فهرست مطالب

آفات و بیماریهای گیاهی - سال هشتاد و چهارم شماره 1 (شهریور 1395)
  • سال هشتاد و چهارم شماره 1 (شهریور 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/25
  • تعداد عناوین: 19
|
  • زهرا حاج صمدی، مرتضی موحدی فاضل، اورنگ کاوسی کاوسی، کبری فتوحی صفحات 1-12
    ذخیره منابع انرژی در حشرات کامل زمستان گذران سن گندم Eurygaster integriceps Put. اهمیت قابل توجهی در بقاء زمستانی آنها دارد. در این تحقیق، اثر برخی از غلظت های پایریپروکسی فن (%10(EC به عنوان شبه هورمون جوانی بر میزان ذخایر انرژی در شرایط مزرعه ای بررسی گردید. آزمایشات به صورت آزمون فاکتوریل چهارمتغیره شامل غلظت حشره کش (0، 100، 300 و 500 μl/l)، جنسیت (نر و ماده)، زمان نمونه برداری (3، 6 و 12 روز پس از سمپاشی) و تکرار سمپاشی (یک هفته پس از سمپاشی اول)، در چهار تکرار و در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا گردید. نتایج نشان داد که پایریپروکسی فن تاثیر معنی داری بر میزان چربی، گلیکوژن، قند، پروتئین و محتوای انرژی دارد. براساس نتایج حاصله، هر سه غلظت پایریپروکسی فن سبب افزایش میزان چربی، به ترتیب به میزان 96/157، 38/39 و 24/103 درصد، در مقایسه با شاهد شده است و در بین غلظت های مذکور غلظت μl/l 300 بیشترین تاثیر کاهشی را بر میزان کربوهیدرات و پروتئین داشته است.
    کلیدواژگان: سن گندم، پایریپروکسی فن، منابع انرژی، چربی، کربوهیدرات، پروتئین
  • عاطفه نایب زاده، غلام رضا شریفی سیرچی، کمال احمدی صفحات 13-20
    شته سبز هلو(Myzus persicae) یکی از آفات مهم درختان میوه هسته دار مانند هلو و گوجه است. علاوه بر این ازگیاهان زراعی یک ساله مانند باقلا، گوجه فرنگی، سیب زمینی، چغندرقند و علف های هرز نیز تغذیه می نماید. این شته با استفاده از خرطوم باریک خود به بافت بین سلولی گیاه نفوذ کرده و مقدار زیادی از شیره آوند آبکش را مصرف می کند، که این امر باعث ایجاد خسارات زیادی برای گیاهان میزبان می شود. در این تحقیق توانایی بتاآمینو بوتیریک اسید و سالیسیلیک اسید به منظور ایجاد مقاومت بر علیه شته سبز هلو روی گیاه باقلا (Vicia faba) بررسی شده است. بدین منظور یک آزمایش فنوتیپی و یک آزمایش مولکولی انجام شد. نتیجه آزمایش فنوتیپی نشان داد که بتاآمینو بوتیریک اسید و سالیسیلیک اسید اثرات ممانعت کنندگی روی رشد و تکثیر شته سبز هلو داشته اند. این تیمارها با افزایش طول سیکل زندگی شته ها باعث کم شدن جمعیت شته می شوند. نتیجه آزمایش مولکولی نشان داد که تیمارهای مذکور با افزایش بیان ژن کیتیناز گیاه باقلا توانسته ند در این گیاه مقاومت القاء کنند.
    کلیدواژگان: باقلا، بیان ژن، ژن کیتیناز، سیستم SAR، شته سبز هلو، مقاومت
  • صادق جلالی، محمدرضا نعمت اللهی، علی فرهادی صفحات 21-30
    خاکپوش های پلی اتیلنی طی سالیان اخیر برای کشت های سبزی و صیفی و با اهداف مختلفی توسعه یافته است. به منظور بررسی اثر خاکپوش های رنگی بر دور نمودن شته های ناقل، سرعت رشد بوته ها و کاهش آلودگی های ویروسی در محصول طالبی، این تحقیق طی سه سال در ایستگاه تحقیقات کشاورزی کبوتر آباد اصفهان اجرا گردید. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار و با شش تیمار شامل خاکپوش های مشکی با نوار آلومینیومی، آلومینیومی، شفاف، قرمز، مشکی و بدون خاکپوش (شاهد) بود. تراکم جمعیت شته های ناقل توسط تله های تشتکی زردرنگ حاوی آب به طور هفتگی بررسی و جمعیت آن ها در هر تیمار ثبت گردید. سرعت رشد بوته ها و درصد آلودگی بوته ها به ویروس های شایع منطقه شامل موزاییک خیار (CMV)، موزاییک هندوانه (WMV-2) و موزاییک زرد کدو ) (ZYMV در هر تیمار تا مرحله گل و میوه دهی تعیین شد. نتایج نشان داد که خاکپوش های آلومینیومی و مشکی با نوار آلومینیومی، در دور کردن شته ها بسیار موثر و اختلاف معنی داری با سایر خاکپوش ها داشتند. ازنظر درصد آلودگی به مجموع ویروس هاتیمارها در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول شامل خاکپوش مشکی با نوار آلومینیومی و خاکپوش آلومینیومی با کمترین آلودگی (به ترتیب 22/12 و 69/10)، گروه دوم شامل خاکپوش های شفاف، قرمز و مشکی (به ترتیب 17/24، 54/24 و 43/28) و گروه سوم شامل تیمار شاهد با حداکثر آلودگی (82/38) بود. برای CMV، WMV-2و ZYMVحداکثر درصد آلودگی در تیمار شاهد (به ترتیب 28/11، 54/20 و 42/22) و حداقل درصد آلودگی در تیمار خاکپوش مشکی با نوار آلومینیومی (به ترتیب 00/7، 01/7 و 77/7) بود. حداکثر میانگین سه ساله تراکم جمعیت شته های ناقل مربوط به تیمار شاهد (42/522) و حداقل آن مربوط به خاکپوش مشکی با نوار آلومینیومی (92/141) بود. بوته ها در تیمارهای دارای خاکپوش نسبت به تیمار شاهد بدون خاکپوش7 روز زودتر به 50 درصد سبز شدن و 10 روز زودتر به مرحله گلدهی رسیدند. بدین ترتیب مشخص شد که علاوه بر اثر بازتاب نور خورشید در دور کردن شته های ناقل، افزایش سرعت رشد بوته ها نیز در کاهش آلودگی های ویروسی نقش داشته است.
    کلیدواژگان: ویروس، خاکپوش، شته های ناقل، طالبی، موزاییک
  • قاسم نصیری نیا، رضا پوررحیم، سید علی الهی نیا، احمد روحی بخش، شیرین فرزادفر صفحات 31-42
    با توجه به اهمیت کشت توت فرنگی در دو استان گیلان و مازندران، در این تحقیق وضعیت بیماری های ویروسی توت فرنگی در این استان ها مورد بررسی قرار گرفت. طی سال های 1392-1391 در مجموع تعداد 422 نمونه تصادفی و 223 نمونه علائم دار شامل موزاییک، پیسک، لکه حلقوی، زردی، سبزردی، کاهش رشد و بد شکلی برگ ها از مزارع توت فرنگی مناطق رشت، صومعه سرا و سنگر در استان گیلان و بابلسر، جویبار و بهشهر در استان مازندران جمع آوری شد. آلودگی این نمونه ها به ویروس لبه زرد خفیف توت فرنگی (Strawberry mild yellow edge virus-SMYEV)، ویروس پیسک توت فرنگی (Strawberry motlle virus-SMoV)، ویروس چروکیدگی توت فرنگی (Strawberry crinkle virus-SCV)، ویروس لکه حلقوی نهان توت فرنگی (Strawberry latent ring spot virus-SLRSV)، ویروس موزاییک تمشک (Raspberry ringspot virus-RpRSV)، ویروس موزاییک آرابیس (Arabis mosaic virus-ArMV) و ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی (Tomato ringspot virus-ToRSV) با استفاده از آزمون سرولوژیکی الایزا (DAS-ELISA) و آنتی بادی های اختصاصی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر آلودگی 3/32 و 7/13 درصدی به ترتیب نمونه های علائم دار و تصادفی به حداقل یکی از هفت ویروس یاد شده بود. نتایج بررسی واکنش گیاهان محک در برابر جدایه های چهار نپوویروس ArMV، RpRSV، ToRSV و SLRSV بدست آمده در این تحقیق، با اطلاعات توصیف شده در مورد این ویروس ها مطابقت داشت. همچنین در ردیابی مولکولی SMoV و SMYEV به روش RT-PCR و با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ناحیه ژن پروتئین پوششی این دو ویروس، قطعه دی.ان.ای بطول مورد انتظار 630 و 860 جفت باز به ترتیب در نمونه های آلوده به SMoV و SMYEV تکثیر گردید. توالی نوکلئوتیدی قطعه دی.ان.ای بدست آمده در مورد دو جدایه ایرانی SMoV بیشترین شباهت (97 درصد) با جدایه 1278 SMoV از کشور هلند (رس شمار AJ496145) داشته و نیز توالی قطعه دی.ان.ای بدست آمده در مورد سه جدایه ایرانی SMYEV دارای بیشترین مشابهت (99 درصد) با جدایه D/M.110 SMYEV (رس شمار AJ577352) از آلمان بود. این نخستین گزارش از ردیابی ویروس های فوق از مزارع توت فرنگی ایران می باشد.
    کلیدواژگان: ایران، DAS، ELISA، RT، PCR
  • علی محمدبیگی، رامین روح پرور، محمد ترابی صفحات 43-54
    برای مقاومت به بیماری لکه برگی سپتوریایی، شناخت دقیق تنوع ژنتیکی بیماری زایی عامل بیماری ضرورت دارد تا بر اساس آن ارقام مقاوم متناسب حاوی ژن های موثر مقاومت برای هر منطقه تهیه شود. جهت تعیین تنوع ژنتیکی جدایه های قارچ Mycosphaerella graminicola ، واکنش گیاهچه ای 21 رقم افتراقی بین المللی گندم که هر کدام حاوی یک یا چند ژن شناخته شده مقاومت به بیماری لکه برگی سپتوریایی می باشند همراه چهار رقم به عنوان شاهد حساس، نسبت به 13 جدایه ی قارچM. graminicola که در طی سال های 1390، 1391 و 1392 از مزارع آلوده ی استان های گلستان، خوزستان و ایلام جداسازی شدند، در شرایط گلخانه ای در دو تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی در گلخانه های بخش غلات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه ی نهال و بذر کرج مورد بررسی قرار گرفت. واکنش گیاهچه ای ارقام، 21 روز پس از مایه زنی براساس، میزان نکروتیک و وجود پیکنید بعنوان دو پارامتر بیماری بصورت جداگانه و با استفاده از مقیاس مک کارتنی و همکاران تعیین شد. براساس واکنش ارقام نسبت به جدایه ها و ارتباط آن با ژن های شناخته شده مقاومت به سپتوریای برگی موجود در ارقام، بیماری زایی / عدم بیماری زایی (Avir/Vir)، جدایه ها مشخص شد. در این بررسی سیزده پاتوتیپ مختلف در کشور شناسایی گردیدند. در بین ارقام افتراقی گندم مایه زنی شده با جدایه ها ی قارچ عامل بیماری، ارقام Arina،Riband ،M3 به ترتیب حاوی ژن های Stb15،6،Stb15 و Stb16،17 نسبت به تمام جدایه ها مقاوم بودند. فراوانی ژن های بیماری زایی جدایه های قارچ M. Graminicola نشان داد که برای ژن هایStb17، Stb16 وStb15 در هیچیک از جدایه ها فاکتور یا ژن بیماری زایی وجود نداشت.
    کلیدواژگان: ارقام افتراقی، لکه برگی سپتوریایی Zymoseptoria، Pathogenesis، Mycosphaerella graminicola
  • فریبا قادری، بهرام شریف نبی، محمد جوان نیکخواه صفحات 55-66
    گندم مهم ترین محصول کشاورزی است و نقش بسیار بارز و چشم گیری در تغذیه مردم جهان و ایران دارد. سپتوریوز خوشه گندم که در اثر قارچ Stagonospora nodorum ایجاد می شود، یکی از مهمترین بیماری هایی است که خسارت نسبتا قابل ملاحظه ای به این محصول در دنیا وارد می کند. به منظور بررسی واکنش ارقام مختلف گندم به جدایه های S. nodorum، نمونه-های گندم آلوده از چهار استان فارس، خوزستان، گلستان و کهگیلویه و بویراحمد جمع آوری و بررسی شدند. از میان 200 جدایه بدست آمده، 15 جدایه بر اساس پراکنش جغرافیایی برای مطالعات بیماریزایی انتخاب شدند و شدت بیماریزایی این 15 جدایه S. nodorum در گلخانه بر روی 26 رقم گندم مورد آزمون قرار گرفت. نتایج آزمون، در قالب یک طرح فاکتوریل کاملا تصادفی با نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اولین علائم بیماری بر روی رقم چمران 6 روز بعد از مایه زنی مشاهده گردید. مقایسه میانگین شدت بیماریزایی جدایه ها با استفاده از آزمون دانکن ارقام را به چهار گروه تقسیم نمود. بیشترین درصد شدت بیماریزایی مربوط به سه جدایه از استان فارس(St 1، 2، 3 ) با شدت بیماریزایی 95/74، 90/74 و 74/74 بود که در واقع میزان بیماریزایی جدایه ها ارتباط معنی داری با نواحی جغرافیایی آنها داشتند. جدایه های S. nodorum جدا شده از علف هرز فالاریس یا علف قناری(Phalaris spp) استان گلستان(علی آباد و کردکوی) هیچ گونه بیماریزایی بروی ارقام مختلف گندم نشان ندادند. حساس ترین و مقاومترین رقم ها به ترتیب ارقام چمران و بک کراس روشن ارزیابی گردید.
    کلیدواژگان: بیماری زایی، سپتوریوز سنبله، گندم، Phaeosphaeria
  • تهمینه توان پور، علیمراد سرافرازی، محمد رضا مهرنژاد، سهراب ایمانی صفحات 67-78
    به منظور بکارگیری نتایج حاصل از مدل سازی در مدیریت دو آفت، Brachynema germarii و Nezara viridula در 11 اقلیم استان کرمان، با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی (Maxent) پتانسیل پراکنش و مناطق مستعد گونه ها تعیین شد. Nezara viridula از آفات پنبه، سبزیجات و صیفی جات، و Brachynema germarii آفت پسته و ناقل قارچ عامل بیماری استیگماتومیکوز یا ماسوی پسته است. مدل پراکنش با استفاده از رکورد های حضور گونه و هفت متغیر اقلیمی تهیه شد. دقت و عملکرد Maxent در تهیه مدل واقعی پراکنش نیز با استفاده از شاخص سطح زیر منحنی (Area Under the Curve) محاسبه شد. با بهره گیری از آزمون Jackknife مشخص شد که متغیر های درجه حرارت متوسط سالانه و دامنه میانگین روزانه به ترتیب از تاثیر گذارترین متغیرها در مدل پیش بینی پراکنش B. germarii و N. viridula بودند. نتایج نشان داد اقلیم های خشک با زمستان خنک و تابستان گرم تا بسیار گرم در قسمت های شمالی و مرکزی استان کرمان برای حضور گونه B. germarii مناسب بودند. مدل پراکنش گونه N. viridula نیز نشان داد این گونه در قسمت های جنوبی استان کرمان در اقلیم خشک همراه با زمستان معتدل تا خنک و تابستان بسیار گرم پراکنش دارد. مقدار میانگین شاخص سطح زیر منحنی، برای گونه B. germarii، برابر 81/0 و برای N. viridula برابر 90/0 بدست آمد که نشان می دهد مدل های بدست آمده برای این گونه ها از دقت بالایی برخوردارند.
    کلیدواژگان: مدل سازی پراکنش، Brachynema، Nezara، Pentatomidae، Maxent
  • مهرداد حنیفه ئی، حمید دهقانی، رجب چوکان صفحات 79-96
    بررسی رابطه بین مقاومت و اجزای مقاومت، راندمان برنامه های اصلاحی را با تعیین معیار انتخاب مناسب، بهبود می بخشد. در این آزمایش تعداد 57 توده بومی و ارقام افتراقی خربزه و طالبی به منظور بررسی رابطه بین مقاومت و اجزای مقاومت در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. 13 صفت شامل درصد گیاهان مرده و خصوصیات بیوشیمیایی و مورفولوژیکی(دوره کمون، شدت بیماری، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری، پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز، فنل کل، کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، وزن تر هوایی، وزن خشک هوایی، وزن تر ریشه و وزن خشک ریشه) مورد ارزیابی قرار گرفتند. ضرایب همبستگی ساده بین درصد گیاهان مرده با صفاتی مثل دوره کمون، شدت بیماری، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری، پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز، فنل کل، کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز در سطح 1 درصد معنی دار بود. نتایج حاصل از تجزیه به عامل هانشان داد که 3 عامل اصلی و مستقل، 24/80 درصد تغییرات کل داده ها را توجیه می نمایند. به طوری که سه عامل تحت عنوان عامل خصوصیات بیوشیمیایی و قدرت زنده مانی، خصوصیات ریشه ای و اندام هوایی نامگذاری گردیدند. نتایج حاصل از تجزیه علیت بیانگر آن بود که صفت سوپراکسید دیسموتاز به دلیل دارا بودن اثر مستقیم زیاد و بالا بودن اثرات غیر مستقیم صفات دیگر از طریق این صفت می تواند به عنوان یک شاخص در جهت افزایش مقاومت به Fusarium oxysporum f. sp. melonis race 1.2 (Fom 1.2) مطرح باشد.
    کلیدواژگان: خربزه و طالبی، Fusarium oxysporum f. sp. melonis race 1.2، همبستگی، تجزیه به عامل ها، تجزیه علیت
  • سیامک روشندل، فرود صالحی صفحات 97-104
    خسارت سوسک شاخک بلند رزاسه روی ارقام بادام و نقش گیاهان تله در جلب و کنترل آن در باغ های بادام حاشیه زاینده رود بررسی گردید. برای بررسی میزان آلودگی ارقام بادام به آفت، 10 درخت از هر یک ازارقام مامایی، سفید ، ربیع و توده بذری به طور تصادفی انتخاب و تعداد سرشاخه های خشکیده روی آنها شمارش شد. داده ها بر اساس طرح پایه بلوک های کاملا تصادفی با 4 تیمار و10 تکرار با استفاده از نرم افزارSAS تجزیه شد. برای بررسی اثر گیاهان تله در جلب و کنترل آفت در کرت هایی به ابعاد4 × 3 متر هویج و پیاز درون باغ بادام کشت شد و تعداد حشرات کامل آفت روی گل های این گیاهان در دهه سوم خرداد در مدت چهار روز و روزی سه بار شمارش گردید و داده ها در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی با 3 تیمارو 4 تکرار با استفاده از نرم افزارSAS تجزیه شد. نتایج نشان داد میانگین درصد آلودگی سرشاخه های خشک شده درارقام مامایی، ربیع، توده بذری وسفید به ترتیب 85/0 ±95/2 ، 35/0 ± 85/1، 17/0 ± 45/1 و 15/0 ± 85/0درصد بود. جلب حشرات کامل آفت روی گل های هویج بیشتر از پیاز بود و بیشترین تعداد آنها در صبح زود و ساعتی قبل از غروب آفتاب روی گل های گیاهان تله مشاهده گردید. جمع آوری مکانیکی سوسک های کامل در این مواقع به راحتی امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: سوسک شاخک بلند رزاسه، میزان آلودگی، گیاهان تله، بادام، چهارمحال و بختیاری
  • احمد حیدریان، محمدرضا نعمت اللهی صفحات 105-118
    در سال های اخیر علائم لکه روی میوه در باغ های تجاری سیب شهرستان سمیرم بروز و توسعه یافته است. بررسی های گیاه پزشکی حاکی از علل مختلف بروز این عارضه روی میوه های سیب بوده است ازجمله علل احتمالی می توان به Apple Chlorotic Leaf Spot Virus، Apple scar skin viroid، قارچ های Fusicladium pomi و Altenaria mali ، شته سبز سیب، سن های Pentatomidae و اختلالات تغذیه ای اشاره کرد. از آنجائی که علائم اختلالات کلسیمی نیز مشاهده گردیده بود، جهت بررسی علل بروز و توسعه این علائم روی میوه، از درختان رد دلیشز و گلدن دلیشز نمونه برداری تصادفی انجام گرفت. سپس غلظت عناصر (کلسیم، پتاسیم، منیزیم و ازت) در یک نمونه مرکب از هر باغ تعیین و نسبت های N/Ca2+، K+/Ca2+، Mg2+/Ca2+، (K++Mg2+)/Ca2+ و (N+K++Mg2+)/Ca2+ محاسبه شد. مقایسه متعامد بین تیمارهای دارای علائم در مقابل فاقد علائم اختلاف معنی دار برای نسبت های K+/Ca2+، (K++Mg2+)/Ca2+ و (N+K++Mg2+)/Ca2+ را نشان دادند. بنابراین، عارضه فوق رابطه منفی با مقدار پتاسیم و نسبت K+/Ca2+ و رابطه مثبت با مقدار کلسیم موجود در میوه دارد. بررسی علائم نشان داد که سه نوع ناهنجاری اختلالات کلسیمی شامل لکه تلخ (روی هر دو رقم)، چوب پنبه ای شدن (روی رد دلیشز) و لکه نقطه ای عدسک (روی گلدن دلیشز) در باغ های سیب شهرستان سمیرم وجود دارد.
    کلیدواژگان: لکه روی میوه، اختلالات تغذیه ای، رد دلیشز، گلدن دلیشز، کلسیم
  • اطهر علیشیری، فرشاد رخشنده رو، غلامرضا صالحی جوزانی، مسعود شمس بخش صفحات 119-130
    بادنا ویروس یک انجیر (Fig badnavirus -1) متعلق به خانواده Caulimoviridae و جنس Badnavirus و یکی از شایع ترین عوامل ویروسی همراه با بیماری موزائیک انجیر در انجیرکاری های جهان می باشد. طی فصول زراعی سال های 1391 تا 1393، در مجموع تعداد 392 نمونه برگی علائم دار و بدون علائم ویروسی از انجیر کار های مختلف موجود در 9 استان کشور جمع آوری شد. نمونه ها توسط آزمون سرولوژیکی Dot Immunobinding Assay (DIBA) و با استفاده از آنتی سرم اختصاصی ویروس موزائیک انجیر مورد بررسی قرار گرفتند. وجود ویروس در نمونه های آلوده توسط آزمون های مولکولی مورد تایید قرار گرفت. برای این منظور، DNA کل از نمونه های آلوده استخراج و با استفاده از آغازگر اختصاصی برای ژن پروتئاز، قطعه ای به طول تقریبی 1055 جفت باز تکثیر شد. بمنظور بررسی تنوع ژنتیکی جدایه ها، محصول پی سی آر نمونه های آلوده به FBV-1 توسط آنزیم EcoRI در آزمون RFLP مورد هضم آنزیمی قرار گرفتند. پس از مشخص شدن توالی نوکلئوتیدی منطقه تکثیر شده 9 جدایه FBV-1 مربوط استان های مختلف، توالی های با رس شمارهای KU314932-40 در بانک ژن ثبت شدند. نتایج همردیف سازی توالی ها نشان داد جدایه های ایرانی در هر یک از سطوح نوکلئوتیدی یا اسید آمینه ای به میزان 99-98% مشابه بودند. در بررسی تبارزایی بر مبنای توالی نوکلئوتیدی جدایه های مورد بررسی در دو گروه قرار گرفتند و جدایه های ایرانی مستقل از جدایه آمریکا در گروه مجزا قرار گرفتند. فیلوژنی بر مبنای توالی اسید آمینه درخت فیلوژنتیکی متفاوتی را نشان داد.
    کلیدواژگان: ردیابی، بادنا ویروس یک انجیر، تبارزایی
  • فرزانه پارسی، شهرام شاهرخی خانقاه صفحات 131-140
    پسیل آسیایی مرکبات، Diaphorina citri به دلیل انتقال عامل بیماری میوه سبز مرکبات یکی از مهمترین آفات مرکبات در مناطق جنوبی ایران است. در این مطالعه حشرات کامل این آفت با استفاده از تله های زرد چسبنده به ابعاد 10× 25 سانتی متر از 52 باغ در استان های کرمان و هرمزگان نمونه برداری شدند. برای تحلیل پراکنش فضایی پسیل آسیایی مرکبات، از دو روش قانون نمایی تیلور Taylor (1961) و روش رگرسیونی ایوائو Iwao (1968) استفاده شد. همچنین مدل های نمونه برداری دنباله ای با سطوح دقت 10 و 25 درصد براساس پارامترهای تیلور به روش گرین Green (1970) و پارامترهای ایوائو به روش کونو Kuno (1969) تهیه شدند. نتایج نشان داد که حشرات کامل شمارش شده روی تله های زرد چسبنده مطابق هر دو روش تیلور و ایوائو دارای الگوی تجمعی بودند. مقایسه مدل های تهیه شده نشان داد که مدل های نمونه برداری دنباله ای روش گرین که بر اساس پارامترهای قانون نمایی تیلور تهیه می شوند بهتر از مدل های روش کونو بودند. در مدل های نمونه برداری تهیه شده، با افزایش تراکم جمعیت حشرات کامل پسیل آسیایی مرکبات، اندازه نمونه کاهش یافته و بر کارایی مدل در تعیین سریع میانگین جمعیت افزوده شد. با افزایش سطح دقت از 25 درصد به 10 درصد، تعداد تله لازم برای تخمین جمعیت حشرات کامل پسیل در تراکم های مختلف 7-6 برابر افزایش یافت. بنابر این نمونه برداری در سطح دقت تحقیقاتی (10 درصد) به دلیل برآورد اندازه نمونه بسیار بزرگ، زمان بر بوده و استفاده از مدل تهیه شده به روش گرین در سطح دقت مدیریت تلفیقی آفات (25 درصد) به دلیل صرفه جویی در زمان نمونه برداری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: نمونه برداری دنباله ای، اندازه نمونه، تله زرد چسبنده، پسیل آسیایی مرکبات
  • پریسا خزائلی، سعید رضائی، منصوره میرابوالفتحی، حمیدرضا زمانی زاده، هادی کیادلیری صفحات 141-156
    در سال های اخیر شیوع وسیع بیماری سوختگی و ریزش ناگهانی برگ های درختان شمشاد و متعاقب آن خشکیدگی کامل آنها، با عامل Calonectria pseudonaviculata، سطحی معادل 40000 هکتار از جنگل های شمال کشور را در معرض نابودی قرار داده است. به منظور بررسی پراکنش این بیماری طی سال 1393، از گیاهان دارای علائم بیماری در مناطق لیره سر، سی سنگان، چلندر، توسکاتوک، کهنه سرا، نکا شاهبند، سرخکلا، افراچال، سوادکوه، چای باغ، وچات، قائمشهر، آمل، بهشهر در استان مازندران، آستارا، گیسوم، کلات، رودسر، بیجارکنار و سیاهکل در استان گیلان و بندرگز در استان گلستان نمونه برداری شد. ابتدا شناسایی جدایه های قارچی بر اساس ویژگی های ریخت شناسی و پس از آن با استفاده از آغازگر اختصاصی ITS4و ITS311F انجام شد. تنوع بیماریزایی در جمعیت جدایه های این قارچ در گلخانه با تعداد 35 جدایه منتخب همراه شاهد روی نهال شمشاد جنگلی بررسی شد. ویژگی های ریخت شناسی تفکیک کننده این گونه به شرح: کنیدی ها واجد یک دیواره عرضی با ابعاد (8/4) 4-6 × (3/47) 68-48 میکرومتر و استیپ (Stipe) بلند به طول 90- 140 میکرومتر، دارای جداره عرضی، و در انتها دارای وزیکل بیضی شکل دارای پاپیل در نوک و در میانه آن دارای بیشترین عرض (10میکرومتر) معرف گونه C. pseudonaviculatum بود. تمامی جدایه ها با استفاده از آغازگر اختصاصی و انجام واکنش زنجیره ای پی سی آر باند 250 جفت بازی تولید نمودند. مقایسه میزان شدت بیماری زایی 35 جدایه این قارچ ، آنها را در 15 گروه بیماریزایی متفاوت قرار داد. جدایه های گروههای مختلف بیماریزایی در هر سه استان وجود داشتند.
    کلیدواژگان: پراکنش، شناسایی اختصاصی، Cylindrocladium pseudonaviculatum، تنوع بیماریزایی، شمشاد
  • کاوه بنانج صفحات 157-174
    بیماری پیچیدگی برگ زرد گوجه فرنگی (Tomato Yellow Leaf Curl Disease، TYLCD) برای اولین بار همراه با طغیان جمعیت های زیادی از سفیدبالک (Bemisia tabaci) در مزارع گوجه فرنگی (Solanum esculentum) دره اردن در اواخر سال 1930 میلادی گزارش و از اوایل دهه 60 میلادی به یکی از بیماری های مهم و خسارت زا در بسیاری از مزارع گوجه فرنگی دنیا تبدیل گردید. در طی 3 دهه اخیر بیماری (TYLCD) به مشکل جدی تولید گوجه فرنگی در بسیاری از کشورها در دنیا تبدیل گشته است. خسارت ناشی از این بیماری در برخی از مزارع گوجه فرنگی بین 93 تا 100 درصد گزارش شده است. گیاهان آلوده دارای میوه های کم، ریز و در برخی موارد به دلیل ریزش پیش از موعد گل، فاقد میوه هستند. ماهیت ویروسی (TYLCD) و ارتباط آن با سفیدبالک (B. tabaci) برای اولین بار در سال 1964 میلادی اثبات گردید. سپس ویروس عامل بیماری (TYLCD) شناسایی و تحت عنوان ویروس پیچیدگی برگ زرد گوجه فرنگی (Tomato yellow leaf curl virus، TYLCV) نام گذاری و در اواخر دهه هشتاد میلادی ژنوم آن بطور کامل تعیین توالی گردید. ویروس TYLCV از تیره ویروس های دوقلو (Geminiviridae) و از اعضای جنس بگوموویروس (Begomovirus) است. بیماری (TYLCD) برای اولین بار در ایران در سال 1372 از برخی مزارع گوجه فرنگی استان های هرمزگان و سیستان و بلوچستان و سپس در فاصله یک دهه از بسیاری استان های کشور از قبیل کرمان، بوشهر، خوزستان، مرکزی، اصفهان، تهران، گلستان، مازندران، خراسان رضوی و یزد گزارش و در حال حاضر به یکی از عوامل اصلی کاهش میزان محصول گوجه فرنگی در ایران تبدیل گشته است.
    کلیدواژگان: ویروس پیچیدگی برگ زرد، گوجه فرنگی، مدیریت
  • عبدالامیر محیسنی، مختار داشادی صفحات 175-186
    شته کلمBrevicoryne brassicae L. مهمترین آفت کلزا در ایران می باشد. به منظور بررسی تاثیر سه عنصر غذایی نیتروژن، فسفر و پتاسیم بر جمعیت این شته در مزرعه کلزا، طی سال های 82-1381 کلزا لاین SLM046 تحت دو آزمایش مزرعه ای مشابه سمپاشی شده (شاهد) و سمپاشی نشده (آلوده) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با آرایش فاکتوریل با سه عامل نیتروژن با چهار سطح (N1=0، N2=190، N3=270، N4=350 kg/ha) ، فسفر با دو سطح (P1=0، P2=150 kg/ha) و پتاسیم با دو سطح (K1=0، K2=100 kg/ha) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بروجرد اجرا گردید. نتایج نشان داد که در اوایل مرحله ساقه دهی (اوایل فروردین) پس از اینکه بخش دوم کود نیتروژنه به صورت سرک به گیاه داده شد، تراکم آفت در سطح غذایی N4 به شکل معنی داری کاهش یافت. اما بعد از مرحله گلدهی (اوایل اردیبهشت)، هنگامیکه بخش سوم کود نیتروژنه به تیمارها داده شد، تراکم آفت در سطح غذایی فوق افزایش یافت. نتایج بررسی ها نشان داد که نیتروژن به تنهایی و اثرات متقابل آن با فسفر و پتاسیم به شکل معنی داری خسارت آفت را در مزارع کلزا کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: کلزا، شته مومی کلم، عناصر غذایی ماکرو، مدیریت تلفیقی
  • فرناز جلالی، دوستمراد ظفری، هومن سالاری صفحات 187-202
    این مطالعه، به منظور تعیین کارایی ترکیبات آلی فرار Trichoderma asperellum، در بازداری از رشد میسلیوم و جوانه زنی کنیدیوم Botrytis cinerea و کنترل پوسیدگی بوتریتیسی میوه ی توت فرنگی صورت گرفت. کاهش معنی داری (01/0p <) در قطر پرگنه، درصد جوانه زنی کنیدیوم و طول لوله های تندشی B. cinerea در تیمارهای درمعرض ترکیبات آلی فرار کشت پنج روزه ی T. asperellum نسبت به شاهد مشاهده شد. ترکیبات آلی فرار تولید شده از محیط کشت های پنج روزه ی T. asperellum، وقوع و شدت بیماری پوسیدگی بوتریتیسی میوه ی توت فرنگی را نیز به میزان معنی داری (01/0p <) کاهش دادند. تکنیک ریزاستخراج فاز جامد همراه با کروماتوگرافی گازی-طیف سنجی جرمی (SPME-GC-MS)، برای بررسی الگوی ترکیبات آلی فرار T. asperellum مورد استفاده قرار گرفت. با مقایسه ی طیف جرمی با ترکیبات استاندارد موجود در پایگاه داده های کتابخانه ی NIST/EPA/NIH (NIST05) و تفسیر الگوی شکست و یون های مولکولی مربوطه، 34 ترکیب آلی فرار منفرد شناسایی شدند. از میان این ترکیبات، شش ترکیب شامل ایزوبوتیریک اسید، 1، 3، 5، 7-سیکلواکتاتترائن، دی متیل سولفید، پارا-منتا-6، 8، دین-2-ال-استات، فنیل اتیل الکل و 1-بوتانول-3-متیل-استات، فراوان ترین بودند. ترکیبات سنتز شده ی ایزوبوتیریک اسید و دی متیل سولفید به ترتیب با غلظت بازدارندگی %50 (IC50) 5/26 و 10 میکرولیتر بر لیتر، بیشترین تاثیر را در بازداری از رشد میسلیوم و جوانه زنی کنیدیوم B. cinerea داشتند.
    کلیدواژگان: ترکیبات آلی فرار، زیست سنجی، کنترل زیستی، وقوع و شدت بیماری، IC50
  • عباس محمدی خرم آبادی، حسین لطفعلی زاده، مهدی شمس زاده صفحات 203-206
    زیرخانواده Cremastinae (Hym.: Ichneumonidae) دارای بیش از 756 گونه است که در 35 جنس طبقه بندی می شوند. زنبورهای این زیرخانواده عمدتا پارازیتویید بالپولکدارن بوده و دارای گسترش جهانی هستند (9). جنس Temelucha Forster، 1869، با 236 گونه توصیف شده، بزرگ ترین جنس این زیرخانواده است که 47 گونه آن در منطقه غرب پالئارکتیک انتشار دارند (8،9). کلید بازبینی و بروزرسانی شده گونه های این جنس در منطقه غرب پالئارکتیک در سال 2016 توسط Vas ارایه شد (8). تاکنون، 24 گونه از زنبورهای این زیرخانواده در شش جنس از ایران گزارش شده اند که 15 گونه متعلق به جنس Temelucha بوده است (1). در این مطالعه، دو گونه دیگر از این جنس به نام های T. minuta (Morely، 1912) و T. notata Kolarov، 1989 معرفی شده اند که گزارش های جدیدی برای فون حشرات ایران محسوب می گردند (1،9). گونه اول از روی لارو پروانه بذرخوار ثانوی تاغ،Prorophora albidogilvella Roesler، 1970 (Lep. Pyralidae) در استان یزد در سال 1376 پرورش یافته و گونه دوم توسط تله مالیز در استان آذربایجان غربی در سال 1393 جمع آوری شده است. شناسایی گونه ها توسط نگارنده اول با استفاده از کلیدها و توصیف های ارائه شده در منابع موجود انجام شد (1،8). علاوه بر این دو گونه، گونه T. decorata (Gravenhost، 1829) نیز از استان آذربایجان غربی جمع آوری و شناسایی گردید که برای این استان گزارش جدیدی محسوب می گردد (1; 3; 2). نمونه های این گونه ها، در کلکسیون حشرات دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب، دانشگاه شیراز نگهداری می شوند.
    Temelucha minuta (Morely، 1912) (Hymenoptera: Ichneumonidae، Cremastinae):نمونه های بررسی شده: ایران، استان یزد، یزد (31° 89 N، 54° 36 E، 1230 m a.s.l.)، یک فرد ماده، تاریخ جمع آوری 19/6/1376، پرورش یافته از P. albidogilvella، جمع آوری کننده: م. شمس زاده؛ استان آذربایجان غربی، ارومیه، کهریز (37° 53 N، 45° 02 E، 1321 m a.s.l.)، 1 فرد ماده، تاریخ جمع آوری 2/4/1393، تله مالیز، جمع آوری کننده: ح. لطفعلی زاده
    ویژگی های ریخت شناسی افتراقی: زنبور پارازیتوییدT. minuta با ویژگی های زیر از سایر گونه های این جنس قابل شناسایی است: حشره کامل کوچک، اندازه بدن 5/2 میلی متر؛ بخش انتهایی رگبال ها در بال جلو شفاف و بی رنگ، فقط قاعده رگبال ها تیره شده؛ بخش اعظم مزوزوما سیاه رنگ (8).
    مناطق پراکنش: استرالیا، تایلند، قبرس، رونیون، ماداگاسکار، هند (9) و ایران (گزارش جدید).
    Temelucha notata Kolarov، 1989 (Hym.: Ichneumonidae، Cremastinae):نمونه بررسی شده: ایران، استان آذربایجان غربی، ارومیه، کهریز (37° 53 N، 45° 02 E، 1321 m a.s.l.)، 1 فرد ماده، تاریخ جمع آوری 2/4/1393، تله مالیز، جمع آوری کننده: ح. لطفعلی زاده.
    ویژگی های ریخت شناسی افتراقی: حشره کامل سیاه رنگ، طول بدن 5 میلی متر؛ سر در ناحیه پشت چشم های مرکب فشرده شده؛ کلیپئوس در طرفین و لبه جلویی محدب و به طور ضعیف از صورت جدا شده؛ میان قفس سینه سیاه رنگ؛ اسکوتلوم کاملا زردرنگ؛ پروپودئوم بلند و از دید جانبی خمیده نشده؛ ران پای عقب در انتها زرد رنگ؛ نوک تخمریز به سمت پایین خمیده شده (9).
    مناطق پراکنش: ایتالیا، بلغارستان (9) و ایران (گزارش جدید).
    با معرفی این دو گونه، تعداد گونه های گزارش شده جنس Temelucha از ایران، استان های آذربایجان غربی و یزد به ترتیب به 17، 4 و 1 گونه افزایش یافت (1،2،3،9). تاکنون پنج گونه از بال پولکداران کوچک، به عنوان میزبان زنبور پارازیتوییدT. minuta معرفی شده اند: Bilobata subsecivella (Zeller، 1852) (Lep.: Gelechiidae)، Epiphyas postvittana (Walker، 1863) (Lep.: Tortricidae)، Etiella behrii (Zeller، 1848) (Lep.: Pyralidae) و Phthorimaea operculella (Zeller، 1873) (Lep.: Gelechiidae) (9). رابطه میزبان-پارازیتوییدی پروانه بذرخوار ثانوی تاغ P. albidogelvella و T. minuta یک رابطه جدید می باشد. علاوه بر گونه T. minuta، یک گونه زنبور پارازیتوئید دیگر نیز از این زیرخانواده به نام Pharetrophora iranica Narolsky & Schonitzer، 2003 از روی پروانه بذرخوار ثانوی تاغ پرورش یافته و معرفی شده که تاکنون فقط از ایران گزارش شده است (5،7). برای گونه T. notata تاکنون میزبانی گزارش نشده اما گونه T. decorata به عنوان پارازیتوئید 21 گونه از بال پولکداران شناخته شده است که بسیاری از آنها مانند:Homoeosoma nebulella (Denis & Schiffermuller، 1775). (Lep.: Pyralidae)، Pectinophora gossypiella (Saunders، 1844) (Lep.: Gelechiidae)، Plutella xylostella (Linnaeus، 1758) (Lep.: Plutellidae)، Choristoneura murinana Hubner، 1799 (Lep.: Tortricidae)، Lobesia (Polychrosis) botrana (Denis & Schiffermuller، 1775) (Lep.: Tortricidae) و Cydia pomonella (L.، 1758) (Lep.: Tortricidae).
    از آفات بسیار مهم و کلیدی محصولات کشاورزی محسوب می گردند (9). در غرب ایران، اخیرا یک گونه دیگر از جنس Temelucha به نام T. lucida از روی آفت پروانه چوانه خوار بلوط Tortrix viridana (L.، 1758) (Lep.: Tortricidae) جمع آوری و شناسایی گردید (4). همچنین گونه دیگری از زنبورهای زیرخانواده Cremastinae به نام Cremastus lineatus Gravenhorst، 1829 از روی گونه ای از مگس های میوه Urophora terebrans (Loew) (Dip.: Tephritidae) معرفی شد (6). مطالعات آینده در بررسی زیست بوم شناسی حشرات و آفات در مناطق مختلف ایران، تصویر دقیق تری از این زنبورهای پارازیتوئید و نقش آنها در کنترل زیستی جمعیت میزبان هایشان به نمایش خواهد گزارد.
  • صفرعلی صفوی، فرزاد افشاری صفحات 207-208
    ظهور و گسترش نژادهای زنگ ساقه با قدرت بیماریزائی بالا (گروه نژادی Ug99 )، تولید گندم را در سراسر جهان تهدید می کند. از زمان اولین گزارش نژاد TTKSK (Ug99) در اگاندا از سال 1998 (4)، ردیابی و انتشار بیشتر این نژاد به نقاط دیگر کشت گندم مورد توجه بوده است. تا به حال٬ ده تغییر یافته (Variant) از گروه نژادی Ug99 از 13 کشور گزارش شده است(3). تا قبل از این گزارش نیز در ایران از استان های همدان٬ لرستان (2) و خوزستان (1) گزارش شده است. با توجه به اهمیت این نژاد٬ در طی فصل زراعی 95-1394 بیماری زنگ ساقه با کاشت 47 لاین ایزوژنیک در خزانه تله تحت شرایط مزرعه ای بررسی و مطالعه شد. این بررسی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل (با مشخصات جغرافیایی: عرض شمالی 38 درجه و 17 دقیقه٬ طول شرقی 48 درجه و 39 دقیقه٬ ارتفاع از سطح دریا 1350 متر) انجام شد. نتایج نشان داد که برای لاین های حاوی ژن های مقاومت Sr5٬Sr13 ٬Sr22٬ Sr24٬Sr26+Sr9G ٬Sr27٬ Sr32 و Sr36 بیماری زائی وجود ندارد. اما برای لاین های ایزوژنیک حاوی ژن های مقاومت ازجمله Sr31 ٬ Sr6٬Sr7 بیماریزائی مشاهده شد. همچنین در این بررسی بر روی ارقام MV17٬ اترک و شیرودی (با واکنش 40-50MS) که به عنوان ارقام شاخص حاوی ژن Sr31 شناخته می شوند (2)٬ آلودگی بیماری زنگ ساقه مشاهده شد. واکنش حساس یا نیمه حساس لاین ایزوژنیک و ارقام حاوی ژن Sr31 احتمالا بیانگر استقرار نژاد Ug99 یا تغییر یافته های آن در اردبیل است.
    کلیدواژگان: گندم، زنگ ساقه، Sr31
  • یزدانفر آهنگران صفحات 209-211
    شمشاد خزری، hyrcanaPojark. 1954Buxus که به تیره ی Buxaceae تعلق دارد،یکی از گونه های نادر و همیشه سبز جنگل های شمال ایران است (5). طی بررسی و بازدید به عمل آمده از جنگل های پارک بنفشه ی چالوس در خرداد ماه سال 1395، یک گونه آفت جدید با نام علمی Cydalima perspectalis (Walker، 1859) که شب پره ی شمشاد (Box Tree Moth) نامیده می شود، جمع آوری و بر اساس منابع موجود شناسایی شد. این گونه تاکنون از ایران گزارش نشده و به عنوان گزارش جدید برای فون حشرات ایران محسوب می شود.
    مشخصات مکان مورد بررسی: جنگل های پارک بنفشه ی چالوس (مسیر چالوس – کلارآباد)، طول جغرافیایی: ̎22̍41 ̊36، عرض جغرافیایی: ̎01̍18 ̊51، ارتفاع از سطح دریا: 5 تا 10 متر، مساحت 50000 هکتار، با توده زیراشکوب شمشاد، تاریخ نمونه برداری: 29/3/95.
    تمام مراحل رشدی شب پره ی شمشاد (میانگین 20 نمونه از هر مرحله) جمع آوری و مطالعه شدند. تعدادی لارو مسن (سنین 5 و 6) و شفیره به آزمایشگاه منتقل و برای تبدیل به شب پره پرورش داده شدند.
    ویژگی های ریخت شناختی و زیستی: این شب پره دارای شش سن لاروی است (3)، لاروهای جوان (سن اول) به طول حدود 5/0 سانتی متر و به رنگ زرد مایل به سبز با سر سیاه (شکل 2)، لاروهای کامل به طول حدود 5/3 سانتی متر با رنگ زمینه ی بدن سبز روشن با الگویی از نوارهای سیاه ضخیم و سفید باریک در طول بدن، در حاشیه ی نوارهای سفید پشتی دارای خال های سیاه بزرگ با موهای سفید افراشته (شکل 3). شفیره ها به طول 5/1 تا دو سانتی متر، ابتدا به رنگ سبز روشن و دارای نوارهای تیره روی سطح پشتی بدن، شفیره های مسن به رنگ قهوه ای با الگوی مشخصی از نوارهای قهوه ای در حاشیه ها (شکل 5). در افراد بالغ عرض بدن با بال های باز 5/3 تا چهار سانتی متر (1)، رنگ بدن سفید رنگین کمانی ملایم، بال های جلویی در حاشیه ی خارجی با نوار قهوه ای تیره ی پهن و یک نوار قهوه ای تیره در حاشیه ی کوستال و لکه ی سفید مشخص در قسمت جلویی سلول دیسکوئیدال، بال های عقبی مانند بال جلویی به رنگ سفید با همان نوار در حاشیه ی خارجی (2) (شکل 6). تخم گذاری این شب پره در گروه های 20- 3 عددی در زیر برگ های میزبان و دارای پوششی از مواد لزج مات، تخم ها ابتدا زرد کم رنگ و هنگام تفریخ سیاه می شوند (شکل 1). این حشره در موطن اصلی خود دارای پنج نسل در سال و در کشورهای اروپایی سه نسل در سال دارد (1). چون این گونه اولین گزارش از این آفت مهم در ایران محسوب می شود زیست شناسی آن هنوز مطالعه نشده است.
    مناطق انتشار: Cydalima perspectalis بومی شرق آسیا (هندوستان، چین، ژاپن،کره، تایوان و شرق دور روسیه) است (4). در سال 2006 وارد جنوب غربی آلمان شد و تا سال 2015 به سرعت در سایر کشورهای اروپایی (سوئیس، هلند، انگلستان، فرانسه، اتریش، ایتالیا، بلژیک، مجارستان، رومانی، جمهوری چک، اسلواکی، اسلوونی، ترکیه و گرجستان گسترش یافت (3). در سال 2016 در شمال ایران مشاهده شد.
    اهمیت و خسارت: لاروهای شب پره ی شمشاد سبب بی برگی گیاهان میزبان می شوند و یک تهدید جدی برای این درختان محسوب می شوند. بی برگی باعث کاهش زیبایی گیاه شده و تکرار آن می تواند سبب مرگ گیاهان شود. لاروهای جوان از سطح زیرین برگ ها تغذیه کرده و اپیدرم بالایی برگ ها باقی می ماند (شکل 7) در حالی که لاروهای سنین بالاتر از قسمت درونی برگ ها تغذیه کرده و فقط رگبرگ ها را باقی می گذارند (3) (شکل 8). وقتی بی برگی ایجاد شده با اثر خشکی و درجه حرارت بالای تابستان همپوشانی می کنند خطر خشک شدن درختان شمشاد اهمیت بیشتری می یابد (شکل 9)
    کلیدواژگان: شب پره، شمشاد، ایران
|
  • Z. Hajsamadi, M. Movahedi Fazel, A. A. Kavousi, K. Fotouhi Pages 1-12
    Stored bioenergetic resources in overwintering adults of sunn pest Eurygaster integriceps Put is important in their winter survival. In this research, the effects of pyriproxyfen 10 % EC, JH anologues, have been studied on bioenergetic resources in Sunn pest adults under field conditions. The experiments were analysed in factorial completely randomised design (FCRD). The main factors were the pyriproxyfen concentration levels (0, 100, 300 and 500 µl/l), sex (male and female), sampling time after treatment (3, 6 and 12 day) and number of treatment (first and second). Results showed that pyriproxyfen affected significantly on total lipid, glycogen, sugar, protein and energy content. All of three concentration increased lipid content compared with control. After taking into account the control, respectively 157.96%, 39.38% and 103.24% increase in lipids were observed in 100, 300 and 500 concentration levels. The most reductions in carbohydrate and protein were observed in adults that retreated with the concentration of 300 μl/l.
    Keywords: Sunn pest, Pyriproxyfen, Bioenergetic Resources, Lipid, Carbohydrate, Protein
  • A. Nayebzadeh, G.R. Sharifi, Sirchi, K. Ahmadi Pages 13-20
    Green peach aphid (Myzus persicae) is the most important pest of stone fruit trees such as peach and plum. It damages annual crops as common been, tomato, potato, cabbage and herbs. The aphid uses its slender stylet to penetrate the plant tissues intracellularly and consume considerable amount of phloem sap, causing extensive damage to host plants. In this study, ability of β-aminobutyric (BABA) and salicylic acid (SA) to induce resistance against Myzus Persicae on broad bean (Vicia faba) were investigated. For this purpose, one phenotype experiment and one molecular experiment were performed. Greenhouse experiments showed that BABA and SA treatments had inhibitory effects on aphid`s growth and development by increasing life cycle length and decreasing of reproduction. Results of molecular experiment showed increasing mRNA levels of chitinase, after application of BABA and SA.
    Keywords: Chitinase gene, Faba bean, Gene expression, Green peach aphid, Systemic Acquired Resistance
  • S. Jalali, M. R. Nematollahi, A. Farhadi Pages 21-30
    Polyethylene mulches have been recently used widely for different reasons in vegetable culturing. To evaluate the effects of colored mulches on the repelling vector aphids, plant growth rate and reducing viral diseases, the experiment was conducted in Kaboutar-Abad agricultural research station (Isfahan, Iran). The study was conducted in a randomized complete block design with 4 replications and 6 treatments (black with aluminum strip (B), aluminum (A), transparent (T), red (R), black (B) and control (c) or without mulch). Population density of vector aphids was recorded by yellow water trap in weekly intervals. Plant growth rate and infection percentage to prevalent viruses (CMV, WMV-2 and ZYMV) were determined till flowering and fruiting stage. Results showed that treatments of A and B repel vector aphids effectively and had significant differences with other mulches. For percentage infection to total viruses, treatments were placed in three groups. First group had the lowest infection including mulches of A and B (12.22 and 10.69, respectively), second group included mulches of T, R and B (24.17, 24.54 and 28.43, respectively) and third group had highest infection included control (38.82). For CMV, WMV-2 and ZYMV, the highest percentage infection belonged to control (11.28, 20.54 and 22.42, respectively) and the lowest percentage infection belonged to B (7.00, 7.01 and 7.77, respectively). The highest 3-year mean of vector aphids density was in control (522.42) and the lowest one was in B (141.92). Plants in mulched treatments, compared to control, reached 7 days earlier to 50% sprouting and 10 days earlier to 50% flowering. Therefore, it reveals that in addition to reflecting effects of sunlight resulted to repelling vector aphids, increasing growth rate of plants were also effective in reducing viral infections.
    Keywords: Virus, Mulch, Vector aphids, Cantaloupe, Mosaic
  • Gh. Nasirinia, R. Pourrahim, S. A. S. A. Elahinia, A. A. Rouhibakhsh, Sh. Farzadfar Pages 31-42
    According to the importance of strawberry cultivation in Guilan and Mazandaran provinces, virus diseases of strawberry were studied in 2013. Totally 422 and 223 random and symptomatic leaf samples, respectively, were collected from strawberry fields in Rashat, Someh-sara and Sanghar (Guilan province) and Babolsar, Joibar and Behshahr (Mazandaran province). Samples were tested for Arabis mosaic virus-ArMV, Raspberry ringspot virus-RpRSV, Tomato ringspot virus-ToRSV, Strawberry latent ringspot virus-SLRSV, Strawberry crinkle virus-SCV, Strawberry mild yellow edge virus-SMYEV, and Strawberry mottle virus-SMoV infection by double antibody sandwich-enzyme linked immunosorbent assay (DAS-ELISA) using specific antibodies. Results showed that 32.3 and 13.7 % of symptomatic and random samples, respectively, were positive in ELISA at least with one virus. Results of host range studies using isolates of ArMV, RpRSV, ToRSV and SLRSV nepoviruses obtained in this study were consistent with the previously reported descriptions of these viruses. Molecular detection of SMoV and SMYEV using specific primers in RT-PCR assays resulted to amplification of 630 and 860 bp DNA fragment, respectively. Nucleotide sequences of PCR amplicons of two Iranian SMoV isolates showed highest similarity (97%) with a SMoV isolate (SMoV1278) from the Netherlands (Acc. No. AJ496145) and PCR amplicons obtained from three Iranian SMYEV isolates showed the highest similarity (99%) with SMYEV D/M110 isolate from Germany (Acc. No. AJ577352). This is the first report on occurrence of above mentioned viruses on strawberry in Iran.
    Keywords: Iran, DAS, ELISA, RT, PCR
  • A. Mohammadbeygi, R. Roohparvar, M. Torabi Pages 43-54
    For resistance to septoria tritici blotch, information on genetic variation of Pathogenicity and virulence in population of the causal agent is necessary to improve resistant cultivars based on the effective genes in a region. To determine the genetic variability of Mycosphaerella graminicola, the cause of septoria tritici blotch disease, seedling reaction of 21 differential cultivars, containing one or few resistant genes (Stb) each, together with four susceptible check cultivars was evaluated against 13 isolates of the pathogen collected from Goleta, Khuzestan and Liam provinces of Iran during 2011-2013. The experiment was carried out in a completely randomized design in greenhouse of Cereal Research Department, Seed and Plant Improvement Institute in Karaj. The reaction of seedlings was assessed based on percentage of necrotic areas and pycnidial coverage of leaves and Avirulence / Virulence formula for each isolate was determined.Based on the results, thirteen different Pathotypes were determined. Differential cultivars Arina, Riband and M3 containing Stb15, 6, Stb15 and Stb16, 17, respectively were resistant to all isolates. According to the frequency of virulence genes of M. graminicola isolates, virulence factors were not exist for resistance genes Stb15, Stb16 and Stb17.
    Keywords: Pathogenesis, STB, leaf spots, Zymoseptoria, þMycosphaerella graminicola
  • F. Ghaderi, B. Shrifnabi, M. Javannikkhah Pages 55-66
    Stagonospora nodorum bloch (SNB) is an important fungal disease of durum and common in many parts of the world. The objective of this research was to evaluate 26 wheat cultivars for seedling resistance to SNB. Utilization of host resistance is considered to be the most important and preferred method to control disease. S. nodorum was isolated from naturally infected wheat ears cultivated in different fields of Iran. Infected segmented with pycnidia were placed on Petri dishes containing Yeast Sucrose Agar. Out of 200 isolates of the pathogen that were collected from different parts of Iran, 15 isolates were selected for pathogenicity test. Experiments were carried out in complete randomized block design with three replicate. Comparison of the mean of disease severity. Using Duncan’s multiple range test, divided the isolates into & four groups. The most of disease severity was related to 3 isolates of Fars Province. Based on cultivar- isolates interaction results. Chamran and Back Cross Roshan were resistant and susceptible to SNB respectively.
    Keywords: Pathogenicity, Septoria glum blotch, Wheat
  • T. Tavanpour, A. Sarafrazi, M. R. Mehrnejad, S. Imani Pages 67-78
    In order to determining of the distribution models and potential areas of two heteropteran green bugs, namely Brachynema germarii and Nezara viridula, the Maximum Entropy model (Maxent) was used to predict their potential distribution in 11 climates of Kerman province. Nezara viridula is known as the important pest of cotton as well as for vegetables and cucurbits. Brachynema germarii is a well-known pest of pistachio trees, which transmits fungi and causes stigmatomycosis. Distribution model was obtained using seven environmental predictors and presence records. The accuracy of distribution models was also evaluated by the area under receiver operating characteristic curve (AUC) value. According to the Jackknife test, the annual mean temperature and the mean diurnal range were the most contributing bioclimatic variables in B. germarii and N. viridula distribution modeling. The results showed that dry climate with cool winters and warm to very warm summer in the northern and central parts of the Kerman province were suitable for occurrence of B. germarii. Species distribution model of N. viridula showed its suitable distribution in dry climates with mild to cool winters and very warm summers, in the southern of Kerman province. The AUC values, based on training data, were 0.81 for B. germarii, 0.90 for N. viridula confirming the high accuracy of Maxent in predicting the distribution model of the two stink bugs.
    Keywords: Species distribution model, Brachynema, Nezara, Pentatomidae, Maxent
  • M. Hanifei, H. Dehghani, R. Chookan Pages 79-96
    Study on relationships between resistance and its components will improve the efficiency of a breeding program with appropriate selection criteria. In this study, 57 endemic landrace and differential genotype of melon were studied to study the relationship between resistance and resistance component in a randomized complete block design with tree replication. 13 trait, including the percentage of dead plants and biochemical and morphological characteristics were evaluated. The simple correlation coefficient were significant at 1% between the percentage of dead plants with traits such as latent period, disease severity, area under disease progress curve, peroxidase, polyphenol oxidase, phenol Compound, catalase and superoxide dismutase. The results of the factor analysis showed that three independent factors justify 80.24% of the total variance. So that three factors were named as the viability and biochemical characteristics, root features and shoot features. The results of path analysis showed that superoxide dismutase due to the high direct effect and high indirect effects through other traits can be used as an indicator for increasing resistance to Fusarium oxysporum f. sp. melonis race 1.2 (Fom 1.2).
    Keywords: Cantaloupe, Fusarium oxysporum f. sp. melonis race 1.2, Correlation, Factor analysis, path analysis
  • S. Roshandel, F. Salehi Pages 97-104
    Damage of Rosaceae branch borer Osphranteria coerulescens inaurata and the roll of trap plants on its control were investigated. Infestation rate of almond cultivars Prunus dulcis was studied. 10 infected trees of each major almond variety, including: Mamaie, Sefid, Rabie and native genotype were selected randomly and the number of dried twigs was counted. Data were analyzed based on the RCBD design with 4 treatment and 10 replications using SAS software. In order to study the effect of trap-plants on attraction and control of the pest, carrot and onion plants were planted in 3 × 4 m2 plots inside an almond orchard. The number of insects attracted to the flowers of trap plants were counted three times a day for 4 days in mid June. Data were analyzed based on the RCBD design with 3 treatment and 4 replications using SAS software. Results showed that mean infestation percentage of dead twigs on Mamaie, Rabie, native genotype and Sefid was 2.95 ± 0.85 %, 1.85 ± 0.35 %, 1.45 ± 0.17 % and .085 ± 0.15%, respectively. Carrot flowers attracted higher number of beetles compare to onion. The most number of adult beetles were collected in early morning and 1 hour before sunset and at that time insects could collected easily by hand.
    Keywords: Osphranteria coerulescens, Infection rate, trap, plants, Almond, Chahar Mahal va Bakhtiari
  • A. Heidarian, M. R. Nematollahi Pages 105-118
    In recent years, spot symptoms occurred and developed on fruits of apples in the commercial orchards of Semirom, Iran. Plant protection investigations revealed different causes inducing the spots on fruits. The possible causes were Apple Chlorotic Leaf Spot Virus, Apple scar skin viroid, Fusicladium pomi, Altenaria mali, apple green aphid, pentatomid bugs and nutritional disorders. Regarding symptoms of calcium disorders on trees, random samplings were conducted on trees of Red Delicious and Golden Delicious. Then concentration of minerals (calcium, potassium, magnesium and nitrogen) were determined in a compound sample for each garden and the ratios of N/Ca2, Kﰦ, Mg2ﰦ, (K)/Ca2 and (N⯯貃)/Ca2 were calculated. Orthogonal contrasts between treatments with and without symptoms, showed significant differences for ratios of Kﰦ, (K)/Ca2 and (N⯯貃)/Ca2. Therefore, the disorder has negative relation with potassium content and Kﰦ ratio and positive relation with calcium content in the fruit. Symptoms inspection showed that there types of calcium disorders were found in apple commercial orchards of Semirom, including bitter pit (on both varieties), corky spot (on Red Delicious) and lenticel blotch pit (on Golden Delicious).
    Keywords: Fruit spot, Nutrition disorders, Red Delicious, Golden Delicious, Calcium
  • A. Alishiri, F. Rakhshandehroo, Gh. Salehi Jouzani, M. Shams, Bakhsh Pages 119-130
    Fig badnavirus-1, a species of the genus Badnavirus in the family Caulimoviridae, is one the most prevalent viruses associated with the fig mosaic disease through in fig plantations worldwide. During the growing seasons of the year 2012-2013, a total of 392 asymptomatic and symptomatic leaf samples were collected from different fig orchards located in 9 provinces of Iran. Using the DIBA serological test and universal serum, samples were tested for the presence of fig mosaic disease. Following total DNA extraction from infected samples, an amplicon with a size about 1055bp was amplified using specific primer for FBV-1 protease gene. RFLP test was conducted with the PCR products of the FBV-1 infected samples and EcoRI enzyme to assess the genetic variation of infected isolates. Protease gene of nine representative FBV-1 samples from different provinces were sequenced and submitted in GenBank under the accession numbers KU314932-40. Blast analysis showed 98-99% identity between the Iranian isolates at the nucleotide and amino acid levels. Phylogenetic analysis on the basis of the nucleotide sequences of studied isolates categorized them into two different groups in which Iranian isolates grouped together in a separate group distinct from American isolate. Phylogeny on the basis of the amino acid sequence revealed a different phylogenetic tree. Totally, results of this study indicated the presence of different FBV-1 populations in Iran.
    Keywords: Detection, Fig badnavirus, 1, phylogeny
  • F. Parsi, Sh Shahrokhi Khanghah Pages 131-140
    Asian citrus psyllid, Diaphoina citri, is one of the most important pests of citrus in South of Iran, mainly because it is the vector of causal bacterium of Greening disease. In this study, adults of D. citri were sampled using yellow sticky traps (10×25 cm) at 52 citrus orchard of Kerman and Hormozgan provinces in south of Iran. Taylor’s power law and Iwao’s regression methods were used to study spatial distribution of the pest adults. Taylor’s power law and Iwao’s parameters then were used to create Green’s and Kuno’s sequential sampling models at 10 and 25 percent fixed precision levels, respectively. Results revealed that adults caught by traps had an aggregated distribution pattern based on both Taylor’s power law and Iwao methods. Green’s sequential sampling plans developed by Taylor’s parameters were more appropriate than Kuno’s ones. In obtained sequential sampling models, sample sizes were reduced and performance of plans for rapid estimation of population was increased by increasing density of Asian citrus psyllid adults. Increasing fixed precision level from 25% to 10% resulted in up to 6-7 times increasing in number of traps required to estimate population density of adults. So, sampling at 10 percent precision level is time wasting because of large sample size estimations and green’s sequential sampling model at integrated pest management precision level (25%) is recommended because of less time needed for monitoring D. citri adults.
    Keywords: Sequential sampling, Sample size, yellow sticky trap, Diaphoina citri
  • P. Khazaeli, S. Rezaei, M. Mirabolfathy, H. R. Zamanizadeh, H. Kiadaliri Pages 141-156
    During recent years outbreak of box blight trees causing sudden leaf abscission have declined about 40000 hectares boxwood trees in Northern forests of Iran. Calonectria pseudonaviculata is the causal agent of the disease. Distribution of boxwood blight disease was monitored in north forests from June to September of 2014. Sampling locations was included the provinces: Mazandaran (Liresar, Sisangan, Chalandar, Toskatook, Kohnesara, Neka, Sorkhkola, Afrachal, Savadkooh, Chaeebagh, Vachat, Ghaemshahr, Amol, Behshahr), Giulan (Astara, Kalat, Gisoom, Roodsar, Siahkal, Bijarkenar) and Golestan (Bandargaz-Livan sharghi) provinces. The isolates were identified based on morphological characteristics at first, then molecular identification confirmed morphological identification using previously designed species-specific primer ITS113F and ITS4. The pathogenesis variation of Hyracanian isolates was tested in green houses using representative 35 isolates. Boxwood blight fungal agent was isolated from all surveyed areas. Morphological criteria distinguishing this species from close Cylindrocladium species including cylindrical, rounded at both ends, 1-septate, 48- 68 (47.3) ×4- 6 (4.8) µm of conidia along with the long stipe (90-14 µm) which was hyaline, extension terminating in a broadly ellipsoid papillated vesicle with the widest part at the middle resulted in to identify all isolates as Cylindocladium pseudonoviculatum. ITS113F and ITS4 primers amplified the expected 250 bp region in all Calonectria pseudonaviculata isolates specifically. Comparing the pathogenicity of 35 isolates on Buxus sempervirens subsp. Hyrcana saplings revealed pathogenicity degree variation among Hyricanian Cylindocladium pseudonoviculatum divided in 15 groups were scattered in three provinces.
    Keywords: Distribution, specific detection, Cylindrocladium pseudonaviculatum, pathogenesis diversity, boxwood
  • K. Bananej Pages 157-174
    Tomato yellow leaf curl disease (TYLCD) was reported firstly in tomato (Solanum esculentum) fields, association with outbreaks of the whitefly Bemisia tabaci, in the late 1930s in Jordan valley. Since 1960s, TYLCD has become the most destructive disease of tomato throughout the world. Tomato crops are severely affected by TYLCD and 93-100% yield losses have been recorded in some cases. Infected tomato plants have a few, small fruits and in some cases, flower abscission resulted to the loss of fruits. The viral nature of the disease agent and its transmission with whitefly was proved in 1964. The disease viral agent was then identified and named tomato yellow leaf curl virus (TYLCV) and its genome sequence was determined in the late 1980s. TYLCV is a member of the genus Begomovirus in the family Geminiviridae, which includes the viruses transmitted by the whitefly B. tabaci. In Iran TYLCD was first detected in tomato fields from two provinces (Hormozgan and Sistan-Baluchestan) in the south, in 1990. Thereafter, during one decade, the disease was reported from many other provinces such as Kerman, Khuzestan, Bushehr, Markazi, Isfahan, Tehran, Golestan, Mazandaran, Yazd and Khorasan-Razavi. TYLCD has now become a major agent of tomato yield reduction in the Iranian tomato fields.
    Keywords: Management, Tomato, Yellow Leaf Curl Disease
  • A. Mohiseni, M. Dashadi Pages 175-186
    The cabbage aphid, Brevicoryne brassicae (L.) is the most important pest of canola (Brassica napus L.) in Iran. Two same field trials (control and infested) were conducted to study the effect of macroelements (NPK) fertilizer on cabbage aphid population on rapeseed SLM046 at Borujerd agricultural research station during 2002-2003. The RCBD with factorial arrangement was used with three factors, N (N1=0, N2=190, N3=270, N4=350 Kg/ha), P (P1=0, P2=150 Kg/ha) and K (K1=0, K2=100 Kg/ha). Result showed that, at the beginning of stem stage (in late March), when the urea was applicated at the second time, aphid infestation at fertilizer level N4 significantly decreased. But after the blooming stage (in late April), when the urea was applicated at the third time, aphid infestation in N4 was increased. According to this research, Nitrogen (N) alone and its interaction with Phosphorus (P) and Potassium (K), significantly decreased the damage of B. brassicae in the canola fields.
    Keywords: Rapeseed, Brevicoryne brassicae, NPK, IPM
  • F. Jalali, D. Zafari, H. Salari Pages 187-202
    The present study was conducted to determine the efficacy of Trichoderma asperellum Volatile Organic Compounds (VOCs) in suppression of mycelial growth and conidial germination of Botrytis cinerea and also in control of Botrytis fruit rot of strawberry. Significant reduction (P
    Keywords: Bioassay, Biocontrol, Disease incidence, severity, IC50, Volatile organic compounds
  • A. Mohammadi Khorramabadi, H. Lotfalizadeh, M. Shamszadeh Pages 203-206
    The subfamily Cremastinae (Hym.: Ichneumonidae) consists of more than 756 species classified into 35 genera. The wasps of the subfamily are mainly parasitoids of Lepidoptera and has a worldwide distribution (9). The genus Temelucha Forster, 1869 with 236 described species is the largest genus of the subfamily, 47 of which distributed in the west Palaearctic (8; 9). A revised and updated dichotomous Key for identification of the species of the genus in the west Palaearctic was provided by Vas (2016) (8). Until now, 24 species of the subfamily have been reported from Iran, 15 of which belong to the genus Temelucha (1). In this study two species of the genus, T. minuta (Morely, 1912) and T. notata Kolarov, 1989 were introduced which are new records to the insects fauna of Iran (1; 9). The first one has been reared from the larvae of the second seed feeder moth of saxaul, Prorophora albidogilvella Roesler, 1970 (Lep.: Pyralidae) during 1997 in Yazd province and the second one has been collected during 2014 from the west Azarbaijan province using Malaise traps. Identifications were done by the first author using keys and descriptions available in the literature (1; 8). In addition, T. decorata was also collected and identified from the west Azarbaijan province which is newly reported from this province (1; 3; 2). Specimens of these species were deposited in the insects collection of College of Agriculture and Natural Resources of Darab, Shiraz University.
    Temelucha minuta (Morely, 1912):
    Material examined: Iran, Yazd province, Yazd (31° 89´ N, 54° 36´ E, 1230 m a.s.l.), 1♀, 9.09.1997, Reared from P. albidogilvella, Leg. M. Shamszadeh; the west Azarbaijan province, Urmieh, Kahriz (N= 37° 53´, E= 45° 02´, 1321 m a.s.l), 1♀, 22.06.2014, Malaise trap, Leg. H. Lotfalizadeh
    Diagnostic morphological character: The parasitoid wasp T. minuta can be identified from other species of the genus by the combination of the following characters: adult small, body length 2.5 mm; fore wing with apical part of veins unpigmented, only basal part of the veins pigmented; mesosoma predominantly black (8).
    General distribution: Austalia, Cyprus, India, Madagascar, Reunion, Thailand (9) and Iran (new record).
    Temelucha notata Kolarov, 1989 :Material examined: Iran, the west Azarbaijan province, Urmia, Kahriz (N= 37° 53´, E= 45° 02´, 1321 m a.s.l), 1♀, 22.06.2014, Malaise trap, Leg. H. Lotfalizadeh.
    Diagnostic morphological characters: Black species, body length 5 mm; head constricted behind the eyes; clypeus weakly separated from the face, with front and lateral edges convex; mesothorax black; scutellum entirely yellow; propodeum long and not curved in lateral view; hind femur apically yellow; ovipositor apex down-curved (8).
    General distribution: Bulgaria, Italy (9) and Iran (new record).
    With the introduction of these two species, the number of reported species of the genus Temelucha from Iran, the west Azarbaijan and Yazd provinces increased to 17, 4 and 1 species, respectively (1; 3; 2; 9). There have been yet reported five species of microlepidoptera as hosts of T. minuta: Bilobata subsecivella (Zeller, 1852) (Lep.: Gelechiidae), Epiphyas postvittana (Walker, 1863) (Lep.: Tortricidae), Etiella behrii (Zeller, 1848) (Lep.: Pyralidae) and Phthorimaea operculella (Zeller, 1873) (Lep.: Gelechiidae) (9). The host-parasitoid association of the second seed feeder moth of saxaul, P. albidogilvella and T. minuta is newly established. Another parasitoid wasp from the subfamily was also reared on the second seed feeder moth of saxaul as Pharetrophora iranica Narolsky & Schonitzer, 2003 which has been only yet reported from Iran (5; 7). There has not been reported any host for T. notata, but T. decorata has been known as parasitoid of 21 species of Lepidoptera which many of them are among the most important and key pests of agricultural crops and fruits such as Homoeosoma nebulella (Denis & Schiffermuller, 1775) (Lep.: Pyralidae), Pectinophora gossypiella (Saunders, 1844) (Lep.: Gelechiidae), Plutella xylostella (Linnaeus, 1758) (Lep.: Plutellidae), Choristoneura murinana Hubner, 1799 (Lep.: Tortricidae), Lobesia (Polychrosis) botrana (Denis & Schiffermuller, 1775) (Lep.: Tortricidae) and Cydia pomonella (L., 1758) (Lep.: Tortricidae). In the west of Iran, another species of the genus, T. lucida, has been recently collected and identified from the oak leaf roller moth, Tortrix viridana (L., 1758) (4). Also, Cremastus lineatus Gravenhorst, 1829 has been reared from Urophora terebrans (Loew) (Dip.: Tephritidae) (6). Future studies on the bioecology of insects and pests in different regions of Iran will get a more complete picture from these parasitoid wasps and their role in natural biological control of their hosts.
    Keywords: taxonomy, Parasitoid, biological control
  • S. A. Safavi, F. Afshari Pages 207-208
    The emergence and spread of highly virulent races of the stem rust pathogen (Ug66 race group of Puccinia graminis f. sp. tritici) threaten wheat production globally. Since the first detection of race TTKSK (Ug99) of wheat stem rust in Uganda in 1998 (4), it has been a priority to track its further spread to other wheat growing areas. To date, 10 variants of the Ug99 race group have been reported in 13 countries (3). Before of this report, virulence to Sr31 have been reported in provinces Hamadan, Lorestan (2) and Khozestan (1). Considering of the importance of the Ug99 race, during cropping season of 2015-2016, virulence of the wheat stem rust was investigated by planting of 47 isogenic lines of wheat stem rust (in national trap nursery) under field conditions. This survey was conducted in Ardabi Agricultural Research Station (38.17 ú N, 48.39ú E, 1350 m Height), North West of Iran. The results showed that there is no virulence for Isogenic lines having resistance genes Sr5, Sr13, Sr22, Sr24, Sr26䪿, Sr27, Sr32 and Sr36. But, virulence was observed for Isogenic lines having resistance genes such as; Sr31, Sr6, Sr7. In this survey we also observed virulence of the stem rust pathogen on cultivars; MV17, Atrak and Shiroodi (with reactions 40-50 MS) which has resistance gene Sr31. The susceptible or moderately susceptible reactions of isogenic line as well as cultivars MV17, Atrak and Shiroodi having resistance gene Sr31, show probably establishment of the Ug99 or its variants in Ardabil.
  • Y. Ahangaran Pages 209-211
    Caspian Boxwood, Buxus hyrcana Pojark 1954 (Buxaceae) is one of the rare and evergreen species of the forests in the north of Iran (5). In a visit and survey at Banafsheh forests Park, Chalus, Iran during June - July of 2016, a new crambid pest was collected and identified as Cydalima perspectalis (Walker, 1859). Identification of the species was based on the available literature. This species which is called Box Tree Moth has hitherto not been reported from Iran and this is the first record of Iran.
    Specification of area: Banafsheh forest Park, Chaloos area (Chaloos-Kelarabad road longitude: 36°41'22" E, latitude: 51°18'01" N, Altitude: 5- 10 m. The area: 50,000 hectares with boxwood understory. Date of sampling: 19 Jun 2016.
    All developmental stages of Box tree moth (an average of 20 specimens from each stage) were collected and studied. A number of older larval (five and six instars) were transferred to the laboratory and reared to pupae and adults.
    Morphological and biological characters: The moth has 6 larval instars (3), length of young larva (first instar) about 0.5 cm and greenish-yellow with black head (Fig 2). mature larvae (sixth instar) 3.5- 4 cm, with green ground color and broad black longitudinal stripes and narrow white ones along their body, large black dots outlined in white on the dorsal side, and white hairs on the black dots (Fig 3), length of pupae 1.5-2 cm, initially green with dark stripes on the dorsal surface, but well grown pupae brown with a dark pattern corresponding to the brown wing borders of the adult (Fig 5). Wingspan of the adults 3.5- 4 cm (1), forewing white and slightly iridescent with a broad, marginal dark brown band, a dark brown band in the costal margin, and a distinct white spot at the anterior margin of discoidal cell. Hind wings the same broad marginal dark brown band as in the forewing (2) (Fig 6). The eggs are deposited under the leaves in a mass containing 3-20 eggs, covered with a translucent gelatinous. They are initially, the eggs pale yellow, but change to black close to hatching (Fig 1). The species has five generations per year in its main habitats, while in European countries up to three generations per year has been reported (1). The biology of the species is still under investigation as this important pest is newly reported for the fauna of Iran.
    Distribution area: This species is native to some eastern Asian countries (i.e., China, Korea, Taiwan, Japan, India and the Russian Far East) (4). In 2006 it was introduced into southwestern Germany and then in 2015 quickly spread up to other European countries (i.e. Switzerland, Netherland, Britain, France, Austria, Italy, Belgium, Hungary, Romania, Czech Republic, Slovakia, Slovenia, Turkey and Georgia). It was found in North of Iran in Jun 2016.
    Importance and Damage: The larvae of the box tree moth cause defoliating the host plants and posing a serious damages to these trees. The defoliation reduces the amenity value and repeated severe defoliation can result in the death of plants. Young larvae feed in the lower surfaces of the leaves and leave the upper epidermis intact (Fig 7), whereas older larval stages feed inside the webbing, leaving only midribs intact (Fig 8). If the defoliation produced overlap the effect of drought and high temperature in summer, the risk of drying box trees to is more accentuated (5) (Fig 9).
    Keywords: Box Tree Moth, Boxwood, Iran