فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 3 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمودرضا متقی، عباسعلی عباس نژاد*، سعید عرفان پور، حسین محمد زاده مقدم، محمدرضا اربقایی، زهرا روحانی صفحات 200-211
    اهداف

     کوفتگی و درد عضلانی یکی از عوارض شایع و معمول ناشی از فعالیت جسمانی شدید است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر ماساژ با ژل اسطوخودوس و ژل پیروکسیکام بر درد عضلانی ناشی از ورزش در دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی گناباد صورت گرفته است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه نیمه تجربی روی 75 دانشجوی پسر دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1397 انجام شد. نمونه ها به طور تصادفی به سه گروه 25نفری شامل گروه ماساژ با ژل اسطوخودوس، گروه ماساژ با ژل پیروکسیکام و گروه ماساژ با ژل دارونما تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 45 دقیقه شامل ده دقیقه گرم کردن و انجام حرکات کششی، سی دقیقه تمرینات و نرمش های اصلی و پنج دقیقه سرد کردن بود. ابزار پژوهش چک لیست و پرسش نامه سنجش ذهنی درد تالوگ بود. نمونه های پژوهش پرسش نامه درد تالوگ را پس از اتمام تمرین و نیز پس از انجام ماساژ تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار تحلیلی در داده های با توزیع نرمال از آزمون های تی زوجی و ANOVA و در داده های با توزیع غیرنرمال از آزمون های ویلکاکسون و کروسکال والیس استفاده شد. در تمامی آزمون ها سطح معناداری 0/05 و کمتر در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد درد عضلانی ناشی از ورزش در هر سه گروه بعد از ماساژ در مقایسه با قبل از ماساژ به طور معنی داری کاهش یافته است (0/001>P). نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد اختلاف درد عضلانی قبل و بعد از ماساژ با سه ژل مورد استفاده با توجه به 0/002=P از نظر آماری معنی دار است و ماساژ با ژل اسطوخودوس در مقایسه با گروه های پیروکسیکام و دارونما توانسته است کاهش بیشتری در درد عضلانی ایجاد کند.

    نتیجه گیری

    ماساژ با ژل اسطوخودوس در مقایسه با ژل پیروکسیکام و ژل دارونما می تواند روش بهتری برای کاهش درد عضلانی بعد از ورزش باشد.

    کلیدواژگان: اسطوخودوس، پیروکسیکام، درد عضلانی، ماساژ
  • علی عالمی، معصومه اسمعیل زاده، رضا اسماعیلی، محمد مطلبی، علی اکرامی نوقابی، مریم صابری* صفحات 212-227
    اهداف

     باروری یکی از عناصر مهم رشد و تناسب جمعیت است. با توجه به روند کاهش میزان باروری کل در ایران و رسیدن آن به پایین تر از حد جایگزینی، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر تیوری رفتار برنامه ریزی شده بر قصد باروری زنان همسردار تک فرزند انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مداخله ای روی صد زن همسردار در سن باروری که تحت پوشش مراکز سلامت جامعه شهر گناباد بودند، انجام شد. آزمودنی ها از طریق نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه پنجاه نفر) تقسیم شدند. داده ها وارد نسخه 20 نرم افزار SPSS شدند، با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    بین ویژگی های جمعیت شناختی آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد. همچنین پیش از مداخله، تفاوت معنی داری بین میانگین نمره سازه های تیوری مذکور بین دو گروه مشاهده نشد. در حالی که پس از مداخله، میانگین نمره نگرش (0/014= P)، کنترل رفتار درک شده (0/042= P) و قصد رفتاری (0/005= P) دو گروه با یکدیگر تفاوت معنی داری داشت.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه نشان داد مداخله آموزشی بر مبنای تیوری رفتار برنامه ریزی شده می تواند بر قصد باروری زنان تک فرزند اثرگذار باشد. به کارگیری این مدل در برنامه های آموزشی مرتبط با سیاست رشد جمعیتی و طراحی مداخلاتی برای تشویق زوجین به فرزندآوری پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: قصد باروری، تک فرزندی، آموزش
  • ناهید بیژه*، فهیمه سادات جمالی، مهری قلندرآبادی، رضیه رضایی صفحات 228-243
    اهداف

     چاقی یکی از بزرگ ترین چالش های سلامت در دنیاست و می تواند به بیماری های کلیوی منجر شود. هدف این تحقیق بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی در آب با و بدون مصرف زیره کوهی بر فاکتورهای عملکرد کلیوی و میزان مواد معدنی نمونه خون در زنان یایسه چاق است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 29 زن یایسه چاق به طور تصادفی به سه گروه تمرین، مکمل و تمرین + مکمل تقسیم شدند. BMI آن ها به ترتیب 3/2±28/3، 4/14±30/4 و 67/93±31/4 کیلوگرم بر مترمربع بود. هشت هفته تمرین، سه جلسه در هفته و هر جلسه 60-45 دقیقه با شدت 75-65 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا شد. گروه مکمل، زیره کوهی را در دو وعده روزانه به مدت هشت هفته دریافت می کردند. قبل و بعد از دوره، شاخص های کراتینین، اوره، اسیداوریک، آهن، روی، سدیم و منیزیوم اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS در سطح معنی داری P≤0/05 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد هیچ یک از فاکتورهای عملکردی کلیوی در گروه ها تغییر معنی داری نداشت. تغییرات درون گروهی شاخص روی در گروه تمرین و تمرین + مکمل به طور معنی داری افزایش یافت (به ترتیب 0/041= P و 0/010=P). تغییرات درون گروهی آهن، کاهش و افزایش معنی داری را به ترتیب در گروه تمرین و گروه مکمل نشان داد (به ترتیب 0/001=P و 0/001=P). تغییرات بین گروهی آهن نیز معنی دار بود (0/001=P).

    نتیجه گیری

    تمرینات هوازی در آب به مدت هشت هفته به تنهایی و همراه با مصرف زیره کوهی تاثیری در فاکتورهای عملکرد کلیوی نداشت، در حالی که تمرین هوازی در آب و مصرف زیره کوهی، هرکدام به تنهایی منجر به تغییر برخی مواد معدنی شد.

    کلیدواژگان: اسید اوریک، اوره، تمرین هوازی، زیره کوهی، کراتینین
  • صدیقه احمدی، آذرمیدخت رضایی*، سیامک سامانی، سلطانعلی کاظمی صفحات 244-259
    اهداف

     اختلال وسواس فکری عملی یکی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی می باشد. تقریبا هر ساله پنج میلیون آمریکایی به این اختلال مبتلا می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی تکنیک مواجهه همراه جلوگیری از پاسخ و تکنیک پارادوکسیکال تایم تیبل بر وسواس عملی افراد مبتلا به اختلال وسواس جبری بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع طرح آزمایشی گسترش یافته با پیش آزمون پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه بیماران سرپایی مبتلا به وسواس اجباری بود که به مطبهای خصوصی و مراکز بالینی و روان درمانی شهر تهران در سال 1397 مراجعه کرده بودند. از میان آن ها 45 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و سپس در سه گروه پانزده نفره به صورت تصادفی گمارده شدند. مراجعان گروه اول تکنیک مواجهه و جلوگیری از پاسخ (هشت جلسه) و مراجعان گروه دوم روش پارادوکسیکال تایم تیبل (چهار جلسه) را به صورت انفرادی دریافت کردند. در پژوهش حاضر از پرسش نامه وسواس فکری عملی مادزلی (1997) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (مانکووا) و نسخه 23 نرم افزار SPSS تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد تکنیک مواجهه همراه جلوگیری از پاسخ و تکنیک پارادوکسیکال تایم تیبل بر کاهش وسواس فکری عملی به طور معناداری اثربخش بود. همچنین نتایج نشان داد اثربخشی تکنیک پارادوکسیکال تایم تیبل از تکنیک مواجهه همراه جلوگیری از پاسخ بیشتر بود (P<0/001).

    نتیجه گیری

    درمان پارادوکسیکال تایم تیبل به عنوان درمان جایگزین تکنیک مواجهه همراه جلوگیری از پاسخ می تواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیرقابل انعطاف بر تهدید را در افراد مبتلا به اختلال وسواس جبری از بین ببرد.

    کلیدواژگان: مواجهه همراه جلوگیری از پاسخ، پارادوکسیکال تایم تیبل، وسواس عملی، وسواس جبری
  • زهرا حدادپور، هاجر عباس زاده*، پروین فرزانگی صفحات 260-275
    اهداف

     Myostatin و MEF-2C در تغییرات عضلانی مرتبط با مشکلات استخوانی نقش دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر سه روش درمانی، تمرین، ازن و سلول های بنیادی بر بیان ژن MEF-2C و سطوح Myostatin بافت عضله رانی در مدل موش های آرتروزی بود. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع تجربی بوده است. بدین منظور 63 سر موش نر (میانگین سنی 8 تا 12 هفته و میانگین وزنی 250 تا 300 گرم) به طور تصادفی به نه گروه شامل دو گروه کنترل سالم و بیمار استیوآرتریت و هفت گروه مداخله موش های بیمار استیوآریت شامل، سالین، تمرین، ازن تراپی، MSCs ،MSCs ازن تراپی، تمرین ازن تراپی و تمرین MSCs تقسیم شدند. استیوآرتریت با روش جراحی به موش ها القا شد. برنامه تمرینی شامل سی دقیقه دویدن روی ترمیل بدون شیب و سرعت 16 متر در دقیقه بود. 106سلول بر کیلوگرم به موش ها تزریق شد. ازن در خط مفصلی تیپوفمورال زانو و با غلظت 20µg/ml تزریق شد. سنجش سطوح بافتی Myostatin با کیت الایزا و بیان ژن MEF-2C به روش Real time PCR انجام شد. 

    یافته ها

     گروه های سلول + تمرین، تمرین + ازن و سلول + ازن موجب یک افزایش معنی دار در بیان ژن MEF-2C و یک کاهش معنی دار در سطوح Myostatin عضله رانی در مقایسه با گروه های سلول، تمرین و ازن شدند (P<0/05). در گروه تمرین + سلول این تغییرات مشهودتر بود. 

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد ترکیبی از تمرین و سلول با افزایش در بیان ژن MEF-2C و کاهش در سطوح Myostatin عضله رانی احتمالا می تواند اثرات مفیدی بر عوامل تحریکی و مهاری تعاملات بین عضله و استخوان در مدل موش های آرتروزی داشته و در نتیجه خطرات تحلیل و ضعف عضلات ناشی از عوارض آرتروز را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: تمرین، ازن، سلول های بنیادی، MEF-2C، Myostatin، آرتروز
  • عباسعلی شهابی، پروین احتشام زاده*، پرویز عسگری، بهنام مکوندی صفحات 276-297

    اهداف یکی از مهم ترین عوامل مرگ ومیر در دنیا بیماری قلبی عروقی است. زمینه های زیستی و عوامل خطرساز جسمانی، انواع استرس ها و پریشانی ها، راهبردهای مقابله ای غیر کارآمد، رویدادهای پراسترس زندگی و همین طور سطح پایین تاب آوری در بروز و تشدید این بیماری نقش موثری دارند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر تاب آوری بیماران قلبی مراجعه کننده به بخش بازتوانی قلب در سال1397-1398 است. مواد و روش ها این مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. 45 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شدند و مقیاس تاب آوری کانر دیویدسون (CD-RIS) را تکمیل کردند. مداخلات شامل هشت جلسه (گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) شصت دقیقه ای و ده جلسه (گروه تصویرسازی ذهنی هدایت شده) 45 دقیقه ای بود و برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی در نسخه 22 نرم افزار SPSS اتفاده شد. یافته ها داده های به دست آمده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر نشان از اثربخشی معنادار هر دو روش بر افزایش تاب آوری بیماران قلبی دارد. همچنین، مقایسه زوجی گروه ها با استفاده از آزمون مقایسه های چندگانه بنفرونی نشان از اثربخشی بالاتر، بیشتر و معنی دار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر تاب آوری (P<0/005) دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، به واسطه تمرکزش بر انعطاف پذیری روان شناختی موثرتر از درمان تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر تاب آوری است. نتیجه گیری با توجه به نتایج این پژوهش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با فاکتور اصلی پذیرش، می تواند در گسترش مفهوم پذیرش با باورهای بیماران قلبی بر عدم کنترل بر زندگی، مقابله کند و میزان تاب آوری آنان را افزایش دهد. ضمنا پیگیری یک ماهه نتایج، نشان از پایداری و تقویت آن داشته است.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تصویرسازی ذهنی، تاب آوری، بیماران قلبی
  • هاوژین عزیزی، فتاح مرادی*، سامان پاشایی صفحات 298-315
    اهداف

     مطالعات اندکی اثر شیوه های مختلف تمرین هوازی بر نوار قلب (ECG) را بررسی کرده اند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه تاثیر تمرین هوازی تداومی و تناوبی بر ECG دختران جوان فعال بود. 

    مواد و روش ها

    روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود و سی دختر جوان فعال از میان دانش آموزان رشته تربیت بدنی (سن =0/4±17/0 سال) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه تمرین هوازی تداومی، تمرین هوازی تناوبی و کنترل قرار گرفتند (هر گروه ده نفر). پروتکل تمرین ها (هشت هفته، هر هفته سه جلسه) شامل 35-20 دقیقه دویدن در هر جلسه و با شدت 75-60 درصد ضربان قلب بیشینه بود. قبل و پس از دوره تمرین، ویژگی های عمومی آزمودنی ها اندازه گیری و ECG آن ها ثبت شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر در سطح معنی داری 0/05>P استفاده شد. 

    یافته ها

    هشت هفته تمرین هوازی تداومی و تناوبی تاثیری بر دامنه امواج P، R و T، تناوب PR و مدت زمان قطعه ST دختران جوان فعال نداشت (05/0

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد هشت هفته تمرین هوازی تداومی و تناوبی به طور مشابهی منجر به کاهش ضربان قلب و افزایش تناوب QT در دختران جوان فعال می شود، در حالی که فقط تمرین هوازی تناوبی افزایش تناوب RR را به دنبال دارد.

    کلیدواژگان: تمرین ورزشی، نوار قلب، ورزش هوازی، ضربان قلب، آمادگی جسمانی
|
  • Mohammad Reza Mottaghy, Abbasali Abbasnezhad*, Saeed Erfanpoor, Hossein Mohammadzade Moghaddam, Mohammad Reza Arbaghaei, Zahra Rouhani Pages 200-211
    Aims

     Muscular pain is a common complication of physical activity. The purpose of this study was to compare the effect of massage with lavender gel and piroxicam gel on exercise-induced muscle pain in male students of Gonabad University of Medical Sciences.

    Methods & Materials

    This semi-experimental study was performed on 75 male students of Gonabad University of Medical Sciences in 2018. The Samples were randomly divided into three groups of 25, including a lavender gel massage group, a piroxicam gel massage group, and a placebo gel massage group. The specimens were randomly divided into three groups of 25, including a lavender gel massage group, a piroxicam gel massage group, and a placebo gel massage group. The training program lasted for 45 minutes, including 10 minutes of warming up and doing stretching exercises, 30 minutes of exercises and the main exercises and 5 minutes for cooling. The research instrument was a checklist for the demographic characteristics of the samples and the Thalog malformation questionnaire. Samples completed the Thalog pain questionnaire after completing the exercise and also after the massage. The Mean±SD were used for descriptive statistics. Normaly distributed data were analyticaly analyzed by paired t-test and ANOVA and non-normaly distributed data were analyticaly analyzed by Wilcoxon and Kruskal-Wallis tests.

    Findings

     The results showed that muscle pain induced by exercise in all three groups after massage was significantly reduced compared to before massage (P<0.001). The results of Kruskal-Wallis test showed that the difference in muscle pain before and after massage with the three gels used 
    (P=0.002) was statistically significant. Massage with lavender gel compared to piroxicam and placebo groups was able to reduce more the muscle pain.

    Conclusion

     Massage with lavender gel compared to the piroxicam gel and placebo gel can be a better way to reduce muscle pain after exercise.

    Keywords: Lavender, Pyroxicam, Myalgia, Massage
  • Ali Alami, Masomeh Esmailzade, Reza Esmaeili, Mohammad Matlabi, Ali Ekrami Noghabi, Maryam Saberi* Pages 212-227
    Aims

     Fertility is an important factor for population growth and its proportion. Regarding the overall decrease in the total fertility rate in Iran and reaching below the replacement rate, this study aimed at determining the effect of the education based on the Theory of Planned Behavior (TPB) on women’s fertility intention.

    Methods & Materials

    This interventional study was conducted on 100 pregnant women of reproductive age covered by the Gonabad community health centers. The subjects were selected through two-stage cluster sampling and randomly assigned to the control and experimental groups (n=50 per group). Data were analyzed using SPSS V. 20 and Independent t-test, paired t-test, and Chi-square test.

    Findings

     There was no significant difference between the demographic characteristics of the subjects in the experimental and control groups. Before the intervention, there was no significant difference between the mean score of the theoretical constructs between the two groups. After the intervention, the mean score of attitude (P=0.014), perceived behavioral control (P=0.042), and behavioral intention (P=0.005) were significantly different between the two groups.

    Conclusion

     The results showed that the educational intervention based on TPB could positively affect the fertility intention of single-child women. Hence, it is suggested to use this model in educational programs related to population growth policy and to plan interventions encouraging couples to have another child.

    Keywords: Fertility intention, Single child, Education
  • Nahid Bije*, Fahime Sadat Jamali, Mehri Ghalandarabadi, Razie Rezayi Pages 228-243
    Aims

     Obesity is one of the greatest health challenges in the world and can lead to kidney disease. The aim of this study was to investigate the effect of aerobic exercise with and without Bunium persicum (Boiss.) consumption on kidney function and the number of trace elements in the blood sample in obese menopausal women.

    Methods & Materials

    In this experimental study, 29 obese menopausal women were randomly divided into 3 groups: exercise, supplement, and exercise+supplement with the mean body mass index of 28.3±3.2, 30.4±4.14, and 31.67±4.93 kg/m2, respectively. Eight weeks of exercise was performed in three 45-min sessions per week at 65-75% of the maximum heart rate. The supplement group received two meals of B. persicum for 8 weeks. Before and after the intervention, creatinine, urea, uric acid, iron, zinc, sodium, and magnesium were measured. Data were analyzed by SPSS at the significance level of P≤0.05.

    Findings

     The results showed that none of the renal function factors in the groups changed significantly. Intra-group changes in zinc significantly increased in the exercise and exercise + supplementation groups (P=0.041 and P=0.010, respectively). Intra-group changes in iron showed a significant decrease and increase in the exercise and supplement groups, respectively (P=0.001 and P=0.001, respectively). The inter-group variation of the iron was also significant (P=0.001).

    Conclusion

     Eight weeks of aerobic exercises in water alone and in combination with B. persicum consumption did not affect renal function in obese and menopausal women, while aerobic exercise in water and B. persicum consumption alone led to some changes in trace elements.

    Keywords: Uric acid, Urea, Obesity, Trace elements, Menopause
  • Sadighe Ahmadi, Azarmidokht Rezaei*, Siamak Samani, Sultanali Kazemi Pages 244-259
    Aims

     Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) is one of the most common psychiatric disorders. Almost about five million Americans are identified with OCD every year. The purpose of this study was to compare the effectiveness of the Exposure and Response Prevention (ERP) and paradoxical time table therapy technique on OCD patients. 

    Methods & Materials

    This experimental study was an extension of the multi-group pre-test post-test design. The statistical population of the study consisted of all OCD patients referred to private clinics and psychotherapy centers in Tehran in 2018, of whom 45 cases were selected through available sampling randomly assigned to three groups of 15. Patients in the first group received ERP (8 sessions) and patients in the second group received a paradoxical time table technique (4 sessions) individually. In the present study, the Maudsley Obsessive-Compulsive Inventory (1997) was used. The data were analyzed using Analysis of Covariance (ANCOVA) using SPSS software. 

    Findings

     The results showed the significant effectiveness of ERP and the paradoxical time table technique on the reduction of OCD (P<0.001).

    Conclusion

     Paradoxical time table therapy, as an alternative treatment of response prevention technique, can eliminate maladaptive thinking strategies about anxiety as well as uncompromising threat monitoring in OCD patients.

    Keywords: Counter-response technique, Exposure, Response Prevention (ERP), Paradoxical Time Table Technique, Obsessive-Compulsive Disorder (OCD)
  • Zahra Haddadpour, Hajar Abbaszadeh*, Parvin Farzanegi Pages 260-275
    Aims

     Myostatin and Myocyte Enhancer Factor 2C (MEF2C) are involved in muscle changes associated with bone problems. The aim of the present study was to determine the effect of three therapeutic methods of exercise, ozone, and stem cells on MEF-2C gene expression and myostatin levels of femoral muscle tissue in osteoarthritis rats.

    Methods & Materials

    This experimental study was done on 63 male rats (mean age of 8-12 weeks and weight of 250-300 g). They were randomly divided into nine groups: the healthy control and osteoarthritis group and seven intervention groups of osteoarthritis rats, including , saline, exercise, ozone therapy, MSCs, MSCs+ozone therapy, exercise+ozone therapy, and exercise+MSCs. Osteoarthritis was induced in rats by surgery. The training program consisted of 30 min of running on a non-slip treadmill at a speed of 16 m/min. Rats in the MSCs group received 1×106 cells/kg. The ozone was injected into the articular line of the knee tibiofemoral at a concentration of 20 μg/mL. Tissue levels of myostatin were measured by enzyme-linked immunosorbent assay kits and MEF2C gene expression was measured by real-time polymerase chain reaction method. 

    Findings

     Cell+exercise, exercise+ozone, and cell+ozone groups showed a significant increase in MEF2C gene expression and a significant decrease in myostatin levels compared with the cell, exercise, and ozone groups (P<0.05). In the exercise+cell group, these changes were greater.

    Conclusion

     The results showed that the combination of exercise and MSCs with an increase in MEF2C gene expression and a decrease in myostatin levels, can possibly have beneficial effects on the stimulatory and inhibitory factors of interactions between muscle and bone in the osteoarthritis rats, and ultimately reduce the risks of muscle weakness due to osteoarthritis complications.

    Keywords: Exercise, Ozone, Stem cells, Myocyte Enhancer Factor 2C (MEF-2C), Myostatin, Osteoarthritis
  • Abbasali Shahabi, Parvin Ehteshamzadeh*, Parviz Asgari, Behnam Makvandi Pages 276-297
    Aims

     One of the most essential causes of mortality in the world is cardiovascular disease. Biological backgrounds and physical risk factors, types of stress and distress, ineffective interaction strategies, stressful life events, as well as low levels resiliency contribute to the start and severity of the disease are some features of this disease. The present research tends to compare the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Guided Mental Imagery (GSI) on the resiliency in cardiovascular patients referring to cardiac rehabilitation ward through 2018-2019. 

    Methods & Materials

    This study is a quasi-experimental with pretest-posttest and follow-up with control group. The research samples were 45 participants selected using available method and completed the Conner-Davidson Resiliency Scale (CD-RIS). Interventions consisted of 8 sessions of 60 minutes each (ACT group) and 10 sessions of 45 minutes each (GSI group). Data analysis was performed using repeated measurement covariance analysis and Bonferroni test in SPSS v. 22 software. 

    Findings

    The research findings showed the effectiveness of the two treatments of ACT and GSI on the increase in resiliency of cardiovascular patients. In other words, the results of Bonferroni test indicate the more effectiveness of ACT than GSI in increasing resiliency is in cardiovascular patients (P<0.005). Therefore, it can be concluded that ACT, by focusing on psychological flexibility, is more effective than GSI on Resilience.

    Conclusion

     According to the results of this study, the ACT with the main acceptance factor, may expand the concept of acceptance by believing in lack of control over life in cardiovascular patients, and increase their resiliency. A one-month follow-up of the results showed its sustainability and strength.

    Keywords: ACT, GMI, Resilience, Heart Diseases
  • Hawzhin Azizi, Fatah Moradi*, Saman Pashaei Pages 298-315
    Aims

     Few studies have examined the effects of various models of aerobic training on electrocardiogram (ECG). The purpose of this study was to compare the effect of continuous and interval aerobic training on ECG of active young girls. 

    Methods & Materials

    The research method was quasi-experimental and 30 active young girls were selected from among physical education students (age=17.0±0.4 y) and were randomly asPned to three groups of continuous aerobic training, interval aerobic training and control (each group was 10). The protocol of the trainings (eight weeks, three sessions per week) included 20-35 minutes of running per session, with an intensity of 60%-75% of the maximum heart rate. Before and after the training, general characteristics of subjects were measured and their ECGs were recorded. To analyze the data, analysis of variance with repeated measurements was used at the Pnificant level of P<0.05. 

    Findings

    Eight-week continuous and interval aerobic training had no Pnificant effect on amplitudes of P, R, and T waves, PR interval and duration of ST segment (P>0.05), whereas both types of training similarly increased QT interval (continuous: P=0.001, interval: P=0.027) and reduced heart rate (continuous: P=0.002, interval: P=0.013). Only in the interval training group RR interval showed a Pnificant increase (continuous: P=0.079, interval: P=0.007).

    Conclusion

     Eight weeks of continuous and interval aerobic training appears to similarly decrease heart rate and increase QT interval in active young girls, whereas only interval aerobic training results in increased RR interval.

    Keywords: Exercise training, Electrocardiography, Aerobic exercise, Heart rate, Physical fitness