram Gholamzadeh, Akbar Asadi, Mohammad Mahjoor* Pages 59-69

    Multiple Sclerosis (MS) is one of the most common diseases of the immune system affecting the central nervous system. The etiology of the disease is unclear, but activation of immune mechanisms against inflammation itself seems to play a role in the disease. Ginseng is one of the most popular herbal remedies in traditional medicine that can have soothing properties, promote health and prevent diseases. This study will review several reports on the effects of ginseng on MS. Ginseng is derived from a Greek word (pana kos) which means to cure all diseases. The possible route of positive effects of ginseng can be through anti-inflammatory, antioxidant, hemostatic and biological metabolism. Ginseng's therapeutic properties have been found in a variety of diseases, such as cardiovascular, neurological, cognitive, and autoimmune diseases. Ginseng is suggested to have preventive and therapeutic properties in MS. In this study we reviewed data by using Google Scholar, Science Direct and Pubmed as well as by searching key words: MS, Ginseng, Inflammatory factors and Oxidative stress, from 1990 to 2018.The modulating effects of ginseng on Th1 and TH17 cells activity and enhancing Treg activity as well as anti-inflammatory and antioxidant effects of ginseng can be used in the treatment of MS as immunological strategies.

    Keywords: Multiple sclerosis, Ginseng, Inflammation, Autoimmune disease, Oxidative stress, Fatigue
  • Elham Zaeimi fard, Sajad Arshadi *, Shahram Sohaily, Abdolali Banaeifar Pages 70-79
    Background

    Obesity is one of the top 10 health problems in the world. The aim of the present study was to determine the effect of aerobic training on indices of perceptin, irizine and insulin resistance in obese women.

    Methods

    Thirty women were selected from obese women who referred to Ilam Health House in the age range of 30-45 years and were randomly divided into two groups of aerobic exercise (n = 10) and control (n = 10).  In the next stage and 24 hours before the start of the exercise, the individual characteristics of the subjects including age, height, weight and body mass index and the research variables (insulin resistance, Dpp4 and GLP-1) were measured in the pre-test and the training group. Then experiments performed aerobic exercise program for 8 weeks with intensity of 60-75% of maximum heart rate and 3 days per week for 30-45 minutes. The variables were measured again 24 hours after the last training session. Dependent t-test, two-way ANOVA and Bonferroni post hoc test were used for data analysis.

    Results

    The results showed that aerobic training had effect on the levels of peptin, irizine and insulin resistance in obese women. Exercise, time, and the interactive effect of exercise and time have effect on preptin, irizine, and insulin resistance in obese women (p=0.001). There was also a significant difference between pre-test and post-test on one hand and exercise and no practice on the other (p=0.001).

    Conclusion

    According to the findings of this study, it is recommended to use aerobic exercise to reduce weight and minimize the negative effects of obesity in obese women.

    Keywords: Aerobic training, Preptin, Irizine, Insulin resistance, Obese women
  • Roya Askari*, MARYAM JAFARI, ALIREZA HOSSEINI, Masoud Etemadifar Pages 80-90
    Background

    Nerve growth factor (NGF) and Glial cell line‐derived neurotrophic factor (GDNF) are neurotrophic factors for multiple sclerosis (MS) pathogenesis. However, the impact of aquatic exercise intensitie on NGF and GDNF factors is less clear in patients with MS. The purpose of the present study was to examine the effects of 8-weeks supervised aquatic exercise of different intensities (high- intensity (HI) versus low-intensity (LI)) on serum levels of GDNF and NGF in women with multiple sclerosis (MS).

    Methods

    In this semi-experimental, 35 women with MS (mean age [X̅±SD]=37±9 years) were randomly assigned to either low-intensity aquatic  exercise group (LI: n = 10), high-intensity aquatic  exercise group (HI: n = 14), or the control group (CON: n= 11). Exercise programs consisted of aquatic aerobic exercises at either LI (50% - 70% of HRR) or HI (70% - 85% of HRR), of equal volume, 3 times per week, 30 to 60 minutes per session for 8 weeks. CON group were asked to maintain normal daily life pattern for the duration of the study. Serum levels of GDNF and NGF were measured at baseline and at the end of the study. The data were analyzed using repeated-measures analysis of variance.

    Findings

    After aquatic exercise, the serum NGF and GDNF levels increased by 18% and 16% in the LI group (P < .05) and by 8% and 13% in the HI group (P < .05) compared with baseline. However, both groups showed similarly improved neurotrophic factor variables and there was no difference across the groups.

    Conclusion

    These results suggest that MS can reduce serum neurotrophic factor levels. On the other hand, aquatic aerobic exercise of intensities (50% - 70% or 70% - 85% of HRR) can similarly improve serum NGF and GDNF levels imbalance in overweight women MS.

    Keywords: Aquatic exercise, NGF, GDNF, Multiple sclerosis
  • Parinaz Zivarpour, Felor Zargari* Pages 91-102

    Chronic Kidney Disease (CKD) is a worldwide public health problem with prevalence of 8 -16%. It disrupts the function and structure of the kidneys over time irreversibly, and in its advanced stages (End Stage Renal Disease-ESRD) imposes a huge financial burden on the health system of communities. Cardiovascular Disease (CVD) is one of the significant external complications, which is the most important cause of mortality in patients with CKD. Therefore, quick and early diagnosis of this disease due to its rapid and yet latent process in its earliest stages is essential to prevent side effects and avoid waste of funds. Evidence from various studies in recent years indicates that CKD progression is significantly associated with decreased levels of anti-aging protein, Klotho. Under normal physiological conditions, the major source of this protein is kidney tissue cells. Thus, Klotho deficiency is not only an early biomarker in the diagnosis of CKD, but also an important pathogenic factor in the progression and appearance of its adverse effects. This study aimed to introduce Klotho protein as an early diagnostic biomarker and to present new, effective therapeutic strategies for patients with CKD.

    Keywords: Chronic Kidney Disease, Cardiovascular Disease, Klotho, Anti-Aging Protein
  • Reza Torkashavand, Hossein Vazini*, Nafiseh Yusefi Mahmood Pages 103-113

    Cervical cancer is the second most common cancer in women. Various experiments on rosemary have confirmed that the plant has potent anti-inflammatory and antioxidant properties (one of the most important risk factors for the development and progression of cancer). Leishmania parasite can decrease the growth and metastasis of cancer cells by secreting certain inflammatory mediators and activating some of the pathways that induce apoptosis. The aim of this study was to investigate the anticancer effects of Rosemary extract and Leishmania extract on cervical cancer cells (HeLa).

    Methods

    In this experimental study, after cultivation and propagation of HeLa -derived cells purchased from the Pasteur Institute of Iran, these cells were exposed to different doses of Leishmania parasitica and Rosemary extract (50, 100, 150, 200 & 250 mg/ml) and incubated for 24, 48 and 72 hours. After incubation, MTT method and flowcytometry were used to determine the toxicity of the extracts.

    Results

    The results of MTT test showed that the extract had concentration inhibition effect on dose and time of HeLa cells, with the highest concentration of extract and incubation of 72 hours, the highest percentage of cell death was observed. Concentration of 50% Cell Growth (IC50) for cancer cells in 24 hours for Leishmania extract was 110.83 mg/ml and Rosemary extract of 123.61 mg/ml. 1.30 % of the cells treated with Leishmania extract and 15.43% of the cells treated with rosemary extract in the flowcytometric histogram were placed in the necrosis cells.

    Conclusion

    Leishmania and Rosemary extract through dose and time dependent effect prevent growth of HeLa cancer cell line. It seems with further research, it can be used for cancer treatment.

    Keywords: Cervix cancer, Hydroalcoholic extract, Rosemary, Leishmania