جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "گوسفند" در نشریات گروه "دامپزشکی"
-
کوکسیلا بورنتی یک باکتری گرم منفی، داخل سلولی اجباری و عامل بیماری زئونوز تب کیو می باشد. گاو، گوسفند و بزها منابع اصلی عفونت انسانی هستند و عامل را از طریق شیر دفع می کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت آلودگی به کوکسیلا بورنتی در نمونه های شیر خام گله های گاو، گوسفند و بز در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. در فاصله زمانی مهرماه 1401 تا دی ماه 1402، در مجموع 250 نمونه شیر انفرادی از 50 گله گاو، گوسفند و بز شیری در مناطق مختلف استان به طور فصلی جمع آوری و از نظر آلودگی به کوکسیلا بورنتی، به روش واکنش زنجیره ای پلی مراز آشیانه ای بر اساس ژن ترانسپوزونی IS1111 مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع 9 نمونه (6/3%) از 250 نمونه شیر خام شامل 7 مورد از 100 نمونه شیر گاوی (7%) و 2 مورد از 75 نمونه شیر بزی (66/2%) مثبت بودند. همه ی 75 نمونه شیر گوسفندی منفی گردیدند. ارتباط معنی دار بین میزان آلودگی به کوکسیلا بورنتی در نمونه های شیر خام مورد بررسی با نوع دام وجود داشت (P = 0.042)؛ اگرچه در ارتباط با فصل، منطقه، سابقه ورم پستان و تراکم گاوداری ها اختلاف معنی داری یافت نشد. نتایج این مطالعه نشان داد که شیرخام گاو و بز می تواند یکی از منابع عفونت کوکسیلا بورنتی در منطقه مورد بررسی باشد.
کلید واژگان: تب کیو, کوکسیلا بورنتی, شیر, گاو, گوسفند, بز, واکنش زنجیره ای پلی مراز آشیانه ایCoxiella burnetii is a Gram-negative, obligate intracellular bacterium and the causative agent of the zoonotic disease Q fever. Cattle, sheep, and goats are the primary sources of human infection, excreting the pathogen through milk. This study aimed to determine the prevalence of C. burnetii contamination in raw milk samples collected from cattle, sheep, and goat herds in Chaharmahal and Bakhtiari Province, Iran.Between October 2022 and January 2024, a total of 250 individual milk samples were seasonally collected from 50 dairy herds (cattle, sheep, and goats) across various regions of the province. The samples were analyzed for C. burnetii contamination using nested polymerase chain reaction (PCR) targeting the transposon gene IS1111.Totally, 9 out of 250 raw milk samples (3.6%) were positive, including 7 out of 100 cattle milk samples (7%) and 2 out of 75 goat milk samples (2.66%). All 75 sheep milk samples were found to be negative. A significant association was observed between the level of C. burnetii contamination in the raw milk samples studied and the type of livestock (P = 0.042). However, no significant differences were found concerning the season, region, history of mastitis, or dairy farm density. The findings of this study indicated that raw cow and goat milk could serve as potential sources of C. burnetii infection in the investigated area.
Keywords: Q Fever, Coxiella Burnetii, Milk, Cow, Sheep, Goat, Nested-PCR -
کریپتوسپوریدیوم تک یاخته ای است که موجب عفونت فرصت طلب مهمی در انسان و نشخوارکنندگان می شود. هدف از این مطالعه بررسی میزان شیوع عفونت کریپتوسپوریدیوزیس بر اساس برخی فاکتورهای اپیدمیولوژیک در دامداران و گوسفندان شهرستان بوکان است. در این مطالعه که از تیرماه تا آذر ماه 1398 انجام شد، 218 نمونه مدفوعی از گوسفندان و 200 نمونه مدفوعی از دامداران شهرستان بوکان، ایران جمع آوری شد. پس از تهیه گسترش ، گسترش های حاصل با روش ذیل نلسون تغییر یافته رنگ آمیزی شدند و مورد بررسی میکروسکوپی با بزرگنمایی ×100 و ×40 قرار گرفتند. در مجموع تعداد 6 نفر (3%) از دامداران و تعدا 25 مورد مثبت (46/11 درصد) از گوسفندان مورد مطالعه آلوده به کریپتوسپوریدیوم تشخیص داده شدند. در مطالعه حاضر، بیشترین میزان شیوع با تفاوت آماری معنی دار در گروه سنی 7-1 سال (%83/20)، افراد دارای علائم بالینی (%32/26) و افرادی که مصرف کننده سبزیجات خانگی پرورش یافته با کود دامی بودند (%52/18) مشاهده شد (p<0.05) و در مورد سایر پارامترهای مورد مطالعه، تفاوت آماری معنی داری مشاهده نگردید (p>0.05). همچنین، بین میزان آلودگی گوسفندان به کریپتوسپوریدیوم و گروه سنی رابطه آماری معنی داری وجود داشت (p<0.05). در ادامه بررسی ها مشخص شد که بین جنسیت گوسفندان و عفونت شهرستان بوکان رابطه آماری معنی داری وجود دارد (p<0.05) .
کلید واژگان: کریپتوسپوریدیوم, گوسفند, دامدار, بوکان, ایران.Cryptosporidium is a protozoan that causes an important opportunistic infection in humans and ruminants. The purpose of this study is to investigate the prevalence of cryptosporidiosis infection based on some epidemiological factors in stockmen and sheep in Bukan county. In this study, conducted from July to December 2018, 218 fecal samples were collected from sheep and 200 fecal samples from stockmen in Bukan county, Iran. After preparation, the samples were stained using the Modified Ziehl-Neelsen stain method and examined microscopically at 100X and 40X magnification. In total, six stockmen (3%) and 25 sheep (11.46%) were diagnosed as infected with Cryptosporidium. In the present study, the highest prevalence was observed with a significant statistical difference in the age group of 1-7 years (20.83%), among people with clinical symptoms (26.32%), and among those who consumed home-grown vegetables cultivated with animal manure (18.52%) (p<0.05). No significant statistical difference was observed in other studied parameters (p>0.05). Additionally, there is a statistically significant relationship between the level of infection in sheep with Cryptosporidium and their age group (p<0.05). Further investigations revealed a statistically significant relationship between the sex of sheep and the infection in Bukan county (p<0.05).
Keywords: Cryptosporidium, Sheep Stockmen, Bukan, Iran -
مسمومیت با آفلاتوکسین در اکثر گونه های حیوانی مشاهده شده است. باوجوداین، وقوع آفلاتوکسیکوز به ندرت در گوسفند ثبت شده است. در این گزارش، 3 راس بره میش 7 ماهه نژاد رومن مبتلابه زردی شدید، تاکی پنه، تب خفیف، اسهال، بی اشتهایی و بی حالی مشاهده شد. 2 راس از آن ها به علت عدم پاسخ به درمان ذبح شدند و یکی پس از درمان بهبود یافت. یافته های کالبدگشایی شامل زردی، آسیت، خونریزی منتشر در چادرینه، بزرگ شدن کیسه صفرا و تغییر رنگ و قوام کبد و کلیه بود. در ارزیابی هیستوپاتولوژیک، نکروز سلول های کبدی، مگالوسیتوز و فیبروز سانتریلوبولار در کبد و هموگلوبینوری بدون دژنراسیون نفروتیک در کلیه مشاهده شد. برای لپتوسپیروز به عنوان تشخیص افتراقی اصلی، آزمون PCR انجام شد که منفی بود. به طور مشابه، رنگ آمیزی نقره (رنگ آمیزی اختصاصی وارتین استاری) برای اسپیروکت ها منفی بود. علائم بالینی و ضایعات میکروسکوپی مشخصه، حاکی از آفلاتوکسیکوزیس در بره هایی بود که در این بررسی توضیح داده شد.
کلید واژگان: آفلاتوکسین, گوسفند, هموگلوبینوری, ایکتروس, پرورش صنعتی, نارسایی کبدی و کلیهAflatoxin intoxication has been reported in most species; however, it is infrequently documented in sheep. In this report, three 7-month-old Romane ewe lambs were found with severe icterus, tachypnea, slight fever, diarrhea, anorexia, and lethargy. Two of them were culled, and one recovered after treatment. Necropsy findings showed jaundice, ascites, diffuse hemorrhage on the peritoneum, gall bladder enlargement, and alteration in the color and texture of the liver and kidney. Histopathological evaluation revealed hepatocellular necrosis, megalocytosis, centrilobular to bridging fibrosis in the liver, and hemoglobinuria without nephrotic degeneration in the kidney. The polymerase chain reaction test for leptospirosis as the main differential diagnosis was conducted, and the result was negative. Similarly, the Warthin Starry special staining for spirochetes was negative. Clinical signs and characteristics of microscopic lesions were suggestive of aflatoxicosis in the lambs described in this investigation. As sheep flocks with intensive rearing systems are becoming more common in Iran, the emergence of aflatoxicosis due to fungi-contaminated feedstuff can be a serious health concern in such farms.
Keywords: Aflatoxin, Lamb, Hemoglobinuria, Icterus, Intensive Rearing, Hepatic Failure, Kidney -
بروسلوز یکی از شایع ترین بیماری های عفونی در ایران بوده که مشترک بین انسان و دام می باشد و توسط گونه های جنس بروسلا ایجاد می گردد. یکی از راه های انتقال بروسلوز به انسان مصرف شیر و فرآورده های سنتی آلوده به باکتری بروسلا می باشد. تحقیق حاضر به منظور بررسی سرو اپیدمیولوژیک تب مالت در گاوها و گوسفندان شهرستان شیراز صورت گرفت. از این رو 120 نمونه سرمی از گاو ها و 80 نمونه سرمی از گوسفندان گرفته شد. ابتدا آزمایش رزبنگال به عنوان آزمون سریع اولیه تشخیصی، بر روی تمام نمونه های سرمی انجام شد و مشاهده گردید که از 200 نمونه آزمایش رزبنگال، 5 درصد مثبت بودند. سپس نمونه های مثبت در آزمایش رزبنگال تحت آزمایش رایت لوله ای قرار گرفتند و مشاهده شد که 4 درصد نمونه ها مثبت هستند. سپس جهت تشخیص نوع پادتن و تعیین حالت فعال و یا غیر فعال بیماری بر روی سرم های مذکور آزمایش دو مرکاپتواتانول انجام شد که 5/3 درصد مثبت بود. با توجه به نتایج مذکور، میزان شیوع بیماری بروسلوز در گاوها و گوسفندان 5/3 درصد گزارش شد، که ماده بودن (4/7OR=)، مسن بودن (87/7OR=) و نگهداری سنتی (27/7OR=) خطر ابتلا به بروسلوز را در گاوها و گوسفندان افزایش می دهد. در تحقیق حاضر، آلودگی در دام های مسن بیشتر از دام های جوان مشاهده شد. در نهایت مشاهده شد که آلودگی در دام هایی که به روش سنتی نگهداری می شوند بیشتر از دام هایی است که در واحدهای صنعتی و تولیدی هستند.کلید واژگان: بروسلوز, گاو, گوسفند, شیرازBrucellosis is one of the most common infectious diseases in Iran, which is common between humans and animals and is caused by Brucella species. One of the ways of brucellosis transmission to humans is the consumption of milk and traditional products contaminated with Brucella bacteria. The present study was conducted to investigate the epidemiological situation and the incidence of malt fever in cattle and sheep in Shiraz city. 120 serum samples were taken from cows and 80 serum samples from sheep. First, the rose bengal test was performed on all serum samples as a rapid initial diagnostic test, and it was observed that 5% of the 200 rose bengal test samples were positive. Then the positive samples in the Rose Bengal test were subjected to the Wright tube test and it was observed that 4% of the samples were positive. Then, in order to detect the type of antibody and to determine the active or inactive state of the disease, two mercaptoethanol tests were performed on the said sera, which was 3.5% positive. According to the mentioned results, the prevalence of Brucellosis in cattle and sheep was reported to be 3.5%, and being female (OR=7.4), being old (OR=7.87) and traditional keeping (OR=7.27) increase the risk of brucellosis in cows and sheep. In the present research, contamination was observed in old animals more than in young animals. It was observed that the contamination in the animals that are kept in the traditional way is more than the animals that are in industrial and production units.Keywords: Brucellosis, Cattle, Sheep, Shiraz
-
بررسی شیوع، عوامل خطر و اپیدمیولوژی مولکولی آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم در گوسفندان استان خوزستان، ایرانزمینه مطالعه
آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم یک تک یاخته خونی است که به صنعت دامداری آسیب اقتصادی وارد می کند، بنابراین مطالعه اپیدمیولوژی و الگوی توزیع بیماری در مناطق مختلف حائز اهمیت است.
هدفاین مطالعه باهدف بررسی انواع عفونت های قارچAnaplasma sp در جمعیت گوسفندان استان خوزستان انجام شد.
روش کاربرای بررسی آلودگی به آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم در جمعیت گوسفندان استان خوزستان، در مجموع 200 نمونه خون گوسفند به طور تصادفی جمع آوری شد. شیوع آلودگی پس از استخراج DNA نمونه های خون با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز (Nested-PCR) براساس ژن 16S rRNA ارزیابی شد. همچنین عوامل موثر در پراکندگی بیماری در منطقه مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایجشیوع آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم 17 درصد بود و گوسفندان آلوده علائم بالینی نداشتند. بررسی آماری عوامل خطر موثر در شیوع عفونت در استان خوزستان شامل سن 3 تا 5 سال، مزارع با بهداشت کم، تراکم بالا، استفاده از کنه کش ها در مزرعه و فصل گرما از عوامل تعیین کننده بود (0/50≥P). ارتباط معنی داری بین ارتفاع، نوع مزرعه، ناقلین، فاصله از مزارع دیگر و جنسیت با بروز عفونت آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم وجود نداشت.
نتیجه گیری نهایی:
ازآنجایی که عفونت اغلب علائم بالینی ندارد، بنابراین شناسایی عوامل خطر موثر بر اپیدمیولوژی عفونت در توسعه برنامه ریزی کنترل و پیشگیری از بیماری مهم است.
کلید واژگان: آناپلاسما فاگوسیتوفیلوم, واکنش زنجیره ای پلیمراز, 16S rRNA, عوامل خطر, گوسفندBackgroundAnaplasma sp. is a blood protozoon that causes economic damage to the livestock industry. Therefore, studying this disease’s epidemiology and distribution pattern in different regions is essential.
ObjectivesThis study aimed to investigate the variety of infections of the Anaplasma sp. in the sheep population of Khuzestan Province in Iran.
MethodsA total of 200 sheep blood samples were randomly collected and examined using specific nested polymerase chain reaction (nPCR) based on the 16S rRNA gene.
ResultsThe prevalence of Anaplasma phagocytophilum was 17%, and infected sheep had no clinical signs. The effective risk factors in the spread of infection in Khuzestan Province include sheep aged 3-5 years, low sanitation, high-density farms, use of acaricides in the field, and hot season (P≤0.05). There was no significant association between the occurrence of A. phagocytophilum infection and variables of altitude, farm type, vectors, distance from other farms, and sex.
ConclusionSince the infection often has no clinical symptoms, identifying the risk factors and epidemiology is essential to develop control and prevention planning.
Keywords: Anaplasma phagocytophilum, Nested-PCR, risk factors, sheep, 16S rRNA -
پیشینه:
در برنامه های همزمانی فحلی در گوسفند، پرهیز در استفاده از ابزارهای داخل واژنی و کوتاه نمودن برنامه از 14 به 6 روز، از اقدامات موثر برای اقتصادی نمودن برنامه، بهداشت و سلامت دام و صرفه جویی در زمان بشمار می روند. همچنین، جایگزینی eCG با یک گنادوتروپین مطمئن و ارزان می تواند به عنوان یک درخواست جهانی محسوب شود.
هدفاین مطالعه با هدف جایگزینی FSH نوترکیب انسانی با eCG، در برنامه های همزمان سازی فحلی گوسفند مبتنی بر سیدر (14 روزه) و یا تزریقات پروژسترون (6 روزه) صورت پذیرفت.
روش کارمیش های نژاد اصف و لاکون (170 راس) به دو گروه تقسیم شده و نیمی از آن ها برای مدت 14 روز سیدرگذاری شدند و نیمی دیگر با استفاده از تزریقات پروژسترون همزمان شدند. میش های دریافت کننده تزریقات پروژسترون، در روز صفر آزمایش، پروژسترون (5/37 میلی گرم، زیرجلدی) و GnRH (5/7 میکروگرم آلارلین استات، عضلانی) دریافت داشتند. در روزهای سوم و ششم به ترتیب 25 و 5/12 میلی گرم پروژسترون (زیرجلدی) تزریق گردید. در روز ششم، میش های هر دو گروه، پروستاگلاندین F2α (250 میکروگرم کلوپروستنول، عضلانی) دریافت داشتند و برای دریافت FSH نوترکیب انسانی (75 واحد بین المللی فولیتروپین آلفا، زیرجلدی) و یا 400 واحد بین المللی eCG (عضلانی) به دو زیرگروه تقسیم شده شدند. در روز هفتم، میش ها برای مدت 21 روز در مجاورت قوچ های بارور قرار گرفتند. آنالیز آماری با رویه Glimmix و GLM انجام شد.
نتایجهیچگونه تفاوت معنی داری در نرخ بره زایی، دوقلوزایی و تزاید گله بین گروه های سیدر (1/77، 63/1، و 16/1%) و پروژسترون تزریقی (7/66، 55/1 و 03/1%) و همچنین بین میش های درمان شده با eCG (4/71، 60/1، و 14/1%) و FSH نوترکیب انسانی (3/66، 58/1، و 05/1%) مشاهده نشد (P<0.05).
نتیجه گیریبرنامه شش روزه همزمانی فحلی مبتنی بر تزریقات پروژسترون می تواند جایگزین مناسبی برای برنامه چهارده روزه سیدر بشمار رود. همچنین، از FSH نوترکیب انسانی می توان به عنوان جایگزین مناسبی برای eCG در برنامه های همزمان سازی فحلی گوسفند استفاده نمود.
کلید واژگان: CIDR, Ecg, FSH نوترکیب انسانی, تزریقات پروژسترون, گوسفندBackgroundIt is desirable in estrus synchronization in sheep to avoid intravaginal devices and to shorten the program from 14 to 6 days. Moreover, replacement of eCG with safe, cheap, and efficient gonadotropin is in worldwide demand.
AimsThis study investigates the possibility of replacing eCG with human recombinant FSH (hrFSH) and CIDR with progesterone injections for estrous synchronization in ewes.
MethodsAssaf and Lacaune ewes (n=170) were divided into two groups and synchronized with either progesterone injections for 6 days or CIDR for 14 days. Ewes assigned in the injection group, received progesterone (37.5 mg; SC) and GnRH analogue (7.5 µg Alarelin acetate; IM) on day 0 of the experiment. On days 3 and 6, ewes received 25 and 12.5 mg progesterone (SC), respectively. On day 6, ewes in both groups received prostaglandin F2α (250 µg Cloprostenol; IM), and were divided into two subgroups to receive either hrFSH (75 IU Follitropin alfa; SC) or eCG (400 IU; IM). On day 7, fertile rams were introduced to ewes for 21 days. Data were analyzed using GLM and Glimmix.
ResultsThere was no difference in the respective lambing rates, prolificacy, and fecundity between CIDR (71.1, 1.63, and 1.16%) and injections (66.7, 1.55, and 1.03%); between eCG (71.4, 1.60, and 1.14%), and hrFSH (66.3, 1.58, and 1.05%, P>0.05).
ConclusionIn conclusion, 6-day progesterone injection-based protocol produced similar results to 14-day CIDR program and hrFSH could be an effective alternative for eCG during estrus synchronization in ewes.
Keywords: CIDR, Ecg, Human Recombinant FSH, Progesterone Injections, Sheep -
پیشینه:
با افزایش جمعیت انسانی، مصرف محصولات دامی مانند گوشت گوسفند نیز افزایش یافته است. گوسفندان مخزن و دفع کننده اشریشیا کلی هستند که می تواند به انسان منتقل شود.
هدفتعیین خصوصیات E. coli مدفوعی جدا شده از گوسفندان در کشتارگاه.
روش کارنمونه مدفوع از 30 گوسفند از گله های مختلف در کشتارگاه صنعتی شیراز جمع آوری شد. مقاومت باکتری های E. coli جدا شده در برابر 10 آنتی بیوتیک به روش انتشار از دیسک تعیین شد. حضور سه ژن اصلی بتالاکتاماز وسیع الطیف (ESBL) و پنج ژن مقاومت به تتراسایکلین و همچنین هفت ژن حدت با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) بررسی شد. با استفاده از روش میکروتیتر پلیت، توانایی تشکیل بیوفیلم جدایه های E. coli بررسی گردید.
نتایجبیشترین فراوانی مقاومت نسبت به آموکسی سیلین (100%) و سپس تتراسایکلین (25%) بود. در مقابل، تمام جدایه های E. coli به جنتامایسین و نیتروفورانتوئین حساس بودند و تنها یک جدایه به سفالوسپورین های نسل سوم آزمایش شده مقاوم بود. فنوتیپ مقاومت چندگانه دارویی در 7/16% از جدایه ها مشاهده شد. blaTEM (25%) شایع ترین ژن ESBL و tetA (5/62%) شایع ترین ژن مقاومت به تتراسایکلین در جدایه ها بود. ژن های crl، csgA، fimH، و bcsA در همه جدایه ها وجود داشت و شیوع ژن های papC و afa به ترتیب 8/95% و 3/83% بود. در مجموع 5/62% از جدایه ها تولید کننده بیوفیلم بودند.
نتیجه گیریبا توجه به مفهوم سلامت واحد (One Health)، وجود سویه های حاد، مقاوم به آنتی بیوتیک و تولیدکننده بیوفیلم E. coli در گوسفندان خطری برای سلامت عمومی است.
کلید واژگان: مقاومت آنتی بیوتیکی, تشکیل بیوفیلم, اشریشیا کلی, گوسفند, ژن حدتBackgroundWith the increase in human population, the consumption of livestock products such as sheep meat has also increased. Sheep are the reservoir and shedder of Escherichia coli that can be transmitted to humans.
AimsCharacterization of fecal E. coli isolated from sheep in slaughterhouse.
MethodsStool specimens were collected from 30 apparently healthy sheep from different flocks in Shiraz industrial slaughterhouse. The resistance of E. coli isolates against 10 antibiotics was determined by disk diffusion method. The presence of three major extended spectrum beta-lactamase (ESBL) genes and five tetracycline resistance genes as well as seven virulence genes were investigated by polymerase chain reaction (PCR) technique. Using the microtiter plate method, the biofilm formation ability of E. coli isolates was investigated.
ResultsThe highest frequency of resistance was to amoxicillin (100%) followed by tetracycline (25%). All E. coli isolates were susceptible to gentamicin and nitrofurantoin, and only one isolate was resistant to the tested third-generation cephalosporins. Multidrug resistance phenotype was observed in 16.7% of the isolates. blaTEM (25%) was the most prevalent ESBL gene and tetA (62.5%) was the most prevalent tetracycline resistance gene in the isolates. crl, csgA, fimH, and bcsA genes were present in all isolates, and the prevalence of papC and afa genes was 95.8% and 83.3%, respectively. In total, 62.5% of the isolates were biofilm producers.
ConclusionAccording to the concept of One Health, the presence of virulent antibiotic-resistant biofilm producing strains of E. coli in sheep is a risk to public health.
Keywords: Antibiotic Resistance, Biofilm Formation, Escherichia Coli, Sheep, Virulence Gene -
آلاینده های ناشی از کارخانه ذوب مس شهرستان شهربابک حاوی مقادیر قابل توجهی مس است که می تواند به شکل گرد و غبار روی گیاهان این منطقه نشسته و سبب مسمومیت با مس در گوسفندان شود. هدف از این پژوهش بررسی همبستگی غلظت سرمی عناصر معدنی کمیاب شامل مس، مولیبدن و آهن با میزان زایمان در تلقیح مصنوعی لاپاروسکوپی میش های شهربابک بود. به این منظور در 500 راس میش از گله های شهرستان شهربابک واقع در فواصل مختلف از کارخانه مس همزمان سازی فحلی صورت گرفت. همزمان با فحلی و پیش از تلقیح مصنوعی، خون گیری از 17 درصد از میش های هر گله برای ارزیابی غلظت عناصر معدنی کمیاب: مس، مولیبدن و آهن و همچنین هورمون استروژن انجام شد. سپس تلقیح مصنوعی با اسپرم منجمد به روش لاپاروسکوپی، 4±52 ساعت پس از تزریق هورمون eCG انجام گردید. نتایج نشان داد که گله خاتون آباد با کمترین فاصله نسبت به کارخانه مس (10 کیلومتر) دارای سطوح بالای مس، مولیبدن و آهن در مقایسه با سایر گله ها بود. با این حال، هیچ ارتباطی بین غلظت مس، مولیبدن و استروژن با میزان زایمان وجود نداشت. بین غلظت آهن سرم و میزان زایمان رابطه وجود داشت، به این صورت که با افزایش آهن به صورت حد مرزی شانس زایمان افزایش یافت. از این رو، یافته های حاضر نشان می دهد که فاصله کم گله از کارخانه مس منجر به سطوح بالای مس، مولیبدن و آهن در سرم میش می شود. با این حال، تاثیری بر میزان زایمان در تلقیح مصنوعی به روش لاپاروسکوپی ندارد؛ هر چند پژوهش های بیشتری برای اثبات این ادعا لازم است.کلید واژگان: تلقیح مصنوعی, آبستنی, گوسفند, عناصر کمیابDue to the pollution from the copper smelter factory in Shahrebabak County, the dust on the plants of this area contains substantial amounts of copper, which sometimes causes copper poisoning in sheep. This study aimed to investigate the correlation of serum concentration of trace mineral elements: copper, molybdenum, and iron with the lambing rate of ewes in Shahrebabak County using laparoscopic artificial insemination. For this purpose, 500 ewes were oestrus synchronized in herds in Shahrebabak County located at various distances from the copper factory. The laparoscopic artificial insemination was performed 52±4 hours after eCG hormone injection but before the laparoscopy, serum sampling was done from 17% of the herd to assess the concentration of trace mineral elements: copper, molybdenum, and iron as well as estrogen. The results showed that the Khatoon-Abad herd with the shortest distance to the copper factory (10 km) had significantly higher levels of copper, molybdenum, and iron compared with other herds. However, there was no relationship between the concentration of copper, molybdenum, and estrogen with the lambing rate. There was a relationship between the amount of iron and the lambing rate, so the chance of fertility increased marginally with the increase in iron. Hence, the present findings indicate that the low distance of the herd from the copper factory results in high levels of copper, molybdenum, and iron in the ewe's serum; however, it has no effect on the lambing rate by laparoscopic artificial insemination. More research is needed to prove this claim.Keywords: Artificial insemination, Pregnancy, Sheep, Microminerals
-
زمینه مطالعه
کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس، عامل بیماری لنفادنیت کازئوز، بیماری مزمن و بسیار شایع در گوسفند و بز در سراسر جهان است که خسارت اقتصادی فراوانی به صنعت دامداری وارد می کند.
هدفبررسی شیوع بیماری لنفادنیت کازئوز گوسفندان در استان کردستان، تعیین فراوانی کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس با استفاده از روش های فنوتیپی و مولکولی و همچنین بررسی مقاومت آنتی بیوتیکی جدایه های کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس، هدف مطالعه حاضر بود.
روش کار:
در مطالعه حاضر، از شهریور تا اسفند 1400، 270 نمونه از گره های لنفاوی درگیر گوسفندان از دامداری های سطح استان کردستان جمع آوری شد. بلافاصله نمونه ها با حفظ اصول زنجیره سرد به آزمایشگاه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان منتقل شدند. شناسایی جدایه های کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس با کمک آزمون های بیوشیمیایی و واکنش زنجیره ای پلیمراز (Polymerase Chain Reaction: PCR) انجام شد. همچنین مقاومت آنتی بیوتیکی جدایه ها با استفاده از روش انتشار از دیسک (کربی بائر) بررسی شد.
نتایجاز 270 نمونه اخذ شده، بر اساس آزمون های بیوشیمیایی 82 جدایه باکتری مشکوک به کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس تشخیص داده شد. از این تعداد جدایه که با روش های بیوشیمایی کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس تشخیص داده شد، با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز، 76 جدایه تایید شد. همچنین بررسی میزان حساسیت آنتی بیوتیکی نشان داد جدایه ها حساسیت بالا نسبت به آنتی بیوتیک های داکسی سایکلین و سفتریاکسون و نسبت به استرپتومایسین و کانامایسین مقاومت بالایی داشتند.
نتیجه گیری نهایی:
نتایج مطالعه حاضر نشان داد بیماری لنفادنیت کازئوز در گوسفندان استان کردستان شیوع بالایی دارد. بنابراین مطابق یافته ها پیشنهاد می شود با توجه به مقاومت بالای جدایه های کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس اخذ شده نسبت به آنتی بیوتیک های استرپتومایسین و کانامایسین، از درمان با این آنتی بیوتیک ها اجتناب شود.
کلید واژگان: کورینه باکتریوم سودوتوبرکلوزیس, گوسفند, لنفادنیت کازئوز, مقاومت آنتی بیوتیکی, واکنش زنجیره ای پلیمرازBACKGROUNDCorynebacterium pseudotuberculosis is the etiological agent of caseous lymphadenitis (CLA), a chronic and very common disease in sheep and goats, which can lead to severe economic losses in the livestock industry.
OBJECTIVESThis study aims to investigate the prevalence of CLA in sheep in Kurdistan province of Iran using phenotypic and molecular methods, and assess the antibiotic resistance of isolated Corynebacterium pseudotuberculosis.
METHODSIn this study, from September to March 2022, 270 samples of skin abscesses were collected from sheep in livestock farms of Kurdistan province. Immediately, using the cold chain system, the samples were transferred to the microbiology laboratory of the Faculty of Medicine at Kurdistan University of Medical Sciences. Identification of isolates was done using biochemical tests and polymerase chain reaction (PCR) method. The antibiotic resistance of the isolates was examined using the Kirby-Bauer disk diffusion method.
RESULTSBased on biochemical tests, out of 270 samples, 82 suspected to have Corynebacterium pseudotuberculosis. Out 82 samples, the presence of bacteria was confirmed in 76 samples by the PCR. The antibiotic sensitivity test showed that the isolates had high sensitivity to doxycycline and ceftriaxone and high resistance to streptomycin and kanamycin.
CONCLUSIONSThe CLA has a high prevalence in sheep in Kurdistan province. According to high resistance rate of Corynebacterium pseudotuberculosis to streptomycin and kanamycin, it recommended to avoid treatment of CLA cases with these antibiotics.
Keywords: Antibiotic resistance, Caseous lymphadenitis, Corynebacterium pseudotuberculosis, polymerase chain reaction, sheep -
Background
Semen contamination is a detrimental factor in decreasing fertility. Seasonal changes may affect the contamination, too.
ObjectivesThis study was designed to detect semen contamination in ovine and caprine during different seasons.
MethodsSix fully mature male sheep and goats were subjected to electro-ejaculator collection twice monthly from February 1, 2022, to January 31, 2023 (Spring, February 1, 2022-April 30, 2022; Summer, May 1, 2022, July 31, 2022; Autumn August 1, 2022, October 31, 2022; Winter November 1, 2022, January 31, 2023), for studying the seasonal effect. A total of 288 semen samples were collected from both species (36 samples from each per season). All samples were subjected to bacterial isolation and identification.
ResultsThe results indicated that sheep semen had 4 different types of bacterial contamination with a higher number in contaminated samples than goat, which showed 5 different bacterial isolations. There were no significant differences (P>0.05) in bacterial contamination with regard to different seasons.
ConclusionDifferent seasons appear not to affect bacterial contamination of semen in sheep and goats. Meanwhile, isolating all bacteria types was considered normal flora in both small ruminant species.
Keywords: sheep, Goat, Semen, bacterial contamination, seasonal -
زمینه مطالعه
وضعیت بدنی و ارتباط آن با شاخص های التهابی در دوره انتقالی میش می تواند به عنوان کلید راهنما در پیشگیری از وقوع عوارض متابولیکی در این دوره مورد استفاده قرار گیرد.
هدفتعیین شاخص های التهابی و ارتباط آن با امتیاز وضعیت بدنی Body condition score (BCS) و شاخص های انرژی در میش های دوره انتقال بود.
روش کار:
مطالعه حاضر بر روی 45 راس میش نژاد ماکویی 5-3 ساله با دامنه زایش بین 2 تا 4 شکم زایش در 3 گروه براساس وضعیت امتیاز بدنی شامل؛ 1) گروه لاغر: 75/2>BCS، 2) گروه متوسط 25/3>BCS>75/2 و 3) گروه چاق 25/3
نتایجمیانگین غلظت گلوکز در بین گروه های مورد مطالعه معنی دار نبود (05/0<P). غلظت اسیدهای چرب غیراستریفیه (NEFA) و بتاهیدروکسی بوتیرات (BHB) به طور معنی داری در گروه های با وضعیت بدنی پایین و بالا بیشتر از گروه متوسط بود. غلظت فیبرینوژن، اسیدسیالیک و سرولوپلاسمین خون در سه هفته اول قبل از زایش افزایش و متعاقبا پس از زایمان کاهش نشان داد. این شاخص ها در گروه های چاق و لاغر در مقایسه با گروه متوسط افزایش معنی داری را در طول مطالعه نشان دادند. همبستگی مثبت معنی داری بین BHB و NEFA با سرولوپلاسمین و اسیدسیالیک در هر سه دوره قبل، حین و بعد از زایمان مشاهده شد. همچنین رابطه منفی معنی داری بین وضعیت بدنی میش های آبستن و شیروار با اسیدسیالیک مشاهده گردید.
نتیجه گیری نهایی:
دام های با نمره بدنی متوسط (75/2<BCS<25/3) وضعیت انرژی بهتری داشته، تحرک چربی ها در این دام ها پایین بوده و روند التهاب در دوره انتقال در این دسته از حیوانات کمتر می باشد. همچنین BCS پایین ممکن است یک عامل خطر برای بروز التهاب در میش های دوره انتقالی باشد، که احتمالا به دلیل افزایش تقاضای متابولیک و کاهش عملکرد سیستم ایمنی میش ها می باشد.
کلید واژگان: اسیدسیالیک, تری گلیسرید, سرولوپلاسمین, گوسفند, وضعیت بدنیBACKGROUNDBody condition and its relationship with inflammatory indicators in the transition period of ewes can be used as a key to prevent the occurrence of metabolic complications in this period.
OBJECTIVESThis study aims to determine the levels of inflammatory markers and their relationship with body condition and energy status in the transitional period in Makuei ewes.
METHODSThis study was performed on 45 female peri-parturient Makuie ewes aged 3-5 years with 2-4 breeding lambs. Blood samples from the jugular vein were prepared in three periods, 21 days before delivery, baseline (time zero), and 21 days after delivery.
RESULTSThe mean glucose and cholesterol concentrations were not significantly different between the groups with low, moderate, and high body conditions. Non-esterified fatty acids (NEFA) and β-hydroxybutyrate (BHB) concentrations were significantly higher in groups with lower and higher body condition scores (BCS) than in the normal group. There was a significant positive correlation between energy-related indices (NEFA, BHB) and the BCS of the pregnant and lactating ewes. The concentration of fibrinogen, sialic acid, and blood ceruloplasmin increased in the first three weeks and decreased after delivery. These indices significantly increased in relatively obese and lean groups than in the normal group during the study. The correlation of BHB and NEFA with sialic acid, ceruloplasmin, and fibrinogen was also reported in the study groups in the pre- and post-partum periods.
CONCLUSIONSEwes with normal BCS (2.75-3.25) have a good energy status. Low levels of NEFA in ewes indicate that the mobility of fats is low, and the inflammation process is lower in the transition period of these animals. Furthermore, low BCS can be a predisposing factor for inflammation in ewes during the pre-partum period. This effect may be due to the increased metabolic requirements and compromised immune function associated with negative energy balance in the transition period of ewes.
Keywords: Body Condition, Ceruloplasmin, sheep, Sialic Acid, triglyceride -
نشریه طب دامپزشکی جایگزین، پیاپی 18 (Autumn 2023)، صص 1097 -2002زمینه و هدف
دیکتیوکولوس فیلاریا کرم نخی شکل است که در مجاری ریوی گوسفند و بز زندگی می کند و می تواند منجر به ذات الریه شود. در آبان ماه سال 1401 گزارشی از لاغری، بی اشتهایی و ضعف همراه با سرفه های مکرر در یک گله 145 راسی گوسفند (شامل 30 گوسفند نر و 115 گوسفند ماده) واقع در شهرستان میانه (استان آذربایجان شرقی) به کلینیک دامپزشکی بخش خصوصی داده شد.
مواد و روش هادر حین کالبد گشایی دو راس از گوسفندان تلف شده و با انجام برش بر روی مجاری هوایی و بافت ریه، تعداد زیادی کرم به رنگ سفید شیری، در بین ترشحات خون آلود مجاری ریوی مشاهده گردید و مجاری کوچکتر به دلیل ارتشاح سلولی، ملتهب و پر از ترشحات خون آلود بودند. کرمهای جدا شده در الکل 70 درصد قرارداده شدند و در آزمایشگاه، از نظر ریخت شناسی بوسیله میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته هاکرمهای جدا شده از نظر مورفولوژی، دیکتیوکولوس فیلاریا تشخیص داده شدند. طول کرم های نر 6/8- 5/4 سانتی متر و طول کرم های ماده 8/4-7/5 سانتی متر بود. رحم کرم ماده پر از تخم های حاوی نوزاد تقریبا به اندازه 110-99 میکرون در 65-52 میکرون بودند. گوسفندان آلوده با استفاده از داروی لوامیزول با دوز 7/5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن دام و بصورت خوراکی مورد درمان قرار گرفتند.
نتیجه گیریبررسی حاضر، اولین گزارش آلودگی و تلفات گوسفندان در اثر دیکتیوکولوس فیلاریا در استان آذربایجان شرقی می باشد. درمان های ضد انگلی منظم و استراتژیک باید با استفاده از داروهای ضد انگلی وسیع الطیف در نشخوارکنندگان کوچک انجام شود.
کلید واژگان: دیکتیوکولوس فیلاریا, لوامیزول, کرم ریه, گوسفند, ایرانBackground and aimDictyocaulus filaria is a threadlike worm that lives in the airways of the lungs in sheep and goats and can lead to pneumonia. In November 2022, a report of emaciation, anorexia and, weakness with frequent coughs in a flock of 145 sheep (including 30 males and 115 females) located in the city of Miyaneh (East Azarbaijan province) was reported to the private sector veterinary clinic.
Materials and MethodsDuring the necropsy of two dead sheep, and by cutting the air ducts and lung tissue, a large number of milky white worms were observed in the bloody secretions of the pulmonary ducts, and the smaller ducts became inflamed due to cellular infiltration and the ducts were filled with bloody exudate. The isolated worms were placed in 70% alcohol and were examined morphologically in the laboratory using an optical microscope.
ResultsDictyocaulus filaria worms were diagnosed. Male worms were 5.4-6.8 cm and females were 7.5-8.4 cm long. The uterus of the female worm was full of eggs containing larvae, approximately 95-110 ×52-65 μ. Infected sheep were treated orally with levamisole at a dose of 7.5 mg/kg.
ConclusionThe present article is the first report of contamination and loss of sheep due to Dictyocaulus filaria in the field in East Azarbaijan province, Iran. Regular and strategic antiparasitic therapy should be performed using broad-spectrum antiparasitic drugs in small ruminants.
Keywords: Dictyocaulus filaria, Levamizole, Lungworm, sheep, Iran -
نشریه طب دامپزشکی جایگزین، پیاپی 16 (بهار 1402)، صص 971 -978زمینه و هدف
در بسیاری از نقاط جهان ممکن است کمبود مس در دام ها رخ دهد. این امر نه تنها به غلظت تام مس در جیره غذایی بلکه به فاکتور های موثر در جذب و دستیابی به مس نیز وابسته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی سطوح سرمی مس و سرولوپلاسمین درگوسفندان شهرستان کازرون، ایران بود.
مواد و روش هااین مطالعه به منظور اندازه گیری سطوح سرمی مس و سرولوپلاسمین گوسفندان شهرستان کازرون در چهار منطقه کنارتخته، کوهچنار، بالاده و مرکزی انجام شد. 60 راس گوسفند به صورت تصادفی انتخاب (هر منطقه 15 راس گوسفند) شدند و خون گیری از آنها انجام گرفت. پس از جداسازی سرم، به منظور بررسی میزان غلظت سرمی مس و سرولوپلاسمین از دستگاه جذب اتمی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهای همبستگی پیرسون (Pearson) و کای دو (chi-square) تجزیه و تحلیل شدند.
یافته هانتایج نشان داد به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین سطح سرمی مس در منطقه کنارتخته 0/3±65/25 میکروگرم بر دسی لیتر و منطقه مرکزی 0/5±40/38 میکروگرم بر دسی لیتر بود. بالاترین و کمترین میانگین سطح سرمی سرولوپلاسمین در منطقه ی بالاده 0/01±9 میلی گرم بر دسی لیتر و منطقه ی مرکزی 0/03± 8/5 میلی گرم بر دسی لیتر بود. همچنین نتایج میانگین کلی نشان داد، میانگین سطح سرمی مس 19/57±55/97 میکروگرم بر دسی لیتر و میانگین سرولوپلاسمین 0/5± 8/875 میلی گرم بر دسی لیتر بودند که سطح سرمی مس در وضعیت کمبود تحت بالینی و سطح سرولوپلاسمین در وضعیت مطلوبی بود. آنالیز های آماری حاصل از بررسی همبستگی بین سطوح سرمی مس و سرولوپلاسمین در گوسفندان میزان همبستگی 0/892=r و سطح معناداری 0/05=P را نشان داد، بین سطوح سرمی مس و سرولوپلاسمین همبستگی آماری مشاهده شد و به ترتیب بیشترین و کمترین سطح سرمی مس 94 و 30/55 میکروگرم بر دسی لیتر و بیشترین و کمترین سطح سرمی سرولوپلاسمین 30/55 و 7/8 میلی گرم بر دسی لیتر بود.
نتیجه گیریدرگوسفندان مناطق مختلف شهرستان کازرون سطح سرمی مس دارای کمبود تحت بالینی و سطح سرمی سرولوپلاسمین وضعیت مطلوبی داشتند. بنظر می رسد اضافه کردن مکمل های مس به جیره گوسفندان این مناطق ضروری است.
کلید واژگان: گوسفند, مس سرم, سرولوپلاسمین, شهرستان کازرونBackground and aimIn many areas of the world, copper deficiency may occur in livestock. This is not only dependent on the total concentration of copper in the diet but also on the effective factors in the absorption and acquisition of copper. This study aimed to investigate the serum levels of copper and ceruloplasmin in sheep in Kazerun City, Iran.
Materials and MethodsThis study measured serum levels of copper and ceruloplasmin of sheep in Kazerun city in four regions of Konartakhteh, Kuhchenar, Baladeh, and Central. Sixty sheep were randomly selected (15 sheep in each region), and their blood was sampled. After separating the serum, an atomic absorption device was used to check the serum concentration of copper and ceruloplasmin. Data were analyzed using SPSS software and Pearson and Chi-square correlation tests.
ResultsThe results showed that the highest and lowest average copper serum level was 65.25±0.3 µg/dl in the Konartakhteh and 40.38±0.5 µg/dl in the Central area. The highest and lowest average serum levels of ceruloplasmin were 9±0.01 mg/dL in the Baladeh and 8.5±0.03 mg/dL in the Central region. Also, the overall average results showed that the average copper serum level was 55.97±19.57 µg/dl and the average ceruloplasmin was 8.875±0.5 mg/dL, that the copper serum level was in a subclinical deficiency status. The ceruloplasmin level was in a favorable state. The statistical analysis of the correlation between the serum levels of copper and ceruloplasmin in sheep showed a correlation of r=0.892 and a significance level of P=0.05. A statistical correlation was observed between the serum levels of copper and ceruloplasmin and respectively, the highest and lowest serum levels of copper were 94 and 30.55 μg/dL, and the highest and lowest serum levels of ceruloplasmin were 30.55 and 7.8 mg/dL.
ConclusionIn sheep from different regions of Kazerun city, the serum level of copper was subclinical deficient, and the serum level of ceruloplasmin was in a favorable condition. It seems that adding copper supplements to the ration of sheep in these areas is necessary.
Keywords: Sheep, serum copper, ceruloplasmin, Kazerun city -
پژوهش های دو دهه گذشته در حوزه تولید آزمایشگاهی رویان در نشخوارکنندگان، سعی در به حداکثر رساندن تعداد رویان تکوین یافته و افزایش کیفیت بلاستوسیست های تولیدی دارد. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آنتی اکسیدانی گاما-اوریزانول در محیط کشت رویان گوسفند می پردازد. بدین منظور تخمدان های گوسفند از کشتارگاه جمع آوری شد و سپس تخمک ها از فولیکول های 2 تا 6 میلیمتری آسپیره شده و پس از شست و شو و طی کردن مراحل بلوغ و لقاح درون آزمایشگاهی، در قطرات محیط کشت معمول و محیط غنی شده با 5 میکرومولار گاما-اوریزانول کشت داده شدند. ارزیابی تکوین رویان های حاصله نشان داد که نرخ تسهیم و بلاستوسیست در گروه درمان بالاتر از گروه کنترل بود (0.05<p)، اگرچه تفاوت معنی داری در تعداد بلاستوسیست های اولیه، منبسط شده، تفریخ شده وتعداد کل سلول های رویانی وجود نداشت. بیان ژن های BAX و Caspase-9 در گروه درمان نسبت به گروه کنترل کاهش (05/0<p) یافت هرچند بیان ژن های BCL-2، NRF2، SOD و CAT در بین گروه ها اختلاف معنی داری نداشت. به طور خلاصه افزودن گاما-اوریزانول به محیط کشت در طی IVC رویان گوسفند، با افزایش فعالیت آنتی آپوپتوزی در بلاستوسیست ها، نرخ تسهیم و بلاستوسیست کل را افزایش می دهد و کارایی فرایند تولید آزمایشگاهی رویان گوسفند را بالا می برد.
کلید واژگان: گوسفند, رویان, گاما-اوریزانول, آنتی اکسیدانThe researches of the past two decades in the field of laboratory embryo production in ruminants tried to maximize the number of developed embryos and increase the quality of produced blastocysts. The present study addresses the effect of gamma-oryzanol in the culture medium of ovine oocytes using embryo development evaluation. For this purpose, ovine ovaries were collected from the slaughterhouse, and then the oocytes were aspirated from 2 to 6 mm follicles subjected to washing, maturation and fertilization in vitro, then cultured in drops of medium enriched with or without 5 μM of gamma-oryzanol. Assessment of embryo development showed that the cleavage and total blastocyst rate was higher in treatment than control (P < 0.05), however, there was no difference between early, expanded, and hatched blastocysts as well as total cell number. The results showed downregulation of BAX, and Caspase-9 transcripts however no modulation was observed in the expression of BCL-2, NRF2, SOD, and CAT transcripts in treatment group compared to control. In conclusion, gamma-oryzanol improves the efficiency of ovine embryo production through an antiapoptotic pathway.
Keywords: Sheep, embryo, gamma-oryzanol, Antioxidant -
کوکسیدیوزیس یک بیماری مهم است که توسط گونه های مختلف آیمریا ایجاد می شود. در این مطالعه فراوانی انواع گونه های آیمریا در گوسفندان و بزهای شهرستان ارومیه در فصول مختلف سال مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از بهمن 1398 تا بهمن 1399، تعداد 280 راس گوسفند و بز مورد بررسی قرار گرفت. شناسایی انواع آیمریا به روش کشت مدفوع توسط بیکرومات پتاسیم (2 درصد) انجام شد. از 280 راس نشخوارکننده کوچک تحت مطالعه، 48 راس (14/17 درصد) به انواع گونه های آیمریا آلوده بودند. از گوسفندان تحت مطالعه، 6 گونه ی آیمریا انترکاتا (54/40 درصد)، آیمریا پاروا (91/18 درصد)، آیمریا فوره ای (21/16 درصد)، آیمریا اوینا (81/10 درصد)، آیمریا آهساتا (10/8 درصد) و آیمریا پالیدا (4/5 درصد) شناسایی شد. همچنین در بزهای مورد بررسی سه گونه ی آیمریا ارلوینگی (54/54 درصد)، آیمریا کریستنسنی (27/27) و آیمریا پالیدا (18/18) شناسایی شد. نتایج این مطالعه نشان داد آیمریا های آسیب رسان در گوسفندان و بزهای شهرستان ارومیه وجود دارد. با توجه به اهمیت صنعت پرورش گوسفند و بز در شمال غرب کشور، درمان های پیش گیرانه و دوره ای می تواند تا حد زیادی از عوارض این بیماری یعنی کاهش تولید و کاهش رشد به ویژه در جوان ترها جلوگیری نماید.کلید واژگان: کوکسیدیوزیس, ایمریا, گوسفند, بز, ارومیهCoccidiosis is an economically important disease caused by a variety of Eimeria spp. In this study, the frequency of Eimeria species in sheep and goats of Urmia city in different seasons of the year was investigated. For this purpose, 280 sheep and goats were studied from Februry 2020 to Februry 2021. Fecal culture method with potassium bicromate (2%) was performed for Identification of Eimeria spp. Out of 280 small ruminants studied, 48 (17.14%) were infected with Eimeria spp. From the studied sheeps, six Eimeria species including E. intricata (40.54%), E. parva (18.91%), E. faurei (16.21%), E. ovina (10.81%), E. ahsata (8.10%), and E. pallida (5.4%) were identified. From the studied goats, three Eimeria species including E. arloingi (54.54%), E. christenseni (27.27%) and E. palida (18.18%) were also identified. The results of this study showed that there are different types of Eimeria spp., including pathogenic Eimeria in sheep and goats in Urmia. According to the importance of sheep and goat breeding industry in the northwest of Iran, preventive and periodic treatments against coccidiosis can prevent the effects of this parasite, including reduced production and growth rate especially in younger species and thus help the economics of the region.Keywords: Coccidiosis, Eimeria, Sheep, Goat, Urmia
-
پیشینه:
راندمان تولید جنین آزمایشگاهی در گوسفند هنوز پایین است.
هدفپژوهش حاضر اثرات غلظت های مختلف گاما-اوریزانول در محیط های بلوغ تخمک و کشت رویان گوسفند در آزمایشگاه را مورد بررسی قرار داد.
روش کارمجموعه تخمک-سلول های کومولوس دارای ظاهر نرمال از تخمدان های گوسفندی کشتارگاهی جمع آوری شده و در محیط بلوغ غنی شده با غلظت های 0، 5/2، 5، 10، 50، و 100 میکرومول گاما-اوریزانول به مدت 24 ساعت بالغ شدند و پس از انجام مراحل لقاح آزمایشگاهی، رویان های حاصله برای ارزیابی قابلیت گشنیدگی و تکامل مورد ارزیابی قرار گرفتند. رویان های حاصل از بلوغ و لقاح آزمایشگاهی گروه دیگری از مجموعه تخمک-سلول های کومولوس، در محیط کشت غنی شده با غلظت های 0، 5/2، 5، 10، 20، و 50 میکرومول در انکوباتورهای دارای سطح اکسیژن 7% و 20% کشت داده شدند و تکامل آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. برای هر آزمایش یک گروه کنترل در نظر گرفته شد.
نتایجانبساط سلول های کومولوسی و نرخ بقای رویان در غلظت های 20، 50، و 100 میکرومول به شدت کاهش پیدا کرد که نشان دهنده اثر مصرف بیش از حد است. نرخ کلیواژ و تشکیل بلاستوسیست در گروه بالغ شده با 5 میکرومول گاما-اوریزانول به صورت معنی دار بالاتر از سایر گروه ها بود. رویان های کشت داده شده در غلظت های 5 و 10 میکرومول گاما-اوریزانول در هر دو غلظت 7% و 20% اکسیژن نیز به طور معنی دار بالاترین نرخ کلیواژ و تشکیل بلاستوسیست را داشتند (P<0.05).
نتیجه گیریپژوهش حاضر اولین گزارش از اثرات مثبت گاما-اوریزانول به عنوان مکمل محیط بلوغ و کشت آزمایشگاهی رویان گوسفند را ارایه می دهد و غلظت های 5 و 10 میکرومول گاما-اوریزانول در محیط های رشد آزمایشگاهی تخمک و رویان گوسفند به عنوان دوز بهینه پیشنهاد می گردد.
کلید واژگان: آنتی اکسیدان, تکامل رویانی, گاما-اوریزانول, گوسفندBackgroundThe efficiency of ovine in vitro embryo production remains low yet.
AimsThe present study evaluated the effect of different concentrations of gamma (γ)-oryzanol in maturation or culture media on in vitro ovine oocytes and embryo developments.
MethodsMorphologically normal COCs were aspirated from ovine ovaries, subjected to maturation media supplemented with 0, 2.5, 5, 10, 20, 50, and 100 μM γ-oryzanol, then processed for conventional in vitro fertilization and culture to assess their potential to cleave and develop to blastocyst. Another group of COCs was matured and fertilized. Presumptive zygotes were subjected to culture in drops of media supplemented with 0, 2.5, 10, 20, and 50 μM γ-oryzanol, and the developments of embryos were assessed under 7% and 20% O2 levels. A control group of no supplementation was included in each experiment.
ResultsThe expansion of cumulus cover and survival rate tended to decrease with concentrations of 20, 50, and 100 μM in maturation media, suggesting an overdose effect. The cleavage and total blastocyst rates were significantly higher for oocytes matured at 5 μM γ-oryzanol. The presumptive zygotes cultured in supplemented media showed significantly higher cleavage and total blastocyst rates with concentrations of 5 and 10 μM γ-oryzanol (P<0.04) in both 7% and 20% O2 levels.
ConclusionThese results represent the first study showing a significant positive effect of the γ-oryzanol supplement on in vitro ovine oocyte and embryo development, at optimal concentrations of 5 μM in maturation, and 5 and 10 μM in embryo culture media.
Keywords: antioxidant, Embryonic development, Gamma-oryzanol, Sheep -
برخی از انگل های زیونوتیک از جمله کیست هیداتید، گونه های فاسیولا و دیکروسلیوم دندریتیکوم موجب مرگ ومیر و خسارت های اقتصادی زیادی در نشخوارکنندگان می شوند. هدف از این تحقیق بررسی میزان آلودگی انگل های کبد در گوسفندان و بزهای کشتار شده در کشتارگاه ساوه و برآورد خسارت های اقتصادی ناشی از ضبط آن ها بود. در یک مطالعه گذشته نگر از فروردین ماه 1394 تا فروردین ماه 1400 در مجموع 58699 راس حیوان شامل 13044 راس بز و 45655 راس گوسفند در کشتارگاه ساوه از نظر آلودگی کبد به کیست هیداتید، گونه های فاسیولا و دیکروسلیوم دندریتیکوم مورد بازرسی قرارگرفتند. نتایج نشان داد که 85/72 درصد از حیوانات آلوده به انگل بودند که 18/41 درصد به دیکروسلیوم دندریتیکوم، 08/28 درصد به کیست هیداتید، 58/3 درصد به گونه های فاسیولا آلوده بودند که از لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود داشت. میزان آلودگی به دیکروسلیوم دندریتیکوم، کیست هیداتید و گونه های فاسیولا به ترتیب در گوسفندان 70/21 ، 44/17 و 33/1 درصد و در بزها 48/16، 64/10 و 25/2 درصد بودند. ارتباط بین میزان آلودگی انگلی کبد در فصول مختلف سال های مورد مطالعه بجز سال 1394 در گوسفند معنی دار مشاهده نشد. خسارت های اقتصادی ناشی از ضبط کبد گوسفندان و بزهای کشتار شده 23324560000 ریال (24133016 دلار) برآورد شد. بالا بودن میزان شیوع بیماری های انگلی در نشخوارکنندگان کوچک منطقه و خسارت های اقتصادی ناشی از ضبط کبدهای آلوده و نیز به دلیل زیونوز بودن اینگونه بیماری ها، به کارگیری روش های مدیریتی مناسب جهت پیشگیری و یا کنترل بیماری توسط مراجع ذی صلاح بسیارحایز اهمیت می باشد.کلید واژگان: فاسیولا, دیکروسلیوم دندریتیکوم, کیست هیداتید, گوسفند, بز, ساوهSome zoonotic parasites such as Hydatid cyst, Fasciola species and Dicrocelium dendriticum cause death and economic losses in ruminants. The aim of this study was to investigate the prevalence rate of liver parasites in sheep and goats slaughtered in Saveh slaughterhouse and to estimate the economic losses caused by their condemnation. In a retrospective study, from April 2014 to April 2020, a total of 58,699 animals including 13,044 goats and 45,655 sheep were inspected in Saveh slaughterhouse for liver contamination with Hydatid cyst, Fasciola species and Dicrocelium dendriticum. The results showed that 72.85% of the animals were infected with parasites, 41.18%, 28.08%, and, 3.58% were infected with Dicrocelium dendriticum, Hydatid cyst, and Fasciola species, respectively. There was a statistically significant. The rate of infection with Dicrocelium dendriticum, Hydatid cyst and Fasciola species was 21.70%, 17.44%, and 1.33% in sheep and 16.48%, 10.64%, and 2.25% in goats, respectively. Statistically, the prevalence rate of liver infection with seasons was not significant except for 2015. The economic losses caused by the condemnation of the liver of slaughtered sheep and goats were estimated at 23,324,560,000 Rials ($241,330.16). With the high prevalence of parasitic diseases in small ruminants in the region and the economic losses caused by the condemnation of infected livers, and due to the fact that these diseases are zoonotic, it is crucial to use appropriate management methods to prevent or control the disease by competent authorities.Keywords: Fasciola, Dicrocelium dendriticum, hydatid cyst, Sheep, Goat, Saveh
-
نشریه تحقیقات دامپزشکی و فرآورده های بیولوژیک، سال سی و ششم شماره 1 (پیاپی 138، بهار 1402)، صص 28 -33این مطالعه به منظور بررسی اثر عصاره کالیگونوم بر تعداد کلونی ها، تولید گونه های فعال اکسیژن و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس در سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند انجام شد. در این پژوهش سلول های بنیادی اسپرماتوگونی موجود در غشاء پایه لوله های منی ساز از بیضه گوسفند نژاد افشاری با استفاده از مراحل هضم آنزیمی جداسازی شدند. نمونه ها به چهار گروه تقسیم شدند. گروه شاهد شامل محیط پایه بود و در سه گروه بعدی به ترتیب تیمارهای H2O2 (30 میکرومولار)، کالیگونوم (10 میکروگرم در میلی لیتر) و کالیگونوم+H2O2 (30 میکرومولار H2O2 به همراه 10 میکروگرم در میلی لیتر کالیگونوم) به محیط پایه اضافه شدند. سلول ها به مدت سه هفته کشت داده شدند و میزان کلونیزاسیون در روزهای پنج و 14 و 21 پس از شروع کشت ارزیابی شدند. پس از پایان دوره کشت میزان تولید گونه های فعال اکسیژن و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس (BAX و BCL2) نیز ارزیابی شد. در روز 5 و 14 کشت، تعداد کلونی های اسپرماتوگونی در گروه های شاهد و کالیگونوم نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (05/0≥P). در روز 21 کشت، بیشترین و کمترین تعداد کلونی های اسپرماتوگونی به ترتیب در گروه های کالیگونوم و H2O2 مشاهده شد (05/0≥P). کمترین و بیشترین درصد سلول های اسپرماتوگونی حاوی ROS و همچنین بیان ژن BAX و مقدار نسبت BAX/BCL2 به ترتیب در گروه های کالیگونوم و H2O2 مشاهده شد (05/0≥P). همچنین بیشترین مقدار بیان ژن BCL2 در سلول های اسپرماتوگونی گروه کالیگونوم مشاهده شد (05/0≥P). در نتیجه استفاده از عصاره کالیگونوم در محیط کشت می تواند راهکاری تاثیرگذار در راستای بهبود کیفیت و کاهش بروز آپوپتوزیس در سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند طی مطالعات تحقیقاتی باشد.کلید واژگان: اسپرماتوگونی, کالیگونوم, کلونی زایی, گوسفند, RosThis study was aimed to investigate the effect of Calligonum extract on the number of colonies, ROS production and apoptosis related genes expression in sheep’s spermatogonial stem cells (SSCs). In this study, SSCs at the basal membrane of seminiferous tubules were isolated from testes of Afshari sheep using enzymatic digestion steps. The samples assigned into four groups. The control group received basic medium and the other groups contained H2O2 (30 µM), Calligonum (10 µg/ml) and Calligonum+H2O2 (30 µM H2O2 along with 10 µg/ml Calligonum), respectively. The cells were cultured for 3 weeks and the colonizing abilities were evaluated on the 5th, 14th and 21th days of culture. At the end of culturing period, ROS production and apoptosis related genes expression (BAX and BCL2) were evaluated. On the 5th and 14th days of culture, the number of colonies were higher (P≤0.05) in the control and Calligonum groups compared to the other groups. On the 14th day of culture, the highest and the least (P≤0.05) number of colonies were observed in Calligonum and H2O2 groups, respectively. The least and the highest (P≤0.05) rate of ROS contained SSCs, BAX expression and BAX/BCL2 ratio were observed in Calligonum and H2O2 groups, respectively. Moreover, the highest (P≤0.05) expression of BCL2 gene was found in Calligonum group. In conclusion, using Calligonum extract in culture medium could be a helpful strategy to improve the quality and decrease apoptosis status in sheep’s SSCs during research studies.Keywords: Spermatogonia, Calligonum, Colonizing, Sheep, Ros
-
نشریه تحقیقات دامپزشکی و فرآورده های بیولوژیک، سال سی و ششم شماره 1 (پیاپی 138، بهار 1402)، صص 21 -27هدف از این مطالعه بررسی اثر IGF-I بر تعداد کلونی ها، مساحت کلونی ها، میزان زنده مانی و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس در سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند بوده است. در این پژوهش سلول های بنیادی اسپرماتوگونی موجود در غشاء پایه لوله های منی ساز از بیضه گوسفند نژاد افشاری با استفاده از مراحل هضم آنزیمی جداسازی شدند. گروه شاهد IGF-I دریافت نکرد و چهار گروه بعدی به ترتیب چهار غلظت 1/0، 1، 5 و 10 میکروگرم در میلی لیتر IGF-I را دریافت نمودند. سلول ها به مدت دو هفته کشت داده شدند و میزان کلونیزاسیون از نظر تعداد و مساحت در روزهای پنجم و چهاردهم کشت ارزیابی شد. پس از پایان دوره کشت میزان بروز آپوپتوزیس و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس (BAX و BCL2) نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که استفاده از تیمارهای 5 و 10 میکروگرم در میلی لیتر IGF-I موجب بهبود میزان کلونی زایی از نظر تعداد و مساحت در روزهای پنجم و چهاردهم کشت نسبت به سایر گروه ها شد (05/0≥P). بیشترین میزان زنده مانی و کمترین سطح آپوپتوزیس در گروه های دریافت کننده 5 و 10 میکروگرم در میلی لیتر IGF-I مشاهده شد (05/0≥P). بیشترین بیان ژن BCL2 و کمترین بیان ژن BAX نیز در گروه های دریافت کننده 5 و 10 میکروگرم در میلی لیتر IGF-I مشاهده شد (05/0≥P). بنابراین استفاده از دوز مناسب IGF-I در محیط کشت می تواند روشی موثر در راستای بهبود کیفیت و زنده مانی سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند طی مطالعات بر روی سلول های بنیادی باشد.کلید واژگان: اسپرماتوگونی, آپوپتوزیس, کلونی زایی, گوسفند, IGF-IThis study was conducted to evaluate the effect of IGF-I on the number and area of colonies, viability and apoptosis related genes expression in sheep’s spermatogonial stem cells (SSCs). In this study, SSCs at the basal membrane of seminiferous tubules were isolated from testes of Afshari sheep using enzymatic digestion steps. The control group did not receive IGF-I and the other groups received 0.1, 1, 5 and 10 μg/ml IGF-I, respectively. The cells were cultured for 2 weeks and the colonizing abilities were evaluated on the 5th and 14th days of culture. At the end of culturing period, apoptosis status and apoptosis related genes expression (BAX and BCL2) were evaluated. The results showed using 5 and 10 μg/ml IGF-I improved colonizing abilities on the 5th and 14th days compared to the other groups (P≤0.05). The highest viability and lowest apoptosis status was observed in groups received 5 and 10 μg/ml IGF-I (P≤0.05). The highest BCL2 expression and lowest BAX expression was observed in groups received 5 and 10 μg/ml IGF-I (P≤0.05). Therefore, using suitable dose of IGF-I in culture medium could be an effective method to improve the quality and viability of sheep’s SSCs during studying on stem cells.Keywords: Spermatogonia, Apoptosis, Colonizing, Sheep, IGF-I
-
نشریه تحقیقات دامپزشکی و فرآورده های بیولوژیک، سال سی و ششم شماره 1 (پیاپی 138، بهار 1402)، صص 34 -40
هدف از اجرای این تحقیق بررسی اثر ملاتونین بر قطر کلونی ها، سطح آپوپتوزیس و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس در سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند بوده است. سلول های بنیادی اسپرماتوگونی موجود در غشاء پایه لوله های منی ساز از بیضه گوسفند نژاد افشاری با استفاده از مراحل هضم آنزیمی جداسازی شدند. نمونه ها به چهار گروه تقسیم شدند. گروه شاهد شامل محیط پایه بود و در سه گروه بعدی به ترتیب تیمارهای H2O2 (30 میکرومولار)، ملاتونین (1 نانو مول) و ملاتونین+H2O2 (30 میکرومولار H2O2 به همراه 1 نانو مول ملاتونین) به محیط پایه اضافه شدند. سلول ها به مدت سه هفته کشت داده شدند و قطر کلونی ها در روزهای پنج و 14 و 21 پس از شروع کشت ارزیابی شدند. پس از پایان دوره کشت میزان آپوپتوزیس و بیان ژن های مرتبط با آپوپتوزیس (BAX و BCL2) نیز ارزیابی شد. در روز 5 و 14 کشت، قطر کلونی های اسپرماتوگونی در گروه های شاهد و ملاتونین نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (05/0≥P). در روز 21 کشت، بیشترین و کمترین قطر کلونی های اسپرماتوگونی به ترتیب در گروه های ملاتونین و H2O2 مشاهده شد (05/0≥P). کمترین و بیشترین درصد سلول های آپوپتوتیک و همچنین بیان ژن BAX و مقدار نسبت BAX/BCL2 به ترتیب در گروه های ملاتونین و H2O2 یافت شد (05/0≥P). همچنین بیشترین مقدار بیان ژن BCL2 در سلول های اسپرماتوگونی گروه ملاتونین دیده شد (05/0≥P). در نتیجه استفاده از ملاتونین در محیط کشت می تواند روشی مفید در برای بهبود کیفیت و کاهش بروز آپوپتوزیس در سلول های بنیادی اسپرماتوگونی گوسفند باشد.
کلید واژگان: آپوپتوزیس, اسپرماتوگونی, کلونی زایی, ملاتونین, گوسفندThe aim of this research was to assess the effect of melatonin on the diameter of colonies, apoptosis status and apoptosis related genes expression in sheep’s spermatogonial stem cells (SSCs). SSCs at the basal membrane of seminiferous tubules were isolated from testes of Afshari sheep using enzymatic digestion steps. The samples assigned into four groups. The control group received basic medium and the other groups contained H2O2 (30 µM), melatonin (1 nmol) and melatonin+H2O2 (30 µM H2O2 along with 1 nmol melatonin), respectively. The cells were cultured for 3 weeks and the colonies’ diameter were evaluated on the 5th, 14th and 21th days of culture. At the end of culturing period, apoptosis status and apoptosis related genes expression (BAX and BCL2) were evaluated. On the 5th and 14th days of culture, the diameter of colonies were higher (P≤0.05) in the control and melatonin groups compared to the other groups. On the 21th day of culture, the highest and the least (P≤0.05) diameter of colonies were observed in melatonin and H2O2 groups, respectively. The least and the highest (P≤0.05) rate of apoptotic SSCs, BAX expression and BAX/BCL2 ratio were observed in melatonin and H2O2 groups, respectively. Moreover, the highest (P≤0.05) expression of BCL2 gene was found in melatonin group. In conclusion, using melatonin in culture medium could be an effective way to improve the quality and decrease apoptosis status in sheep’s SSCs.
Keywords: Apoptosis, Spermatogonia, Colonizing, Melatonin, Sheep
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.