فهرست مطالب

فصلنامه اخلاق زیستی
پیاپی 38 (بهار 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/05/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عباس علیزاده شوشتری، سید محمد شبیری، محمدصادق جمشیدی راد، ناصر محمدی صفحه 1
    زمینه و هدف

    گسترش اخلاق، منش و ادب محیط زیستی در جوامع انسانی، لازمه ارتقا و اصلاح رفتار انسان با محیط زیست است. آموزش محیط زیست در انواع رسمی و غیر رسمی، نقش مهمی در حفاظت از آن دارد. برای آنکه آموزش موثر و مطابق با فلسفه و مبانی و فرهنگ بومی جامعه حاصل شود، استفاده از الگوهای متناسب، ضرورت دارد. هدف از این پژوهش، شناسایی مولفه های الگوی اموزش ادب محیط زیستی از دیدگاه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.

    روش

    این پژوهش از نوع کیفی و به روش تحلیل کیفی و شناسایی شبکه مضامین مربوط به موضوع پژوهش در متون مختلف مرتبط، انجام شد. با بررسی و مطالعه عمیق 43 منبع، جملات هم دسته شناسایی و تعداد 1057 کد استخراج گردید. سپس کدهای هم دسته، بر اساس ارتباط موضوعی و مفهومی، دسته بندی گردید و به منظور اطمینان از مقبولیت و عینیت داده ها، مورد بازنگری چندین باره قرار گرفت. از این طریق، مقولات سازمان دهنده شناسایی و با بررسی مکرر مقوله ها با رویکرد استقرایی، مولفه های الگو نتیجه گیری شدند. در نهایت، 1057 کد در قالب 49 مقوله و 8 مولفه سازماندهی گردید.

    ملاحظات اخلاقی: 

    صداقت و امانتداری در گزارش و ارجاع به متون رعایت شده است.

    یافته ها

    مولفه های تشکیل دهنده الگوی آموزش ادب محیط زیستی از دیدگاه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، عبارتند از: مبانی، اصول، پیام الگو، اهداف، مولفه های یاددهی و یادگیری، نقش یادگیرنده، نقش یاددهنده، محیط و بافت یادگیری و ارزشیابی. همچنین شاخص هایی نظیر «توجه به مفهوم هدایت»، «مدیریت زیرساخت های تکوینی تربیت و یادگیری»، «توجه به سه ساحتی بودن محیط زیست»، «ادب در برابر محیط زیست»، «نگاه اسلامی به مادربودن محیط زیست برای انسان ها»، «توجه به ظرفیت عقلی مخاطب در ارتباط و آموزش» و «سنجش و ارزشیابی بدون ملاک نمره» از متغیرهای بسیار مهم از دیدگاه اسلامی در آموزش ادب محیط زیستی بودند.

    نتیجه گیری

    ضرورت دارد مبانی، اصول، الگوها، اهداف و روش های آموزش ادب محیط زیستی، متناسب با زیست بوم و ویژگی های انسان ایرانی، از آموزه های اسلام استخراج و طراحی گردند. معلم در آموزش ادب محیط زیستی، از مرجعیت برخوردار است. سنجش آغازین برای تشخیص ظرفیت عقلی یادگیرنده و شخصی سازی برنامه و آموزش ادب محیط زیستی، برای هر یک از مخاطبان ضروری است. ملاک سنجش نهایی در آموزش ادب محیط زیستی، تلاش و مسیولیت پذیری یادگیرنده، صرف نظر از ملاک نمره است.

    کلیدواژگان: محیط زیست، اخلاق، منش، ادب، الگوی آموزشی
  • عباس اصغری شربیانی، اکبر عطادخت، نادر حاجلو، نیلوفر میکاییلی صفحه 2
    زمینه و هدف

    اختلال بی نظمی خلقی اخلالگر یک تشخیص نسبتا جدید است که برای اولین بار در DSM-5 معرفی شد. بارزترین ویژگی این اختلال شامل اختلالات رفتاری و خلقی است. پژوهش های کمی در مورد اختلال بی نظمی خلق اخلالگر صورت گرفته است. هدف از پژوهش حاضر همه گیرشناسی اختلال بی نظمی خلق اخلالگر در نوجوانان و مقایسه قضاوت اخلاقی افراد مبتلا و غیر مبتلا می باشد.

    روش

    روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی و پس رویدادی بود. جامعه آماری مشتمل بر 165 هزار و 555 دانش آموز بود که بر اساس فرمول مورگان 384 دانش آموز با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای جهت بررسی همه گیرشناسی اختلال بی نظمی خلق اخلالگر به عنوان نمونه انتخاب شد. همچنین برای بررسی تفاوت قضاوت اخلاقی در دانش آموزان دارای اختلال بی نظمی خلق اخلالگر و عادی، 45 دانش آموز با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از شاخص واکنش پذیری عاطفی Stringaris و همکاران (2012 م.)، پرسشنامه قضاوت اخلاقی Rest و همکاران (1973 م.) و مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-5 استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و آزمون تی مستقل با استفاده از نرم افزار SPSS 18 بهره گرفته شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     در نگارش این مقاله جنبه های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری و رضایت و اطلاع رسانی رعایت شده است.

    یافته ها

    نتایج توصیفی پژوهش نشان داد شیوع نشانگان اختلال بی نظمی خلق اخلالگر 3/1 درصد بود. قضاوت اخلاقی دانش آموزان دارای اختلال بی نظمی خلق اخلالگر نسبت به کودکان فاقد اختلال به طور معناداری متفاوت بود (05/0P<، 06/2-T=).

    نتیجه گیری

    میزان شیوع اختلال بی نظمی خلق اخلالگر در استان آذربایجان شرقی در مقایسه با سایر پژوهشهای انجام گرفته در خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد. با این وجود، لزوم سیاستگذاری های سلامت روان در مقطع نوجوانی برای کاهش بار آسیب در آینده و ارایه راهکارهای برون رفت از این مساله به قوت خود باقی است.

    کلیدواژگان: بی نظمی خلق اخلالگر، قضاوت اخلاقی، نوجوانان
  • سید علیرضا قاسمی، مینو میری* صفحه 3
    زمینه و هدف

     بررسی عوامل موثر در موفقیت تحصیلی همواره یکی از دغدغه های پژوهشگران نظام آموزشی و آموزش عالی بوده است، بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش تاب آوری تحصیلی و اخلاق تحصیلی در پیش بینی موفقیت تحصیلی دانشجویان انجام شد.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که بر اساس جدول جسی و مورگان تعداد 330 نفر به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پژوهش شامل پرسش نامه های تاب آوری تحصیلی سامویلز (2004)، اخلاق تحصیلی گل پرور (1389) و موفقیت تحصیلی ولز (2010) بودند. جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.

    ملاحظات اخلاقی: 

    پس از کسب اجازه از دانشگاه و بیان اهداف برای شرکت کنندگان، رضایت از آن ها کسب و درباره محرمانگی اطلاعات به آن ها اطمینان خاطر داده شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد بین تاب آوری تحصیلی (676/0=r) و اخلاق تحصیلی (501/0=r) با موفقیت تحصیلی ارتباط مستقیم و معنی داری وجود داشت (01/0>P)؛ و مولفه های تاب آوری تحصیلی و اخلاق تحصیلی، 1/50 درصد از موفقیت تحصیلی دانشجویان را تبیین می کنند.

    نتیجه گیری

     یافته های پژوهش زمینه را برای پژوهش های آموزشی بیشتر و عمیق تر در حوزه برنامه ریزی آموزشی اخلاقی و منش تاب آورانه فراهم می کند.

    کلیدواژگان: تاب آوری تحصیلی، اخلاق تحصیلی، موفقیت تحصیلی، دانشجویان
  • سودابه ابراهیمی، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، حسین تقوی صفحه 4
    زمینه و هدف

    مساله استرس اختلال پس از سانحه (PTSD) در جو آموزشی امروزه موضوعی برجسته و فراگیر است که ریشه در چندین منبع دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدیریت ترومای سازمانی (MTO) در نومعلمان با رویکرد کیفی و کمی انجام شد.

    روش

    روش پژوهش بر حسب هدف، موردی بود؛ در ابتدا داده های کیفی گردآوری و سپس با توجه به یافته ها داده های کمی استخراج و تحلیل شد. جامعه آماری، نومعلمان استان گیلان، البرز و تهران با جمعیت 15000 نفر بود. در این بخش از نمونه گیری از طریق نمونه گیری خوشه ای 375 نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی نیز با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 25 نفر انتخاب شد. گردآوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته بود که ضریب آلفای آن 91/0 محاسبه گردید. به منظور تحلیل بخش کمی نیز از شبکه عصبی مصنوعی با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     ضمن آگاهی دادن به مشارکت کنندگان از فرایند پژوهش، رضایت کامل جهت اجرای تحقیق حاصل گردید.

    یافته ها

    نتایج پژوهش در بخش کیفی در قالب الگویی شامل شرایط علی (3 مقوله)، مقوله هسته ای (مدیرت ترومای سازمانی)، راهبرد (6 مقوله)، زمینه ای (3 مقوله)، شرایط مداخله گر (3 مقوله) و پیامدها (6 مقوله) بود. یافته های بخش کمی نیز نشان داد که توانمندسازی روان شناختی بیشترین تاثیر و ایمن سازی روانی کمترین ضریب اهمیت را در برآورد مدیریت ترومای سازمانی دربر می گیرد.

    نتیجه گیری

    با توجه به بررسی های صورت گرفته بسیاری از نومعلمان با چالش های قابل توجه و منحصر به فردی در محیط کار رو به رو می شوند که آن ها را در معرض خطر استرس، فرسودگی شغلی و فرسایش قرار می هد، زیرا از طریق آموزش یا پشتیبانی تحت حمایت و درمان قرار نمی گیرند. بنابراین در خصوص نومعلمان که به عنوان نیروی حایز اهمیت در راستای نیل به اهداف سیستم آموزشی شناخته می شوند، لازم است بازنگری ساختاری و ایجاد بستری برای بیان نقطه نظرات آنان در زمینه های مختلف در سازمان فراهم و حمایت گردد.

    کلیدواژگان: مدیریت، ترومای سازمانی، نومعلمان، داده بنیاد، شبکه عصبی مصنوعی
  • سارا رمضانی سولگانی، رضا جوهری فرد، ساسان باوی صفحه 5
    زمینه و هدف

     هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی ساختاری خودشیفتگی بزرگ منشانه و خودشیفتگی آسیب پذیر بر اساس آگاهی از تن شی انگاری و سرمایه های روان شناختی با میانجیگری عزت نفس در زنان و مردان بود.

    روش

     پژوهش حاضر به روش توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل همه زنان و مردان بالای 18 سال شهر اهواز بود و به روش نمونه گیری در دسترس از طریق شبکه های اجتماعی 309 تن از آنان انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه جمعیت شناختی، سیاهه خودشیفتگی مرضی (PNI)، مقیاس آگاهی از تن شی انگاری (OBC)، مقیاس سرمایه های روان شناختی لوتانز (LPCS) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSES) بود. تحلیل داده ها با استفاده از SPSS 24 و AMOS 24 صورت گرفت.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در پژوهش حاضر اصول اخلاقی، از جمله رازداری و محرمانه ماندن اطلاعات، رعایت شده و هیچ گونه آسیب احتمالی برای آزمودنی ها نداشته است.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد آگاهی از تن شی انگاری با خودشیفتگی بزرگ منشانه و خودشیفتگی آسیب پذیر در زنان معنادار، اما در مردان معنادار نشد و آگاهی از تن شی انگاری و سرمایه های روان شناختی با عزت نفس در زنان و مردان معنادار شد. سرمایه های روان شناختی با خودشیفتگی بزرگ منشانه و خودشیفتگی آسیب پذیر در مردان معنادار، اما در زنان تنها مسیر سرمایه های روان شناختی با خودشیفتگی آسیب پذیر معنادار شد (P<0/01). در بین مسیرهای غیر مستقیم عزت نفس به طور معنا داری می تواند همبستگی آگاهی از تن شی انگاری و سرمایه های روان شناختی با خودشیفتگی بزرگ منشانه و خودشیفتگی آسیب پذیر در مردان را میانجی کند، اما در زنان تنها مسیر غیر مستقیم عزت نفس به خودشیفتگی آسیب پذیر معنادار شد.

    نتیجه گیری

     جنسیت اثر علی عزت نفس بر خودشیفتگی آسیب پذیر را به طور معنی داری تعدیل کرد، بدین صورت که عزت نفس در مردان اثر علی نیرومندتری بر خودشیفتگی آسیب پذیر دارد. این نتایج می تواند برای متخصصان بالینی و روان پزشکان در درمان اختلال شخصیت خودشیفته و اختلالات مرتبط به تصویر بدن تلویحات کاربردی داشته باشد. با امعان نظر به اینکه تن شی انگاری می تواند منجر به خودشیفتگی و کاهش عزت نفس در افراد شود لذا پیشنهاد می شود که روان شناسان و متخصصان در حوزه سلامت به نقش و روابط موجود بین این متغیرها توجه داشته باشند.

    کلیدواژگان: خودشیفتگی، تن، سرمایه های روان شناختی، عزت نفس، جنسیت
  • احسان آقامحمدآقایی، محمود عباسی، حسین خالق پرست، کیوان صداقتی صفحه 6
    زمینه و هدف

    از دیرباز جوامع با آسیب هایی چون بیماری، فقر و مرگ مواجه بوده اند. از این رو قرن هاست که بسیاری از دولت ها کوشیده اند برای کاهش آسیب های یادشده، سیاستگذاری هایی را در جهت تحقق حق های رفاهی شهروندان پایه ریزی کنند. پیامد های اجتماعی این تدابیر، در ارتقای سطح کیفی زندگی و معیشت شهروندی نمایان شده است. با وصف این، در دوران مدرن، سیاستگذاری های اجتماعی دولت ها با رویکرد هایی متفاوت از گذشته دنبال شده و از شرایط محیطی جوامع تاثیر پذیرفته است.

    روش

    پژوهش حاضر، بر پایه تحلیل علی و معلولی داده ها تنظیم شده و روش گردآوری اطلاعات تحقیق، به شیوه اسنادی و کتابخانه ای در راستای پاسخ دهی به فرضیه مطروحه در مقاله است.

    ملاحظات اخلاقی:

     درتمامی مراحل تحقیق و نگارش مقاله، صداقت و امانتداری رعایت گردیده است.

    یافته ها

    بنا بر یافته های پژوهش حاضر، دولت های امروزین، با رویکردی نوین به حق های رفاهی شهروندان نگریسته و در این مسیر کوشیده اند با بهره گیری از خرد جمعی و به کارگیری تدابیر و سیاستگذاری های اجتماعی در سطح کلان، آسیب های ناشی از ناتوانی افراد، نظیر بیکاری، از کارافتادگی و کهولت سن را پوشش دهند، چراکه این آسیب ها، کاهش میزان درآمد و متعاقبا افول سطح بهزیستی و رفاه و نهایتا از دست رفتن کرامت انسانی را در پی دارد.

    نتیجه گیری

    نقطه عطف تلاش ها را می توان در نظریه های منتج به ایجاد دولت های رفاهی مشاهده کرد که از طریق سیاست های حمایتی و توسعه شاخص های امنیت انسانی در تامین غذا، خدمات بهداشتی درمانی، آموزش، به ارتقای سطح رفاه و کیفیت زندگی شهروندان نایل آمده اند و موجبات بالارفتن امید به زندگی با رویکرد توسعه انسانی را فراهم آورده اند. با وجود این، دولت ها، متاثر از جهانی سازی، رویکردی پسارفاهی در سیاستگذاری های اجتماعی خود پیش گرفته اند که مبتنی بر دیدگاهی حداقلی نسبت به حمایت از حق های رفاهی شهروندان است.

    کلیدواژگان: سیاستگذاری اجتماعی، دولت پسارفاهی، دولت رفاه، رفاه، تعهد دولت، حقوق رفاهی شهروندان
  • شبنم رضایی عباسی، احمدرضا خزایی، علیرضا محمدبیکی صفحه 7
    زمینه و هدف

     قضاوت از مهم ترین امور جامعه است تا جایی که امر مزبور را یک منصب الهی نامیده اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی آداب و اخلاق قضاوت در پرتو آیات و روایات تشیع می باشد.

    روش

     این تحقیق از نوع نظری است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و روش جمع‏آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‏ای است و ضمن مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

     یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که آداب و اخلاق قضاوت به نحوی در مبنای امر قضاوت طراحی شده اند که کارکرد اصلی آن ها جلوگیری از فساد قاضی و انحراف از مسیر عدالت است.

    نتیجه گیری

     در تفسیر قوانین و مقررات و به طور خاص قانون نظارت بر رفتار قضات، می توان به آموزه های اخلاقی در چارچوب آیات و روایات تشیع مراجعه نمود. آموزه های مزبور فضای مناسبی را برای رفع خلاهای موجود ایجاد می کنند. در واقع وجود صفاتی که شرع مقدس در قاضی لازم دانسته، زمینه هر نوع فسادی را در امر قضاوت و اجرای عدالت از بین می برد.

    کلیدواژگان: آداب، اخلاق، قضاوت، قرآن کریم، روایات تشیع
  • مرضیه محصص، علی بلوردی صفحه 8
    زمینه و هدف

     جایگاه اخلاق در تکوین و تقویت هویت انسانی، بحثی ریشه دار و گسترده است. با عنایت به اینکه فضیلت های اخلاقی، یکی از ابزارهای بنیادین هویت ساز به شمار می آید، بدون تردید بازاندیشی در فضیلت های اخلاقی همچون خیرخواهی در آموزه های قرآنی و منابع متقدم اخلاقی، آثار مهمی همچون احساس مسیولیت در قبال مسایل اجتماعی، ایفای بهینه نقش های محول در ساختارهای اجتماعی و تلاش برای بهبود روابط با اعضای جامعه را در پی خواهد داشت.

    روش

     پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای اصیل همچون سیاست ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، رساله وصایای ارسطو به شیماس (رساله تفاحه)، رساله النفس ارسطو و نیز منابع گران سنگ تفسیری قرآن، سعی در تبیین روشن و رسایی از دیدگاه اخلاقی و قرآنی درباره مفهوم و مصادیق خیرخواهی نموده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

     یافته ها بر این امر دلالت دارد که خیرخواهی از منظر اخلاق ارسطویی در قالب دعوت به گونه هایی از خیرخواهی های فردی و اجتماعی تجلی یافته و این فضیلت در آموزه های قرآنی از یکسو همراه با روایت هایی از سرگذشت های جوامع عصر پیامبران الهی نسبت به مردم آن زمانه ظهور پیدا کرده و از سوی دیگر توصیه های موکدی نیز درباره ضرورت خیرخواهی نسبت به خویشتن در قالب بازگشت از بدکرداری و همچنین توجه به مصلحت های جمعی بیان شده است.

    نتیجه گیری

     معنای خیرخواهی در اخلاق ارسطویی، در گونه هایی از خیرخواهی های فردی و اجتماعی ظهور پیدا کرده است؛ دعوت روح به شناخت نفس در جهت خیرخواهی و نیز ضرورت خیرخواهی در رویه های مختلف فردی، شاخصه مهم نگاه ارسطویی به مصادیق خیرخواهی محسوب می شود. مصادیق خیرخواهی در آموزه های قرآنی دارای یک نوع جامعیت است که سعی دارد خیر و منفعت های اجتماعی را بر مصلحت های شخصی مقدم دارد و این نگاه جامع، زمینه ساز تاثیرات شگرفی در ارتقای روابط اجتماعی می شود. این نوع خیرخواهی در آموزه های پیامبران به مردم در قرآن کریم ظهور پیدا کرده است.

  • فاطمه السادات قریشی محمدی صفحه 9
    زمینه و هدف

     اخلاق زیستی از عناوین نوظهور چند دهه اخیر در عرصه فناروری زیستی است که دیدگاه ها و بحث های متعددی در خصوص آن مطرح شده است. ارتباط حقوق کیفری و اخلاق زیستی، اما چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله تلاش شده به بررسی ضرورت مداخله کیفری در اخلاق زیستی و تدوین ضمانت اجرای کیفری برای رعایت عناصر اخلاق زیستی و راهکارها در این خصوص پرداخته شود.

    روش

     مطالعه حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای به انجام رسیده است.

    ملاحظات اخلاقی:

     در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

     یافته ها بر این امر دلالت دارد که تبعات احتمالی فناوری های زیستی در حوزه هایی مانند شبیه سازی انسان و سوءاستفاده هایی که ممکن است از طریق همین فناوری زیستی، حیات و ماهیت نوع بشر را تهدید کند، مداخله کیفری در اخلاق زیستی را به یک ضرورت مبدل ساخته است. به عبارتی، رعایت کرامت انسانی، اصل رضایت آگاهانه، اصل عدم نابودی و رعایت رویکرد درمان محور به عنوان اصول مهم اخلاق زیستی، مستلزم مداخله کیفری و تدوین ضمانت کیفری است. حقوق کیفری اخلاق زیستی چون برخاسته از حکومت حداقلی است، واجد وصف حداقلی مداخله است، چراکه در غیر این صورت، بر بنیاد اندیشه انسان محور، مشروعیت خویش را از دست داده و حمایت عمومی اش را از دست خواهد داد.

    نتیجه گیری

     موازین حقوق بشری مهم ترین موازینی است که می تواند مبنای تدوین ضمانت کیفری و مداخله کیفری در اخلاق زیستی قرار گیرد؛ زیرا حقوق بشر درصدد رعایت حقوق همه افراد انسانی است و در عین حال اخلاق زیستی نیز به دنبال رعایت کرامت انسانی و حل معضلات زیستی بشر در چارچوب فناوری زیستی با توسل به رضایت آگاهانه و اصل عدم نابودی است. در واقع، بین حقوق بشر و اخلاق زیستی ارتباط معنایی تنگاتنگی وجود دارد.

    کلیدواژگان: اخلاق زیستی، ضمانت اجرای کیفری، مداخله کیفری، حقوق بشر
  • شهرام رهنما، مهرداد امیری، پری کرمی مقدم صفحه 10
    زمینه و هدف

     کنکاش در حوزه معنای زندگی، امروزه به عنوان یکی از مسایل مشترک حوزه روان شناسی و فلسفه مورد اقبال قرار گرفته است. در تحلیل های روان شناختی، معنا در زندگی یک کیفیت روان شناختی مثبت و مطلوب قلمداد شده و در ارتباط با محرک، ارتباط و فهم شخص مورد ارزیابی قرار می گیرد، هرچند در نهایت نگاه فردمحورانه به معناداری زندگی هیچ گونه پاسخ جامعی برای پرسش از چیستی معنای زندگی ارایه نمی دهد. فلسفه نیز با رویکرد یافتن پاسخ های کلی و همه گیر تلاش دارد با قراردادن بنیادهای متافیزیکی، اصولی بنیادین را برای معنای زندگی تعریف کند. از همین روی تلاش داشته با نظریه های طبیعت گرایانه و فراطبیعت گرایانه پاسخی جامع به معنای زندگی ارایه دهد، هرچند در این مسیر انتقاداتی اساسی به آن وارد شده است.

    روش

     در این مطالعه تطبیقی با بهره گیری از روش توصیفی -تحلیلی به بررسی نقاط اشتراک و افتراق نگاه دو حوزه روانشناسی و فلسفه در عرصه معنای زندگی پرداخته شده است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    اصول اخلاقی مطالعه نظری و کتابخانه ای شامل صداقت و امانتداری در ارجاع به منابع در این تحقیق لحاظ شده است.

    یافته ها

     بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت: اولا معنا اساسا چیزی ماتقدم است، بنابراین در تحلیل معنای زندگی می بایست به سرچشمه زندگی توجه داشت؛ ثانیا نگاه روان شناسانه به معنای زندگی به نوعی فروکاست معنا از امری عام به امری شخصی سازی شده است؛ ثالثا بازگشت به نگاه فلسفی برای معنای زندگی می تواند زمینه ساز جلوگیری از پوچ گرایی عام در زندگی شود.

    نتیجه گیری

     تحلیل و تفسیر پرسش چیستی معنای زندگی از روزنه نگاه روان شناسانه و فلسفی و ایجاد تقابلی ساختاری و تاریخی میان این دو حوزه معرفتی راه را برای یافتن پاسخ هایی نوین در این مساله هموار می نماید.

    کلیدواژگان: معنا، زندگی، روان شناسی، فلسفه
  • حکیمه فرنام، محمدعلی مهدوی ثابت، محمد آشوری، علی صفاری صفحه 11
    زمینه و هدف

     اصل منع محاکمه و مجازات مجدد یکی از اصول دادرسی عادلانه در رسیدگی های کیفری است که با توجه به حقوق کیفری مدرن و پیدایش مفهوم «قلمرو کیفری» در رویه دیوان اروپایی حقوق بشر، قابل تسری به تخلفات اداری و انتظامی نیز هست. پزشکان، دندان پزشکان، داروسازان، پرستاران، ماماها و سایر حرفه های مرتبط با پزشکی به مناسبت حرفه و نیز سمت خود ممکن است مرتکب تخلفات انتظامی، تعزیری، بیمه ای، اداری و کیفری شوند که هر یک قوانین خاص خود را دارد، به گونه ای که ممکن است یک پزشک به واسطه عمل واحد، مشمول عناوین مختلف مذکور قرار گیرد و مجازات ها و تنبیهات متعددی را تحمل نماید. هدف این پژوهش بررسی راهکارهای برون رفت از این رویکرد غیر منصفانه و حتی غیر اخلاقی با توسل به راهکارهای حقوقی بشردوستانه و منصفانه موجود، به ویژه اصل منع محاکمه و مجازات مجدد است.

    روش

     روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، کتابخانه ای است و مطالب به روش توصیفی، تحلیل شده اند.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در مقاله حاضر، اصول اخلاقی نگارش شامل امانتداری، صداقت و اصالت متن رعایت گردیده است.

    یافته ها

     بررسی قوانین و آیین نامه های مرتبط با حرفه پزشکی، مبین این است که نه تنها اصل منع محاکمه و مجازات مجدد در مورد تخلفات انتظامی کادر درمان رعایت نشده است، بلکه به لحاظ تنوع و تعدد تخلفات احصاشده در مقررات این حرفه، شاغلین این حرفه، مورد بی مهری و عدم رعایت انصاف قرار گرفته اند.

    نتیجه گیری

     رعایت اصول و قواعد دادرسی حقوقی بشردوستانه و عادلانه به ویژه اصل منع محاکمه و مجازات مجدد، با اعمال راهکارهای پیشنهادی در این تحقیق، می تواند این نقیصه را به خوبی جبران نماید.

    کلیدواژگان: اصل منع محاکمه و مجازات مجدد، تخلفات انتظامی، پزشک، اخلاق
  • پویا حکیمی، علیرضا آرش پور، لیلا رئیسی صفحه 12
    زمینه و هدف

     حمایت از محیط زیست به موجب حقوق صلح، مبتنی بر اعمال بالقوه هنجارهای حمایتی از محیط زیست در زمان صلح و تسری آن هنجارها به زمان وقوع مخاصمات مسلحانه بین المللی می باشد. از این رو مقاله پیش رو، درصدد است تا نقش حقوق صلح در حمایت از محیط زیست و به کارگیری آن در مخاصمات مسلحانه بین المللی را مورد ارزیابی و کنکاش قرار دهد.

    روش

     این تحقیق از نوع نظری بوده، روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع‏آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‏ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.

    ملاحظات اخلاقی: 

    در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

    یافته ها

     علیرغم اینکه اصل عدم توسل به زور و تحریم جنگ به عنوان قاعده آمره، مورد تاکید منشور ملل متحد و دیگر اسناد بین المللی است، مع الوصف همچنان در شکل مجاز آن مانند دفاع مشروع، انسان ها و محیط زیست از تبعات جنگ، مصون نمانده اند. این مسایل، نگرانی جامعه بین المللی را به دنبال داشته، به گونه ای که بحث حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه در دستور کار کمیسیون حقوق بین الملل قرار گرفته است.

    نتیجه گیری

     از میان معاهداتی که به وضوح قابلیت اعمال در طول مخاصمه مسلحانه بین المللی را دارند دو دسته از معاهدات شامل معاهدات حاوی قواعد آمره و معاهدات حمایت کننده از حقوق بنیادین و اساسی بشر، تا حدی شامل حقوق و الزامات ماهوی زیست محیطی می باشند، چراکه حق برخورداری از محیط زیست سالم، یک حق بشری است و همچنین ممنوعیت ایجاد آلودگی های شدید در محیط زیست باعث ایجاد قواعد آمره شده است.

    کلیدواژگان: حقوق صلح، حقوق بشر دوستانه، مخاصمات مسلحانه بین المللی، محیط زیست
|
  • Abbas Alizadeh Shooshtari, Seyed Mohammad Shobeiri, MohammadSadegh Jamshidirad, Naser Mohammadi Page 1
    Background and Aim

    The development of Environmental Ethics, Character and Etiquette in human societies is necessary to improve the behavior of humans with the environment. Environmental education in formal and informal forms plays an important role in its protection. In order to effective education to be achieved in accordance with the philosophy, foundations and local culture of the society, it is necessary to use appropriate models. The purpose of this research is to identify the components of the model of Environmental Etiquette Education from the perspective of the Iranian Islamic model of progress.

    Methods

    This research was conducted qualitatively and by the method of theme analysis and identifying the network of themes related to the research subject among various related texts. By in-depth study of 43 sources, related sentences were identified and 1057 codes were extracted. Then, the related codes were categorized based on thematic and conceptual relationship and were revised several times to ensure the acceptability and objectivity of the data. In this way, the organizing categories were identified and by repeatedly examining the categories with an inductive approach, the components of the model were concluded. Finally, 1057 codes were organized in 49 categories and 8 components.

    Ethical Considerations:

    Honesty and trustworthiness have been observed in the report and reference to the texts.

    Results

    The constituent components of the environmental education model from the perspective of the Iranian Islamic model of progress were: basics, principles, message of the model, goals, teaching and learning components, the role of the learner, the role of the instructive, the environment and context of learning and evaluation. Alsoindicators such as "attention to the concept of guidance", "management of genetic infrastructures of education and learning", "attention to three-dimensionality existence of environment", "environmental etiquette", "Islamic view of the motherhood of the environment for humans", "attention to the rational capacity of the audience in communication and education" and "measurement and evaluation without grade criteria" were very important variables from the islamic point of veiw in environmental etiquette education.

    Conclusion

    It is necessary to extract and design the foundations, principles, patterns, objectives and educational methods of educating environmental etiquette, appropriate to the biosphere and the characteristics of Iranian people, through the teachings of Islam. The need to differentiate between the widely used concepts of environmental ethics, environmental behavior and environmental etiquette is emphasized. In the environmental etiquette education, the teacher has a reference role and is not just a facilitator. The initial assessment is necessary for each audience to recognize the rational capacity of the learner, in order to personalize the programs and methods of teaching and environmental etiquette education by the teacher. The final assessment in environmental etiquette education is based on the level of effort and responsibility of the learner and without the grade criterion

    Keywords: Environment, Ethics, Character, Etiquette, Educational Model
  • Abbas Asghari Sharabiani, Akbar Atadokht, Nader Hajloo, NiloofarMikaeili Page 2
    Background and Aim

    Disruptive mood dysregulation disorder (DMDD) is a relatively new diagnosis that was introduced for the first time in DSM-5. The most prominent features of this disorder consist of behavioral as well as mood disruptions. Few researches have been done on disruptive mood disorder. The purpose of the current research is the epidemiology of disruptive mood disorder in adolescents and the comparison of moral judgment of affected and non-afflicted individuals.

    Methods

    The research method was descriptive and it was a survey and post-event type.Statistical population included 165 thousand and 555 students from among whom 384 ones were chosen using cluster random sampling based on Morgan formula to investigate epidemiology of disruptive mood dysregulation disorder. Also, for analyzing moral judgment differencebetween the students with disruptive mood dysregulation disorder and normal students, 45 ones were selected using targeted sampling. For gathering data, emotional reactivity index of Stringaris & et al(2012), moral judgment questionnaire of Rest & et al (1973) and recognition interview based on DSM-5 were used. For analyzing data, descriptive indexes and independent t-test through SPSS 18 software were applied.

    Ethical Considerations:

    In compiling this research, ethical aspects including preserving the originality of the texts, honesty and fidelity and satisfaction and awareness have been respected.

    Results

    Descriptive results of the research showedthat the prevalence of syndrome of disruptive mood dysregulation disorder was 1.3 percent. Moral judgment of the students with disruptive mood dysregulation disorder was significantly different from that of the students with no disorder (P<0.05, T=2.06).

    Conclusion

    The prevalence rate of disruptive mood dysregulation disorderin East Azarbaijan province is inthe middle range compared to other studies conducted abroad. However, attention should be paid to mental health policy-making in adolescents to decrease behavioral problems and prevent future issues.

    Keywords: isruptive Mood Dysregulation, Moral Judgment, Teenagers
  • Seyed Alireza Ghasemi, Minoo Miri Page 3
    Background and Aim

    Investigating the effective factors in academic success has always been one of the concerns of educational and higher education system researchers, so the present study was conducted with the aim of investigating the role of academic resilience and academic ethics in predicting the academic success of students.

    Methods

    The current study was descriptive-correlational and the statistical population included students of Farhangian University of South Khorasan in the academic year of 2021-22. According to Krejcie and Morgan's table, 330 people were selected using available sampling method. The research data collection tools included Samuels' academic resilience questionnaires (2004), Golparvar academic ethics (2010) and Wells' academic success (2010). To analyze the data, Pearson's correlation test and simultaneous regression were used using SPSS 24 software.

    Ethical Considerations: 

    After obtaining permission from the university and explaining the objectives to the participants, their consent was obtained and they were assured about the confidentiality of the information.

    Results

    The results showed that there was a direct and significant relationship between academic resilience (r=0.676) and academic ethics (r=0.501) with academic success (P<0.01) and the components of academic resilience and academic ethics explain 50.1% of students' academic success.

    Conclusion

    The research findings provide the basis for more and deeper educational researches in the field of ethical educational planning and strengthening resilient character.

    Keywords: Academic Resilience, Academic Ethics, Academic Success, Students
  • Sudabeh Ebrahimi, Adel Zahed Babelan, Mehdi MoeiniKia, Hossein Tagavi Page 4
    Background and Aim

    The problem of post-traumatic stress disorder (PTSD) in today's educational environment is a prominent and pervasive issue that has its roots in several sources. The current research was conducted with the aim of designing and validating organizational trauma management (MTO) in new teachers with a qualitative and quantitative approach.

    Methods

    The method of thisresearchwas case study according to the purpose; At first, qualitative data was collected and then according to the findings, quantitative data was extracted and analyzed. The statistical population was new teachers of Gilan, Alborz and Tehran provinces with a population of 15,000 people. In this part of sampling, 375 people were selected through cluster sampling. In the qualitative section, 25 people were selected using targeted sampling. Data collection in the qualitative part was done using the database method and through semi-structured interviews, and in the quantitative part, it was done through a researcher-made questionnaire, the alpha coefficient of which was calculated as 0.91. In order to analyze the quantitative part, artificial neural network was used using SPSS 25 software.

    Ethical Considerations:

    Along with informing the participants about the research process, full satisfaction was obtained for the implementation of the research.

    Results

    The results of the research in the qualitative part in the form of a model was including causal conditions (3 categories), core category (organizational trauma management), strategy (6 categories), background (3 categories), intervention conditions, (3 categories) and consequences (6 categories). The findings of thequantitative part also showed that psychological empowerment has the greatest effect and psychological safety has the least importance coefficient in estimating organizational trauma management.

    Conclusion

    According to the surveys, many new teachers facesignificant and unique challenges in the work environment, which expose them to the risk of stress, burnout and erosion, because they are not treated through education or support. Therefore, for new teachers who are known as an important force in the educational system, it is necessary to provide and support by a structural review and create a platform to express their points of view in different fields in the organization.

    Keywords: Management, Organizational Trauma, New Teachers, Foundation Data, Artificial Neural Network
  • Sara Ramezani Solegani, Reza Johari Fard, Sasan Bavi Page 5
    Background and Aim

    The aim of this study was to present a structural model to explain grandiose narcissism and vulnerable narcissism in men and women based on objectified body consciousness and psychological capitals with mediating role of self-esteem.

    Methods

    The present study was a correctional-discriptive based on a structural equation model. The statistical population of this study included all men and women over 18 years of age in Ahvaz and 309 of them were randomly selected and tested by available sampling method through social networks. Instruments which were used to collect data were demographic questionnaire, Pathological Narcissism Inventory (PNI), Objectified Body Consciousness Scale (OBC), Luthans Psychological Capital Scale (LPCS) and Rosenburg Self-esteem Inventory (RSES). Data analysis was performed using SPSS 24 and Amos 24.

    Ethical Considerations:

    In the present study, ethical principles such as confidentiality of information were observed and there was no possible harm to the subjects.

    Results

    Results revealed that there was a significant relationship between Objectified Body consciousness with Grandiose Narcissism and Volnerable Narcissism in women. The results of these variables in men were not significant. Objectified body consciousness and psychological capitals with self-esteem was significant for both men and women. Furthermore, Psychological capitals with grandiose narcissism and vulnerable narcissism was significant in men; in women, Psychological capitals only were significant with vulnerable narcissism (p<0. 01). Among indirect path, Self-esteem could significantly play a mediating role for Objectified body consciousness and psychologicalcapitals with grandiose narcissism and vulnerable narcissism in men. In women, the only significant indirectpath was between self-esteem with vulnerable narcissism.

    Conclusion

    Gender significantly moderated the causal effect of self-esteem on vulnerable narcissism, so that self-esteem in men has a stronger causal effect on vulnerable narcissism. These results can be used by clinical psychotherapists and psychiatrists in therapy with clients who suffer from narcissist personality disorder and related disorders to body image. As regards self-objectification can be led to narcissism and lower levels of self-esteemin individuals, therefore it is recommended that Psychologists and health experts care more about variables which were mentioned.

    Keywords: Narcissism, Body, Psychological Capitals, Self-Esteem, Gender
  • Ehsan Aghamohammad Aghaee, Mahmoud Abbasi, Hossein Khaleghparast Keyvan Sedaghati Page 6
    Background and Aim

    Since past time, societies have been encountered with such damages as diseases, poverty and death. Hence, it is for centuries that many states have attempted to reduce such damages via policymaking in order to realize citizens’ welfare rights. Social consequences of such initiatives are manifested in promoting citizens’ life quality level. Therefore, in the modern era, the social policies of the governments have been followed with different approaches from the past and have been influenced by the surrounding conditions of the societies.

    Methods

    Research methodology in present paper is based on cause-and-effect analysis of data and data collection technique is based on library and documents studying in order to respond raised hypothesis in the paper.

    Ethical Considerations:

     In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    Present paper findings suggest that today states have looked at human’s welfare rights through a new approach and have attempted to cover damages from people’s incapability such as unemployment, disability and senescence through wisdom of the crowd and utilizing social initiatives and policymaking in macro levels since such damages would yield to reduction in incomes and consequently, mitigation in welfare level and losing human dignity.

    Conclusion

    The focal point of efforts can be seen in theories resulted from establishing welfare state that could improve citizens’ welfare and life qualities through supportive policies and extending human security indicators in food supply, healthcare services and training and have enhanced life expectancy via a human development approach. Despite of this, states impacted by globalization, have pursued a postwelfare approach on social policymaking based on a minimum attitude toward supporting citizens’ welfare rights.

    Keywords: Social Policymaking, Postwelfare State, Welfare State, Welfare, State’s Commitment, Citizens’ Welfare Rights
  • Shabnam Rezaei Abbasi, AhmadReza Khazaei, Alireza Mohammadbeki Page 7
    Background and Aim

    Judging is one of the most important affairs of society, to the extent that it is called a divine office. The purpose of this research is to examine the manners and ethics of judging in the light of verses and Shia traditions.

    Methods

    This research is of theoretical type. Theresearch method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Ethical Considerations:

    In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Results

    The findings of the present research show that the manners and ethics of judging are designed in a way based on the matter of judging, and their main function is to prevent corruption of the judge and deviation from the path of justice.

    Conclusion

    In the interpretation of laws and regulations, and specifically the law on the supervision of the behavior of judges, it is possible to refer to the moral teachings in the framework of the verses and Shia traditions. These teachings create a suitable environment for solving the existing gaps.In fact, the presence of the qualities that the Holy Sharia deems necessary in a judge eliminates the basis of any kind of corruption in the matter of judgment and administration of justice.

    Keywords: Manners, Ethics, Judging, The Holy Quran, ShiaTraditions
  • Marzieh Mohases, Ali Belvardi Page 8
    Context and purpose

    The place of ethics in the development and strengthening of human identity is a deep-rooted and widespread debate. Considering that moral virtues are considered as one of the fundamental tools of identity formation, there is no doubt that rethinking moral virtues such as benevolence in Quranic teachings and advanced moral sources, important works such as a sense of responsibility towards social issues, optimal role playing It will lead to changes in social structures and efforts to improve relations with society members.

    Method

    Therefore, the present research is based on a descriptive-analytical method and using original library sources such as Aristotle's Politics, Nicomachus' Ethics, Aristotle's Treatise on Shemas (Tafaheh), Aristotle's Treatise on the Soul, as well as precious sources of Qur'an commentary, Roshan explanation and To provide an explanation from the moral and Quranic point of view about the concept and examples of benevolence.

    Ethical considerations:

     In this article, the originality of the texts, honesty and trustworthiness are observed.

    Findings

    The findings indicate that benevolence from the point of view of Aristotelian ethics is manifested in the form of calling for individual and social benevolence, and this virtue in Quranic teachings, on the one hand, along with narratives of the stories of the societies of the age of the prophets. Elahi appeared towards the people of that time, and on the other hand, specific recommendations were also expressed about the necessity of benevolence towards oneself in the form of returning from bad deeds.

    Keywords: Benevolence, QuranicTeachings, AristotelianEthics, Social Interests, Individual Interests
  • Fatemeh Sadat Ghoreishi Mohammadi Page 9
    Background and purpose

     Bioethics is one of the emerging topics of the last few decades in the field of biotechnology, which has been discussed in many ways. The relationship between criminal law and bioethics has not been given much attention. In this article, an attempt has been made to investigate the necessity of criminal intervention in bioethics and to develop a guarantee of criminal execution to comply with the elements of bioethics and to discuss the solutions in this regard.

    Cases and methods

     The present paper is descriptive and analytical using  the library method.

    Findings

     The findings indicate that it is necessary to observe human dignity, the principle of informed consent, the principle of non-destruction, and the observance of a treatment-oriented approach as important principles of bioethics, criminal intervention, and the development of criminal guarantees. Bio-ethical criminal law, as it originates from minimal government, is qualified as minimal intervention. Because otherwise, based on human-centered thought, it will lose its legitimacy and public support.

    Ethical considerations:

     In all stages of writing the present study, the originality of the texts, honesty and trustworthiness have been respected.

    Conclusion

     The standards of human rights are the most important standards that can be the basis for the formulation of criminal guarantee and criminal intervention in bioethics. Because human rights seek to respect the rights of all human beings, and at the same time, bioethics seeks to respect human dignity, and to solve human biological dilemmas through the use of biological technology by appealing to informed consent and the principle of non-destruction. There is a close semantic connection between human rights and bioethics.

    Keywords: Biological Ethics, Guarantee of Criminal Enforcement, Criminal Intervention, Human Rights
  • shahram rahnama, Mehrdad Amiri, Pari Karami Moghadam Page 10
    Background and Aim

    Today, exploring the meaning of life is one of the common issues of psychology and philosophy. In psychological analysis, meaning in life is considered a positive and desirable psychological quality, and is evaluated in relation to the stimulus, Communication and understanding of the person. However, in the end, the person-centered view of meaning of life does not provide any comprehensive answer to the question of what the meaning of life is.On the other hand, philosophy, with the approach of finding general and universal answers, tries to define fundamental principles for the meaning of life by laying metaphysical foundations. Therefore, he has tried to provide a comprehensive answer to the meaning of life with naturalistic and supernaturalist theories, although he has been criticized in this way.

    Methods

    In this comparative study, using the descriptive-analytical method, the similarities and differences between the two fields ofpsychology and philosophy in the field of the meaningof life have been investigated.

    Ethical Considerations:

    The ethical principles of theoretical and library study, including honesty and trustworthiness in referring to sources, have been observed in this research.

    Results

    Based on the findings of this research, it can be said: First, Meaning is basically something that precedes us, so in analyzing the meaning of life, we should pay attention to the source of life; Secondly, the psychological view of the meaning of life has somehow degraded the meaning from a general thing to a personalized thing; Thirdly, returning to a philosophical view for the meaning of life can be the basis for preventing general nihilism in life.

    Conclusion

    Analyzing and interpreting the question of what is the meaning of life from a psychological and philosophical point of view and creating a structural and historical contrast between these two fields of knowledge, pavesthe way to find new answers to this problem.

    Keywords: Meaning, Life, Psychology, Philosophy
  • Hakime Farnam, MohammadAli MahdaviSabet, Mohammad Ashouri, Ali Saffari Page 11
  • Pooya Hakimi, AliReza Arashpour, Leila Rais Page 12
    Background and Aim

     Protection of the environment according to the rights of peace is based on the potential application of environmental protection norms in peacetime and the extension of those norms to the time of international armed conflicts. Therefore, the following article seeks to evaluate and explore the role of peace rights in protecting the environment and its use in international armed conflicts.

    Materials and Methods

     This research is of theoretical type and the research method is descriptive-analytical and the method of data collection is library and has been done by referring to documents, books and articles.

    Findings

     Despite the fact that the principle of not resorting to force and embargoing war as an imperative rule is emphasized by the United Nations Charter and other international documents, However, in its permitted form, such as legitimate defense, humans and the environment are not immune from the consequences of war. These issues have caused the concern of the international community in such a way that the discussion of environmental protection in armed conflicts has been placed on the agenda of the International Law Commission.

    Ethical Considerations: 

    In order to organize this research, while observing the authenticity of the texts, honesty and fidelity have been observed.

    Conclusion

     Among the treaties that are clearly applicable during international armed conflict, two categories of treaties including treaties containing mandatory rules and treaties protecting fundamental human rights, to some extent include substantive environmental rights and requirements because the right to A healthy environment is a human right, and the prohibition of causing massive pollution in the environment has led to the creation of mandatory rules.

    Keywords: Laws of Peace, Humanitarian Law, International Armed Conflicts, Environment