به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

فاطمه ثقفی

  • ابوذر صولت رفیعی، حسین قرایی گرکانی*، فاطمه ثقفی، محمد ملکی نیا

    سال های اخیر حملات سایبری به زیرساخت های حیاتی کشورها به طور چشمگیری افزایش یافته است. انواع زیرساخت حیاتی و وابستگی های آن ها مبتنی بر مقتضیات ملی، از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، اختلال در ماموریت یا خدمات یک زیرساخت حیاتی بصورت آبشاری در دیگر زیرساخت ها اثر گذاشته و آن ها را با مشکلات جدی در امر خدمات رسانی روبرو می نماید، در مطالعات مختلف رویکردهای متفاوتی جهت مدلسازی این وابستگی ها اتخاذ شده است نکته مهم عدم تعمیم آن مدل ها برای دیگر کشورها به واسطه مقتضات ملی هر کشور است. در این پژوهش با تشکیل 11 گروه کانونی متشکل از مدیران عالی و میانی هر حوزه زیرساختی از روش تحلیل شبکه مبتنی بر تکنیک DEMATEL استفاده شد و تاثیر گزارترین و تاثیر پذیرترین زیرساخت حیاتی از منظر سایبری بر دیگر زیرساخت های حیاتی شناسائی شد و ارتباط بین زیرساخت های حیاتی و اولویت بندی آن ها از منظر سایبری مشخص شد. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی سامانه ملی اشتراک گذاری هشدار به منظور احصاء آگاهی وضعیتی ملی در حوزه سایبری و دیگر پژوهش های متکی بر وابستگی زیرساخت های حیاتی مفید واقع شود.

    کلید واژگان: زیرساخت های حیاتی, وابستگی زیرساخت های حیاتی, DANP
    Abouzar Solat Rafiee, Hossain Gharaee Gharakhani*, Fatemeh Saghafi, Mohammad Malekinia

    In recent years, cyber attacks on the critical infrastructures of countries have increased significantly. The types of critical infrastructure and their dependencies based on national requirements are different from one country to another. Disruption in the mission or services of a critical infrastructure has a cascading effect on other infrastructures and causes them serious problems. In different studies, different approaches have been taken to model these dependencies, the important point is not to generalize those models to other countries due to the national requirements of each country. In this research, by forming 11 focus groups consisting of top and middle managers of each infrastructure area, the network analysis method based on the DEMATEL technique was used, and the most influential and influential critical infrastructure from a cyber perspective on other critical infrastructures was identified and the relationship between the infrastructure Critical issues and their prioritization were determined from a cyber perspective. The results of this research can be useful in the design of the national warning sharing system in order to calculate the national situational awareness in the cyber field and other researches based on the dependence of critical infrastructures.

    Keywords: Critical Infrastructure, Critical Infrastructure Dependency, DANP
  • فاطمه ثقفی*، سجاد رمضانی، مسعود رضایی
    هدف

    هدف این پژوهش به ارائه تحلیل از تعاملات عوامل موثر بر شکل گیری و توسعه اجتماعات برند در فضای دیجیتال مارکتینگ شبکه اجتماعی اینستاگرام می پردازد.

    روش شناسی: 

    مطالعه حاضر از لحاظ هدف توسعه ای- کاربردی، از لحاظ ماهیت رویکرد ترکیبی، از لحاظ اجرا پیمایشی و از لحاظ جمع آوری داده توصیفی است. در این پژوهش در فاز اول برای شناسایی عوامل موثر شکل گیری و توسعه اجتماعات برند از مرور ادبیات و مصاحبه استفاده شده، در فاز دوم غربالگری عوامل با استفاده تکنیک دلفی فازی صورت گرفته و در فاز آخر از تکنیک دیمتل فازی برای شناسایی عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر استفاده شده است.

    یافته های پژوهش:

     در پژوهش حاضر 68 عامل تاثیرگذار در فاز اول پژوهش شناسایی شده در فاز دوم پژوهش پس از غربالگری عوامل در دو تکرار دلفی فازی 16 عامل موثر بر شکل گیری و توسعه اجتماعات برند معرفی و در فاز سوم شدت تاثیرگذاری عوامل مشخص شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد پرستیژ محصول، رضایت کلی، توسعه محصول، سن مشتری، کیفیت بخشی به محصول، شهرت سلبریتی و ویژگی های اخلاقی سلبریتی به عنوان علت شناخته شدند. آگاهی مشترک، بازاریابی دهان به دهان، آداب ورسوم، کارکرد سمبولیک برند، هویت یابی با برند، تعامل انسان با انسان از طریق بستر نت، مسئولیت اجتماعی، تجربه عاطفی مشتری و شهرت نام تجاری خارجی به عنوان معلول شناخته شدند. و همچنین بر اساس شدت تاثیرگذاری عوامل رتبه بندی شده اند.

    کلید واژگان: اجتماعات برند, عوامل موثر بر اجتماعات برند, دلفی فازی, دیمتل فازی
    Fatemeh Saghafi *, Sajad Ramezani, Masoud Rezaei
    Objective

    The purpose of this research is to investigate the factors affecting the formation and development of brand communities in the digital marketing space of the Instagram social media.

    Methodology

    The present study is developmental and applied in terms of its purpose. It has a hybrid approach in terms of its nature. It is survey research in terms of implementation. It is descriptive based on data collection. This research, in the first phase, literature review and interviews have been used to identify the effective factors for the formation and development of brand communities, in the second phase, factors have been screened by fuzzy Delphi method, and in the last phase, the fuzzy Demetal method has been used to identify the effective and influencing factors.

    findings

    In the present study, 68 influential factors have been identifing in the first phase of the research. In the second phase of the research, after screened the factors in two phased Delphi repetitions, 16 effective factors on the formation and development of brand communities to introduced and in the third phase, the have been determining intensit of the influencing factors.

    Conclusion

    The results show that product prestige, overall satisfaction, product development, customer age, product quality, celebrity reputation, and celebrity moral characteristics were identifed as causes. Common awareness, word-of-mouth marketing, customs, brand symbolic function, brand identification, human-to-human interaction through the net platform, social responsibility, customer's emotional experience, and foreign brand reputation were recognized as Effective. also they have ranked based influence of the factors.

    Keywords: Brand Communities, Factors Affecting Brand Communities, Fuzzy Delphi, Fuzzy Dematel
  • علی محقر*، فاطمه ثقفی، محمدحسن ملکی، دریامهر کشانی
    هدف

    تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر بلوغ شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی با تمرکز بر رویکرد صنعت نسل چهارم است.

    روش

    تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از منظر روش شناسی، یک مطالعه کمی است. جامعه نظری پژوهش، متخصصان بلوغ سازمانی و صنعت نسل چهارم در صنعت مواد غذایی هستند. نمونه گیری در این پژوهش بر اساس تخصص خبرگان در حوزه تحقیق انجام شد. در این پژوهش از روش دلفی فازی برای غربال عوامل و از فنون کپراس و ماباک برای اولویت بندی عوامل غربال شده استفاده شد. همچنین از مصاحبه با گروه های کانونی به منظور ارایه پیشنهادهای کاربردی بهره گرفته شد.

    یافته ها

    تحقیق حاضر در چند مرحله اجرا شد. در گام اول، عوامل موثر بر بلوغ شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. برای غربال عوامل، پرسشنامه های خبره سنجی بین خبرگان توزیع شد و خبرگان، نظرات خود را در مورد هر یک از عوامل در قالب طیف پنج درجه فازی بیان کردند. 10 عامل دارای عدد دی فازی مطلوبی بودند و برای اولویت بندی نهایی گزینش شدند. عوامل غربال شده با توزیع پرسشنامه های اولویت سنجی و فنون کپراس و ماباک ارزیابی شدند. خبرگان نظرات خود را در قالب طیف 10تایی بر اساس چهار شاخص بیان کردند. عوامل اولویت دار عبارت بودند از حاکمیت فرهنگ تصمیم گیری داده محور، میزان استفاده از روش های نوین یادگیری در سازمان، میزان استفاده از پلتفرم های ابری در سازمان، میزان استفاده از ماشین آلات و تجهیزات هوشمند در شرکت و سیاست های نوآوری در سازمان.

    اصالت/ارزش افزوده علمی: 

    پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهم ترین عوامل توسعه یافت. برخی پیشنهادها عبارت بودند از استفاده از فناوری های داده محور مثل هوش کسب وکار و کلان داده ها برای تقویت تصمیم گیری داده محور، استفاده از رویکرد ترکیبی در آموزش و کاربست فناوری های نوین در حوزه آموزش مثل متاورس، استفاده از فناوری های اینترنت اشیا و بلاک چین برای خودکارسازی و هوشمندسازی فرآیندها و نهایتا حرکت به سمت سیاست نوآوری باز.

    کلید واژگان: بلوغ سازمانی, شرکت های دانش بنیان, صنایع غذایی, صنعت نسل چهارم
    Ali Mohaghar *, Fatemeh Saghafi, Mohammad Hasan Maleki, Daryamehr Keshani
    Purpose

    The current research seeks to identify and prioritize factors affecting the maturity of knowledge-based companies in the food industry, focusing on the approach of the fourth-generation industry.

    Methodology

    The current research is applied in terms of orientation and it is a quantitative study from the point of view of methodology. The theoretical population of the research is the specialists of organizational maturity and the fourth-generation industry in the food industry. Sampling in this research was done based on the expertise of experts in the field of research. In this research, the fuzzy Delphi method was used to screen the factors and Copras and Mabac techniques were used to prioritize the screened factors. Interviews with focus groups were also used to provide practical suggestions.

    Findings

    The present research was carried out in several stages. In the first step, factors affecting the maturity of knowledge-based companies in the food industry were extracted through literature review and interviews with experts. To screen the factors, expert questionnaires were distributed among the experts, and the experts expressed their opinions about each of the factors in the form of a five-degree fuzzy spectrum. 10 factors had a favorable defuzzified number and were selected for final prioritization. Screened factors were evaluated by distributing priority questionnaires and Copras and Mabac techniques. The experts expressed their opinions in the form of a spectrum of 10 point on four indicators. The priority factors were: governance of data-driven decision-making culture, the use of new learning methods in the organization, the use of cloud platforms in the organization, the use of smart machines and equipment in the company, and innovation policies in the organization.

    Originality/Value: 

    Practical research proposals were developed based on the most important factors. Some suggestions were: the use of data-driven technologies such as business intelligence and big data to strengthen data-driven decision-making, the use of a hybrid approach in training and the application of new technologies in the field of training such as Metaverse, the use of Internet of Things and blockchain technologies to automate and intelligentize processes and finally Moving towards an open innovation policy.

    Keywords: Organizational Maturity, Knowledge-Based Companies, Food Industry, Fourth Generation Industry
  • علی محقر*، فاطمه ثقفی، محمدحسن ملکی، دریامهر کشانی
    هدف

    صنعت مواد غذایی یکی از صنایع کلیدی برای سلامت و رفاه جامعه است. هدف این پژوهش، ارائه مدل عوامل موثر بر بلوغ سازمانی در شرکت های دانش بنیان صنعت مواد غذایی در ایران با رویکرد صنعت نسل چهارم است. پژوهش از دو بخش کیفی و کمی تشکیل شده است که در بخش اول، عوامل اصلی و فرعی مدل از روش فراترکیب بدست آمد. در بخش دوم هم روابط بین عوامل اصلی از روش تحلیل اثرهای متقابل تعیین شد.

    روش

    این پژوهش از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از نظر روش شناسی، یک مطالعه آمیخته است. همچنین پژوهش از نظر مبانی فلسفی، یک مطالعه پراگماتیستی (عمل گرایانه) بوده و از منظر هدف، یک پژوهش اکتشافی است. جامعه نظری پژوهش، خبرگان صنعت مواد غذایی بوده و نمونه گیری به طور عمده به صورت قضاوتی و هدفمند انجام شد. در روش نمونه گیری قضاوتی، انتخاب موارد و نمونه ها بر اساس تخصص خبرگان صورت می گیرد.. در این پژوهش از روش فراترکیب برای استخراج عوامل و از روش تحلیل تاثیر متقابل برای تعیین روابط بین عوامل اصلی به کارگیری شد. اعتبارسنجی مقاله ها توسط ابزار CASP انجام شد. مقاله های به دست آمده به صورت گام به گام غربال شدند تا کیفی ترین مقاله ها برای مطالعه مشخص گردند. برای اخذ نظر خبرگان در مورد روابط بین عوامل پژوهش، از پرسشنامه های سنجش اثر به کارگیری شد. از خبرگان در خواست شد تا نظرات خود را در طیف چهارتایی از صفر تا 3 بیان کنند. همچنین برای سنجش روایی بخش فراترکیب، از ضریب محتوایی لاوشه و برای اندازه گیری پایایی کدگذاری ها، از ضریب کاپا استفاده شد. مقادیر روایی و پایایی در این پژوهش، مناسب بود.

    یافته ها

    این پژوهش در دو گام انجام شد. در گام اول، عوامل موثر بر بلوغ سازمانی با روش مرور نظام مند پیشینه و روش فراترکیب استخراج شدند. خروجی، 6 عامل اصلی و 27 عامل فرعی بود. عوامل اصلی موثر بر بلوغ سازمانی عبارت بودند از: عوامل ساختاری، آموزش و یادگیری، عوامل فناورانه، عوامل مربوط به ماهیت حکمرانی، عوامل مربوط به نوآوری و عوامل مربوط به تصمیم گیری. در ادامه این عوامل با رویکرد تحلیل ساختاری تاثیر متقابل، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتیجه های این روش نشان داد که عوامل تصمیم گیری، ساختاری و حکمرانی متغیرهای اثرگذار هستند. همچنین عوامل فناورانه و نوآورانه به عنوان متغیرهای اثرپذیر ارزیابی شدند.

    نتیجه

    پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس عوامل اثرگذار توسعه یافت. برخی پیشنهادها عبارت بودند از: به کارگیری فناوری های داده محور همچون هوش کسب وکار و کلان داده ها برای تقویت تصمیم گیری داده محور، توجه به سازگاری و همسازی فناوری ها و سیستم های اطلاعاتی در شرکت های دانش بنیان صنعت مواد غذایی و به کارگیری از فناوری هایی مانند زنجیره بلوک برای اصلاح حکمرانی و بهبود شفافیت شرکت های دانش بنیان صنعت مواد غذایی. با به کارگیری فناوری هایی مانند کلان داده ها می توان حجم زیادی از داده ها را گردآوری و تحلیل نموده و بر اساس آن ریسک ها و تهدیدهای بسیاری را شناسایی و مدیریت کرد. از هوش کسب و کار می توان برای طبقه بندی و پیش بینی متغیرهای کلیدی استفاده کرد. زنجیره بلوک هم یک فناوری کلیدی برای تقویت شفافیت و توسعه قراردادهای هوشمند است. این نکته را نباید فراموش کرد که فناوری های نسل چهارم به طور عمده یکپارچه و سیستمی هستند، به همین خاطر قبل از ورود فناوری جدید باید به انطباق سیستمی توجه کرد.

    کلید واژگان: بلوغ سازمانی, شرکت های دانش بنیان, صنعت مواد غذایی, صنعت نسل چهارم, تحلیل ساختاری
    Ali Mohaghar *, Fatemeh Saghafi, Mohammadhasan Maleki, Daryamehr Keshani
    Objective

    The food industry is one of the vital industries for the health and well-being of society. The aim of the current research is to provide a model of factors affecting organizational maturity in knowledge-based companies of the food industry in Iran with the approach of the fourth-generation industry. The research consists of two qualitative and quantitative parts, in the first part, the main and secondary factors of the model were obtained through metacomposition. In the second part, the relationships between the main factors were determined through cross impact analysis.

    Method

    The current research is applied in terms of orientation and is a mixed study in terms of methodology. Also, the current research is a pragmatic study in terms of philosophical foundations and exploratory research in terms of the goal. The theoretical population of the research is the experts of the food industry and the sampling was mainly done in a judgmental and purposeful way. In the judgmental sampling method, cases and samples are selected based on the expertise of experts. In this research, the meta-synthesis method was used to extract factors and the cross-impact analysis was used to determine the relationships between the main factors. Validation of articles was done by CASP tool. The extracted articles were screened step by step to identify the most qualitative articles for study.In this research, meta-synthesis method was used to extract factors and cross impact analysis technique was used to determine the relationships between the main factors. In order to get experts' opinions about the relationships between the research factors, influence evaluation questionnaires were used. The experts were asked to express their opinions on a scale of 0 to 3. Also, to measure the validity of the meta-synthesis part, the Lawshe content coefficient was used, and the Kappa coefficient was used to measure the reliability of the codings. Validity and reliability values in this research were appropriate.

    Findings

    This research was done in two steps. In the first step, factors affecting organizational maturity were extracted using a systematic background review and meta-combination method. The output was 6 main factors and 27 secondary factors. The main factors affecting organizational maturity were: structural factors, training and learning, technological factors, factors related to the nature of governance, factors related to innovation, and factors related to decision-making. In the following, these factors were evaluated with the approach of structural analysis of cross impact analysis. The results of this technique showed that decision-making, structural and governance factors are effeinfluential variables. Also, technological and innovative factors were evaluated as impressionable variables.

    Results

    Practical suggestions of the research were developed based on the influencing factors. Some suggestions were: the use of data-driven technologies such as business intelligence and big data to strengthen data-driven decision-making, paying attention to the compatibility and integration of technologies and information systems in knowledge-based companies in the food industry, and the use of technologies such as blockchain to improve governance and improve the transparency of knowledge-based companies in the food industry. By using technologies such as big data, a large amount of data can be collected and analyzed, and based on that, many risks and threats can be identified and managed. Business intelligence can be used to classify and predict key variables. Blockchain is also a key technology to enhance transparency and develop smart contracts. It should not be forgotten that the fourth-generation technologies are mainly integrated and systemic, so before the introduction of new technology, attention should be paid to system adaptation.

    Keywords: Organizational Maturity, Knowledge-Based Companies, Food Industry, Fourth Generation Industry, Structural Analysis
  • فاطمه ثقفی*، پریا صمدی

    امروزه صنعت نفت و گاز به دلیل اهمیت در درآمدزایی کشور با چالش هایی مواجه است. در همین حوزه مطالعاتی در حوزه سناریوهای صنعت نفت و گاز ایران انجام شده است که هرکدام به نوعی از یک یا چند جنبه به پیش بینی و ارائه سناریوها پرداخته اند. عدم وجود یک الگوی جامع در مطالعات پیشین توجه به این موضوع را پر اهمیت کرده است. در این پژوهش هدف اصلی ارائه الگوی جامع دستیابی به سناریوهای مطلوب نفت و گاز ایران است. برای تحقق این هدف، از روش فراترکیب استفاده شده است. در ابتدا با مشخص کردن هدف و مطالعه نظام مند ادبیات، مقالات مرتبط جستجو و انتخاب شدند. از بین 108 مقاله جستجو شده، با مطالعه چکیده آنها تعداد 47 مقاله انتخاب و از بین مقالات انتخابی تعداد 22 مقاله که بیشترین تناسب با هدف پژوهش داشت و در آن ها از روش سناریونویسی به پیش بینی آینده صنعت نفت و گاز پرداخته شده بود، انتخاب شدند. در ادامه اطلاعات لازم از مقاله ها استخراج و سناریوهای به دست آمده در مقالات تحلیل، ترکیب و کدگذاری شدند. در مرحله کدگذاری چهارمقوله ارتباطات بین المللی، تغییرات انرژی، فناوری و نوآوری و تغییرات سیاسی - اقتصادی شناسایی شدند. جهت کنترل کیفی مقوله ها و کدهای شناسایی شده از ضریب کاپا استفاده شد. مقدار عددی ضریب کاپا با استفاده از نرم افزار اس پی اس 0.782 به دست آمد که نشان دهنده پایایی پژوهش است. همچنین جهت اعتبارسنجی نتایج الگو اولیه از نظرات خبرگان استفاده شد. در نهایت الگوی جامع طراحی و نتایج و پیشنهادات ارائه شد.

    کلید واژگان: الگوی جامع, سناریو مطلوب, صنعت نفت و گاز, فرا ترکیب, ایران
    Fatemeh Saghafi *, Paria Samadi
    Introduction

    Today, the oil and gas industry is facing challenges due to its importance to the country's income generation. In the same field, studies have been conducted in the field of Iran's oil and gas industry scenarios, each of which has predicted and presented scenarios in one or more aspects. Although there are a few studies that have generally introduced the future scenarios of Iran's oil and gas, there is no comprehensive study in which a comprehensive model is presented that can determine a comprehensive model to achieve the desirable scenarios. The lack of a comprehensive model in previous studies has made it very important to pay attention to this issue. In this research, the main goal is to provide a comprehensive model to achieve the desirable scenarios for Iran's oil and gas.

    Methodology

    To achieve this goal, the Meta-Synthesis method has been used. This method analysis past studies and includes seven steps, which were initially identified by specifying the purpose and systematic study of literature, and related articles were searched and identified. Among the 108 articles found in the last 13 years, 47 articles were selected by studying the abstract of the article to enter the next stage, and among the selected articles, 22 were the most suitable for the purpose of the research, and in them, from the scenario writing method to forecasting the future of the oil industry. and gas had been discussed, they were selected. Next, the necessary information was extracted from the articles, and the scenarios obtained in the articles were analyzed, combined, and coded. In the coding stage, four categories international communication, the future of energy, technology and innovation, and political-economic changes were identified.

    Results and Discussion

    The Kappa coefficient was used for quality control of the identified categories and codes. The numerical value of the Kappa coefficient using SPS software was 0.782, which indicates the reliability of the research. Also, in order to validate the results of the initial model, experts' opinions were used, and the initial model was adjusted. Finally, the comprehensive design model, results, and suggestions were presented. According to the analysis, international communication is one of the main drivers of the uncertainties affecting future scenarios for crude oil. With the increase in energy demand, instead of fossil fuels, policies of energy supply and demand management should be used, replacing wind and solar renewable energies. Also, in the category of economic and political changes, an economy dependent on oil production will weaken economic security, and sanctions as a political tool are considered a decisive action against the country. In the category of technology and innovation, risk analysis and various uncertainties that can exist in the field of technology and innovation in the oil and gas industry, as well as the discussion of flexibility and a time schedule for applying the desired technology, should be considered. In addition, the existing equipment, methods, and technologies should also be standardized with advanced technical knowledge to increase the storage capacity of tanks, develop new pipelines, and strengthen the pressure of gas tanks with the aim of entering international markets.

    Conclusion

    To achieve the main objective of this research, a comprehensive review of the literature revealed that no existing model covers all aspects of the oil and gas industry. Therefore, a systematic literature review and meta-synthesis method were employed to develop a comprehensive model for optimal scenarios in Iran’s oil and gas industry. Initially, relevant articles were identified using appropriate keywords, resulting in 108 articles. After reviewing the titles, abstracts, and full texts, 22 relevant articles were selected for detailed study. These articles were coded, yielding 72 codes, of which 8 were discarded, leaving 64 validated codes. These codes were grouped into 15 themes, which were categorized into 4 main categories. Consequently, a comprehensive model was proposed, encompassing four categories: economic changes, energy changes, international communications, and technology and innovation. In the energy changes category, due to the increasing global demand for energy and the inability of neighboring countries to meet this demand, there will be a significant need for Iran’s gas market. As a result, energy intensity levels will rise, and the status of other energy sources, as well as energy consumption patterns and culture, will

    Keywords: Comprehensive Model, Desirable Scenarios, Oil, Gas Industry, Meta-Synthesis Method, Iran
  • فاطمه ثقفی*، علی محقر، عارفه محمدزاده، یوسف روغنی
    مقدمه و اهداف

    با توسعه نسل چهارم صنعت، ترجیحات مشتریان در حال تغییر مداوم بوده و چرخه عمر محصولات کوتاه تر شده است. بنابراین فرآیندهای توسعه محصول جدید در شرکت ها به یک ضرورت تبدیل شده است. دسترسی به صنایع پایدار نیازمند فرآیندی است که در آن ریسک های نوظهور مهار شوند. به بیان دیگر استفاده از مفاهیم مدیریت ریسک در فرایند توسعه محصول جدید می تواند زمینه ساز ارتقاء عملکرد سازمان باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، دستیابی به چارچوبی برای مدیریت ریسک در فرآیند توسعه محصول جدید تند گردش است.
     

    روش

    ابتدا تحقیقات مرتبط با توسعه محصول جدید مرور و مفاهیم فرآیند توسعه محصول جدید، ریسک و محصولات تند گردش تعریف گردیده تا بیان مسئله شفاف و نیازمندی به مدیریت ریسک در این حوزه مشخص شود. مطالب این قسمت در قالب دو بخش کلی ادبیات نظری و ادبیات تجربی ارائه شده است. سپس با مرور مطالعات برجسته در این حوزه، از میان 95 مقاله، 18 مورد از مدل های مدیریت ریسک به تفضیل بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که طبق تحقیقات، این مقالات برخی از فازهای پنج گانه مدل های مدیریت ریسک و یا گام هایی از آن را بررسی کردند، گاها تغییراتی در مدل ها ایجاد شده است، اما هیچکدام از مدل ها همه فعالیت ها و فازها را پوشش ندادند. سپس با کمک روش فراترکیب و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو، و با در نظر گرفتن همه کاستی ها و نقاط ضعف و قوت مدل های مرور شده، مدل مدیریت ریسک نوینی برای بهبود فرآیند توسعه محصول جدید با 6 گام ارائه و نحوه پیاده سازی مراحل، گام ها و زیرگام های مدل معرفی شد. این مدل علاوه بر داشتن نقاط قوت مدل های موجود، نواقص کمتری نیز دارد. می توان نوآوری این مدل را در ژرف نگری و بیان دقیق گام های اجرایی فرآیند ریسک و همچنین تمرکز بر بهبود مسیر تعیین راهکار پاسخ به ریسک دانست. تاثیر صنعت محصولات تندگردش بر این مدل، در استقلال مدیریت ریسک و نظارت ریسک است. این تحقیق با استفاده از مدل های موجود و مبتنی بر روش فراترکیب استخراج شد و سپس با نظر خبرگان حوزه مدیریت ریسک و متخصصین حوزه محصولات تند مصرف و مطالعه موردی وضعیت فعلی محصول در شرکت گلرنگ بررسی و تکمیل شد. دو معیار عمده برای آزمون صحت و خوب بودن سنجه ها، روایی و پایایی است. سنجش روایی در این تحقیق، نخست از طریق ارزیابی دقیق و گسترده پیشینه تحقیق انجام شد. سپس مولفه ها و شاخص های بدست آمده مورد نظرسنجی خبرگان این حوزه قرار گرفت و تایید نهایی صورت پذیرفت. همچنین جهت جمع آوری داده های مورد نیاز، از دو سری مصاحبه نیز استفاده شده است. سری نخست مصاحبه ها با هدف شناسایی ریسک های موجود در فرآیند توسعه محصول جدید انجام شد. سری دوم مصاحبه ها نیز با هدف تعیین راهکارهای پاسخ به هر یک از ریسک های اولویت دار انجام شد.  

    نتیجه گیری

    حلقه بازخورد به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در ارتباط با محصولات تند گردش به شمار می رود؛ زیرا عدم توجه به بازخورد و اصلاح روند توسعه، می تواند منجر به خروج محصول از گردونه رقابت شود. خبرگان بر این باورند که در محصولات تند گردش، مدیریت ریسک، نظارت و ارزیابی ریسک باید به صورت مستقل انجام شوند؛ زیرا به دلیل سرعت فساد محصولات تند گردش، فرصت از دست رفته می تواند زیان های جبران ناپذیری به همراه داشته باشد و سرعت عمل از اهمیت ویژه ای در مدیریت ریسک محصولات تند گردش برخوردار است. با توجه به عمر کوتاه این محصولات، هرگونه تاخیر در تصمیم گیری خسارات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. بنابراین، سرعت در مدیریت ریسک این محصولات بسیار حیاتی است. برای دستیابی به نتایج مورد انتظار، توسعه سیستم های جمع آوری و تحلیل داده برای ارزیابی ریسک این محصولات ضروری است.

    کلید واژگان: گام های اجرایی فرآیند ریسک, نظارت ریسک, بازخورد و اصلاح روند, روش فراترکیب, چارچوب کوزو
    Fatemeh Saghafi *, Ali Mohaghar, Arefeh Mohammadzadeh, Yousef Roghani
    Introduction and objectives

    With the advancement of Industry 4.0, customer preferences are continuously evolving, and product life cycles are becoming shorter. Consequently, new product development (NPD) processes have become indispensable for companies. Achieving sustainable industries necessitates a process where emerging risks are mitigated. In other words, integrating risk management concepts into the NPD process can significantly improve organizational performance. The primary goal of this research is to develop a framework for risk management within the NPD process specifically tailored for fast-moving consumer goods (FMCG).

    Method

    Initially, relevant research on NPD was reviewed, defining the concepts of NPD process, risk, and FMCG to clearly articulate the problem statement and the need for risk management in this domain. This section was presented in two main parts: theoretical literature and empirical literature. Subsequently, a detailed review of 18 risk management models was conducted, selected from a pool of 95 articles, to identify prominent studies in this area.

    Findings

    The results indicated that while these articles examined specific phases or steps of the five-phase risk management models, often introducing variations, none of them comprehensively covered all activities and phases. Employing the meta-synthesis method and utilizing Sandelowski and Barroso's seven-step model, while considering the shortcomings and strengths of the reviewed models, a novel risk management model was proposed for enhancing the NPD process. This model consists of six steps and introduces the implementation details of the stages, steps, and sub-steps. Beyond incorporating the strengths of existing models, this model also addresses their deficiencies. Its innovation lies in its in-depth articulation of the risk process steps and its focused attention on improving the path for determining risk response strategies. The FMCG industry's impact on this model is evident in the independence of risk management and risk monitoring. This research was derived from existing models and grounded in the meta-synthesis method. It was further refined through consultations with risk management experts, FMCG specialists, and a case study of the current product status at Golrang Company. The key criteria for assessing the validity and reliability of the measures were examined. Validity assessment was initially conducted through an extensive review of the literature. Subsequently, the identified components and indicators were evaluated by experts in this field and received final approval. Additionally, two sets of interviews were conducted to gather the necessary data. The first set of interviews aimed to identify existing risks within the NPD process. The second set focused on determining response strategies for each prioritized risk.

    Conclusion

    The feedback loop is a critical factor for FMCG products, as ignoring feedback and failing to adjust the development process can lead to a product's competitive decline. Experts emphasize the need for independent risk management and risk monitoring in FMCG due to the high perishability of these products. Lost opportunities can result in irreparable losses, highlighting the critical importance of speed in risk management for FMCG. Given the short life cycle of these products, any delay in decision-making can lead to significant losses. Therefore, rapid risk management is essential for these products. To achieve the desired outcomes, developing data collection and analysis systems for assessing risks associated with these products is imperative.

    Keywords: Risk Process Steps, Risk Monitoring, Feedback, Process Adjustment, Meta-Synthesis Method, COSO Framework
  • محمداحسان زندی، فاطمه ثقفی*، علیرضا اصلانی، محمدصادق خیاطیان یزدی

    دستیابی به اقتصاد پایدار نیازمند دستیابی به منابع پاک، قابل اعتماد، مقرون به صرفه و کافی انرژی است. این امر بدون نوآوری و بهبودهای مستمر ممکن نیست. لذا هدف پژوهش تحلیل محتوای اسناد قوانین برنامه توسعه کشور ایران از منظر توسعه پایدار و راهبرد نوآوری در صنعت انرژی انجام شده است. این پژوهش از روش کیفی بهره برده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی - تحلیلی محسوب می شود. لذا از تحلیل محتوای کمی رابطه ای با تحلیل همجواری استفاده شده است. به منظور انجام فرایند کدگذاری از نرم افزار مکس کیودی ای نسخه 20 استفاده شده است. جامعه پژوهش، اسناد قوانین برنامه توسعه کشور ایران بودند. پژوهش حاضر تمام جامعه را مورد مطالعه قرار داده است. ازاین رو نیازمند نمونه گیری نبوده است. مطابق یافته ها، نگارش و تدوین برنامه های توسعه در ایران عمدتا حول محور رشد اقتصادی بوده است. در برنامه های توسعه ایران مفاهیم فراگیری اجتماعی و حفظ محیط زیست مغفول مانده است. برنامه های توسعه ایران توجه معناداری به انرژی های فسیلی در مقابل انرژی های تجدیدپذیر داشته اند. این امر علاوه بر مخاطرات محیط زیستی می تواند تهدیدی جدی برای امنیت انرژی در ایران باشد. تاکید بر نوآوری فناورانه می تواند سبب غفلت از منافع نوآوری های غیرفناورانه شود.

    کلید واژگان: حفاظت از محیط زیست, توسعه پایدار, راهبرد نوآوری, نوآوری های غیرفناورانه, خطرات زیست محیطی
    Mohammadehsan Zandi, Fatemeh Saghafi *, Alireza Aslani, Mohammadsadegh Khayatian
    Introduction

    Energy plays a fundamental role in achieving sustainable development. However, the global sustainable energy supply still faces significant challenges. Like many countries in the world, Iran also has encountered fundamental challenges in the energy sector, Despite Iran's abundant fossil and renewable energy capacities. Overcoming these challenges is essential for realizing sustainable development. Innovation is a necessary driver of change in the field of energy. However, innovation without an innovation strategy can be ineffective, as the innovation process involves risks and difficult decisions. Therefore, this research aimed to analyze Iran's national development plans in terms of sustainable development and innovation strategy in the energy industry.

    Methodology

    The current research is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of nature. In terms of strategy, this research has used the library strategy. The current research has used the content analysis method to analyze the collected data and the inductive-deductive coding approach to reduce and categorize the data. This research benefited from Quantitative content analysis and Co-occurrence analysis. To perform the coding process, MaxQDA version 20 software was used. The statistical population of the research was the documents of the national development plans of Iran. The current research has studied the entire statistical population. Therefore, sampling not required. The implementation process started with theoretical studies and analysis of previous research related to innovation strategy and sustainable development. This was done to deepen the theoretical knowledge about the studied concepts and also to identify and define the research concepts and categories. In the next step, the research questions were formulated. The next stage is devoted to the review of the documents and documents of the national development plans. After this, the collected qualitative data was analyzed. In the last stage, summarization and conclusions were made and research proposals were presented. In this research, to ensure the validity and reliability of the research findings, the validity and reliability of the data were examined. For this purpose, data coding was done carefully and in several stages at different times. Also, some experienced experts in the field of energy and sustainable development re-examined the research results. To be more sure of the reliability of the research findings, the calculation of agreement between two coders or reliability between two coders has also been used.

    Results and Discussion

    The findings include that the writing and formulation of development plans in Iran have been mainly centered around economic growth. In other words, concepts related to social inclusiveness and environmental protection have been neglected in Iran's development plans. The evidence shows that Iran's development plans have paid significant attention to fossil energies as opposed to renewable energies. In addition to environmental hazards, this can be a serious threat to energy security in Iran. The findings show that despite the relatively high attention of Iran's development plans to the concept of technology, the concept of innovation has not been given much attention. additionally, the emphasis on technological innovation can cause neglect of the benefits of non-technological innovations.

    Conclusion

    The study aimed to analyze Iran's national development plans in terms of sustainable development and innovation strategy in the energy industry. A content analysis of the documents was conducted, assigning 993 codes related to innovation, sustainable development, strategy, and energy. The study identified three gaps in previous research: limited focus on the complexities of achieving sustainable development in different societies, unclear relationship between national development plans and sustainable development goals, and insufficient attention to the technological and human aspects of innovation strategy. The study addressed these gaps by considering Iran's contextual conditions, examining the alignment of sustainable development goals and innovation, and emphasizing both technological and human aspects of innovation. In conclusion, sustainable development has gained significant attention as a means to achieve sustainable development while preserving natural resources and future interests. Many countries have aligned their national development plans with sustainable development goals. However, the study found that Iran's development plans have primarily emphasized economic growth at the expense of social inclusiveness and environmental preservation. The energy sector plans have disproportionately focused on fossil fuels and this poses risks to energy security and the environment. Non-technological innovations have been neglected despite a strong emphasis on technology acquisition. Additionally, Iran's development plans lack a strategic approach to innovation, which is crucial for clean energy and sustainability. The study highlights a historical lack of attention to sustainable development concepts in Iran's plans. Overall, there is a growing global trend toward integrating sustainable development as a comprehensive and fundamental concept in national development plans. Following the path of the current research, it is suggested that future researchers use quantitative methods to investigate the impact of innovation strategies on sustainable development in the energy industry. In addition, the realization of the country's development plans can be examined with quantitative methods.

    Keywords: Environmental Protection, Sustainable Development, Innovation Strategy, Non-Technological Innovations, Environmental Hazards
  • فاطمه ثقفی *

    تحقیقات کنونی مدیریت زنجیره تامین در صنایع تولیدی بطور مستقیم در صنعت ساخت قابل استفاده نیستند. کاربرد مدیریت زنجیره تامین در صنعت ساخت با مشکلات جدی مانند طبیعت گذرا و منحصر به فرد بودن پروژه های ساخت، مشکلات هماهنگی ، تعاملات تکرار نشدنی و تفاوتهای زمینه ای در صنعت ساخت و صنایع تولیدی همراه است. زنجیره های تامین ساخت، سیستم های بسیار پیچیده ای هستند که عملکرد نهایی آنها به ترکیب صدها تصمیم اتخاذی در چندین شرکت مستقل بستگی دارد. یکی از مدل های با قابلیت مدیریت پیچیدگی ، مدل سیستم مانا (VSM) است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این مدل مبین ان است که هر سازمانی برای دستیابی به مانایی ، باید فعالیت های خاصی را انجام و روابط خاصی بین این فعالیت ها برقرار نماید. بر این اساس، برای عارضه یابی زنجیره تامین پروژه ساخت پتروشیمی یک روش پیشنهادی مشتمل بر سه مرحله ی، انتخاب مطالعه موردی ، شناسایی سیستم و عارضه یابی سیستم مبتنی بر VSM به کار گرفته شده است. این امر منجر به ایجاد یک مدل و همچنین شناسایی نقاط ضعف زنجیره تامین ساخت (CSC) شده است. اعتبار روش تحقیق و یافته های آن از طریق چندین معیار کیفی موردتایید واقع شده است. نوآوری تحقیق استفاده از VSM برای عارضه یابی CSC در ترکیب با روش مطالعه موردی به منظور طراحی یک مدل بوده و بر این اساس شناسایی نقاط ضعف و گلوگاه های کل مدل از طریق یک رویکرد سیستمی صورت پذیرفته است.

    کلید واژگان: زنجیره تامین ساخت, عارضه یابی, مدل سیستم مانا, سیستم, پروژه
    Fatemeh Saghafi *

    Current researches on supply chain management (SCM) in manufacturing industries are not directly applicable to construction industry. The application of SCM in the construction industry is associated with serious difficulties such as transient nature and uniqueness of construction projects, coordination problems, unrepeatable interactions and contextual differences in the manufacturing and construction industry. One of the models with the capability of complexity management is viable system model (VSM) which is rooted in organizational cybernetics. The model states that in order to achieve viability, each organization must perform certain activities and certain relationships must be established between these activities. VSM, employed to diagnose a supply chain of an Iranian Petrochemical Construction project based on the proposed methodology that includes three steps, case study selection, system identification and system diagnosis. This led to a model development as well as identification of the weaknesses of the construction supply chain (CSC). The validity of the research methodology and findings has been confirmed through multiple qualitative criteria. The research innovation is application of VSM to diagnose a CSC in combination with case study method in order to design a model and accordingly identification of the weaknesses and bottlenecks over the whole model via a systemic approach.

    Keywords: Viable System Model, Construction Supply Chain, Project, Systemic Approach
  • سید مهدی رضوی، روزبه بالونژادنوری، سحر کوثری، فاطمه ثقفی *
    هدف

    الکترونیکی کردن دولت، در پانزده سال اخیر اتفاق افتاده است و دولتها با پیشرفت فناوری، از دولت الکترونیکی به سمت دولت همراه (مبتنی بر موبایل) روی آوردند. نسل جدید دولت، دولت پلتفرمی است. از آنجا که پیش بینی فناوری های نوظهور، بخشی از آینده پژوهی است، الگوی آمادگی و اجرای دولت پلتفرمی به عنوان زیرساختی ترین مفهوم این فناوری در مقاله حاضر مورد توجه قرار گرفته است.

    روش

    این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش انجام آن، رویکرد فراترکیب برای تحلیل داده های مستخرج از منابع منتخب است. در این تحقیق، بیش از 30 منبع برای تحلیل کیفی و کدگذاری انتخاب و استفاده شدند.

    یافته ها

    با دسته بندی کدهای احصا شده، تعداد 65 شاخص شکل گرفت که در هفت لایه طبقه بندی شدند. بر این اساس، الزامات اساسی در تحقق دولت پلتفرمی عبارتند از: 1- حکمرانی خوب، 2- پارادایم شیفت دولت از ارائه دهنده خدمات به رهبر اکوسیستم، 3- پرورش جامعه کارآفرین و استارت آپی، 4- اعتماد دیجیتالی، 5- فراهم ساختن زمینه های رشد و توسعه، 6- تحول دیجیتال و 7- ایجاد ذهنیت تغییر و نوآوری باز در جامعه.

    نتیجه گیری

    یافته ها حاکی از آن است که نسخه واحدی برای تحقق دولت پلتفرمی در سطح جهان وجود ندارد. بلکه؛ هر یک از دولت های دنیا با مولفه های خاص آن کشور مانند فرهنگ دیجیتال، بودجه و اعتبارات، حریم دیجیتال، استعداد دیجیتال و... الگویی سفارشی برای تحقق دولت پلتفرمی خود، تدوین می کنند. الگوی حاضر می تواند به عنوان راهنمای سیاستگذاری برای ورود به دولت پلتفرمی آینده مورد استفاده قرار گیرد.

    کلید واژگان: الگوی آینده نگر, دولت به مثابه پلتفرم, دولت پلتفرمی, تحول دیجیتال, حکمرانی
    Sayyed Mahdi Razavi, Roozbeh Balounejad Nouri, Sahar Kousari, Fatemeh Saghafi *
    Purpose

    The electronicization of government has happened in the last fifteen years, and governments have moved from e-government to mobile governments with the advancement of technology. The new generation of governments is the Government as a Platform (GaaP). Since the prediction of emerging technologies is part of futures studies, The Government as a Platform preparedness and implementation model is considered the most infrastructure concept of this technology in this article.

    Method

    This is a qualitative study which is conducted using the meta-analysis approach to analyze data extracted from different selected sources. In this study, more than 30 sources are selected and used for qualitative analysis and coding.

    Results

    By categorizing the obtained codes, 65 indexes are formed and classified into seven layers. In this regard, the essential requirements in realizing GaaP are: 1- good governance, 2- government’s paradigm shift from service provider to ecosystem leader, 3- cultivating entrepreneurial and startup communities, 4- digital trust, 5- providing the foundation for growth and development, 6- digital transformation and 7- creating a mindset of change and open innovation in society.

    Conclusion

    The results of this study indicate that there is no a specific version for realizing GaaP in the world. However, considering the specific components, such as digital culture, budget and credits, digital privacy, and digital talent, of a country, the government formulates a customized model for realizing its own version of GaaP. The curent model can be used as a guide for policy to entering the future Government as a Platform.

    Keywords: Future Approach, Government as a Platform, Digital Transformation, Governance
  • ابوذر صولت رفیعی، حسین قرایی گرکانی، فاطمه ثقفی*، محمد ملکی نیا
    تهدیدات نوظهور سایبری، زیرساخت های حیاتی و امنیت ملی کشور ها را به چالش می کشند از این رو ایجاد مراکز به اشتراک گذاری و تجزیه و تحلیل اطلاعات (ISAC) به عنوان یک پاسخ استراتژیک برای کشورها بسیار با اهمیت است. علیرغم اهمیت ISAC در افزایش امنیت سایبری، چالش های مهمی در درک و اجرای حاکمیت امنیت اطلاعات موثر (ISG) در این مراکز وجود دارد. در این مقاله با استفاده از مرور ادبیات، مطالعه موردی تک نمونه ای و مصاحبه با 22 نفر از خبرگان و صاحبنظران مطرح حوزه امنیت سایبری، چالش های کلان پیاده سازی ISG در ISACها استخراج و در قالب الگویی ارائه شد. نتیجه اینکه یک چارچوب جامع و موثر از ISG برای ISACها موضوعی بسیار پیچیده و پویا است که نشات گرفته از حساسیت و اهمیت فعالیت های آن ها می باشد و با توجه به موقعیت خاص هر کشور متفاوت است. نتایج این تحقیق نه تنها به افزایش درک از چالش های امنیتی در مراکز ISAC کمک می کنند، بلکه الگوی ارائه شده نقطه عطفی برای اقدامات اصلاحی و تصمیم گیری های استراتژیک در زمینه حاکمیت امنیت اطلاعات فراهم می آورند.
    کلید واژگان: اشتراک گذاری و تجزیه و تحلیل اطلاعات, حاکمیت امنیت اطلاعات, الگو, مطالعه موردی
    Abouzar Solat Rafiee, Hossein Gharaee Garakani, Fatemeh Saghafi *, Mohammad Malekinia
    Emerging cyber threats pose challenges to the critical infrastructure and national security of countries, making the establishment of Information Sharing and Analysis Centers (ISAC) a strategically vital response. Despite the significance of ISACs in enhancing cybersecurity, there are notable challenges in comprehending and effectively implementing Information Security Governance (ISG) within these centers. This article utilizes literature review, single-case study, and interviews with 22 prominent experts in the field of cybersecurity to extract and present the major challenges of ISG implementation in ISACs in the form of a model. The findings reveal that devising a comprehensive and effective ISG framework for ISACs is a highly intricate and dynamic task, influenced by the sensitivity and importance of their operations, and varying according to each country's specific circumstances. This research not only enhances understanding of security challenges within ISAC centers but also provides the presented model as a pivotal guide for corrective actions and strategic decisions in the realm of information security governance.
    Keywords: Information Sharing, Analysis Centers, Information Security Governance, Pattern, Case Study
  • فاطمه ثقفی، روح الله حسینی*، مصطفی عابدینی پاریزی، حمید لسانی

    با شتاب گیری استفاده از شبکه های هوشمند در نقاط مختلف دنیا و پیشرفت های روزافزون آن، توجه و همگامی با این تکنولوژی و انطباق با تغییرات الکترونیکی از دیدگاه اسناد بالادستی و سند چشم انداز کشور، توسعه ملی امری ممکن به نظر می رسد. نوآوری در صنعت برق و زیرساخت های مرتبط با آن به شدت موجب ایجاد ارزش افزوده و مزیت رقابتی برای سازمان ها و نهادهای مرتبط با این صنعت می گردد. بنابراین هدف از این پژوهش، تحلیل و ارزیابی پارامترهای فرایند نوآوری و ایده پردازی است. مطالعه حاضر بر اساس هدف کاربردی و ازنظر روش از نوع پیمایشی تحلیلی می باشد. ابتدا با انجام مطالعه کتابخانه ای و بهره گیری از پایگاه های علمی، پیشینه تحقیق بررسی و از طریق روش فراترکیب پارامترهای فرایند جذب ایده و نوآوری در سازمان ها و مراکز تحقیقاتی شناسایی شد که صاحب نظران با آن ها تعامل علمی و دانشی دارند. پس از مشخص شدن پارامترهای فرایند و میزان تاثیرگذاری آن ها، مدل نظری پژوهش شکل می گیرد. سپس از طریق پرسشنامه نظرات 50 نفر از نمونه های آماری که از متخصصین دانشگاهی و صاحب نظران صنایع مرتبط بودند با استفاده از تکنیک تحلیل مسیر و روش معادلات ساختاری، روابط علی و میزان همبستگی بین متغیرهای مدل نظری پژوهش بررسی شد. نمونه ها با استفاده روش نمونه گیری انتخابی شناسایی شدند. در این پژوهش با استفاده از روش و ابزارهای مختلف مانند تکنیک حداقل مربعات جزئی و با نرم افزار Smart PLS کیفیت معادلات ساختاری و برازش مدل طراحی شده ارزیابی و بهینه سازی و درنهایت مورد تایید قرار گرفت. بر اساس تکنیک فراترکیب مقالات و مطالعات گذشته پارامترهای مدیریت دانش، نوآوری باز، ظرفیت مدیریت دانش، ظرفیت نوآوری، سیستم فریمینگ فرایند جذب ایده و نوآوری در سازمان ها و مراکز تحقیقاتی را تشکیل می دهند. تمامی شاخص های تاییدشده در مدل مبین این نکته است که مدل بدست آمده دارای برازش خیلی مناسبی است.

    کلید واژگان: تکنیک فراترکیب, نوآوری, ایده پردازی
    Fatemeh Saghafi, Roholah Hosseini *, Mostafa Abediniparizi, Hamid Lesani

    With the acceleration of the use of smart networks in different parts of the world and its ever-increasing progress, paying attention and synchronizing with this technology and adapting to electronic changes from the perspective of upstream documents and the country's vision document, national development seems possible. Innovation in the electricity industry and related infrastructure strongly creates added value and competitive advantage for organizations and institutions related to this industry.Therefore, the purpose of this research is to analyze and evaluate the parameters of the process of innovation and idea generation. The present study is based on the practical purpose and in terms of the method, it is an analytical survey. The present study is based on practical purpose and analytical survey method First, by conducting a library study and using scientific databases, the background of the research was investigated and through the meta-combination method, the parameters of the process of attracting ideas and innovation were identified in organizations and research centers with which experts have scientific and knowledge interaction. After determining the parameters of the process and their effectiveness, the theoretical model of the research is formed. Then, through a questionnaire, the opinions of 50 people from the statistical samples who were academic experts and experts in related industries Using path analysis technique and structural equation method, the causal relationships and the degree of correlation between the variables of the theoretical research model were investigated. The samples were identified using the selective sampling method. In this research, using different methods and tools such as partial least squares technique and Smart PLS software The quality of structural equations and fit the designed model It was evaluated and optimized and finally approved. Based on the meta-synthesis technique of past articles and studies, the parameters of knowledge management, open innovation, knowledge management capacity, innovation capacity, framing system constitute the process of attracting ideas and innovation in organizations and research centers. All the confirmed indicators in the model show that the obtained model has a very good fit.

    Keywords: Transcomposition Technique, Innovation, Ideation
  • روح الله حسینی، ‏ فاطمه ثقفی ‏، محمود ناصرخانی

    مهم ترین نتیجه تحلیل اثربخشی مدل تعالی سازمانی بررسی منظم وضعیت عملکرد شرکت و بهبود آن است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر اجرای EFQM بر عملکرد کلی شرکت ماشین های اداری ایران و به طور خاص و تفصیلی تر بر بهبود عملکرد کارکنان، فرآیند، بهبود ارتباط با تامین کنندگان و مشتریان است. پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی، میدانی و مقطعی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کارکنان، مشتریان و تامین کنندگان شرکت صنایع ماشین های اداری ایران است. 383 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری طبقه ای و تصادفی انتخاب و مورد پیمایش قرار گرفتند. سوالات پرسشنامه با توجه به شرکت صنایع ماشین های اداری ایران، متناسب سازی و روایی آن با استفاده از نظرات خبرگان، سنجیده شد و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ تایید شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون T توصیف و تحلیل شدند. بر اساس نتایج تحقیق کلیه فرضیات اثبات گردید. به این مفهوم که اجرای این مدل تعالی سازمانی EFQM در شرکت صنایع ماشین های اداری ایران اثربخش بوده است. بنابراین به مدیریت شرکت پیشنهاد شد تا برای بهبود مستمر به تقویت منابع و بستر تامین آن همت گمارد.

    کلید واژگان: مدل EFQM, مدیریت کیفیت, شرکت صنایع ماشین های اداری ایران, تعالی سازمان
    Roholah Hosseini, Fatemeh Saghafi, Mahmood Naserkhani

    The most important result of the analysis of the effectiveness of the organizational excellence model is the regular review of the company's performance and its improvement. The purpose of this study is to investigate the impact of EFQM implementation on the overall performance of Iran Office Machinery Company and in particular and in more detail on improving employee performance, process, and improving relationships with suppliers and customers. The present study is a descriptive, field and cross-sectional study. The statistical population of this research includes employees, customers and suppliers of Iran Office Machinery Company. 383 people were selected as a statistical sample by stratified and random sampling. Questionnaire questions were measured according to Iran Office Machinery Industries Company, its adaptation and validity using the opinions of experts and its reliability was confirmed by calculating Cronbach's alpha. Data were described and analyzed using descriptive statistics, t-test. Based on the research results, all hypotheses were proved. In the sense that the implementation of this model of organizational excellence EFQM in Iran Office Machinery Industries Company has been effective. Therefore, it was suggested to the company's management to strengthen its resources and supply platform for continuous improvement.

    Keywords: EFQM, Quality management, Iran Office Machines Industry Company, Organization Excellence
  • مهدی فردی نیا، فاطمه ثقفی *، جلال حقیقت منفرد

    صنعت فاوا جزو صنایع پیچیده و دارای فناوریهای برتراست. رشد پایدار شرکت ها در این صنعت با تجاریسازی موفق تضمین میشود که با توجه به پیچیدگی حوزه، مشارکت دانشی بین شرکت ها ضروری است. بررسی دقیق ادبیات نشان داد الگویی برای چگونگی موفقیت در تجاری سازی و ارتباط آن با مشارکت بین سازمانی در بخش فاوا وجود ندارد. لذا این موضوع به عنوان هدف تحقیق تعیین شد. با مرورپیشینه تحقیق؛ عوامل اثرگذار بر موفقیت تجاریسازی مبتنی بر مشارکت شامل محرکهای داخلی و خارجی، مشارکت، منابع، قابلیتهای پویا، سازوکارهای اجرایی و عملکرد استخراج و در قالب یک مدل مفهومی ترسیم شد.در ادامه با مطالعه چند موردی 4 پروژه فناورانه پژوهشگاه فاوا شامل)آنتیویروس پادویش، طرح جویشگر بومی، مرکز عملیات بومی SOC ، تجهیزات ارتباطی (POTN و تحلیل مضمون، مضامین اصلی و فرعی الگو، استخراج شد. سپس با استفاده از گروه کانونی متشکل از خبرگان، نتایج، اعتبارسنجی شده و 29 مضمون)گزاره(تایید شد. ارتباط بین مولفه ها نیز در پنل خبرگان مورد تایید قرار گرفت. الگوی نهایی، ترکیبی از این عوامل است که طبق تجارب بومی کشور ایران باعث موفقیت تجاری سازی شده است و می تواند مبنای سیاستگذاری برای تولیدات دانش بنیان موفق قرار گیرد.

    کلید واژگان: صنعت فاوا, تجاریسازی, مشارکت, تحلیل مضمون, دره مرگ
    Mahdi Fardinia, Fatemeh saghafi *, Jalal Haghighat Monfared

    The ICT industry is one of the most complex industries with superior technologies. Sustainable growth of companies in this industry is ensured by successful commercialization, which due to the complexity of the field, knowledge sharing between companies is essential. A careful review of the literature showed that there is no model for how to succeed in commercialization and its relationship with interorganizational participation in the ICT sector. Therefore, this issue was determined as the goal of the research. By reviewing the research background; Factors affecting the success of participation-based commercialization including internal and external drivers, participation, esources, dynamic capabilities, executive mechanisms and extraction performance were drawn in the form of a conceptual model. Then, by studying multy-case study, technological projects of ICT Research Institute, including (Antivirus Padvish, Native search engine project, SOC native operations center, communication equipment POTN) and content analysis, main and secondary themes of the model were extracted. Then, using a focus group consisting of experts, the results were validated and themes (propositions) were confirmed. The relationship between the components was also confirmed in the panel of experts. The final model is a combination of these factors that, according to the indigenous experiences of Iran, has led to the success of commercialization and can be the basis for policy-making for successful knowledge-based products.

    Keywords: ICT industry, Commercialization, Partnership, Content analysis, Death Valley
  • طاهره ترکاشوند، فاطمه ثقفی*، محمدحسین درویش متولی، نازنین پیله وری

    تحلیل و پیش بینی کارایی در صنایع، به منظورارزیابی عملکرد واحدها و برنامه ریزی برای بهبود عملکرد آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. صنعت طیور به عنوان یکی از صنایع استراتژیک و پیچیده سهم مهمی از سبد زنجیره غذایی جوامع را به خود اختصاص داده است و از این روی تحلیل شبکه تامین آن بسیار با اهمیت است.در این پژوهش با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای و داده کاوی، شکاف های تحقیق در زمینه اندازه گیری و پیش بینی کارایی زنجیره تامین سبز در صنعت طیور پوشش داده شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت اجرا توصیفی و پیمایشی می باشد که با توسعه مدل های ریاضی در حوزه تحلیل پوششی داده ها انجام می شود.ابتدا با استفاده از رویکرد دلفی، شاخص های موثر بر اساس نظر خبرگان شناسایی و غربالگری شده اند، و سپس مدل ریاضی جدید بر اساس تحلیل پوششی داده های شبکه ای ارایه گردید. در ادامه با استفاده از روش الفا کات بر روی روش تحلیل پوششی داده های فازی، در پنج سال کارایی 9 زنجیره ارزیابی شد. نتایج نشان داد مدل ارایه شده قادر است کارایی زنجیره تامین سبز و چند سطحی صنعت طیور را در سال های متوالی مورد ارزیابی قرار دهد.

    کلید واژگان: زنجیره تامین سبز, صنعت طیور, داداه کاوی, تحلیل پوششی داده های شبکه ای
    Tahereh Torkashvand, Fatemeh Saghafi *, MohammadHossein Darvish Motevali, Nazanin Pilevari

    Analyzing and predicting efficiency in industries is very important in order to evaluate the performance of units and plan to improve their performance. Poultry industry, as one of the strategic and complex industries, has taken an important part of the food chain basket of the societies, and from this point of view, the analysis of its supply network is very important.In this research, using the network data coverage analysis model and data mining, research gaps in the field of measuring and predicting the efficiency of the green supply chain in the poultry industry have been covered. This research is descriptive and survey in terms of its practical purpose and in terms of the nature of implementation, which is done by developing mathematical models in the field of data coverage analysis.First, using the Delphi approach, the effective indicators were identified and screened based on the opinion of experts, and then a new mathematical model was presented based on the coverage analysis of network data. In the following, the efficiency of 9 chains was evaluated in five years using the alpha cut method based on the enveloping analysis method of fuzzy data. The results showed that the presented model is able to evaluate the efficiency of the green and multi-level supply chain of the poultry industry in consecutive years.

    Keywords: Green Supply Chain, Poultry Industry, Data mining, Network data envelopment analysis
  • علی محقر، فاطمه ثقفی*، ابراهیم تیموری، جلیل حیدری دهویی، عبدالکریم سباعی

    به کارگیری مدیریت زنجیره تامین در صنعت ساخت با دشواری های جدی از قبیل طبیعت گذرای پروژه ، سفارشی سازی زیاد، تکرارپذیری پایین فعالیت ها، عدم وجود خط تولید و وابستگی رفت و برگشتی فعالیت ها مواجه است. زنجیره تامین پروژه های ساخت پتروشیمی، سیستم های بسیار پیچیده ای هستند که عملکرد نهایی آنها به ترکیب صدها تصمیم اتخاذی در چندین شرکت مستقل بستگی داشته و تعاملات ذینفعان و ویژگی های خاص هر پروژه، در زمره ی پدیده های پیچیده ای هستند که عناصر و متغیرهای بسیاری در آنها دخیل بوده و بصورتی درهمبافته، با یکدیگر در تعاملند. از آنجا که مدل سیستم مانا ریشه در سایبرنتیک سازمانی داشته و یکی از روش های ساختار یافته برای مواجهه با مسایل پیچیده و ساختار نایافته است، اتخاذ چنین رویکردی، تحلیلگر را قادر می سازد تا عمیقا از اشکالات کارکردی سیستم کنونی، آگاهی یافته و چگونگی اعمال تغییرات در طراحی سیستم به منظور سازگاری با آشفتگی های داخلی و خارجی را دریابد. در پژوهش حاضر، با توجه به این ماهیت آسیب شناسانه و ساختارگرایانه، مدیریت زنجیره تامین یک پروژه پتروشیمی عارضه یابی شده است. این عارضه یابی، منجر به ارایه مدل و شناسایی نقاط ضعف زنجیره تامین از منظر سیستم های پنج گانه و کانال های ارتباطی، جهت دستیابی به مانایی شده است. اعتبار روش شناسی و یافته های پژوهش از مجرای مشارکت جمعی از خبرگان مورد تایید قرار گرفته و نوآوری ان، عارضه یابی زنجیره تامین مبتنی بر مدل سیستم مانا و از مجرای انجام مطالعه موردی است.

    کلید واژگان: زنجیره تامین, عارضه یابی, مدل سیستم مانا, ساخت, پروژه
    Ali Mohaghar, Fatemeh Saghafi *, Ebrahim Teimoury, Jalil Heidary Dahooie, Abdolkarim Sabaee

    The application of supply chain management within the construction industry presents significant challenges due to the transient nature of construction projects, high levels of customization, low repeatability of activities, absence of a production line, and interdependent relationships among activities. Construction supply chains are intricate systems, where the final performance results from numerous decisions made across multiple independent companies. Interactions among supply chain stakeholders and the unique characteristics of each project create complex phenomena with multiple interconnected elements and variables. The Viable System Model (VSM), rooted in organizational cybernetics, provides a structured approach to addressing complex and unstructured problems. This structured approach allows analysts to gain in-depth insights into the functional issues of the existing system and understand how to modify the system design to adapt to internal and external disruptions.MethodologyDespite the extensive capabilities of the Viable System Model as a diagnostic tool for assessing organizational structure and achieving viability, a systematic and distinct methodology for its application is lacking. Researchers in VSM often do not employ a specific methodology for systems analysis. In this study, we propose a methodology for applying the VSM as a diagnostic tool for organizations, derived from a review of theoretical foundations and practical requirements of VSM. Building on Jackson's methodology outlined in his book "System Thinking, Creative Holism for Managers," we have developed a methodology by integrating Jackson's approach with case study research. This methodology includes stages such as designing a diagnostic framework, selecting case studies, identifying systems, conducting system diagnosis, and validating the model. We applied this methodology to diagnose the supply chain of an Iranian petrochemical construction project, resulting in the development of a viable system model. The validity of the research methodology and findings was confirmed through expert participation and the application of multiple qualitative criteria.ResultsFollowing the selection of a case study and the identification of systems, we investigated the existence and function of five subsystems and communication channels within the focal system using a case study approach to gather information and develop the viable system model. Data was collected through semi-structured interviews conducted at various managerial and technical levels within a prominent project-oriented company in Iran's petrochemical industry. These interviews lasted between 45 and 60 minutes each. Data collection methods also included observation and document examination. The research involved a semi-structured interview with 18 individuals to explore complications within each of the five systems. Subsequently, the collected data was adapted to the model's requirements, and findings were extracted through intra-case analysis and coding. This process led to model development and the identification of weaknesses within the construction supply chain from the perspective of the five systems and communication channels, with a focus on achieving viability.ConclusionsThe developed model highlights weaknesses and bottlenecks within the focal system, shedding light on the most significant issues. A critical issue identified in the case study is the evident lack of coherence within System 4 and System 5. The results reveal that the incoherence of System 5, divided between parts of the company at level 0 and the parent company at a higher recursion level outside the focal system, results in defects within the communication channels related to this system, including C14 (Connection of System 4 with System 5), C9 (Algedonic channel), and C16 (Connection of System 5 with the homeostatic loop of Systems 3 and 4). Additionally, System 4, which is jointly managed by a segment of the company and the project management consultant, leads to disruptions in channels related to this system, particularly C13 (Homeostatic loop between Systems 3 and 4), C14 (Communication between System 4 and System 5), and C15 (Homeostat of System 4 with the future environment). Concerning common errors, the dominant error is E5, attributed to the lack of coherence between Systems 4 and 5 and the weak performance of System 2. This error largely stems from inconsistencies between the two operational units responsible for the engineering phase and the construction and installation phase. To achieve viability within the focal system, several measures should be taken, including the establishment of centralized Systems 4 and 5 within the company and strengthening communication channels with incomplete or insufficient capacity. These channels include the connection between System 4 and System 5 (C14), the Algedonic channel (C9), the connection of System 5 with the homeostatic loop of Systems 3 and 4 (C16), the homeostatic loop of System 3 and System 4 (C13), and the homeostat of System 4 with the future environment (C15). A crucial homeostatic link involves the communication and interaction between System 3 and System 4 (C13) to establish dynamic communication between the current project environment and its future. However, the interaction between these two systems is currently conflicting and misaligned due to the lack of coherence within System 4 and differences in functionality between System 3's perspective on the current state and System 4's perspective on the future state. Balancing the emphasis on System 4 and the future with the daily operations of the supply chain's operational units within System 1 is essential to avoid supply chain disruptions or inefficiencies. The lack of coherence within System 4 also affects the performance of other systems, particularly System 5, as well as the stability of System 4 in relation to the future environment. Inadequate information about the future environment can hinder informed decision-making within the system. By addressing these points within the model, the construction project's supply chain can move toward viability and better adapt to changes in the project environment. This research represents one of the limited studies in the implementation of VSM within the construction project environment.

    Keywords: Supply Chain, diagnosis, Viable system model, Construction, Project
  • فاطمه ثقفی*، سپهر قاضی نوری، سمانه کریمی اسبوئی
    زمینه و هدف

    ظهور نوآوری های فناورانه و پزشکی دیجیتال در حال ایجاد تغییرات اساسی در بخش بهداشت و درمان، به سمت پزشکی شخصی (PM) است. لذا در آینده‎ای نزدیک ناگزیریم از پزشکی جمعیت محور به سوی پزشکی شخصی گذار کنیم. هدف پژوهش شناسایی چارچوب مناسب گذار به پزشکی شخصی است.

    روش بررسی

    روش مطالعه، مرور نظام مند ادبیات با رویکرد فراتحلیل محتوایی بوده است. جامعه آماری تحقیق، مقالات پزشکی شخصی بوده که در طول 12 سال گذشته (2022-2010) انجام شده است. پس از چند مرحله غربالگری مقالات، در نهایت 7 مقاله به عنوان نمونه، وارد فرآیند فرا تحلیل شده‎اند. (مقالاتی که تا حدودی به سیاست گذاری یا گذار در پزشکی شخصی پرداختند).

    یافته ‎ها: 

    یافته ‎ها نشان می دهد اغلب مطالعات انجام شده در زمینه PM، تخصصی و بالینی بوده و تنها چند مطالعه بطور گذرا به موضوعات مدیریتی و سیاستی PM پرداخته‎اند و بحث گذار و مسیرهای گذار درخصوص PM چندان بررسی نشده است.

    نتیجه ‎گیری: 

    با اقتباس از مدل ارایه شده PM و مسیرهای گذار فناورانه، چارچوب گذار به پزشکی شخصی شامل مسیر دگرگونی پزشکی رایج به پزشکی لایه‎بندی شده و سپس از مسیر جایگزینی فناورانه پزشکی لایه بندی شده به پزشکی شخصی است. به منظور سیاست گذاری مناسب در این چارچوب نیازمند ابزارهای سیاستی مناسب علم، فناوری و نوآوری هستیم.

    کلید واژگان: پزشکی شخصی, گذار فناورانه, چارچوب گذار, مسیر گذار, نوآوری فناورانه
    Fatemeh Saghafi *, Sepehr Ghazi Noori, Samaneh Karimi Esboei
    Background and objective

    The emergence of technological innovations and digital medicine is making fundamental changes in the healthcare sector towards personalized medicine. Therefore, in the near future, we will have to pass from population-based medicine to personalized medicine. The purpose of this study is to identify the appropriate framework for the transition to personalized medicine.

    Methods

    The study method was a systematic literature review with a content meta-analysis approach. The statistical population of the research was personalized medicine articles that have been conducted during the last 12 years (2010-2022). After several screening stages of the papers, finally 7 articles have entered the meta-analysis process as samples (articles related to policy making or transition to PM).

    Results

    Findings show the most of the studies in the field of PM were specialized and clinical, and only a few studies have briefly addressed the management and policy issues of PM, and the transition and transition pathways regarding PM have not been studied much.

    Conclusion

    Adapting from the proposed PM model and technological transition pathways, the framework for the transition to personalized medicine includes the transformation pathway from conventional medicine to stratified medicine and then technological substitution pathway from stratified medicine to personalized medicine. In order to appropriate policy making in this framework, we need appropriate policy tools of science, technology and innovation.

    Keywords: Personalized medicine, technological transition, transition framework, transition pathway, technological innovation
  • سارا صباغچی، سپهر قاضی نوری*، فاطمه ثقفی، شقایق صحرایی

    ظهور طیف گسترده ای از فناوری های دیجیتال به طور بنیادی ماهیت، فرآیند و نتایج نوآوری را تغییر داده است. محققان بر تمایز نوآوری دیجیتال و نوآوری سنتی تاکید کرده و نظریه پردازی در این حوزه را ضروری می دانند. در پژوهش حاضر، به روش استقرایی و باهدف مفهوم سازی و شناسایی ابعاد اصلی نوآوری دیجیتال در سازمان های صنعتی، ابتدا با استفاده از رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات، مقالات مرتبط این حوزه در بازه زمانی 2014 تا 2022 موردبررسی قرارگرفته و 48 مقاله جهت تحلیل انتخاب گردید. سپس با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی مقالات انجام شد. براین اساس، ابعاد اصلی نوآوری دیجیتال در قالب مدل پارادایمی شامل عوامل علی (13 مقوله ذیل 4 بعد اصلی مدیریت فناوری ها و پلتفرم صنعتی دیجیتال، مدیریت اکوسیستم نوآوری دیجیتال، فرایندهای هوشمند، ساختار و سازمان دیجیتال)، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها طبقه بندی شدند. همچنین با مرور تعاریف و ابعاد شناسایی شده یک تعریف جدید برای نوآوری دیجیتال در سازمان های صنعتی ارایه گردید. چارچوب نظری حاصل علاوه بر کمک به مفهوم سازی بیشتر این پدیده، می تواند در طراحی مدل های بلوغ نوآوری دیجیتال سازمان ها مورداستفاده قرار گیرد.

    کلید واژگان: نوآوری دیجیتال, قابلیت نوآوری, پلتفرم و اکوسیستم دیجیتال, مدل پارادایمی, نظریه داده بنیاد
    Sara Sabaghchi, Sepehr Ghazinoory *, Fatemeh Saghafi, Shaghayegh Sahraei

    The emergence of a wide range of digital technologies has fundamentally changed the nature, process and outcomes of innovation. Researchers emphasize the distinction between digital innovation and traditional innovation and consider it necessary to theorize in this field due to the novelty of the concept of digital innovation. In this research, in an inductive way with the aim of conceptualizing and identifying the main dimensions of digital innovation in industrial organizations, first, using the systematic literature review approach, related articles were examined in the period from 2014 to 2022, and 48 articles were selected for analysis. Then, using the grounded theory approach, open, axial, and selective coding procedures were performed. According to this, the main dimensions of digital innovation were categorized in the form of a paradigm model include causal factors (13 categories under the 4 main dimensions of digital industrial platform and technology management, digital innovation ecosystem management, intelligent processes, digital structure and organization), contextual factors, intervening factors, strategies, and consequences. Also, by reviewing the definitions and identified dimensions, a novel definition for digital innovation in industrial organizations was presented. The resulting theoretical framework, in addition helping further conceptualization of this phenomenon, can be used in the design of organizations' digital innovation maturity models.

    Keywords: digital innovation, Innovation Capability, digital platform, ecosystems, Paradigm Model, Grounded Theory
  • فاطمه ثقفی*، منصور مومنی، محمدحسین طحاری مهرجردی، محمد بقایی

    هدف:

     سنجش کارایی واحدهای فناور، شاخصی برای ارزشمند بودن سرمایه گذاری روی این واحدها در توسعه منطقه را فراهم می کند. صنایع غذایی به لحاظ ضرورت و تنوع تولید، سرمایه گذاری پایین، افزایش بهره وری، اشتغالزایی، مشارکت مستقیم در درآمد ملی، ارزآوری و کاهش فقر بسیار اهمیت دارد. این پژوهش به دنبال سنجش کارایی واحدهای صنایع راهبردی فناور از منظر توسعه منطقه ای است.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش، از منظر جهت گیری پژوهش، کاربردی و مبتنی بر روش های کمی و کیفی می باشد. استراتژی پژوهش از نوع پیمایشی-توصیفی، از منظر هدف، توصیفی، از منظر افق زمانی، مقطعی و از منظر شیوه گردآوری داده ها از مصاحبه و مطالعات اسنادی است. برای تعیین معیارهای معرف توسعه منطقه ای از روش دلفی فازی، برای وزن دهی به معیارها از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی و برای رتبه بندی شاخصهای سنجش کارایی از روش تاپسیس فازی استفاده شده است. در نهایت با روش تحلیل پوششی داده ها کارایی واحدها بدست آمد.

    یافته ‏ها: 

    در این پژوهش، 8 معیار توسعه منطقه ای متناسب با موضوع تحقیق معرفی شد. سپس وزن این معیارها تعیین و 22 شاخص ورودی و 22 شاخص خروجی واحدهای فناور با این معیارها رتبه بندی گردید. در نهایت 18 واحد دارای فناوری نوین در صنایع غذایی مستقر در شهرک صنعتی خراسان رضوی شناسایی و از نظر کارایی رتبه-بندی شدند.

    نتیجه‏ گیری: 

    در صنایع غذایی فناور مستقر در خراسان رضوی، واحدهای صنعتی تولید زعفران و مواد لبنی بالاترین رتبه کارایی را از منظر توسعه منطقه ای داشتند.

    کلید واژگان: توسعه منطقه ای, فناوری های نوین, تصمیم گیری چند معیاره, تحلیل پوششی داده ها, صنایع غذایی
    Fatemeh Saghafi *, Mansoor Momeni, Mohammadhosein Tahari Mehrjerdi, Mohammad Baghaei
    Purpose

    The main purpose of this study is to Measuring the efficiency of technological units in strategic industrial by regional development aspect. To achieve this goal, first define the criteria for regional development and after weighing these criteria, define the indicators for measuring the efficiency in terms of regional development and finally extract the units efficiency.Research

    Method

    This research, from the perspective of research orientation, is applied and based on quantitative and qualitative methods. The research strategy is descriptive-survey, from the perspective of the purpose, descriptive, from the perspective of time horizon, cross-sectional and from the perspective of the method of data collection from interviews and documentary studies. The fuzzy Delphi method has been used to determine the criteria for regional development, the fuzzy hierarchical analysis method has been used to weight the criteria, and the fuzzy TOPSIS method has been used to rank the performance indicators. Finally, the efficiency of the units was obtained by Data Envelopment Analysis method.

    Results

    In this study, 8 regional development criteria appropriate to the research topic were introduced. Then, the weight of these criteria was determined and 22 input indices and 22 output indices of technology units were ranked with these criteria. Finally, 18 units ranked in terms of efficiency.

    Conclusion

    Saffron and dairy production industrial companies had the highest efficiency rank in terms of regional development.

    Keywords: Regional Development, Modern Technologies, Multi-criteria decision making, Data Envelopment Analysis, Food Industry
  • سمانه کریمی اسبوئی، فاطمه ثقفی*، سپهر قاضی نوری

    تیوری گذار عمدتا به منظور حرکت از یک فناوری غالب به سوی یک فناوری جدید و نوآورانه مورداستفاده قرار می گیرد. مطالعات گونه شناسی مسیرهای گذار نشان داده گذار به فناوری های جدید شامل چهار مسیر اصلی است. اما در برخی مطالعات به بازنگری در این خصوص و احتمال وجود مسیرهای دیگر تاکید شده است. لذا هدف مطالعه تشریح گونه شناسی مسیرهای گذار با مرور ادبیات و شناسایی مسیرهای احتمالی است.روش مطالعه، مرور نظام مند ادبیات با رویکرد فرا تحلیل محتوایی بود. جامعه آماری، مقالات با موضوع گونه شناسی مسیرهای گذار بوده که طی سال های 2022-2010 چاپ شده است. مسیرهای گذار در میان مقالات منتخب بر اساس 24 ویژگی مقایسه شدند که این ویژگی ها نیز از مرور نظام مند ادبیات اقتباس شد. در نهایت بر اساس این ویژگی ها و به خصوص سه ویژگی اصلی (فشار دورنما، بلوغ کنام و مقاومت رژیم)، 12 مسیر گذار جدید شناسایی شد. مسیر های کشف شده شامل 5 مسیر اصلی (بازتولید، دگرگونی، جایگزینی فناورانه، پیکره بندی مجدد و فروپاشی و بازآرایی) هستند که هر یک به دو مسیر تدریجی و اساسی دسته بندی شدند و نیز دو مسیر ترکیبی، فروپاشی و بازآرایی / جایگزینی فناورانه که به صورت متوالی یا هم زمان اتفاق می افتد و مسیر پیکره بندی مجدد تدریجی و دگرگونی تدریجی هم زمان.

    کلید واژگان: گونه شناسی, مسیر گذار, رژیم فنی- اجتماعی, دیدگاه چندسطحی
    Samaneh Karimi Esboei, Fatemeh Saghafi *, Sepehr Ghazinoori

    TheTransition theory is mainly used to move from a dominant technology to a new and innovative technology. The Studies of the typology of transition pathways have shown that the transition to new technologies includes four main pathways. But in some studies, it has been emphasized to review this matter and the possibility of other pathways. Therefore, the aim of the study is to describe the typology of transition pathways by review the literature and identify possible pathways. The study method was a systematic literature review with content meta-analysis approach. The statistical population is papers on the typology of transition pathways that were published during 2010-2022. The transition pathways among the selected papers were compared in terms of 24 characteristics, which were also adapted from the systematic literature review. Finally, in terms of these characteristics and especially the three main characteristics (perspective pressure, maturity and regime resistance), 12 new transition pathways were identified. The identified pathways include 5 main pathways (reproduction, transformation, technological substitusion, reconfiguration and de-alignment and re-alignment), each of which was categorized into two gradual and pure pathways, as well as two hybrid pathways, “de-alignment and re-alignment and technological substitusion”, which It happens sequentially or simultaneously, and the pathway of “gradual reconfiguration and transformation simultaneously”.

    Keywords: Typology, transition pathway, socio-technical regime, multilevel perspective (MLP)
  • فاطمه ثقفی*، مسعود رضایی، محمدمهدی رضایی

    در شرایط رقابتی کنونی عملکرد مناسب زنجیره تامین نقش کلیدی در موفقیت یک سازمان و دستیابی به اهداف و به ویژه سودآوری آن دارد بنابراین طی سالیان اخیر مدیریت و سنجش عملکرد زنجیره تامین توجه جمع کثیری از مدیران و محققین را به خود معطوف داشته است در این مطالعه در راستای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین روش های مختلف ارزیابی عملکرد معرفی و ویژگی های معروف ترین روش ها و مطالعات انجام شده در این زمینه گردآوری شده است. در این مقاله یک چهارچوب برای انتخاب بهترین روش ارزیابی عملکرد زنجیره تامین بهبود و ارزیابی مستمره پیشنهاد شده است که می تواند و روند ارزیابی را به صورت هدفمند تسهیل نماید. پیشنهاد می گردد که در کارهای بعدی مطالعه مروری بر هر یک از روش های ارزیابی عملکرد زنجیره تامین مورد استفاده بودند به طور مجزا انجام شده و همچنین چهارچوب مفهومی از کاربرد این روش ها برای محیط های مختلف تهیه شود.

    کلید واژگان: زنجیره تامین, اندازه گیری عملکرد, مدل های ارزیابی, ارزیابی مستمر
    Fatemeh Saghafi *, Massoud Rezaei, MohammadMehdi Rezaei

    In the current competitive conditions, the proper performance of the supply chain plays a key role in the success of an organization and the achievement of its goals, especially its profitability, therefore, in recent years, the management and measurement of supply chain performance has attracted the attention of a large number of managers and researchers in this study. In line with supply chain performance evaluation, various performance evaluation methods have been introduced and the characteristics of the most famous methods and studies conducted in this field have been collected. In this article, a framework for choosing the best method of evaluation of supply chain performance, improvement and continuous evaluation is proposed, which can facilitate the evaluation process in a targeted manner. It is suggested that in the next works, a review study on each of the used supply chain performance evaluation methods is done separately and also a conceptual framework of the application of these methods for different environments is prepared.

    Keywords: Supply chain, Performance measurement, Evaluation models, continuous evaluation
  • فاطمه ثقفی، حمید لسانی، روح الله حسینی *، مصطفی عابدینی پاریزی

    بی شک، یکی از پیشران ها و عوامل اصلی توسعه اقتصادی هر کشوری، گسترش نوآوری های فناورانه است. از زمانی که شومپیتر، در کتاب معروف خود در سال 1912 ، بر نقش نوآوری به عنوان عامل رشد اقتصادی ملل تاکید نمود، اندیشمندان بسیاری در این زمینه سعی در تبیین مفهوم نوآوری و علل شکل گیری آن و پیامدهای آن در بسترهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی داشته اند. در این تحقیق با درک جامع از فناوری و سیستم مدیریت دانش سعی بر استخراج عوامل کلیدی در موفقیت یک سیستم مدیریت دانش به منظور بهبود عملکرد فناورانه و به تبع آن ایجاد یک سیستم جذب ایده در شبکه های هوشمند انرژی الکتریکی شده است. هدف این مقاله، طراحی یک سیستم نوآوری و جذب ایده در شبکه هوشمند انرژی الکتریکی براساس رویکرد فریمینگ و تحلیل معادلات ساختاری است. به این منظور ابتدا مدل نظری باتوجه به پیشینه پژوهش و همچنین مفهوم حسابداری ذهنی و اثر فریمینگ توسعه داده شده و پس از آن براساس نظرات یک حجم نمونه از جامعه آماری متخصصین دانشگاهی و صاحب نظران، مدل در قالب معادلات ساختاری طراحی و بهینه سازی شد.

    کلید واژگان: نوآوری باز, مدیریت دانش, فریمینگ, معادلات ساختاری
    Fatemeh Saghafi, Roholah Hosseini *, Mostafa Abediniparizi, Hamid Lesani

    Undoubtedly, one of the main drivers of economic development in any country is the spread of technological innovations. Since Shumpeter, in his famous book in 1912, Emphasizes the role of innovation as a factor in the economic growth of nations, Many thinkers in this field trying to explain the concept of innovation and the causes of its formation and its implications in various economic, social and managerial contexts. This research is based on a comprehensive understanding of technology and knowledge management system, Trying to extract key factors in the success of a knowledge management system In order to improve the performance of the technology and Consequently, it has created an idea of absorption in intelligent electrical energy networks. The purpose of this paper is to design an innovation and absorption system in an intelligent electric energy network based on a framing approach and structural equation analysis. to this purpose First, theoretical model with respect to the research background and also the concept of mental accounting and the framing effect developed. and then, based on the views of a sample of the statistical community of academic experts and scholars, The model was designed and optimized in the form of structural equations.

    Keywords: Open innovation, knowledge management, framing, structural equations
  • فاطمه ثقفی، محمدرضا تقی زاده یزدی، صدیقه رضائیان فردویی*، منصوره حورعلی، بنفشه خانی

    با توجه به اهمیت سرعت ارایه خدمات و جابجایی مواد در زنجیره تامین مواد غذایی زود فاسدشدنی، استفاده از فناوری تحول آفرین اینترنت اشیا می تواند باعث مزیت رقابتی برای بنگاه های تولیدکننده شود. به تازگی برخی شرکت های مواد غذایی به استفاده از این فناوری در زنجیره تامین روی آورده اند. مرور پیشینه نشان داد که سه دسته عوامل فناورانه، سازمانی و محیطی می توانند روی عملکرد زنجیره تامین تاثیرگذار باشند. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر این عوامل روی فرایند زنجیره تامین مواد غذایی زود فاسدشدنی مبتنی بر اینترنت اشیا است. ابتدا با مرور فرآیندهای زنجیره تامین، یک فرایند 5 مرحله ای به عنوان فرآیند جامع انتخاب شد. سپس مدل مفهومی تحقیق ترسیم شد. اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه ای با 24 گویه بین 203 نفر از مدیران واحدهای تولیدی صنایع غذایی به عنوان جامعه پژوهش انجام شد و با تحلیل همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار smartpls2 تحلیل شد. واحد تحلیل دپارتمان ماده غذایی زودمصرفی است که در آن از سطوحی از فناوری اینترنت اشیا استفاده شده است. نتایج نشان داد از 5 مرحله فرایندهای زنجیره تامین، عوامل محیطی به طور کامل و عوامل فناورانه بر 4 مرحله و عوامل سازمانی بر 3 مرحله تاثیرگذار بودند. این امر برای مدیرانی که راغب اند شرکت های موفقی داشته باشند، یک زنگ خطر خواهد بود.

    کلید واژگان: مدیریت زنجیره تامین, مواد غذایی زود فاسدشدنی, اینترنت اشیا, رایانش ابری
    Fatemeh Saghafi, MohammadReza Taghizadeh Yazdi, Sedighe Rezaeian Fardoie *, Mansoureh Hourali, Banafsheh Khani

    Given the importance of service delivery speed and material handling in the perishable food supply chain, the use of the IOT transformation technology can provide a competitive advantage for manufacturing firms. Recently, some food companies have started using IOT technology in their supply chains. Background review showed that three categories of technological, organizational and environmental factors can affect supply chain performance. Therefore, the purpose of this study is to investigate these three factors on the process of the perishable food supply chain based on IOT. First, by reviewing supply chain processes, a 5-step process was selected as the comprehensive process. Then the dimensions of these factors became from the literature and the conceptual model of the research was drawn by combining the effect of these factors on the supply chain process. The information was obtained through the distribution of a 24-item questionnaire among 203 managers of food production units as a research community and was analyzed by correlation analysis and structural equation modeling. The analysis unit of the Department of Spicy Food is that it uses levels of IOT. The results showed that environmental factors as a whole and technological factors affect the sustainable food supply chain from 4 dimensions. But organizational factors were not confirmed in 3 hypotheses. This will be a warning for managers who are interested in their companies being successful.

    Keywords: Supply Chain Management, Perishable or Fast-Moving Consumer Goods (FMCG), IoT, Cloud Computing
  • میلاد یداللهی*، نیما مختارزاده، احمد جعفرنژاد، فاطمه ثقفی، سید سروش قاضی نوری

    زمینه و هدف :

    در راستای مدیریت و هدایت شبکه های بین سازمانی، جایگاه میاندار در شبکه های نوآوری، ضروری است. شرکت کانونی که معمولا در شبکه این نقش را ایفا می کند، نیازمند توانمندی های میانداری است. عمده مفهوم سازی ها در ادبیات از قابلیت های میانداری حول محور مدیریت شبکه متمرکز شده اند و این فراتوانمندی را غالبا به صورت ایستا می نگرند. در این پژوهش با تمرکز بر شناسایی جامع توانمندی های میانداری، به دسته بندی فرآیندهای میانداری پرداخته شده است.

    روش شناسی: 

    این مطالعه، از روش مرور نظام مند ادبیات مشتمل بر غربال ساختاریافته تحقیقات به روش پریسما، کدگذاری و مقوله بندی مفاهیم ذیل تحلیل تماتیک روی مقالات منتخب حوزه میانداری و همچنین کنترل کیفیت با بهره گیری از روش ساندولوسکی و باروسو استفاده نموده و از منظر هدف، کاربردی و در زمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد.

    یافته ها

    مجموعه ای از توانمندی های مورد نیاز برای میانداری شبکه نوآوری شامل 84 مورد، شناسایی و جمع آوری شده و یک چارچوب و دسته بندی منسجم از توانمندی های مذکور از طریق مقایسه و تحلیل مفاهیم مختلف و ترسیم خطوطی شفاف در قالب ابعاد طراحی، مدیریت و کنترل شبکه و هفت مقوله حاصل گردید. همچنین بعد سوم توانمندی میانداری مشتمل بر توانمندی های پایش تغییرات و پیکره بندی مجدد به عنوان قابلیت پویایی میاندار در این مقاله معرفی گردید.

    نتیجه گیری

    با عنایت به یافته ها و تمرکز بر ماهیت پویایی عوامل داخلی، محیطی و فناورانه، میاندار شبکه باید در تطابق با این پویایی، فعالیت ها و نقش های خود را مورد بازبینی قرار داده و به منظور افزایش بازدهی شبکه رفتار خود را به روز نماید. بدین ترتیب بهره مندی از توانمندی های دسته کنترل شبکه برای میاندار الزامی است.

    کلید واژگان: توانمندی میانداری, میانداری شبکه, شبکه نوآوری, مرور نظام مند, تحلیل تماتیک
    Milad Yadollahi *, Nima Mokhtarzadeh, Ahmad Jafarnejad, Fatemeh Saghafi, Seyed Soroush Ghazinoori
    Background & Purpose

    In order to manage and coordinate inter-organizational networks, an orchestrator role is essential. Hub firm typically performs this role in a network and therefore needs orchestration capability. Most conceptualizations of orchestration capabilities in literature are focused on network management, and this meta-capability is often viewed statically. In this study, focusing on the identification and comprehensive collection of orchestration capabilities, the orchestration skills and processes have been categorized.

    Methodology

    Systematic literature review is conducted through structured screening, coding, and categorization of concepts based on Prisma. It is classified as an applied research with a qualitative approach using Thematic analysis over the selected articles in innovation management orchestration and checking with Sandelowski and Barroso method.

    Findings

    The orchestration of innovation networks requires 84 capabilities, which have been identified and collected, and a coherent framework and classification was derived by comparing and analyzing different concepts and drawing clear lines in three dimensions namely design, manage and control of the network and seven categories. We also introduced the third dimension of orchestration capability of innovation networks including the analysis of changes and reconfiguration.

    Conclusion

    Considering the dynamic nature of internal, external and technological factors, The network orchestrator should also review his activities and roles in accordance with this dynamic and update his behavior in order to increase the efficiency of the network. In this way, benefiting from the capabilities of the network control category is mandatory for orchestration.

    Keywords: Orchestration Capability, Network orchestration, Innovation Network, Systematic review, Thematic Analysis
  • نوذر ابراهیمی لامع، فاطمه ثقفی، مجید قلی پور

    سیستم های توصیه گر، وظیفه راهنمایی و هدایت کاربر جهت انتخاب بهینه آیتم ها، مطابق با علایق و سلیقه های آنها را بر عهده دارند. علی رغم حدود سه دهه سابقه تحقیقات بر روی سیستم های توصیه گر، ولی موضوع مذکور هنوز یکی از چالش های تحقیقاتی به روز می باشد. این سیستم ها با شخصی سازی پیشنهادات، باعث صرفه جویی در وقت و افزایش رضایت کاربران می گردند. این سیستم ها در اغلب سایت های معتبر خارجی و داخلی مورد استفاده قرار گرفته اند. در سیستم های توصیه گر، مهم ترین و پرکاربردترین روش پالایش داده ها، روش پالایش اشتراکی می باشد. در این مقاله نسبت به پیاده سازی سه سیستم توصیه گر فیلتر اشتراکی مبتنی بر محاسبه ضریب همبستگی بین کاربران، انتخاب تعداد بهینه همسایه ها و محاسبه امتیازات وزنی اقدام شده و بهترین روش با کمترین خطا به عنوان مدل مورد نظر انتخاب شده است. ورودی سیستم داده های تحقیقاتی مووی لنز با حدود 100 هزار امتیاز می باشد. روش بکار رفته نسبت به آخرین مقاله ای که از روش همبستگی ترکیبی استفاده کرده است 3/29 درصد مقدار خطای RMSE را بهبود می بخشد.

    کلید واژگان: سیستم های توصیه گر, ضریب همبستگی, فیلتر اشتراکی, فیلم
    Nozar Ebrahimi Lame, Fatemeh saghafi, Majid Gholipour

    A Recommendation system is a BI tool that it uses data mining methods for guiding and helping the user to select the best items based on her/his preferences and in the shortest time. Despite more than two decades of academic research on recommendation systems, this issue is still one of the most up-to-date research challenges. Recommendation systems save the users time, increase their satisfaction and their loyalty to sales sites and lead to the development of e-commerce, by personalizing the recommendations of goods or services to site users. Nowadays, recommendation systems have many applications in various sectors of e-commerce, especially in media products such as books, movies, and music. The famous e-commerce sites such as eBay, Amazon, and Netflix and domestic sites such as Digikala, Divar, and Filimo widely use recommendation systems. These systems use a variety of big data filtering methods to provide appropriate recommendations. The most important and widely used filtering method is collaborative filtering (CF). In this paper, we implement three CF recommender systems based on the correlation coefficient between users, selecting the optimal number of neighbors and calculating weighted scores for unwatched movies. The best method with the least error is selected as the desired model. We use Movielens ml-latest-small 100k research dataset with 9742 movies and 610 users as input. The results showed 3.29% less RMSE error compared with the latest research that has used the correlation method.

    Keywords: Recommendation Systems, Content Based filtering, Collaborative filtering, movie
  • محمدامین فخیمی، فاطمه ثقفی*

    توسعه کاربردهای فناوری های هسته ای در حوزه های انرژی، پزشکی، کشاورزی و صنعتی در سال های اخیر موجب توجه کشورها به نوآوری هسته ای شده است. باتوجه به این که ورود به این صنعت نیازمند سرمایه گذاری های کلان، پرریسک و بلندمدت است باید برای کاهش ریسک ورود، از تجارب سایر کشورها الگوبرداری شود. در پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوی توسعه قابلیتهای صنعت هسته ای از منظر نظریه فرارسی فناورانه ، مبتنی بر تجربه کشور کره جنوبی و توسعه آن با تجربه سایر کشورهای پیشرو، از مرور نظام مند برای جمع آوری منابع و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل آن استفاده شده است. بدین منظور با جستجو در پایگاه داده ای اسکوپوس حول موضوع «نوآوری و فرارسی در صنعت هسته ای» مجموعا 217 منبع داده ای یافت شد که پس از چندمرحله غربال گری 16 مقاله اصلی مرتبط جهت بررسی عمیق تر بدست آمد. با مرور دقیق این مقالات و تحلیل مضامین، الگویی مشتمل بر مولفه های «نظام نوآوری»، «بازبودن» و «نظام حکمرانی» برای توسعه نوآوری هسته ای و فرارسی فناورانه بدست آمد. در ادامه این الگو براساس نظر متخصصین داخلی، با شرایط صنعت هسته ای ایران اصلاح شد. نتایج نشان داد برای عبور از دو چالش اساسی در توسعه صنعت هسته ای یعنی «ضعف هماهنگی درونی بازیگران صنعت» و «ارتباط ضعیف صنعت با بازار و محیط بیرونی» باید تغییراتی در هر سه مولفه الگو ایجاد شود تا براساس تسهیل یادگیری زمینه فرارسی فناورانه در این صنعت فراهم شود.

    کلید واژگان: نوآوری هسته ای, قابلیت های فناورانه, تجاری سازی, فرارسی فناورانه, الگو
    MohammadAmin Fakhimi, Fatemeh Saghafi *

    The development of nuclear technologies in the fields of energy, medicine, agriculture and industry in recent years has led to the pursuit of nuclear innovation by many countries. This is faced with obstacles such as the need for cost, time, and special infrastructure. The present study aims to provide an overview of the challenges and policies for the development of innovation in the nuclear industry of south korea and develope by other leading countries. A systematic review of scientific publications about "innovation in the nuclear industry" was used as the research method. For this purpose, after a search in Scopus 217 data sources were found, which after screening 16 articles remained. Examining the barriers and policy acts related to the development of nuclear innovation and technological catch-up in this industry shows that to overcome the two obstacles, "weak internal coordination of nuclear sectors" and "weak commercialization of nuclear products", the industry needs changes in the nuclear governance, diplomacy and innovation systems. Thus, the policies presented under these factors can lead to technological catch-up in the Iranian nuclear industry. The results showed that although foreign sanctions have created barriers to technology transfer, self-sanctions and the use of closed governance in this industry are the main barriers to transfer. On the other hand, similar to many other Iranian industries, the lack of attention to international marketing ( through holding exhibitions with the aim of attracting customers, especially from neighboring countries) has made it the main way of providing financial resources from public budget of the country. Meanwhile, industrial nuclear technologies are attractive and have a growing market in the world. In addition, lack of institutional coherence and lack of integrated policy and planning is another important factor.In this research, there were two limitations : 1) the lack of access to Iran's nuclear data and 2) the small number of complete and successful global experiments. The authors recommend some studies for future researches : 1 ) Analysis of the requirements and aspects of technological cooperation projects in the International Atomic Energy Agency for Iran " , 2 ) " Evaluation of the capabilities of the industry in the development of the export of radiopharmaceuticals and non-power products to the countries of the West Asian region " and 3 ) " Analysis of the core industry innovation system focusing on the functions of research guidance, knowledge transfer and market development " .

    Keywords: Nuclear Innovation, Technological capabilities, Commercialization, Technological Catch-up, Pattern
نمایش عناوین بیشتر...
سامانه نویسندگان
  • دکتر فاطمه ثقفی
    دکتر فاطمه ثقفی
    دانشیار گروه مدیریت صنعتی دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
اطلاعات نویسنده(گان) توسط ایشان ثبت و تکمیل شده‌است. برای مشاهده مشخصات و فهرست همه مطالب، صفحه رزومه ایشان را ببینید.
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال