فهرست مطالب

فصلنامه حقوق پزشکی
پیاپی 58 (پاییز و زمستان 1401)

  • تاریخ انتشار: 1402/01/12
  • تعداد عناوین: 66
|
  • هانیه مغانی، علیرضا ظاهری*، حسین شریفی طرازکوهی صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    حقوق بین الملل همانند دیگر شاخه های حقوق از خلا ناشی نمی شود و لزوما هم به صورت پرسر و صدا در عالم حقوق چهره نمایی نمی کند، بلکه اغلب در نتیجه توسعه نامحسوس ارزش های یک جامعه در اثر ایده های جدید و ریشه دار، هویدا شده و به ارزش هایی بدل می شود که پیش نیاز رشد آگاهی اجتماعی هستند تا بدانجا که اعتقادی غیر قابل نقض قایم بر تایید مشروعیت و قانونیت آن ایجاد می شود، بدین ترتیب عناصر «پیش هنجاری» حقوق بین الملل، مانند تفسیر بازیگران غیر دولتی و غیر قضایی برجسته، از جمله اسناد حقوق نرم، حتی اگر هنجارهای لازم الاجرا تشکیل نداده باشند، تا بدانجا کارایی دارند که بتوان آن ها را عملا در محدوده حق بر غذا به وضوح شاهد بود. نقش بازیگران مختلف در بسط اطلاعات مربوط به حق بر غذا به منظور جلب حمایت برای این دست از حقوق و همچنین تقویت این حق در گفتمان اصلی و حقوق بشر پررنگ است. این اثرگذاری را به وضوح می توان در توسعه دامنه مفهوم حق بر غذا به منظور تحقق مترقی این حق با اعمال تیوری تغییر و هرچه دموکراتیزه کردن تحقق این حق بشری از ابتدای طرح مفهوم تاکنون در عرصه حقوق و سیاست دید. چنین گذاری عمدتا از رهگذر مفهوم پذیرفته شده امنیت غذایی به مفهوم رادیکال حاکمیت غذایی با محوریت تحقق مترقی حق بر غذا رخ داده است.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    تحقق حق بر غذا نیازمند اتخاذ رویکرد پایداری در تولید و توزیع است، این امر زمانی محقق می شود که برخلاف قواعد وضع شده پیشین، با ابتنای بر تیوری تغییر، رویکرد از پایین به بالا، جایگزین رویکرد غالب از بالا به پایین در تصمیم سازی و تصمیم گیری شود.

    نتیجه گیری

    به منظور هرچه دموکراتیزه کردن تحقق حق بشری بر غذا و دسترسی بشر به غذای سالم و پایدار، گذار از رویکرد امنیت غذایی به سمت حاکمیت غذایی که تصمیم سازی و تصمیم گیری از مزرعه تا سفره را به دست اصلی ترین گروداران (مصرف کنندگان) می سپارد، ضروری می نماید.

    کلیدواژگان: حق بر غذا، امنیت غذایی، حاکمیت غذایی، تئوری تغییر، دموکراتیزه شدن حق بر غذا
  • غلامرضا محبیان، سید ابراهیم موسوی*، جمشید میرزایی صفحات 13-26
    زمینه و هدف

    شیوع گسترده ویروس کرونا (کووید-19) منجر به ابتلای میلیون ها تن و مرگ هزاران انسان در جهان گردیده است. این موضوع امکان یا عدم امکان مسیولیت مدنی دولت در قبال بیماری کرونا را به عنوان یک پرسش مهم مطرح کرده است و به محکی برای کارآمدی و عقلانیت نظام ها و مکاتب علمی و مذهبی گوناگون تبدیل شده است، به طوری که از جوانب متعدد، از جمله چالش های فقهی حقوقی می تواند مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال می توان به مسایلی مانند ضمان حاکمیت و مسیولیت مدنی دولت در خسارات جانی و مالی، کاربرد قاعده قرنطینه و تحدید آزادی و... اشاره کرد. این پژوهش به بررسی و تبیین مبانی فقهی حقوقی مسیولیت مدنی دولت در بحران کرونا می پردازد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده، روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    برای تامین سلامتی مردم، مبانی مناسب و مستدل فقهی حقوقی برای ایجاد مسیولیت بر ذمه دولت در وجوب پیشگیری و جبران خسارت بیماری کرونا قابل تصور است. با تقسیم مبانی مورد نظر، قاعده عدالت، قاعده حرمت مال مسلمان، حفظ امنیت اقتصادی و نظم عمومی به عنوان مبانی عام و قاعده هایی چون لاضرر و اتلاف و تسبیب در شمار مبانی خاص اثبات جبران خسارت، قلمداد شده و مورد استناد قرار گرفته اند.

    نتیجه گیری

    بر طبق مبانی مذکور، اقدامات دولت از قبیل عدم بستن به موقع مرزها، عدم اعلام سریع و به موقع ورود ویروس کرونا به کشور و عدم کنترل و چاره جویی موثر در مبارزه با این ویروس، از مصادیق خسارت بوده و موجب ضمان است.

    کلیدواژگان: مسئولیت مدنی، دولت، جبران خسارت، ویروس کرونا
  • وحید موذن*، احسان شمسی گوشکی، عزت الله زارعی هنزکی، محبوبه محمدرضائی صفحات 27-40
    زمینه و هدف

    مقوله مدیریت تعارض منافع و مقابله با فساد در محیط هایی که دولت حداقل یکی از بازیگران اصلی می باشد، همواره مورد توجه ویژه نظام های حقوقی قرار داشته است. بدون تردید این مهم به ویژه در عرصه سلامت که بستر مستعدی از فساد را بدلیل حجم گردش مالی بالا همراه خود دارد و توامان از جمله مهم ترین و اساسی ترین نیازهای رفاهی انسان محسوب می شود، اهمیت بیشتری می یابد که نیازمند مدیریت صحیح از سوی دولت می باشد. از همین روی مقاله حاضر بر آن است تا ضمن شناسایی چالش های مرتبط با تعارض منافع در فرایند تاسیس موسسات پزشکی و صدور مجوزها در نظام حقوق سلامت ایران، پیشنهاداتی به منظور رفع کاستی ها و تضمین حداکثری حقوق ملت ارایه دهد.

    روش

    این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، به صورت کتابخانه ای و با ابزار فیش برداری کتب، مقالات، قوانین و بررسی تحلیلی یافته ها نگارش یافته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در سراسر پژوهش حاضر صداقت و امانتداری علمی به طور کامل رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سازوکار کنونی نظام تاسیس موسسات پزشکی و صدور مجوزها در نظام حقوق سلامت ایران با شرایط و مقتضیات روز همخوانی نداشته و جذابیت بالای اقتصادی موسسات و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا، مدیریت تعارض منافع بخش سلامت را با چالش هایی مواجه ساخته که انجام اصلاحاتی در حوزه صدور مجوزها را اجتناب ناپذیر نموده است.

    نتیجه گیری

    انجام اصلاحاتی در فرایند تاسیس موسسات پزشکی همچون الزام قانونی ثبت شخصیت حقوقی در موارد تعدد متقاضیان تاسیس و حذف محدودیت لزوم پزشک بودن متقاضی، به همراه بازنگری در صلاحیت های کمیسیون های ماده 20 قانون مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب (1334 ش.) و جایگزینی آن با ساختار و سازمانی منسجم و نظام مند به همراه طراحی سازوکار نظارتی دقیق بر فرایند صدور مجوزها، می تواند نتایج مثبتی را در مقابله با تعارض منافع موجود در این بخش و به تبع آن جذب حداکثری سرمایه های بخش خصوصی در نظام سلامت و تضمین حق بر سلامت شهروندان به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: تعارض منافع، موسسات پزشکی، صلاحیت تشخیصی، صدور مجوز، بخش خصوصی
  • الهام رضائی*، محمد نوذری فردوسیه، علیرضا رستمی قفس آبادی صفحات 41-53
    زمینه و هدف

    مساله درمانگری به غیر حلال، از جمله مباحث مهم پزشکی در جوامع اسلامی است که لازم است از لحاظ فقهی مورد بررسی قرار گیرد. ممنوعیت استفاده از محرمات و رعایت ضوابط شرعی گاهی بیمار را با عسر ومشقت در درمان مواجه می سازد. بر این اساس این سوال مطرح می گردد که چگونه با استناد به قاعده «المشقه تجلب التیسیر» می توان مشروعیت درمانگری به غیر حلال را توجیه نموده و در چه صورتی زمینه ساز جواز درمانگری می گردد؟ ضمن نقد و بررسی ادله مخالفین درمانگری به غیر حلال، مشروعیت درمانگری در دو مرحله مشقت بیمار در دسترسی و استعمال حلال مورد بررسی قرار گرفت. وجود موانعی مانند تحریم ها، احتکار دارو و عرضه آن به قیمت گزاف، عدم پزشک همجنس و یا هزینه های گزاف ویزیت پزشک همجنس موجب مشقت بیمار در درمانگری به حلال می گردد. همچنین گاهی ممکن است نوع درمانگری به حلال به دلایلی بیمار را با عسر و مشقت در درمان مواجه کند. در این مقاله ضمن پذیرش اصل اولیه درمانگری به حلال و ممنوعیت حرام درمانی برای بیمارانی که حلال به راحتی در دسترس آنان وجود دارد، با استناد به آیات، روایات و ادله عقلی به بررسی عوامل موجد مشقت بیمار و راهکارهای برون رفت از ضررهای ناشی از آن پرداخته شده است.

    روش

    روش اندیشه ورزی این پژوهش، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و با استفاده از کتب فقهی شیعه و اهل سنت انجام گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمامی مراحل نگارش، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    ترس از استعمال، عدم وجود مباح و تعذر در دسترسی به مباحات، از جمله مصادیق عسر و حرج در درمان به شمار می آید.

    نتیجه گیری

    ترس از مرگ، نقص عضو، تشدید و سرایت بیماری، از جمله ضررهایی است که رفع این گونه ضررها، موجب جایگزین شدن راهکارهایی در درمان می گردد که علیرغم حرمت اولیه، با استناد به قاعده «المشقه تجلب التیسیر» حرمت آن نفی می گردد.

    کلیدواژگان: درمان، حلال، عسر، حرج، حرام، مشروعیت، مشقت
  • هدی جعفری*، سید محمدهادی ساعی صفحات 55-64
    زمینه و هدف

    از مسایل مستحدثه و نوظهوری که در چند دهه اخیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، کرایونیک یا فریزکردن بدن انسان مبتلا به بیماری لاعلاج جهت احیا مجدد با پیشرفت علم در آینده است. این افراد با هدف حفظ حیات خود تلاش می کنند با تن دادن به این عمل از مرگ حتمی ناشی از بیماری خود نجات پیدا کنند. اثراتی که بر زندگی و وضعیت حقوقی آن ها می تواند داشته باشد، سبب شده است که اندیشمندان به دنبال تبیین آثار حقوقی آن باشند. در این مقاله نیز به دنبال اثر آن بر عقود جایز فرد هستیم.

    روش

    این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، با رجوع به کتب و مقالات علمی فراهم شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در این پژوهش اصول اخلاقی و امانتداری علمی رعایت شده است.

    یافته ها

    با استناد به نظر فقها در ارتباط با اثر بیهوشی بر عقود اذنی می توان انفساخ عقود جایز (اذنی) فرد در اثر سرمازیستی را استنباط کرد.

    نتیجه گیری

    عقود جایز اذنی که در مقابل عقود لازم و لازم الاجرا قرار دارند با فوت و حجر طرفین آن منفسخ می شوند. در ارتباط با فرد سرمازیست می توان گفت که با وجود زنده تصورکردن او، عقود جایزی که پیش از عمل فریزشدن فرد منعقد شده اند، منفسخ می شوند. علت آن، این است که گرچه فریزبودن جزء موارد مصرح در قانون مدنی، یعنی فوت یا حجر که سبب انفساخ عقد جایزاند، ذکر نشده است، اما با استناد به نظر فقها در ارتباط با اثر بیهوشی بر عقود اذنی می توان از بین رفتن عقود جایز اذنی فرد در اثر سرمازیستی را نیز استنباط کرد و به این نتیجه رسید که سرمازیستی نیز مانند حالت فردی که به کما رفته است، سبب ناتوانی در فرد و قطع اذن و انفساخ عقد می شود.

    کلیدواژگان: سرمازیستی، حیات، عقد جایز، انفساخ
  • احمد جعفری*، حمید ابهری صفحات 58-74
    زمینه و هدف

    قواعد جبران کننده زیان های واردشده به مصرف کنندگان و شناسایی مسیولیت تولیدکنندگان محصولات دارویی معیوب و واکسن های غیر ایمن 19 جهت جبران ضرر و زیان وارده از جایگاه مهمی برخوردار است. در خصوص نظام مسیولیت غیر قراردادی به طور کلی دو راهکار را می توان مد نظر قرارداد، به طوری که در بعضی از کشورها مثل ایران، مسیولیت تولیدکننده مبتنی بر تقصیر است و این در صورتی است که در بعضی از کشورها، از قبیل کشور آمریکا و انگلیس، مسیولیت تولیدکنندگان دارویی، از جمله واکسن ها مبتنی بر قاعده مسیولیت محض است. مهم ترین اهداف این پژوهش به سه دسته تقسیم می شوند: هدف اصلی بررسی تطبیقی نقش نظام مسیولیت مدنی در ایمن بودن واکسن کووید-19 است و اهداف فرعی پژوهش، بررسی چگونگی شیوه جبران خسارت از زیان دیدگان ناشی از مصرف واکسن کووید-19 و بررسی نظام مسیولیت مدنی محض است.

    روش

    روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است؛ شیوه گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و اسنادی است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    مهم ترین یافته های این پژوهش این است که اولین گام در راستای حمایت از آسیب دیدگان و مصرف کننده ها، تصویب قوانین و مقررات مناسب است تا اینکه نخست، سیستم توزیع و مصرف را سامان داده تا از بروز ضرر و زیان مادی و معنوی به دلیل عدم سلامت و ایمنی محصولات تولیدی در زمینه فرآورده های دارویی و به ویژه واکسن ویروس کووید-19 پیشگیری شود؛ دوم اینکه، در صورت وقوع ضرر و زیان، بتوان از طریق ضمانت اجراهای مناسب به شیوه آسان و سریع، بتوان به جبران احقاق حقوق زیان دیده به نحو موثری اقدام کرد؛ سوم اینکه شرکت های فراملی، می توانند اقداماتی در توسعه اجتماعی انجام می دهند.

    نتیجه گیری

    در نهایت اینطور می توان نتیجه گرفت که خسارت ناشی از تزریق واکسن کووید-19 و سایر واکسن ها می بایست جبران شود، هرچند در این خصوص دولت ها شیوه های مختلفی را پیش بینی کرده اند.

    کلیدواژگان: مسئولیت مدنی، ایمنی، زیان دیده، واکسن کووید-19
  • جعفر عباس نژاد، فاطمه احدی*، محمود عباسی، جمال بیگی صفحات 65-78
    زمینه و هدف

    برخی از تولیدکنندگان مواد غذایی جهت کسب سود بیشتر در پی افزایش راندمان تولید، اقدام به استفاده بی رویه از داروها و محرک های رشد مجاز یا غیر مجاز می کنند. با توجه به تنوع داروها و محرک های رشد مورد استفاده از سوی تولیدکنندگان و گستردگی آثار این جرایم به اندازه افراد جامعه و حتی تاثیر آن بر نسل آتی جامعه و با هدف حمایت از شهروندان، می بایستی با شناسایی MRL (حداکثر میزان باقیمانده مواد دارویی در پروتیین ها) و جرم انگاری تخطی از آن در قوانین داخلی، ضمن اجرای عدالت کیفری به یک سیاست جنایی موثر در پیشگیری از این گونه جرایم دسترسی پیدا کرد.

    روش

    در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تعریف MRL و تاثیر آن بر مصرف کنندگان مواد غذایی، به بررسی نحوه ارتکاب این جرایم و پتانسیل موجود در قوانین فعلی، به لزوم شناسایی MRL و جرم انگاری آن در سیستم قانونگذاری ایران پرداخته می شود.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    در سطح ملی به جهت عدم تعریف دقیق از MRL و شناسایی میزان سطح باقیمانده دارویی و محرک های رشد در مواد غذایی و همینطور وجود خلا تقنینی در قبال این جرایم، می بایستی مقنن با تعریف MRL و با جرم انگاری تخطی از آن، از شهروندان و نسل آینده حمایت نماید.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که در سطح قوانین داخلی، با وجود پتانسیل موجود در قانون خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مصوب 22/4/1346، با عدم شناسایی MRL و سطح استاندارد آن عملا امکان برخورد با جرایم مربوط به وجود باقیمانده های دارویی در مواد غذایی وجود ندارد.

    کلیدواژگان: جرائم دارویی، مواد غذایی، MRL یا میزان سطح باقیمانده دارویی
  • محمد آذرنوش*، علی حسن کافی صفحات 79-90
    زمینه و هدف

    حق بر سلامتی و رفاه عمومی یکی از حقوق مسلم بشری است که دولت موظف به تامین آن و وسایل مربوط به آن است. واکسیناسیون عمومی یکی از ابزارهای مهم این حق است. واکسیناسیون در شرایط خاص همراه با تعیین ضمانت های اجرایی کیفری و مدنی الزامی است. در پژوهش به بررسی حقوقی امکان الزام اشخاص به تزریق واکسن (کرونا) در نظام حقوقی ایران خواهیم پرداخت.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی می ‏باشد و ابزار جمع ‏آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‏ ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    الزام به تزریق واکسن سابقه ای طولانی دارد و در طول تاریخ، در جوامع مختلف در زمان شیوع بیماری های همه گیر مشاهده شده است. با ظهور ویروس کرونا در جهان و لزوم پایان دادن به این بیماری همه گیر خطرناک، کشورهای مختلف جهان، از جمله نظام حقوقی ایران به سمت اجرای سازوکارهای «واکسیناسیون اجباری» رفته اند.

    نتیجه گیری

    نظام حقوقی ایران در قالب ستادی به نام ستاد ملی مبارزه با کرونا، مسیولیت تصویب و ابلاغ مقررات مختلف، از جمله الزام به تزریق واکسن را بر عهده دارد. در این میان، بسیاری از موافقان و مخالفان درباره امکان این الزام بحث کرده اند. مخالفان این مصوبه از اختیارات ستاد ملی مقابله با کرونا، حق آزادی، حریم خصوصی و حاکمیت احترام و رد واکسیناسیون اجباری استناد کرده اند. طرفداران این موضوع نیز به اصل رفاه و منفعت، منافع جمعی، اصل بی ضرری و مردسالاری قانونی اشاره می کنند که مبنای جرم انگاری نیز محسوب می شود.

    کلیدواژگان: کرونا، واکسیناسیون اجباری، ستاد کرونا، الزام، تزریق، واکسن، حق بر سلامت
  • عسکر جلالیان*، علی درست کردار صفحات 91-104
    زمینه و هدف

    سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد که به طور خلاصه یونسکو نامیده می شود، یکی از سازمان های تخصصی وابسته به سازمان ملل است و هدف این سازمان کمک به صلح و امنیت جهانی از طریق همکاری بین المللی در زمینه های آموزشی و علمی و فرهنگی، به منظور افزایش احترام به عدالت و حقوق بشر، بر پایه منشور سازمان ملل متحد است. تاکنون یونسکو فعالیت های مرتبط و مستقیمی در زمینه اخلاق پزشکی انجام داده است. این مقاله به بررسی سه اعلامیه جهانی صادره از سوی یونسکو که در زمینه اخلاق زیستی و پزشکی تدوین گردیده اند، می پردازد و ارزیابی می نماید که اعلامیه های جهانی یونسکو چه نقشی در حمایت و ارتقای اخلاق پزشکی داشته و آیا این سازمان نهاد مناسبی جهت رهبری این پروژه بوده است یا خیر؟ با ارزیابی این موارد می توان به نتایجی در خصوص اهمیت این اعلامیه ها دست یافت.

    روش

    این مقاله به صورت تحلیلی توصیفی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای به رشته تحریر درآمده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     این پژوهش با رعایت اصول اخلاقی و امانتداری انجام پذیرفته است.

    یافته ها

    از مهم ترین و تاثیرگذارترین نهاد ها در حوزه اخلاق پزشکی، سازمان علمی و آموزشی یونسکو بوده و در سه اعلامیه صادره از سوی آن، مسایلی مانند کرامت انسانی، آزادی و حریم خصوصی انسان، رضایت بیمار و... که از مباحث مهم اخلاق پزشکی هستند، جای گرفته است.

    نتیجه گیری

    سه اعلامیه جهانی یونسکو، گام مهمی در جهت جستجوی استانداردهای اخلاقی جهانی است. با توجه به ماهیت حساس مسایل اخلاقی زیستی، این واقعیت که تقریبا همه کشورها به یک توافق جامع در این زمینه دست یافته اند، خود یک دستاورد بزرگ است. علیرغم آنکه این سه اعلامیه، اسنادی غیر الزام آور محسوب می شوند، با این حال، زمان و رویه دولتی ممکن است آن ها را به اسنادی الزام آور تبدیل کند.

    کلیدواژگان: یونسکو، اخلاق پزشکی، اخلاق زیستی، حقوق بین الملل، اعلامیه های جهانی
  • سیاوش اصلانی، میرسجاد سیدموسوی*، علی حاجی پور کندرود صفحات 105-123
    زمینه و هدف

    یکی از زیرساخت های اصلی حق حیات که از مصادیق بارز حقوق بشر می باشد حق بر سلامت و بهداشت است که زمینه ساز تحقق دیگر نسل های حقوق بشر در سطح جهان شناخته می شود، بدین ترتیب بهداشت انسانی هم می تواند تمتع از دیگر حقوق را تحت تاثیر قرار بدهد و هم از بی تفاوتی و نقض دیگر موازین حقوق بشر تاثیر پذیرد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی به عنوان یک سازمان بین المللی عام و تخصصی در بسیاری از ماموریت ها و اهداف خود در زمینه بهداشت انسانی کامیاب بوده و در آن موضوعات و مناطقی که اهداف یا سازمان بهداشت جهانی فرصت تحقق یا پیشروی نیافته باید موانع تحقق این آرمان ها را در فقر، بیسوادی، بیکاری، رکود، فساد، تبعیض و فقدان دموکراسی در برخی از جوامع و کشورها جستجو کرد.

    نتیجه گیری

    سازمان بهداشت جهانی برای فایق آمدن بر مشکلات پیش رو باید با ابزار افزایش آگاهی ملت ها به تدریج دولت ها را تشویق به تعامل و همکاری برای ارتقای سطح بهداشت بشریت بنماید تا سریع تر به اهداف عالی و انسانی خود دست یابد.

    کلیدواژگان: حق بر سلامت، سازمان بهداشت جهانی، حقوق بشر، تضمین سلامت
  • علی سلیم نوری، رضا نیکخواه سرنقی*، سیامک جعفرزاده صفحات 124-139
    زمینه و هدف

     ترانس سکشوال نوعی اختلال جنسیت است که در آن جنسیت ظاهری فرد ترانس معارض با جنسیت درونی و واقعی اوست. به رسمیت شناختن جنسیت واقعی ترانس سکشوال ها می تواند ثمرات و کاربرد قابل توجه نسبت به بزه دیدگی و بزه کاری این افراد داشته باشد، به ویژه در جرایم جنسی، لذا در این تحقیق هدف نگارنده، بررسی جایگاه ترانس سکشوال ها در قوانین جزایی ایران و ارایه راهکارهای فقهی و حقوقی جهت کاهش تعزیر یا استثنانمودن آن ها از اجرای حدود در جرایم جنسی است. اهمیت و ضرورت اجرای تحقیق حاضر در این است که دستاورد آن می تواند توجیهی شرعی و قانونی جهت ممانعت از اعمال حدود سالب حیات، مانند لواط، باشد، لذا بحث اصلی تحقیق حاضر عبارت است از اینکه مبنا و ملاک مناسب مجازات ترانس سکشوال ها در جرایم جنسی چیست؟

    روش

     این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

     جنسیت ظاهری افراد ترانس با جنسیت درونی آن ها مغایرت دارد، به نحوی که یک ترانس به ظاهر مرد از حیث ساختار مغزی و هورمونی و رفتار روانی و عصبی زن محسوب می شود. این تعارض و مغایرت، بنا بر اصول و قواعد فقهی و حقوقی می تواند مسقط حد باشد و ضرورت تقنین خاص در شرایط خاص را به همراه دارد، از طرفی در تغییر جنسیت نیز مراجع و قانونگذار جنسیت درونی را به رسمیت شناخته اند، لذا می توان در امور کیفری نیز جنسیت درونی را لحاظ نمود.

    نتیجه گیری

     با توجه به مغایرت جنسیت ظاهری و واقعی فرد ترانس و بنا بر اصول و قواعد فقهی و حقوقی، عدالت اقتضا دارد که حداقل در جرایم جنسی ترانس سکشوال ها، جنسیت واقعی آن ها ملاک قرار گیرید، چراکه این امر می تواند اسقاط حد و یا اعمال حداقل مجازات را به همراه داشته باشد. در انتها نیز ضمن پیشنهاد اصلاح قوانین، راهکارهایی برای نحوه اثبات ماهیت ترانس سکشوال ها ارایه شده است، مانند آزمایش پزشکی، صدور کارت تشخیص جنسیت واقعی، ثبت و رصد رفتار ترانس ها و... .

    کلیدواژگان: جنسیت واقعی، ترانس سکشوال ها، جرائم جنسی، فقه
  • آمنه مظلوم زاده* صفحات 140-152
    زمینه و هدف

    سقط جنین از مسایل مبتلا به در بسیاری از جوامع است که در ایران نیز همواره محل بحث و اختلاف نظر بوده است. هدف مقاله حاضر این است که به بررسی این سوال بپردازد که آیا در شرایط خطر برای سلامت مادر، سقط جنین از منظر فقه و حقوق جایز است؟ به عبارتی تزاحم حیات و سلامت مادر و جنین از منظر فقه و قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت چگونه قابل تحلیل است؟

    روش

    این مقاله توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های مقاله بر این امر دلالت دارد که در خصوص تزاحم حیات و سلامت مادر و جنین میان فقها اختلاف نظر وجود ندارد، اما دیدگاه غالب فقها مایل به حفظ سلامت مادر است. بر این اساس، در شرایط عسر و حرج و خطر سلامت مادر، حفظ جان مادر اولویت دارد. از منظر قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت نیز زمانی که سلامت مادر در وضعیت خطرناکی قرار گیرد و شرایطی که مطابق نظر پزشک حفظ جنین باعث مرگ مادر شود، بر حسب اصل ضرورت، سقط جنین جایز است. بر این اساس، زندگی و حیات مادر به عنوان شخصی که استقرار دارد، اولویت دارد.

    نتیجه گیری

    طرح جوانی جمعیت عملا شرایط سقط جنین در صورت تزاحم سلامت مادر با جنین را محدود به موارد کشنده بیماری ها کرده و موارد با درمان بسیار سخت را که نوعا موجب حرج اند را حذف کرده است، بدین ترتیب بحث حرج را پیچیده کرده و حق انتخاب به دنیانیاوردن نوزاد با ناهنجاری با درمان های با صعوبت را از مادر گرفته است.

    کلیدواژگان: تزاحم، حیات، سلامت، مادر، فقه، قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت
  • امین قاسم ‎پور*، محمدحسن صادقی ‎مقدم صفحات 153-172
    زمینه و هدف

    لزوم احترام به خودمختاری بیماران یکی از اصول اخلاق پزشکی است. محتوای این اصل، هم در رویکرد وظیفه‎‏گرایان و هم در رویکرد نتیجه‎‏گرایان به اشکال و عبارات مختلف دیده می‎‏شود، اما جایگاه و قدرت الزام اخلاقی و حقوقی در هر کدام یکسان به نظر نمی‎‏رسد، بدین ترتیب نگارندگان این مقاله، به عنوان هدف پژوهش، به بررسی جایگاه خودمختاری در رویکرد نتیجه گرایی و مقایسه آن با همین مفهوم در سایر رویکردهای اخلاقی می پردازند.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی ‎‏ تحلیلی و جمع‎‏آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‎‏ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    خودمختاری به طور سنتی در دیدگاه وظیفه گرایانه به رسمیت شناخته می شود، اما نامی تحت این عنوان در رویکرد نتیجه گرایی دیده نمی شود؛ از سوی دیگر، آنچه در نتیجه گرایی تحت عنوان «فردیت» شناخت می شود، تا حد زیادی با مبانی خودمختاری قرابت دارد. همچنین خوانشی نوین از خودمختاری به نام خودمختاری رابطه ای در کنار خودمختاری سنتی (فردی) در ادبیات حوزه حقوق و اخلاق پزشکی به چشم می‎‏خورد.

    نتیجه گیری

    آنچه در نتیجه‎‏گرایی تحت عنوان فردیت شناخته می‎‏شود، «از حیث درونی و نفس الامری»، ارزشمند است و بار حقوقی کمتری نسبت به خودمختاری دارد. همچنین نگارندگان مقاله، خوانشی نوین از خودمختاری به نام خودمختاری رابطه ای را در کنار خودمختاری سنتی (فردی) معرفی کرده اند. در قرایت جدید، تصمیمات بیمار در امور مهم و سرنوشت ساز درمانی، به جای اتکا به شخص بیمار، به صورت ارتباط مند و با اخذ نظر از نزدیکان و خانواده وی و حتی در مواردی از مشاوران و دست اندرکاران پزشکی صورت می گیرد.

    کلیدواژگان: خودمختاری رابطه ای، فرایند، فردیت، نتیجه گرایی، وظیفه گرایی
  • سید حسین حسینی*، امین حاجی وند صفحات 154-166
    زمینه و هدف

    پرواضح است که حق حیات به عنوان اصلی ترین حق بشری مطرح است. حق بر سلامت نیز که در جهت تضمین حق حیات مطرح می شود، از زمره حقوق اساسی انسان ها است. یکی از حق های مهم و اساسی که در ذیل حق بر سلامت مطرح می شود و جزء مهم ترین حق ها در جهت رسیدن به حق بر سلامت شناخته می شود، حق بر دسترسی به دارو است. هدف از این پژوهش بررسی مسیولیت کیفری سران دولت ها در زمینه نقض حق دسترسی به دارو است.

    روش

    این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل پژوهش، امانتداری علمی رعایت شده است.

    یافته ها

    در اسناد بین المللی حقوق بشری، صراحتا از حق دسترسی به دارو به عنوان یک حق بنیادین نام برده نشده است، اما حق بر سلامت که از حقوق اساسی است، شامل حق بر دسترسی به دارو نیز می شود. حق دسترسی به دارو (در قالب حق کلی تر برخورداری از مراقبت های پزشکی) از حقوق بنیادین بشر محسوب می شود. این حق چه به طور مستقل و چه به طور ضمنی، در قالب حق بر مراقبت های پزشکی، در اسناد بین المللی مختلف مورد حمایت قرار گرفته است. مسیولیت کیفری سران دولت ها در این زمینه قابل بررسی است که بررسی تحلیلی اسناد بین المللی راهگشای راه هستند. نقض حق دسترسی به دارو به مناسبت می تواند جنایت نسل کشی، جنایت علیه بشریت و یا جنایت جنگی محسوب گردد که در برخی از رویه های کیفری بین المللی قابل مشاهده است.

    نتیجه گیری

    قراردادن عمدی یک گروه در وضعیت زیستی نامناسب که به زوال کلی یا جزیی آنان منجر می شود، از عناصر مادی نسل کشی است. در واقع نابودی غیر مستقیم یک گروه با قراردادن اعضای آن در شرایط زیستی سخت که دیر یا زود به نابودی آن ها خواهد انجامید. از جمله مصادیق این اقدام می توان وضعیت نامناسب تغذیه، اخراج سیستماتیک از محل سکونت و تقلیل خدمات ضروری پزشکی را نام برد. یکی از جنایات شنیع بین المللی بر اساس ماده 7 اساسنامه، جنایات علیه بشریت است که اگر سران دولت ها به صورت عمدی جمعیتی را از دارو به منظور نابودی آن ها محروم نماید، از مصادیق جنایات علیه بشریت خواهد بود. برخلاف جنایات علیه بشریت، هرگونه نقض جدی حقوق بین المللی بشردوستانه، جنایت جنگی محسوب می شود که در ماده 8 اساسنامه مطرح شده است. در این خصوص ترک فعل مانند عدم ارایه مراقبت های لازم پزشکی می تواند مشمول جنایات جنگی قرار گیرد. عنصر معنوی این جنایت می تواند عمد و یا سهل انگاری باشد، بنابراین محکومیت سران دولت ها به ارتکاب این جرایم در مورد عدم تامین دارو برای غیر نظامیان و مجروحان محتمل است. ایراد درد و رنج عظیم یا جراحات جدی به بدن یا سلامت در زمره اقدامات منجر به نقض فاحش کنوانسیون های ژنو است که در دسته جنایات جنگی قرار دارد) وفق بند 25 از قسمت «ب» ماده 8 اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی استفاده از گرسنگی دادن به غیر نظامیان به عنوان یک روش جنگی از طریق محروم نمودن آنان از اموالی که برای بقایشان ضروری است (مانند دارو) نیز جرم جنگی بوده و در رویه دولت ها به قاعده عرفی مبدل گشته است.

    کلیدواژگان: مسئولیت کیفری، سران دولت ها، حق بر سلامت، حق دسترسی به دارو، جنایات بین المللی
  • سید وحید صادقی، محمدمهدی الشریف* صفحات 167-180
    زمینه و هدف

    امروزه با توجه به پیچیدگی عمل های جراحی و همچنین نقش سرعت در این عمل ها، پزشک طرف قرارداد جهت انجام تعهد خود، تیمی متشکل از دستیاران و پرستاران را به خدمت می گیرد؛ در حین عمل ممکن است لوازم جراحی مانند گاز استریل در داخل بدن بیمار جا مانده باشد. حال سوال آن است که مسیول این خطای پزشکی چه شخصی است؟

    روش

    این جستار با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای فقهی و حقوقی به رشته تحریر درآمده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     این پژوهش با رعایت اصول اخلاقی و امانتداری انجام پذیرفته است.

    یافته ها

    بررسی مساله ذیل مسیولیت قهری این پاسخ را به ما خواهد داد که پرستاران (اسکراب و سیرکولار)، یکی از اشخاص مسیول در این قضیه هستند، زیرا در خصوص وظیفه شمارش به درستی انجام وظیفه ننموده، فلذا خسارت منتسب به آن ها است. به علاوه پزشک و یا شخصی که مسیول خارج نمودن وسایل جراحی است در صورت تقصیر دارای مسیولیت اشتراکی با پرستار خواهد بود.

    نتیجه گیری

    به عنوان قاعده اولیه در فقه و حقوق، ایراد خسارت از سوی ثالث، مسیولیتی برای پزشک (متعهد) ایجاد نخواهد کرد، مگر این مسیولیت صراحتا یا ضمنا بر شخص متعهد شرط شده باشد. برخلاف حقوق کشورهای دیگر، مسیولیت قراردادی ناشی از فعل غیر را نمی توان در حقوق ایران به  عنوان یک اصل مطرح نمود، در نتیجه تنها کسی که خسارت منتسب به او است مسیول جبران خسارت است. راهکارهای مشابه برای مسیولیت متعهد قراردادی در صورت ورود خسارت از سوی ثالث وجود دارد که در قالب شرط ضمن عقد و حکم حکومتی قابل طرح است.

    کلیدواژگان: مسئولیت پزشکی، مسئولیت قراردادی، مسئولیت قراردادی ناشی از عمل غیر، تیم پزشکی، تعهد
  • شقایق عامریان*، امیرحمزه سالارزائی، زهرا حیدری صفحات 181-194
    زمینه و هدف

    گرایش به زیبایی یکی از خواسته های درونی بشر است، به همین منظور جراحی اصلاحی علاوه بر ترمیم نقص ظاهری، به هدف حفظ تعادل روحی روانی فرد صورت می گیرد، اما چالش اساسی آن است که بانوی باردار (اعم از مادر حقیقی و مادر قراردادی) با تمسک بر حق سلطنت نسبت به اعضای خویش، به علت صدمات ناشی از سوانح گوناگون در دوران بارداری، قصد دارد جراحی زیبایی را نیز به طور ترکیبی و همزمان، در کنار جراحی درمانی انجام دهد. این موضوع با بررسی این گزاره که هرگونه رفتار مثبت یا منفی مادر بر سلامت جنین تاثیرگذار است، در نتیجه مانع از احقاق حق جنین بر سلامت می شود، ناسازگار است. هدف از طرح بحث این می باشد که بیان داریم در تزاحم حق زیبایی مادر باردار و حق تندرستی جنین ترجیح با کدام است.

    روش

    پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، راه حل برون رفت از تزاحم حقوق را مورد سنجش قرار می گیرد.

    ملاحظات اخلاقی: 

    این پژوهش با رعایت اصول اخلاقی و امانتداری انجام پذیرفته است.

    یافته ها

    در رفع تزاحم حقوق مادر و جنین، با عنایت به وزن سنگین حق جنین، ترجیح ضرر اقل بر ضرر اکثر، اخذ اهم و ترک مهم و مصلحت انگاری احکام، حق تندرستی جنین در اولویت است. با اتکا بر داده های پزشکی نیز، اعمال زیبایی مستلزم استفاده از داروهای بیهوش کننده تزریقی به علت تاثیرات منفی بر جنین، اسکلروتراپی به علت عبور از جفت، فیلر و اپیلاسیون به دلیل عدم وجود شواهد بی خطربودن در بیماران باردار، مجاز شمرده نمی شوند. استفاده از داروهای بی حس کننده موضعی و لایه برداری ها، در مقایسه با موارد فوق نسبتا ایمن بوده، با این حال در دوران بارداری باید جانب احتیاط در نظر گرفته شود.

    نتیجه گیری

    ملاحظه پاسداشت سلامت جنین نسبت به اعاده تقارن به هم خورده بانوان باردار، بالتبع جراحی ترمیمی زیبایی در دوران بارداری از سوی آنان، در اولویت قرار دارد.

    کلیدواژگان: جراحی زیبایی، جنین، دوران بارداری، تزاحم حقوق، مشروعیت
  • پگاه سرمدی*، نصرالله جعفری، زهرا رعیتی صفحات 252-263
    زمینه و هدف

    طبق اصول کلی «حق درمان» برای تمام افراد جامعه به صورت برابر و یکسان وجود دارد، اما در صورت شیوع بیماری های جدید و ناشناخته همچون کرونا و با توجه به ویژگی های خاصی که دارند، از قبیل عدم شناخت درمان قطعی، کمبود تجهیزات درمانی متناسب با تعداد بسیار بیماران و عدم قابلیت پیش بینی بهبودی و یا وخامت حال بیمار، امکان بهره مندی کامل از این حق دشوار به نظر می رسد. بنابراین در فرض وجود دو بیمار بد حال و نیازمند به اقدامات درمانی حیات بخش و کمبود امکانات لازم، امکان اولویت دهی و انتخاب بیمار، معیار های ترجیح و تعیین حدود مسیولیت مدنی کادر درمان بسیار مهم و نیازمند تحلیل و بررسی فقهی حقوقی می باشد.

    روش

    این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و با روش کتابخانه ای با بهره گیری از ابزار فیش برداری تهیه و تدوین شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در پژوهش حاضر، پایبندی به روش علمی، اصول اخلاقی، امانتداری و مالکیت فکری و معنوی رعایت شده است.

    یافته ها

    هرچند در شرایط اضطرار، حق اولویت دهی در درمان بیماران برای کادر درمانی وجود دارد، لیکن شاخصه های اولویت و ترجیح بیماران به صورت دقیق، مشخص نیست. به نظر می رسد مجموعه ای از معیار های فردی و اجتماعی و متناسب با اوضاع و احوال در هر مورد، می تواند در تعیین بیمار برای درمان، راهگشا باشد.

    نتیجه گیری

    دستاورد تحقیق حاکی از آن است که در برخی نظام های حقوقی خارجی همچون بریتانیا، مقنن غالبا به صراحت در قالب وضع آیین نامه های خاص در زمان شیوع بیماری ها، به امکان اولویت دهی کادر درمان اشاره نموده است، در حالی که در حقوق داخلی علیرغم عدم تصریح قانونگذار به صورت خاص، بر اساس مبانی حقوق اسلام و فقه امامیه، از جمله قاعده «تقدیم اهم بر مهم» و نیز در راستای حفظ منافع کلی جامعه، کادر درمانی قادر به اولویت و ترجیح بیماران دارای امکان حیات بیشتر در درمان بوده و در صورت اولویت دهی در درمان، فاقد مسیولیت مدنی می باشند.

    کلیدواژگان: حق حیات، درمان، پاندمی، اولویت دهی، اخلاق پزشکی
  • سپیده بوذری*، سیمین اسدزاده صفحات 265-280
    زمینه و هدف

    آلودگی هوا و آسیب های ناشی از آن در شهر تهران به عنوان یکی از اصلی ترین مشکلات حوزه شهری در سایه قوانین موجود در این زمینه بررسی می شود. یکی از موارد آسیب به محیط زیست، آلودگی هوا به دلیل اقدامات انسانی است. اقداماتی که گاهی به عمد و با آگاهی و گاهی بدون قصد در طبیعت صورت می گیرد و باعث تغییر یا از بین رفتن آن می شود. از منظر حقوقی بررسی وجود مسیولیت برای این اقدامات حایز اهمیت است. مسیولیت ناشی از آلودگی هوا در مقررات و قوانین، ضمانت اجراهای مدنی و کیفری دارد. با نگاهی به قوانین موجود و ضرورت طرح بحث های حقوقی به صورت میان رشته ای و کمبود تحقیقات در این زمینه با ارایه پیشنهادهای سازنده در جهت رفع مشکلات این حوزه اقدام می گردد.

    روش

    پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای انجام گرفته است و درصدد است ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری را برای مسببین آلودگی هوا بررسی کند.

    ملاحظات اخلاقی: 

    با وجود کمبود منابع کافی داخلی ضمن رعایت اصالت متون صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یکی از موارد آسیب به محیط زیست، آلودگی هوا به دلیل اقدامات انسانی است. قابل ذکر است که مسیولیت ناشی از آلودگی هوا در مقررات و قوانین مدنی و کیفری وجود دارد، اما به نظر می رسد با توجه به اهمیت این موضوع ضمانت اجراهای موجود در قوانین کافی نبوده و باید در خصوص موارد مسیولیت در حوزه مدنی و مجازات های حوزه کیفری مقررات جدیدی وضع شود.

    نتیجه گیری

    در حوزه آلودگی هوا که از اصلی ترین عوامل آسیب در محیط زیست می باشد، در قوانین و مقررات ایران مواد متعددی پیش بینی شده است. این پیش بینی هم در قوانین اصلی همانند قانون اساسی و هم در سایر قوانین کیفری و حوزه مدنی وجود دارد، اما بیشتر از وجود قوانین، امکان اجرا و نحوه اجرا این قوانین اهمیت دارد. از نظر مدنی حوزه مسیولیت عواملی که باعث آلودگی هوا می شوند از طریق قواعد عام مسیولیت مدنی مثل وجود ضرر و رابطه علیت امکان طرح دعوا و مطالبه خسارت وجود دارد، البته در بسیاری از موارد در این حوزه اثبات موارد سه گانه مسیولیت مدنی دشوار بوده و گاهی غیر ممکن است. در حوزه کیفری نیز قوانین مرتبط با آلودگی هوا مجازات حبس و تعطیل مرکز آلاینده و یا جلوگیری از تردد وسایل نقلیه آلاینده وجود دارد، ضمن اینکه بعضی از مجازات ها همانند جزای نقدی را می توان همراه با سایر مجازات ها به صورت تلفیقی استفاده کرد تا اثر بهتری نیز داشته باشد، البته همواره علاوه بر وجود قوانین و مقررات به دلیل درهم تنیدگی حقوق و اخلاق، فرهنگ سازی در حوزه این موضوع می تواند کمک بسیاری کند.

    کلیدواژگان: تهران، محیط زیست، آلودگی هوا، مسئولیت حقوقی، مجازات
  • سید عباس سیدی آرانی* صفحات 281-295
    زمینه و هدف

    «مادر»، نقطه پرگار مقررات در سقط درمانی است. قانونگذار در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت دایره سقط درمانی را با اتخاذ رویکرد سخت گیرانه ای محدود و بیماری صعب العلاج جنین را از مصادیق سقط درمانی خارج نمود، هرچند این وضعیت موجب حرج مادر شود. این امکان فقط در جمع بیماری صعب العلاج جنین و خطر جانی مادر وجود دارد. وضعیتی که به جز حرج مادر، فرزند را نیز در وضعیت دشواری قرار می دهد، در حالی که در موضوع سقط جنین، هدف، ایجاد تعادل میان منافع مادر و جنین است. قانونگذار در این حوزه باید میان حق گذراندن دوران بارداری مادر و حق حیات جنین، به عنوان حقی بنیادین، تعادلی آرمانی ایجاد نماید. می توان با ایجاد مرزی صحیح میان سقط درمانی و سقط جنایی این تعادل را ایجاد نمود.

    روش

    این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در پژوهش حاضر، پایبندی به روش علمی، اصول اخلاقی، امانتداری و مالکیت فکری و معنوی رعایت شده است.

    یافته ها

    ضرورت های اجتماعی نوین می طلبد تا قانونگذار حوزه سقط درمانی را به موارد دیگری گسترش دهد که وجود خطر برای مادر یا جنین محرز می باشد، خواه بارداری منشا مشروع داشته باشد، خواه نامشروع.

    نتیجه گیری

    روشن است که وضعیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ثابت نیستند، قواعد حاکم بر آن ها نیز تغییر می کنند. در شرایطی که مرز باریکی میان سلامت و جنایت وجود دارد، مناسب است قانونگذار برای پیشگیری از افزایش سقط جنایی، با لحاظ ملاحظات مختلف اقدامات صحیحی برای خروج برخی مصادیق سقط از حوزه جنایی به درمانی انجام دهد. در این راستا پافشاری خودخواهانه بر هدف رشد جمعیت و بهره گیری انحصاری از برخی نظرات فقهی به قیمت فداشدن سلامت جمعیت تمام می شود و تعادل آرمانی مورد نظر را بر هم می زند، لازم است هدف، کیفیت و پویایی جمعیت باشد. هدفی که دور از دسترس نیست؛ بهره گیری حداکثری از نظرات فقهی و بهره مندی بهینه از نظرات اندیشمندان معاصر برای نیل به آن راهگشاست.

    کلیدواژگان: جنین، سقط جنین، بیماری صعب العلاج، بیماری لاعلاج، حرج مادر، سقط جنین جنایی، سقط جنین قانونی
  • منصوره فصیح رامندی* صفحات 296-311
    زمینه و هدف

    در بحث از وضعیت حقوقی افراد تراجنسی پس از تغییر جنسیت، نه تنها احکام مربوط به خود شخص، بلکه افراد دیگری نیز که به واسطه روابط خانوادگی محق در برخوردای از حقوق خاصی هستند، دستخوش تغییرات خواهد بود. در میان مباحث حقوقی متعدد این موضوع، وضعیت سرپرستی و حضانت کودکان به جهت حساسیت جایگاه آنان با تاکید بر اصل مصلحت، از اهمیت زیادی برخوردار است.

    روش

    این پژوهش از نوع نظری با روش توصیفی تحلیلی است و گردآوری اطلاعات آن با شیوه کتابخانه ای اسنادی صورت پذیرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل پژوهش اعم از مطالعه و گردآوری داده ها، مستندسازی و تحلیل آن ها ملاحظات اخلاقی رعایت شده است.

    یافته ها

    برخی حقوق، متاثر از جنسیت با اتصاف فرد به مرد یا زن، است و به تبع آن حقوق اختصاصی هر یک از زوجین در خانواده بر این اساس مشخص و متغیر خواهد بود، از جمله حقوق مکتسبه والدین (زوجین)، سرپرستی و حضانت کودکان است که در هر نظام حقوقی تصمیم گیری در خصوص آن، مبتنی بر برداشت نظام مذکور از کودک و مفهوم کودکی و بهره گیری از معیارهای مشخص و کارآمد است. در نظام حقوقی ایران، این معیار تحت عنوان، مصلحت در نظر گرفته شده است.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه محور اصلی در بحث سرپرستی و حضانت کودک، بر مصلحت وی شکل گرفته، اگر تغییر جنسیت بر کودک آسیب و صدمه جسمی وارد نکند، حق سرپرستی و یا حضانت برای هر یک از پدر و یا مادر، باقی است و در غیر این صورت، حق ساقط می شود. اگر تغییر جنسیت اثر زیانباری برای کودک نداشته باشد، دلیلی بر اسقاط این حق وجود ندارد، البته در فرض عکس این قضیه، حکم به اسقاط این حق خواهد شد.

    کلیدواژگان: تراجنسی، تغییر جنسیت، سرپرستی، حضانت، کودک
  • محمدمهدی برغی*، محسن راستی صفحات 311-324
    زمینه و هدف

    گرچه سقط جنین با اهداف طبی و درمانی در اکثر کشورها پذیرفته شده است، اما سقط جنین جنایی را امری مذموم دانسته و در قوانین کیفری خود برای مرتکبین این رفتار مجازات تعیین نموده اند. با این وجود افزایش میزان سقط جنین جنایی در سال های اخیر، ضرورت مقابله با این پدیده را بیش از پیش روشن نموده است. پژوهش حاضر ضمن بررسی تغییراتی که در قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» مصوب سال 1400 در رابطه با جرایم مرتبط با سقط جنین ایجادشده، به شناسایی آخرین تحولات سیاست کیفری ایران در این رابطه می پردازد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده، روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با مراجعه به اسناد صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» مصوب سال 1400 در رابطه با سقط جنین جنایی و جرایم مرتبط با آن تغییرات مهمی به وجود آورده است که از جمله می توان به تشدید مجازات مرتکبین این جرایم و تعیین عناوین مجرمانه جدید در این حوزه اشاره کرد.

    نتیجه گیری

    بررسی تغییرات اعمال شده در قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» مصوب سال 1400 نشان می دهد که قانونگذار ایران در جدیدترین سیاست کیفری خود در مواجهه با سقط جنین جنایی و جرایم مرتبط با آن، رویکرد سخت گیرانه تری در پیش گرفته است.

    کلیدواژگان: قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، سقط جنین، حاملگی، قانون مجازات اسلامی، سیاست کیفری
  • ماهرو غدیری، محمد روشن، حمیدرضا سعیدعرب* صفحات 325-341
    زمینه و هدف

    قریب چهار دهه از صدور نخستین فتوای جواز بازآرایی جنسی تراجنسی ها می گذرد، با این حال، قانونگذار رویکردی شفاف و دقیق درباره وضعیت تراجنسی ها در پیش نگرفته است. قانون حمایت خانواده 1391 با اشاره به تغییر جنسیت، تلویحا، جراحی بازآرایی جنسی را مبدا شناسایی تراجنسی ها دانست، در حالی که قانون حمایت از اطفال و نوجوانان 1399، با علم به ناکارآمدی این نحوه از شناسایی برای کودکان و ضرورت اتخاذ تدابیر قانونی برای حمایت از ایشان، اختلال هویت جنسی را ملاک قرار داد. به نظر می رسد این رویکردهای متفاوت و حداقلی، معلول ناکارآمدی در نظریه پردازی است. از یکسو نظریه پردازی کارآمد در گرو برساختن سنجه ای دقیق برای شناسایی موضوع و از سوی دیگر برساختن سنجه در گرو موضوع شناسی است، پس موضوع شناسی جنسیت تراجنسی ها نخستین گام برای نظریه پردازی و خروج از این برزخ قانونی است.

    روش

    این پژوهش از نوع پژوهش های نظری، به روش توصیفی تحلیلی با رجوع به منابع کتابخانه ای است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در انجام تمامی مراحل نگارش پژوهش، صداقت و امانتداری به همراه حفظ اصالت متون رعایت شده است.

    یافته ها

    موضوع شناسی جنسیت در رویکرد فقیهان متفاوت از رویکرد نوین محاکم برخی کشورها است. به این ترتیب که فقیهان، جنسیت را موضوعی عرفی، عرف عام را مرجع صالح و جنسیت ظاهری را سنجه شناسایی جنسیت می دانند، در حالی که رویکرد نوین بر صلاحیت متخصصان حوزه جنسیت تاکید کرده و هویت جنسیتی را سنجه شناسایی تراجنسی ها قرار داده است.

    نتیجه گیری

    عرف در درک موضوعات پیچیده، ناتوان و سنجه جنسیت ظاهری در شناسایی تراجنسی ها ناکارآمد است. به  وارونه، سنجه هویت جنسیتی، افزون بر کارایی در شناسایی تراجنسی ها و جداسازی آنان از دیگر وضعیت ها، به دلیل دقت های تخصصی، عاری از اجمال بوده و می تواند یاری گر قانونگذار در رفع خلاهای قانونی و اتخاذ رویکردی شفاف در شناسایی تراجنسی ها باشد. از منظر فقهی نیز می توان با بهره گیری از ظرفیت های فقه پویا، گذر موضوع شناسی ایستا و اثبات تخصصی بودن موضوع، سنجه هویت جنسیتی و مرجعیت متخصص را پذیرفت.

    کلیدواژگان: تغییر جنسیت، جنسیت ظاهری، عرف عام، فقه پویا، هویت جنسیتی
  • فاطمه السادات قریشی محمدی* صفحات 342-355
    زمینه و هدف

    مجروحان و بیماران مخاصمات مسلحانه از جمله افرادی هستند که بیشترین آسیب پذیری را در جریان مخاصمات داشته و به دلایلی چون فقدان امکانات و شرایط خاص مناطق مورد مخاصمه از بین روند. در این مقاله تلاش شده به بررسی این سوال پرداخته شود که بیماران و مجروحان در مخاصمات مسلحانه در فقه و حقوق بین الملل بشردوستانه از چه حقوقی برخوردار هستند.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های مقاله بر این امر دلالت دارد که هم در فقه و هم در موازین حقوق بشردوستانه، بر حمایت از مجروحان و بیماران تاکید شده است. کنوانسیون ها و پروتکل های ژنو حاوی مقرراتی مشخص در زمینه ضرورت حمایت، مراقبت و احترام به مجروحان و بیماران مخاصمات مسلحانه است. مطابق این قواعد، همه طرف ها و دولت های درگیر در مخاصمات و حتی دولت های بی طرف متعهد هستند که اقدامات لازم برای درمان و مراقبت از مجروحان و بیماران به عمل آورند. در فقه نیز بر قتل و کشتار مجروحان و بیماران ممنوع شده و بر ضرورت مراقبت از آن ها تصریح شده است.

    نتیجه گیری

    اهمیت مراقبت و حمایت از مجروحان و بیماران ایجاب می کند پرسنل پزشکی نیز که قصد کمک به مجروحان و بیماران در مخاصمات مسلحانه دارند، از حمایت برخوردار باشند.

    کلیدواژگان: حقوق بیماران، مخاصمات مسلحانه، فقه، حقوق بشردوستانه
  • هما داودی گرمارودی، سجاد لشکری آذر، زهرا شوکتی احمدآباد * صفحات 357-371
    زمینه و هدف

    در جامعه امروز، خشونت خانگی به عنوان یکی از مشکلات اجتماعی بسیار شایع است و کودکان نیز از این خشونت ها به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند. بنابراین تضمین حق دادخواهی کودکان توانخواه در برابر خشونت خانگی بسیار حایز اهمیت است.

    روش

    این مقاله از نظر هدف کاربردی است و چالش های موجود در این زمینه از طریق روش توصیفی تحلیل و با استفاده از ابزار کتابخانه ای بررسی شده و راهکارهایی برای حفظ حقوق کودکان قربانی خشونت خانگی ارایه شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصول متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    از جمله راهکارهای پیشگیری از خشونت خانگی علیه کودکان توانخواه و تامین عدالت برای قربانیان که در این مقاله ارایه شده است، عبارت است از تدارک آموزش های ویژه برای کودکان توانخواه و کارکنان حوزه دادگستری، افزایش آگاهی عمومی، حذف یا اصلاح قوانین خشونت زا، لزوم دسترسی به داده های آماری تفکیک شده، تضمین دسترس پذیری و همسان سازی متعارف در برنامه های حمایتی و بازدارنده، پیروی از توصیه های کمیته حقوق افراد دارای معلولیت به کشور های عضو، حضور سازمان های مردم نهاد و حل و فصل اختلافات به صورت بر خط که در متن مقاله بدان پرداخته شده است.

    نتیجه گیری

    به طور کلی، تضمین حق دادخواهی کودکان توانخواه در برابر خشونت خانگی نیازمند همکاری و هماهنگی بین دولت، جامعه و خانواده ها است. با اجرای راهکارهای مناسب، می توان این حق را برای کودکان قربانی خشونت خانگی تضمین کرد و از آن ها در برابر تاثیرات منفی این خشونت ها محافظت کرد.

    کلیدواژگان: تبعیض مضاعف، حقوق کودک، خشونت خانگی، دسترسی به عدالت، توانخواه
  • مریم ثقفی*، عباس نیازی صفحات 371-383
    زمینه و هدف

    انتظار مشروع به عنوان یکی از اصول حقوق اداری امروزه به حوزه های دیگر از قبیل حقوق خصوصی نیز راه یافته است. این اصل دربرگیرنده سلسله ای از انتظارات متعارف و معقول شهروندان است که در حوزه قضایی مورد حمایت قرار گرفته و مشروع و مورد احترام است. در حقوق پزشکی نیز خواه از منظر پزشک و خواه بیمار، چنین انتظارتی موجود بوده و توجه مقامات ذی ربط را می طلبد.

    روش

    این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی از طریق ملاحظه، بررسی و تجزیه و تحلیل منابع حقوقی موجود از قبیل کتب، مقالات و قوانین و مقررات نگارش یافته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    انتظارات مشروع جامعه پزشکی را در دو حوزه پزشکان و بیماران می توان بررسی نمود. در حوزه پزشکان، تنظیم تعرفه بر اساس میزان تحصیلات و ارایه خدمات پزشکان و تمایز در آن، عدم مسیولیت در فرض اقدامات حرفه ای و در راستای منافع بیمار است. انتظارات مشروع بیماران نیز نظیر ارایه اطلاعات لازم در زمینه عوارض و نوع بیماری و جلوگیری از اجرای عرف غیر قانونی است.

    نتیجه گیری

    توجه به انتظارات مشروع و متعارف پزشکان و بیماران نه تنها هزینه گزافی نداشته و به راحتی میسور است، بلکه از آسیب های جدی ای که از عوارض عدم رعایت آن ها ناشی می شود، پیشگیری نموده و به اعتلای حقوق پزشکی می انجامد. اخذ زیرمیزی و مراجعه به اشخاص فاقد توانایی پزشکی و بعضا درمان های ناصحیح از پیامدهای عدم توجه به انتظارات مشروع و متعارف اقشار ذی ربط است.

    کلیدواژگان: انتظار مشروع، متعارف، جامعه پزشکی، پزشک، بیمار
  • بابک مرندی، محمدتقی رفیعی* صفحات 384-397
    زمینه و هدف

    پاندمی ویروس کرونا (کووید-19) علاوه بر ابعاد پزشکی و آثار اجتماعی و اقتصادی متعددی که به دنبال داشت، از منظر حقوقی نیز مسایل متعددی، از جمله عدم اجرای تعهدات قراردادی به همراه داشت که همچنان محل بحث و نظر است. هدف مقاله حاضر بررسی تطبیقی ماهیت حقوقی عدم اجرای تعهدات قراردادی به سبب پاندمی کرونا در نظام حقوقی ایران و اسناد بین المللی است.

    روش

    مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها بر این امر دلالت دارد که در حقوق ایران، تحت شرایطی عدم اجرای قرارداد با توسل به قاعده قوه قاهره و عسر و حرج (هاردشیپ) امکان پذیر است و می توان کرونا را از مصادیق فورس ماژور یا قوه قاهره دانست. در اسناد بین المللی چون یونیدورا و کنوانسیون بیع بین المللی کالا نیز امکان عدم اجرای تعهدات قراردادی ناشی از پاندمی کرونا در زمره مصادیق قوه قاهره امکان پذیر بوده و در قالب نظریاتی چون هاردشیپ و دشواری اجرای قرارداد نیز قابل تبیین است.

    نتیجه گیری

    شباهت زیادی میان حقوق ایران و اسناد بین المللی در خصوص عدم اجرای تعهدات قراردادی به سبب پاندمی کرونا وجود دارد، هرچند در اسناد بین المللی به صراحت بیشتری به فورس ماژور و به خصوص هاردشیپ و دشواری اجرای قرارداد پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: تعهدات قراردادی، پاندمی ویروس کرونا، فورس ماژور، هاردشیپ
  • یعقوب علیزاده* صفحات 399-411
    زمینه و هدف

    بحران های همه گیر جهانی مانند کرونا از مهم ترین ها تهدیدها علیه سلامت و امنیت بهداشتی شهروندان است. در این مقاله تلاش شده به بررسی تعهدات دولت ها در حفاظت از شهروندان در مقابله با بیمارهای همه گیر از منظر فقه و حقوق و اسناد بین الملل پرداخته شود.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های مقاله بر این امر دلالت دارد که دولت ها مطابق فقه، حقوق داخلی و اسناد بین المللی متعهد به تامین سلامت عمومی شهروندان خود در مواجهه با بحران های همه گیر است. در فقه، قواعدی چون مسیولیت دولت در تامین رفاه شهروندان، ضرورت دفع ضرر محتمل و همچنین اقدام بر اساس قاعده لاضرر مبنای تعهدات دولت در این زمینه است. در حقوق ایران در اصول متعددی از قانون اساسی و برنامه های پنج ساله توسعه بر تعهد دولت در تامین حق بر سلامت شهروندان تاکید شده است. در اسناد بین المللی نیز اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی، اجتماعی و اقتصادی مصوب 1969 و قطعنامه های شورای امنیت در مقابله با ایدز، ابولا و کرونا، از مهم ترین منابع خاص حقوقی تعهدات دولت ها در قبال شهروندان در مواجهه با بحران های همه گیر است.

    نتیجه گیری

    علیرغم پذیرش تعهدات دولت ها در حفاظت از شهروندان در مقابله با بیمارهای همه گیر، ضمانت اجرایی برای این تعهدات دولت ها به ویژه در عرصه بین المللی تعریف نشده است.

    کلیدواژگان: تعهدات دولت، بیمارهای همه گیر، دفع ضرر، ابولا، ایدز و کرونا
  • کرم باقری حیدری، فیروز احمدی*، هنگامه غضنفری صفحات 413-427
    زمینه و هدف

    امروزه جبران خسارت ناشی از عدم ارایه اطلاعات دارویی توسط عرضه کنندگان این کالا به مصرف کنندگان، از جمله جدیدترین مباحث حقوقی است. در این پژوهش تلاش بر آن است که ماهیت و منابع قانونی مسیولیت مدنی ناشی از عدم ارایه اطلاعات دارویی توسط تولیدکنندگان و توزیع کنندگان دارو به مصرف کنندگان در حقوق ایران، فرانسه و انگلیس مورد بررسی قرار گیرد.

    روش

    نوع تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت پذیرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت گردیده است.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهد که عدم ارایه اطلاعات ضروری دارویی از طرف تولیدکنندگان و توزیع کنندگان دارو به مصرف کنندگان در کشورهای ایران، فرانسه و انگلیس می تواند موجبات مسیولیت مدنی قراردادی یا قهری متصدیان این مراکز را فراهم می آورد.

    نتیجه گیری

    در حقوق ایران به استناد موادی از قوانین خاص و عام، از جمله قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان مصوب 1388 مبنای مسیولیت مدنی تولیدکنندگان و توزیع کنندگان کالا نظیر دارو مسیولیت مبتنی بر تقصیر است، امری که با تحولات حقوقی صورت گرفته در کشورهای پیشرفته در تضاد بوده و ضرورت دارد از سوی قانونگذار ایران نیز مورد تجدید نظر قرار گیرد. در حقوق فرانسه به استناد ماده 1386 قانون مدنی و ایضا دکترین و رویه قضایی این کشور مسیولیت مدنی متصدیان این مراکز مبتنی بر تقصیر محض است. در حقوق انگلیس نیز همانند فرانسه و بر اساس موادی از قوانین موضوعه این کشور، از جمله قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان مصوب 2015، مبنای مسیولیت مدنی تولیدکنندگان و توزیع کنندگان کالا، از جمله داروها در این کشور مسیولیت محض می باشد.

    کلیدواژگان: تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، دارو، مسئولیت مدنی، ارائه اطلاعات دارویی، ماهیت، منابع قانونی
  • محمود عباسی، سیده پریسا میرابی* صفحات 428-450
    زمینه و هدف

    کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل پیرو ماده 24، حق کودکان را برای دارابودن از سلامتی و خدمات بهداشتی درمانی به رسمیت شناخته و برای تحقق سلامت و مراقبت های بهداشتی بر حق بر توسعه پایدار تاکید داشته است، اگرچه پیشرفت و توسعه در پیشبرد دستور کار 2030، حوزه کودکان را تحت پوشش قرار می دهد، اما مشخص نیست که با گسترش بیماری ها می تواند توسعه پایدار داشته باشد! علیرغم اهمیت این موضوع، جملگی کارکرد اندکی در سطح ملی و بین المللی نسبت به مساله سلامت کودکان در شیوع بیماری های واگیردار مانند کرونا (Covid-19) صورت گرفته است.

    روش

    این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش تحقیق توصیفی تحلیلی تدوین گردیده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    پژوهش حاضر با رعایت اصول اخلاقی و امانتداری و صداقت نگارش یافته است.

    یافته ها

    مقدمه اعلامیه جهانی حقوق کودک، توسعه را به عنوان یک مفهوم جامع در ابعاد رشد اجتماعی و بهبود شرایط زندگی و آزادی معرفی کرد. کنوانسیون حقوق کودک، ماده 24 را به تنهایی برای تحقق حق بر سلامت کافی ندانسته و به صورت قابل توجهی مکمل با سایر مقررات کنوانسیون قرار داده است. از طرفی کمیته حقوق کودک ارتباط ناگسستنی بین توسعه گسترده، عادلانه و پایدار در احقاق حقوق کودکان را با فراهم آوردن فرصت های برابر در دسترسی به منابع اساسی، از جمله بهداشت و سلامت و محیطی سالم و ایمن برای کودکان تاکید داشته است.

    نتیجه گیری

    از آنجا که اهداف توسعه پایدار، نقطه عطف مهمی در تعهدات جامعه بین الملل در دستیابی به آرمان های حقوق بشری در حق بر سلامت است، ولی الگوهای سنتی توسعه و رشد اقتصادی، به تنهایی کافی نمی باشد، لذا همکاری در سطح بین المللی برای کاهش یا حذف موانع توسعه و ایجاد یک سند بین المللی به منظور ایجاد و اجرای استانداردهای حق بر توسعه در سلامت کودکان ضروری است.

    کلیدواژگان: حقوق کودکان، کنوانسیون حقوق کودک، حق بر توسعه، حق بر سلامت
  • قیصر قلاوند، محسن شکرچی زاده*، مهدی جلیلیان صفحات 441-453
    زمینه و هدف

    پیشگیری از تکرار جرم بعد از تحمل مجازات نقش مهمی در سلامت و امنیت جامعه دارد، تحقق این امر مستلزم ارایه مداخلات همه جانبه جهت اصلاح و درمان بزه کاران است. اصلاح و درمان بزه کاران در طول دوران تحمل مجازات و مراقبت بعد از خروج از منظر قانونگذار مورد توجه بوده است. با توجه به اهمیت این موضوع در این پژوهش به بررسی ضرورت اجرای مداخلات روان شناختی در دوران حبس و مراقبت بعد از خروج پرداخته شده است.

    روش

    این پژوهش از منظر هدف در زمره پژوهش های نظری و از نظر روش شناسی توصیفی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای با مراجعه به متون تخصصی و پژوهش های پیشین انجام شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در پژوهش حاضر جنبه های اخلاقی مطالعه کتابخانه ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    نتایج نشان داد: 1 تشخیص اختلالات روان شناختی و مداخله به هنگام حین و پس از خروج؛ 2 ارایه مداخلات روان شناختی خانواده محور جهت افزایش حمایت اجتماعی و کاهش تعارضات؛ 3 تمرکز بر حرفه آموزی حین و پس از خروج سه بستر مناسب جهت ارایه مداخلات روان شناختی می باشند که نقش بسیار مهمی در کاهش تکرار جرم دارند.

    نتیجه گیری

    در مجموع می توان نتیجه گرفت که ظرفیت های زیادی در زمینه تشخیص و درمان بزه کاران حین و پس از خروج وجود دارد، همچنین لازم است که با ارایه مداخلات خانواده محور، مشاوره مسیر شغلی و حرفه آموزی به بزه کاران حین و پس از خروج بستر پذیرش اجتماعی و اشتغال پذیری آن ها فراهم گردد. با اجرای این برنامه ها می توان تا اندازه زیادی از تکرار جرم پیشگیری کرد، بر این اساس پیشنهاد می شود که برنامه ریزان امر به این یافته ها توجه داشته باشند.

    کلیدواژگان: روان شناسی، روان درمانی، اصلاح، درمان، تکرار جرم
  • مهدی خاقانی اصفهانی* صفحات 454-473
    زمینه و هدف

    تبیین نحوه کاربست مفهوم اقتدار و تعیین مناسبات آن با حق ها و آزادی های بنیادین، تحلیل اقتدار در معناهای مضاف (اقتدارهای مضاف، مانند اقتدار حقوقی، اقتدار پزشکی، اقتدار سیاستگذاری عمومی و...) را میسر می کند و پرده از اقتدارگرایی های مغایر حقوق بشر در قلمروهایی نظیر سیاستگذاری سلامت برمی افکند، همچنانکه اقتدارگرایی پزشکی تعامل را تنها به هدف اقناع غیر صادقانه بیمار دنبال می کند، اقتدارگرایی حقوقی نیز به واسطه تمهیدات قانونی و با رسمیت دادن به اقتدار قهری حاکمیت با موجه نمایی عدالت کیفری، گاهی پشتوانه ناعادلانه تحدید آزادی ها با توجیهات سلامت عمومی قرار می گیرد. درمان به مثابه کیفر، نمود متقابلی از توجیهات پزشکی برای اقتدارگرایی کیفری است. هم آیندی اقتدارگرایی در دو قلمرو کیفری و پزشکی، بحران های پی آیند این دو را تشدید می کند. تحلیل سوءاستفاده متقابل امنیت گرایی کیفری و اقتدارگرایی پزشکی از یکدیگر، تبیین می کند که مبانی کنترل اجتماعی جرم که متاثر از ایدیولوژی های سیاسی غالب است بر راهبرد سیاستگذاری سلامت عمومی و ارایه پشتوانه حقوقی برای سیاست های سلامت و تعیین محدوده آزادی های فردی و قلمرو مداخلات حکومت تاثیر به سزایی دارد. اقتدارگرایی پزشکی در پی تدارک پشتوانه اقتدارگرایی حقوقی کیفری برای خود، موجب توسعه مداخلات کیفری و حقوقی زدگی دولت و توسل بی رویه از ابزار قهری با ادعای کنترل سلامت اجتماعی می شود.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    فقدان «پیوست سلامت» بر لوایح مرتبط با بازپروری بزهکاران، تشویش در نسبت دو نظام سیاستگذاری سلامت و سیاستگذاری جنایی از حیث تداخل فرایندهای این دو با هم، تبار تاریخی اقتدارگرایی در حکمرانی جزایی، تفسیر موسع برخی نهادهای سیاستگذار از «موقعیت اضطراری» که تعلیق هنجارهای حقوق بشری را با توجیهات درمانی کیفری صورت بندی می کند، از عوامل تلاقی ناشایست دو جریان «اقتدارگرایی پزشکی» و «امنیت گرایی کیفری» است.

    نتیجه گیری

    تدوین مقررات صنفی انتظامی جامع و تنظیم شیوه نامه های نظارتی در راستای پیشگیری وضعی از تخلفات پزشکی، به ویژه تخلفات در تعامل نهادهای پزشکی با مراجع قضایی کیفری که زندانیان و محکومان و بزه دیدگان را تحت الشعاع قصورهای پزشکی مبتنی بر سوء اجرای کیفرها قرار می دهد، بایسته است.

    کلیدواژگان: سیاست جنایی تمامیت خواه، اقتدارگرایی پزشکی، کنترل حقوقی بدن، کیفر و درمان
  • دل آرا مقدسیان، احمد شجاعی*، محمدحسین صائینی صفحات 474-489
    زمینه و هدف

    سقط جنین از موضوعاتی است که علاوه بر ابعاد پزشکی و اخلاقی از منظر فقه و حقوقی نیز محل بحث و اختلاف نظر است. هدف مقاله بررسی سقط جنین از منظر فقه و حقوق در پرتو قاعده عسر و حرج است.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    از منظر فقه، حیات جنین به دو دوره قبل و بعد از ولوج روج قابل تقسیم است. سقط جنین بعد از ولوج روح جایز نیست، اما سقط جنین قبل از ولوج رو تحت شرایطی جایز است. در حقوق موضوعه نیز به تبع فقه، همین دیدگاه حاکم است. از منظر فقه و حقوق در صورت وجود جنین ناقص الخلقه و خطر برای سلامتی مادر و همچنین دشواری شدید برای وی، می توان با توسل به قاعده عسر و حرج، قایل به جواز سقط جنین شد، البته در حقوق ایران با تصویب قانون حمایت از جوانی جمعیت، توسل به قاعده لاحرج در جواز سقط جنین به خاطر نقص جنین و خطر سلامتی مادر، بسیار دشوار شده است.

    نتیجه گیری

    لازم است قانونگذار رویکرد و تفسیر موسع تری از قاعده عسر و حرج داشته و مانع از تولد نوزادان معلول شود که شرایط بسیار دشواری برای والدین ایجاد می کنند. همچنین نسبت به دشواری هایی که سلامتی مادر را تهدید می کند، رویکرد واقع نگرانه تری اتخاذ گردد، به نحوی که این امر تحت تاثیر سیاست های افزایش جمعیت کاملا محدود نگردد.

    کلیدواژگان: سقط جنین، قاعده عسر و حرج، سلامت مادر، ناقص الخلقه
  • مریم حسین مردی، اکبر احمدی*، ناصرعلی افضل نژاد صفحات 490-503
    زمینه و هدف

    حق بر سلامت موضوع مهمی در اسناد بین المللی و داخلی است. هدف پژوهش حاضر تحلیل فقهی و حقوقی ضمانت اجرای این حق برای فرزندان از سوی والدین است، بدین معنا که با رویکردی هنجاری تلاش شده است تا بایدها و کاستی ها در این زمینه روشن شود.

    روش

    مقاله حاضر از نوع کیفی و توصیفی و روش آن نیز تحلیلی است که با مراجعه به منابع اسنادی صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: اصول اخلاقی، از جمله استناددهی دقیق و استفاده از منابع با رعایت اصول ارجاع دهی رعایت شده است.

    یافته ها

    حق بر سلامت فرزندان در قوانین داخلی، از جمله در قانون اساسی چندان روشن نیست، اما در برخی دیگر از قوانین خاص مربوط به کودکان و نوجوانان می توان ابعاد آن را پیدا کرد. با این حال، رویکرد پدرسالارانه، نادیده انگاری صدمات و جراحات بر علیه فرزندان از سوی والدین، ضعف های مهم قوانین مربوط به روابط فرزند و والدین هستند.

    نتیجه گیری

    حق بر سلامت فرزندان از سوی والدین در ایران علیرغم تاکیدات فقهی چندان مورد توجه قانونگذار نیست، از جمله اینکه رویکرد قانونگذار نسبت به حق حیات، حق منع آزار و شکنجه فرزندان روشن نیست، زیرا قانونگذار تا زمانی که تنبیهات بدنی فرزند منجر به شکستگی یا نمایان شدن ضرب و جرح منجر نشود، والدین را مستحق مجازات نمی داند. علاوه بر این، سلامت روحی و معنوی که در فقه و سیره ایمه بسیار مشهود است، مورد غفلت قانونگذار واقع شده است.

    کلیدواژگان: حق بر سلامت، فرزندان، والدین، فقه اسلامی، نظام حقوقی ایران
  • احسان سلیمی قلعه یی*، یلدا دست فال صفحات 505-521
    زمینه و هدف

    در راستای مقابله با جرایم جنسی در فضای سایبر، افزون بر راهبرد کیفری که از رهگذر ارعاب، اصلاح و ناتوان سازی درصدد کنترل جرم است، برخی اقدامات دیگر نظیر فیلترینگ با مسدودسازی و تدابیر مشارکتی همچون انجمن معتادان جنسی گمنام (sa) به شیوه مشاوره نجات یافتگان به ره جویان، در حال اجرا هستند. در پژوهش حاضر ضمن شناسایی علل بزه کاری جنسی سایبری به ارزیابی کارایی این تدابیر پرداخته شده است.

    روش

    این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و اطلاعات تحصیل شده از دو پرسشنامه آنلاین و کاغذی صورت گرفته است. در پرسشنامه آنلاین با موضوع علت شناسی بزه کاری جنسی30 نفر از کاربران فضای مجازی به صورت تصادفی انتخاب شدند و در پرسشنامه کاغذی با موضوع ارزیابی عملکرد انجمن معتادان جنسی گمنام 20 نفر از اعضای انجمن معتادان جنسی گمنام شهر کرمانشاه مشارکت نمودند.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    فیلترینگ و راهبرد کیفری که مجازات های قانونی اصلی، یعنی حبس و جزای نقدی را برای دستیابی به غایت پیشگیری از تکرار جرایم جنسی سایبری، اعمال می کند، به دلایل مختلف دیگر کارآمد نیستند. از سوی دیگر راهبرد ترمیمی، فراتر از حد انتظار در اصلاح بزه کاران، هوشیاری جنسی آن ها و پیشگیری از تکرار جرایم جنسی سایبری موثر است و بررسی رویه قضایی نشان می دهد که قضات دادگاه ها در این جرایم کماکان بر اعمال کلیشه مجازات های حبس و جزای نقدی اصرار دارند.

    نتیجه گیری

    با توجه به ظرفیت های موجود در نظام حقوقی ایران، مقامات قضایی می توانند بزه کاران این جرایم را به نهادهای مشارکتی، از قبیل انجمن های معتادان جنسی گمنام ارجاع داده و به جای «مجازات های کلیشه ای» نظیر حبس و جزای نقدی در مسیر اصلاح و مسیولیت پذیرسازی بزه کاران جرایم جنسی سایبری گام بردارند.

    کلیدواژگان: انجمن معتادان جنسی، هوشیاری جنسی، جرائم منافی عفت، مددکاری اجتماعی، جرائم جنسی سایبری
  • زهرا خداداد*، سید قاسم زمانی صفحات 522-537
    زمینه و هدف

    دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، حقی بنیادین است که به دلیل تعلق آن به حوزه حقوق رفاهی و اجتماعی، توانایی آن در اقامه دعوی از زمان پیدایش این دسته از حقوق مورد مناقشه قرار گرفته است. ابعاد گسترده حق بر سلامت و جایگاهی که در پیشبرد آرمان های حقوق بشری دارد، به قدری است که هرگونه اهمیت قایل شدنی برای آن به دلیل اهمیتی است که کرامت ذاتی انسان ها دارد. گاه برخی موانعی که بر سر راه توسعه حقوق بین الملل سلامت چه در مرحله قانونگذاری و چه در مرحله ضمانت اجرایی و طرح دعوا وجود دارد، منشا آن وجود تقابل میان حق بر سلامت که از حقوق بشری است، با حق های دیگر می باشد. این نوشتار بر آن است که از وجود تزاحم یا تقابل میان حق بر سلامت با حق هایی همچون حق بر تجارت آزاد و حق بر امنیت پرده بردارد.

    روش

    این پژوهش به روش اسنادی و کتابخانه ای به جمع آوری داده ها پرداخته و با تحلیل محتوای آرا و تصمیمات مورد رسیدگی، بر آن است که به تقابل مورد ذکر بپردازد.

    ملاحظات اخلاقی:

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    این نوشتار درصدد است به این سوال که حقوق بین الملل و رویه مراجع حل و فصل اختلافات بین المللی، چگونه در تعارض و بعضا تقابل میان اصول تجارت آزاد، امنیت و حق بر سلامت، به برقراری تعادل نایل شده است، بپردازد.

    نتیجه گیری

    حقوق بین الملل مراجع حل و فصل اختلافات بین المللی، حق سلامت را در سلسله مراتب هنجاری نسبت به اصل آزادی تجارت اولی می دانند، اما در موارد تقابل این حق با اصل امنیت، هنوز به یقین نمی توان گفت جامعه جهانی به وحدت نظر درباره ترجیح حق بر سلامت رسیده است.

    کلیدواژگان: حق بر سلامت، تقابل، حقوق بین الملل، حق بر تجارت، حق بر امنیت
  • محمد یکرنگی، نیما جهانگیری*، نعیم جهانگیری صفحات 538-559
    زمینه و هدف

    افسردگی به عنوان شایع ترین اختلال روانی میلیون ها نفر در سطح جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. بر پایه مطالعات صورت گرفته، افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، سه برابر بیشتر از سایر افراد مرتکب جرایم خشن می شوند. علاوه بر این، این دسته از بیماران، در مقایسه با دیگران پنج تا شش برابر بیشتر در معرض خطر آسیب به خود قرار دارند. بنابراین با توجه تاثیر مثبت و قابل توجه اختلال افسردگی بر ارتکاب رفتار مجرمانه افراد، پرسش این تحقیق آن است که واکنش کیفری مناسب به این دسته از مجرمان چه می تواند باشد.

    روش

    در این نوشتار از روش توصیفی تحلیلی برای رسیدن به هدف پژوهش استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در پژوهش حاضر نویسندگان تلاش نموده اند صداقت علمی و ارجاعات توام با اصالت را رعایت نمایند.

    یافته ها

    یافته اصلی این پژوهش آن است که میان عقل کامل و جنون، حد میانه ای قابل یافت است که اختلال افسردگی در این دامنه قرار می گیرد. از جایی که دنیای درونی مجرمان مبتلا به افسردگی نیز عمیقا تحت تاثیر این اختلال است. بنابراین چگونگی اعمال هنر تنبیه و پاسخ کیفری نسبت به این دسته از مجرمان از اهمیت بسیاری برخوردار است و عدم توجه به این موضوع می تواند منتج به پیامدهایی همچون خودکشی، ایراد آسیب به دیگران، تشدید این اختلال و عدم برآورده شدن اهداف مجازات ها گردد.

    نتیجه گیری

    این دسته از مجرمان بایسته است از نهاد مسیولیت کیفری کاهش یافته بهره مند شوند. همچنین در این پژوهش ضمن نشان دادن مناسب نبودن کیفر حبس و شلاق به عنوان رایج ترین کیفر در ایران نسبت به مجرمان مبتلا به افسردگی، از منظر تجویزی مناسب ترین پاسخ کیفری برای این دسته از مجرمان، صدور حکم به اقدامات درمانی از گذر حکم به تدابیر تامینی است. این تدبیر بایستی همراه با الزام دادگاه به تخفیف مجازات و صدور حکم به تعلیق مراقبتی یا کیفرهای جایگزین حبس متناسب با ویژگی ها و احوال مرتکب اعمال شود.

    کلیدواژگان: افسردگی، مسئولیت کیفری کاهش یافته، فردی کردن کیفر، تدابیر درمانی، تخفیف کیفر
  • پوراندخت سالاری، محسن سیرغانی*، پریسا سالاری، فاطمه سرشار صفحات 559-573
    زمینه و هدف

    حق بر سلامت یکی از انواع حقوق متعلق به انسان می باشد که هدف آن، حمایت از افراد جامعه است و دولت ها با اتخاذ تصمیمات مناسب، ضامن فراهم ساختن امکانات لازم برای رسیدن به این هدف می باشند. شناسایی و احترام به این حق در قرآن و قوانین موجود تصریح شده در کشور ما و در حقوق بین الملل نیز از جایگاه خاصی برخوردار است، بدین ترتیب سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی در راستای تامین این حقوق مرتبط، تدابیری پیش بینی و راه دستیابی به این نوع از حقوق بنیادین انسان را هموار نمودند. بنابراین میزان استفاده و شناخت انواع مختلف نگهدارنده های مواد غذایی به نقش آن ها در افزایش طول عمر غذای انسان است، به علت اینکه سوءمصرف آن ها می تواند حقوق اساسی انسان را نقض و تاثیر مخرب بر سلامت بگذارد، حایز اهمیت می باشد.

    روش

    مطالعه مروری حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به صورت کتابخانه ای و با استفاده از کتب مختلف، مقالات، داده ها و قوانین، نگارش یافته است.
    ملاحظات اخلاقی: در سراسر پژوهش حاضر صداقت و امانتداری علمی به طور کامل در نظر گرفته شده است.

    یافته ها

    استفاده از نگهدارنده های مصنوعی مواد غذایی مزیت هایی همچون افزایش ماندگاری مواد خوراکی گوناگون را به دنبال دارد، اگرچه مصرف آن ها می تواند دربردارنده خطراتی باشد. به علاوه، نگهدارنده های طبیعی دارای اولویت بیشتری برای مصرف است، چراکه ماهیت آن ها از مواد غیر مضر می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به مطالعه قوانین داخلی در ایران اگر میزان مجاز مصرف و نوع افزودنی های مواد غذایی مورد توجه قرار نگیرد، این عمل می تواند به عنوان یک جرم تلقی شده که منجر به بارشدن مجازات گوناگونی بر متهم در دادگاه می شود.

    کلیدواژگان: حق بر سلامت، نگهدارنده های مواد غذایی، ایمنی مواد غذایی، حقوق بشر
  • الهام صادقی راد* صفحات 574-587
    زمینه و هدف

    از بیمارانی که جهت معالجه کشور دیگری را برمی گزینند تحت عنوان توریسم درمانی یاد می شود. در سال های گذشته توریسم درمانی از سیری صعودی برخوردار بوده است. به لحاظ اقتصادی، توریسم درمانی منبع مالی خوبی محسوب می شود. از این رو هر کشوری جهت جذب توریسم درمانی اقدام به ارتقای زیرساخت های پزشکی خود می کند. در مقاله حاضر هدف بیان مسولیت هایی است که در خصوص توریسم درمانی وجود دارد.

    روش

    شیوه انجام پژوهش پیش رو توصیفی تحلیلی بوده و منابع کتابخانه ای جهت جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفته اند.
    ملاحظات اخلاقی: در مقاله حاضر اصول صداقت، امانتداری و اصالت متون مراعات گردیده است.

    یافته ها

    یافته ها بیانگر آنند که در قانون ایران مقوله توریسم درمانی با خلاهایی رو به رو می باشد، در صورتی که هر کشوری که به توسعه زیرساخت ها روی می آورد بایستی در مسیر قانونگذاری هم نگرانی های موجود توریسم درمانی را برطرف کند.

    نتیجه گیری

    توریسم درمانی نیز همچون همه افراد در داخل کشور می تواند از خدمات پزشکی منتفع گردد. در مورد توریسم درمانی، کادر پزشکی و بیمارستان مهم ترین نقش را بازی می کنند. در پژوهش حاضر مسیولیت بیمارستان و پزشک تشریح می گردد، آن ها تعهداتی در قبال تمام بیمارها دارند که توریسم ها نیز از آن بهره مند هستند. در صورتی که بیمارستان یا یکی از پزشکان کوتاهی نمایند، بایستی ضرر و زیان ناشی از عمل خود را جبران نمایند. با عنایت به سیر صعودی اعمال مخاطره آمیزی که کادر درمان در بیمارستان ها برای افراد به وجود می آورند، اصول و مبانی مسیولیت مدنی به این سمت و سو تمایل یافته که ضمن اخذ راهکارهایی مناسب، کادر درمان و یا بیمارستان ها به موجب اضراری که ممکن است متوجه بیماران شود، به عنوان مسیول محسوب گردند. در جهت مسیولیت ها می توان از ماده 12 قانون مسیولیت مدنی وحدت ملاک گرفت و کادر درمان را در برابر توریسم درمانی مسیول دانست.

    کلیدواژگان: توریسم درمانی، مسئولیت مدنی، کادر درمان، بیمارستان
  • شراره صدیقی، فخرالله ملائی کندلوس* صفحات 587-599
    زمینه و هدف

    بیماری مسری صورتی از بیماری های عفونی است که عامل بیماری زا از طریق فیزیکی از بیمار به فرد سالم انتقال می یابد؛ علاوه بر دوره ظهور، در دوره نهفتگی در این قسم بیماری ها، عامل بیماری زا (اعم از باکتری، ویروس و...) از بدن بیمار به دیگران قابل انتقال است، با توجه به اینکه مقاربت جنسی یکی از روش های انتقال برخی بیماری های مسری می باشد، در فرضی که زوج در دوره نهفتگی بیماری به سر می برد، مساله تمکین زوجه از جهاتی ابهام برانگیز خواهد بود، از جهت اینکه آیا بر زوجه تمکین واجب است؟ اگر تمکین صورت گیرد و انتقال بیماری انجام شود، در چه صورتی مسیولیت متوجه زوج خواهد بود؟ نیز چنانچه فوت زوجه در اثر انتقال بیماری حادث گردد، مسیولیت زوج، انتفای ارث بری را به همراه دارد یا خیر؟ تمامی سوالات یادشده، نیازمند تبیین و بررسی می باشد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    ابتلای زوج به بیماری مسری، با وجوب تمکین زوجه در تناقض قرار دارد، مخصوصا اینکه زوج، در دوره نهفتگی بیماری به سر ببرد.

    نتیجه گیری

    ادله لزوم تمکین در فرضی که احتمال ابتلای زوج به بیماری مسری می رود تخصیص می خورد و به استناد اصل احتیاط، حکم تمکین برداشته می شود، ضمن اینکه برقراری ارتباط جنسی در نتیجه اجبار زوج، صرفا در حالتی زمینه ساز مسیولیت وی می باشد که زوجه نسبت به عدم سلامت زوج آگاهی نداشته باشد. همچنین با فوت زوجه، فعل زوج، مصداق جنایت خطایی بوده و مانع از ارث بری نخواهد بود.

    کلیدواژگان: تمکین زوجه، دوره نهفتگی بیماری مسری، زوج، زوجه
  • فاطمه نوری رومنان، عباس تدین*، بهنام یوسفیان شوره دلی صفحات 599-615
    زمینه و هدف

    هرچند که حق بر سلامتی یکی از حقوق بشری است که برای استیفای سایر حقوق بشری نیز ضروری قلمداد می شود. در مقدمه اساسنامه سازمان بهداشت جهانی حق هر انسان برای دسترسی به بالاترین سطح ممکن سلامتی به رسمیت شناخته شده است، ولی هنوز نبود چنین حقوق ویژه ای برای معلولین کم توان و آسیب پذیر به عنوان قشری با محدودیت های بیشتر نسبت به دیگر غیر نظامیان یکی از مشکلات جدی حقوق بشردوستانه بین المللی است. در این مقاله در پی یافتن پاسخی بدین سوال هستیم آیا حقوق بین الملل بشردوستانه در کنوانسیون های چهارگانه ژنو و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری برای افراد معلول و کم توان نسبت به دیگر غیر نظامیان حقوق ویژه ای در نظر گرفته است؟

    روش

    این مقاله به روش توصیفی تحلیلی در عین حال کاربردی و از طریق گردآوردی داده کتابخانه ای و اسنادی و قوانین و بررسی تحلیلی یافته ها نگارش یافته است.
    ملاحظات اخلاقی: در سراسر پژوهش حاضر صداقت و امانتداری علمی به طور کامل رعایت شده است.

    یافته ها

    به نظر می رسد با جستاری در لا به لای اسناد بین المللی فوق الذکر چنین حقوقی که بتواند با توجه به محدودیت های این افراد نسبت به غیر نظامیان دیگر درگیر در مخاصمات قوانین خاصی در نظر گرفته باشد، وجود ندارد. به عنوان نمونه دسترسی پذیری راحت به مراکز پزشکی و بهداشتی و درمانی به عنوان یک اصل راهبردی برای آن ها قلمداد شود و در صورت مجروحیت، رسیدگی بی قید و شرط به این افراد از طرف هریک از طرفین متخاصم جزء تعهدات الزام آور آن ها قرار گیرد و یا عدم تهدید به خشونت علیه این افراد از دیگر تعهدات حوزه سلامت طرفین متخاصم باشد.

    نتیجه گیری

    پیشنهاد می گردد نظر به محدودیت های بیشتر افراد معلول و آسیب پذیر نسبت به دیگر افراد غیر نظامیان حقوق ویژه ای تحت عنوان «حمایت از حق سلامت افراد معلول و آسیب پذیر» با ضمانت اجرایی بین المللی به عنوان الحاقیه پیش بینی شود.

    کلیدواژگان: حقوق بشردوستانه، حق سلامت، معلولین، مخاصمات مسلحانه، غیر نظامیان
  • میثم نوروزی*، مهدی اسکندری خوشگو، اکبر حسینی صفحات 617-629
    زمینه و هدف

    ماهیت جهانی تهدید ناشی از بیماری های عفونی جدید و در حال ظهور، نیازمند همکاری بین المللی در شناسایی، کنترل و جلوگیری از این بیماری ها می باشد. در شکل گیری برنامه های جهانی برای کنترل بیماری های نوظهور، قوانین بین المللی نقش اساسی خواهند داشت. با درک این واقعیت، سازمان جهانی بهداشت پیش از این پیشنهاد بازنگری در مقررات بین المللی بهداشت را ارایه کرده است. در پژوهش حاضر، برخی از مشکلات اساسی که ممکن است در مبارزه با بیماری های عفونی، به وجود آیند، با تمرکز بر حمایت از قوانین بین المللی مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه به این پرسش مهم پاسخ داده خواهد شد که چگونه فرآیند جهانی سازی حقوق بین الملل سلامت می تواند در مقابله با بیماری های عفونی نوظهور موثر باشد؟

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده، روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و با مراجعه به کتب و مقالات صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    بخش حقوقی راهبرد جهانی کنترل بیماری ها، نیازمند توجه دقیق است، زیرا قواعد و مقررات بین المللی اندکی، به ویژه در مورد بیماری های عفونی در حال ظهور وجود دارد.

    نتیجه گیری

    کنترل بیماری های جهانی با فرسایش حاکمیت به خطر می افتد، در حالی که نیاز به راه حل های بین المللی اجازه می دهد تا حاکمیت کنترل بیماری ها را در سطح بین المللی تضعیف کند. ترکیب فرآیند جهانی شدن و نیاز اجتناب ناپذیر به تکیه بر حقوق بین الملل، بستری ایجاد می کند که در آن به صورت بالقوه یکی از مهم ترین تلاش های پزشکی و علمی تاریخ به کار گرفته می شود.

    کلیدواژگان: بیماری های عفونی نوظهور، جهانی سازی، سازمان جهانی بهداشت، قواعد بین المللی
  • زینب فدایی، فخرالله ملائی کندلوس* صفحات 630-643
    زمینه و هدف

    واژه همسرآزاری، برخلاف اینکه در اذهان عموم به عنوان آزار و اذیت شوهر علیه زن به کار می‏رود، به صورت آزار زن علیه شوهر نیز موضوعیت می یابد. همسرآزاری روحی و روانی در نتیجه زوجیت ناخواسته، از گونه های همسرآزاری است که از سوی هر یک از زوجین، قابل تصور می باشد. پژوهش حاضر، با هدف تبیین همسرآزاری روحی و روانی ناشی از تدوام زوجیت ناخواسته و مصادیق و مبانی ممنوعیت آن از منظر فقه امامیه، به بررسی و تحلیل می پردازد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    همسرآزاری روحی و روانی، به عنوان مهم ترین پدیده زوجیت ناخواسته، به اشکال مختلفی از سوی هر یک از زن و شوهر واقع می گردد.

    نتیجه گیری

    آیاتی از قرآن، از جمله آیه 6 سوره طلاق و 19 سوره نساء به دلالت التزامی، دال بر ممنوعیت همسرآزاری روحی و روانی می باشد، از سوی دیگر، آزار روحی و روانی هر یک از زوجین نسبت به دیگری، غالبا با نوعی عسر و حرج و ورود ضرر همراه است که مستند به قواعد نفی عسر و حرج، معاشرت به معروف و لاضرر، ممنوع می باشد.

    کلیدواژگان: همسرآزاری روحی و روانی، زوجیت ناخواسته، فقه امامیه
  • سید احمد میرخلیلی*، عباس کلانتری خلیل آباد، نرگس غفوری بنادکوکی صفحات 645-658
    زمینه و هدف

    شیوع و گسترش روزافزون ویروس کرونا در سراسر جهان باعث شده است تا بسیاری از کسب و کارها و سازمان ها، راهکاری برای مدیریت چالش های به وجودآمده در اثر کرونا بیاندیشند. در این راستا به کارکنان سازمان ها و ادارات، به منظور جلوگیری از سرایت این ویروس و قطع زنجیره انتقال آن دورکاری توصیه شده است. به دنبال افزایش دورکاری اجباری حاصل از شیوع کرونا، ممکن است جرایمی رخ دهد که ناشی از دورکاری باشد. بنابراین هدف این پژوهش بیان مصادیق و مبانی عقلی و شرعی لزوم دورکاری در زمان شیوع بیماری و روشن نمودن مسیولیت کیفری جرایم ناشی از این شرایط است.

    روش

    مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
    ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها بر این امر دلالت دارد که اضطرار حاصل از شیوع بیماری کرونا که باعث اجبار به دورکاری می شود، تحت شرایطی ممکن است یکی از عوامل رفع مسیولیت کیفری تلقی گردد. رفع مسیولیت کیفری به معنی رفع مسیولیت مدنی نیست، بدین معنی که حتی اگر تحت شرایطی، اضطرار موجب ایراد خسارت به شخصی گردد، باید توسط خاطی جبران گردد و مسیولیت مدنی نفی نمی شود.

    نتیجه گیری

    اضطرار زمانی موجب رفع مسیولیت کیفری جرایم ناشی از دورکاری حاصل از شیوع ویروس کرونا می شود که خطر شدید فعلی یا قریب الوقوع رخ دهد، مضطر خطر را از عمد ایجاد نکرده باشد، اقدام مضطر متناسب با خطر باشد، اقدام مضطر برای دفع خطر ضروری باشد و مضطر به موجب وظیفه یا قانون مکلف به مقابله با خطر نباشد.

    کلیدواژگان: مسئولیت جزایی، دورکاری، کرونا، اضطرار
  • سمیه رحمانی* صفحات 659-672
    زمینه و هدف

    حق سلامت زنان و کودکان از موضوعات مهمی است که حمایت از آن از منظر حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه نیازمند تبیین و تحلیل است. این امر از این جهت اهمیت دارد که زنان و کودکان بیشتر قربانیان مخاصمات هستند. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر گستره حمایت از حق سلامت زنان و کودکان در مخاصمات منطقه ای از منظر حقوق بین الملل بشر و بشر دوستانه است.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
    ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    گسترده حمایت از حق سلامت زنان و کودکان، مصادیق متعددی مانند حق دسترس به آب آشامیدنی، مواد غذایی و دسترسی به داور و خدمات درمانی را شامل می‎شود، اما در حالی که تعلیق، منوط به رعایت شرایط و ضوابطی، از جمله قرارگرفتن در «وضعیت اضطراری» است، در عمل، برخی دولت های درگیر مخاصمه، از تعلیق مندرج در اسناد حقوق بشری به عنوان ابزاری برای نقض حقوق بشر استفاده می کنند، لذا شاهد استفاده ابزاری دولت ها از این قید می باشیم و در عمل، ادعای وضعیت اضطراری در هر مورد، به عنوان وسیله ای قانونی از سوی طرفین درگیری، برای نقض حقوق بشر به کار گرفته می شود.

    نتیجه گیری

    علیرغم حمایت حقوق بشردوستانه از حقوق افراد در مخاصمات منطقه ای، اما تعیین یک چارچوب قانونی مناسب، مستقل و خودکار برای حفظ حقوق انسانی در زمان مخاصمات مسلحانه خصوصا مخاصمات منطقه ای، کاری دشوار است.

    کلیدواژگان: حق سلامت، زنان، کودکان، مخاصمه، حقوق بشر، حقوق بشردوستانه
  • علی اکبر ایزدی فرد، حسین شکریان امیری*، فاطمه نظرپور، سیدمجتبی حسین نژاد صفحات 673-689
    زمینه و هدف

    قانونگذار و شماری از فقها، برای ازدواج دختر باکره رشیده، جلب موافقت ولی را مد نظر قرار داده اند، این بدان معنا است که با انتفای باکرگی دختر، ولایت نیز از او برداشته می شود، متاثر از همین برداشت، رای وحدت رویه مورخ 1364 دیوان عالی کشور، لزوم اذن ولی برای ازدواج دختر در فرضی که زوال بکارت به واسطه مباشرت نامشروع باشد را منتفی دانسته است. هدف مقاله حاضر بررسی اذن ولی در ازدواج دختر در فرض زوال بکارت به واسطه زنا با نقدی بر رای وحدت رویه دیوان عالی کشور است.

    روش

    مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
    ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    استدلال رای وحدت رویه این است که مشروعیت دخول قبل از عقد، شرط صحت عقد و یا شرط سقوط ولایت نبوده و دخول مطلقا چه مشروع باشد یا غیر مشروع، سبب سقوط ولایت می باشد.

    نتیجه گیری

    رای مورد اشاره به دلایلی از قبیل بی تجربگی دختر در فرض مزنی علیه واقع شدن، تناسب لزوم اذن ولی در نکاح با مقاصد شریعت، منوط بودن سقوط اذن ولی بر ازاله بکارت از طریق نکاح در روایات و عدم احراز رشد دختر در فرض ازاله بکارت از طریق نامشروع، محل تامل است.

    کلیدواژگان: اذن ولی، ازدواج، زوال بکارت، مباشرت نامشروع
  • طوبی فیروزپور بندپی* صفحات 690-705
    زمینه و هدف

    سقط جنین به ختم بارداری، قبل از اینکه جنین توانایی ادامه حیات در خارج از بدن مادر را داشته باشد، اطلاق شده است. سقط جنین شرعا امری حرام است، خواه حمل ناشی از نکاح باشد یا زنا و تجاوز به عنف. دلیل این امر هم ظهور اطلاق ادله است. با تصویب قانون سقط درمانی و صدور مجوز در مواردی که با تایید سه پزشک حاذق صورت می گیرد. بنا بر تحقیقات صورت گرفته آمار مرگ و میر زنان ناشی از سقط های غیر قانونی به شدت کاهش یافته است. با توجه به مسکوت بودن این قانون در مورد زنانی که مورد تجاوز به عنف قرار می گیرند، بررسی ابعاد مختلف بارداری ناشی از تجاوز به عنف و استفاده از قواعد فقهی (عسر و حرج و لاضرر) ضرورت یافته است.

    روش

    روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و با مراجعه به کتب و مقالات صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    بررسی این قواعد نشان از آن دارد که مقنن با استفاده از ظرفیت های فقهی و حقوقی این دو قاعده می تواند در صورت اثبات حرج زنان بزه دیده ناشی از تجاوز به عنف در مواد قانونی سقط درمانی بازنگری نمایند.

    نتیجه گیری

    عسر و حرج سبب سقط نخواهد شد، در حالی که قاعده لاضرر بر ادله حرمت سقط حکومت دارد. خواه این حمل ناشی از سبب شرعی باشد یا از راه زنا و تجاوز به عنف باشد.

    کلیدواژگان: سقط جنین، قواعد فقهی، عسر و حرج، لاضرر، تجاوز به عنف
  • شهلا زرعی، مریم غنی زاده بافقی*، حسین شفیعی صفحات 706-719
    زمینه و هدف

    تدلیس در نکاح از موضوعات محل بحث و نظر است. هدف مقاله حاضر بررسی تدلیس در نکاح با جراحی زیبایی است.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    جراحی زیبایی به طور مطلق موجب وقوع تدلیس در نکاح نیست و نوعی که برای درمان است همواره مشمول عنوان تدلیس نمی شود. همچنین در مواردی که طرف عقد یا شخص دیگر با علم و عمده اطلاع و کتمان حقیقت و انکار باعث به اشتباه افتاده طرف مقابل شود، تدلیس محقق خواهد شد. در صورتی جراحی پلاستیک منجر به تدلیس در ازدواج می شود که باعث فریب طرف مقابل شود و به طرق مقابل ضرر و خسارتی را وارد کند و یا حقی از وی زائل نماید.

    نتیجه گیری

    جراحی زیبایی در صورتی که موجب کتمان یک عیب غیر قابل گذشت گردد، تدلیس بوده و طرف مقابل می تواند نکاح را فسخ نماید.

    کلیدواژگان: تدلیس، نکاح، فسخ، جراحی زیبایی
  • غلامرضا محبیان، سید ابراهیم موسوی*، جمشید میرزایی صفحات 719-735
    زمینه و هدف

    شیوع گسترده ویروس کرونا منجر به ابتلا و مرگ انسان های بسیاری در جهان گردیده است. برای مهار این بیماری راه های خاصی مانند واکسیناسیون عمومی در نظر گرفته می شود، زیرا واکسن افزون بر خاصیت پیشگیری از بیماری و ارتقای سلامتی جامعه، بر بنیاد محافظت از جان انسان اثربخشی سریع دارد. همین موضوع باعث شده است که ابهامات حقوقی در خصوص مسیولیت مدنی ناشی از تهیه و تزریق واکسن کرونا پدیدار شود. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین وظایف دولت نسبت به واکسیناسیون کرونا، بر یک بنیاد فقهی حقوقی مسیولیت مدنی در این زمینه را بررسی می نماید.

    روش

    در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
    ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    هرچند جمع ادله قرآنی، قواعد فقهی و قوانین مذکور تاییدکننده اهمیت مساله واکسیناسیون است، اما با تحلیل دیدگاه های مطرح شده چنین به نظر می رسد که عمده دیدگاه هایی که در نظام حقوقی ما در راستای مسیول دانستن دولت در مقوله واکسن کرونا مطرح شده، از کارایی لازم برخوردار نبوده و دارای نواقصی است.

    نتیجه گیری

    در نوشتار حاضر مسیولیت مدنی دولت در برابر زیان های ناشی از واکسن کرونا به اثبات رسیده است. مبنای مسیولیت مدنی دولت در جبران خسارات واکسن کرونا، نظریه «احترام» است که بیان می دارد «شایسته نیست هیچ حقی از هیچ کسی ضایع شود»، لذا دولت به عنوان واردکننده یا سازنده واکسن، در هر مرحله سبب ایراد زیان شده باشد، باید از عهده زیان برآید. این مسیولیت مشتمل بر مواردی چون تهیه واکسن، تعهد مقامات و نهادهای مسیول، توزیع عادلانه واکسن و جلوگیری از ورود و عرضه واکسن های تقلبی است.

    کلیدواژگان: مسئولیت مدنی، دولت، جبران خسارت، واکسن کرونا
  • زهرا عمادی، محمدباقر عامری نیا*، علی پورجواهری صفحات 736-749
    زمینه و هدف

    کشف سلول بنیادی و سپس کارایی استفاده از آن در درمان بیماران صعب العلاج، موجی از اقبال عمومی را نسبت به آن برانگیخته است. به موازات پژوهش های علمی درباره این پدیده شگفت و گفتمان علمی پیرامون آن در میان جامعه پزشکی، جامعه حقوقی نیز به آن واکنش نشان داده است. گروهی با نگاهی مسامحه آمیز و تمسک به اصل اباحه مطالعات پزشکی و نیز قراردادهای درمان از طریق این سلول ها را فاقد ایراد و اشکال اساسی دانسته، بلکه امری مطلوب می دانند، اما برخی دیگر با نگاه حقوقی عمیق تر قراردادهای درمان از طریق سلول های مزبور را با چالش های رو به رو می بینند. ریسک بالای درمان مورد بحث که موجب غرری شدن قرارداد مربوط به آن می گردد، احتمال آسیب جسمی غیر قابل جبران که آن را ضرری می سازد، شبهات مرتبط با تحقق رضایت در بیماران، ایرادات حقوقی مساله اخذ برائت از بیمار و جنبه های مجهول عمل درمانی مورد بحث، از جمله امور چالش برانگیز آن می باشد، هرچند با تمسک به اصولی همچون ضرورت رفع رنج ببماران، مطلوبیت جلب منفعت محتمل، عقلایی بودن این قراردادها به لحاظ جنبه های غالب و مفید آن، در نهایت می تواند چالش های یادشده را برطرف نماید. عمده مطالعات صورت گرفته پیرامون سلول های بنیادی، پژوهش های پزشکی است. هدف پژوهش حاضر، آشنایی با اموری است که از نظر حقوقی می تواند قراردادهای درمان مرتبط با آن را به چالش بکشاند، همچنانکه نگاهی هرچند کوتاه نیز به میزان ارزش این چالش ها دارد.

    روش

    این مقاله که با روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی نگارش یافته، درصدد است تا ضمن معرفی کوتاه سلول های بنیادی و چگونگی استفاده از آن ها در درمان، اهم چالش های حقوقی فراروی آن را شناسایی و بررسی نماید.

    ملاحظات اخلاقی:

     نویسندگان در این پژوهش خود را متعهد به رعایت اصول اخلاقی مرتبط با تحقیقات علمی دانسته و در همین راستا بر توجه به اصالت متون استنادی، رعایت حقوق مولفین، امانتداری و صداقت در نقل مطالب نهایت دقت را معمول داشته اند.

    یافته ها

    قراردادهای درمان به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در میان توده های مردم مقبولیت یافته است. این امر ضرورت نگاه حقوقی را به آن موجب گردیده، لذا کم و بیش به آن توجه شده است. به نظر می رسد قراردادهای مورد بحث مصون از چالش حقوقی نیست، لیکن نگاه دقیق تر در نهایت آن را قابل دفاع حقوقی می نماید.

    نتیجه گیری

    قراردادهای درمان به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در میان توده های مردم مقبولیت یافته است. این امر ضرورت نگاه حقوقی را به آن موجب گردیده، لذا کم و بیش به آن توجه شده است. به نظر می رسد قراردادهای مورد بحث مصون از چالش حقوقی نیست، لیکن نگاه دقیق تر در نهایت آن را قابل دفاع حقوقی می نماید. قراردادهای درمان اعم از رابطه قراردادی بیمار یا شخص دهنده سلول، چه با موسسه درمانی یا پژوهشی و چه با دیگر عوامل و واسطه ها، از نقطه نظر مبانی حقوقی سنتی دارای چالش های از قبیل ریسک پذیری، غرر، جهل معاملی، ابهام در صحت رضای قراردادی، مساله برائت از مسولیت رو به رو می باشد. نگاه نسبی به مفاهیم ریسک و غرر، جهل و... از جمله راهکارهایی برای رهایی از این چالش ها می باشد.

    کلیدواژگان: سلول بنیادی، قرارد درمان، چالش حقوقی، رضایت، برائت
  • سارا رستمی* صفحات 751-762
    زمینه و هدف

    حقوق باروری و سلامت زنان در ایران با توجه به ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده کمک شایانی به این قشر از جامعه می نماید و از طرفی این حق، جزئی از حقوق بشر و کشورها می باشد و آن را به رسمیت می شناسند، به گونه ای که همه افراد و زوجین این حق را دارند که درباره تعداد موالید و فاصله گذاری بین آن ها تصمیم بگیرند و هدف این پژوهش حق باروری در نظام سلامت ایران و بین الملل و دستاوردهای به دست آمده می باشد.

    روش

    پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه ای تهیه و تنظیم شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها حکایت از آن دارد که با توجه به خدمات ارائه شده در بخش سلامت و درمان باروری هنوز به نتیجه مطلوب دست نیافته ایم و امید است با درایت و تسهیل قانون برای این قشر از زنان در جهت رفع آن سعی و تلاش شود.

    نتیجه گیری

    با بالابردن سطح بهداشت در سایر سطوح جامعه، اقدام و حمایت دولت، امکان باروری را برای زوجین فراهم آوریم و انتظار نامعقولی نیست اگر از سیاستگذاران و متولیان بهداشت و درمان ایران درخواست شود هرگونه موانع قانونی و حقوقی در مورد استفاده مادر از امکانات سقط سالم را از میان بردارند.

    کلیدواژگان: حقوق باروری، سلامت زنان، ایران، اسناد بین المللی
  • رامین فغانی، عباس جلیلی*، محمد احمدی، مهری توتونچیان صفحات 765-777
    زمینه و هدف

    تغییرات دنیای امروزی و ظهور چالش های جدید، از جمله در حوزه سلامت جسمانی و روانی ایجاب می کند که حقوق انسان ها نیز متناسب با این تحولات، تغییر یابد. شیوع بیماری کووید-19 شرایط مخاطره آمیز جدیدی است که تاثیرات عمیقی بر روابط زوجین و خانواده گذاشته است، از جمله تاثیر منفی این بیماری بر روابط جنسی زوجین است، لذا هدف پژوهش بررسی تاثیر بیماری کووید-19 بر افزایش اضطراب بیماری در زوجه و اجتناب وی از برقراری رابطه جنسی با زوج (عدم تمکین خاص) به دلیل ترس از ابتلا به بیماری و همچنین بررسی جنبه های حقوقی این موضوع و ارائه وحدت رویه قضایی در برخورد با مراجعه کنندگان به مراجع قضایی به دلیل عدم تمکین خاص به خاطر اضطراب بیماری است.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بیماری کرونا نه تنها منجر به افزایش تعارضات زناشویی می شود، بلکه به واسطه اختلال اضطراب بیماری می تواند منجر به کاهش و یا اجتناب کامل زوجین از روابط جنسی شود.

    نتیجه گیری

    با توجه به ماهیت پویای قانونگذاری نتیجه گیری می شود که بهتر است در صورت تشخیص اضطراب بیماری در زوجه توسط متخصصان روان شناسی و روان پزشکی حکم اولیه لزوم تمکین ساقط شده و حکم ثانویه عدم تمکین جایگزین آن شود.

    کلیدواژگان: اضطراب زوجه، بیماری واگیردار، کووید-19، تمکین خاص
  • مصطفی امیری*، محمدشهاب جلیلوند صفحات 778-793
    زمینه و هدف

    زیست پزشکی از جهات مختلف، از جمله تاثیر بر موازین حقوق بشر محل بحث و نظر است. یکی از مباحث مهم در این خصوص نادیده گرفته شدن موازین حقوق بشری در فرایند فناوری زیست پزشکی است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی چالش های فناوری زیست پزشکی برای موازین بنیادین حقوق بشر است برای اینکه راهکارهای حقوقی برای برون رفت از چالش‎ها ارائه نماید.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
    ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    نقض کرامت انسانی، ایجاد تبعیض و عدم رعایت برابری میان افراد، عدم سودرسانی عمومی و نادیده گرفتن اصل رضایت آزادانه و آگاهانه از چالش هایی است که فناوری زیست پزشکی برای موازین حقوق بشر به همراه دارد. متعهدساختن کشورها، سازمان های بین الملل و شرکت های فعال در عرصه فناوری زیست پزشکی با وضع قوانینی که ضمانت اجرا دارد، مهم ترین راهکارهای حقوقی در این زمینه است.

    نتیجه گیری

    با توسعه روزافزون زیست فناوری در علوم پزشکی و سکوت و اجمال و تعارض و نقص قوانین موجود در پاسخگویی به مشکلات مطرح در این حوزه و لزوم دفاع و حمایت از حیثیت و کرامت انسان در مقابل سوءاستفاده های علمی و صیانت از حقوق بشر، لزوم دخالت دولت و قانونمندی فعالیت های این حوزه و به روزآوری قوانین و مداخله در ساماندهی و حراست از ارزش های والای انسانی در مقابل سوءاستفاده های علمی، محرز است.

    کلیدواژگان: فناوری زیست پزشکی، حقوق بشر بنیادین، رضایت آگاهانه، کرامت بشری، تبعیض
  • سید عرفان قادری، مهرداد رایجیان اصلی*، مژگان امراللهی بیوکی، تهمورث بشیریه صفحات 793-809
    زمینه و هدف

    اشخاص دارای خصلت جنسی جنسیتی خاص (کوئییرها)، از جمله افراد آسیب پذیری هستند که ممکن است آماج جرم قرار گیرند. بر همین اساس هدف مقاله حاضر به بررسی پیشگیری غیر کیفری از بزه دیدگی اشخاص دارای خصلت جنسی جنسیتی خاص (کوئییرها) است.

    روش

    مقاله مورد اشاره توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته ها بر این اثر دلالت دارد که با استفاده از روش پیشگیری موقعیت مدار، رشدمدار و جامعه محور امکان پیشگیری غیر کیفری از بزه دیدگی اشخاص دارای خصلت جنسی جنسیتی خاص (کوئییرها) وجود دارد.

    نتیجه گیری

    پیشگیری از سوءاستفاده جنسی، پیش بینی مددکار اجتماعی در محیط مدرسه، ایجاد چتر حمایتی بهزیستی، بیمه و آموزش و پرورش و فراهم کردن سهولت دسترسی به روان شناسان و روانکاوان و مقابله با برچسب زنی بیماری روانی مهم ترین روش های پیشگیری رشدمدار و ارتقای سطح رفاه و زندگی مردم با حمایت دولت، ایجاد اشتغال و فراهم کردن فرصت های شغلی، امکان دسترسی به خدمات عمومی (درمانی) و بهداشتی و حمایت از افراد کوئییر در برابر هرگونه تبعیض در نظام عدالت جنایی و آموزش قضات و مامورین در برخورد با آنان مهم ترین روش های پیشگیری اجتماع مدار در خصوص کوئییرها است.

    کلیدواژگان: پیشگیری غیر کیفری، پیشگیری رشدمدار، پیشگیری موقعیت مدار، پیشگیری جامعه محور، بزه دیدگی، کوئییرها
  • فرنگیس منصوری* صفحات 809-823
    زمینه و هدف

    در نیم قرن اخیر جامعه مدنی متشکل از سازمان های مردم نهاد، وجود خود را اثبات کرده است. جامعه مدنی با حمایت و نظارت بر احقاق خدمات پزشکی و سلامتی در نظام بین المللی حقوق بشر توانسته است جایگاه ویژه ایی به خود اختصاص دهد. خدمات پزشکی در دو مقوله قبل از بیماری و پس از بیماری نقش خود را بروز می دهد، زیرا پیشگیری از بیماری تحت عنوان یکی از مصادیق مهم حق بر سلامتی می باشد و خدمات پزشکی پس از بیماری نیز با تهیه داروها و اقلام پزشکی و درمان، خود را بروز می دهد. در اسناد بین المللی حقوق بشر صراحتی در خصوص مقوله های مذکور ندارد، اما حق بر سلامتی و استفاده از خدمات پزشکی را امری اجتناب ناپذیر تلقی کرده است. هدف از انجام این پژوهش، بیان نقش و نحوه نظارت جامعه مدنی بر اجرای خدمات پزشکی در جامعه بین الملل و جهانی می باشد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    جامعه مدنی به سیاستگذاری، اجرا و پیگیری امور بشریت می پردازد. در عرصه خدمات پزشکی نیز جامعه مدنی با نظارت بر اجرای صحیح خدمات پزشکی توسط دولت ها و سازمان بهداشت جهانی تحت عنوان یک مدعی العموم عمل می کند.

    نتیجه گیری

    نقش اصلی جامعه مدنی در احقاق خدمات مطلوب پزشکی در پرتو جمع آوری اطلاعات، تهیه گزارش، کمیته های حقیقت یابی و ارائه خدمات مستقیم به قربانیان است که در پیشگیری و درمان می تواند، حاکمیت ها را ملزم به رعایت و اجرا خدمات پزشکی جهانی نمایند.

    کلیدواژگان: خدمات پزشکی، نظام بین الملل حقوق بشر، جامعه مدنی، حق بر سلامت
  • مسعود حسن آبادی*، الهه پارسا صفحات 825-837
    زمینه و هدف

    یکی از مباحثی که با حقوق بشر ارتباط مستقیم دارد، حقوق افراد دارای معلولیت می باشد. عدم پیش بینی ضمانت اجراهای کافی برای حقوق معلولان موجب ضعف و نقص در حقوق این دسته از افراد می شود. بنابراین قوانین و قواعد حقوقی باید به گونه ای تصویب شوند که امکان عدم اجرا از طرف اشخاص وجود نداشته باشد، لذا در این مقاله به بررسی ضمانت اجرا حقوق افراد دارای معلولیت پرداخته و در پایان به دنبال ارائه الگوی مطلوب می باشم.

    روش

    این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی نگارش شده است و روش گرداوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های تحقیق حاکی از آن است که در بحث ضمانت اجرای مدنی باید بین مسئولیت دولت و نهادهای غیر دولتی تفاوت قائل شد و در مبحث مسئولیت دولت باید میان مسئولیت دولت و کارمندان دولت نیز تفکیک قائل شد، حتی در برخی موارد برای جلوگیری از تضیع حق افراد دارای معلولیت و جبران بهتر خسارت می توان از مسئولیت تضامنی استفاده نمود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد در مبحث ضمانت اجرای مدنی قوای سه گانه در موارد تصویب و ضع قوانین ناکارآمد و اجرای ناصحیح قوانین باید مسئول اعمال خود باشند و این میان تفاوتی میان اعمال تصدی و اعمال حاکمیتی دولت نمی باشد، حتی در مواردی که به فرد دارای معلولیت خسارت معنوی وارد شده باشد، باید این نوع خسارت جبران شود. همچنین در مورد مسئولیت افراد و نهادهای غیر دولتی طبق قواعد عام مسئولیت مدنی هیچ خسارتی جبران نشده نباید باقی بماند و این دسته از افراد باید از قواعد عام مسئولیت مدنی تبعیت کنند.

    زمینه و هدف

    یکی از مباحثی که با حقوق بشر ارتباط مستقیم دارد، حقوق افراد دارای معلولیت می باشد. عدم پیش بینی ضمانت اجراهای کافی برای حقوق معلولان موجب ضعف و نقص در حقوق این دسته از افراد می شود. بنابراین قوانین و قواعد حقوقی باید به گونه ای تصویب شوند که امکان عدم اجرا از طرف اشخاص وجود نداشته باشد، لذا در این مقاله به بررسی ضمانت اجرا حقوق افراد دارای معلولیت پرداخته و در پایان به دنبال ارائه الگوی مطلوب می باشم.

    روش

    این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی نگارش شده است و روش گرداوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد.
    ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های تحقیق حاکی از آن است که در بحث ضمانت اجرای مدنی باید بین مسئولیت دولت و نهادهای غیر دولتی تفاوت قائل شد و در مبحث مسئولیت دولت باید میان مسئولیت دولت و کارمندان دولت نیز تفکیک قائل شد، حتی در برخی موارد برای جلوگیری از تضیع حق افراد دارای معلولیت و جبران بهتر خسارت می توان از مسئولیت تضامنی استفاده نمود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد در مبحث ضمانت اجرای مدنی قوای سه گانه در موارد تصویب و ضع قوانین ناکارآمد و اجرای ناصحیح قوانین باید مسئول اعمال خود باشند و این میان تفاوتی میان اعمال تصدی و اعمال حاکمیتی دولت نمی باشد، حتی در مواردی که به فرد دارای معلولیت خسارت معنوی وارد شده باشد، باید این نوع خسارت جبران شود. همچنین در مورد مسئولیت افراد و نهادهای غیر دولتی طبق قواعد عام مسئولیت مدنی هیچ خسارتی جبران نشده نباید باقی بماند و این دسته از افراد باید از قواعد عام مسئولیت مدنی تبعیت کنند.

    زمینه و هدف

    یکی از مباحثی که با حقوق بشر ارتباط مستقیم دارد، حقوق افراد دارای معلولیت می باشد. عدم پیش بینی ضمانت اجراهای کافی برای حقوق معلولان موجب ضعف و نقص در حقوق این دسته از افراد می شود. بنابراین قوانین و قواعد حقوقی باید به گونه ای تصویب شوند که امکان عدم اجرا از طرف اشخاص وجود نداشته باشد، لذا در این مقاله به بررسی ضمانت اجرا حقوق افراد دارای معلولیت پرداخته و در پایان به دنبال ارائه الگوی مطلوب می باشم.

    روش

    این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی نگارش شده است و روش گرداوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد.
    ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    یافته های تحقیق حاکی از آن است که در بحث ضمانت اجرای مدنی باید بین مسئولیت دولت و نهادهای غیر دولتی تفاوت قائل شد و در مبحث مسئولیت دولت باید میان مسئولیت دولت و کارمندان دولت نیز تفکیک قائل شد، حتی در برخی موارد برای جلوگیری از تضیع حق افراد دارای معلولیت و جبران بهتر خسارت می توان از مسئولیت تضامنی استفاده نمود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد در مبحث ضمانت اجرای مدنی قوای سه گانه در موارد تصویب و ضع قوانین ناکارآمد و اجرای ناصحیح قوانین باید مسئول اعمال خود باشند و این میان تفاوتی میان اعمال تصدی و اعمال حاکمیتی دولت نمی باشد، حتی در مواردی که به فرد دارای معلولیت خسارت معنوی وارد شده باشد، باید این نوع خسارت جبران شود. همچنین در مورد مسئولیت افراد و نهادهای غیر دولتی طبق قواعد عام مسئولیت مدنی هیچ خسارتی جبران نشده نباید باقی بماند و این دسته از افراد باید از قواعد عام مسئولیت مدنی تبعیت کنند.

    کلیدواژگان: ضمانت اجرا، حقوق معلولان، مسئولیت مدنی، دولت
  • عباسعلی اکبری، مهرداد تیموری* صفحات 839-850
    زمینه و هدف

    امروزه با افزایش رشد روزافزون فناوری های شبیه سازی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، شاهد پیشرفت در زندگی انسان ها هستیم و از سویی با به کارگیری فناوری های نوین حوزه علوم پزشکی و سلامت برای ادامه حیات بشر نقش بسیار مهم و اساسی را دارد که از جمله این فناوری ها متاورس است، لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش و جایگاه متاورس در ارتقای مراقبت های بهداشتی و درمانی است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات ابزار جمع آوری اطلاعات از منابع شواهد پایگاه های اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Science و Google Scolar بوده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    بر پایه یافته های پژوهش متاورس در مراقبت های بهداشتی از فناوری هایی مانند واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR)، واقعیت ترکیبی (MR) و پلتفرم های دیجیتال پیشرفته برای ایجاد یک اکوسیستم مراقبت های بهداشتی مجازی پویا و به هم پیوسته استفاده می کند. در زمینه مراقبت های بهداشتی و درمانی، اصطلاح متاورس به یک محیط دیجیتالی همه جانبه اشاره دارد که در آن بیماران، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی و درمانی، محققان و متخصصان پزشکی می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند، همکاری کنند و در فعالیت های مختلف مرتبط با مراقبت های بهداشتی شرکت کنند.

    نتیجه گیری

    متاورس در مراقبت های بهداشتی و درمانی به سرعت رشد کرده است و عصر جدیدی از امکانات پزشکی را آغاز کرده است. متاورس نمی تواند جای عمل بالینی را بگیرد. تعامل با بیماران مهارت های اساسی است که متخصصان مراقبت های بهداشتی کسب می کنند. متاورس را می توان برای افزایش کیفیت آموزش، تحقیق و مراقبت از بیمار گنجاند. این می تواند امکانات جدیدی را برای تسهیل متخصصان مراقبت های بهداشتی به همراه داشته باشد. فناوری های و متاورس را می توان در زمینه های مختلف پزشکی مورداستفاده قرار داد و این برنامه می تواند برای بیماران، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی مفید باشد و آن ها را در دسترس تر، کارآمدتر و بیمارمحورتر کند.

    کلیدواژگان: متاورس، مراقبت های بهداشتی و درمانی، علوم پزشکی، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت ترکیبی
  • زین العابدین سجادی، محمد غلامعلی زاده*، صالح یمرلی صفحات 851-863
    زمینه و هدف

    وضعیت خاص قراردادهای پزشکی و شرایط و ویژگی های آن به گونه ای تبیین شده که در چارچوب عقود معین قرارد ندارد. از این رو به نظر می رسد که از نظر حقوقی, قرارداد پزشکی نوعی عقد نامعین باشد که با تکیه بر مفاد ماده 10 قانون مدنی, شرایط ویژه و تعهدات خاص قراردادهای درمان را داراست که بر طبق توافق طرفین لازم الاجرا می گردد. در موارد غیر قراردادی در خصوص روابط پزشکان و سایر پرسنل خدمات درمانی (همچون پرستار، انترن، رزیدنت و...) در برابر بیماران خود ضرورت ارائه اطلاعات از لزوم حفظ جان افراد ناشی می شود و در دین مبین اسلام اهمیت حفظ اجتماع و یاری رساندن به یکدیگر بسیار مورد تاکید می باشد، به گونه ای که در قرآن کریم آمده است نجات جان یک انسان مانند زنده کردن همه انسان هاست و کشتن یک انسان مانند کشتن همه انسان هاست. حیات موهبتی الهی است. از این رو احترام به آن و حفظ آن همواره مورد تاکید است.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است و بر مبنای جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    بارزترین و بنیادی ترین مصداق حقوق طبیعی هر بشر حق حیات است، به گونه ای که نام «حق برتر» بر آن نهاده اند. این حق و احترام به آن، بارها در قوانین اساسی کشورها و در اسناد مهم بین المللی مورد تاکید فراوان قرار گرفته است. در ماده سوم در اعلامیه حقوق بشر آمده است: «هر فرد دارای حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی است.» مطابق با حق حیات که هر انسان زنده از آن برخوردار است، هیچ کس نباید و حق ندارد به اعمالی دست زند که موجبات نقض این حق و سلب حیات دیگری را فراهم آورد، لذا این امر می تواند ضرورت اطلاع رسانی در مواردی از این دست را توجیه کند.

    نتیجه گیری

    با توجه به مراتب گفته شده، از عدم ضمان پزشک حاذق ماذون غیر مقصر یا پرستار، انترن، رزیدنت و...، «تعهد به وسیله بودن» عمل پزشک، به دست می آید، اما متاسفانه در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، نظریه متروک «تعهد به نتیجه» مورد پذیرش قرار گرفته و برای فرار از تعهدات مربوط نیز، راهکاری در نظر گرفته شده است که حتی پزشکان جاهل که بدیهی ترین اصول و قواعد پزشکی را زیر سوال برده اند و در معالجات خویش، مرتکب تقصیرات سنگین شده اند، می توانند با اخذ برائت از بیمار، از تمامی تعهدات اخلاقی پزشکی و نیز مسئولیت مدنی ناشی از فعل زیانبار خویش، شانه خالی کنند و این مساله مطرح است که تعهد به دادن اطلاعات در امور درمانی نیز می تواند در این فرض مطرح گردد.

    کلیدواژگان: مسئولیت مدنی، پزشک، تعهد، درمان، کادر درمان
  • زهرا انصاری فر، سمیرا گل خندان، اکبر رجبی* صفحات 864-8879
    زمینه و هدف

    با فرار از کشور خود به دنبال حفظ امنیت و زندگی بهتر، زنان پناهجو در معرض خطرات جدی قرار می گیرند. برخی از این خطرات شامل تبعیض جنسی، خشونت جنسی و خشونت خانگی هستند. این جرائم علیه زنان پناهجو نشان از نقض حقوق بشر و قوانین بین المللی دارند. هدف این پژوهش، بررسی ارتکاب جرائم علیه زنان پناهجو است و نیز تشریح ریشه ها و عوامل موثر در این جرائم را مورد بررسی قرار می دهد. هدف نهایی این پژوهش، ارائه توصیه ها و راهکارهایی برای مقابله با این جرائم و حمایت از زنان پناهجو است.

    روش

    برای دستیابی به این اهداف، در این پژوهش از روش تحلیل محتوا و مطالعات موردی استفاده خواهد شد در ابتدا، منابع مرتبط با موضوع مورد بررسی جمع آوری و مورد تحلیل قرار می گیرند. در نهایت، تحلیل دقیقی از نتایج به دست آمده انجام می شود. در این راستا مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ایی به تحقیق و بررسی موضوع پرداخته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    با تحلیل دقیق اطلاعات و منابع مرتبط، می توان یافته های زیر را بررسی کرد: 1 نقض حقوق بشر: جرائم علیه زنان پناهجو نشان از نقض حقوق بشر و قوانین بین المللی در زمینه حقوق زنان دارند؛ 2 فقدان حمایت قانونی: برخی زنان پناهجو به دلیل تبعیض و عدم حمایت قانونی، با مشکلات و خطرات بیشتری رو به رو می شوند.

    نتیجه گیری

    ارتکاب جرائم علیه زنان پناهجو نشان از چالش های جدی در حقوق بشر و حقوق زنان دارد. برای مقابله با این جرائم، لازم است توجه بیشتری به حمایت قانونی و تدابیر امنیتی برای زنان پناهجو صورت گیرد. همچنین آموزش و افزایش آگاهی جامعه درباره حقوق زنان و مسائل مرتبط با پناهندگی نیز اهمیت دارد.

    کلیدواژگان: جرائم، تمامیت جسمانی، زنان پناهجو
  • محبوبه ناصری طاهری، یونس واحدیاریجان*، عبدالرضا جمال زاده صفحات 880-893
    زمینه و هدف

    حق حیات به عنوان یکی از اساسی ترین حقوق ذاتی و اولیه بشری که در اسلام نیز مورد توجه جدی قرار گرفته که گاهی مثل حیات مادر و سقط جنین دچار تزاحم می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی کاربست قاعده میسور بر حیات مادر و جنین است.

    روش

    روش تحقیق توصیفی تحلیلی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای با ابزار فیشبرداری می باشد.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    علیرغم پذیرش حجیت قاعده میسور از جانب اغلب فقها و با آنکه محدوده دلالت آن را در امور تکلیفی کلی نیز قبول دارند، لکن در بحث توجه به کرامت ذاتی انسان در معنای انسان بالفعل و بالقوه و جنین سالم و معیوب از نظر علم پزشکی و نیز قبل از ولوج روح و بعد از آن، اختلافات فراوانی دارند که چه بسا به دلیل نبود مبانی مستحکم از ابتدای امر است که ناشی از توجه محض به متون نقلی با تفاسیر و برداشت های مختلف از آن ها در جهت فقه فردی بدون در نظرگرفتن مصالح اجتماعی و مقاصدالشریعه می باشد.

    نتیجه گیری

    اگرچه اصل اولی حرمت سقط جنین است، اما بر اساس دلالت قاعده میسور و رفع موانع و به کارگیری تزاحم با حاکم بودن عقل در ترجیح و تشخیص حفظ جان مادر در برابر جنین، در موارد خاص سقط جنین توسط خود مادرهم جایز است و وی می تواند شخصا اقدام به سقط جنین نماید، بدون آنکه قصاص و دیه بر او واجب باشد

    کلیدواژگان: حیات مادر، جنین، سقط جنین، میسور، تزاحم
  • شروین کاکوان، رجب گلدوست جویباری*، امیر حسن نیاز پور، شادی عظیم زاده صفحات 897-915
    زمینه و هدف

    آزمایش دی ان ای یکی از ابزارهایی می باشد که در سال های اخیر در حوزه حقوق کیفری و جرم شناسی مورد توجه قرار گفته است. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل اعاده دادرسی کیفری بر پایه آزمایش دی ان ای می باشد.

    روش

    این تحقیق از نوع نظری بوده، روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع‏آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‏ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

    علم حاصل از آزمایش دی ان ای با واسطه (کارشناس) و نه به صورت مستقیم برای قاضی حاصل می شود؛ چالش اساسی در ارتباط با عدم امکان پذیرش آزمایش های مزبور در قامت یکی از دلایل قطعی اثبات جرم همین موضوع می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان می دهد که آزمایش دی ان ای می تواند مبنای قاطع برای اعاده دادرسی جهت مدار و نیز اعاده دادرسی مقام مدار (از سوی محکوم علیه) محسوب شود، اما آزمایش مزبور برای اعاده دادرسی مقام مدار (از سوی شاکی) مبنای ظنی یا غیر قاطع محسوب می شود.

    کلیدواژگان: اعاده دادرسی، ادله اثبات کیفری، آزمایش دی ان ای، حقوق پزشکی
  • محمود اکبری*، احمد امی، محمد زارعی محمودآبادی صفحات 916-931
    زمینه و هدف

    ارتباط با افراد دارای بیماری های واگیردار و نگرانی های حاصل از آن، یکی از دغدغه های مهم نزدیکان این گونه افراد است. حضانت کودکان توسط والدین از جمله این ارتباط ها است که می تواند بر سلامتی کودک یا والدین، تاثیر منفی داشته باشد. همین امر سبب اختلاف نظر در سلب حضانت شخص مبتلا به بیماری واگیردار شده است. بر این اساس بررسی سلب حق حضانت از افراد دارای بیماری واگیردار، بر اساس مصالح کودک از اهداف نوشته حاضر است.

    روش

    این تحقیق با بهره گیری از منابع اسلامی به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به دنبال اثبات این فرضیه است که بیماری های واگیردار می توانند باعث سلب حضانت گردند.

    ملاحظات اخلاقی: 

    درسراسر پژوهش حاضر صداقت و امانتداری علمی به طور کامل رعایت شده است.

    یافته ها

    بیماری در شرایطی باعث سلب حضانت خواهد شد که سلامتی طفل را در معرض خطر قرار دهد و موجب اضرار او شود یا اینکه سرپرست به خاطر بیماری مزمن، قادر به انجام امور کودک نباشد. با توجه به اینکه مباشرت شخص حاضن در انجام وظایف حضانت شرط نیست، اگر نگهدارنده قادر باشد با انجام اقداماتی از قبیل استخدام پرستار، از سرایت بیماری جلوگیری کند، اصل بقای حضانت است.

    نتیجه گیری

    یافته های تحقیق نشان می دهد در مواردی که سپردن کودک به فرد بیمار باعث به خطرافتادن سلامتی طفل می شود، طبق قاعده ثانویه لاضرر، اصل 40 قانون اساسی و ماده 1173 قانون مدنی، حق حضانت سلب خواهد شد، مگر اینکه شخص بیمار بتواند شرایطی فراهم کند که از سرایت بیماری به کودک جلوگیری نماید.

    کلیدواژگان: حضانت، مصلحت کودک، سلامت جسمی، بیماری مزمن، بیماری مسری
  • الهام پورمهابادیان، مریم افشاری* صفحات 932-946
    زمینه و هدف

    حق بر سلامت از حقوق بنیادین انسان می باشد و به معنای حقوق افراد در دستیابی به بالاترین استاندارد سلامت جسمی و روانی می باشد و تمام حوزه های پزشکی، بهداشت عمومی، غذای مناسب، مسکن، محیط کار سالم، محیط زیست سالم و... را دربر می گیرد. دولت ها برای تامین شرایط زندگی سالم شهروندان، ملزم به اتخاذ تدابیری در حوزه های مختلف، از جمله تصویب قوانین و مقررات داخلی و پیوستن به کنوانسیون های بین المللی می باشند. در منشور ملل متحد به موضوع بهداشت و سلامت عمومی پرداخته شده و الزاماتی را برای دولت ها در جهت فراهم ساختن بهداشت و سلامت در جامعه ایجاد کرده است.

    روش

    اساسنامه سازمان بهداشت جهانی به این موضوع پرداخته و تعریفی را از سلامت ارائه می دهد. پس از آن در اسناد بین المللی و منطقه ای متعددی اعم از خاص و عام و همچنین چند اعلامیه این حق به رسمیت شناخته شده است. از جمله اسناد بین المللی که تاکید زیادی بر مساله بهداشت و سلامت داشته است، اعلامیه هزاره سوم توسعه می باشد که رهبران جهان در بزرگ ترین گردهمایی خود در سال 2000 طی اعلامیه ای متعهد شدند که تمام تلاش خود را برای مهیانمودن یک زندگی سالم برای تمام ابنای بشر در سده آینده به کار گیرند.

    ملاحظات اخلاقی:

     در پژوهش حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.

    یافته ها

    یکی از زمینه های مهم پژوهش در نظام سلامت ، واردکردن آن در شهرسازی و برنامه ریزی شهری است که با عنوان حوزه سلامت شهری شناخته می شود.

    نتیجه گیری

    سلامت شهری شامل عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت فردی، سلامت محیط ، سکونتگاه های سالم ، سلامت جاده ای، شیوه های زندگی سالم ، امنیت ، خشونت ، سلامت غذا، امکانات تفریحی مناسب و احساس تعلق افراد به جامعه است عدالت و تخصیص بهینه و امکانات بهداشتی ، پزشکی و منابع در شهرها، نظارت بر کاربری اراضی شهری، مدیریت صحیح و تغییرات اساسی در بهداشت ، اقتصاد و نحوه زندگی شهروندان از اهداف اصلی در سلامت شهری به شمار می روند.

    کلیدواژگان: اسناد بین المللی، بهداشت، حق بر شهر، طراحی شهری، سلامت عمومی
  • مهدی خاقانی اصفهانی*، الهه طهماسبی، سمیرا حاجی صادقی صفحات 955-965
    زمینه و هدف

    یکی از تنش های شغلی دندان پزشکان، شکایت بیماران است. گرچه دندان پزشکان عمدتا خود را تنها در معرض ارتکاب تخلفات دندان پزشکی می دانند، اما جرائمی نیز در محیط دندان پزشکی و فرایند تشخیص و درمان نیز گاهی ارتکاب می یابد که شایسته تحلیل علت شناسی جرم شناسانه و مداقه در نظام واکنش کیفری، اداری و صنفی به این جرائم و تخلفات است. مطالعه های آماری بر پرونده های شکایات ثبت شده در سه کلینیک دندان پزشکی امام خمینی (ره)، شهید شکری (در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله) در سال های 1393 تا 1401 که متغیرهای اطلاعات دموگرافیک بیماران و دندان پزشکان، از جمله سن، جنس، تحصیلات، نوع بیمه بیمار و دندان پزشک، درجه علمی دندان پزشک و تجربه و نوع خطا یا قصور یا تقصیر یا عمد منجر به شکایت، بخش خطا، شیفت بروز خطا و اقدامات جبرانی پس از بروز خطا را بررسی نموده اند، افزون بر امکان فراتحلیل از منظر اپیدمیولوژی تخلفات، شایسته تحلیل از دید جرم شناسی علت شناختی است. تکرار توصیه به افزایش آگاهی دندان پزشکان جهت کاهش خطاهای مستعد طرح شکایت، ضعف نوآوری اغلب پژوهش های آماری دندان پزشکی به شمار می رود.

    روش

    روش این مقاله، از نوع تحلیلی (حقوقی جرم شناختی) بر اساس مطالعه آماری (91 پرونده شکایت از دندان پزشکان سه مرکز درمانی مورد مطالعه) می باشد.

    ملاحظات اخلاقی:

     در انجام این پژوهش، امانتداری علمی نسبت به داده های آماری و رعایت حقوق مالکیت فکری و پایبندی به کلیه الزامات قانونی صورت گرفته است.

    یافته ها

    طبق یافته های بخش آماری پژوهش حاضر، مبتنی بر چند پژوهش انجام شده در مرکز تحقیقات پیشگیری از بیماری های دهان و دندان دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) شهر تهران، 280 پرونده شکایت، پرونده هایی که اطلاعات ناقص داشتند یا دندان پزشک مقصر شناخته نشده بود، از مطالعه خارج شدند و 91 پرونده تاییدشده مورد بررسی قرار گرفت. اکثر شکایات از نوع درمانی بود (79 درصد). بیشترین شکایات به ترتیب مربوط به رشته های پروتز (9/31 درصد)، اندودانتیکس (2/24 درصد) و جراحی (6/17 درصد) بود. اغلب شاکیان، زن (65 درصد) بودند. بیش از نیمی از شکایات از دندان پزشکان با تجربه کمتر از 10 سال بود و بیشتر شکایات از دندان پزشکان عمومی بود (76 درصد). یافته های بخش تحلیلی مقاله، از منظر «جرم شناسی حقوقی انتقادی» و «جرم شناسی فرصت» و آموزه های پیشگیری وضعیت مدار، نشانگر ضرورت توسعه تخلف انگاری بسیاری از رفتارهای مغفول مقررات پزشکی (رفع خلا مقرراتگذاری شبه کیفری) و لزوم پوشش بیمه های درمانی به خدمات دندان پزشکی به منظور کاهش تقاضای بیماران کم بضاعت از دندان پزشکان به استفاده از مواد کم کیفیت است که عموما منجر به شکست درمان و شکایت علیه دندان پزشک می شود.

    نتیجه گیری

    پیشگیری وضعی از تخلفات و جرائم و شکایات واهی، اقتضای توسعه الزام قانونی ضبط ویدئویی اعمال جراحی به جراحی های دندان پزشکی دست کم در جراحی های دندانی بیمارستانی را دارد. رعایت حقوق افتراقی بیماران دندان پزشکی (زنان، سالمندان، اقلیت های زبانی، زندانیان اعزامی به مراکز دندان پزشکی) نیز اصلاح تکلیف قانونی حداقلی دندان پزشکان به توضیح مختصر و ناکافی مراحل درمان به این بیماران ویژه را ضرورت می بخشد.

    کلیدواژگان: حقوق دندان پزشکی، جرائم و تخلفات دندان پزشکان، جرم شناسی حقوقی انتقادی، پیشگیری وضعی
  • نرگس ایزدی*، محمود عباسی، مجید قورچی بیگی، غلامحسین الهام صفحات 966-980
    زمینه و هدف

    فشار روانی در ارتکاب اعمال مجرمانه و نیز در واکنش های جزایی نسبت به کودکان و نوجوانان بزه کار که خود قربانیان خاموش شرایط و زندگی نابسامانند، چالشی است قابل ملاحظه که به اقتضای وضعیت اجتماعی ملتهب کنونی، پرداختن به آن، تاملی ژرف و ضرورتی مضاعف را می طلبد. این مهم، مستلزم پژوهشی بدیع و میان رشته ای است که مقاله حاضر، با توجه به مقتضیات زمان و مکان و تفاوت های فردی اجتماعی کودکان و نوجوانان بزه کار، با هدف وصول به عدالت قضایی یکسان و فراگیر به آن پرداخته است.

    روش

    مقاله حاضر، علاوه بر استفاده از روش توصیفی تحلیلی و گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای، از نظرات دکترین و متخصصین مربوطه نیز بهره برده و نتایج آن در قالب نمودار ارائه نموده است، لذا این پژوهش، با روش ترکیبی و کاربست مبانی کمی و کیفی پژوهش (طیف لیکرت) صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در روند تالیف این پژوهش، بر ملاحظات اخلاقی پژوهش کتابخانه ای از جمله اصالت متون، صداقت و امانتداری اهتمام ورزیده شده است.

    یافته ها

    از مهم ترین یافته های پژوهش حاضر، ارائه مولفه «نقش اساسی عوامل فشار روانی در اغلب اقدامات بزه کارانه کودکان و نوجوانان ناقض قوانین جزائی» است که در پی طرح کارشناسانه عوامل ایجاد فشار روانی، تحلیل واکنش ها و تبیین راهکارهای مدارا، با کاربرد پژوهش کیفی، تحصیل گردید. همچنین بر اساس نظر (‎82 درصد) دکترین حقوقی و متخصصین مربوطه، «فشار روانی کودکان و نوجوانان، موثرتر از تربیت نادرست آن ها در ارتکاب اعمال مجرمانه می باشد.»

    نتیجه گیری

    لزوم لحاظ ابعاد گسترده فشار روانی کودکان و نوجوانان ناقض قوانین جزائی در ارتکاب اعمال مجرمانه، اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه متناسب با مقتضیات زمان و مکان، را در سیاست جنایی ج.ا.ا می طلبد. همچنین جنبه فشار روانی برخی واکنش های جزایی قانونی نسبت به اطفال و نوجوانان ناقض قوانین جزایی و عدم کفایت جنبه اصلاح و تربیت آن ها، با سنجه مبانی اسلامی تربیتی و اسناد بین المللی، در مواردی نشانگر فاصله معنادار وضعیت موجود با وضعیت مطلوب است.

    کلیدواژگان: فشار روانی، سیاست جنایی، کودکان و نوجوانان، پیشگیری، واکنش جزایی
  • فاطمه کوکبی سقی*، محمود عباسی صفحات 981-996
    زمینه و هدف

    امروزه استفاده از منابع، امکانات و فرصت های جامعه منوط به داشتن اسناد هویتی است و افراد بی شناسنامه از بسیاری از حقوق خود محرومند. کودکان بی شناسنامه به علت آسیب پذیری بیشتر از لحاظ جسمی و روانی و وابستگی به سایرین برای حقوق خود به توجه ویژه نیاز دارند. در این مطالعه به بررسی وضعیت حق سلامت کودکان بی شناسنامه ساکن در ایران پرداخته شده است.

    روش

    اطلاعات این مطالعه کیفی به روش کتابخانه ای با استفاده از کتب، مقالات، اسناد و مستندات قانونی و گزارشات عملکرد مرتبط با موضوع حق سلامت کودکان در سال 1402 گردآوری شده اند. زبان اسناد فارسی و انگلیسی بوده است. متن اسناد بررسی و تحلیل و کدبندی شده و در نوشتن گزارش نهایی مورد استفاده قرار گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در همه مراحل پژوهش، اصالت متون مورد استفاده و صداقت و امانتداری در اعلام نتایج مورد توجه قرار گرفته است.

    یافته ها

    با وجود قوانین حمایت کننده، دسترسی کودکان بی شناسنامه به خدمات بهداشتی و درمانی کافی نیست. این کودکان معمولا در خانواده های با سطح پایین اقتصادی و اجتماعی زندگی می کنند که توان پرداخت هزینه های درمانی و بیمه را ندارند. آن ها به علت نداشتن مدارک هویتی، تحت پوشش سازمان های حمایتی نیز نیستند. زندگی در سکونتگاه های ناایمن و غیر بهداشتی، کار در سنین پایین در کارگاه های غیر مجاز و خیابان، نداشتن سرپرست یا بدسرپرستی و احساس انزوا و طردشدگی از جامعه فقط بخشی از تهدیدکننده های سلامتی این کودکان است.

    نتیجه گیری

    دسترسی کودکان بی شناسنامه به خدمات بهداشتی و درمانی با چالش مواجه است. وضعیت حق سلامت و سلامتی این کودکان نیاز به بررسی دقیق دارد. شناسایی این کودکان و اعطای مدارک شناسایی و نه لزوما ملیت ایرانی می تواند زمینه ساز برنامه های بهبود وضعیت زندگی و سلامت این کودکان و ارتقای امنیت ملی شود.

    کلیدواژگان: کودکان بی شناسنامه، حق سلامت، بی هویت، بی تابعیت، خدمات بهداشتی و درمانی، حقوق کودک
  • محمدامین اسمعیل پور، فاطمه قناد*، شهاب جعفری ندوشن صفحات 997-1012
    زمینه و هدف

    به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند داوری، از جمله ارزیابی ادله، می تواند فرایند رسیدگی را تسهیل و تسریع نماید. هوش مصنوعی یک پدیده نوظهور بوده و به کارگیری آن در داوری در نقش مستقل یا تسهیل گر، می تواند چالش های فقهی و قانونی فراوانی را به همراه داشته باشد. از طرفی این ابزار هوشمند، پدیده ای نوظهور و موخر بر وضع قوانین موجود در زمینه داوری است، قاعدتا استفاده از عنوان دقیق هوش مصنوعی در قوانین امکان پذیر نبوده است. ضروری است در راستای همگام شدن قوانین و فناوری، نسبت به تقنین در این حوزه اهتمام جدی ورزیده شود.

    روش

    این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای از جمله کتب و مقالات نگارش گردیده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     این تحقیق با تکیه بر اصول اخلاقی و امانتداری نگارش شده است.

    یافته ها

    با توجه به ماهیت خودارتقایی هوش مصنوعی و بهره گیری از روش ها و الگوریتم های نوین، به رسمیت نشناختن آن، خلاف عقل و عرف می باشد.

    نتیجه گیری

    نظر به اهداف تاسیسی و مراد مقنن در داوری، اختیارات و اراده طرفین در حل و فصل اختلافات بسیار پررنگ و موثر تلقی می گردد. موید این امر، بند 3 ماده 27 قانون داوری تجاری بین المللی ایران می باشد که مقرر می دارد طرفین می توانند داوری را بر اساس عدل، انصاف یا کدخدامنشانه به جریان بیندازند. در مواد دیگر از این قانون، بی طرفی، استقلال و تساوی رفتار از اصول آمرانه ناظر بر داور می باشد. در جمع مقررات به نظر می رسد که طرفین می توانند قوانین ماهوی یا شکلی حاکم بر اختلافات خود را تعیین نمایند.

    کلیدواژگان: هوش مصنوعی، داوری، قانون داوری تجاری بین المللی، مبانی فقهی
|
  • Hanieh Moghani, Alireza Zaheri*, Hossein Sharifi Tarazkouhi Pages 1-12
    Background and Aim

    International law, like other branches of law, does not emerge from a vacuum and does not necessarily appear loudly in the world of law. Rather, it is often revealed as a result of the imperceptible development of the values of a society as a result of new and deep-rooted ideas and turns into values that are a prerequisite for the development of social awareness; Until an inviolable belief based on confirming its legitimacy and legality is created. In this way, the "pre-normative" elements of international law, such as the interpretation of prominent non-state and non-judicial actors, including soft law documents, even if they do not constitute enforceable norms, are effective to the extent that they can be clearly witnessed in practice within the scope of the right to food. The role of different actors in expanding the information about the right to food to gain support for this kind of right and to strengthen this right in the main discourse and human rights is bold. This influence can be clearly seen in the development of the scope of the concept of the right to food to realize the progressive realization of this right by applying the theory of change and democratizing the realization of the human right to food.

    Methods

    This research is of a theoretical type and the research method is descriptive and analytical and the method of collecting information is library and it was done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In this research, the principles of trustworthiness, honesty, neutrality and originality of the work have been observed.

    Results

    The realization of the right to food requires the adoption of a sustainable approach in production and distribution; this is achieved when, contrary to the previously established rules, based on the theory of change, a bottom-up approach replaces the dominant top-down approach in decision-making.

    Conclusion

    To further democratize the realization of the human right to food and human access to healthy and sustainable food, it is necessary to transition from the approach of food security to food governance, which leaves decision-making from farm to fork in the hands of the main stakeholders (consumers).

    Keywords: Right to Food, Food Security, Food Sovereignty, Theory of Change, Democratizing the Right to Food
  • Gholam Reza Mohebian, Seyed Ebrahim Mousavi*, Jamshid Mirzaei Pages 13-26
    Background and Aim

    The widespread spread of the corona virus (Covid-19) has led to the infection of millions of people and the death of thousands of people in the world. This issue has raised the possibility or not of the government's civil responsibility for the corona disease as an important question and has become a benchmark for the efficiency and rationality of various scientific and religious systems and schools; So that it can be considered from many aspects, including jurisprudential-legal challenges. For example, we can mention issues such as the guarantee of sovereignty and the government's civil responsibility in life and financial damages, the application of the rule of quarantine and restriction of freedom, etc. This research examines and explains the jurisprudential-legal foundations of the government's civil responsibility in the Corona crisis.

    Methods

    This research is of a theoretical type, the research method is descriptive and analytical and the method of collecting information is library-based, referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    In order to ensure people's health, it is conceivable to have appropriate and jurisprudential-legal bases for creating the responsibility of the government to prevent and compensate for the damage caused by the corona disease. By dividing the considered bases, the rule of justice, the rule of sanctity of Muslim property, maintenance of economic security and public order as general bases and the rules such La zarar and Etlaf and Tasbib have been considered and cited as special grounds for proof of compensation.

    Conclusion

    According to the aforementioned principles, the actions of the government, such as not closing the borders in time, not announcing the arrival of the corona virus in the country in a timely manner and not controlling and finding effective solutions in the fight against this virus, are examples of damage and bear responsibility.

    Keywords: Civil Liability, Government, Compensation, Corona Virus
  • Vahid Moazzen*, Ehsan Shamsi Gooshki, Ezatollah Zarei Hanzaki, Mahboubeh Mohamadrezaei Pages 27-40
    Background and Aim

    Conflict of interest (COI) management and corruption control in settings that government is (at least) one of the main players has always received special attention of legal systems. Undoubtedly, this is especially important in the field of health, which has a susceptible exposure to corruption due to its high financial turnover and also since it is one of the most important and basic human welfare needs, which requires proper management by the governments. Hence, this study aimed to, first identify challenges of managing (COI) in licensing process of medical institutions in the Iran’s health rights system and, secondly to propose solutions that can address the gaps and maximize the rights of the nation.

    Methods

    This research is of theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    Throughout the present study, scientific integrity and fidelity have been fully observed.

    Results

    The findings indicated incompatibility of the current mechanism of establishing medical institutions and their licensing process with the current requirements and high economic attractiveness of institutions and the imbalance between supply and demand have created challenges for (COI) management, indicating the necessity of healthcare reforms.

    Conclusion

    Reforming establishment process of medical institutions such as need to register legal entities in cases of multiple establishment applicants or the removing the restriction on the need for the applicant to be a physician, along with reviewing the competencies of the commissions of Article 20 of the "Food and Beverage Law approved in 1955" and its replacement with a coherent and systematic structure and organization, along with precise monitoring mechanisms, can have positive results in fighting the (COI) in this sector and consequently attracting the maximum amount of private sector capital in the health system and guarantying the citizens' right to health.

    Keywords: Conflict of Interest, Medical Institutions, Discretionary Power, License Issuance, Private Sector
  • Elham Rezaei*, Mohammad Nozari Ferdowsieh, AliReza Rostami Ghafasabadi Pages 41-53
    Background and Aim

    The issue of non-halal therapy is one of the important topics of medicine in Islamic societies, which is necessary, to be examined from a jurisprudential point of view. Prohibiting the use of taboos and complying with Shariah rules sometimes make the patient face difficulty and difficulty in treatment. Based on this, the question is raised, how the legitimacy of non-halal therapy can be justified by referring to the rule of "Hardship brings ease?" In what case does it become the basis for a therapist's license? While criticizing and examining the arguments of the opponents of non-halal therapy, the legitimacy of therapy in two stages of the patient's difficulty in accessing and using halal was examined. The presence of obstacles such as sanctions, hoarding of medicine and its supply at exorbitant prices, lack of a same-sex doctor or exorbitant costs of visiting a same-sex doctor makes it difficult for the patient to receive halal treatment. Also, sometimes the type of halal treatment may cause the patient to face difficulties in the treatment due to some reasons. In this article, while accepting the basic principle of halal treatment and prohibiting haram treatment for patients who have halal medicine easily available to them, with reference to verses, narrations and rational evidences, the causes of the patient's suffering and the ways outof the resulting losses have been investigated.

    Methods

    The thinking method of this research is descriptive-analytical and the library data collection method was carried out using Shia and Sunni jurisprudence books.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing, while respecting the authenticity of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Fear of use, lack of permission and excuse in access to permission are among the examples of difficulty and embarrassment in treatment.

    Conclusion

    The fear of death, organ failure, exacerbation and spread of the disease are among the losses that the removal of such losses causes to replace solutions in treatment; which, despite its original sanctity, its sanctity is negated by referring to the rule of "Hardship brings ease".

    Keywords: Treatment, Halal, Difficulty, Harm, Forbidden, Legality
  • Hoda Jafari*, Seyyed MohammadHadi Saei Pages 55-64
    Background and Aim

    One of the new and emerging issues that have been discussed in the last few decades is the freezing of a human body suffering from an incurable disease for reviving with the advancement of science in the future. In order to save their lives, these people are trying to save themselves from certain death caused by their disease, by doing this. The effects that this action has on their legal life have caused scholars to examine the legal effects of this action. In this article, we are looking for the effect of this action on revocable contracts.

    Methods

    This article is written in a descriptive-analytical way using library resources and referring to scientific books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In this research, ethical principles and scientific trustworthiness have been respected.

    Results

    According to jurisprudent, in the dissolution of permissible contracts due to anesthesia, the dissolution of revocable contracts due to Cryonic can be deduced.

    Conclusion

    Revocable contracts, which are against irrevocable contrasts, are destroyed by the death and incapable of the parties. In relation to a frozen person, despite the fact that she/he is considered alive, valid contracts made before freezing are dissolved. The reason is that, like death or incapable, freeze is not one of the cases of dissolution of contract and it is not specified in the civil code but according to jurisprudent, in the dissolution of permissible contracts due to anesthesia, the dissolution of revocable contracts due to Cryonic can be deduced and as a result, Cryonic, like the condition of a person who has gone into a coma, is the cause of a person's disability and termination of consent and dissolution of the contract.

    Keywords: Cryonic, Lifetime, Revocable Contract, Dissolution
  • Ahmad Jafari*, Hamid Abhari Pages 58-74
    Background and Aim

    The rules for compensating the losses caused to consumers and identifying the responsibility of manufacturers of defective pharmaceutical products and unsafe vaccines 19 have an important position in order to compensate the losses. Regarding the non-contractual liability system, in general, two solutions can be considered: in some countries, such as Iran, the responsibility of the producer is based on fault and this is in the case that in some countries, such as the United States and England, The responsibility of pharmaceutical manufacturers, including vaccines, is based on the rule of pure responsibility. The most important goals of this research are divided into three categories: the main goal is the comparative study of the role of the civil liability system in the safety of the Covid-19 vaccine and the secondary goals of the research; Investigating how to compensate the victims of the Covid-19 vaccine and investigating the civil liability system is pure.

    Methods

    The method of this research is descriptive-analytical; the method of collecting materials is library and documentary.

    Ethical Considerations:

     In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, hoesty and fidelity have been observed.

    Results

    The most important findings of this research is that the first step in the direction of protecting the victims and consumers is to pass appropriate laws and regulations so that first, the distribution and consumption system is organized in order to avoid material and spiritual losses due to lack of health. and the safety of manufactured products in the field of pharmaceutical products and especially the vaccine of the Covid-19 virus to be prevented and secondly, in case of losses, it is possible to effectively compensate the rights of the injured parties through the guarantee of appropriate executions in an easy and fast way. Did Thirdly, transnational companies can take actions in social development.

    Conclusion

    Finally, it can be concluded that the damage caused by the injection of the Covid-19 vaccine and other vaccines should be compensated, although the governments have foreseen different methods in this regard.

    Keywords: Civil Liabilit, Safety, Damage, Covid-19 Vaccine
  • Jafar Abbasnezhad, Fateme Ahadi*, Mahmoud Abbasi, Jamal Beigi Pages 65-78
    Background and Aim

    Some of food producers use legal or illegal drugs and growth stimulants in order to gain more profit because of increasing production efficiency. Considering the variety of drugs and growth of stimulants used by the manufacturers and the extent of these crimes’ effects as much as the society’s people and even its impact on the future generation of the society of one hand, and with the aim of protecting the citizens of the other hand, it is necessary to gain an effective criminal policy in preventing such crimes via identify the MRL (maximum amount of remaining pharmaceutical substances in proteins) and criminalization of its violation in domestic laws, while implementing criminal justice.

    Methods

    In this article, while defining MRL and its effect on food consumers as well as examining the way these crimes are committed and their potential in current laws, the need to identify MRL and criminalize it in Iran law system is investigated with a descriptive and analytical method.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    At the national level, due to lack of a precise definition of MRL and identification of the drug residue and growth stimulants level in food as well as presence of a legal gap in relation to these crimes, the legislator should protect the citizens and the future generation by defining the MRL and criminalizing its violation.

    Conclusion

    It can be concluded that at the level of domestic laws, despite the potential in the food and drink law, it is practically not possible to deal with the crimes related to presence of pharmaceutical residues in food due to lack of MRL recognition and its standard level.

    Keywords: Pharmaceutical Crimes, Food, MRL or Drug Residue Level
  • Mohammad Azarnoosh*, Ali Hassan Kafi Pages 79-90
    Background and Aim

    The right to public health and well-being is one of the inalienable human rights that the government is obliged to provide and its related means. Public vaccination is one of the important tools of this right. Vaccination is mandatory in certain circumstances along with the determination of criminal and civil executive guarantees. In the research, we will investigate the legal possibility of forcing people to inject (coronavirus) vaccine in Iran's legal system.

    Methods

    This research is of theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations:

     In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    Mandatory vaccination has a long history and has been observed throughout history in different societies during epidemics. With the emergence of the corona virus in the world and the need to end this dangerous epidemic, various countries of the world, including Iran's legal system, have moved towards the implementation of "compulsory vaccination" mechanisms.

    Conclusion

    Iran's legal system, in the form of a headquarters called the National Headquarters for Fighting Corona, is responsible for approving and communicating various regulations, including the requirement to inject vaccines. In the meantime, many supporters and opponents have discussed the possibility of this requirement. Opponents of this resolution have cited the powers of the National Headquarters to deal with Corona, the right to freedom, privacy and respect for sovereignty and rejection of compulsory vaccination. Proponents of this issue also point to the principle of welfare and benefit, collective interests, the principle of harmlessness and legal patriarchy, which is also considered the basis of criminalization.

    Keywords: Corona, Compulsory Vaccination, Corona Headquarters, Requirement, Injection, Vaccine, Right to Health
  • Askar Jalalian*, Ali Dorost Kerdar Pages 91-104
    Background and Aim

    The Scientific and Cultural Organization of the United Nations, which is briefly called UNESCO, is one of the specialized organizations affiliated to the United Nations and the goal of this organization is to contribute to global peace and security through international cooperation in the fields of education, science and culture. In order to increase respect for justice and human rights, it is based on the United Nations Charter. So far, UNESCO has carried out related and direct activities in the field of medical ethics. This article examines three global declarations issued by UNESCO, which were compiled in the field of bioethics and medicine and evaluates what role UNESCO's global declarations have played in supporting and promoting medical ethics and whether this organization is the right institution to lead this project. Has it been or not? By evaluating these cases, we can reach conclusions about the importance of these announcements.

    Methods

    This article has been written in analytical-descriptive form using library resources.

    Ethical Considerations: 

    This research has been carried out in compliance with ethical and trustworthy principles

    Results

    One of the most important and influential institutions in the field of medical ethics is the scientific and educational organization UNESCO and in three declarations issued by it, issues such as human dignity, freedom and privacy, patient satisfaction, etc., which are among the important topics of medical ethics are, has taken place.

    Conclusion

    UNESCO's three global declarations are an important step in the search for global ethical standards. Given the sensitive nature of bioethical issues, the fact that almost all countries have reached a comprehensive agreement on this issue is itself a major achievement. Although these three declarations are non-binding documents, however, time and government practice may turn them into binding documents.

    Keywords: UNESCO, Medical Ethics, Bioethics, International Law, Global Declarations
  • Siavash Aslani, MirSajjad Seyed Mousavi*, Ali Hajipour Kondroud Pages 105-123
    Background and Aim

    One of the main infrastructures of the right to life, which is one of the clear examples of human rights, is the right to health and hygiene, which is known as the basis for the realization of other generations of human rights at the world level. In this way, human health can affect the enjoyment of other rights and be affected by indifference and violation of other human rights standards.

    Methods

    This research is theoretical and the research method is descriptive-analytical. The method of collecting information is library-based and it is done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The United Nations and the World Health Organization, as a general and specialized international organization, have been successful in many of their missions and goals in the field of human health, and in those subjects and areas where the goals or the World Health Organization have the opportunity to achieve or advance. Obstacles to the realization of these ideals should be looked for in poverty, illiteracy, unemployment, stagnation, corruption, discrimination and lack of democracy in some societies and countries.

    Conclusion

    In order to overcome the problems ahead, the World Health Organization should gradually encourage the governments to interact and cooperate to improve the level of human health in order to achieve its high and humane goals faster.

    Keywords: Right to Health, World Health Organization, Human Rights, Health Guarantee
  • Ali Salim Nouri, Reza Nikkhah Sarnagh*, Siamak Jafarzadeh Pages 124-139
    Background and Aim

     Transsexual is a type of gender disorder in which the trans person's outward gender is in conflict with his or her real gender. Recognizing the true gender of transsexuals can have significant results in relation to the victimization and delinquency of these people, especially in sexual crimes. Therefore, in this research, the author's goal is to investigate the position of transgenders in Iran's criminal laws and to present jurisprudential and legal solutions to reduce punishment in sexual crimes. The importance and necessity of conducting the present research is that its achievement can be a legal justification for preventing the execution. Therefore, the main discussion of the current research is what is the basis and criteria for punishing transgenders in sexual crimes?

    Methods

     This research is theoretical and the research method is descriptive and analytical. And the method of collecting information is in the form of a library and is done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

     The apparent gender of trans people is different from their real gender, in such a way that an apparently male trans person is considered a woman in terms of brain and hormonal structure and mental and nervous behavior. It brings the necessity of specific legislation in specific circumstances, on the other hand, in gender change, religious scholars and legislators have recognized the real gender. Therefore, internرal gender can also be considered in criminal matters.

    Conclusion

     The discrepancy between the apparent and real gender of trans people, and according to jurisprudence and legal principles and rules, the justice of necessity is that at least in the sexual crimes of transsexuals, their real gender should be the criterion, because this can remove or reduce the punishment. In the end, along with proposing to amend the laws, solutions have been provided to prevent possible abuses, such as medical tests, issuing true gender identification cards, recording and monitoring the behavior of trans people, etc.

    Keywords: Real Sex, Transsexuals, Sexual Crimes, Jurisprudence
  • Ameneh Mazloumzadeh* Pages 140-152
    Background and Aim

    Abortion is one of the problems in many societies, which has always been the subject of debate and disagreement in Iran. The purpose of this article is to examine the question of whether abortion is permissible from the point of view of jurisprudence and law in situations of danger to the mother's health. In other words, how can the clash of life and health of mother and fetus are analyzed from the perspective of jurisprudence and the law of family support and the youth of the population?

    Methods

    The present paper is descriptive and analytical using  the library method.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present study, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been respected.

    Results

    The findings of the article indicate that there is no difference of opinion among jurists regarding the conflict between the life and health of the mother and the fetus, but the view of the majority of jurists is to protect the health of the mother. Based on this, in the situation of hardship and embarrassment and danger to the mother's health, saving the mother's life is a priority. From the point of view of the Family and Youth Protection Law, when the condition of the mother becomes unstable, such as in cases where, according to the doctor's opinion, the survival of the pregnancy causes the death of the mother, this condition can be carried to the state of necessity; Because the life and life of a person who currently exists abroad is at risk.

    Conclusion

    The youth plan of the population has practically limited the conditions of abortion in case of conflict between the health of the mother and the fetus to the fatal cases of the diseases and has eliminated the cases with very difficult treatment which usually cause embarrassment. In this way, it has complicated the controversy and deprived the mother of the right to choose not to give birth to a baby with abnormality through difficult treatments.

    Keywords: Conflict, Life, Health, Mother, Jurisprudence, Family Support Law, Population Youth
  • Amin Ghasempour*, MohammadHasan Sadeghi Moghadam Pages 153-172
    Background and Aim

    The need to respect patients' autonomy is one of the principles of medical ethics. The content of this principle can be seen in different forms and expressions both in Deontology and Consequentialism, but it's position and moral and legal obligation does not seem to be the same in each of them. Therefore, the authors of this article, as the research aim, examine the position of autonomy in the consequentialist approach and compare it with the same concept in other ethical approaches.

    Methods

    This research is a theory and the research method is descriptive-analytical and the method of collection is library and it is information by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, hoesty and fidelity have been observed.

    Results

    Autonomy is traditionally recognized in the Deontological view, but it is not mentioned under this title in the consequentialist approach. On the other hand, what is known as "individualism" in consequentialism is largely related to the principles of Autonomy. Also, a new reading of autonomy, called Relational Autonomy, can be seen in the literature of medical ethics and law, along with traditional (individual) autonomy.

    Conclusion

    What is known as Individuality in consequentialism "from an internal and self-determining point of view" is valuable and has less legal aspect than autonomy. Also, the authors of the article have introduced a new reading of autonomy called relational autonomy next to traditional (individual) autonomy. In the new reading, the patient's decisions in important and decisive matters of treatment, instead of relying on the patient, are made in a relational manner and by obtaining opinions from his relatives and family and even in some cases from consultants and medical practitioners.

    Keywords: Relational Autonomy, Process, Individuality, Consequentialism, Deontology
  • Seyyed Hossein Hosseini*, Amin Hajivand Pages 154-166
    Background and Aim

    It is clear that the right to life is the most important human right. The right to health is one of the fundamental rights of human beings, which is raised in order to guarantee the right to life. One of the important and basic rights that is mentioned under the right to health and is recognized as one of the most important rights in order to achieve the right to health is the right to access medicine. The purpose of this study is to examine the criminal responsibility of the heads of state in the field of violation of the right to access to medicine.

    Methods

    This research is descriptive-analytical and library information collection.

    Ethical Considerations:

     Scientific trustworthiness has been observed in all stages of the research.

    Results

    In international human rights documents, the right to access medicine is not explicitly mentioned as a fundamental right; But the right to health, which is one of the fundamental rights, also includes the right to access medicine. The right to access medicine (in the form of a more general right to medical care) is considered a fundamental human right. This right has been supported both independently and implicitly, in the form of the right to medical care, in various international documents. The criminal responsibility of the heads of state can be examined in this context, and the analytical examination of international documents is the way forward.

    Conclusion

    Deliberately placing a group in an inappropriate biological situation that leads to their total or partial deterioration is one of the material elements of genocide. In fact, the indirect destruction of a group by placing its members in harsh living conditions that sooner or later will lead to their destruction. Among the examples of this action, we can mention poor nutritional status, systematic expulsion from the place of residence and reduction of essential medical services. One of the heinous international crimes based on Article 7 of the Constitution is crimes against humanity, which is one of the examples of crimes against humanity if the heads of governments deliberately deprive a population of medicine in order to destroy them. Unlike crimes against humanity, any serious violation of international humanitarian law is considered a war crime as stated in Article 8 of the Statute. In this regard, omission such as not providing necessary medical care can be included in war crimes. The spiritual element of this crime can be intentional or negligent; Therefore, the conviction of the heads of state for committing these crimes regarding the lack of supply of medicine to civilians and the injured is likely. Causing great pain and suffering or serious injuries to the body or health is one of the actions leading to a gross violation of the Geneva Conventions, which is in the category of war crimes. Depriving civilians as a method of war by depriving them of the property that is necessary for their survival (such as medicine) is also a war crime and has become a customary rule in the practice of governments.

    Keywords: Criminal Responsibility, Heads of State, Right to Health, Right to Access to Medicine, International Crimes
  • Seyyed Vahid Sadeghi, MohammadMahdi Alsharif* Pages 167-180
    Background and Aim

    Nowadays, due to the complexity of surgical operations and also the role of speed in these operations, the contracting party's doctor hires a team of assistants and nurses to fulfill his commitment; During the operation, surgical equipment such as gas sterile may remain inside the patient's body. Now the question is who is responsible for this medical error?

    Methods

    This essay was written with a descriptive-analytical method and using legal and jurisprudential library sources.

    Ethical Considerations: 

    This research has been carried out in compliance with ethical and trustworthy principles.

    Results

    Examining the following issue of coercive liability will give us the answer that the nurses (scrub and circular) are one of the responsible persons in this case because they did not perform their duty correctly regarding the task of counting, so the damage is attributed to them. In addition, the doctor or the person who is responsible for removing the surgical instruments will be jointly responsible with the nurse in case of fault.

    Conclusion

    As a basic rule in jurisprudence and law, the claim of damage by a third party will not create liability for the obligee or the doctor unless this responsibility is explicitly or implicitly stipulated on the obligee. Contrary to the laws of other countries, the contractual responsibility resulting from the act of another cannot be raised as a principle in the laws of Iran. As a result, only the person to whom the damage is attributed is responsible for compensation. There are similar solutions for the liability of the contractual obligee in case of damage from a third party, which can be proposed in the form of a condition in the contract and a government decree.

    Keywords: Medical Liability, Contractual Liability, Contractual Liability for Third Party Action, Medical Team, Obligation
  • Shaghayegh Amerian*, AmirHamzeh Salarzaee, Zahra Heidari Pages 181-194
    Background and Aim

    The tendency to be beautiful is one of the inner desires of human beings, for this purpose, cosmetic surgery is performed in addition to repairing the appearance defects, with the aim of maintaining the mental-psychological balance of the person. But the main challenge is that the pregnant lady (both the real mother and the contract mother) by insisting on the right to reign over her organs, due to the injuries caused by various accidents during pregnancy, intends to undergo cosmetic surgery in combination and at the same time. Do therapy along with surgery. This issue is incompatible with examining the statement that any positive or negative behavior of the mother affects the health of the fetus, thereby preventing the right of the fetus to health. The purpose of the discussion is to state which one is preferable in the conflict between the right to beauty of the pregnant mother and the right to the well-being of the fetus.

    Methods

    The current research is evaluated with the descriptive-analytical method and the use of library studies, the solution to the clash of rights.

    Ethical Considerations:

     The current research has been compiled in compliance with the principles of ethics, trustworthiness, honesty and originality of the texts.

    Results

    In solving the conflict between the rights of the mother and the fetus, taking into account the heavy weight of the right of the fetus, preferring the least harm to the most harm, taking the important and leaving the important and expedient rulings, the right to the well-being of the fetus is a priority. Relying on medical data, cosmetic procedures requiring the use of injectable anesthetics due to negative effects on the fetus, sclerotherapy due to passing through the placenta, fillers and waxing are not allowed due to the lack of evidence of their safety in pregnant patients. The use of local anesthetics and peels is relatively safe compared to the above; however, caution should be taken during pregnancy.

    Conclusion

    The answer to the health of the fetus compared to the distorted symmetry habit of pregnant women, therefore, reconstructive-cosmetic surgery during pregnancy is a priority for them.

    Keywords: Cosmetic Surgery, Fetus, Pregnancy, Conflict of Rights, Legitimacy
  • Pegah Sarmadi*, Nasrollah Jafari, Zahra Raiyati Pages 252-263
    Background and Aim

    According to general principles, the right to treatment exists equally for all members of the society. However, by the epidemic of the new disease such as Corona and by attention to its special features such as lack of knowledge of definitive treatment, lack of medical equipment appropriate to the large number of patients and inability to predict the patient's recovery or deterioration, the possibility of full enjoyment of this right seems so difficult. Therefore, in the assumption of being two critically ill patients and in need of life-saving treatment and absence of necessary facilities, the possibility of priority and select of patient, the criteria of preference and determination of the limits of civil liability of the medical staff are very important and need jurisprudential-legal analysis.

    Methods

    In this research trying to consider the issue in foreign and internal legal systems by descriptive-analytical method.

    Ethical Considerations:

    in the present study, adherence to the scientific method, ethical principles, fiduciary, duty and intellectual and intellectual property have been respected.

    Results

    Although the medical staff has the right to prioritize the treatment of patients, but the criteria of priority and preference of patients are not clear. It seems that a set of individual and social criteria that are appropriate to the circumstances in each case can be helpful in determining the patient selected for treatment.

    Conclusion

    Research findings indicate that in some of foreign legal systems such as Britanie, the regulator  mentioned expressly to the possibility of priority to the medical staff by passing special instructions, so in the inner legal system despite the fact that the legislator does not stipulate specifically, according to the principles of Islamic law and Imami jurisprudence, including the rule of "giving priority to the most important" and also in order to protect the general interests of the society, the medical staff can prioritize patients with the higher possibility of survival in treatment and if priority is given to treatment, they will have no civil liability.

    Keywords: Right to Life, Treatment, Pan Demy, Priority, Medical Ethics
  • Sepideh Bouzari*, Simin Asadzadeh Pages 265-280
    Background and Aim

    Air pollution and the damages caused by it in the city of Tehran are considered as one of the main problems of the urban area in the shadow of the existing laws in this field. One of the causes of damage to the environment is air pollution due to human activities. Actions that sometimes take place intentionally and with awareness and sometimes unintentionally in nature and cause its change or destruction. From a legal point of view, it is important to check the existence of responsibility for these actions. Responsibility for air pollution in regulations and laws guarantees civil and criminal enforcement. Looking at the existing laws and the necessity of interdisciplinary legal debates and the lack of research in this field, constructive suggestions are made to solve the problems of this field.

    Methods

    The present research was carried out using a descriptive-analytical method and by collecting information in a library form, and it is trying to investigate the guarantee of legal and criminal executions for the causes of air pollution.

    Ethical Considerations:

     Despite the lack of sufficient internal resources, while respecting the authenticity of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    One of the causes of damage to the environment is air pollution due to human actions. It should be mentioned that the responsibility due to air pollution exists in civil and criminal regulations and laws. However, it seems that due to the importance of this issue, the guarantee of enforcement in the laws is not enough, and new regulations should be established regarding liability cases in the civil field and punishments in the criminal field.

    Conclusion

    In the field of air pollution, which is one of the main causes of damage to the environment, there are many provisions in Iran's laws and regulations. This provision exists both in the main laws such as the Constitution and in other criminal and civil laws, but more than the existence of laws, the possibility of implementation and the manner of implementation of these laws are important. From the civil point of view, the area of responsibility for the factors that cause air pollution is possible through the general rules of civil liability, such as the existence of damage and the relationship of causation, it is possible to file a lawsuit and claim damages. First, in many cases in this field, it is difficult and sometimes impossible to prove the three cases of civil responsibility. In the criminal field, there are also laws related to air pollution punishing by imprisonment and closing the polluting center or preventing the traffic of polluting vehicles. In addition, some punishments such as fines can be combined with other punishments to have a better effect. In addition to the mentioned cases, it can help a lot due to the intertwining of the law and ethics of culture in the field of this issue.

    Keywords: Tehran, Environment, Air Pollution, Legal Responsibility, Punishments
  • Seyed Abbas Seyedi Arani* Pages 281-295
    Background and Aim

    "Mother" is the full point of regulations in abortion treatment. In the family and youth protection law, the legislator removed the scope of abortion treatment by adopting a strict and limited approach and the incurable disease of the fetus from the examples of abortion treatment, however, this situation causes embarrassment to the mother. This possibility exists only in the case of an incurable disease of the fetus and the danger of the mother's life. A situation that not only embarrasses the mother, but also puts the child in a difficult situation. While, in the matter of abortion, the goal is to balance the interests of the mother and the fetus. In this field, the legislator should create an ideal balance between the right of the mother to spend her pregnancy and the right to the life of the fetus, as a fundamental right. This balance can be created by creating a correct border between therapeutic abortion and criminal abortion.

    Methods

    This research was done using descriptive-analytical method.

    Ethical Considerations: 

    In the present study, adherence to the scientific method, ethical principles, fiduciary duty and intellectual and intellectual property have been respected.

    Results

    Modern social needs require the legislator to expand the field of abortion to other cases where there is a clear risk to the mother or the fetus, whether the pregnancy has a legitimate or illegitimate origin.

    Conclusion

    It is clear that economic, social and cultural situations are not fixed; the rules governing them also change. In a situation where there is a narrow border between health and crime, it is appropriate for the legislator to take appropriate measures to remove some cases of abortion from the criminal field to medical treatment, taking into account various considerations. In this regard, selfish insistence on the goal of population growth and exclusive use of some jurisprudential opinions ends up at the cost of sacrificing the health of the population and disrupts the desired ideal balance; It is necessary to aim for the quality and dynamics of the population. A goal that is not far away; Maximum use of jurisprudential opinions and optimal use of the opinions of contemporary thinkers are the way to achieve it.

    Keywords: Fetus, Abortion, Incurable Disease, Mother's Embarrassment, Criminal Abortion, Legal Abortion
  • Mansooreh Fasih Ramandi* Pages 296-311
    Background and Aim

    In the discussions about the legal status of the transsexual individuals following gender reassignment, not only the verdicts pertinent to the individual him or herself but also those pertaining to the other individuals who are entitled to certain rights due to familial relationships would undergo changes. Amongst the numerous legal discussions about this subject, the proctorship and custodianship statuses of the children are of great importance due to the sensitivity of their positions with an emphasis on the principle of expediencies and exigencies.

    Methods

    This is a theoretical research using a descriptive-analytical method; the information has been gathered through documentary library studies.

    Ethical Considerations: 

    The documentations and the investigations of them have been carried out in adherence to the ethical considerations in all the study stages, including data gathering and analyses.

    Results

    Some rights are influenced by the gender but, of course, with the observance of fairness between men and women; so, the specific rights of each of the spouses should be specified based thereon in the families hence they are variable. Amongst the parents (spouses)’ acquired rights is the proctorship and custodianship of the children and the decision-making in this regard is based in every legal system on the perceptions of that system about the children and the concept of childhood as well as the enjoyment of certain effective scales. In Iran’s legal system, this scale has been considered under the title of "expediencies".

    Conclusion

    Considering the fact that the primary pivot of the discussions about the children’s proctorship and custodianship is their expediencies, each of the parents can keep on holding their children’s custodianship and proctorship in case that gender reassignment does not cause any physical damages to the children otherwise these rights are aborted. In case that the gender reassignment is found not causing harms to the children, there would remain no reason for the abortion of such a right. Of course, the abortion would be ruled if otherwise is proved.

    Keywords: Transsexual, Gender Reassignment, Proctorship, Custodianship, Child
  • MohammadMehdi Barghi*, Mohsen Rasti Pages 311-324
    Background and Aim

    Although abortion for medical and therapeutic purposes is accepted in most countries, but all countries consider criminal abortion as a reprehensible matter and have determined punishments for the perpetrators of this behavior in their criminal laws. However, the increase in the number of criminal abortions in recent years has made the necessity of dealing with this phenomenon more clear. The present study, while examining the changes made in the "Protection of the Family and Youth of the Population" law approved in 1400 in relation to abortion-related crimes, identifies the latest developments in Iran's criminal policy in this regard.

    Methods

    This research is of theoretical type. The research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and referring to documents.

    Ethical Considerations:

     In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    The "Protection of the Family and Youth of the Population" law approved in 1400 has brought about important changes in relation to criminal abortion and related crimes. Among these changes, it can be mentioned that the punishment of the perpetrators of these crimes and the determination of new criminal titles in this area have been intensified.

    Conclusion

    Examining the changes applied in the "Protection of the Family and Youth of the Population" law approved in 1400 shows that Iran's legislator has taken a stricter approach in dealing with criminal abortion and related crimes in its latest criminal policy.

    Keywords: Protection of the Family, Youth of the Population Law, Abortion, Pregnancy, Islamic Penal Code, Criminal Policy
  • Mahrou Ghadiri, Mohammad Roshan, Hamid Reza Saeedarab* Pages 325-341
    Background and Aim

    Since the first fatwa on the permission to reassign the sex of transsexuals, the legislator still has not had a clear approach regarding the situation of transsexuals. The "family protection act" considered sex reassignment surgery as the criteria to identify transsexuals. However, the "protection of children and juveniles act" considered sexual identity disorder as the criteria. Nonetheless, it seems those insufficient and inefficient approaches are caused by the lack of efficient theorizing. On the one hand, efficient theorizing depends on correct thematic analysis and on the other hand, the correctness of the thematic analysis depends on finding valid references and making accurate criteria for identifying the issue. Therefore, the first step in theorizing and passing this legal challenge is the thematic evaluation of the gender of transsexuals.

    Methods

    The research method is descriptive-analytical and data collection has been done in a library.

    Ethical Considerations: 

    In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    The criterion of Muslim scholars of Islamic jurisprudence for gender subjectology has been the apparent gender (especially sex organs) and the reference for gender identification has been considered common sense. On the contrary, the new approach emphasizes gender identity and the opinion of gender experts for identifying transsexuals' gender.

    Conclusion

    The criterion of gender identity, in addition to being efficient in identifying transsexuals and separating them from other similar conditions, is free of abstractions due to specialized accuracy and therefore can help the legislator in solving legal gaps and adopting a clear approach in identifying transsexuals. From the point of view of jurisprudence, it is possible to accept this approach by using the capacities of dynamic jurisprudence and pass dogmatism and static thematic.

    Keywords: Sex Change, Apparent Gender, Common Sense, Dynamic Fiqh, Gender Identity
  • Fatemeh Sadat Ghoreishi Mohammadi* Pages 342-355
    Background and Aim

    The wounded and sick people of armed conflicts are among the people who are most vulnerable during the conflict and they die due to reasons such as the lack of special facilities and conditions in the conflict areas. In this article, an attempt has been made to examine the question of what rights the sick and injured in armed conflicts have in jurisprudence and international humanitarian law.

    Methods

    This paper is descriptive and analytical and the library method was applied.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The findings of the article indicate that both in jurisprudence and humanitarian law standards, the support of the injured and the sick has been emphasized. The Geneva Conventions and Protocols contain specific provisions regarding the necessity of support, care and respect for the wounded and sick of armed conflicts. According to these rules, all parties and governments involved in conflicts and even neutral governments are committed to take necessary measures to treat and care for the wounded and sick. In jurisprudence, the killing of the wounded and the sick is prohibited and the necessity of taking care of them is specified.

    Conclusion

    The importance of caring for and supporting the wounded and sick requires that medical personnel who intend to help the wounded and sick in armed conflicts also have support.

    Keywords: Patients' Rights, Armed Conflicts, Jurisprudence, Humanitarian Rights
  • Homa Davoudi Garmarodi, Sajjad Lashkari Azar, Zahra Shokati Ahmadabad* Pages 357-371
    Background and Aim

    In today's society, domestic violence is very common as one of the social problems and children are also greatly affected by this violence. Therefore, it is very important to guarantee the right of vulnerable children to sue against domestic violence.

    Methods

    This article is practical in terms of its purpose and the challenges in this field are examined through the descriptive-analytical method and using library tools and solutions are presented to protect the rights of children who are victims of domestic violence.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Among the solutions to prevent domestic violence against disabled children and provide justice for the victims that are presented in this article are the provision of special training for disabled children and employees of the judiciary, increasing public awareness, removing or amending violent laws, the need to access Disaggregated statistical data, guaranteeing accessibility and conventional assimilation in support and prevention programs, following the recommendations of the Committee on the Rights of Persons with Disabilities to member countries, the presence of non-governmental organizations and resolving disputes online, which are discussed in the text of the article.

    Conclusion

    In general, guaranteeing the right of vulnerable children to sue against domestic violence requires cooperation and coordination between the government, society and families. By implementing appropriate strategies, this right can be guaranteed for children who are victims of domestic violence and protect them from the negative effects of this violence.

    Keywords: Double Discriminatio, Child Rights, Domestic Violence, Access to Justice, with People Disabilitie
  • Maryam Saghafi*, Abbas Niyazi Pages 371-383
    Background and Aim

    Legitimate expectation, as one of the principles of administrative law, has entered other areas such as private law. This principle includes a set of normal and reasonable expectations of citizens, which is supported in the jurisdiction and is legitimate and respected. In medical law, whether from the perspective of the physician or the patient, such an expectation exists and requires the attention of the relevant authorities.

    Methods

    This research is written in a descriptive-analytical way by considering, reviewing and analyzing existing legal sources such as books, articles and laws and regulations.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The legitimate expectations of the medical community can be examined in two areas: physician and patients. In the field of doctors, setting the tariff based on the level of education and the provision of physician' services and the differentiation in it is the lack of responsibility in the assumption of professional actions and in line with the patient's interests. Legitimate expectations of patients are also such as providing necessary information in the field of complications and type of disease and preventing the implementation of illegal custom.

    Conclusion

    Paying attention to the legitimate and conventional expectations of Physicians and patients is not only inexpensive and easily affordable, but it also prevents serious injuries that result from non-compliance and improves medical rights. Taking under the table and referring to people without medical ability and sometimes incorrect treatments are the consequences of not paying attention to the legitimate and conventional expectations of the relevant groups.

    Keywords: Legitimate Expectation, Conventional, Medical Community, Physician, Patient
  • Babak Marandi, MohammadTaqi Rafiei* Pages 384-397
    Background and Aim

    In addition to the medical dimensions and the numerous social and economic effects that followed, the corona virus (Covid-19) pandemic also brought many issues from a legal point of view, including the non-fulfillment of contractual obligations, which is still a matter of discussion and opinion. The purpose of this article is to compare the legal nature of the non-fulfillment of contractual obligations due to the Corona pandemic in Iranian legal system and international documents.

    Methods

    This article has been written descriptively-analyticaly using library resources.

    Ethical Considerations:

     This research has been done be observing ethical principles and trustworthiness in using the available sources.

    Results

    The findings indicate that in Iranian law, under the conditions of non-execution of the contract, it is possible to resort to the rule of force majeure and hardship and Corona can be considered as an example of force majeure. In international documents such as Unidroit and the Convention on the International Sale of Goods, the possibility of non-fulfillment of contractual obligations due to the pandemic-corona is possible among the examples of the force majeure and can be explained in the form of theories such as hardship and the difficulty of contract implementation.

    Conclusion

    There is a great similarity between Iranian law and international documents regarding the non-fulfillment of contractual obligations due to the pandemic, although in international documents, force majeure and especially the difficulty of contract implementation have been more clearly addressed.

    Please cite this article as:Marandi B, Rafiei MT. A Comparative Study of the Legal Nature of Non-Fulfillment of Contractual Obligations Due to the Corona Virus Pandemic in Iranian Legal System and International Documents. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e27.

    Keywords: Obligations, Corona Virus Pandemic, Force Majeure, Hardship
  • Yaghoub Alizadeh* Pages 399-411
    Background and Aim

    Global pandemic crises, like Corona are one of the most important threats to citizens' health and safety. In the present paper, an attempt has been made to examine the obligations of governments in protecting citizens against epidemic diseases from the perspective of jurisprudence, international law and documents.

    Methods

    This paper is descriptive and analytical and the library method was applied.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The findings of this study indicate that according to jurisprudence, domestic laws and international documents, governments are committed to ensuring the public health of their citizens in the face of pandemic crises. In jurisprudence, rules, such as the government's responsibility to ensure the welfare of citizens, the necessity of preventing possible harm and also acting on the basis of the rule of non-harm are the basis of the government's obligations in this field. In Iranian law, several principles of the constitution and five-year development plans emphasize the government's commitment to ensure the right to citizens' health. In international documents, the Universal Declaration of Human Rights, the Covenant on Civil, Social and Economic Rights approved in 1969 and the resolutions of the Security Council in dealing with AIDS, Ebola and Corona are among the most important specific legal sources of governments' obligations towards citizens in the face of pandemic crises.

    Conclusion

    Despite the acceptance of governments' obligations to protect citizens against epidemic diseases, the implementation guarantee for these governments' obligations has not been defined, especially in the international arena.

    Keywords: Government Obligations, Epidemic Diseases, Loss Prevention, Ebola, AIDS, Corona
  • Karam Bagheri Heydari, Firouz Ahmadi*, Hengameh Ghazanfari Pages 413-427
    Background and Aim

    Today, compensation for damages caused by the failure to provide pharmaceutical information to consumers is one of the newest legal issues. In this research, an attempt is made to examine the nature and legal sources of civil liability resulting from the failure to provide drug information by drug manufacturers and distributors to consumers in the laws of Iran, France and England.

    Methods

    This research is of theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations:

     In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    The findings of the research show that failure to provide essential pharmaceutical information to consumers in Iran, France and England by drug manufacturers and distributors can cause the contractual or non-contractual civil liability of the operators of these centers.

    Conclusion

    In Iranian law, based on articles of special and general laws, including the Consumer Rights Protection Law approved in 1388, the basis of civil liability of manufacturers and distributors of goods such as drugs is fault-based liability; this issue is going to be a conflict facing to the legal developments in advanced countries, it is, thus, required to be reviewed by the Iranian legislature. In French law, based on Article 1386 of the Civil Code and also the doctrine and judicial practice of this country, the civil liability of the operators of these centers is based on pure fault. In British law, as in France and based on various articles of the relevant laws of this country, including the Consumer Rights Protection Law approved in 2015, the basis of the civil liability of manufacturers and distributors of goods, including medicines, in this country is pure liability.

    Keywords: Manufacturers, Distributors, Drugs, Civil Liability, Provision of Drug Information, Nature, Legal Sources
  • Mahmoud Abbasi, Seyede Parisa Mirabi* Pages 428-450
    Background and Aim

    United Nations Children's Rights, according to Article 24, it has recognized the right of children to have health and health care services and has emphasized the right to sustainable development in order to realize health and health care.Although progress and development in the goals of the 2030 Agenda, this area covers children, but it is not clear that it can have a sustainable development with the spread of diseases! Despite the importance of this issue, little work has been done at the national and international level regarding the issue of children's health in the spread of infectious diseases such as Corona (Covid-19). . Therefore, this research examines children's right to health with emphasis on the right to sustainable development in the spread of infectious diseases from the perspective of international law.

    Methods

    This research has been compiled using library sources and descriptive analytical research method.

    Ethical Considerations:

     The present research has been written with respect to ethical principles, trustworthiness and honesty.

    Results

    Introduction to the Universal Declaration of the Rights of the Child (1959), introduced development as one of the comprehensive concepts in terms of social growth and improvement of living conditions and freedom. According to the Convention on the Rights of the Child, Article 24 alone is not enough to realize the right to health and it has been supplemented to a significant extent by other provisions of the Convention. On the other hand, the Children's Rights Committee has emphasized the unbreakable connection between broad, fair and sustainable development in the realization of children's rights by providing equal opportunities in access to basic resources, including health and a healthy and safe environment for children.

    Conclusion

    Since the sustainable development goals are an important milestone in the commitments of the international community in achieving the goals of human rights in the right to health, but the traditional patterns of economic development and growth are not enough by themselves. Therefore, international cooperation is necessary to reduce or remove obstacles to development and create an international document in order to establish and implement the standards of the right to development in children's health.

    Keywords: Children's Rights, the Convention on the Rights of the Child, the Right to Development, the Right to Health
  • Gheisar Ghalavand, Mohsen Shekarchizade*, Mehdi Jalilian Pages 441-453
    Background and Aim

    Prevention of recidivism after serving the punishment plays an important role in the health and safety of the society, Achieving this requires comprehensive interventions to reform and treat offenders. Correction and treatment of criminals during the period of punishment and care after leaving has been considered by the legislator. Considering the importance of this issue, in this research, the necessity of implementing psychological interventions during incarceration and post-departure care has been investigated.

    Methods

    From the point of view of the goal, this research is in the category of theoretical research and in terms of methodology, it is descriptive. The method of collecting information is library method by referring to specialized texts and previous researches.

    Ethical Considerations: 

    In the present research, the ethical aspects of library study, including the authenticity of texts, honesty and trustworthiness, have been observed.

    Results

    The results showed: 1. Diagnosis of psychological disorders and early intervention during and after incarceration; 2. Providing family-oriented psychological interventions to increase social support and reduce conflicts; 3. Focus on professional training during and after There are three suitable platforms for providing psychological interventions, which play a very important role in reducing recidivism.

    Conclusion

    In general, it can be concluded that there is a lot of potential in the field of diagnosis and treatment of criminals during and after discharge, it is also necessary to provide family-oriented interventions, career path counseling and vocational training to criminals. During and after leaving, it provided a platform for their social acceptance and employability. Recidivism can be prevented to a large extent by implementing these programs, so it is suggested that the planners pay attention to these findings.

    Keywords: Psychology, Psychotherapy, Correction, Treatment, Recidivism
  • Mahdi Khaghani Esfahani* Pages 454-473
    Background and Aim

    Explaining the way of applying the concept of authority and determining its relationship with fundamental rights and freedoms enables the analysis of authority in additional meanings (additional authorities; such as legal authority, medical authority, public policy authority, etc.) and exposes authoritarianism. Violations of human rights occur in areas such as health policy. Just as medical authoritarianism pursues the interaction only for the purpose of dishonestly persuading the patient, legal authoritarianism, through legal provisions and by recognizing the coercive authority of the government with the justification of criminal justice, sometimes unfairly supports the limitation of freedom are placed with public health justifications and treatment as a punishment is a reciprocal manifestation of medical justifications for penal authoritarianism. The convergence of authoritarianism in the criminal and medical realms aggravates the subsequent crises of these two. The analysis of the mutual abuse of criminal securitism and medical authoritarianism from each other, explains that the foundations of social control of crime, which is influenced by the dominant political ideologies, have a significant impact on the strategy of public health policy and providing legal support for health policies and determining the scope of individual freedoms and the territory of government interventions. Medical authoritarianism seeks to provide the support of criminal legal authoritarianism for itself; a phenomenon that causes the expansion of the domain of criminal law and the legalization of the government and the indiscriminate use of coercive means with the claim of social health control.

    Methods

    This research is of a theoretical type, the research method is descriptive and analytical and the method of collecting information is library-based, referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The lack of "health annex" on the bills related to the rehabilitation of criminals, the concern about the relationship between the two systems of health policy and criminal policy in terms of the interference of processes, the historical descent of authoritarianism in criminal law governance, the extended interpretation of some policy-making institutions of the "emergency situation" that It formulates the suspension of human rights norms with medical-criminal justifications, all seems to be the inappropriate intersection factors of the two currents of "medical authoritarianism" and "criminal securityism".

    Conclusion

    It is necessary to enact comprehensive professional and disciplinary regulations as well as regulatory guidelines in order to prevent medical violations; Especially the violations that occur in the interaction of medical institutions with criminal judicial authorities, which puts prisoners, convicts, and victims under the shadow of medical malpractices based on criminal infractions.

    Keywords: Totalitarian Criminal Policy, Medical Authoritarianism, Legal Control of Body, Punishment, Treatment
  • Delara Moghadasian, Ahmad Shojaei*, MohammadHossein Saieni Pages 474-489
    Background and Aim

    Abortion is one of the topics that, in addition to the medical and moral dimensions, is also a point of discussion and disagreement from the point of view of jurisprudence and law. The purpose of the article is to examine abortion from the point of view of jurisprudence and law in the light of the rule of hardship and difficulty.

    Methods

    This paper is descriptive and analytical applying library method.

    Ethical Considerations:

     In the present paper, the originality of the texts, honesty and trustworthiness are observed.

    Results

    From the point of view of jurisprudence, the life of the fetus can be divided into two periods before and after the birth of the soul. Abortion is not permissible after the soul is breathed in, but abortion before the soul is breathed in is permissible under certain conditions. According to jurisprudence, the same point of view prevails in the subject law. From the point of view of jurisprudence and law, if there is an imperfect fetus and there is a risk to the mother's health, as well as extreme difficulty for her, it can be considered permissible to abort the fetus by resorting to the rule of hardship and difficulty. Of course, in Iranian law, with the approval of the law to protect the youth of the population, it has become very difficult to resort to the rule of no hardship and difficulty in permitting abortion due to fetal defects and the risk to the mother's health.

    Conclusion

    It is necessary for the legislator to have a broader approach and interpretation of the rule of hardship and difficulty and prevent the birth of disabled babies, which create very difficult conditions for parents. Also, regarding the difficulties that threaten the mother's health, a more realistic approach should be adopted so that this issue is not completely limited by the influence of population growth policies.

    Keywords: Abortion, the Rule of Hardship, Difficulty, Mother's Health, Imperfection, Soul Blowing
  • Maryam Hossein Mardi, Akbar Ahmadi*, Nasser Ali Afzalnejad Pages 490-503
    Background and Aim

    The right to health is an important issue in international and domestic documents. The purpose of this research is to analyze jurisprudence and legal guarantee of the implementation of this right for children by parents. This means that with a normative approach, an effort has been made to clarify the needs and shortcomings in this field.

    Methods

    This article is qualitative and descriptive, and its method is analytical, which was done by referring to documentary sources.
    Ethical Considerations: Ethical principles, including accurate citation and use of sources, have been observed in accordance with the principles of referencing.

    Results

    The right to children's health is not very clear in domestic laws, including the constitution. But its dimensions can be found in some other special laws related to children and teenagers. However, the patriarchal approach, neglecting injuries and injuries against children by parents are important weaknesses of the laws related to child-parent relations.

    Conclusion

    The right of parents to the health of their children in Iran, despite the emphasis of jurisprudence, is not given much attention by the legislator. Among other things, the legislator's approach towards the right to life, the right to prevent the persecution of children is not clear. Because the legislator does not consider the parents as deserving of punishment until the child's corporal punishment leads to a fracture or visible injury. In addition, mental and spiritual health, which is very evident in the jurisprudence and tradition of Imams, has been neglected by the legislator.

    Please cite this article as:Hossein Mardi M, Ahmadi A, Afzalnejad NA. Guaranteeing the Implementation of the Right to Children's Health by Parents from the Perspective of Jurisprudence and Law Analysis. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e34.

    Keywords: Right to Health, Children, Parents, Islamic Jurisprudence, Iranian Legal System
  • Ehsan Salimi Ghalayi*, Yalda Dastfal Pages 505-521
    Background and Aim

    In order to prevent sexual misconduct in the cyber space, in addition to the criminal strategy that seeks to prevent the repetition of crimes by means of punishment and through specific intimidation, correction and incapacitation of criminals, some situation-based prevention measures such as content refinement or filtering And some restorative measures such as the Society of Sex Addicts Anonymous (SA) are working in the form of counseling survivors to seekers. In the current research, while analyzing preventive measures, the introduction and role of Sex Addicts Anonymous (SA) has also been investigated the existing judicial procedure in the field of cyber sexual crimes.

    Methods

    This article was written with a descriptive analytical method using library data and information obtained from two online and paper questionnaires. In the online questionnaire on the etiology of sex offenders, 30 cyberspace users were randomly selected and in the paper questionnaire on the performance evaluation of Sex Addicts Anonymous, 20 members of Sex Addicts Anonymous participated in Kermanshah.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Filtering and the criminal strategy that applies the main legal punishments, i.e. imprisonment and fines, to achieve the goal of preventing the repetition of cyber sexual crimes, are not efficient for various other reasons. On the other hand, the restorative strategy is more effective than expected in reforming criminals, making them sexually alert and preventing the repetition of cyber sexual crimes and the judicial review shows that the judges of the courts still insist on applying the stereotypes of imprisonment and fines in these crimes.

    Conclusion

    According to the available capacities in Iran's legal system, the judicial authorities can refer the offenders of these crimes to cooperative institutions such as Sex Addicts Anonymous and reform the offenders instead of "stereotype punishments" such as imprisonment and fines.

    Keywords: Sex Addicts Association, Sexual Vigilance, Crimes Against Chastity, Social Work, Cyber Sexual Crimes
  • Zahra Khodadad*, Seyed Qasem Zamani Pages 522-537
    Background and Aim

    Access to health and treatment services is a fundamental right that, due to its belonging to the field of welfare and social rights, its ability to file a lawsuit has been disputed since the emergence of this category of rights. The broad dimensions of the right to health and the place it has in advancing the ideals of human rights are so great that any importance attached to it is due to the importance of dignity of human beings. Sometimes there are some obstacles in the way of the development of international health rights, both in the legislative stage and in the stage of executive guarantee and litigation, the origin of which is the conflict between the right to health, which is a human right, and other rights. This article aims to reveal the conflict between the right to health and rights such as the right to free trade and the right to security.

    Method

    This research collects data using a documentary and library method and analyze the content of the decisions for its aims.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    To address the question of how international dispute resolution authorities have managed to establish a balance in the conflict between the principles of free trade, security and the right to health.

    Conclusion

    International dispute resolution authorities consider the right to health to be the first in the normative hierarchy compared to the principle of freedom of trade, but in cases where this right conflicts with the principle of security, it cannot be said with certainty that the international community has reached a consensus on the preference of the right to health.

    Keywords: Right to Health, International Law, Human Rights, Investment
  • Mohammad Yakrangi, Nima Jahangiri*, Naeem Jahangiri Pages 538-559
    Background and Aim

    Depression as the most prevalent mental disorder affects millions of people around the world. According to previous studies, people who suffer from depression commit violent crimes three times more than normal people. In addition, they are five to six times more at risk of harming themselves than normal people. Therefore, considering the positive and significant effect of depression on committing crimes, the present study aimed to answer the question of what is the appropriate criminal response to this group of criminals.

    Methods

    In this article, the descriptive-analytical method is used to achieve the goal of the research.

    Ethical Considerations: 

    The authors of the present study tried to observe scientific honesty and original references.

    Results

    The main finding of this study was that there is an intermediate level between complete wisdom and insanity, in which depression is placed. Since the inner world of depressed criminals is strongly influenced by this disorder, it is of great importance how to apply the art of punishment and criminal response to this group of criminals; otherwise, this can result in consequences such as suicide, harming others, deterioration of the disorder, and failure to meet the purpose of punishment.

    Conclusion

    This group of criminals should get advantage of the "diminished criminal responsibility". This study not only indicated the inadequacy of imprisonment and whipping as the most common punishment in Iran for criminals with depression but also showed that, from a prescriptive viewpoint, the most appropriate criminal response for criminals with depression is sentence to therapeutic measures under security measures. Such measures need to be applied along with the requirement of the court to commutate punishment and sentence to probation or or alternative punishments of imprisonment considering the characteristics and conditions of criminals.

    Keywords: Depression, Deminished Criminal Responsibility, Individualization of Punishment, Therapeutic Measures, Commutation
  • Pourandokht Salari, Mohsen Sirghani*, Parisa Salari, Fatemeh Sarshar Pages 559-573
    Background and Aim

    Human rights such as the right to health are intended to protect community members and governments ensure the provision of the necessary facilities to achieve this important goal by making appropriate decisions. According to the Qur'an and existing laws in our country, this right is recognized and respected and it has also a special place in international law. In order to legislate these related rights, the United Nations and other international organizations have taken anticipatory measures and paved the way for achieving these essential rights. Hence, the amount of use and recognition of the different types of food preservatives is necessary owing to their role in increasing the shelf life of food due to this fact that their misuse can violate human basic rights and adversely affect his health.

    Methods

    The current review study has been written in a descriptive-analytical style, in a library format, using various books, articles, data and laws.
    Ethical Considerations: Honesty and trustworthiness have been considered to throughout the present study.

    Results

    Artificial food preservatives have advantages such as extending shelf life of different types of food; however, they may be associated with risks when consumed. Additionally, natural preservatives have a higher priority to use because of their non-harmful nature.

    Conclusion

    In accordance with the domestic laws in Iran, if the permitted amount and type of food additives are not observed, the act may be considered as a crime which is resulting in various punishments being imposed upon the accused in the courts.

    Please cite this article as:Salari P, Sirghani M, Salari P, Sarshar F. Legal Effects of Using Food Preservatives and Its Harmful Effects on Public Health. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e38

    Keywords: Right to Health, Food Preservatives, Food Safety, Human Law
  • Elham Sadeghi Rad* Pages 574-587
    Background and Aim

    Medical tourism referes to people traveling abroad to obtain medical treatment. In recent years, medical tourism is becoming increasingly popular. Economically medical tourism is considered a good financial source, therefore, countries improve their medical infrastructures in order to attract medical tourism. The present study aims to explain the liabilities regarding medical tourism.

    Method

    The research method is analytical descriptive and it has used library sources.
    Ethical Considerations: In present paper the principles of text originality, honesty and trustworthiness have been applied.

    Results

    Findings indicate that Iran's law faces a gap in the field of medical tourism. Any contrary that deals with the development of intrastructure, it should consider the challenges of medical tourism through legislation.

    Conclusion

    Medical tourists, like any other citizen, can enjoy healthcare services inside another country. In relation to medical tourism, the medical staff and hospital play the main role and in present study, the liabilities of hospital and doctors and the obligations to patiants that medical tourists do not benefit from have been determined. In the case of hospital or healthcare staff'negligence, they should seek compensation. Considering the increasing trend of dangerous actions that healthcare staff take in hospitals, the principles of civil liability should consider the appropriate measures for damages done by healthcare staff or hospital. Regarding the liabilities, Article 12 of civil liability law can be applied that consider healthcare staff liable to medical tourists.

    Please cite this article as:Sadeghi Rad E. Civil Liability Arising from Medical Tourism. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e39

    Keywords: Medical Tourism, Civil Liability, Healthcare Staff, Hospital
  • Sharareh Seddiqi, Fakhrullah Molai Kandlos* Pages 587-599
    Background and Aim

    Contagious disease is an infectious disease in which the causative agent is physically transmitted from a patient to a healthy person; In addition to the emergence period, during the latent period in this type of diseases, the pathogenic agent (be it bacteria, virus, etc.) can be transmitted from the patient's body to others, considering that sexual intercourse is one of the methods of transmission of some infectious diseases. So, in the assumption that the husband is in the latent period of the disease, the issue of the wife's obedience will be ambiguous in some ways, because is it obligatory on the wife to obey? If compliance is done and the disease is transferred, in what case will the responsibility be towards the couple? Also, if the wife's death occurs due to the transmission of the disease, does the husband's responsibility entail the termination of inheritance or not? All the mentioned questions need to be explained and investigated.

    Methods

    This research is of a theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of collecting information is library-based and was done by referring to documents, books and articles.
    Ethical Considerations: In this research, the principles of trustworthiness, honesty, neutrality and originality of the work have been respected.

    Results

    Husband's contracting a contagious disease is in contradiction with the wife's obligation to obey, especially if the husband is in the incubation period of the disease.

    Conclusion

    The evidence of the necessity of compliance is allocated in the assumption that the possibility of the couple contracting a contagious disease and based on the principle of precaution, the ruling of compliance is removed, while having sex as a result of the coercion of the couple, is only in a context. It is his responsibility that the wife does not know about her husband's ill health. Also, with the death of the wife, the act of the husband is an example of a wrongful crime and will not prevent inheritance.

    Please cite this article as:Seddiqui SH, Molai Kandlos F. Jurisprudential Investigation of the Condition of Wife's Compliance during the Incubation Period of the Contagious Disease of the Husband. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e40.

    Keywords: Submissive Wife, Infectious Disease Incubation Period, Husband, Wife
  • Fatemeh Noori Roomanan, Abbas Tadayyon*, Behnam Yousefian Shuredeli Pages 599-615
    Background and Aim

    Although the right to health is one of the human rights, it is also considered necessary to fulfill other human rights. In the preamble of the World Health Organization, the right of every human being to access the highest possible level of health is recognized, but the lack of such special rights for the disabled and vulnerable as a group with more restrictions than other civilians is one of the serious problems of international humanitarian rights. In this article, we seek to find an answer to this question: Does international humanitarian law in the four Geneva Conventions and the Statute of the International Criminal Court consider special rights for disabled and disabled people compared to other civilians?

    Methods

    This article is written in a descriptive-analytical yet practical method, through the collection of library and documentary data and rules and analytical review of the findings.
    Ethical Considerations: Scientific honesty and trustworthiness have been fully respected throughout the current research.

    Results

    It seems that by looking through the above-mentioned international documents, there is no such right that can consider the limitations of these people in relation to other civilians involved in hostilities, such as easy accessibility to centers. Medicine and healthcare should be considered as a strategic principle for them, and in case of injury, unconditional treatment of these people on behalf of each of the belligerent parties should be part of their binding obligations, or the non-threat of violence against these people from other health obligations of the conflicting parties.

    Conclusion

    It is recommended, considering the more restrictions of disabled and vulnerable people compared to other civilians, special rights under the title "Protection of the right to health of disabled and vulnerable people" should be provided with an international executive guarantee as an addendum.

    Please cite this article as:Noori Roomanan F, Tadayyon A, Yousefian Shuredeli B. A Look at the Right to Health and the Special Rights of Certain Groups in the Field of International Humanitarianism with an Emphasis on the Disabled and Vulnerable People. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e41.

    Keywords: Humanitarian Rights, Right to Health, Disabled People, Armed Conflicts, Civilians
  • Meisam Norouzi*, Mehdi Eskandari Khoshguo, Akbar Hosseini Pages 617-629
    Background and Aim

    The global nature of the threat caused by new and emerging infectious diseases requires international cooperation in identifying, controlling and preventing these diseases. Considering this need for international cooperation, international laws will certainly play a role in global programs to control emerging diseases. Realizing this fact, the World Health Organization has already proposed to revise the international health regulations. In this article, some of the basic problems that we may face in the fight against infectious diseases at the global level have been examined in order to contribute to international laws. In this context, this important question will be answered, how can solutions be established to deal with emerging infectious diseases with the process of international health law globalization?

    Methods

    This research is of a theoretical type, the research method is descriptive-analytical and the information gathering method is library-based and has been done by referring to books and articles.
    Ethical Considerations: In this research, the principles of trustworthiness, honesty, impartiality and originality of the work have been respected.

    Results

    The international legal component of the Global Strategy for Disease Control needs careful attention because there are many inherent problems in international law, especially regarding emerging infectious diseases.

    Conclusion

    Disease control of globalism is threatened by the erosion of governance, while the need for international solutions allows for the weakening of disease control governance at the international level. The combination of the process of globalization and the inevitable need to rely on international law creates a platform in which potentially one of the most important medical and scientific endeavors in history will be deployed.

    Please cite this article as:Norouzi M, Eskandari Khoshguo M, Hosseini A. Globalization of International Health Rights in the Light of Dealing with Emerging Infectious Diseases. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e42.

    Keywords: Emerging Infectious Diseases, Globalization, International Rules, World Health Organization
  • Zeinab Fadaee, Fakhrullah Molai Kandlos* Pages 630-643
    Background and Aim

    The term wife abuse, contrary to the fact that it is used in the public's mind as the husband's harassment against the wife; it is also used as the wife's harassment against the husband. Spousal abuse as a result of unwanted marriage is one of the types of spousal abuse that can be imagined by any couple. The present research aims to explain the emotional and psychological abuse of the spouse caused by the continuation of unwanted marriage and the examples and bases of its prohibition from the perspective of Imami jurisprudence.

    Methods

    This research is of a theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of collecting information is library-based and was done by referring to documents, books and articles.
    Ethical Considerations: In this research, the principles of trustworthiness, honesty, neutrality and originality of the work have been respected.

    Results

    Mental and emotional spousal abuse, as the most important phenomenon of unwanted marriage, occurs in different ways by each husband and wife.

    Conclusion

    Verses from the Quran, including verse 6 of Surah Talaq and 19 of Surah Nisa, implying commitment, indicate the prohibition of mental and emotional abuse of spouses, on the other hand, mental and emotional abuse of each spouse towards the other, often with There is a kind of difficulty and embarrassment and the introduction of harm, which is based on the rules of negation of difficulty and embarrassment, associating with the famous and harmless is prohibited.

    Please cite this article as:Fadaee Z, Molai Kandlos F. Spouse Emotional and Psychological Abuse Caused by the Continuation of Unwanted Marriage, Examples and Bases of its Prohibition from the Perspective of Imami Jurisprudence Abstract. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e43.

    Keywords: Spousal Abuse, Unwanted Marriage, Imami Jurisprudence
  • Sayed Ahmad Mirkhalili*, Abbas Kalantari Khalilabad, Narges Ghafoori Banadkooki Pages 645-658
    Background and Aim

    The spread and spread of the Corona virus all over the world has caused many businesses and organizations to think of ways to manage the challenges caused by the Corona virus. In this regard, employees of organizations and departments have been advised to work remotely in order to prevent the spread of this virus and break the transmission chain. Due to the increase in forced remote work due to the spread of Corona, it is natural that crimes may occur due to remote work. Therefore, the purpose of this research is to clarify the criminal responsibility of the crimes caused by these conditions, while stating the examples and the rational and religious foundations of the necessity of remote work during the outbreak of the disease.

    Methods

    This article is descriptive and analytical. Materials and data are also qualitative and data collection was used in collecting materials and data.
    Ethical Considerations: In this article, the originality of the text, honesty and trustworthiness are respected.

    Results

    The results of this research, which was carried out using a descriptive analytical method, showed that the emergency resulting from the spread of the corona disease, which forces remote work, may be considered as one of the factors in the removal of criminal responsibility. Of course, if it causes damage to a person, it must be compensated by the wrongdoer and civil responsibility is not negated. Of course, even if under certain conditions, the emergency is criminal liability, but it is not civil liability.

    Conclusion

    Emergency causes the removal of criminal responsibility for the crimes caused by remote work caused by the spread of the corona virus when there is a severe current or imminent danger, the victim did not cause the danger intentionally, the emergency action is proportionate to the risk, the emergency action is necessary to avoid the danger and is not obliged to face the danger due to duty or law.

    Please cite this article as:Mirkhalili SA, Kalantari Khalilabad A, Ghafoori Banadkooki N. Criminal Responsibility for Crimes Caused by Remote Work Resulting from the Spread of the Corona Virus with an Emphasis on Urgency. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e44.

    Keywords: Criminal Responsibility, Remote Work, Corona, Emergency
  • Somayeh Rahmani* Pages 659-672
    Background and Aim

    The right to health of women and children is one of the important issues that need to be explained and analyzed from the point of view of human rights and humanitarian rights. This is important because women and children are the most victims of conflicts. Based on this, the aim of this article is the extent of protection of the right to health of women and children in regional conflicts from the perspective of international human rights and humanitarianism.

    Method

    The mentioned article is descriptive and analytical and library method is used.
    Ethical Considerations: In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Wide support for women's and children's right to health includes many examples such as the right to access drinking water, sacrificial substances, and access to referees and medical services. But while the suspension is subject to compliance with conditions and conditions, including being in a "state of emergency", in practice, some governments involved in the conflict use the suspension contained in human rights documents as a tool to violate human rights; Therefore, we are witnessing the instrumental use of this condition by the governments and in practice, the claim of the state of emergency is used in every case as a legal tool by the parties to the conflict to violate human rights.

    Conclusion

    Despite the protection of humanitarian law for the rights of individuals in regional conflicts, it is difficult to determine an appropriate, independent and automatic legal framework to protect human rights during armed conflicts, especially regional conflicts.

    Please cite this article as:Rahmani S. The Extent of Protection of the Right to Health of Women and Children in Regional Conflicts from the Perspective of International Human Rights and Humanitarianism. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e45.

    Keywords: Right to Health, Women, Children, Conflict, Human Rights, Humanitarian Rights
  • Ali Akbar Izadi Fard, Hossein Shokrian Amiri*, Fateme Nazarpour, Seyyed Mojtaba Hosseinnejad Pages 673-689
    Background and Aim

    Legislators and a number of jurists have taken into consideration obtaining the consent of the guardian for the marriage of a virgin Rashidah girl; this means that when the girl loses her virginity, the guardianship is also taken away from her. The unanimous ruling dated 1364 of the Supreme Court ruled out the necessity of a guardian's permission for the marriage of a girl in the assumption that the loss of virginity is due to illegitimate marriage. The purpose of this article is to examine the permission of the guardian in the marriage of a girl in the assumption of loss of virginity due to adultery, with a critique of the unanimous decision of the Supreme Court.

    Methods

    This article is descriptive and analytical and library method is used.
    Ethical Considerations: In this article, the originality of the texts, honesty and trustworthiness are observed.

    Results

    The argument of the consensus opinion is that the legitimacy of penetration before the marriage is not a condition for the validity of the marriage or the condition for the fall of the province, and the penetration absolutely, whether it is legitimate or illegitimate, is the cause of the fall of the province.

    Conclusion

    The mentioned opinion is based on reasons such as the inexperience of the girl in the presumption of marriage, the compatibility of the necessity of the guardian's permission in marriage with the purposes of the Sharia, the condition of the guardian's permission falling on the removal of virginity through marriage in traditions and the lack of verification of the girl's growth in The assumption of losing virginity through illegitimacy is a place for reflection.

    Please cite this article as:Izadi Fard AA, Shokrian Amiri H, Nazarpour F, Hosseinnejad SM. The Permission of the Guardian in the Marriage of a Girl in the Assumption of Loss of Virginity Due to Adultery with a Critique on the Unanimous Decision of the Supreme Court. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e46.

    Keywords: Parental Permission, Marriage, Loss of Virginity, Illegitimate Guardianship
  • Tooba Firoozpoor Bandpey* Pages 690-705
    Background and Aim

    Abortion refers to the termination of pregnancy before the fetus is capable of survival outside the mother's body. Abortion is forbidden by religion, whether it is caused after marriage, adultery or rape. The reason for this is the emergence of the Shari’ a ruling. The research shows after the enactment of Medical Abortion Law and the issuing permission for those cases approved by three qualified physicians, the death rate of women due to illegal abortions has been reduced significantly. As this law does not cover women who are raped, it is necessary to study the various aspects of pregnancy after rape and the use of jurisprudential rules (hardship and no harm rules).

    Method

    The research method is descriptive-analytical and the information gathering method is library-based and has been done by referring to books and articles.
    Ethical Considerations: In this research, the principles of trustworthiness, honesty, impartiality and originality of the work have been respected.

    Results

    Examination of these rules shows that the legislating body, using the jurisprudential and legal capacities of these two laws, can revise the legal provisions of abortion in case the embarrassment of rape victims is proved. The result is that hardship will not cause abortion.

    Conclusion

    While the hardship will not cause abortion, the no harm rule will still govern the religious prohibition of abortion, whether the pregnancy is initiated according to religion or through adultery and rape.

    Please cite this article as:Firoozpoor Bandpey T. The Role of La-Haraj (Non-Harmful) and Zarar (La-Harmless) Rules in Abortion Due to Adultery and Rape. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e47.

    Keywords: Abortion, Jurisprudential Rules, La-Haraj, La-Zarar, Hardship, No Harm, Rape
  • Shahla Zarei, Maryam Ghanizadeh Bafghi*, Hossein Shafiei Pages 706-719
    Background and Aim

    Subreption in marriage is one of the topics of discussion and opinion. The purpose of the present article is to investigate marriage with cosmetic surgery.

    Methods

    The mentioned article is descriptive and analytical and library method is used.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Cosmetic surgery does not absolutely cause the occurrence of subreption in marriage, and the type that is for treatment is not always included in the title of subreption. Also, in cases where the party to the contract or another person knowingly and substantially knowingly and concealing the truth and denying causes the other party to be mistaken, subreption will be realized. If plastic surgery leads to adultery in marriage, it causes deception of the other party and causes loss and damage in other ways or deprives him of his rights.

    Conclusion

    Cosmetic surgery, if it hides an irreparable defect, it is adultery and the other party can annul the marriage.

    Keywords: Subreption, Marriage, Cancellation, Cosmetic Surgery
  • Gholam Reza Mohebian, Seyed Ebrahim Mousavi*, Jamshid Mirzaei Pages 719-735
    Background and Aim

    The widespread spread of the corona virus has led to the infection and death of many people in the world. In order to control this disease, special ways such as public vaccination are considered. Because the vaccine, in addition to the property of preventing disease and improving the health of the society based on the protection of human life, has rapid effectiveness. This issue has caused legal ambiguities regarding the civil liability arising from the preparation and injection of the corona vaccine to emerge. Therefore, the current research aims to explain the duties of the government regarding corona vaccination, and examines the civil responsibility in this field on a juridical-legal basis.

    Methods

    In this research, a descriptive analytical method has been used. The collection of information has been done in a library manner and by referring to documents, books and articles.
    Ethical Considerations: In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    In order to ensure people's health, it is conceivable to have appropriate and jurisprudential-legal bases for creating the responsibility of the government to prevent and compensate for the damage caused by the corona disease. By dividing the considered bases, the rule of justice, the rule of sanctity of Muslim property, maintenance of economic security and public order as general bases and the rules such La zarar and Etlaf and Tasbib have been considered and cited as special grounds for proof of compensation.

    Conclusion

    According to the aforementioned principles, the actions of the government, such as not closing the borders in time, not announcing the arrival of the corona virus in the country in a timely manner and not controlling and finding effective solutions in the fight against this virus, are examples of damage and bear responsibility.

    Please cite this article as:Mohebian GHR, Mousavi SE, Mirzaei J. Jurisprudential Foundations of the Government's Civil Responsibility in Compensating for Damages Caused by the Corona Vaccine. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e49.

    Keywords: Civil Liability, Government, Compensation, Corona Vaccine
  • Zahra Emadi, MohammadBaqer Amerinia*, Ali Pourjavari Pages 736-749
    Background and Aim

    The discovery of stem cell and then the efficiency of its use in the treatment of incurable patients has caused a wave of public favor towards it. Parallel to the scientific research about this amazing phenomenon and the scientific discourse about it among the medical community, the legal community has also reacted to it. They consider the cells to be free of defects and fundamental problems and rather a desirable thing, but some others, with a deeper legal perspective, see the treatment contracts through said cells as facing challenges. The high risk of the treatment in question, which causes the related contract to be invalidated, the possibility of irreparable physical damage, which makes it a loss. Doubts related to the realization of consent in patients, legal problems of obtaining acquittal from the patient and the unknown aspects of the discussed treatment are among its challenging issues. In terms of its dominant and useful aspects, these contracts can finally solve the mentioned challenges. Most of the studies conducted on stem cells are medical research. The aim of the current research is to get to know the issues that can legally challenge the treatment contracts related to it. As well as having a brief look at the value of these challenges.

    Methods

    This article employs a descriptive-analytical approach, relying on library research, to identify and analyze the primary legal challenges associated with stem cell research. Additionally, it provides a brief introduction to stem cells and their applications in treatment.

    Ethical Considerations: 

    In this research, the authors have considered themselves committed to complying with the ethical principles related to scientific research and in this regard, they have been extremely careful to pay attention to the originality of cited texts, respect the rights of authors, trustworthiness and honesty in quoting materials.

    Results

    Treatment contracts have become an essential requirement for the general population, highlighting the need to examine them from a legal perspective. Consequently, varying degrees of attention have been devoted to this area. While these contracts may not be completely immune to legal challenges, a thorough examination reveals their potential legal validity and defensibility.

    Conclusion

    Treatment contracts have been accepted as an inevitable necessity among the masses of people. This has made it necessary to look at it from a legal point of view and therefore more or less attention has been paid to it. It seems that the contracts in question are not immune from legal challenges, but a closer look finally makes them legally defensible. Treatment contracts, including the contractual relationship of the patient or the cell donor with the treatment or research institute or with other agents and intermediaries, from the point of view of traditional legal foundations, have challenges such as risk-taking, greed, transactional ignorance; ambiguity in the validity of contractual consent, the issue of acquittal from responsibility is faced. A relative look at the concepts of risk, ignorance, etc. is one of the ways to get rid of these challenges.

    Keywords: Stem Cell, Treatment Contract, Legal Challenge, Consent, Acquittal
  • Sara Rostami* Pages 751-762
    Background and Aim

    Considering the improvement of the quality of the services provided, reproductive rights and women's health in Iran are of great help to this segment of the society.  And on the other hand, this right is part of human rights and countries recognize it.  So that all individuals and couples have the right to decide on the number of children and the spacing between them and the purpose of this research is the reproductive right in the Iranian and international health system and the achievements.

    Method

    The research is descriptive-analytical and prepared and organized using library documents.

    Ethical Considerations: 

    Honesty and trustworthiness have been observed in all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts.

    Results

    The findings indicate that according to the services provided in the health and fertility treatment department that there are still gaps.

    Conclusion

    By raising the level of health in other levels of the society, Government action and support, we will provide the possibility of fertility for couples and it is not an unreasonable expectation if the policy makers and health care trustees of Iran are asked to remove any legal obstacles regarding the mother's use of safe abortion facilities.

    Keywords: Reproductive Rights, Women's Health, Iran, International Documents
  • Ramin Faghani, Abbas Jalili*, Mohammad Ahmadi, Mehri Toutounchian Pages 765-777
    Background and Aim

    The changes in today's world and the emergence of new challenges, including in the field of physical and mental health, require that human rights be changed in accordance with these developments. The outbreak of Covid-19 is a new dangerous situation that has had a profound impact on the relationships between couples and families. One of the negative effects of this disease is on the sexual relations of couples. Therefore, the purpose of the research is to investigate the effect of the disease of Covid-19 on the increase of the anxiety of the disease in the wife and her avoidance of sexual relations with the husband (disobedience) due to the fear of contracting the disease, as well as to investigate the legal aspects of this issue and to present the unity of the judicial procedure. In dealing with those who refer to judicial authorities due to lack of compliance, it is due to the anxiety of the disease.

    Methods

    The mentioned article is descriptive and analytical and library method is used.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    It showed that the covid-19 disease not only leads to an increase in marital conflicts, but due to the anxiety disorder of the disease, it can lead to a reduction or complete avoidance of sexual relations by couples.

    Conclusion

    Considering the dynamic nature of the legislation, it is concluded that it is better if the psychological and psychiatric experts diagnose the anxiety of the disease in the wife, the primary rule of compliance should be dropped and the secondary rule of non compliance should be replaced.

    Keywords: Wife's Anxiety, Infectious Disease, Corona, Special Compliance
  • Mostafa Amiri*, MohammadShahab Jalilvand Pages 778-793
    Background and Aim

    Biomedicine is a subject of discussion and opinion from different aspects, including the impact on the standards of human achievement. One of the important topics in this regard is the neglect of human rights standards in the biomedical technology process. Accordingly, the purpose of this article is to examine the challenges of biomedical technology for the fundamental standards of human rights in order to provide legal solutions to overcome the challenges.

    Methods

    The mentioned article is descriptive and analytical and the library method is used.

    Ethical Considerations: 

    In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Violation of human dignity, discrimination and non-respect of equality between people, lack of public respect and ignoring the principle of free and informed consent are some of the challenges that biomedical technology brings to human rights standards.

    Conclusion

    With the increasing development of biotechnology in medical sciences and the silence, brevity, conflict, and deficiency of existing laws in responding to the problems raised in this field and the need to defend and protect human dignity and human rights against scientific abuses of human rights, the need to intervene The government and legality of the activities in this field and the updating of the laws and intervention in the organization and protection of high human values against scientific abuses are certain.

    Keywords: Biomedical Technology, Fundamental Human Rights, Informed Consent, Human Dignity, Discrimination
  • Seyed Erfan Ghaderi, Mehrdad Rayejian Asli*, Mozhgan Amrollahi Biyoki, Tahmoureth Bashiriyeh Pages 793-809
    Background and Aim

    People with specific gender characteristics (queers) are among the vulnerable people who may be the target of crime. Based on this, the aim of this article is to investigate the non-criminal prevention of victimization of people with specific gender characteristics (queers).

    Methods

    The mentioned article is descriptive and analytical and library method is used.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The findings indicate that by using the situation-oriented, development-oriented and community-oriented pegsary method, it is possible to non-criminally prevent the victimization of people with specific gender characteristics (queers).

    Conclusion

    Prevention of sexual abuse, provision of social workers in the school environment, creation of welfare support umbrella, insurance and education and providing ease of access to psychologists and psychoanalysts and dealing with the labeling of mental illness are the most important methods of growth-oriented prevention and improving the level of well-being and life. People with the support of the government, creating employment and providing job opportunities, providing access to public (medical) and health services and supporting queer people against any discrimination in the criminal justice system and training judges and officials to deal with them are the most important community-oriented prevention methods in Especially queers.

    Keywords: Non-Criminal Prevention, Development-Oriented Prevention, Situation-Oriented Prevention, Community-Oriented Prevention, Victimization, Deserts
  • Farangis Mansoori* Pages 809-823
    Background and Aim

    Nowadays, civil Society consisting of non-governmental organizations has proven its value. By supporting and monitoring the right to medical and health services, civil Society has been able to take a special place in international human rights systems. Medical services have been considered in both before and after disease processes, because disease prevention is one of the important examples of the right to health and medical services after disease are shown by providing medicine, medical items and treatments. International human rights documents have not been clear about these matters, but they have considered the right to health and the use of medical services as inevitable. The purpose of present study is to express the role of civil Society in monitoring the implementation of medical services in international society.

    Method

    The present study is theoretical and descriptive-analytical. Library was data collecting method.

    Ethical Considerations:

     In present study, the principles of text originality, trustworthiness and honesty have been observed.

    Results

    Civil society deals with the policymaking, implementation and pursuing the human's affair in the field medical services. Civil society acts as attorney general on the correct implementation of medical services by governments and World Health Organization.

    Conclusion

    The main role of civil society in providing desired medical services is defined in the light of collecting information, preparing reports, fact-finding committees and providing direct services to the victims and it can oblige governments to observe and implement global medical services both in prevention and treatment.

    Keywords: Medical Services, International Human Rights System, Civil Society, Right to Health
  • Masoud Hasanabadi*, Elaheh Parsa Pages 825-837
    Background and Aim

    One of the topics that are directly related to human rights is the rights of people with disabilities. Lack of prediction of sufficient performance guarantee of the rights of the disabled, causes weakness and defects in the rights of this category of people. So, laws and legal rules must be approved in such a way that there is no possibility of non-implementation by individuals. Therefore, in this article, we will examine the performance guarantee of the rights of people with disabilities and in the end; we will seek to provide a disable model.

    Methods

    This research was written using documents and library resources and descriptive and analytical method.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    The findings indicate that in the discussion of the guarantee of civil enforcement, should be made a distinction between the government liability and non-governmental organizations and in issue of government liability, a distinction should be made between the liability of the government and government employees. Even in some cases, joint liability can be used to prevent the violation of the rights of people with disabilities and better compensation.

    Conclusion

    It seems that in the issue of guaranteeing civil enforcement, the three powers should be responsible for their actions in the cases of approval and adoption of ineffective laws and incorrect implementation of them and there is no difference between the government actions and the government authority. Even in cases of moral damage inflicted on a person with a disability, this type of damage must be compensated. Also, regarding the liability of individuals and non-governmental institutions, according to the general rules of civil liability, no damage should remain uncompensated and this people should follow the general rules of civil responsibility.

    Keywords: Performance Guarantee, Rights of the Disabled, Civil Responsibility, Government
  • Abbas Ali Akbari, Mehrdad Teymouri* Pages 839-850
    Background and Aim

    Today, with the increasing growth of virtual reality and augmented reality simulation technologies, we are witnessing progress in human life and on the one hand, using new technologies in the field of medical and health sciences plays a very important and fundamental role for the continuation of human life and among these technologies is metaverse. Therefore, the purpose of the current research is to investigate the role and position of Metaverse in improving healthcare and treatment.

    Methods

    The current research is of a theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the data collection method was the data collection tool from the evidence sources of Web of Science, PubMed, Scopus and Google Scholar databases.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    Based on research findings, Metaverse in healthcare uses technologies such as virtual reality (VR), augmented reality (AR), mixed reality (MR) and advanced digital platforms to create a dynamic and interconnected virtual healthcare ecosystem. In the healthcare context, the term metaverse refers to an immersive digital environment where patients, healthcare providers, researchers and medical professionals can interact, collaborate and participate in various healthcare-related activities.

    Conclusion

    Metaverse has grown rapidly in healthcare and ushered in a new era of medical possibilities. Metaverse cannot replace clinical practice. Interacting with patients is an essential skill that healthcare professionals acquire. Metaverse can be incorporated to enhance the quality of education, research and patient care. This can bring new possibilities to facilitate healthcare professionals. Technologies and Metaverse can be used in various fields of medicine and this application can benefit patients, healthcare providers and make them more accessible, efficient and patient-centered.

    Keywords: Metaverse, Healthcare, Medical Sciences, Virtual Reality, Augmented Reality, Mixed Reality
  • Zein Al-Abedin Sajjadi, Mohammad Gholamalizadeh*, Saleh Yamrali Pages 851-863
    Background and Aim

    The special situation of medical contracts and its conditions and characteristics have been explained in such a way that it is not a contract within the framework of fixed contracts, therefore it seems that from the legal point of view, medical contract is a type of indefinite contract based on the provisions of Article 10 of the Civil Law, has special conditions and special obligations of treatment contracts, which become effective according to the agreement of the parties. In non-contractual cases regarding the relationship between doctors and other medical service personnel (such as nurses, interns, residents, etc.), the need to provide information to their patients comes from the need to preserve people's lives and in the Islamic religion, the importance of preserving the community and helping Reaching out to each other is highly emphasized as it is mentioned in the Holy Quran that saving the life of one person is like bringing all people alive and killing one person is like killing all people. Life is a divine gift, therefore respecting it and preserving it is always emphasized.

    Method

    This research is of a theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of collecting information is library-based and by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations:

     In this research, the principles of trustworthiness, honesty, neutrality and originality of the work have been respected.

    Results

    The most obvious and fundamental example of the natural rights of every human being is the right to life, in such a way that they have given it the name "superior right". This right and respect for it have been emphasized many times in the constitutions of countries and in important international documents. In the third article of the Declaration of Human Rights, it is stated: "Every person has the right to life, liberty and personal security". According to the right to life, which every living person has, no one should and has no right to commit acts that cause the violation of this right and the deprivation of another's life. Therefore, this can justify the need to inform in such cases.

    Conclusion

    In view of the above, the "obligation to be the means" of the doctor's practice is obtained from the non-guarantee of a non-culpable licensed physician or nurse, intern, resident, etc, but unfortunately, in the Islamic Penal Code approved in 2013, the abandoned theory of "commitment to the result" has been accepted and a solution has been considered to escape from the related obligations, which even ignorant doctors who have questioned the most obvious principles and rules of medicine and in their treatments, they have committed serious mistakes. By acquitting the patient, they can avoid all medical moral obligations as well as civil responsibility due to their harmful act and it is an issue that the obligation to provide information in medical matters can also be raised in this assumption.

    Keywords: Civil Liability, Doctor, Commitment, Treatment, Treatment Staff
  • Zahra Ansarifar, Samira Golkhandan, Akbar Rajabi* Pages 864-8879
    Background and Aim

    Refugee women are exposed to serious risks by fleeing their country in search of security and a better life. Some of these risks include gender discrimination, sexual violence and domestic violence. These crimes against refugee women show violations of human rights and international laws. The purpose of this research is to investigate the commission of crimes against refugee women and also to explain the origins and factors affecting these crimes. The final goal of this research is to provide recommendations and solutions to deal with these crimes and support refugee women.

    Method

    To achieve these goals, content analysis and case studies will be used in this research. At first, the sources related to the topic under investigation are collected and analyzed. Finally, a detailed analysis of the obtained results is done. In this regard, this article has researched and examined the issue by using the descriptive-analytical method and using library resources.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, while respecting the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been observed.

    Results

    With a detailed analysis of related information and sources, the following findings can be examined: Violation of human rights: Crimes against refugee women show violations of human rights and international laws in the field of women's rights. Lack of legal protection Some refugee women face more problems and risks due to discrimination and lack of legal protection.

    Conclusion

    Committing crimes against refugee women shows serious challenges in human rights and women's rights. To deal with these crimes, it is necessary to pay more attention to legal protectio and security measures for refugee women. Also, it is important to educate and increase the awareness of the society about women's rights and issues related to asylum.

    Please cite this article as:Ansarifar Z, Golkhandan S, Rajabi A. Committing Crimes against the Physical Health of Refugee Women. Medical Law Journal. 2023; 17(58): e59.

    Keywords: Crimes, Physical Integrity, Refugee Women
  • Mahboobeh Naseri Taheri, Younes Vahadyarijan*, Abdolreza Jamalzadeh Pages 880-893
    Background and Aim

    The right to life as one of the most fundamental and basic human rights, which is also given serious attention in Islam, sometimes conflicts like the life of the mother and abortion. The purpose of the present study is to investigate the application of the Mysore rule on the life of the mother and the fetus.

    Method

    The research method is descriptive and analytical using library studies with a survey tool.

    Ethical Considerations:

     In all stages of writing the present research, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been respected.

    Results

    Despite the acceptance of the validity of the Mysore rule by most of the jurists and despite the fact that they also accept the scope of its implication in general duties, but in the discussion of paying attention to the inherent dignity of human beings in the sense of actual and potential human beings and healthy and defective fetuses from the point of view of medical science and also, before and after the passing of the soul, there are many differences, which is probably due to the lack of solid foundations from the beginning, which is caused by purely paying attention to the narrations with different interpretations and interpretations of them in the direction of individual jurisprudence without considering it is social interests and the objectives of Sharia.

    Conclusion

    Although the first principle is the sanctity of abortion, but based on the implication of the Mysore rule and the removal of obstacles and the use of conflict with the rule of reason in preferring and recognizing the preservation of the life of the mother over the fetus, in certain cases abortion by the mother herself is permissible and she can to perform an abortion personally, without the fact that qisas and diya are obligatory on her.

    Keywords: Mother's Life, Fetus, Abnormality, Mysore, Conflict
  • Shervin Kakwan, Rajab Goldoust Jouybari*, Amir Hassan Niazpour, Shadi Azimzadeh Pages 897-915
    Background and Aim

    DNA testing is one of the tools that have received attention in the field of criminal law and criminology in recent years. The purpose of the present research is to analyze the restoration of criminal proceedings based on DNA testing.

    Method

    This research is of theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations: 

    In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    The knowledge obtained from the DNA test, is obtained through an intermediary (expert) and not directly for the judge; the basic challenge related to the impossibility of accepting the said tests as one of the definitive reasons for proving the crime is the same issue.

    Conclusion

    The results of the research show that the DNA test can be considered as a decisive basis for resuming the judicial proceedings as well as the resumption of the official proceedings (by the convict), but the said test for the resumption of the official proceedings (from the side of the plaintiff) is considered a presumptive or inconclusive basis.

    Keywords: Retrial of Proceedings, Evidence of Criminal Proof, DNA Test, Medical Law
  • Mahmoud Akbari*, Ahmad Ommi, Mohammad Zarei Mahmoudabadi Pages 916-931
    Background and Aim

    Increasing the number of infestious diseases among people, the need to avoid contact with a person with infectious diseases, disruption of family rules and custody and the impact of these diseases on the healt of children and parents, cause disagreement in depriving a person of custody the disease has become contagious. Disagreement and deprivation of custody due to contagious disease and providing the interests of the child and parents and the need to provide solutions to apply legal rules and amend the provisions of civil law from the context and goals of the present.

    Method

    This research uses Islamic sources in a descriptive-analytical method and using library sources to prove the hypothesis that under certain conditions, infectious diseases can lead to deprivation of custody.

    Ethical Considerations:

     Throughout the present study, scientific integrity and fidelity have been fully observed.

    Results

    Illness in certain conditions will lead to the removal of custody, putting the child's health at risk and causing harm to them, or the caregiver may not be able to perform child-related tasks due to a chronic illness. Considering that the personal supervision of the guardian in carrying out custody duties is not a requirement, if the caregiver is able to prevent the spread of the disease by taking actions such as hiring a nurse, the principle of custody survival remains.

    Conclusion

    The findings of the study show that in cases where the result of leaving the child to a sick person endangers the healt of the child, according to the secondary rule of no harm and Article40 of the constitution and Article 1173 of the civil code, custody will be revoked.unless the sick person is able to provide conditions that prevent the disease from spreading to the child.

    Keywords: Custody, Interest of the Child, Physical Health, Chronic Disease, Communicable Disease
  • Elham Pourmahabadian, Maryam Afshari* Pages 932-946
    Background and Aim

    The right to health is one of the fundamental human rights and it means the rights of individuals to achieve the highest standard of physical and mental health and includes all fields of medicine, public health, proper food, housing, healthy work environment, healthy environment, etc. In order to provide healthy living conditions for citizens, governments are required to take measures in various fields, including the adoption of internal laws and regulations and joining international conventions. In the United Nations Charter, the issue of health and public health has been addressed and it has created requirements for governments to provide health and health in the society.

    Method

    The statute of the World Health Organization deals with this issue and provides a definition of health. After that, this right has been recognized in several international and regional documents, both specific and general, as well as several declarations. Among the international documents that have emphasized the issue of health and health is the Declaration of the Third Millennium Development, which the world leaders at their largest meeting in 2000 committed to do their best to provide a healthy life for all human beings in the century. Use the future.

    Ethical Considerations:

     In the current research, the principles of trustworthiness, honesty, neutrality and originality of the work have been respected.

    Results

    One of the important fields of research in the health system is its inclusion in urban planning and urban planning, which is known as the field of urban health.

    Conclusion

    Urban health includes social factors related to individual health, environmental health, healthy settlements, road health, healthy lifestyles, security, violence, healthy food, suitable recreational facilities and people's sense of belonging to society, justice and optimal allocation and health facilities, medical and Resources in cities, monitoring of urban land use, proper management and fundamental changes in health, economy and the way of life of citizens are among the main goals in urban health.

    Keywords: International Documents, Hygiene, The Right to the City, Urban Design, General Health
  • Mahdi Khaghani Esfehani*, Elaheh Tahmasebi, Samira Hajisadeghi Pages 955-965
    Background and Aim

    One of the job tensions of dentists is patient complaints. Although dentists mainly consider themselves only liable to commit dental violations, crimes are also sometimes committed in the dental places and the process of diagnosis and treatment, which deserves a criminological etiology analysis and consideration in the system of criminal, administrative and union response to these crimes and violations. Statistical studies on the complaint files registered in the three dental clinics of Imam Khomeini, Shahid Shokri (in Baqiyatullah University of Medical Sciences) in the years 2014 to 2022, where the demographic information variables of patients and dentists, including age, sex, education, type of patient insurance and the dentist, the scientific degree of the dentist and the experience and type of error or negligence or fault or intent leading to the complaint, have examined the error section, the shift in the occurrence of the error and the compensatory measures after the occurrence of the error, in addition to the possibility of meta-analysis from the perspective of the epidemiology of violations, it is worthy of analysis from the point of view Criminology is etiological. Reiterating the recommendation to increase the awareness of dentists in order to reduce errors prone to filing complaints, the weakness of innovation is often considered to be the dental statistical research.

    Method

    The method of this article is analytical (legal-criminological) based on a statistical study (91 complaint files from dentists of three medical centers under study).

    Ethical Considerations: 

    In conducting this research, scientific trustworthiness has been applied to the statistical data and respect for intellectual property rights and adherence to all legal requirements.

    Results

    According to the findings of the statistical section of the present study, based on several studies conducted at the research center for the prevention of oral and dental diseases in Baqiyatullah University of Medical Sciences in Tehran, 280 complaint cases, cases that had incomplete information or the dentist was not found guilty, were excluded from the study and 91 confirmed cases were investigated. Most of the complaints were of therapeutic type (79%). The most complaints were related to prosthetics (31.9%), endodontics (24.2%) and surgery (17.6%), respectively. Most of the plaintiffs were women (65%). More than half of the complaints were from dentists with less than 10 years of experience and most of the complaints were from general dentists (76%). The findings of the analytical part of the article, from the perspective of "Critical Legal Criminology" and "Opportunity Criminology Theory" and situation-oriented prevention doctrines, indicate the necessity of developing the criminalization of many behaviors neglected by medical regulations (resolving the quasi-criminal regulation gap) and the necessity of health insurance coverage for dental services in order to reduce demand. Low-income patients from dentists use low-quality materials, which generally leads to treatment failure and complaints against the dentist.

    Conclusion

    Situational prevention of violations and misdemeanors and false complaints makes it necessary to make video recording of dental surgeries - at least in hospital dental surgeries - mandatory. Respecting the differential rights of dental patients (women, the elderly, linguistic minorities, prisoners sent to dental centers) also necessitates the amendment of the legal duty of dentists to briefly and insufficiently explain the treatment steps to these special patients.

    Keywords: Dental Rights, Crimes, Misdemeanors of Dentists, Critical Legal Criminology, Situational Prevention
  • Narges Izadi*, Mahmoud Abbasi, Majid Ghourchibeigi, Gholam Hossein Elham Pages 966-980
    Background and Aim

    Psychological pressure in committing criminal acts and in punitive reactions towards delinquent children and teenagers, who themselves are silent victims of unstable living conditions, poses a significant challenge that requires deep reflection and urgency in addressing it, given the current social situation. This matter needs a novel interdisciplinary study, which this article aims to do, to achieve equal and vast judicial justice.

    Method

    This article employs a descriptive-analytical approach and gathers data through library research, relying on the opinions of relevant experts and scholars. The results are presented in the form of diagrams. Therefore, this research has been conducted using a combined method, incorporating both quantitative and qualitative (Likert scale) research foundations.

    Ethical Considerations:

     Throughout the process of writing this research, ethical considerations of library research, including authenticity, text integrity, honesty, and trustworthiness, have been observed.

    Results

    One of the most significant findings of this study is presenting the "fundamental role of psychological pressure factors in most delinquent actions of children and teenagers, who violate criminal laws". This was achieved through a systematic analysis of the factors that contribute to psychological pressure, the analysis of reactions, and the explanation of coping strategies using qualitative research. According to 82% of legal experts and specialists, "psychological pressure on children and teenagers has a more significant impact on their involvement in criminal activities than their bad upbringing".

    Conclusion

    The need to consider the extensive dimensions of psychological pressure on children and teenagers, who violate criminal laws, in the commission of criminal acts, demands the adoption of preventive measures that are appropriate to the current time and place in Iran’s criminal policy. Furthermore, the aspect of psychological pressure in certain legal punitive reactions towards children and teenagers, who violate criminal laws, and the inadequacy of their correction and upbringing within the framework of Islamic educational principles and international documents, in some cases show a significant distance between the current situation and the desired state.

    Keywords: Psychological Pressure, Criminal Policy, Children, Teenagers, Prevention, Punitive Reactions
  • Fatemeh Kokabisaghi*, Mahmoud Abbasi Pages 981-996
    Background and Aim

    Children without identity need special attention due to their physical and mental vulnerability and dependence on others for enjoying their rights. In this study, health rights of undocumented children living in Iran have been investigated.

    Method

    The data of this qualitative study was collected by literature review that included books, articles, legal documents and national and international reports related to the right of children without identity in 2023. The documents were in Persian and English languages. The text of the selected documents was coded and analyzed and used in writing the paper.

    Ethical Considerations:

     In all stages of the study, authenticity, honesty and trustworthiness have been taken into consideration.

    Results

    Even though, there are laws supporting children without identity, access of these children to health services is not enough. These children usually belong to families of low economic and social status who cannot afford medical and insurance costs. Because of not having identity documents, they are not covered by public support. Living in unsafe and unhealthy settlements, working at a young age in unauthorized workplaces and on the street, being orphaned or living with abusive parents and feeling isolated and rejected from society are examples of the threats to the health of these children.

    Conclusion

    The access of children without identity to health services is a challenge. The situation of the right to health and health of these children needs to be carefully examined. Identifying these children and granting them identification documents, not necessarily Iranian nationality, can be the basis for support programs to improve the living conditions and health of these children and promote national security.

    Keywords: Children without Identity, Undocumented, Unauthorized, Illegal Immigrants, Stateless, Healthcare Services, Child Rights, Right to Health
  • Mohammad Amin Esmaeilpour, Fatemeh Ghanad*, Shahab Mohammad Jafari Nedoushan Pages 997-1012
    Background and Aim

    The use of artificial intelligence in the arbitration process, including the evaluation of evidence, can facilitate and speed up the process. Artificial intelligence is an emerging phenomenon and its use in arbitration in an independent or facilitating role can bring many jurisprudential and legal challenges. On the other hand, this intelligent tool is an emerging phenomenon and delayed the establishment of existing laws in the field of arbitration, as a rule, it has not been possible to use the exact title of artificial intelligence in the laws. In order to synchronize laws and technology, it is necessary to pay serious attention to legislation in this area.

    Method

    This article is written in a descriptive and analytical method, using library resources, including books and articles.

    Ethical Considerations: 

    This research was written based on ethical and trustworthiness principles.

    Results

    Considering the self-promoting nature of artificial intelligence and the use of new methods and algorithms, not recognizing it is against common sense and common sense.

    Conclusion

    Looking at the established goals and the intention of the legislator in arbitration, the powers and will of the parties in resolving disputes are considered very strong and effective. This is confirmed by Article 27, Paragraph 3 of Iran's International Commercial Arbitration Law, which stipulates that the parties can conduct arbitration on the basis of justice, equity, or God's Code. In other articles of this law, impartiality, independence and equality of treatment are the mandatory principles of the referee. Among the regulations, it seems that the parties can determine the substantive or formal rules governing their disputes.

    Keywords: Artificial Intelligence, Arbitration, International Commercial Arbitration Law, Jurisprudential Foundations