به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "ارزش ها" در نشریات گروه "اقتصاد"

تکرار جستجوی کلیدواژه «ارزش ها» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • منصور عسگری*

    زنان به عنوان نیمی از جمعیت، سهم مهمی در توسعه و رشد هر کشوری دارند. از زمان انقلاب صنعتی کشورهای توسعه یافته امروزی با سهیم کردن زنان در اشتغال و استفاده بهینه از توانایی این جمعیت، شاخص های توسعه خود را روز به روز ارتقا داده اند. بخش صنعت بدلیل دارا بودن زیر ساخت های مناسب تولید، همواره مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته که یکی از موضوعات مهم در این بخش، مسئله اشتغال زنان و عملکرد متغیرهای مرتبط بر اشتغال زنان در این بخش است. بازار کار در اقتصاد ایران به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارای اهمیت ویژه ای است به گونه ای در سال های اخیر همواره عرضه نیروی کار بر تقاضای آن فزونی داشته است که این مسئله در آینده دارای ابعاد وسیع تری نیز خواهد شد که ضرورت ارزیابی و تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر اشتغال را بیان می کند. هم چنین، بازار کار به دلیل تاثیرپذیری از سایر بازارهای اقتصادی و هم چنین موثر بودن بر آن ها یکی از بازارهای مهم چهارگانه در اقتصاد است که در آن، تعادل و عدم تعادل عرضه و تقاضای نیروی یکی از شاخص های مهم عملکردی اقتصاد کلان در هر کشوری است. با توجه به اهمیت اشتغال زنان در کارگاه های صنعتی کشور، این مقاله به ارزیابی عوامل موثر بر اشتغال زنان در کارگاه های صنعتی به تفکیک کدهای دو رقمی استاندارد بین المللی تمامی فعالیت های صنعتی ویرایش چهارم (ISIC) و اشتغال 10 نفر به بالا در طی دوره 99-1383می پردازد. این مقاله با توجه به ماهیت تحقیق به استخراج تابع تقاضای نیروی کار از طریق حداقل کردن تابع هزینه بنگاه طبق قضیه لم شفارد پرداخته است. نتایج نشان می دهد که متغیرهای ارزش افزوده و اشتغال دوره قبل از سایر متغیرهای موثر بر اشتغال دارای سهم بیشتری است.

    کلید واژگان: اشتغال زنان, کارگاه های صنعتی, ارزش افزوده, پنل دیتا, ایران
    Mansour Asgari*

    Women, as half of the population, play a significant role in the development and growth of any country. The industrial sector has consistently drawn the attention of policymakers, with one of its key concerns being women's employment and the impact of related variables on their participation in this sector. In Iran, the labor market holds particular importance due to various economic and social factors. Over recent years, the supply of labor has consistently exceeded demand, a trend that is expected to intensify in the future, necessitating the evaluation and analysis of influencing factors. Moreover, the labor market is one of the four critical markets in the economy, given its profound influence on and interaction with other economic markets. The balance or imbalance of labor supply and demand serves as a crucial indicator of macroeconomic performance in any country. Given the importance of women's employment in Iran's industrial workshops, this article assesses the factors affecting women's participation in 24 industrial activities, categorized according to the two-digit codes of the International Standard Industrial Classification (ISIC), fourth edition. The analysis focuses on industrial enterprises employing 10 or more people during the period from 2004 to 2020. This research derives the labor demand function by minimizing the firm's cost function, in accordance with Shephard's Lemma. The findings reveal that value-added and employment levels from the previous period have a greater impact on women's employment compared to other influencing variables.

    Keywords: Women's Employment, Manufacturing, Value Added, Panel Data, Iran
  • مسعود بادین، مهدی اسکافی اصل*، محمد افتخاری

    هدف این پژوهش، بررسی رابطه نگه داشت وجه نقد و ارزش شرکت با توجه به نقش تعدیل گر خوش بینی مدیریت است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی است زیرا نتیجه کار می تواند برای تصمیم گیری های مدیریتی در زمینه ارزش شرکت مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در این پژوهش چون هدف بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته است، تحقیق، جزء پژوهش های همبستگی محسوب می شود. در این تحقیق برای این که نمونه آماری یک نماینده مناسب از جامعه آماری موردنظر باشد، از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است. نمونه آماری شامل 169 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1393 تا 1401 است. برای تحلیل داده ها از رگرسیون پنل و نرم افزار Eviews10 کمک گرفته شده است. نتایج حاکی از این است که بین نگه داشت وجه نقد و ارزش شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همینطور نتایج نشان داد که خوش بینی مدیریت بر رابطه نگه داشت وجه نقد و ارزش شرکت، اثر تعدیل کنندگی دارد. کلمات کلیدی: نگه داشت وجه نقد، ارزش شرکت، خوش بینی مدیریت.

    کلید واژگان: نگه داشت وجه نقد, ارزش شرکت, خوش بینی مدیریت.
    Masoud Badin, Mehdi Eskafi Asl, * Mohammad Eftekhari

    The aim of the current research is to investigate the relationship between cash holding and company value with regard to the moderating role of management optimism. The method of the present research is practical in terms of its purpose because the results can be used for managerial decisions in the field of company value. Also, in this research, since the goal is the relationship between independent and dependent variables, it is considered one of the correlation studies. The statistical sample includes 169 companies admitted to the Tehran Stock Exchange in the period from 2014 to 2023. For data analysis, regression panel and Eviews10 software were used. The results indicated that there is a positive and significant relationship between cash retention and company value. Also, the results showed that management optimism has an effect on the relationship between cash holding and company value.

    Keywords: Keywords, Cash Holding, Company Value, Management Optimism
  • سهیل پورحاجی حسینی*، محمدطاهر احمدی شادمهری، محمدحسین مهدوی عادلی، نرگس صالح نیا

    بی-تردید، بررسی نحوه و مکانیسم اثرگذاری شوک های ناشی از تحریم های اقتصادی بر بخش معدن کشور، می تواند مسئولان و برنامه ریزان اقتصادی کشور را در مواجهه و رویارویی بهتر و کاستن از پیامدهای منفی اقتصادی آن ها از جمله کاهش تولید و ارزش افزوده، کاهش اشتغال، کاهش سرمایه گذاری و... در بخش معدن یاری رساند. لذا در این مطالعه برای نخستین بار به بررسی اثرات شوک های ناشی از تحریم های اقتصادی (1. شوک افزایش نرخ ارز، 2. شوک کاهش واردات مواد اولیه، کالاهای سرمایه ای و واسطه ای، 3. شوک کاهش درآمد صادرات نفت خام و 4. شوک کاهش صادرات غیرنفتی) بر بخش معدن ایران پرداخته شد. برای این منظور داده های مورد نیاز از ماتریس حسابداری اجتماعی گردآوری شده و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل تعادل محاسبه پذیر پویای بازگشتی (RDCGE) استفاده شد. نتایج نشان داد که در میان شوک های ناشی از تحریم های اقتصادی به ترتیب: شوک ناشی از افزایش نرخ ارز، شوک ناشی از کاهش واردات مواد اولیه، کالاهای سرمایه ای و واسطه ای، شوک ناشی از کاهش درآمد صادرات نفت خام و شوک ناشی از کاهش صادرات غیرنفتی از بیشترین تاثیر بر ارزش افزوده و سرمایه گذاری بخش معدن ایران برخوردار می باشند.

    کلید واژگان: بخش معدن, تحریم های اقتصادی, ارزش افزوده, سرمایه گذاری, مدل تعادل محاسبه پذیر پویای بازگشتی (RDCGE)
    Soheil Pourhaji Hoseini *, Mohammadtaher Ahmadi Shadmehri, Mohammadhosein Mahdavi Adeli, Narges Salehnia

    Undoubtedly, examining the manner and mechanism of impact of shocks caused by economic sanctions on the country's mining sector can help the officials and economic planners of the country to better face and reduce their negative economic consequences, including reduction in production and added value, reduction in employment, reduction in investment, etc., in the mining sector. Therefore, in this study, for the first time, the effects of shocks caused by economic sanctions (1. the shock of the increase in the exchange rate, 2. the shock of the decrease in the import of raw materials, capital and intermediate goods, 3. the shock of the decrease in crude oil export income and 4. The shock of non-oil export reduction) on Iran's mining sector. For this purpose, the required data was collected from the social accounting matrix and the Recursive Dynamic Computable Equilibrium (RDCGE) model was used to analyze the data. The results showed that among the shocks caused by economic sanctions, in order: the shock caused by the increase in the exchange rate, the shock caused by the decrease in the import of raw materials, capital and intermediate goods, the shock caused by the decrease in crude oil export income and the shock caused by the reduction of non-oil exports have the greatest impact on the added value and investment of Iran's mining sector.

    Keywords: Mining Sector, Economic Sanctions, Added Value, Investment, Recursive Dynamic Computable Equilibrium (RDCGE) Model
  • کوهسار خالدی*، سید محمد فهیمی فرد

    عدم تغییرات هدفمند با هدایت و حضور موثر دولت در فرآیند رشد اقتصادی کشاورزی، هم منجر به بر عدم تحقق اهداف مورد نظر نظام برنامه ریزی کشور می شود و هم رشد اقتصادی آن به دلیل کمبود سرمایه و تخریب سریع منابع پایه ی کشاورزی، متوقف می شود. بخش کشاورزی ایران، به صورت کافی و هدفمند از پرداخت تسهیلات سیستم بانکی، برخوردار نیست. در مطالعه ی حاضر با استفاده از آمار سری زمانی 1401-1360و برآورد معادلات همزمان با روش 3SLS، چگونگی اثرگذاری تسهیلات جاری و سرمایه ای بانک کشاورزی بر متغیرهای کلان منتخب کشاورزی ایران بررسی شده است. نتایج حاصل نشان داد: میزان اثرگذاری مثبت تسهیلات جاری بر سرمایه گذاری و ارزش افزوده ی کشاورزی، بیش از اثرگذاری تسهیلات سرمایه ای بوده است و فقط تسهیلات سرمایه ای بر مقدار اشتغال کشاورزی، اثر مثبت معنی داری باقی گذاشته است.با توجه به نیاز مالی گسترده ی کشاورزی، پیشنهاد می شود که نسبت به افزایش منابع مالی موردنیاز کشاورزی، افزایش پرداخت تسهیلات ارزان و آسان توسط بانک کشاورزی، ایجاد بسترهای تشویقی لازم برای گرایش سایر بانک های تجاری در پرداخت تسهیلات به کشاورزان و ایجاد بسترهای لازم برای بهره مندی بخش کشاورزی از منابع مالی خارجی از سوی حاکمیت اقدامات لازم صورت پذیرد.

    کلید واژگان: تسهیلات بانکی, ارزش افزوده, اشتغال, سرمایه گذاری, موجودی سرمایه
    Koohsar Khaledi *, Seyed Mohammad Fahimifard

    Failure to carry out targeted changes with the guidance and effective presence of the government in the process of economic growth of the agricultural sector will lead to the failure to achieve the desired goals of the country's planning system in this sector, and its economic growth will stop due to the lack of capital and the rapid destruction of basic agricultural resources. In this regard, in the present study, using the time series statistics of 1981-2022 and simultaneous equations, the effect of the current and capital facilities of the Bank Keshavarzi (Agriculture Bank of Iran) on selected macro variables of Iran's agriculture (value added, employment, investment and net capital stock) has been investigated. results of estimation of model showed that the positive effect of current facilities on investment and value added of agriculture has been more than the effect of capital facilities, and only capital facilities have left a significant positive effect on the amount of agriculture employment. it is suggested that increase payment of cheap and easy facilities create Necessary incentive platforms for the tendency of other commercial banks to pay facilities to farmers and necessary platforms for the agricultural sector to benefit from foreign financial resources,

    Keywords: Banking Facilities, Value Added, Employment, Investment, Capital Stock
  • بختیار جواهری*، سامان قادری، ندا برزویی، رامین امانی
    آزادی اقتصادی یکی از اصول مهم در ارزیابی توسعه یافتگی اقتصاد کشورها است. این آزادی به فرد یا جامعه اجازه می دهد تا تصمیمات خود را بر اساس میل یا اراده خود اتخاذ کند. ادبیات اقتصادی از دهه 1990 به بعد بیشتر بر روی کیفیت نهادها و آزادی اقتصادی برای توسعه اقتصادی کشورها تمرکز کرده است. هدف این مقاله بررسی تاثیرات ارزش افزوده در زمینه های کشاورزی، صنعت، خدمات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر شاخص آزادی اقتصادی در دوره 1990 تا 2021 با استفاده از رویکرد رگرسیون کوانتایل است. نتایج این مقاله نشان داد که ارزش افزوده در زمینه های کشاورزی، خدمات و صنعت اثر مثبت و معنی داری بر شاخص آزادی اقتصادی دارد. نتایج دیگر این مطالعه نشان داد که سرمایه گذاری مستقیم خارجی تاثیر مثبت اما ضعیف بر شاخص آزادی اقتصادی داشته است.
    کلید واژگان: ارزش افزوده, سرمایه گذاری مستقیم خارجی, آزادی اقتصادی, رگرسیون چندکی
    Bakhtiar Javaheri *, Saman Ghaderi, Neda Borzoui, Ramin Amani
    Economic freedom plays a crucial role in assessing a nation's economic development. It grants individuals or communities the ability to make decisions according to their own desires or intentions. Economic literature from the 1990s onwards has primarily focused on the quality of institutions and economic freedom for the development of countries' economies. Consequently, empirical studies have placed greater emphasis on this subject. The aim of this paper is to examine the effects of value-added in agriculture, industry, services, and foreign direct investment on the economic freedom index from 1990 to 2021 using a Quantile Regression approach. The results of this study indicate that the value-added in agriculture, services, and industry has a positive and significant effect on the economic freedom index. Furthermore, the study suggests that while foreign direct investment has a positive impact, it is relatively weak on the economic freedom index.
    Keywords: Value Added, Foreign Direct Investment, Economic Freedom, Quantile Regression
  • سید هاشم پورآذرسا، عقیل فرهنگیان *، احمد غورقانلو، داود مصطفی زاده

    هدف این پژوهش، بررسی تاثیر استقلال کمیته حسابرسی بر رابطه بین افشای محیط زیست و ارزش شرکت در شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش باهدف کمک به سرمایه‏ گذاران در اتخاذ تصمیم مناسب برای تخصیص بهینه سرمایه در بازار سرمایه کمک کرده و موجب افزایش شفافیت محیط تصمیم گیری می شود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه ای متشکل از 114 شرکت فعال در صنایع مختلف طی سال‏های 1395 لغایت 1401 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بین استقلال کمیته حسابرسی، افشای محیط زیست و ارزش شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هر اندازه استقلال کمیته حسابرسی بالاتر باشد، بهبود افشای محیط زیست و نهایتا افزایش ارزش شرکت را به همراه دارد.

    کلید واژگان: افشای زیست محیطی, ارزش شرکت, حاکمیت شرکتی, استقلال کمیته حسابرسی
    Seyed Hashem Pourazarsa, Aghil Farhangian*, Ahmad Ghorghanlo, Davod Mostafazadeh

    The aim of this research is to investigate the impact of audit committee independence on the relationship between environmental disclosure and firm value in companies listed on the Tehran Stock Exchange. This research aims to assist investors in making appropriate decisions for optimal capital allocation in the capital market and enhance decision-making transparency. The population of this research consists of companies listed on the Tehran Stock Exchange, and the sample consists of 114 active companies in various industries during the years 2016 to 2022. Multiple regression analysis was used to test the research hypotheses. The findings of the research indicate that there is a positive and significant relationship between audit committee independence, environmental disclosure, and firm value. The higher the level of audit committee independence, the improvement in environmental disclosure and ultimately an increase in firm value.

    Keywords: Environmental Disclosure, Company Valu, Corporate Governance, Independence Of The Audit Committee
  • محمدتقی خسروی لاریجانی، محمود یحیی زاده فر*، سید علی نبوی چاشمی، ناصر علی یداله زاده طبری

    در حال حاضر ایده مسئولیت اجتماعی شرکت ها، پاسخ گوی این چالش گسترده می باشد که نه تنها درگیر بحث های اقتصادی و مالی بلکه درگیر تعاملات اجتماعی، انسانی و زیست محیطی نیز باشند. هرشرکتی که می خواهد از توسعه پایدار عملکرد اطمینان یابد، به ناچار نباید از مزیت تعامل در یک رویکرد اجتماعی چشم پوشی کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط بین افشای عملکرد زیست محیطی، عملکرد مالی و ارزش شرکت است؛ رویکرد پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. با مطالعه دقیق ادبیات، پنج فرضیه طراحی و نمونه آماری شامل 130 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره 5 ساله 1395-1400 انتخاب شده است. با بهره گیری از معادلات رگرسیونی چندگانه مبتنی بر داده های تلفیقی، آزمون شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با توجه به فرضیه اول و دوم عملکرد مالی با افشای زیست محیطی رابطه ندارد اما عملکرد مالی دوره قبل با افشای زیست محیطی مرتبط می باشد، درمورد فرضیه سوم افشای زیست محیطی با ارزش شرکت رابطه ندارد و نتایج بدست آمده از فرضیه چهارم و پنجم پژوهش اثر افشای زیست محیطی بررابطه بین عملکرد مالی با ارزش شرکت و عملکرد زیست محیطی با ارزش شرکت را رد می کند.

    کلید واژگان: عملکرد مالی, ارزش شرکت, عملکرد محیطی, افشای زیست محیطی
    Mohammadtaghi Khosravi Larijani, Mahmoud Yahyazadeh Far, Seyed Ali Nabovi Chashmi, Naser Ali Yadalezadeh Tabari

    Currently, the idea of corporate social responsibility is the answer to this broad challenge that they are not only involved in economic and financial discussions but also involved in social, human and environmental interactions. Any company that wants to ensure the sustainable development of performance, must not ignore the advantage of interaction in a social approach. The purpose of this research is to examine the relationship between disclosure of environmental performance, financial performance and company value; The approach of the research is descriptive-correlational in terms of practical purpose and considering the analysis of relationships between variables. By carefully studying the subject, five design hypotheses and a statistical sample including 130 companies have been selected from among the companies admitted to the Tehran Stock Exchange for a 5-year period of 1395-1400. The test was performed using multiple regression equations based on consolidated data. The findings of the research indicate that according to the first and second hypothesis, financial performance is not related to environmental disclosure, but the financial performance of the previous period is related to environmental disclosure. Regarding the third hypothesis, environmental disclosure is not related to company value, and the results obtained from the fourth and fifth research hypotheses reject the effect of environmental disclosure on the relationship between financial performance and company value and environmental performance and company value

    Keywords: Environmental Disclosure, Environmental Performance, Financial Performance, Company Value
  • محسن رجب زاده*

     این تحقیق با هدف بررسی تاثیر عوامل موثر بر حمایت از وب سایت های فروش برخط با توجه به نقش ارزش تجربی مشتری انجام گرفته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات همبستگی و توصیفی است. جامعه آماری این تحقیق مشتریان فروشگاه اینترنتی ایلیا مشهد می باشد (720 نفر) و روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس می باشد. برای تعیین حداقل حجم نمونه نیز با توجه به مشخص بودن تعداد مشتریان از فرمول کوکران برای جامعه معلوم استفاده شده است که تعداد آن در سطح خطای 5 درصد برابر 251 نفر می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 32 سوالی استاندارد می باشد. به منظور بررسی روایی از روایی محتوا و سازه (روایی همگرا، روایی واگرا با استفاده از شاخص فورنل لارکر، روایی واگرا با استفاده از شاخص نسبت HTMT و تحلیل عاملی تاییدی) و پایایی (ضریب الفای کرونباخ، ضریب پایایی ترکیبی) استفاده شد و مورد تائید قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس محاسبه گردید و در سطح استنباطی و جهت بررسی فرضیه ها از روش مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart-PLS بهره گیری شد. نتایج تحلیل فرضیات نشان داد تعامل و همسانی بر ارزش تجربی مشتریان فروشگاه اینترنتی تاثیرگذار است. همچنین ارزش تجربی بر درگیرشدن در سایت تاثیرگذار است. درگیرشدن در سایت نیز بر نگرش به سایت و قصد حمایت تاثیرگذار است و نگرش به سایت نیز دارای تاثیر مثبت و معنادار بر قصد حمایت است.

    کلید واژگان: قصد حمایت, تعامل, همسانی, ارزش تجربی, درگیر شدن در سایت, نگرش به سایت
    Mohsen Rajabzadeh *

     This research was conducted with the aim of investigating the impact of effective factors on the support of online sales websites with regard to the role of customer experiential value. This research is applied in terms of purpose and correlational and descriptive research in terms of method. The statistical population of this research is the customers of Iliya online store in Mashhad (720 people) and non-random sampling method is available. In order to determine the minimum sample size, considering the number of customers, Cochran's formula has been used for the known population, whose number is 251 people at the 5% error level. The data collection tool is a standard 32-question questionnaire. In order to check validity, content and construct validity (convergent validity, divergent validity using Fornell-Larker index, divergent validity using HTMT ratio index and confirmatory factor analysis) and reliability (Cronbach's alpha coefficient, combined reliability coefficient) were used. They were confirmed. In order to analyze the data, descriptive statistics were calculated using SPSS software, and at the inferential level and to check the hypotheses, structural equation model method was used using Smart-PLS software. The results of hypothesis analysis showed that interaction and similarity affect the experiential value of online store customers. Also, the experiential value affects engagement on the site. Being involved in the site also affects the attitude towards the site and the intention to support, and the attitude towards the site also has a positive and significant effect on the intention to support.

    Keywords: patronage intention, Interaction, similarity, experiential value, site involvement, site attitude
  • هادی رفیعی دارانی*، مهسا بهرامی نسب، جواد براتی، فاطمه رحمانی

    امروزه صنعت گردشگری یکی از پایه های اصلی و استوار اقتصاد جهان است که با ایجاد بالاترین میزان ارزش افزوده به صورت مستقیم و غیرمستقیم می تواند سایر فعالیت های اقتصادی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار دهد. صنعت گردشگری در استان خراسان رضوی قابلیت برنامه ریزی و استفاده از سرمایه های داخلی و خارجی استان را برای توسعه این بخش و رشد تولید و ایجاد ارزش افزوده و افزایش اشتغال و منابع درآمدی در منطقه، دارا است. هدف این مطالعه بررسی میزان ارزش افزوده ایجادی فعالیت های اصلی گردشگری استان (هر یک از 12 بخش گردشگری) است. ضمن اینکه بررسی میزان تاثیرگذاری سرمایه گذاری بر ارزش افزوده صنعت گردشگری به صورت مستقیم و غیر مستقیم از دیگر اهداف مطالعه است. بدین منظور از جدول داده ستانده بروز رسانی شده استان خراسان رضوی مربوط به سال 1397 استفاده شده است. نتایج با درنظر گرفتن 2 سناریو (سرمایه گذاری متناسب در تمامی بخش های اقتصادی صنعت گردشگری بصورت یکجا، و سرمایه گذاری در هر یک از بخش های اقتصادی صنعت گردشگری بصورت مجزا) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد چنانچه سرمایه گذاری در همه بخش های گردشگری، به صورت هم زمان 100 میلیارد ریال -در کل معادل 1200 میلیارد ریال- افزایش یابد (به عنوان سناریوهای تحلیلی)، 7/851 میلیارد ریال بر میزان ارزش افزوده ی فعالیت های اقتصادی استان افزوده خواهد شد؛ که از این میزان 5/95 درصد از خلق ارزش افزوده، به صورت مستقیم مربوط به بخش های 12 گانه ی صنعت گردشگری است. بیشترین اثر مستقیم سرمایه گذاری در خلق ارزش افزوده، مربوط به بخش "عمده فروشی و خرده فروشی" و پس از آن مربوط به "بخش های هنر، سرگرمی و تفریح" و "خدمات آژانس مسافرتی" می باشد. همچنین اگر 100 میلیارد ریال سرمایه گذاری در هریک از بخش های گردشگری نیز بصورت مجزا انجام گیرد، بیشترین خلق ارزش افزوده مستقیم، در بخش "هنر، سرگرمی و تفریح"، صورت می گیرد. سرمایه گذاری بر تشکیل گروه ها و موسساتی در سطح استان برای تولید، تبلیغ و راه اندازی فعالیت های مختلف هنری، تفریحی و ورزشی، سرمایه گذاری در طراحی بسته های سفر در موضوعات خاص در حوزه خدمات آژانس مسافرتی و خدمات دهی در بخش اقامت (تامین جا) بر اساس ذایقه و سلیقه مسافران از مهمترین پیشنهادات این پژوهش بودند.

    کلید واژگان: ارزش افزوده, سرمایه گذاری, داده ستانده, گردشگری, استان خراسان رضوی
    Hadi Rafi Darani *, Mahsa Bahrami Nesab, Javad Brati, Fatemeh Rahmani

    Today, the tourism industry is one of the main and stable foundations of the world economy, which can affect other economic and cultural activities by creating the maximum amount of added value. The tourism industry in Khorasan Razavi province can plan and use the province's domestic and foreign investment to develop this sector, grow production, create added value, and increase employment and income sources in the region. The purpose of this study is to investigate the amount of added value created by the main tourism activities of the province (each of the 12 tourism sectors). Another purpose is to analyze the effect of increasing investment on the value-added of the tourism industry. For these purposes, the updated input-output table of Khorasan-Razavi province (2018) has been used. The results were analyzed by considering two scenarios (proportional investment in all economic sectors of the tourism industry together, and investment in each economic sector of the tourism industry separately). The results showed that if investment in all sectors of tourism, increases by 100 billion rials simultaneously -in total equivalent to 1200 billion rials- (as analytical scenarios), 851718 million rials will be added to the value-added of province's economic activities; Of this amount, 95.5% of value-added creation is directly related to the 12 sectors of the tourism industry. The most direct effect of investment in value creation is related to the wholesale and retail sector, the arts, entertainment, recreation sector and Travel agency services sector, respectively. Also, if investment increases by 100 billion rials in each of the tourism sectors separately, maximum direct value-added creation, results from the "arts, entertainment, recreation" sector. The most important suggestions of this study were, Investing in forming groups and institutions in the province to produce, promote and starting various artistic, recreational and sports activities, investing in designing travel packages on specific topics in the field of travel agency services and providing accommodation services based on travellers' tastes.

    Keywords: Tourism, Value Added, Investment, Input-Output Table, Khorasan Razavi Province
  • عبدالرسول رحمانیان کوشککی*، حسین طاهری

    هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط میان رشد دارایی ها، تداوم سود، مدیریت سود و فرصت های سرمایه گذاری با تقسیم سود و ارزش شرکت در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش شامل 113 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1395 تا 1399 است. برای تجزیه و تحلیل آماری از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) بر اساس حداقل مربعات جزیی (PLS) استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان داد که رشد دارایی ها، تداوم سود، فرصتهای سرمایه گذاری و مدیرت سود بر سود تقسیمی تاثیرگذار است. همچنین بین مدیریت سود و سود تقسیمی رابطه معنی داری وجود دارد. نهایتا سود تقسیم شده، رشد دارایی ها و تداوم سود بر ارزش شرکت تاثیرگذار است. هنگامی که سرمایه گذاران، ارزش شرکت را بر حسب داده های حسابداری مشخص می کنند، لازم است تا میزان رشد دارایی ها را مدنظر قرار بدهند. هنگامی که شرکت از دید مقدار وجوه نقد در دسترس تنگنایی ندارد، مدیر از جهت تخصیص منابع میان فرصت های سرمایه گذاری و تقسیم سود با معضلی جدی مواجه نیست. رشد دارایی ها، سبب ایجاد ارزش برای یک شرکت می گردد. مدیران اکثرا به تداوم سود اقدام می نمایند؛ چون مبلغ سود و نوسان آن از منظر سهامداران شرکت اهمیت دارد و بر ارزش شرکت موثر است. استفاده از فرصت های سرمایه گذاری و در پیش گرفتن سیاست های بدهی و تقسیم سود مطلوب، که از جمله ابزارهای تصمیمات مالی محسوب می شوند، می تواند موجب بهبود جایگاه شرکت گردند.

    کلید واژگان: سود تقسیمی, ارزش شرکت, رشد دارایی ها, تداوم سود, فرصت های سرمایه گذاری
    Abdolrasoul Rahmanian Koushkaki *, Hossein Taheri

    The main purpose of this research is to examine the relationship between assets growth, profit continuity, profit management and investment opportunities with profit sharing and company value among companies listed on the Tehran Stock Exchange. The statistical sample of the research  includes 113 active companies in the Tehran Stock Exchange during the period from 2015 to 2019. Structural equation modeling (SEM) based on partial least squares (PLS) was used for statistical analysis. The findings of this study showed that assets growth, profit continuity, investment opportunities and profit management have an effect on dividends. There is also a significant relationship between earnings management and dividends. Finally, the distributed profit, assets growth, and the continuity of profit affect the company's performance. Finally, the distributed profit, the growth of assets, and the continuity of profit affect the company's performance. Finally, the distributed profit, profit growth, and the continuity of profit affect the company's performance. When investors determine the value of the company in terms of accounting data, it is necessary to consider the growth rate of assets. When the company does not have a shortage of available cash, the manager does not face a serious problem in allocating resources between investment opportunities and profit distribution. The growth of assets creates value for a company. Managers mostly proceed with profit continuation; Because the amount of profit and its fluctuation is important from the point of view of the company's shareholders and it affects the value of the company. Using investment opportunities and adopting favorable debt and profit sharing policies, which are among the tools of financial decisions, can improve the position of the company.

    Keywords: Dividends, company value, asset growth, profit continuity, investment opportunities
  • علی اصغر بانوئی، افسانه شرکت، فاطمه بزازان، سمیه شاه حسینی*، آذین کیانی راد

    در این مقاله سه نوع جدول داده- ستانده در کنار یک جدول تعدیل شده سال 1395 بانک مرکزی در شناخت از گذار نسل اول پایه های آماری به نسل دوم در تامین نیازهای آماری نظریه های جدید تجارت بین الملل معرفی می شود. جدول نوع سوم نقش کلیدی و در واقع نقطه عزیمت این گذار است که در ایران وجود ندارد. در چهارچوب آن سه مسیله و سه پرسش محوری در کانون توجه مقاله قرار می گیرند: نخست اگر نهادهای رسمی در آینده، محاسبه جدول نوع سوم داده- ستانده را در دستور کار خود قرار ندهند، چه راهکاری می توان پیشنهاد کرد؟ دوم، خطاهای آماری کدام یک از جدول های نوع دوم و نوع سوم نسبت به جدول تعدیل شده بیشتر است؟ و سوم، کدام یک از دو جدول داده- ستانده در سنجش محتوای ارزش افزوده در صادرات ناخالص ارجحیت دارند؟ آخرین جدول های آماری عرضه و مصرف، جدول متقارن متعارف و جدول مستقل مصرف واردات واسطه ای با استفاده از فرض تناسب واردات مبنای واکاوی پرسش های مطرح شده قرار می گیرند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نخست محاسبه جدول نوع سوم می تواند این فقدان آماری را برطرف کند. دوم، خطاهای آماری جدول نوع سوم در هر پنج روش آماری در مقایسه با نوع دوم نسبت به جدول تعدیل شده کمتر است و سوم، محتوای ارزش افزوده در صادرات ناخالص مستخرج از جدول نوع سوم کمتر از جدول نوع دوم بوده و بنابراین قابلیت تبیین بخشی از نظریه های جدید تجارت بین الملل را دارد.

    کلید واژگان: جدول داده- ستانده, صادرات ناخالص, ارزش افزوده, خطاهای آماری
    AliAsghar Banouei, Afsaneh Sherkat, Fatemeh Bazzazan, Somayeh Shahhosseini *, Azin Kiani Rad

    In this article, we introduce three types of input-output tables and modify a central bank table from 2016 to illustrate the transition from the first generation of statistical bases to the second generation, which meets the new international trade theory’s database requirements. The third type of table is critical and is considered the starting point for such changes. Given the lack of such a table in Iran, this article offers three challenges, followed by three critical questions: first, what can be done if official compilers do not attempt to develop such an input-output table soon? Second, which of the two types of tables has more statistical errors than the modified tables? Third, which of the two input-output tables is better for measuring value-added content in gross exports? The central bank's most recent SUT and intermediate import utilization data from 2016 are utilized to investigate three questions. The data show that: calculating the third type of table can solve this lack of statistics. In comparison to the second table, the third table exhibits fewer statistical mistakes. Finally, the third type of table outperforms the second in terms of quantifying value-added content in gross exports.

    Keywords: Input-Output Tables, Gross Exports, Value-Added, statistical errors
  • سید مهدی نیکزادالحسینی، مهدی صادقی شاهدانی*

    انرژی برق یکی از مهم ترین نهاده های تولید در صنایع مختلف و به خصوص صنایع انرژی بر است. در ایران این نهاده به عنوان مشوق فعالیت های صنعتی، پایین تر از قیمت تمام شده به صنایع تحویل می شود؛ این نوع قیمت گذاری ازطرفی موجب سودآوری صنایع انرژی بر و ازطرف دیگر موجب کاهش رشد سرمایه گذاری در بخش تولید برق شده است. در این پژوهش با استفاده از داده های منتشر شده برای سال های 1382 الی 1398 شمسی صنایع کشور، صنایع انرژی بر مشخص شده و مدل تابلویی تابع تولید این صنایع برآورد شده است. در این مدل معنی داری بعضی از ضرایب مدل در سطح قابل قبول نمی باشد؛ لذا مدل تابع تولید به صورت سرانه و هم چنین پویا برآورد شده و درنتیجه معنی داری همه ضرایب تایید می شود. بر این مبنا، ارزش تولید نهایی این صنایع به ازاء واحد انرژی برق مصرفی، محاسبه شده و به عنوان ارزش اقتصادی نهاده انرژی برق درنظر گرفته می شود. طبق این نتایج در صنعت انرژی بر«تولید مواد شیمیایی و فرآورده های شیمیایی»، ارزش اقتصادی کوتاه مدت و بلندمدت نهاده انرژی برق حدود 6/5 تا 5/6 برابر متوسط بهای پرداخت شده برای این نهاده می باشد. این نسبت در صنعت «تولید سایر فرآورده های معدنی غیرفلزی» حدود 8/1 تا 2 و برای صنعت «تولید فلزات پایه» حدود 4/1 تا 7/1 می باشد. این نسبت به طور متوسط در کل صنعت کشور حدود 9/2 تا 5/3 می باشد.

    کلید واژگان: نهاده انرژی برق, صنایع انرژی بر, ارزش اقتصادی, تابع تولید, ارزش تولید نهایی, مدل تابلویی پویا
    S .Eyed Mahdi Nikzad Hoseini, Mahdi Sadeghi Shahdani *

    Electric energy is one of the most significant production inputs in various industries, especially energy-intensive industries. As an incentive for industrial activity, this input is delivered to Iranian industries at prices below their cost. In one sense, this type of pricing has made energy-intensive industries profitable, while on the other hand, it has reduced investment in electricity generation industries. The current study uses published data from 2003 to 2019 of the country’s industries to identify energy-intensive industrial groups. Their production function estimate using dynamic, per capita panel model. On the basis of the marginal production value of these industries, the economic value of electric energy input was calculated. This study indicates that in the energy-intensive industry of “Manufacture of chemicals and chemical products”, the short-term and long-term economic value of electric energy input is approximately 5.6 to 6.5 times the average price paid for it. This ratio is approximately 1.8 to 2 in the “Manufacture of other non-metallic mineral products” and 1.4 to 1.7 in the “Manufacture of basic metals” energy-intensive industries. The average of this ratio is about 2.9 to 3.5 for entire Iranian industry ranges.

    Keywords: Electrical Energy Input, Energy-Intensive Industries, Economic Value, Production Function, Marginal Product Value, Dynamic Panel Model
  • اعظم افشارنیا، اسفندیار زبردست*

    مقدمهطرح های توسعه شهری از طریق برنامه ریزی شهری و سرمایه گذاری در زیرساخت ها ارزش افزوده ایجاد می کنند. بسیاری از برنامه ریزان شهری با توجه به تغییراتی که در ارزش املاک و اراضی واقع در طرح های توسعه شهری ایجاد می شود، در صدد تنظیم و اجرای روش هایی بوده اند که در روند توسعه شهرها، بهره وران از منافع توسعه شهری را ملزم به پرداخت حداقل بخشی از این ارزش افزوده به مدیریت شهری کنند. در این خصوص توجه به مولفه های عدالت فضایی در جهت کاهش نابرابری ها مورد تاکید برنامه ریزان شهری است. در این پژوهش رویکردهای مختلف اخذ ارزش افزوده ناشی از اجرای طرح های توسعه شهری و جبران خسارت مالکان از منظر عدالت فضایی و روش های باز توزیع منافع خصوصی ناشی از هدایت توسعه شهرها مورد بررسی قرار گرفته است.برای دستیابی به یک برنامه ریزی صحیح در طرح های توسعه شهری باید شناخت کافی از ابعاد و میزان عوامل موثر بر ارزش افزوده ناشی از اجرای طرح های توسعه داشت. تحلیل ارزش افزوده اراضی شهری گویای تعدد و پیچیدگی عوامل موثر بر ارزش املاک و اراضی شهر از جمله سیاست های کلان مالی و پولی، سیاست های مدیریت شهری، گرایش های تورمی و میزان عرضه و موجودی مسکن و خدمات شهری و... است. در این پژوهش عوامل موثر بر ارزش اراضی و املاک شهری به متغیرهای درونی و بیرونی تقسیم شده است. متغیرهای درونی ارزش افزوده املاک و اراضی شهری دربرگیرنده موضوعاتی از جمله اندازه قطعات، موقعیت اراضی، وضعیت ملک و سرمایه گذاری مالک است. ارزش افزوده ناشی از اقدامات عمومی دربرگیرنده انواع طرح های توسعه شهری و ایجاد زیرساخت های شهری است. از آنجا که بررسی اثرگذاری طرح های توسعه شهری بر ارزش اراضی و املاک شهری در صورتی امکان دارد که اثر سایر عوامل بر ارزش اراضی شهری حذف شود، در این پژوهش وضعیت قیمت اراضی شهر مورد مطالعه (شهر گلپایگان در استان اصفهان) در سال تهیه طرح توسعه شهر بی وزن شده و عددی بین صفر تا یک را به خود اختصاص داد. در این روش مقایسه قیمت اراضی نسبت به سایر نقاط شهر به صورت نسبی مشخص شد. همین عملیات پس از اجرای طرح توسعه و عمران شهر و در سال تهیه طرح تفصیلی صورت گرفت. با توجه به نقشه های استانداردشده در این مرحله امکان تحلیل میزان تغییرات ارزش اراضی شهری از طریق نرم افزار GIS فراهم شد. مواد و روش هامقاله حاضر به لحاظ ماهیت و محتوا، از نوع توصیفی تحلیلی است. از طرفی، این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است، زیرا می تواند برای حل مسایل اجرایی و واقعی به کار گرفته شود و کاربرد عملی دارد. از نظر زمان نیز از نوع مقطعی است.در این پژوهش افزایش ارزش اراضی و املاک ناشی از طرح های توسعه و عمران شهری و رویکردهای مختلف در اخذ ارزش افزوده اراضی در طرح های توسعه مورد بررسی قرار گرفته و تغییرات ارزش اراضی شهری در شهر گلپایگان طی 10 سال (در سال 1390 هنگام تهیه طرح توسعه و عمران شهر و در سال 1400 پس از اجرای طرح و تهیه طرح تفصیلی شهر) بررسی و میزان تغییرات ایجاد شده در کاربری های مختلف و پراکنش آن ها در شهر نحوه توزیع از منظر عدالت فضایی مشخص شده است. ابتدا معیار های عدالت فضایی در طرح های جامع مورد شناسایی قرار گرفت و این معیارها از دیدگاه متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری و کارشناسان و دست اندرکاران حوزه شهرسازی دخیل در تهیه طرح های جامع شهری مورد سنجش قرار گرفت و 100 نمونه پرسشنامه ها تکمیل شد. مولفه های عدالت فضایی با ارزیابی بیش از 100 منبع علمی که بیشترین تناسب با موضوع را داشتند انتخاب شدند. درنهایت، با استفاده از فن کدگذاری واحدهای معنایی و مقوله ها در قالب اصول و معیارهای عدالت اجتماعی و فضایی تدوین شدند.با توجه به معیارهای عدالت فضایی پرسشنامه ای در قالب 20 گویه متناسب با معیارهای و سنجه های عدالت فضایی تکمیل شد.کفایت اندازه نمونه ها با توجه به تعداد متغیرها و با استفاده از آزمون های KMO داده ها برای تحلیل عاملی برابر با 0/773 است و عددی قابل قبول است.تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از تکنیک تحلیل عامل اکتشافی انجام شده است. معیار های عدالت فضایی با استفاده از تحلیل ثانویه در مولفه های تنوع فضایی و برابری و عدم تبعیض، توجه به نیاز شهروندان و تفاوت به نفع محرومان، مشارکت و رعایت حقوق شهروندی و شفافیت و توافق مورد بررسی قرار گرفته است.
    یافته هاپس از اجرای طرح توسعه و عمران شهر گلپایگان موارد متعددی در تغییرات ارزش افزوده املاک شهری تاثیرگذار بوده اند که از آن جمله می توان به تعیین کاربری اراضی شهری، تعیین محدوده شهر و ایجاد شبکه معابر، ضوابط و مقررات ساخت وساز و منطقه بندی استفاده از کاربری های مختلف اشاره کرد. در نمونه مورد مطالعه تعیین و تغییر کاربری اراضی شهری به صورت انتفاعی و غیرانتفاعی به صورت مستقیم بر ارزش افزوده اراضی شهری تاثیر گذار بوده است. در قسمت هایی از شهر گلپایگان که تراکم کاربری های انتفاعی پیشنهاد شده، تغییرات ارزش اراضی مثبت و بیشتر از سایر بخش ها است. از مقایسه تغییرات نسبی ارزش زمین نسبت به کاربری های انتفاعی (تجاری) به نظر می آید پس از اجرای طرح، افزایش قیمت زمین و املاک در محورهای اصلی شهر نسبت به سایر بخش ها رشد بیشتری داشته است. البته در محورهای تجاری قدیمی به دلیل فرسودگی و بی توجهی به نوسازی شاهد کاهش ارزش افزوده نسبت به سایر بخش ها هستیم. یافته پژوهش نشان دهنده آن است که طرح های توسعه شهری در چارچوب ضوابط طرح های جامع و تفصیلی، از طریق تدوین ضوابط ساخت وساز، تعیین حداقل یا حداکثر مساحت قطعات زمین، تعیین نسبت زیربنا به مساحت زمین و سطح پوشش همکف، تراکم می تواند به تحقق عدالت فضایی کمک کند.
    نتیجه گیرینتایج حاصل از بررسی و تحلیل طرح نشان می دهد معیارهای عدالت فضایی در طرح های توسعه شهری در سطح پایینی قرار دارند و برای درک نتایج اخذ افزایش ارزش زمین به چارچوبی برای تحلیل ارتباط بین رویکردهای برنامه ریزی و معیارهای عدالت فضایی نیاز است. همچنین ارتباط مولفه های ایجادکننده ارزش افزوده ناشی از اجرای طرح های توسعه شهری و معیارهای عدالت فضایی ارایه شده است.در ارتباط با شاخص های عدالت فضایی هرچند در شهر گلپایگان تفاوت چندانی وجود ندارد، اما نتایج رتبه بندی حاصل از تحلیل عاملی نشان می دهد تنوع فضایی و عدم تبعیض و برابری به عنوان شاخص هایی که رتبه اول را کسب کرده، شناخته شده است. تحلیل محتوای برنامه ها و سیاست های طرح توسعه شهر گلپایگان، آسیب شناسی وضع موجود و شناسایی کمبودها و مشکلات مربوط به توزیع خدمات در سطح شهر نشان دهنده عدم تبیین جایگاه عدالت فضایی در طرح های توسعه شهری و حوزه های تصمیم سازی جهت برنامه ریزی در شهر است. همچنین راهکارهای توزیع عادلانه منافع در طرح جامع شهر پیش بینی نشده و در مراجع تصویب کننده طرح نیز به آن ها اشاره نشده است.

    کلید واژگان: ارزش افزوده, طرح تفصیلی, طرح توسعه و عمران شهر, عدالت فضایی, معیار عدالت فضایی
    Azam Afsharnia, Esfandyar Zebardast *

    Introduction Urban development plans create added value through urban planning and investment in infrastructure. Many urban planners, considering the changes in the value of real estate and land in urban development plans, have tried to regulate and implement methods that benefit the beneficiaries of urban development in the process of developing cities. require to pay at least a part of this added value to the city administration. In this regard, paying attention to the components of spatial justice to reduce inequalities is emphasized by urban planners. In this research, different approaches for obtaining added value resulting from the implementation of urban development plans and compensating owners from the point of view of spatial justice and methods of redistributing private benefits resulting from guiding the development of cities have been investigated. To achieve correct planning in urban development plans, one must have sufficient knowledge of the dimensions and number of factors affecting the added value resulting from the implementation of development plans. The analysis of the added value of urban lands indicates the multiplicity and complexity of factors affecting the value of real estate and city lands, such as macro-financial and monetary policies, urban management policies, inflationary trends, and the amount of supply and inventory of housing and urban services. In this research, the factors affecting the value of land and urban properties have been divided into internal and external variables. The internal variables of the added value of real estate and urban land include issues like the size of the plots, the location of the land, the condition of the property, and the owner’s investment. The added value is caused by public measures including various urban development projects, and the creation of urban infrastructure. It is only possible to study the effect of urban development plans on the value of urban land and real estate if the effect of other factors on the value of urban land is removed. So, in this research, the land price situation of the studied city (Golpayegan city in Isfahan province), in the year of preparation of the city development plan, was weighted and assigned a number between zero and one. In this method, land prices compared to other parts of the city were determined relatively. The same operation took place after the implementation of the development and urban planning of the city and in the year of preparation of the detailed plan. According to the standardized maps, at this stage, it was possible to analyze the changes in the value of urban land through GIS software.Materials and MethodsThis article is descriptive-analytical in terms of nature and content. On the other hand, this research is practical in terms of its purpose, because it can be applied to solve practical and real problems and has a practical application. In terms of time, it is also cross-sectional. In this research, the increase in the value of land and real estate due to urban development and development plans and different approaches to obtaining the added value of land in development plans have been investigated. Also, the changes in the value of urban land in Golpayegan city over 10 years (in 1390 during the preparation of the development and urban plan of the city and in 1400 after the implementation of the plan and the preparation of the detailed plan of the city) were investigated. Also, the amount of changes made in different uses and their distribution in the city was determined from the perspective of spatial justice. First, spatial justice criteria were identified in comprehensive plans and these criteria were evaluated from the point of view of urban planning experts and the urban planning experts who were involved in the preparation of urban comprehensive plans. Furthermore, 100 sample questionnaires were completed. The components of spatial justice were selected by evaluating more than 100 scientific sources that were most suitable for the topic. Finally, using the coding technique and semantic units, categories were compiled in the form of principles and criteria of social and spatial justice. According to the criteria of spatial justice, a questionnaire was completed in the form of 20 items corresponding to the criteria and metrics of spatial justice. The adequacy of the sample size according to the number of variables and using KMO data tests for factor analysis is equal to 0.773 which is an acceptable number. The analysis of the findings was done using the exploratory factor analysis technique. Spatial justice criteria have been examined using secondary analysis in the components of spatial diversity and equality and non-discrimination, attention to the needs of citizens and differences in favor of the deprived, participation and observance of citizenship rights, and transparency and agreement.FindingsAfter the implementation of the Golpayegan development plan, many things have influenced the changes in the added value of urban properties, including the determination of urban land use, the determination of the city limits and the creation of a road network, construction rules, and regulations and the zoning of the use of different uses. In the studied sample, determining and changing the use of urban land for profit and non-profit has directly affected the added value of urban land. In the parts of Golpayegan city where the density of commercial uses has been suggested, the changes in land value are positive and more than in other parts. From the comparison of the relative changes in the value of land compared to commercial uses, it seems that after the implementation of the plan, the increase in the price of land and real estate in the main axes of the city has grown more than in other parts. Of course, due to wear and tear and lack of attention to renovation, we see a decrease in added value compared to other sectors in the old commercial axes. Urban development plans within the framework of comprehensive and detailed plans, through the application of construction rules, determining the minimum or maximum area of land plots, and determining the ratio of the building to the land area, ground floor coverage, and density can help to achieve spatial justice. 
    ConclusionThe results of the plan review and analysis show that the criteria of spatial justice in urban development plans are at a low level, and to understand the results of the increase in land value, it is necessary to analyze the relationship between planning approaches and spatial justice criteria.

    Keywords: Added value, Detailed plan, Spatial justice, spatial justice criteria, Urban Development Plan
  • پریسا مهاجری*، علی فریدزاد، فاطمه امیرجهانی
    تولید نفت خام و گاز طبیعی به طور یکنواخت و همگن در بین استان های کشور توزیع نشده و بخش عمده ای از مصرف در استان هایی صورت می گیرد که نقش چندانی در تولید ندارند. بنابراین، وقوع هر اختلالی در تولید نفت و گاز می تواند به منزله تهدیدی برای تولید ناخالص داخلی تمامی استان ها قلمداد شود. در این مقاله با محاسبه جدول داده - ستانده چهار منطقه ای (تهران، خوزستان، منطقه نفتی و منطقه غیرنفتی) برای سال 1395 و به کارگیری روش حذف فرضی دیازنباخر و لهر (2013)، تاثیر کاهش جزیی و کامل تولید نفت و گاز در دو منطقه خوزستان و سایر مناطق نفتی بر ارزش افزوده 71 بخش اقتصادی در هر یک از چهار منطقه برآورد شده است. یافته ها حاکی از آن است که اولا در پی حذف بخش نفت و گاز در خوزستان، ارزش افزوده این منطقه با کاهش 32 درصدی روبه‏رو گردد، در حالی که حذف بخش متناظر در منطقه نفتی، ارزش افزوده منطقه نفتی را 14 درصد کاهش می دهد. ثانیا، کاهش نسبی در ارزش افزوده بخش های اقتصادی و سهم هریک از بخش ها از کاهش ارزش افزوده هر منطقه در پی قطع تولید نفت و گاز خوزستان و منطقه نفتی به شدت بستگی به ساختار اقتصادی منطقه مورد بررسی دارد. بخش خدمات در استان تهران و بخش زراعت و باغداری در سایر مناطق غیرنفتی، بالاترین سهم را از کاهش ارزش افزوده کل در هریک از این مناطق به خود اختصاص می دهند. به نظر می رسد متنوع سازی منابع و مناطق عرضه انرژی، بهینه سازی مصرف سوخت و نوسازی ناوگان حمل و نقل از مهم ترین راهکارهای ارتقای تاب آوری محسوب شوند.
    کلید واژگان: بخش نفت خام و گازطبیعی, روش حذف فرضی, جدول داده-ستانده چندمنطقه ای, ارزش افزوده
    Parisa Mohajeri *, Ali Faridzad, Fatemeh Amirjahani
    Oil and natural gas production is not uniformly and homogeneously distributed across all provinces of Iran, whereas a major part of oil and gas incomes is consumed in provinces that do not have any significant role in oil and gas production. Therefore, any disruption in the production of oil and gas might expose the GDP growth of all provinces at risk. In this paper, the multiregional input-output table is calculated for the year 2015. Then, the hypothetical extraction method introduced by Dietzenbacher and Lahr (2013) is employed for estimating the effect of partial and complete extraction of oil and gas production in Khuzestan and other oil-oriented regions on the value-added of 71 economic activities in each of the regions. The findings reveal that firstly, following the extraction of oil and gas production in Khuzestan, the value added of this region reduces about %32 , while the extraction of the corresponding sector in other oil-related regions will mitigate this region’s value added by %14. Secondly, the relative reduction in the value added of economic sectors and each sector’s contribution of value-added reduction in each region depend on the economic structure of the interested region. The highest share of the total value-added reduction in each region belongs to the service sector in Tehran and agriculture in other non-oil regions. It seems that diversifying energy resources as well as supplying regions, enhancing fuel consumption efficiency, and renovating the transportation system are the most important policies to have more resilience.
    Keywords: Oil, Gas Industry, Hypothetical Extraction, Multiregional Input-Output Table, VALUE ADDED
  • سیده مریم بابانژاد باقری، عباسعلی پورآقاجان*، محمدمهدی عباسیان

    پیش بینی و درک روشن از رفتار یک پدیده نقش عمده ای در اتخاذ راهبردها و تصمیم گیری ها دارد. توسعه همه جانبه و تعمیق بازار سرمایه به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی، نیازمند اعتماد عمومی مشارکت کنندگان به کارایی و درستی آن در تعیین قیمت عادلانه اوراق بهادار است. از سوی دیگر، پیش بینی ارزش شرکت، نوسانات قیمت یا بازدهی سهام اهمیت زیادی در انتخاب پرتفوی، مدیریت دارایی ها و حتی قیمت‏گذاری سهام شرکت هایی که تازه وارد بورس می شوند، دارد. در این پژوهش با استفاده از داده های 159 شرکت طی دوره زمانی 10 ساله شامل 1399-1390 و عوامل موثر بر ارزش شرکت شامل نسبت‏های مالی، سازوکارهای راهبری شرکتی، عوامل اقتصاد کلان و بازار سهام اقدام به پیش بینی ارزش شرکت شده است. در این پژوهش از دو ساختار روش یادگیری عمیق شامل GRU و BLSTM جهت ارزیابی بهتر استفاده می شود. نتایج حاصل از بررسی داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک های یادگیری عمیق، بیانگر آن بود که مدل ترکیبی با مقدار خطای RMSE کمتری نسبت به مدل GRU ارزش شرکت را پیش بینی کرده است

    کلید واژگان: ارزش شرکت, نسبت مالی, حاکمیت شرکتی, اقتصاد کلان, بازار سهام, یادگیری عمیق
    Seyedeh Maryam Babanezhad Bagheri, Abbasali Pouraghajan *, M. Mehdi Abbasian Feridoni

    Prediction and clear understanding of the behavior of a phenomenon plays a major role in adopting strategies and decisions. All-round development and deepening of the capital market as the driving engine of economic development requires the public trust of participants in its efficiency and correctness in determining the fair price of securities. On the other hand, predicting company value, price fluctuations, or stock returns is very important in portfolio selection, asset management, and even stock pricing of newly listed companies.In this research, using the data of 159 companies during a 10-year period including 2011-2020 and the factors affecting the company's value, including financial ratios, corporate governance mechanisms, macroeconomic factors, and the stock market, the company's value has been predicted. In this research, two structures of deep learning methods including GRU and BLSTM are used for better evaluation. The results of examining the data collected using deep learning techniques indicated that the combined model with a lower RMSE error than the GRU model predicted the value of the company.

    Keywords: company value, financial ratio, Corporate Governance, Macroeconomics, Stock market, deep learning
  • سعیده باباجانی محمدی

    در عصر رقابتی امروز، مشتریان کانون توجه شرکت ها و عامل کسب مزیت رقابتی بوده است. در تامین نیازهای تجهیزات پزشکی نیز، با توجه به گسترش رقابت بخش خصوصی، اخلاق سازمانی با تاثیر بر عواطف و احساسات مشتریان، عامل رقابتی محسوب می شود. مقاله حاضر، از نظر تقسیم بندی بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نظر روش انجام تحقیق توصیفی- همبستگی، پیمایشی بوده است. جامعه ی آماری تحقیق، مشتریان و منتفع شدگان از محصولات و خدمات شرکت-های تولیدکننده تجهیزات پزشکی بوده است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان به روش تصادفی ساده در دسترس، گزینش شدند. روایی ابزار تحقیق به شیوه ی روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرارگرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارSmart PLS استفاده شد. نتایج حاکی از آن بوده که اعتماد به برند در اثر ابعاد برند خدماتی بر ارزش برند، نقش موثر غیرمستقیم داشته، اما در اثر ابعاد برند خدماتی بر تصویر ادراک شده، نقش میانجی گری کامل ایفا کرده است.

    کلید واژگان: ابعاد برند, ارزش برند, اعتماد, تصویر ذهنی برند, تجهیزات پزشکی
    Saeideh Babajani Mohammadi

    In today's competitive age, customers have been the focus of companies' attention, and persuading them has been a competitive advantage. In meeting the needs of medical equipment, considering the expansion of private sector competition, organizational ethics is considered a competitive factor by affecting the emotions and feelings of customers. The present study in terms of purpose-based classification and applied in terms of descriptive-correlation research. The statistical population of the study was all customers and beneficiaries of the products and services of companies producing orthopedic and spinal implants. The sample size was determined based on Morgan's table and the subjects were selected by stratified method and in each stratum by simple random method The validity of the research instrument has been calculated by formal validation, content analysis and factor analysis and its reliability through Cronbach's alpha. Research Tools, Service Brand Dimensions Questionnaire, with a combination of Service Brand Judgment Models (SBV), Grace and Aks (2005) and Service Brand Dimensions (SBL), derived from the research of Grissogo and Gristalis (2014), Delgado Ballster Brand Confidence Questionnaire (BTS et al. (2003), the brand value questionnaire derived from the models of Yu et al. (2000) and Dagger et al. (2007) and the perceived image questionnaire derived from the Yang model (2007), by the five-choice Likert scale method. In order to analyze the data, structural equation modeling was used using Smart PLS software. The results showed that brand trust had an indirect indirect effect on brand value due to the dimensions of the service brand, but due to the dimensions of the service brand on the perceived image, it played the role of full mediation.

    Keywords: Brand Dimensions, Brand Value, Trust, Brand Image, Medical Equipment
  • سجاد برخورداری*، رضا امیری
    این مقاله آثار نوسانات در مخارج دولت بر ارزش بنگاه ها را در صنایع منتخب در بازار سهام تهران مورد بررسی قرار می دهد. روش TVP-FAVAR با استفاده از داده های فصلی برای دوره 2011-2018 استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که ماهیت و شدت اثرات نوسان مخارج دولت بر ارزش بنگاه ها در صنایع مختلف، تغییر می کند. این نتیجه نشان می دهد به محض تغییر در زمان، اثرات نوسانات در مخارج دولت تغییر کرده و صنایع واکنش متقاوتی به این تغییرات رفتاری نشان می دهند. به طور ویژه، ارزش بنگاه ها در صنعت خودروسازی به طور سازگاری در کل دوره منفی است. در مقابل، واکنش صنعت خوراکی ها و آشامیدنی ها، همانند صنعت مواد و محصولات دارویی، به تغییرات در رفتار دولت مثبت است. بعلاوه، اثر مخارج دولت بر صنایع شیمیایی، گچ، سیمان، آهک، فلزات اساسی و فرآورده ها در طول زمان تغییر می کند و هر دو اثر مثبت و منفی در دوره کوتاه مدت و بلندمدت مشاهده گردید. بر اساس یافته ها این مقاله، پیشنهاد می شود که دولت وضعیت و عملکرد بنگا ه ها را در سیاست گذاری اقتصادی خود مدنظر قرار دهد.
    کلید واژگان: روش TVP-FAVAR, مخارج دولت, ارزش بنگاه, نوسانات, بازار سهام تهران (TSE)
    Sajjad Barkhordari *, Reza Amiri
    This paper investigates the fluctuations effect in government spending on the value of firms in preferred industries in the TSE. We employed the TVP-FAVAR method and analyzed seasonal data from 2011 to 2018. The findings indicate that the nature and intensity of the impact of government expenditure on value of firm vary across different sectors. This suggests that as circumstances change over time, the effects of fluctuations in government expenditure also evolve, and industries respond differently to these behavioral changes. Specifically, the value of firms in the automotive industry consistently showed a negative response throughout the entire period studied. In contrast, the food and beverage industry, as well as the pharmaceutical materials and products sector, exhibited a positive reaction to changes in government behavior. Furthermore, the impact of government spending on the chemical, plaster, cement, lime, base metals, and products industries fluctuated over time, with both positive and negative effects observed in the short run and long run. We recommend that the government take into account the status and performance of firms when formulating policies.
    Keywords: TVP-FAVAR Method, Government Spending, Value Of Firm, Fluctuations, TSE
  • اسما شیرخانی، علی سایه میری*، محمد اوشنی

    تدوین سیاست های ملی و نظارت بر مقررات مدیریت آب باید از نظر اجتماعی مطلوب، از نظر محیط زیستی ‏پایدار و از نظر اقتصادی برای دولت و صنعت مناسب باشد. در این پژوهش با استفاده از داده های دوره 1381 تا ‏‏1394 و روش گشتاورهای تعمیم یافته (‏GMM‏) علاوه بر بررسی فرضیه زیست محیطی کوزنتس با در نظر گرفتن ‏مصرف آب در استان های ایران، به بررسی تاثیر متغیرهای ارزش افزوده صنعت و تجارت (به عنوان عوامل ‏اقتصادی)، شهرنشینی، اندازه دولت (به عنوان عوامل اجتماعی)، میزان بارش و دمای سالانه (به عنوان عوامل ‏اکولوژی) بر مصرف آب بخش صنعت پرداخته شده است. نتایج تحقیق حاکی از عدم رابطه معنادار بین میزان ‏تجارت، ارزش افزوده بخش صنعت و مجذور آن با مصرف آب بخش صنعت و عدم تایید فرضیه زیست محیطی ‏کوزنتس در بخش صنعت است. نتایج همچنین نشان دهنده تاثیر معکوس و معنادار اندازه دولت و میزان دما و ‏تاثیر مثبت و معنادار شهرنشینی و میزان بارش بر مصرف آب بخش صنعت است، بنابراین لازم است صنایع هر ‏استان متناسب با شرایط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی محلی خود به فناوری های مدیریت سهمیه آب مجهز شوند ‏و سهمیه بندی آب تحت نظارت دقیق قانونی انجام شود و مجازات سخت تری برای استفاده فراتر از سهمیه آب ‏اعمال شود و صرفه جویی در مصرف آب مورد تشویق قرار گیرد.‏

    کلید واژگان: فرضیه کوزنتس, ارزش افزوده, مصرف آب, بخش صنعت, پانل دیتا
    Asma Shirkhani, Ali Sayehmiri *, Mhamad Oshani

    Developing national policies and monitoring water management regulations must be socially desirable, environmentally sustainable, and economically appropriate for both government and industry. In the present study, for the first time, using data from the period 2002 to 2015 and the Generalized Fluid (GMM) method, in addition to examining the Kuznets hypothesis by considering water consumption in the provinces of Iran, the effect of value-added variables of industry and trade (As economic factors), urbanization, government size (as social factors), annual rainfall and temperature (as ecological factors) on industrial water consumption are discussed. The results indicate that there is no significant relationship between the amount of trade, value added of the industrial sector and its square with the water consumption of the industrial sector and the Kuznets hypothesis in the industrial sector is not confirmed. The results also show a significant inverse effect of government size and temperature and a positive and significant effect of urbanization and rainfall on water consumption in industry. Therefore, it is necessary for the industries of each province to be equipped with water quota management technologies in accordance with their local natural, social and economic conditions and water conservation should be encouraged.

    Keywords: Kuznets Hypothesis, value added, Water Consumption, Industry Sector, Panel Data
  • امیر تقوی، مصیب پهلوانی، غلامرضا زمانیان*، سحر بشیری

    ارزش بازار شرکت ها و قیمت سهام می تواند به طور قابل توجهی تحت تاثیر عوامل مختلفی مانند تغییرات نرخ ارز، حجم نقدینگی و ارزش افزوده اقتصادی قرارگیرد. نرخ ارز همواره بر رفتار عرضه و تقاضای بازیگران فعال در بازارهای مالی اثرگذار بوده است. از سوی دیگر رونق و توسعه بازار سرمایه در ایران می تواند یکی از راهکارهای جذب و هدایت نقدینگی به سوی فعالیت های مولد و دستیابی به رشد بلندمدت و مداوم اقتصادی باشد. براین اساس تحقیق حاضر اثرات نامتقارن متغیرهای کلان و ارزش افزوده اقتصادی بر بازده سهام ایران را با استفاده از رویکرد خودرگرسیو با وقفه های گسترده غیرخطی (NARDL) با بهره گیری از داده های سری زمانی سالانه طی دوره q21399-q11380 مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق بیانگر غیرخطی بودن مدل برآوردی است بدین صورت که اثر شوک های نرخ ارز، حجم نقدینگی و ارزش افزوده بر بازده سهام در کوتاه مدت و بلندمدت نامتقارن است. افزایش یک درصدی شوک های مثبت و منفی نرخ ارز به ترتیب 2.87 و 19.69 به صورت مستقیم و معنادار بر بازده سهام موثرند. یک درصد تغییر شوک های مثبت و منفی حجم نقدینگی نیز به ترتیب به میزان 16.95 و 4.12 به صورت مستقیم و معنادار بر بازده سهام تاثیر دارند. تاثیر نامتقارن ارزش افزوده اقتصادی نیز به عنوان معیار حساب ملی بر بازده سهام مستقیم و معنادار است.

    کلید واژگان: بازده سهام, نرخ ارز, حجم نقدینگی, ارزش افزوده, NARDL
    Amir Taghavi, Mosayyeb Pahlavani, Gholamreza Zamanian *, Sahar Bashiri

    The market capitalization of companies and stock prices can be significantly affected by various factors such as exchange rate fluctuations, liquidity, and economic value-added. Exchange rates have always been influenced by the supply and the demand behavior of actors in financial markets. On the other hand, Iran’s capital market development can be a way to absorb the liquidity for productive activities to achieve long-term and continuous economic growth. Accordingly, this study has investigated the asymmetric effects of macro variables and economic value added on Iranian stock returns by applying the NARDL approach and by using annual time series data during the period 1992-2019. The results show that the estimation model is nonlinear. The results show that the effects of exchange rate shocks, liquidity, and value-added on stock returns in the short and long term are asymmetric. Thus, one percent increase in positive and negative exchange rate shocks significantly affects stock returns (respectively 2.37 and 0.22 percent). One percent change in positive and negative liquidity shocks has a direct and significant effect on stock returns. Also, the asymmetric effect of economic value added as a national account proxy on direct stock returns is significant.

    Keywords: Stock returns, Exchange Rate, Liquidity, Value Added, NARDL
  • سجاد برخورداری*، قهرمان عبدلی، رضا امیری

    هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات تکانه نرخ رشد اقتصادی بر ارزش صنایع منتخب در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، در مطالعه حاضر، اثرات تکانه نرخ رشد اقتصادی با به‏کارگیری الگوی خود توضیح برداری عامل افزوده شده با پارامترهای متغیر زمانی (TVP-FAVAR) و با استفاده از داده‏های فصلی طی دوره (1397-1390) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصله گویای آن است که نحوه‏ی اثرپذیری ارزش صنایع مختلف نسبت به تکانه نرخ رشد اقتصادی متفاوت بوده است. افزون بر این، این واکنش برای هر صنعت نیز درگذر زمان متفاوت بوده است که این امر لزوم به کارگیری رهیافت پارامتر - متغیر را آشکار می‏سازد. همچنین، با واردکردن تکانه نرخ رشد اقتصادی (به اندازه یک انحراف معیار) مشخص شد که سرعت واکنش پذیری بازار سهام نسبت به تکانه مذکور با تاخیر زمانی چند دوره ای همراه است و اثرات این متغیر بعد از چند دوره بر ارزش صنایع منتخب نمایان می شود. همان طور که نتایج پژوهش نشان می دهد، حتی در سال هایی که نرخ رشد اقتصادی منفی داشته ایم واکنش ارزش برخی از صنایع کاملا خلاف مسیر حرکتی متغیر نرخ رشد اقتصادی بوده است؛ یکی از دلایلی که می توان برای این موضوع بیان نمود کیفیت پایین رشد اقتصادی در کشور است.

    کلید واژگان: الگوی پارامترهای متغیر طی زمان, نوسانات نرخ رشد اقتصادی, ارزش شرکت, بورس اوراق بهادار تهران
    Sajjad Barkhordari*, Ghahraman Abdoli, Reza Amiri

    The main purpose of this study is to investigate the effects of economic growth rate shock on the selected industries value in the Tehran Stock Exchange; For this purpose, in the present study, the effects of economic growth rate shock were investigated by applying the time-varying parameter factor-augmented vector autoregressive model (TVP-FAVAR) and using quarterly data during the period (2011-2018).The results show that the response of different industries value to economic growth rate shock has been different; Also, this response has been different for each industry over time, which highlights the need for a TVP approach. Also, by entering the economic growth rate impulse (as much as one standard deviation), it was found that the stock market response to this impulse is associated with a time lag and the effects of this variable appear after several periods on the selected industries value. As the results of the research show, even in the years when we have had a negative economic growth rate, the response of some industries' value has been completely opposite to the variable direction of economic growth rate; One of the reasons for this subject is the low quality of economic growth rate in the country.

    Keywords: TVP-FAVAR, Economic growth volatility, Firm’s value, Tehran stock exchange
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال