فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصت و سوم شماره 1 (پیاپی 168، فروردین و اردیبهشت 1399)
  • سال شصت و سوم شماره 1 (پیاپی 168، فروردین و اردیبهشت 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • بررسی اثربخشی الگوی مشاوره ای پیشگیری از طلاق بر رضایت زناشویی در ازدواج های زود هنگام
    حامد حیدری، سید علی کیمیایی*، غلامرضا خویی‌نژاد، علی مشهدی صفحه 1
    مقدمه

    با توجه به اینکه عدم آگاهی نسبت به ازدواج و نداشتن اطلاعات کافی منجر به جدایی زوجین می گردد؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی اثربخشی الگوی مشاوره ای پیشگیری از طلاق بر رضایت زناشویی در ازدواج های زود هنگام بود.

    روش کار

    روش تحقیق نیمه تجربی و طرح تحقیق پیش آزمون، پس آزمون با گروه های کنترل و تجربی بود. جامعه آماری پژوهش را متقاضیان طلاق مراجعه کننده به دادگستری مشهد تشکیل دادند. روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس با توجه به معیارهای ورود و خروج از جمله سن زیر 18 سال بود. نمونه آماری تحقیق 30 نفر بودند که به صورت تصادفی ساده به دو گروه 15 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای تحقیق را پرسشنامه رضایت زناشویی و پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات جمعیت شناختی تشکیل دادند. جهت تجزیه تحلیل داده ها در بخش امار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در بخش آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. سطخ معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. از نرم افزار SPSS نسخه 24 جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

    نتایج

    یافته های تحقیق  نشان داد که تاثیر پیش آزمون بر پس آزمون معنادار است (05/0≥p، 75/92=F) همچنین، پس از حذف اثرات پیش آزمون، تفاوت های ناشی از عضویت گروهی نیز معنادار است (05/0≥p، 83/60=F). با توجه به اینکه میزان تاثیر عمل آزمایشی 62/0 می باشد  بین گروه کنترل و آزمایشی تغییر معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    بهره مندی زوجین از «مشاوره قبل از ازدواج» و «مشاوره قبل از طلاق» می تواند نقش مهمی در موفقیت ازدواج داشته باشد. بعبارتی الگوی مشاوره ای قبل از طلاق می تواند رضایت زناشویی زوجین را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: مشاوره قبل از طلاق، ازدواج زودهنگام، رضایت زناشویی
  • میترا حیدرپور، آذر نعیمی، مهدیس بطلانی* صفحات 1945-1950
    مقدمه

    سرطان پستان شایع‎ترین سرطان در بین زنان به شمار می‎رود، امروزه مطالعات مختلفی به بررسی ارجحیت دو روش Hematoxylin and eosin (H&E) و Immunohistochemistry (IHC) در بررسی بیوپسی های پستان پرداخته‎اند، اما همواره تفاوت نظر بین مطالعات در این مورد وجود دارد. بنابراین در این مطالعه به بررسی مقایسه‎ای دو روش رنگ آمیزی (H & E ) و رنگ آمیزی IHC در افتراق انواع ضایعات پرولیفراتیو و نیوپلاستیک درجا  در بیوپسی‎های پستان بر اساس ضریب توافق مشاهده‎گر پرداختیم.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی، 81 نمونه بیوپسی پستان از بیماران مبتلا به انواع ضایعات پرولیفراتیو و نیوپلاستیک درجای پستان از بین بیماران مراجعه کننده به بیمارستان‎های الزهرا، سید الشهدا و کاشانی اصفهان در طی یک دوره‎ی 5 ساله از سال 1393 تا 1397 انجام گرفت. نمونه‎ها با استفاده از رنگ آمیزی H&E و رنگ آمیزی IHC توسط دو پاتولوژیست مشاهده گردید و میزان توافق آنها با استفاده از ضریب کاپا بررسی شد.

    نتایج

    براساس آزمون کاپا توافق بین  دو پاتولوژیست در مورد دو رنگ آمیزی H&E (001/0 >p ، 82/0= kappa) و رنگ آمیزی IHC  (001/0>p ، 95/0= kappa) معنی دار مستقیم بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به این که میزان توافق بین دو پاتولوژیست در روش رنگ آمیزی  IHC بیشتر از رنگ آمیزی H&E است، به نظر می‎رسد روش رنگ آمیزی IHC از کارایی مطلوب‎تری در بررسی ضایعات پرولیفراتیک و نیوپلاستیک پستان برخوردار باشد.

    کلیدواژگان: روش رنگ آمیزی هماتوکسیلین_ائوزین و رنگ آمیزی ایمنوهیستو شیمی
  • جنید بیگدلی، عبدالرضا نوروزی*، طناز جامع الاحمدی صفحات 2081-2087
    مقدمه

    سوء تغذیه یکی از مشکلات عمده در بیماران بستری در بخش مراقبت‎های ویژه است. تغذیه بیماران در بیمارستان‎ها غالبا از طریق محلول تهیه شده در آشپزخانه بیمارستان‎ها انجام می‎شود. از این ‌رو مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان ارزش غذایی موجود در گاواژهای بیمارستان‌های مشهد انجام شد تا دید روشن‌تری برای اتخاذ بهترین نوع تغذیه به‌ منظور فراهم شدن نیازهای تغذیه‌های بیماران بستری فراهم شود.

    روش کار

     در این مطالعه مقطعی- توصیفی محتویات دستورالعمل پخت بیمارستان ها با نرم افزار Nut4 مورد آنالیز قرار گرفت و میزان ارزش غذایی موجود با میزان استاندارد RDI برطبق 2000 کیلو کالری مورد نیاز روزانه برای فرد مورد مقایسه قرار گرفت. تجریه تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون تی  (p < 05/0) صورت گرفت.

    نتایج

    میانگین کالری، درشت مغذی‎ها و ریز مغذی‎ها در مقایسه با استاندارد RDI به طور معناداری کمتر بوده است. میانگین ویتامین‎های، ویتامین B12، ویتامین E و ویتامین D کمتر از مقدار استاندارد RDI بودند اما ویتامین A، اسید فولیک، ویتامین C و ویتامین K در حد مطلوب بوده است. میزان آهن، کلسیم، روی، مس به صورت معنی دار بود. هر چند مقادیر منگنز و کروم تفاوت معنی داری نداشت. بحث: محلول گاواژ تهیه شده در بیمارستان ها برای تامین نیاز های بیماران ناکافی بوده است. با توجه به استفاده بالای بیمارستان های کشور ما از گاواژهای دستی لازم است این دستور پخت‎ها به گونه طراحی شوند که از ارزش غذایی قابل قبولی برخوردار باشند.

    کلیدواژگان: سوء تغذیه_تغذیه روده‎ای_تغذیه لوله بینی – معده‎ای_ارزش غذایی
  • نیلوفر رضایی، شهلا شاهسوندی*، محمدرضا سمیعی صفحات 2088-2097
    مقدمه

    سویه های جهش یافته مقاوم به آنالوگ های نوکلیوزیدی/نوکلیوتیدی ویروس هپاتیت B (HBV) در نتیجه طولانی شدن زمان مصرف و بروز پلی‎مرفیسم تک نوکلیوتیدی (SNP) و جهش های گریز پدیدار می شوند. هدف از مطالعه حاضر، شناسایی فشارهای انتخابی و جهش فرار ایمنی در ژن HBsAg (S) در بیماران مبتلا به HBV مزمن است.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی که در سال 1397 در شهر کرج انجام شد، پنجاه بیمار مبتلا به هپاتیت B مزمن در دو گروه تحت درمان و بدون درمان دسته بندی شدند. تعداد کپی های DNA ویروس هر بیمار با real time PCR برآورد شده و توالی ژن S تعیین شد. اثر هر SNP بر پایداری پروتیین S با I-mutant  و برآورد میزان انرژی آزاد DDG پیش بینی شد.

    نتایج

    کمترین میزان بار ویروس و بیشترین آن به ترتیب 101 × 1/1 و ml/108 × 3/4 کپی برآورد شد. بیشترین تعداد جهش منجر به تغییر شامل Q101R، T115N، S143L، و Q129P در یک فرد با سابقه مصرف دارو تعیین شد. در یک بیمار بدون درمان، جهش های M133T و L175S مشاهده شد. جهش Q129P، S174N و Y134C نیز در افراد دیگر با سابقه درمان مشاهده شد. از مجموع 8 تغییر اسید آمینه، L175S با DDG برابر با Kcal/mol 87/1- بیشترین اثر کاهشی را بر پایداری پروتیین S داشت.

    نتیجه گیری

    براساس این داده‎ها، بین SNP ژن S ویروس و پیدایش جهش گریز ارتباط وجود دارد. یافته های بررسی های جهش‌های گریز می‎تواند بر بهبود درمان و ایمن سازی علیه عفونت مزمن هپاتیت B اثر گذار باشد.

    کلیدواژگان: عفونت مزمن هپاتیت B، جهش گریز، ژن S، پلی مرفیسم تک نوکلئوتیدی
  • الهام محمودی، زهرا بدیعی، حسن متقی مقدم شهری، الهام پوررحیم، محمدهادی صادقیان، محمدرضا کرامتی* صفحات 2098-2107
    مقدمه

    بتا تالاسمی‎ ماژور  نوعی اختلال اتوزومال مغلوب است که با اریتروپویز غیر موثر شناخته می‎شود. تزریق مداوم و ناتوانی بدن در  حذف آهن در بدن منجر به اضافه بار آهن شده که  باعث ایجاد صدمه به بافت قلب می‎شود. یکی از مسیرهای تنظیمی‎بیماریهای قلبی با واسطه تجمع آهن، مسیر Osteoprotegrin/RANK(Receptor Activator of Nuclear Factor k_B / RANKL  Receptor Activator of Nuclear Factor Ligandمی‎باشد.گیرنده فاکتور هسته‎ایی کاپا_B (RANKL)/ لیگاند فعال کننده فاکتور هسته ایی کاپا_B (RANK) و استیوپروتگرین OPG هستند. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی‎RANKL و ارتباط آن با  هیپرتروفی بطن چپ (LVH) و اختلال عملکرد دیاستولیک  وکسر جهشی وفشار خون ریوی و  شاخص  MRIT*2 در بیماران تالاسمی‎ماژور می‎باشد.

    روش کار

    این پژوهش در سال 1396 به روش توصیفی روی 82 بیمار مبتلا به تالاسمی‎ماژور  کیلینک سرور مشهد انجام شد.تمام بیماران، مورد بررسی کامل و غیر تهاجمی (اکوکاردیوگرافی کامل 2 بعدی و داپلر M-Mode رنگی و MRIT*2 ) قرار گرفتند. برای اندازه گیری سطح سرمی ‎RANKL  از تکنیک الایزا استفاده شد.جهت تجزیه و تحلیل آماری از spss 20 استفاده شد.

    نتایج

    از مجموع 82 بیمار 36 زن و 46 مرد بودند.میانگین سنی بیماران 83/6±69/23 سال بود. هایپرتروفی بطن چپ و اختلال عملکرد دیاستولیک به ترتیب در 24 بیمار (30/29%) و 23 نفر (28%) وجود داشت. ارتباط معناداری بین سرم RANKL با هایپرتروفی بطن چپ ، اختلال عملکرد دیاستولیک ،کسر جهشی ،فشار خون ریوی ، شاخص  MRIT*2 وجود نداشت (05/0 <p) .

    نتیجه‌گیری

    یافته‎های پژوهشی نشان داد که بین سطح RANKLسرم با شدت درگیری قلب هایپرتروفی بطن چپ، نقص عملکرد دیاستولیک،کسر جهشی ،فشار خون ریوی، شاخص   MRIT*2 ارتباط معنا داری وجود ندارد که این یافته پژوهش‎های بیشتری را در این مورد فرا میخواند.

    کلیدواژگان: بتا تالاسمی ‎ماژور، RANKL، اکوکاردیوگرافی، MRIT*2
  • حسین فیروزی، سمانه حبیبی، آذین کردی، پاتریک هنرچیان مسیحی، نعمت الله آهنگر* صفحات 2108-2120
    مقدمه

    زردی نوزادی به علت افزایش بیلی روبین در 50 درصد نوزادان ترم و 80 درصد نوزادان پره ترم دیده    می شود. باتوجه به عوارض خطرناک این بیماری، ارجاع به موقع نوزاد در موثر بودن تشخیص و درمان به موقع وپیشگیری از  عوارض زردی نوزادان که وابسته به آگاهی و نگرش مناسب مادران در این زمینه است، بسیار مهم است. لذا این مطالعه با هدف  بررسی آگاهی و نگرش مادران نوزادان  تازه متولد شده مبتلا به زردی در شهرستان تنکابن انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مشاهده ای بر روی 365 نفر از مادران تازه زایمان کرده و بستری شده در بیمارستان شهید رجایی تنکابن در فاصله زمانی پاییز 1395 تا بهار 1396 انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای مشتمل بر  متغیر های زمینه ای آگاهی و نگرش بود. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون کای مربع و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفت.

    نتایج

    در پاسخ به سوالات مربوط به آگاهی در خصوص زردی نوزادی، آگاهی مادران از علایم زردی نوزادی، بیشترین و آگاهی از علل بروز زردی در نوزاد، کمترین پاسخ صحیح را داشتند. از میان مادران، 36/78 درصد دارای آگاهی متوسط یا کمتر و 93/4 درصد نگرش کمتر از متوسط بودند. همچنین رابطه معناداری میان افزایش سن، سطح اجتماعی-اقتصادی و تحصیلات مادر، با آگاهی در مورد زردی نوزاد وجود داشت.

    نتیجه گیری

     یافته ها بیانگر ضرورت آموزش مادران در مورد زردی نوزادی، ایجاد زمینه برای تحصیل و ارتقای سطح و  شیوه زندگی آنها می باشند.

    کلیدواژگان: زردی نوزادی، آگاهی، نگرش
  • حمیدرضا طاهری، الهه تیموری*، علیرضا صابری کاخکی صفحات 2121-2129
    مقدمه

    مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) یک بیماری مزمن، خود ایمنی التهابی دستگاه عصبی مرکزی است.مخچه یکی از مناطقی است که در این بیماری تحت تاثیر قرار می گیرد.اختلال در مخچه منجر به آتاکسی،عدم تعادل، افزایش خطر سقوط میشود.تحریک مغز از ورای جمجمه استفاده از جریان الکتریکی ضعیف ( 2-1 میلی آمپر) است که موجب تعدیل فعالیت نورونها در مغز میشود. بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر تاثیر تحریک آندی مخچه بر خطر سقوط و سرعت راه رفتن بیماران  ام اس  بود.

    روش کار

    نمونه های مطالعه حاضر 20 زن مبتلا به ام‌اس 30 تا 40 سال تشکیل دادند. بیماران به دوگروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.تحریک واقعی (گروه آزمایش) و تحریک ساختگی (گروه کنترل) را 5 روز متوالی همراه با تمرینات تعادلی به مدت 20 دقیقه با شدت جریان 2 میلی آمپر در ناحیه مخچه دریافت کردند.برای ارزیابی خطر سقوط از آزمون خطر سقوط دستگاه بایودکس و برای ارزیابی سرعت راه رفتن از آزمون برخاستن و رفتن استفاده شد.ارزیابی ها قبل، بعد و یکماه بعد از مداخله انجام گردید.

    نتایج

    از آزمون تحلیل واریانس با  اندازه‌های تکراری برای بررسی تغییرات درون و بین گروهی استفاده گردید.سطح معنی‌داری در تمامی آزمون های آماری 05/0 در نظر گرفته شد.نتایج،بهبود نمرات در شاخص خطر سقوط و آزمون برخاستن و رفتن را در گروه آزمایش نشان می‌دهد.

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق حاضر نشان می‌دهد احتمالا تحریک آندی مخچه بتواند موجب بهبود خطر سقوط و سرعت راه رفتن در بیماران ام‌اس شود اما برای قطعیت بیشتر در این خصوص،نیاز به تحقیقات بیشتری در آینده است.

    کلیدواژگان: تحریک فراجمجمه‌ای، مخچه، خطر سقوط، مولتیپل اسکلروزیس
  • علی اکبر خازن، میرحجت موسوی نژاد* صفحات 2130-2137
    مقدمه

    با توجه به اثرات گسترده بیماری پرفشاری خون بر فاکتورهای سلامتی و تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد مبتلا و از آن جایی که اثرات سودمند فعالیت بدنی و ورزش بر سیستم های فیزیولوژیک بدن از جمله سیستم قلبی - عروقی به اثبات رسیده است، لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فعالیت بدنی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.

    روش‌ کار

    جامعه آماری تحقیق را کلیه بیماران مبتلا به پرفشاری خون، مراجعه کننده به بخش های قلب و عروق بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تبریز در زمستان 1397 تشکیل می دهد که از بین این بیماران، 140 نفر(70 بیمار فعال مبتلا به پرفشاری خون و 70 بیمار غیرفعال مبتلا به پرفشاری خون) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. معیار ورود نمونه در پژوهش، تشخیص قطعی ابتلا به بیماری پرفشاری خون توسط پزشک متخصص که حداقل یکسال از تشخیص بیماری آن ها گذشته باشد. افرادی که حداقل دو جلسه در هفته و هر جلسه حداقل 45 دقیقه فعالیت جسمانی منظم داشتند، به عنوان افراد داری فعالیت بدنی و فعال انتخاب شدند.برای گردآوری اطلاعات از  پرسشنامه های جمعیت شناختی و کیفیت زندگی وار و شربون (1992) استفاده شد.

    نتایج

    نتایج آزمون t مستقل نشان داد، تفاوت معنی داری بین میانگین کیفیت زندگی افراد فعال مبتلا به پرفشاری خون و افراد غیرفعال مبتلا به پرفشاری خون، به نفع گروه فعال وجود دارد (05/0 <p).

    نتیجه‌گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر که نشان دهنده اثرگذاری فعالیت بدنی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون می باشد، می توان بیان کرد، تمرین جسمانی و ورزشی می تواند به عنوان یک روش درمانی موثر برای ارتقاء سلامتی و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به پرفشاری خون مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، کیفیت زندگی، فعالیت بدنی
  • مهران حصارکی، سیده مهتاب میراستوار مقدم*، سلیمان سروانی صفحات 2138-2148
    مقدمه

    بیماری غشاء هیالین [1] (HMD) از شایع‌ترین بیماری‌های تنفسی در نوزادان نارس است. علت اصلی بیماری کمبود سورفکتانت بوده و علایم بالینی آن شامل تاکی پنه، دیسترس تنفسی، سیانوز، گرانتینگ و افزایش نیاز به اکسیژن است. به طور کلی دو روش برای تجویز سورفکتانت وجود دارد، 1-پروفیلاکتیک 2- درمانی (Rescue). هدف مطالعه حاضر تاثیر تست تکانه آسپیراسیون معده در پیشگویی نیاز به سورفکتانت در نوزادان است.

    روش کار

    مطالعه حاضر به صورت توصیفی تحلیلی بوده که در آن کلیه نوزادان تازه متولد شده با سن حاملگی کمتر یا مساوی 34 هفته که دیسترس تنفسی داشتند و علایم بالینی بیماری غشا هیالین مانند گرانتیک، سیانوز، رتراکشن بین دنده ای و زیر دنده ای داشته اند مورد مطالعه قرار گرفتند و علل غیر از موارد ذکر شده جزء معیار خروج بوده و از مطالعه خارج شدند. روش نمونه گیری به کار رفته آسان بوده و اطلاعات از طریق مصاحبه ،بررسی اسناد جمع آوری گردید. سپس دادها وارد نرم افزار SPSS v21 شد و به منظور تجزیه تحلیل داده ها و از آمارهای توصیفی و آزمون رگرسیون برای تعیین نسبت شانس استفاده شد.

    نتایج

    در مطالعه حاضر 91 نوزاد شرکت داشتند که 62 (68.1%) نوزاد پسر و 29 (31.9%) نوزاد دختر بوده اند. میانگین وزنی نوزادان در هنگام تولد 593±1662 گرم و میانگین سنی آن‌ها 2.5±31.7 هفته بود. میزان زایمان های طبیعی و سزارین صورت گرفته در این مطالعه به ترتیب 35 (38.5%) و 56 (61.5%) است. در این مطالعه دیابت، فشارخون، اعتیاد، تجویز کوتیکواسترویید و جنسیت رابطه معنی‌داری با بیماری غشاءهیالین داشتند (P<0.05). برطبق مطالعه حاضر نوع زایمان صورت گرفته با بیماری غشاء هیالین رابطه معنی‌داری نداشت (P>0.05).

    بحث و نتیجه‌گیری

    مطالعه ما نشان داد که فرزندان مادران مبتلا به فشارخون، اعتیاد و دیابت کمتر از سایرین به بیماری غشاءهیالین مبتلا شده و نیاز به تجویز سورفکتانت می باشند. همچنین تجویز داروهای کورتیکواستروییدی به مادران نیز با بروز بیماری غشاء هیالین ارتباط دارد.

    کلیدواژگان: بیماری غشا هیالین، آزمایش تکان آسپیره ترشحات معده، سورفاکتانت، نوزاد نارس
  • رضوان محاب، فرح نادری*، پروین احتشام زاده، فریبا حافظی، حسین ابراهیمی مقدم صفحات 2149-2164
    مقدمه

    اختلال وسواس-جبری [1] یک بیماری عصب روان شناختی مزمن و مقاوم به درمان است که اغلب در دوران کودکی ایجاد شده و در بلند مدت منجر به مشکلات قابل ملاحظه در زندگی فرد می‌شود هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری بر باورهای وسواسی و افسردگی در افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری شهر تهران بود.

    روش کار

    از جامعه آماری مذکور بر اساس نمونه‌گیری غیر تصادفی ودر دسترس 30 نفر انتخاب وبه صورت تصادفی  به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. هر گروه 10 نفر بودند. طرح پژوهش نیمه  تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان در پژوهش به پرسشنامه باورهای وسواسی (2011) و افسردگی بک (1972) پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس یک متغیری (آنکوا) و تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا) استفاده شد.

    نتایج

    یافته‌ها نشان داد که هر دو درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری، به‌صورت جداگانه باعث کاهش باورهای وسواسی و افسردگی در افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری شده‌اند.

    نتیجه گیری

    از بین دو درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری، درمان شناختی-رفتاری در کاهش باورهای وسواسی موثرتر از تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه بوده است. ولی در کاهش افسردگی درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه موثرتر بوده است.

    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مغز، درمان شناختی-رفتاری، باورهای وسواسی، افسردگی
  • سارا کریمی، پرویز عسگری*، علیرضا حیدرئی صفحات 2165-2175
    مقدمه

    هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر بخشی مداخله تعامل همه جانبه بر رفتارهای قالبی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم است.

    روش کار

    این پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل و مرحله پیش آزمون و پس آزمون می باشد. جامعه این پژوهش شامل کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم است که به وسیله نمونه گیری دردسترس از میان مراکز اوتیسم شهر اهواز مرکز نهال انتخاب و تعداد 11 کودک در گروه آزمایش و 11 نفر نیز در گروه کنترل گماشته شدند. از مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارس) جهت اندازه گیری متغیرهای پژوهش استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از روش های آماری توصیفی  شامل میانگین و انحراف معیار و به منظور بررسی اثر بخشی مداخله از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد.

    نتایج

    میانگین و انحراف معیار رفتارهای قالبی برای گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون به ترتیب (88/6+-81/28) و (17/9+-36/24) و این مقادیر در مرحله پس آزمون برای گروه آزمایش و کنترل به ترتیب (14/5+-9/17) و (13/10+-72/23) می باشد و در مرحله پیگیری این میزان برای گروه آزمایش و کنترل به ترتیب  برابر با  (23/5+-63/19) و (35/9+-81/23)  . نتایج تجزیه تحلیل کواریانس یک راهه نشان داد روش تعامل همه جانبه بر رفتارهای قالبی معنی دار بود (001/0>P). 

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها روش تعامل همه جانبه بر رفتارهای قالبی موثر است. روش تعامل همه جانبه می تواند از طریق اثر گذاری بر مشوق های بافتی و محیطی باعث کاهش رفتارهای قالبی کودکان طیف اوتیسم شود.

    کلیدواژگان: اوتیسم، مداخله مبتنی بر تعامل همه جانبه، رفتارهای قالبی
  • الله یار عرب مومنی* صفحات 2176-2186
    مقدمه

    ورزشکاران همواره از روش‌های تمرینی و مهارت‌های روانشناختی گوناگونی جهت دستیابی به حداکثر پتانسیل‌های ورزشی خویش استفاده می‌کنند. خودگفتاری انگیزشی یکی از شیوه‌هایی است که ورزشکاران از آن برای عملکرد مطلوب و بهینه استفاده می‌کنند. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر خودگفتاری انگیزشی بر عزت‌نفس و اضطراب رقابتی شناگران نخبه زن شهر اصفهان بود.

    روش‌کار

    این تحقیق نیمه تجربی به‌صورت پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه شناگران نخبه زن بزرگ سال شهر اصفهان بود که با استفاده از شیوه نمونه‌گیری سیستماتیک تعداد 40 نفر انتخاب و به دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش، به مدت 8 هفته، هر هفته سه جلسه برنامه خودگفتاری انگیزشی (تیودوراکیس،2000) را اجرا نمود، ولی در این مدت گروه گواه هیچ‌گونه مداخله روانشناختی دریافت نکرد. آزمودنی‌های هر دو گروه در ابتدا و انتهای پژوهش بوسیله‌ی پرسش‌نامه‌های استاندارد عزت‌ نفس روزنبرگ (1965) و اضطراب رقابتی ورزشی (SCAT) مورد آزمون قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل کوواریانس، کواریانس چند متغیری و تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند.

    نتایج

    نتایج پژوهش نشان داد که عامل خودگفتاری انگیزشی بر میزان متغیرهای عزت نفس و اضطراب رقابتی در شناگران نخبه تاثیر معناداری دارد (05/0<p)، اما بین میزان تاثیر خودگفتاری انگیزشی بر این متغیرها در شناگران نخبه تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0>p).

    نتیجه‌گیری

    خودگفتاری انگیزشی باعث بهبود متغیرهای عزت نفس و اضطراب رقابتی می‌شود، لذا پیشنهاد می‌شود، مربیان و ورزشکاران از این روش برای پیشرفت و بهبود عملکرد ورزشی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: خودگفتاری انگیزشی، عزت نفس، اضطراب رقابتی، شناگر
  • زهرا ژیلا درخشانپور*، سید عبدالمجید بحرینیان، سیده محبوبه خاکپورشمس آبادی، فائزه بحری صفحات 2187-2196
    مقدمه

    اختلال ملال پیش از قاعدگی مجموعه ای از علایم تکرار شونده ی فیزیکی، روانی و رفتاری است که در انتهای چرخه ی قاعدگی رخ می دهد و با شروع قاعدگی برطرف می شود و موجب اختلال در عملکرد فرد می گردد . روش های درمانی متعدد بر روی آن موثر بوده است. با توجه به این که نحوه ی افکار، احساسات و هیجانات در رشد یا کاهش علایم این اختلال تاثیر می گذارد؛  هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان درمانی بر کاهش شدت علایم اختلال ملال پیش از قاعدگی است.

    روش کار

    روش پژوهش از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل 28 نفر (14 نفر آزمایش و 14 نفر گروه کنترل) از بیماران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی بود که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به ابزار پژوهش که عبارت بود از فرم ثبت وضعیت روزانه ی علایم پیش از قاعدگی (DRSP)  پاسخ دادند. طی 8 جلسه، هر جلسه به مدت 90 دقیقه، روان درمانی با رویکرد شناختی رفتاری برای گروه آزمایش انجام پذیرفت و گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت ننمودند. جهت تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از نرم افزار آماری SPSS (21) و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از داده‌ها نشان داد روان درمانی با رویکرد درمان شناختی رفتاری باعث کاهش معنی دار علایم اضطرابی، افسردگی و علایم هیجانی اختلال ملال پیش از قاعدگی  افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0<p).

    کلیدواژگان: روان درمانی بر کاهش شدت علائم اختلال ملال پیش از قاعدگی موثر است
  • احمد رستگاریان، نفیسه اسماعیل پور، شهره جوادپور، سید ابراهیم صادقی، نوید کلانی، عبدالعلی سپیدکار، محمدحسن دم شناس* صفحات 2209-2218
    مقدمه

    اضطراب یک وضعیت ناراحت کننده ذهنی یا احساس درماندگی مربوط به موقعیتی تهدید کننده یا پیش بینی تهدید ناشناخته نسبت به خود یا اطرافیان می باشد و شایعترین احساسی است که همه انسان ها آن را تجربه می کنند. این مطالعه با هدف بررسی اضطراب قبل از عمل جراحی در بیماران بستری بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 1397 صورت گرفت.

    روش کار

    این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی است که 209 نفر از بیماران بستری در بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 97 وارد مطالعه شدند. ابزار گرداوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و اضطراب اشپیلبرگ بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی صورت گرفت.

    نتایج

    میانگین اضطراب صفت 75/7±96/44 و میانگین اضطراب حالت 17/8±54/44 بود. بین اضطراب قبل از عمل با سن و وضعیت تاهل افراد رابطه معناداری وجود دارد. بین میانگین اضطراب صفت و حالت زنان و مردان تفاوت معنی داری مشاهده نشد (391/.,P= 492 P). اما بین میانگین اضطراب صفت و حالت افراد مجرد و متاهل تفاوت معنی داری مشاهده گردید (006/.,P= 024/. P).

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که اضطراب قبل از عمل در زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد ولی در افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل می باشد. بنابراین پیشنهاد می گردد با به کارگیری روش های متنوع جهت آموزش بیماران و مشخص کردن برنامه مدون آموزشی در جهت رفع عوامل موثر بر اضطراب اقدام گردد.

    کلیدواژگان: اضطراب، عمل جراحی، بیماران بستری
  • احسان رفیعی منش، فروه وکیلیان، لیدا جراحی، گلنوش قوشچی* صفحات 2219-2229
    مقدمه

     بی تحرکی یک ریسک فاکتور مهم برای بیماریهای ایسکمیک قلبی است. این مطالعه جهت ارزیابی ارتباط بین فعالیت فیزیکی شغلی و غیر شغلی با سندرم حاد کروناری و عوامل خطر بروز آن در بیماران پذیرش شده در یک مرکز اورژانس قلب انجام شد.

    روش کار

     227 بیمار مرد مبتلا به سندرم حاد کروناری در یک بیمارستان دانشگاهی بصورت تصادفی انتخاب شدند. یک پرسشنامه شامل اطلاعات فردی، پزشکی و شغلی مورد استفاده قرار گرفت. فعالیت فیزیکی شغلی، ورزشی و اوقات فراغت بوسیله پرسشنامه فعالیت فیزیکی بک مورد ارزیابی قرار گرفت. جمعیت مورد مطالعه بر اساس اندکسهای فعالیت فیزیکی شغلی، ورزشی و اوقات فراغت در پرسشنامه بک به سه گروه با فعالیت فیزیکی کم، متوسط و زیاد تقسیم شدند.

    نتایج

     شیوع عوامل خطر بیماریهای قلبی شامل هیپرتاسیون، دیس لیپیدمی، دیابت، چاقی و استعمال دخانیات در جمعیت مورد مطالعه به ترتیب 32، 18.5، 19، 11 و 34.4 درصد بود. از میان عوامل خطر فقط دیابت و اضافه وزن با فعالیت فیزیکی شغلی و دیس لیپیدمی با فعالیت فیزیکی شغلی و ورزشی رابطه معنی داری نشان دادند، در حالیکه رابطه سایر عوامل خطر قلبی با فعالیت فیزیکی معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد اغلب مبتلایان به سندرم حاد کروناری، فعالیت فیزیکی شغلی و غیر شغلی در حد کم و متوسط داشتند. اگرچه یک ارتباط معنی دار آماری بین میزان فعالیت فیزیکی شغلی و نوع سندرم حاد کروناری پیدا نشد اما فعالیت فیزیکی ورزشی و اوقات فراغت می تواند با کاهش شیوع عوامل خطر آن بخصوص دیابت و دیس لیپیدمی در پیشگیری از بیماری ایسکمیک قلبی موثر باشد.

    کلیدواژگان: فعالیت فیزیکی شغلی، فعالیت فیزیکی اوقات فراغت، فعالیت فیزیکی ورزشی، عوامل خطر بیماریهای قلبی عروقی، سندرم حاد کروناری
  • رضا صحرایی، فاطمه افتخاریان، محمدحسن دم شناس، نوید کلانی، احمد رستگاریان* صفحات 2230-2237
    مقدمه

    تهوع و استفراغ یکی از شایع‎ترین عوارض بیهوشی می‎باشد که می‎تواند باعث نارضایتی در بیماران شود. امروزه عمل جراحی پرکوتانیوس نفرولیتوتومی یکی از  کم تهاجم‎ترین روش‎های جراحی است که می توان با کاهش عوارض بعد از عمل این روش را بهینه‎تر کرد. بنابراین مطالعه حاضر  با هدف بررسی وضعیت سوپاین و پرون بر میزان تهوع و استفراغ پس از عمل انجام شده است.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 200 بیمار در 4 گروه (50 نفری:A  3سی سی مارکایین 5/0% نخاعی در حالت سوپاین، گروه B:  2سی سی مارکایین 5/0% نخاعی + 20 میکروگرم فنتانیل در حالت سوپاین، گروه C: 3سی سی مارکایین 5/0% نخاعی در حالت پرون، گروه D: 2سی سی مارکایین 5/0% نخاعی + 20 میکروگرم فنتانیل در حالت پرون  انجام شد. میزان تهوع و استفراغ در ریکاوری و 6 ساعت بعد از عمل، میزان ضربان قلب و فشارخون بیماران قبل و بعد از انجام بی حسی اسپاینال، دقایق 10 و 15 حین عمل، در ریکاوری و پس از خروج از ریکاوری مورد سنجش قرار گرفت.

    نتایج

    بیشترین میزان تهوع و استفراغ در ریکاوری به ترتیب در گروه های A (44%) C (28%)،D (14%) و B (12%) بود. بین دو روش سوپاین و پرون پوزیشن با دوزهای متفاوت مارکایین از لحاظ تهوع و استفراغ در ریکاوری، تفاوت معنی‌دار وجود نداشت (05/0>p). بین دو روش سوپاین و پرون پوزیشن با دوزهای متفاوت مارکایین از لحاظ استفاده از مخدر حین عمل و بعد از عمل تفاوت معنی‌دار وجود نداشت (05/0>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گرفت که بیشترین میزان تهوع و استفراغ در حین انتقال به ریکاوری بوده و بیشترین خطر مربوط به پوزیشن سوپاین است؛ اگرچه در سایر موارد بین تهوع و استفراغ و سایر متغیرها رابطه معنی داری مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: تهوع، استفراغ، سوپاین، پرون، نفرولیتوتریپسی
  • سارا محمدی، ملوک خادمی اشکذری* صفحات 2238-2245
    مقدمه

    هدف از این پژوهش، نشان دادن سودمندی یک دوره ی آموزشی طراحی شده برای کاهش وزن و سلامتی در راستای بالابردن سطح آگاهی و دانش تغذیه ای، نیز بالا بردن انگیزه ی افراد برای داشتن وزن مناسب افراد و همچنین تغییر نگرش افراد نسبت به مصرف موادغذایی که همگی به زندگی سالم و با کیفیت منتهی می شود، می باشد.

    روش کار

    این پژوهش درمنطقه ی دو تهران انجام شده است. شرکت کنندگان دراین پژوهش 20 نفر بودند و به روش تصادفی گزینش شدند. دراین پژوهش روش داده گیری وسنجش پرسش بوده است که در آن، یک گروه داده بخش (نمونه) 2بار به صورت پیش آزمون و پس آزمون با ابزار (پرسشنامه های انگیزه ی کاهش وزن و آگاهی تغذیه ای و نگرش) پژوهنده ساخته، سنجش شده اند. دوره ی آموزش با رویکرد سازاگرایی شامل 6 جلسه آموزش بوده است. برای پاسخ به چهار پرسش این پژوهش، آزمون آماری جهت مقایسه ی پیش آزمون و پس آزمون نمرات با سطح مقیاس فاصله ای و نسبتی از آزمون تی زوجی (همبسته) و جهت مقایسه ی پیش آزمون- پس آزمون اطلاعات با سطح دقت اسمی دو مقوله ای از آزمون بی پارامتری مک نمار استفاده شد.

    نتایج

    یافته های پژوهش حاکی از آن است که روش آموزشی طراحی شده در ارتقاء سطح آگاهی تغذیه ای، انگیزه ی کاهش وزن وعملکرد افراد موثر است ولی نگرش افراد نسبت به مصرف صحیح موادغذایی قبل و بعد از مداخله آموزشی تفاوتی نشان نداد.

    نتیجه گیری

    بطورکلی آموزش سبب ارتقاء سطح آگاهی افراد برای داشتن حاشیه امن سلامتی در زندگی می شود.

    کلیدواژگان: آموزش فعال_تغذیه_کاهش وزن و سلامتی
  • توران خرسندپور، سیمین دخت رضاخانی*، حسن پاشا شریفی صفحات 2246-2256
    مقدمه

    باورهای غیرمنطقی می تواند هم بر پیشرفت تحصیلی و هم سبک زندگی دانشجویان تاثیر منفی بگذارد، با این وجود ابزار بومی برای سنجش آن وجود ندارد؛ با توجه به اهمیت ابزارهای بومی و بافت محور، هدف پژوهش حاضر ساخت و استانداردسازی پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (نسخه ایرانی) بود.

    روش کار

    روش پژوهش یک پژوهش توسعه ای و اکتشافی بود. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در نیم‌سال اول سال تحصیلی 98-1397 بود که از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 265 نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه ای 109 سوالی ساخته شد و توسط دانشجویان تکمیل گردید. برای تعیین تعداد عامل های پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار spss استفاده شد.

    نتایج

    چرخش واریماکس نشان داد پرسشنامه باورهای غیر منطقی از شش مولفه خود کم ارزش شماری، ترس غیر منطقی درباره شخصیت خود، خود ستایی نامعقول، افراط در غمخواری دیگران، اعتقاد به کنترل بیرونی و اعتقاد به عوامل بیرونی با 41 سوال تشکیل شده است. ضریب آلفای کرونباخ حاکی از تایید همه مولفه های پرسشنامه داشت و پایایی کل برابر با 910/0 بود. ضریب همبستگی نشان داد که مولفه های پرسشنامه از همسانی درونی قابل قبولی برخوردارند و همچنین ضریب همبستگی مولفه های پرسشنامه با مولفه های گرایش به تفکر انتقادی نشان داد که پرسشنامه باورهای غیر منطقی از روایی همگرای قابل قبول برخوردار است.

    نتیجه گیری

     با استفاده از ابزار ساخته شده و شناسایی باورهای غیرمنطقی در افراد، می‌توان با اقدامات آموزشی، مشاوره ای و مداخله ای افراد بسیاری را مورد حمایت قرار داد.

    کلیدواژگان: استانداردسازی، پرسشنامه، باورهای غیرمنطقی، دانشجویان
  • الناز وفادار مرادی*، حمیدرضا مختاری، سید مجید صدرزاده، بهرنگ رضوانی کاخکی صفحات 2247-2252

    توکسیتی سیستمیک با بی‌حس‌کننده‌های موضعی، عارضه پرخطری است که ممکن است در استفاده از داروهای بی حس کننده در راه‌های مختلف (خوراکی، وریدی، عضلانی یا زیرپوستی) اتفاق بیفتد. داروهای بی‌حس‌کننده موضعی، در 50 سال گذشته در موارد کلینیکال زیادی استفاده شده است. استفاده از آن فقط محدود به بیهوشی یا جراحی نبوده است و به طور فراوانی در پروسیجرهای طب اورژانس یا طب داخلی استفاده می‌شود. علی‌رغم استفاده فراوان از آن، خیلی از پزشکان با عوارض مرگ آور مسمومیت با لیدوکایین ودرمان آن برخورد نداشته اند. مورد معرفی در این مقاله، یک خانم 21 ساله‌ایست که با سابقه چند نوبت خودکشی که حدود 3 اسپری لیدوکایین را به صورت خوراکی مصرف کرده است و با مسمومیت عمدی با لیدوکایین بستری شده است. بیمار 2 نوبت احیا قلبی-ریوی موفق شده است و پس از انجام مشورت روانپزشکی پس از 10 روز از بیمارستان با حال عمومی خوب ترخیص گردید.

  • مقایسه اثربخشی درمان های تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) و شناختی- رفتاری (CBT) بر سوگیری توجه در افراد دارای اضافه وزن
    الهام قنبری، پرویز عسگری* صفحات 3084-4010
    مقدمه

    اضافه وزن یکی از مشکلات افراد در حال حاضر می باشد که یکی از دلایل آن روان شناختی به ویژه سوگیری توجه است. رویکردهای متفاوتی جدای از درمان شناختی رفتاری (CBT) مانند تحریک با جریان مستقیم از طریق جمجمه (tDCS) ظهور کرده است.  بنابراین، هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی tDCS و CBT  بر سوگیری توجه افراد دارای اضافه وزن بود.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد دارای اضافه وزن مراجعه کننده به مرکز روان‌شناسی آرامش تهران در سال 1398 بودند، که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس معیارهای ورود و خروج تعداد 36 نفر انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه قرار گرفتند. میانگین و انحراف استاندارد سن افراد 45/6±27/34 و میانگین شاخص توده بدن افراد 23/2±12/28 بود. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ استاندارد سوگیری توجه بود. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون tDCS بر سوگیری توجه مولفه اهداف زندگی و مولفه خوراکی ها به ترتیب (001/0≥p، 001/0≥p) و میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون CBT بر سوگیری توجه مولفه اهداف زندگی و مولفه خوراکی ها به ترتیب (002/0≥p، 001/0≥p) اثر معنی داری وجود دارد. (05/0≥p). همچنین بین میانگین نمرات پس آزمون tDCS  و CBT  بر سوگیری توجه (مولفه اهداف زندگی و مولفه خوراکی ها به ترتیب) تفاوت معنی داری وجود ندارد (299/0<p، 441/0<p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد برای کاهش سوگیری افراد در جهت جلوگیری ار تمایل به خوردن غذای بیشتر می توان از tDCS و CBT  استفاده نمود. با توجه به اینکه این پژوهش فقط در یکی از مراکز روان شناسی مورد بررسی قرار گرفته است، پیشنهاد می گردد  در جهت بالا بردن اعتبار بیرونی تحقیق در سایر مراکز مورد تحقیق قرار گیرد.

    کلیدواژگان: درمان تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم، درمان شناختی- رفتاری، سوگیری توجه، اضافه وزن
|
  • The effectiveness of divorce prevention counseling model on marital satisfaction in early marriages
    Hamed Heydari, Sayed Ali Kimiaee *, Gholamreza Khooyi Nezhad, Ali Mashhadi Page 1
    Introduction

    Given that lack of awareness about marriage and lack of sufficient information leads to the separation of couples, so the purpose of the present study was to evaluate the effectiveness of the counseling pattern of divorce prevention on marital satisfaction in early marriages.

    Methods

    The research method was semi-experimental and pre-test, post-test design with control and experimental groups. The statistical population of the study consisted of divorce applicants referring to the Mashhad judiciary.The sampling method was targeted and available according to the entry and exit criteria, including under 18 years of age.The statistical sample was 30 people who were randomly divided into 15 experimental and control groups.The research instruments consisted of a marital satisfaction questionnaire and a researcher-made questionnaire of demographic information.In order to analyze the data in the descriptive statistics section, the mean and standard deviation were used and in the inferential statistics section, analysis of covariance was used. The significance level was considered to be 0.05. Version 24 SPSS software was used to analyze the data.

    Results

    The research findings showed that the effect of pre-test on post-test is significant (F=92.75, P≥0.05) Also, after eliminating the effects of pre-test, the differences due to group membership are significant (F=60.83, P≥0.05) considering that the effect of experimental action is 0.62. There is a significant change in the control and experimental group.

    Conclusion

    The couple's enjoyment of "premarital counseling" and "pre-divorce counseling" can play an important role in the success of a marriage.In other words, pre-divorce counseling can increase a couple's marital satisfaction.

    Keywords: pre-divorce counseling, early marriage, Marital satisfaction
  • Mitra Heidarpour, Azar Naimi, Mahdis Botlani * Pages 1945-1950
    Introduction

    Breast cancer is the most frequent cancer among women, various studies have investigated the significance of hematoxylin and eosin (H & E) and immunohistochemistry (IHC) in breast cancer, but there are always differences between studies in this case. Therefore, in this study, we compared two methods of staining of (H & E) and IHC on the differentiation of proliferative and neoplastic lesions in breast biopsy based on the agreement coefficient.

     Materials & Methods

    In this cross-sectional study, 81 breast biopsy specimens were carried out on patients with proliferative and neoplastic lesions who presented Alzahra, Seyedoshohada and Kashani hospitals in Isfahan over the five years, 2015-2019. The specimens were observed by two pathologists using H & E and IHC staining, and their level of agreement was measured using the kappa coefficient.

    Results

    According to the kappa test, the agreement between the pathologists was significant regarding H & E staining (P <0.001, Kappa = 0.82) and IHC staining (P <0.001, Kappa = 0.95).

    Conclusion

    Both methods of IHC and H & E staining are standard methods and have scientific value. Moreover, the agreement level between the two pathologists was direct and significant in both methods, but the agreement level between the two pathologists in the IHC method was more than the H & E method.

    Keywords: Staining, Breast Cancer, immunohistochemistry, Hematoxylin, Eosine Yellowish
  • Junaid Bigdeli, Abdolreza Norouzy *, Tannaz Jami Alahmadi Pages 2081-2087
    Introduction

    Malnutrition is one of the major problems in patients admitted to intensive care units. Intestinal nutrition is important for patients who do not have oral intake. Nutrition in hospitals is often done through a solution prepared in the hospital kitchen. A study on nutritional value in hospitals in Mashhad was carried out to provide a clearer vision for the best nutrition in order to provide the nutritional needs for hospitalized patients.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional study, the contents of the baking instruction in the hospitals were analyzed using Nut4 software and the existing nutritional value was compared with the standard RDI of 2000 kilocalories per person. Data analysis was done using SPSS software and t-test. (Significance level <0.05).

    Result

    Mean calories, macronutrients and micronutrients were significantly lower than RDI standards. The average of vitamins, vitamin B12, vitamin E and vitamin D was lower than the standard RDI, but vitamin A, folic acid, vitamin C, and vitamin K were optimal. The amount of iron, calcium, zinc, copper was significant. However, no significant difference was observed between manganese and chromium.

    Discussion

    The gavage solution prepared in hospitals has been inadequate to meet the needs of patients. Due to the high use of hand gavage hospitals in our country, these recipes are designed to be of an acceptable nutritional value.

    Keywords: Malnutrition, Enteral feeding, nutritional value, Gastric Feeding Tubes
  • Niloufar Rezaee, Shahla Shahsavandi *, MohammadReza Samiee Pages 2088-2097
    Background

    Mutant strains resistant to nucleoside/nucleotide analogs of hepatitis B virus (HBV) emerge due to the prolonged usage and single nucleotide polymorphism (SNP) incidence and escape mutations. The current study aimed to detect the selective pressures and the immune-associated escape mutation in HBsAg (S) gene in chronically HBV-infected patients.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional study in 2013, fifty patients with chronic hepatitis B in Karaj were divided into treated and untreated groups. The number of virus DNA copies was quantified by real-time PCR and S gene was sequenced. The effect of each SNP on S protein stability was predicted with 1-mutant and DDG free energy estimation.

    Results

    The lowest and the highest viral load in the serum samples were estimated 1.1 × 101/ml and 4.3 × 108/ml copies, respectively. The highest number of mutations leading to amino acid substitution includes Q101R, T115N, S143L, and Q129P was determined in one person who used drug was identified. In one patient without treatment, the M133T and L175S mutations were observed. The Q129P, S174N, and Y134C were also seen in others with a history of treatment. Of the 8 amino acid changes, L175S with DDG equal to 1.87 Kcal/mol had the greatest reduction effect on S protein stability.

    Conclusion

    According to these data, there is a relationship between the SNP of the virus S gene and the emergence of escape mutations. Findings of studies of escape mutations in human populations can influence the improvement of treatment and immunization against chronic hepatitis B infection.

    Keywords: chronic hepatitis B infection_escape mutation_S gene
  • Elham Mahmoudi, Zahra Badiei, Hassan Mottaghi Moghaddam Shahri, Elham Pourrahim, MohammadHadi Sadeghian, MohammadReza Keramati * Pages 2098-2107
    Background

    Beta thalassemia is an autosomal, recessive disorder, characterized by ineffective erythropoiesis. Chronic transfusions and inability of body to eliminate iron lead to an iron overload, thereby causing damage to heart. The pathways implicated in iron-mediated heart diseases are reactive oxygen species (ROS) and receptor activator of nuclear factor kappa-B(RANK)/receptor activator of nuclear factor kappa-B ligand (RANKL)/osteoprotegerin (OPG) axis-mediated inflammation. The aim of the study was to investigate serum level RANKL in left ventricular Hypertrophy (LVH), diastolic dysfunction Ejection fraction (EF), Pulmonary Artery Pressure (PAP)and MRIT*2 in thalassemia major patient.

    Method

    eighty two β-thalassemia patients older than 10 years were enrolled for the study. Two-dimensional and M-mode echocardiography analysis and MRIT2 was done in all patients. Serum RANKL levels were estimated by ELISA. Statistical analysis was performed with spss20.

    Results

    Mean age of patients was 23.69±6.83 years. LVH and diastolic dysfunction was present in 24 (29.30%) and 23 (28%) patients, respectively. There were no association's serum RANKL with diastolic dysfunction, LVH Ejection fraction (EF), Pulmonary Artery Pressure (PAP) and MRIT*2 were observed.

    Conclusion

    Cardiac involvement in this disease does not appear to depend on RANKL serum level.

    Keywords: Beta thalassemia major, RANKL, echocardiography, MRIT*2
  • Hossein Firoozi, Samaneh Habibi, Azin Kordi, Patrick Honarchian Masihi, Nematollah Ahangar * Pages 2108-2120
    Introduction

     Neonatal jaundice is due to increased bilirubin and is seen in 50% of the term and 80% of preterm neonates. Due to dangerous side effects of this disease, prompt referral of neonates is important in accurate diagnosis and treatment. Meanwhile, the knowledge and attitude of mothers about neonatal jaundice is of great importance. So, this study was performed to assess the knowledge and attitude of postnatal mothers over neonatal jaundice in Tonekabon, North of Iran.

    Materials and methods

    This descriptive observational study was conducted on 365 mothers, whose neonates were born with jaundice and delivered at Shahid Rajaee general hospital, Tonekabon, from September 2016 to May 2017. The subjects were interviewed using a structured questionnaire. The questionnaire was used to evaluate the subject’s knowledge and attitude about neonatal jaundice. Statistical analysis was performed suitably by chi-square and pearson correlation using SPSS 22.

    Results

    In response to questions, mother's knowledge about neonatal jaundice was the most and the attitude over causes of jaundice in neonates had the least correct response. Among cases, 78.36% had moderate or lower knowledge, and 4.93% had less than a moderate attitude. There was also a significant relationship between age, socioeconomic status and mother's education with knowledge about neonatal jaundice.

    Conclusion

    Findings show the importance of increase in mother’s knowledge about neonatal jaundice, providing them helpful settings for education and promoting their life's level and style.

    Keywords: Neonatal Jaundice, Knowledge, Attitude
  • Hamidreza Taheri, Elahe Teymuri *, Alireza Saberi Kakhki Pages 2121-2129
    Introduction

    Multiple sclerosis (MS) is a chronic, autoimmune, inflammatory nervous system disease. One of the areas that are affected in MS is the cerebellum. Disorders in cerebellar structure leadss to ataxia, imbalance, increased fall risk and so that can decrease patient’s quality of life. Transcranial direct current stimulation (tDCS) is the application of weak electrical currents (1-2 mA) to modulate the activity of neurons in the brain. However, The main aim of this study was to investigate the effect of cerebellar anodal transcranial direct current stimulation (a-tDCS) on fall risk and Walking Speed in woman with Multiple Sclerosis.

    Materials and Methods

    The study samples were 20 women with MS (30 to 40 years).  Patients received sham or real anodal tDCS of cerebellar for 5 consecutive days in a randomized, sham-controlled study. Main Outcome Measures: fall risk index and Time up and Go (TUG) (walking speed), were evaluated. Neuropsychological evaluation were conducted at baseline and immediately after the ctDCS and one month after the completion of the intervention.

    Results

    Repeated-measures ANOVA was used for the intra-group analyses and inter-group analyses. fall risk index and Time up and Go scores improved in after active anodal tDCS only were improved in intervention group.

    Conclusion

     These preliminary data support the notion that anodal tDCS of the cerebellar region combined with balance training improves fall risk index in women with MS. However, Future work has to evaluate potential benefits of cerebellar tDCS on fall risk in People with Multiple Sclerosis.

    Keywords: Transcranial direct current stimulation, Cerebellum, Postural control, Multiple Sclerosis
  • Aliakbar Khazen, Mirhojat Mousavinezhad * Pages 2130-2137
    Introduction

    Considering the widespread effects of hypertension on health factors and their impact on quality of life in affected patients and since the beneficial effects of physical activity and exercise on physiological systems, including the cardiovascular system, have been proven, therefore, the aim of this study was to investigate the effect of physical activity on the quality of life of patients with hypertension.

    Materials & Methods

    The study population included all patients with hypertension referring to the cardiovascular departments of hospitals affiliated to Tabriz University of Medical Sciences during the winter of 1397. From these patients, 140 patients (70 active patients with hypertension and 70 non-active patients with hypertension) were selected through available sampling method. The inclusion criterion of the study was diagnosis of hypertension disease by a physician that they have passed at least one year of diagnosis. Individuals who had at least two sessions per week and each session had at least 45 minutes of regular physical activity were selected as active individuals. Data collection was done by demographic and quality of life questionnaires (Ware & Sherbourne,1992).

    Results

    Independent t-test showed that there was a significant difference between the mean quality of life in active people with hypertension and those non-active patients with hypertension in favor of active group (P <0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study which indicates that the impact of physical activity on quality of life in patients with hypertension, it can be argued that sport and physical training can be an effective treatment for improving the health and improving the quality of life of people with hypertension.

    Keywords: Hypertension, Quality of life, Physical Activity
  • Mehran Hesaraki, Seyedeh Mahtab MirOstovar Moghadam *, Soleyman Saravani Pages 2138-2148
    Introduction

    Hyaline membrane disease (HMD) is one of the most common respiratory diseases in preterm infants. The main cause of the disease is surfactant deficiency and its clinical symptoms include respiratory distress tachypnea, cyanosis, granulation, and increased oxygen demand. There are generally two methods of administering surfactants, 1- prophylactic 2- Rescue. This study aimed to evaluate the effect of gastric aspiration impulse test on predicting the need for surfactant in neonates.

    Materials and methods

    This study was a descriptive-analytic study in which all newborn infants less than or equal to 34 weeks of age had respiratory distress and clinical symptoms of hyaline membrane disease such as granitic, cyanosis, intraretinal retraction. And sub-ribs were studied and causes other than those listed are exclusion criteria and excluded. The sampling method was easy and data were collected from an oral interview of pregnant mothers, checking the files and completing the questionnaire. Data analysis software was SPSS v21 and descriptive statistics and regression tests were used for odds ratios.

    Result

    In this study, 62 (68.1%) neonates were male and 29 (31.9%) were female. The mean birth weight of neonates was 1662±593 g and their mean age was 31.7±2.5 weeks. Normal delivery and cesarean section in this study were 35 (38.5%) and 56 (61.5%), respectively. According to the findings, diabetes mellitus had a significant relationship with hyaline membrane disease. Hypertension, addiction, corticosteroid administration, and gender were also significantly associated with membrane disease (P <0.05). According to the present study, there was no significant relationship between the type of delivery and hyaline membrane disease (P> 0.05).

    Conclusion

    Our study showed that the offspring of mothers with hypertension, addiction, and diabetes were less likely than others to have membrane disease and need to be given surfactants. The administration of corticosteroid drugs to mothers is also associated with the development of hyaline membrane disease.

    Keywords: Hyaline Membrane Disease, Aspiration Shake Test, Gastric Discharge, Surfactant, premature infant
  • Rezvan Mahab, Farah Naderi *, Parvin Ehtesham Zadeh, Fariba Hafezi, Hossein Ebrahimi Moghaddam Pages 2149-2164
    Introduction

    Obsessive-compulsive disorder is a chronic and refractory psychiatric neuropsychiatric disorder that often develops in childhood and leads to significant problems in the long-term. Cognitive-behavioral therapy was based on obsessive-compulsive beliefs and depression in people with obsessive-compulsive disorder in Tehran.

    Methods

    Thirty individuals were selected from the statistical population based on non-random sampling and were divided into two experimental and one control group. There were 10 patients in each group. The research design was quasi-experimental with pretest-posttest with control group. Research participants responded to the Obsessive-Compulsive Beliefs Questionnaire (2011) and Beck Depression Inventory (1972). Data were analyzed using one-way covariance analysis (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (Mankova).

    Results

    The results showed that both brain electrical stimulation therapy and cognitive-behavioral therapy, respectively, reduced obsessive-compulsive beliefs and depression in individuals with obsessive-compulsive disorder.

    Conclusion

    Among the two methods of brain electrical stimulation of the skull and cognitive-behavioral therapy, cognitive-behavioral therapy was more effective in reducing obsessive beliefs than electrical stimulation of the brain. But it has been shown to be more effective in reducing depression than electrical stimulation of the brain.

    Keywords: brain electrical stimulation, Cognitive-behavioral therapy, obsessive-compulsive beliefs, Depression
  • SARA Karimi, Parviz Asgari *, Alireza Heydari Pages 2165-2175
    Introduction

     The purpose of this study was to investigate the effectiveness of intensive interaction intervention on social stereotyped behaviors of children with autism spectrum disorder.

    Materials & Methods

     The method of this study was quasi-experiment with an experimental and control group and pretest, post-test. The population of this study included children with autism spectrum disorder that was selected by available sampling among the centers of autism in Ahvaz, Iran, and 11 children were randomly assigned to both experimental and control groups. The Gilliam Autism Scale (Gars) was used to measure the variables of the research. To analyze the results, descriptive statistics including mean and standard deviations of scores were used and the covariance analysis was used to control the interventional variables in the pretest.

    Results

    The mean and standard deviation of the stereotyped behaviors for the experimental and control group in the pre-test stage were (28.88 ± 6.88) and (24.66 ± 9.17), respectively, and these values were in the post-test phase for The experimental and control groups were (17.9 ± 14.5) and (23.72 ± 13.13), respectively, and in the follow-up phase, the experimental and control groups were (+/- 23.5) 63/19) and (35/9 + -81 / 23).The results of one way covariance analysis indicated that the method of intensive interaction on the stereotyped behaviors was effectful (P <0.001).

    Conclusion

    According to the findings, the method of intensive interaction is effective on the stereotyped behaviors. The intensive interaction method can reduce the stereotyped behavior of children in the autism spectrum by influencing tissue and environmental stimuli.

    Keywords: Autism, intensive interaction intervention, stereotyped behavior
  • Allahyar Arabmomeni * Pages 2176-2186
    Introduction

    Athletes always use a variety of training methods and psychological skills to reach to their full potential. motivational self-talk is one of the ways that athletes use optimum performance.So, The purpose of this study was to the effects of motivational self-talk on self-Esteem, and competitive anxiety in elite swimmers female players in Isfahan.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental study was performed as a pre-test, post-test with the control group. The statistical population of this study was all elite female adult swimmer players in Isfahan city. Using systematic sampling, 40 people were selected and assigned to experimental (20) and control (20 people) groups. Experimental groups performed three sessions each week of motivational self-talk program (Theodorusky, 2000) for 8 weeks, but during this period the control group did not receive any psychological intervention. Subjects in each group were evaluated at the beginning and end of the study by standard Rosenberg Self-Esteem Questionnaire (1965), and Sports competitive anxiety (SCAT) for estimating the variables of the research. Data were analyzed using covariance analysis, multivariate covariance and Bonferroni's’ post hoc tests.

    Results

    The results of this study indicated that the motivational self-talk factor has a significant effect on the variables of self-esteem and competitive anxiety in elite swimmer players (P <0.05).However, there was no significant difference between the amounts of motivational self-talk effects on these variables (P> 0.05).

    Conclusion

    Motivational self-talk improved the self-esteem and competitive anxiety variables, therefore, it is suggested that coaches and athletes use motivational self-talk methods to improve and develop exercise performance.

    Keywords: Motivational Self-Talk, Self-Esteem, Competitive Anxiety, Swimmer Player
  • Zahra Zhila Derakhshanpour *, Seyed Abdolmajid Bahrainian, Seyede Mahboube Khakpour Shamsabadi, Faezeh Bahri Pages 2187-2196
    Introduction

    Premenstrual dysphoric disorder is a series of repeated physical, psychological and behavioral symptoms that occur at the end of the menstrual cycle and resolves at the onset of menstruation and disrupts the function of the individual . Several therapies have been effective on it. Considering how the thoughts, emotions and emotions affect the growth or reduction of symptoms of this disorder; The   aim    of this research was to study  , the effectiveness of psychotherapy on reducing the symptoms of Premenstrual dysphoric disorders.

    Method

    This design of the study is pre -test /post-test control group. The sample include 28 persons (14 group expermintal and 14 group control) of patient premenstrual dysphoric disorder the selected randomly and the were requested to answer Daily Record   of Severity of Problem chart (DRSP). Over 8 therapy sessions, each lasting 90 minutes cognitive-behaviour therapy  while the control group did not receive any intervention. Statistical software SPSS (21) and Covariance analysis were applied to analyse  the data.

    Results

    The  result of data  analysis  showed psychotherapy with cognitive behavioral therapy approach caused the decrease severity of symptoms  premenstrual dysphoric disorder (symptoms of anxiety, depression and emotional symptoms) (acceptance and positive reappraisal) of experimental group of comparision to the witness group (p  >0/05  ).

    Conclusion

    The result of this study indicate the effectiveness of psychotherapy  in  reducing the severity of premenstrual dysphoric disorder.

    Keywords: Psychotherapy, Mens, Premenstrual dysphoric disorder
  • Ahmad Rastgarian, Nafiseh Esmaealpour, Shohreh Javadpour, Seyed Ebrahim Sadeghi, Navid Kalani, AbdolAli Sepidkar, MohammadHasan Damshenas * Pages 2209-2218
    Introduction

    Anxiety are considered as survivors based on their new hair or new nasal nose and their aim is to study and evaluate them. Preoperative anxiety was measured in hospitalized patients in Peymanieh Hospital in Jahrom in year 2019.

    Methods

    This descriptive cross-sectional study was performed on 209 hospitalized patients in Peymanieh Hospital of Jahrom in 2019. Data gathering tool was Spielberg's demographic information and anxiety questionnaire. Data were analyzed using descriptive and inferential statistical tests.

    Results

    Mean trait anxiety was 44.96 ± 7.75 and mean state anxiety was 44.54 ± 8.17. There was a significant relationship between preoperative anxiety and age and marital status. There was no significant difference between mean trait anxiety and men and women (P = 0.391, P = .492). But there was a significant difference between the average trait anxiety and single and married individuals (P = 0.006, P = 0.024).

    Conclusion

    The results of this study showed that pre-operative anxiety is not different in men and women, but it is more in single men than married people. Therefore, it is recommended to use various methods to educate patients and identify a well-designed educational program to eliminate the effective factors on anxiety.

    Keywords: Anxiety, Surgery, Hospitalized patients
  • Ehsan Rafieemanesh, Farveh Vakilian, Lida Jarahi, Golnoosh Ghooshchi * Pages 2219-2229
    Introduction

      Physical  inactivity  is  an  important  risk  factor  for  ischemic  heart  disease  (IHD).  This study was conducted to evaluate the relationship between occupational and non-occupational physical activity with acute coronary syndrome (ACS) and its risk factors in patients admitted in an emergency heart center.

    Materials and Methods

    227 male patients of ACS were randomly selected in an academic hospital. A questionnaire including individual, medical and occupational history was used for data collection. Occupational, sport and leisure time physical activity was evaluated by Baecke questionnaire. The studied population divided into mild, moderate and severe activity groups based on index of Baecke questionnaire.

    Results

    The prevalence of the risk factors of IHD, including hypertension, dyslipidemia, diabetes, obesity and smoking, was 32, 18.5, 19, 11, and 34.4 percent respectively. Among risk factors of IHD only obesity and diabetes had significant relationship with occupational physical activity and dyslipidemia had significant relationship with both sports activity and occupational physical activity. While other risk factors of IHD and physical activity revealed no statistically significant relationship.

    Conclusion

    The results of this study showed that most of ACS patients admitted in the emergency heart center had mild to moderate occupational and non-occupational physical activity. Although the researchers couldn’t find a statistically significant relationship between occupational physical activity and ACS, but sports activity and leisure time physical activity can be effective in prevention of IHDs with decrease in risk factor prevalence of these diseases, specially diabetes and dyslipidemia.

    Keywords: sports activity, occupational physical activity, leisure time physical activity, risk factors of Ischemic Heart Disease (IHD), Acute Coronary Syndrome (ACS)
  • Reza Sahraie, Fatemeh Eftekharian, MohammadHasan Damshenas, Navid Kalani, Ahmad Rastgarian * Pages 2230-2237
    Introduction

    Nausea and vomiting is one of the most common complications of anesthesia that can cause dissatisfaction and stress in the patient and medical staff. On the other hand, Percutaneous Nephrolithotomy (PCNL) is one of the least invasive surgical procedures which can be optimized by reducing the postoperative complications. According to the above mentioned points, the present study was designed to investigate the supine and prone position on the rate of postoperative nausea and vomiting.

    Method

    This study was a clinical trial on 200 patients in 4 groups of 50 (group A: 3cc of Marcain spinal 0.5% in supine position, group B: 2cc of marcain spinal 0.5% + 20 micrograms of fentanyl in supine position, group C: 3cc of Marcain spinal 0.5% in prone position, group D: 2cc of Marcain spinal 0.5% + 20 micrograms of fentanyl in prone position). Nausea and vomiting were measured in recovery and 6 hours after the operation. The patient's heart rate and blood pressure were measured before the anesthesia and spinal anesthesia, after anesthesia, at minutes 10 and 15 of the operation, in recovery and after recovery.

    Results

    The highest rates of nausea and vomiting in recovery were in groups A (44%), C (28%), D (14%) and B (12%), respectively. However, after surgery, there was no difference between the two methods of supine and prone position with different doses of marcain in terms of NV recovery (p<0.05). Moreover, there was no significant difference between the two methods of supine and prone position with different doses of Marcain in terms of drug use during and after surgery (p<0.05). Meanwhile, hospitalization in group C (with a standard deviation of 1.73±1.81) was longer than the other groups. The highest mean systolic blood pressure was observed in the prone position and group D and the lowest was observed in the supine position and group A after the anesthesia.

    Conclusion

    According to the obtained results, it can be concluded that the highest rate of nausea and vomiting was observed during the transfer to recovery and the highest risk was related to the supine position. However, in other cases, there was no significant relationship between nausea and vomiting and other variables.

    Keywords: Nausea, vomiting, Supine, Prone, Nephrolithotripsy
  • Sara Mohammadi, Moluk Khademi Ashkezari * Pages 2238-2245
    Introduction

    The aim of this study was to demonstrate the usefulness of a training course designed to reduce weight and health in order to raise awareness and nutritional knowledge, as well as increase people's motivation to have the right weight and also change people's attitudes towards food consumption, all of which It leads to a healthy and quality life.

    Methods

    This research has been done in the region of Tehran. There were 20 participants in the study and they were randomly selected. In this study, data collection and assessment method was a question in which a data section of the sample (sample) was tested twice as a pre-test and post-test with a tool (questionnaires for weight loss motivation, nutritional awareness and anxiety). The reliability of the instrument has been confirmed by the internal retesting and validation method of the instrument by Cronbach's alpha method. The training course with an adaptive approach included 6 training sessions. To answer the four questions of this study, statistical test to compare pre-test and post-test scores with distance and relative scale of T-pair test (correlated) and to compare pre-test - post-test information with nominal level of two-category accuracy. McNemar's non-parametric test was used.

    Results

    The findings show that the training method designed to improve nutritional awareness, weight loss motivation and performance is effective. However, people's attitudes towards the proper consumption of food before and after the educational intervention did not show any difference.

    Conclusion

    In general, education raises people's awareness of having a safe margin of health in life.

    Keywords: Active Learning, Nutrition, Weight Loss, Health
  • فuran Khorsanpour, Simin Dokht Rezakhani *, Hasanpasha Sharifi Pages 2246-2256
    Introduction

    Irrational beliefs can negatively affect both academic achievement and students' lifestyles, yet there are no native tools to measure it. Considering the importance of native and contextual tools, the purpose of this study was to construct and standardize the Irrational Beliefs Questionnaire (Iranian version).

    Methods

    This research was a developmental and exploratory research. The study population was all undergraduate and postgraduate students of Islamic Azad University, Science and Research Branch of Tehran in the first semester of the academic year 1398-98. 265 samples were selected from this community using stratified random sampling. A 109-item questionnaire was developed and completed by students. Exploratory factor analysis was used to determine the number of factors in the questionnaire.

    Results

    The varimax rotation showed that the irrational beliefs questionnaire consisted of six components of self-esteem, irrational fears about self-esteem, irrational self-esteem, excessive sadness, belief in external control, and belief in external factors with 41 questions. Cronbach's alpha coefficient indicated that all components of the questionnaire were validated and the total reliability was 0.910. The correlation coefficient showed that the components of the questionnaire had acceptable internal consistency and also the correlation coefficient of the components of the questionnaire with the components of critical thinking showed that the questionnaire of irrational beliefs had acceptable convergent validity.

    Conclusion

    By constructing tools and identifying irrational beliefs in individuals, educational support, counseling and interventions can support many people.

    Keywords: Standardization, Questionnaires, Irrational beliefs, Students
  • Elnaz Vafadar Moradi *, HamidReza Mokhtari, Sayyed Majid Sadrzadeh, Behrang Rezvani Kakhki Pages 2247-2252

    Systemic toxicity with topical anesthetics is a high-risk complication that may occur with the use of anesthetics in various ways (oral, intravenous, intramuscular, or subcutaneous). Topical anesthetics have been used in many clinical cases over the past 50 years. Its use is not limited to anesthesia or surgery and is widely used in emergency or internal medicine procedures. Despite its widespread use, many physicians are not aware of its harmful side and treatment of these side effects. We have reported a 21-year-old woman with a history of suicide repeatedly who was ingested approximately 3 sprays of lidocaine orally and was admitted with intentional lidocaine intoxication. Patient has had Cardio- Pulmonary Resuscitation (CPR) 2 times and is discharged home after 10 days with good general condition.

    Keywords: Suicide, Lidocaine, spray. intralipid
  • Comparison of the effectiveness of tDCS and CBT treatments on Attention Bias in overweight people
    Elham Ghanbari, Parviz Asgari * Pages 3084-4010
    Introduction

    Overweight is one of the problems in people nowadays, one of which is psychological, especially attentional bias. Different approaches have emerged apart from Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) such as transcranial direct current stimulation (tDCS). Therefore, the purpose of the present study was to compare the effectiveness of tDCS and CBT on attention bias in overweight people.

    Methods

    The research method used was quasi-experimental research with pretest-posttest design and control group. The statistical population of the study included all overweight people referred to Aramesh Psychology Center in Tehran in year 2019. Using purposive sampling method, 36 individuals were selected and randomly divided into three groups based on inclusion and exclusion criteria. The mean and standard deviation of age was 34.27±6.45 and mean body mass index was 28.12±2.23. The research instrument was standard attentional bias questionnaire. Data were analyzed using analysis of covariance.

    Results

    The results showed that tDCS and CBT were effective on The results showed that between the mean scores of pre-test and post-test tDCS on bias, attention to the component of life goals and the component of food (01.001, 0.001) and the mean of pre-test and post-CBT scores on bias, respectively The components of life goals and the component of foods (0.002, 0.001) have a significant effect, respectively. (05/0≥p). Also, there was no significant difference between the mean score of tDCS and CBT posttest on attention bias (component of life goals and food component, respectively) (p <0.299, p <0.441).

    Conclusion

    It seems that tDCS and CBT can be used to reduce people's bias in preventing the desire to eat more food. Given that this study has only been studied in one psychology center, it is suggested to investigate it in other centers to enhance the external validity of the research.

    Keywords: Transcranial direct current stimulation, Cognitive-behavioral therapy, Attention Bise, Overweight