فهرست مطالب

  • پیاپی 63 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رضا آذرگون، رضا آویزه*، علی رضا غدیری، هادی ایمانی راستابی، مهدی پورمهدی بروجنی، محمد راضی جلالی صفحات 5-15

    شوک هموراژیک به عنوان یکی از علل مرگ ناشی از آسیب ایسکمیک اعضای مختلف در سگ می باشد.  هدف از انجام این مطالعه، مقایسه ی پارامترهای پرفیوژن بافتی و الکتروکاردیوگرافی سگ های مبتلا به شوک هموراژیک تجربی، قبل و پس از احیاء با محلول های رینگر لاکتات و هیدروکسی اتیل استارچ 6 درصد بود.  بدین منظور پارامترهای پرفیوژن بافتی شامل رنگ مخاط لثه، زمان پر شدن مجدد مویرگی، کیفیت نبض محیطی، دمای اندام های انتهایی، غلظت لاکتات سرم، تعداد ضربان قلب، میانگین فشار خون سرخرگی، برون ده ادرار به علاوه الکتروکاردیوگرام ده قلاده سگ نر بالغ سالم از نژاد مخلوط پس از بیهوشی ارزیابی گردید (مرحله کنترل).  دومین مرحله ارزیابی، پس از خون گیری تا حدود 60 درصد حجم خون و رسیدن به فشار میانگین سرخرگی 40 تا 50 میلی متر جیوه صورت گرفت.  پس از 30 دقیقه نگهداری حیوانات در شرایط تثبیت شوک هموراژیک، سومین ارزیابی انجام شد.  سگ ها به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند که محلول رینگر لاکتات یا هیدروکسی اتیل استارچ 6 درصد را به ترتیب با دوز 20 و 5 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در 4 بازه ی زمانی 15 دقیقه ای دریافت نمودند (مراحل چهارم تا هفتم ارزیابی).  تا یک ساعت پس از آخرین مرحله ی احیاء سگ ها تحت نظر قرار گرفته و در پایان این زمان هشتمین مرحله ی ارزیابی صورت پذیرفت.  زمان بر تعداد ضربان قلب، فشار خون میانگین سرخرگی، درجه ی حرارت نواحی انتهایی بدن، برون ده ادرار، غلظت لاکتات خون، ارتفاع موج R و فاصله ی زمانی امواج Q-T، تاثیر معنی داری داشت در حالی که نوع سرم بر غلظت لاکتات خون، برون ده ادرار و ارتفاع موج P دارای تاثیر معنی داری نبود.  نتایج این بررسی نشان داد که استفاده از دو محلول رینگر لاکتات و هیدروکسی اتیل استارچ جهت احیای بیماران دچار شوک هموراژیک، در کوتاه مدت تاثیر قابل اهمیتی بر پارامترهای پرفیوژن و الکتروکاردیوگرام ندارد.

    کلیدواژگان: شوک هموراژیک، هیدروکسی اتیل استارچ، پرفیوژن بافتی، الکتروکاردیوگرام، سگ
  • خدیجه انصاری، طاهره محمدابادی*، محسن ساری صفحات 16-26
    این آزمایش به منظور بررسی اثر گیاهان آلبیزیا (برهان) و لئوکانا (سوبابل) بر هضم پذیری، تخمیر شکمبه ای و فراسنجه های خونی شتر تک کوهانه انجام شد.  در مرحله ی اول، مطلوب ترین جیره از بین جیره های شاهد، حاوی یونجه و باگاس، جیره های حاوی برگ برهان و باگاس، غلاف برهان و باگاس، برگ سوبابل و باگاس و غلاف سوبابل و باگاس با روش های آزمایشگاهی انتخاب شد.  نتایج این مرحله نشان داد، بیش ترین تخمیر، پتانسیل تولید گاز و قابلیت هضم آزمایشگاهی مربوط به جیره ی حاوی برگ برهان همراه با باگاس بود.  در مرحله ی دوم، مطلوب ترین جیره (جیره ی حاوی نسبت 60 به 40 باگاس و برهان) و جیره ی شاهد در تغذیه ی 4 نفر شتر تک کوهانه با سن 5 سال و وزن 25±300 کیلوگرم برای 1 ماه استفاده شدند (2 شتر برای هر جیره).  مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجه های تخمیر شکمبه، رفتار نشخوار و متابولیت های خونی در دام ها اندازه گیری شد.  داده های به دست آمده در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  نتایج نشان داد ماده ی خشک، ماده ی آلی و مقدار پروتئین مصرفی شترها در جیره ی شاهد و جیره ی آزمایشی تفاوت معنی داری با هم نداشتند.  همچنین قابلیت هضم ظاهری ماده ی خشک، الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی و اسیدی در تیمار شاهد و برهان تفاوت معنی داری نداشتند، اما قابلیت هضم پروتئین خام جیره ی آزمایشی نسبت به جیره ی شاهد بالاتر بود.  تغذیه ی برهان به دام ها طی دوره ی آزمایش، تاثیر معنی داری بر گلوکز خون، نیتروژن اوره ای، کلسترول و تری گلیسرید نداشت.  بر طبق نتایج، مدت زمان خوردن، استراحت، نشخوار و جویدن و هر کدام به ازای مواد مغذی تحت تاثیر جیره ی آزمایشی قرار نگرفتند.  نیتروژن آمونیاکی در جیره ی شاهد بیش تر از جیره ی حاوی برگ برهان و pH در جیره ی حاوی برگ برهان بیش تر از جیره ی شاهد بود.  نتایج حاصل از این آزمایشات نشان داد، با توجه به تاثیر مثبت جیره حاوی برگ برهان بر قابلیت هضم و تخمیر، شاید بتوان برگ برهان را به میزان 100 درصد جایگزین یونجه در جیره ی شتر تک کوهانه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آلبیزیا، لئوکانا، قابلیت هضم، فراسنجه های سرمی، شتر تک کوهانه
  • راضیه پرتوی*، شهره عالیان سماک خواه، حمید رضا کاظمینی صفحات 27-37
    میکروارگانیسم ها و به ویژه باکتری های اسید لاکتیک طبیعی و یا افزوده شده به عنوان کشت آغازگر یا الحاقی بر مراحل مختلف تولید پنیر تاثیر شگرفی دارند.  هدف از این مطالعه، بررسی خصوصیات تکنولوژیک سه سویه انتروکوکوس فشیوم (SC5, SF5, SA12) و سه سویه انتروکوکوس دورانس ((SA25, SE16, SD18 جدا شده از پنیر سنتی سیاهمزگی، به منظور انتخاب سویه های مناسب از نظر تکنولوژیک برای استفاده در تهیه ی کشت آغازگر یا الحاقی در تولید محصولات لبنی تخمیری می باشد.  سویه های مذکور از لحاظ فعالیت اسیدی کردن، فعالیت پروتئولیتیک و لیپولیتیک و سایر خصوصیات بیوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفتند.  سپس، منحنی رشد سویه ها در شرایط محیطی مختلف رسم گردید.  در بین سویه های مورد مطالعه، از نظر توانایی تولید اسید، پروتئولیز و لیپولیز اختلاف معنی داری وجود دارد.  قویترین سویه از نظر کاهش pH، سویه ی SC5 می باشد.  سویه ی SC5 با 35/4 میلی گرم تیروزین در 5 میلی لیتر شیر و سویه ی SE16 با 37/10 واحد در دقیقه قویترین سویه ها به ترتیب از نظر پروتئولیز و لیپولیز می باشند.  نتایج نشان داد که رشد در غلظت های 2 و 4 درصد نمک و 6/9pH=، موجب آغاز رشد لگاریتمی در حدود ساعت 4 می شود.  در حالی که رشد در 5pH= و غلظت 5/6 درصد نمک، موجب تاخیر در شروع فاز لگاریتمی (ساعت 8) می گردد.  نتایج این مطالعه نشان داد که سویه های انتروکوکوس جدا شده از پنیر سنتی سیاهمزگی به دلیل توان پایین در کاهش pH، قابلیت استفاده به عنوان کشت آغازگر را نداشته اما به دلیل توانایی خوب پروتئولیز، لیپولیز، تولید دی استیل، عدم تولید دی اکسید کربن از گلوکز و مقاومت نسبت به شرایط نامساعد محیطی می توانند در کشت الحاقی، در تولید پنیر مورد استفاده قرار بگیرند.  سویه ی SE16 با توانایی بالای پروتئولیز و لیپولیز برای این منظور پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: انتروکوکوس فشیوم، انتروکوکوس دورانس، پنیر سنتی، سیاهمزگی
  • حسین حسین پور محمدابادی، مرتضی چاجی* صفحات 38-49
    استفاده از منابع خوراکی غیر معمول در هر منطقه، به تولید محصولات دامی اقتصادی برای رفع نیاز جامعه کمک می کند و باعث کاهش رقابت غذایی دام با انسان می شود.  آزمایش حاضر با هدف بررسی امکان استفاده از مغز میوه ی بلوط و اثرات آن به عنوان یک منبع نشاسته ای و دارای تانن به عنوان یک ماده ی ضد تغذیه ای، به صورت جایگزین با بخش دانه ای در جیره ی بزغاله های پرواری انجام شد.  در این آزمایش از 36 راس بزغاله نر ترکی با میانگین وزن 2± 15 کیلوگرم استفاده شد.  تیمارهای آزمایشی شامل جیره های حاوی 21 و 42 درصد مغز میوه ی بلوط و جیره ی شاهد بودند.  بزغاله ها به مدت 90 روز با جیره های آزمایشی تغذیه شدند.  مصرف خوراک، قابلیت هضم ظاهری، فرآسنجه های تخمیری شکمبه نظیر اسیدهای چرب فرار و جمعیت پروتوزوآی شکمبه، فرآسنجه های خونی و فعالیت جویدن بزغاله ها اندازه گیری شد.  نتایج نشان داد استفاده از مغز میوه ی بلوط تاثیری بر ماده ی خشک مصرفی کل دوره ی آزمایشی، قابلیت هضم ظاهری ماده ی خشک، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی و شوینده ی اسیدی نداشت.  افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی تحت تاثیر جیره های غذایی قرار نگرفتند.  غلظت گلوکز، اوره، کلسترول و تری گلیسیرید خون، pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی، کل اسیدهای چرب فرار، نسبت اسیداستیک به اسید پروپیونیک و جمعیت پروتوزوآی شکمبه تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند.  مدت زمان خوردن و جویدن (دقیقه در روز) در مورد جیره های حاوی مغز میوه ی بلوط افزایش یافت.  بنابراین، استفاده از مغز میوه ی بلوط اثر نامطلوبی بر شاخصه های مورد مطالعه در این پژوهش نداشت و در بعضی موارد باعث بهبود عددی در نتایج آزمایش شد.  از طرفی، با توجه به کاهش قیمت جیره های حاوی مغز میوه ی بلوط و هزینه های تمام شده پایین تر، می توان از این ماده ی خوراکی به عنوان بخشی از جیره ی غذایی بزغاله های پرواری استفاده کرد.
    کلیدواژگان: قابلیت هضم، عملکرد رشد، جمعیت پروتوزوآ، فراسنجه شکمبه، بزغاله
  • جواد دقیق روحی، عبدالحسین دلیمی اصل*، محمد پورکاظمی، محدث قاسمی، شکوفه شمسی صفحات 50-58
    انگل ژیروداکتیلوس از شاخه ی کرم های پهن و یکی از انگل های خارجی شایع در ماهیان آب شیرین و دریایی است.  این انگل اغلب بر روی پوست و باله ی ماهیان و به ندرت در آبشش آن ها مشاهده می شود.  انگل ژیروداکتیلوس می تواند سبب ایجاد بیماری و بروز تلفات در جمعیت ماهیان پرورشی و وحشی گردد.  در این مطالعه ابتدا انگل ژیروداکتیلوس با استفاده از گسترش مرطوب از پوست، باله و آبشش ماهی کپور معمولی، کپور نقره ای و سرگنده در مزارع پرورش ماهی استان گیلان جدا و توسط میکروسکوپ نوری بررسی شد.  شناسایی مورفومتریک انگل ها با اندازه گیری و ترسیم بخش های سخت اپیستهاپتور از قبیل قلاب مرکزی، قلابک های حاشیه ای، میله ی پشتی و میله ی شکمی صورت گرفت.  برای بررسی مولکولی گونه ی انگل ژیروداکتیلوس، پرایمر فوروارد، در ناحیه ی s8/5 ژن RNA ریبوزومی و پرایمر ریورس در ناحیه ی ITS2 ژن ریبوزومی برای تکثیر DNA گونه های انگل ژیروداکتیلوس به روش PCR استفاده شد.  سپس توالی به دست آمده از محصول PCR با توالی های موجود در بانک ژن NCBI مقایسه شد.  در نتیجه گونه ی انگل ژیروداکتیلوس با هر دو روش مورفومتریک و مولکولی Gyrodactylus sprostonae شناسایی گردید.  شیوع آلودگی به این انگل در مزارع مورد بررسی در استان گیلان برای گونه های کپور معمولی، کپور نقره ای، سرگنده و کپور علفخوار  به ترتیب 42/21%، 17/6% ، 95/21% و 0% تعیین شد.
    کلیدواژگان: مولکولی، انگل، ژیروداکتیلوس، ماهیان گرم آبی، گیلان
  • حشمت سپهری مقدم*، مژده عمادی، تکتم سادات وفا صفحات 59-68
    هدف از مطالعه ی حاضر، تاثیر خواص آنتی اکسیدانی کاتچین بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی و پارامترهای حیاتی اسپرم گاو نژاد هلشتاین پس از فرایند انجماد- ذوب می باشد.  در این پژوهش از چهار راس گاو بالغ نژاد هلشتاین، دو بار در هفته به کمک مهبل مصنوعی نمونه های منی جمع آوری شد.  جهت از بین بردن اثرات فردی دام ها، انزال ها به نسبت های مساوی با هم مخلوط شدند.  نمونه ها به صورت مساوی به چهار گروه (8 تکرار) تقسیم شدند.  مقادیر صفر (شاهد)، 20، 30 و 40 میلی گرم بر میلی لیتر کاتچین به همراه رقیق کننده بر پایه ی سیترات- زرده ی تخم به نمونه ها اضافه شد.  نمونه های منی پس از طی مراحل سردسازی و تعادل، به مدت 30 روز در داخل تانک ازت نگهداری شدند.  پس از فرایند ذوب، میزان مالون دی آلدئید در نمونه های اسپرم با روش الایزا سنجش شد.  همچنین، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم های زنده مورد بررسی قرار گرفت.  با توجه به نتایج، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم های زنده در نمونه های اسپرم تحت تیمار با غلظت های 20، 30 و 40 میلی گرم بر میلی لیتر کاتچین در مقایسه با گروه شاهد به صورت وابسته به دوز به طور معنی داری افزایش و میزان مالون دی آلدئید به صورت وابسته به دوز به طور معنی داری کاهش یافت.  بنابراین، استفاده از کاتچین در رقیق کننده ی مایع منی گاو موجب بهبود پارامترهای حیاتی اسپرم و کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در اسپرم پس از فرایند انجماد- ذوب می شود.
    کلیدواژگان: کاتچین، پراکسیداسیون لیپیدی، اسپرم، گاو
  • علی طاهری میرقائد*، آلا عنایتی، مهدی سلطانی، مجتبی علی شاهی، هومن رحمتی هولاسو، عادل حقیقی خیابانیان اصل، پژمان حسینی شکرابی صفحات 69-78

    بیماری کوی هرپس ویروس، سبب ایجاد یک ویرمی حاد با تلفات تا 100 درصد در کپورماهیان می شود.  با توجه به بروز تلفات هر ساله و قابل توجه در مزارع کپور ماهیان پرورشی به ویژه مزارع استان خوزستان، احتمال ویروسی بودن بیماری در این مزارع وجود دارد.  لذا هدف از این مطالعه، امکان شناسایی ویروس عامل KHVD در این مزارع بوده است.  با مراجعه به 14 مزرعه درگیر در طی سال های 94-95، در صورت بروز تلفات، بلافاصله ماهی کالبدگشایی و از بافت های آبشش و کلیه هر کدام یک گرم نمونه اخذ و در الکل 80 درصد قرار داده شد و پس از برچسب گذاری برای پروسه ی آزمایشگاهی به آزمایشگاه انتقال داده شد و به روش Nested PCR (کیت IQ2000) مورد مطالعه قرار گرفت.  برای مطالعه ی آسیب شناسی از بافت های آبشش، کلیه، کبد، مغز، قلب و روده چهار گونه کپور پرورشی نمونه گیری و از فرمالین 10 درصد استفاده شد.  نتایج حاصل از PCR برای تعداد 7 نمونه از نمونه های مورد آزمایش در استان های خوزستان و گیلان با ایجاد باندهای 229 و یا 440 bp برای بیماری KHV مثبت تشخیص داده شد.  در مطالعات آسیب شناسی مقاطع بافت آبشش، هایپرپلازی سلول های اپیتیلیوم پوششی لاملاهای ثانویه به همراه نفوذ سلول های التهابی اغلب تک هسته ای (به ویژه لنفوسیت ها) در اغلب مقاطع بافتی مشاهده شد.  همچنین در تعدادی از مقاطع بررسی شده، نکروز شدید سلول های اپیتلیوم پوششی لاملاهای آبششی دیده شد.  در بررسی مقاطع بافتی، کلیه در اغلب مقاطع، ساختار طبیعی داشته و فقط در تعداد کمی از توبول های ادراری به ویژه توبول های پروگزیمال، تورم سلولی در اپیتیلوم پوششی دیده شد.  گنجیدگی های داخل هسته ای در تعدادی از سلول های بافت مغز، قلب و روده به صورت کروماتین مارژینه مشاهده شد.  نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که برخی مزارع کپورماهیان کشور در استان های خوزستان و گیلان، مبتلا به بیماری KHVD بوده که می تواند یکی از عوامل دخیل در ایجاد سندرم تلفات تابستانه ی کپور ماهیان محسوب شود.

    کلیدواژگان: هرپس ویروس، ماهی کپور، مولکولی، آسیب شناسی
  • مریم عضدی*، رحیم پیغان، محمد حسین راضی جلالی، مسعود قربانپور صفحات 79-88
    در سال های اخیر، تلفات زیادی در اثر آلودگی های مختلف انگلی در ماهیان اتفاق افتاده است.  شناسایی آلودگی های انگلی ماهیان بومی، کمک زیادی به جلوگیری از ورود آلودگی به مزارع پرورشی نیز می کند.  با توجه به اهمیت این قضیه و برای ممانعت از بروز بیماری های زئونوز، بررسی انگل های ماهیان دارای اهمیت زیادی می باشد.  مطالعه ی حاضر نیز به منظور بررسی انگل های کرمی در ماهی زمین کن دم نواری (Platycephalus indicus) حوزه ی خلیج فارس (در بازار شهرستان اهواز) صورت گرفت.  در مطالعه ی حاضر، 100 قطعه ماهی زمین کن دم نواری خریداری و به آزمایشگاه منتقل گردید.  انگل ها پس از جداسازی از قسمت های مختلف ماهی، به الکل 70 درصد منتقل و در مرحله ی بعد شناسایی آن ها توسط کلیدهای شناسایی صورت گرفت.  در این مطالعه، 90 درصد از ماهیان دارای آلودگی های متفاوت کرمی بودند.  بیش ترین میزان آلودگی مربوط به ترماتود Duosphincter zancli بودند.  نماتودهای شناسایی شده در این مطالعه شامل Capillaria sp.، Porrocaecum sp. و Hysterothylacium sp. بود و نماتود هیستروتیلاسیوم بیش ترین فراوانی را در بین آن ها داشت.  آکانتوسفال Serrasentis sp. و سستود Trypanorhyncha sp. نیز در این ماهی مشاهده گردیدند.
    کلیدواژگان: آلودگی انگلی، کرم، ماهی زمین کن دم نواری، خلیج فارس
  • مجید مروتی شریف اباد*، الهام صالحی، حسن مروتی صفحات 89-96
    گوش میانی، حفره ی نامنظمی است که از سه استخوانچه ی سندانی، رکابی و چکشی تشکیل شده است و کار انتقال امواج صوتی به گوش داخلی و تبدیل آن ها به انرژی مکانیکی را عهده دار است.  با توجه به اهمیت گوش میانی در انتقال صوت این تحقیق پایه ریزی شد.  در این تحقیق به منظور بررسی مورفولوژیکی جزئیات استخوانچه های گوش میانی گراز از پنج استخوان جمجمه گراز بالغ نر استفاده شد.  بعد از بررسی آناتومی قسمت های مختلف استخوان گیجگاهی و برداشتن استخوان، استخوانچه های گوش میانی خارج گردید و علاوه بر بررسی شکل ظاهری، ابعاد و جزئیات هر استخوان با استفاده از میکرومتر چشمی اندازه گیری شد.  در انتها اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار سیگما استات مورد آنالیز قرار گرفت.  در گراز استخوان گیجگاهی مشابه سایر حیوانات از سه قسمت مسطح، صماخی و زائده ای تشکیل شده بود.  طول مجرای گوش خارجی تا پرده ی صماخ در گراز حدود 14/0±37 میلی متر می باشد.  پرده ی صماخ در گراز دایره ای شکل است و قطر پرده ی صماخ در گراز حدود 21/0±5/12 میلی متر اندازه گیری شد.  همچنین پرده ی صماخ در گراز به رنگ کرمی مشاهده شد.  در گراز تعداد استخوانچه های گوش میانی سه عدد و شامل استخوانچه های چکشی، سندانی و رکابی بود.  نتایج مورفومتری نشان داد که استخوانچه ی چکشی دارای سر، گردن، دسته و سه زائده ی مشخص جانبی، قدامی و عضلانی است.  استخوانچه سندانی شامل بدنه و دو زائده ی بلند و کوتاه است و دو سطح مفصلی دارد.  زائده ی کوتاه یا خلفی به جدار خلفی بدنه متصل می شود و زائده ی بلند با استخوانچه ی رکابی مفصل می شود.  استخوانچه رکابی، دارای صفحه قاعده ای و سه زائده قدامی، خلفی و عضلانی بود که طول زائده ی قدامی کوتاه تر از خلفی بود.  در تحقیق حاضر که به بررسی اجزا گوش میانی در گراز پرداخته شد مشخص گردید تعداد استخوانچه های گوش میانی در گراز با خوک مشابه می باشد و تنها اختلاف حاصله در اندازه ی زوائد استخوانچه ها می باشد.
    کلیدواژگان: آناتومی، استخوانچه، گوش میانی، گراز
  • عبدالواحد معربی*، بهمن مصلی نژاد، علی رضا غدیری، محسن بازدار صفحات 97-105

    رادیوگرافی با ماده ی حاجب، یک روش تصویربرداری تشخیصی است که تصاویر با وضوح بالا را از دستگاه گوارش ارائه می کند و نقش برجسته ای را در نشان دادن زمان عبور مواد از دستگاه گوارش در حیوانات کوچک و انسان ایفا می نماید.  هدف از انجام تحقیق حاضر، ارزیابی رادیوگرافی اثر داروهای کلرپرومازین و سیزاپراید بر زمان عبور ماده ی حاجب از دستگاه گوارش گربه بود.  تحقیق بر روی 18 قلاده گربه ی بومی بالغ و سالم از نظر بالینی، انجام گرفت.  بدین منظور، گربه ها به 3 گروه تقسیم شدند.  گروه شاهد، که قبل از تجویز ماده ی حاجب، تنها کتامین (20 میلی گرم/کیلوگرم) دریافت کرده بودند.  گروه کلرپرومازین، که داروی کلروپرومازین (5/0 میلی گرم/ کیلوگرم و به شکل داخل عضلانی) و کتامین دریافت کرده بودند و گروه سیزاپراید، که داروی سیزاپراید (5/2 میلی گرم/ گربه بر حسب وزن بدن و به شکل خوراکی) و کتامین را قبل از تجویز ماده ی حاجب دریافت کردند.  در هر گروه، 6 قلاده گربه وجود داشت که 3 قلاده از آن ها نر و 3 قلاده دیگر ماده بودند.  رادیوگراف های متعدد در زمان های صفر، 20، 40 و 60 دقیقه، بعد از تجویز ماده ی حاجب تهیه و هر یک ساعت تا رسیدن ماده ی حاجب به قولون دنبال شد.  بررسی زمان شروع تخلیه ی ماده ی حاجب از معده، نشان داد که گروه شاهد با گروه کلرپرومازین تفاوتی نداشت، ولی گروه سیزاپراید با گروه های شاهد و کلرپرومازین، اختلاف معنی داری داشتند.  میانگین زمان تخلیه ی کامل ماده ی حاجب از معده برای گروه شاهد، 70 دقیقه، گروه کلرپرومازین 3/43 و گروه سیزاپراید 30 دقیقه بود و اختلاف معنی دار، بین گروه شاهد با دو گروه دیگر مشاهده گردید و بین گروه های دریافت کننده سیزاپراید و کلرپرومازین اختلاف معنی داری وجود نداشت.  جنسیت، تاثیری بر زمان تخلیه ی ماده ی حاجب از دستگاه گوارش نداشت.  نتایج نشان داد که گروه های مختلف درمانی، در زمان شروع تخلیه ی معده از ماده ی حاجب، تفاوت معنی دار دارند، اما بر دفع کلی ماده ی حاجب از دستگاه گوارش تفاوت معنی داری دیده نشد.

    کلیدواژگان: رادیوگرافی، ماده حاجب، کلرپرومازین، سیزاپراید، گربه
  • فاطمه نظری*، احسان کامرانی، ایرج موبدی، ایوب سلیمانی صفحات 106-115
    تحقیق حاضر به منظور بررسی انگل های دستگاه گوارش ماهی گاریز (Liza klunzingri) به صورت فصلی در مدت نه ماه (از اردیبهشت 1392 تا دی 1392) در سواحل بندرعباس انجام شد.  در طول دوره ی تحقیق 51 نمونه ماهی صید و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت و انگل ها پس از جداسازی ابتدا در فرمالین 4 درصد و سپس اتانول 70 درصد نگهداری شدند.  در پایان تحقیق انگل های، گونه ی Neoechinorhynchus zabensis(Acanthocephala) و خانواده ی (Trematoda) Haploporinae و همچنین لاروانگل Contracaecum sp.(Nematoda) از دستگاه گوارش (قسمت روده و معده) میزبان جداسازی شد.  از کل نمونه های بررسی شده 46 نمونه حداقل به وسیله ی یک گونه انگلی یا بیش تر آلوده شده بودند (شیوع 90 درصد) و فراوانی متوسط انگلی برای ماهی گاریز برابر با 72/22 و شدت متوسط انگلی برابر 19/25 بود.  تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که میزان فراوانی انگل در ماه های مختلف اختلاف معنی داری دارد.  به طوری که بیش ترین فراوانی انگل Haploporinaeدر مهر ماه و بیش ترین فراوانی انگل N.zabensis در دی ماه بود.  تجزیه و تحلیل نتایج نشان می دهد که تغییرات فصل یکی از فاکتورهای موثر روی فراوانی و شدت انگل های دستگاه گوارش می باشد.
    کلیدواژگان: انگل، دستگاه گوارش، ماهی گاریز، بندرعباس
  • معین یزدخواستی، مجید غلامی آهنگران*، نوشا ضیا جهرمی صفحات 116-124
    استرس گرمایی، از مهم ترین عوامل کاهش دهنده ی تولید و بازده ی غذایی طیور به خصوص در جوجه های گوشتی در مناطق گرم و خشک محسوب می شود.  استفاده از ترکیباتی با خواص آنتی اکسیدان، جهت کاهش آثار مخرب ناشی از استرس گرمایی توصیه می گردد.  گیاه کاسنی نیز دارای ترکیبات فلاونوئیدی می باشد که از خاصیت آنتی اکسیدانی بالایی برخوردار است.  بر همین اساس، به بررسی اثر گیاه کاسنی بر شاخص های رشد جوجه های گوشتی تحت استرس گرمایی پرداخته شد.  بدین منظور، پس از تهیه ی عصاره ی هیدروالکلی کاسنی، 270 قطعه جوجه ی یک روزه گوشتی در 6 گروه، در دو سالن جداگانه تقسیم شدند و تا 22 روزگی به شکل عادی پرورش یافتند.  از 22 تا 42 روزگی گروه اول، دوم و سوم (در سالن 1)، در شرایط عادی و گروه چهارم، پنجم و ششم (در سالن 2)، روزانه به مدت 8 ساعت در دمای 35 درجه ی سانتی گراد نگهداری شدند.  جوجه های گروه اول و چهارم، ویتامین C را (100 میلی گرم در لیتر) و جوجه های گروه دوم و پنجم، عصاره ی کاسنی (100 میلی گرم در لیتر) از 22 تا 42 روزگی دریافت کردند.  جوجه های گروه سوم و ششم به عنوان کنترل پرورش داده شدند.  در پایان دوره ی پرورش، شاخص های تجمعی اضافه وزن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی محاسبه شد.  نتایج نشان داد اگر چه استرس گرمایی اثر منفی بر شاخص های رشد دارد اما اضافه سازی عصاره ی یک درصدی برگ و ریشه ی کاسنی در بسیاری از شاخص های مورد بررسی همانند ویتامین C (به عنوان کنترل استاندارد) می تواند باعث بهبود شاخص های رشد در جوجه های تحت استرس گرمایی گردد.
    کلیدواژگان: استرس گرمایی، کاسنی، ویتامین C، جوجه های گوشتی، رشد
|
  • Reza Azargoun, Reza Avizeh *, Alireza Ghadiri, Hadi Imani Rastabi, Mahdi Pourmahdi Brujeni, Mohammad Razi Jalali Pages 5-15

    Hemorrhagic shock remains one of the leading causes of death following multiple organ ischemic injuries in dogs. The aim of this study was to compare tissue perfusion and electrocardiographic parameters in experimentally induced acute hemorrhagic shock in dogs before and after resuscitation with the lactated ringer and hydroxyethyl starch 6% solutions. The parameters of tissue perfusion included the gingival mucosal color, CRT, peripheral pulse quality, appendage temperature, serum lactate concentration, heart rate, mean arterial blood pressure and urine output plus ECG were evaluated in ten male adult healthy mongrel dogs which instrumented, and anesthetized (control measurement). Hemorrhage was performed with removal of up to 60% of blood volume to keep MAP between 40 and 50 mm Hg (second set of measurements). After a 30- minute stabilization period in hemorrhagic shock condition, the third set of measurements was performed. The dogs were randomly assigned to two study groups which received lactated ringer or hydroxyethyl starch solutions, 20 or 5 ml/kg respectively in four consecutive 15 –min periods (fourth to seventh measurements). One hour after the last resuscitation stage, the dogs were monitored and at the end of this time, an eighth evaluation step was carried out. Time induced a significant effect on heart rate, mean arterial blood pressure, appendage temperature, urine output, serum lactate concentration, R wave amplitude and Q-T interval. While solution type had a significant effect on serum lactate concentration, urine output and P wave amplitude. The results of this study showed that each of lactated ringer and hydroxyethyl starch solutions, has no significant effect in the short term on tissue perfusion and electrocardiogram parameters in hemorrhagic shock resuscitated dogs.

    Keywords: Hemorrhagic shock, Hydroxyethyl Starch, Tissue perfusion, Electrocardiogram, Dog
  • Khadije Ansari, Tahereh Mohammadabadi *, Mohsen Sari Pages 16-26
    This experiment was conducted to investigate the effect of albizia (siris) and leocaena (subabul) plants on digestibility, microbial fermentation of rumen and blood metabolites in one-humped camel. In the first stage, the best desirable diet among the control diets containing alfalfa and bagasse, diet containing siris leaves and bagasse, siris pod and bagasse, subabul leaves and bagasse and subabul pod and bagasse instead of alfalfa, were selected by in vitro methods. The results of this stage showed that the best fermentation, gas production and digestibility was for a diet containing the siris leaf and bagasse. In the second stage, the best desirable diet (containing 60:40 bagasse and siris leaf) and control diet were used in feeding 4 one-humped camels (with 5 years ‘age and average weight 300±25 kg) for 1 month (two camels per each diet). Feed intake, digestibility of nutrients, ruminal fermentation parameters, rumination behavior and blood metabolites of animals were measured. The obtained data were used to analysis as a completely randomized design. The results showed that dry matter intake, organic matter and the amount of protein intake by camels in control and experimental diets had no significant difference. Dry matter digestibility and neutral detergent fiber and acid detergent fiber in control diets and siris leaves had no significant difference, but digestibility of crude protein of experimental diet were significantly higher than the control diet. Feeding of siris to camels during the experiment had no significant effect on blood glucose, urea nitrogen, cholesterol and triglyceride. According to results, time to eat, rest, rumination and chewing and each one for nutrients were not affected by the experimental diets. Ammonia nitrogen in the control diet was more than a diet containing siris and pH in the diet containing siris leaves was more than the control diet.  The result of these experiments showed due to the positive effect of a diet containing siris leaves on digestibility and fermentation, maybe siris leaves can be used as a replacement with 100% alfalfa in one-humped camel's diet.
    Keywords: Albizia, Leocaena, digestibility, Serum Parametert, One-Humped Camel
  • Razieh Partovi *, Shohre Alian Samakkhah, Hamidreza Kazemeini Pages 27-37
    Microorganisms especially wild or added lactic acid bacteria as starter or adjunct culture have a significant effect on different stages of cheese production. The aim of this study was to evaluate technological properties of 3 strains of E. faecium (SC5, SF5, SA12) and 3 strains of E. durans (SA25, SE16, SD18) isolated from Siahmazgi cheese in order to select suitable microorganisms regarding technological properties to be used as starter or adjunct culture in the production of fermented dairy products. The strains were evaluated regarding acidifying activity, proteolysis and lipolysis ability and also other biochemical properties. Then the growth curve of the strains were drawn at different environmental conditions. There was a significant difference in relation to acid production, proteolysis and lipolysis ability between Enterococcus strains. The strongest strain in relation to pH reduction was SC5. SC5 and SE16 strains were the strongest strains in relation to proteolysis (4.35 mg Tyr/5 ml milk) and lipolysis (10.37 U/min), respectively. The results showed that growth at salt concentrations (%2 and %4) and also pH=9.6 induced log phase to be started at hour 4, but growth at pH=5 and %6.5 salt concentration induced log phase to be started with delay (hour 8). The results showed that Enterococcus strains isolated from Siahmazgi cheese cannot be used as starter culture because of weakness in pH reduction, but due to proteolysis and lipolysis activity, inability to produce gas from glucose, diacetyl production, and resistance to diverse environmental conditions (SE16 strain) can be used as adjunct culture.
    Keywords: Enterococcus faecium, Enterococcus durans, Traditional cheese, Siahmazgi cheese
  • Hossein Hosseinpour, Mohammadabadi, Morteza Chaji * Pages 38-49
    The use of unusual feed resources in each region will be beneficial to economical livestock production to meet the needs of the human community, and to reduce the food competition between farm animals and human. The present experiment was conducted to investigate the possibility of using the oak kernel and its effect as a source of starch and tannin (as an anti-nutritional factor), alternatively with grain portion in the diet of fattening kids. Thirty-six male Turkish kids with an average weight of 15±2 kg were used in this experiment. Experimental treatments consisted of diets containing 21 and 42% oak kernel and control diet. The kids were fed with experimental diets for 90 days. Feed intake, apparent digestibility, rumen fermentation parameters, such as volatile fatty acids and rumen protozoal population, blood parameters and chewing activity of kids were measured. The results were shown that the use of oak kernel had no effect on dry matter intake, apparent digestibility of dry matter, crude protein, ADF and NDF in whole of experimental period. The daily weight gain and feed conversion ratio were not affected by diets. The concentration of blood glucose, urea, cholesterol and triglyceride, and rumen pH, ammonia nitrogen, total volatile fatty acids concentration, acetate to propionate ratio and rumen protozoan population were not affected by experimental treatments. The eating and chewing times (minutes per day) increased for diets containing oat kernel. Therefore, not only feeding oak kernel had no adverse effect on the parameters evaluated in this experiment, but also, in some cases caused numerical improvement of the results. In conclusion, considering to lower total cost of the rations containing oak kernel, this material can be used as part of the diet of fattening goat kids.
    Keywords: digestibility, growth performance, Protozoa Population, Ruminal Parameter, Goat kid
  • Javad Daghigh Roohi, Abdolhossein Dalimi Asl *, Mohammad Pourkazemi, Mohades Ghasemi, Shokoofeh Shamsi Pages 50-58
    Gyrodactylus, a member of Platyhelminthes, is one of the most common external parasites on freshwater and marine fish. This parasite mostly appears on skin and fins but rarely on gills of fish. Gyrodactylus can cause disease and mortality in wild and domestic populations of fish. In this study Gyrodactylus specimens removed by wet mounts of skin and fins of Cyprinus carpio, Hypophthalmichthys molitrix and Hypophthalmichthys nobilis in Guilan Province fish ponds and analyzed by a light microscope. The morphometrical identification of Gyrodactylus specimens was performed using the measurements and drawing of opisthaptoral hard parts like as anchor, marginal hook, ventral bar and dorsal bar. The molecular species description was based on polymerase chain reaction (PCR) of a partial sequence of the 5.8S region of ribosomal RNA, and a partial sequence of the internal transcribed spacer 2 (ITS2) of ribosomal RNA. The nucleotide sequences of the PCR products were compared with other sequences registered in GenBank. Based on the morphometric analysis and sequencing, the Gyrodactylus specimens were identified as Gyrodactylus sprostonae. The abundance of this parasite in investigated fish ponds of Guilan Province were 21.42, 6.17, 21.95 and zero for C. carpio, H. molitrix, H. nobilis and Ctenopharyngodon idella respectively.
    Keywords: Gyrodactylus sprostonae, molecular, warm water fish, Morphometrical, Guilan, Parasitic
  • Heshmat Sepehri Moghadam *, Mozhdeh Emadi, Toktam Sadat Vafa Pages 59-68
    The aim of this study was to determine the antioxidant properties of catechin on lipid peroxidation and vital parameters of Holstein bull sperm after the freeze-thawing process. In this experimental study, semen samples were collected from four mature Holstein bull, twice a week using an artificial vagina. Ejaculates were pooled in order to eliminate the individual effects of bull. Semen samples were divided into four equal groups (8 reps). Zero (control), 20, 30 and 40 mg/ml of catechin with diluents based on egg yolk-citrate were added to the semen samples. Following cooling and equilibration stage of semen samples, the samples were stored in a nitrogen tank for a period of 30 days. After thawing procedure, the level of malondialdehyde in sperm samples were measured using the ELISA method. Also, membrane integrity, motility and viability of sperm were also examined. Results showed, membrane integrity, motility and viability of sperm samples treated with a concentration of 20, 30 and 40 mg/ml catechin in dose-dependent manner significantly increased and level of malondialdehyde dose-dependent manner significantly decreased, compared to the control groups. Therefore, the use of catechin in bull semen diluent can improve sperm vital parameters and decreases lipid peroxidation of sperm after the freeze-thawing process.
    Keywords: catechin, Lipid peroxidation, Bull, Sperm
  • Ali Taheri Mirghaed *, Ala Enayati, Mehdi Soltani, Mojtaba Alishahi, Hooman Rahmati, Holasoo, Adel Haghighi Kaibanian Asl, Pejman Hosseini Shekarabi Pages 69-78

    Koi herpesvirus (KHV) is a highly contagious virus that causes significant mortality up to 100% in carp varieties. Considering the annual and significant casualties in carp farms, especially in Khuzestan province farms, there is a possibility of viral disease in these farms.  The aim of this study was to detect the virus that causes KHVD in these farms. By referring to 14 farms with casualties during the years 2015-2016, fish were immediately slaughtered. Gill and kidney tissue samples were taken for one gram of sample and placed in 80% alcohol, and labeled for laboratory process, and transferred to the laboratory. Then by Nested PCR (Kit IQ2000) were studied. To study the pathology of gills, kidneys, liver, brain, heart and intestines samples were taken from four species of carp (common carp, grass carp, bighead carp and silver carp) and 10% formalin was used. The results of the PCR for 7 samples of the tested specimens in the provinces of Khuzestan and Gilan by creating bands 229 and / or 440 bp positive for KHV disease was diagnosed. In the pathological studies of gill tissue, epithelial hyperplasia of the secondary lamella enclosure with the infiltration of inflammatory cells, often single-nuclei (especially lymphocytes), was observed in most tissue sections. Also, in a number of examined sections, acute necrotic lesions of epithelium cells were observed. In the study of the kidney tissues, most sections of the normal structure were present and only in a small number of urinary tubules, especially proximal tubules, cellular swelling was observed in the epithelium. Intranuclear inclusion body was observed in a number of brain, heart and intestinal cells in the form of marginal chromatin. The results of this study indicate that some carp farm of Iran has been affected by KHV disease, which can be considered as one of the factors contributing to the occurrence of summer mortality syndrome in carp.

    Keywords: Herpes, Virus, Carp, molecular, Pathology
  • Maryam Azodi *, Rahim Peyghan, Mohammad Hossein Razi Jalali, Masoud Ghorbanpoor Pages 79-88
    In recent years, a lot of mortalities have occurred because of the different parasitism infection. Identification of parasitic contamination in native fish also helps to prevent entree of contamination to farmed farms. Due to the importance of this problem and for the prevention of zoonotic diseases, investigation of fish parasites has great importance. The present study carried out to investigate the worms of Platycephalus indicus in the district of Persian Gulf (Ahvaz market). In this study, 100 pieces of Platycephalus indicus bought and transferred to the laboratory. After the separation of parasites from the different parts of fish, they transferred in 70% alcohol and then identified by identification keys. In this study, 90% of fish had different worm infestations. The most value of infestation regarding toDuosphincter zancli trematode. Identified nematodes in this study including Capillaria sp., Porrocaecum sp. and Hysterothylacium sp., that Hysterothylacium sp. had the greater frequency. Serrasentis sp. AcanthocephalandTrypanorhyncha sp. cestode were also observed in this fish.
    Keywords: Parasitic infestation, Worm, Platycephalus indicus, Persian Gulf
  • Majid Morovati *, Elham Salehi, Hassan Morovvati Pages 89-96
    The middle ear is an irregular cavity composed of three ossicles, malleus, incus, stape, which transmit sound waves to the inner ear and converted into mechanical energy. Due to the importance of the middle ear in voice transmissions this study was established. In this research, in order to investigate morphologically, the details of sus scrofa Atilla middle  ear ossicles, 5 matured male animals skulls were used. After anatomical examination of different parts of the temporal bone and removing the bones, the middle ear bones were exposed, in addition to examine the shape, dimensions and details of each bone were measured using an ocular micrometer. Finally, data were evaluated and analyzed using the Sigma Statt statistics software. In sus scrofa Atilla, temporal bone, similar to other animals, consisted of three parts: squamous, tympanic and petrous part. The length of the outer ear canal to the tympanic membrane is 37±0.14 mm. The tympanic membrane is circular in animal and the diameter of the tympanic membrane is about 12.5±0.21 mm. The tympanic membrane has also Beige color. In the boar, the number of middle ear ossicles was three, including Malleus, Incus and Stapes. Morphometric results showed that the Malleus ossicle had a head, neck, handle and three distinct process including anterior, muscular and lateral process. Incus ossicle  consists of a body, two long and short crura and has two articular surfaces. A short or posterior crura attaches to the posterior wall of the body and the long crura are connected to the stape ossicle. The Stape ossicle has a footplate and three anterior, posterior, and muscular process which anterior process is shorter than posterior. In the present study, the components of the middle ear in the boar was investigated. It was determined that the number of middle ear ossicles in the boar was similar to pigs, and the only difference was the size of the ossicles processes.
    Keywords: Anatomy, Ossicle, Middle ear, Sus scrofa Atilla
  • A Moarabi *, Bahman Mosallanejad, Alireza Ghadiri, Mohsen Bazdar Pages 97-105

    Radiography of contrast media is an imaging method which provides high-resolution images for Gastro-intestinal. It has a prominent role in the evaluation of gastro-intestinal transit time of contrast media in small animal and humans. The aim of the present survey was a radiographic evaluation of chlorperomazine and cisapride effects on gastro-intestinal transit time of contrast media in cats. This study was performed on eighteen clinically healthy adult native cats. For this purpose, the cats were divided into three groups. The control group was received only ketamine (20 mg/kg), before administration of contrast media. The chlorpromazine group was received a combination of chlorpromazine (0.5 mg/kg, IM) and ketamine and cisapride group was received cisapride (2.5 mg/cat BW, PO) and ketamine, before administration of contrast media. There were six cats (three males and three females) in each group and survey radiographs were taken at zero, 20, 40 and 60 minutes after administration of contrast media and followed each hour until arriving contrast media to the colon. It was shown that was not a significant difference in contrast media emptying time between control and chlorpromazine groups, but was noted a significant difference between cisapride with control and chlorpromazine groups. The averages of complete evacuation time of contrast media from stomach were 70, 43.3 and 30 minutes for the control, chlorpromazine and cisapride groups respectively. A significant difference was detected between the control and two other groups, but not between chlorpromazine and cisapride groups. Gastro-intestinal transit time of contrast media was not affected by gender. The results showed that there was a significant difference between different treatment groups in the start time of contrast media evacuation from the stomach, but the difference was not significant for complete evacuation time of contrast media from the digestive system.

    Keywords: Radiography, Contrast Media, Chlorperomazine, Cisapride, Cat
  • Fatemeh Nazari *, Ehsan Kamrani, Iraj Mobedi, Ayoob Solaimani Pages 106-115
    The present study was to investigate the ecology of fish parasites Liza klunzingeri (Day, 1888) for a period of 9 months from may to jaunary 2013 in the coastal of bandarabbass was performed. During the study period, 51 fish samples were analyzed in the laboratory and then isolated parasites in 4% formalin and 70% ethanol and kept. Finally, parasites neoechinorhynchus zabensis (Acanthocephala) and (Trematoda) Haploporinae and parasite larvae Contracaecumsp (Nematoda) were isolated from the digestive tract. From the total samples, 46 samples were infected by one or more species of parasites (prevalence of 90%) and the mean frequency of moderate parasite for Liza klunzingeri equal to 22.72 and 25.19 against the parasite. Analysis of the data showed that the prevalence of parasites in different months is significant. The most common parasites parasite abundance n.zabensis in January and Haploporinae in October, respectively. The analysis of the results showed that season changes are major factors affecting the frequency and severity of gastrointestinal parasites.
    Keywords: Parasite, Digestise system, Klunzinger's Mullet, BandarAbbass
  • Moein Yazdkhasti, Majid Gholami, Ahangaran *, Noosha Zia, Jahromi Pages 116-124
    Heat stress is accounting one of the most important factors of decreasing production and yield of poultry especially broiler chickens in hot areas. Using compounds having antioxidant properties were advised for reducing of the destructive effect of heat stress. Chicory (Cichorium intybus L.) is a source of phelanoeid compounds that has antioxidant property. Therefore, in this study, the effect of chicory on growth in chicken under heat stress was studied. For this, after preparation of hydroalcoholic extract, 270 chicks were divided into 6 groups in two distinct houses and chickens were reared until 22 days old in normal condition. From 22 to 42 days old, chickens in group 1, 2 and 3 (in house 1) were reared in normal condition and chickens in group 4, 5 and 6 (in house 2) were reared in 35 ˚C for 8 hours daily. Chickens in group 1 and 4 received vitamin C (100 mg/lit) and chickens in group 2 and 5 received chicory extract (100 mg/lit) from 22-42 days old. The chickens in group 3 and 6 reared as control. In the final of growing period, the cumulative weight gain, feed intake and feed conversion ratio were determined. The results showed although heat stress had a negative effect on growth indices but chicory extract as well as vitamin C (as standard control), can improve weight gain, feed intake and feed conversion ratio in chickens under heat stress.
    Keywords: Heat stress, Cichorium intybus L, Vitamin C, Broiler chicken, growth