فهرست مطالب

  • پیاپی 13 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ایرج حسن زاد ناورودی*، حمیرا احمدزاده، امیراسلام بنیاد صفحات 1-10

    در این تحقیق دقت برآورد مشخصه های تعداد، سطح مقطع و حجم سرپای درختان در روش های نمونه برداری تصادفی ساده و منظم تصادفی همراه با مونه بندی، با در نظر گرفتن هزینه یا زمان آماربرداری و با استفاده از معیار (E%2 × T) بررسی شد. برای این منظور، 52 هکتار از جنگل های پارسل 11 سری 2 اسالم غرب گیلان، به صورت صددرصد آماربرداری شد. برای آماربرداری، منطقه مورد مطالعه به 520 قطعه مستطیلی شکل به ابعاد 50 ×20 متر تقسیم و در هر کدام از قطعات، نوع گونه تعیین و قطر برابر سینه و ارتفاع درختان اندازه گیری شد. پس از اجرای آماربرداری صددرصد، با توجه به موجودی جنگل، منطقه مورد مطالعه مونه بندی شد. در هر مونه، نمونه برداری به روش های تصادفی ساده و منظم تصادفی انجام شد. نتایج نشان داد که اجرای روش های نمونه برداری همراه با مونه بندی برای برآورد مشخصه های تعداد، سطح مقطع برابر سینه و موجودی حجمی سرپای درختان در هکتار در جنگل های منطقه مورد مطالعه، موجب کاهش خطای آماربرداری و افزایش زمان آماربرداری شده است. مقدار معیار (E%2 × T)، در روش های نمونه برداری همراه با مونه بندی، کمتر از روش های بدون مونه بندی و در روش های با مونه بندی، روش منظم تصادفی با مونه بندی دارای کمترین مقدار بود؛ بنابراین از بین روش های مورد بررسی، روش منظم تصادفی با مونه بندی، به دلیل دقت بالا و کمترین مقدار معیار (E%2 × T)، روشی مناسب تر برای برآورد مشخصه های تعداد، سطح مقطع و موجودی حجمی سرپای درختان در منطقه مورد مطالعه، می باشد.

    کلیدواژگان: دقت، هزینه، مونه بندی، نمونه برداری، ناو اسالم
  • محدثه جعفری افراپلی*، کیومرث سفیدی، سعید ورامش، سیدمحمد واعظ موسوی صفحات 11-19

    گونه سرخدار گونه بومی و باستانی جنگل های شمال است که در سال های اخیر با توجه به در معرض خطر بودن مورد توجه قرارگرفته است. هدف این پژوهش ارائه ویژگی های کمی ساختار توده های جنگلی در رویشگاه طبیعی توده های سرخدار در جنگل های افراتخته است. به این منظور شبکه آماربرداری به ابعاد 30×30 متر پیاده شده و در محل تقاطع اضلاع شبکه تعداد 12 محل نمونه برداری انتخاب (در مجموع 36 نقطه) و نزدیک ترین درختان سرخدار به مرکز تقاطع به عنوان درخت شاهد همراه با سه درخت جانبی که در نزدیک ترین فاصله از درخت شاهد قرار داشتند با استفاده از روش فاصله ای و بدون پلات اندازه گیری شدند. برای بررسی ساختار از شاخص های آمیختگی، تمایز قطری و ارتفاعی، فاصله درختان و کلارک و ایوانز استفاده شد. نتایج نشان داد که متوسط مقادیر عددی شاخص زاویه یکنواخت برای سه قطعه مورد بررسی 64/0 و کلارک ایوانز حدود یک است که تعیین کننده چیدمان تصادفی در این جنگل ها است. شاخص آمیختگی 61/0 به دست آمد که نشان دهنده آمیختگی سرخدار با سایر گونه ها است. شاخص فاصله درختان نیز حد متوسطی (دو تا چهار متر) و شاخص تمایز قطری و ارتفاعی نیز اختلاف کمی در قطر و ارتفاع این گونه نشان داد. گونه سرخدار در رویشگاه طبیعی خود تمایل به آمیختگی نسبتا زیاد با سایر گونه ها دارد، از نظر اندازه (قطر درختان) ساختار توده های سرخدار همگن و از حیث ساختار ارتفاعی نسبتا یکدست است. کاهش پایه های جوان سرخدار در نتیجه مرگ ومیر درختان در طبقه قطری کمتر از 15 سانتی متری و رقابت شدید گونه سرخدار با سایر گونه های درختی لزوم توجه بیشتر و تلاش در جهت حفظ رویشگاه این گونه باارزش دارد.

    کلیدواژگان: آمیختگی گونه ای، تمایز ارتفاعی، شاخص کلارک و ایوانز، سرخدار
  • علی رضا حسین پور*، جعفر اولادی، حسن اکبری، محمدرضا سراجیان صفحات 20-28

    استفاده از پهپادهای بسیار سبک و ارزان قیمت در تشخیص سلامت جنگل کاری ها و شناسایی تنش برگ نهال ها می تواند مانع گسترش آفات و بیماری ها شود. دوربین های چند طیفی بویژه محدوده مادون قرمز، کارایی خوبی در این زمینه دارند، اما گران هستند. در این تحقیق از پهپاد عمودپرواز چهار موتوره بسیار سبک دارای دوربین 12 مگاپیکسل محدوده نور مرئی استفاده شد و جهت تشخیص تنش برگ نهال های جنگل کاری خالص افرا پلت، خالص بلوط و مخلوط آنها در نه منطقه یک الی سه هکتاری استفاده شد و پرواز در ارتفاع 40، 70 و 100 متر انجام شد تا کارایی پهپادهای سبک و ارزان قیمت جهت تشخیص تنش برگ درختان جنگل کاری بررسی گردد. طرح پرواز به صورت مسیرهایی با پوشش مشترک عرضی 75 درصد و پوشش مشترک طولی 80 درصد طراحی شد. طبقه بندی تصاویر به روش های نظارت شده شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان، بیشینه شباهت و فاصله ماهالانوبیس صورت گرفت و 25 درصد نمونه های واقعیت زمینی برای بررسی صحت طبقه بندی استفاده شد. بارزسازی تصویر به روش اشباع رنگ انجام پذیرفت. در این مطالعه برخی شاخص های گیاهی محدوده نور مرئی نظیر شاخص گیاهی (NGRDI) و (EXG) کارایی زیادی برای تشخیص تنش برگ درختان و نهال ها نشان داد. همچنین ضریب جفریز-ماتوسیتا 81/1 الی 97/1 و ضریب واگرایی تبدیل شده 87/1 الی 98/1 بدست آمد. صحت کلی طبقه بندی تصاویر به روش ماشین بردار پشتیبان که بهترین روش در این تحقیق بود، 83 الی 7/96 درصد برای کل نمونه ها و ضریب کاپا 89/0 الی 98/0 بدست آمد. این تحقیق قابلیت دوربین های محدوده نور مرئی نصب شده بر روی پهپاد را در تشخیص تنش برگ درختان نشان می دهد. بهترین ارتفاع پرواز بین 70 الی 100 متر می باشد و استفاده از روش های بارزسازی تصاویر بویژه روش اشباع رنگ و  شاخص های گیاهی محدوده طیف نور مرئی نظیر شاخص گیاهی (NGRDI) و (EXG) برای تشخیص تنش برگ کارایی این تصاویر را افزایش می دهد. طراحی سیستم تصویربرداری اتوماتیک متناسب با تغییرات ارتفاعی سطح تاج درختان جهت ممانعت از کاهش سطح همپوشانی حداقل، توصیه می شود.

    کلیدواژگان: بیماری، شاخص گیاهی، نهال کاری، هواپیمای بدون سرنشین
  • زینب پورقلی*، فریبرز ایران دوست، کیومرث سفیدی، خسرو ثاقب طالبی، فرشاد کیوان به جو صفحات 29-35

    ساختار جنگل چیدمان مکانی ویژگی های درختان از جمله سن درخت، ابعاد، گونه، جنسیت و مواردی از این دست را مورد توجه قرار می دهد. تحقیق حاضر با هدف بررسی ساختار توده های راش در فاز تحولی تشکیل روشنه و به کارگیری مجموع ه ای از شاخص های مبتنی بر نزدیکترین همسایه در جنگل های اسالم انجام گرفت. سه قطعه یک هکتاری که به لحاظ داشتن مشخصه های ساختاری به فاز تحولی تشکیل روشنه تعلق داشتند. انتخاب و در هر قطعه شبکه 30×30 متر پیاده شد. پس از پیاده کردن شبکه ویژگی های کمی و کیفی دو درخت راش در نزدیکترین فاصله به محل تقاطع شبکه به عنوان درختان شاهد شماره یک و دو به همراه سه درخت همسایه مربوط به هر یک از درختان شاهد که در نزدیک ترین فاصله از آن واقع شده بودند برداشت شد. فاصله بین درختان شاهد و همسایه ها و همچنین فاصله درختان همسایه نسبت به یکدیگر اندازه گیری و بر اساس روابط مثلثاتی فیثاغورث زاویه بین درختان شاهد و همسایه ها محاسبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین تعداد درختان در این فاز 379 اصله در هکتار و متوسط حجم سرپا و حجم خشکه دار به ترتیب 514 و 36 مترمکعب یا سیلو در هکتار می باشد. میانگین شاخص های آمیختگی گونه ای، تمایز قطری، تمایز ارتفاعی و شاخص فاصله ی همسایگی در سه قطعه نمونه به ترتیب 23/0، 43/0، 87/0 و 87/4 متر به دست آمد. با استفاده از اطلاعات حاصل از کمی سازی ساختاری توده های دست نخورده می توان فعالیت های مدیریت جنگل را مورد ارزیابی قرار داد.

    کلیدواژگان: آمیختگی گونه ای، ابعاد درختان، کمی سازی ساختار، موقعیت مکانی، نزدیکترین همسایه
  • محمدباقر محمودی، سید محمد حجتی، یحیی کوچ، حمید جلیل وند* صفحات 36-45

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه ترکیب و تنوع گونه ای پوشش گیاهی در طول کاتنا، در دو توده ی مدیریت شده و مدیریت نشده راش جنگل اسالم انجام شد. برای هر یک از توده ها سه ساختار کاتنا V شکل در نظر گرفته شد. سپس در امتداد هر کاتنا و در موقعیت شیب ها (قله، شانه، پشتی، پای و پنجه شیب) ، قطعات نمونه 400 متر مربعی با حداقل فاصله به صورت انتخابی برای بررسی وضعیت تراکم و تنوع گونه های درختی و درون هر یک از آن ها نیز زیر قطعه نمونه های چهار متر مربعی برای مطالعه ترکیب و تنوع زادآوری و پوشش علفی پیاده شد. جهت تحلیل شاخص های تنوع، غنا و یکنواختی از شاخص های سیمپسون، مارگالف و کامارگو استفاده شد. نتایج نشان داد گونه راش بالاترین درصد تاج پوشش و بیشترین تراکم زادآوری را دارد. اثر موقعیت شیب بر شاخص تنوع سیمپسون و یکنواختی کامارگو در گونه های درختی و همچنین تنوع سیمپسون و غنای مارگالف در گونه های علفی معنی دار بود ولی در مورد زادآوری هیچ یک از شاخص ها معنی دار نشد. گونه های Dryopteris filix-mass L. وAsperula odorata L.  بالاترین فراوانی را به ترتیب در توده های مدیریت شده و نشده دارا بودند. با توجه به این که فرم غالب زمین در رویشگاه های جنگلی شمال کشور به صورت افت و خیزهای متوالی (کاتنا) می باشد، بنابراین لازم است اجرای برنامه های جنگل شناسی (حفاظت، احیا، توسعه و بهره برداری) با توجه ویژه به مدیریت کاتنا صورت گیرد.

    کلیدواژگان: شکل زمین، توپوگرافی، زادآوری، تنوع گونه ای
  • رویا عابدی* صفحات 46-53

    زادآوری طبیعی یکی از جنبه های کلیدی برای ضمانت پایداری جنگل ها و ابزاری برای تصمیم گیری درباره برنامه های احیا در مناطق جنگلی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت زادآوری طبیعی گونه کرب (Acer campestre L.) به عنوان یکی از گونه های مهم درختی جنگل های ارسباران و ارتباط آن با تغییرات ارتفاع از سطح دریا و ویژگی های ساختاری توده به منظور شناخت میزان اثرات آنها بر فراوانی زادآوری این گونه انجام شده است. به این منظور دو رویشگاه در دو دامنه ارتفاعی (کمتر از 1500 متر و بیشتر از 1500 متر) در حوزه کلیبرچای از جنگل های ارسباران شناسایی شد. در هر رویشگاه سه قطعه نمونه به مساحت یک هکتار برای اندازه گیری ویژگی های ساختاری (شامل تراکم، سطح مقطع و سطح تاج پوشش) آماربرداری صد درصد شد. زادآوری ها در سه کلاسه نهال (ارتفاع بیشتر از 30/1 متر)، نونهال بزرگ (ارتفاع 30/1 - 3/0 متر) و نونهال کوچک (ارتفاع کمتر از 3/0 متر) در هر هکتار در 10 ریزپلات دایره ای به مساحت 100 مترمربع در شبکه ای تصادفی -سیستماتیک شمارش و ثبت شد. نتایج نشان داد که تراکم زادآوری گونه کرب تنها در کلاسه نهال در ارتفاع اول به طور معنی داری (05/0p≤) بیشتر است. بررسی ویژگی های ساختاری توده در ارتفاع های مختلف نشان داد که تنها اختلاف میانگین سطح مقطع درختان در ارتفاع های مختلف معنی دار بود. نتایج بررسی اثر ویژگی های ساختاری بر تراکم زادآوری نشان داد که سطح مقطع توده بر تراکم زادآوری نهال اثر معنی دار داشت (05/0p≤) و سطح تاج پوشش با تراکم زادآوری کلاسه نونهال بزرگ دارای اختلاف معنی دار بود (05/0p≤). یافته های این پژوهش به شناخت بهتر سرشت بومشناختی گونه کرب در مراحل اولیه زندگی، منجر شده و کمک خواهد کرد که تصمیم گیری در زمینه محدودیت های محیطی برای استقرار و ادامه رویش موفق زادآوری و همچنین اقدامات مدیریتی جهت حفاظت و عملیات پرورشی با اطمینان خاطر بیشتری اجرا شود.

    کلیدواژگان: زادآوری، جنگل ارسباران، ساختار توده، کرب
  • شیرزاد محمدنژاد کیاسری*، خسرو ثاقب طالبی، کامبیز اسپهبدی صفحات 54-65

    در این تحقیق روش های مختلف تنک کردن سوییسی (تنک کردن از بالا با انتخاب مثبت) و دانمارکی (تنک کردن مخلوط) در یک جنگل کاری 20 ساله بلندمازو در منطقه پایین بند نکا از استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه در قالب بلوک های کامل تصادفی، با سه تکرار و سه تیمار در نه کرت انجام شد. اطلاعات کمی و کیفی درختان با آماربرداری صد در صد در هر قطعه انجام پذیرفت. به منظور تنوع گونه ای گیاهان در هر کرت سه ریز قطعه نمونه 49 مترمربعی به صورت منظم تصادفی انتخاب شد. سپس با شناسایی کلیه گونه های گیاهی مقدار تاج پوشش هر یک از آن ها تعیین و زادآوری طبیعی آن سطح محاسبه شد. نمونه برداری تنوع بی مهرگان خاک زی نیز از عمق صفر تا ده سانتی متری مرکز هر ریز قطعه نمونه صورت گرفت. آماربرداری در سال های 1391 (پیش از انجام عملیات تنک کردن) و سال 1395 (پنج سال پس از تنک کردن) انجام شد. نتایج ارزیابی کمی و کیفی درختان نشان داد که متوسط قطر برابر سینه، متوسط فراوانی کیفیت درختان و متوسط زادآوری طبیعی درختان در تیمار های تنک شده بیشتر از تیمار شاهد بوده و تاثیر مثبت شیوه تنک کردن دانمارکی بیشتر از شیوه سوییسی شد. متوسط افزایش تنوع گونه ای گیاهان عرصه شاهد در طول پنج سال بالاتر از تیمار های تنک شده شد. با این حال شرایط تیمار دانمارکی مناسب تر از تیمار سوییسی بود. از سوی دیگر به لحاظ تنوع گونه ای بی مهرگان خاکزی، شیوه سوییسی شرایط مناسب تری نسبت به شیوه دانمارکی داشت. در مجموع این تحقیق نشان داد در عرصه های جنگل کاری انجام عملیات تنک کردن ملایم با شیوه دانمارکی مناسب تر از شیوه سوییسی است.

    کلیدواژگان: جنگل کاری، تنک کردن، تنوع بی مهرگان خاکزی، تنوع گونه ای گیاهان، مازندران
  • رضاحسین حیدری، آزاده سهرابی زاده، مازیار حیدری* صفحات 66-75

    برای دستیابی به توسعه گیاهی پایدار و حفاظت از بوم سازگان های طبیعی، بررسی تاثیر شرایط بوم شناختی از جمله عوامل فیزیوگرافی و نقش آن ها در تنوع گونه ای ضروری است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر عوامل فیزیوگرافی (ارتفاع از سطح دریا و جهات جغرافیایی) بر تنوع زیستی گونه های گیاهی در جنگل های زاگرس میانی می‏ باشد. برای انجام این تحقیق جنگل آموزشی- پژوهشی دانشگاه رازی در حد فاصل شهرستان های کرند غرب و سرپل ذهاب استان کرمانشاه انتخاب شد. منطقه مورد مطالعه از نظر ارتفاع از سطح دریا به سه طبقه ارتفاعی کمتر از 1000 متر،1000 تا 1500 متر و بیشتر از 1500 متر تقسیم گردید. در هر طبقه ارتفاعی و جهت جغرافیایی به ترتیب تعداد 32 و 48 قطعه نمونه دایره‏ ای شکل 1000 مترمربعی به شیوه منظم - تصادفی برداشت شد. جهت بررسی لایه درختچه ای در هر قطعه نمونه دایره ای شکل، یک پلات 25 مترمربعی و جهت بررسی تنوع لایه علفی یک میکرو پلات یک مترمربعی برداشت شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقادیر شاخص‏ های تنوع زیستی برای لایه درختی، درختچه ‏ای و علفی در طبقه ارتفاعی میانی (1000-1500) مشاهده شد و نتایج آزمون تجزیه واریانس تایید کننده معنی دار بودن اختلاف میانگین شاخص های تنوع زیستی در سه طبقه ارتفاعی مورد پژوهش بوده است. نتایج مقایسه تنوع زیستی سه لایه مورد پژوهش (درختی، درختچه ای و علفی) در دو دامنه شمالی و جنوبی نشان داد که بیشترین میانگین شاخص های تنوع زیستی در لایه درختی و درختچه ای در دامنه شمالی و لایه علفی در دامنه جنوبی مشاهده شد و نتایج آزمون تی مستقل نشان دهنده معنی دار بودن اثر جهت جغرافیایی دامنه بر تنوع زیستی گیاهی در منطقه مورد پژوهش است. بنابراین نتایج کلی پژوهش نشان دهنده اثر معنی دار پارمترهای فیزیوگرافی (ارتفاع از سطح دریا و شیب) بر تنوع زیستی گیاهی در منطقه مورد پژوهش است.

    کلیدواژگان: شاخص های تنوع زیستی، قطعه نمونه، طبقه ارتفاعی، میکرو پلات
  • مریم داغستانی*، علی ایده لویی، بهروز صالحی صفحات 76-82

    جنگل های بنه در حال حاضر به لحاظ برداشت محصولات غیرچوبی متنوع و از نظر تولید انرژی و چوب سوخت به شدت در معرض تخریب قرار دارند. از روش های موثر برای حفظ و توسعه این جنگل ها کمک به تجدید حیات مصنوعی آنها است. هدف از این پژوهش بررسی مناسب ترین عمق و بستر کاشت و شرایط آبیاری برای بذر درختان بنه در نهالستان کوشکن استان زنجان است. به این منظور آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با فاکتورهای عمق کاشت در سه سطح (عمق 0 الی 99/3)، (4- 99/6) و (7 الی 8 سانتی متری) بستر کاشت در چهار سطح (50% خاک + 50% کود دامی)، (50% خاک +50% ماسه بادی)، (50% خاک + 50% زئولیت) و (50% خاک +50% (کوددامی + ماسه بادی و زئولیت)) و آبیاری در دو سطح با آبیاری و بدون آبیاری با 6 تکرار انجام شد و مشخصات قطر یقه، ارتفاع نهال، طول ساقه به ریشه، وزن خشک ساقه به ریشه، درصد زنده مانی و طول ریشه اندازه گیری شد. سپس برای مقایسه میانگین ها و تاثیر تیمارها بر میانگین از آزمون تجزیه واریانس و آزمون دانکن استفاده شد. آزمون تجزیه واریانس نشان داد که تیمارهای مختلف عمق کاشت، بستر کاشت و روش آبیاری بر مشخصات اندازه گیری شده ی نهال ها دارای اثر معنی دار هستند. بهترین نتیجه برای رشد بذرهای بنه با توجه به معنی داری اثر متقابل تیمارهای بررسی شده در عمق سطحی 0تا 99/3 سانتی متر با بستر نیمی کوددامی + نیمی (خاک، ماسه و زئولیت) همراه با آبیاری است.

    کلیدواژگان: آبیاری، بستر کاشت، زنده مانی، عمق کاشت، نهال بنه
  • میرمظفر فلاح چای*، ساناز خوش منظر صفحات 83-90

    یکی از ویژگی ‎های مهم جوامع گیاهی، الگوی پراکنش مکانی درختان می‎باشد. این الگوها با اندازه‎گیری و تعیین موقعیت درختان در توده‎ها و وارد کردن آنها در چارچوب‎ های تحلیلی، اندازه‎گیری می‎شوند. چون اطلاعات مکانی به مدیران منابع طبیعی اجازه می دهد تا بتوانند تصمیمات را با دقت بیشتری اتخاذ و اجرا نمایند. هدف از این تحقیق نیز بررسی الگوی مکانی گونه افرا پلتAcer velutinum Boiss. در دو توده بالا و پایین تر از 800 متر از سطح دریا در جنگل های ناو اسالم در استان گیلان می باشد. برای این منظور، از روش نمونه‎برداری فاصله ای ‎ استفاده شد. جهت جمع آوری اطلاعات لازم در مجموع مشخصات مورد نظر 88 اصله درخت افرا پلت از تعداد 30 قطعه نمونه 10 آری (1000 مترمربع) در دو طبقه ارتفاعی در عرصه ای به مساحت 30 هکتار (در هر طبقه ارتفاعی 15 هکتار) با شبکه آماربرداری به ابعاد 100×100 متر برداشت شد، به طوری که محل تقاطع اضلاع شبکه نقاط نمونه برداری به عنوان مراکز قطعه نمونه نیز در نظر گرفته شدند و در داخل هر قطعه نمونه تعداد درخت، قطر، ارتفاع کل، فاصله نزدیک ترین درخت به مرکز قطعه نمونه و فاصله نزدیک ترین درخت به درخت اول در خصوص گونه افرا مورد اندازه گیری قرار گرفت. برای تحلیل الگوی مکانی از شاخص های هاپکینز، نسبت واریانس به میانگین، پراکندگی موری سیتا، استاندارد موری سیتا و جانسون و زایمر استفاده گردید که به ترتیب شاخص های نام برده شده الگوی پراکنش تصادفی، یکنواخت، حداکثر یکنواختی (برای هر دو شاخص موری سیتا و استاندارد موری سیتا) و یکنواخت را نشان دادند. به طور کلی می توان بیان داشت که توانمندی این شاخص ها امکان مقایسه یک توده با توده های دیگر را میسر ساخته و از آنها می توان به عنوان یک ابزار مناسب برای مدیریت پایدار جنگل های شمال استفاده کرد.

    کلیدواژگان: افرا، الگوی مکانی، نمونه برداری فاصله ای، جنگل های اسالم
  • محمود بیات*، سیده کوثر حمیدی، محمدحسین صادق زاده صفحات 91-99

    کمی کردن رویش جنگل و عوامل تعیین کننده و تاثیر گذار بر روی آن یکی از مهم ترین اهداف مدیریت جنگل است. در این پژوهش‎های شمال ایران بررسی شد. تمرکز این  تحقیق بر تعیین و کمی سازی متغیرهای محیطی از قبیل مقدار انرژی تابشی نور خورشید در فصل رویش، شاخص خیسی توپوگرافی (که معرف پراکنش آب در خاک است)، ارتفاع بالای نزدیک ترین نقطه زهکشی شده و سرعت باد که از مدل های فرآیندی در زمین های پیچیده حاصل می شوند، دما و رطوبت هوا و ارتباط آنها با رویش قطری درختان راش در سطح قطعات نمونه ثابت بود. در این مطالعه جهت برآورد رویش قطری از مدل رویش قطری حاصل از اندازه گیری رویش قطری طی یک دوره نه ساله (1382-1391) در قطعات نمونه ثابت استفاده گردید. همچنین از متوسط قطر برابر سینه در سال 1391 و سطح مقطع برابر سینه به عنوان متغیرهای زیستی مرتبط با رویش قطری استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که به ترتیب، قطر برابر سینه، ترکیب عوامل توپوگرافی و شاخص خیسی خاک و سطح مقطع برابر سینه تغییرات رویش قطری راش را در سطح قطعه نمونه تعریف می کنند. در نهایت، نتایج نشان داد با استفاده از مدل های رویشی می توان با دقت مناسبی، رویش قطری و عوامل تاثیر گذار بر آن را تعیین کرد.

    کلیدواژگان: جنگل ناهمسال، شاخص خیسی، متغیرهای زیستی و غیرزیستی، مدلسازی
  • مسعود طبری کوچک سرایی*، آرش امینی، سید محسن حسینی، حامد یوسف زاده صفحات 100-105

    این تحقیق با هدف شکست خواب و بهبود جوانه زنی بذرهای نارس و رسیده یکی از گونه های نمدار (rubra subsp. caucasica form angulata Tilia) انجام شد. بذرها از ارتفاعات میان بند (500 متر از سطح دریا) جنگل های چمستان (حوزه شهرستان نور)، جمع آوری شد. بذرهای با پریکارپ رسیده و نارس، در تیمارهای 1) لایه گذاری سرد (فاقد پیش تیمار) و 2) آغشته به هیدروکسید سدیم (30%)+لایه گذاری سرد؛ همچنین، بذرهای بدون پریکارپ رسیده و نارس، در تیمارهای 1) آغشته به جیبرلیک اسید (500 میلی گرم در لیتر)+لایه گذاری سرد، 2) آغشته به کینتین اسید (یک میلی گرم در لیتر)+لایه گذاری سرد، در سه تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی مورد آزمایش قرار گرفتند. بیشترین میزان جوانه زنی متعلق به بذر رسیده بدون پریکارپ-آغشته به پیش تیمارهای جیبرلیک اسید یا کینتین اسید و بذر نارس با پریکارپ-فاقد پیش تیمار بود. بیشترین سرعت جوانه زنی به بذر نارس با پریکارپ-فاقد پیش تیمار و بیشترین مدت جوانه زنی به بذر رسیده بدون پریکارپ-آغشته به جیبرلیک اسید اختصاص داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که برای جوانه زنی بهینه بذر این گونه، با مبدا میان بند،  بهتر است بذر نارس با پریکارپ تنها در معرض لایه گذاری سرد (بدون اعمال پیش تیمار) قرار گیرد.

    کلیدواژگان: جیبرلیک اسید، سرعت جوانه زنی، کنتین اسید، نمدار
|
  • Iraj Hassanzad Navroodi*, Homeyra Ahmadzadeh, Amir Eslam Bonyad Pages 1-10

    The present study aimed to investigate the accuracy and precision estimation of the number, basal area and volume of the standing trees by methods of random and systematic random sampling in the forests of West Guilan. The cost or inventory time was determined using the criteria (E%2 × T). Inventory was carried out by complete sampling (census) in an area of 52 hectares. The study area (section 11, district 2, Nav forests, Asalem) was divided into 520 rectangular plots (50m×20m) and each plot was measured separately. Measured characteristics were the kind of tree species, diameter at breast height and height. After inventory operation, the study area was stratified based on forest density. In each stratum, sampling was carried out by simple random sampling and systematic random sampling. The results showed that implementation of stratified sampling has reduced the sampling error and increased the sampling time for estimating the characteristics of abundance, basal area and standing volume of trees per ha in the study area. Amount of criterion (E%2 × T) in stratified sampling was less than sampling without stratification and between stratified samplings; stratified random systematic sampling had the lowest value. Therefore, among the studied methods, stratified random systematic sampling, due to high precision and minimum criteria of (E%2 × T), was a suitable method for evaluation of the number, Basal area and volume of standing trees in the study area.

    Keywords: Cost, Precision, Stratification, Nav Asalem, Sampling
  • Mohadese Jafari Afrapoly*, Kiomars Sefidi, Saied Varamesh, Seyed Mohammad Waez, Mousavi Pages 11-19

    Taxus baccata L. is a native and ancient tree species growing the Hyrcanian forests that have been considered in recent years because of being in the red lists of threated species. The aim of this research was to provide quantitative characteristics of forest stand structure using a set of indicators in the natural habitat of this species. Three one-hectare sampling area were selected to reveal the quantitative characteristics of the yew stands structure. In the study area the 30×30 m gird plot was established. In the intersection point of girds (n=36) the closest beech to the intersection point as reference tree and other three nearest neighbors the to the reference tree was selected and diameter at the breast height, tree height, crown diameter, distance and angle among trees were measured .The set of indices including such mingling, diameter and height differentiation, tree to tree interval distance and Clarke and Evans index were employed to quantification of stand structure. Results showed that the uniform angle index value was 0.64 and Clarke and Evans were around one this means the yew randomly distribute in this forest. The mingling index estimated 0.61 that means English yew tends to mixed with other tree species. According to the diameter and height differentiation, yew stands have slightly heterogeneous diameter distributions, uniform tree height and the stems have an average distance between trees of 2.0-4.0 m. The English yew is a threatened tree species and in its natural habitat tends to be mixed with other species (often with hornbeam), have slightly heterogeneous diameter and height distributions. The reduction of young Yew trees as a result of the mortality of trees in a diameter classes less than 15 cm and the high competition of Yew with other tree species requires more consideration and effort to conservation of this species in the sites.

    Keywords: Clarck, Evans index, English yew, Mingling, Trees height differentiation
  • Alireza Hoseinpour*, Jafar Oladi, Hasan Akbari, Mohammadreza Sarajian Pages 20-28

    The use of lightweight and cheap UAVs to detect the health of forests and identify the tension of planted can be useful to prevent the spread of pests and diseases. In the present research, a lightweight quadcopter drone with a 12-megapixel camera, visible light range was used. This UAV was emploied to detect leaf tension of pure Quercus Castanifolia plantation, pure Acer Velutinum and their mixture in nine sample with 1-3 hectares. Flight at altitudes of 40, 70 and 100 meters was used to determine UAV ability for detecting areas plantations tension. The flight plan was designed in the form of 75% latitude coverage and 80% longitudinal coverage. Supervised classification such as Neural Net, Support Vector Machine (SVM), Maximum Likelihood and Mahalanobis Distance algorithms are used and 25% of samples were used to check the classification accuracy. Visible color saturation image and some vegetation indices such as vegetation index (NGRDI) and (EXG), has great potential for detecting leaf tension in trees and seedlings. The Jeffries-Matusita coefficient ranged from 1.81 to 1.97, and the Transformed Divergence was 1/87 to 1.98, indicating the degree of separation of educational samples. The overall accuracy of Support Vector Machine (SVM) algorithm as best method was 83 to 96.7 percent for all samples and the kappa coefficient was 0.89 to 0.98. The results revealed the high capability of visibility light sensor cameras mounted on a UAV in detecting tree leaf tension. The best flight height is between 70-100 M. Using image enhancement techniques, especially color saturation and vegetation indices, the range of visible light spectrum such as vegetation index (NGRDI) and (EXG) to detect leaf tension increase the effectiveness of these images. Design of an automatic imaging system adapted to the altitude variation of the tree crown is recommender in order to prevent a minimum level of overlapping.

    Keywords: Disease, Plantation, UAV, Vegetation Index
  • Zeinab Pour, Gholi*, Fariborz Iran, Doost, Kiyomars Sefidi, Khosro Sagheb, Talebi, Farshad Keivan, Behjo Pages 29-35

    Forest structure consider the spatial arrangement of trees characteristics such as age, size, species, gender and so on is.This study aimed to investigate the structural diversity of three one-hectare stands in the gap making phase, were studied. For this purpose, three sample plots with a one hectare area were selected in Asalem beech stands which belonged to the structural features of the gap making phase and studied. In each plot 30×30 m network were established. After implementing the network, the quantitative and qualitative features of the two beech trees at the closest distance to the intersection of the network as the references trees number one and two with three neighboring trees belonging to each of the references trees located at the nearest distance, was taken. The distance between the references trees and neighbors, as well as the distance between the neighboring trees, were measured relative to each other, and based on the Pythagorean trigonometric relationships, the angle between the references trees and the neighbors were measured. According to the results of this study, the average of species mingling, diameter differenation, height differenation and neighbor distance is 0.23, 0.43, 0.87 and 4.87 meters, respectively. By using of data from structure of intact stands, not only the current structure of various species can be quantified but also, their evolutionary process as well as the results of the forest management activities can be assessed.

    Keywords: Closest neighbor, Mingling index, Tree dimensions, Quantification of structure, Spatial location
  • Mohammadbagher Mahmoodi, Hamid Jalilvand*, Seyyed Mohammad Hodjati, Yahya Kooch Pages 36-45

    This study was carried out in managed and unmanaged Fagus orientalis L. (beech) stands in the Asalem beech forest in order to compare the composition and diversity of plant species. Three V-shaped catena landforms were selected for each stand. Then, large quadrats, 400 m2 area, with selective method and within each of them, small quadrats, 4 m2 area, were established along each catena and slope position (summit, shoulder, backslope, footslope, topeslope) to study the density and species diversity of trees, composition and species diversity of regeneration and herbaceous species, respectively. Simpson, Margalef and Camargo indices were employed for diversity, richness and evenness analysis. The result showed that beech had the highest crown cover and regeneration density. Slope position analysis showed that significant differences in Simpson diversity and Camargo's evenness indices in trees and Simpson diversity and Margalef richness in herbs. There was no significant difference between indices regarding to regeneration. Dryopteris filix-mass L. and Asperula odorata L. exposed the highest frequency in managed and unmanaged stands, respectively. Considering the dominant form of land in north forest habitats of Iran is catena landform; it is necessary to implement silviculture's plans (protection, restoration, development and utilization) with particular attention to catena management.

    Keywords: Land form, Topography, Regeneration, Species diversity
  • Roya Abedi* Pages 46-53

    Natural regeneration is one of the key aspects of forest sustainability and a tool to decide on restoration programs in forest areas. The purpose of this study was to investigate the quantity of natural regeneration of Acer campestre L. as one of the most important tree species in Arasbaran forests and its relationship with elevation changes and structural characteristics in the natural stands. For this purpose, two habitats in two altitudes (less than 1500 meters and more than 1500 meters above sea level) were identified in the Kaleybarchay watershed of Arasbaran forests. In each elevation, three sample plots (one hectare area) were used to measure the structural characteristics (including density, basal area and canopy cover) by the whole trees inventory. The regenerations were classified in three classes: sapling (height greater than 1.30 m), large seedling (0.30-1.30 m height), and small seedling (height less than 0.30 m) per hectare in 10 circular micro-plots (100 m2) in each one hectare. The results showed that the saplings density was significantly higher (p≤0.05) only in the low elevation. The structural characteristics of the stands showed that only the difference between the basal areas of trees in different elevations was significant. Relationship between structural characteristics and regeneration density showed that there was a significant difference between the basal area and the density of saplings and regeneration density of the large seedling class and the canopy cover was significant. The findings of the present research let to better understand the ecological nature of this species in the early stages of life, will help to decide on environmental constraints for the establishment and continuation of the successful regeneration, and could help to more effective management for conservation and cultivation operations.

    Keywords: Acer campestre L., Arasbaran Forest, Regeneration, Stand structure
  • Shirzad Mohammadnezhad Kiasari*, Khosro Sagheb, Talexi, Kambiz Espahpodi Pages 54-65

    The study was aimed to assess of the Danish and Swiss methods of thinning in 20 years old plantations of Chestnut leaved Oak (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) in terms of quantitative and qualitative characteristics of trees, natural regeneration, plant and soil invertebrate diversity. The study area is located in Neka forests, east of Mazandaran province in the Caspian region. This research was conducted under compeletly randomized block design (CRBD) with three replication and three treatments. Also in each sample plot, 3 microsample plot, each 49 m2 were randomly systematic selected. The quantitative and qualitative parameters of trees were measured in each sample plots by full callipering. In each microsample plot natural regeneration was counted. Also, whole plants were recognized in each microsample plot and their coverage percent were estimated. Moreover, in each microsample plot invertebrates were sampled, using core soil samples (81 cm2 cross section) to the depth of 10 cm. The results of this research has been shown that the tree diameter at breast height, the abundance of quality tree and the number of natural regeneration in the thinned areas was more than the control area. Of course, the positive impact of the Danish method was greater than that of the Swiss method. Also this research has shown the control area created a more favorable situation due to the plant species diversity than the thinning areas. However the positive impact of the Danish method was greater than that of the Swiss method. On the other hand the Swiss thinning area created a more favorable situation due to the soil invertebrates' diversity than the Danish method. Overall this research emphasizes that the thinning operation with moderate intensity in Danish method is better than the Swiss method for forestations.

    Keywords: Diversity, Forestation, Mazandaran, Thinning, Soil invertebrate diversity, Plant species
  • Reza Hossaein Haidari, Azadeh Sohrabi Zadeh, Maziar Haidari* Pages 66-75

    Ecological condition including physiographic factors have impact bon plant species diversity. There for it is necessary to investigate at the ecological condition in other to achieve sustainable development and natural ecosystem conservation. The present study aim is investigate the effect of physiographic factors (altitude and geographic directions) on the biological diversity of plant species in the middle Zagros forests. The investigate was conducted in Research and Education Forest at Razi university located in between the west cities of Kerend Gharb and Sarpole Zahab, in Kermanshah province. The studied area was divided into three elevation class including less than 1000 m, 1000 to 1500 m and more than 1500 m asl. In each class of elevation and direction, respectively 32 and 48 plots of circular shapes of 1000 square meters in random- systematics were taken. In order to study the shrub layer in each circular sample plot, a plot of 25 m2 and a microplate of one square meter to study the herbaceous diversity were taken. The results showed that the highest values of diversity indices for tree, shrub and herbaceous cover in altitudes from (1500-1000) were observed and ANOVA test showed significant different between diversity index in three elevation classes. The results of compare biodiversity index in two main aspect showed that in trees and shrubs layer maximum of diversity index observed in the northern slopes, but for herbaceous layer, maximum of diversity index showed in southern slopes and T-test showed significant different of biodiversity index in two aspect direct.  Overall results showed that the physiographical parameter (Elevation and aspect) are a significant effect on diversity condition.

    Keywords: Biodiversity Indices, Elevation Class, Micro-Plots, Plot
  • Maryam Daghestani*, Ali Idelooii, Behrooz Salehi Pages 76-82

    Wild pistachio forests in terms of the harvesting of various types of products and in terms of energy production and fuel wood are severely exposed to destruction. One of the effective methods for preserving and developing these forests is helping them with artificial regeneration. The purpose of this study was the most appropriate Irrigation, sowing depth and seed cover for seed of Wild pistachio in Kushkan nursery of Zanjan province. For this purpose experimental design in a completely randomized at three different sowing depth treatments including (0-3/99), (4-6.99) and (7-8 cm) and four seed covers including (50% soil + 50% manure) (50% soil + 50% sand), (50% soil + 50% zeolite) and (50% manure + 50% (soil, sand and zeolite)) and two irrigation including with irrigation and without it with six replications designed and collar diameter, plant height, root height, stem length to root, root and shoot dry weight ratio and percent survival was measured. Then, for comparing the mean and the effect of treatments on each mean, the analysis of variance, Duncan test and t-test were used. ANOVA test showed that different treatments of irrigation, sowing depth and seed cover had significant effect on characteristics measured of planting. The best result for seeding Baneh considering the interactions of the studied treatments was at surface depth (0-3/99 cm) with (half manure + half (soil, sand and zeolite)) and with irrigation.

    Keywords: Irrigation, Seed cover, Survival, Sowing depth, Planting Baneh
  • Mirmozaffar Fallahchay*, Sanaz Khoshmanzar Pages 83-90

    One of the important features of plant communities is the spatial pattern of trees. The spatial pattern of the stands determined by measuring and positioning of trees in the stands and inserting them in analytical frameworks. This is because spatial information allows natural resource managers to make and perform better-informed decisions, -. The aim of this study was to assess the spatial pattern of Acer velutinum in two stands, above and below 800 m from see level in Asalem Nav forests, Guilan province. The sampling distance- method was used. In order to gather the required data, characteristics of 88 tress in 30 sample plots (1000 m2) were recorded in two elevation classes in an area of 30  ha (15  ha in each elevation class) with a grid  network of 100 × 100. The number of trees, diameter, height, distance from the nearest tree to the sample plot and distance of the nearest tree to the first tree of maple was measured in each sample plot. To analyze the spatial pattern, the Hopkins index, the variance/average ratio, Morisita dispersion,  Morisita, Johnson, and Zimmer standards were used, which randomized, uniform, maximum uniform (for both Morisita and Morisita standard indexes) and uniform patterns dispersion was observed, respectively. In general, the ability of these indices makes it possible to compare the stands and they can be used as a suitable tool for sustainable management of the northern forests of Iran.

    Keywords: Acer velutinum, Asalem Nav Forests, Spatial Pattern, Sampling Distance Method
  • Mahmoud Bayat*, Seyedeh Kosar Hamidi, Mohammad Hossein Sadeghzadeh Pages 91-99

    Quantifying forest growth and determination of its affective factors are fundamental for forest management. This study examines the effects of biotic and abiotic factors on the diameter increment of oriental beech (Fagus orientalis Lipsky) in a high-elevation forest in northern Iran using permanent sample plots. The aim of this study was identification and quantifying environmental factors such as potential solar radiation in growing season, topographic wetness index in representing soil water distribution seasonal air temperature, topographic wetness index (as indicator of soil water distribution), wind velocity generated from simulation of fluid-flow dynamic models of complex terrains, temperature and humidity and their relation with diameter increment of beech. On the basis of diameter measurements in a 9 year period (2003-2012) a model was used in order to estimate diameter increment. Also, mean of DBH and basal area of beech trees were implemented in model as biotic factors. The results showed that DBH, combination of topographic and soil water index factors and basal area are the most important factors affecting diameter increment of beech trees, respectively. Eventually, the results showed that by using increment models, it is possible to determine the increment of diameter and factors affecting it with high accuracy.

    Keywords: Abiotic, biotic variables, Modelling, Topographic wetness index, Uneven forest
  • Masoud Tabari Kouchaksaraei*, Arash Amini, Seyed Mohsen Hosseini, Hamed Yousefzadeh Pages 100-105

    This research was carried out with the aim of dormancy breakage and seed germination improvement in mature and immature seeds of T. rubra subsp. caucasica form angulata. The seeds were collected from middle altitude (500 a.s.l.) forests of Chamestan, north of Iran. Mature and immature seeds with pericarp were treated as 1) cold stratification (without pretreatment), 2) imbibed with NaOH (30%)+cold stratification. Also, mature and immature seeds without pericarp were treated as 1) imbibed with gibberelic acid (500 mg/l)+cold stratification, 2) imbibed with kinetin acid (1 mg/l)+cold stratification. The examination was performed as completely randomized design with three replications. The highest amount of seed germination belonged to mature seeds without pericarp-imbibed with pretreatments of acid (giberelic or kinetin) and also immature seeds with pericarp-without pretreatment. The highest germination speed allocated to immature seeds with pericarp-without pretreatment, and the maximum mean germination time to mature seeds without pericarp-imbibed with giberelic acid. The results of this research showed that for optimizing seed germination of this species with above mentioned provenance, the best conditions for seed germination is, immature seeds with pericarp, subjected to cold stratification (without any pretreatment).

    Keywords: Germination speed, Giberelic acid, Kinetin acid, Linden