مهندس علی جمالی
-
پزبان های فارسی و عربی در زمینه دادوستد واژگان بر یکدیگر تاثیراتی آوایی، دستوری و واژگانی داشته اند و به لحاظ نظام آوایی با هم شباهت ها و تفاوت هایی دارند؛ زبان عربی امروزه به عنوان یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل و نخستین زبان جهان اسلام مطرح است که زبان آموزانی از کشورهای مختلف و به ویژه ایران، اقدام به یادگیری این زبان می کنند. عربی آموزان در مراحل مختلف یادگیری زبان عربی به عنوان زبان خارجی، دچار خطاهای آوایی متعددی می شوند. ازآنجایی که نظام آوایی زبان مادری زبان آموزان به صورت پیش فرض در ذهن آنان نقش بسته است، بنابراین بروز خطا در طول یادگیری زبان بعدی از سوی زبان آموز غیربومی پدیده ای طبیعی است. در سطح آوایی زبان عربی، آواهایی وجود دارد که از لحاظ تلفظ و نحوه ادا با آواهای متناظر آن در زبان فارسی تفاوت دارد؛ از جمله حروف عربی «ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، و» که به دلیل نبود در زبان فارسی به نزدیک ترین آوای نظیر خود در نظام آوایی زبان فارسی تبدیل شده اند. ازاین رو عربیآموزان فارسی زبان، در زمینه شنیداری و گفتاری به عنوان برون داد زبان مهارت کافی را ندارند، بلکه به سبب نبود تجزیه وتحلیل مقابله ای بین سطوح مختلف زبان عربی و فارسی، معمولا به هنگام کاربرد زبان عربی، در به کارگیری تمام زیروبم های زبان عربی در سطح آوایی دچار شک و تردید، ترس و درنهایت یاس از فراگیری این زبان می شوند. نتایج بررسی در پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که زبان آموز در حال یادگیری زبان خارجی، به دلیل پایبندی به زبان مادری خود ناخودآگاه، تلاش برای حفظ ساختار زبان قبلی دارد و در برابر یافته های جدید که نظام آوایی زبان است، مقاومت نشان می دهد. هدف این پژوهش آن است: نخست به تعریف و تفصیل تحلیل مقابله ای و سپس به توضیح نظام آوایی زبان فارسی و عربی و سپس به توضیح انواع تداخل و در نهایت راه حل ها و راهکارهایی برای جلوگیری از تداخل ارائه دهد. بر اساس تجزیه وتحلیل تقابلی در سطح آوایی به این نتیجه رسیدیم که پس از توصیف و سپس مقایسه و مقابله دو زبان و همچنین سلسه مراتب دشواری های تلفظ آواها، آواهایی که در سطح چهار (تمایز افراطی) قرار دارد، بیشترین دشواری را در آموزش آواهای زبان عربی به فارسی زبانان ایجاد می کند، چراکه در این سطح باید یک مورد کاملا جدید که هیچ گونه مورد مشابهی در زبان مادری ندارد، آموخته شود؛ بنابراین، بیشترین تمرکز ما در امر یادگیری نظام آوایی زبان مقصد، باید بر این آواها باشد.کلید واژگان: تضمن مدرج, تشبیه, استعاره, کودکان و بزرگسالان تک زبانه فارسی زبانLanguage Research, Volume:15 Issue: 2, 2025, PP 99 -124Research showed that children need two important pragmatic skills to understand Simile: understanding the intended similarity and deriving a scalar implicature. However, the second skill has not been studied yet by Iranian researchers. The aim of the present study was to investigate the ability of mono-lingual Persian-speaking children aged 5 to 7 years old and adults in understanding scalar implicature. To this aim, 30 Persian speaking children 5, 6 and 7 years old were selected and were compared with 10 adults. The groups were investigated and compared on a first experiment which was a form of similarity judgment task and on a second experiment, which was in a form of a game. In the first experiment, subjects should understand "x is like a y" as an expression of similarity. In the second experiment, the subjects received metaphors (“Nina is a rabbit”) and similes (“Nina is like a rabbit) as clues to select one of a three images (a rabbit, a girl or a rabbit looking girl). The results showed that 5 years old children were able to understand the implicature “x is not a y”, whereas 7-6 years old children performed like adults. The results showed that children from the early childhood were able to understand and extract scalar implicature and the literal meaning of simile and metaphor decreased by increasing ageKeywords: Scalar Implicature, Simile, Metaphor, Monolingual Persian-Speaking Children, Adults
-
مدلسازی عدم قطعیت در قالب بهره و فاز اضافی و محاسبه حاشیه های مقاومت بر اساس آن ها یکی از روش های متداول طراحی مقاوم سیستم های کنترلی و مقایسه مقاومت آن هاست. از طرفی یک روش مرسوم کنترل مقاوم در حوزه ی فرکانس، تئوری بازخورد کمی است که به علت مدلسازی عدم قطعیت در قالب نامعینی پارامتری با محدوده ی مشخص، با چالش هایی از جمله عدم امکان مقایسه ی کنترل کننده ها و طراحی غیر خودکار همراه است. همچنین شرایط سیستم به ازای مقادیر نامعینی پارامتری خارج از بازه طراحی مشخص نیست. در این پژوهش با استفاده از مدلسازی عدم قطعیت در قالب بهره و فاز در روش تئوری بازخورد کمی این مشکلات مرتفع شده است. به این منظور حاشیه ای ترکیبی، متشکل از بهره و فاز، معرفی شده که با استفاده از نمودار نیکولز اصلاح شده و نامعادلات مرتبط با معیارهای تئوری بازخورد کمی، محاسبه می شود. کنترل موقعیت یک موتور جریان مستقیم به عنوان نمونه ی مطالعاتی انتخاب شده و برای آن کنترل کننده ی تناسبی-مشتق گیر بهینه و مقاومی طراحی شده است. بررسی نتایج به دو شیوه عددی و تجربی صورت پذیرفته است. نتایج نشان می دهد روش پیشنهادی توانسته است به خوبی نواقص روش تئوری بازخورد کمی را رفع نماید. کنترل کننده ی طراحی شده در این حالت نسبت به کنترل کننده طراحی شده به روش مرسوم تئوری بازخورد کمی نتایج مطلوب تری داشته و حتی به ازای مقادیر نامعینی پارامتری بالاتر از محدوده ی طراحی، توانسته است عملکرد خود را به نحو بهتری حفظ نماید.کلید واژگان: کنترل مقاوم, عدم قطعیت, حاشیه بهره, حاشیه فاز, تئوری بازخورد کمیModeling uncertainty in the form of additional gain and phase and calculating robustness margins based on them is one of the standard methods in designing robust control systems and comparing their robustness. On the other hand, one of the prevalent methods of robust control in the frequency domain is Quantitative Feedback Theory (QFT), which, due to modeling uncertainty in the form of parametric uncertainty with a specified range, faces challenges such as the inability to compare controllers and non-automated design. Additionally, the system's conditions for parametric uncertainty values outside the design range are unknown. This research addresses these issues using uncertainty modeling in the form of gain and phase within the QFT method. To this end, a combined margin consisting of gain and phase is introduced and calculated using a modified Nichols chart and inequalities related to design criteria in the QFT method. The position control of a DC motor is selected as a case study, and an optimal and robust proportional-derivative (PD) controller is designed for it. The results are examined both numerically and experimentally which show that the proposed method effectively overcomes the shortcomings of the QFT method. The controller designed in this manner gains more favorable results than the controller designed using the conventional QFT method, and even maintains its performance better for parametric uncertainty values higher than the design range.Keywords: Robust Control, Uncertainty, Gain Margin, Phase Margin, Quantitative Feedback Theory
-
امروزه تعداد زیادی از جمعیت جهان به زبان کردی صحبت می کنند. گویش های عمده این زبان شامل سورانی، کرمانجی، اورامی- گورانی و کردی جنوبی هستند که هرکدام، لهجه ها و زیرگویش های مخصوص به خود را دارند. این تحقیق با تاکید بر «کردی ایلامی» (که گاه نیز کردی فیلی نامیده می شود) از گویش های کردی جنوبی انجام شده است که زبان رایج در بسیاری از مناطق استان ایلام و بخش هایی از کشور عراق مانند خانقین و مندلی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی (مقابله ای) انجام شده و به بررسی وجود اشتراک و افتراق زمان فعل در گویش کردی ایلامی و زبان فارسی پرداخته است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در ساختار انواع فعل در هر دو زبان مورد بررسی، هم تشابه و هم تفاوت وجود دارد و بیشترین تفاوت ها به شناسه ها، معادل های زمانی، افعال و صیغه های دوم شخص و سوم شخص جمع برمی گردد. جمع آوری داده ها به منظور تحلیل و مقایسه ساخت معلوم و مجهول نیز به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. در روش میدانی، با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته، معادل کردی سی جمله معلوم و مجهول فارسی، از 12 گویشور کردی فیلی ساکن در شهرستان ایلام - که اکثرا بیسواد یا کم سواد بودند - به دست آمد. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که مجهول در گویش کردی ایلامی ساختی مستقل دارد.کلید واژگان: زبان کردی, زمان افعال, تغییرات فعل, کردی ایلامی, جملات معلوم و مجهولIlam Culture, Volume:25 Issue: 82, 2024, PP 73 -94Nowadays, a considerable number of nations in the world speak in Kurdish language. This language has some main dialects including Sorani, Kurmanji, Urami-Gorani, and Southern Kurdish. Each of these dialects has some specific subdialects and accents. In this study, the emphasis is on Ilami Kurdish which is one of the subdivisions of Southern Kurdish, and it is used in many areas in Ilam the same as some cities in Iraq. This research, which involves two parts is carried out based on descriptive-analytical(contrastive) method. In the first part, it has been attempted to notify the similarities and differences in verb inflection between Persian (Farsi) and Kurdish) Ilami dialect) languages in order to seek common and different structural points to be studied. The results of this study show that although there are several similarities between these two languages, there are some differences as well. Most of these differences deal with modifiers, tense equivalents, verb conjugation pointing the second, and the third plural forms. In the second part of this study, passive structures are analyzed in both Ilami Kurdish and Persian (Farsi) languages. In order to come to desired data, the researchers have used both Library and Field Methods. For the Field Method, a questionnaire consisting of thirteen sentences was designed, and 12 native speakers, mostly illiterate or semi literate living in Ilam, were asked to articulate the sentences. The results show that unlike Persian (Farsi) language, Ilami Kurdish, as one of Kurdish dialects, has its independent structures in passive sentences.Keywords: Kurdish Language, Verb Tenses, Verb Changes, Ilami Kurdish, Active, Passive Sentences
-
پژوهش حاضر با استفاده از یک کتابچه مصور، زبان مورد استفاده برای توصیف افکار و احساسات شخصیت های داستان را در داستان های روایت شده کودکان با اختلال طیف اتیسم و کودکان با رشد زبانی طبیعی را مورد بررسی قرار می دهد (یعنی، زبان بیان کننده حالات درونی). نمونه پژوهش شامل 21 کودک دچار اتیسم و 24 کودک طبیعی تشکیل بود که از نظر جنسیت؛ هوش و همچنین واژگان دریافتی و بیانی با یکدیگر همتا شده بودند. پژوهش حاضر دارای سه یافته مهم بود. اول اینکه، به رغم عملکرد مشابه در آزمون های استاندارد زبانی؛ تعداد پاره گفته ها و واژه های تولیدشده در داستان ها و گستره صفت ها و افعال تولیدشده در داستان های روایت شده توسط کودکان دچار اتیسم در مقایسه با کودکان طبیعی کمتر بود. دوم اینکه، پس از کنترل طول داستان؛ در داستان های روایت شده توسط کودکان دچار اتیسم در مقایسه با داستان های روایت شده توسط کودکان طبیعی کمتر به احساسات و عواطف شخصیت های داستان اشاره شده بود. در نهایت اینکه، یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین استفاده کودکان از اصطلاحات بیان کننده عواطف و احساسات و عملکرد آنها در مجموعه ای از تکالیف تجربی که توانایی های نظریه ذهن را مورد ارزیابی قرار می دهند، رابطه ای خاص وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مهارت های ضعیف روایت داستان در کودکان دچار اختلال طیف اتیسم ممکن است حداقل تا حدودی به نقص در توانایی آنها برای تفسیر افکار و حالات درونی دیگران ارتباط داشته باشد.
کلید واژگان: اختلال طیف اتیسم, روایت داستان, زبان بیان کننده حالات ذهنی, نظریه ذهنObjectiveThe present study investigates the narratives of children with autism spectrum disorder and normal developing children focusing on the language used to describe character’s thoughts and emotions (i.e., internal state language, ISL).
Methodthe sample of the study consisted of 21 autistic children and 24 normal developing children who were matched on IQ, receptive and expressive vocabulary.
ResultsThe present study had three major.
findingsFirst, despite equivalent performance on standardized language assessments, the volume of children’s narratives (i.e., the number of utterances and words, the range of unique verbs and adjectives) was lower in children with ASD than in typically developing controls. Second, after controlling for narrative volume, the narratives of children with ASD were less likely to reference the characters’ emotions than was the case for typically developing controls. Finally, our results revealed a specific association between children’s use of emotion terms and their performance on a battery of experimental tasks evaluating children’s Theory of Mind abilities.
ConclusionsThe results of the study showed that the poor narrative skills of children with ASD may at least in part be attributed to deficits in the ability to interpret others’ thoughts internal states.
Keywords: Autism Spectrum Disorder, Narrative, Internal State Language, Theory Of Mind (Tom) -
درک تشبیه نیازمند دو مهارت کاربردشناختی مجزا است: درک شباهت موردنظر و استخراج تضمن مدرج (مانند «نینا مانند یه خرگوشه» که به طور معمول متضمن «نینا یه خرگوش نیست» است). باوجوداین، مهارت دوم در پژوهش های داخلی تاکنون مطالعه نشده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی توانایی کودکان 3 الی 7 ساله و بزرگسالان تک زبانه فارسی زبان در درک تضمن مدرج بود. به این منظور، 50 کودک تک زبانه فارسی زبان 3، 4، 5، 6 و 7 ساله به روش نیمه تصادفی انتخاب و با 10 بزرگسال مقایسه شدند. درواقع، عملکرد آزمودنی های پژوهش در آزمایش قضاوت شباهت و در آزمایش دوم که به شکل یک بازی صورت گرفت، بررسی و مقایسه شد. در آزمایش اول، آزمودنی ها باید جمله «x مانند y است» را به عنوان جمله بیان کننده شباهت درک می کردند. در آزمایش دوم، آزمودنی ها با دریافت سرنخ هایی به شکل استعاره (نینا یه خرگوشه) و تشبیه (نینا مانند یه خرگوشه)، باید تصویر متناسب به آن سرنخ (یه خرگوش، یه دختر یا یه دختر خرگوش مانند) را انتخاب می کردند. یافته های پژوهش نشان داد که کودکان 3 ساله قادر به درک تضمن مدرج «x یک y نیست» بودند، درحالی که کودکان 5 الی 7 ساله، همانند بزرگسالان بیشتر پاسخ های منطقی را انتخاب می کردند. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان از همان اوایل کودکی قادر به درک و استخراج تضمن مدرج هستند و با افزایش سن، انتخاب معنای تحت اللفظی تشبیه و استعاره کاهش می یابد.
کلید واژگان: تضمن مدرج, تشبیه, استعاره, کودکان تک زبانه فارسی زبانSimile understanding requires two distinct pragmatic skills: understanding the intended similarity and deriving a scalar implicature (e.g., “Nina is like a rabbit” normally implies that “Nina is not a rabbit”). However, the second skill has not been studied yet by Iranian researchers. The aim of the present study was to investigate the ability of mono-lingual Persian-speaking children aged 3 to 7 years old and adults in understanding scalar implicature. To this aim, 50 Persian-speaking children, 3, 4, 5, 6, and 7 years old were selected through a semi-random method and were compared with 10 adults. The groups were investigated and compared in the first experiment which was a form of similarity judgment task and in the second experiment, which was in a form of a game. In the first experiment, subjects should understand “x is like a y” as an expression of similarity. In the second experiment, the subjects received metaphors (“Nina is a rabbit”) and similes (“Nina is like a rabbit) as clues to select one of three images (a rabbit, a girl, or a rabbit-looking girl). The results showed that 3-year-old children could understand the implicature “x is not a y”, whereas 5 years old children performed like adults. The results showed that children from early childhood were able to understand and derive scalar implicature, and the literal meaning of simile and metaphor decreased with increasing age.
Keywords: Scalar Implicature, Simile, Metaphor, Mono-Lingual Persian-Speaking Children -
ن گونه که ماتسوموتو و کاواچی (2017) اظهار داشته اند، اشاره در واقع یک خط مسیر به اضافه یک زمینه مشخص (یعنی گوینده) است و از این جهت از نظر مفهومی با مسیرحرکت متفاوت است. در واقع، عبارات اشاره ای مجموعه ای از رفتارهای متمایز از عبارات جهتی (به عنوان مثال، Up در انگلیسی)، خط مسیر (به عنوان مثال، TO)، یا خط سیر به اضافه انطباق (به عنوان مثال، INTO) را نشان می دهند و بنابراین درخور مطالعات جداگانه ای می باشند. در این مقاله بر آنیم تا افعال و عبارات اشاره ای را در زبان فارسی مورد بررسی قرار دهیم. به این منظور، پس از بررسی الگوی واژگانی شدگی در فارسی که عموما مبتنی بر تحلیل داستان تصویری قورباغه (مه یر ، 1969) و ترجمه فارسی رمان آلیس در سرزمین عجایب (کارول ، 1865) است، بررسی خواهیم کرد که عبارات اشاره ای در مقایسه با زبان های انگلیسی، ژاپنی و تایلندی (ماتسوموتو و همکاران ، 2017) به چه صورت در زبان فارسی رمزگذاری می شوند وعلاوه بر نقش فضایی ای که توسط ماتسوموتو و همکاران (2017) در خصوص این مولفه ها گزارش شده است، ماهیتی تعاملی نیز دارند یا خیر. آن چنان که نتایج این تحقیق نشان می دهند سخنوران زبان فارسی هنگامی که حرکت صرفا به سمت گوینده نباشد (جهت فضایی) و در حیطه او که توسط محدودیت های قابل رویت بودن و تعامل تعریف می شود نیز باشد و همچنین زمانی که حرکت با یک رفتار تعاملی مانند سلام کردن به گوینده همراه باشد از این افعال اشاره ای با بسامد بیشتری استفاده می کنند که این موضوع بازتاییدی رده شناختی بر نتایج آکیتا و ماتسوموتو (2017) می باشد.کلید واژگان: رویداد حرکتی, رده شناسی تالمی, اشاره, عبارات اشاره ای, نقش تعاملی زبانAs stated by Matsumoto and Kawachi (2017), deixis is actually a line of a path in addition to a specific ground (i.e. the speaker) and for this reason, it is conceptually different from a path of motion. Indeed, deictic expressions exhibit a distinct set of behaviors from directional expressions (e.g., Up in English), line of path (e.g., TO), or trajectory plus conformation (e.g., INTO), and therefore deserve separate studies. In this article, we are going to examine deictic verbs and expressions in Persian language. For this purpose, after examining the lexicalization pattern of Persian, which is generally based on the analysis of The Frog Story (Mayer, 1969) and the Persian translation of the novel Alice in Wonderland (Carroll, 1865), we will evaluate how deictic expressions are coded in Persian in comparison with English, Japanese and Thai languages (Matsumoto et al., 2017), and if these items are interactive in nature in addition to the spatial role as reported by Matsumoto et al. (2017) regarding these components. Speakers of Persian language use these components more frequently when the movement is not only towards the speaker but also in his area which is defined by the limits of visibility and interaction, and also when the movement is accompanied by an interactive behavior such as greeting at the speaker. These findings are in line with the results of Akita and Matsumoto (2017).Keywords: Motion Event, Talmy Typology, Deixis, Deictic Expressions, Interactive Role Of Language
-
برخی از آثار ادبی، علیرغم ظاهر ساده و حجم کم، به قدری پر محتوا بوده و درونمایه قوی دارند که در معادلات فلسفی بزرگ ترین فیلسوفان دوره معاصر نیز می گنجند. نمایش قوی تر اثر یوهان استریندبرگ از این قاعده مستثنی نیست. هدف اصلی این مقاله پس از بازتعریف ابهام، فراتر از تعریف امپسونی و استعاره، گسترده تر از معنای دریدایی آن، با تکیه بر فرایند ناگزیر فراخواندن، فروهشتن و انتساب، کشف چگونگی اعمال قدرت نویسنده، و نقش او در خلق اثر- که خود خوانشی از دنیای پیرامون اثر است- و همچنین شیوه اعمال قدرت خواننده در درک و تفسیر متن- که خود بازنویسی اثر از دیدگاهی متفاوت است- می باشد و در این راه چهارچوبی کلی را که فوکو در بررسی قدرت و گفتمان ارائه نموده است، مبنای کار قرار می دهد. پس از یافتن ارتباط ابهام و استعاره با یکدیگر، به کشف نقش این دو در اعمال قدرت یا جلوگیری از آن و در نهایت رابطه این مفاهیم با ادبیات، خلق و خوانش این اثر ادبی پرداخته می شود. پاسخ به این سوال که ابهام و استعاره چه نقشی در تولید و اعمال قدرت یا جلوگیری از آن دارند هدف اصلی این کار پژوهشی است. در دنیای متن، همچون دنیای فرامتن، عرصه ابهام و استعاره سازی و در نتیجه میدان جنگ اراده ها، غرایز، منافع و استعاره های گوناگون و جنگ استعاره ها گاهی با روش های مسالمت آمیز به نوعی صلح یا آتش بس موقت می انجامند اما در صورتی که چنین روش هایی به نتیجه نرسند، تنها خشونت برهنه زور می تواند استعاره ای را به نفع استعاره ای دیگر ناحق و باطل جلوه دهد. با توجه به اینکه روش تحقیق در این مقاله کیفی است، خوانش جزءبه جزء متن، گزینش برخی کلمات و اجزای تشکیل دهنده متن بر اساس رویکردی که در پیش گرفته شده است و توصیف کیفی داده ها عمده ی فعالیت ها را در پیاده کردن چهارچوب نظری تحقیق بر روی متن ادبی مورد مطالعه تشکیل می دهد.
کلید واژگان: قدرت, ابهام, استعاره, فراخواندن, فروهشتن, انتساب, قوی ترSome literary works, despite their simple appearance and small volume, are so rich in content and have such strong symbolism that they encompass the equations of the greatest contemporary philosophers. The stronger by August Strindberg is not an exception to this rule. The main objective of this article, after redefining ambiguity, going beyond the definition of Empson and metaphor, broader than the Derridean meaning, relying on the inevitable process of inclusion, exclusion and identification, to discover how the author's power is exerted and his role in creating the work—which is itself a reading of the world surrounding the work—and also the mode of the reader's exercise of power in interpreting the text—which is a rewriting of the work from a different perspective—and in this regard, it establishes a general framework that Foucault has presented in his examination of power and discourse. After finding the connection between ambiguity and metaphor, the role of these two in exercising power or preventing it is explored, and ultimately, the relationship of these concepts with literature, the creation, and the reading of this literary work are examined. In the world of the text, similar to the world of the metatext, the arena of ambiguity and metaphorization, and consequently the field of battle of wills, instincts, interests, and various metaphors, sometimes result in a temporary peace, but if such methods do not yield results, only inevitable violence can expose one metaphor as unjust and invalid in favor of another metaphor.
Keywords: Power, Ambiguity, Metaphor, Inclusion, Exclusion, Identification, The Stronger -
عیب یابی سیستم های مکانیکی برای عملکرد بهتر سیستم و همچنین محافظت از آن، دارای اهمیت ویژه ای می باشد. در این پژوهش از یک سیستم آزمایشگاهی ماشین دوار برای تولید سیگنال و داده استفاده شده است. داده های بدست آمده در فرآیند پیش پردازش قرار می گیرند. در این مقاله برای بهبود عملکرد تحلیل سیگنال روش ترکیبی تحلیل با استفاده از ویژگی های سیگنال و فیلتر کالمن پیشنهاد می شود. در ابتدا برای کاهش نویز سیگنال ها از فیلتر کالمن استفاده می شود. و در ادامه برای پیش پردازش سیگنال ویژگی های سیگنال در حوزه زمان و حوزه فرکانس پیشنهاد می شود که از آن به عنوان پیش پردازش یک بعدی سیگنال استفاده شده است. در ادامه برای تحلیل ویژگی های بدست آمده از کلاس بندهای متعددی مانند ماشین بردار پشتیبان ، شبکه عصبی پرسپترون چند لایه و شبکه عصبی پیچشی استفاده شده است. برای بررسی نتایج داده ها به دسته داده های آموزشی و داده های صحت سنجی تقسیم بندی می شود. نتایج دقت برای داده های صحت سنجی در روش های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج حاکی از عملکرد بهتر شبکه عصبی پیچشی الکس نت در حضور فرآیند نویز زدایی با فیلتر کالمن می باشد. در این حالت به طور میانگین این شبکه به دقت 96.1 درصد برای داده های صحبت سنجی رسیده است که نسبت به سایر کلاس بندها و همچنین نسبت به عیب یابی بدون کاهش نویز، دقت آن بهبود داده شده است.
کلید واژگان: عیب یابی ماشین دوار, کاهش نویز, فیلتر کالمن, شبکه عصبی, پردازش سیگنالFault diagnosis of mechanical systems is of special importance for better system performance as well as its protection. In this work, a rotary motor laboratory system is used to generate signals and data. The obtained data are placed in the pre-processing process. In this article, to improve the performance of signal analysis, the combined analysis methods using signal features and Kalman filter are proposed. At first, the Kalman filter is used to reduce the signal noise. And in the following, for signal pre-processing, the features of the signal in the time domain and frequency domain are suggested, which have been used as one-dimensional signal pre-processing. In the following, several neural networks such as support vector machine, multilayer perceptron, and convolutional neural networks have been used to analyze the obtained features. To check the results, the data is divided into training data and validation data. Accuracy results for validation data are examined in different methods. The results indicate the better performance of the AlexNet convolutional neural network in the presence of the Kalman filter denoising process. In this case, this network has reached an average of 96.1% accuracy for validation data, which has been improved compared to other classifiers and fault diagnosis without noise reduction.
Keywords: Fault diagnosis of rotary machine, Noise Reduction, Kalman Filter, Neural Network, signal processing -
مدلسازی پیش بینی نرخ ارز در ایران با استفاده از شبکه عصبی مبتنی بر الگوریتم ژنتیک و الگوریتم ذرات انبوه
در سال های اخیر بکارگیری روش های هوش مصنوعی در بازارهای مالی و سرمایه گذاری به جای روش های کمی مرسوم، رو به افزایش بوده و معمولا عملکرد بهتری را نسبت به روش های کلاسیک ارائه کرده است. شبکه عصبی مصنوعی علیرغم مزایای فراوان دارای نقاط ضعف نیز می باشند. در این پژوهش به منظور غلبه بر نقاط ضعف روش شبکه عصبی با آموزش داده های شبکه عصبی از طریق الگوریتم تکاملی یعنی از ترکیب شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم ژنتیک (GA) و الگوریتم ذرات انبوه (PSO) جهت مدلسازی و پیش بینی روزانه نرخ های ارز اسمی در ایران در دوره زمانی 01/01/1392 تا 01/10/1398 استفاده شده است. این مدل های ترکیبی با روش شبکه عصبی به عنوان یکی از مدل های هوش مصنوعی با توجه به معیارهای خطای MSE، RMSE، MAE،U.Theil مقایسه می گردد. نتایج این پژوهش نشان از برتری مدل ترکیبی شبکه عصبی الگوریتم ذرات انبوه نسبت به سایر مدل های مورد بررسی تحقیق دارد
کلید واژگان: نرخ ارز, شبکه عصبی مصنوعی, الگوریتم ژنتیک, الگوریتم ذرات انبوهThe Modeling of Exchange Rate Predict in Iran by Using Neural Network Based on Genetic Algorithms and Particle Swarm AlgorithmIn recent years the use of artificial intelligence techniques in the financial and investment markets instead of customary quantitative methods has been increasing and gives better performance towards classic methods usually. Artificial Neural Network (ANN), has weaknesses points despite its enormous benefits also. In this study, in order to overcome the weaknesses of the network consists of combining artificial intelligence methods with Evolutionary algorithms, means of artificial neural network combined with genetic algorithm (GA) and Particle Swarm algorithm (PSO) to model and daily predict of nominal exchange rates or the exchange rate dollar by Rial in Iran in the period 21.03.2013 to 22.12.2019 is used. This combined model with neural networks method as one artificial intelligence model according to the criteria of MSE , RMSE, MAE, U.Theil compared. The results of this research show the superiority of synthetic neural network model -Particle Swarm algorithm compare to other models of investigation.
Keywords: Exchange Rate, artificial neural networks, genetic algorithms, Particle Swarm algorithm -
اگرچه در مواردی بسیار، به مشکلات کودکان تک زبانه اتیستیک در روایت داستان و کارکردهای اجرایی آن اشاره و پرداخته شده است اما در رابطه با تاثیر دوزبانگی بر این مهارت ها، در افراد دوزبانه، به ویژه در کودکان دوزبانه ایرانی، اطلاعات کافی در دسترس نیست. پژوهش حاضر تاثیر دوزبانگی بر روایت داستان و کارکردهای اجرایی 20 کودک 7 تا 12 ساله دوزبانه کردی-فارسی زبان و تک زبانهفارسی زبان اتیستیک را با 20 کودک دوزبانه و تک زبانه طبیعی مورد مقایسه قرار داده است. داستان های روایت شده آزمودنی ها، در سطح ریزساختار، مورد تحلیل قرار گرفتند. همچنین تکالیف کارکردهای اجرایی یعنی تکلیف توجه دیداری کلی-جزیی و تکلیف حافظه فعال 2-Back نیز اجرا گردید. یافته های پژوهش نشان داد که کودکان دوزبانه اتیستیک در مقایسه با کودکان تک زبانه اتیستیک عملکرد بهتری در پیچیدگی ساختار داستان و استفاده از بندهای قیدی دارند. در انجام بخش کلی تکلیف توجه دیداری، کودکان دوزبانه اتیستیک در مقایسه با کودکان تک زبانه اتیستیک که در مقایسه با سایر گروه ها بیشتر از اطلاعات جزیی استنتاج می کردند، سرعت و صحت پاسخ های آزمودنی های دوزبانه اتیستیک در انجام تکلیف 2-back در مقایسه با آزمودنی های تک زبانه همتای آنها بالاتر بود. تحلیل های همبستگی بین روایت داستان و کارکردهای اجرایی نشان داد که آزمودنی های دوزبانه اتیستیک در مقایسه با کودکان تک زبانه همتای خود از گستره وسیع تری از کارکردهای اجرایی خویش در روایت داستان بهره می جویند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کودکان دوزبانه اتیستیک در مقایسه با همتایان تک زبانه خود از نظر تولید عناصر ریزساختار داستان و همچنین توجه دیداری و مهارت های حافظه فعال عملکرد بهتری دارند.کلید واژگان: دوزبانگی, کارکردهای اجرایی, اختلال طیف اتیسم, شاخص های ریزساختار, روایت داستان, زبانشناسی اجتماعیAlthough there are a lot of evidence that refer to the problems of mono-lingual autistic children’s problem in telling stories and executive functions (EFs), there are not enough information regarding the effect of bilingualism on these skills in bilingual children specifically Iranian bilingual children. The present research investigated and compared the effect of bilingualism on the story telling and EFs of twenty 7-12 years old bilingual and monolingual autistic children and 20 bilingual and monolingual normal children. The stories were analyzed with regard to their microstructure elements. Also, two EF tasks namely, a global-local visual attention task and a 2-back working memory task were administered to the same children. The findings of the study showed that bilingual autistic children outperformed their mono-lingual peers in story structure complexity and the use of adverbial clauses. In the global-local visual attention task and a 2-back working memory task, bilingual autistic children were faster and more accurate than their monolingual peers who were more susceptible to inference from local information in compare to other experimental groups. The speed and accuracy of bilingual autistic children were higher in compare to those of their monolingual peers in 2-back task. The correlational analysis between storytelling and EF skills showed that bilingual autistic children in compare to their monolingual peers drew on a broader range of EF in narrating stories. The results of the research showed that bilingual autistic children outperformed their monolingual peers in the production of microstructure elements, visual attention and the working memory skills.Keywords: bilingualism, Executive Functions, Autism spectrum disorder, Microstructure, storytelling, sociolinguistics
-
در این مقاله به مسئله بهینه سازی مقاوم چندهدفه مکانیزم چهارلینکی برای کاربرد تولید مسیر با استفاده از رهیافت نظریه بازی پرداخته میشود. یک رویکرد تصمیم گیری غیرمتمرکز دوسطحی جدید، با استفاده از هم افزایی بهینه سازی مقاوم مبتنی بر قابلیت اطمینان، نظریه بازی استکلبرگ و همکارانه، شبیه سازی مونت کارلو و برنامه ریزی ژنتیکی (GP) پیشنهاد شده و برای مسئله سنتز مکانیزمهای چهارلینکی تولید مسیر اعمال شده است. چهار معیار عملکرد، شامل معیارهای دقت (TE)، مقاوم بودن، قابلیت اطمینان در سطح پیشرو و کیفیت حرکت (TA) در سطح دنباله رو به چهار بازیگر تخصیص داده شده است، به طوری که هرکدام از بازیگران مسئول بهینه سازی یک معیار عملکرد می باشد. حداکثر گشتاور محرک ورودی در قالب یک معیار دینامیکی، به عنوان قید طراحی به مسئله سطح پیشرو داده شده است. از برنامه ریزی ژنتیکی برای ایجاد مجموعه پاسخ منطقی بازیگر پیرو در فرایند بازی استکلبرگ استفاده شده و همچنین مسئله حکمیت نش برای مدل سازی رفتارهای همکارانه در بین بازیگران در سطح پیشرو به کار گرفته شده است. با استفاده از سناریو بازی پیشنهاد شده، مسئله بهینه سازی چهارهدفه مکانیزم چهارلینکی، به یک مسئله بهینه سازی تک هدفه تبدیل می شود. نتایج به دست آمده بهبود قابل توجهی را در قابلیت اطمینان و رفتار مقاوم مکانیزم نشان می دهد، و این در حالی است که برتری معیارهای دقت و کیفیت حرکت مکانیزم نسبت به طراحی در فضای نامعین حفظ شده است.
کلید واژگان: بهینه سازی چند هدفی, نظریه بازی, طراحی مقاوم, برنامه ریزی ژنتیکی, مکانیزم تولید مسیرThis article addresses the bi-level multi-objective optimization problems raised in reliability-based robust design optimization of mechanism synthesis through establishing a state-of-the-art game theoretic scenario. A novel bi-level decentralized decision-making approach is proposed using the synergy of reliability-based robust design optimization (RBRDO), Stackelberg/cooperative game theory, Monte Carlo simulation (MCS) and genetic programming (GP). The application of the proposed approach is elaborated in a case-study of multi-objective robust synthesis of high-speed path generating four-bar. The four performance criteria, namely, accuracy (), robustness ( and ), reliability () at upper level and quality of motion () at lower level are assigned to four players so that each of whom is in charge of one objective criterion being optimized. The peak input driving torque as the dynamic constraint is associated with the upper-level problem. The genetic programming (GP) metamodel is used to capture the Stackelberg protocol between two levels i.e., constructing the follower’s rational reaction set (RRS) and the Nash arbitration scheme is hired to model the cooperative behaviors in upper level. By this way, the four-objective optimization problem of four-bar linkage is reduced into a single-objective robust design problem. The obtained results show a considerable enhancement in reliability and robust behavior of mechanism, whilst the deterministic criteria of accuracy and quality of motion is preserved.
Keywords: Multi-objective optimization, Game Theory, robust design, Genetic Programming, Path-genetating four-bar -
منطق فازی به نوعی از روزگاران کهن وجود داشته است اما بررسی روشمند آن به سال 1965 بر می گردد، زمانی که پرفسور لطفی زاده مقاله «مجموعه های فازی» را ارایه نمود. منطق فازی در تقابل با منطق ارسطویی، پدیده های جهان را به دوگانه های متضاد تقسیم نمی کند بلکه هر چیزی را به صورت حوزه ای بر روی یک طیف می بیند که از کمترین درجه آغاز و به بیشترین درجه ختم می شود. هر عضو می تواند همزمان به چند مجموعه تعلق داشته باشد و حاصل جمع عضویت ها لزوما برابر صد نیست. در رابطه با منطق فازی و ادبیات و بویژه شعر در ایران کار چندانی صورت نگرفته است و اگرچه این مقاله نخستین گام نیست، اما می کوشد تا بخش کوچکی از خلا موجود را پر نماید. پرسشهای اصلی این نوشتار عبارتند از اینکه: آیا ادبیات پدیده ای فازی است؟ آیا شعر را می توان با منطق فازی بررسی نمود؟ اجزاء تشکیل دهنده یک اثر ادبی مفروض، چگونه به آن هویتی فازی می دهند؟ آیا ایهام، ابهام و استعاره، خود پدیده هایی فازی هستند؟ چگونه؟ آیا می توان مرزی میان شعر، نظم، نثر و محاورات روزمره قایل شد؟ مقاله حاضر به صورت گذرا منطق فازی را بررسی می نماید و سپس پیامدهای تفکر و منطق فازی را در حوزه شعر و ادبیات با تکیه بر ایهام و استعاره به بررسی می نشیند.کلید واژگان: منطق فازی, شعر, ایهام, ابهام, استعارهPoetry as a Fuzzy Domain: How Metaphor and Ambiguity Make Poetry Fuzzy?AbstractFuzzy logic is, in all likelihood, an ancient domain known probably even to Aristotle's predecessors. However, it was not until 1965 when professor Lotfizade published his article ''Fuzzy Sets'' that it was systematized into a decent field of study. Fuzzy Logic challenges Aristotelian logic on many grounds, rejecting its rigid division of the world phenomena into binary oppositions, its certainty and its ignorance of the grey ground in between. Little work is done in Iran on the implications of fuzzy logic for literature and especially poetry. Far from being a first step, this study is an attempt to answer the call, posing such questions as the following. Is literature a fuzzy phenomenon? How? Can metaphoricity be graded? What about ambiguity? How does metaphor and ambiguity make poetry a fuzzy domain, introducing the concept of continuum and blurring the previously-held boundaries?Keywords: Fuzzy logic, Literature, Poetry, Metaphor, Ambiguity.Keywords: fuzzy logic, Literature, poetry, metaphor, ambiguity
-
امروزه با توجه به گسترش جوامع، پیشرفت روزافزون صنایع و تکنولوژی و همچنین افزایش نیاز جوامع به انرژی، تولید برق از منابع انرژی تجدید پذیر مانند انرژی خورشیدی، که به محیط زیست آسیب نمی زند و آلودگی اندکی دارد، موردتوجه بسیاری از محققان و مهندسان قرار گرفته است. در این مقاله، به ارایه طرح جدیدی برای ردیاب خورشیدی دومحوره قطبی، طراحی و ساخت آن در ابعاد آزمایشگاهی و ارزیابی تجربی عملکرد آن به روش کنترل حلقه باز پرداخته می شود. به این منظور، پس از بررسی مزایا و معایب طرح های پیشین، طرح مفهومی جدید و متفاوتی برای ردیاب پیشنهاد می شود. از جمله ویژگی های ردیاب پیشنهادی می توان به قابلیت هم بندی، نصب و بهره برداری سریع و آسان، خاصیت خودقفل شوندگی، قابلیت دوران 360 درجه حول هر دو محوراشاره نمود. این ردیاب، محدودیتی برای استفاده در نواحی جغرافیایی مختلف از جمله نواحی نزدیک به قطب شمال یا جنوب و در ساعات ابتدایی و انتهایی روز که راستای تشعشع خورشید به شدت مایل است، ندارد. در ادامه، به طراحی جزیی ردیاب پیشنهادی و ارایه روش کنترلی حلقه باز پرداخته می شود. در نهایت، با انجام آزمون های تجربی، توان تولیدی ردیاب پیشنهادی در مقایسه با صفحه خورشیدی ثابت مورد ارزیابی قرار می گیرد. بر اساس نتایج حاصل، انرژی الکتریکی تولیدی بدست آمده از ردیاب خورشیدی پیشنهادی 49 درصد بیش تر از صفحه خورشیدی ثابت است.
کلید واژگان: ردیاب خورشیدی, ردیاب دومحوره قطبی, کنترل حلقه باز, خاصیت خودقفل شوندگی, طراحی و ساخت, ارزیابی تجربیThese days, societies' need for energy increased due to the expansion of societies, industries, and technology. The production of electricity from renewable energy sources such as solar energy, which does not harm the environment and has little pollution, has attracted the attention of many researchers and engineers. This article will present a new plan for the dual polar axis solar tracker, its design and construction in laboratory dimensions, and the experimental evaluation of its performance using the open-loop control method. For this purpose, after examining the advantages and disadvantages of the previous designs, a new and different conceptual design for the tracker is proposed. Among the features of the proposed tracker, we can point out the ability to combine, install and operate quickly and easily, the self-locking feature, and the ability to rotate 360 degrees around both axes. This tracker has no restrictions for use in different geographical areas, including areas near the North or South Pole and in the early and late hours of the day when the direction of the sun's radiation is strongly inclined. In the following, the detailed design of the proposed detector and the presentation of the open-loop control method will be discussed. Finally, by conducting experimental tests, the production power of the proposed detector is evaluated in comparison with a fixed solar panel. Based on the results, the electricity energy produced from the proposed solar tracker is 49% more than the fixed solar panel.
Keywords: Solar tracker, Dual-axis polar tracker, Open-loop control, Self-locking feature, Design, fabrication, Experimental Evaluation -
پژوهش حاضر تاثیر دوزبانگی و اختلال طیف اتیسم بر روایت داستان را در کودکان بررسی کرده است. به این منظور، داستان های روایت شده توسط کودکان دوزبانه کردی-فارسی زبان با اختلال طیف اتیسم و بدون اختلال طیف اتیسم و کودکان تک زبانه با اختلال طیف اتیسم و بدون اختلال طیف اتیسم ارزیابی شدند. آزمودنی های پژوهش، یک داستان مصور سه صحنه ای را که هر صحنه از آن، روی یک کارت نشان داده شده بود، نگاه می کردند و همزمان با مرتب کردن ترتیب آن صحنه ها، شروع به روایت داستان کردند. تولید زبان (تعداد پاره گفتار ها، تعداد کل واژه ها)، عناصر کلان ساختار (ترتیب مناسب رویدادها، تعداد رویدادهای ذکرشده و پیوستگی) عناصر ریزساختار (معرفی شخصیت، حفظ ارجاع و استفاده از حروف ربط) ارزیابی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که از نظر تولید زبان کودکان دوزبانه در مقایسه با کودکان تک زبانه، پاره گفتارهای بیشتری تولید کردند. از نظر عناصر کلان ساختار، کودکان طبیعی داستان های پیوسته تری تولید کردند. بین گروه ها از نظر عناصر ریزساختار تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد که تعداد پاره گفتار های داستان های روایت شده توسط آزمودنی های دوزبانه (با اختلال طیف اتیسم و بدون اختلال طیف اتیسم) در مقایسه با تعداد آن ها در کودکان تک زبانه (با و بدون اختلال طیف اتیسم) با افزایش همراه بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دوزبانگی تاثیر منفی بر مهارت های کودکان با اختلال طیف اتیسم ندارد.
کلید واژگان: اختلال طیف اتیسم, دوزبانگی, روایت, عناصر ریزساختار, عناصر کلان ساختارThe present study investigated the effects of bilingualism and Autism Spectrum Disorder (ASD) on children’s abilities to narrate a story. To this aim, the stories narrated by monolingual and bilingual Kurdish-Persian-speaking children with and without ASD were compared. They were given a set of 3 picture cards depicting a scenario and were asked to sequence the cards and tell a story. Then, their language productions (number of utterances and total number of words), macrostructures (appropriate sequencing of events, number of events mentioned, and coherence), and microstructures (character introductions, maintenance of referential terms, use of grammatical gender, and use of connectives) were measured. The findings showed that the bilinguals produced more utterances compared to the monolinguals despite having marginally lower receptive vocabulary scores in Persian. Also, the typically-developing children provided more coherent narratives. No significant differences were found in their microstructures. There were no decrements in the narratives of the monolingual and bilingual children with and without ASD. In fact, an increased number of utterances were found in the bilinguals’ narratives. The current findings suggested that bilingualism does not negatively affect narrative skills in children with ASD.
Keywords: Autism Spectrum Disorder (ASD), Bilingualism, Narrative, microstructure, macrostructure -
Ever since the publication of Susan Glaspell's play in one act, Trifles, in 1916, it has become a playground for different feminist theories to counterpart, many of which struggle to categorize the play as a reproduction of the traditional gender roles set by patriarchy. Since there seems to be no unity in defining the term 'feminism,' many believe that it would do justice to call its varieties, 'feminisms'. Being one of the most well-known terms in feminism, men's gaze has been viewed and reviewed constantly throughout the years. Yet, what seems to be new to this field is the concept of the 'female gaze'. Unlike anti-essentialists, essentialist feminists believe in embracing the 'essential' differences between men and women. Therefore, this paper analyzes Glaspell's play in the light of these two points of view on feminism, especially the theories of gaze, and looks for a shared ground for reconciliation. So, by delving into these theories, the researcher eventually concludes that although Trifles is criticizing the female status in a patriarchal society, relating all associated with her to 'trifles,' at the same time, it reproduces the traditional gender roles by approving essentially feminine characteristics which need to be celebrated instead of criticized.
Keywords: Essentialism, Female Gaze, Feminism, Power, Trifles -
با توجه به متغیر بودن میزان تقاضا در ساعات مختلف شبانه روز از فصول متفاوت سال، فشار شبکه توزیع آب در زمانهای مختلف، متفاوت خواهد بود. در مواقع کاهش تقاضا نسبت به بیشینه مصرف، فشار شبکه افزایش می یابد و این افزایش فشار منجر به افزایش نشت از اتصالات فرسوده و شکستگی های کوچک می گردد. یکی از روش های کاهش نشت، مدیریت فشار شبکه و کاهش دادن فشار مازاد در تمام ساعات شبانه روز است که این مهم می تواند توسط شیرهای کاهنده فشار محقق گردد. اما سوال اینجاست که شیرهای کاهنده فشار به چه تعداد و در کدام نقاط شبکه باید نصب شوند تا بهترین عملکرد را در مدیریت فشار داشته باشند. در تحقیق حاضر در ابتدا با استفاده از یک الگوریتم بهینه سازی که از تلفیق الگوریتم ژنتیک و الگوریتم تکامل تفاضلی تشکیل شده است، تعداد و مکان بهینه ی شیرهای کاهنده فشار در شبکه توزیع آب شهری مشخص می گردد. سپس جهت مدیریت فشار در هنگام بهره برداری از شبکه میزان فشار خروجی بهینه ی هر یک از شیرها برای رسیدن به کمترین میزان نشت به دست می آید. در نهایت روش ارایه شده بر روی یک شبکه آبرسانی واقعی در استان گیلان اعمال شده و ضمن تعیین تعداد و مکان بهینه ی شیرهای کاهنده فشار، فشار بهینه خروجی شیرها تنظیم گردید. نتایج نشان دادند که با مدیریت فشار شبکه موصوف، می توان میزان نشت آب را از 21.9% به 12.3% (به اندازه 41.3%) کاهش داد.
کلید واژگان: شبکه های آبرسانی شهری, مکانیابی شیرهای کاهنده فشار, مدیریت فشار, کاهش نشت زمینه, بهینه سازیGiven the varying water demand for various hours of the day from different seasons, the pressure of the water distribution network (WDN) will vary at different times. In the event of a decrease in demand, the network pressure increases, and the excess pressure leads to increase the leakage from old connections and small fractures. One of the ways to reduce leakage is the network pressure management and reduce excess pressure, which it can be achieved by the pressure reducing valves. But the question is, how many pressure reducing valves and at which points of the water network should be installed. In the first part of this study, the optimal location of the pressure reducing valves (PRV's) was found by the combination of the binary genetic optimization algorithm (GA) and real differential evolution (DE) optimization algorithm. For this purpose, the GA proposes the potential locations (pipes) for the valve installation to the DE algorithm, and it attempts to eliminate surplus head in the WDN by making changes in the Hazen-William coefficient of proposed pipes and creating a head loss on the pipes. These changes should be in such a way that the WDN's constraints like the minimum allowable pressure to be respected. The related hybrid algorithm was coded in MATLAB software and connected to the Epanet software as a hydraulic solver. After determining the hydraulic model of the water network and the number of PRVs by the designer, the proposed code determines the optimal installation location of the PRVs in order to the reduction of network background leakage. In the next part of the study, after determining the optimal location of the PRVs, the optimal set-point of each PRVs has been determined. To this end, a single objective differential evolution algorithm is used. The design variable of the optimization algorithm is the outlet pressure of the installed PRVs and the permissible pressure ratio on both sides of PRVs considered as a new network constraint alongside the minimum allowable pressure. The objective function of this optimization problem is minimizing of WDN's background leakage. After validating of presented codes, they applied on a local WDN in the north of IRAN, Guilan, entitled Mehr Water Network. The covered area of this network is 144 acres and its daily average demand is 366 m3 per hour. The altitude difference of Mehr WDS is about 4 meters and it has 371 pipes with the length of 33 kilometers, 366 junctions, one reservoir and a pump station with 3 pumps. Results show that installing two pressure reducing valves in determined locations and control them with DE optimization algorithm can reduce the surplus head and background water leakage from 21.9% to 12.3% (about 41.3%) On a full day. It is noteworthy that this method can be used in Supervisory control and data acquisition (SCADA) in order to pressure management of WDNs and leakage reduction. A calibrated hydraulic model of WDN, current state of valves and pumps and demand multiplier (obtained from installed flow meters or estimated demand profile) are required as the input of the optimization code to determine the optimum output pressure (set-point) of PRVs in SCADA telecontrol system.
Keywords: Urban water networks, location of pressure reducing valves, pressure management, reduction of bacjground leakage, optimization -
در این پژوهش روشی جدید جهت تشخیص عیب ترک نازل انژکتور موتور لکوموتیو، با استفاده از آنالیز ارتعاشات و استفاده از آزمون های آماری، داخل شبکه های عصبی مصنوعی، ارایه شده است. در برنامه ارایه شده ابتدا سیگنال های ارتعاشی در حوزه فرکانس دریافت شده و محدوده فرکانسی مورد بررسی به چندین محدوده کوچکتر تقسیم می شود. سپس RMS هر محدوده به عنوان یک ویژگی فرکانسی استخراج و به عنوان ورودی به شبکه عصبی داده می شود. به دلیل اینکه انتخاب زیاد ویژگی باعث پایین آمدن دقت شبکه عصبی شده و همچنین جهت انتخاب ویژگی های بهتر، بردار ویژگی استخراج شده ابتدا از فیلترهای آزمون T، با سطوح معناداری مختلف، عبور کرده و سپس به عنوان ورودی به شبکه عصبی وارد می شود. استفاده از این روش ضمن افزایش دقت شبکه عصبی از 4/78 به 6/94 درصد، به فرایند تشخیص محدوده های فرکانسی، که تحت تاثیر عیب، تغییرات محسوسی دارند، کمک می کند. بر اساس نتایج به دست آمده عیب ترک نازل انژکتور، بیشتر باعث افزایش شدت ارتعاشات در باندهای فرکانسی بالای فرکانس های 1500 هرتز می شود.
کلید واژگان: پایش وضعیت, تحلیل ارتعاشات, موتورهای دیزل, پردازش سیگنال, شبکه عصبی مصنوعیIn this study, a new method for the fault detection of the locomotive engine injector nozzle based on vibration analysis and statistical tests, inside artificial neural networks, is presented. For this point, first the under study received vibration signals in the frequency domain is divided into several smaller ranges and the RMS of each range is then extracted as a frequency property and given as an input to the neural network. Because the high selection of the features reduces the accuracy of the neural network, the extracted feature vector with different levels of significance passes through the T-test filters, firstly, and then enters the neural network as an input. Using of this method, the accuracy of the neural network increases from 78.4 to 94.6%, and also help to detect the frequency ranges. According to the results, the fault of the injector nozzle crack increases the intensity of vibrations in the upper band frequencies of 1500 Hz.
Keywords: Condition monitoring, Vibration analysis, Diesel engines, Signal processing, Artificial neural network -
در چند دهه اخیر با توجه به هزینه های بالای اجرای یک شبکه آبرسانی، طراحان بر آن شدند تا شبکه هایی را با کمترین هزینه و بیشترین قابلیت اطمینان طراحی نمایند. شبکه هایی که قادر باشند در مواجهه با تغییرات تقاضا یا شکست لوله کماکان خدمات مطلوبی را ارایه دهد. از این رو شاخص های متعددی برای اندازه گیری قابلیت اطمینان معرفی و در بهینه سازی به عنوان یکی از توابع هدف در کنار هزینه استفاده گردید. یکی از مسایلی که در مطالعات چند سال اخیر مطرح شده اینست که کدامیک از این شاخص ها در اندازه گیری قابلیت اطمینان شبکه آبرسانی موفق تر عمل می کند. در مطالعه حاضر برای رفع نقاط ضعف مقایسه های انجام شده پیشین، تمامی شاخص های مطرح در موضوع قابلیت اطمینان شبکه های آبرسانی بر روی دو شبکه نمونه با ماهیت متفاوت (تغذیه گرانشی و تغذیه با ایستگاه پمپاژ) آزمایش گردید. نتایج نشان داد شاخص های MSH و RI به ترتیب بهترین شاخص برای طراحی بهینه شبکه آبرسانی فاقد ایستگاه پمپاژ و شامل آن می باشند.
کلید واژگان: شبکه های آبرسانی شهری, بهینه سازی, شاخص های قابلیت اطمینان, الگوریتم تکامل تفاضلیIn recent decades, due to the high cost of running a water supply network, designers have been trying to design networks with the least cost and maximum reliability. Networks that are able to provide good services in the face of demand changes or failure of the pipeline. Several indexes for reliability measurements were introduced and used as one of the objective functions along with cost in water distribution systems design problem. One of the issues that has been highlighted in recent years is which of these indicators are more successful in measuring the reliability of a water supply network. In this study, six famous reliability indicator entitled Minimum surplus head (MSH), total surplus head (TSH), resilience index (RI), network resilience index (NRI) and modified resilience index (MRI), entropy reliability indicator (ERI) and a new presented reliability indicator entitled Ratio of surplus head (MSH) described and used as one of the objective functions of a water distribution system design optimization problem. For this purpose, a multi-objective differential evolution algorithm has been developed in Matlab software and linked to the Epanet as the hydraulic solver. The generated algorithm applied on two different sample networks with different nature (gravitational feeding and feeding with pumping stations). To analysis of real hydraulic and mechanical reliability of obtained networks in optimization processes, a large number of abnormal operating conditions such as water demand uncertainty or pipes burst scenarios have been generated and applied on obtained Pareto Fronts of each optimization process. Then, the percentage of scenarios that each network could not satisfy the design’s constraints or failed in response to them has been calculated. The over demand’s scenarios were sampled using the general normal distribution method. The percentage of scenarios that each answer (water network in Pareto Front) cannot satisfy the design constraint has been measured and called Hydraulic Failure Percentage (HFP). Also, for modeling the abnormal mechanical conditions, lot of scenarios were produced with broken pipes. In each of these scenarios, there is a possibility of one to ten different pipes break. The locations of burst pipes are selected randomly. The percentage of scenarios that each case cannot satisfy the design constraint has been measured and called Mechanical Failure Percentage (MFP). These scenarios would remain constant for all of members of Pareto Fronts. The lower value of HFP and MFP demonstrate the greater ability of the network to deal with changes in nodal demand and the pipe bursts respectively. For deeper analysis, the conditions of failing (Not satisfying the constraints) divides into three sub-state as flowing: State A: Pressure of all nodes is more than the minimum acceptable pressure in all time. State B: Pressure of all nodes is more than 95% of the minimum acceptable pressure in all time. State C: Pressure of 95% of nodes is more than the minimum acceptable pressure in all time. The results of calculations summarized and have been shown in the diagrams. Results show that MSH and RI are the best indicators for optimal design of water supply networks without pumping station and include it.
Keywords: Urban Water Distribution Networks, Optimization, Reliability Indicators, Differential Evolution Algorithms -
آنالیز ارتعاشات از کاربردی ترین روش های پایش وضعیت و عیب یابی تجهیزات دوار است . در این تحقیق با استفاده از آنالایزر ارتعاشات و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان روشی جهت پایش وضعیت و عیب یابی بلوئر لکوموتیوهای آلستوم ارائه شده است. جهت انجام این تحقیق ابتدا از بلوئرها داده برداری ارتعاشی شده و سیگنال های دریافتی در چهار گروه بلوئرهای سالم و با عیوب نابالانسی، لقی پایه و تاب پره دسته بندی شدند. سپس از سیگنال های دریافتی تعداد 16 ویژگی فرکانسی و زمانی استخراج شدند. در سیستم های دوار توجه به نسبت شدت ارتعاشات در هارمونیک های دور تجهیز، می تواند به فرایند تشخیص عیب کمک کند، بنابراین نسبت تمام ویژگی ها به هم محاسبه و به عنوان ویژگی های جدید تعریف شدند. تعداد زیاد ویژگی در بعضی مواقع باعث پایین آمدن دقت شبکه می شود ، به همین دلیل داخل الگوریتم ماشین بردار پشتیبان یک فیلتر آزمون تی، جهت انتخاب ویژگی، قرار داده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد، فیلتر آزمون تی باعث افزایش دقت طبقه بندی الگوریتم ماشین بردار پشتیبان می شود. در انتها عملکرد انتخاب ویژگی این شبکه با انتخاب ویژگی توسط الگوریتم ژنتیک مقایسه شده که نتایج نشان می دهد در طبقه بندی عیوب بلوئر، شبکه ی طراحی شده در این تحقیق عملکرد بهتری در انتخاب ویژگی نسبت به الگوریتم ژنتیک دارد.
کلید واژگان: آنالیز ارتعاشات, پردازش سیگنال, ماشین بردار پشتیبان, آزمون تی, بلوئرVibration analysis is one of the most practical methods for monitoring and troubleshooting rotating equipment. In this research, vibration analysis and support vector machine algorithms were used for monitoring and troubleshooting Alstom locomotive blowers. First, vibration data were collected from the blowers and the received signals were categorized into four groups: healthy blowers and blowers with problems of unbalance, loose shaft (base), and warped blades. Sixteen frequency and time features were then extracted from the received signals. Because in rotating systems, the ratio of the intensity of vibrations in the harmonics of the rotation of the machine can help diagnose the faults, the ratios of all features were calculated and defined as new features. The accuracy of the network can be sometimes lowered by the multitude of features, thus, a t-test filter was inserted into the support vector machine algorithm to select the features. The results show that the t-test filter increased the accuracy of the support vector machine algorithm. Finally, the feature selection of this network was compared with the feature selection by the genetic algorithm. The results show that the network designed in this research has a better performance in feature selection than the genetic algorithm.
Keywords: Vibration Analysis, Signal Processing, Support Vector Machine, T Test, Blower -
نرخ ارز یکی از مهم ترین متغیرهای موثر در نظام های مالی است و شناسایی عوامل تعیین کننده آن می تواند موجب بهبود قابل توجهی در عملکرد این گونه نظام ها گردد. این مقاله یک مدل پولی ترکیبی از نرخ ارز را برای اقتصاد ایران پیشنهاد می کند که نسبت به مدل های کلاسیک پولی نرخ ارز، از متغیرهای توضیحی بیشتری برخوردار است و در آن از داده های سالانه دوره زمانی 1398-1358 و رویکرد یوهانسن استفاده شده است. با توجه به نتایج آزمون هم انباشتگی در بلندمدت می توان چنین استنباط کرد که متغیرهای اختلاف تولید ناخالص واقعی داخلی و اختلاف نرخ بهره اسمی تاثیر منفی و متغیرهای اختلاف نرخ تورم، اختلاف نقدینگی، قیمت واقعی نفت خام، اختلاف سهم مخارج دولت از تولید ناخالص داخلی و اختلاف بهره وری بخش تجاری تاثیر مثبت بر نرخ ارز دارند. تاثیر مثبت اختلاف بهره وری بخش تجاری بر نرخ ارز وجود اثر بالاسا - سامویلسون را در ایران رد می کند. بر طبق تابع واکنش ضربه، با ایجاد یک تکانه به اندازه یک انحراف معیار بر متغیرهای موثر بر نرخ ارز، خود نرخ ارز بیشترین تاثیر را بر نرخ ارز دارد. نتایج آزمون تجزیه واریانس نیز حاکی از آن است که بیشترین توضیح دهی نوسانات نرخ ارز طی 10 سال از سوی خود متغیر نرخ ارز است.
کلید واژگان: مدل پولی نرخ ارز, اثر بالاسا- ساموئلسون, قیمت نفت خام, روش یوهانسنExchange rate is one of the most important variables in financial systems and identifying its determinants can significantly improve the performance of such systems. This paper proposes a hybrid exchange rate monetary model for the Iranian economy that has more explanatory variables than the classical monetary exchange rate models and uses the annual data of the period 1398-1398 and Johansen's approach. According to the results of long-term co-integration test, it can be inferred that the variables of real GDP difference and nominal interest rate difference have a negative impact and the variables of inflation rate difference, liquidity difference, crude oil real price, government expenditure share of GDP and the productivity difference of the tradable sector has a positive effect on the exchange rate. The positive effect of the difference in the productivity of the tradable sector on the exchange rate denies the existence of the Balassa-Samuelson effect in Iran. According to the impulse response function, the exchange rate itself has the greatest effect on the exchange rate by creating an impulse equal to a standard deviation on the variables affecting the exchange rate. The results of the variance decomposition also indicate that the most explanation of exchange rate fluctuations during 10 years is the exchange rate variable itself.
Keywords: Monetary model of exchange rate, Balssa-samuelson's effect, crude oil price, Johansen approach -
در این مقاله، پایداری گروهی از سیستم های کنترل شبکه ای آبشاری با ارایه یک مدل زمان پیوسته جدید تحلیل شده، کنترل کننده مقاوم H∞ برای تضعیف اثر اغتشاشات طراحی می شود. هدف این تحقیق، ساده سازی تحلیل پایداری و میسر ساختن امکان بررسی ساختارهای مختلف بر مبنای مدل فضای حالت زمان پیوسته در این سیستم ها است. به این منظور، در اینجا با فرض انتقال اطلاعات شبکه ای بین کنترل کننده داخلی و عملگر، تاخیر و اتلاف اطلاعات به عنوان اثرات شبکه بررسی می شود. سپس، پایداری سیستم بر اساس نظریه لیاپانوف-کراسوفسکی و روش ماتریس وزن دهی آزاد تحلیل شده، بهره های کنترلی و حداکثر تاخیر مجاز تعیین می شوند. نتایج شبیه سازی، کارایی روش پیشنهادی را نشان می دهد.
کلید واژگان: کنترل شبکه ای آبشاری, معادلات حالت افزوده, کنترل مقاومIn this paper, stability of a group of networked cascade control systems based on a new continuous-time model is investigated and H∞ state feedback controllers considering H∞ norm bounded constraint are designed in order to attenuate external disturbances. The main objective of this research is to simplify stability analysis and provide the possibility of considering different configurations based on a continuous-time state-space model for these systems.To this aim, here it is assumed that data transformation between the secondary controller and the actuator is performed through a communication network. Using communication networks would result in some imperfections such as communication delay and data packet loss which are considered in the modelling of the system. Then, the state-space equations of the systems are converted to an equivalent augmented state-space equation. Stability of the system is analyzed based on the Lyapunov-Krasovskii theorem and using free weighting matrix method and controller gains as well as maximum allowable delay bound are computed. Simulation results confirm the validity of the proposed method.
Keywords: Networked Cascade Control System, Augmented Matrix, Robust control -
ساختارهای در هم تنیده اقتصادهای امروزی باعث می شود تا زیان در یک بخش و یا یک کشور به سرعت به بخش ها یا اقتصادهای سایر کشورها سرایت نماید. شواهد تجربی نشان داده اند که بازارهای مالی از یکدیگر جدا نیستند و حرکت آن ها در یک فضای جدا از هم صورت نمی گیرد. این موضوع با گسترش سیستم های ارتباطی و وابستگی بیش از پیش بازارهای مالی به یکدیگر، اهمیت بیشتری یافته است. نوسانات در بازار دارایی های مختلف به شدت به یکدیگر مرتبط بوده و به منظور اتخاذ تصمیمات مناسب توسط سرمایه گذاران، آگاهی از روابط بین دارایی های مالی امری ضروری می نماید. هدف این مطالعه بررسی نقش پویایی رابطه بین بازارهای مالی(شامل بازار فلزات گرانبها (قیمت طلا، قیمت نقره و قیمت پلاتین)، نرخ ارز و شاخص بازار سهام) و بازار نفت خام می باشد. متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق شامل نرخ ارز، قیمت طلا، نقره، پلاتین، شاخص بورس اوراق بهادار تهران و نفت خام بوده است. به منظور بررسی رابطه پویای بازارهای مالی (شامل بازار فلزات گرانبها (قیمت طلا، قیمت نقره و قیمت پلاتین)، نرخ ارز و شاخص بازار سهام) و بازار نفت خام از اطلاعات روزانه دوره زمانی 2020-2009 و با بکارگیری روش خودهمبسته با وقفه های توزیعی استفاده شد. نتایج بیانگر آن بود قیمت نفت خام با تمام دارایی ها بجز شاخص کل بازار سهام دارای رابطه منفی و معنی داری است. با توجه به مشخص گردیدن رابطه پویا بین بازارهای مالی و بازار نفت خام بدلیل سرایت اطلاعات بازارهای مالی به یکدیگر در طول زمان، می تواند به سرمایه گذاران جهت پیش بینی سریع تر مقدار نوسانات قیمت نفت خام در اثر نوسانات قیمت فلزات گرانبها (طلا، نقره و پلاتین)، نرخ ارز و شاخص سهام کمک کننده باشد.
کلید واژگان: قیمت نفت خام, قیمت فلزات گرانبها, نرخ ارز, شاخص بازار سهام (شاخص بورس اوراق بهادار تهران), روش خود همبسته با وقفه های توزیعی -
مدل سازی یکپارچه سیستم های فیزیکی در دامنه های مختلف، نیازمند یک زبان مشترک است. یکی از روش هایی که می توان به وسیله آن این کار را انجام داد، باندگراف نام دارد. این روش با استفاده از المان ها، باندها و اتصال های خود، ارتباط میان اجزای مختلف یک سیستم را تشریح می کند. همچنین می توان با استفاده از روش برنامه ریزی ژنتیک، مدل اولیه یک سیستم را بر اساس نیاز از یک حالت اولیه به حالت نهایی مطلوب توسعه داد. با استفاده از ویژگی جستجوپذیری بالا و مدل سازی شماتیک روش باندگراف، می توان مدل اولیه ی سیستم در دامنه الکتریکی یا مکانیکی را بر اساس خروجی مورد نظر، به یک مدل باندگراف نهایی مدل سازی کرد. مدل اولیه یک سیستم در روش باندگراف، "امبریو" نام دارد و بایستی دارای ورودی، خروجی و المان های اصلی یک سیستم باشد. با تعریف مجموعه ای از توابع عملیاتی در برنامه ریزی ژنتیک، مدل امبریو توسعه داده می شود و مدل نهایی باندگراف در دو حالت تک هدفه و چندهدفه پارتویی به دست می آید. این پژوهش با ادغام دو روش باندگراف و برنامه ریزی ژنتیک، ابزار طراحی مناسبی جهت توسعه یک مدل را در اختیار کاربر قرار می دهد. به منظور بررسی عملکرد روش ارایه شده جهت مدل سازی با باندگراف، ابتدا نتایج آن با نرم افزار 20-sim مقایسه شده و سپس به وسیله آن، دو مدل فیلتر الکتریکی و یک مدل سیستم جرم، فنر و میراگر طراحی می گردد و نتایج با مرجع مقایسه می شود.
کلید واژگان: باندگراف, برنامه ریزی ژنتیک, امبریو, چندهدفه, پارتوIntegrated modeling of multi-domain physical systems requires a common language. One of the methods which has been used to do so, is called bond graph. The bond graph provides a common and core language for describing basic elements and connections across different fields by using its elements, bonds and junctions. Also, by using genetic programming as an evolutionary method, an initial model can be evolved into a final model. The initial model of a system in bond graph called “Embryo” and must have input, output and basic elements of the desired model. By defining a series of operational functions in genetic programming, an embryo model evolves and a final model obtained in one objective and multi-objective approaches. The current research presents an optimized design tool by integration of bond graph and a Pareto multi-objective genetic programming for guiding automated topology synthesis. In order to evaluate the performance of the proposed method, obtained results were first compared to the 20-sim software and then two models of electric filter and a mass, spring and damper system compared to the reference.
Keywords: Bond graph, Genetic Programming, Embryo, Multi-objective, Pareto
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.