به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

باقر ساروخانی

  • حمیدرضا یزدانی*، باقر ساروخانی، منصور وثوقی

    اهمیت پایگاه اقتصادی- اجتماعی  در زندگی افراد درگیر اعتیاد به خصوص در فرایند ترک و بازگشت به اعتیاد، شایان توجه است. این افراد بعد از ترک، برای بازگشت به زیست اجتماعی نیاز به بازسازی و کسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی دارند تا بتوانند در فرایند هم کنشی اجتماعی، مورد پذیرش قرار گیرند. این پژوهش که بخشی از یک مطالعه در باره عوامل اجتماعی موثر بر بازگشت به اعتیاد است، به تبیین نقش جامعه شناختی پایگاه اقتصادی- اجتماعی در بازگشت به اعتیاد می پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تئوری زمینه ای انجام گرفته، جامعه مشارکت کننده آن از میان افراد معتاد دارای سابقه بازگشت به اعتیاد با استفاده از روش نمونه‎ گیری هدف مند انتخاب شده است و گرد آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 21 نفر از این افراد صورت گرفت و تجزیه و تحلیل داده ها هم زمان شروع شد و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. در نهایت مفهوم ناکامی در بازسازی و بازیابی پایگاه اقتصادی- اجتماعی به عنوان پدیده اصلی انتخاب شد و سایر مقولات جزئی مانند: پنج مولفه در شرایط زمینه ای، چهار مولفه عوامل علی، سه مولفه به عنوان شرایط مداخله گر ، چهار مولفه در بخش راهبردها و هشت مولفه به عنوان پیامدهای ناشی از پدیده را پوشش می دهد. نتیجه این پژوهش نشان داد که بازسازی پایگاه اقتصادی و بازیابی پایگاه اجتماعی نقش به سزایی در جلوگیری از بازگشت به اعتیاد دارد. عدم توجه به این عوامل، افراد را در دوران پس از ترک در فشار مضاعفی قرار می دهد و ناکامی در این مسیر، گرایش به مصرف مجدد از نوع مصرف تسکینی و مصرف خلاصی را به دنبال دارد و در ادامه منجر به بازگشت به اعتیاد می شود.

    کلید واژگان: عود, پایگاه اقتصادی, پایگاه اجتماعی, اعتیاد
    Hamidreza Yazdani*, Bagher Saroukhani, Mansour Vosoghi

    The importance of The socio-economic state in  the lives of the addicted people, especially in the process of quitting and relapse, is worth noting..This research, which is a part of a study on social factors on relapse, is a sociological explanation of the role of the economic-social state  and relapse.The research was conducted using a qualitative approach  with a grounded theory method, the participating community of drug addicts with a history of relapse was selected using a targeted sampling method, and data collection was done through a semi-structured interview. Interviews were conducted with 21 of these people, and data analysis started at the same time as data collection and continued until the theoretical saturation stage was reached. Finally, the concept of failure to rebuild and restore the economic-social state was chosen as the main phenomenon that covered other subcategories. The result of this research showed that the issue of rebuilding the economic state, as well as recovering the social state plays a significant role in relapse, and the lack of attention to this issue has put people under a double pressure to solve this problem in the post-quit period, and failure in this direction leads to the tendency of people to drug use again in the form of soothing and relief use. and then relapse occurs".

    Keywords: Relapse, Economic State, Social State, Addiction
  • عاطفه پولایی*، سید محسن بنی هاشمی، عاصمه قاسمی، باقر ساروخانی
    مقدمه

    خانواده نخستین بستری است که ذخیره واژگانی، اندوخته های فرهنگ و تمدن و ارزش های اخلاقی را به فرد انتقال می دهد. از همین رو خانواده محمل اولیه شکل گیری معنا محسوب می شود، و در خط مقدم وقایع عظیم و تحولات فرهنگی قرار دارد. یکی از مهم ترین وقایع مهم عصر حاضر که همه عرصه های زندگی بشر به ویژه نهاد خانواده را دستخوش تغییر ساخت فراگیری پاندمی کرونا بود. در جریان فراگیری کرونا خانواده ایرانی معنایی متفاوت از چیزی پیدا کرد که طی دهه های قبل صورت بندی شده بود. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی تحولات معنای خانواده در دوران همه گیری کرونا و تغییرات آن است.

    روش

    ازآن جاکه بررسی کیفی به صورت گسترده و پرداخت آن در مقیاس های کلان ممکن نیست تمرکز مطالعه حاضر به صورت خاص بر شهر تهران متمرکز است. در این مقاله از روش پدیدارشناسی توصیفی (استعلایی) استفاده شده است. نمونه گیری این تحقیق به صورت نظری بوده است بدین صورت که نمونه های این تحقیق 17 خانوار بوده اند که در سال های 1399 تا 1400 از میان خانواده های ساکن مناطق مختلف شهر تهران انتخاب شده اند. روش جمع آوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است و داده ها با روش کدگذاری به شیوه موستاکاس تحلیل شده اند.

    یافته ها

    مبنای تحلیل یافته های کیفی این تحقیق می توان تحول خانواده را در دوران همه گیری کرونا به شرح زیر صورت بندی کرد: بازسازی خانواده (به دو شکل پویا و پذیرا)، آشکارسازی چهره های پنهان خانواده، گسست در میان اعضا، مجازی شدن کاکردهای خانواده، بازاندیشی در ارزشهای خانواده.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان می دهد که پاندمی کرونا با واداشتن افراد به بازاندیشی عمیق در ساختار، ارزش ها و کاکردخانواده در پی تحول در شبکه روابط، قرنطینه، گسترش استفاده از فضای مجازی، ترس از مرگ و بحرانی شدن زندگی روزمره باعث تغییرات عمیق در مفهوم و عملکرد و  انتظارات خانواده شد و تجربه ای متفاوت از زندگی خانوادگی را شکل داد که با افشاگری از موارد نادیده گرفته یا انکار شده درون خانواده بود.

    کلید واژگان: پدیدارشناسی, تغییرات خانواده, تحقیق کیفی, تهران, کرونا
    Atefe Poolaei, Seyed Mohsen Banihashmi*, Asmeh Ghasemi, Baqer Saroukhani
    Introduction

    The family is the primary setting for the transmission of vocabulary, cultural heritage, and moral values to individuals, and thus, it serves as the initial ground for the formation of meaning. Families are at the forefront of major events and cultural transformations. One of the most significant events of the contemporary era, which affected all aspects of human life, particularly the family unit, was the COVID-19 pandemic. During this time, Iranian families experienced shifts in meaning that differed from those previously shaped over decades. This study aims to investigate changes in the meaning and function of the family during the COVID-19 pandemic.

    Method

    Given the complexity of qualitative analysis on a large scale, this study specifically focuses on Tehran, Iran. The research employed a descriptive phenomenological approach. The sample comprised 17 households selected from various areas across Tehran between 2020 and 2021, using theoretical sampling. Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using Moustakas’ coding method.

    Finding

    Based on the qualitative analysis, transformations in family structure and function during the pandemic can be categorized as follows: family restructuring (in both dynamic and receptive forms), revealing previously hidden family dynamics, disociation of family members, virtualization of family functions, and reconsideration of family values.

    Conclusion

    The findings indicate that the COVID-19 pandemic led individuals to deeply reconsider the structure, values, and roles within the family. This process, influenced by social distancing, increased use of virtual space, fear of mortality, and the disruption of daily life, resulted in substantial changes to the concept, expectations, and practices of family life. Additionally, it uncovered aspects of family dynamics that had previously been neglected or suppressed.The main issue of this study is to examine the transformations in the meaning of family during the COVID-19 pandemic and the associated changes. However, as broad qualitative research on a large scale is not feasible, this study specifically focuses on the city of Tehran. This paper employs a descriptive phenomenological method. The sampling for this research was theoretical, involving 17 families selected from various areas of Tehran between 2020 and 2021. Data collection was conducted through semi-structured interviews, and the data were analyzed using the Mustakas coding method.Based on the qualitative findings of this research, the transformations in the meaning of family during the pandemic can be summarized as follows: family reconstruction, the revelation of hidden aspects of family, alienation within the family, the virtualization of various family dimensions, and the inefficacy of different facets of the family. The results of this study indicate that the COVID-19 pandemic led to profound changes in the concept and structure of family, prompting individuals to reassess their relationships, values, and family roles, thereby shaping a new experience of family life

    Keywords: Phenomenology, Transformations Of Family, Qualitative Research, Tehran, COVID-19
  • عاطفه پولایی، سید محسن بنی هاشمی*، عاصمه قاسمی، باقر ساروخانی

    پژوهش حاضر به دنبال بررسی این امر است که پس از پاندمی کرونا چگونه می توان کارکرد نهاد خانواده در شهر تهران را صورت بندی کرد؟ هم چنین این تحقیق با نگاهی اکتشافی به این پرسش پاسخ می دهد که پس از فراگیری پاندمی کرونا در شهر تهران چه تحولی در نگرش خانواده ها نسبت به کارکرد نهاد خانواده و بازاندیشی در عملکرد آن صورت گرفته است. روش این پژوهش کیفی بوده و در آن از تحلیل مضمونی بهره گرفته شده است. نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری انجام شده و داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری و تحلیل شبکه مضامین براون و کلارک صورت گرفته است. نتایج تحلیل نشان می دهد که پاندمی کرونا باعث سردرگمی، استرس، نگرانی و گسترش ضداطلاعات شده و خانواده ها به مکانی برای تبادل احساسات مختلف تبدیل شده اند. با از بین رفتن مرزهای زندگی اجتماعی و استحاله نهادها در خانواده، فرصت بازاندیشی در کارکردهای خانواده ایجاد شده است. فضای مجازی نیز با فراهم کردن آموزش های آنلاین، ارائه اطلاعات، ترندها و زمینه ای برای ادامه کسب وکارها نقش مهمی در تغییر عادت های گذشته خانواده های ایرانی داشته است؛ بنابراین خانواده های تهرانی در زمینه های مختلف، ازجمله: عاطفی، اقتصادی، سلامت، آموزش، قدرت، آداب و رسوم و اوقات فراغت تغییرات جدی را تجربه کرده اند و کرونا به عنوان یک عامل تغییر بزرگ، باعث بازبینی و بازتعریف نقش ها و وظایف خانواده ها در تهران شده است.

    کلید واژگان: تحولات خانواده, تغییرات فرهنگی, روش تحقیق کیفی, تحلیل مضمون, کرونا
    Atefeh Poolaee, Seyed Mohsen Banihashmi *, Asemeh Ghasemi, Baqer Saroukhani

    Periods of extensive transformation, such as world wars and deadly disease outbreaks, often prompt deep reviews of institutional performance, including the family. The COVID-19 pandemic is one such crisis that has significantly impacted the Iranian family, necessitating reevaluation. This study examines how the functions of family institutions in Tehran, Iran’s most populous and diverse city, have been reformulated post-pandemic. Tehran’s demographic, ethnic, class and cultural diversity creates a challenging environment for families, making it an apt case for study. Given the importance of the family in meeting individuals’ needs and its role in structural changes across society, this research explores how the functions of families in Tehran can be reevaluated after the pandemic. 

    Keywords: Family Changes, Qualitative Research Method, Theme Analysis, Coronavirus
  • زهرا شیخ، باقر ساروخانی*، خدیجه ذوالقدر

    در طول تاریخ با تغییر همراه بوده است. داشتن شناخت در این حوزه به سیاست گذاران کمک می کند تا ایده های اذهان جامعه را بشناسند، از نگرش ها آگاهی داشته باشند و متناسب با اوضاع جامعه، برنامه ریزی کنند. در این پژوهش، هدف، استخراج نگرش ها و مطالبات؛ و در نهایت تحلیل و بررسی مولفه فرهنگی «ازدواج» بوده است. مولفه های فرهنگی به نگرش ها و ارزش ها و اولویت های ذهنی افراد در موضوع ازدواج می پردازد. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و جامعه آماری، کاربران فارسی زبان شبکه X، شیوه نمونه گیری تمام شماری توئیت های مرتبط با ازدواج در نیمه دوم سال 1400 بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نگرش افراد به موضوع ازدواج به نظریه روابط سیال باومن و نظریه شخصی سازی ساروخانی، نزدیک است. بررسی محتوای توئیت ها نشان می دهد که حفظ فردیت و قدرت انتخاب، اولویتی جدی برای کاربران داشته، آنها در ساحت های مختلف زندگی مطابق سلیقه و شرایط و خواست شخصی تصمیم می گیرند و دیگر کلان روایتی بر افکار و تصمیم های افراد سایه گستر نیست. بدیهی است که این روابط سیال، ناامنی روانی برای افراد در پی دارد و فردگرایی تشدیدشده می تواند خانواده را از نهادی اجتماعی با کارکردهای عاطفی و تولید نسل و جامعه پذیری خارج کرده، سلامت جامعه را به خطر بیندازد.

    کلید واژگان: ازدواج, خانواده, روابط سیال, تحلیل محتوای کیفی و شبکه اجتماعی X.
    Zahra Sheikh, Bagher Saroukhani *, Khadijeh Zolghadr

    Marriage is a key element in the institution of the family and consequently the social structure of society. Having knowledge in this area helps the policy makers to know the attitudes and ideas of the society and plan accordingly. The objective of this research, is to extract the attitudes and demands of the cultural components of "marriage" and finally interpreted them. The research method is qualitative content analysis and universe were all persian speaking tweets in X social network from Sept. 2021 till Mar. 2022. Results show that people's attitude towards marriage is close to Bauman fluid relations theory as well as Sarukhani's theory of personalization. In the marriage, people have their own opinions and don't follow grand narratives. On the other hand, individualized, and the personalization of marriage, can expel the family from a social institution with the emotional and survival functions; and endanger the health of society.

    Keywords: Marriage, Family, Pathology, Qualitative Content Analysis, Twitter
  • سیده زهرا امیر ارجمندی، مهرداد نوابخش *، باقر ساروخانی

    سیاست‏های علم و فناوری به دلیل اهمیتی که در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع دارند، به یکی از مهمترین عرصه‏های نزاع گفتمانی تبدیل شده‏اند. از این‏رو، مطالعه حاضر با هدف تحلیل گفتمان برنامه ششم بر اساس رویکرد لاکلو و موف انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه کلیه مواد قانونی و تبصره‏های مرتبط با علم و فناوری در قانون برنامه ششم توسعه بودند که به صورت تمام‏شماری مورد مطالعه قرار گرفتند یافته‏ها نشان می‏دهد که دال مرکزی این سند «نوآوری هدفمند علمی» است که مدلول های خود را بر اساس سه نشانه «کارآمدی و روزآمدی، خصوصی سازی/مردم سازی و اقتصاد دانش بنیان» برساخت کرده است. دال شناور، در قالب «همکاری و مشارکت علمی» و «عملکرد رقابتی» خود را نشان داده است. دال‏های تهی «اشتغال»، «نوسازی و بهسازی دانشی» و «بهره وری علمی» هستند که با وقفه ها و لحظه ها «مردمی سازی»، «نوسازی و بهسازی آموزشی» و «فرهنگ و ارزش های اسلامی» همراه هستند. حوزه گفتمانی این برنامه «دولت محوری، وابستگی به بیرون، کاهش محرومیت و بی طرفی علمی» است که گفتمان «فرهنگ محور/بوم محور» با موقعیت هژمونیک خود تخاصم ها را به حاشیه برده و فضا را برای مانور گفتمانی خود تحکیم بخشیده است. نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که این برنامه با تاکید بر ررویه‏ های اثبات‏گرایانه و عرضه ‏محوری به سوی اهداف کمی در حرکت است که این امر امکان مردمی سازی علم و بکارگیری سرمایه های اجتماعی را با خلاء جدی روبرو ساخته است.

    کلید واژگان: برنامه ششم توسعه, تحلیل گفتمان, نوآوری هدفمند علمی, اقتصاد دانش بنیان, دولت محوری.
    Seiedeh Zahra Amirarjmandi, Mahrdad Navabakhsh, Bagher Saroukhani

    Because of their importance in the economic and social development of societies, science and technology policies have become one of the most important arenas of discourse conflict. Therefore, the present study was conducted with the aim of analyzing the discourse of the sixth program based on Laclau and Mouffe's approach. The studied society was all the legal articles and notes related to science and technology in the law of the sixth development plan, which were studied in full. The findings show that the central signifier of this document is "purposeful scientific innovation". It has built its symbols based on three signs: "Efficiency and modernity, privatization/popularization and knowledge-based economy". The floating sign has shown itself in the form of "collaboration and scientific participation" and "competitive performance". The null signs are "Employment", "Scientific modernization and improvement" and "Scientific productivity" which are associated with interruptions and moments of "People building", "Educational modernization and improvement" and "Islamic culture and values". The discourse area of this program is "state-centered, external dependence, reduction of deprivation and scientific neutrality" which "culture-centered/landscape-centered" discourse with its hegemonic position has marginalized conflicts and consolidated the space for its own discourse maneuver. The results of this study show that this program is moving towards quantitative goals with an emphasis on positivist and supply-oriented processes, which has made it possible to popularize science and use social capital with a serious vacuum.

    Keywords: The Sixth Development Program, Discourse Analysis, Targeted Scientific Innovation, Knowledge-Based Economy, Government-Oriented
  • باقر ساروخانی

    به نام خدابار دیگر خداوند را سپاسگزاریم بر ما منت نهاد و امکان فراهم آورد تا اثری دیگر فراهم آوریم و تقدیم بندگان صالحش نماییم. از نویسندگان محترم مقاالت سپاسگزاریم. آنان با شکیبایی بسیار مقاالت خود را بروز نمودند، با الگوی فصلنامه انطباق بخشیدند. دیدگاه های گوناگون را شنیده و سپس بکار گرفتند. آنان تمثیل درست این آیه الهی هستند، سخنان بسیار را بشنوید (ارزیابی کنید) سپس بهترین آنان را برگزینید. باید سپاسگزار همیشه داورانمان باشیم. آنان بدون هیچ توقع یا انتظار، نوشته ها را با حوصلهی تمام مطالعه کردند و ما و نویسندگان را هدایت نمودند. مقاالتی که چنین از خانهای بسیار عبور نمودند هر یک از اهمیت بسیار برخوردارند. از بین آنان بهرسم همیشه یک مقاله را مورد بررسی کوتاه قرار میدهیم تا شاید خوانندگان عزیز و گرامی را مفید فایده افتد. تا که قبول افتد و چه در نظر آید...

    Once again, we thank God for blessing us and making it possible for us to prepare another work and present it to our servantsLet's make it valid. We are grateful to the respected authors of the articles. They presented their articles with great patience.Adapted to the template of the quarterly magazine. They heard different views and then applied them. They are the true parable of thisThey are divine verses, listen to (evaluate) many words, then choose the best of them. You should always be gratefulBe our judges. Without any expectations or expectations, they read the writings with full patience, and we and the authorsthey guided The articles that passed through many houses are very important. from among themWe always review an article briefly so that it may be useful for our dear readers. until thethat will be accepted and what will be considered....

  • یزدان اعظمی، خلیل میرزایی*، باقر ساروخانی، بهمن باینگانی

    رابطه انسان با محیط‎ زیست، همواره در حال تغییر و تحول است. انسان ها با ورود به عصر صنعت و مدرنیته، سبک زندگی خود را براساس عقلانیت ابزاری تغییر داده‎ اند و با تصمیم گیری‎های خودخواهانه و یک جانبه، بحران های زیست محیطی فراوانی را به وجود آورده‎اند که نگرانی و تشویش عموم مردم در جوامع مختلف را به خود جلب کرده است و مساله محیط زیستی به مسئله‎ای جهانی و اجتماعی مبدل شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر فعالیت‎های محیط ‎زیستی انجام شده است. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع پیمایش بوده است. جامعه آماری شامل کلیه فعالان محیط زیست در دو شهرستان مریوان و بانه می باشد که 385 نفر از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری احتمالی طبقه ای متناسب با حجم، جهت گردآوری اطلاعات انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر بخش کیفی این تحقیق می باشد و نرم افزار تجزیه و تحلیل اطلاعات نرم افزار SPSS است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی r پیرسون نشان داد که همبستگی بین تمامی متغیرهای مستقل پژوهش شامل نگرش به فعالیت محیط زیستی به مثابه امر سیاسی، نگرش به فعالیت محیط زیستی به مثابه، امر زیبایی شناختی، نگرش به فعالیت محیط زیستی به مثابه امر اقتصادی، نگرش به فعالیت محیط زیستی به مثابه امر مذهبی و نگرش به فعالیت محیط زیستی به مثابه امر بهداشتی، با متغیر فعالیت محیط زیستی در سطح معناداری کوچکتر از 01/0 از نظر آماری مورد تایید واقع شد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی چند متغیر حاکی از آن است که متغیرهای مستقل حاضر در مدل رگرسیونی، توانسته اند 4/65 درصد از تغییرات متغیر فعالیت های محیط زیستی را تبیین و پیش بینی نمایند. در این میان، متغیر فعالیت محیط زیست به مثابه امری زیبایی شناختی بیشترین تاثیر را بر متغیر وابسته داشته است.

    کلید واژگان: فعالیت محیط زیستی, نگرش زیبایی شناختی, نگرش سیاسی, نگرش مذهبی, محیط زیست
    Yazdan Azami, Khalil Mirzaei*, Bagher Sarukhani, Bahman Bayangani

    The relationship between man and the environment is always changing. Entering the age of industry and modernity, humans have changed their lifestyle based on instrumental rationality and with selfish and one-sided decisions, they have created many environmental crises that worry and worry the public in different societies and the environmental issue has become a global and social issue. In this regard, the current research has also been conducted with the aim of sociological investigation of factors affecting environmental activities. The research method of the current study is survey type. The statistical population includes all environmental activists in Marivan and Baneh cities, 385 of who were selected through Cochran's statistical formula and stratified probability sampling in order to collect information. The data collection tool is a researcher-made questionnaire based on the qualitative part of this research, and the data analysis software is SPSS software. The results of Pearson's r correlation test show that the correlation between all the independent variables of the research includes attitude towards environmental activity as a political matter, attitude towards environmental activity as an aesthetic matter, attitude towards environmental activity as an economic matter, attitude towards Environmental activity as a religious matter and attitude towards environmental activity as a health matter were statistically confirmed with the environmental activity variable at a significance level less than 0.01. Also, the results of the multivariate regression analysis indicate that the independent variables in the regression model have been able to explain and predict 65.4% of the changes in environmental activities. Meanwhile, the environmental activity variable as an aesthetic issue has had the greatest impact on the dependent variable.

    Keywords: Environmental Activity, Aesthetic Attitude, Political Attitude, Religious Attitude, Environmen
  • مینا بابایی نصیر، فرشاد مومنی*، سید علی رحمان زاده، باقر ساروخانی، علی باصری

    فقر هنگامی با خود تله به همراه دارد که دور باطل تلاش های فقیر را تحلیل می برد. در چنین وضعیتی مسئله فقر بیش ازپیش به امر پیچیده ای تبدیل می شود. تله فقر برای زنان سرپرست خانوار به دلایل زیستی و اجتماعی متفاوت از مردان است و محرومیت های شکل گرفته ویژگی های خاصی دارد. پژوهش حاضر شناخت محرومیت های زنان سرپرست خانوار در تله های فضایی فقر را مدنظر داشته است. در این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی کیفی و نیز تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، به جمع آوری داده ها در حومه منطقه 19 شهر تهران یعنی محله مرتضی گرد پرداخته شد. با نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، ضمن مصاحبه با 17 زن سرپرست خانوار، با اتکا به تکنیک تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری معنایی، تلخیص و تفسیر تحلیل داده ها انجام شد. بر پایه یافته ها، سه محرومیت اصلی در محله مرتضی گرد عبارت بود از: محرومیت اقتصادی (فرصت های محدود، کمبود پول، فقدان مسکن ملکی، هزینه های سربارگی، بی قدرتی و بی عدالتی در کار و دستمزد)، محرومیت اجتماعی (ضعف جسمانی، حمایت نهادی، ناامیدی و نگرانی، بازتولید زندگی زنان سرپرست خانوار، فضای نامناسب و دسترسی محدود) و تعاملات اجتماعی (اعتماد، مشارکت و حمایت زنان سرپرست خانوار، خودمحروم سازی و طرد اجتماعی در تعامل با همسایه و اقوام). محرومیت های شکل گرفته برای زنان سرپرست خانوار در محله مرتضی گرد، هم افزایی این محرومیت ها را در پی داشته که برآیند آن تشدید فقر زنان سرپرست خانوار و شکل گیری دور باطل از چرخه فقر در این محله و بازتولید آن برای نسل های آتی بوده است. به نظر می رسد شرایط ساختاری حاکم بر این محله و همچنین ویژگی های فردی زنان سرپرست خانوار، شکستن این چرخه و رهایی از این تله را دشوار کرده است.

    کلید واژگان: زنان سرپرست خانوار, تله فضایی فقر, محرومیت اقتصادی, محرومیت اجتماعی, تعاملات اجتماعی
    Mina Babaei-Nasir, Faeshad Momeni*, Seyed Ali Rahmanzadeh

    Poverty brings with it a trap when the vicious circle reduce the efforts of the poor. In such a situation, the issue of poverty becomes more complicated. The poverty trap for female-headed households is different from men, for biological and social reasons, and the resulting deprivations have special characteristics. The current research has taken into account the deprivations of female-headed household in the spatial poverty traps. In this research, using qualitative methodology and in-depth semi-structured interview technique, data was collected in the suburbs of the 19th district of Tehran, named Mortezagerd neighborhood. With purposive sampling and theoretical saturation criterion, while interviewing 17 female heads of the household, relying on thematic analysis technique in three stages of semantic coding, summarization and interpretation of data analysis was done. Based on the findings, the three main deprivations in Mortezagerd neighborhood were: economic deprivation (limited opportunities, lack of money, lack of real estate, overhead costs, powerlessness and injustice in work and wages), social deprivation (physical weakness, institutional support, hopelessness and concern, reproduction of the life of female heads of households, inappropriate space and limited access) and social interactions (trust, participation and support of female heads of households, self-deprivation and social exclusion in interactions with neighbors and relatives). The deprivations created for women heads of households in Mortezagerd neighborhood have resulted in the synergy of these deprivations, which has resulted in the aggravation of the poverty of women heads of households and the formation of a vicious cycle of poverty in this neighborhood and its reproduction for future generations. It seems that the structural conditions governing this neighborhood, as well as the individual characteristics of female heads of the household, have made it difficult to break this cycle and get out of this trap.

    Keywords: Female Head Of Household, Spatial Poverty Trap, Economic Deprivation, Social Deprivation, Social Interactions
  • مراد یگانه، سروش فتحی*، باقر ساروخانی، خلیل میرزایی

    موضوع توسعه یکی از موضوعاتی است که نه تنها در حوزه ی جامعه شناسی توسعه، بلکه در بسیاری از حوزه های جامعه شناسی به طور اخص و علوم اجتماعی، به طور اعم، مورد بحث قرار می گیرد. بدین منظور در این تحقیق به شناسایی موانع توسعه صنایع در استان ایلام و بررسی جامعه شناختی آن به منظور تقویت بستر و معرفی ظرفیت و توانمندی های استان به کشور پرداخته شد. برای این منظور با تعداد 18 نفر از خبرگان و مطلعیین مصاحبه هایی از نوع نیمه ساختاریافته انجام شد. مفاهیم اکتشافی حاصل از این مصاحبه ها براساس ماهیت و مفاهیم مرتبط 124 کد باز بود که بعد از آن محقق به اشباع رسید و مصاحبه-ها پایان یافت. در ادامه جهت انجام مقوله بندی محوری و مقوله بندی اصلی از نرم افزار MaxQda 2018 استفاده شد که در نهایت 124 کد باز، 39 کد محوری و 20 کد انتخابی حاصل شد که در دسته بندی های عوامل علی، مداخله گر، پیامدها، راهبردها، زمینه ای قرار داده شدند. پس از شناسایی کدها، جهت بررسی روایی کدهای کیفی به دست آمده، از CVR و CVI استفاده شد. نهایتا بعد از اثبات روایی مناسب کدهای کیفی، پرسشنامه ای 100 سوالی طراحی شد و بین 140 نفر از خبرگان و صاحبان صنایع توزیع شد. پس از استخراج کدها و مقوله بندی مربوط به آنها، مفاهیم احصاء شده در شش عنصر (شرایط علی، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها، شرایط مداخله ای و شرایط زمینه ای) تقسیم بندی شدند. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش و بر اساس مقوله های محوری مستخرج از کدگذاری می توان"دوگانه بوم و سیاست" را به عنوان نظریه این پژوهش در نظر گرفت.

    کلید واژگان: ایلام, توسعه, اقتصاد, سیاست
    Morad Yaganeh, Soroush Fathi *, Bagher Saroukhani, Khalil Mirzaee

    The issue of development is one of the issues that is discussed not only in the field of sociology of development, but also in many areas of sociology in particular and social sciences in general. For this purpose, in this research, the obstacles to the development of industries in Ilam province and its sociological study were investigated in order to strengthen the platform and introduce the capacity and capabilities of the province to the country. For this purpose, semi-structured interviews were conducted with 18 experts and informants. The exploratory concepts resulting from these interviews were based on the nature and related concepts of 124 open codes, after which the researcher reached saturation and the interviews ended. In the following, MaxQda 2018 software was used to perform the central categorization and the main categorization, and finally 124 open codes, 39 central codes, and 20 selective codes were obtained, which are categorized as causal factors, interventionists, consequences, The strategies were put in context. After identifying the codes, CVR and CVI were used to check the validity of the obtained qualitative codes. Finally, after proving the validity of the qualitative codes, a questionnaire of 100 questions was designed and distributed among 140 experts and industrial owners. After extracting the codes and categorizing them, the calculated concepts were divided into six elements (causal conditions, central phenomenon, strategies, consequences, intervention conditions and background conditions). According to the results of this research and based on the key categories extracted from the coding, we can consider

    Keywords: Ilam, Development, Economy, Politics
  • بهراد منافی، باقر ساروخانی*، حسین آقاجانی مرسا
    ارتباطات خانواده و مدرسه یکی از اساسی ترین موضوعات جهت ارتقا کیفیت آموزش وپرورش است. هدف تحقیق حاضر شناخت ابعاد و عناصر ارتباطات خانواده و مدرسه و بررسی مدل ها و نظریه های مربوط به آن است تا با ترکیبی نوین، مدل متعالی ارتباطات خانواده و مدرسه را طراحی نماید. این تحقیق با روش اسنادی و با نگرشی جامعه شناختی انجام شده است. مبنای نظری این پژوهش، نظریه تلفیقی جاناتان ترنر در مورد ارتباطات اجتماعی است. یافته های تحقیق نشان داد؛ ارتباطات خانواده و مدرسه یک فرایند اجتماعی شامل فرایند های انگیزشی، ارتباطی و ساختاری است. فرایندی که اطلاعات و منابع مادی و نمادی ارزشمند را برای برآورده کردن نیازهای طرفین و موفقیت دانش آموزان مبادله می کند. نوع ارتباطات در دبستان بیشتر از نوع فردی و در دبیرستان بیشتر از نوع نهادی است. برای اینکه ارتباطات شکل بگیرد از فرایند های انگیزشی نیرو می گیرد و با علامت دهی و تفسیر رفتار و علائم بین طرفین، فرایند های ارتباطی اتفاق می افتند و از طریق فرایند های ساختاری، این ارتباطات در طول زمان تکرار و در فضای فیزیکی سازمان دهی می شوند. از طرف دیگر ویژگی های زمینه ای خانواده، مدرسه و دانش آموز بر فرایندهای ارتباطی خانواده و مدرسه تاثیر می گذارند و همه آنها تحت تاثیر ویژگی های زمینه ای اجتماع محلی، جامعه ملی و جهانی هستند.
    کلید واژگان: ارتباطات, خانواده, مدرسه
    Behrad Manafi, Bagher Sarookhani *, Hosein Aghajani Marsa
    AbstractCommunication between family and school is one of the most basic issues to improve the quality of education. The purpose of this research is to know the dimensions and elements of family and school communication and to examine the related models and theories in order to design a superior model of family and school communication with a new combination. This research was done with a documentary method and a sociological approach. The theoretical basis of this research is Jonathan Turner's integrated theory of social communication. Also, the theories and models of family and school communication and the results of related experimental researches were examined and finally, by identifying the social factors affecting family and school communication and the causal relationships between them, a new integrated model was designed. The research findings showed; Family and school communication is a social process including motivational, communicative and structural processes. A process that exchanges valuable material and symbolic information and resources to meet the needs of the parties and student success. The type of communication in primary school is more than individual type and in high school it is more than institutional type. In order for communication to be formed, it is powered by motivational processes and by marking and interpreting behavior and signs between the parties, communication processes take place and through structural processes, these communications are repeated over time and organized in physical space. . On the other hand, the background characteristics of the family, school, and student affect the communication processes of the family and school, and all of them are influenced by the background characteristics of the local community, national and global society.
    Keywords: communication, Family, School
  • زهره مهدوی فر، باقر ساروخانی*، امیرمسعود امیرمظاهری

    این تحقیق باهدف شناسایی مولفه های تجاری شدن ورزش فوتبال در ایران، با استفاده از روش آمیخته اکتشافی (تحلیل مضمون و دلفی)، انجام شده است. اعضای پانل بر اساس روش نمونه گیری هدفمند تعداد 42 نفر می باشند. یافته ها نشان داد: تعداد 8 مضمون به عنوان تم های نهایی شناسایی شدند که عبارت اند از: 1. رواج خریدوفروش و قیمت گذاری فوتبالیست ها؛ 2. مادی شدن اکثر فعالیت ها در جامعه؛ 3. تامین منابع مالی برای فعالیت های مرتبط با فوتبال؛ 4. انگیزه های فردی فوتبالیست ها؛ 5. انگیزه های سودجویانه دلالان؛ 6. رسانه ها و فضای مجازی؛ 7. بعد سوداگری فوتبال و 8. پیامدهای تجاری شدن فوتبال. سپس این مضامین در دو راند (دلفی) مورد داوری متخصصان و خبرگان قرار گرفت و نتایج نشان داد: برای مولفه های تجاری شدن فوتبال تعداد 12 مولفه؛ برای مولفه های انگیزه باشگاه ها و موسسات ورزشی در تجاری سازی فوتبال تعداد 14 مولفه؛ برای مولفه های انگیزه فوتبالیست ها در تجاری سازی فوتبال تعداد 12 مولفه؛ برای مولفه های انگیزه موسسات و شرکت های رسانه ای در تجاری سازی فوتبال تعداد 11 مولفه؛ برای مولفه های نتایج تجاری سازی فوتبال تعداد 17 مولفه موردتوافق کارشناسان و متخصصان قرار گرفت. یافته ها نشان داد: اکثر فعالیت های مرتبط با فوتبال صرفا به خاطر کسب درآمد و جنبه اقتصادی انجام می گیرد و امر تجاری سازی فوتبال بی تاثیر از عامل اقتصادی و مالی نیست.

    کلید واژگان: تجاری شدن, تجاری شدن ورزش, تجاری شدن فوتبال, فوتبال ایران, روش دلفی
    Zohreh Mahdavifar, Bagher Saroukhani *, Amirmasoud Amirmazaheri

    This research was conducted with the aim of identifying the components of football commercialization in Iran using a mixed exploratory method (thematic analysis and Delphi). The panel members, selected based on the purposeful sampling method, are 42 people. As the findings revealed, eight themes were identified as the final themes, including 1. Prevalence of buying, selling, and pricing the football players; 2. Materialization of most activities in society; 3. Providing financial resources for the activities related to football; 4. Individual motivations of football players; 5. Profit-seeking motives of dealers; 6. Media and virtual space; 7. Dimension of football business and trading, and 8. Consequences of football commercialization. Then, these themes were judged by the experts and specialists in two rounds (Delphi), and the results showed that 12 components for the factor of football commercialization; 14 components for the factor of the motivation of sports clubs and institutions in football commercialization; 12 components for the factor of the motivation of football players in commercialization of football; 11 components for the factor of the motivation of media institutions and companies in the process of football commercialization; 17 components for the factor of football commercialization results, were agreed upon by the experts and specialists. The findings showed that most of the activities related to football are done only for the sake of earning money and for its economic aspect, and football commercialization is affected by economic and financial factors.

    Keywords: Commercialization, Sports Commercialization, Football Commercialization, Iranian football, Delphi Method
  • مهدی مبارکی، باقر ساروخانی*، منصور وثوقی

    این مقاله درصدد بررسی نحوه توزیع و استقرار کاربری مذهبی به عنوان یکی از بسترهای شکل‎گیری کنش‎ها و ارتباطات مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در شهر است تا براساس آن، به بررسی میزان ارتباط و انطباق این کاربری‎ها با نیازها و استحقاق مذهبی شهروندان ساکن در مناطق شهر اراک بپردازد. روش مطالعه ترکیبی است که در مرحله اول جمع‎آوری اطلاعات مربوط به مطالعات کالبدی با تحلیل ثانویه انجام و پس از آن مکانی و در مرحله بعد به جمع‎آوری داده‎ها با ابزار پرسشنامه و نمونه‎گیری متناسب با حجم صورت پذیرفته است. از مهم ترین نتایج می‎توان به کاستی مسئله‎مند و تفاوت معنادار نحوه استقرار امکانات مذهبی و میزان برخوردای از آن در مناطق شهر اراک اشاره کرد که نشان‎دهنده شکاف و نابرابری‎های محسوس در تخصیص و توزیع امکانات و خدمات مذبور می‎باشد، همچنین با در نظر گرفتن عامل سرانه، سرانه استاندارد و شعاع عملکردی کاربری‎های مذهبی، می‎توان از وضعیت نابرابری و محرومیت فضایی−اجتماعی در بخش قابل توجهی از پهنه جغرافیایی و جمعیتی شهر اراک صحبت به میان آورد. می‎توان گفت که الگوی توزیع فضایی کاربری‎های مذهبی بر مبنای نیازها و استحقاق شهروندان در شهر اراک، ناکارا، نابرابر و ناعادلانه می‎باشد که نابرابری‎هایی را در سطح مناطق و در بین شهروندان ایجاد نموده است.

    کلید واژگان: عدالت فضایی, منفعت‎عمومی, نیاز, استحقاق, کاربری‎مذهبی, شهر اراک
    Mehdi Mobaraki, Bagher Saroukhani *, Mansour Vosooghi

    This article seeks to investigate distribution and locating of religious uses as one of the platforms for formation of religious, cultural, social, economic and political actions and communications in city to examine the connection and compliance level of these uses with the religious needs and eligibility of citizens living in Arak regions. this study was based on mixed method with questionnaire tool in the first data collection stage and with a proportional sampling method. then, Physical data collected through secondary analysis were mapped. Among the most important results, we can point out the problematic deficiency and the significant difference in the level of enjoyment and the establishment of religious facilities in the regions of Arak, which shows inequalities in the allocation and distribution of these services. Also, by considering factors such as per capita, standard per capita and functional radius of religious uses, we can talk about the situation of spatial and social inequality and deprivation in a significant part of the geographical and demographic area of Arak. Finally, the pattern of spatial distribution of religious uses based on the needs and eligibility of citizens in Arak is inefficient, and unequal, which has created inequalities in regions and among citizens

    Keywords: Spatial justice, Public Interest, Need, eligibility, religious landuses, Arak
  • عصمت حیدری*، باقر ساروخانی، افسانه ادریسی

    در کنار تغییر و تحول های گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، خانواده نیز دستخوش تغییرهایی هم در شکل و هم در محتوا شده است. ارزش‏ها و نگرش‏های افراد در زمینه‏های مختلف ازجمله فرزندآوری نیز تحت‎الشعاع قرارگرفته، به گونه‎‏ای که امروزه شاهد گسترش پدیده تک‏فرزندی در بسیاری از خانواده‏ها هستیم. این پژوهش با هدف بررسی میزان تاثیر عوامل اجتماعی (اشتغال زنان، سن ازدواج، فردگرایی و تحصیلات زنان) در کلان شهر تهران بر گرایش به تک‎فرزندی در بین زنان انجام شده است. پژوهش حاضر تحقیقی پیمایشی است که در سال 1399 انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش زنان متاهل شهر تهران هستند که 420 نفر به عنوان نمونه از بین آن ها انتخاب شدند. انتخاب نمونه با تلفیق نمونه‎‏گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفته و ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات و داده ها، پرسشنامه‏ محقق‏‎ساخته است. نتایج نشان می‏دهد که بین گرایش به تک فرزندی با میزان فردگرایی، سن ازدواج، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال رابطه مثبت معناداری وجود دارد. درنهایت می‏توان گفت زنان امروزی تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی که به برخی از آنها اشاره شد به هویتی جدید دست یافته‏اند که با باروری زیاد در تقابل است.

    کلید واژگان: اشتغال, تحصیلات, فردگرایی, سن ازدواج, جوانی جمعیت
    Esmat Heydari *, Bagher Saroukhani, Afsane Edrisi

    Along with various social, cultural and economic changes, the family has also undergone changes in both form and content. People's values and attitudes have been affected in various fields, including childbearing,so that today we are witnessing the spread of the one-child phenomenon in many families.For this purpose, this research has been conducted with the aim of investigating the impact of social factors (women's employment, age of marriage, individualism and women's education) in the Tehran metropolis with a tendency towards single-childhood among women.The current research is descriptive-survey type and in terms of methodology, it is a survey research which was done in20.The statistical population in this investigation includes all the married women in Tehran that 420people were selected as samples. Sampling was done with the combination of disproportionate stratified and cluster sampling and the tool used to collect information and data in this research is the researcher-made questionnaire. The results show that the tendency to one-child has the significant positive correlation with the individualism, marriage age, education level and employment status.finally, it can be said that today's women have achieved a new identity under the influence of various social factors, some of which have been mentioned, which is in conflict with high fertility.

    Keywords: : women's employment, Women's Education, women's individualism, women's tendency to have one child
  • سارا تهمنش، باقر ساروخانی، اکبر تهمنش

    همسرگزینی و ازدواج اروتیک، یکی از شیوه های همسرگزینی است که با تغییرات اجتماعی و تغییر کارکردهای خانواده در حال افزایش است. در چنین شیوه ای، بدن و سرمایه بدنی مورد توجه بوده، همسران بر اساس جذابیت های مربوطه وارد بازار ازدواج می شوند. داده های آماری نشان می دهد که طی دهه های اخیر، میزان مشارکت والدین در فرایند انتخاب همسر و همسرگزینی کاهش یافته است. به نظر می رسد که تغییرات فرهنگی اجتماعی و اشاعه الگوهای جدید همسرگزینی و به ویژه فردگرایی از علل این تغییرات است. هدف اصلی مقاله حاضر، آسیب شناسی شیوه همسرگزینی بر اساس ظاهر و علاقه فردی (ازدواج اروتیک) بر ناپایداری خانواده با تاکید بر عوامل فرهنگی- اجتماعی است. نظریه کارکردگرایی ساختاری، رابطه ناب گیدنز و نظریه نوسازی، تبیین کننده مدل نظری تحقیق است. این مطالعه با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته به مصاحبه با 180 نفر زن نمونه متقاضیان طلاق پرداخته که به شیوه اروتیک ازدواج کرده و در سه ماهه چهارم سال 1400 به مجتمع قضایی خانواده شماره 2 تهران مراجعه کرده بودند و به این ترتیب به جمع آوری داده پرداخت. یافته ها نشان می دهد که 86% از پاسخگویان در سه سال اول زندگی مشترک دریافتند که قادر به ادامه آن نیستند. 41.7% هنگام ازدواج اصلا با والدین مشورت نکرده و بر اساس تصمیم های فردی و بدون مشورت با دیگران به همسرگزینی پرداخته اند. بیش از نیمی از پاسخگویان (52%) در نخستین سال پس از ازدواج به جدایی و طلاق می اندیشیدند. یافته ها نشان می دهد که ماهیت ازدواج اروتیک به همراه افزایش فردگرایی و کاهش اقتدار والدین و مدرنیته از مهم ترین عوامل ناپایداری آن است. به نظر می رسد که با تداوم تغییرات اجتماعی و فردی، جامعه ایران در آینده با افزایش ناپایداری خانواده مواجه باشد.

    کلید واژگان: پایداری خانواده, ازدواج اروتیک, طلاق, فردگرایی و آسیب شناسی همسرگزینی اروتیک
    Sara Tahmanesh, bagher sarokhani, Akbar Tahmanesh

    Erotic courtship and marriage as a type of mate selection increasing due to social changes and change in family functions. In this type of mate selection attention focused on body and physical capital and accordingly spouses enter to marriage market. Statistical data indicates parents’ role decrease in mate selection processes. It seems that socio- cultural changes and diffusion of new marriage patterns, as well as individualism caused such variation. The main objective of present article is to pathology of erotic courtship and marriage on family instability with emphasis on socio- cultural elements. The structural functionalism theory, Gidden’s pure relationship and modernization theory explain the theoretical model of research. Survey method applied for data collection. A sample of 180 female divorce applicants whom had erotic mate selection referring to Family Judicial Complex No. 2 in Tehran in the fourth quarter of the year 1400 (2021-2022) interviewed. Finding indicate 86% of respondents, realized that they could not continue it as soon as first three years of common life. 41.7% without consulting parents or any other person and based on individual decision get married. The findings show that the most important factors of family instability are nature of erotic marriage along with increasing individualism and decreasing parental authority as well as modernity. It seems that with the continuation of social and individual changes, Iranian society will face an increase in family instability in the future.

    Keywords: Family instability, erotic marriage, divorce, individualism, Pathology of Erotic marriage
  • مهرداد نوابخش، سیده زهرا امیر ارجمندی*، باقر ساروخانی

    امروزه در برنامه های توسعه و اسنادبالادستی کشورها، سیاست گذاری علم و فناوری به یکی از مهمترین مولفه ها تبدیل شده است. از این منظر، بسته به اینکه علم و فناوری در چه حوزه گفتمانی قرار دارد، معانی و هویت های مختلفی به خود می گیرد. از این رو مطالعه حاضر، به بررسی تحلیل گفتمان سیاست علم و فناوری در برنامه پنجم توسعه با روش تحلیل گفتمان لاکلایو و موف پرداخته است. جامعه مورد مطالعه کلیه مواد، بندها و تبصره های مندرج در قانون برنامه پنجم توسعه بودند که به صورت تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که گفتمان سیاست علم و فناوری در قانون برنامه پنجم با مدلول هایی همچون، «تجاری-سازی دانش و فناوری»، «حمایت های هدفمند مادی» و «شایستگی حرفه ای» احاطه شده است. دال شناور توانمندسازی انسانی، «ایده محوری» است. در اطراف دال مرکزی، دال های تهی در گفتمان برنامه پنجم توسعه «نفی وابستگی درونی» و «عدالت آموزشی» قرار دارند که با وجود هژمونی «عام محور/جهان محور» غربی، شرایط را برای ساخت شکنی هژمونی مسلط «فرهنگ-محور/بوم محور» فراهم ساخته اند. مهمترین وقفه ها و لحظه ها در اطراف دال مرکزی، «گسترش کمیت و کیفیت دانش و فناوری»، «نزدیکی به استانداردهای جهانی»، «راه اندازی قطب ها و پارک های علم و فناوری» و «تحول بنیادین در علم و فناوری (جهش نرم-افزاری علم)» هستند که این نشانه ها به دلیل برجستگی زیاد و نادیدگی قدرت عام محور/جهان محور با نوعی اسطوره سازی نیز همراه هستند؛ به این معنا، هژمونی فرهنگ محور/بوم محور با به حاشیه راندن «دانشگاه» و «علم غربی و سکولار» سعی کرده است که اسطوره «دستیابی به جایگاه دوم علمی و فناوری در منطقه و تثبیت آن تا پایان برنامه پنجم» را مسیر سازد.

    کلید واژگان: علم و فناوری, برنامه پنجم توسعه, توانمندسازی انسانی, ایده محوری, تجاری سازی علم و فناوری
  • ابریشم عارف، باقر ساروخانی*، مجید کاشانی

    نشاط نقش مهمی در چارچوب حیات روانی و اجتماعی همه افراد جامعه از جمله معلمان دارد. با توجه به نقش و جایگاه مهم معلمان در جامعه پذیری و تربیت دانش آموزان، تحقیق حاضر با بررسی تاثیر انسجام اجتماعی خانواده در دوره کرونا بر نشاط اجتماعی معلمان شهر تهران در سال 99-1398 انجام گرفته است. روش پژوهش حاضر پیمایشی و حجم نمونه تعداد 382 از معلمان بر اساس فرمول کوکران و لینک پرسشنامه از طریق فضای مجازی (واتس آپ و...) در اختیار پاسخگویان قرار گرفته است. برای تعیین پایایی گویه ها از آزمون آلفای کرونباخ در دو سطح توصیفی و استنباطی و برای آزمون فرضیات بخش دومتغیره از نرم افزار SPSS نسخه 22 و برای بررسی روابط ساختاری بین متغیرهای تحقیق از نرم افزار (8٫5 LISREL) استفاده گردیده است.طبق نتایج، انسجام اجتماعی خانواده تاثیری معنادار و افزایشی بر نشاط اجتماعی معلمان دارد و در هنگام وقوع صدمات ناشی از بحران های اجتماعی و زیست محیطی(بیماری کرونا) انسجام را کاهش می دهد و در ایجاد آرامش و نشاط معنوی جامعه و خانواده معلمان تاثیر زیادی داشته است و تاب آوری آن ها در برابر استرس بیماری کرونا افزایش می دهد. در موارد حساس، اعضای خانواده در یک وضعیت مشترک قرار می گیرند و یک هدف واحد را دنبال می کنند. آنها ترجیح می دهند که بیشتر با افراد خانواده خود در ارتباط باشند تا به نهادهای اجتماعی اعتماد کنند. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود؛ تدوین سند تحول بنیادین نشاط اجتماعی معلمان در اولویت برنامه های توسعه اجتماعی و فرهنگی آموزش و پرورش کشور قرار بگیرد.

    کلید واژگان: انسجام اجتماعی, نشاط اجتماعی, خانواده, معلمان, کرونا
    Abrisham Aref, Bagher Saroukhani *, Majid Kashani

    Cheerfulness plays an important role in the psychological and social life of all members of society, including teachers. Considering the important role and position of teachers in socialization and education of students, the present study was conducted to investigate the effect of family social cohesion in the corona period on the social vitality of teachers in Tehran in 2009-2010. The method of the present research is survey and the sample size of 382 teachers based on Cochran's formula and the questionnaire link has been provided to the respondents through cyberspace (WhatsApp, etc.). Cronbach's alpha test was used to determine the reliability of items. SPSS software version 22 was used to test the hypotheses of the two variables and LISREL software was used to examine the structural relationships between research variables. According to the results, social cohesion. The family has a significant and increasing effect on the social vitality of teachers and in the event of injuries caused by social and environmental crises (Corona disease) reduces cohesion and has a great impact on creating peace and spiritual vitality of society and teachers' families and their resilience against Increases the stress. In sensitive cases, family members find themselves in a common situation. They prefer to be more in touch with their family members than to trust social institutions. According to the results it is suggested; Compilation of a document on the fundamental transformation of teachers' social vitality should be a priority in the social and cultural development programs of the country's education.

    Keywords: Social cohesion, Social vitality, Family, Teachers, corona
  • الهه شعبانی*، باقر ساروخانی، محمدمهدی لبیبی
    دوگانگی ناشی از شیوه ازدواج مدرن و سنتی، باعث بسیاری از مسایل و مشکلات برای زوجین بوده است. این پژوهش، با استفاده از رویکرد تلفیقی نوین از نظریه «رابطه ناب» گیدنز با محوریت الگوی همسرگزینی و نظریه «طلاق» دیوید چیل با رویکرد روش شناختی تحقیق اثبات گرایی است و روش تحقیق، روش توصیفی و تبیینی می باشد. جامعه آماری شامل شش مجتمع قضایی دادگاه خانواده تهران بود. نمونه ها را به صورت تصادفی ساده و در دسترس می باشد. حجم نمونه به صورت تقریبی از میزان وقوع طلاق در شهر تهران 2500 تا بوده است که در فرمول کوکران عدد 384 بدست آمد. یافته ها نشان می دهد تاثیر همسرگزینی سنتی با همسرگزینی مدرن در طلاق قطعی متفاوت هستند. میانگین طلاق با سبک همسرگزینی مدرن بیشتر است از میانگین طلاق با سبک همسرگزینی سنتی. عاملی سبک ازدواج مدرن برابر 89/0 و سبک ازدواج سنتی برابر 71/0 بود. با توجه به اینکه مقدار سطح معنی داری آزمون کمتر از 05/0 می باشد، فرض صفر رد شده و با اطمینان 95% می توان گفت هر نوع همسرگزینی در طلاق قطعی تاثیر دارد. نتایج نشان می دهد که سبک ازدواج بر وقوع طلاق اثر داشته و سبک ازدواج مدرن اثر بیشتری بر وقوع طلاق داشت.
    کلید واژگان: الگوی همسرگزینی, طلاق قطعی, سبک سنتی, سبک مدرن, معیارهای ازدواج
    Elahe Shabani *, Bager Sarookhani, Mohammad Mahdi Labibi
    The duality of modern and traditional methods of marriage has caused many problems for couples. This research analyzes positivism using novel combined approach of Giddens' "Pure Relationship" theory focusing on spouse selection and methodological approach of Chil's "Divorce" theory. Also, research's method is descriptive and explanative. Statistical population consists of six judicial complexes of Tehran family court and samples are convenience. Sample size of divorce occurrence in Tehran is approximately 2500 which results in 384 in Cochran's formula. Findings prove that the effects of modern and traditional methods of spouse selection on certain divorce are different. Divorce rate of modern method is higher than traditional. Burden factor of modern marriage method was 89 and traditional marriage method was 71. Considering the fact that p-value of the research is less than 0.05, null hypothesis is rejected and we can say with 95% confidence that any type of spouse selection is effective on certain divorce. Results show that the method of marriage influences on divorce occurrence and modern method is more efficient than traditional method.
    Keywords: spouse selection pattern, final divorce, traditional style, modern style, marriage criteria
  • فریبرز بیات*، سید محمدصادق مهدوی، باقر ساروخانی

    بحران اخلاقی، وضعیتی است که در آن، جامعه فاقد قواعد و هنجارهای مشترک انتظام بخش کنش ها و رفتارها، تعارض، تضاد و ضعف قدرت این قواعد است. پرسش از چیستی و چگونگی بحران اخلاقی و عوامل اجتماعی موثر بر آن مسیله اصلی این پژوهش است که با بهره گیری از نظریات آنومی و آشفتگی اجتماعی بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان تهرانی هجده سال به بالا در سال 1396 است. از این جامعه، به روش خوشه ای چندمرحله ای، نمونه ای به حجم چهارصد نفر انتخاب شد. روش پژوهش، پیمایشی است و داده ها با استفاده از پرسش نامه و از طریق مصاحبه گردآوری شده اند. در کنار آن، از داده های ثانویه آماری نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بیش از 93 درصد پاسخ گویان، وضعیت اخلاقی جامعه را بحرانی ارزیابی کرده اند. یافته های تبیینی نشان می دهد شش متغیر احساس نابرابری، ضعف کنترل های اجتماعی، احساس نارضایتی، فردگرایی خودخواهانه، ضعف گرایش های دینی وکاهش مشارکت اجتماعی، 71 درصد تغییرات تلقی شهروندان از بحران اخلاقی را توضیح می دهند.

    کلید واژگان: اخلاق, بحران اخلاقی, احساس نابرابری, کنترل های اجتماعی, نارضایتی, فردگرایی خودخواهانه
    Fariborz Bayat *, Seyyed MohammadSadegh Mahdavi, Bagher Saroukhani

    Ethical crisis is a situation where the society lacks common rules and norms for organizing the actions and behavior, conflicts, and the weakness of these rules. The question of what and how the ethical crisis and the social factors affecting it is the main problem of this research, which have been done based on theories of Anomie and social disorder. The statistical population of the research is Tehrani citizens aged 18 and above in 2016. A sample of 400 people was selected from this city by multi-stage cluster method. The research method was a survey and the data was collected by questionnaire technique and through interviews, and secondary statistical data was also used. The findings of the research indicate that more than 93% of the respondents have evaluated the ethical situation of the society as critical. The findings show that 6 variables of Perceived inequality, weakness of social controls,dissatisfaction,selfish individualism, weakness of religious orientation and reduction of social participation, explain 71% of the changes in citizens' perception of the ethical crisis.

    Keywords: Ethics, ethical crisis, Perceived Inequality, Dissatisfaction, social
  • ابریشم عارف، باقر ساروخانی*، مجید کاشانی
    احساس شادی و نشاط از جمله اساسی ترین نیازها و خواسته های انسان است و می تواند تاثیرات انکارناپذیری بر جنبه های گوناگون زندگی همه افراد از جمله معلمان داشته باشد. با توجه به نقش و جایگاه مهم معلمان در تربیت و جامعه پذیری دانش آموزان، تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر اعتماد اجتماعی خانواده بر نشاط اجتماعی معلمان متاهل دبیرستان های شهر تهران در سال 1398 انجام گرفته است. روش پژوهش حاضر پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تعداد 382 نفر از جامعه مورد مطالعه بر اساس فرمول کوکران تعیین گردیده که لینک پرسشنامه در اختیار پاسخگویان قرار گرفته است. همچنین برای تعیین پایایی گویه ها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. از نرم افزار 22 SPSS و نرم افزار LISREL 8.5 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج نشان داد که سطح اعتماد اجتماعی بین خانواده معلمین و همچنین نشاط اجتماعی معلمین مطلوب و بالاتر از میانگین معیار مورد بررسی (نمره 3 میانگین طیف لیکرت) است؛ همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که اعتماد اجتماعی خانواده تاثیری معنادار و افزایشی بر نشاط اجتماعی معلمان دارد. به عبارت دیگر با زیادشدن میزان اعتماد اجتماعی، میزان نشاط اجتماعی معلمان افزایش پیدا می کند.
    کلید واژگان: سرمایه اجتماعی, نشاط اجتماعی, خانواده, اعتماد اجتماعی
    Abrisham Aref, Bagher Saroukhani *, Majid Kashani
    Feeling happy and cheerful is one of the most basic human needs and desires and can have undeniable effects on various aspects of life of all people, including teachers. Considering the important role and position of teachers in the education and socialization of students, the present study was conducted to investigate the effect of family social trust on the social vitality of married high school teachers in Tehran in 1398. The research method is survey and the data collection tool is a researcher-made questionnaire. A total of 382 people from the study population were determined based on the Cochran's formula and the questionnaire link was provided to the respondents. Cronbach's alpha test was also used to determine the reliability of the items. SPSS 22 software and software LISREL 8.5 were used for data analysis. The results showed that the level of social trust among teachers' families as well as teachers' social vitality is desirable and higher than the average of the criterion (score 3 of the average Likert scale); Also, the results of regression test showed that family social trust has a significant and increasing effect on teachers' social vitality.
    Keywords: Social Capital, Social vitality, Family, Social Trust
  • نرگس رحمانی، تقی آزاد ارمکی*، باقر ساروخانی
    اکثر مطالعات و پژوهش هایی که تاکنون طی چندین دهه ی اخیر در ایران در خصوص ارزش ها در حوزه ی علم جامعه شناسی انجام شده است، نشان از تغییرات عمده و اساسی در نظام ارزشی خانواده ها دارند. بنابراین پژوهش حاضر با تکیه بر تیوری تغییرات ارزشی اینگلهارت به دنبال این سوال اساسی است که جهت تغییر و تحولات ارزش های خانوادگی در ابعاد مختلف آن میان حاشیه نشینان مناطق 19 و 4 شهر تهران چگونه است؟ به همین منظور از زنان و مردان بالای 18سال محلات حاشیه نشین مناطق نامبرده و همچنین جهت تطبیق و مقایسه با سایر محلات همین مناطق،30 مصاحبه عمیق انجام گرفت. رویکرد پژوهش، کیفی و روش پژوهش، نظریه زمینه ای (گراندد تیوری) و شیوه ی نمونه گیری هدفمند و نظری بود. یافته های پژوهش عکس تیوری اینگلهارت را نشان داد، به طوری که، محلات حاشیه نشین با توجه به موقعیت خاصشان همانند سایر محلاتی که در متن جامعه شهری موردمطالعه بودند، درمجموع گرایش به ارزش های خانوادگی فرا مادی داشتند با توجه به رویکردهای غالب موجود جامعه، در خصوص چگونگی جهت ارزش های خانوادگی می توان گفت در بین نمونه های موردمطالعه جهت ارزش های خانوادگی به سمت وسوی قطبی شدن درحرکت است. درحالی که به قول اینگلهارت جامعه ای دارای تعادل ارزشی است که توامان دارای ارزش های مادی و فرا مادی باشد.
    کلید واژگان: ارزش های خانوادگی, حاشیه نشینی, ارزش های مادی و فرامادی
    Narges Rahmani, Taghi Azad Aramaki *, Bagher Saroukhani
    Most of the studies and researches that have been done in recent decades in Iran on values insociology, show major and fundamental changes in the value system of families. Therefore, the present study,based on Inglehart's theory of value changes, seeks the fundamental question of what is the change in familyvalues in its various dimensions among the marginalized in the Region 19 and Region 4 of Tehran? For thispurpose, 30 in-depth interviews were conducted with men and women over 18 years of age in the Marginalizedneighborhoods of the mentioned Regions, as well as in order to compare and contrast them with otherneighborhoods in the same Regions. The research approach was qualitative and the research method wasgrounded theory and the sampling method was purposeful and theoretical. The findings of the study showed theopposite of Inglehart's theory that the Marginalized neighborhoods, as well as other neighborhoods studied inthe context of urban society, were generally inclined to postmaterial family values. According to the prevailingapproaches of society, regarding how to orient family values, it can be said that among the studied samples, thedirection of family values is moving towards polarization. According to Inglehart, a society has a value balancethat has both material and postmaterial values.
    Keywords: family values, marginalization, Material, Postmaterial values
  • نرگس رحمانی، تقی آزاد ارمکی*، باقر ساروخانی
    مقدمه

    در شرایط کنونی جامعه ایرانی، کمتر کسی است که باور به تغییر ارزش های خانوادگی نداشته باشد. ارزش های اجتماعی هسته اساسی کنش اجتماعی و پایه و اساس نظم اجتماعی در جامعه محسوب می شوند. به همین دلیل پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که جهت تغییر و تحولات ارزش های خانوادگی در محلات حاشیه نشین شهر تهران چگونه است؟

    روش

    این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای و با نسخه اشتراوس و کوربین انجام شده است. نمونه ها منطبق بر شرکت کننده هدفمند و نظری انتخاب شدند. نمونه ها از افراد هجده سال به بالای محلات حاشیه نشین و جهت تطبیق و مقایسه با سایر محلات منطقه نوزده و چهار انتخاب شدند. بر اساس معیار اشباع نظری، سی مصاحبه عمیق انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد.

    نتایج

    بر اساس روش نظریه گراندد مقوله های نگرش جنسیتی به اشتغال زنان، نابرابری فرصت های شغلی، نگرش های جنسیتی به جنسیت، هم سطح بودن زن و مرد، قدرت تصمیم گیری در خانواده، برساخت شدند.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های پژوهش با تکیه بر نظریه تغییرات ارزشی رونالد اینگلهارت نشان دادند، جهت تغییرات ارزشی محلات حاشیه نشین مورد مطالعه همانند محله هایی که در متن جامعه شهری واقع بودند (غیر حاشیه نشین) به سمت ارزش های جنسیتی فرامادی گرایش داشتند. به عبارتی می توان گفت سمت وسوی نگرش های جنسیتی از نگاه های سنتی فاصله گرفته و به سوی مدرن و پست مدرن شدن درحرکت است.

    کلید واژگان: ارزش های خانوادگی, ارزش های مادی و فرامادی, حاشیه نشینی, نگرش های جنسیتی
    Narges Rahmani, Taghi Azadarmaki*, Baqer Saroukhani
    Introduction

    In the current Iranian society situation, few people do not believe in changing family values. Social values are the primary core of social action and the foundation of social order. For this reason, the present study seeks to answer this question. What is the direction of change in family values in the Marginalized neighborhoods of Tehran.

    Methods

    This study was a qualitative approach study, using the grounded theory method with Strauss and Corbin version. The samples were selected according to purposive and theoretical sampling from people aged eighteen years and above in the marginalized neighborhoods. To matche and compare with other regions, region nineteen and four were selected. Based on the theoretical saturation criteria, thirty in-depth interviews were conducted. Semi-structured interviews were used to collect data.

    Results

    According to the grounded theory method, gender attitudes toward women's employment, inequality of job opportunities, gender attitudes toward gender, equality between men and women, and decision-making power in the family categories were constructed.

    Conclusions

    Based on Ronald Inglehart's theory of value change, the findings showed that the direction of value change of the marginalized neighborhoods, like the neighborhoods located in the context of urban society (non-marginalized), tended towards post-a material gender values. In other words, it can be said that the direction of gender attitudes has moved away from traditional views and is moving towards modernity and postmodernity.

    Keywords: Family Values, Material, Post-Material Values, Marginalization, Gender Attitudes
  • الهه ایمانی*، علیرضا کلدی، باقر ساروخانی
    هدف

    مطالعه حاضر با هدف کشف مولفه های اثرگذار بر شکاف نسلی در بین دانش آموزان منطقه چهار شهر تهران انجام شده است.

    روش

    جامعه مورد مطالعه کلیه والدین و معلمان دانش آموزان منطقه چهار شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری 23 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و تکنیک تحلیل داده ها تحلیل مضمون بود.

    یافته ها

     یافته ها نشان می دهد که «سیال و مجازی شدن تفکر/یادگیری، تعدد مراجع هویت بخش دینی/تربیتی، کسب حیثیت افزایی و معنابخشی گروهی، ضعف انتقال ارزش های شناختی/مهارتی دین، فهم ایستا و محافظه کارانه ارزش ها، دین گریزی و ضعف باورهای دینی، ضعف در بازپیوندسازی خود با ارزش های خانوادگی» از مولفه هایی هستند که منجر به شکاف نسلی در بین دانش آموزان مورد مطالعه می شوند.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان می دهد که فهم ایستای دانش آموزان از ارزش ها به مثابه مهمترین عامل درونی و ضعف در انتقال ارزش های دینی/تربیتی به عنوان مهمترین عامل برونی منجربه بروز شکاف نسلی در بین آنها شده است. لذا، باید با طراحی مطلوب ابزارهای نرم آموزشی، انتقال ارزش های شناختی/مهارتی دین را در جهت کاهش این شکاف بکار گرفت.

    کلید واژگان: شکاف نسلی, تعدد مراجع هویت بخش دینی, کسب حیثیت افزایی و معنابخشی گروهی, فهم محافظه-کارانه ارزش ها تربیت دینی
    Elahe Imani*, Alireza Kaldi, Bagher Saroukhani
    Objective

    The present study was conducted with the aim of discovering the factors affecting the generation gap among students in the four districts of Tehran.

    Method

    The study population was all the parents and teachers of students in the four cities of Tehran. The sample size was determined based on the theoretical saturation of 23 people. The data collection tool was semi-structured interview and the data analysis technique was thematic analysis.

    Findings

    The findings show that "the fluidity and virtualization of thinking/learning, the multiplicity of religious/educational identity references, the acquisition of group prestige and meaningfulness, the weakness of transferring the cognitive values/skills of religion, Static and conservative understanding of values, aversion to religion and weakness of religious beliefs, weakness in reconnecting oneself with family values are among the components that lead to the generation gap among the studied students.

    Conclusion

    The results of this study show that students' static understanding of values as the most important internal factor and weakness in the transmission of religious/educational values as the most important external factor lead to generation gap among them. has been Therefore, it is necessary to use the appropriate design of soft educational tools to transfer the cognitive values/skills of religion in order to reduce this gap.

    Keywords: Generational gap, multiplicity of references for religious identity, gaining prestige, group meaning, conservative understanding of values, religious education
  • عصمت حیدری، باقر ساروخانی، افسانه ادریسی

    پدیده تک فرزندی از جمله مسایل اجتماعی است که الگوی بسیاری از خانواده ها شده است. هدف از این پژوهش پاسخگویی به این سوال اساسی است که ویژگی های جامعه مدرن (اشتغال زنان، جامعه ‏پذیری جنسیتی، فردگرایی، میزان عقلانیت،  مشارکت و...) در کلانشهر تهران به چه نحو و به چه میزان با گرایش و پذیرش الگوی تک ‎فرزندی ارادی در بین زنان ارتباط دارد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-علی و از لحاظ روش ‏شناسی، یک تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه زنان متاهل (15 تا 49 ساله) شهر تهران است که 420 نفر به عنوان نمونه از بین آنها انتخاب شدند. انتخاب نمونه با تلفیق نمونه‎‏ گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفته و ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات و داده ها در این تحقیق ، پرسشنامه‏ محقق‏‎ساخته است. نتایج نشان می‏دهد که گرایش به تک فرزندی با فردگرایی، میزان عقلانیت، مشارکت اجتماعی، برابری جنسیتی و سن ازدواج رابطه معناداری دارد ولی با وضعیت اقتصادی خانواده همبستگی معناداری ندارد. همچنین میزان گرایش به تک فرزندی در بین گروه‏های مختلف وضعیت اشتغال تفاوت معناداری دارد به این صورت که در مشاغل رده بالا این گرایش بیشتر است. داده ‎ها حاکی از آن است که میزان تحصیلات در گرایش زنان به تک فرزندی تاثیر دارد؛ به عبارت دیگر با بالا رفتن سطح تحصیلات گرایش زنان به تک فرزندی بالا می رود.

    کلید واژگان: گرایش به تک فرزندی, فردگرایی, میزان عقلانیت, مشارکت اجتماعی, جامعه ‎پذیری جنسیتی, سن ازدواج, وضعیت اشتغال
    Esmat Heydari, Bagher Saroukhani, Afsaneh Edrisi

    One-child phenomenon is a social issue which has become a model of life for many families. The main aim of this investigation is finding the answer to this fundamental question that how and to what extend the modern society characteristics (such as women's employment, gender socialization, individualism, rational choice, etc.) in the metropolis of Tehran is associated with women in Tehran for the orientation and acceptance of the pattern of voluntary one-child. The present study is descriptive-causal and methodologically a survey research. The statistical population in this investigation includes all the married women in productive age between 15-49 years in Tehran that 420 people were selected as samples. Sampling was done with the combination of disproportionate stratified sampling and cluster sampling and the tool used to collect information and data in this research is the researcher-made questionnaire. The results show that the orientation to one-child has the significant correlation with the individualism, rational choice, social participation; gender socialization and marriage age but there is no significant correlation with family economic status. The results also indicate that the orientation to one-child has the significant difference between different groups of employment status; in other words, in high-ranking jobs, this orientation is more. The data show that the level of education has an effect on women's orientation to have one-child; in other words, as the level of education increases, the orientation of women to have one-child increases.

    Keywords: Orientation to have One-Child, Individualism, Rational Choice, Social Participation, Gender Socialization, Marriage Age, Employment Status
  • معصومه رنجبر مدیسه*، باقر ساروخانی

    ارزش به عنوان یک پدیده اجتماعی، از زمان تشکیل اجتماعات اولیه تاکنون در زندگی انسان نقش مهمی داشته است. یک تغییر مهم در نهاد خانواده در ایران تغییر در نظام ارزشی افراد باشد. هدف پژوهش حاضر مصرف رسانه های جمعی جدید بر ارزش های نسلی در بین جوانان شهر تهران می باشد. روش تحقیق پیمایشی بوده جامعه آماری زنان و مردان 32- 18 سال شهر تهران می باشد. میزان حجم نمونه 400 نفر برآورد شده است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری خوشه ای انجام گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته های نشان می دهد که، میانگین متغیر ارزش های نسلی جوانان 79/15و مقدار متوسط آن 70 برآوردشده که نشان می دهد ارزش های نسلی جوانان بالاتر از مقدار متوسط می باشد. همچنین طبق یافته های تحقیق، متغیرهای استفاده از تلویزیون ماهواره ای به مقدار (0/297)، استفاده از سایت های اینترنتی (0/189)، استفاده از شبکه های اجتماعی (0/388)، رفتارهای فراغتی جدید (0/347) و تمایلات مادی-گرایانه (0/381) با ارزش های نسلی همبستگی معنادار و مستقیمی داشته اند. ضریب چندگانه رگرسیون نشان می دهدکه ضریب تبیین به میزان 42/5 درصد برآورد شده است و به وسیله 4 متغیر باقی مانده در مدل تبیین شده است. بر اساس نتایج تحقیق، می توان گفت گرایش جوانان به ارزش های مدرن و مادی ناشی از جدا افتادگی جوانان از ارزش های نسل پیشین به مرور افزایش یافته است در این بین مصرف رسانه های جمعی جدید در تغییرات فرهتگی و هویتی نسل فعلی تاثیرگذار بوده و نوعی گسست و طرد ارزشی نسل فعلی و نسل های گذشته شکل گرفته است.

    کلید واژگان: ارزش های نسلی, رسانه های جمعی جدید, رفتارهای فراغتی جدید, تمایلات مادی گرایانه
    Masoume Ranjbar Madiseh *, Bagher Saroukhani

    Value as a social phenomenon has played an important role in human life since the formation of early societies. An important change in the family institution in Iran is the change in the value system of people. The goal of the current research is to determine the generational values & factors affecting them among the youth of Tehran. The research method is a survey, the statistical population is women and men aged 18-32 in Tehran. The sample size is estimated to be 400 people. The sampling method is cluster sampling. SPSS software was used to analyze the data. The findings show that the variable mean of youth generational values is 79.15 and its average value is estimated at 70, which respondents are lower than the average value. Also, according to the findings of the research, the variables of using satellite TV are (0.297), using internet sites (0.189), using social networks (0.388), and new leisure behaviors (0.347). ) and materialistic tendencies (0.381) had a significant and direct correlation with generational values. The multiple regression coefficient shows that the explanatory coefficient is estimated at 42.5% and it is explained by the remaining 4 variables in the model. based on the results of the research, it can be said that the tendency of the youth towards modern and material values has increased over time due to the separation of the youth from the values of the previous generation. in the meantime, the consumption of new mass media has been influential in changing the diversity and identity of the current generation, and a kind of break and rejection of the values of the current generation and the previous generations has been formed.

    Keywords: Generational values, new mass media, new leisure behaviors, materialistic tendencies
نمایش عناوین بیشتر...
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال