جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "شخصیت پردازی" در نشریات گروه "ادبیات و زبان ها"
تکرار جستجوی کلیدواژه «شخصیت پردازی» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
مقاله حاضر به تحلیل روایت در داستان های کوتاه صادق هدایت با رویکردی روان کاوانه و بر اساس نظریه فروید پرداخته است. در این پژوهش، آثار هدایت به ویژه داستان هایی چون «سه قطره خون»، «زنده به گور» و «داش آکل» از منظر مفاهیم روان شناختی فروید مانند ناخودآگاه، سرکوب، عقده ادیپ و رویا تحلیل شده اند. این تحلیل ها به ویژه بر تاثیر ناخودآگاه در شخصیت پردازی و ساختار روایی داستان ها تمرکز دارند. یافته های پژوهش نشان می دهند که هدایت در آثار خود با استفاده از نمادها و تمثیل هایی چون خون، مرگ، سایه و آینه، به طور غیرمستقیم به لایه های پنهان ذهن شخصیت ها و نویسنده اشاره کرده است. این نمادها و تصاویر بازتاب دهنده تعارضات روانی، سرکوب ها و اضطراب های درونی شخصیت ها هستند که تحت تاثیر ناخودآگاه قرار دارند. علاوه بر این، مقاله تلاش کرده است تا نشان دهد چگونه نظریه روان کاوی فرویدی می تواند به تحلیل عمیق تری از آثار هدایت و همچنین شناخت بهتر از تعاملات روان شناختی در ادبیات فارسی کمک کند. در نهایت، مقاله پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی در این زمینه ارائه می دهد که می توانند به گسترش بیشتر تحلیل های روان شناختی در نقد ادبیات معاصر فارسی منجر شوند.
کلید واژگان: تحلیل روایت, صادق هدایت, روان کاوی فرویدی, ناخودآگاه, سرکوب, عقده ادیپ, رویا, شخصیت پردازی, ادبیات فارسیThis article analyzes the narratives in Sadegh Hedayat's short stories through a psychoanalytic lens based on Freudian theory. In this study, selected works of Hedayat, particularly stories such as "Three Drops of Blood," "Alive to the Grave," and "Dash Akol," are analyzed using key Freudian psychological concepts, including the unconscious, repression, the Oedipus complex, and dreams. The analysis focuses on the impact of the unconscious on character development and the narrative structure. The findings of the study reveal that Hedayat, through the use of symbols and metaphors such as blood, death, shadow, and mirror, indirectly alludes to the hidden layers of the characters' and author's minds. These symbols and images reflect the psychological conflicts, repressions, and inner anxieties of the characters, influenced by the unconscious. Additionally, the article demonstrates how Freudian psychoanalysis can contribute to a deeper understanding of Hedayat's works and enhance the understanding of psychological interactions in Persian literature. Finally, the article offers suggestions for future research, which may lead to further development of psychological analysis in the critique of contemporary Persian literature.
Keywords: Narrative Analysis, Sadegh Hedayat, Freudian Psychoanalysis, Unconscious, Repression, Oedipus Complex, Dreams, Character Development, Persian Literature -
زمینه و هدف
ادبیات از دیرباز خواستگاه تحولات و جنبشهای گوناگون جوامع بشری بوده است. کودکان بعنوان ادامه دهندگان نسل بشر مورد توجه خاص ادیبان بودهاند. ژانر رمان به خاطر به کارگیری المانهای داستانی بستری مناسب در تجلی جلوه های انسانی-اجتماعی به شمار میرود. نگاه تطبیقی به آثار ادبیات، خواننده را به فراسوی مرزها در آگاهی از مشترکات جوامع انسانی رهنمون میسازد تا با بیان رنجهای مشترک، امکان چاره جویی آنها را تسریع نماید. هدف این مقاله نگاهی تحلیلی به داستان کشتن پرنده مقدس هارپر لی و داستان بچه های قالیباف خانه هوشنگ کرمانی که بعنوان نمونه و بصورت هدفمند برگزیده شده اند.
روش مطالعهروش تحقیق، استنباطی- تحلیلی و جامعه آماری آثار دو نویسنده میباشد. روش گردآوری داده ها از نوع مستندیابی و روش آنالیز، تحلیل محتوای داستانهای مورد نظر بود. چارچوب تحلیل با تمرکز بر روی المان شخصیت پردازی و دیدگاه راوی داستان معطوف گردید.
یافته هانتایج تحقیق نشان داد در هر دو داستان و از منظر هر دو نویسنده، کودکان بیش از آ نکه راوی اتفاقات و حوادث جامعه بزرگسال جوامع دو نویسنده باشند، تجلی گر حقوق نادیده گرفته و پایمال شده خودشان هستند.
نتیجه گیریدو نویسنده با مهندسی ادبی معکوس از زاویه دید شخصیت کودک، واقعیتتم تلخ جوامع داستانهای خود را در ذهن خواننده متبادر میکنند تا شاید راه حل احیای حقوق نادیده گرفته شده کودکان به دغدغه ذهنی آنها تبدیل و آنها را به تجدید نظر در نگرش رفتاری جوامع و روابط انسانی رهنمون شوند.
کلید واژگان: رمان, حقوق کودک, عناصر داستانی, تم, زاویه دید, شخصیت پردازیJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:17 Issue: 104, 2024, PP 177 -193BACKGROUND AND OBJECTIVESLiterature has earlier been the origin of alterations and human communities’ diverse movements. Children has been the continuation of human generation from intellectuals’ special attention. Novel genre due to the deployment of fiction elements has been a good bed for the revelation of social humane manifestations. A comparative outlook of literature takes the reader far beyond the boundaries of social humanities so that it would express the common pains and facilitate the problems.
METHODOLOGYThe research approach is inferential-analytical one, and the population is the selected works of Kermani and Lee, namely The Children of Weaving-carpet Place and to Kill a Mocking Bird respectively. Data collection was based on content analysis of the novels and the framework of the analysis was centralized over characterization and narrative-point of the elements of fiction.
FINDINGSThe results revealed that from both authors’ viewpoint the children are alongside the narrators of the events of the adult community of the writers as well as their own spoiled rights.
CONCLUSIONThe two authors via opposite literary engineering of the child personality project the reader’s minds the bitter theme of the communities of the novels in order to change them into reconsidering their attitude towards the attitude of the societies and their dominant human relationships with each other as well forming them into a kind of obsession in their minds.
Keywords: Novel, Child Right, Fictional Elements, Theme, Narrative Point, Haracterization -
زمینه و هدف
شخصیت پردازی یکی از مولفه های اصلی داستانسرایی است. شخصیت ، مجموعه ای از ویژگیهاست که موجودیت یک شخص را در داستان میسازد و مخاطبان در برخورد با آن شخص در مقاطع گوناگون داستان، انتظار دارند که همان ویژگیها را در آن شخص بازبینند. بنابراین شخصیت پردازی، هنر تصویر کردن ویژگیها و منش اشخاص دخیل در داستان است به گونه ای که منتظره و باورپذیر باشددر این مقاله تلاش میشود شخصیت پردازی در خسرو و شیرین نظامی و شیرین و فرهاد وحشی بافقی مقایسه شود و شباهتها و تفاوتهای نگاه و سلایق این دو شاعر در حوزه شخصیت پردازی تبیین شود.
روش تحقیق:
این پژوهش، جنبه تطبیقی دارد و بر اساس تطبیق خسرو و شیرین نظامی و شیرین و فرهاد وحشی بافقی در حوزه شیوه های شخصیت پردازی، پیریزی شده است. بحثها به شیوه ترکیبی از توصیف و تحلیل ارائه میشوند.
یافته هایافته های این پژوهش، گویای آن است که هرچند مباحث نظری مربوط به حوزه شخصیت پردازی، جدید هستند و از زمان مواجهه ادبیات فارسی و ادبیات غرب در دوره معاصر، در ایران رایج شده اند، اما دو شاعر بزرگ پارسیگو، نظامی گنجوی و وحشی بافقی با تکیه بر نبوغ خویش در سطحی مناسب به شخصیت پردازی پرداخته اند.
نتیجهنظامی در حقیقت تاریخنامه زندگانی و پادشاهی خسرو پرویز را سروده است هرچند که جنبه های عاشقانه آن را هم برجسته کرده است. شخصیت اصلی منظومه او، خسرو است و سپس شیرین و دیگر شخصیتها که تعداشان نیز بسیار است، برخی جنبه فرعی دارند و برخی هم سیاهی لشکرند. در مقابل، وحشی، برشی از یک داستان بزرگتر را برگزیده و به تبع این گزینش، شخصیتها را نیز گزینش کرده است. تعداد شخصیتها در منظومه وحشی در حداقل ممکن است.شخصیتها در منظومه نظامی به سبب آنکه در بطن یک متن تاریخی عمل میکنند، فردیت بیشتر دارند و در منظومه وحشی، جنبه نوعی شخصیتها که تعدادشان نیز اندک است، چشمگیرتر است و حتی فرهاد را میتوان کمابیش شخصیتی نمادین و در عین حال، ازلی انگاشت. شخصیتهای منظومه نظامی، کنش بیشتر دارند اما شخصیتهای منظومه وحشی بیشتر شبیه افراد حاضر در تابلوی نقاشی هستند که ساکت و ساکنند و شاعر در کنار این تابلو ایستاده و درباره افراد حاضر در آن، نقالی میکند.
کلید واژگان: نظامی گنجوی, وحشی بافقی, خسرو و شیرین, شیرین و فرهاد, شخصیت پردازی, داستانJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:17 Issue: 103, 2024, PP 33 -53BACKGROUND AND OBJECTIVESCharacterization is one of the main components of storytelling. Character is a set of characteristics that make up the existence of a person in the story, and the audience expects to see the same characteristics in that person when dealing with that person at different stages of the story. Therefore, characterization is the art of portraying the characteristics and character of the people involved in the story in such a way that it is expected and believable. In this article, an attempt is made to compare the characterization in Khosrow and Shirin Nizami and Shirin and Farhad Vahashi Bafghi, and the similarities and differences of the views and tastes of these two poets in The field of characterization should be explained.
METHODOLOGYThis research has a comparative aspect and is based on the comparison of Khosrow and Shirin Nizami and Shirin and Farhad Vahshi Bafghi in the field of characterization methods. Discussions are presented in a combination of description and analysis.
FINDINGSThe findings of this research show that although the theoretical discussions related to the field of characterization are new and have become common in Iran since the encounter between Persian literature and Western literature in the contemporary period, two great Parsigo poets, Nizami Ganjavi and Vahsih Bafghi with Relying on their ingenuity, they have done characterization at an appropriate level.
CONCLUSIONNizami actually wrote the history of Khosrow Parvez"s life and reign, although he highlighted its romantic aspects as well. The main character of his poem is Khosrow, followed by Shirin and other characters, who are also numerous, some of them have secondary aspects and some of them are black. On the other hand, Vashvih has chosen a section of a bigger story and according to this choice, he has also chosen the characters. The number of characters in the wild system is as minimal as possible. The characters in the military system have more individuality due to the fact that they act in the heart of a historical text, and in the wild system, the aspect of the type of characters, whose number is also small, is more impressive, and even Farhad can be more or less He considered a symbolic and at the same time eternal character. The characters of the military system have more action, but the characters of the wild system are more like the people in the painting, who are quiet and still, and the poet is standing next to this painting and is talking about the people in it.
Keywords: Nezami Ganjavi, Vahshi Bafghi, Khosro, Shirin, Farhad, Characterization, Story -
شخصیت وشخصیت پردازی از عناصر اصلی داستان است. انتخاب شیوه های شخصیت پردازی و چگونگی به کارگیری آن ها بر کیفیت انتقال پیام مولف و دریافت مخاطب داستان تاثیر دارد. پژوهش حاضر به منظور مقایسه و تحلیل شیوه شخصیت پردازی حماسه های دینی با حماسه های طبیعی صورت گرفته است اما به سبب رعایت مقتضیات نشر، دو منظومه گرشاسب نامه اسدی طوسی و حمله حیدری باذل مشهدی را انتخاب کرده ایم. راوی منظومه حمله حیدری رویدادها را گزارش می کند؛ برای شخصیت پردازی از روش توصیف مستقیم شخصیت، بیشتر از زبان خود راوی استفاده کرده است. در حمله حیدری کارکرد توصیف ها جهت ادای احترام و بزرگداشت شخصیت های دینی است و اعمال شگفت انگیز قهرمانان منظومه های حماسی در آن وجودندارد. شخصیت پردازی در گرشاسب نامه بیشتر با استفاده از روش توصیف مستقیم شخصیت از زبان راوی انجام می شود، برخی از این توصیف ها، طولانی و اغراق آمیز است. روش معرفی اشخاص از زبان دیگر شخصیت ها نیز در این منظومه استفاده شده است البته، هر دو حماسه، از این لحاظ به هم شباهت دارند، اما توصیف های حمله حیدری برای شخصیت پردازی اشخاص مسلمان داستان، بیشتر بر توصیف ویژگی های اخلاقی، معنوی و صفات پسندیده انسانی و دلاوری های آنان متکی است. در توصیف دشمنان نیز اوصاف تعیین شده بر گمراهی، فریبکاری و تیره رایی آنان تاکیددارد. در حمله حیدری از شخصیت ها، اعمال خرق عادت سرنمی زند و تعداد رویدادهای غیرعادی روایت بسیار کم است. تاثیر محیط، بافت فرهنگی و باورهای مصنفان هر دو حماسه، در شخصیت پردازی اشخاص دیده می شود. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گرد آمده و با روش توصیفی- تحلیلی پردازش شده است.
کلید واژگان: حمله حیدری, گرشاسب نامه, شخصیت پردازی, حماسه دینی, حماسه طبیعیCharacter and characterization are the most important story elements. The methodology of characterization and the ways they are used, affect the quality of the author’s conveyance of his/her message and the audience’s perception of the story. The present research seeks to compare and analyze the characterization methods of historical and natural epics, however, due to the publication requirements; we have selected Garshaspname and Hamle-ye Heidari. The narrator of Hamle-ye Haidari’s verse, reports the events; for characterization, he has used the method of direct character description in first person point of view. In Hamle-ye Heidari, the function of descriptions is to pay homage to religious figures and honor them, therefore, there are no common miraculous heroic deeds like other epic verses. Characterization in Garshaspname is mostly done by the method of direct character description from first person point of view; some of these descriptions are long and exaggerated. The method of introducing people by the other characters is also used in this verse. Of course, both epics are similar in this respect, but the descriptions of Hamle-ye Heidari for characterizing the Muslim characters in the story is more about describing their moral, spiritual, desirable and courageous traits. Regarding the enemies’ description, the designated attributes also emphasize their misguidance, deception, and darkness. In Hamle-ye Heidari the characters do not break the habit and the number of unusual events in the narration is limited. Here, research data have collected by analytical by library approach and have processed by analytical and descriptive methods
Keywords: Hamle-Ye- Heidari, Garshaspname, Characterization, Religious Epic, Natural Epic&Quot -
شخصیت های هر داستانی توسط نویسنده آن انتخاب شده و در جای جای داستان نقش ایفا می کنند، به طور کلی می توان گفت که داستان برشی از واقعیت و خیال ساخته و پرداخته ذهن نویسنده است. بخش مهمی از شخصیت پردازی، وام دار مجموعه ای از عناصر است که نویسنده داستان به فراخور اثر مورد نظرش از آن بهره می گیرد. رمان «طوق الحمام» اثر رجاء عالم رمان نویس زن عربستانی بازتابی اجتماعی- دینی دارد که حوادث آن در دو شهر مکه و مادرید اتفاق می افتد. این رمان، از نظر شخصیت پردازی جایگاه هنری والایی دارد. رجاء عالم در شخصیت پردازی و معرفی اشخاص رمان خود از شیوه گفتگو و توصیف استفاده کرده است و شخصیت های داستان اکثرا شخصیت هایی مکمل هستند. فضای دینی و خیالی داستان، ساختار آن را جذاب و تعقیب و گریز و جدال، رغبت خواننده را برای ادامه داستان حفظ کرده است. ترتیب زمانی، مکانی و نظم منطقی رویدادها در معرفی شخصیت ها به صورتی کم و بیش پایدار است که گاه حوادثی غافلگیرکننده یک شخصیت، چینش زمانی و مکانی داستان را بر هم می ریزد. ساختار صوری داستان، به دو قسمت با دو مکان مجزا اما شخصیت های تکراری و گاه جدید، تنها با هویت متفاوت «عزه»، تشکیل شده است. در بررسی شخصیت پردازی در این رمان، نویسنده با قرار دادن کانون روایت در مکه و اتفاقاتی که در مورد این فضای مقدس صورت می گیرد حفظ هویت این مکان را دغدغه اصلی روایت می داند. این پژوهش بر آن است تا با روشی تحلیلی- توصیفی به بررسی این مطلب بپردازد که انواع شخصیت پردازی چگونه باعث نظم، تداوم و چینش قسمت های مختلف داستان «طوق الحمام» شده است. از جمله نتایج این پژوهش اینکه ذهن راوی و شخصیت داستان و موضوع پیوندی هماهنگ و منسجم با هم دارند و این هماهنگی به منظور تحقق و تثبیت اهداف اصلی است و محتوای اصلی آن که درباره تاریخ مکه و آداب ورسوم مردمان آن است با این پیوندها تقویت و تاکید می شود. اندیشه ها و تصاویر ذهنی داستان اغلب دارای یکپارچگی و ساختار مشخص هستند. از ویژگی های بارز این رمان می توان به توجه به عنصر زمان، ارتباط نویسنده با خواننده و شخصیت محوری به جای حادثه پردازی اشاره کرد.
کلید واژگان: رمان نویسی معاصر, شخصیت پردازی, رجاء عالم, طوق الحمام, مکه, مادریدThe characters of each story are chosen by the author and they play a role in the story. In general, it can be said that the story is a slice of reality and fantasy created and elaborated by the author's mind. An important part of characterization is the borrower of a set of elements that the author of the story takes advantage of in order to create the desired work. The novel "Tooq al-Hamam" by Raja Alam, a female Saudi novelist, has a socio-religious reflection, the events of which take place in the two cities of Mecca and Madrid. This novel has a high artistic position in terms of characterization. Raja Alam has used the method of dialogue and description in the characterization and introduction of the characters in his novel, and the characters in the story are mostly complementary characters. The religious and imaginary atmosphere of the story, its attractive structure, chases and arguments, have kept the reader's desire to continue the story. The temporal, spatial and logical order of the events in the introduction of the characters is more or less stable in such a way that sometimes the surprising events of a character disrupt the temporal and spatial arrangement of the story. The formal structure of the story is divided into two parts with two separate places but repeated and sometimes new characters, only with a different identity of "Ezzah". In examining the characterization in this novel, the author considers the preservation of the identity of this place to be the main concern of the narrative by placing the focus of the narrative in Mecca and the events that take place in this holy space. This research aims to investigate with an analytical-descriptive method how the types of characterization have caused the order, continuity and arrangement of different parts of the story "Touq al-Hamam". One of the results of this research is that the mind of the narrator and the character of the story and the subject have a harmonious and coherent connection, and this coordination is for the purpose of realizing and establishing the main goals, and its main content, which is about the history of Mecca and the customs of its people, is strengthened and emphasized with these connections. will be The thoughts and mental images of the story often have a certain integrity and structure. Among the salient features of this novel, we can mention the attention to the element of time, the relationship between the author and the reader, and the central character instea.
Keywords: Contemporary Novel Writing, Personality, Raja Al-Alam, Tough Al-HamamMecca, Madrid -
مجله ادبیات عرفانی، پیاپی 35 (زمستان 1402)، صص 117 -142آرتور جعفری واژه ابلیس را محرف (Diabolos) یونانی می داند که مسیحیان آرامی یا عربی زبان، آن را وارد زبان عربی کرده اند.تلقی عرفای سکری از مفهوم ابلیس با طرح واره های ذهنی فقها و به تبع آن توده مردم سازگار نیست. ابلیس از زمان لاهوتی جدا شده و در زمان ناسوتی (جهان مادی) سیر می کند و زمان ازلی را با زمان مادی پیوند می دهد و حکایت دچار زمان پریشی می شود. این حکایت ها به تدریج از پوسته روایت تاریخی خارج شده و به روایت داستانی نزدیک می شوند. شخصیت ابلیس در حکایت های تذکره الاولیاء، همچون رویدادهای مخل، حکایت را از حالت تعادل خارج کرده و به نوعی بی تعادلی سوق می دهد. عطار، نگاه عرفانی و فقهی را که دارای دو صدا و دو معنای مختلف است برای بیان یک شخصیت واحد (ابلیس) به کار می برد که این دو صدا دارای ارتباط مکالمه ای هستند. این دو صدا در بیشتر حکایت های تذکره الاولیاء مشهود است. روایت پردازی در حکایت های این اثر، جدای از این که وجه هنری به کلام عادی می دهد، شیوه ای برای اقناع مخاطب است. در این روایت های داستانی، شخص در عمل روایت، به شخصیت تبدیل می شود. این پژوهش بر آن است تا پردازش شخصیت ابلیس را (در حکایت های تذکره الاولیاء) در دو وجه متضاد قهرمان و ضد قهرمان در عمل داستانی تبیین کند.کلید واژگان: ابلیس, پیرنگ, شخصیت پردازی, روایت پردازی, تذکره الاولیاءMystical Literature, Volume:15 Issue: 35, 2024, PP 117 -142Arthur Geffery Believes that the word "Iblis' is a borrowing from of the Greek word "diablos', which was introduced into the Arabic language by Aramaic or Arabic-speaking Christians. The Sufi understanding of the concept of Iblis is not compatible with the mental schemas of the jurists and consequently not with the masses. Iblis is separated from divine time (lahut) and wanders in nasut time (the material world), connecting the eternal time with the material thime, and the story becomes temorally distorted. These stories gragually shed their historical narrative skin and approach fictional narratives. The figure of Iblis in the stories of Tadhkerat al-Awliya, like the events of certian, disrupts the story's equilibrium and leads to a kind of imbalance. Attar employs a mystical and jurisprudential perspective with two different voices and meaning to portary a single character (Iblis), with these two voices having a conversational relationship. These two voces are evident in most of the stories of Tazkirat al-Awliya. The narration in the stories of this work, not only lends an artistic aspect to ordinary speech, but ix also a means of persuading the audience. In these fictional narratives, the person in the act of narration becomes a character. The aim of this study is to explian the characterization of Iblis (in the stories of Tazkerat al-Awliya) in the two opposing aspects of hero and anti-hero in the act of storyelling.Keywords: Iblis, Plot, Characterization, Storytelling, Tazkerat Al-Awliya
-
زمینه و هدف
شخصیت پردازی و شیوه های آن از مباحث بسیار مهم و کلیدی در ادبیات داستانی نوین است که به رغم نوبودگی در حوزه بحثهای نظری، حضوری دیرینه در ادبیات منظوم و منثور فارسی دارد و در اندازه های گوناگون در آثار داستانی کهن، قابل ردیابی و تبیین است. یکی از این آثار ادبی جالب توجه و مثال زدنی به لحاظ شخصیت پردازی، مثنوی شمع و پروانه اهلی شیرازی است. اهلی شیرازی، شاعر چیره دست قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، در این مثنوی داستانی با بداعتی خیره کننده و به شیوه ای باورپذیر، قهرمانان انسانی در داستانی عاشقانه را با جانوران و اجزای طبیعت تعویض کرده است. اهلی داستان خویش را شبیه صحنه یک نمایش ساخته است که شخصیتهای برگرفته از طبیعت، یک به یک وارد آن میشوند و شاعر به معرفی شخصیت آنان میپردازد و سپس رهایشان میسازد که به نقش آفرینی خویش بپردازند. هنرمندی اهلی در این کار، تنها مبتنی بر شگرد تشخیص به صورتی ساده و سرراست نیست، بلکه تطبیقی گسترده میان حیات انسانی و جهان غیرانسان است که افزون بر جان بخشی به خود شخصیتها، برای متعلقات انسانی از قبیل خانه، خیمه، تخت، خادم، بیماری، مرگ، آه و... نیز مطابقهایی باورپذیر در جهان غیرانسان مییابد.
روش هادر این پژوهش، ترکیبی از دو روش توصیفی و تحلیلی به کار رفته است. نخست به توصیف مقوله شخصیت و گونه های آن و شیوه های شخصیت پردازی پرداخته میشود، سپس شخصیت قهرمانان نقش آفرین در داستان شمع و پروانه اهلی شیرازی و شیوه های شخصیت پردازی آنان تحلیل میشود.
یافته هایافته های این مقاله نشانگر آن است که هرچند مبحث شخصیت پردازی و شیوه های آن نوآمده است، شاعران و نویسندگان چیره دست ایرانی بصورت ناخودآگاه یا براساس اندیشه های پیشرو خود به طرق گوناگون بر آن آگاه بوده اند و در داستانهای موفق خویش از آنها بهره میبرده اند.
نتیجه گیریمثنوی شمع و پروانه اهلی شیرازی به رغم کوتاهیش، صحنه حضور شخصیتهای متنوعی است. برخی از این شخصیتها ایستا هستند و برخی نیز دچار تنوع و تغییر میشوند و نمونه ای از شخصیتهای پویا هستند. همچنین حضور آنان در صحنه داستان با تمهیدات و توجیهات مناسبی همراه است که انسان واری آنان و باورپذیری وجوه شخصیتی و کنشهایشان را به نحوی موفق، فراهم میسازد.
کلید واژگان: شخصیت, شخصیت پردازی, شعر فارسی, مثنوی شمع و پروانه, اهلی شیرازیJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:17 Issue: 95, 2024, PP 159 -177BACKGROUND AND OBJECTIVESCharacterization and its methods are very important and key topics in modern fiction literature, which, despite its novelty in the field of theoretical debates, has a long-standing presence in Persian verse and prose literature, and can be traced to various extents in ancient fiction works. It is an explanation. One of these interesting and exemplary literary works in terms of characterization is “candle and butterfly” a masnavi by Ahli e Shirazi. Ahli e Shirazi, the master poet of the 9th and early 10th centuries of Hijri, has replaced the human heroes in a love story with animals and elements of nature in this fictional masnawi with a stunning innovation and in a believable way. Ahli has made his story similar to the scene of a play where the characters taken from nature enter one by one and the poet introduces their characters and then leaves them to play their roles. Domestic artistry in this work is not only based on the method of simple and straightforward diagnosis, but it is a broad comparison between human life and the non-human world, which in addition to giving life to the characters themselves, for human belongings such as houses, tents, beds, servants, diseases, death, sigh, etc. also find believable matches in the non-human world.
METHODOLOGYIn this article, a combination of descriptive and analytical methods is used. First, the description of the category of personality and its types and ways of characterizing are discussed, and then the character of the protagonists in the story of Ahli e Shirazi"s “candle and butterfly” and their ways of characterizing are analyzed.
FINDINGSThe findings of this article indicate that although the topic of characterization and its methods is new, the master Iranian poets and writers have been aware of it in various ways, unconsciously or based on their progressive ideas, and have used them in their successful stories.
CONCLUSIONDespite its brevity, “candle and butterfly” is the scene of the presence of various personalities. Some of these characters are static, and some of them undergo diversity and change and are an example of dynamic characters. Also, their presence in the scene of the story is accompanied by appropriate arrangements and justifications that provide their humanity and the believability of their personalities and actions in a successful way.
Keywords: personality, characterization, Persian poetry, Masnavi “candle, butterfly”, Ahli e Shirazi -
В статье рассмотрены тактики идентификации Л.Н. Толстого, отражённые в дневниках его жены С.А. Толстой за период с 1862 по 1900 годы. Поставленная цель была достигнута путём использования методов и приёмов сплошной выборки характеризующих Л.Н. Толстого высказываний, дискурсивного и прагматического анализа, пропозициоанальной функции. Установлено, что размышления о муже являются одной из ключевых тем дневника С.А. Толстой. В ходе анализа записей были выявлены следующие тактики характеризации: высокая положительная оценка его качеств, признание исключительности мужа; низкая оценка хозяйственной хватки; утверждение работоспособности, упорства, писательского трудолюбия мужа, квалификация его как человека, у которого слово расходится с делом; как равнодушного к жене и семье человека; как человека корыстного, эгоистичного, прагматичного; непоследовательного, противоречивого, неустойчивого, с быстро меняющимся настроением; как любовника, самца; как человека честолюбивого, неравнодушного к славе, к шуму вокруг своего имени, к вниманию со стороны других людей; как человека злого, недоброжелательного. Софья Андреевна не воспринимает его как духовно родственного человека. Она считает, что интересна супругу как женщина и как кропотливая исполнительница разнообразных поручений.
Keywords: слова: Личность, Характеризация, Идентификация, С.А. Толстая, Л.Н.Толстой, Дневник -
ریمون کینان در بوطیقای روایت، برای تجزیه و تحلیل گونه های مختلف روایت، چارچوب و الگویی نظری - کاربردی از دیدگاه روایت شناسان ساختارگرا فراهم آورده است. جستار حاضر، این چارچوب را با تکیه بر دو عنصر زمان و شخصیت پردازی در مجموعه داستان جایی دیگر گلی ترقی واکاوی کرده است. هدف آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، قابلیت های الگوی ساختاری - کاربردی روایت شناسی در شناسه های زمان (عناصر زمانی نظم، تداوم و بسامد)، شناسه های مکان (مکان داستان، مکان متن) و شخصیت پردازی (کنش،گفتار، وضعیت ظاهری، اسامی قیاس پذیر، قیاس میان اشخاص) از کتاب بوطیقای روایت ریمون کینان در بازخوانی دو داستان بازی ناتمام و جایی دیگر واکاوی و شناسایی شود. یافته های پژوهش نشان داد در دو شناسه زمان (تحلیلی براساس نظر ژنت) و شخصیت پردازی، رخداد سفر با زمان پریشی گذشته نگر در سطح داستان در داستان بازی ناتمام، باعث گشایش عقده های روحی شخصیت اصلی داستان می شود که سال ها کنش های او را تحت تاثیر قرار داده بوده است. در شخصیت پردازی داستان جایی دیگر نیز، شخصیت اصلی داستان به تحول روحی در حوزه خودشناسی و پیوند با علایق روحی خویش رسیده است؛ درنتیجه مخاطب، اقناع شده، او و داستان هم بوم می شوند؛ آنچه روایت شناسی شناختی هم اکنون در حوزه روایت شناسی پساکلاسیک در پی آن است.
کلید واژگان: روایت شناسی, زمان, شخصیت پردازی, ریمون کینان, جایی دیگر, گلی ترقیLiterary Arts, Volume:15 Issue: 3, 2024, PP 43 -62Rimmon Kenan, in her book ‘The Art of Narrative Expression’ has introduced a theoretical-applied framework for analyzing different types of narratives from the point of view of structural narratologists. The present research has analyzed this framework, taking into account the two elements of time and characterization, in the collection of stories of ‘Somewhere Else’ by Goli Taraghi. The purpose is to use the descriptive-analytic method to analyze the capabilities of the structural-applied model of narratology in time components, including temporal elements, spatial components, and characterization from the book ‘The Art of Narrative Expression’ in rereading the two stories ‘Unfinished Game’ and ‘Somewhere Else’. The findings demonstrated that in the two components of time and characterization, in ‘Unfinished Game’, the occurrence of travel with retrospective anachronism, at the level of the story, caused the main character's reopening of the mental complexes, which had influenced his actions for years. In the characterization of the story ‘Somewhere Else’, the main character of the story has reached a spiritual transformation in terms of self-knowledge and connection with his spiritual interests. As a result, the reader is convinced and goes along with the story which is currently sought by the application of cognitive narratology in the field of postclassical narratology.
Keywords: Narratology, Time, Characterization, Rimmon Kenan, Somewhere Else, Goli Taraghi -
در این مقاله ویژگی های لحن گفتار در شخصیت پردازی در فیلم ها و سریال های ایرانی براساس نگاه گامپرز (1982) به عناصر نوایی به مثابه ابزار بافت سازی بررسی شده است. برای این هدف دیالوگ هایی از فیلم ها و سریال های ایرانی از یک بازیگر (جواد عزتی) در نقش های مختلف مثبت و منفی انتخاب شده، بعد از آوانویسی با الفبای آوایی آمریکای شمالی، براساس نمادهای جفرسونی رایج در تحلیل مکالمه تکمیل شده و در نهایت تفاوت های لحن بازیگر واحد در بازی کردن شخصیت های مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. فرض بر آن است که عناصر نوایی یکی از مهم ترین ابزار در دسترس بازیگران برای بازسازی شخصیت خاص و جان بخشیدن به آن در جهت پیشبرد روایت هستند. در نقش مثبت به طورکلی شاهد حجم پایین صدا، آهنگ افتان، بیان شمرده، کیفیت زمزمه ای و بیان آرام و در نقش منفی شاهد آهنگ خیزان، حجم صدای بالا، سرعت و مکث برای حفظ نوبت و بازنمایی موضع قدرت و لحن تهدیدآمیز بودیم.کلید واژگان: بافت سازی, شخصیت پردازی, عناصر نوایی, لحن گفتار, سینمای ایرانZabanshenakht, Volume:14 Issue: 2, 2024, PP 27 -52In this article, based on Gumperz’s (1982) view of prosodies as contextualization tools, we study tone of voice in characterization. First dialogues of an actor (Javad Ezzati) are chosen from Iranian films and series, playing both positive and negative roles. Then the dialogues are transcribed in North American Phonetic Alphabet and are studied based on Jeffersonian conversational analysis symbols to categorize different prosodic characteristics of the actor’s voice in different roles. It is assumed that prosodies are one of the most important tools available to the actors to reconstruct a particular character and enliven the character in order to pursue the narrative. In all, positive roles show low volume, low pitch, breathy quality and distinct pronunciation and negative roles show high pitch, high volume, balancing speed and pause to keep the turn and to represent higher status.Keywords: Contextualization, Characterization, Prosodies, Tone of Voice, Iranian cinema
-
روان زخم، آسیبی روان تنی- اجتماعی است که در اثر عوامل مختلفی بر ذهن فرد وارد می شود؛ تاثیری عمیق بر آن می گذارد و چه بسا زندگی و سرنوشت او را به سمت و سوی دیگری سوق می دهد. یکی از حوادثی که تاثیر طولانی مدت بر روان فرد می گذارد، حوادث جنگ است. از این روی به واسطه جنگ های متعددی که همواره در طول تاریخ گریبانگیر کشور ما بوده، به ویژه جنگ تحمیلی هشت ساله، روایت ادبی روان زخم در آثار برخی نویسندگان ایرانی راه یافته است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده و بر آن است که نمودهای بیان ادبی این ضایعه روانی را در رمان «زمین سوخته» احمد محمود بررسی کند و آسیب واردشده بر روان هر یک از شخصیت ها را تحلیل نماید. برای همین، نخست به مباحث نظری درباره روان زخم پرداخته ، سپس تاثیر آن را بر شخصیت های رمان یادشده تحلیل و بررسی کرده است. در پایان، این نتیجه حاصل شد که واکنش هر یک از شخصیت ها، با دیگری متفاوت است؛ بدین ترتیب که بر اثر روان زخم های واردشده بر آنان، شخصیت «شاهد» در آسایشگاه روانی بستری می شود؛ «ننه باران» از شخصیت پیشین خود فاصله می گیرد؛ «نرگس» دچار افسردگی حاد می شود و «گلابتون» مشاعر خود را به کلی از دست می دهد. بدیهی است در کنار آثار درخشان داستانی در ستایش از قهرمانی های ظهور یافته در دفاع مقدس این رمان از منظر چارچوب نظری مختار نیز در خور مطالعه می تواند باشد.
کلید واژگان: روان زخم, جنگ, شخصیت پردازی, احمد محمود و زمین سوختهTrauma is a theory in psychology referring to any psychological pressure which the human mind is unable to accept and analyze it. The wounds inflicted on a person's mind would leave a deep impact on him and may lead his life and destiny to a different direction. There are different factors can cause trauma. One of them is war events which has an enduring effect on human's psyche. Therefore, due to the numerous wars that have plagued our country throughout the history, especially the eight-year imposed war, the literary narrative of trauma has found its way into the works of some Iranian writers.The present research was conducted in an analytical-descriptive way and it aims to investigate the literary expressions of this psychological damage in the novel "Zamin Soukhteh" by Ahmad Mahmoud and analyze the damage caused to the psyche of each of the characters. In this regard, first, we have discussed the theoretical issues about trauma, then we have analyzed and examined its effect on the characters of the mentioned novel. At the end, it was concluded that the reaction of each character is different from the other; In this way, due to the psychological wounds inflicted on them, the "Shahed" character is hospitalized in a mental asylum; "Nene Baran" distances herself from his previous personality; "Narges" falls into acute depression and "Golabetoon" completely loses his emotions. Obviously, in addition to the important fictional works in praise of the heroes who appeared in the holy defense, this novel can also be worth studying from the perspective of theoretical framework.
Keywords: Trauma, War, Characterization, Ahmad Mahmoud, Zamin-e Soukte -
شخصیت پردازی در حکایت های تمثیلی سلسله الذهب عبدالرحمان جامی
بسیاری از داستان های مثنوی سلسله الذهب از نوع تمثیل های انسانی هستند و جامی برای تبیین معانی کلی و عمیق از آن ها استفاده کرده است. این داستان ها، اهداف اخلاقی و دینی دارند و برای تنبه خواننده سروده شده اند. عواملی مانند فضای محدود، زمان کوتاه و کم بودن شخصیت های داستانی، باعث می شود که حکایات تمثیلی این کتاب در رده داستان های کوتاه قرار گیرند. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، شخصیت و شخصیت پردازی در حکایت های تمثیلی این مثنوی بررسی شده است تا به پرسش های زیر پاسخ دهد: انواع شخصیت در حکایت های تمثیلی سلسله الذهب کدامند؟ جامی از چه روش هایی در شخصیت پردازی حکایت های تمثیلی استفاده کرده است؟ از آنجا که شخصیت پردازی، از مولفه هایی است که قدرت هنری شاعر یا نویسنده را می نمایاند و عامل مهمی در جهت آشکارکردن ویژگی ها، روحیات، صفات و افکار شخصیت است؛ بنابراین ضرورت دارد که نحوه نگرش و پردازش شخصیت ها در مثنوی تمثیلی سلسله الذهب تبیین شود تا در دریافت معانی عمیق آن موثر واقع شود. در این مقاله کوشش شده است انواع شخصیت و روش های شخصیت پردازی در این مثنوی بررسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که بیشتر شخصیت ها در این منظومه تمثیلی از نوع ایستا و ساده اند و در شیوه-های شخصیت پردازی، گفتگو و توصیف مستقیم بیشترین بسامد را دارد.
کلید واژگان: تمثیل, سلسله الذهب, عبدالرحمان جامی, شخصیت پردازیCharacterization in the allegorical stories of the Al-Silsilah al-Dhahab, Abdulrahman JamiMany of the stories of the Masnavi of the Al-Silsilah al-Dhahab, are human allegories, and Jami has used them to explain general and deep meanings. These stories have moral and religious purposes and are written for the reader's pleasure. Factors such as limited space, short time, and few fictional characters make the allegorical stories of this book fall under the category of short stories. In this research, which was carried out using a descriptive-analytical method, the character and characterization in the allegorical stories of this Masnavi were investigated in order to answer the following questions: What are the types of characters in the allegorical stories of Al-Zahb? What methods has Jami used in characterizing allegorical stories? Because characterization is one of the components that shows the artistic power of the poet or writer and is an important factor in revealing the characteristics, moods, attributes and thoughts of the character; Therefore, it is necessary to explain the way of attitude and processing of the characters in the allegorical masnavi of the the Al-Silsilah al-Dhahab in order to be effective in understanding its deep meanings. In this article, an attempt has been made to examine the types of characters and methods of characterizing in this Masnavi. The results of the research show that most of the characters in this allegorical system are static and simple, and in the methods of characterization, dialogue and direct description have the highest frequency.
Keywords: allegory, Al-Silsilah al-Dhahab, Abdul Rahman Jami, characterisation -
فصلنامه متن پژوهی ادبی، پیاپی 99 (بهار 1403)، صص 377 -405
واکاوی روان شناختی شخصیت های داستانی، زمینه را برای دستیابی به دیدگاه و نگرش نویسندگان ادبیات داستانی فراهم می کند و همچنین راه را برای شناخت صحیح شخصیت های داستانی هموار می سازد. نظریه روان شناسی اناگرام، یک تیپ شناسی نوین است که خلق و خوی انسان ها را در 9 تیپ کمال گرا، امدادگر، موفقیت طلب، فردگرا، پژوهشگر، پرسشگر، خوش گذران، ریاست طلب و صلح طلب دسته بندی می کند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی تطبیق پذیری شخصیت اصلی داستان «درخت گلابی» از مجموعه داستان «جایی دیگر» نوشته گلی ترقی با تیپ های نه گانه اناگرام و همچنین تجزیه و تحلیل رفتار شخصیت اصلی بر مبنای الگوی اناگرام است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که غالب مولفه های رفتاری شخصیت اصلی داستان «درخت گلابی» با تیپ 5 (پژوهشگر) اناگرام مطابقت دارد و در برخی موقعیت ها، رفتارهای تیپ 4 (فردگرا) اناگرام را از خود به نمایش می گذارد و با الگوی اناگرام هم خوانی دارد و بر این اساس تحلیل پذیر است.
کلید واژگان: شخصیت پردازی, داستان کوتاه, درخت گلابی, گلی ترقی, اناگرامPsychological analysis of fictional characters provides the ground for achieving the perspectives and attitudes of fiction writers and paves the way to understanding fictional characters correctly. The psychological Enneagram theory is a new typology that categorizes the behavioral traits of human beings into 9 personality types: Reformer, Helper, Achiever, Individualist, Investigator, Loyalist, Enthusiast, Challenger, and Peacemaker. The main purpose of this research is to examine the adaptability of the main character of the story "The Pear Tree" from the collection of stories "Somewhere Else" written by Goli Taraghi, with the 9 types of Enneagram and also to analyze the behavior of the main character based on the Enneagram pattern. The results indicate that most of the behavioral components of the main character of the story "The Pear Tree" correspond to Type 5 (Investigator) of Enneagram, and in some situations, the behavior of Type 4 (Individualist) of Enneagram shows itself and is consistent with the Enneagram pattern and can be analyzed accordingly.
Keywords: characterization, short story, The Pear Tree, Goli Taraghi, Enneagram -
زمینه و هدف
هر نویسنده موظف است در پرداخت شخصیتهای داستانی به ثبات روانشناسانه آنها نیز توجه داشته باشد. شخصیتی که در ابتدای داستان مجموعه ای از حالات و افکار ویژه ایست باید تا انتها از این ویژگیها برخوردار باشد مگر اینکه بنا به دلایلی منطقی -که شامل حوادث و اتفاقات تاثیرگذار باشد- دستخوش تحولات روانشناسانه شود. «نظریه های شخصیت» از مباحثی است که نظریه پردازان بسیاری به آن پرداخته اند. داستان «بعد از پایان» از فریبا وفی یکی از داستانهایی است که همسانی و هماهنگی زیادی با نظریه شخصیت از دیدگاه یونگ دارد. سوال این پژوهش این است که آیا شخصیتهای داستان «بعد از پایان» از ثبات روانشناسانه طبق نظریه یونگ برخوردارند؟ اگر پاسخ منفی است، کدام دلیل منطقی باعث این بیثباتی شده است؟
روش مطالعهاین مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و با تاکید بر نظریه شخصیت یونگ انجام شده است.
یافته هاوفی در انتخاب شخصیتهای رمانش، طیف متنوعی از تیپها را انتخاب میکند تا همذات پنداری خواننده در ضمن خوانش محقق شود. از طرفی استفاده از چهار تیپ شخصیتی به همراه چهار نمونه از رویکردهای روانشناسی، تسلط او بر شخصیت پردازی و انتخاب مناسب و هماهنگ دیالوگها با تیپهای مورد نظر را نشان میدهد.
نتیجه گیریاین پژوهش با ارایه شواهدی بر ثبات روانشناسی شخصیتها صحه میگذارد و دگرگونی مقطعی برخی از آنها را با دلایل منطقی توجیه میکند. هماهنگی بین رویکرد انتخابی وفی با عملکرد شخصیتهای رمانش غیرقابل انکار است.
کلید واژگان: بعد از پایان, فریبا وفی, شخصیت پردازی, نظریه شخصیت یونگJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:16 Issue: 88, 2023, PP 223 -236BACKGROUND AND OBJECTIVESEvery writer is obliged to pay attention to their psychological stability in the treatment of fictional characters. A character who is a set of special states and thoughts at the beginning of the story must have these characteristics until the end, unless he undergoes psychological changes due to logical reasons - which include influential events and incidents. "Theories of personality" is one of the topics that many theorists have addressed. The story "After the End" is one of the stories that has a lot of similarities and harmony with the personality theory from Jung"s point of view. The question of this research is whether the characters of the story "After the End" have psychological stability according to Jung"s theory? If the answer is no, what is the logical reason for this instability?
METHODOLOGYThis article is done with descriptive-analytical method, using library sources and emphasizing Jung"s personality theory.
FINDINGSIn choosing the characters of his novel, Vafi chooses a variety of types so that the reader"s identification is realized while reading. On the other hand, the use of four personality types along with four examples of psychological approaches shows his mastery of character development and the appropriate and harmonious selection of dialogues with the desired types.
CONCLUSIONThis research validates the stability of the psychology of characters by presenting evidence and justifies the cross-sectional transformation of some of them with logical reasons. The harmony between Vafi"s selective approach and the performance of the characters in his novel is undeniable.
Keywords: after the end, Fariba Vafi, Characterization, Jung's personality theory -
زمینه و هدف
هر اثر ادبی از یک عنصر اصلی و کلیدی بهره میبرد. مهمترین عنصر تشکیل دهنده داستان نیز شخصیتهای آن است. شخصیتها در واقع روح داستان هستند و جذابیت داستانها تا حد زیادی در گرو شخصیتهای آنهاست؛ بنابراین نباید شیوه پردازش آن را ساده پنداشت. نویسنده، خالق شخصیتهای اثر داستانی خویش است و باید این توانایی را داشته باشد که لایه های درونی و بیرونیشان را به خواننده نشان دهد. هدف این جستار بررسی و تحلیل شخصیتهای داستان دعبل و زلفا است. هدف از تحلیل و نقد شخصیت دعبل و زلفا نیز دستیابی به معنا و ساختار نهفته در شخصیتهای داستان است تا مشخص گردد آیا پردازش شخصیت دعبل و زلفا، با توجه به اهداف نویسنده، در ساختار و بافت آن بدرستی صورت گرفته است؟
روش مطالعهروش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است که به شکل کتابخانه ای و با مطالعه منابع، فیش برداری و طبقه بندی مطالب صورت پذیرفته است.
یافته هارمان دعبل و زلفا، نوشته مظفر سالاری، رمانی عاشقانه در قالب تاریخی و مذهبی است. محور اصلی داستان بر عشق استوار است. نویسنده خوش ذوق و باقریحه، خاطرات تلخ و جانکاه دوران خلافت هارون الرشید و مامون عباسی را با چاشنی عشق درهم آمیخته تا آن را به کام مخاطب شیرین و گوارا سازد و به شکلی هنرمندانه، به توصیف شخصیتها میپردازد.
نتیجه گیریشخصیت پردازی در این داستان، بیشتر از طریق گفتگو میان شخصیتها صورت گرفته و عنصر گفتگو علاوه بر آنکه نقش مهمی از جریانات رمان را بر عهده دارد، نقش بسزایی در شخصیت پردازی نمایشی نیز ایفا میکند. شخصیتهای داستان در دو قطب مثبت و منفی در خلق داستان نقش دارند. در گفتگو هم، شخصیت پردازی از طریق دیالوگ (گفتگوی دوطرفه) بر شخصیت پردازی از طریق مونولوگ میچربد. سالاری برای شخصیت پردازی از دو شیوه توصیفی و نمایشی بهره گرفته است؛ یعنی شخصیتهای داستان هم توسط اعمال و رفتارشان و هم توسط نویسنده با توصیف وضع ظاهری و حالات و روحیات و افکار و عقاید آنها شناسانده شده اند که با بهکارگیری ذهن، میتوان تک تک این توصیفات را یافت و در کنار یکدیگر قرار داد.
کلید واژگان: رمان, دعبل و زلفا, شخصیت, شخصیت پردازیJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:16 Issue: 88, 2023, PP 79 -99BACKGROUND AND OBJECTIVESEvery literary work uses a main and key element. The most important element of the story is its characters. The characters are actually the soul of the story and the charm of the stories largely depends on their characters; Therefore, its processing method should not be considered simple. The author is the creator of the characters of his fictional work and must have the ability to show their inner and outer layers to the reader. The purpose of this essay is to investigate and analyze the characters of the story of D’abel and Zulfa. The purpose of analyzing and criticizing the character of D’abel and Zulfa is also to achieve the meaning and structure hidden in the characters of the story in order to determine whether the processing of the character of D’abel and Zulfa has been done correctly in its structure and context, according to the author"s goals?
METHODOLOGYThe research method in this study is descriptive and analytical, which was done in a library form by studying sources, taking samples and classifying the materials.
FINDINGSThe novel D’abel and Zulfa, written by Muzaffar Salari, is a romantic novel in a historical and religious format. The main axis of the story is based on love. The tasteful and thoughtful writer has mixed the bitter memories of the caliphate of Harun al-Rashid and Ma"moun Abbasi with the spice of love to make it sweet and pleasant for the audience and describes the characters in an artistic way.
CONCLUSIONCharacterization in this story is mostly done through dialogue between the characters, and the element of dialogue, in addition to playing an important role in the flow of the novel, also plays a significant role in dramatic characterization. The characters of the story play a role in the creation of the story in both positive and negative poles. In conversation, characterization through dialogue (two-way conversation) is superior to characterization through monologue. Salari has used two descriptive and dramatic methods for characterization; That is, the characters of the story have been introduced both by their actions and behavior and by the author by describing their appearance, moods, moods, thoughts and opinions, and by using the mind, one can find each of these descriptions and put them together.
Keywords: novel, D’abel, Zulfa, character, characterization -
زمینه و هدف
ابراهیم گلستان یکی از پیشگامان داستان نویسی معاصر بوده و آثار او آیینه ای تمام نما از تحولات اجتماعی و انسانی جامعه ایران است؛ از این رو در پژوهش پیش رو داستان «خروس» از جمله داستانهای بلند گلستان، از دیدگاه جامعه شناسی شخصیت بررسی شده است تا بازتاب اجتماع و تحولات آن در عمل شخصیتهای داستان نشان داده شود.
روش مطالعهاین پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به بررسی برخی نظریه های جامعه شناسی شخصیت پرداخته است. در این میان با روش فیش برداری، مولفه هایی که همپوشانی با نظریه مذکور داشته اند، استخراج و سپس تحلیل شده اند.
یافته هابراساس یافته های موجود، این داستان بصورت نمادین به بازتاب و تاثیرات کودتای 28 مرداد در جامعه ایران و رابطه حکومت شاه با مردم پرداخته است. تقابل بین سنت و مدرنیته نیز از مفاهیم پرتکراری است که نویسنده در پردازش شخصیتها به آن اشاره داشته است.
نتیجه گیرینتایج این پژوهش حاکی از آن است که ابراهیم گلستان در بازنمود رابطه تقابلی متن و شرایط اجتماعی ایران موفق بوده است. او از طریق شخصیت پردازیهای پویا و جامع، نمادهای متعددی را خلق میکند که نماینده اقشار خرافی و ساده لوح در تقابل با افراد معترض به شرایط جامعه است. او در قالب شخصیت راوی بطور غیرمستقیم به نقد و موشکافی اوضاع پریشان ایران دهه سی و چهل میپردازد.
کلید واژگان: جامعه شناسی شخصیت, ابراهیم گلستان, داستان خروس, شخصیت پردازیJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:16 Issue: 87, 2023, PP 203 -224BACKGROUND AND OBJECTIVESEbrahim Golestan is one of the pioneers of contemporary story writers. His works are a full-view mirror of the social and human developments of the Iranian society, therefore, in the upcoming research, the story of "Khorus", including the long stories of Golestan, has been examined from the perspective of the sociology of personality to reflect the society and its changes in the actions of the characters in the story. be shown
METHODOLOGYThis research has investigated some sociological theories of personality with a descriptive-analytical approach and using library studies. In the meantime, the components that overlapped according to the mentioned theory were extracted and then analyzed by the fish vector method.
FINDINGSBased on the available findings, this story symbolically reflects the effects of the August 28 coup in Iranian society and the relationship between the Shah's government and the people. The contrast between tradition and modernity is one of the most frequent concepts that the author has mentioned in the processing of characters.
CONCLUSIONThe results of this research indicate that Ebrahim Golestan has been successful in representing the conflicting relationship between the text and the social conditions of Iran. Through dynamic and comprehensive characterizations, he creates numerous symbols that represent the superstitious and naive classes in opposition to people protesting the conditions of society. In the form of a narrator, he indirectly criticizes and scrutinizes the troubled situation of Iran in the 1930s and 1940s.
Keywords: Sociology of personality, Ibrahim Golestan, the story of theKhorus, Characterizations -
مسعود کیمیایی در نگارش فیلم نامه و ساخت فیلم شهرت بسیار دارد؛ اما با نوشتن رمان جسدهای شیشه ای، هنر دیگری از خود نشان داده است. مسیله اصلی تحقیق حاضر آن است که نویسنده چقدر به اصول داستان نویسی وقوف داشته و آن اصول را به کار گرفته است؟ همچنین مهارت و تجربه نویسنده در حوزه فیلم سازی، چقدر در نگارش رمان موثر بوده است؟ با استفاده از روش تحلیل محتوا، مجموع شگردهای متن رمان و میزان تناسب آن ها را باهم ارزیابی کرده و عنوان، فصل بندی و ساختار رمان را شرح داده ایم. نویسنده موفق شده متناسب با موضوع رمان، از نوشتار فراداستان تاریخ نگارانه استفاده کند. شخصیت پردازی رمان عمدتا موفق است؛ اما در مواردی به جای نقل داستان در گفتار و کردار شخصیت ها، راوی به سخنرانی یا قضاوت می پردازد. زبان شخصیت های داستان عمدتا با موقعیت و سطح سواد و مسیولیت آنان متناسب است؛ اما راوی خیلی از شخصیت ها را بدون تمهید و به صورت ناگهانی وارد می کند. نویسنده به خوبی از ظرفیت های سینمایی برای عمق بخشی به شخصیت ها، نقل جزییات مکان داستان، تحرک و تجسم بخشی به مسایل انتزاعی، انتخاب نوع زاویه دید، تلفیق روایت سخن با تصویر و خلق مصور تعابیر شاعرانه استفاده کرده است؛ اما علاقه نویسنده به تصویرسازی موجب شده پی رفت های اضافی به رمان تحمیل شود و حجم آن را افزایش دهد.کلید واژگان: جسدهای شیشه ای, فراداستان تاریخ نگارانه, زاویه دید, شخصیت پردازی, مسعود کیمیایی, تاثیر ظرفیت های سینمایی در داستان نویسیMasoud Kimiyaei is famous for scriptwriting and filmmaking, but he has showcased his art in literary creation by writing a novel, Jasadhaye Shishei. The main question of the present research is to what extent the author is aware of the principles of story writing and has utilized those principles, and to what extent his skill and experience in filmmaking has been effective in writing this novel. In this article, using the method of content analysis, the writing techniques used in the text of the novel and their consistency have been evaluated. The title, chapters and structure of the novel have been explained. The author has been successful in using historiographic metafiction to approach the subject of the story. Characterization of the novel is generally satisfactory; however, in some cases, the narrator passes judgment instead of storytelling through the character’s actions or sayings. The characters language is compatible with their position, level of literacy and responsibility, though the narrator introduces some characters haphazardly. The author utilizes Cinematic capacities thoroughly in giving depth to characterization, narrating details of the setting, activating and visualizing the abstract issues, choosing the viewpoint, mixing discourse with images and depicting poetic exegesis. Meanwhile, the author’s interest in visualization brings about redundant sequencing in the novel, which leads to a voluminous text.Keywords: characterization, Jasadhaye Shishei, Historiographic Metafiction, point of view, Effect of Cinema Capacities in Story Writing, Masoud Kimiyaei
-
در گذشته در جهان عرب، گاهی مضامین اخلاقی داستان گونه، به صورت شعر و گاهی به صورت نثر ارایه می شد؛ اما در عصر حاضر این جریان جنبه آموزشی و تربیتی به خود گرفته و فن جدیدی به نام «ادبیات کودک» پا به عرصه وجود نهاده است. در میان کشورهای عربی می توان مصر را پیشتاز این نوع ادبی دانست، نبوغ کسانی چون کامل کیلانی به خوبی این ادعا را به اثبات می رساند. پژوهش حاضر کوشیده است به شیوه توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مجموعه عشر قصص</em> </em>کیلانی به بررسی جنبه های مختلف شخصیت پردازی در آثار کودک وی بپردازد. دستاورد پژوهش، بیان کننده آن است که شخصیت پردازی به عنوان یکی از عناصر داستان، در آثار کودک کیلانی بیشتر به شکل مستقیم است. او برای شخصیت های اصلی بیشتر از عنصر راوی، گفت وگو و برای شخصیت های فرعی به صورت غیرمستقیم از گفت وگو، توصیف رفتار و چهره و بیان رفتار درست استفاده می کند. داستان های کودک او دربرگیرنده اهداف فکری، تربیتی، آموزشی و اخلاقی، اهداف واژه شناسی و زبانی و مضامینی مانند امانتداری، صداقت و راستگویی است.
کلید واژگان: ادبیات داستانی, کامل کیلانی, مجموعه عشر قصص, ادبیات کودک, شخصیت پردازیIn the Arab world, moral themes were sometimes presented in the form of poetry and, sometimes prose. However, in the present era, this trend has emerged in an educational context and as a new art called "children's literature". Among the Arab countries, Egypt can be addressed as the pioneer in this respect and the genius of people like Kamel Kilani is a proof to this claim. The present study is an attempt to examine the various aspects of characterization in Kilani's work in a descriptive-analytical procedure via addressing Kilani's collection called; "Ten Stories". As the obtained results indicated, research shows that characterization, as one of the elements targeted in the story, is more direct in Kilani's "Child". For the main characters, more of the narrator element and dialogue is used, and, for the sub-characters, dialogue, description of behavior and face, expression of correct behavior are presentd in a more indirect way. Kilani's work comprises intellectual, educational, and moral goals, lexical and linguistic goals, and themes such as fidelity, honesty, and truthfulness.
Keywords: Fiction, Kamel Kilani, Ten Stories, Child literature, Characterizations -
جستارنامه ادبیات تطبیقی، پیاپی 22 (زمستان 1401)، صص 191 -224هر داستان از اجزایی تشکیل شده است که پیکره آن داستان را تشکیل می دهند و نقد و بررسی هنر داستان پردازی نویسندگان، با بررسی و تحلیل این عناصر نمود می یابد. پژوهش حاضر به بررسی عناصر داستان در رمان «پستچی» از چیستا یثربی اختصاص یافته است. معیار انتخاب، توجه و استقبال مخاطبان به این رمان بوده است. هدف این پژوهش، نقد و تحلیل عناصر داستان و کیفیت کاربرد آن در این رمان عاشقانه است تا به این سوال پاسخ دهد که بارزترین عناصر داستانی در رمان پستچی کدامند؟ بدین منظور به شیوه کتابخانه ای- اسنادی و به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از عناصر ساختاری طرح بعد از بیان طرح کلی پژوهش، پیشینه تحقیق و بعد از تبیین انواع داستان، به بررسی عناصر مهم این رمان پرداخته شد. مهم ترین یافته های حاصل از این تحقیق این است که پیرنگ داستان ها از نظم علی و معلولی خاصی پیروی می کند و اغلب دارای گره گشایی و پیرنگی ساده و ابتدایی است. شخصیت ها بیشتر انسانی و ایستا هستند. موضوع عاشقانه و غالبا حقیقت مانندی در داستان ها برقراراست. زاویه دیدی که برای روایت داستان ها پیش گرفته شده زاویه دید اول شخص است و گفتگوها در روند داستان بسیاراثرگذار است. نویسنده اغلب به ذکر صحنه به شیوه تلخیص و کوتاه نمایی پرداخته استکلید واژگان: رمان, عناصر داستانی, پیرنگ, شخصیت پردازی, پستچیEvery story is made up of parts that make up the body of that story, and the criticism of the authors' art of storytelling is expressed by examining and analyzing these elements. This article is devoted to the investigation of story elements in the novel "The Postman" by Chista Yathrebi. The selection criterion was the audience's attention and acceptance of this novel. The purpose of this research is to criticize and analyze the elements of the story and the quality of its use in this romantic novel in order to answer this question: "what are the most obvious story elements in the novel ‘The Postman’?" For this purpose, by using library-documentary manner, descriptive-analytical method, structural elements, after stating the general plan of the research, the literature review, and after explaining the types of stories, the important elements of this novel was investigated. The most important finding of this research is that the plot of the stories follows a certain cause and effect order and often has a simple and elementary plot. The characters are more human and static. The romantic and often true-like theme is present in the stories. The point of view used to narrate the stories is the first person point of view and the conversations are very effective in the process of the story. The author often mentions the scene in the manner of summarizing and shortening it.Keywords: novel, Story Elements, Plot, Characterization, postman
-
الگوی یول (1996) پیش انگاری ها را به 6 دسته وجودی، واقعی، واژگانی، ساختاری، غیرواقعی و خلاف واقع تقسیم بندی میکند. پیش انگاری ها ساختهایی زبانی هستند که توجه خواننده/شنونده را به خود جلب نمیکنند و در جریان گفتگو بدون بحث پذیرفته میشوند، به کسب اطلاعات در زمینه های مختلف کمک میکنند و این مهم در نمایشنامه از آن جهت که به شخصیت پردازی و پیشبرد طرح نمایشنامه کمک میکند، حایز اهمیت است. در پژوهش حاضر نگارنده با بررسی پیش انگاری های موجود در نمایشنامه ارثیه ایرانی، در پی آن است که نشان دهد فرادستی و فرودستی در استفاده از پیش انگاری ها موثر بوده و اعضای خانواده فرادست از پیش انگاری های ساختاری برای استنطاق، کسب و یا تکمیل اطلاعات خویش و اعضای خانواده فرودست بیشتر از پیش انگاری واژگانی و در راستای شخصی تپردازی خود و دیگران و پیشبرد طرح نمایشنامه استفاده میکنند. علاوه بر این، بین زنان و مردان در استفاده از پیش انگاری تفاوت وجود دارد و مردان بیشتر از زنان از انواع آن استفاده میکنند؛ این تفاوت در پیش انگاری واقعی بیشتر نمایان است و به این دلیل است که شخصیتهای مرد اطلاعات خود را مستقیم و بدون حاشیه روی ذکر میکنند. این پژوهش با بررسی معناشناختی وکاربردشناختی پیش انگاری ها در حوزه شخصیت پردازی و پیشبرد طرح داستان نمایشنامه، پژوهشی نو و بدیع به شمار میآید.
کلید واژگان: نمایشنامه ارثیه ایرانی, پیش انگاری, شخصیت پردازی, طرح داستان, کاربردشناسی, معناشناسی, یول, زبان شناسی اجتماعیAccepted in the background without argument or catching the attention of the addressee, presuppositions are linguistic structures discussed in semantics and applied pragmatics. Based on Yule’s popular divisions of suppositions - existential, factive, lexical, structural, non-factive and counterfactual, this research aims to answer the following research questions: What are the most and least frequently used presuppositions? Which presuppositions are used by the powerful and powerless families and how is this justified? How are men and women different in their use of presuppositions How are presuppositions and plot line related? The finding showed that the structural and non-factive presuppositions are the most and least frequently used presuppositions, respectively. The powerful family members use more structural presuppositions in order to ask, find and complete their information. The powerless family members use more lexical presuppositions in order to help characterization of themselves and others and help the development of the plot. Although men’s use of presuppositions is higher than women’s, this difference in factive presuppositions is more obvious due to the men’s tendency to be more direct. Furthermore, the plot line and the use of presuppositions are inversely related.
Keywords: The Play Ersieh Irani, presupposition, characterization, plot, Pragmatics, Semantics, Yule, sociolinguistics
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.