فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ریحانه جراحی، ناهید گلمکانی*، سید رضا مظلوم، حسن فروزان فر صفحات 1-10
    زمینه و هدف

    بیشتر دختران آگاهی کافی درباره تغییرات دوران قاعدگی ندارند و به دلیل کسب اطلاعات نادرست از منابع غیر علمی دچار مشکل می شوند. بهداشت قاعدگی، جنبه مهمی از سلامت نوجوان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش بهداشت قاعدگی به روش گروه همسالان بر رفتارهای بهداشت قاعدگی نوجوانان انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه، کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده روی 60 دانش آموز دختر دوره اول متوسطه دارای قاعدگی منظم، در دو گروه انجام شد. از بین مدارس متوسطه شهر مشهد دو مدرسه، با قرعه کشی به یکی از دو گروه تخصیص یافت. در گروه همسالان، محتوای آموزشی (شامل پنج حیطه بهداشت قاعدگی) بین 10 نفر از دانش آموزان توضیح، 6 نفر از آن ها انتخاب و خواسته شد هر یک به چهار تا هفت نفر از همکلاسی های خود آموزش دهند. گروه کنترل، آموزش روتین به صورت سخنرانی دریافت کردند. داده ها توسط پرسشنامه رفتارهای بهداشت قاعدگی، قبل از مداخله، بعد از پایان اولین و دومین سیکل قاعدگی جمع آوری و با آزمون های من ویتنی، کای دو و تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. سطح اطمینان 95% و سطح معنی داری 0/05 مد نظر قرار گرفت.

    نتایج

    دو گروه از نظر سن (0/124=P) همگن بودند. در دو گروه، میانگین نمره رفتارهای بهداشت قاعدگی، افزایش معنی داری داشت (0/001>p). میانگین نمره رفتارهای بهداشت قاعدگی گروه همسالان، به صورت معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (0/001>p).

    نتیجه گیری

    به علت موثرتر بودن روش آموزشی مبتنی بر گروه همسالان در مقایسه با گروه کنترل، در ارتقای رفتارهای بهداشت قاعدگی دختران نوجوان، این روش، جهت آموزش مسایل بهداشتی از جمله بهداشت قاعدگی، به برنامه ریزان بهداشتی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، رفتار بهداشتی، قاعدگی، همسالان
  • مینا حسین زاده، پریسا عباسی*، حسن شاهرخی، نادر مهدوی، شیرین برزنجه عطری صفحات 11-22
    زمینه و هدف

    شیوع اختلالات طیف اوتیسم در ایران در حال افزایش بوده و مادران این کودکان با چالش های بسیاری مواجه می باشند. یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر مشکلات هیجانی-رفتاری در کودکان، سبک فرزندپروری والدین خصوصا مادر می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط شیوه های فرزند پروری مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم با مشکلات هیجانی رفتاری این کودکان می باشد.

    روش ها

    این مطالعه توصیفی- همبستگی در سال 1397 بر روی 146 نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (4 تا 13 ساله) مراجعه کننده به مراکز اوتیسم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. روش نمونه گیری به روش در دسترس بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد شیوه های فرزند پروری بامریند و پرسشنامه مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان  (Child Behavior Checklist) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 21 و با روش های فروانی، درصد و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    یافته ها نشان داد که شیوه غالب فرزندپروری مادران مقتدرانه است. همچنین، همه کودکان دارای مشکلات هیجانی رفتاری هستند، اما 63 % کودکان در محدوده غیر بالینی و 37 % کودکان در محدوده بالینی قرار دارند. فقط شیوه فرزند پروری مقتدرانه با خرده مقیاس های اضطراب، مشکلات جسمانی و رفتار پرخاشگری ارتباط آماری معنی دار داشت (p<0/05).

    نتیجه گیری

    با توجه به میزان بالای مشکلات هیجانی رفتاری و ارتباط بین برخی خرده مقیاس های آن با شیوه های فرزندپروری، لازم است در خصوص ماهیت و ویژگی های اختلالات طیف اوتیسم به مادران آن ها آموزش کافی داده شود تا اطلاعات و ادراک آنان از رفتارهای مشکل ساز فرزندشان افزایش یابد و با شناخت و آگاهی بیشتری با فرزندشان برخورد کنند. در این راستا برگزاری برنامه های آموزشی مدون والدمحور و خانواده محور برای این گروه از مادران پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: فرزند پروری، اختلالات طیف اوتیسم، مشکلات هیجانی رفتاری، مادران، کودک، تبریز
  • مینا حسین زاده، هادی حسنخانی، محمدحسن صاحبی حق، فرناز رحمانی، پروانه آقاجری* صفحات 23-34
    زمینه و هدف

    پرستاران بزرگترین گروه کاربران سیستم اطلاعات بیمارستانی هستند، درک تجارب آن ها از قابلیت استفاده و کاربرد سیستم اطلاعات بیمارستانی، تاثیر زیادی بر موفقیت یا شکست کاربرد آن و در نهایت کیفیت مراقبت از بیمار خواهد داشت. لذا مطالعه حاضر با هدف تبیین تجارب پرستاران از به کارگیری سیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستان های آموزشی شهر تبریز در سال 1396 انجام گرفته است.

    روش ها

    مطالعه حاضر با روش کیفی و با رویکرد پدیدار شناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان شامل 14 نفر از پرستاران بودند که با روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق بود. پس از اخذ رضایت آگاهانه از مشارکت کنندگان، مصاحبه ها ضبط گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش  7 مرحله ای کلایزی استفاده شد.

    نتایج

    پس از تحلیل داده های مطالعه در مجموع 460 کد اولیه ،10 زیردرون مایه و2 درون مایه اصلی "نقایص ساختاری سیستم اطلاعات بیمارستانی" و "اثرات سیستم اطلاعات بیمارستانی در کارآیی مراقبت های پرستاری" آشکار گردید.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ی حاضر بیانگر تاثیرات مثبت استفاده از سیستم HIS در ارتقای مراقبت از بیماران می باشد؛ با این وجود نقاط ضعفی از قبیل دوباره کاری و دور شدن از بالین و مشکلات مرتبط با سیستم نیز از سوی پرستاران استفاده کننده از سیستم HIS گزارش گردید. لذا تقویت عوامل تسهیل کننده و رفع نقایص سخت افزاری و نرم افزاری این سیستم به منظور افزایش کارآیی آن در ارتقای مراقبت ها و نیز استفاده از رایانه های قابل حمل و جیبی متصل به سیستم  HIS پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: سیستم اطلاعات بیمارستانی، پرستاران، مطالعه کیفی، تجارب، پدیدارشناسی
  • عباس قدرتی تربتی، حمید نجات*، حسن توزنده جانی، علی اکبر ثمری، حسین اکبری امرغان صفحات 35-48
    زمینه و هدف

    اختلال سوء مصرف مواد پیامدهای منفی و روزافزون در تمام جوامع دارد و درمان های روانشناختی در جهت کاهش این اختلال کمک کننده هستند. هدف این مطالعه نیز مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و شفقت درمانی بر کورتیزول خون و خود کنترلی در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر بود.

    روش ها

    در این پژوهش نیمه تجربی جامعه آماری را  کلیه مردان مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد بزرگمهر تربت حیدریه در سال 1397 تشکیل می دادند. نمونه ها به روش در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند، ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. در پایان پژوهش، آموزش های گروه مداخله به گروه کنترل نیز ارایه شد. از ابزار پرسشنامه خود کنترلی تانجی و بررسی آزمایشگاهی سطح کورتیزول خون استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون مانکوا و نرم افزار SPSS ورژن 16 تجزیه و تحلیل شدند.

    نتایج

    یافته ها نشان داد در دو گروه آزمایش، مداخله صورت گرفته بر خودکنترلی و کورتیزول خون تاثیر معنی داری داشت (0/001=P)، اما با توجه به تفاوت میانگین، اثر بخشی شفقت درمانی بر دو متغیر مذکور بیشتر از رفتار درمانی دیالکتیک بود.

    نتیجه گیری

    درمان های روانشناختی از جمله مداخلات انجام شده در این پژوهش می توانند کمک به سزایی در درمان اختلال سوء مصرف مواد داشته باشند. لذا با توجه به کم هزینه و اثربخش بودن این درمان ها، توصیه می شود در درمان سوء مصرف مواد از آن ها استفاده شود.

    کلیدواژگان: رفتار درمانی دیالکتیک، درمان متمرکز بر شفقت، سطح کورتیزول خون، خودکنترلی، سوء مصرف مواد مخدر
  • فاطمه ربیع نژاد، آنیا آهنی آذری*، احمد دانش صفحات 49-57
    زمینه و هدف

    با توجه به این که پنیر لاکتیکی در بعضی از استان های کشور به صورت سنتی از شیر خام تولید می گردد، لذا حضور باکتری های بیماری زا در این پنیرها می تواند برای سلامت انسان خطرناک باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان آلودگی پنیرهای لاکتیکی سنتی عرضه شده در شهر گرگان به باکتری های اشریشیا کلی، استافیلوکوکوس اوریوس و لیستریا مونوسایتوژنز بود.

    روش ها

    در این مطالعه مقطعی 40 نمونه پنیر لاکتیکی محلی گاوی و گوسفندی و 5 نمونه پنیرلاکتیکی پاستوریزه گاوی از نظر آلودگی به این باکتری ها ارزیابی و مقایسه شدند.  نمونه های پنیر جمع آوری شده از 5 مرکز عرضه این محصول در شهر گرگان پس از غنی سازی، در محیط های کشت اختصاصی طبق روش های استاندارد کشت داده شدند.

    نتایج

    بر اساس نتایج به دست آمده از 20 نمونه پنیر گاوی فقط 2 نمونه (10 %) و از 20 نمونه پنیر گوسفندی 6 نمونه (30%) به اشرشیاکلی آلوده بودند. آلودگی به استافیلوکوکوس اوریوس کوآگولاز مثبت در 3 نمونه پنیر گاوی (15 %) و 5 نمونه پنیر گوسفندی (25 %) مشاهده شد. آلودگی به لیستریا مونوسایتوژنز در هیچ یک از نمونه های پنیر مشاهده نشد. نمونه های پاستوریزه صنعتی نیز به هیچ یک از باکتری های مورد مطالعه آلودگی نداشتند.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده پنیرهای گوسفندی در مقایسه با پنیرهای گاوی آلودگی بیشتری به اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اوریوس داشتند. نظر به جداسازی این باکتری های بیماری زا از پنیرهای لاکتیکی محلی عرضه شده در شهر گرگان، رعایت نکات بهداشتی و استفاده از شیر پاستوریزه برای تهیه این نوع پنیرها ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: آلودگی، پنیر محلی، اشرشیا کلی، استافیلوکوکوس اورئوس، لیستریا مونوسایتوژنز
  • سعید شجاعی برجوئی*، حمیدرضا عظیم زاده، اصغر مصلح آرانی، محمدرضا علمی صفحات 58-70
    زمینه و هدف

    فلزات سنگین از جمله آلاینده های مخرب محیط زیست هستند که به دلیل اثرات فیزیولوژیکی نامطلوب بر موجودات زنده در غلظت های کم، حایز اهمیت اند. اهداف اجرای این پژوهش، اندازه گیری غلظت برخی فلزات سنگین در غبار صنعتی، ارزیابی و توزیع مکانی شاخص های واحد سمیت و ریسک محیط زیستی فلزات با استفاده از تکنیک های زمین آماری کریجینگ است.

    روش ها

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی و مقطعی در زمستان سال 1397 با نصب 35 ایستگاه رسوب گیر در پیرامون تعدادی از صنایع شهرستان اردکان انجام شد. با جمع آوری نمونه های غبار و اندازه گیری غلظت کادمیوم، کروم، وانادیوم، منگنز و آلومنیوم توسط دستگاه ICP-MS، شاخص های واحد سمیت و ریسک محیط زیستی عناصر مورد ارزیابی قرار گرفتند. با در نظر گرفتن نسبت اثر قطعه به حد آستانه در مدل های کروی، گوسی، پایدار و نمایی نیم تغییرنما و اعتبار سنجی آن ها با استفاده از معیارهای نظیر مجذور مربع خطا، مجذور مربع خطا استاندارد شده و میانگین استاندارد شده، بهترین روش کریجینگ برای تهیه نقشه توزیع مکانی شاخص ها انتخاب گردید.

    نتایج

    میانگین غلظت آلومنیوم، منگنز، وانادیوم، کروم و کادمیوم به ترتیب 51109/11، 248/02، 152/74، 59/54و  mg/kg07/ 2 در غبار اندازه گیری شد. ریسک محیط زیستی غبار صنعتی در کلاس بسیار بالا تعیین گردید. شاخص واحد سمیت غبار صنعتی کمتر از 4 بود. نتایج پارامترهای نیم تغییرنما و اعتبارسنجی معیارها نشان داد، بهترین روش برای توزیع مکانی شاخص ها، روش کریجینگ ساده با مدل های نیم تغییرنما کروی برای شاخص ریسک محیط زیستی و پایدار برای شاخص واحد سمیت است.

    نتیجه گیری

    کادمیوم و کروم در فصل زمستان سمیت حاد در غبار ایجاد نمی کنند. نتایج این مطالعه بیانگر تاثیر صنایع در افزایش ریسک محیط زیستی فلزات سنگین است. همچنین جهت باد غالب منطقه نقش مهمی در پراکندگی فلزات سنگین دارد.

    کلیدواژگان: غبار صنعتی، زمین آمار، فلزات سنگین، واحد سمیت، شاخص ریسک محیط زیستی
  • سمانه کاخکی، حمیده یعقوبی*، طاهره سربوزی حسین آبادی صفحات 71-79
    زمینه و هدف

    سوء مصرف استروییدهای آنابولیک بعنوان مشکل اساسی در بسیاری از رشته های ورزشی بویژه پرورش اندام است. استفاده نادرست از استروییدهای آنابولیک می تواند منجر به ایجاد مشکلات جدی و در برخی موارد تهدیدکننده حیات مانند آسیب کبدی، کلیوی و قلبی- عروقی گردد. این مطالعه با هدف بررسی مصرف استروییدهای آنابولیک در بین ورزشکاران بدنساز شهرستان تربت حیدریه انجام شد.

    روش ها

    تحقیق حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. 274 ورزشکار زن و مرد، مشارکت کنندگان مورد مطالعه را تشکیل می دادند. ابزار گردآوری مطالعه پرسشنامه ی محقق ساخته بود. داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردید.

    نتایج

    براساس یافته ها، استروییدهای آنابولیک (29/79%) بیشترین میزان مصرف را در بین بدنسازان مرد و مکمل های ویتامینی (16/40%) بیشترین میزان مصرف را در بین بدنسازان زن داشت.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر حاکی از میزان بالای مصرف استروییدهای آنابولیک در ورزشکاران شهر تربت حیدریه است که عدم اطلاع رسانی و توصیه های مناسب می تواند منجر به سوء مصرف مواد گردد. توجه به برنامه های پیشگیری و آموزشی  ورزشکاران در این زمینه ضروری است.

    کلیدواژگان: ورزشکاران، استروئیدهای آنابولیک، سوء مصرف
  • مریم آرادمهر*، مهتاب صنوبری صفحات 80-92
    زمینه و هدف

    اختلال عملکرد جنسی شایع ترین مشکل روانی در جمعیت عمومی می باشد. هزینه بالا و عوارض جانبی درمان های کنونی، موجب برانگیختن انگیزه محققین برای جستجوی دیگر گزینه های درمانی شده است. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و جمع بندی نتایج کارآزمایی های بالینی انجام شده در مورد اثر گیاه دارویی گل سرخ بر  اختلال عملکرد جنسی به روش مرور  نظامند می باشد.

    روش ها

    در این مطالعه، پایگاه های اطلاعاتی EBSCO، Web of Science، Scopus، SID، Magiran و Irandoc و موتورهای جستجوی google scholar و PubMed بدون محدودیت زمانی و با کلیدواژه های Rosa، Rosa damascena، Rosaceae، Sexual function، sexual dysfunction، Sexuality، Sexual مورد جستجو قرار گرفت. جستجو، غربالگری، انتخاب و ارزیابی کیفیت مقالات توسط دو پژوهشگر به طور مستقل صورت گرفت. ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از ابزار ارزیابی خطر سوءگیری کاکراین انجام شد.

    نتایج

    از مجموع 251 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، 6 مقاله و یک پایان نامه دارای معیارهای ورود به مطالعه (178زن و 55 مرد) بودند. اغلب مطالعات دارای کیفیت بالایی بوده و تنها یک مطالعه در حیطه تورش عملکرد و یک مطالعه در حیطه تورش انتخاب خطر سوءگیری بالایی داشت. بر اساس نتایج مطالعات، گل سرخ منجر به بهبود اختلال عملکرد جنسی در بیماران مبتلا به افسردگی، مردان و زنان تحت متادون تراپی، زنان یایسه و زنان سنین باروری می گردد.

    کلیدواژگان: اختلال عملکرد جنسی، گل سرخ، مرور نظامند
|
  • R.Jarrahi, N.Golmakani *, S.Mazlom, H.Forouzanfar Pages 1-10
    Background & Aim

    Most girls are unaware of menstrual changes and may be having trouble getting inadequate information from sources. Menstrual health is an important aspect of adolescent health. The aim of this study was to investigate the effect of menstrual health education in peer group on menstrual health behaviors in adolescents.

    Methods

    This randomized clinical trial study was conducted on 60 high school students with regular menstrual cycles in two groups of peers and control. From high schools in Mashhad, two schools were assigned to be one of the two mentioned groups by drawing. In peer group, educational content (Including five menstrual health areas) was explained to 10 students and then six of them were selected and asked to teach to 4-7 of their classmates. Control group received routine training in the form of lecture. Data were collected by a questionnaire of menstrual health behaviors, before intervention, after the end of first and second menstrual cycle and were analyzed by Mann- Whitney, Chi square and independent samples t-test. The confidence level was 95% and the significance level was 0.05.

    Results

    Two groups were similar in age (p = 0.124). In both groups, mean score of menstrual health behaviors was significantly increased (p <0.001). Mean score of menstrual health behaviors in peer group, was significantly higher than control group (p <0.001).

    Conclusion

    Due to the effectiveness of peer-based teaching method in promoting adolescent girls' menstrual behaviors compared to control group, this method is recommended for health planners to educate about health issues including menstrual health.

    Keywords: Health Behavior, Health Education, Menstruation, Peer Group
  • M.Hosseinzadeh, P.Abbasi *, H.Shahrokhi, N.Mahdavi, SH.Barzanjeh Atri Pages 11-22
    Background & Aim

    The prevalence of autism spectrum disorders in Iran is increasing and mothers of these children are exposed to parental challenges. One of the most important determinants of emotional behavior problems in children is the parenting style of parents, especially the mother. So, the purpose of this study was to investigate the relationship between parenting styles in mothers of children with autism spectrum disorders and emotional behavioral problems in these children.

    Methods

    This descriptive correlational study was performed on 146 mothers of children with autism spectrum disorder (4-13 years old) referred to autism centers in Tabriz University of Medical Sciences. The sampling method was available. Standard questionnaires of Baumriand,s parenting styles and Child Behavior Checklist (CBCL) questionnaire were used for data collection. Data were analyzed using frequency and relative frequency, Pearson correlation and multiple linear regression in SPSS 21.

    Results

    The findings showed that the dominant parenting style of mothers is authoritative. Also, all children have emotional-behavioral problems, but 63% of children are in non-clinical range and 37% of children are in clinical range. Only authoritative parenting style had a statistically significant relationship with the subscales of anxiety, physical problems, and aggressive behavior (p<0.05).

    Conclusion

    Given the high prevalence of emotional-behavioral problems and the relationship between some of its subscales with parenting styles, it is necessary to educate mothers about the nature and characteristics of autism spectrum disorders. This would improve their understanding of problematic behaviors of their children, thus, they can act with more awareness and cognition. In this regard, it is recommended to run parent-centered and family-centered educational programs for this group of mothers.

    Keywords: Parenting, Mothers, Autism Spectrum Disorder, Child, Emotional Behavioral Problems, Tabriz
  • Hosseinzadeh M, Hassankhani Hassankhani, M.Sahebihagh, F.Rahmani, P.Aghajari * Pages 23-34
    Background & Aim

    Nurses are the largest group of users of hospital information system and understanding their experiences in the use of this tool has a significant impact on the success or failure of it and ultimately, the quality of care for patients. The aim of this study was to explain the experiences of nurses for using hospital information system in educational hospitals of Tabriz in 2015.

    Methods

    The present study was carried out using qualitative and phenomenological approach. Participants included 14 nurses who were selected by purposeful sampling method. The data were collected by using deep interviews. After obtaining informed consent of the participants, interviews were recorded. For analyzing the data, seven-stage Colaizzi method was used.

    Results

    After analyzing the data, a total of 460 primary codes, 9 sub-themes and 2 main themes were revealed: 1- structural deficiencies of the hospital information system 2- Hospital information system efficiency in nursing care.

    Conclusion

    The results of the present study indicate the positive effects of using HIS in promoting patient care; however, disadvantages such as re-work, neglecting patient bedside and system-related problems were also reported by nurses using HIS. Therefore, it is recommended to enhance the facilitation factors and fix the hardware and software deficiencies of this system in order to increase its efficiency in improving the care and also the use of portable PCs connected to the HIS system.

    Keywords: Hospital information systems, Nurses, Qualitative study, Experiences, Phenomenology
  • A.Godrati Torbati, H.Nejat*, H.Toozandehjani, A.Samari, H.Akbari Amarghan Pages 35-48
    Background & Aim

    Substance abuse disorder has an increasing negative implication in all societies. Psychological treatments are helpful in reducing this disorder. The aim of this study was to compare the effectiveness of Dialectical Behavior Therapy and Compassion Focused Therapy on blood cortisol levels and self-control in drug abusers.

    Methods

    The research method was quasi-experimental. The statistical population of the study included all men with substance abuse in the Bozorgmehr clinic of Torbat-e-Heydariyeh in 2018, 60 of whom were selected by available sampling method and were randomly assigned to two experimental groups and a control group. The experimental group was trained for 10 sessions of 90 minutes, but the control group did not receive any training. To collect data, self-control questionnaire and vitro serum levels of cortisol, were used. The data were analyzed using Mancova in spss 24 software.

    Results

    The results showed that there was a significant effect on self-control and cortisol levels in two groups of Dialectical Behavior Therapy (p = 0.001). However, according to the mean difference, the effectiveness of Compassion Focused Therapy on two self-control variables and cortisol levels was higher than Dialectical Behavior Therapy.

    Conclusion

    Psychological treatments such as interventions applied in this study can help to treat substance abuse disorder. Therefore, considering the low cost and effectiveness of these treatments, it is recommended to use them in the treatment of substance abuse.

    Keywords: Dialectical behavior Therapy, Compassion Focused Therapy, Blood cortisol levels, Self-control, Drug abuse
  • F.Rabinejad, A.Ahani Azari *, A.Danesh Pages 49-57
    Background & Aim

    Lactic cheese is traditionally produced from raw milk in some provinces of Iran. Therefore, presence of pathogenic bacteria in these cheeses can be dangerous to human health. The aim of this study was to evaluate the contamination rate of local lactic cheeses produced in Gorgan with Escherichia coli, Staphylococcus aureus and Listeria monocytogenes.

    Methods

    Cheese samples were randomly collected from 5 supply centers of this product in Gorgan. The samples were transferred to sterile containers with dry ice to the Microbiology Laboratory of Gorgan Islamic Azad University. After enrichment in specific media, they were cultured in selective media according to standard methods.

    Results

    In this study, 40 samples of lactating cheeses of bovine and sheep and 5 samples of pasteurized bovine cheeses were evaluated for possible contamination. According to the results, out of 20 cow cheese samples, only 2 (10%) and out of 20 sheep cheese samples, 6 ones (30%) were infected with Escherichia coli. Coagulase positive Staphylococcus aureus was observed in 3 samples of cow cheese (15%) and 5 sheep cheese samples (25%). Listeria monocytogenes was not detected in any of the cheese samples. Industrial pasteurized samples were also not contaminated with any of the bacteria studied.

    Conclusion

    The results showed that sheep cheeses were more contaminated to Escherichia coli and Staphylococcus aureus compared to cow cheeses. Considering the presence of Escherichia coli and Staphylococcus aureus in some local lactic cheeses supplied in Gorgan, it is necessary to consider hygienic actions more seriously and the use of pasteurized milk is recommended for production of mentioned cheeses.

    Keywords: Contamination, Cottage cheese, Escherichia coli, Staphylococcus aureus, Listeria monocytogenes
  • S.Shojaee Barjoee *, H.Mosleh Arani, A.Mosleh Arani, M.Elmi Pages 58-70
    Background & Aim

    Heavy metals are including destructive pollutants of environment which important due to adverse physiological effects on living organisms at low concentrations. Aims of performance this study was to measure the concentration of some heavy metals in industrial dust, as well as evaluate and Spatial Distribution the Toxicity Unit indices and Environmental Risk of metals using kriging geostatistical techniques.

    Methods

    This descriptive-analytical and cross-sectional study was carried out in winter of 2018 by installing 35 dust sampler stations around the some of industries in Ardakan county. To collect dust samples and measurement concentrations of cadmium, chromium, vanadium, manganese and aluminum by ICP-MS, Toxicity Unit and Environmental Risk indices of elements were evaluated. Considering the ratio of Nugget to Sill in spherical, Gaussian, stable and exponential semivariogram models and validation using criteria such as Root mean square, Root mean square standardized and Mean standardized, best method of Kriging was selected for preparing spatial distribution map of indices.

    Results

    Mean concentrations of aluminum, manganese, vanadium, chromium and cadmium were 51109.11, 248.02, 152.74, 59.54 and 2.07 mg/kg, respectively. Environmental Risk of industrial dust was determined in very high class. Toxicity Unit index of industrial dust was less than 4. Results of investigation of semivariogram parameters and validation of criteria showed, best method for spatial distribution of indices was simple kriging method with spherical semivariogram models for Environmental Risk index and stable for Toxicity Unit index.

    Conclusion

    In winter season, cadmium and chromium do not cause acute toxicity in dust. Results this study expressing impact of industrial in increasing environmental risk of heavy metals. Also, direction of local dominant wind has an important role in dispersion of heavy metals.

    Keywords: Industrial dust, Geostatistics, Heavy metals, Toxicity unit, Environmental risk index
  • S.Kakhki, H.Yaghoobi *, T.Sarboozi Hosein Abadi Pages 71-79
    Background & Aim

    The abuse of anabolic steroid is known as a major problem in many sport fields especially body building. On the other hands, anabolic steroids misuse might lead to serious and sometimes life-threatening health problems such as kidney, liver damage and cardiovascular disease. This study was performed to survey the analysis of anabolic steroids consumption among male and female athletes in Torbat Heydariyeh clubs.

    Methods

    The present research is a descriptive-cross sectional study. The statistical society included 274 men and women athletes. Instruments used in surveying include a self-made questionnaire. The statistical analysis of the study was done through SPSS 16 software and the collected data were analyzed through descriptive statistics (frequency, percentage, mean and standard deviation) and inferential statistics (chi-square) was also used for data analysis.

    Results

    Data analysis showed the frequency of anabolic steroid abuse scored the highest among male subjects and the frequency of vitamin supplements was the most commonly consumed among female counterparts.

    Conclusion

    The present study revealed high consumption of anabolic steroids among athletes in Torbat Heydariyeh city. On the other hands, lack of information and proper advice can lead to abuse of drugs. Thus, this is necessary to consider preventive and training programs for the athletes.

    Keywords: Body building athletes, anabolic steroids
  • M.Aradmehr *, M.Senobari Pages 80-92
    Background & Aim

    Sexual dysfunction is the most common psychiatric disorder in the general population. The high cost and side effects of present treatments have prompted researchers to search for other therapeutic options. The aim of this study was to evaluate and summarize the results of trials on the effects of roses on sexual dysfunction through a systematic review.

    Methods

    In this study, EBSCO, Web of Science, Scopus, SID, Magiran and Irandoc databases and PubMed and Google scholar search engines were searched with no time limits using the keywords Rose, Rosa damascena, Rosaceae, Sexual function, Sexual dysfunction, Sexuality and Sexual. Searching, screening, selection and quality appraisal of the articles were done by two researchers independently.

    Results

    Out of 251 articles found in the primary search, six articles and one thesis have inclusion criteria, (178 women and 55 males). Most of studies have high quality. Only one study in the field of performance and a study in the area of selection had a high-risk bias. According to the results of included studies, roses have improved the symptoms of sexual dysfunction in depressed patients, female and male patients under methadone maintenance therapy, menopausal women, and normal reproductive age women.

    Conclusion

    The results indicate the effectiveness of roses on sexual dysfunction, particularly those with underlying disorders. Therefore, given the acceptance of the use of complementary therapies, it can be used as an affordable and inexpensive method along with other available treatments.

    Keywords: Sexual Dysfunction, Roses, Systematic review