فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 7 (مهر 1398)
  • سال هفدهم شماره 7 (مهر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فرزانه کمایی*، معصومه برخورداری، خدیجه نصیریانی، حسین فلاح زاده صفحات 505-514
    پیش زمینه و هدف

    سرطان پستان شایع ترین بدخیمی شناخته شده در زنان می باشد. این بیماران پس از درمان، اغلب نشانه های ناراحت کننده ای از قبیل درد، اختلالات خواب، اضطراب و خستگی را تجربه می کنند. درعین حال، آن ها ارتباط کمتری با ارائه دهندگان خدمات بهداشتی دارند و خودکارآمدی آن ها جهت کنترل این علائم نقش اساسی دارد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر آموزش توسط همتا بر علائم خوشه ای (درد، اضطراب، خستگی، اختلال خواب) و خودکارآمدی بیماران مبتلابه سرطان پستان می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع کار آزمایی بالینی تصادفی بوده است که 100 خانم مبتلابه سرطان پستان بر اساس جدول آماری مورگان جرسی به صورت تصادفی انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی در گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از انجام مداخله پرسشنامه های دموگرافیک، سنجش خودکارآمدی شرر، سنجش درد، سنجش اضطراب بک، سنجش خستگی پایپر، سنجش اختلال خواب پترزبورگ جهت دو گروه تکمیل گردید. جهت گروه آزمون، آموزش توسط همتا به صورت جلسات گروهی، طی 8 جلسه اجرا گردید و برای گروه کنترل، آموزش روتین انجام می شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS صورت گرفت.

    یافته ها

     نتایج نشان داد 50 نفر نمونه در هر گروه ازنظر سن و سابقه خانوادگی سرطان تفاوت معناداری نداشتند. نرمال بودن نمرات علائم خوشه ای و خودکارآمدی مقدار چولگی بررسی شد که داده ها از توزیع نرمال پیروی می کرد. مقایسه میانگین نمرات علائم خوشه ای در پس آزمون ازنظر درک افراد از درد، اضطراب، خستگی و کیفیت خواب بین گروه آزمون و کنترل تفاوت معنی داری نشان داد (05/0>P). و همچنین میانگین نمره خودکارآمدی گروه آزمون و کنترل بعدا از مطالعه تفاوت معنی داری داشت (05/0>P).

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس نتایج آموزش توسط همتا علائم خوشه ای و خودکارآمدی را در بیماران مبتلابه سرطان پستان بهبود داده بود؛ بنابراین به پرستاران و متخصصین حوزه سلامتی توصیه می شود ضمن حمایت از تشکیل گروه های حمایت و آموزش توسط آن ها به مددجویان، به عنوان روش مکمل در کنار سایر مداخلات مراقبتی به کارگیرند.

    کلیدواژگان: آموزش، همتا، علائم خوشه ای، خودکارآمدی، سرطان پستان، خستگی، اضطراب، کیفیت خواب، درد
  • سیمین شرفی، فاطمه حاجی آبادی، جواد ملک زاده، مهناز بهرامی* صفحات 515-524
    پیش زمینه و هدف

    دلیریوم یک اختلال در بخش مراقبت های ویژه است و اختلال خواب می تواند عامل خطری برای آن باشد، بنابراین انجام اقدامات غیردارویی که در حیطه اختیارات پرستار باشد و بتواند موجب ارتقاء خواب به عنوان یک استراتژی بالقوه برای کاهش دلیریوم شود، اهمیت دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر استفاده از گوش بند و ماسک چشمی در طی خواب شب بر دلیریوم بیماران بخش مراقبت های ویژه می باشد.

    مواد و روش ها 

    در این مطالعه تجربی 73 بیمار بستری در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های قایم (عج الله) و امام رضا (ع) شهر مشهد به روش در دسترس در مدت 6 ماه انتخاب شدند و بر اساس جدول اعداد تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تخصیص داده شدند. در گروه مداخله در 3 روز متوالی از ساعت 22 تا 6 صبح از گوش بند و ماسک چشمی استفاده شد. بیماران روز از قبل مداخله و در هر روز استفاده از گوش بند و ماسک چشمی و بعد مداخله در روز سوم استفاده از گوش بند و ماسک چشمی با استفاده ابزار روا و پایا شده دلیریوم NeeCham مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمره دلیریوم و حیطه های آن در مراحل مختلف در دو گروه، توسط آزمون تحلیل واریانس دوطرفه با مقادیر تکراری مقایسه شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که استفاده از گوش بند و ماسک چشمی و زمان هر دو بر میزان نمره کلی دلیریوم تاثیر دارد (05/0>p). در حیطه های فرایند و رفتار اثر زمان، گروه و متقابل ازنظر آماری تفاوت معناداری داشتند (05/0>p)؛ اما در حیطه فیزیولوژیک اثر گروه و اثر کلی ارتباط آماری معناداری را نشان نداد (05/0<p).

    بحث و نتیجه گیری

    گوش بند و ماسک چشمی می تواند یک ابزار مفید، ارزان و در دسترس به عنوان یک اقدام غیردارویی و مستقل پرستاری در جلوگیری از گیجی یا دلیریوم باشد؛ اما رابطه بین خواب، صدا و نور و دلیریوم، نیاز به تحقیق بیشتری دارد.

    کلیدواژگان: بخش مراقبت های ویژه، دلیریوم، گوش بند، ماسک چشمی
  • حسین حبیب زاده، فرزانه اکبری، هاله قوامی، خلیل مرادی* صفحات 525-534
    پیش زمینه و هدف

    ایمنی بیمار یک چالش جدی جهانی و یک بعد بسیار مهم از کیفیت مراقبت بهداشتی است. مراقبت و خدمات غیر ایمن علاوه بر تحمیل رنج بر انسان ها، هزینه های اقتصادی سنگینی را نیز به بار می آورد. این مطالعه باهدف تعیین استقرار استانداردهای دوستدار ایمنی بیمار در مراکز آموزشی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شده است.

    مواد و روش کار

    این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی-تحلیلی است که در سال 1397 در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. داده های موردنیاز توسط چک لیست استانداردهای زیربنایی که توسط سازمان جهانی سلامت برای ارزیابی وضعیت ایمنی بیمار در بیمارستان ها مورداستفاده قرار می گیرد با استفاده از فرایند مشاهده، مصاحبه و بررسی مستندات در چهار بیمارستان جمع آوری گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی (آنالیز واریانس یک طرفه) با نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. درنهایت وضعیت بیمارستان برحسب سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیمار در سه سطح ضعیف (کم تر از 50 درصد) متوسط (70-50 درصد) و خوب (بالاتر از 70 درصد) طبقه بندی شد.

    یافته ها

    سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیمار در کل بیمارستان های موردبررسی با میانگین 3.75 ± 61.42 درصد در سطح متوسطی قرار داشت. در این میان محور حاکمیت و رهبری با میانگین سطح انطباق 2.3±66.29 درصد و با کسب بیشترین امتیاز در سطح متوسط و محور جلب مشارکت و تعامل با بیمار و جامعه با میانگین سطح انطباق 2.38± 49.17 درصد و با کسب کمترین امتیاز در سطح ضعیفی قرار داشت.

    بحث و نتیجه گیری

    درمجموع وضعیت کلی زیرساخت های ایمنی بیمار در بیمارستان های منتخب شهر ارومیه بر اساس چهار محور بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار در سطح متوسط ارزیابی شد. با توجه به اینکه کسب صد درصد استانداردهای حیاتی در تمامی ابعاد موردبررسی برای دستیابی به حداقل سطح بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار الزامی است. لذا باید هدف گذاری های لازم در این خصوص در برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی در راستای رسیدن کامل به استانداردها در چهار محور موردبررسی، منظور گردد.

    کلیدواژگان: ایمنی بیمار، استانداردها، بیمارستان ها
  • رضا ضیغمی، حسین جاودانی، محمد علیپور حیدری، احسان ضیغمی* صفحات 535-545
    پیش زمینه و هدف

    افسردگی چهارمین بیماری شایع و تا سال 2020 به دومین بیماری شایع جهان تبدیل شود. این بیماری با اختلال در شغل، تحصیل، روابط بین فردی، خانوادگی و حتی خودکشی تا حد قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر می گذارد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور بر شدت افسردگی بیماران دارای اختلال افسردگی اساسی انجام شد.

    مواد و روش ها

    این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 70 بیمار مبتلابه اختلال افسردگی اساسی بستری در مراکز آموزشی درمانی دانشگاهی شهر قزوین در سال 1396 که به صورت تصادفی در دو گروه تخصیص داده شدند، انجام گردید. در گروه مداخله علاوه بر دریافت درمان دارویی، تحت آموزش الگوی توانمندسازی خانواده محور قرار گرفتند. قبل از شروع کارآزمایی شدت افسردگی بیماران با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک ارزیابی و پس از 6 ماه پیگیری، شدت بیماری در هر دو گروه ارزیابی و با استفاده از آزمون های تی مستقل و آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکررو با استفاده از نرم افزار spss 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین شدت افسردگی قبل از مداخله در گروه کنترل 06/6+ 54 /60 و در گروه آزمون 13/7+ 34/62 بود که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت. میانگین شدت افسردگی بیماران در ماه ششم در گروه کنترل 17/12+ 74/40 و در گروه آزمون 54/1+ 93/22 بود که تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه وجود داشت. همچنین آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر تفاوت آماری معناداری را ازنظر میانگین شدت افسردگی بعد از مداخله بین دو گروه کنترل و آزمون نشان می دهد.

    بحث و نتیجه گیری

    توانمندسازی خانواده محور علاوه بر درمان های دارویی می تواند در درمان شدت افسردگی بیمارا ن موثر باشد. بنابراین توصیه می شود در بخش های روان پزشکی علاوه بر درمان های دارویی، توانمندسازی روی خانواده بیماران صورت گیرد.

    کلیدواژگان: افسردگی اساسی، توانمندسازی خانواده محور، عود
  • محمد طاهری نامقی، کتایون جهانگیری*، لیلا ریاحی، موسی جباری قره باغ صفحات 546-562
    پیش زمینه و هدف

    امروزه خطاهای دارویی به عنوان شایع ترین خطای پزشکی چالشی مهم برای نظام های سلامت و تهدیدی برای ایمنی بیمار محسوب می شود، این پژوهش باهدف ارزیابی و مدیریت ریسک بالینی در فرآیند دارو دهی بیماران بستری در بخش CCU بیمارستان های آموزشی شهر مشهد با استفاده از فن HFMEA در سال 1396 انجام شد.

    مواد و روش کار

    پژوهش حاضر از نوع ترکیبی (کیفی-کمی و توصیفی-مقطعی) می باشد که طی آن داده ها از طریق مشاهده مستقیم، بررسی اسناد و فن FGD به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، گردآوری و مطابق دستورالعمل HFMEA نسبت به تحلیل ریسک، علل ریشه ای خطاها و ارائه اقدامات اصلاحی اقدام گردید. برای تعیین فرآیند اولویت دار از روش AHP فازی، برای طبقه بندی علل خطاها از مدل Eindhoven و تعیین اقدامات اصلاحی از روش تولید ایده (Idea Generation) استفاده شد. در پایان اثربخشی فرآیند مدیریت ریسک مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار Excel به روش های آمار توصیفی تحلیل گردید.

    یافته ها

     درمجموع 50 حالت خطای بالقوه در فرآیند 5 مرحله ای دارو دهی شناسایی که 15 حالت آن به عنوان خطاهای غیرقابل قبول مشخص گردید، به طوری که از مجموع علل ریشه ای شناسایی شده،62.7 درصد به عنوان خطاهای نهفته و 37.3 درصد به عنوان خطاهای آشکار طبقه بندی شد. در ارزیابی مجدد سطح ریسک، نسبت ریسک های غیرقابل قبول با لحاظ اقدامات اصلاحی، از 56.9 به 21.6 درصد کاهش می یابد.

    نتیجه گیری

    خطاهای دارویی ممکن است به جای درمان، آسیب جانی و افزایش هزینه ها را به دنبال داشته باشد. فن HFMEA با رویکرد پیشگیرانه، ضمن تمرکز بر خطاهای سیستمی و نقاط ضعف فرآیندی و سازمانی، می تواند در جهت رفع علل ریشه ای خطاها، بخصوص در بخش حساس CCU نقش اثربخشی ایفا نماید.

    کلیدواژگان: ایمنی بیمار، مدیریت ریسک بالینی، خطاهای دارویی، CCU، فن HFMEA، AHP فازی
  • وحید پاک پور*، لیلا شیخ نژاد، صدیقه سلیمی، آزاد رحمانی صفحات 563-573
    پیش زمینه و هدف

    سرطان در کودکان به عنوان یک بیماری تهدیدکننده حیات، پیامدهایی منفی بر بیماران و اعضای خانواده شان دارد. والدین کودکان مبتلا به سرطان، استرس روانی زیادی را تجربه می کنند که می تواند بسیاری از جنبه های سلامتی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان افسردگی و خوش بینی در والدین کودکان مبتلا به سرطان و تعیین ارتباط بین این دو متغیر بود.

    مواد و روش کار

    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که با مشارکت 148 نفر از والدین کودکان مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان کودکان تبریز انجام گردید. نمونه این مطالعه به صورت نمونه در دسترس انتخاب گردید. برای تعیین سطح خوش بینی از "آزمون گرایش زندگی" و جهت تعیین میزان افسردگی آزمودنی ها "مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستان" استفاده شد. داده ها با استفاده از ویرایش 16 نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل و استنباط آماری قرار گرفت.

    یافته ها

    میانه و دامنه بین چارکی امتیاز خوش بینی (4IQR:) 16 و افسردگی (7IQR:) 8 بوده است. همچنین بین خوش بینی و افسردگی والدین کودکان مبتلا به سرطان همبستگی معکوس معنادار مشاهده شد (439/0- =r، 001/0>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به میزان افسردگی در والدین کودکان مبتلا به سرطان، توجه بیشتر به عوامل موثر در آن ضروری است. همچنین نظر به ارتباط معنادار بین خوش بینی و افسردگی، آموزش راهکارهای تقویت خوش بینی در برنامه های مراقبتی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: خوش بینی، افسردگی، سرطان کودکان، والدین
  • فریده نمدی، اعظم شهباز*، حمیدرضا خلخالی صفحات 574-581
    پیش زمینه و هدف

    شجاعت اخلاقی فضیلتی است که برای عملکرد باوجدان همه ارائه دهندگان خدمات سلامت به ویژه پرستاران ضروری است و برخورداری از سطح بالایی از این فضیلت بسیار حائز اهمیت است چراکه در عصر حاضر در سازمان های ارائه دهنده خدمات با افزایش آگاهی مددجویان، تغییر در نیازهای سلامتی افراد، عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامتی دیسترس اخلاقی پرستاران افزایش یافته است لذا این مطالعه باهدف تعیین شجاعت اخلاقی پرستاران انجام شده است.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1397 در ارومیه انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه پرستاران شاغل در بخش های مختلف مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود. تعداد نمونه موردمطالعه 305 نفر بود که به روش تصادفی ساده و به صورت نسبتی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه شجاعت اخلاقی سکرکا[1] و همکاران جمع آوری گردید و با استفاده از نرم افزار spss v.16 و با آزمون های آمار توصیفی و همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل، آنالیز واریانس تک عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین نمره شجاعت اخلاقی (62/15±09/86) (دامنه 105-21) بود. بعد عامل اخلاقی (51/3±81/17) و بعد ارزش های چندگانه (71/3±80/16) به ترتیب بیشترین و کم ترین میانگین را به خود اختصاص دادند. بین سن و سابقه کار و وضعیت تاهل با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت و معنی دار یافت شد (05/0˂p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر میانگین شجاعت اخلاقی پرستاران و همچنین بعد عامل اخلاقی در سطح مطلوب قرار داشت. لذا می توان با برنامه ریزی و آموزش موثر و حمایت سازمان این فضیلت مهم اخلاقی را ارتقا داده و متعاقب آن شاهد افزایش کیفیت مراقبت باشیم.

    کلیدواژگان: شجاعت اخلاقی، پرستاران، دیسترس اخلاقی
|
  • Farzane Kamaei*, Maasomeh Barkhordari, Khadijeh Nasiriani, Hossein Fallah Zadeh Pages 505-514
    Background & Aims

    The number of survivors of breast cancer is increasing due to improvements in early detection and treatment. However, after treatment, the survivors often experience Unpleasant symptoms such as pain, sleep disorders, anxiety, and fatigue, which are referred to as cluster symptoms. These symptoms influence the patient's functional status and self-efficacy. Peer education can use to improve of well-being and self-efficacy, as well as to reduce the unpleasant physical and psychological symptoms of breast cancer patients. The purpose of this study was to determine the effect of peer education on cluster symptoms and self-efficacy in breast cancer patients in the experimental and control groups with a comparison design before and after.

    Materials & Methods

    This study was a randomized clinical trial. The sample was 100 women with breast cancer. That were selected randomly and assigned to two groups of test and control. Before and after the intervention, demographic questionnaires, Sherer self-efficacy, Scherer self-efficacy, McGill Pain Questionnaire, Beck Anxiety Measurement, Piper Fatigue scale, Pittsburgh Sleep Quality Index were completed for both groups. The training was carried out by a peer group during 8 sessions. The data analysis was done with descriptive and inferential statistics in SPSS software.

    Results

    Findings showed that 50 patients in each group did not have a significant difference in age and family history of cancer. The mean score of cluster symptoms in post-test in control group and test group respectively were the pain severity 49.89 ± 5.31 & 41.9 ± 5.68, the anxiety 34.34 ± 9.62 &27.82±10.06 and the fatigue123.15±16.72 & 96.18±48.51. The sleep quality was 10.46 ± 1.71 & 7.01 ± 1.47. The mean score of self-efficacy in post-test in control group and test group was 61.32 ± 12.26 & 61.38±12.26, which was significantly different in all cases (P <0.05).

    Conclusion

    Based on the results of peer education, it has improved the cluster symptoms and self-efficacy in patients with breast cancer.  Therefore, it is recommended that nurses and others health professionals, create the formation of support groups and training by peers. Peer education Use it as a complementary method along with other care interventions

    Keywords: Education, Symptoms, Pain, Sleep Hygiene, Anxiety, Fatigue, Elf Efficacy, Breast Cancer
  • Simin Sharafi, Fatemeh Hajiabadi, Javad Malekzadeh, Mahnaz Bahrami* Pages 515-524
    Background & Aims

    Delirium is a disorder in the ICU and sleep disorder can be a risk factor for it. Therefore, it is important to take non-pharmacological measures that are within the scope of the nurse's authority and that can promote sleep as a potential strategy to reduce delirium. The aim of this study was to determine the effect of using earplugs and eye mask during sleep on the delirium of patients in the intensive care unit.

    Materials & Methods

    This experimental study was conducted on 73 patients hospitalized in ICU that they were selected by available method for 6 months randomly then allocated in two groups of control (37 patients) and mirror therapy (36 patients). In the intervention group, earplugs and eye mask was used for 3 consecutive days at 22 to 6. Patients before and after intervention were evaluated using NeeCham Delirium scale, a valid and reliable instrument. Delirium score and its domains in different stages in two groups were compared by repeated masseur ANOVA.

    Results

    The results showed that the use of earplugs and eye mask and time both had a significant effect on total score of delirium (p<0.05). In the process and behavior domain of the effect of time, group and interaction, there was a statistically significant difference (p<0.05). However, in the physiologic domain, the effect of group and total effect did not show a significant relationship (p>0.05).

    Conclusion

    Earplugs and eye mask as a non-pharmaceutical and independent nursing care can be a useful, inexpensive and affordable tool to prevent confusion or delirium. But the relationship between sleep, sound and light and delirium requires more research.

    Keywords: Intensive Cares Unite, Delirium, Patient, Earplugs, Eye mask
  • Hossein Habibzade, Farzaneh Akbari, Haleh Qhavami, Khalil Moradi* Pages 525-534
    Background & Aim

    Patient safety is a serious global challenge and a very important aspect of health care quality. In addition to inflict pain on humans, unsafe care, also brings heavy economic costs. Our study aimed to evaluate the Establishment of Patient-Friendly Safety Standards in Urmia University of Medical Sciences

    Methods & Materials

     This is a descriptive-analytic cross-sectional study that was conducted in hospitals affiliated to Urmia University of Medical Sciences in 1397. Data were collected using compulsory standards checklist that is used by World Health Organization (WHO) to assess patient safety in hospitals through observation, interviews and reviewing documents in selected hospitals of Urmia. Data were analyzed by descriptive and analytical tests (one way ANOVA) using SPSS-22 software. Then, based on the Compliance level with infrastructures of patient safety, hospitals were classified into three levels of poor (lower than 50%), medium (5o-75%), and good (higher than75%).

    Results

    The overall compliance level of patient safety infrastructure mean with (61.42 ± 3.75%) was evaluated intermediate in studied hospital. The leadership and management with the highest mean (66.29± 2.3%) was evaluated average and the patient and public involvement domain with the lowest mean (49.17±2.38%) was evaluated weak.

    Conclusion

    In total, the overall compliance level of patient safety infrastructure was evaluated intermediate in studied hospital. Given that acquiring hundred percent of critical standards in in the four domains are essential to be considered at the basic level of patient safety friendly hospital. Therefore, Necessary investments in strategic and operational planning must be considered in order to achieve 100% standards in the four domains.

    Keywords: Patient Safety, Standards, Hospitals
  • Reza Zeighami, Hossein Javdani, Mahmood Alipoor Heydari, Ehsan Ghadami* Pages 535-545
    Background& Aims

    Depression is the fourth most common disease in the world. It also remarkably affects the quality of life. The purpose of this study was to determine the effect of group psychological training of family on the severity and relapse of the disease in patients with major depressive disorder.

    Materials & methods

    This randomized controlled clinical trial was conducted on 70 patients with major depressive disorder, randomly divided into two groups of 35 subjects. The treatment group received family group psychological training in addition to receiving drug therapy. The control group did not receive any psychological treatment. Depression severity of the patients was evaluated using Beck Depression Questionnaire and the relapse rate and severity of the disease in both groups were evaluated and compared after 2 and 6 months follow-up. The collected data were analyzed SPSS 24 software. The significance level of P <0.05 was considered.

    Results

    The mean of depression severity in the experimental group was 62.34 ± 7.13 at the beginning of the study and in control group was 60.54 ± 6.06, and using independent t-test, there was not statistically significant difference between the two groups. The mean of depression severity of patients’ in the experimental group was 22.93 ± 1.45 in the sixth month while the mean of depression severity in the control group was 40.74 ± 12.16, and therefore, there was a statistically significant difference between the two groups using independent t-test.

    Conclusion

    empowering the patients’ family should be conducted in addition to medication.

    Keywords: Major Depressive Disorder, family-centered empowerment, Relapse
  • Mohammad Taheri Namaghi, Katayoun Jahangiri*, Leila Riahi, Mousa Jabbari Gharebagh Pages 546-562
    Background & Aim

    Nowadays, medication errors as the most common medical error are among the most important health and safety issues for patient safety. The aim of this study was Assessing and Management of Clinical Risk in medication Process of CCU in Mashhad teaching hospitals by HFMEA Method.

    Materials & Methods

    The present study is a combination (qualitative – quantitative, cross sectional -descriptive) method. Data was collected through direct observation, review of documents, FGD technique by Non-probabilistic sampling based on purpose and by HFMEA standard work-sheet to risk analysis, decision tree analysis, identifying the root causes of failure states and suggestion of Improvement measures. In this study Fuzzy AHP (Analytical hierarchy process) Technique for selecting Priority Process, the Eindhoven model (ECM) was used and the Idea Generation Method was used to suggestion Improvement measures. Finally, data was analyzed using Excel software by descriptive statistics.

    Results

    A total of 50 failure states in the 5-step medication process were identified, so that failure states were identified as unacceptable risk.so that from the total root causes of erorrs were categorized based on the ECM model, 62.7% of latent errors and 37.3% of obvious errors and Improving measures were suggested., if these strategies are implemented, in the re-evaluated Controlled Risk The ratio of unacceptable risks will decrease from 56.9% to 21.6%.

    Conclusion

    The essential medication process due to Medicinal errors in some cases instead of treatment may increased costs, injury and prolonged hospital stay. The HFMEA Method with preventive approach and the focusing of systems rather than individual errors, in order to identify and resolve increases the agreement on process and organizational weakness and can play an Effectiveness role in eliminate the root causes of errors, especially in the sensitive and complex of the CCU ward.

    Keywords: patient Safety, Clinical Risk Management, Medication Errors, HFMEA Method, CCU, Fuzzy AHP Technique
  • Vahid Pakpour*, Leyla Sheikh Nejhad, Sedigheh Salimi, Azad Rahmani Pages 563-573
    Background & Aims

    Childhood cancer as a life-threatening illness has negative consequences for both the patients and their family. Parents of children with cancer are experiencing high levels of psychological stress, and it affect many aspects of parents’ health. The aim of this study was to determine the depression and optimism among parents of children with cancer and relationship between these variables.

    Methods & Materials

     This is a descriptive‑correlational study on 148 parents of children with cancer admitted to a pediatric hospital affiliated to Tabriz University of Medical Sciences, Tabriz/Iran. Participants were selected using convenience sampling method.“Life Orientation Test-Revised” and depression section of ‘Hospital Anxiety and Depression Scale” were used to evaluate participants’ levels of optimism and depression. The data were analyzed using SPSS version 16.0.

    Results

    The mean rank for optimism and depression was 16 (IQR: 4) and 8 (IQR: 7) respectively. Also, there was a negative, significant correlation between parents optimism and depression (P<0.001, R=-0.439).

    Conclusion

    Considering the rate of depression in parents of children with cancer, more attention is needed to the factors affecting this. In addition, due to the significant relationship between optimism and depression, incorporating optimism-promoting strategies into caring planes is recommended.

    Keywords: Optimism, Depression, Childhood cancer, Parents
  • Farideh Namadi, Azam Shahbaz*, Hamidreza Khalkhali Pages 574-581
    Background & Aims

    Moral courage is a virtue that is essential for the Conscientious functioning of all healthcare providers, especially nurses and having a high level of virtue is very important Because in service provider organizations, with increasing roles and number of clients, increasing the awareness of clients, Changes in people's health needs, social justice and access to health services, moral distress has increased. Therefore, this study was conducted to determine the moral courage of nurses.

    Materials & Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted in Urmia in 2018. The statistical population of this study was nurses working in different parts of educational and therapeutic centers of Urmia University of Medical Sciences. The sample size was 305 people who were selected by Simple random method and in the form of proportion. The data were collected by using of the ethical courage questionnaire of sekerka and et al and by using of SPSS v.16, descriptive statistics and Pearson correlation, independent t-test, one-way ANOVA were analyzed.

    Results

    The mean moral courage score was 86/09±15/62 (range 21-105). The ethical factor dimension (17/81 ±3/51) and the multiple values dimension (16/80 ±3/71) respectively, had the highest and lowest average. There was a positive and significant relationship between age and work history and marital status with moral courage (p <0/05).

    Conclusion

    According to the results of this study, the average ethical courage of nurses and also the ethical factor dimension were at the desirable level. Therefore, this important moral virtue can be promoted through effective planning and education and organizational support, and subsequently, we will see an increase in the quality of care.

    Keywords: Moral Courage, Nurses, Moral distress